دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

یادداشت :

پنهان بودن پیامد های جنگ ها

سید حسن موسوی چلک

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

( منبع: روزنامه شرق،30 شهریور99 )

وقوع هر بحرانی اعم از طبیعی یا غیر طبیعی در هر جامعه ایی پیامدهای مختلفی را به دنبال خواهد داشت.برخی از این پیامد ها به حین بحران بر می گردد اما بخش مهمی از آنها به پس از آن خود را نشان می دهد که معمولا کمتر به آنها توجه می شود. از جمله این بحران های غیرطبیعی  جنگ ها هستند که با تاریخ بشر مانوس بوده و خواهد بود و همه مردم به شکلی در گیر آن خواهند بود و از پیامد ها آن  تاثیر  می پذیرند. شاید بتوان این گونه اشاره کرد که جنگ ها در ادوار مختلف بر جوانب مختلف زندگی افراد تاثیرات منفی می‌گذارد و از لحاظ اجتماعی، روانی، فردی، اقتصادی، شناختی و بسیاری از جنبه‌های دیگر افراد را با چالش‌های زیادی مواجه می‌کند.پیامد های منفی ناشی از جنگ در بسیاری از موارد مانند تخریب زیر بنا ها برای همه مشخص است چون دیده می شود اما یکی از بخش های سلامتی که شدیداً از جنگ متأثر می شود سلامتی اجتماعی و  روانی ان است که متأسفانه اثرات آن پنهان است و این مسأله سبب شده که افراد از این ناحیه صدمه ببیند. مهم ترین اثرات روانی-اجتماعی جنگ عبارتند از : انواع استرس های فردی و جمعی (اختلال پس از حادثه)، بیماری های روانی و شخصیتی ، اضطراب، افسردگی، افزایش تمایل به خشونت در جامعه، گسترش روحیه انتقام جویی ، رشد انحصار طلبی و بی عدالتی ، رشد فرهنگ توجیهی و مصلحتی ، ترس و بی اعتمادی ، رشد فشار ها و تنش های گروهی و فردی، تحزیب کارکرد های خانواده، گرایش به آسیب های اجتماعی به دلیل فشار های روانی وارده و با هدف کاهش این فشار ها، و....

.معمولا خانواده‌ی افرادی که در جنگ مجروح یا کشته می‌شوند حتی بعد از جنگ نیز ممکن است نتوانند با این وقایع کنار بیایند و مسائل تلخی را تجربه می‌کنند. برخی از صاحب نظران معتقد که جنگ ها  عاملی مؤثر ومهم  در ابتلای افراد به انواع اختلالات روانی واسترش های پس از این بحران هستند. گرچه جنگ ها در برخی از زمینه ها از قبیل پیشرفت در تجهیزات جنگی و دفاعی  را برای کشور های درگیر جنگ به دنبال خواهد داشت.اما معمولا حوزه سلامت اجتماعی و روانی از جنگ ها معمولا تاثیرات منفی آن را بیش تر تجربه خواهد کرد. گرچه تاثیرات آنها بر کودکان، سالمندان، زنان و مردان همیشه یکسان نیست.ولی همه مردم به نوعی تحت تاثیر این پیامدها هستند.کودکی رادر نظر بگیرید که پدر خود را درجنگ از دست داده باشد ودر زندگی رابطعه پدر وفرزتندی را تجربه نکرده باشد. هر چقدر هم خدمات و امکانات به این کودک بدهیم باز هم جای خالی پدر و محبت پدر و چتر حمایت او را نخواهد گرفت. یا زنی که شوهرش را درچنگ از دست داده باشد نیز همین طور. ببخی از این زنان خیلی جاها احساس تنهایی می کنند و مجبور می شوند فشار های مختلفی را در زندگی  تجربه کنند که اگر همسرشان زنده بود، شاید تجربه نمی کرد یا کمتر تجربه می کردند.خانواده ایی که بیمار اعصاب و روان ناشی از جنگ دارد نیز مشکلات خاص خود را دارند که تا تجربه نکنیم نمی توانیم از آن صحبت کنیم.به همین دلیل ضروری است تا  رویکردهای سلامت اجتماعی و روانی در تمام برنامه های  بنیاد شهید و امور ایثار گران  تقویت شود.همین طور اقدامات دیگری برای تقویت این ابعاد سلامت ضروری به نظزر می رسد که از جمله آنها  می توان به موارد زیراشاره کرد:

-         لزوم تقویت و ارتقاء رویکرد خانواده محور کردن برنامه ها در جامعه ایثارگری

-         شناسایی موانع مشارکت اجتماعی و.. جامعه ایثارگری

-         برنامه ریزی برای تلفیق باجامعه و پرهیز از ایزوله کردن و نگاه جزیره ایی

-         تلاش جدی برای حفظ عزت نفس جامعه ایثارگری

-         همه خدمات را به پرداخت پول خلاصه نکنید.شناسایی ظرفیت ها و امکان برقراری ارتباط واستفاده از این ظرفیتها در بسیاری ازمواقع بسیار اثرگذار تر از ارایه مستقیم ومستمر  پول می باشد.افراد و فرزندان شان را قوی کنید.

-         با توجه به شرایط سنی این افراد و خانواده ها  و افزایش سالمندان تحت پوشش نیازمند برنامه ریزی قوی برای این عزیزان هستیم.

-         تقویت رویکرد های محله محوری و تلفیق اجتماعی

-         لزوم توجه به پیشگیری از آسیب های اجتماعی درجامعه تحت پوشش بنیاد و تهیه گزارش های مستمر از چکونگی وضعیت آسیب های اجتماعی شایع و درحال شیوع این افراد(واقع بین باشیم منکر آسیب های اجتماعی در این جامعه نخواهیم بود.حتی تعداد کم آسیب های اجتماعی در این جامعه، زیاد است)

-         بررسی اثربخشی برنامه های  اجتماعی و روانی موجود و در صورت لزوم بازنگری برنامه ها و فرایند های ارایه خدمات

-         شناسایی ایده های جدید  اجتماعی و .. در حوزه ایثارگری

-         مددکار اجتماعی محور بودن خدمات و لزوم تدوین نظامنامه مددکاری اجتماعی در بنیاد

-         تشکیل پرونده ها در قالب «مدیریت مورد» برای افراد وخانواده های دارای شرایط حاد و نیاز های خاص وافراد در معرض اسیب و آسیب دیده اجتماعی  تا مدیریت بهتری در شناسایی نیاز ها، ارایه خدمات و هماهنگی بهتروبیشتری صورت گیرد.

-         تقویت رویکرد سلامت (جسمی، روانی واجتماعی و معنوی)همه جانبه در جامعه ایثارگری

-         لزوم توجه به ارایه خدمات با توجه به تفاوت های فرهنگی جامعه ایثارگری

-         بهره گیری از تجارب جهانی با هدف بومی سازی  خدمات اجتماعی ومددکارسی اجتماعی متناسب با شرایط کشور ما.

-         لزوم تقویت پزوهش های بنیادی، کاربردی در بنیاد(داخلی و  تطبیقی) برای ارتقای سلامت اجتماعی و روانی

-         تسهیل دسترسی به خدمات فراگیر و جامع و پایدار در حوزه سلامت همه جانبه از جمله سلامت اجتماعی و روانی بابهره گیری از ظرفیت های موجود.

ضمن گرامی داشت یاد و خاطره شهدای انقلاب اسلامی و همه ایثارگرانی که برای دفاع از ایران فداکاری کردند، فراموش نکنیم که تقویت خدمات اجتماعی و روانی یکی از ضروریات جامعه و خانواده های افراد حادثه دیده از جنگ ها هستند.

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/06/30

یادداشت: کرونا، پوششی برای ناکارآمدی مدیران

سیدحسن موسوی‌چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

(منبع:روزنامه آرمان ملی،29 / 6 / 99)

 مروری بر موارد مطروحه در گفتگوی ویژه خبری؛ با حضور دکتر حسن موسوی چلک –  پایگاه اطلاع رسانی مددکاران اجتماعی ایران

   هنگامی که بحرانی اتفاق می‌افتد انتظارات از دستگاه‌ها و سازمان‌های مختلف کمتر از شرایط قبل از بحران‌ها خواهند بود. در ابتدا پذیرش این شرایط طبیعی به نظر می‌رسد ولی وقتی که این شرایط طولانی می‌شود، نباید همچنان ناکارآمدی مدیران و سازمان‌ها مورد پذیرش قرار گیرد. اینجا انتظار می‌رود دستگاه‌ها یا مراجع ناظر تمهیدات متفاوتی را برای ارزیابی عملکرد مدیران و دستگاه‌ها اتخاذ کنند که منجر به بی‌تفاوتی آنها یا به وظایف ذاتی خودشان نشوند تا کرونا بهانه‌ای برای استمرار مدیریت مدیران ناکارآمد و ضعیف نشود که این طولانی شدن خود هزینه‌های جبران‌پذیری را بر جامعه تحمیل می‌کند. متاسفانه این ناکارآمدی در حوزه‌های مختلف خود را نشان می‌دهد. عدم کنترل بر مشکلات و هزینه‌تراشی‌های مختلف برای مردمی که در طول چهار دهه بعد از انقلاب اسلامی برای مسئولان از جان و مال و... کم نگذاشتند، می‌تواند زمینه‌ساز کاهش امید و افزایش نارضایتی را فراهم کند. معتقدم اتفاقا در چنین شرایطی تفاوت مدیران کارآمد و ناکارآمد خود را بیشتر نشان می‌دهد و کرونا عذر بدتر از گناه خواهد بود اگر بخواهیم نسبت به این ناکارآمدی مدیران و دستگاه‌های اداری به دلیل کرونا مسامحه شود. حداقل هزینه‌های این مسامحه و بی‌تفاوتی، می‌تواند کاهش سرمایه اجتماعی در جامعه باشد. برخی از مدیران به جای اینکه اهداف سازمانی را با توجه به اهمیت آنها در شرایط بحرانی برای سازمان سازماندهی و اولویت‌بندی می‌کنند آنها را براساس میزان جلب‌توجه‌کننده بودن عملکرد مدیریت نزد مافوق‌ها یا نگاه پوپولیستی اولویت‌بندی می‌کنند؛ بنابراین این وضعیت در صورتی‌که مغایر با اولویت‌بندی موردنیاز و مطلوب سازمان باشد سازمان را از رسیدن به اهدافش بازخواهد داشت و حتی وضعیت نامطلوبی را ممکن است در جامعه ایجاد کنند. متاسفانه بعضی از مدیران ناکارآمد دوست دارند در این شرایطی که کرونا همه بخش‌ها را تحت تاثیر قرار داده است، در همه محافل و مجالس و رسانه‌های مختلف آمارهایی را ارائه کنند که نشان‌دهنده رشد حوزه مدیریتی ایشان باشد ولی متاسفانه خیلی از این آمارها فاقد هرگونه رشد کیفی بوده و اگر به‌دقت آمارها بررسی شود و مورد بررسی کارشناسی واقع‌بینانه و مبتنی بر شواهد قرار بگیرند، نادرستی این آمارها برای هرکسی مشخص خواهد شد. این نیز خود خیانت این مدیران ناکارآمد به مردم است که توی چشم مردم نگاه می‌کنند و دروغ می‌گویند؛ البته باید سپاسگزار مدیران کارآمد هم بود. موضوع دیگری که نشان از ناکارآمدی این مدیران است و ما در حوزه اجتماعی به‌وفور داریم می‌بینیم این است که فاقد هر نوع تفکر خلاق هستند تا بتوانند حداقل عملکرد سازمان‌ها را حفظ کنند. متاسفانه کرونا بهانه‌ای شد تا مدیران ناکارآمد جولان دهند و به تخریب اعتماد سازمانی و اجتماعی ادامه دهند. افسوس...

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/06/29

در قالب یک نشست انجام شد؛

بررسی معیشت سالمندان در دوره شیوع کرونا


معاون پژوهشی جهاد دانشگاهی علوم پزشکی شهید بهشتی در نشست تخصصی "معیشت سالمندان در دوره شیوع کرونا"  از برگزاری اولین همایش ملی سالمندی به‌صورت وبیناری در بهمن‌ ماه خبر داد.

به گزارش ایسنا، فرج حسینیان معاون پژوهشی جهاد دانشگاهی علوم پزشکی شهید بهشتی در ابتدای وبینار تخصصی "معیشت سالمندان در دوره شیوع کرونا" با اشاره به برگزاری پنجمین نشست از سلسله نشست‌های تخصصی جهاد دانشگاهی علوم پزشکی شهید بهشتی در حوزه سالمندی گفت: پیش از شیوع ویروس کرونا، سلسله نشست‌هایی با موضوعات تخصصی "سالمندی سالم در ایران:چالشها و راهکارها" ، " حمایتهای اجتماعی و سالمندی"، "سقوط در سالمندان؛ پیامدها و راهکارها" و "ورزش و سلامت سالمندی" توسط گروه پژوهشی این واحد جهاد دانشگاهی برگزارشد، ولی برگزاری حضوری این سلسله نشست‌ها موقتا متوقف شده و این سلسله نشست ها به صورت وبیناری ادامه خواهد داشت.

وی همچنین از برگزاری اولین همایش ملی سالمندی به‌صورت وبیناری در بهمن‌ ماه خبر داد و گفت: این همایش ملی با موضوع نگاشت نهادی در حوزه سالمندی است یعنی وظایف و مسئولیت‌های هرکدام از نهادها و سازمان‌ها باهدف هم‌افزایی در این حوزه مورد بررسی قرارمی‌گیرد.

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران :

ضرورت ایجاد بانک اطلاعاتی در حوزه سالمندی

در ادامه دکتر سید حسن موسوی چلک- رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران - با بیان اینکه هرچه افراد قبل از بحران آمادگی، مهارت و حمایت بیشتری داشته باشند در بحران آسیب‌پذیری کمتری خواهند داشت، گفت: یکی از مهمترین نکات در بحث مددکاری اجتماعی همین مساله است.

وی با بیان اینکه در بحث سالمندی در بحران کرونا باید سه ضلع مثلث یعنی سالمند، خانواده و محیط اجتماعی را در نظر داشته باشیم، اظهار کرد:‌ داشتن یک بانک اطلاعات از توزیع و پراکندگی سالمندان با توجه به ویژگی‌های خاص آنها؛‌ به عنوان نمونه تنها بودن، داشتن بیماری زمینه‌ای، دارا بودن چترهای حمایتی دیگر و غیره به برنامه‌ریزی، سیاستگذاری و نوع مداخلات مددکاری اجتماعی  و معیشتی کمک زیادی می‌کند که متاسفانه ما این بانک اطلاعاتی را نداریم

5 میلیون از جمعیت کشور از هرگونه چتر حمایت اجتماعی محرومند

وی ادامه داد:‌ طبق آمار وزارت رفاه، تقریباً چیزی حدود 5 میلیون نفر از جمعیت کشور ما در سه دهک پایین از هرگونه چتر حمایت اجتماعی محرومند که از این جمعیت تقریباً 2 میلیون و 300هزار نفر افراد بالای 60 سال هستند، در چنین شرایطی پویایی، پاسخگویی و توانایی و ظرفیت‌سازی نهادهای اجتماعی برای ایجاد امنیت خاطر برای این گروه از سالمندان بسیار مهم است که اگر غفلت کنیم باید عوارض جبران ناپذیر آن مانند پدیده "سالمند آزاری"، "اقدام به خودکشی"، "بی‌خانمانی" و غیره را در آینده بپردازیم.

ضرورت نیازسنجی سالمندان توسط مددکاران بخصوص در شرایط بحران

وی با تاکید بر اینکه مددکار اجتماعی باید نیازسنجی سالمندان در مراکز سالمندی، خانه و سایر محیط‌های اجتماعی را انجام دهد، گفت:‌ بر مبنای این نیازسنجی و اولویت‌بندی نیازها و مشکلات این گروه از سالمندان در شرایط  بحران، هماهنگی برای تسهیل دسترسی سالمندان به خدمات معیشت امکانپذیر می‌شود. در حالیکه هم اکنون بخش کوچکی از نیاز سالمندان پوشش داده می‌شود.

وی با اشاره به نیاز بالای سالمندان به حمایت بیشتر در شرایط  بحران، گفت:‌ در چنین شرایطی ورود مددکاران برای تسریع خدمات موردنیاز بیشتر است و طبیعتاً سیاست‌گذاری‌های کشور در حوزه بازنشستگان و سالمندان یکی دیگر از مؤلفه‌های تأثیرگذار در جهت دسترسی بیشتر سالمندان به خدمات و معیشت مطلوب است.

موسوی  با تاکید بر ضرورت تقویت مسئولیت‌های اجتماعی در قبال سالمندان به خصوص در شرایط بحران کرونا، عنوان کرد: تقویت ارتباط سالمندان و اعضای خانه و تشکیل پرونده برای سالمندان  به‌ویژه سالمندان تنها و دارای نیازهای خاص برخی دیگر از اقداماتی است که مددکاران در این شرایط می‌توانند دنبال کنند.

وی با اشاره به وجود مناطقی در سطح شهرها تحت عنوان مناطق ناکارآمد شهر، اظهار کرد: ‌تقریبا همه مردم در این مناطق از دریافت خدمات عمومی محرومند، لذا یکی از وظایف مددکاران اجتماعی شناسایی افراد بی نصیب از حداقل‌ها، سالمندان نیازمند و یا سالمندان رها شده در خیابان‌ها و در ادامه هماهنگی جهت ارائه خدمات عمومی به آنهاست.

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران ، انجام هماهنگی بین بخشی برای استفاده از ظرفیت‌های موجود را از دیگر وظایف مددکاران دانست و ادامه داد:‌ خوشبختانه شهرداری تهران در این حوزه ورود خوبی دارد، لذا یکی از کارهایی که مددکاران می‌توانند انجام دهد شناسایی سالمندان نیازمند و معرفی آنها به سازمان‌های حمایتگر همچون شهرداری است.

انزوای اجتماعی سالمندان در دوران کرونا

دکتر موسوی چلک ورود به بحث سالمند آزاری را از دیگر اولویت‌های مددکاران دانست و ادامه داد:‌ طبیعاتا محور مداخلات اورژانس اجتماعی بر اساس فعالیت مددکاران اجتماعی و روانشناسان خواهد بود.

وی انزوای اجتماعی سالمندان در دوران کرونا را دغدغه بعدی دانست و گفت: در خانه ماندن برای سالمندان علاقه‌مند ارتباط با دیگران، انزوا ایجاد می‌کند که می‌تواند زمینه بروز آسیب‌های اجتماعی از جمله  اقدام به خودکشی را افزایش دهد، لذا حضور مددکاران اجتماعی در این حوزه اجتناب‌ناپذیر است.

 رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران  در خاتمه با تاکید بر اینکه مددکاران اجتماعی در شرایط بحران در کنار متخصصین حضور داشته و نقش‌ خود را ایفا می‌کنند، گفت:‌ در بحران کرونا مددکاران اجتماعی در ایجاد هماهنگی در استفاده از سه ضلع سالمند، خانواده و محیط‌های اجتماعی می‌توانند ایفای نقش موثری داشته باشند.

کارشناس بیمه‌های اجتماعی و صندوق‌های بازنشستگی:

رویکردهای سیاستی فعلی در حوزه سالمندی کفایت لازم را ندارد

دکتر سید محمد موسوی خطاط - کارشناس بیمه‌های اجتماعی و صندوق‌های بازنشستگی - نیز در این وبینار با موضوع "بررسی قوانین و سیاست‌های حمایتی از سالمندان در ایران"، عنوان کرد:‌ بحث سالمندی در اصول 21 و 29  قانون اساسی مشاهده می‌شود که اصل 21 به بحث زنان و ایجاد بیمه خاص زنان سالخورده و اصل 29 به ویژگی‌های نظام تأمین اجتماعی در این خصوص اشاره دارد.

وی با بیان اینکه بند 13 سند چشم انداز نیز به ‌نظام جامع تأمین اجتماعی ‌پرداخته و بر آن تأکید می‌کند، گفت:‌ بند 7 نیز به فرهنگ‌سازی برای احترام و تکریم سالمندان،  نگهداری آن‌ها در خانواده و همچنین سازوکار برای بهره‌مندی از تجارب آن‌ها در غالب سیاست‌های کلی اشاره کرده است.

این کارشناس رفاه و تامین اجتماعی با اشاره به موضوع بازنشستگی در قوانین برنامه توسعه 5 ساله کشور، گفت: در قانون برنامه دوم در سالهای 74 و 78 که به شکل یک ماده‌ واحده ارائه ‌شده به موارد مختلف بازنشستگی اشاره شده و تبصره 63 ، صندوق ذخیره فرهنگیان را توضیح می‌دهد. همچنین برنامه سوم توسعه به بحث ساماندهی بیماران روانی مزمن و همچنین مساله سالمندان پرداخته که در برنامه چهارم تکرار شده و در برنامه پنجم (90 تا 94) نیز به مقوله بازنشستگی اشاره شده، همچنین در برنامه ششم توسعه مجددا موضوع ساماندهی توان‌بخشی سالمندان با پوشش حداقل 25 درصد مشاهده می‌شود.

به گفته‌ی مدیرکل دفتر مطالعات اجتماعی مرکز پژوهش‌های مجلس، در قوانین دائمی مانند قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی و قانون تأمین زنان و کودکان بی‌سرپرست هم مواردی داریم که مشخصاً به بحث سالمندی می‌پردازد.

دکتر موسوی با بیان اینکه قوانین زیادی در رابطه با حوزه بازنشستگی و تأمین مالی سالمندان وجود دارد، تصریح کرد: با توجه به حرکت هرم جمعیتی کشور به سمت پیر شدن، ‌باید به سالمندان نه به‌عنوان اقلیت بلکه  به‌عنوان بخشی از جامعه نگاه کنیم که باید برنامه‌های کامل و جامعی برای آنان دیده شود. به نظر می‌رسد رویکردهای سیاستی فعلی در حوزه سالمندی کفایت لازم رانداشته و بیشتر تک‌بعدی و از جنس موارد اقتصادی و آن هم صرفاً سمت‌وسوی بازنشستگی داشته است.

وی با بیان اینکه در حوزه بازنشستگی انتظار می‌رود که به افراد بالای 60 و 65 سال سرویس داده شود، گفت:‌ این در حالیست که تعداد زیادی از بازنشستگان زیر 60 سال دارند، به گونه‌ای که میانگین سنی بازنشستگان در صندوق بازنشستگی 51.5 سال است. بنابراین بخش زیادی از منابعی که باید به سالمندان اختصاص پیدا کند، در جمعیت‌های زیر سالمندی و کمتر از سالمندی پرداخت می‌شود.

دکتر موسوی با بیان اینکه پوشش تأمین اجتماعی یا بیمه‌های بازنشستگی برای کل جمعیت شاغل کشور حدود 70 درصد است، گفت:‌ این رقم در مورد سالمندان حدود 45 درصد است،  ضمن این‌که اگر در نظر بگیریم این کاهش پوشش در مستمری  باعث افزایش اشتغال  بین سالمندان شده، این دیدگاه نیازمند بررسی ویژه است.

وی دستیابی به یک چارچوب خوب در حوزه سالمندی را نیازمند برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری مناسب دانست و گفت:‌ مثلاً سازمان ملل متحد یکسری اصول برای حمایت از سالمندان در 5 اصل استقلال، مشارکت، خودباروری  و کرامت منتشر کرده و برای هریک از این 5 اصل مواردی را برشمرده، در حالیکه "سند ملی سالمندی" تصویب شورای عالی سلامت در ایران بیشتر رویکرد سالمندی دارد.

این کارشناس رفاه و تامین اجتماعی با اشاره به معضل "سالمند آزاری" گفت:‌ به این مساله در چارچوب عدم تفویض و حفظ کرامت سالمندان و در بند هفت سیاست کلی جمعیت تحت عنوان فرهنگ‌سازی و تکریم سالمندان اشاره شده اما در سیاست‌های کلی هنوز قوانین مابه‌ازای آن به تصویب نرسیده، البته اقداماتی در شهرداری تهران و بهزیستی انجام شده که کلیت نداشته و نیازمند اقدامات همه‌جانبه و بازشناسی آن‌ها به‌عنوان حق است.

دکتر موسوی در خاتمه با بیان اینکه اگر بخواهیم سالمندی و سیاست‌گذاری حوزه سالمندی را به‌عنوان یک سیاست اجتماعی دنبال کنیم ناچاریم استانداردها و حقوق حداقلی را در این راستا تصویب و تأمین کنیم، گفت: چیزی که ما امروز شاهدیم یک نگاه تک‌سویه در حوزه سالمندی است که عمدتاً مرتبط با مقوله بازنشستگی است و نهایتاً در دستگاه‌های حمایتی مقداری به موضوع توان‌بخشی و پرداخت کمک‌هزینه معیشتی پرداخته شده که اصلاح آن نیازمند نگاه همه‌جانبه‌تری است.

انتهای پیام/ ایسنا/ 24 شهریور99

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/06/25

آموزش آنلاین، جامعه‌پذیری ‌آفلاین


روانشناسان هشدار می‌دهند که پیامدهای طولانی‌مدت آموزش از راه دور می‌تواند برای سلامت کودکان و نوجوانان مخاطره‌آمیز باشد.

به گزارش خبرگزاری مهر، همشهری نوشت: همزمان با سال تحصیلی متفاوتی که دانش‌آموزان در مدارس تجربه می‌کنند، دوران متفاوتی هم برای خانواده‌ها آغاز شده است. خانواده‌هایی که تا پیش از این بخش عمده مسئولیت آموزش فرزندانشان را به مدارس واگذار کرده بودند حالا مسئولیتی دوچندان یافته‌اند. مادران زمان فراغت بسیار محدودی دارند و مسئولیت نظارت بر چگونگی حضور فرزندانشان در کلاس‌های درس عملاً به آنها واگذار شده و این در حالی است که نگرانی‌های زیادی درباره پیامدهای طولانی شدن آموزش از راه دور بر سلامت روان دانش‌آموزان و وابستگی شدید آنها به اینترنت وجود دارد.

به‌گزارش همشهری، در نخستین ماه‌های شیوع کرونا در جهان، تعطیلی مدارس اتفاق خوشایندی بود، هم برای خانواده‌ها و هم برای دانش‌آموزان. درس خواندن در خانه تجربه تازه‌ای به شمار می‌رفت که در میانه همه‌گیری کووید -۱۹ بسیاری قدردان آن بودند. حالا اما شرایط متفاوت است. تا چندماه دیگر تجربه زیستن در کنار کرونا یک‌ساله می‌شود و پیامدهای اختلالی که کرونا در بخش‌های مختلف برجای گذاشته روشن شده است. روانشناسان می‌گویند، تعطیل شدن مدارس، کودکان را از دوستانشان و شبکه گسترده جامعه آنها جدا کرده است و به‌نظر می‌رسد بر سلامت روان آنها تأثیر داشته باشد و بسیار مهم است که مراقبت‌های بهداشت روان برای کودکان و نوجوانان بسیار جدی گرفته شود.

جیمی.دی‌آتن، روانپزشک، در مقاله‌ای در نشریه سایکولوژی‌تودی هشدار داده است که بیشتر اختلالات بهداشت روان که در بزرگسالی نمود پیدا می‌کند از دوران کودکی آغاز می‌شود. اختلالاتی که اگر زود شناسایی و درمان نشوند، به‌طور بالقوه منجر به ضعف در سلامت و پیامدهای اجتماعی می‌شود. او هشدار داده است که تحت‌تأثیر کرونا میلیون‌ها کودک و نوجوان صبح‌ها در خانه یا اتاق شخصی‌شان محبوس هستند. پیامدهای این شرایط منجر به کاهش شدید تحرک کودکان، محدودیت ارتباط آنها با دیگران و مصرف خارج از حد تعادل اینترنت و تلویزیون می‌شود. چالش اساسی در این میان نقشی است که به خانواده‌ها محول شده است. تعطیلی مدارس به‌معنای تغییر نقش از معلم به والدین است، اما کم نیستند والدینی که برای پذیرش این نقش هم آمادگی کافی ندارند.

حسن موسوی‌چلک، رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران، با بیان اینکه کارکردهایی که محیط مدرسه دارد در هیچ کتابی یافت نمی‌شود، به همشهری می‌گوید: دانش‌آموزان در مدرسه علاوه بر یادگیری مباحث آموزشی، موضوعاتی مثل نظم و مسئولیت‌پذیری اجتماعی، احترام به دیگران، پشتکار، آشنایی با هنجارها و ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی و احترام به تفاوت‌ها را در تعامل با سایر دانش‌آموزان و اولیای مدرسه می‌آموزند.

به گفته او، بخشی از مهارت‌هایی که دانش‌آموزان در مدارس فرا می‌گیرند در هیچ کتاب و جزوه‌ای یافت نمی‌شود و بسیاری از فعالیت‌هایی که کودکان باید در مدرسه آموزش ببینند در شرایط خانه ماندن یا مهیا نمی‌شود و یا کمرنگ می‌شود.
موسوی‌چلک با تأکید بر اینکه حضور دانش‌آموزان در مدرسه در شرایط عادی به سلامت اجتماعی آنها بیشتر کمک می‌کند، ادامه می‌دهد: ماندن در خانه دانش‌آموزان را از خطر ابتلاء به کرونا حفظ می‌کند اما آنها را در معرض مخاطرات دیگری قرار می‌دهد. خانه در شرایط کنونی و با تکیه بر فضای مجازی نمی‌تواند بخشی از کارکردهای مدرسه را به‌طور کامل جبران کند. تا ماه‌های قبل از کرونا، این تعاملات با دیگر دانش‌آموزان و گروه‌های هم‌سن و سال بر عهده اولیای مدرسه بود و الان خانواده‌ها نقش پر رنگ‌تری در شرایط کرونایی برای حفظ سلامت روان، بالابردن سواد اجتماعی، مهارت‌ها، کارهای گروهی، نیکوکاری و کارهای داوطلبانه ایفا می‌کنند.

آنطور که رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران می‌گوید؛ در شرایط کنونی خانواده‌ها باید با وجود مشغله‌هایی که دارند بیشتر کنار فرزندانشان باشند تا بلکه پیامدهای منفی ناشی از حضور نداشتن دانش‌آموزان در مدرسه و کارکردهای اجتماعی آن را تا حدودی پوشش دهند. او می‌گوید: طولانی شدن این روند نگرانی‌هایی ایجاد می‌کند؛ وابستگی بیش از حد کودکان به فضای مجازی و چرخش اطلاعات غیرقابل کنترل در این فضا به ویژه برای بچه‌هایی که در سنین کمتر قرار دارند می‌تواند تهدیدی جدی برای آینده و سلامت آنها به همراه داشته باشد.


کارشناسان می‌گویند: همکاری خانواده و دانش‌آموز در زمانی که فضای مجازی جایگزین حضور در مدرسه شده‌، نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای دارد. در خانه ماندن و آموزش مجازی نباید منجر به بی‌نظمی برنامه زندگی و آموزشی کودکان و حضور بیش از اندازه آنها در فضای مجازی شود. به گفته چلک، مسئله‌ای که خانواده‌ها باید بدانند این است در زمانی که کودکان عمدتاً در خانه تحت آموزش آنلاین هستند، مدیریت استفاده از فضای مجازی و نظم برنامه‌های روزانه آنها نباید به هم بخورد، چرا که این مسئله بر سلامت آنها تأثیرات نامطلوبی خواهد داشت. درواقع کودکان باید در ساعت مشخصی بیدار شوند، بخوابند و برنامه روزانه منظمی را دنبال کنند، مانند زمانی که به مدرسه می‌رفتند. در غیراین صورت پس از عبور از دوران کرونا هم دانش‌آموزان عادت‌های جدیدی پیدا می‌کنند که بازگشت به مدرسه را برای آنها دشوار می‌کنند.

یکی از مهم‌ترین دلایل فراخواندن دانش‌آموزان به کلاس‌های درس در هشتمین‌ماه همزیستی با کرونا در جهان، روشن شدن مخاطرات آموزش از راه دور طولانی‌مدت بر دانش‌آموزان بوده است. اگرچه پیامدهای این خانه‌نشینی برای همه کودکان در مناطق مختلف جهان یکسان نبوده است، اما تحقیقات متعددی افزایش احساس افسردگی در کودکان و نوجوانان را گزارش کرده‌اند

شیوا دولت‌آبادی، روانشناس نیز با بیان اینکه نگرانی خانواده‌ها عقب افتادن بچه‌ها از آموزش است، به «همشهری» می‌گوید: بچه‌ها در بیشتر شهرهای جهان تحت‌تأثیر همه‌گیری کرونا شرایط مشابهی دارند و جامعه‌پذیری آنها به نوعی با اختلال مواجه شده است. علاوه بر اینکه مسئله بازماندگی از تحصیل وجود دارد. این دو مسئله اصلی پیش‌روی ما هستند که نباید از آنها غفلت کنیم.

به گفته او، مدرسه یک مکان اجتماعی و محلی برای آماده کردن دانش‌آموزان برای زندگی اجتماعی و بزرگسالی است و اگر فقط قرار به آموزش مجازی باشد جای بسیاری از آموزش‌هایی که در مدارس به دانش‌آموزان تعلیم داده می‌شد خالی می‌ماند.

او درباره راهکارهایی که خانواده‌ها در سال تحصیلی جدید باید مورد توجه قرار دهند، می‌گوید: اگرچه ناچار به آموزش مجازی دانش‌آموزان هستیم و بسیاری از خانواده‌ها با فرستادن فرزندانشان به مدرسه مخالفت کرده‌اند، اما باید تمهیداتی اندیشیده شود تا جای خالی آموزش‌هایی مثل مهارت‌های زندگی و ارتباطات دسته‌جمعی خالی نماند و بچه‌ها به نوعی دچار جداافتادگی از اجتماع و هم‌سن و سال‌های خود نشوند. در عین اینکه خانواده‌ها باید به علائم تغییر رفتار فرزندانشان تحت‌تأثیر شرایط آموزشی جدید توجه داشته باشند.

به گفته دولت آبادی، این جدا افتادن از هم‌سن و سال‌ها برای کودکان بسیار مهم‌تر از سایر افراد است، چرا که آنها تصور می‌کنند این شرایط پایدار خواهد بود و هیچ تغییری نخواهد کرد. او با بیان اینکه تعداد زیادی از دانش‌آموزان به‌دلیل شرایط خاص خانوادگی‌شان، توانایی استفاده از شبکه‌های مجازی را ندارند، از افزایش نابرابری در دسترسی به امکانات آموزشی در سال تحصیلی جاری و همزمان با کرونا ابراز نگرانی کرد. به گفته او، این مسئله باید به‌صورت کلان رفع شود و ابزارهای لازم با برنامه‌ریزی‌های کلان در اختیار دانش‌آموزان قرار بگیرد. در غیر این ‌صورت شاهد بروز شکاف در آموزش دانش‌آموزان خواهیم بود.

منبع:خبرگزاری مهر /23 شهریور99 به نقل از روزنامه همشهری

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/06/25
کافه میرداماد

گفت و گو با دکتر سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

مثبت نگری ضرورت جامعه امروز است

گفتگو: طاهره آشیانی

آدم ها دوگونه اند، آنهایی که طبق یک توصیه قدیمی به جای لعنت فرستادن به تاریکی، شمعی روشن می کنند و آنهایی که در تاریکی به زندگی ادامه می دهند و نق می زنند، فحش می دهند و تاریکی برای خودشان و دیگران را عمیق تر و سیاه تر می کنند. آدم ها دو گونه اند آنهایی که مثبت نگری و امید را دوست دارند و می گردند و آدم های مثبت و امیدوار را پیدا می کنند تا تاب آوری خود را تقویت کنند و آنهایی که آدم های امیدوار و مثبت نگر را مسخره می کنند و به آنها القابی مانند بی تفاوت و سیب زمینی می دهند و می گویند روان شناسی زرد و عامیانه باعث شده برخی از آدم ها در میانه همه مشکلات به روزنه ای نگاه کنند که نوار بسیار باریکی از نور از آن می تابد و تلاش می کنند این روزنه را به دریچه تبدیل کنند. به نظر این گروه، زندگی در ذات خود سخت و مشکل نیست بلکه این شرایط زندگی است که گاهی سخت می شود اما شرایط همیشه ثابت نیست و به قول حافظ: دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت / دائما یکسان نباشد حال دوران، غم مخور این غم نخوردن نشانه بی رگ بودن نیست، بلکه نشانه ایمان و امید به روزهای بهتر است، نیرویی که در ذات و فطرت انسان ها وجود دارد.

برای توصیف این امید و اما و اگرهایش با دکتر موسوی چلک، هم صحبت شدم، دکتری که بر این باور است انسان بدون امید تبدیل به مردابی راکد می شود که کم کم می پوسد و بوی تعفن می گیرد. امید یکی از گسترده ترین معانی در زندگی بشر است که از زوایای مختلف می توان به آن نگاه کرد.

رابطه اقتصاد با امید اجتماعی

دکتر چلک می گوید: امید به زندگی به سن و سال افراد ربط دارد. آخرین آمار در ایران نشان می دهد که امید به زندگی در زنان ۷۶ سال و در مردان ۷۴ سال بوده و به این معناست که بعد از ۶۰ سالگی، افراد چقدر سالم و امیدوار زندگی می کنند.این روند نسبت به سال های گذشته روبه رشد بوده و دلیل این رشد بیشترشدن خدمات اجتماعی، درمانی و فراگیری اطلاعات در میان افراد است.

درباره امید اجتماعی و فردی پژوهش های مستند زیادی وجود ندارد، اما از آنچه که موجود است می توان به این نتیجه رسید که امید اجتماعی در جامعه ما زیاد حالش خوب نیست. پژوهشی که دو سال قبل درباره سلامت روان انجام شد و از ۶۰۰۰ نفر سوالاتی شد، نشان داد که بیشتر مردم ایران دچار نگرانی هایی هستند که امید اجتماعی آنها را پایین می آورد. نگرانی از فوت اطرافیان، نداشتن امنیت شغلی و مالی از مهم ترین نگرانی ها بود. حال و روز اقتصادی بشدت بر امید به زندگی تاثیرگذار است چون در شرایط بحرانی مردم نمی توانند چشم اندازی درستی برای خود ایجاد کنند و همین امیدشان را به یاس تبدیل می کند. ضعیف شدن بنیه اخلاقی یکی از دلایل دیگری برای کم رنگ شدن امید اجتماعی است.

دوری  از آدم های نق نقو

به دکتر چلک می گویم: برخی افراد هر چقدر شرایط اجتماعی و اقتصادی ناامیدکننده باشد اما تلاش می کنند شرایط را بهتر کنند. این آدم ها را آدم های امیدوار می نامیم، ریشه خوش بینی آنها در چیست؟

وی می گوید: انسان بدون امید نمی تواند زندگی کند. امید باعث تلاش و تکاپور می شود و زندگی را به حرکت می آورد، اما سوال این است که با امید چقدر می توانیم به آینده باثبات تر دست پیدا کنیم؟ این جاست که امید فردی به امید اجتماعی گره می خورد و تفکیک آنها از هم سخت می شود. امید فردی ارتباط مستقیم به سبک زندگی و نوع نگرش افراد در خانواده و اطرافیان دارد. محیط هایی که افراد در آن قرار می گیرند در نگرش آنها تاثیرگذار است؛ محیط هایی مانند خانواده، مدرسه، محل زندگی و کار، دانشگاه و... . وقتی ما مدام با آدم هایی سرو کار داشته باشیم که مرتب نق می زنند، طبیعی است که همان کورسوی امیدی که برای خودمان باز کرده ایم هم بسته شود. رفتار والدین و نوع برخورد آنها با مسائل، اولین چشم اندازهای زندگی کودک را شکل می دهند، هرچند بچه ها هر چه بزرگ تر می شوند به دلیل گستره ارتباط شان و دریافت اطلاعات بر نوع نگرش آنها تاثیر می گذارد و هر چه بزرگتر می شوند بیشتر فرق بین آنچه به آنها گفته شده و واقعیت اجتماعی را درک می کنند.

 خود مراقبتی را جدی بگیریم

به دکتر چلک می گویم در جامعه امروزی به دلیل مشکلات زیادی که وجود دارد، افراد مثبت نگر گاهی مورد تمسخر قرار می گیرند و همین باعث می شود فرد با چالش هایی روبه رو شود و حتی گاهی از جمع فاصله بگیرد... .

می گوید: مثبت نگری یکی از ضرورت های جامعه امروزی ماست. یکی از مهارت هایی که باید همه یاد بگیرند، خودمراقبتی است. یکی از راه های تقویت خودمراقبتی، مثبت نگری است. روان شناسی مثبت نگری در دنیا طرفداران زیادی دارد چون افراد به مرور و با کسب دانش تجربه های فردی یاد می گیرند برای زندگی بهتر، مثبت نگری یک الزام است. البته این را هم باید بگویم که مثبت نگری به معنای نادیده گرفتن کمبودها نیست.گاهی افراد برای مسائل کوچک بی تابی می کنند؛ مسائلی که بر کلیت زندگی آنها تاثیر چندانی ندارد و اینها باعث ایجاد اختلالات روانی می شود و پژوهش ها نشان می دهد مردم جامعه ما بیش از آن که مثبت نگر باشند دنبال مشکلات و بزرگ نمایی آنها هستند. مسائل جزئی آدم های مثبت نگر را عصبانی نمی کند. آنها نیمه پر لیوان را می بینند اما برای پر کردن نیمه پر هم تلاش می کنند. آدم های مثبت نگر اتفاقا مطالبات اجتماعی بالایی دارند و معمولا سکوت یا خودخوری و دیگرآزاری ندارند اما آنها بلدند در حالی که مطالبه گر هستند و برای آینده بهتر تلاش می کنند، رفتار خود را هم مدیریت کنند. این مدیریت باعث می شود که تاب آوری اجتماعی آنها افزایش یابد. سازگاری آنها با جامعه و داشته هایشان به این معنی نیست که ظلم پذیر هستند، آنها به دنبال حق هستند اما قبل از این که مطالبه گری را شروع کنند، پرس و جو می کنند که حق چیست؟ این روش را می گویند مسوولیت پذیری اجتماعی که اتفاقا در آدم های مثبت نگر خیلی بیشتر از آدم های منفی گراست. 

رابطه امیدواری با عملگرایی

دکتر چلک می گوید: آدم های مثبت نگر بیشتر عملگرا هستند؛ چون باور دارند که باید برای تغییرات بهتر دست به عمل بزنند برای همین است که نوعدوستی در آنها بیشتر است. در زمان بحران های اجتماعی و بلایای طبیعی دست به اقدام می زنند و این اصلا ربطی به میزان داشته های آنها ندارد. آنها تفکرشان پر از امید به زندگی است برای همین در زمان زلزله، سیل و... به جای نق زدن دست به کار می شوند و کمک می کنند در عین حال کمبودها را هم به چالش می کشند و مطالبه گری می کنند. مثلا می روند به سیل زده ها کمک می کنند اما این سوال را هم از مسوولان می پرسند که چرا به وظایف خود عمل نمی کنند. ایمان و توکل یکی از تکیه گاه های آدم های امیدوار است. آنها به خدا ایمان دارند و چون او را قادر مطلق می دانند، باور دارند عاقبت روزنه ای پیدا و مشکلات حل خواهد شد. رضایتمندی در آدم های امیدوار و مثبت نگر زیاد است. این ربطی به میزان داشته های مالی و مادی آنها ندارد. هرچند همه اینها بستگی به معیار و خط کشی دارد که آدم ها در زندگی انتخاب می کنند. برخی آدم ها از رفاه بالایی برخوردارند اما شاخص امیدواری در آنها پایین است و عکس این قضیه هم وجود دارد. باز هم تاکید می کنم امیدواری و مثبت نگری رابطه مستقیم با انتخاب آدم ها دارد و در شرایط سخت اجتماعی آدم ها باید مهارت خودمراقبتی را یاد گرفته باشند تا تاب آوری شان قوی تر شده باشد و در این میان امید حرف اول را می زند.منبع: روزنامه جام جم.22 شهریور





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/06/23

یادداشت شرق:

«استراتژی با هم بودن »

سید حسن موسوی چلک

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

(23 شهریور99)

 

امروزه اهمیت استفاده از همه ظرفیت ها برای موفقیت جوامع مختلف و حتی سازمان ها و ایجاد فضای آرامش و افزایش رضایت اجتماعی تدبیری هوشمندانه و عاقلانه است که غیر از این باشد باید هزینه پرداخت شود که گاهی اوقات این هزینه ها غیر قابل جبران هستند و یا اگر قابل جبران باسند بسیار سخت خواهد بود.در این فضا منتقد و موافق هر دو با هم جای می گیرند نه فقط موافقین. این جای گرفتن همیشه ممکن است بصورت پست های اداری و مناصب های مختلف دادند، نیست بلکه حتی شنیدن دیدگاه هل و نظرات شان هم می تواند یکی از این راه ها باشد.فراموش نکنیم که فقط از یک زاویه دیدن و اعتماد کردن به افرادی که در مقابل هر گفته ایی حتی ناصواب و دروغ، اقدامی حتی ناکارآمد، تصمیمی حتی برخلاف قوانین و مصالح جامعه یا سازمان و .. فقط سر شان را به علامت تایید تکان می دهند  و مداهنه می کنند و... خود خطایی برزگ است که موجب می شود نتوان از همه ظرفیت ها به خوبی و بموقع استفاده کرد.این را بپذیریم که شرایط فعلی کشور که در برخی از حوزه ها ناکارآمدی خود را نشان داده است نتیجه همین نگاه یک سویه و غفلت از شنیدن رویکردهای متفاوت با مدیران احرایی در دولت های مختلف از حمله دولت فعلی و استفاده از همه این ظرفیت ها و توانایی ها است.بر این باور هستم که توسعه و پیشرفت کشور و سازمان ها  در گرو همین اندیشه پیشرو و اساسی است.دعواهای سیاسی و جناحی و حذف و تخریب رقبا  حتی افراد قوی از جناح مقابل و رفتار های کودکانه در ساختار اداری  و مدیریتی و اجرایی کشور چیزی جز اتلاف منابع انسانی و هزینه های دیگر نخواهد داشت.فراموش نشود که در پذیرش با هم بودن یکی از الزامات پذیرش همین تفاوت هاست.بدون شک در چنین فضای مه آلود مردم بیش از گذشته نامید خواهند شد که خود می تواند به کاهش اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی مردم و در یک معنای عام تر کاهش سرمایه اجتماعی در جامعه شود. دعواهای واقعی و یا به اصطلاح زرگری با هدف تخریب دیگران یا حذف رقبا موجب فاصله گرفتن مردم از این جناح ها و مدیران خواهند شد.مصلحت و منافع مردم در با هم بودن است نه در اختلاف.شاید بقای جنان حا  دراختلاف باشد ولی مردم نه.مردم هماهنگی وانسجام را اگر ببینند امیداور تر می شوند، همبسته تر می گردند، سازکار تر می شوند، تاب آور تر می گردند.در چنین شرایطی مردم هم مسوولیت پذیرتر می شوند( که تاکنون هم  چیزی هم نگذاشتند از جان و مال خود برای بقا گذشتند) و هم مشارکت جو تر.مولفه هایی که برای هر مدیری در هر سطحی از مسوولیت در مدیریت ملی، استانی و محلی و... بسیار بزرگ و  ارزشمند است.البته اگر قدر بدانیم به دنبال افزایش این سرمایه هم خواهیم بود در غیر این صورت بر طبل اختلاف و تعارضات خواهیم کوبید که همه را خسته خواهد کرد چون از از صدای طبل اختلاف و منافع فردی و حزبی چیزی عاید مردم نمی شود. بپذیریم که اگر در نتیجه این خستگی های آزار دهنده مردم مایوس تر شده و رفتار هایی نشان دادند که مورد پسند همه ما نباشد، آنهایی مقصر هستند و باید پاسخگو باشند که بر این طبل می کوبند. لذا از مردم مایوس نمی توان امیدی به مشارکت اجتماعی و مسوولیت پذیری و  تاب آوری فردی و اجتماعی داشت. بیایم «با هم بودن» را به عنوان یک استراتژی بپذیریم و همه را درکنار هم برای ساختن جامعه داشته باشیم. بدون شک در این شرایط سینرژی که ایجاد می شود می تواند به اصطلاح«کوه را به کاهی بی ارزش تبدیل کند». وقتی در جامعه زندگی می کنیم نمی توانیم  بگوییم که  «هر کس راه خود را برود» .چرا که در نتیجه این تفکر، در جوامع مختلف فاصله ها بین مردم و مردم و دولت ها زیاد می شود. فراموش نشود که امروز وجود این فاصله ها، سم مهلکی برای امنیت پایدار کشور خواهد بود.با این امید که درسایه این با هم بودن  بامشارکت بیشتر همه،نشاط جای خستگی را بگیرد و  هوشمندانه تر  و همه جانبه تر فکر کنیم، تصمیم بگیریم و عمل کنیم تا پویایی اجتماعی و «به زیستن اجتماعی» را بیش از پیش شاهد باشیم.انشاءا...





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/06/23


یادداشت:حقیقت‌گویی هزینه دارد

سیدحسن موسو‌ی‌چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

(روزنامه آرمان ملی/22 شهریور99)

 این روزها هر مسئولی را که می‌بینیم در صحبت‌های خود از بقیه می‌خواهند که برای مبارزه با فساد و ناکارآمدی از افرادی که به شفافیت و... کمک بکنند، حمایت کنند؛ گویی که قرار است اتفاقی بیفتد. اما تاملی بر رفتارهای سازمانی در کشور نشان می‌دهد که همیشه حقیقت‌گویان در حاشیه بودند و باید هزینه حقیقت‌گویی را بپردازند و چاپلوسان و افرادی که منافع فردی را بر منافع سازمانی و حرفه‌ای و ترویج اخلاق اداری و انسانی ترجیح می‌دهند بیشتر جولان می‌دهند و این همان منشأ فساد و ناکارآمدی‌هایی است که نتیجه‌اش همینی است که در بخش‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی داریم می‌بینیم و متاسفانه ناچاریم تاوان آن را هم پس بدهیم. موضوعی که در حدیثی که از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است، گویی دال بر همین موضوع است که «حق را بگویید، حتی اگر به ضررتان باشد». اگر نیم‌نگاهی به سازمان‌های مختلف داشته باشیم به‌آسانی متوجه می‌شویم که انسان‌هایی را که دغدغه‌مند هستند و چاپلوسی نمی‌کنند و از بیان حقیقت‌ها واهمه‌ای ندارند عموما گوشه‌نشین‌شان می‌کنیم. بر این باورم که این خود فسادی است که انجام می‌دهیم و ایجاد فضای ترس از بیان حقیقت، خود کمک به ترویج فساد و ناکارآمدی و ایجاد فضای امن برای کسانی است که از این شرایط سودهای متعدد و متفاوتی می‌برند؛ جمله‌ای که شهید بهشتی هم به آن اشاره می‌کند. آنجا که می‌گوید: «من تلخی برخورد صادقانه را به شیرینی برخورد منافقانه ترجیح می‌دهم». اما چه می‌شود که ما این نوع متملقان و چاپلوسان را بیشتر دوست می‌داریم، خود موضوع بسیار قابل تاملی است. مگر نه این است که پیامبر اکرم(ص) در مورد حق‌گویی چنان تاکید و تصریح دارد. به درستی می‌توانم اشاره کنم که پویایی یک سازمان و جامعه در وجود و حضور افرادی است که متعهدانه در بیان حقیقت و دفاع از حق و مقابله با ظلم و فساد و ناکارآمدی، متعهد هستند نه خاموش. به‌ویژه این انتظار از افرادی که آگاهی بیشتری دارند، بیشتر می‌رود. نتیجه خاموش بودن، فرصتی ایجاد می‌کند تا ناکارآمدها، بیشتر جولان دهند. در این صورت پرداخت هزینه حقیقت‌گویی، با کسانی است که در دفاع از حقیقت و ناکارآمدی خاموش نیستند. لذا معتقدم باید استقامت کرد چرا که حق‌گویی، هزینه‌بردار است. امام علی(ع) می‌فرماید: «خداوند رحمت کند کسی را که چون حقی را می‌بیند، به یاری آن برمی‌خیزد و هرگاه ستمی را مشاهده کرد، از آن جلوگیری می‌کند و همیشه یاور حق و اهل حق است تا آن حد که برای یاری حق به استقبال دشواری‌ها می‌شتابد». و این سخنانشان هم نکته قابل تاملی دارد که نمی‌توان به‌راحتی از کنار آن گذشت و آن اینکه «در همراهی حق، خوشبختی به‌وجود می‌آید». حال اگر به دنبال کارآمدی و مقابله با فساد به شکل‌های مختلف هستیم، فضا را برای منتقدان و حقیقت‌گویان بیشتر باز کنیم و به جای به حاشیه راندن آنان از ظرفیت‌های‌شان برای اصلاح امور و پیشبرد اهداف سازمانی و کشور بیشتر استفاده کنیم.

 

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/06/22
شفافیت؛ کلید حفظ‌ مشارکت‌های اجتماعی‌
نویسنده : حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی

بررسی تاریخ زندگی بشر نشان می‌دهد معمولا مردم در بحران‌ها به اشکال مختلف طبیعی و غیرطبیعی مشارکت بیشتری برای کمک به‌ همنوعان انجام می‌دهند.این مشارکت‌ها می‌تواند به‌روش‌های مختلف صورت گیرد؛ به‌عنوان‌مثال می‌توان به کمک‌های نقدی برای تأمین اقلام موردنیاز، بازسازی مناطق آسیب‌دیده و تأمین پوشاک و خوراک اشاره کرد که ‌‌ازجمله رایج‌ترین شیوه‌های کمک‌رسانی است.  ‌ شیوه دیگر مشارکت برای رفع مشکلات کمک‌های غیر نقدی است که به‌جای پرداخت مستقیم پول، لوازم و اقلام موردنیاز تأمین می‌شود.در دوران کرونا بارها شاهد اخباری بودیم که مردم لوازم بهداشتی و درمانی از قبیل ماسک، شوینده، تجهیزات پزشکی، بسته‌های آذوقه و ... تهیه‌کرده و بین افراد مختلف نیازمند ‌توزیع کرده‌اند. شیوه دیگر مشارکت مردم در شرایط بحرانی ارائه مستقیم خدمت است.به‌عنوان‌مثال، کادر درمانی بدون دریافت پول خدمات مرتبط ارائه می‌کنند. یا افراد برای نظافت مراکز درمانی مراجعه و کمک می‌کنند. برخی بنگاه‌ها و شرکت‌ها هم در قالب مسؤولیت اجتماعی در این شرایط فعالیت‌های انسان دوستانه خود را افزایش می‌دهند تا کمکی به افراد درگیر بحران‌ کرده باشند. دراین‌بین مهم این است که هر چه مردم مشارکت بیشتری داشته باشند، مدیریت بحران‌ و ارائه خدمات ‌ به افراد نیازمند بهتر صورت می‌گیرد‌.
همچنین یکی از راه‌های افزایش و استمرار این مشارکت‌ها اعتمادسازی است و معمولا در جوامعی که سرمایه اجتماعی بالاتر باشد، این میزان مشارکت بیشتر خواهد بود و نشان می‌دهد اعتماد اجتماعی بالا معمولا زمینه مشارکت بیشتر را فراهم می‌کند. علاوه بر این،‌ برخی مواقع درخواست مسؤولان عالی‌رتبه کشورها ازجمله رهبران دینی یا سیاسی و حتی قومی می‌تواند در شرایط بحرانی بر میزان مشارکت مردم بیفزاید. همین‌طور گروه‌های مرجع و افراد شناخته‌شده در عرصه‌های ورزشی، هنری
و ...نیز ازجمله گروه‌های تأثیرگذار برافزایش میزان مشارکت در شرایط بحرانی هستند. در کنار فعالیت این افراد و گروه‌ها نکته مهم در جلب مشارکت و پایداری آن شفافیت، اطلاع‌رسانی صحیح و مستمر و مبتنی بر شواهد واقعی است‌. هرقدر شفافیت بیشتر و نیازهای واقعی شناسایی شود و نحوه عملکرد به‌موقع و دقیق در دسترس مردم  قرار بگیرد‌.احتمال پایداری و استمرار و حتی افزایش کمک‌ها و حمایت‌های مردمی و بنگاه‌ها را شاهد خواهیم بود که پشتوانه بزرگ و مهمی برای کشور در جهت افزایش همبستگی اجتماعی هم خواهد بود.  افزون بر این، باید یادآور شد انتخاب روش‌های مناسب و آسان و خلاقیت در اطلاع‌رسانی و بهره‌گیری از ظرفیت ‌ فناوری‌های نوین، رسانه‌ها و سازمان‌های غیردولتی‌ برای جلب مشارکت مردم و تسهیل ارائه کمک‌ها چه نقدی و چه غیرنقدی نیز نقش مهمی در افزایش مشارکت مردم خواهد داشت.
منبع: روزنامه جام جم.18 شهریور99




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/06/18

یادداشت:«نخبگان» معلم شوند

سیدحسن موسوی‌چلک.

رییس انجمن مددکاران اجتمای ایران

(روزنامه شرق/16 شهریور99)

با توجه به شروع سال تحصیلی ، این آغاز را  تبریک می‌گویم. خاطرم هست زمان ما وقتی می‌شنیدیم فردی برای معلمی (دانشگاه تربیت معلم) قبول شده است، کلی ذوق می‌کردیم در‌واقع به دلیل پایگاه و منزلت اجتماعی‌ای هکه معلمان داشتند و افتخار بود. البته الان هم از نظر من معلمی افتخاری بزرگ است. ولی کمی جلوتر که آمدیم به مرور زمان این منزلت اجتماعی متأسفانه به دلایل مختلف کمتر جلوه داده شده است. بر این باورم که آموزش‌و‌پرورش برای توسعه و ارتقای کیفیت آموزش چاره‌ای ندارد جز  اینکه در انتخاب معلمان شرایطی را فراهم کند تا نخبگان رشته‌های مختلف برای معلم‌شدن پیشگام شوند. البته سیاست‌گذاران کلان کشور در این مسیر نقش بسیار مهم و اساسی دارند تا این منزلت اجتماعی را به معلمان برگردانند تا نخبگان خود برای معلم‌شدن پیشگام شوند. بدون شک تأکید بر تربیت انسان شایسته بدون حضور این نخبگان ممکن است به آسانی میسر نشود. در این صورت نیروی انسانی بی‌کیفیت به آموزش‌و‌پرورش وارد نخواهد شد. البته باید سپاسگزار معلمان فعلی هم باشیم که تلاش ارزنده‌ای دارند ولی واقعیت این است که الان کمتر کسی است که در رتبه‌های بالای کنکور انتخاب‌های اول خود را معلمی تعیین کند. بدون شک کشوری که آموزش‌و‌پرورش قدرتمندترین و مهم‌ترین دستگاه اجرائی آن باشد این فضا و شرایط هم برای حضور نخبگان و بهترین‌ها در مدارس فراهم و هموار خواهد شد. هزینه‌کردن در مدارس، سرمایه‌گذاری ارزشمندی برای هر کشوری از جمله کشور ما محسوب می‌شود. بی‌دلیل نیست که در ادیان مختلف الهی از جمله دین اسلام بر اهمیت آموزش‌و‌رورش و کسب علم تأکید می‌شود و برای کسانی که در تعلیم‌وتربیت بودند احترام و جایگاه ویژه‌ای قائل بودند. بپذیریم که اگر قرار است معلمان فقط از طریق دو دانشگاه شهید رجایی و فرهنگیان تربیت و جذب آموزش‌و‌پرورش شوند که به‌دلیل نیاز به آموزش‌ها‌ی خاص یک راهکار خوب است، تمهیداتی اتخاذ شود که دروازه ورود برای نخبگان تسهیل شود. ضمن اینکه به نظر می‌رسد برای نخبگانی که به هر دلیلی امکان جذبشان در این دو دانشگاه فراهم نشد، شرایط ورودی تعیین شود تا در صورت تمایل از ظرفیت این نخبگان هم بعد از فارغ‌التحصیلی در مدارس استفاده شود. وقتی با تعدادی از دوستان که ژاپنی بودند صحبت می‌کردم تأکید خاصی داشتند که معلمان شأن و منزلت اجتماعی بالایی در آن کشور دارند و معتقد بودند ژاپن از طریق مدارس ساخته شد چون مدارس بهترین‌ها را در اختیار دارند و از همین طریق پیشرفت کشورشان رقم خورد. بررسی‌ها نشان می‌دهد که با وجود دگرگونی‌های اقتصادی و اجتماعی صد سال اخیر در ژاپن، معلمان همیشه منزلت اجتماعی بالایی داشته‌اند. آنها به‌طور مستمر در دوره‌های آموزش ضمن خدمت شرکت کرده و کیفیت علمی لازم را برای تدریس در مدارس به عنوان معلم پیدا می‌کنند؛ البته این موضوع فقط به ژاپن برنمی‌گردد. در میان کشورهای جهان، آلمان و کره‌جنوبی هم بیشترین حقوق را به معلمانشان پرداخت می‌کنند. در کشورهایی از قبیل هلند، انگلیس، لوکزامبورگ، ایرلند، دانمارک، استرالیا و چند کشور دیگر هم معلم از حقوق بالایی برخوردار است. پس یک راهکار دیگر برای ارتقای کیفی خدمات توجه به کیفیت آموزش‌های ضمن خدمت است. یک راه دیگر برای جذب نخبگان این است که سیاست‌گذاری‌های مربوط به حقوق و مزایا برای معلمان بازنگری جدی شوند. به‌گونه‌ای که معلمان از بالاترین حقوق و مزایا در کشور بهره‌مند باشند و حتی معلمان را از پرداخت مالیات بر حقوق معاف کنند و حقوق بعد از اشتغالشان (زمان بازنشستگی) هم مثل حقوق زمان اشتغالشان باشد. این راه‌ها نخبگان را تشویق خواهد کرد تا انتخاب اول خود را آموزش‌و‌پرورش قرار دهند. در این صورت امیدواری به پیشرفت و توسعه کشور در آینده بیشتر و بیشتر خواهد شد. بر این باورم که آینده هر کشوری از جمله ایران از مدرسه ساخته و تعیین می‌شود.

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/06/17

قربانی، متهم نیست!

چالش‌های پیش ‌روی افشاگری‌های مجازی درباره آزار و تجاوز جنسی درگفت‌وگو با کارشناسان آسیب‌های اجتماعی

 

یکتا فراهانی ـ‌ خبرنگار

خشونت و آزار، اشکال و مراتب مختلفی دارد اما در این میان خشونت و آزار جنسی یکی از معدود جرم‌هایی در دنیاست که در آن احساس شرم و گناه قربانی گاهی مانع از پیگیری جرم مجرم می‌شود و حتی در بسیاری موارد قربانی خود را هم مقصر می‌داند. بررسی نحوه رسیدگی به پرونده‌های شکایت علیه تجاوزهای جنسی در کشورهای مختلف بسیار متفاوت است اما اینگونه بررسی‌ها در بسیاری از کشورها نشان از آن دارد که ناهنجاری‌های مردسالارانه اغلب قربانی را هم زیرسؤال می‌برد. ضمن اینکه مجرم نیز خیلی راحت یا موضوع را کتمان می‌کند یا قربانی را هم در ارتکاب جرم خود مجرم می‌شناسد. در ایران آزارهای جنسی نه در محیط کار و تحصیل، نه در خانواده و اجتماع و نه حتی در مورد کودکان جرم شناخته‌شده‌ای نیست و پیگیری آن نیازمند شاکی خصوصی و داشتن شاهد و در واقع پروسه‌ای سخت و طولانی است. اما افشاگری‌های اخیر جنسی علیه زنان نشانگر شکل‌گیری فضای تازه‌ای در شکستن سکوت سنگینی است که همیشه بر این مشکل سایه افکنده بود؛ موضوعی که در یک مورد منجر به پیگیری پلیس امنیت کشور شد و پرونده آزارگرجنسی در حال تشکیل است.


ویژگی و عوارض خشونت‌های جنسی 

دکترسید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران درخصوص تأثیرات و عوارض جسمی و البته روحی فردی که مورد خشونت جنسی واقع می‌شود می‌گوید: تأثیرات چنین آسیبی بسیار ماندگار است. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های تجاوزهای جنسی نیز نارضایتی کسی است که مورد تجاوز و آزار جنسی قرار می‌گیرد. اما واقعیت این است که افشای این موضوع می‌تواند کارکردهای مثبت و منفی در جامعه داشته باشد. تبعات منفی چنین افشاگری‌هایی مانع از انجام چنین کاری توسط قربانی می‌شود و ترس‌ها و تردیدهای او معمولاً مانع از آن می‌شود که بتواند به‌موقع حق خود را طلب کند و گاهی مانند افشاگری‌های اخیر موضوع مدت‌ها به تأخیر می‌افتد.

دکتر موسوی چلک می‌گوید که اغلب نوع واکنشی که اطرافیان نسبت به فرد قربانی دارند و تهدیدات شخص تجاوزگر مانع از آن می‌شود که قربانیان بتوانند در این خصوص اقدامی انجام دهند. به علاوه معمولاً پذیرش خانواده و جامعه نسبت به این فرد بسیار سخت و دشوار خواهد بود و همه این موارد در کنار هم مانع از افشای به‌موقع چنین جرم‌هایی خواهد شد. رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران عقیده دارد که نااطمینانی از آینده هم نکته مهم دیگری در این خصوص است چون قربانی نمی‌داند بعد از افشای چنین رازی شرایط او در آینده به چه شکل خواهد شد و دیگران در موردش چگونه قضاوت خواهند کرد. در واقع داشتن شهامت و جسارت لازم برای آشکار‌کردن چنین رازی عواقب خاص خود را خواهد داشت که تا قبل از مطرح‌شدن آن شخص قربانی آگاهی دقیقی از آن نداشته است.


حمایت‌های قانونی و اجتماعی 

دکتر موسوی چلک می‌گوید: کیفیت و کمیت حمایت‌های قانونی و اجتماعی که از افرادی که قربانی می‌شوند صورت می‌گیرد نکته مهم دیگری است که تأثیر بسیار زیادی در چگونگی تصمیم‌گیری قربانیان خواهد داشت. حمایت‌های اجتماعی، قانونی و خانوادگی باید به‌گونه‌ای اطمینان‌بخش باشند. در این صورت می‌توان امیدوار بود  که جامعه به سمتی برود که مردم از افشای اینگونه تجاوزات کمتر بترسند یا آنها را کتمان کنند. در واقع در بسیاری موارد سیستم حمایتی می‌تواند پشتوانه‌ای برای افراد قربانی باشد؛ به‌گونه‌ای که اینگونه حمایت‌ها مانع از تکرار و استمرار این موضوع توسط همان فرد تجاوزگر یا افراد دیگری از این دست باشد. رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران می‌افزاید: پذیرش اجتماعی، موضوع مهمی در این زمینه است و بخش قابل توجه دیگر آن هم وجود سیستمی است که افراد بتوانند به‌موقع اطلاع‌رسانی کنند. دکتر موسوی چلک می‌گوید: وجود سازمان و در نهایت سیستمی که بتواند کارها را سامان ببخشد موضوع بسیار مهمی است؛ سیستمی که فارغ از آنکه فرد قربانی چه‌کسی باشد یا چه سمتی داشته باشد به جرم او رسیدگی کند.


چشم‌پوشی و انکار 

دکتر موسوی چلک می‌گوید: تجاوز جنسی قابل چشم‌پوشی نیست و حتی سکوت درباره آن هم نوعی ظلم و خیانت در حق افراد دیگری است که ممکن است قربانی بعدی به‌حساب بیایند. در هیچ قانون یا آموزه دینی‌ای هم پیگیری حق و حقوق منع نشده و گفته نشده که افراد حق خود را مطالبه نکنند. تجاوز و تعرضی که به افراد اعم از مردان و زنان و کودکان  می‌شود حتماً باید پیگیری و بررسی شود. همچنین با توجه به اینکه بعضی علائم ناشی از تجاوز بالینی است، طبیعتاً اگر به‌موقع به آنها رسیدگی نشود ممکن است نتوان تشخیص درستی نسبت به آنها داشت. البته باز هم شیوه‌هایی برای تشخیص درست وجود دارد ولی بهتر است شرایط اجتماع به‌گونه‌ای باشد که عوارضی که فرد قربانی متقبل می‌شود تا سال‌ها گریبانگیر او نباشد. توجه داشته باشیم ناامن‌کردن فضا برای فرد متجاوز با پرده‌برداری از جرم او می‌تواند یکی از پیامدهای مثبت اینگونه افشاگری‌ها باشد. رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران عقیده دارد که بازنگری در قوانین درخصوص چنین جرم‌هایی و تقویت سیستم‌های حمایتی در نظام رسمی ما می‌تواند باعث تغییر رفتار مجرمان و تصمیم‌گیری به‌موقع و بهتر قربانیان شود. سیستم‌های حمایتی شامل حمایت‌های حقوقی، روانی و اجتماعی باعث می‌شوند که چنین جرم‌هایی کمتر در جامعه اتفاق بیفتد. رعایت حقوق شهروندی هم مانع از بی‌تفاوتی نسبت به شهروندان دیگر خواهد شد و از همه مهم‌تر اینکه مردم باید از حق و حقوق خود آگاه باشند و نسبت به آن بی‌تفاوت نباشند.



واکنش‌های متفاوت نسبت به یک جرم 

 
دکتر موسوی چلک می‌گوید: ممکن است در مناطق مختلف یک شهر با توجه به عوامل بسیار متفاوت شاهد واکنش‌های بسیار متفاوتی هم باشیم. آموزش‌های متنوع و نوع فرهنگ و تفکر هر خانواده و نوع شناختی که آنها نسبت به مسائل مختلف دارند باعث متنوع‌شدن نوع برداشت‌ها و در نتیجه واکنش‌ها خواهد بود.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران می‌افزاید: بعضی خانواده‌ها پس از باخبرشدن از چنین حادثه‌ای برای فرزندشان از او حمایت و برعکس عده‌ای دیگر نیز او را طرد می‌کنند. در واقع نوع واکنش اطرافیان باعث می‌شود که سکوت یا افشای قربانی به شخص متجاوز اجازه بدهد تا به جرم خود ادامه بدهد یا بر عکس مانع از ادامه چنین جرمی شود. متأسفانه فضای جامعه ما هم اغلب به‌گونه‌ای است که سکوت قربانیان را به‌دنبال خواهد داشت.

دکتر موسوی چلک می‌گوید: ایجاد موج افشاگری و اطلاع‌رسانی درخصوص چنین جرم‌هایی و آگاه‌سازی‌ دیگران باعث احتیاط بیشتر دیگران و البته گاهی هم در بعضی موارد سبب می‌شود تا عده‌ای هم در این میان بخواهند از آب گل‌آلود ماهی بگیرند؛ یعنی بعضی افراد به دروغ اطلاعات اشتباهی در این خصوص در اختیار دیگران قرار می‌دهند و باعث احساس ناامنی و نااعتمادی بین دیگران می‌شوند.
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران، حمایت و اطمینان‌بخشی اجتماعی و قانونی را عامل بسیار مهمی در ادامه پیدا‌نکردن چنین رفتارهایی می‌داند و عقیده دارد به این ترتیب متجاوزگران و افراد خاطی اجازه نخواهند داشت به‌راحتی دست به چنین تجاوزهایی بزنند و خیالشان هم راحت باشد که کسی جرأت نخواهد داشت پرده از راز تجاوزهای آنها بردارد. در واقع فضا در جامعه باید به‌گونه‌ای باشد که متجاوزان امنیت نداشته باشند تا بتوانند به تکرار رفتارهای ناشی از خشونت و تجاوز خود ادامه دهند.منبع: روزنامه همشهری/16 شهریور99

 

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/06/16

 

یادداشت:جان دانش‌آموزان باید در اولویت باشد

سیدحسن موسوی‌چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

(منبع:روزنامه آرمان ملی/16 شهریور99)

 

 کرونا روی بخش‌های مختلف جامعه از جمله یکی از مهم‌ترین بخش‌ها که نظام آموزش است، تاثیر گذاشته است. این شرایط زمینه‌ای را فراهم کرد تا مدارس و دانشگاه‌ها تعطیل شوند و بازگشایی مجدد مدارس در آغاز سال تحصیلی هم با یک تردید مواجه شود و هم نگرانی‌های جدی ایجاد کند. این درحالی است که تقریبا اخبار و گزارش‌های ارائه‌شده ازسوی مسئولان حکایت از آن داشت که بازگشایی مدارس منوط به شرایط استان‌ها- قرمز و زرد و سفید- خواهد بود. فرض‌کنید مدرسه‌ای 40 دانش‌آموز دارد و 20 دانش‌آموز مجبورند به مدرسه بروند. تنها هزینه تهیه ماسک روزانه یک دانش‌آموز را در نظر بگیرید که در طول سال احتمالا برای همه خانواده‌ها امکان‌پذیر نیست. نکته قابل تامل مراسم بازگشایی مدارس توسط رئیس‌جمهور است که در فضای حضوری صورت نگرفت ولی سال تحصیلی جدید به صورت حضوری شروع شد! گزارشی از شرکت واحد مربوط به حوزه حمل‌ونقل حکایت از آمادگی و غافلگیری توامان متولیان این حوزه دارد که ناشی از تصمیم‌گیری لحظه‌ای است. از طرف دیگر وزیر بهداشت نگران شیوع مجدد کروناست. توجه کنیم که حتی اگر محیط مدرسه ایمن باشد، حضور بچه‌ها در محیط‌های عمومی که عموما محیط‌های ایمنی نیستند، با ترددشان خطر ابتلا را تشدید می‌کند. از سویی واقعا تامین مواد ضدعفونی و شوینده و امکانات برای همه مدارس شدنی نیست. آیا بعد از هربار استفاده دانش‌آموزان از آبخوری، آب‌سردکن و سرویس‌های بهداشتی، ضدعفونی انجام می‌شود؟! در مدارسی که حیاط کوچکی دارند، رعایت فاصله‌گذاری چگونه خواهد بود؟ ممکن است بگویند کشورهای آلمان، انگلیس و آمریکا اقدام به بازگشایی مدارس کرده‌اند اما زیرساخت‌های قوی این کشورها به‌گونه‌ای است که مثلا در کشور آلمان نه‌تنها حضور دانش‌آموزان به نصف تعداد رسیده بلکه گروه‌بندی هم شده‌اند و با همدیگر ارتباطی ندارند؛ چنانچه دانش‌آموز، مدیر یا معلم یک گروه مبتلا شوند، تنها همان گروه قرنطینه می‌شوند. ولی با امکانات موجود ما، خطر متوجه مقاطع ابتدایی و حتی تا مقطع نهم بیشتر است. ضمن اینکه رعایت نکات بهداشتی از سوی بچه‌های کم‌سن‌تر به دلیل ویژگی‌هایی که دارند، ضریب اطمینان کمتری نسبت به دانشگاه و دانشجویان دارد ولی مدارس به صورت حضوری بازگشایی می‌شود. تقریبا 21میلیون نفر جمعیت ما در مناطق کم‌برخوردار و محلات ناکارآمد شهری زندگی می‌کنند و معمولا هم تراکم بچه‌ها و بُعد خانوار در این مناطق بیشتر است لذا این نگرانی که بازگشایی به این شکل زمینه بروز بحران‌های دیگر را فراهم کند هم وجود دارد. واقعیت این است که آمادگی بازگشایی مدارس وجود ندارد و آنچه درخصوص حضور یک‌خط درمیان دانش‌آموزان یا اختیاری‌شان گفته می‌شود، عملا بازی کردن با آموزش است و بر کیفیت آموزش تاثیر می‌گذارد. اگر کرونا نباید مانع از حضور در عرصه‌های اجتماعی شود اما درعین‌حال بهترین راهکار در خانه ماندن است، این تناقض و تضاد مردم را آزرده می‌کند. واقعیت این است که حتی اگر قرار باشد با کرونا زندگی کنیم زمانی که زیرساخت فراهم نیست، نباید اینگونه تصمیم گرفت. البته در این خصوص آموزش‌وپرورش مقصر نیست. مسئولان درحالی تاکید بر تبعیت از نگاه کارشناسان در تصمیم‌گیری دارند که کارشناسان حوزه بهداشت، کادر درمان و نظام پزشکی نگرانی‌های خود از بازگشایی حضوری مدارس را اعلام کرده‌اند. بعضی کشورهای آفریقایی یک‌سال آموزش را تعطیل کردند چون هر تصمیمی که با جان مردم همراه باشد، قطعا پیامد دارد. جان دانش‌آموزان در اولویت است، جامعه ما واقعا پذیرش بروز و ظهور بحران جدید را ندارد.

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/06/16


اورژانس اجتماعی ۲۲ ساله شد

سیدحسن موسوی‌چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران


یکی از وظایف دولت‌ها پاسخگویی به نیازها و مشکلات مردم است. برخی از این مشکلات از جنس آسیب‌های اجتماعی و جرائم هستند. موضوعی که پاسخگویی مناسب و به‌موقع و تخصصی و در دسترس بودن خدمات مرتبط برای افراد در معرض آسیب و آسیب‌دیده اجتماعی می‌تواند یک فرصت برای کنترل و کاهش آسیب‌های اجتماعی و بازتوانی آسیب‌دیدگان اجتماعی باشد. یکی از برنامه‌هایی که از سال 1378 یعنی 22 سال قبل در ایران تاسیس شد، اورژانس اجتماعی بود که هرچه جلوتر می‌رویم بیشتر به اهمیت تاسیس آن پی می‌بریم. اولین مرکز هشتم شهریورماه سال1378 در یزد افتتاح شد و بعد در همان سال در هفت استان دیگر هم تاسیس شد که درحال حاضر بیش از 350 شهر اورژانس اجتماعی (با شدت و ضعف‌هایی) فعالیت دارند. مراکزی که در نتیجه تلاش و صبوری مدیران و همکاران اورژانس اجتماعی از جمله مددکاران اجتماعی، روانشناسان و... همکاری‌های بین‌بخشی به این نقطه رسیده که وظیفه خودم می‌دانم از همه آنها سپاسگزاری کنم و خدا قوت بگویم. تاسیس اورژانس اجتماعی فرصتی بوده و هست تا مداخلات اجتماعی، جایگزین مداخلات قضائی و انتظامی‌ شود و پلی باشد بین خانه و کلانتری. ضمن اینکه این برنامه می‌تواند برای قضازدایی و کاهش پرونده‌های قضائی نیز تاثیرگذار باشد. موضوعی که حجم بالای آنها (پرونده‌ها) بارها مورد انتقاد مسئولان قضائی و کارشناسان هم قرار گرفته است. به نظر می‌رسد علاوه‌بر آیین‌نامه اورژانس اجتماعی مصوب سال 1392 در هیات دولت، قانون اطفال و نوجوانان ابلاغی سال 1399 فرصت بزرگی برای نهادینه و فراگیرشدن این برنامه باشد. البته تحقق آن مستلزم ایجاد سازوکار و ساختار مناسب و جذب نیروی انسانی و تامین امنیت شغلی کارشناسان و تامین منابع مالی است. اورژانس اجتماعی با چهار فعالیت (مرکز مادر اورژانس اجتماعی:مداخله در بحران، پایگاه خدمات اجتماعی، خط تلفن123(یک،دو، سه) و خدمات سیار اورژانس اجتماعی)، فرصتی مناسب برای تسهیل دسترسی افراد در معرض آسیب و آسیب‌دیده اجتماعی به خدمات است. شبانه‌روزی و رایگان بودن خدمات اورژانس اجتماعی از جمله ویژگی‌های دیگر این برنامه است. معتقدم، بودم و هستم که برای هر مشکلی مردم نباید به دادگاه و پاسگاه مراجعه کنند. مراجعه مردم به این نهادها باید آخرین راهکار باشد. اورژانس اجتماعی را یک فرصت ارزشمند برای بازتوانی اجتماعی افراد در معرض آسیب و آسیب‌دیده اجتماعی قلمداد کنیم و باید بپذیریم که با فراگیرشدن این برنامه و تسهیل دسترسی افراد مرتبط به این مراکز از قبیل خشونت‌دیدگان خانگی، افرادی که اقدام به خودکشی کردند، یا برای کاهش طلاق نیاز به مداخله دارند، افراد فراری، زنان آسیب‌دیده اجتماعی و... کاهش هزینه‌های ناشی از طی شدن فرآیند انتظامی و قضائی و احتمالا زندان و... را هم خواهیم داشت. ضمن اینکه به عنوان یک مددکار اجتماعی معتقدم بازتوانی اجتماعی از طریق مددکاران اجتماعی اورژانس اجتماعی به مراتب بسیار بهتر از زندان‌ها خواهد بود. هم مردم و هم خانواده‌ها نسبت به افرادی که سابقه زندان دارند، (به دلیل برچسب اجتماعی‌ای که می‌خورند) پذیرش اجتماعی سخت‌تری دارند تا اورژانس اجتماعی.منبع: روزنامه آرمان ملی.12 شهریور99

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/06/12

نگرانی از احتمال افزایش بازماندگی از تحصیل کودکان کار و خیابان

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران نسبت به افزایش بازماندگی از تحصیل کودکان کار و خیابان به دلیل عدم امکان دسترسی فراگیر به مطالب آموزشی از طریق فضای مجازی در شرایط کرونایی، ابراز نگرانی کرد.

سیدحسن موسوی چلک در گفت و گو با ایسنا، با اشاره به وضعیت آموزشی کودکان حاشیه نشین و کودکان کار اظهار کرد: یکی از نگرانیهایی که در شرایط کرونا وجود دارد، موضوع بازماندگی از تحصیل کودکان کار و خیابان یا عدم امکان دسترسی فراگیر آنها به مطالب آموزشی از طریق فضای مجازی و حتی تلویزیون است.

وی افزود: در شرایط کرونا دانش آموزان برای ادامه تحصیل به اینترنت و گوشیهای هوشمند نیاز دارند، این درحالیست که بسیاری از کودکان کار و خیابان از این امکانات محرومند و این محرومیت نیز دلیلی برای عدم امکان استفاده از آموزشهای مجازی است.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران تاکید کرد: موضوع دیگری که وجود دارد این است که شاید بسیاری از کودکان از چتر حمایت خانواده ها محروم باشند و این موضوع نیز می تواند مانع دیگری برای بهره گیری از آموزش باشد و مسئله دیگر عدم توانایی پرداخت هزینه های بالای اینترنت برای این کودکان و خانواده هایشان است.

وی در ادامه با اشاره به قانون اساسی تصریح کرد: براساس اصل ۳۰ قانون اساسی باید آموزش عمومی رایگان باشد، اگرچه ما این بند از قانون اساسی را کامل اجرا نکرده ایم، اما می توانیم تمهیداتی اتخاذ کنیم تا اینترنت همه دانش آموزان رایگان شود و برای دانش آموزان نیازمند و محروم امکان دسترسی به گوشی تلفن را فراهم کنیم.

موسوی چلک در این راستا از دولت و مجلس شورای اسلامی خواست تا برای اینترنت دانش آموزان تمهیداتی بیاندیشد، زیرا در شرایط عادی امکان بازماندگی از تحصیل کودکان فقیرنشین و محروم بالاست، حال آنکه در شرایط موجود که با کرونا مواجه هستیم به مراتب امکان بازماندگی از تحصیل کودکان بیشتر است

انتهای پیام/ ایسنا/12 شهریور99

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/06/12

بخش دوم:

ایرنا: پیش از این در گفت و گویی با ایرنا با موضوع تجهیز مددکاران اجتماعی و کارکنان اورژانس اجتماعی به وسایل دفاع‌شخصی مجهز مخالف بودید؟ چرا؟

موسوی چلک: بله. صحیح است. مددکار اجتماعی یک مددکار اجتماعی است با رویکرد اجتماعی نه پلیسی. اگر مددکار اجتماعی شوکر الکترونیکی، باتوم و زنجیر داشته باشد، پلیس است نه مددکار اجتماعی. اورژانس اجتماعی پلیس نیست که ابزار دفاع‌شخصی و سلاح‌سرد در اختیار داشته باشد.

اورژانس اجتماعی تاسیس شد تا مردم قبل از پلیس به این مراکز مراجعه کنند. برای‌مثال در یکی از مأموریت‌ها فرد نیازمند به حمایت اورژانس اجتماعی، اول پلیس و بعد مددکار اجتماعی را کتک زد. در این شرایط دیگر نیازی به در دست داشتن ابزار محافظی برای مددکار اجتماعی نیست.

بنده به‌عنوان رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران بر این باورم که تجهیز مددکار اجتماعی به وسایل دفاع‌شخصی با روح این شغل در تضاد است. افرادی که در پی تجهیز مددکار اجتماعی به ابزار دفاع‌شخصی هستند، در واقع به‌دنبال تضعیف این شغل هستند. مددکار اجتماعی با باتوم، شوکر الکترونیکی، دستبند و زنجیر سنخیتی ندارد.

اساس دریافت خدمات از اورژانس اجتماعی خودمعرف و داوطلبانه است. هر فرد برای دریافت خدمات حسب شرایط خود می‌تواند اورژانس اجتماعی، نیروی‌انتظامی یا دیگر نهادهای‌اجتماعی را انتخاب کند. بر اساس آئین‌نامه اورژانس اجتماعی «اگر مددکار اجتماعی تشخیص به مداخله پلیس داد، می‌تواند از نیروی انتظامی برای مهار آسیب‌ها استفاده کند». یا براساس قانون اطفال و نوجونان که بعد از ۱۶ سال امسال تصویب و ابلاغ شده است مددکاران اجتماعی اورژانس اجتماعی می توانند حسب ضرورت از همکاری پلیس استفاده کنند.

در این شرایط دیگر نیازی به تجهیز مددکار اجتماعی به سلاح‌سرد نیست. مددکاری اجتماعی نوعی خدمات‌رسانی غیرانتظامی و غیرقضائی است، اما در برخی مواقع شرایط به‌نحوی است که امکان مداخله‌مستقیم مددکار اجتماعی نیست. در این شرایط بهتر است با اعلام به سیستم قضائی، از ضابط قضائی، یعنی پلیس، استفاده ‌شود. با بررسی دیگر مشاغل باید تاکید کرد احتمال‌خطر در هر لحظه برای هر فرد در هر شغلی وجود دارد.

برای مثال اکنون ممکن است یک فرد در اداره بنده را تحت ضرب‌وجرح قرار دهد. در این وضعیت قرار نیست هر فرد در هر شغل به شوکر الکترونیکی، باتوم و دیگر ابزار دفاع‌شخصی مجهز شود. در واقع تجهیز مددکار اجتماعی به سلاح‌سرد این جایگاه و روح خدمات‌رسانی مددکاری اجتماعی را تخریب می‌کند. بر اساس ماده سه آئین‌نامه اورژانس اجتماعی این نهاد به‌شکل خود معرف یا ارجاعی فعالیت می‌کند. از سوی دیگر، بر اساس ماده پنج این آئین‌نامه نیروی‌انتظامی با رعایت قوانین و مقررات مربوطه همکاری‌های لازم را در زمینه موارد زیر به عمل می‌آورد که عبارت است از: حمایت از کارکنان مرکز در مواردی که سلامت‌جسمی و امنیت‌جانی آنها یا دریافت‌کنندگان‌خدمات در معرض‌خطر قرار گیرد.

در ماده شش قانون اطفال ونوجوانان هم همین موضوع تاکید وتصریح شده در این میان اگر مددکار اجتماعی تشخیص داد خود یا فرد دریافت‌کننده خدمات درمعرض خطر است، باید در اسرع وقت از نیروی انتظامی برای‌مداخله استفاده کند. وظیفه‌دوم ارجاع گروه مشمول کودک‌آزار، همسرآزار و زنان تحت‌آسیب به اورژانس اجتماعی بر اساس ضوابط و قوانین است. با بررسی مشاغل دیگر هم پزشک، خبرنگار یا راننده در روز ممکن است با زدوخوردهای متعدد مواجه شوند؛ مددکار اجتماعی هم از دیگر مشاغل جدا نیست. برای او هم امکان‌حادثه وجود دارد. اورژانس اجتماعی یک خدمت غیرانتظامی و غیر قضایی محسوب می‌شود. افرادی که برای ارائه خدمات اجتماعی باتوم را پیشنهاد می‌دهند، از رسالت مددکار اجتماعی بی‌خبرند. باید تاکید کرد اورژانس اجتماعی، پلیس و گشت ارشاد نیست، بلکه یک برنامه اجتماعی است.

ایرنا: یعنی مددکاران اجتماعی موارد را هم نمی‌توانند به مراجع قضایی یا انتظامی ارجاع دهند؟

موسوی چلک: چرا. می‌توانند ارجاع  دهند ولی طبق دستورالعمل های اورژانس اجتماعی. نباید اورژانس اجتماعی را تبدیل به مرکز قرنطینه پاسگاه و دادگاه کرد. در این صورت مراجعان خودمعرف را از دست می‌دهند که این برنامه برای این گروه‌ها تاسیس شد. دادگاه و پاسگاه که داشتیم. اشاره کردم که اورژانس اجتماعی برای قبل از مداخلات قضایی و انتظامی است ولی این نکته به منزله این نیست که هنگام مداخلات قضایی و انتظامی یا حتی بعد از آن نمی‌تواند یا نباید مداخله کند. بلکه در اولویت های بعدی هستند ولی با رویکرد اجتماعی، نه پلیسی و نه قضایی.

ایرنا: به قانون اطفال و نوجوانان سال ۱۳۹۹ اشاره کردید، آیا اورژانس اجتماعی و مددکاری اجتماعی با استناد به این قانون قوی‌تر می شود وجایگاه  بهتری پیدا می کند؟

موسوی چلک: از ابتدای تاسیس اورژانس اجتماعی این خلاء قانونی احساس می شد. خاطرم هست یک بار سال ۱۳۸۷ که دور دوم حضورم در این دفتر بود پیش نویس لایحه اورژانس اجتماعی را هم کار کرده بودیم. یک بار قانون حمایت از  کودکان و نوجوانان سال ۱۳۸۱ در مجلس با حدود ۹ ماده تصویب شد که یک گام به جلو بود ولی کافی نبود. تا این که از سال ۱۳۸۵ و ۱۳۸۶ تدوین پیش نویس لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان توسط قوه قضاییه با همکاری سازمانهای مختلف شروع شد و من هم از ابتدای کار تا پایان کار و تصویب آن کنار تدوین کنندگان بودم. هم به عنوان فردی که مسوولیت داشتم و بعد از آن هم به عنوان مددکار اجتماعی و رییس انجمن.

خوشبختانه محور اجرای این برنامه مددکاران اجتماعی و به‌ویژه مددکاران اجتماعی اورژانس اجتماعی هستند و همین طور سازمان بهزیستی و به‌طور کلی در این قانون نگاه اجتماعی غالب است. در زمان تصویب بخش حمایت اجتماعی این لایحه در جلسات  شورای عالی قضایی، رییس وقت بهزیستی هم شرکت می کرد. همین الان که از زمان تدوین تا تصویب در مجلس بعد از ۱۶ سال تغییراتی انجام شده ۱۵ بار کلمه مددکار اجتماعی و به همین نسبت سازمان های بهزیستی و حمایتی آمده است. معتقدم تصویب این قانون برای نهادینه شدن اورژانس اجتماعی ونقش مددکاران اجتماعی برای ایفای این وظایف بسیار ضروری بود و معتقدم  بسیار اثر گذار هم خواهد بود.

ایرنا: به نظر شما سازمان بهزیستی توان لازم را برای اجرای قانون اطفال و نوجوانان  دارد؟

موسوی چلک: بدون شک در نگاه اول بله. ولی از چند منظر می توان به سوال شما پاسخ داد. اول این که هیچ سازمانی به اندازه بهزیستی صلاحیت حرفه ایی و تخصصی اجرای این برنامه را ندارد. شاید به همین دلیل است که در ماده شش  قانون اطفال و نوجوانان، اول به وظایف بهزیستی اشاره شده و این که همه سازمان های موضوع ماده پنج قانون مدیریت خدمات کشوری موظف به همکاری با بهزیستی هستند و حتی مسئولیت تدوین آیین نامه ماده ۶ این قانون که به چگونگی تعامل سازمان های مختلف است به وزارت تعاون، کار رفاه اجتماعی داده است که معتقدم مهمترین دلیل این واگذاری به وزارت رفاه، نقش سازمان  بهزیستی است.

دوم این که بهزیستی هم در ساختار درون خود باید به این باور برسد و ساختار سازمانی خود  را برای ایفای این وظیفه مهم و ضروری در کشور آماده کند. سوم اینکه دولت باید در تغییر این ساختار  و تشکیلات اداری و  جذب نیروی انسانی متخصص و تامین منابع کمک کند در غیر این صورت باید برای توسعه کمی پاسگاه و زندان و دادگاه پول بیشتری هزینه کند که  متاسفانه ظاهرا  علاقه‌مندی به هزینه کردن در این بخش ها بیشتر است.

ایرنا: شما در انجمن  ارتباطات بین‌المللی هم دارید و مسئولین ارشد مددکاری اجتماعی جهان بارها طی این سه سال اخیر به ایران آمده بودند. نگاه مسئولان مرتبط مددکاری اجتماعی جهان به برنامه اورژانس اجتماعی چگونه است؟

موسوی چلک: طی سه سال اخیر به واسطه برنامه های بین‌المللی و مراودات بین‌المللی که انجمن داشت خوشبختانه دبیر کل فدراسیون جهانی، رییس منطقه آسیا و اقیانوسیه، رییس انجمن بین‌المللی مدارس(دانشکاه ها) مددکاری اجتماعی و اساتید به نام این حوزه ها و حوزه های مرتبط وارد ایران شدند و از نزدیک این برنامه را دیدند و بسیار تحت تاثیر قرار گرفتند. نه این که درکشور های دیگر نباشد اما آنگونه که در ایران طراحی شده است متفاوت تر از سایر کشورهاست. نه فقط این مسئولان، که در سال های قبل هم که بیشترین مدرس ما از سایر کشورها می آمدند اعتراف کرده بودند که بسیار متفاوت دیده شده است.

حتی در سومین گزارش جهانی مددکاری اجتماعی که دو سال قبل توسط فدراسیون جهانی منتشر شده بود یک صفحه به این برنامه اختصاص پیدا کرده بود. در مجمع جهانی  فدراسیون در سال ۲۰۱۸ در ایرلند این برنامه توسط من معرفی شد. همین طور در  کنفرانس های بین‌المللی متعدد که حضور داشتم این برنامه را معرفی کردم.

در نشست منطقه آسیا و اقیانوسیه هم که شهریور سال قبل در هندوستان برگزار شده از اورژانس اجتماعی ایران به عنوان برنامه موفق در معرفی ظرفیت های مددکاری اجتماعی و نهادینه کردن رویکرد اجتماعی نام برده شد. رییس انجمن مدارس زمانی اعلام کرده بود که اورژانس اجتماعی ایران، قابل صدور به جامعه جهانی است. همین طور دبیر کل فدراسیون در بازدیدی که از اورژانس اجتماعی داشتند همین نظر را داشتند. این افراد با اکثر کشور های دنیا ارتباط دارند و برنامه را می شناسند.

ایرنا: به عنوان موسس اورژانس اجتماعی اکنون چه احساسی دارید؟ و آیا تابحال از شما تقدیر شده است؟

موسوی چلک: واقعیت این است که خیلی خوشحالم و حس خوبی دارم. تاسیس و راه اندازی این برنامه کار بسیار دشواری بود ولی تاسیس شد و جایگاه قانونی بهتری پیدا کرده است.

البته هنوز تا فراگیری، جامعیت، کفایت و پایداری و اثربخشی کار های مانده هم دارد که امید است توسط همکاران بهزیستی انجام شود.

ذات برنامه های اجتماعی همینگونه است که به تدریج و با کندی کامل می شوند. متاسفانه تاکنون به خاطر تاسیس اورژانس اجتماعی نه تنها  تقدیر نشدم بلکه بارها مورد توبیخ شفاهی هم قرار گرفتم و مشکلات متعددی برای من ایجاد کردند و هنوز هم دارند ایجاد می کنند. ولی من یک مددکار اجتماعی هستم و کارم را انجام می دهم. از کار کردن برای مردم خسته نمی‌شوم همه مشکلات را هم مثل عسل دوست دارم و برای من شیرین است.

سپاسگزاری از من مهم نیست من به عنوان یک مددکار اجتماعی ایرانی فقط وظیفه ام را انجام می دهم. خدا را سپاس می گویم که مددکار اجتماعی هستم.

ایرنا: و سخن پایانی؟

موسوی چلک: همیشه گفتم سپاسگزار همه از جمله مدیران و کارشناسان بهزیستی در ادوار مختلف، قوه قضائیه، وزارتخانه‌های رفاه، کشور، ناجا، اصحاب رسانه هستم. همچنین کارشناسانی که ماه‌ها حقوق نمی‌گرفتند ولی به دلیل وظیفه شناسی در کار کوتاهی نکردند و اگر امروز پرچم اورژانس اجتماعی در کشور بالاست به خاطر همین ایثارها و فداکاری ها بود. کسانی که کتک خوردند، حبس شدند، بیمارستان بستری شدند، دیر حقوق گرفتند، کم حقوق گرفتند، شبانه روز کار کردند با کمترین امکانات و توجه به آنان. ولی خدمت کردن به مردمی را که گاهی اوقات نزدیکترین کسان شأن زخمی عمیق در دلشان ایجاد می‌کردند را فراموش نکردند. از اصحاب رسانه از جمله خبرگزاری ایرنا هم سپاسگزارم. به همه مخالفین هم خدا قوت می‌گویم و جلوی همه آنان سر تعظیم فرود می آورم و می گویم که دوستشان دارم چون موجب شدند دقت و تلاش بیشتری کنم و انتقادات صحیح کمک کرد تا کارهای اشتباه را تکرار نکنم و نقاط ضعف را ببینم.منبع:خبرگزاری ایرنا/11 شهریور99

                    





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/06/11

موسس اورژانس اجتماعی:

مردم اورژانس اجتماعی را به مداخلات قضایی ترجیح دهند(بخش اول)

تهران - ایرنا - موسس اورژانس اجتماعی از مردم خواست تا این نهاد را به مداخلات قضایی، ترجیح دهند و گفت: در اینصورت مشکلات مردم قبل از ورود ماموران انتظامی و قضایی حل خواهد شد.

سیدحسن موسوی چلک روز سه‌شنبه در گفت وگوی تفصیلی با خبرنگار ایرنا به تشریح وضعیت و وظایف اورژانس اجتماعی پرداخت، وظایفی که بیش از همه به خشونت‌دیدگان خانگی از جمله کودکان آزار دیده، همسران آزار دیده، سالمندان آزار دیده و معلولین آزار دیده، افرادی که قصد خودکشی دارند یا اقدام به خودکشی کرده‌اند و خانواده آنان، دختران و پسران فراری از منزل، زنان و دختران در معرض آسیب اجتماعی یا آسیب دیده اجتماعی می‌پردازد.

زوجین متقاضی طلاق و افراد در معرض بحران طلاق، کودکان خیابانی و حتی مبتلایان به اختلال هویت جنسی در معرض آسیب نیز به گفته موسوی چلک از جمله دریافت‌کنندگان خدمات اورژانس اجتماعی به شمار می‌روند.

او که ریاست انجمن مددکاری اجتماعی ایران را نیز برعهده دارد و عضو هیات رییسه منطقه آسیا و  اقیانوسیه فدراسیون جهانی مددکاران اجتماعی و عضو کمیته اخلاق این فدراسیون نیز هست، در این گفت وگو از راه‌های کمک‌رسانی اورژانس اجتماعی به خانواده‌ها مانند سامانه تلفنی ۱۲۳ و گروه‌های هدف این مرکز، می‌گوید و می‌افزاید: افراد دارای اختلال هویت جنسی در سال‌های اول تاسیس در زمره دریافت‌کنندگان خدمات اورژانس اجتماعی پیش‌بینی نشده بودند اما بعدها حسب ضرورت مشمول گروه‌های هدف این مرکز، قرار گرفتند.

با هم این گفت و گو را می خوانیم.

ایرنا: با توجه به سالگرد تاسیس اورژانس اجتماعی در هشتم شهریور، ضمن یادآوری تاریخچه مختصری از تاسیس این مرکز، مردم از طریق چه راه‌هایی می‌توانند از اورژانس اجتماعی، کمک بگیرند؟

موسوی چلک: برنامه اورژانس اجتماعی با سه ویژگی به موقع بودن، در دسترس‌بودن و تخصصی‌بودن، در اردیبهشت ۱۳۷۸ تدوین شد و در ۲۲ و ۲۳ اردیبهشت همان سال در گردهمایی مسئولان امور آسیب دیدگان اجتماعی سراسر کشور در شیراز مورد بررسی قرار گرفت و پس از تأیید نهایی با حمایت رئیس و معاون اجتماعی وقت سازمان بهزیستی در کشور اجرایی شد. استان یزد اولین استانی بود که در هفته دولت آن سال مرکز اورژانس اجتماعی را راه اندازی کرد. بوشهر، اصفهان، خراسان بزرگ، گیلان، مازندران، کرمان و تهران جزو هشت استانی بودند که در همان سال اورژانس اجتماعی را راه اندازی کردند و می‌توانم بگویم که اورژانس اجتماعی اکنون وارد 23 سالگی شده است.

اورژانس اجتماعی در حال حاضر شامل چهار فعالیت مرکز مداخله در بحران فردی، خانوادگی و اجتماعی به نام مرکز مادر اورژانس اجتماعی، پایگاه خدمات اجتماعی یا همان ایستگاه اورژانس اجتماعی، خط تلفن اورژانس اجتماعی (۱۲۳) و خدمات سیار اورژانس اجتماعی است و اکنون در همه استان‌های کشور فعالیت دارد. مردم می توانند با مراجعه حضوری به مرکز مادر اورژانس اجتماعی یا همان مرکز مداخله در بحران یا پایگاه خدمات اجتماعی یا خودروهای خدمات سیار از خدمات استفاده کنند یا اینکه با خط اورژانس اجتماعی با شماره ۱۲۳ تماس بگیرند.

ایرنا:‌ چند خودرو در اختیار کارشناسان مربوطه در اورژانس اجتماعی آماده خدمت‌رسانی به صورت سیار به مردم هستند؟

موسوی چلک: خدمات سیار اورژانس اجتماعی در گذشته به شکل کنونی که دارای خودروی یک شکل باشند، نبود. از همان سال ۱۳۷۸ از طریق خودروهای اداری یا آژانس‌ها، پیگیری‌ها و مداخله در محل انجام می‌شد. بهمن سال ۱۳۷۸ در اصفهان یک دستگاه مینی بوس وسال ۱۳۷۹ دو دستگاه مینی بوس درتهران  برای این کار اختصاص پیدا کرده بود. در مقطعی هفت دستگاه خودروی ون توسط سازمان‌های بین‌المللی برای این کار در نظر گرفته شده بود در شهرستان‌ها هم نوع خودروها متفاوت بود. خودروهای موجود یک‌شکل با شناسه مشخص در ۲۵ خرداد ۱۳۸۷ در تهران در محل نمایشگاه بین المللی تهران با ۵۰ خودرو افتتاح شد که در سال ۱۳۸۶ خریداری شده بودند. در حال حاضر فکر می‌کنم حدود ۳۰۰ خودرو را شامل می‌شود و گویا در حال افزایش هم هست. چون بر اساس جزء ۳ بند «ب» ماده ۸۰ قانون برنامه ششم توسعه در شهرهای بالای ۵۰ هزار نفر این برنامه توسعه پیدا کرد که در بیش از ۱۵۰ شهر در یک سال تأسیس شدند.

ایرنا: اورژانس اجتماعی چه اهدافی را دنبال می کند؟

موسوی چلک: اورژانس اجتماعی برنامه‌ای است که هدفش پر شدن فاصله بین خانه تا کلانتری است تا افراد مشمول این برنامه برای هر موضوعی سراغ پاسگاه و دادگاه نروند و پرونده قضائی نداشته باشند. ولی اهداف مهمی را برایش متصور بودیم که شامل شناسایی مناطق و کانون‌های آسیب زا و آسیب‌های شایع و در حال شیوع به صورت کشوری، منطقه‌ای و محلی، تقویت مداخله‌های اجتماعی و روانی قبل از مداخله‌های قضائی-انتظامی، مداخله در بحران‌های فردی، خانوادگی و اجتماعی و تسهیل دسترسی افراد به خدمات تخصصی مورد نیاز است. توانمند سازی افراد مشمول به صورت بازگشت به خانواده، فراهم کردن زمینه زندگی مستقل یا ارجاع به مراکز مرتبط، ارائه نظرات کارشناسی و مشاوره‌ای به مراجع قضائی حسب درخواست، تبادل اطلاعات و آمار مربوط با سازمان‌های ذی ربط با رعایت قوانین و مقررات مربوط از دیگر اهداف به شمار می‌روند.

ایرنا: گروه های هدف اورژانس اجتماعی چه کسانی هستند؟ آیا افراد دارای اختلال هویت جنسی نیز می‌توانند از اورژانس اجتماعی خدمات دریافت کنند؟

موسوی چلک: گروه‌های هدف اورژانس اجتماعی شامل خشونت دیدگان خانگی از قبیل کودکان آزار دیده، همسران آزار دیده، سالمندان آزار دیده و معلولین آزار دیده، افرادی که قصد خودکشی دارند یا اقدام به خودکشی کرده‌اند و خانواده آنان، دختران و پسران فراری از منزل، زنان و دختران در معرض آسیب اجتماعی یا آسیب دیده اجتماعی، زوجین متقاضی طلاق و افراد در معرض بحران طلاق، کودکان خیابانی، مبتلایان به اختلال هویت جنسی در معرض آسیب از جمله دریافت کنندگان خدمات اورژانس اجتماعی هستند و افراد دارای اختلال هویت جنسی در سال‌های اول پیش بینی نشده بودند که بعدها حسب ضرورت و چون کار آنها از طریق مرکز مداخله در بحران پیگیری می‌شد به افراد مشمول اضافه شدند که در آئین نامه سال ۱۳۹۲ هیأت دولت اضافه شدند. البته در شرایط بحران های طبیعی و غیرطبیعی هم الان حضور پیدا می کنند و به این گروه های هدف خدمات می دهند.

ایرنا: به نظر می‌رسد وظیفه اورژانس اجتماعی و کار کردن در حوزه آسیب‌های اجتماعی، ماهیت فرابخشی دارد. همکاری اورژانس اجتماعی با نهادهای دیگر به چه شکل است؟

موسوی چلک: دقیقا به نکته مهمی اشاره کردید. در این برنامه با توجه به ماهیت کار و گروه های هدف و نوع مداخلات مورد نیاز، همکاری‌های درون و برون سازمانی بسیار مهم بوده، هستند و خواهند بود. در ابتدای کار همکاری‌های برون سازمانی خوب و همکاری‌های درون سازمانی بسیار ضعیف بود. به عنوان مثال با قوه قضائیه تفاهم نامه داشتیم، معاون مربوطه این قوه، نامه‌ای به مراکز استان‌ها ارسال کرده بود تا همکاری کنند. وزارت کشور و نیروی انتظامی همکاری خیلی خوبی داشتند. ولی در داخل سازمان این همکاری ضعیف بود. دلایل متعددی داشت. از جمله اینکه معمولاً ساختارهای سنتی از تغییر گریزان هستند یا هراس دارند چون کارشان با اجرای این برنامه‌ها بیشتر می‌شد، یا مراجعه از طریق اورژانس اجتماعی به واحدهای دیگر بیشتر می‌شد. به طور مثال برای شناسایی کودک بد سرپرست قبل از این برنامه سیستم شناسایی فعالی وجود نداشت. پس طبیعی بود با توسعه این برنامه سر آنها به هم به اصطلاح شلوغ می‌شد. از سوی دیگر دغدغه‌ها هم بی دلیل نبود چون بودجه و نیروی انسانی کافی نداشتند، یا در حوزه‌های دیگر هم همین طور. ولی اگر قرار بود همه چیز یکجا ایجاد شود بدون شک تا الان یک مرکز هم راه اندازی نمی‌شد. ضمن اینکه نمی‌شد نسبت به نیازهای جامعه هدف بی تفاوت بود و اطمینان داشتم که رویکرد غیر فعال اثر بخشی لازم را ندارد به همین دلیل با انتخاب رویکرد فعال این برنامه تأسیس شد. بعدها این همکاری‌ها بهتر شد. برای سایر سازمان‌ها هم در آئین نامه سال ۱۳۸۲ وظایفی پیش بینی شده که علاوه بر دستگاه‌هایی که قبلاً اشاره کردم لازم است به وزارت ارتباطات اشاره کنم که همکاری بی‌نظیری داشت.

ایرنا: ارتباط برنامه اورژانس اجتماعی با حوزه های قضایی و انتظامی چکونه است؟

موسوی چلک: به دلیل ماهیت فرابخشی تعامل خوب بین پلیس و قضات، تأثیر چشمگیری در تحقق اهداف برنامه اورژانس اجتماعی دارد ولی اورژانس اجتماعی یک برنامه اجتماعی است و اساس پذیرش آن هم بصورت خودمعرف و غیر اجباری است. ولی برای ارائه خدمات حتما نیاز به همکاری‌های همکاران قضائی و انتظامی هست. اما همیشه گفتم اورژانس اجتماعی گشت ارشاد نیست ولی آرزو می‌کنم به جایی برسیم اگر روزی مردم به خدمات مداخله ای در حوزه افراد مشمول برنامه نیاز داشتند اورژانس اجتماعی را به مداخلات قضایی ترحیح دهند تا مشکلاتشان قبل از ورود ماموران انتظامی و قضایی حل شود تا از این طریق قضازدایی جنبه عملیاتی‌تری به خود بگیرد. ضمن اینکه معتقدم پذیرش اجتماعی پس از بروز مشکل هنگامی که فرد وارد زندان یا وارد چرخه قضایی می‌شود به مراتب سخت‌تر از اورژانس اجتماعی است.

ایرنا: توسعه اورژانس اجتماعی را در سال‌های اخیر چگونه بود؟

موسوی چلک: از نظر کمی توسعه بیشتری پیدا کرده زیرا دولت براساس تکلیف ماده ۸۰ برنامه ششم توسعه مقدمات توسعه این برنامه مهم را فراهم ساخته گرچه هنوز کامل نشده ولی توسعه این تعداد در طول یک سال می‌تواند مورد توجه باشد. بدون شک توسعه اورژانس اجتماعی در شهرهای جدید کمک می‌کند تا این برنامه فراگیرتر شده و افراد بیشتری از خدمات شبانه روزی، رایگان و تخصصی این برنامه در مناطق بیشتری از کشور بهره‌مند شوند.

البته برای نهادینه شدن این برنامه توجه به چند نکته اساسی است و نباید فقط به توسعه کمی ناقص بسنده کرد. ضمن تکمیل توسعه کمی کارهای انجام شده، برای توسعه کیفی هم باید تمهیداتی اتخاذ شود تا ارائه خدمات این برنامه زمینه رضایت بیشتر خدمت گیرندگان را فراهم کند. از جمله این موارد می‌توان به امنیت شغلی کارشناسان، تکمیل چهار برنامه اورژانس اجتماعی شامل مرکز مداخله در بحران فردی، خانوادگی و اجتماعی، پایگاه خدمات اجتماعی، خط تلفن اورژانس اجتماعی (۱۲۳) و خدمات سیار اورژانس اجتماعی، تلاش برای افزایش هماهنگی‌ها و همکاری‌های درون سازمانی در حوزه‌های کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست، زنان سرپرست خانوار، افراد دارای معلولیت، سالمندان، بیماران روانی مزمن، سو مصرف مواد مخدر و روان گردان‌ها، پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی، مشاوره و خدمات روانشناختی، هماهنگی‌های برون سازمانی با دستگاه‌های مرتبط اطلاع‌رسانی فراگیر و مستمر برای شناسایی بیشتر مردم و دستگاه‌های مرتبط، تکمیل خدمات دیگری که از سال ۱۳۷۸ شروع شده و نیاز به توسعه دارد تا در ارتقای خدمات اورژانس اجتماعی موفقیت بیشتری حاصل شود از قبیل خانه سلامت برای دختران، بازپروری زنان آسیب‌دیده اجتماعی، مداخله در خانواده به منظور کاهش طلاق، شناسایی و جذب کودکان خیابانی، تولید دانش بومی مرتبط با گروه‌های هدف و موضوعات مرتبط از جمله این موارد می‌باشد که امید است با تدبیر بهتر تحقق پیدا کند.

ایرنا: ‌نظر شما در خصوص واگذاری به بخش خصوصی چیست؟

موسوی چلک: همیشه مخالف واگذاری این کار به بخش غیر دولتی و خصوصی بودم و هستم زیرا این کار را از جنس موضوعات حساس و حاکمیتی تلقی می‌کنم. به جز پایگاه خدمات اجتماعی که با رویکرد محله محوری مشارکت مردم است و می‌توان آن را واگذار کرد ولی بقیه موارد را باید دولتی نگه داشت. بخش‌های خصوصی و غیر دولتی می‌توانند ظرفیت‌های خود را برای توانمند سازی افراد در اختیار مجریان این برنامه قرار دهند.

به عنوان مثال در قالب مسئولیت اجتماعی بنگاه‌های بخش خصوص برای تأمین زیر ساخت و اشتغال افراد و ... کمک کند یا خیرین هم همینطور. همه کمک‌ها که نباید الزاما بطور مستقیم با دست خودشان ارائه شود. مهم نیت‌شان هست که ثواب کار خیرشان را می‌بینند. یک اشتباه در این برنامه می تواند حیثیت کشور را خدشه دار کند و اعتماد و اطمینان به این برنامه اجتماعی و سازمان بزرگ بهزیستی را خدشه دار کند. باید خیلی مراقب بود.

ایرنا: تناقض‌هایی درباره سال فعالیت اورژانس اجتماعی وجود دارد، نظر شما در این باره چیست؟ اورژانس اجتماعی در هیات دولت مصوبه ای مرتبط دارد؟

موسوی چلک: اورزانس اجتماعی سال 1378 تاسیس شد.ولی به منظور نهادینه شدن همکاری‌های بین بخشی سال ۸۷ و ۸۸ پیش نویس لایحه‌ای را نوشتیم که بتواند پس از طی مراحل اداری تبدیل به قانون شود. ابتدای سال ۸۹ من از دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی بهزیستی رفتم و بعدا که در سال ۹۰ مسؤلیت دفتر امور آسیب‌های اجتماعی وزارت رفاه به من سپرده شد با همکاری بهزیستی پیش‌نویس آئین‌نامه‌ای را نوشتیم و به دولت ارسال کردیم.

پس از بررسی‌های کارشناسی در کمیسیون اجتماعی و دولت، آئین نامه یک بار در ۲۶ شهریور سال ۹۱ با انجام اصلاحاتی در دولت به تصویب رسید. پس از انجام اصلاحات مجدداً در خرداد ۹۲ تصویب و ابلاغ شد. البته عنوان آئین‌نامه مصوب هیئت وزیران «فوریت های اجتماعی» است و چون دولت نمی‌توانست در مستندات از اصطلاحات لاتین استفاده کند فوریت جایگزین اورژانس شد که متأسفانه برخی از افراد همین را بهانه می‌کنند و تاریخ راه اندازی اورژانس اجتماعی را سال ۹۲ اعلام می‌کنند.

در حالی که در موافقتنامه‌های بودجه، تشکیلات اداری مراکز، مصوبه راه اندازی خط تلفن اورژانس اجتماعی ۱۲۳ در سال ۱۳۸۳ و خدمات سیار اورژانس اجتماعی گویای واقعیت تاریخ راه اندازی اورژانس اجتماعی است و نمی‌توان آن را تحریف کرد.سال 1378 سال تاسیس است.


.منبع:ایرنا/11 شهریور99






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/06/11


( کل صفحات : 194 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات