دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

مسئولیت همگانی برای ایجاد نشاط اجتماعی

 

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با تشریح مولفه‌های ایجاد و گسترش نشاط اجتماعی در جامعه گفت: همه دستگاه‌های اجرایی و فرهنگی در این زمینه مسئولیت دارند. حسن موسوی چلک در مورد مولفه‌های تاثیرگذار در گسترش نشاط اجتماعی در جامعه ادامه داد: نشاط اجتماعی یک مقوله چند بعدی است که به مسائل مختلفی ارتباط دارد؛ برهمین اساس شایسته‌سالاری، اعتماد اجتماعی، سلامت اداری و روانی،‌ سرمایه اجتماعی، سبک زندگی، مسئولیت‌پذیری و انجام اقدامات داوطلبانه می‌تواند در بروز نشاط اجتماعی موثر باشد. او احساس تعلق خاطر به‌جامعه، احترام متقابل، حقوق شهروندی، عدالت اجتماعی،‌ برابری اجتماعی و آزادی فضای سیاسی کشور را در زمینه ایجاد نشاط اجتماعی موثر دانست و گفت: البته باید توجه داشته باشیم، در کلانشهرهایی مانند تهران مسائلی مانند آلودگی هوا، ترافیک و حتی تراکم جمعیت بخشی از مولفه‌های مدیریت شهری به‌شمار می‌آید که در کاهش نشاط اجتماعی در جامعه تاثیرگذار است. رئیس انجمن مددکاران اجتماعی توضیح داد: همچنین خلق شادی‌های گروهی و عمومی در این حوزه می‌تواند در زمینه افزایش نشاط اجتماعی با اهمیت باشد و توجه به سلامت روانی اجتماعی جامعه، پاسخگویی همه اجزای جامعه در قبال مسئولیتی که دارند، همچنین اطمینان از اجرای قانون، احترام به قوانین و هنجارها و ارزش‌های اجتماعی در گسترش نشاط اجتماعی قابل توجه است. به گزارش آنا، موسوی چلک با اشاره به اینکه بالا بودن همبستگی اجتماعی، کاهش آسیب‌های اجتماعی و جرائم خشن نیز می‌تواند نشاط جامعه را افزایش دهد، ادامه داد: علاوه‌بر آن دسترسی به فرصت‌های برابر می‌تواند در راستای افزایش نشاط اجتماعی موثر باشد و این موضوع موجب افزایش امید در جامعه می‌شود.

منبع: روزنامه آرمان.1 بهمن 97 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/11/1

زنانی که هم پدرند و هم مادر

انگار دیواری کوتاهتر از دیوار زنان در این دنیا یافت نمی شود،هر کس در هر جا کم می آورد بر سر این قشر خالی می کند.حالا هم چوب بی برنامگی و بی توجهی مسولان را باید این قشر از زنان بی پناه( زنان سرپرست خانوار)جامعه بخورند.

 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان، زنانی که هم پدرند و هم مادر! متاسفانه رو به افزایش است، طبق گفته مسولان آمار خانواده‌های تک والد نسبت به دهه های قبل در حال  افزایش بوده به طوری که حدود 12 درصد خانواده‌ها به دلیل فوت،از کارافتادگی، طلاق و یا ترک خانه توسط مرد، «زن سرپرست» هستند. کاهش مسئولیت‌های اجتماعی برای حمایت از زنان سرپرست خانوار، نبود حمایت کافی از اشتغال این زنان، نوع نگاه سنگین جامعه به زنان طلاق و وضعیت معیشتی نامناسب اغلب آنان، موجب شده که این زنان خیلی زودتر از سنشان پیر شوند.

 از مهم‌ترین مشکلات زنان سرپرست خانوار مشکل تامین مالی و اشتغال است. به منظور حمایت از این قشر از زنان قوانین مختلفی وضع شده و دولت طبق قانون، وظیفه تامین مالی آنان را بر عهده دارد. طبق بند 4 اصل 21 قانون اساسی دولت موظف به ایجاد بیمه برای زنان بیوه، سرپرست خانوار و سالخورده است. همچنین اصل 29 قانون اساسی هم به طور کل به بیمه و برخورداری از تأمین اجتماعی پرداخته است. طبق این اصل «برخورداری از تأمین اجتماعی از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری، ازکارافتادگی، بی‌سرپرستی، در راه‌ ماندگی، حوادث و سوانح، نیاز به خدمات بهداشتی، درمانی و مراقبت‌های پزشکی به صورت بیمه و غیره، حقی همگانی است.» دولت نیز موظف است طبق قوانین از محل درآمدهای عمومی و درآمدهای حاصل از مشارکت مردم، خدمات و حمایت‌های مالی فوق را برای یک یک افراد کشور تأمین کند، با وجود وضع قوانین متعدد به منظور حمایت از زنان سرپرست خانوار، اما هنوز این قوانین به مرحله اجرا نرسیده و تاکنون نتوانسته‌اند به صورت چشم گیری باری از دوش زنان سرپرست خانوار بردارند، همیشه به دلیل کمبود منابع، قوانین و طرح های حوزه زنان و در این میان زنان سرپرست خانوار اجرایی نشده است انگار دیواری کوتاهتر از دیوار زنان در این دنیا یافت نمی شود، هر کس در هر جا کم می آورد بر سر این قشر خالی می کند. حالا هم چوب بی برنامگی و بی توجهی مسولان را باید این قشر از زنان بی پناه جامعه بخورند.

 سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در یادداشتی در تشریح این معضل می‌نویسد: نگاهی گذرا به قوانین کشور ما درباره زنان سرپرست خانوار وظایف اساسی دولت‌ها را در قبال این افراد گوشزد می‌کند. یکی از قوانین مورد استناد در این زمینه قانون تامین زنان و کودکان بی‌سرپرست است. بر اساس مفاد این قانون افرادی که حقوق آن‌ها حداقل یک سوم حقوق کارمندان دولت باشد باید تحت پوشش سازمان‌های حمایتی قرار بگیرند و سازمان‌های حمایتی هم باید حداقل یک سوم دستمزد ماهیانه یک کارمند دولت را به این افراد پرداخت کنند. با فرض حداقل حقوق یک کارمند یعنی ۶۰۰ هزار تومان در ماه باید گفت: ۲۰۰ هزار تومان ماهیانه باید به این افراد پرداخت شود. در حالی که در حال حاضر ما از ۵۰ هزار تومان تا ۱۰۰ هزار تومان مستمری ماهانه به خانواده‌هایی که از یک تا پنج نفر هستند پرداخت می‌کنیم. "

 به گفته وی در یک فاصله ۱۰ ساله از سال ۷۵ تا ۸۵، جمعیت زنان سرپرست خانوار در ایران حدود ۳۹ درصد افزایش داشته، در حالی که در یک فاصله پنجساله از سال ۸۵ تا ۹۰، آمار زنان سرپرست خانوار حدود ۵۳ درصد افزایش یافته است، این گروه از زنان نیاز به حمایت جدی سازمان‌های مسئول دارند، اما هم‌اکنون شاهدیم که یک زن سرپرست خانوار در ایران که تحت پوشش نهادهای حمایتی باشد، حدود ۵۳ هزار تومان مستمری دریافت می‌کند،در حالی که قرار بود بر اساس قانون برنامه پنجم توسعه، هر سال ۱۰ درصد این زنان، توانمند و از چرخه حمایت سازمان‌ها خارج شوند، اما در مقام عمل به طور واقعی چنین اتفاقی نیفتاده است.

در این خصوص «طیبه سیاوشی» در گفتگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری شبستان با بیان اینکه بیمه زنان سرپرست خانوار در قانون برنامه ششم توسعه جزو اولویت های محوری قرار گرفته است گفت: در قانون برنامه ششم توسعه، شش موضوع از جمله آب، بازآفرینی بافت های ناکارآمد، بهبود محیط کسب و کار، اشتغال، فضای مجازی، بیمه های اجتماعی، ساماندهی و پایداری صندوق های بیمه ای ،بازنشستگی و پیشگیری و کاهش آسیب های اجتماعی در اولویت برنامه ها قرار گرفته اند که توانمند سازی محرومان و فقرا با اولویت زنان سرپرست خانوار نیز از جمله این برنامه های محوری است.

 این عضو فراکسیون زنان مجلس بیان کرد: با توجه به اینکه جمعیت زنان سرپرست خانوار از سال 1375 تا 1395 سه برابر یعنی از یک میلیون و 200 هزار نفر به سه میلیون و 600 هزار نفر افزایش یافته است لذا ما بر آن شدیم تا موضوع زنان سرپرست خانوار را در برنامه ششم توسعه جزو اولویت های محوری قرار دهیم، بنابراین رویکردها و سیاست گذاری های دولت هم باید بر این اساس چیده شود. براساس آمار سازمان‌های ذی ربط از جمله کمیته امداد امام‌خمینی(ره) و سازمان بهزیستی کشور تعداد زنان سرپرست خانوار رو به افزایش است که این موضوع به حمایت‌های بیشتر دولت از زنان را می‌طلبد البته ما کاری به یارانه نقدی این زنان نداریم و موضوع اصلی ما توانمندسازی زنان و بیمه آنان است.

 وی با بیان اینکه در سال گذشته 230 میلیارد تومان اعتبار به بیمه زنان سرپرست خانوار اختصاص یافت تصریح کرد: با اختصاص این اعتبار زنان تحت پوشش کمیته امداد و سازمان بهزیستی می توانستند از بیمه بهره مند شوند.همواره به دولت تاکید داشتیم که بیمه زنان سرپرست خانوار و زنان خانه دار با بیش از سه فرزند باید مورد توجه قرار گیرد که متاسفانه  این مساله به دلیل عدم امکان افزایش جمعیت بیمه شدگان در تامین اجتماعی به نتیجه نرسید.در حال حاضر زنان زیادی به دلایل مختلف نظیر فروخته شدن و یا نداشتن شناسنامه، فاقد هویت بوده و جزو محرومترین قشر جامعه محسوب می شوند که تمایل زیادی به استفاده از خدمات تامین اجتماعی دارند ولی متاسفانه به دلیل نداشتن مدرک و قید نشدن در قانون از این حیث بی بهره هستند.

 وی با تاکید بر این که زنان سرپرست خانوار باید از امتیازات زیادی برخوردار باشند تصریح کرد:یکی برنامه های مهم ما در مجلس شورای اسلامی گرفتن امتیاز مسکن مهر برای زنان سرپرست خانوار است که من شخصا برای این کار اقدام خواهم کرد همچنین زنان سرپرست خانوار می توانند در تولید خدمات به ویژه در بخش های روستایی بهره مند شوند که این امر نیز در اولویت برنامه های ما قرار دارد،همه این موارد در قانون دیده شده است.سیاوشی در پاسخ به این سوال که پس چرا اجرایی نمی شوند گفت:یکی از دلایل عدم اجرای موارد فوق در حوزه زنان عدم آگاهی و مطالبه زنان است چون اطلاع کافی از خدمات حوزه زنان در قوانین ندارد، برگزاری کارگاه های کوچک در شهرستان های اطراف نقش نقش مهمی در آگاهی زنان از حقوق خود دارند.بسیاری از بانوان در کشور بر اثر مسائل مختلف نظیر از دست‌دادن همسر، طلاق و دیگر مشکلات، سرپرست خانوار می‌شوندبراساس گزارش مرکز آمار در سال 95 حدود 13 درصد از زنان ایرانی به عنوان سرپرست خانوار معرفی شده بودند.

د اختصاص داده شده است.

 

 

سید حسن موسوی چلک،رییس انجمن مددکاری کشور  در در ادامه گفتگو با خبرنگار اجتماعی شبستان با بیان اینکه افزایش جمعیت زنان سرپرست خانوار چسبندگی به سازمان های دولتی را افزایش می دهد، بیان کرد: بار مالی زیادی نیز به سازمان های حمایت کننده وارد می کنند، زنی که تنها زندگی می کند میزان تهدیدات نیز به سوی او زیاد است البته قصد برچسب زدن به این زنان را ندارم اما این واقعیت را نیز نمی توان منکر شد که با اسیب های بیشتری روبرو خواهند شد.گسترش زنان سرپرست خانواده نیز می تواند پیامدهای اجتماعی دیگر داشته باشند و یکی از پیامدهای ان گسترش آسیب های اجتماعی است.سال 76 پنج درصد از زنان ،مواد مخدر مصرف می کردند، سال 90 این مصرف به 10 درصد رسیده است و همچنین در بحث طلاق و خشونت  هم آسیب پذیری زنان نسبت به مردان بیشتر است.

 منبع: خبرگزاری شبستان/25 دی 1397

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/11/1

ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم

امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم

دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند

از گوشه بامی که پریدیم، پریدیم

رم دادن صید خود از آغاز غلط بود

حالا که رماندی و رمیدیم، رمیدیم

کوی تو که باغ ارم روضه خلد است

انگار که دیدیم ندیدیم، ندیدیم

صد باغ بهار است و صلای گل و گلشن

گر میوه یک باغ نچیدیم، نچیدیم

سر تا به قدم تیغ دعاییم و تو غافل

هان واقف دم باش رسیدیم، رسیدیم

وحشی سبب دوری و این قسم سخن‌ها

آن نیست که ما هم نشنیدیم، شنیدیم

شعر از: وحشی بافقی





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/11/1

اگر عالم همه پرخار باشد
دل عاشق همه گلزار باشد

وگر بی‌کار گردد چرخ گردون
جهان عاشقان بر کار باشد

همه غمگین شوند و جان عاشق
لطیف و خرم و عیار باشد

به عاشق ده تو هر جا شمع مرده‌ست
که او را صد هزار انوار باشد

وگر تنهاست عاشق نیست تنها
که با معشوق پنهان یار باشد

شراب عاشقان از سینه جوشد
حریف عشق در اسرار باشد

به صد وعده نباشد عشق خرسند
که مکر دلبران بسیار باشد

وگر بیمار بینی عاشقی را
نه شاهد بر سر بیمار باشد

سوار عشق شو وز ره میندیش
که اسب عشق بس رهوار باشد

به یک حمله تو را منزل رساند
اگر چه راه ناهموار باشد

علف خواری نداند جان عاشق
که جان عاشقان خمار باشد

ز شمس الدین تبریزی بیابی
دلی کو مست و بس هشیار باشد.

شعراز: مولانا






نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/30

چرخه سیاست گذاری اجتماعی در ایران چرخه کاملی نیست 

حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با اشاره به اینکه در عرصه سیاست گذاری های کلان در حوزه کودک آزاری روند رو به رشدی داریم گفت: «آیا این سیاست گذاری ها کافی است؟ خیر، آیا همه سیاست گذاری ها درست اجرا شد؟ خیر، آیا آنچه که انجام گرفت مطلوب است؟ خیر.» او به تشریح اشکالات اساسی و همچنین پیشرفت ها در حوزه سیاست گذاری حوزه کودکان پرداخت. «یکی از این اشکالات این است که ذی نفعان آنطور که باید در سیاست گذاری اجتماعی حوزه کودکان دخیل نیستند. البته در چند سال اخیر این درگیری بیشتر شد. سازمان های غیر دولتی در حوزه زنان، اطفال و کودکان در قانونی که سال ۸۱ تصویب شد، قانون حمایت از کودکان و نوجوانان، حضور داشتند. در مجمع ملی حقوق کودک، امروز کودکان سه نماینده دارند. در آخرین جلسه لاحیه کودکان در کمیسون اجتماعی، تمام افرادی که دعوت شده بودن از سازمان های غیر دولتی بودند.» 

او گفت که در عرصه سیاست گذاری اجتماعی، واقع بین تر شدیم به این معنی که تمایل کمتری به کتمان موضوع آسیب های اجتماعی حوزه کودک وجود دارد و راجع به کودک آزاری صحبت می کنیم و اقداماتی نیز چون اورژانس اجتماعی که بدون سیاست گذاری ممکن نبود، اگرچه کافی نیست، انجام شد. طبق اظهارات موسوی چلک، بسیاری از کسانی که امروز در عرصه سیاست گذاری اجتماعی فعالیت می کنند، دانش سیاست گذاری اجتماعی را ندارند و با نگاه امنیتی سیاسی به موضوعات اجتماعی نگاه می کنند و در سیاست گذاری مبتنی بر واقعیت دچار مشکل می شوند. نکته دیگر این است که چرخه سیاست گذاری اجتماعی در ایران چرخه کاملی نیست/ آفتاب نیور.29 دی 97





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/29

افزایش آمار سرقت در ۹ ماهه سال‌جاری

آرمان- زهرا سلیمانی: در شش ماهه نخست سال‌جاری با نوسانات در بازار ارز و افزایش قیمت‌ها مواجه بودیم. این مساله باعث شد تا قدرت خرید جامعه کاهش یابد. بر اساس گزارشات ناجا در این مدت میزان سرقت‌های خرد به ویژه سرقت تلفن همراه افزایش یافته است. در آذر سال‌جاری، جانشین فرمانده ناجا گفت: مشکلات اقتصادی کشور سبب افزایش سرقت‌های خرد در جامعه شده است. ایوب سلیمانی درباره تاثیر وضعیت اقتصادی بر جرائم افزود: وضعیت اقتصادی مردم نگران ‌کننده است، زیرا بخشی از جامعه مشکل جدی دارند و این مشکلات اقتصادی سبب افزایش سرقت‌های کوچک و خرد شده است. به گفته او بیش از ۵۰ درصد سرقت‌های کشور از مواد مخدر و اعتیاد تاثیر گرفته است. روز گذشته دادستان کل کشور گفت: جرم سرقت ارتباط مستقیم با افزایش جرم مواد مخدر و اعتیاد دارد، وضعیت اقتصادی و شرایطی که به لحاظ مالی در جامعه حاکم است؛ مانند مساله بیکاری یکی از علت‌های افزایش این جرم در جامعه است و افرادی که مسئولیت مستقیم در جلوگیری از تعطیلی کارخانه‌ها دارند، باید تلاش کنند، این اتفاق رخ ندهد، چراکه این جرم در جامعه زیاد می‌شود.

رئیس انجمن مددکاری ایران به «آرمان» درباره چرایی افزایش سرقت در جامعه می‌گوید: بروز و تشدید این جرم در جامعه نشان دهنده افزایش نیازهای معیشتی و فوری است. با تحلیل وضعیت اقتصادی کشور باید گفت که در یکسال اخیر به دلیل نوسانات در حوزه ارز قیمت‌ها چندین برابر شده است، طبیعتا در این شرایط بخش قابل توجهی از افراد فاقد درآمد یا دهک‌های پایین جامعه تحت تاثیر قرار می‌گیرند، چون در این مقطع جبران فاصله‌های اقتصادی انجام نشده است. از سوی دیگر نیازهای این افراد همچنان پابرجاست؛ به این دلیل ناکارآمدی این نوع حمایت‌های ضروری برای این گروه می‌تواند پیامدهای مختلفی داشته باشد. سید حسن موسوی چلک می‌افزاید: بخشی از جرائم به جرائم خرد و سبک مربوط می‌شود. به گفته او افزایش سرقت به‌ویژه سرقت خرد در جامعه ما چندان مساله ویژه‌ای نیست، چون به‌دلیل فشارهای اقتصادی و ناتوانایی مردم در برآورده کردن نیازهایشان افزایش آسیب‌های اجتماعی را به دنبال دارد. به گفته او وقتی شرایط اقتصادی نابهنجار باشد، برخی از افراد خواستار تامین نیازهای خود از طرق غیرقانونی همچون سرقت هستند. با این تفاسیر انتظار می‌رفت، تا نهادهای انتظامی در کشور خود را آماده مواجهه با این وضعیت می‌کردند. آن هم به این دلیل که بروز چنین مشکلاتی در وضعیت موجود اجتناب ناپذیر بود. این مددکار اجتماعی بر این باور است که از آثار اجتماعی و اقتصادی تحریم‌ها نباید غافل شد. به گفته او تا زمانی که نتوان حداقل نیازهای اساسی دهک‌های پایین را تامین کرد، بی‌شک گرایش آنها در ارتکاب به جرائم به ویژه سرقت‌های خرد از بین نمی‌رود. البته نباید اینگونه استنباط کرد که تمامی سرقت‌های خرد را فقرا و افراد در دهک‌های پایین انجام می‌دهند، اما در شرایط اقتصادی نامساعد بروز آسیب‌های اجتماعی در قالب تکدی‌گری، سرقت‌های خرد و کودکان کار و خیابان و... تشدید می‌شود. موسوی چلک می‌افزاید: وقتی در یک شب دارایی‌های جامعه نصف می‌شود و بی‌اعتمادی به اقتصاد کشور افزایش می‌یابد، طبیعتا بروز اینگونه بزه‌ ای را نباید دور از انتظار تلقی کرد. به گفته او در جامعه ما بخش قابل توجهی از سرقت‌ها ثبت نمی‌شود. به گفته او بر اساس آموزه‌های دینی فقر از هر دری ورود کند، ایمان از در دیگر خارج می‌شود، پس در چنین جامعه‌ای احتمال بروز هر گونه بزه افزایش می‌یابد.

28درصد جرائم در کشور مربوط به سرقت است

دادستان کل کشور گفت: حدود ۲۷ تا ۲۸ درصد جرائم در جامعه مربوط به سرقت است و اولین رتبه مربوط به جرائم مرتبط با مواد مخدر است. محمد جعفر منتظری با اشاره به نحوه برخورد با هر جرم افزود: ما در جامعه شاهد آسیب‌هایی هستیم که هر آسیبی باید متناسب با شرایط خودش مورد بررسی قرار گیرد، مبارزه با هر جرم باید متناسب با آن جرم باشد و برنامه‌ریزی برای مبارزه با هر آسیب آن زمان می‌تواند مفید و موثر باشد که تمام زوایا و ابعاد آن جرم و آسیب مورد بررسی علمی و دقیق قرار گرفته اشد. او تصریح کرد: یکی از آسیب‌های قابل توجهی که در جامعه ما وجود دارد که تنها انحصار به جامعه ما هم ندارد و در تمامی جوامع هست، سرقت است. دادستان کل کشور ادامه داد: لازمه مبارزه با این آسیب این است که انسان دانش چگونگی برخورد با این آسیب را داشته باشد و برای برخورد برنامه‌ریزی و تدبیر داشته باشد، چرا که این جرم نه تنها بین دو فرد است، بلکه علیه امنیت و آرامش کشور هم است‌. منتظری با اشاره به نحوه مبارزه با سرقت و ایجاد آرامش برای مردم گفت: ما در بررسی‌هایی که در آمار و ارقام دستگاه قضائی مشاهده کرده‌ایم که سرقت در ردیف دوم جرائم در جامعه است؛ حدود ۲۷ تا ۲۸ درصد جرائم مربوط به سرقت است و اولین رتبه مربوط به جرائم مرتبط با مواد مخدر است.

سرقت ارتباط مستقیم با افزایش جرم موادمخدر دارد

دادستان کل کشور خاطرنشان کرد: افراد وقتی فقر به سراغشان می‌آید و می‌بینند برای مایحتاج زندگی دستشان تنگ است، ایمانشان کم می‌شود و به ناچار به سراغ سرقت و دزدی می‌روند و اینجا مسئولان مرتبط مقصر هستند که گذاشتند چنین اتفاقی رخ بدهد. منتظری با اشاره به اینکه در به‌وجود آمدن یک سرقت تمام دستگاه‌ها مقصر هستند، نه تنها دستگاه قضا افزود: آمار سرقت در ۹ ماهه سال‌جاری نسبت به ۹ ماهه گذشته افزایش داشته و شرایط فعلی جامعه بر این آمار اثر مستقیم داشته است، مسئولان نباید تنها از دستگاه قضا انتظار داشته باشند که این آمار را کاهش بدهند، چراکه تمام مسئولان در این امر دخیل هستند.

برای جلوگیری از سرقت راهکارهایی ارائه شود

دادستان کل کشور ادامه داد: اگر در جامعه اشتغال ایجاد کنیم، دیگر کسی نمی‌آید، دست به سرقت بزند و از دیوار خانه مردم بالا بروند و تنها افرادی که به‌دنبال اختلاس و دزدی‌های میلیاردی هستند، به سراغ این جرم می‌روند. البته این افراد مثل اژدهای هفت سر هستند که سرشان را از یکجایی که می‌زنیم، از جای دیگر سر در می‌آورند و طمع‌ورزی آنها سقف خاصی ندارد و شکمشان هیچ وقت سیر نمی‌شود. منتظری با اشاره به حمایت برخی دست‌های پشت پرده از اختلاسگران گفت: باید ببینیم، چه کسی دقیقا در این حوزه مسئول است، شخص رئیس‌جمهور که نمی‌تواند به نحوه تخصیص دادن ارز نظارت کند! وزراء و معاونان باید این کار را انجام دهند که در یک کشور اسلامی و جایی که نظام اسلامی در آن حاکم است نباید اینگونه حق افرادی خورده شود. البته من قبول ندارم که تمام کشور را فساد و دزدی گرفته است، اما باید جلوی آن دست‌های پشت پرده گرفته شود. منتظری تصریح کرد: نیروی انتظامی مگر می‌تواند برای هر فردی دو نیروی پلیس بگذارند که افراد خلاف نکنند؟! اینها راهکار دارد و ما باید به علت‌ها بپردازیم و نه معلول. مبارزه با اینگونه مشکلات و آسیب‌های اجتماعی اگر بخواهد مثمر ثمر باشد، حتما باید با دانش و تدبیر انجام شود و به عنوان مثال اتاق‌های فکری باید شکل بگیرد تا برای جلوگیری از سرقت راهکارهایی ارائه داده شود. به گزارش مهر، او افزود: پلیس و مسئولان مبارزه با سرقت باید حضور جدی‌تری در جامعه داشته باشد، این حضور به معنای حضور فیزیکی نیست، بلکه باید برنامه‌ریزی کنید از دانش و ابزارهای پیشرفته خود استفاده کنید تا حضورتان جدی‌تر باشد و به مردم امنیت ببخشید. البته مردم هم باید به نیروی انتظامی کمک کنند.

منبع:روزنامه آرمان/27 دی 97





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/29

ای ساربان آهسته ران کارام جانم می‌رود

وان دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود

من مانده ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او

گویی که نیشی دور از او بر استخوانم می‌رود

گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون

پنهان نمی ماند که خون بر آستانم می‌رود

محمل بدار ای ساربان تندی مکن با کاروان

کز عشق آن سرو روان گویی روانم می‌رود

او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان

دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رود

برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشم

چون مجمری پر آتشم کز سر دخانم می‌رود

با این همه بیداد او وان عهد بی بنیاد او

در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می‌رود

گفتم بگریم تا ابد چون خر فرو ماند به گل

وین نیز نتوانم که دل با کاروانم می‌رود

باز آی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین

کاشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می‌رود

صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار من

گر چه نباشد کار من هم کار از آنم می‌رود

در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود

سعدی فغان از دست ما لایق نبودی بی وفا

طاقت نمی‌دارم جفا کار از فغانم می‌رود.

 شعر از: سعدی شیراز

 





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/29

من از بی‏‌قدری خار سر دیوار دانستم

كه ناكس كس نمی‏گردد از این بالانشینی‌ها

صایب تبریزی





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/28
گزارش «ایران» از تغییرات آسیب های اجتماعی در کشور 
سن آسیب های اجتماعی به زیر 30 سال رسیده است

یاسمن صادق شیرازی/ خبرنگار
این نخستین هشدار نیست و سال‌هاست که زنگ خطر آسیب‌های اجتماعی به صدا درآمده است. آمارهای رسمی و غیررسمی درباره طلاق، اعتیاد، بزه‌کاری، فقر و بیکاری آنقدر نگران کننده است که مقام معظم رهبری، تاکنون طی 6 جلسه با مسئولان قوا درباره این آسیب‌ها گفت‌و‌گو کرده و حالا قرار شده بزودی هفتمین جلسه هم  برگزار شود. دستورات این جلسات اگرچه هیچ‌گاه به صورت مکتوب و به‌طور رسمی منتشر و علنی نشده است اما کارشناسان حوزه اجتماعی معتقدند همین جلسات بود که باعث شد مسئولان از حالت تدافعی و انکار نسبت به آسیب‌های اجتماعی تاحدودی دست بکشند. به‌طوری‌که رئیس انجمن مددکاری کشور می‌گوید:«تا قبل از این جلسات برخی  سازمان‌ها از مسئولیت‌های خود درباره آسیب‌ها شانه خالی  و آن را کتمان و انکار می‌کردند.»کارشناسان البته به کنترل وضعیت آسیب‌های اجتماعی آنچنان که باید خوشبین نیستند، به‌طوری‌که «سید حسن موسوی چلک» در گفت‌و‌گو با «ایران» می‌گوید:«سن آسیب‌های اجتماعی به زیر 30 سال و سن اعتیاد به زیر 15 سال رسیده است. هرچند این همه ماجرا نیست و ممکن است این میزان کمتر از اینها باشد.» او شیوع «اچ آی وی» و اعتیاد در زنان را یکی از مهم‌ترین تغییرات آسیب‌های اجتماعی طی سال‌های اخیر عنوان و تأکید می‌کند:«آمارها نشان می‌دهد ورودی زندان‌های کشور طی سال‌های اخیر چندین برابر شده است و برخی برای توجیه این موضوع می‌گویند جمعیت رشد کرده است.»

یکی از مسائلی که به گفته کارشناسان باعث عقب‌ماندگی 20 ساله در حوزه آسیب‌های اجتماعی شده، مشخص نبودن اقدامات دستگاه‌ها پیرامون آسیب‌های اجتماعی است. چلک هم به این موضوع تأکید می‌کند: با وجود اقداماتی که تاکنون در حوزه آسیب‌های اجتماعی انجام شده، نتیجه هیچ کدام از این اقدامات مشخص نیست و معلوم نیست بودجه‌های سازمان‌های مربوطه به‌طور دقیق برای چه مسائلی هزینه شده است؟ متأسفانه شایسته سالاری طنز تلخی در کشور است. تا وقتی که از مدیران اجتماعی برای حل آسیب‌های اجتماعی استفاده نکنیم نمی‌توانیم به کنترل اوضاع امیدوار باشیم.او در مورد وضعیت آسیب‌های اجتماعی در کشور این‌طور توضیح می‌دهد: در حال حاضر آسیب‌های اجتماعی به زخم عمیقی در کشور تبدیل شده است. هرچند این موضوع مربوط به زمان حال نمی‌شود و ما سال‌هاست که درگیر آن هستیم. متأسفانه ما نزدیک به 38 سال است که در مورد آسیب‌های اجتماعی آن‌طور که باید حرف نزدیم و این موضوع زمانی پررنگ شد که مقام معظم رهبری با سران قوا جلسه گذاشت.چلک وضعیت نشاط و اعتماد اجتماعی در ایران را نگران کننده ارزیابی می‌کند و می‌گوید: اگر تمام مشکلات و موانع حل شود این آسیب‌ها هم حل می شود؛ تا زمانی‌که در زمینه نشاط اجتماعی، سرمایه اجتماعی، اعتماد، مسئولیت پذیری و حقوق شهروندی دچار مشکل هستیم هیچ پیشرفتی در این حوزه نخواهیم داشت.
گشت ارشاد مهم‌تر است یا اورژانس اجتماعی؟
موسوی چلک معتقد است توجه مسئولان به مسائل اجتماعی بسیار کمتر از میزانی است که باید باشد. برای مثال، گشت ارشاد مهم‌تر است یا اورژانس اجتماعی؟ با وجودی‌که برخی دستگاه‌ها در حوزه آسیب‌های اجتماعی به صورت جدی در حال فعالیت هستند اما پیچیدگی فراوانی این آسیب‌ها باعث شده تا اگر در همین لحظه هم مشکلات مدیریتی‌مان را حل کنیم شاید تا دو دهه آینده به جواب برسیم. او در مورد راهکار حل این معضل هم می‌گوید: از چند زاویه می‌توان به این موضوع نگاه کرد. اول اینکه باید در سیاستگذاری‌های‌مان تغییر اساسی کنیم و دوم اینکه باید از مدیران اجتماعی در حوزه آسیب‌ها استفاده کنیم. متأسفانه آن‌طور که باید از مدیران اجتماعی استفاده نکردیم و باید بپذیریم با تفکر پزشکی و مهندسی نمی‌توان آسیب‌ها را کنترل کرد.
منبع:روزنامه ایران:26 دی ماه 1397




نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/26

انتقاد از نگاه سیاسی- امنیتی به موضوعات زنان و کودکان در کشور

موسوی چلك

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران نسبت به نگاه سیاسی و امنیتی به موضوعات زنان و کودکان در کشور انتقاد کرد.

به گزارش ایسنا، سید حسن موسوی چلک در نخستین کنگره «کودکی، توسعه و سیاست‌گذاری اجتماعی» ضمن تشریح روند سیاست گذاری در حوزه کودکان در کشور افزود: در نگاه کلی به سیاست‌گذاری کلان و قانون گذاری در حوزه کودکان شاهد هستیم که با وجود مشکلات فراوان این روند رو به رشد بوده است.


وی افزود: اگر این پرسش مطرح شود که در مورد حمایت از کودکان در معرض آسیب در عرصه سیاست‌گذاری قدم های رو به جلو کافی بوده‌اند؟ من هم معتقدم کافی نبوده است. آیا همه این سیاست‌ها درست بودند؟ پاسخ من این است که ممکن است در بخش اجرا برخی از آنها به نتایج مطلوب نرسیده باشند. در پاسخ به اینکه آیا شرایط کنونی مطلوب است؟ بازهم باید بگویم که برای رسیدن به  شرایط ایده‌آل جای کار داریم.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ادامه داد: برای مثال در اصلاحیه قانون سن ازدواج یکبار این سن به ۱۳ سال و ۱۵ سال برای دختران و پسران افزایش یافته و طرح اخیر گام تکمیلی در این مورد بوده است. همچنین تشکیل اورژانس اجتماعی نیز از دیگر اقدامات در حوزه مذکور طی سال‌های اخیر است.

موسوی چلک با اشاره به موانع موجود در مورد سیاست گذاری در حوزه کودکان اظهار کرد: یکی از اشکلات این است که ذینفعان در این زمینه خیلی دخیل نیستند، البته در چند سال اخیر این مداخله بیشتر شده است. البته این شرایط بهبود یافته است. تصویب قانون حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان در مجلس از جمله این دستاوردها بوده است. در آخرین جلسه مجلس برای بررسی لایحه حمایت از حقوق کودکان در کمیسیون اجتماعی، اغلب سازمان غیر دولتی فعال این حوزه حاضر بودند. این نشان می‌دهد حضور سازمان‌های مردم نهاد در چند سال اخیر برای مجلس و دولت پررنگ تر شده است.

وی با بیان اینکه در سال‌های اخیر در سیاست‌گذاری واقع بین‌تر شده‌ایم اظهار کرد: مدت‌ها پیش موضوع آسیب‌های اجتماعی در کشور را کتمان می‌کردیم. برای مثال زمانی در جلسه شورای اجتماعی کشور موضوع کودک آزاری را مطرح کردم و یکی از مسئولین به وزیر کشور وقت اعتراض کرده بود که «چرا در پایگاه دولت اعلام شده است که موضوع شورای اجتماعی کشور کودک آزاری است؟ مگر در ایران کودک‌آزاری وجود دارد؟» این درحالیست که امروز در کشور در مورد این موضوعات صحبت می‌کنیم و اقداماتی هم انجام شده است.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران با اشاره به اینکه عرصه سیاست‌گذاری در ایران سخت و دشوار است، تصریح کرد: دلیل این دشواری این است که در ایران به بسیاری از موضوعات نگاه امنیتی وجود دارد و برخی از سیاست گذاران هم دانش و تخصص کافی ندارند. چرخه سیاست‌گذاری اجتماعی در ایران چرخه کاملی نیست و معیوب است، اما  که اگر با نگاه به آینده و پژوهش محور باشد، جلو خواهد رفت.

موسوی چلک ادامه داد: در سال ٧٨ سیاستی برای جمع آوری متکدیان و بی خانمان‌ها انجام شد که در این طرح بچه‌های ۵ ساله را هم مثل متکدیان حرفه‌ای دیده بودند. تنها ٩ ماه تلاش کردیم بگوییم کودک، متکدی یا فرد متجاهر نیست. در نهایت با حمایت آقای تاجزاده معاون وزیر کشور وقت توانستیم کودکان زیر ١٨ سال را از این طرح منفک کنیم و به این ترتیب آیین نامه ساماندهی کودکان کار و خیابان تدوین شد.

وی با بیان اینکه سازمان‌های مردم‌نهاد کودکان در عرصه سیاستگذاری، اجرا و نظارت باید حضور داشته باشند، تصریح کرد: با این حال سمن‌ها هم آنگونه که باید استقلال ندارند و به همین دلیل مطالبه‌گری برایشان سخت می‌شود،اما امروز بعد ۴٠ سال به کودک‌آزاری بیشتر توجه می‌شود.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران افزود: زمانیکه می‌گوییم در سیاست گذاری ها به دنبال نگاه غربی نیستیم به آن معنا نیست که نباید از تجارب آنها استفاده کنیم و می خواهیم دیوار ایران را ببندیم. در کنار استفاده از تجربیات جهانی، از ظرفیت رسانه‌ها نیز استفاده خواهیم کرد. موضوعات زنان و کودکان اغلب در ایران سیاسی می‌شود که نشان‌دهنده غلبه نگاه سیاسی در کشور است، اما امنیت اجتماعی تنها از طریق توسعه اجتماعی امکان پذیر است.

انتهای پیام/26 دی ماه 1397

خبرنگار: پریشاد احمدی/دبیرخبر: سولماز خوان





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/26

به نان‌آوران کوچک احترام بگذاریم

یکی از اخباری که این روزها در فضای مجازی پخش شد، موضوع کودکان کاری بودند که در کرمان علی‌الظاهر توسط یکی از افراد یک شرکت پیمانکاری صورت گرفت و آن خوراندن گل به این کودکان بود که گل فروشی می‌کردند! هیچ‌کس این رفتار را تایید نمی‌کند. واکنش شهرداری هم با برخوردی که با این فرد انجام شد، در همین راستا بود. اینجا نیاز به یادآوری چند نکته است، چه بخواهیم چه نخواهیم شاهد حضور کودکان کار در اماکن عمومی برای امرار معاش‌شان هستیم و با توجه به شرایطی که اکنون در کشورمان داریم، امکان حذف کودکان کار و خیابان وجود ندارد. ضمن اینکه ماده 80 قانون کار، افراد 15 تا 18 سال را به عنوان کارگر نوجوان می‌شناسد. یعنی به نوعی کار این کودکان را در شرایطی که در ادامه این قانون آمده، پذیرفته‌ایم (ساعت کار نیم ساعت کمتر باشد و کار به جسم و روحشان آسیب نزند). غیر از ماده 79 که کار کودکان زیر 15سال ممنوعیت دارد اما ماده 80 اینها را به عنوان کارگر نوجوان معرفی می‌کند که یک فعالیت رسمی دارند. در عین حال که مقابله‌نامه 182 سازمان بین‌المللی کار را پذیرفته‌ایم و براساس آن مشاغلی را که کودکان از آن منع شده‌اند نیز در هیات دولت تصویب و ابلاغ شده است. اما در کنار اینها به این نکات توجه کنیم که شرایط اقتصاد امروز کشور ما شرایط خوبی نیست. مردم برای تامین معاش‌شان با سختی مواجه‌اند. قطعا آن شرایط اقتصادی که ناشی از تحریم و موضوعات دیگر است، در حوزه کار کودکان هم می‌تواند تاثیر داشته باشد به گونه‌ای که کودکان کار و خیابان را بیشتر و مشروع‌تر در جامعه ببینیم. حتی ممکن است شاهد حضور خانواده‌ها و افرادی هم که امروز تحت پوشش نهادهای حمایتی هستند به دلیل ناکافی بودن این حمایت‌ها در قالب کودک کار و خیابان باشیم. نکته بعدی، اجرای همین قوانین و مقرراتی است که در کشورمان داریم. از جمله این موارد بعد از قانون کار، آیین‌نامه ساماندهی کودکان خیابانی است که سال84 در دولت مصوب شد. ولی یک تجربه تقریبا 21ساله‌ای را به طور خاص در حوزه کودکان کار داریم. دستگاه‌های مرتبط براساس این آیین‌نامه وظایف خود را انجام نداده‌اند و بخش عمده آنچه در این آیین‌نامه برای کمک به این کودکان مصوب شد، اجرایی نشد. یکی از این سازمان‌ها، شهرداری است که وظایفی دارد. نکته بعدی، نوع برخورد ما با کودکان کار است. همه تجربه کرده‌ایم بچه‌هایی که در خیابان جلوی افراد را می‌گیرند و گاهی گل می‌فروشند، گاهی شیشه ماشین تمیز می‌کنند و گاهی هم در نهایت دنبال گرفتن کمک مالی هستند. ما یک نظام تامین اجتماعی کارآمد نداریم تا بچه‌هایی که واقعا نیازمند هستند را تحت پوشش اجتماعی قرار دهد به گونه‌ای که مجبور نشوند خیابان را بر مدرسه و کانون گرم خانواده ترجیح دهند و آن مشقت‌ها، سختی‌ها و ناملایمات خیابان را تحمل کنند. پس برخورد انسانی‌تر با این مقوله داشته باشیم. حتی اگر خریدی از آنها نمی‌کنیم یا نمی‌خواهیم شیشه ماشین‌مان را تمیز کنند، حداقل باید برخورد انسانی‌تر با این کودکان داشته باشیم. کودک کار و خیابان شهروندی است که توجه به حقوقش بر همه الزامی و ضروری است. از جمله این حقوق حق تکریم این بچه‌هاست. ما حق نداریم کودکان کار خیابان را به عنوان یک مجرم و بزهکار ببینیم و برچسب بزهکاری و مجرم را به این گروه از کودکان بزنیم. حق هم نداریم نگاه ترحم‌آمیز داشته باشیم. بخشی از این کودکان حاصل سیاستگذاری‌های غلط ما هستند. برخی از آنها حاصل ناکارآمدی نهادهای اجتماعی است. لذا این کودکان هم یک جاهایی قربانی شرایطی هستند که خودشان هیچ نقشی در آن نداشته‌اند. این برخوردهای تحقیرآمیز و توهین‌آمیز، نادیده گرفتن و برخوردهایی که در شأن یک انسان نیست را متاسفانه با این گروه از کودکان داریم. بسیاری از این کودکان برای تامین معاش خانواده تلاش می‌کنند. حال که جامعه نمی‌تواند به هر دلیلی پاسخگوی نیاز اقشاری باشد که نیازمند هستند درحالی که دولت باید بتواند براساس اصل 29 قانون اساسی از این افراد به موقع حمایت کند و به دلیل محدودیت منابعی که دارد و دلایل دیگر که یک جاهایی هم می‌تواند اهمال‌کاری باشد اما ما به عنوان شهروندان نباید رفتاری خارج از شأن انسانی در قبال این کودکانی که خیلی‌هایشان به دلیل مسئولیت پذیری‌شان برای حمایت از کیان خانواده به خیابان برای کار آمده‌اند، رفتارهای تحقیرآمیز داشته باشیم. اگر رفتار احترام‌آمیزی با این گروه از کودکان داشته باشیم، کمک می‌کنیم که آزردگی خاطرشان کمتر شود. آنها همان‌طور آزرده‌خاطر هستند؛ با رفتارهای نسنجیده‌مان این آزردگی‌ها را افزایش ندهیم. هرچند فرقی نمی‌کند این رفتار توسط کدام کارشناس یا کارمند کدام نهاد باشد در هیچ جای این آیین‌نامه اجازه این نوع برخورد را به افراد نداده است. لذا نکته دیگری که مهم است اینکه ما با کسانی که در این حوزه‌های عمومی کار می‌کنند و با مصادیق شبیه کودکان‌کار و خیابان برخورد می‌کنند، مهارت‌ها، آداب و الزامات برخورد را هم آموزش دهیم. اگر فردی که این رفتار را کرده، می‌دانست چه جایگاه و وظیفه‌ای دارد و چگونه باید با بچه حتی اگر خطایی هم کرده باشد، برخورد کند، قطعا این رفتار غیرانسانی و ناشیانه را انجام نمی‌داد تا هم کودکان را آزرده کند و هم افکار عمومی را. هرچند خود این فرد هم آسیب دیده و از کار اخراج شده است. باید کودکان کار را به عنوان شهروندان کوچکی بدانیم که نان‌آور خانواده هستند. اگر این نگاه را به این گروه از کودکان داشته باشیم، رفتار انسانی با این گروه از کودکان حاکم می‌شود. رنجاندن این کودکان می‌تواند تبعات دیگری برای جامعه و خود این گروه داشته باشد که نباید از تبعات آن غافل باشیم تا خدای ناکرده به دلیل این رفتار نابخردانه مسیر انتقام را تسهیل کنیم. لذا باید کودکان کارمان را نان‌آوران کوچک خانواده‌ها بدانیم.

*  سید حسن موسوی چلک

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه آرمان/24 دی ماه 1397

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/25

بی عشق نشاط و طرب افزون نشود
بی عشق وجود خوب و موزون نشود

صد قطره ز ابر اگر به دریا بارد
بی‌جنبش عشق در مکنون نشود

مولانا

 





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/23

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست

سخن شناس نه‌ای جان من خطا این جاست

در انـــدرون مــــن خستـــه دل نـــدانــــم کــیســت

کــــه مـــن خموشـــم و او در فغــان و در غوغاست

حافظ شیراز

 





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/22

در گفت‌وگو با رئیس انجمن مددکاران اجتماعی کشور مطرح شد

در مشارکت اجتماعی به بلوغ نرسیده‌ایم

گزارش


مهدیه تقوی راد/ خبر‌نگار

گفته می‌شود نیروی انسانی مهم‌ترین عامل توسعه کشورهاست، مشارکت و همکاری در بین نیروهای انسانی می‌تواند موانعی را که در راه پیشرفت و آبادانی کشورها وجود دارد، از سر راه بردارد. این در حالی است که فقدان مشارکت اجتماعی مشکلات عدیده‌ای را در جوامع به‌دنبال خواهد داشت. اما یکی از مهم‌ترین ارکان مشارکت اجتماعی در هر جامعه‌ای، اعتماد بین افراد آن جامعه و حاکمیت، است. زمانی که این اعتماد عمومی در جامعه پررنگ باشد، افراد با انگیزه بیشتری در انجام امور همکاری کرده و یا در گرفتن تصمیمات بزرگ و سرنوشت‌ساز همفکری می‌کنند. اعتماد اجتماعی در یک جامعه زمانی ایجاد می‌شود که مردم و حاکمیت به یکدیگر اعتماد کنند. اگر این اعتماد وجود نداشته باشد، سرمایه اجتماعی نیز کمرنگ شده، همبستگی اجتماعی بین مردم از بین رفته و احساس نوعدوستی و همیاری بین مردم دیده نخواهد شد. این در حالی است که اگر احساس نوعدوستی در جامعه قوی باشد و هیچ فردی جرأت نداشته باشد در جامعه خلاف قانون رفتار کند، مردم نیز به حاکمیت اعتماد کرده و بی‌تفاوتی در جامعه کمرنگ می‌شود در صورت تقویت نوعدوستی مردم در ناهنجاری‌ها و مشکلات اجتماعی هم خود را مسئول دانسته و تنها به دولتمردان تکیه نخواهند کرد. گفت‌وگوی همشهری با سیدحسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران و غلامرضا ظریفیان، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه را در این‌باره بخوانید.

Image result for ‫موسوی چلک‬‎
رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با اشاره به اینکه لازمه موفقیت هر کشوری بستر‌سازی‌ برای جلب مشارکت مردمی است، گفت:‌ هیچ کشوری بدون مشارکت مردمی نمی‌تواند اهداف خود را به‌صورت پایدار و مستمر به نتیجه برساند و در جامعه نهادینه کند. سید‌حسن موسوی چلک در گفت‌وگو با همشهری گفت: برای رسیدن به مشارکت چندین عامل تعیین‌کننده است؛ نخست اعتماد‌سازی‌ است که مستلزم یک سری اقدامات ازجمله شفافیت، ‌سلامت، شایسته‌سالاری و صداقت با مردم است. اگر این مولفه‌ها در حاکمیت وجودداشته باشد، مردم اعتماد بیشتری به مسئولان کرده و این اعتماد می‌تواند موتور محرکه مشارکت اجتماعی در هر جامعه‌ای باشد. به گفته وی، در هر جامعه‌ای اعتماد وجود داشته باشد، پاسخگویی دولت‌ها بیشتر شده و بستر‌سازی‌ برای مطالبه‌گری‌ها توسط دستگاه‌های ناظر، سازمان‌های غیردولتی، نخبگان و مردم عادی و رسانه‌ها بیشتر می‌شود. همین موضوع نشان‌دهنده علاقه‌مندی دولت‌ها برای مشارکت است.

حکمرانی خوب به‌معنای ایجاد مشارکت در آن جامعه است

موسوی‌چلک تصریح کرد: احترام به قانون موضوع دیگری است که باید به آن توجه شود. این احترام به قانون باید در مناصب مختلف حاکمیت و در مدیریت‌های کلان کشور هم وجود داشته باشد. همین مسئله می‌تواند بستر عمومی جامعه را برای افزایش اعتماد بیشتر کند.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با بیان اینکه باید مشارکت‌های مردمی را در سازمان غیردولتی و سازمان‌های مردم‌نهاد در عرصه سیاستگذاری، نظارت و اجرا بپذیریم، گفت: امروز سازمان‌های غیردولتی مشارکت جدی و نهادینه‌شده در حوزه سیاستگذاری‌ها و نظارت ندارند و عملا فعالیت‌هایی را که حاکمیت نمی‌تواند و یا علاقه‌مند به اجرای آنها نیست، به‌عهده می‌گیرند. اما با این نوع نگاه ابزاری به سازمان‌های غیردولتی نمی‌توان به مشارکت به‌معنای واقعی کلمه امیدوار بود.

موسوی‌چلک ادامه داد: حاکمیت باید این را باور داشته باشد که حکمرانی خوب به‌معنای ایجاد مشارکت در آن جامعه است، دولت‌ها باید نقش جامعه مدنی را به‌عنوان ظرفیت‌های توسعه کشور به‌معنای واقعی آن بپذیرند. این موضوع در خیلی از جاها به‌صورت ظاهری پذیرفته می‌شود ولی در عمل نگاه واقع‌بینانه به این ظرفیت‌ها وجود ندارد.


سازمان‌های مردم‌نهاد مستقل شوند

به گفته وی، بسیاری از سازمان‌های مردم‌نهاد اجتماعی به دولت وابستگی دارند و این وابستگی مانع از استقلال آنها می‌شود و در بسیاری از مسائل به‌دلیل همین وابستگی مجبورند ملاحظه دولت‌ها را بکنند؛ چرا‌که آب‌باریکه‌ای که از دولت‌ها دریافت می‌کنند، ممکن است قطع و مجوزشان ابطال شود. همین ملاحظات باعث می‌شود تا از بسیاری از اهداف خود چشم‌پوشی کرده و نتوانند نقش خود را به‌درستی ایفا کنند. همین مسائل مانع از مطالبه‌گری آنها در جامعه می‌شود.

موسوی‌چلک تصریح کرد: ‌اما سازمان‌های مردم‌نهادی که به دولت وابستگی ندارند، اعضای قوی‌تری داشته و پشتوانه خوبی دارند و مطالبه‌گری بیشتری از دولت‌ها دارند. با وجود این، در حوزه اجتماعی که گفته می‌شود چندین هزار سازمان مردم‌نهاد وجود دارد، چون فعالیت‌های سازمان‌های مردم‌نهاد وابسته به دولت است و چراغ‌شان با آب‌باریکه دولت روشن می‌ماند، مشارکت‌شان به‌ معنای واقعی محلی از اعراب ندارد.

به‌گفته وی، در زمانی که دولت‌ها تازه روی کار می‌آیند، شاهد جلساتی هستیم که با حضور سازمان‌های مردم‌نهاد و بخش‌های دولتی برگزار می‌شود. فراهم‌شدن این موقعیت‌ها کمتر به سازمان‌های مردم‌نهاد اجتماعی می‌رسد و سازمان‌های مردم‌نهاد در بخش‌های بهداشت و درمان و... بیشتر در این جلسات دعوت می‌شوند. سازمان‌های مردم نهاد دولتی به‌طور مستمر و نهادینه‌شده با مدیران ارشد دولتی جلسه داشته و مسائل خود را مطرح می‌کنند اما این مسئله را در میان سازمان‌های مردم‌نهاد اجتماعی کمتر شاهد هستیم و اگر هم دعوتی صورت می‌گیرد، به‌صورت گزینشی است و اگر سازمانی در این جلسات مطالبه‌گر باشد، در جلسات دعوت می‌شود. موسوی‌چلک گفت: ‌ما به بلوغ در بستر اجتماعی نرسیده‌ایم و به همین دلیل معتقدم افزایش مشارکت بین حاکمیت و سازمان‌های مردم‌نهاد در حوزه اجتماعی نیازمند ارتباط بیشتر با نخبگان، شفافیت بیشتر و استفاده از ظرفیت‌های اجتماعی است.

منبع: روزنامه همشهری/22 دی 97

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/22

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در گفت‌وگو با همشهری از فیلم ضرب‌و‌شتم دختر 15ساله در سیرجان می‌گوید

خشونت؛ اتهام رایج در پرونده‌های قضایی

 

گفت‌وگو

 

کامران بارنجی/خبر‌نگار

Image result for ‫موسوی چلک‬‎
انتشار یک فیلم از کتک زدن دختر نوجوان 15ساله توسط پسری به نام «امیرحسین» موجی از احساسات را برانگیخت. در این فیلم کوتاه یک‌دقیقه‌ای پسری مشغول ضرب‌و‌شتم دختر نوجوان است و پسر دیگری که گفته می‌شود دوست امیر‌حسین است از صحنه فیلم می‌گیرد. این فیلم نخستین بار در اینستاگرام توسط خود امیرحسین منتشر شد و بلافاصله در تلگرام و توییتر بازنشر شد. واکنش‌ها نسبت به انتشار آن آن‌قدر زیاد بود که پلیس بلافاصله اعلام کرد: هر دوپسر دستگیر شده‌اند. اما با اعلام این خبر باز هم موج احساسات فروکش نکرد و بحث‌ها درباره علل وقوع این حادثه شدت گرفت. یکی از مهم‌ترین بحث‌ها در این رابطه موضوع افزایش خشونت اجتماعی در جامعه است؛ موضوعی که حسن موسوی‌چلک، رئیس مددکاری اجتماعی ایران هم آن را تأیید می‌کند و می‌گوید: جرایم مرتبط با خشونت در صدر پرونده‌هایی است که در قوه‌قضاییه تشکیل می‌شود.

فیلم آزار دختر نوجوان(‌کتک زدن) در سیرجان توسط 2پسر دوباره حاشیه‌های زیادی به همراه داشت. برخی از خشونت بالا در جامعه صحبت کردند و عده‌ای هم به بی‌در‌وپیکر بودن شبکه‌های اجتماعی موبایلی پرداختند. شما نظرتان چیست؟ آیا هر روزی که می‌گذرد با جامعه‌ای خشن‌تر و پرالتهاب‌تر مواجه می‌شویم؟
به موضع این فیلم از چند زاویه می‌شود نگاه کرد. موضوع اول خشونت بسیار زیادی است که در این کلیپ یا کلیپ‌های شبیه به آن وجود دارد. از نظر روانشناختی، خود نشان دادن این سطح از خشونت در یک تصویر می‌تواند عامل ترویج یا بازتولید خشونت در جامعه شود. موضوع بعدی نگاه اجتماعی به جامعه است. طبیعتا وقتی در جامعه در بازه زمانی کوتاهی فیلم‌های متعدد یا خبرهای گوناگونی از انواع خشونت منتشر می‌شود، نشان‌دهنده این است که در آن جامعه مولفه‌های امید‌بخش اجتماعی از جمله نشاط و مهربانی رو به افول است. حتما همه آگاهی دارند که مهارت‌های کنترل خشم یا تاب‌آوری اجتماعی با موضوع خشم ارتباط تنگاتنگی دارد. همچنین موضوع سلامت روانی هم مسئله جدی این روزهای ماست. امروز بخشی از مردم ما از قشرها و سنین مختلف پذیرای انواع خشونت هستند. وقتی چنین سطحی از انواع خشونت در موقعیت‌های مختلف اعمال می‌شود نشان می‌دهد که ما درباره سلامت اجتماعی و روانی جامعه سهل‌انگاری کرده و در ترویج حس مهربانی و مسئولیت‌پذیری کوتاهی کرده‌ایم.


بسیاری از آسیب‌شناسان بارها درباره موضوع سلامت‌روانی جامعه هشدار داده‌اند. شما به‌عنوان کسی که تخصص اصلی‌تان مددکاری اجتماعی است و ارتباط مستقیمی با این موضوع دارید، چقدر سلامت روانی جامعه را در خطر می‌بینید؟
من از روی نشانه‌ها و آمارهای رسمی قوه‌قضاییه و وزارت بهداشت با شما صحبت می‌کنم. این چیزهایی که می‌گویم صحبت‌های من نیست بلکه شرح وضعیتی است که مقامات رسمی ارائه کرده‌اند؛ مثلا مسئولان قوه‌قضاییه بارها اعلام کرده‌اند که پرونده‌های مرتبط با رفتارهای خشن در صدر پرونده‌های دستگاه قضاست. این رفتارها شامل اهانت، خشونت خانگی، دعاوی خانوادگی، قتل، ضرب و شتم و حوادث رانندگی است. در حقیقت خشونت از اتهام‌های رایج پرونده‌های قضایی است. از سوی دیگر براساس آمار وزارت بهداشت و درمان، در حوزه سلامت روان بین 23تا 25درصد از جمعیت کشور یک یا چند نوع اختلال روانی دارند. خب همه اینها نشانه‌های خوبی است که ما وضعیت جامعه را درک و بر مبنای این نشانه‌ها در حوزه پیشگیری اقدام کنیم. من اگر هشدار می‌دهم بر مبنای همین صحبت‌ها و آمارهای رسمی است. امروز این نشانه‌ها به من به‌عنوان کارشناس مسائل اجتماعی می‌گوید در حوزه اجتماعی نگرانی جدی وجود دارد. دیگر امروز زمان حرف زدن نیست، باید عمل کرد. من هم می‌دانم در این شرایط مدیریت کردن سخت است اما هر چقدر دیرتر اقدام کنیم بحران به ما نزدیک‌تر می‌شود.
به‌نظر می‌رسد در مسئله بحران که اشاره کردید نزدیک‌تر می‌شود، مسئله و موضوعات دیگری هم روی نزدیک‌تر شدن زمان بحران تأثیر مستقیم می‌گذارند.
دقیقا. شرایط سخت اقتصادی، فقر، بالا نبودن امید و نشاط اجتماعی، کاهش سرمایه انسانی و... همه و همه روی بحران اجتماعی تأثیر مستقیم می‌گذارد. اصلا همه اینها با هم شرایط پیچیده‌ای را ایجاد می‌کنند. به‌خاطر همین می‌گویم باید در حل مسائل اجتماعی به زنجیره ایجاد‌کننده مسئله اجتماعی پرداخت نه یک موضوع خاص. هر چقدر هم دیرتر نسبت به حل این مسائل اقدام کنیم نیروی انسانی بیشتری را در جامعه از دست می‌دهیم و اخلاق با شدت بیشتری به حاشیه می‌رود و خشونت با شتاب بیشتری رواج پیدا می‌کند.


وقتی نشانه‌ها این‌قدر جدی است چرا اراده عمومی برای جلوگیری از شکل‌گیری بحران اجتماعی شکل نمی‌گیرد؟

یک واقعیتی وجود دارد و آن هم این است که در حوزه‌های سلامت اجتماعی و روانی وقتی خدمات را بررسی می‌کنیم عموم خدمات ما فراگیری، جامعیت، کفایت و پایداری لازم را ندارند چون تازه بعد از این 4 مورد است که باید برویم به‌دنبال اثربخشی خدمات. اما آن چیزی که امروز ما با آن مواجه هستیم این است که زخم آسیب‌های حوزه اجتماعی عمیق‌تر از کارهایی است که انجام می‌دهیم و تا زمانی که کاری نکنیم که این زخم التیام پیدا کند باید هزینه‌های زیادی چه به لحاظ امنیتی و چه اجتماعی، اقتصادی و... بپردازیم.


البته به غیر از سازمان‌ها و نهادها که کوتاهی‌های زیادی در حوزه سلامت روان انجام داده‌اند، خود مردم هم انگار در این کم‌کاری بی‌تقصیر نیستند. اینکه هیچ‌وقت سلامت روانی توسط افراد جدی گرفته نمی‌شود خودش نشان‌دهنده این است که مردم کمتر به فکر خودشان هستند

بله. این نکته بسیار درستی است. ما این مشکل را هم با سازمان‌های تصمیم‌گیرنده داریم و هم با مردم. متأسفانه در جامعه ما آن‌قدری که سلامت جسمی مورد‌بررسی لحظه‌ای، آنی و دقیق قرار می‌گیرد سلامت روانی مورد‌توجه نیست. چون مردم فکر می‌کنند فقط سلامت جسمی است که ممکن است آنها را دچار مرگ آنی بکند؛ درحالی‌که سلامت روانی منجر به آسیب  یا حتی مرگ مزمن می‌شود؛ بنابراین شما، من، افراد خانواده، همسایه‌ها و همکاران ما ممکن است جزو آن 25درصدی باشیم که وزارت بهداشت اعلام کرده دچار یک یا چند نوع اختلال روانی هستند. آن آمار اصلا عدد کمی نیست. یک‌چهارم جامعه ما اختلال روانی دارند. اما آیا از هر 4 نفر ایرانی یک نفرش برای حل مسئله روحی و روانی‌اش اقدام می‌کند؟ جواب مطلقا نه است. پس گاهی اگر سازمان‌ها کوتاهی می‌کنند ما خودمان باید اقدام کنیم و نسبت به درمان آسیب‌های روانی‌مان اقدام کنیم چون اگر امروز اقدام نکنیم در آینده باید هزینه بیشتری بابت آن بپردازیم.


آیا فیلترینگ راه‌حل است؟


تصویر، همیشه از متن تأثیرگذار‌تر بوده است. کاری که شبکه‌های اجتماعی امروز انجام می‌دهند این است که هر چیزی را در قالب تصویر به مخاطبان ارائه می‌دهند و همین تأثیرگذاری پیام‌های آنها را بیشتر می‌کند. مخصوصا اگر این تصویر از موضوعاتی باشد که شاخک‌های اجتماعی به آن حساس باشند؛ مانند موضوعات انتقام، آزار و اذیت، خودکشی و ... .در این قالب‌ها حتی اتفاقات موردی هم بزرگ و خشن‌تر از واقعیتی که وجود دارد دیده می‌شود و روی افکار عمومی تأثیر می‌گذارد. امروز فضای مجازی هم که در این قالب فعالیت می‌کند باید موقعیتش به‌عنوان فرصت و تهدید مورد‌بررسی دقیق قرار بگیرد. سرعت دسترسی به اطلاعات با سرعت بیشتر و با هزینه ارزان، فضای مجازی را تبدیل به فضایی کرده است که جذابیت‌های زیادی برای مخاطبان ایجاد کرده. حالا این به نوع آموزش‌ها و سواد رسانه‌ای مخاطبان ربط دارد که از این فرصت و جذابیت به چه نحوی بهره‌مند شوند. طبیعتا ما از همه مردم انتظار نداریم که آموزش لازم را درخصوص مواجهه با خطرات و آسیب‌های شبکه‌های اجتماعی موبایلی دیده باشند؛ بنابراین این، وظیفه فعالان این عرصه است که به افزایش دانش مخاطبان اقدام کنند. هر چند نباید فراموش کنیم امروز فضای مجازی بسیاری از حریم‌ها را از بین برده؛ لذا در چنین شرایطی آموزش و فرهنگسازی‌ موضوعی است که بسیار باید جدی گرفته شود. از این باب من فکر می‌کنم که فیلترینگ راه‌حل نیست. چون شبکه‌های اجتماعی موبایلی مانند چاقوی عمل می‌کنند و نمی‌شود نسبت به فواید و مضرات آن تصمیم چکشی گرفت. در حقیقت با فیلترینگ نمی‌شود به جنگ اینستاگرام، تلگرام و توییتر رفت بلکه آموزش، ماندگارترین، کم‌هزینه‌ترین و درست‌ترین راه‌حل است.

منبع: روزنامه همشهری/19 دی 97

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/22


( کل صفحات : 164 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی