دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

به مناسبت روز جهانی مددکاری اجتماعی؛

آیین نکوداشت دکتر حسین فکرآزاد برگزار می‌شود

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران از برگزاری آیین نکوداشت «استاد دکتر حسین فکرآزاد» خبر داد.

سید حسن موسوی چلک در گفت و گو با ایسنا، گفت: به مناسبت روز جهانی مددکاری اجتماعی و به منظور قدردانی از 40سال تلاش‌های ارزنده علمی، آموزشی و اجرایی دکتر حسین فکرآزاد از پیشکسوتان مددکاری اجتماعی در ایران و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، انجمن مددکاران اجتماعی ایران با همکاری بهزیستی استان تهران، آیین نکوداشت پیشکسوتان مددکاری اجتماعی و سلامت اجتماعی ایران را روز دوشنبه نهم اسفند ماه سال 1395 برگزار خواهد شد.

وی در ادامه افزود: این برنامه پنجمین مراسم نکوداشت از مجموعه آیین های تکریم پیشگامان مددکاری و سلامت اجتماعی است که در آستانه روز جهانی مددکاری اجتماعی برگزار خواهد شد.

موسوی چلک با اشاره به سوابق ارزنده دکتر حسین فکرآزاد در حوزه مددکاری اجتماعی و کودکان گفت: دکتر حسین فکرآزاد یکی از اساتید برجسته مددکاری اجتماعی است که طی سالهای دراز فعالیت خود توفیقات زیادی را در حوزه آموزش، پژوهش و اجرا کسب کرده است و سالیان متمادی در سازمان بهزیستی کشور به عنوان مسول، کارشناس و مشاور همکاری داشته است. ایشان یکی از کسانی بودند که در نامگذاری روز جهانی کودک درایران تلاش وافری کردند. نام وی در حوزه مددکاری اجتماعی وکودکان برای همه آشناست. سال ها مسئولیت گروه مددکاری اجتماعی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی را عهده دار بودند و کتاب های مختلفی در این حوزه تالیف کردند. حضور در حوادث طبیعی و غیر طبیعی و به روز رسانی اطلاعات خود در این حوزه‌ها از ایشان استادی زبده ساخت.


رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در ادامه با بیان آنکه  این مراسم با اهداف مختلفی برگزارمی شود عنوان کرد: یکی از این اهداف تکریم کسانی است که در عرصه تعلیم و تعلم نقش سازنده داشتند و علاقمند هستیم این تکریم هنگام حیات شان صورت گیرد ؛ هم چنین آنکه علاقمندیم این نوع مراسم ها را برای سایر اساتید مددکاری اجتماعی و حوزه سلامت اجتماعی نیز برگزار کنیم.

به گزارش ایسنا، این مراسم نکوداشت دوشنبه نهم اسفندماه سال جاری از ساعت ۱۴ تا ۱۷ در سالن اجتماعات بهزیستی استان تهران واقع در خیابان ولیعصر (عج)، بالاتر از میرداماد، ابتدای ظفر (نبش کوچه فرزان غربی) برگزار خواهد شد.

انتهای پیام/خبرگزاری ایسنا/اجتماعی/خانواده تاریخ 17 بهمن 1395

 

 





نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/17

مشاور رییس و مدیرکل عملکرد بهزیستی کشور خبر داد:

کاهش ۵۳ درصدی در سطح کلان و 59 درصدی شکایات در حوزه استانی بهزیستی


 

به گزارش روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان بهزیستی کشور به نقل از استان گلستان، همایش علمی کاربردی سلامت نظام اداری در استان گلستان با حضور مشاور رییس و مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد و مدیر کل حراست سازمان بهزیستی کشور برگزار شد.

مشاور رئیس و مدیرکل عملکرد سازمان بهزیستی کشور در همایش سلامت نظام اداری گلستان با اشاره به اینکه اولویت‌ها و جنس نظارت‌ها در بهزیستی متفاوت شده است، گفت: خوشبختانه امسال در سه استان خراسان رضوی، یزد و فارس نظارت مدیریتی شهرستان را آغاز کرده‌ایم و در سال آینده ارزیابی تمامی شهرستان‌ها را آغاز خواهیم کرد و شهرستان‌هایی که نظارت شهرستانی را اجرا کرده‌اند، نظارت بر مراکز آنها انجام خواهد شد.

مشاور رئیس و مدیرکل عملکرد سازمان بهزیستی کشور به اهمیت موضوع آسیب‌شناسی تمام حوزه‌ها و واحدهای بهزیستی پرداخت و گفت: با این کار توانستیم شاهد کاهش ۵۳ درصدی در سطح کلان و 59 درصدی شکایات در حوزه استانی باشیم.
 

منبع : اداره کل روابط عمومی و امور بین الملل سازمان بهزیستی کشور

5 اسفند 95

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/12/7


دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز

باشد که بازبینیم دیدار آشنا را

ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون

نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل

هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا

ای صاحب کرامت شکرانه سلامت

روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

با دوستان مروت با دشمنان مدارا

در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند

گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را

آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند

اشهی لنا و احلی من قبله العذارا

هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی

کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را

سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد

دلبر که در کف او موم است سنگ خارا

آیینه سکندر جام می است بنگر

تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا

خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند

ساقی بده بشارت رندان پارسا را

حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود

ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را.

شعر از :حافظ شیرازی

 





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/12/4

37درصد معتادان تحصیلات عالی دارند

۱۳۹۵/۱۲/۰۳ - ۱۷:۰۹ - کد خبر: 206881

سلامت نیوز: هر چند کارشناسان حوزه اعتیاد و آسیب شناسان اجتماعی منتظر اعلام نتایج طرح شیوع شناسی اعتیاد در ایران هستند و به نظر می‌رسد آمار‌های حاصل از پایش‌های جدید نشان دهنده تغییراتی در کمیت و کیفیت این معضل خانمانسوز در ایران خواهد بود، روز گذشته یک مقام مسئول در ستاد مبارزه با مواد مخدر یافته‌های تفکیکی جالبی را اعلام کرده است. بر اساس آنچه حمید صرامی گفته، ۳۷ درصد از معتادان کشور مدرک فوق دیپلم، لیسانس، فوقلیسانس و دکتری دارند. مدیر کل دفتر تحقیقات و آموزش ستاد مبارزه با مواد مخدر همچنین از متاهل بودن ۶۷ درصد معتادان در ایران خبر داده و اعلام کرده است زنان شش سال زودتر از مردان به مواد مخدر وابسته می‌شوند.

به گزارش سلامت نیوز، روزنامه آرمان نوشت: اعتیاد نقش پررنگی در بسیاری از جرایم دارد. آمارها نشان می‌دهد ۹۵ درصد درگیری‌هایی که صورت می‌گیرد، ۹۵ درصد گروگانگیری‌ها، ۶۷ درصد زندانیان به‌طور مستقیم و غیر مستقیم، ۶۵ درصد همسرآزاری‌ها، ۵۵ درصد طلاق‌ها، ۳۰ درصد کودک‌آزاری‌ها، ۲۵ درصد قتل‌ها، ۲۳ درصد نزاع‌ها، ۲۰ درصد جرایم منکراتی،
۱۷ درصد تصادفات جاده‌ای و ۱۰ درصد جرایم مالی به دلیل اعتیاد است. بنابراین می‌توانیم با ارائه راهکارهای درست و پیشبرد راهبرد کاهش آسیب به سمت مدیریت و مهار این آسیب‌ها حرکت کرد. امروزه در کشور ما دیگر اعتیاد فقیر و غنی، پیر و جوان، بی‌سواد و باسواد نمی‌شناسد. بر اساس آمارهای رسمی سالانه ۶۰۰ تن مواد مخدر سنتی در کشور مصرف می‌شود. البته آمار غیر‌رسمی این رقم را تا هزار و ۵۰۰ تن در سال با ناخالصی‌های زیاد برآورد می‌کند. همچنین در چهار سال اخیر سالانه به‌طور میانگین حدود ۶۰ تن مواد مخدر صنعتی در کشور مصرف شده است که گرایش جوانان به مصرف مواد مخدر صنعتی نشان‌دهنده تغییر الگوی مصرف مواد است.

اعتیاد در میان تحصیلکرده‌ها

روز گذشته مدیر کل دفتر تحقیقات و آموزش ستاد مبارزه با مواد مخدر اظهار کرد: ۶۴ درصد از معتادان کشور متاهل هستند و تنها کشوری هستیم در جهان که میزان معتادان متاهل نسبت به مجردها بیشتر است. حمید صرامی اظهارکرد: ۶۴ درصد مذکور حدود هفت میلیون نفر از افراد جامعه هستند که شبانه روز دغدغه اعتیاد دارند. او تصریح کرد: ۳۷ درصد از معتادان کشور فوق دیپلم، لیسانس، فوق لیسانس و دکترا هستند و این نشان می‌دهد که حوزه اعتیاد از افراد بی‌سواد به سوی افراد تحصیلکرده گرایش پیدا کرده است.

۲۱درصد معتادان فعال در محیط‌های صنعتی

مدیر کل دفتر تحقیقات و آموزش ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری با بیان اینکه ۲۱ درصد معتادان ما در محیط صنعتی مشغول به کار هستند، تاکید کرد: حوزه اعتیاد، خاص افراد بیکار نیست. مربیان و اولیای دانش‌آموزان زیر چتر توانمندسازی پیشگیری اولیه اعتیاد قرار می‌گیرند. صرامی بیان کرد: یکی از اقداماتی که در سال اقدام و عمل توسط ستاد مبارزه با مواد مخدر با همکاری موثر از سوی وزارت آموزش و پرورش انجام شده، بحث توانمندسازی و روش‌های پیشگیری اولیه از اعتیاد در مدارس دوره دوم متوسطه است که این طرح در ۱۲ استان کشور شامل استانهای قم، قزوین، مرکزی، لرستان، کرمان، سیستان و بلوچستان، آذربایجان غربی، خراسان جنوبی، هرمزگان، تهران، خوزستان و گلستان اجرا می‌شود. او افزود: بر اساس این طرح ملی، حدود یک میلیون نفر والدین، دانشآموزان و مربیان زیر چتر برنامه توانمندسازی و پیشگیری اولیه اعتیاد در مدارس قرار میگیرند. صرامی عنوان کرد: هدف اصلی این طرح کاهش تمایل و خودداری از تجربه مصرف مواد، افزایش دانش و تغییر نگرش نسبت به مواد، ارتقای سطح توانمندیهای روانی و اجتماعی در عرصه خود کنترلی و مراقبت در برابر اعتیاد در دانش‌آموزان و ارتقای دانش مدیران و مربیان در مدارس متوسطه دوم و یکپارچهسازی اقدامات پیشگیرانه به نحوی است که سه لایه مدیر، خانواده و دانش‌آموز را در بر گیرد. او ادامه داد: نکته مهم در این طرح شکستن سکوت در مدارس نسبت به پدیده اعتیاد است تا مدیران و معلمان به راحتی بتوانند در برابر کنترل آسیب اعتیاد در مدارس گام‌های اساسی بردارند. مدیرکل دفتر تحقیقات و آموزش ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری تصریح کرد: طی ۳۷ سال پس از انقلاب، بیش از ۹ هزار تن انواع مواد مخدر و روانگردان‌ها توسط پلیس کشف شده و این مهم در هیچ جای جهان مشاهده نمیشود. اقدامات قابل توجهی در برخورد با عوامل قاچاق و مواد مخدر در کشور انجام و صدها نفر دستگیر شده‌اند و بیش از سه هزار و ۸۰۰ شهید و ۱۲ هزار جانباز مبارزه با مواد مخدر در کشور، نشان از این دارد که ما در این عرصه موفق وارد شدیم. او با بیان اینکه در استان گلستان در ۱۵ سال اخیر شاهد بودیم نیروی انتظامی بالغ بر ۱۲۵ هزار و ۲۴۰ نفر مرتبط با مواد مخدر را دستگیر کرده، افزود: با وجود دستگیری‌ها و کشف مواد، شیوع مصرف مواد مخدر در بین جمعیت عمومی استان(۱۵ تا ۶۴ سال) نگران کننده بوده که بیانگر این است که دستگاه‌های فرهنگی استان باید با جدیت بیشتری درباره مهار و کنترل اعتیاد گام بردارند.

۸۰ درصد دختران معتاد اختلال
اضطراب داشتند

مدیر کل دفتر تحقیقات و آموزش ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری خاطرنشان کرد: ضریب اعتیاد بین دختران و زنانی که دچار یک اختلال خلق هستند، چهار برابر بیشتر از سایر مصرف کنندگان است و این میزان در دخترانی که دچار یک اختلال اضطراب هستند ۲/۲ برابر بقیه افراد است. صرامی با بیان اینکه ۸۰ درصد دخترانی که به سمت اعتیاد رفتند دارای یک اختلال اضطراب بودند، گفت: باید در حوزه زنان و دختران نگاه جدی‌تر نسبت به ارتقای سلامت و روان جنس مونث حاکم شود و همه دستگاههای فرهنگی باید فعالیتشان را در این حوزه بیشتر کنند.

وابستگی زنان به موادمخدر بیش از مردان

مدیر کل دفتر تحقیقات و آموزش ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری ادامه داد: زنانی که به سمت اعتیاد میآیند شش سال زودتر نسبت به آقایان به ورطه وابستگی شدید اعتیاد میافتند و این موضوع سبب میشود درمان آنها به شدتسختتر شود. صرامی گفت: در حوزه دانشجویی تحقیقات ما نشان داد ۶/۲ درصد از دانشجویان در دانشگاه دولتی تجربه مصرف مواد داشتند که ضرورت دارد با جدیت بیشتر برای ایمنسازی دانشجویان گام برداشته شود. به گزارش ایسنا، او اظهار کرد: طبق جدیدترین تحقیقات در سطح کشور، ۵۳ درصد معتادان تریاک، ۱۲ درصد از معتادان حشیش، علف، گرس و ماریجوآنا، هشت درصد معتادان شیشه و هفت درصد هروئین مصرف میکنند.

اعتیاد، فرد تحصیلکرده و متاهل نمی‌شناسد!

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران درباره گرایش افراد باسواد به مصرف موادمخدر به «آرمان» می‌گوید: افزایش سطح سواد در جامعه به معنای کاهش تمایل به اعتیاد نیست. امروزه تعداد افراد تحصیلکرده در جامعه افزایش یافته است. این مدرک‌گرایی حاکم در جامعه به معنای ارتقای بینش و مصونیت افراد در مقابل آسیب‌های اجتماعی نیست. سید حسن موسوی چلک همچنین درباره معتادان متاهل می‌افزاید: بسیاری از افراد قبل از تشکیل زندگی مشترک اعتیاد دارند. برای مثال برخی از افراد به دلیل ناتوانی جنسی بر این باورند که با مصرف مواد مخدر می‌توانند ضعف‌هایشان را جبران کند. به گفته او بسیاری از افراد معتاد مصرف مواد مخدر را قبل از تاهل تجربه کرده‌اند. اغلب این افراد در دوران تاهل برای درمان مراجعه می‌کنند، این اقدام به این معنا نیست که تاهل باعث بروز اعتیاد در افراد شده است. بسیاری از افراد قبل از تشکیل خانواده مصرف کننده موادمخدر هستند. برخی از کارشناسان سن شروع مصرف را زیر ۲۰ سال عنوان کرده‌اند.


سلامت نیوز: ۳۷درصد معتادان تحصیلات عالی دارند

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/12/3

هزیستی مراکز خاص ترک الکل ندارد

راه اندازی « مراکز ترک اعتیاد الکل» به کجا رسید؟

الکل و مشروبات الکلی

آمارهای کشفیات مشروبات الکلی و هشدارهای جامعه‌ شناسان مبنی بر افزایش سوءمصرف الکل در حالی زنگ خطر مقابله با این معضل شوم مرگبار را به صدا درآورده که در حال حاضر درمان افراد الکلی به صورت پراکنده در سازمان‌های ذیربط صورت می‌گیرد و نقش و مسئولیت سازمان‌های متولی مقابله با آسیب‌های اجتماعی درباره این معضل مشخص نیست.

این در حالیست که آمار بالای بیماری‌ها و خطرات حاصل از مصرف مشروبات الکلی در حدی است که طبق آمار منتشر شده سازمان بهداشت جهانی، یک سوم بیماری‌های قلبی - عروقی و دیابت ناشی از مصرف الکل است که این مصرف بنابر همان آمار مذکور، سالانه سبب مرگ ۳ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر در جهان می‌شود.

مجید رضا زاده، رئیس مرکز توسعه پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی در گفت و گو با ایسنا گفت: مراکز اقامتی و کوتاه‌مدت ترک الکل با حضور متخصصین و روانشناسان و همچنین مددکاران متخصص بزودی در چند منطقه از کشور افتتاح خواهد شد.

وی همچنین با اشاره به اینکه بهزیستی مرکزی خاص برای ترک الکل ندارد، گفت: وزارت بهداشت مسئولیت راه اندازی مراکز خاصی در این زمینه را برعهده دارد.

رئیس مرکز توسعه پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی تصریح کرد: سه سال قبل بهزیستی به صورت آزمایشی اقدام به راه‌اندازی مرکزی برای ترک الکل کرد که مجوزی نیز در این خصوص به یکی از مراکز تهران داده شد، اما وزارت بهداشت فعالیت در این زمینه را به عهده گرفت و قرار شد مراکز ترک الکل با مجوز وزارت بهداشت راه‌اندازی شود.  بهزیستی مراکز خاص ترک الکل ندارد و نمی‌تواند چنین مراکزی را راه‌اندازی کند اما مراکز ترک اعتیاد تحت پوشش سازمان که از بهزیستی مجوز گرفته‌اند می‌توانند در زمینه ترک الکل نیز اقدام کنند.

وی در خصوص میزان مراجعه مصرف کنندگان الکل به مراکز بهزیستی نیز اظهار کرد: آماری در مورد مراجعه استفاده کنندگان الکل به مراکز ترک اعتیاد نداریم؛ البته برای فعالیت در زمینه ترک الکل کارشناسان و مددکاران مراکز باید دوره‌های آموزشی در وزارت بهداشت و یا پزشکی قانونی بینند و سپس در این زمینه فعالیت کنند.

رئیس مرکز توسعه پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی همچنین با اشاره به اینکه الکل به عنوان یک آسیب مطرح است، گفت: با توجه به اینکه در حال حاضر آمارهای کشف نیروی انتظامی نشان می‌دهد که مصرف الکل در میان جوانان وجود دارد، به همین دلیل نیاز به راه‌اندازی مراکز مخصوص ترک الکل در کشور وجود دارد.

سید حسن موسوی چلک،رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران نیز در خصوص مصرف الکل به ایسنا گفت: واقعیت این است که باید قبول کنیم امروز در شرایطی زندگی می کنیم که جلوگیری از مصرف مشروبات دغدغه جامعه است و آمار کشفیات الکل و پرونده های قضایی نشان دهنده این موضوع است. این درحالیست که مراکز ترک الکل به صورت محدود در کشور فعالیت می کنند.

وی همچنین افزود: عدم برنامه ریزی برای اوقات فراغت نیز بستری برای افزایش گرایش افراد به سمت آسیب های اجتماعی از جمله مشروبات الکلی در جامعه ایجاد می کند که باید این موضوع را جدی بگیریم.

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در خصوص ایجاد مراکز ترک الکل گفت: در اوایل دولت یازدهم بر اساس مصوبه شورای اجتماعی کشور پروتکلی برای ایجاد مراکزی برای درمان و کاهش الکل تدوین و  ابلاغ شد که در حال حاضر به صورت محدود این کار انجام می شود. قدم هایی برداشته شده، اما کافی نیست که امیدواریم بتوانیم با شدت بیشتری به سمت کاهش آسیب مصرف الکل و منع استفاده از جوانان از الکل پیش رویم.

این درحالیست که انوشیروان محسنی بندپی، رییس سازمان بهزیستی کشور نیز با بیان آنکه مصرف الکل از جمله مفاسد اخلاقی است اما دستگاهی که به طور مستقیم وظیفه ورود به آن را دارد، نیروی انتظامی است زیرا هم وظیفه قانونی و هم امکانات و اختیارات کافی را دارد؛ با تاکید بر اینکه بهزیستی به لحاظ قانونی نمی تواند به موضوع ترک الکل ورود کند به ایسنا گفت: ما فقط می توانیم به مصرف کنندگان الکل که داوطلب دریافت خدمات باشند، با مشارکت تیم ارتقای روحیه، تیم مددکاری و تیم اجتماعی شرایط بازگشت به جامعه را برای آنها فراهم کنیم که این تنها در مواردی است که فرد مصرف کننده به درجه ای از بیماری‌های روانی رسیده باشد. مصرف الکل در جامعه ما قبح دارد و از نظر شرعی و قانونی دچار اشکال است و برخورد با این آسیب اجتماعی باید متناسب با قبح آن باشد.
انتهای پیام





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/12/1

اعتیاد زنان تازه نیست

آرمان - رامین علیزاده: اعتیاد زنان در جامعه به امری بدل شده که واکنش‌ها در مورد آن متفاوت است. به عقیده برخی تاکید بر افزایش اعتیاد زنان یا زنانه شدن آسیب‌های اجتماعی، نوعی سیاه نمایی از وضع موجود است، برخی نیز معتقدند اعتیاد زنان در گذشته نیز وجود داشته و امری تازه نیست. آمارها رشد اعتیاد در بین زنان را نشان می‌دهند و این موضوع خطراتی را برای بنیان خانواده به عنوان یکی از اصلی ترین نهاد‌های جامعه ایران به دنبال دارد. سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، در گفت‌وگو با «آرمان» می‌گوید: «اعتیاد زنان همیشه وجود داشته است. من در سال ۷۵، مسئولیت مرکز پذیرش و درمان معتادان خودمعرف را در استان مرکزی عهده‌دار بودم؛ قبل از اینکه قانون در سال ۷۶ اصلاح شود. آن زمان هم ما مراجعه کننده زن داشتیم. اکثر این افراد، کسانی هستند که در خانواده‌های آنها اعتیاد وجود داشته است، برخی استعمال مواد مخدر را انگار نوعی ابراز وجود می‌دانند و برخی از سر کنجکاوی، گرفتار این موضوع شده‌اند

برخی معتقدند اعتیاد زنان در گذشته نیز وجود داشته است، اما شکل پنهانی داشته و به تناسب خروج زنان از خانه، شکل آشکار به خود گرفته است. آیا واقعا اعتیاد زنان افزایش پیدا کرده است؟

اعتیاد زنان همیشه وجود داشته است؛ به خاطر دارم در سال ۷۵، یعنی بیست سال قبل، من مسئولیت مرکز پذیرش و درمان معتادان خود معرف را در استان مرکزی عهده‌دار بودم؛ قبل از اینکه قانون در سال ۷۶ اصلاح شود. آن زمان هم ما مراجعه‌کننده زن داشتیم. بنابراین موضوع اعتیاد زنان، موضوع امروز جامعه ما نیست. اما به دلایل مختلف یا برای درمان مراجعه نمی‌کردند یا اگر مراجعه‌ای صورت می‌گرفت، به مراکز رسمی که از بهزیستی و وزارت بهداشت مجوز داشتند، نمی‌آمدند. مراجعات بیشتر به مطب‌های غیر رسمی صورت می‌گرفت، در نتیجه آمار مشخصی از زنان معتاد در کشور به دست نمی‌آمد. آنچه در حال حاضر دیده می‌شود، این است که مراجعه کنندگان زن به مراکز درمان به نسبت قبل بیشتر شده اند که این موضوع حامل دو پیام است. یکی اینکه آمار آنها بیشتر شد، حتی کاری که خود ستاد مبارزه با مواد مخدر در حدود ۵ سال قبل انجام داده بود و در این فاصله ۵ ساله، از ۶ درصد به ۱۰ درصد رسید. پیام دیگر این است که اعتیاد در میان زنان، شیوع بیشتری نیز پیدا کرده است. به نظرم هر دو نگاه به اعتیاد زنان درست است. بنابراین هم مراجعه زنان معتاد به مراکز درمانی و هم شیوع آن در میان زنان بیشتر شده است. دلیل دیگر می‌تواند این باشد که ما تنوع برنامه‌های درمان و کاهش آسیب را در کشور داریم و خود این موضوع باعث شد کاهش آسیب، پذیرفته شود. بنابراین همین مساله باعث شد تا قبح اعتیاد در جامعه از بین برود و از سوی دیگر میزان اعتماد افراد درگیر با اعتیاد نسبت به مراکز ارائه‌دهنده خدماتی درمانی افزایش یابد و باعث شد که اگر کسی قصد درمان داشته باشد، اعتیاد خود را مانند قبل پنهان نکند. به طور کلی باید بگویم اینکه اعتیاد زنان یکی از موضوعات روز ماست، قابل انکار نیست؛ شاید به همین دلیل است که ما در حال حاضر مراکز خاص زنان در رابطه با اعتیاد داریم. البته مواد مخدر صنعتی و تبعات آن، همچنین جذابیتی که این نوع مواد مخدر برای نسل جوان دارد و با گسترش ارتباطات اجتماعی زنان، تاثیری پذیری این گروه از جامعه نسبت به قبل افزایش یافته است.

آیا اینکه گفته می‌شود زنان بیشتر به مواد مخدر سبک گرایش دارند را تصدیق می‌کنید؟

شیب مصرف در جامعه ما در حال رفتن به سمت مواد مخدر صنعتی است و دیگر نمی‌توان این موضوع را به جنس افراد نسبت داد؛ پسر و دختر ندارد. این درگیری، در حال حاضر درگیری همه گروه‌هاست. بنابراین گرایش به این نوع مواد مخدر، در کل کشور افزایش یافته است.

شما به عنوان یک مددکار اجتماعی که تجربه ارتباط رو در رو با زنان معتاد را داشته‌اید، دلایل گرایش به مواد مخدر از سوی خود زنان معتاد، چه چیزی عنوان می‌شود؟

دلایل متعددی در این زمینه عنوان می‌شود، اما اکثر این افراد، کسانی هستند که در خانواده‌های آنها اعتیاد وجود داشته است و این نکته‌ای است که نمی‌توان به راحتی از کنار آن گذشت. برخی استعمال مواد مخدر را به عنوان نوعی ابراز وجود می‌دانند و برخی از سر کنجکاوی، به این موضوع گرفتار شده‌اند. ما معتقدیم آسیب‌های اجتماعی به صورت یک زنجیره هستند و ممکن است فرد، درگیر یکی از حلقه‌های این زنجیره شود و بعد گرفتار اعتیاد به عنوان یکی دیگر از حلقه‌های آسیب‌های اجتماعی شود. برخی از زنان معتاد مرتکب جرایمی می‌شوند و بعد از این موضوع، جامعه پذیرش مناسبی نسبت به آنها ندارد. در این حالت ممکن است فرد به مواد مخدر گرایش پیدا کند. به طور کلی آنچه در مورد اعتیاد زنان نگران‌کننده است، این است که وقتی زنی درگیر اعتیاد و سایر آسیب‌های اجتماعی شود، تهدید نسبت به خانواده، به مراتب بیشتر است و در این حالت، جامعه و حتی خانواده نسبت به پذیرش زنان معتاد سختگیری‌هایی نشان می‌دهد.

زنان نقشی کلیدی در خانواده‌ها دارند؛ گرایش آنها به اعتیاد، چه خطراتی برای بنیان خانواده به دنبال دارد؟

اعتیاد در ابتدا به خود فرد آسیب می‌زند، مساله دوم این است که ثبات خانواده مورد تهدید قرار می‌گیرد. نقش زن در خانواده برای فرزندان، بسیار کلیدی است و زمانی که او درگیر آسیب‌های اجتماعی می‌شود، نظم خانواده به هم می‌خورد و زن معتاد، نمی‌تواند نقش مادری خود را ایفا کند؛ همین‌طور نقش همسری به درستی ایفا نمی‌شود. در مورد دختران هم وضع به این منوال است و برای پذیرش نقش‌های اجتماعی با مشکلات جدی‌تری نسبت به مردان روبه‌رو می‌شوند. نوع نگاه جامعه به زن معتاد در برابر مرد معتاد بسیار متفاوت است. اعتیاد برای زنان می‌تواند دروازه ورود به بسیاری از آسیب‌های دیگر شود و در این شرایط نمی‌توان گفت خانواده‌هایی که زنان معتاد دارند، عمدتا ثبات نیز دارند. واقعیت امر این است که اعتیاد زنان، ثبات خانواده را از بین می‌برد.

آیا می‌توان گفت گرایش زنان به مواد مخدر، به این دلیل است که اعتیاد را امری مردانه می‌دانند و برای برابری با مردان می‌خواهند از خلال اعتیاد خود را نشان دهند؟

خیر، ابراز وجود در مردان و زنان وجود دارد و نمی‌توان چنین استدلال کرد که زنان برای ابراز وجود به اعتیاد گرایش می‌یابند.

به نظرتان اعتیاد زنان در جامعه ما تا چه حد جدی است؟ آیا قبح این موضوع شکسته است؟

ما باید امیدوار باشیم، اما نشانه‌ها، نشانه‌های خوبی نیستند؛ استعمال سیگار را ببینید، اینها آغاز یک کار خلاف است و نباید این اتفاق در جامعه رخ دهد.

نظر شما در مورد طرح‌های ضربتی مثل ترک اعتیاد اجباری چیست؟

برخورد ضربتی در مورد اعتیاد، هیچ‌گاه جواب نمی‌دهد؛ ممکن است به عنوان یک مسکن مورد نظر باشد، برای مثال زمانی که همایش مهمی برگزار می‌شود، می‌توان معتادان را به صورت موقت جمع‌آوری کرد، اما تجربه نشان می‌دهد ما در رابطه با اعتیاد با اعدام شروع کردیم و طرح‌های متعددی برگزار شد. شاید به عنوان یک مسکن موقت به دلیلی تصمیماتی که حاکمیت می‌گیرد، پاسخگوی بخشی از نیاز جامعه باشد، اما این نوع برخوردها، اثربخشی پایدار در کاهش مصرف مواد مخدر ندارد. اعیتیاد جنبه‌های مختلفی دارد و فقط جسمی نیست؛ جنبه روانی و اجتماعی آن، هیچ‌گاه با توسل به زور حل نمی‌شود.

پیش‌بینی شما در رابطه با اعتیاد زنان با توجه به افزایش آمارهای موجود، چیست؟

اعتیاد مثل یک جزیره نیست و مولفه‌های متعددی روی آن تاثیر دارند و آسیب‌های اجتماعی را بالا می‌برند. اگر جامعه مسیری را طی کند که شاخص‌های سلامت اجتماعی بیشتر شود، سرمایه اجتماعی بالا رود و نشاط اجتماعی بیش از امروز شود، مسئولیت اجتماعی در جامعه افزایش یابد و آگاهی‌های اجتماعی بالا روند، شاید بتوانیم روند رشد اعتیاد را کنترل کنیم؛ بر روند رشد تاکید کردم، نه اینکه بتوانیم اعتیاد را ریشه کن کرده یا کاهش دهیم.

منبع:روزنامه آرمان/26 بهمن 95





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/26

بخش دوم

با همه این تفاسیر و تعابیر و رویدادهای منفی احساس می‌شود جامعه ما دچار نوعی افسردگی جمعی شده است. آیا موافقید؟

بله صد در صد؛ ما یک شاخصی داریم به عنوان شاخص اختلالات روانی که از هر 23 نفر مردم کشورمان یک نفر به این اختلال دچار هست. وزارت بهداشت هم امسال آمار داده که 12 درصد مردم ما افسردگی دارند. ما باید به نشاط و شادابی اجتماعی نزدیک بشویم. اختلالات روانی، آمار پرونده‌های قضایی، آمار خشونت‌های اجتماعی و خانوادگی، آمار سرقت، آمار آسیب‌های اجتماعی درون خانواده، افزایش مصرف مواد مخدر، آمار ورودی زندان، درگیری‌ها و حتی مشکلاتی که ما در فضای مجازی داریم همه و همه یک پیام دارد.

ما باید برای پویایی اجتماعی در زندگی مردم مان فکری کنیم. منظورم از «ما» هم خود مردم هستند و هم حاکمیت. هر دو گروه باید در این بخش ایفای نقش کنند. حاکمیت باید بسترسازی بکند. ولی وقتی می‌آیند و کنسرتی را لغو می‌کنند معلوم است که سفر به دوبی و آنتالیا جایگزینش می‌شود. معلوم است برگزاری پارتی‌های مختلط زیرزمینی افزایش پیدا می‌کند. شادی حق مردم است. اگر از راه مشروع به دست نیاورند از راه غیر مشروع دنبالش می‌گردند. معمولاً جایی که آدم حس سرزندگی می‌کند رفتار ما رفتار محبت‌آمیزتری است. باید در چارچوب ضوابط بسترسازی کنیم و نشاط و شادابی را در زندگی حفظ کنیم.

یکی از ابعاد شادی و نشاط جامعه که کمتر بدان پرداخته شده ارتباط بین سیاست و رخدادها و وقایع سیاسی با شادی و نشاط جامعه است. مثلا انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و شادی‌های خیابانی و سپس راهیابی تیم ملی فوتبال به جام جهانی و بعد از آن موفقیت‌های پیاپی تیم ملی والیبال و ... یک نوع احساس شادی و نشاط را در جامعه ایجاد کرد.

بله و البته همین جشن عمومی‌در دهه فجر یا موفقیت‌های سیاسی همانند برجام از مصادیق دیگر ارتباط رویدادهای سیاسی و نشاط اجتماعی است. برجام با خودش امید آورد و روح امیدواری را در جامعه افزایش داد. بدون شک موفقیت‌ها و شکست‌های سیاسی آثار مثبت یا منفی را برای کسانی که موفق می‌شوند یا نمی‌شوند به بارخواهد داشت. شاید  یک شادی جمعی بزرگ دیگر بازی فوتبال ایران و استرالیا بود که مردم خودجوش به خیابان‌ها آمدند و در موفقیت فوتبالیست‌ها سهیم شدند. بعد از پیروزی آقای روحانی در انتخابات 92 هم همینطور بود مردم خودجوش به خیابان‌ها آمدند. البته همیشه نشاط جمعی به منزله حضور در خیابان نیست. ما بعد از برجام به خیابان نیامدیم. مردم این موفقیت را حس کردند که در حوزه دیپلماسی است و آن را حق خودشان می‌دانستند. کلیدواژه همه اینها هم امید و امیدواری است.
بسیاری از مردم، شاد‌‌‌‌ی را با ثروت د‌‌‌‌ر ارتباط می‌د‌‌‌‌انند‌‌‌‌ و مشكلات اقتصاد‌‌‌‌ی را عامل اصلی د‌‌‌‌ر افسرد‌‌‌‌گی اجتماعی می‌د‌‌‌‌انند‌‌‌‌. شما چقدر با این دیدگاه موافقید؟
این واقعیتی است که ثروت به تنهایی آن شادی پایدار را نمی‌آورد. نمی‌توانم بگویم مولفه‌های رفاه تاثیرگذار نیست بلکه تاثیرگذار هست ولی اینکه الزاماً آن‌هایی که مرفه‌اند بانشاط‌ترند یا فقیران غمگین‌ترند کاملا اشتباه است. نوع نگاه به زندگی همه چیز را زیبا می‌کند. عینک من عینک خوش‌بینی است. در سخت‌ترین شرایط هم امید و حرکتم را دارم. نوع نگاه ما به امور و استرس‌هایی را که به خودمان تحمیل می‌کنیم با عینک خوش‌بینی می‌توانیم دور کنیم.
طی مطالعاتی که از تحقیقات منتشر شده سازمان‌های بین‌المللی مثل موسسه گالوپ، دانشگاه لستر یا مجله فوربس داشتم دیدم که کشور ما در تمام آمارهای بین‌المللی از حیث میزان نشاط اجتماعی در رده‌های پایین تر از میانگین قرار دارد. چرا میزان شادی در کشور ما اینقدر پایین است؟
ببینید چند دلیل در این موضوع دخیل است. نخست اینکه گاهی ما خودمان هم به پژوهش‌هایی که در سطح بین‌المللی انجام می‌شود اعتراض داریم. همیشه این نکته را مدنظر داریم که تعریف و تفسیر را از مولفه‌ها برداریم. مثلاً در یکی از پژوهش‌های بین‌المللی که سال2014 انجام شد مولفه‌هایش با پژوهش‌های سابقش تفاوت اساسی دارد و این می‌تواند به نوعی آمارهایی را که آن نهاد ارائه می‌کند با تردید مواجه کند. یک جاهایی هم این آمارها و این نوع تصمیم گیری‌ها خیلی سیاسی است اما این نافی این نیست که ما نگاه واقع بینانه ای نسبت به نشاط در کشور خودمان نداشته باشیم. افزایش موادمخدر، افزایش خشونت، افزایش جرم این‌ها هیچ کدام نشانه سرخوشی جامعه ما نیست. این معضلات نشان می‌دهد که ما برای این موارد باید فکری بکنیم. این بخش هم به چند چیز برمی‌گردد. یک بخش خود ما هستیم، چرا که ما فکر می‌کنیم دیگران باید ما را شاد  کنند و خودمان عامل شادی نیستیم. نکته دیگر اینکه یک جوری شادی‌هایمان را پنهان می‌کنیم اما غم‌ها را بروز می‌دهیم. در حالی که ما ظرفیت‌های فرهنگی زیادی داریم. بخشی از این ظرفیت‌ها برمی‌گردد به سنت‌های ملی ما مثل نوروز، مثل چهارشنبه‌سوری.

می‌توانید برخی از این آیین‌های قومی ‌را که موجب افزایش این حس طراوت اجتماعی می‌شد نام ببرید؟

بله، مثلا در فرهنگ مازندران: جشن خرمن، جشن سلام، جشن تتی؛ در استان مرکزی بیل گردانی یا جشن عروس گلی در گیلان. من فکر می‌کنم پدربزرگان ما بهتر از ما یاد گرفته بودند که چگونه خستگی‌های ناشی از کارهای روزانه را بدر کنند. آن هم با ایجاد فرصت‌هایی که دور همدیگر داشتند و انجام بازی‌های محلی که عموماً بازی‌های گروهی بود و تحرک و مشارکت جمعی داشت. ضمن اینکه استرس‌ها و فشارهایی که الان داریم در گذشته نبود. تکنولوژی اگر فرصت‌هایی را می‌آورد مضراتی هم دارد. ما در یک مقطعی با این ظرفیت‌ها مخالفت کردیم. با چهارشنبه سوری مخالفت کردند اما الان کار به جایی رسیده که نگران از یاد رفتن چهارشنبه‌سوری هستیم. همان جشن خرمنی که داشتیم و نماز شکر می‌خواندیم و اولین گونی محصول را می‌دادیم به خانواده‌های نیازمند و خمس و زکات مان را می‌دادیم.همه اینها دارای پیام مثبت بود.
نوروز در پیش است و در قامت یک جشن ملی دیرین برای ما شیرین است. آیا از این فرصت‌ها می‌توان برای افزایش نشاط اجتماعی استفاده کرد؟
نکته مهم جشنی مثل نوروز که یکی از بزرگترین جشن‌های  ملی ما است این است که همه ایرانیان آن را بزرگ می‌دانند. باید نوروز را بزرگ داشت چون نوروز حامل پیام‌های اجتماعی متعددی است. مانند اینکه آدم‌هایی که باهم قهر هستند، آشتی می‌کنند، می‌گویند اگر غبار خانه را دور می‌ریزی غبار دلت را هم بتکان. نکته دوم اینکه نوروز صمیمیت بین افراد خانواده را زیاد می‌کند. اگر امروز به دلیل گرفتاری‌هایی که داریم کمتر امکان دارد با هم باشیم، نوروز تنها فرصت حضور مستمر کنار همدیگر است. نوروز تنها فرصتی است که همه اقوام را ببینیم. نکته سوم اینکه در نوروز چهره مردم شاد است. حتی پوشش مردم شاد است. تغییر فصل خیلی به شادی کمک می‌کند. مردم خودشان شاد می‌شوند و شادی را به یکدیگر انتقال می‌دهند. من نوروز که به اراک می‌روم خیلی برایم جالب است که هنوز به من جوراب عیدی می‌دهند. باور کنید سال‌های سال است که من جوراب نمی‌خرم. این جوراب نیست که می‌دهند بلکه محبت است نشان می‌دهند که بر دل می‌نشیند و در خاطر آدم می‌ماند. معمولاً در نوروز ما سعی می‌کنیم هوای افراد ضعیف را داشته باشیم. این خیلی زیباست که به بهانه نوروز این همه رفتار قشنگ داریم. حتی سفر با خانواده هم خیلی کارکرد مثبتی  دارد.

در فرهنگ دینی ما شادی و نشاط جایگاه محکمی‌دارد اما انگار برخی دوست دارند چهره عبوسی از اسلام ارائه دهند و آنقدر که به عزاداری‌ها بها می‌دهند به اعیاد مذهبی اعتنا نمی‌کنند. چرا؟

ببینید اسلام دین زندگی و نشاط است. پیشوایان دین ما می‌گفتند که عزاداری سه روز است. اسلام اصلاً مخالف شادی نیست. دین اسلام کامل ترین دین است و برای همه کارها راهنما دارد. گاهی مواقع ما تعبیرها و تفسیرهای خودمان را از اسلام ارائه می‌کنیم. این تعبیر ماست که دین اسلام را دین غم نشان می‌دهیم. همین شب‌های قدر شب‌هایی هستند که مردم بیشتر از شب‌های دیگر اشک می‌ریزند و دعا می‌کنند اما روز بعدش با حس خوبی از خواب برمی‌خیزند. اما باید قبول کنیم که ما برای غم‌هایمان ستاد تشکیل می‌دهیم اما به اعیاد مذهبی توجه کمتری نسبت به مناسبت‌های غمگین داریم. ما تفسیرهای خاصی از این موضوع می‌کنیم و فکرمی‌کنیم برای غم‌ها باید خودمان را بکشیم ولی شادی را یواشکی انجام بدهیم. ما نیاز به شادی‌های گروهی داریم. شادی‌های گروهی ما را به همدیگر نزدیک می‌کند. آنچه که ما نیاز داریم هر دو اینها در کنار همدیگر است.

روزنامه مردم سالاری/26 بهمن 1395





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/26

بررسی تبعات اجتماعی حادثه پلاسکو در گفت‌و‌گو با سید‌حسن موسوی چلک‌ رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران:

مدیریت بحران ما خود بحران‌زده است(بخش اول)

نیما نوربخش

بررسی بیش از پیش پیامدهای پیدا و پنهان حادثه پلاسکو در جامعه، موضوعی است که به سادگی نباید از کنار آن گذشت. در روزهای اخیر و با اظهارات مختلف مسئولان امر درباره چگونگی و چرایی این رویداد مهیب، شاید نکته‌ای که مغفول می‌ماند همان موضوعی است که کمتر مسئولان ما بدان توجه می‌کنند؛ یعنی آسیب شناسی تبعات روانی و اجتماعی این واقعه در جامعه‌ای که بنابر آمارهای رسمی‌وزارت بهداشت، بخش مهمی‌ از مردمش گرفتار افسردگی هستند. از این منظر و با توجه به حساسیت موضوع به سراغ دکتر حسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاری اجتماعی کشور و مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی رفتیم و در بخشی از گفت و گو به موضوع افزایش نشاط اجتماعی هم نقبی زدیم. گفت‌و‌گوی «مردم‌سالاری» با موسوی چلک را می‌خوانید:

در یک نگاه آسیب شناسانه، تبعات روانی حادثه پلاسکو در جامعه چه مسائلی می‌تواند باشد؟

ببینید هر حادثه‌ای که در جامعه اتفاق می‌افتد یکسری پیامدها  از خود بر جای می‌گذارد. در حادثه پلاسکو به عنوان اتفاق مهیبی که هم مسوولان و هم افکارعمومی‌ را به شوک برد از نظر اجتماعی چند پیامد حاصل شد. اولین بخش آن ترس و هراس اجتماعی بود که چه بسا در دل مردم هراسی ایجاد می‌شود که در ورود به این پاساژهای قدیمی ‌با دل‌نگرانی همراه است. این دل‌نگرانی، هم برای کسانی است که در این مجموعه‌ها کار می‌کنند و هم برای خریداران. نکته بعدی که خیلی مهم است اعتماد به مدیریت بحران در کشورمان است. مدیریت بحران ما در مورد حادثه پلاسکو نشان داد که خودش بحران زده است و این بی‌اعتمادی بیش از هر چیزی مردم را نگران کرده است. اینکه مدیریت درستی در شرایط بحران صورت نگرفت چند پیام دارد. نخست اینکه ما افراد مناسب را برای پست‌های اینچنین حساس انتخاب نکردیم. چرا که مدیریت بحران آدمی‌می‌خواهد که رفع بحران کند. اگرچه این مسئله تقریباً در خیلی از حوزه‌های مدیریتی ایران مشهود است. بخش بعدی که در رابطه با حادثه پلاسکو نگران‌کننده بود این عدم اطمینان مردم به نظام تصمیم‌گیری کشور بود. این عدم اطمینان فشارهای روانی و اجتماعی زیادی بر شهروندان به جا می‌گذارد. لذا این ترس باعث می‌شود که این تفکر که من باید بیشتر به فکر خودم باشم در جامعه افزایش یابد چون دیگر نمی‌شود به کسی اعتماد کرد. نکته دیگر در مورد حادثه پلاسکو آن بخشی است که مردم در مورد ایمنی و حفاظت از خودشان برای پیشگیری به معنای عام سرمایه‌گذاری نمی‌کنند. دلیلش هم این است که این تفکر در جامعه ما نهادینه نشده و این خیلی ناگوار است. نکته بعدی به نظر من به عنوان یک شهروند این است که چقدر نهادهای مربوطه در حفاظت از جان و مال مردم کم تفاوتند. وقتی شما می‌بینید که بارها و بارها در طول سال‌های متمادی به مسئولان این ساختمان در مورد ضعف ایمنی تذکر داده شد اما اقدام پیشگیرانه جدی برای آن صورت نگرفت تا اینکه این حادثه سهمگین پدید آمد. به راستی مسوولین برای حفاظت از جان مردم چه کردند؟ حتی دیدیم که مردم هم این نوع هشدارها را خیلی جدی نمی‌گیرند.
ما در جلسات پیشین شورای شهر تهران دیدیم که تعدادی از حامیان شهردار در شورای شهر از امضای دو فوریت ‌کمیته حقیقت‌یاب حادثه پلاسکو سر باز زدند در حالیکه این دو فوریت نشان از اهمیت حقیقت‌یابی در این واقعه دارد.
وقتی موضوع یک حادثه عظیم را که ظاهرا بر اساس آتش‌سوزی اتفاق افتاده رنگ و بوی سیاسی می‌دهند نشان از ضعف مدیریت دارد.

اطلاع‌رسانی صداوسیما را به عنوان مرجع انحصاری پوشش این حادثه چطور ارزیابی می‌کنید؟

به نظر من بخش عمده‌ای از آنچه که در رسانه ملی در مورد پلاسکو گزارش شد توجیه بود، یعنی واقعیت‌های پلاسکو در رسانه ملی ما بازگو نشد. علی‌رغم اینکه خیلی تلاش کردند و شبکه خبر24 ساعته گزارشش را پخش می‌کرد. اما نکته بعدی نقشی بود که شبکه‌های اجتماعی در این حادثه داشتند. آن هم یک بخش به عنوان «شهروند خبرنگار» که خوب بود و یک بخش اطلاعات غیرواقعی بود که در این رسانه‌های مجازی منتشر می‌شد. البته وقتی مرجع اطلاع‌رسانی شفاف و بدون ممیزی وجود نداشته باشد طبیعتا مردم به شایعه‌ها اعتماد می‌کنند. بعد از این همه بحران می‌بایست یک واحد اطلاع‌رسانی قابل اعتماد به مردم اطلاع‌رسانی می‌کرد. خیلی از مردم می‌گفتند ما اخبار درست را از رسانه‌های آن طرف آب پیگیری می‌کنیم که این یعنی به اخبار خودمان اعتمادی نمی‌کردند که این برای جامعه و رسانه‌های ما خیلی بد است. ما باید در این شرایط یک سیاست رسانه‌ای برای خودمان داشته باشیم چون وقتی اخبار درست ارائه نمی‌شود آن وقت شایعات موج‌سواری می‌کنند و با توجه به گسترش شبکه‌های اجتماعی و دسترسی مردم به شبکه‌های اجتماعی دیگر نمی‌توانستیم این بخش را ساماندهی کنیم. نکته دیگر در مورد حادثه پلاسکو که کمتر به آن توجه شد فرافکنی مسوولین در مقابل بزرگ کردن شایعات پلاسکو است. من می‌گویم آتش‌نشانان ما واقعاً جانفشانی کردند. اما آنچه که اتفاق افتاد این بود که آن قدر فرافکنی کردیم که آن بخشی که باید پاسخگو می‌بود به راحتی در سایه ماند. آنهایی که باید جوابگو می‌بودند آرامش خودشان را داشتند و به کسی جوابگو نبودند. اما نوع حادثه به گونه‌ای بود که نه فقط افکارعمومی‌کشور ما تاثیر پذیرفتند حتی کشورهای دیگر پیام تسلیت فرستادند. در مقابل نوع واکنش ما را درنظر بگیرید. آیا این مسوولیت‌پذیری در قبال مردمی‌است که ما به واسطه آنها مدیریت می‌کنیم؟ 

فکر می‌کنم اقدامات خودجوش مردمی‌ تاثیرات مثبت بسیاری برای سانحه دیدگان و بازماندگان این حادثه داشت.

حادثه پلاسکو اتفاقی بود که افکارعمومی ‌از کودکان تا بزرگسالان واقعاً درگیرش شدند. پیام مثبتش این بود که مردم در این گونه مواقع با بهره‌گیری از ظرفیت‌های فرهنگی‌شان قدردان کسانی هستند که خدمت کنند و در مورد آتش‌نشانان عزیز این موضوع عینیت پیدا کرد. یا همین مراجعه مردم به سازمان‌های انتقال خون بدون آنکه کسی از آنها بخواهد. حتی در شهرهای مختلف مردم بنر و پارچه نوشت می‌زدند و از آتش‌نشان‌ها قدردانی می‌کردند. ما در این حادثه دو گروه را فراموش کردیم. کارگرانی که می‌بایست بیمه بشوند و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی  فرصتی را از این حیث فراهم کرد که می‌تواند یک تکیه‌گاهی برای این قشر زحمتکش جامعه باشد. گروه دوم کسانی هستند که کاسب آنجا بودند و  بواسطه این اتفاق زندگی‌شان از این رو به آن رو شد. آن‌هایی که خسارت مالی دیدند بازاریان بودند. برخی از بازاریان آمدند و پیشنهاد کردند که آماده‌اند به آنها تا یکسال مکان رایگان برای کسب و کار بدهند که عموماً هم از قشر مذهبی بازار بودند. این امر می‌تواند باعث اطمینان‌بخشی مردم بشود. حاکمیت باید به عنوان یک پشتوانه اجتماعی در شرایطی که کشور خواسته یا ناخواسته دچار بحران می‌شود، حمایت بکند. این بازاریان زیان دیده در چرخه اقتصاد کشور نقش داشتند و نمی‌شود به راحتی از کنارشان گذشت. من شنیدم بعضی از مردم چک‌های این عزیزان را به مراجع ذیربط تحویل  دادند تا آسودگی خیال بازاریان خسارت دیده را فراهم کنند. این رفتارهای اجتماعی بسیار قشنگ است.

از روز اول خیلی از مسوولان اعلام می‌کردند که مردم آنجا حضور پیدا نکنند. من اگرچه با آنها موافق بودم اما باید بپذیریم این خیلی خوب است که مردم برای جامعه‌شان نگرانند و واکنش‌های این چنینی نشان می‌دهند.آیا این حضور  یک پیام مثبت از جامعه پویا نیست؟

بله درست است اما از دو منظر باید به این قضیه نگریست.حساسیت مردم خوب است چون اگر نبود این رفتارهای مدنی و انسان دوستانه در حمایت مردمی‌از حادثه دیدگان روی نمی‌داد. اما نکته دیگر را هم باید مدنظر قرار بدهیم و آن تجمعی است که ممکن است امدادرسانی فوری را مختل کند. ما در انجمن مددکاران اجتماعی ایران کمپینی گذاشتیم با عنوان «امدادگران مشغول نجات اند لطفاً مزاحم نشوید». شاید اولین کمپینی بود که بعد از حادثه پلاسکو راه اندازی شد. دلیلش هم این بود که مردم را نسبت به این موضوع حساس‌تر بکنیم که  با عدم حضورمان  بستر را برای سرعت در امداد و نجات ایجاد کنیم. در زلزله بم هم این اتفاق مشهود بود و با اینکه خیلی از مردم آمده بودند اما نقشی را نمی‌توانستند ایفا کنند و بیشتر دست و پاگیر بودند. در عین حال که این نوع نگرانی مردم ارزشمند است اما این را هم باید بپذیریم که در مواقع بحران کسانی که تخصصی دارند و می‌توانند کمک کنند باید حضور داشته باشند. گرچه معتقدم این نوع حضور مردم می‌تواند تسلی دهنده باشد و نقش حمایتی پررنگی ایفا کند. در هر صورت حضور مردم با این شیوه خودجوش و غیرسازماندهی شده با هدف تقدیر از امدادگران و آتش‌نشانان بردل نشست. این یک امیدواری را برای آتش‌نشانان و امدادگران که در راه حفظ سلامت مردم تلاش می‌کنند داشته و انگیزه شان را برای کار بهتر تقویت می‌کند. در نگاه دیگر این حادثه تلنگری بود که باعث شد مردم نسبت به اطراف خودشان حساسیت بیشتری پیدا کنند. مردم نسبت به بیمه ساختمانشان حساس‌تر شدند. پلاسکو یک عارضه بود. اگر یک فرهنگ سازی در بخش ایمنی صورت بگیرد نوعی تجربه مثبت است که درس‌های بسیاری برای جامعه داشت. البته یک غم عمومی ‌هم در جامعه سرایت پیدا کرد.

شاید جامعه ما آمادگی‌اش را ندارد؟

بله جامعه ما در شرایط بحران آمادگی‌اش را ندارد. به همین دلیل رفتارهای واکنشی از خودش بروز می‌دهد و چون آمادگی نداریم تبعات روانی و اجتماعی این حوادث بیشتر دیده می‌شود. واقعیت این است که ما در بخش بازتوانی مصائب اجتماعی یک برنامه عملیاتی مشخص و قابل اجرا نداریم. برنامه‌ای در سازمان مدیریت بحران نوشته شده ولی ما دیدیم که در حادثه پلاسکو عملا آن برنامه‌ها  خیلی جدی مورد توجه قرار نگرفت. این باز هم ضعف مدیریت بحران ما بود. چون وقتی اتفاقی این چنین سهمگین می‌افتد ما باید بازتوانی‌های اجتماعی را بعد از مرحله آواربرداری‌ها داشته باشیم که بخشی از آن هم توجه به افکارعمومی‌است. ما عملا هیچ برنامه‌ای برای بازتوانی‌های اجتماعی در سطح افکار عمومی‌نداشتیم. انجمن ما یعنی انجمن مددکاران اجتماعی ایران به آتش‌نشانی، وزارت کشور، شهرداری تهران و استانداری و هلال احمر آمادگی خود را اعلام کرده بود تا برای حادثه‌دیدگان و خانواده‌هایشان بازتوانی‌های اجتماعی انجام دهیم که ظاهرا نیازی احساس نکردند.
پس چراهیچ واکنشی نشان ندادند و از این ظرفیت تخصصی کمک نگرفتند؟
چون اعتقاد جدی به بازتوانی‌های اجتماعی و تاثیرش بر جامعه ندارند. ما3000 نفر از اعضای انجمن مان را آماده کرده بودیم اما آن اعتماد نیست. ما آمدیم کمپین گذاشتیم و همان روز اول  به دستگاه‌های مرتبط نامه زدیم .از طریق خبرگزاری‌ها هم اعلام آمادگی کردیم  چون ما به عنوان یک تشکل تخصصی وظیفه داریم در هنگام سوانح این کمک‌ها را انجام بدهیم و در سوگندنامه مددکاری اجتماعی به آمادگی برای ارائه خدمات در این نوع حوادث سوگند یاد کردیم. اما از حضور بدون هماهنگی اجتناب کردیم چون در این صورت بی‌توجهی به مدیریت بحران می‌کردیم. نکته دیگر اینکه باید ظرفیت مطالبه‌گری‌مان را بالا ببریم و کانالیزه کنیم. مثلاً در تشییع جنازه شهدای آتشنشان شاهد بودیم که شعار برخی مردم این بود:«قالیباف قالیباف،استعفاء استعفاء». من کاری ندارم که این شعارها دراین شرایط خوب یا بد است اما حادثه پلاسکو می‌تواند یک دلیل باشد برای اینکه مردم در خصوص ایمنی از دستگاه‌های مسوول مطالبه گری هم داشته باشند. مگر ما قبل از پلاسکو نمی‌توانستیم مطالبه‌گری داشته باشیم؟ امنیت حق مردم است. یکی از وظایف حاکمیت این است که امنیت ایجاد کند.امنیت فقط به حفظ مرز نیست و امنیت روانی و اجتماعی در کنار امنیت انتظامی‌می‌تواند کمک کننده باشد.

تبعات سلفی‌های متعدد در حادثه پلاسکو چه بود که اینقدر در حادثه پلاسکو پررنگ شد؟

موضوع سلفی در این برنامه‌ها و حوادث همیشه بوده و هست. اتفاقا من مصاحبه ای دراین مورد داشتم. به نظر من اینها باید تبدیل به یک فرهنگ سازی بشود. چرا که این نوع واکنش‌ها یک جایی برای جبران کمبودهای فردی ست که می‌خواهد بگوید من اولین نفری هستم که این خبر بد را پوشش می‌دهم و برایم مهم است که چقدر لایک می‌گیرم. این نشان می‌دهد ما هنوز به مرحله بلوغ نرسیده ایم تا از فضای مجازی درست استفاده کنیم. البته موضوع شهروند-خبرنگار داستانش فرق می‌کند. شهروند-خبرنگار یک اتفاقی بود که بر‌اساس مستندات بود و ساختگی نبود(پایان بخش اول)

روزنامه مردم سالاری/26 بهمن 1395





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/26
در گفتگو با مهر عنوان شد؛

برخورد ضربتی با آسیب‌های اجتماعی اثربخشی پایدار ندارد

موسوی چلک
شناسهٔ خبر: 3905125 - 
رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران گفت: برخوردهای ضربتی در حوزه آسیب های اجتماعی اثربخشی پایداری ندارد.

سید حسن موسوی چلک در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: گرچه در بیشتر این سال‌ها رویکردهای اجتماعی در مدیریت این موضوع کمرنگ‌تر بود و بیشتر با اجرای طرح‌های ضربتی از قبیل دستگیری و یا جمع‌آوری افراد از سطح شهر سعی شد تا به آنها پرداخته شود. شاید این نوع برخوردها به اصطلاح به عنوان «مسکن» که اثر بسیار کوتاه مدت دارد، چهره ظاهری شهر را پاک کند؛ اما نباید فراموش کرد که آسیب‌های اجتماعی یک شبه بوجود نیامدند که یک شبه هم از بین بروند.

وی گفت: بارها و بارها این افراد از سطح خیابان جمع شدند ولی باز هم سر از خیابان درآوردند. گرچه معتقدم اصطلاح «جمع‌آوری» برای انسان‌ها اصطلاح مناسبی نیست، ولی به اشتباه حتی در اسناد و سیاستگذاری‌های ما هم وجود دارد.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در ادامه تأکید کرد: آسیب‌های اجتماعی موضوعاتی بسیار پیچیده، چند عاملی، متنوع، سیال، در برخی موارد جذاب و  دارای اقتصاد بالا و... هستند که مدیریت آن نیازمند تدبیر متناسب با آنها هست؛ لذا برخوردهای صرف قهری و یا برخوردهای ضربتی از قبیل جمع‌آوری تاکنون نتوانسته شیب رشد آسیب‌های اجتماعی را خیلی کند و یا کم کند که اگر موفق بود، این وضعیت آسیب‌های اجتماعی نبود؛ به‌گونه‌ای که طبق اذعان کسانی که در جلسات مسئولین نظام با مقام معظم رهبری حضور داشتند، ایشان به عقب بودن بیست ساله برنامه از وضعیت آسیب‌های اجتماعی تصریح کردند.

به گفته موسوی چلک، این خود گویای این نکته است که برای کنترل و کاهش آسیب‌های اجتماعی باید طرحی نو با نگرش نو و مبتنی بر واقعیت موجود و با نگاه به آینده در انداخت؛ طرحی که ابتدا و انتهایش رویکرد جمع‌آوری افراد نباشد.

وی خاطرنشان کرد: ولی در سال‌های اخیر به ویژه پس از ورود مقام معظم رهبری به موضوع آسیب‌های اجتماعی، تقویت رویکرد برخورد با آسیب‌ها صورت گرفته است.





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/25
خدایا ، در این شب با تو عهد می بندم تا تمام تلاشم را کنم تا بهتر باشم
تو از من قبول کن
و من را در این راه تنها نگذار
خدایا از صمیم قلبم راضی ام و خوشحالم اگر کسی خطی از کلامم را بیان کند و با آن خو بگیرد یا آرامشی یابد
می دانم همه این تنها لطف و عنایت بی کران توست
که اینگونه مرا لبریز می کنی
از تو ممنونم . خیلی ساده و پیچیده
و از تو ممنونم که نمی گذاری بخیل باشم تا آنچه بر زبانم جاری می کنی را تنها برای خود و به نام خود بخواهم
که همه این همه کلام توست و ذکر تو
خدای خوبم
به زبان کسی که فقط ساده می تواند با تو سخن بگوید از تو می خواهم که ببخشیم که این همه کم یادت می کنم
کم سراغت را می گیرم. کمی دلم می گیرد
کم به تو سر می زنم
کم می خوانم و کم می دانمت
. نمی دانم این همه نادانی چگونه مرا فرا گرفته و این همه ادعای دانایی از کجا آمده و به کجا می خواهد برود
وای بر من اگر به این راهم ادامه بدهم.
از تو می خواهم که کمکم کنی و تنهایم نگذاری
کمکم کنی و قلبم را بزرگ کنی تا بیشتر صدایت کنم .
سراغت بیایم و همیشه یادت باشم ...
ایمان دارم که آنگاه که از تو بخواهم صدایم را می شنوی و خواسته ام را اجابت می کنی
چون این بهترین خواسته ایست که تا کنون از کسی خواسته ام و آن هم نه هر کس
بزرگی بی همتا چون تو .
http://yadeyaran00.blogfa.com




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/24

یاییم به جای پا، دستان هم را بگیریم

             انسان موجودی اجتماعی است لذا برای زندگی در جامعه نیاز به همکاری با دیگران دارد.به همین دلیل در حوزه اخلاق اجتماعی یکی ازمولفه ها، همکاری با دیگران است.بدون شک لذتی که انسان از کمک کردن به دیگران می برد به مراتب ببشتر از زمانی است که زیر پای کسی را خالی می کنیم.حال چه می شود که برخی از افراد این لذت را در زیرپا  خالی کردن دیگران می دانند،نمی دانم. پس حال که می توانیم دستان هم را بگیریم در این راه از یکدیگر سبقت بگیریم.

          اگر دست کسی را گرفیم فرصت را برای رشد او فراهم می کنیم، شرایط بهتری را برای او فراهم می کنیم،این دست گیری موجب می شود که اگر ما هم نیاز داشتیم دیگران دستان ما را بگیرند.این شرایط را در نظر داشته باشید که فردی در حال سقوط در چاهی است. لذت کدامیک بیشتر است؟کمک کردن به او برای خروج از چاه یا هول دادن فرد به داخل چاه؟انسان اخلاق مدار راه اول را انتخاب می کند.اگر دست کسی را گرفتید و او رشد کرد و به شوکت و شهرت  و مقامی رسید بیشتر خوشحال می شویم یا زمانی که او را در اوج ذلت و ناتوانی ببینیم؟

             پس بیاییم تا دیر نشده بر مبنای اخلاق اجتماعی تا می توانیم دستان هم را بگیریم تا این که زیر پای هم را خالی کنیم.دست گیری به مراتب راحت تر و شیرین تر از خالی کردن زیر پای هم است.

سید حسن موسوی چلک

مددکار اجتماعی

باز نشر





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/23
Image result for ‫شهادت فاطمه زهرا‬‎
Related image




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/22
Image result for ‫تبریک 22 بهمن‬‎




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/22

final layer





نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/18

نشست تخصصی تبیین مولفه‌های جدید مددکاری اجتماعی در یزد

نشست تخصصی تبیین مولفه‌های تعریف جدید جهانی مددکاری اجتماعی عصر روز یکشنبه ۱۰ بهمن ماه سال جاری باحضور دکتر سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران و جمعی از استادان و اعضای انجمن مددکاران اجتماعی ایران در دانشگاه یزد برگزار شد.

در ابتدای این مراسم دکتر سیدرضا جوادیان رئیس انجمن مددکاران اجتماعی استان یزد در خصوص اهمیت نقش و جایگاه مددکاری اجتماعی گفت: در تعریف جدید جهانی مددکاری اجتماعی بر مواردی چون توسعه و تغییر اجتماعی، انسجام اجتماعی، مسئولیت اجتماعی، توانمندسازی، رفاه و بهزیستی افراد تاکید شده است.
در ادامه این نشست  سید حسن موسوی چلک با اشاره به تعریف جدید مددکاری اجتماعی که در نشست عمومی فدراسیون جهانی به تصویب رسیده است گفت: مددکاری اجتماعی یک حرفه کاربردی و رشته تحصیلی دانشگاهی است که توسعه و تغییر اجتماعی و توانمند سازی و آزادسازی افراد را تسهیل می‌کند.

وی افزود: اصول عدالت اجتماعی، حقوق بشر، مسئولیت جمعی و احترام به تفاوت‌ها در مددکاری اجتماعی بسیار اساسی هستند.
وی خاطرنشان کرد: مددکاری اجتماعی با تکیه برعلوم اجتماعی، علوم انسانی و دانش بومی افراد، ساختارها را در مقابله با چالش‌های زندگی و ارتقا رفاه و بهزیستی درگیر می‌کند.
وی تصریح کرد: در تعریف مددکاری اجتماعی هر ۱۰سال یکبار بازنگری صورت می‌گیرد که در تعریف آن می‌توان به موضوعات مهمی از جمله جایگاه مددکاری اجتماعی اشاره کرد.
دکتر موسوی چلک خاطرنشان کرد: موضوع توانمندسازی مردم و جامعه نیز که در گذشته هم در مددکاری اجتماعی مورد توجه بوده در این تعریف نیز برآن تاکید شده است تا به جای وابستگی افراد، کاهش وابستگی مستمر افراد به سازمان‌ها فراهم شود

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در ادامه به چند مؤلفه مهم دیگر که در تعریف جدید مددکاری اجتماعی آمده است اشاره کرد و گفت: یکی از دغدغه‌های مهم مسئولان موضوع عدالت اجتماعی است که اگر زمینه برای تحقق آن فراهم شود جامعه‌ای سالم خواهیم داشت.
دکتر موسوی چلک افزود: موضوعات دیگر از قبیل توجه به حقوق انسانی، مسئولیت اجتماعی و احترام به افراد علیرغم تفاوت‌هایی که می‌توانند داشته باشند در زمره مواردی هستند که در تعریف جدید مددکاری اجتماعی به آنها اشاره شده است.
در ادامه این نشست دکتر حسین افراسیابی رئیس مرکز تحقیقات علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه یزد نیز در خصوص اهمیت تعامل سازمان‌ها و دانشگاه‌ها توضیحاتی ارائه کرد و افزود: دانشگاه یزد این پتانسیل و امکان را دارد که با سازمان‌ها همکاری کرده و به آنها در حوزه‌های علمی پژوهشی کمک کند.

photo_2017-01-31_15-04-03 photo_2017-01-31_15-04-15 photo_2017-01-31_15-04-22 photo_2017-01-31_15-04-28





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/14


( کل صفحات : 122 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی