تبلیغات
دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من


هر کسی برای زندگی خود اهدافی را انتخاب می کند و طبیعتا سبک زندگی اش را هم بر همان مبنا انتخاب می کند.اما نکته ایی که نباید از آن غافل بود این است که باید زندگی کرد نه فقط زنده بود.برای تحقق این هدف همیشه اقتصاد تعیین کننده نیست.عجایب زندگی ما همیشه موارد خارق العاده که باید تلاش کنیم  تا بخریم یا بدست بیاوریم نیستند.برای این که بتوانم منظورم را بهتر بیان کنم دهم توجه شما را به مطلب زیر جلب می کتنم:

معلمی از دانش آموزان خواست تا عجایب هفتگانه جهان را فهرست وار بنویسند .

دانش آموزان شروع به نوشتن کردند .

معلم نوشته های آنها را جمع آوری کرد .

با آنکه همه جوابها یکی نبود اما بیشتر دانش آموزان به مواردی مانند اهرام مصر، تاج محل، کانال پاناما، کلیسای سن پیتر و دیوار چین اشاره کرده بودند.
اما در میان نوشته ها، یادداشتی متفاوت و تامل برانگیز نظر معلم را به خود جلب كرد.
دانش‌آموزی نوشته بود:

« به نظر من عجایب هفتگانه واقعی جهان عبارتند از: لمس کردن، چشیدن، دیدن، شنیدن، احساس کردن، خندیدن و عشق ورزیدن.»
آری عجایب واقعی همین نعمت هایی هستند که ما آنها را ساده و معمولی می انگاریم  اما تاثیرات مثبت آنها را در زندگی خود نمی شناسیم.





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 4 مرداد 1393


بعضی از روزها درزندگی هرفردی هیچ گاه ازیاد نمی رود.یکی از آنها« روزتولد» است.اول مردادماه هم برای من همین گونه است.به مناسبت  این روز تصمیم گرفتم چند نکته از درس  آموخته هایم از زندگی را به عنوان دل نوشته بنویسم تا شاید تذکری باشد برای خودم:

·       یکی از ویژگی های هرانسان موفق در جامعه و زندگی خانوادگی«صداقت» است چرا که هیچ بنایی با «دروغ» استوار نخواهد ماند.ازجمله آثار صداقت، افزایش اعتماد  است.ولی دروغ حداقل تاثیرش افزایش بی اعتمادی است. فراموش نکنیم که انسان بی اعتماد،  بی اعتبار هم می شود.گرچه ممکن است دروغ درکوتاه مدت کارکردی هم داشته باشد و صادق بودن برخی اوقات (شاید هم بسیاری از اوقات) ممکن است باعث دردسر آدم شود ولی باز هم از دروغ بهتراست.

·       انسان در زندگی خود اعتباری را در جامعه کسب می کندکه باید از آن برای دیگران  هم استفاده کند و نباید اعتبار اجتماعی خود را به اصطلاح« به گور ببرد».این گونه افراد در زندگی خود احساس رضایت بیشتری دارند.

·       «جدیت در کار» یکی از مهمترین عوامل  موفقیت هر فردی است.لذا یاد گرفتم که هیچ کاری را نباید به اصطلاح« سر سری» انجام داد.یا مسئولیت انجام کاری را قبول نکنم و یا اگر قبول کرم با جدیت آن را دنبال کنم و به انجام برسانم.

·       با برخورد احترام آمیز با دیگران، برای خودمان احترام بخریم.نبایدتوقع داشته باشم که با  بی احترامی کردن به دیگران، مردم به من احترام بگذارند.

با آرزوی زندگی سرشاز موفقیت برای همه شما دوستان عزیر.

 

 





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 3 مرداد 1393

این کجای دین است؟

برای انجام کاری اداری به همراه چند نفر  به یکی از استان ها درماه مبارک رمضان سفرکردم. طبیعتا بر اساس تکلیف دین مبین اسلام بر روزه گرفتن در این ماه پر برکت، امسال را هم  روزه گرفتم.(دعاکنید که مقبول درگاه احدیت قرار گیرد).اما به دلیل مسافر بودن، براساس مبانی همین دین عزیز،  در این روز نمی توانستیم  روزه  بگیرم.

بعد از پایان بخشی ازکار در ساعت 2 بعد از ظهر رفتیم جایی غذا بخوریم که درمعرض دید مردم هم نباشد و حرمت این  ماه را هم حفظ کرده باشیم.هر کجای این شهر رفتیم گفتد غذا نداریم و تعطیل است تا افطار.گفتیم ما مسافر هستیم شهر شما هم مسافرپذیر، مگر می شود هیچ جا برای مسافرین پیش بینی نشده باشد؟این معمول بوده که چند جا را برای مسافرین باز می گذاشتند.ضمن این که تابستان فصل سفر است.گرچه به دلیل ماه مبارک رمضان تعداد سفرها ممکن است کمتر باشد.اما اینگونه نیست که هیچ کس سفر نکند. سئوال کردیم مگرچه شده است که همه تعطیل کردید؟ گفتند(البته با لحن خاصی) بروید از فلانی بپرسید که دستورداد تا همه رستوران ها تا افطارتعطیل باشند.اما یک جا هست که می توانید غذا بگیرید و بروید هر جا دوست داشتید بخورید.کنار خیابان، داخل ماشین، یک گوشه ایی پیدا کنید دیگر.

با خود گفتم آیا با چنین «دستور» هایی می توان مردم را وادار به روزه گرفتن کرد؟یا بر عکس، ممکن است در نوع نگاه مردم به دین( خدای ناکرده) تاثیر منفی بگذارد؟من دین شناس نیستم و واقعا نمی دانم «سرو» غذا برای مسافرین دریک فضای بسته بهتراست یا خوردن غذا درکنار خیابان در داخل  شهر؟من که نتوانستم بپذیرم که این نوع دستورها موجب می شود تا مردم وادار به روزه گرفتن شوند. البته این را قبول دارم که حرمت این ماه درانظارعمومی باید حفط شود.ولی درکنار خیابان غذا خوردن حرمت این ماه را نگه می دارد یا غذا خوردن دریک فضای بسته و تحت کنترل مراجع ذیربط و آن هم برای مسافرین که طبق شریعت اسلام روزه بر بسیاری از آنان واجب نیست؟معتقدم که هم افراط و هم تفریط می تواند آثار نامطلوب داشته باشد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 3 مرداد 1393

بازآمدم بازآمدم از پیش آن یار آمدم

در من نگر در من نگر بهر تو غمخوار آمدم

شاد آمدم شاد آمدم از جمله آزاد آمدم

چندین هزاران سال شد تا من به گفتار آمدم

آن جا روم آن جا روم بالا بدم بالا روم

بازم رهان بازم رهان کاین جا به زنهار آمدم

من مرغ لاهوتی بدم دیدی که ناسوتی شدم

دامش ندیدم ناگهان در وی گرفتار آمدم

من نور پاکم ای پسر نه مشت خاکم مختصر

آخر صدف من نیستم من در شهوار آمدم

ما را به چشم سر مبین ما را به چشم سر ببین

آن جا بیا ما را ببین کان جا سبکبار آمدم

از چار مادر برترم وز هفت آبا نیز هم

من گوهر کانی بدم کاین جا به دیدار آمدم

یارم به بازار آمده‌ست چالاک و هشیار آمده‌ست

ور نه به بازارم چه کار وی را طلبکار آمدم

ای شمس تبریزی نظر در کل عالم کی کنی

کاندر بیابان فنا جان و دل افگار آمدم

شعراز:مولانا





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 31 تیر 1393

بر صورت ایدز نقاب نزنیم

 

 رئیس اداره ایدز وزارت بهداشت به تازگی با بیان اینکه برنامه چهارم استراتژیک کشوری کنترل ایدز مراحل نهایی تدوین را طی می‌کند، پنج هدف عمده این برنامه ملی را تشریح کرده است.با نگاهی به عملکرد وزارت بهداشت و سایر سازمان‌ها و نهادهای متولی در حوزه ایدز درمی‌یابیم که در سال‌های گذشته و به ویژه در سومین برنامه کشوری کنترل ایدز که در حال حاضر در آخرین سال آن قرار داریم، تعدد و تنوع برنامه‌های کاهش آسیب بیشتر شده و طبیعتا این روند مثبت بوده است. همچنین در این برنامه‌ها شاهد بودیم که توجه به مسائل آموزشی و حمایت اجتماعی از افراد مبتلا به ایدز پیش بینی شده است.در هر حال برنامه‌های خوبی در این زمینه تدوین شده است اما، اینکه چقدر این برنامه‌ها انجام شده و تاثیر مثبتی در کاهش این بیماری داشته است، امر دیگریست که نیازمند تحقیق و بررسی است.با رویکرد جدید دولت به کاهش آسیب‌های بیماران مبتلا به ایدز، دستگاه‌های متولی فعال‌تر شده و طبیعتا منابع مالی بیشتری نیز از سوی دولت به این امر اختصاص پیدا کرده است. همچنین برنامه‌های کاهش آسیب مواد مخدر و کاهش آسیب به معنای عام در حوزهHIV افزایش چشمگیری داشته است.با وجود این، واقعیت این است که به‌رغم تمام این اتفاقاتی که در حوزه کاهش آسیب‌های ناشی از بیماری ایدز در کشور افتاده است، روند ابتلای افراد از طریق روابط پر خطر همچنان رو به افزایش است. این بدان معناست که در این حوزه خلاهایی در برنامه‌های گذشته وجود داشته است و آمار رو به رشد مبتلایان به ویروس ایدز که از طریق روابط پر خطر مبتلا می‌شوند و روز به روز هم بر تعداد آنها اضافه می‌شود صحتی بر این ادعاست. بنابراین به نظر می‌رسد در برنامه‌های آتی باید نگاه ویژه‌ای روی این موضوع داشته و برنامه مدونی برای آن در نظر گرفته شود.در این زمینه نباید از گفتن واقعیت‌ها بترسیم، باید بپذیریم که در حوزه HIV انتقال از طریق روابط پر خطر در حال افزایش ‏است و نباید اشتباهات گذشته را تکرار کنیم و نقاب به این موضوع بزنیم چون، نقاب مانع از ‏مشخص شدن واقعیت‌هاست در حالی که، شناخت مشکل، مجهز بودن به مهارت مقابله با آن و گفتن واقعیت‌ها قطعاً ‏در حل معضل به ما کمک می‌کند.‏بحث دیگر کنترل انتقال HIV ایدز از مادر باردار مبتلا به نوزادان است که در فهرست اهداف چهارمین برنامه کشوری کنترل ایدز به چشم می‌خورد که از نظر من هدف‌گذاری خوبی بوده است و باید به آن توجه ویژه‌ای شود چرا که طبیعتا یکی از راه‌های انتقال ویروس ایدز انتقال آن از طریق مادر مبتلا به نوزاد است و از این رو هرچقدر برنامه‌های پیشگیرانه در این حوزه قوی‌تر باشد، افراد مبتلا به این بیماری از این طریق که نوزادان را در برمی‌گیرد کمتر خواهد شد و این یعنی یک گام بلند در زمینه کاهش مبتلایان به این ویروس در کشور.در هرحال برنامه‌های کاهش آسیب در ایران روز به روز در حال گسترش است و این برنامه‌ها تمام بخش های کشور اعم از بخش های دولتی و نیمه دولتی را در بر می‌گیرد. به نظر می رسد روند تغییر باید به سمت روابط محافظت‌شده سوق پیدا کند؛ البته این بدان معنا نیست که در این راه از سایر مسائل منحرف شویم چرا که، همچنان 69 درصد افراد مبتلا به ویروس ایدز، معتادان هستند که اغلب از طریق سرنگ‌های آلوده و هنگام تزریق مبتلا شده‌اند و با ابتلا به این بیماری، همسر و خانواده و سایر اطرافیان آنها هم در معرض آسیب قرار می‌گیرند. بنابراین نگاه ویژه به این قشر هم باید از دیگر اهداف برنامه‌های کشوری کنترل ایدز باشد تا فرد معتادی که دچار آسیب است، لااقل مبتلا به این ویروس و آسیب دیگری نشود. خوشبختانه برنامه‌های کاهش آسیب‌های اجتماعی در کشور کم نبوده و اهمیت توجه به این مسائل در بین مردم جامعه، دولت و نهادهای مسئول جا افتاده است اما، به نظر می رسد برنامه‌های این‌چنینی باید مجددا بازبینی شده و روند رو به گسترشی را آغاز کند.همچنین در کنار این نوع نگاه مسئولان ، خانواده‌ها نیز باید به همان میزان که تحصیل، بهداشت، سلامت و تأمین نیازهای مادی فرزندانشان برایشان یک دغدغه بزرگ است در ‏قبال مراقبت از فرزندانشان در برابر آسیب‌های اجتماعی نیز دغدغه داشته باشند.‏

سیدحسن موسوی چلک

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع:روزنامه آرمان :شماره:2521مورخ 26/4/1393

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 29 تیر 1393

رسمی سیاه برای شکستن قبح طلاق

ارسال شده در: ۱۳۹۳/۰۴/۲۹ 

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران گفت: امروزه ما شاهد برپایی جشن طلاق از سوی زوجین هستیم که این خود قبح طلاق را در کشور می‌شکند بنابراین باید جلوی این امر گرفته شده و به دنبال کاهش طلاق در کشور باشیم.
ه گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در خصوص معضل طلاق اظهار داشت: موضوع طلاق به عنوان یک آسیب اجتماعی بوده و تحت تأثیر عوامل مختلفی گسترش می‌یابد. در واقع طلاق تک عاملی نیست بنابراین باید در بررسی آسیب‌های آن به موضوعات کلان، خرد، میانه و خانواده توجه بسیاری کرد.

وی با بیان اینکه داشتن مهارت‌های لازم برای زندگی مشترک می‌تواند موضوع جدی بوده و در کاهش طلاق موثر باشد، ادامه داد: آشنایی با مهارت‌های زندگی و روانشناسی با جنس مخالف، آداب همسرداری از عواملی است که باید طرفین با آن آشنا باشند.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران گفت: امروزه گرایش به اعتیاد، خشونت خانگی و خیانت از عواملی بوده که در سطح کلان باعث طلاق شده است؛ شرایط خانوادگی باید به عنوان مبحث اصلی برای تمام آسیب‌شناسان مدنظر قرار گیرد چرا که خانواده بی ثبات دچار آسیب‌های اجتماعی بسیاری خواهد بود.

موسوی چلک با اشاره به اینکه زوجین باید به یکدیگر محبت و عطوفت داشته باشند، افزود: طلاق توافقی از مواردی است که امروزه یکی از محمل‌ها برای سرعت بخشیدن به طلاق محسوب می‌شود که اگر معیار انتخاب همسر درست صورت گیرد، هیچ وقت شاهد طلاق توافقی نخواهیم بود.

وی ادامه داد: بسیاری از طلاق‌ها ناشی از عدم شناخت قبل از ازدواج و معیارهای نامناسب در انتخاب همسر است.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با اشاره به اینکه مهارت زندگی سواد اجتماعی، سلامت اجتماعی باید مدنظرقرار گیرد، گفت: برپایی جشن طلاق این روزها قبح طلاق را شکسته است و این امر تحت تأثیر فرهنگ کشورهای دیگر بوده است که ما شاهد پخش شدن کارت دعوت و میهمانی از سوی زوجین در این راستا هستیم، بنابراین باید جلوی این امر گرفته شده و به دنبال کاهش طلاق در کشور باشیم.

موسوی چلک با بیان اینکه در زندگی مشترک صداقت باعث می‌شود بسیاری از مشکلات برطرف شود در واقع روابط عاطفی باید پیش از بیش در بین زوجین پررنگ و تقویت شود، اظهار داشت: برای کاهش طلاق بهترین راهکار آموزش مهارت زندگی به جوانان است تا قبل از ورود به زندگی مشترک با تمام راهکارها و رفتارها در زندگی آشنا شوند.

وی افزود: طلاق توافقی از اموری است که زن و مرد مجبور به این امر می‌شوند و برای اینکه نزاع و درگیری صورت نگیرد این راه را انتخاب می‌کنند که ما باید در خصوص کاهش طلاق به خصوص طلاق توافقی اقدامات موثری انجام دهیم.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران گفت: از مواردی که باعث طلاق در بین زوجین می‌شود دخالت خانواده‌ها، عدم آموزش مهارت‌های زندگی، آشنا نبودن با رفتارهای یکدیگر، عدم درک متقابل و اعتیاد است. بنابراین باید دلایل طلاق بررسی و برای کاهش آن راهکاری مناسب پیش بینی شود.

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 29 تیر 1393

الهى، اگر حسن از تو جز تو خواهد فرق میان او و بت پرست چیست ؟

الهى، شكرت كه دل بی دردم را به درد آوردى.

الهى، شكرت كه تا خودم را شناختم تن خسته و دل شكسته دارم.

الهى، داراتر از من كیست كه تو دارایى منى.

الهى، ما هنوز حرف هاى این جهانى را نفهمیدیم تا توقّع آن جهانى را داشته باشیم.

الهى، چه فكرهایى می كردم و به دنبال این و آن می رفتم و این در و آن در می زدم و موفّق نمی شدم و خدا خدا می كردم كه چرا موفّق نمی شوم، بار خدایا شكرت كه جوابم را ندادى و چه نكو شد كه نشد و گرنه حسن نمی شدم، تسلیم توأم حكم آن چه تو فرمایى لطف آن چه تو اندیشى.

الهى، توانگران به آزاد كردن بندگان رستگارند، این تهیدست را به بنده كردن آزادان سرفراز فرما.

الهى، در فكر فهمیدن حروف مقطّعه ی كتابت بدین جا رسیدم كه تمام كلماتت حروف مقطّعه اند ؛ خُنُك آن كه اهل قرآن است.

الهى، این روزگار طوفانى تر از طوفان نوح است و قرآن كشتى نجات، خوشا به حال اصحاب السّفینه.

الهى، گاهى در انواع مخلوقات گوناگون تو ماتم و گاهى در افراد لونالون آن ها و بیش از همه در اطوار جور واجور خودم ؛ رَبِّ زِدنِی فِیكَ تَحَیُّراً !

الهى، تاكنون به امیدوارى سر به بالا مى داشتم و خدا خدا مى كردم، اكنون به شرمسارى سر بزیر افكندم كه چرا چون و چرا مى كردم.

الهى، اعیان تر از من كیست كه با تو هم نشینم.

الهى، از تو شرمنده ام كه بندگى نكردم و از خودم شرمنده ام كه زندگى نكردم و از مردم شرمنده ام كه اثر وجودیم براى ایشان چه بود ؟

الهى، توفیقم ده كه یك بار استغفر الله و اتوب الیه بگویم كه هنوز از گفتن آن شرم دارم !

 





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 23 تیر 1393

 

می‌خواهم برگردم به روزهای کودکی..

آن زمان‌ها که پدر تنها قهرمان بود

عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد

بالاترین نــقطه‌ى زمین، شــانه‌های پـدر بــود

بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادرهای خودم بودند

تنــها دردم، زانوهای زخمـی‌ام بودند

تنـها چیزی که می‌شکست، اسباب‌بـازی‌هایم بـود

و معنای خداحافـظ، تا فردا بود!

چند وقتی است آسمان هم بخیل شده است

انگار گرد مرگ را در زمین خدا پاشیده اند

اما نه

این زمین خدا نیست

زمین خدا پاک بود

آلوده اش کرده ایم.

آسمان را در جستجوی ابری کاویده ام

قدیسه ی من!

خورشید را پنهان کن و آب بیاور

برای ارواح برزخ نذری کن

شاید قبول شود و باران ببارد

زمین سوخته دلم ترک برداشته است

تو باران شو و بر من ببار

تو می توانی اشک آسمان را دربیاوری؟

شب که بخوابیم آیا دوباره صدای ترنم باران را
روی سقف خانه مان خواهیم شنید؟

بالاخره خواهد بارید

می دانم دلش خواهد سوخت به حال ماها

اما نه بهتر است بگویم باران زده است

با آمدنت باران هم راه خود را به زمین باز کرد است

شمعی روشن کن

شاید دل ارواح برزخ بسوزد و رگه ای باران بفرستند

من تنها آرزو می کنم

شاید

خنکای صبح فردا را با نم تازه باران تجربه کنم

شعر از :حسین پناهی

 





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 23 تیر 1393

چرا در نهادینه سازی حجاب موفق نبودیم؟

یکی از موضوعاتی که درچند وقت اخیر درباره اش بیشتر می شنویم موضوع عفاف وحجاب است.یکی از محور های سخنان امان جمعه از جمله آیت الله جنتی در نماز جمعه20/4/1393 امام جمعه موقت تهران هم به این موضوع اختصاص پیدا کرد و حتی وزیر کشور به خاطر عفاف و حجاب از مجلس شورای اسلامی کارت زردگرفت.(حال این که آیا وزیر کشور باید کارت بگیرد یادستگاه های فرهنگی، موضوع دیگری است که دراین یادداشت جای بحث آن نیست). 

کمی که به عقب تر برگردیم متوجه می شویم که وضعیت حجاب( باتوجه به قوانین  ومقررات کشور ) بهتر که نشد بلکه از منظراین مقررات بدتر هم شده است.برای تایید یا رد این موضوع نیاز به تحقیق پیچیده هم ندارد.

اما چه شده است که علیرغم ایجاد ساختار های مختلف فرهنگی در دستگاه های اجرایی، نهاد های عمومی و فرهنگی و ... نتوانسیم این موضوع را در کشور نهادینه کنیم.برخورد های قهری کردیم، مماشات کردیم، ترساندیم،پند دادیم و ... اما نشد که نشد.هر از چند گاهی هم مجددا این موضوع تبدیل به بحث روز می شود بعد از مدتی هم دوباره فراموش می شود.عده ای می گویند این یک موضوع شخصی است ودولت ها نباید دراین زمینه دخالت کنند . عده ایی هم می گویند که هر فردی در هرکشوری زندگی می کند باید تابع قوانین ومقررات آن کشور باشد.

ضعف در محتوای برنامه های فرهنگی، انتخاب نامناسب روش انتقال اطلاعات، سیاستگذاری های نامناسب در این زمینه، اتخاذ رویکرد های ناکارآمد، عدم ارزیابی برنامه های اجرا شده، یکی از راه های موثر  ابراز وجود توسط زنان و دختران و پسران و مردان، ناکارآمدی فعالیت ها دراین زمینه، تاثیر رسانه های خارجی،دستوری برخورد کردن، اقتصاد خوب کالاهای مرتبط در زمینه آرایش وپوشاک، فیلم و ...، افراط و تفریط، نقش والدین و ....کدام یک دراین زمینه تاثیرگذار هستند؟.

فراموش نکنیم که امروز این بدپوششی بیش از همه درمیان نوجوانان و جوانان که سن بالایی هم ندارند شیوع بیشتری دارد وفقط مختص دختران نیست بلکه پسران هم درگیر این موضوع هستند.گرچه حساسیت جامعه نسبت به پسران بالا نیست.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 23 تیر 1393


الهى چگونه خاموش باشم که دل در جوش و خروش است و چگونه سخن گویم که خرد مدهوش و بیهوش است.

الهى ما همه بیچاره ایم و تنها تو چاره اى و ما همه هیچکاره ایم و تنها تو کاره اى.

الهى از پاى تا فرقم در نور تو غرقم یا نور السموات و الارض انعمت فزد.

الهى همه گویند خدا کو حسن گوید جز خدا کو.

الهى همه از تو دوا خواهند و حسن از تو درد.

الهى آن خواهم که هیچ نخواهم.

الهى اگر تقسیم شود به من بیش از این که دادى نمیرسد فلک الحمد.

الهى ما را یاراى دیدن خورشید نیست، دم از دیدار خورشید آفرین چون زنیم.

الهى همه گویند بده حسن گوید بگیر.

الهى همه سرآسوده خواهند و حسن دل آسوده.

مناجات آیت الله حسن زاده آملی





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 22 تیر 1393

کمک کنین هلش بدیم ، چرخ ستاره پنجره
رو آسمون شهری که ستاره برق خنجره
گلدون سرد و خالی رو ، بذار کنار پنجره
بلکه با دیدنش یه شب ، وا بشه چن تا حنجره
به ما که خسته ایم بگه ، خونه باهار کدوم وره ؟

تو شهرمون آخ بمیرم ، چشم ستاره کور شده
برگ درخت باغمون ، زباله ی سپور شده
مسافر امیدمون ، رفته از اینجا دور شده
کاش تو فضای چشممون ، پیدا بشه یا شاپره
به ما که خسته ایم بگه ، خونه باهار کدوم وره ؟

کنار تنگ ماهیا ، گربه رو نازش می کنن
سنگ سیاه حقه رو ، مهر نمازش می کنن
آخر خط که می رسیم ، خطو درازش می کنن
آهای فلک که گردنت ، از همه مون بلن تره
به ما که خسته ایم بگو ، خونه ی باهار کدوم وره ؟

شعر از:عمران صلاحی

 





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 22 تیر 1393

ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست

و آنچه در جام شفق بینی به جز خوناب نیست

زندگی خوشتر بود در پردهٔ وهم و خیال

صبح روشن را صفای سایه مهتاب نیست

شب ز آه آتشین یک دم نیاسایم چو شمع

در میان آتش سوزنده جای خواب نیست

مردم چشمم فرومانده‌ست در دریای اشک

مور را پای رهایی از دل گرداب نیست

خاطر دانا ز طوفان حوادث فارغ است

کوه گردون سای را اندیشه از سیلاب نیست

ما به آن گل از وفای خویشتن دل بسته ایم

ورنه این صحرا تهی از لاله ی سیراب نیست

آنچه نایاب است در عالم وفا و مهر ماست

ورنه در گلزار هستی سرو و گل نایاب نیست

گر تو را با ما تعلق نیست ما را شوق هست

ور تو را بی ما صبوری هست ما را تاب نیست

گفتی اندر خواب بینی بعد از این روی مرا

ماه من در چشم عاشق آب هست و خواب نیست

جلوه ی صبح و شکرخند گل و آوای چنگ

دلگشا باشد ولی چون صحبت احباب نیست

جای آسایش چه می جویی رهی در ملک عشق

موج را آسودگی در بحر بی پایاب نیست.

شعر از:  رهی معیری

 





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 21 تیر 1393

به زمین و زمان بدهكاریم
هم به این، هم به آن بدهكاریم

به رضا قهوه‌چى كه ریزد چاى
دو عدد استكان بدهكاریم

به على ساربان كه معروف است
شتر كاروان بدهكاریم

شاخى از شاخهاى دیو سفید
به یل سیستان بدهكاریم

مثل فرخ لقا كه دارد خال
به امیرارسلان بدهكاریم

نیست ما را ستارهاى، اى دوست
كه به هفت آسمان بدهكاریم

مبلغى هم به بانك كارگران
شعبه طالقان بدهكاریم

این دوتا دیگ را و قالى را
به فلان و فلان بدهكاریم

دو عدد برگ خشك و خالى هم
ما به فصل خزان بدهكاریم

هم به تبریز و مشهد و اهواز
هم قم و اصفهان بدهكاریم!

به مجلات هفتگى، چندین
مطلب و داستان بدهكاریم

قلك بچه‌ها به یغما رفت
ما به این كودكان بدهكاریم

مبلغى هم كرایه خانه به این
موجر بدزبان بدهكاریم

از : عمران صلاحی

 





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 21 تیر 1393

الهى واى بر من اگر دانشم رهزنم شود و کتابم حجابم.

الهى چون تو حاضرى چه جویم و چون تو ناظرى چه گویم.

الهى چگونه گویم نشناختمت که شناختمت و چگونه گویم شناختمت که نشناختمت.

الهى چون عوامل طاحونه چشم بسته و تن خسته ام راه بسیار میروم و مسافتى نمى پیمایم واى من اگر دستم نگیرى و رهاییم ندهى.

الهى خودت آگاهى که دریاى دلم را جزر و مد است یا باسط بسطم ده و یا قابض قبضم کن.

الهى دست با ادب دراز است و پاى بى ادب، یا باسط الیدین بالرحمة خذ بیدى.

الهى بسیار کسانى دعوى بندگى کرده اند و دم از ترک دنیا زده اند، تا دنیا بدیشان روى آورد جز وى همه را پشت پا زده اند این بنده در معرض امتحان درنیامده شرمسار است بحق خودت ثبت قلبى على دینک.

الهى ناتوانم و در راهم و گردنه هاى سخت در پیش است و رهزنهاى بسیار در کمین و بار گران بر دوش یا هادى اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لا الضالین.

الهى از روى آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام از انس و جان شرمنده ام حتى از روى شیطان شرمنده ام که همه در کار خود استوارند و این سست عهد ناپایدار.

الهى عاقبت چه خواهد شد و با ابد چه باید کرد.

مناجات آیت الله حسن زاده آملی





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 20 تیر 1393

خرما از کره گی، دم نداشت

مردی خری دید در گل مانده و صاحب خر از بیرون كشیدن آن درمانده. برای مساعدت، دست در دُمِ خر انداخت و زور زد. دُم از جای خود كنده شد. داد و فغان از صاحب خر برخاست كه: تاوان بده!

مرد به قصد فرار به كوچه‌ای دوید، اما کوچه بن بست بود. واردِ خانه‌ای شد که زنی باردار (حامله) در آنجا كنار حوض خانه چیزی می‌شست. زن از آن هیاهو ترسید و بچه اش را سِقط كرد. شوهرِ زن نیز با صاحب خر هم آواز شد و به دنبال مرد دوید.

مردِ گریزان بر بام خانه دوید. راهی نیافت، از بام به كوچه‌ای پایین پرید. در آن کوچه طبیبی خانه داشت. جوانی، پدرِ بیمارش را در نوبتِ انتظارِ طبیب در سایۀ دیوار خوابانده بود. مرد، بر آن پیرِ بیمار فرود آمد. پیرمردِ بیمار، درجا مُرد. پسرِ پدرمُرده نیز به دو نفر قبلی پیوست.

مَردِ فراری، در سرِ پیچ كوچه، با یک یهودی رهگذر سینه به سینه شد و او را به زمین انداخت. پاره چوبی در چشم یهودی فرو رفت و او را كور کرد. او هم نالان و خونریزان به جمع تعقیب کنندگان پیوست!

مردِ گریزان که از این وضع به ستوه آمده بود، در حالی که فریاد می زد «دخیلم قاضی»، خود را داخلِ خانۀ قاضی انداخت. قاضی در آن ساعت، با زنی که برای شكایت آمده بود، خلوت كرده بود. قاضی وقتی دید که رازش فاش شده، چارۀ رسوایی را در جانبداری از مرد یافت. وقتی قاضی ماجرا را از زبان آن مرد شنید، مدعیان را به درونِ محکمه فرا خواند.

نخست از یهودی پرسید. یهودی گفت: این مسلمان یك چشم مرا نابینا كرده است. قصاص طلب میكنم. 

قاضی گفت: دیة مسلمان بر یهودی، نصف است. پس باید آن چشم دیگرت را هم نابینا كند تا بتوان دیه کامل یك چشم را از او گرفت! یهودی بهتر دید که از شکایت خود انصراف بدهد. ولی قاضی او را به خاطر شکایت بی مورد، به پنجاه دینار جریمه محكوم كرد!

بعد از آن، قاضی جوانِ پدر مرده را پیش خواند. جوان گفت: این مرد، از بامِ بلند بر رویِ پدر بیمار من افتاد و هلاكش كرد. حال به طلب قصاص او آمده‌ام.

قاضی گفت: پدرت بیمار بوده است و ارزش حیاتِ بیمار، نیمی از ارزشِ شخص سالم است! حكم عادلانه این است كه پدر او را زیر همان دیوار بنشانیم و تو از روی بام بر روی او بیفتی تا نیمه جان او را بگیری. جوانك نیز صلاح را در گذشت دید. اما قاضی او را هم به دلیل شکایت بیجا سی دینار جریمه كرد!

وقتی نوبت به شوهرِ آن زن (كه از وحشت بچه اش را انداخته بود) رسید، به او گفت: قصاص شرعاً هنگامی جایز است كه راهِ جبرانِ مافات بسته باشد. حال که می‌توان آن زن را به حلال به عقد ازدواجِ این مرد درآورد تا كودكِ از دست رفته را جبران كند، باید زنت را طلاق بدهی تا آنها را به عقد هم درآورم!

مردك از این حکم عصبانی شد و داد و فریاد برآورد و در حال بحث و جدل با قاضی بود، كه ناگاه صاحب خر از جای خود برخاست و به طرفِ در دوید.

قاضی فریاد زد: هی، کجا؟ بایست كه اكنون نوبت توست! صاحب خر همچنان كه می‌دوید فریاد كرد: «من هیچ شكایتی ندارم. می روم چند نفر را بیاورم كه شهادت بدهند خرِ من از کُرِّه‌گی دُم نداشت!»





نوع مطلب : حکایت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 19 تیر 1393


( کل صفحات : 69 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی