دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک
یادداشت
خوش قول باشیم
دکتر سیدحسن موسوی چلک

عبارت هایی از این دست را بار ها و بارها شنیده ایم و حتی ممکن است به کار هم برده باشیم که «فلانی بد قوله» یا «فلانی قول و فعل نداره» و «یا فلانی قولش قوله»،...این در حالی است که یکی از مولفه هایی که در روابط بین انسان ها بسیار مهم و کلیدی است «خوش قولی» است.افرادی که این ویژگی رفتاری را دارند معمولا مورد اعتماد دیگران هستند. این اعتماد در تقویت روابط انسانی بسیار مهم است و سرمایه بزرگ و پشتوانه محکمی برای زندگی محسوب می شود. مدیری که به قول هایش عمل نکند مردم و کارکنانش نسبت به ایشان و سازمانش بی اعتماد می شوند. ضمن این که حواس مان باشد قولی را که توان انجامش را نداریم، ندهیم: «عهد نابستن به از آن که ببندی و نمانی.» در ادیان مختلف از جمله دین اسلام هم خوش قولی و وفای به عهد از مهم ترین اصول اخلاقی و فضایل انسانی است. افرادی که به قول های خود عمل می کنند معمولا در میان مردم جایگاه خوبی دارند و منزوی نیستند و می توانند مروج این مولفه اخلاقی در جامعه و اطرافیان خود باشند و چون به قولی که دادند عمل می کنند خللی در کار هایی که به واسطه تعهد شان پایه ریزی شد ایجاد نمی کنند. در اینجا لازم است به این نکته اشاره کنم که قولی به فردی دادم که نتوانستم عمل کنم و هنوز هم احساس شرمندگی می کنم؛ چرا که افراد مسوولیت پذیر اگر به قول خودشان عمل نکنند، این احساس بد را خواهند داشت و من این حس را تجربه کرده ام.

خوش قولی یکی از ویژگی های مهم رفتاری است که امروزه خیلی کمرنگ شده و مردم و کاسب ها خیلی به این موضوع توجه ندارند. همین موضوع باعث شده مشتری های زیادی از بد قولی آنان ناراضی باشند.حتی ممکن است برای بد قولی خود دلایل منطقی هم ارائه کنیم ولی تاثیر منفی این رفتار در ذهن مردم باقی می ماند. این شرایط را بسیاری از ما در زندگی اجتماعی خود تجربه کرده ایم. در زندگی خانوادگی هم همین است. افراد بدقول حتی مورد قبول و اعتماد خانواده شان نیز قرار نمی گیرند . این نکته را مدنظر داشته باشید اگر قولی به همسرتان دادید، عمل نکنید می تواند بر کیفیت روابط شما تاثیر منفی بگذارد. گاهی این قول، عمل کردن است و گاهی عمل نکردن به موضوعات مورد توافق. مثلا نگفتن یک راز یا یک مشکل و... مراقب باشیم بد قولی ها آرامش زندگی ما را به هم نریزد. این که خداوند در سوره اسراء آیه سی وچهارم تاکید می کند به عهد خود وفا کنید که از وفای به عهد سوال می شود به خاطر اهمیت این رفتار است.در زندگی و گفتار و رفتار افراد موفق هم خوش قولی جایگاه مهمی دارد. از جمله اینها «استیو جابز» هست که در صنعت رایانه فردی با شهرت جهانی است و یکی از راز های موفقیت خود را در «خوش قولی» می داند و به همین دلیل همیشه تاکید می کرد صادق و خوش قول باشید.

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران.

روزنامه جام جم/مورخ 9 مهر 1398





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/07/12
ضرورت تدوین قانون حمایت از ارائه دهندگان خدمات اجتماعی

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با اشاره به تعامل مثبت انجمن با سازمان های مختلف گفت: با توجه به مطالعات انجام شده داشتن قانونی برای حمایت از ارائه دهندگان خدمات اجتماعی یک ضرورت هست.

سیدحسن موسوی چلک که برای شرکت در نشست منطقه منا در تونس به سر می برد به خبرنگار مهر، گفت: بر اساس گزارشی که توسط نماینده اتحادیه جهانی کارکنان خدمات اجتماعی ارائه شد از انجمن مددکاران اجتماعی ایران به عنوان موفق ترین انجمن در منطقه در تعامل بین سازمانی در بخش های دولتی و غیردولتی یاد شد.

وی ادامه داد : در گزارشی که از وضعیت کارکنان خدمات اجتماعی در کشور های منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا تهیه شده است شاخص های متعددی مورد بررسی قرار گرفتند که از جمله آنها چگونگی تعامل انجمن های مددکاری اجتماعی با سازمان های مرتبط بود.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران تاکید کرد: بر اساس این مطالعه نیازمند تدوین استراتژی ها در چارچوب ملی برای تقویت وضعیت کارکنان خدمات اجتماعی هستیم. موضوعی که در تمام کشور ها به عنوان یک ضرورت شناسایی شد . این‌چارچوب تکلیف کشور را در حوزه خدمات اجتماعی مشخص خواهد کرد و همه کسانی که در این حوزه فعالیت دارند مورد توجه قرار خواهند گرفت‌ در واقع این کار کمک می کند تا معماری جدیدی در حوزه خدمات اجتماعی صورت گیردو این کاری است که در برخی از کشور ها شروع شده است.

کمیسر اخلاق فدراسیون جهانی مددکاران اجتماعی گفت: باتوجه به تفاوت‌های کشور ها در اولویت بندی نیاز ها و گروههای هدف کارکنان خدمات اجتماعی در حوزه های مختلف این معماری کمک می کند تا برنامه ریزی بهتری انجام شود.بدون شک در این راه نقش وزارت تعان، کار و رفاه اجتماعی به دلیل ظرفیت هایی که در قانون ساختار نظام جامع رفاه اجتماعی پیش بینی شد، می تواند تاثیرگذار باشد.

موسوی چلک همچنین افزود: با توجه به مطالعات انجام شده داشتن قانونی برای حمایت از ارائه کنندگان خدمات اجتماعی یک ضرورت هست.کاری که برای از کشور هایی مانند نیوزلند، فلیپین، تایلند،مالزی،اندونزی و ... انجام شده است .

به گفته وی، در ایران نیازمند حمایت و توجه نمایندگان مجلس شورای اسلامی هستیم تا این خواسته منطقی تحقق پیدا کند تا هم حمایت از کارکنان خدمات اجتماعی را انجام دهد و هم به حقوق خدمت گیرندگان این حوزه در قبال خدماتی که دریافت می کنند، توجه شود.این کار کمک می کند تا خدمات توسط افراد دارای صلاحیت حرفه ایی ارائه شود که بدون شک در ارائه خدمات با کیفیت بهتر کمک می کند و رضایت خدمت گیرندگان را هم به دنبال خواهد داشت.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران اظهار داشت: برای ارتقاء جایگاه ارایه کنندگان خدمات اجتماعی نیاز داریم تا آموزش ضمن خدمت این کارکنان در بخش های دولتی و غیردولتی نظام مند شود تا اثرگذاری بیشتر و بهتری داشته باشد و در این معماری جدید این موضوعات می بایست مورد توجه قرار گیرد.

به گفته وی، در مطالعه ای که توسط انجمن مددکاران اجتماعی ایران با محوریت وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در راستای تعامل با دفتر یونیسف در ایران انجام شد وضعیت موجود و نقاط قوت و ضعف موجود شناسایی شدند و برای خروج از این شرایط و تقویت این جایگاه پیشنهاداتی ارائه شده است./خبرگزاری مهر/11 مهر 1398

کد خبر 4733146




نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/07/12

ضرورت مدیریت یکپارچه اطلاعات در حوزه خدمات اجتماعی

موسوی چلك

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران بر لزوم مدیریت یکپارچه اطلاعات در حوزه خدمات اجتماعی تاکید کرد.

سید حسن موسوی چلک که به همراه هیاتی از ایران در نشست مشورتی تدوین تقویت نیروی کار خدمات اجتماعی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا در کشور تونس حضور دارد در گفت و گو با ایسنا با بیان اینکه نیازمند مدیریت یکپارچه اطلاعات در حوزه خدمات اجتماعی هستیم، گفت: گزارشی از وضعیت کارکنان خدمات اجتماعی در این منطقه تهیه شده است که در ایران این بررسی توسط انجمن مددکاران اجتماعی ایران با محوریت وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی  در راستای تعامل  این وزارتخانه با دفتر یونیسف در  ایران انجام و در گزارش نهایی این منطقه هم منتشر شده است.

وی افزود: در جلسه‌ای که با هدف تدوین چارچوب نهایی تقویت کارکنان خدمات اجتماعی با مشارکت ۹ کشور منطقه برگزار می‌شود، مقرر شده تا از تجارب کشورها در این حوزه استفاده شود.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران تاکید کرد: برای تقویت وضعیت کارکنان خدمات اجتماعی نیازمند برخورداری از بانک اطلاعات این کارکنان در سطوح ملی، استانی و شهرستانی هستیم تا بتوانیم متناسب با هر حوزه برنامه‌ریزی بهتری انجام دهیم. در این راستا توجه به بین‌بخشی و بین رشته‌ای بودن بسیار مهم و اساسی است.

موسوی چلک ادامه داد: نیازمند مدیریت یکپارچه اطلاعات در حوزه خدمات اجتماعی هستیم تا با بهره‌گیری از تجارب موجود و نیازسنجی مناسب و با نگاه به آینده برنامه‌ریزی بهتری داشته باشیم. درواقع باید بتوانیم مبتنی بر شواهد برنامه‌ریزی کنیم.

وی بر لزوم همکاری همه سازمان‌ها و تشکل‌ها در بخش‌های دولتی و غیردولتی تاکید کرد و گفت: بدون شک برای ارتقای وضعیت کارکنان خدمات اجتماعی مستلزم تغییر نگاه سیاستگذاران اجتماعی و همکاری آنان هستیم. در این راستا حمایت مدیران ارشد بسیار مهم است و ارتقای جایگاه و منزلت اجتماعی کارکنان این حوزه را تسهیل خواهد کرد.

موسوی چلک در ادامه اظهارکرد: تدوین نظام یکپارچه خدمات اجتماعی و ارائه کنندگان خدمات به حوزه‌های  مختلف از قییل سیاستگذاری، آموزش رسمی در دانشگاه ها، آموزش ضمن خدمت، هماهنگی بین بخشی، استفاده بهینه از منابع موجود، فراگیری خدمات اجتماعی در کشور،حمایت از کارکنان خدمات اجتماعی و .... کمک خواهد کرد تا در کشور بهتر از قبل عمل شود البته در این راستا نیازمند بهره‌گیری از تجارب جهانی هستیم که فکر می‌کنم تشکل‌های بین‌المللی فعال در هر کشوری از جمله یونیسف در حوزه کودکان می‌تواند  در این زمینه مورد توجه قرار گیرد.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در پایان اظهارکرد: نیازمند این هستیم که اطلاع داشته باشیم که چه تعداد از کارکنان خدمات اجتماعی  در حوزه‌های مختلف از جمله کودکان،زنان، سالمندان، افراد دارای معلولیت، آسیب دیدگان اجتماعی و .... فعالیت دارند و چه اقداماتی انجام می‌دهند، چه خلاء هایی و چه نیازهایی دارند؟

انتهای پیام/ ایسنا/ اجتماعی/خانواده/12 مهر 1398

لینک خبر:

http://www.isna.ir/news/98071208929





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/07/12

معتادان به جای زندان، به اردوگاه ها بروند

سلامت نیوز : تشدید مجازات خرده فروشان مواد مخدر یکی از راهکارهایی است که برای کاهش تعداد خرده فروشان توسط رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر پیشنهاد شده است.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه همشهری ،علت این پیشنهاد بازدارنده نبودن مجازات های فعلی درخصوص خرده فروشان مواد مخدر عنوان شده است. مسعود زاهدیان، رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر با اشاره به اینکه نقش خرده فروشان در بازار مصرف موادمخدر بسیار کلیدی است، گفته است: خرده فروشان سهم زیادی در توزیع مواد مخدر و در دسترس قرار گرفتن آن دارند و باید جلوی این کار گرفته شود. بر همین اساس رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر خواستار برخورد جدی تر با این افراد و افزایش مدت حبس و تغییر محل نگهداری آنها در قانون شده است.

آنطور که زاهدیان گفته، پلیس درخواست کرده تا محل نگهداری خرده فروشان از زندان به اردوگاه تغییر پیدا کند. چرا که در اردوگاه هم دسترسی این افراد محدودتر است و هم می توان یکسری آموزش های خاص را به آنها ارائه داد تا دیگر سراغ چنین اعمالی نروند، از طرف دیگر در اردوگاه می توان از ظرفیت این افراد برای کارآفرینی استفاده کرد که همین امر سبب می شود پس از آزادی، بتوانند کارهای دیگری انجام دهند.

در ماده۴۲ قانون مبارزه با موادمخدر به قوه قضاییه اجازه داده شده که بخشی از محکومان مواد مخدر یا روانگردان های صنعتی غیردارویی را به جای زندان در اردوگاه های خاص (با شرایط سخت و عادی) نگهداری کنند. دولت موظف است اعتبارات و تسهیلات و مقررات لازم را برای تهیه و اداره این اردوگاه ها ظرف مدت یک سال تامین کند.

در تبصره یک این ماده اشاره شده که اداره این اردوگاه ها به عهده قوه قضاییه است و در تبصره۲ نیز آمده است دادگاه ها می توانند به جای کیفر حبس،کیفر توقف در اردوگاه ها را برای محکومین معین کنند.

کارشناسان معتقدند سیاست های مبارزه با مواد مخدر در ایران با وجود اینکه بیش از ۳دهه است به صورت جدی اجرایی می شود، ولی به دلیل نبود تمرکز کافی و کارشناسانه به نقطه ای نرسیده است و تا زمانی که نگاه ریشه ای وجود نداشته باشد با دستگیری خرده فروشان، مصرف کنندگان و... این چالش برطرف نخواهد شد.درواقع باید به سیاست های کهنه مبارزه با مواد مخدر پایان داد و طرحی نو در انداخت.

لزوم تناسب بین جرم و مجازات رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با اشاره به این نکته که در مسئله مجازات ها باید به رویکردهای قهری و سلبی توجه داشته باشیم، گفت: نخست باید بین جرم و مجازاتی که برای آن درنظر گرفته می شود تناسب وجود داشته باشد و در مرحله بعد باید شاهد آثار بازدارندگی در این حوزه باشیم. سیدحسن موسوی چلک گفت: تجربه نشان داده است رویکردهای قهری صرف در مقابله با مواد مخدر نتوانسته بازدارندگی لازم را داشته باشد.

ما در این موضوع تجربه اوایل انقلاب و مقابله با قاچاقچیان و فروشندگان مواد مخدر را داشتیم که برایشان حکم اعدام صادر می شد اما اگر آن نوع برخورد تاثیری داشت امروز شاهد تعداد زیادی از افرادی نبودیم که درگیر حوزه قاچاق و مواد مخدر شده اند. وی ادامه داد:

اگر از زاویه پلیس و دستگاه های مقابله ای به مسئله مواد مخدر نگاه کنیم می بینیم که وظیفه پلیس ایجاب می کند با این مسئله برخورد داشته باشد و به همین دلیل انتظار ها از پلیس این است که این برخوردهای مقابله ای بتواند اثربخشی لازم را داشته باشد اما تجربیات مشابه در دنیا نشان داده که رویکردهای قهری و سلبی به تنهایی اثربخش نیست و تشدید مجازات ها هم بازدارندگی زیادی به دنبال ندارد.چلک ادامه داد:

در سطح جامعه نیز به محض اینکه مردم متوجه می شوند خرده و عمده فروشی مواد در سطح شهر زیادشده، پلیس را مورد خطاب قرار می دهند و اظهار می کنند که ناکارآمدی پلیس باعث بروز این اتفاق شده است.

همین مسئله باعث می شودپلیس تشدید راهکارهای مختلف را برای مبارزه با خرده فروشان انتخاب کند و دلیل شان برای این اقدام نیز این باشد که مقابله قهری با خرده فروشان می تواند بازدارندگی داشته باشد. رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران ادامه داد: برخوردهای قهری درخصوص مبارزه با مواد مخدر ممکن است در کوتاه مدت اثر داشته باشد ولی با این اقدام فقط راه های توزیع و فروش این مواد تغییر پیدا می کنند.موسوی چلک تاکید کرد:

به نظر می رسد بسیاری از افرادی که اقدام به خرده فروشی مواد مخدر می کنند، دلیل کارشان نیاز مالی و نداشتن اشتغال پایدار است اما اگر بشود تاثیر این کار و عواملی که باعث این اقدام می شود را در جامعه از بین ببریم شاید بتوانیم شاهد فروش کمتر مواد مخدر و کمتر شدن تعداد خرده فروشان در جامعه باشیم، با وجود این در اقتصاد ناکارآمد، یکی از عوامل گرایش افراد به سمت جرایم خرد تلاش برای تامین معیشت زندگی است.

به گفته رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با توجه به وضعیت نابسامان اقتصادی در کشور و اقتصاد و گردش مالی خوبی که در حوزه مواد مخدر وجود دارد این حوزه همچنان یکی از راه های کسب درآمد آنی برای افرادی خواهد بود که نیاز به درآمد آنی دارند. وی با اشاره به پیشنهاد تشدید قانون مجازات خرده فروشان مواد مخدر گفت:

تغییر قانون و تشدید مجازات در حوزه مواد مخدر ممکن است در کوتاه مدت تغییر ایجاد کند اما واقعیت این است که در این حوزه رویکردهای مقابله ای و قهری در بلندمدت جوابگو نخواهد بود و باید به سمت رویکردهای پیشگیری، تغییر مسیر دهیم و در کنار این رویکرد، به دنبال تغییر رویکردهای قضایی هم باشیم.

در این رویکرد چند وجهی، وجه غالب باید پیشگیری و مشارکت مردمی باشد تا مردم به سمت خرید و مصرف مواد مخدر نروند و اگر این اتفاق در جامعه روی دهد به تدریج قاچاق مواد مخدر نیز جایگاه خود را از دست خواهد داد و شاهد کمتر شدن تعداد خرده و عمده فروشان مواد مخدر خواهیم بود.

تشدید مجازات خرده فروشان آثار مطلوبی به دنبال نداردمعاون پیشگیری و اعتیاد سازمان بهزیستی کشور نیز در این خصوص گفت: تشدید مجازات خرده فروشان مواد مخدر ممکن است در کوتاه مدت در کاهش تعداد خرده فروشان و جامعه اثر داشته باشد، ما در بلندمدت نمی توانیم شاهد آثار مطلوبی در این زمینه باشیم.

فرید براتی سده گفت: درخصوص مواد مخدر و تبعات حاصل از آن غیر از فروشندگان مواد مخدر باید به خریداران این مواد خصوصا خریداران خرده پا نیز توجه داشته باشیم. الان در تبصره های ماده۱۶ قانون مواد مخدر برای معتادانی که برای درمان مراجعه نمی کنند اردوگاه هایی با شرایط کار سخت درنظر گرفته شده است که این معتادان در این اردوگاه ها باید نگهداری شوند. وی با اشاره به ماده۴۲ قانون مبارزه با موادمخدر نیز گفت:

براساس این قانون مسئولیت این کار با قوه قضاییه است و سازمان بهزیستی کشور به رغم وظایفی که در این حوزه دارد، هیچ ورودی در این اردوگاه ها ندارد.

اردوگاه های ماده۴۲ اردوگاه هایی با شرایط کار سخت هستند که مربوط به مجرمین مواد مخدر است که برای درمان مراجعه نمی کنند؛ این افراد بیمار نیستند اما مجرم هستند.

بر این اساس، معتادان متجاهر نیز اگر برای دومین بار دستگیر شوند بعد از دو بار رفتن به مراکز ماده۱۶ باید برای بار سوم دستگیری به اردوگاه های قوه قضاییه بروند.براتی سده با بیان این سوال که باید ببینیم انتظارمان از جمع آوری، تشدید مجازات و درمان این افراد چیست؟ گفت: برخی انتظار دارند این افراد بعد از گذراندن دوره درمان در اردوگاه ها و یا مراکز ماده۱۶ همانند یک انسان سالم و عادی به جامعه برگردند اما این تصور اشتباه است.

چرا که شرایط این افراد متفاوت و ممکن است ماه ها و حتی سال ها زمان ببرد تا این افراد بتوانند به روزهای قبل از اعتیاد خود برگردند.وی ادامه داد:

تشدید مجازات این افراد بدون درنظر گرفتن موضوع پیشگیری در جامعه چندان هم نمی تواند نتیجه مطلوبی به دنبال داشته باشد، این افراد بعد از بیرون آمدن از اردوگاه های کار اجباری و یا مراکز ماده۱۶، برای اسکان، پذیرش توسط خانواده، آموزش مهارت زندگی و اشتغال آماده شوند تا بتوانند دوباره به جامعه برگردند؛ در غیراین صورت بعد از رهایی از اردوگاه ها و زندان و... دوباره شاهد از سر گیری اقدامات قبل از زندان شان خواهیم بود. براتی سده ادامه داد:

برای هر معتاد ماهانه ۶۰۰هزار تومان و روزانه برای هر نفر ۲۰هزار تومان هزینه می شود که این رقم برای درمان معتادان بسیار ناچیز است؛ در بهزیستی نیز پیش بینی کرده ایم که برای درمان معتادان ۳۰میلیارد تومان بودجه برای سال جاری مورد نیاز است که قرار بر این بوده وزارت کشور ۲۰میلیارد تومان آن را هزینه کند که هنوز این رقم به دست بهزیستی نرسیده است.

سلامت نیوز/4 شهریور 98 به نقل از روزنامه همشهری

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/07/6

موسوی چلک، رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران:

معلولان متناسب با نیازشان از یارانه حذفی پردرآمدها برخوردار شوند

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، اختصاص یارانه پردرآمدها به افراد خاص از جمله معلولان را اقدامی اصولی خواند و گفت: در صورت تخصیص به‌موقع، مدیریت منابع و برنامه‌ریزی مدون می‌توان به اجرای درست هدفمندی یارانه‌ها در سایه شناسایی نیازهای اساسی معلولان و ارزیابی اجرای این سیاست راهبردی دولت امیدوار بود.

مهین داوری

تامین 24 / حسن موسوی چلک، رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران اختصاص یارانه دهک‌های پردرآمد به معلولان را اقدامی مناسب در راستای اجرای درست هدفمندی یارانه‌ها خواند و گفت: یکی از موضوعات اساسی در مدیریت کلان هر کشور، توجه به حوزه رفاه اجتماعی و حمایت از اقشاری است که به هر دلیل، توان تامین هزینه‌های اساس زندگی خویش را ندارند و معلولان را می‌توان در زمره این اقشار به‌شمار آورد.

 

موسوی چلک در گفت‌و‌گو با «تامین 24»، ادامه داد: دولت‌ها موظفند تمهیداتی بیندیشند که منابع عمومی در راستای حمایت اجتماعی، توانمندسازی و تسهیل دسترسی و برخورداری از خدمات موردنیاز اقشار خاص اختصاص داده شود.

 

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با اشاره به اینکه اجرای هدفمندی یارانه‌ها با هدف فقرزدایی و دستگیری از اقشار ضعیف و کم‌درآمد آغاز شد، تصریح کرد: تخصیص همزمان یارانه به خانوارهای ثروتمند و فقیر، انحراف جدی از هدفمندی یارانه‌ها بود که سیاست حذف دهک‌های پردرآمد و تخصیص آن به افراد با نیازهای خاص از جمله معلولان، بازتوزیع درست منابع و هدفمند شدن یارانه هاست.

 

موسوی چلک تخصیص به موقع منابع را در اجرای درست این سیاست موثر دانست و گفت: در صورت تخصیص به موقع، مدیریت منابع و برنامه‌ریزی مدون می‌توان به نتایج پرثمر این رویکرد امیدوار شد و اگر در اجرا نیز تخصص، تعهد و و دقت عمل وجود داشته باشد،  قطعا شاهد چشم‌انداز روشن در اجرای اصولی هدفمندی یارانه‌ها و توزیع درست منابع کشور در آینده خواهیم بود.  

 

وی با اشاره به متفاوت بودن نیاز اقشار خاص به‌ویژه معلولان بیان کرد: از تیم مددکاران اجتماعی به‌منظور شناسایی و اولویت‌بندی نیازهای معلولان باید استفاده شود و اولویت های مورد نیاز آنها با توجه به تعیین نوع و میزان معلولیت و جایگاه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و ... آنها، شناسایی و استخراج شود.

 

موسوی چلک افزود: ممکن است اولویت یک فرد خاص، مسکن و دیگری اشتغال، وسایل کمک توانبخشی و آموزش یا درمان باشد؛ بنابراین نمی توان بی‌توجه به نیازهای افراد، نسخه یکسان برای همه تجویز کرد. اگر منابع به صورت مشابه و یکسان هزینه شود، ریسک انحراف در مدیریت و تخصیص منابع دو چندان خواهد شد.منبع: تامین24/تاریخ : 13:00 1398/7/3/ گروه : رفاه وتامین اجتماعیشناسه خبر: 47588





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/07/6
مدارس تشنه نشاط و شادی هستند/ راهکارهای ایجاد نشاط

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران به راهکارهای ایجاد نشاط در میان دانش آموزان اشاره کرد و گفت: مدارس تشنه نشاط و شادی هستند.

به گزارش خبرنگار مهر ، با توجه پرسش مهری که رییس جمهور همزمان با آغاز  سال جدید تحصیلی اعلام کرد(آیا محیط مدرسه محیطی دلپذیر، شاد و پرنشاط است؟) گفت وگویی با سید حسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران انجام داده ایم که در ذیل می آید.

چقدر پرسش مهری که رئیس جمهور مطرح کردند در جامعه ما ضروری است؟

- فکر می کنم در تمام طول این سال ها که پرسش مهر  توسط رواسای جمهور کشور ما مطرح شد این موضوع یکی از ضروری ترین ها بود که در سال جاری توسط رییس جمهور به پرسش گذاشته شده است.

تاملی بر شاخص های مرتبط با نشاط اجتماعی و شادی و به طور کلی حوزه سلامت اجتماعی و روانی در کشور نشان می دهد که حال ما در این حوزه خیلی خوب نیست .هیچ کس هم نمی تواند منکر این موضوع شود.به عنوان مثال طبق آمار ارایه شده توسط مسئولین وزارت بهداشت، بین ۲۳ تا ۲۵ درصد حداقل دارای یک اختلال روانی هستند .یعنی از هر چهار نفر یک نفر.

تعداد خشونت ها در کشور نگران کننده است و همیشه جزء پرونده های قضایی با فراوانی بالا بوده است همچنین آماری که از نزاع توسط پزشکی قانونی ارایه شده است هم تاییدی بر همین نکته است که خشونت بالاست.همین طور خشونت های خانگی و شاخص های دیگر. طبیعی است که در جامعه ایی که شادی و نشاط اجتماعی بالا باشد نشانگان اجتماعی و روانی حال بهتری خواهند داشت.  لذا طرح این پرسش می تواند یک فرصت باشد از این نظر که ما به موضوع شادی و نشاط فکر کنیم.این قدر گرفتاریم که گاهی اوقات نمی دانیم آخرین باری که از ته دل خندیدیم که بود. البته نشاط وشادابی همیشه خنده نیست که در ادامه توضیح خواهم داد.

چرا در مدرسه و برای دانش آموزان این سوال مطرح شد.اهمیت این موضوع چه بود؟

- بله.پاسخ به این سوال از چند منظر اهمیت دارد.منظر اول مدیران مدرسه و به عبارت بهتر اولیاء مدرسه هستند.مدیر مدرسه، ناظم، معلم. این سه گروه در مدرسه بیشترین نقش را در تقویت شادی دارند.البته این به منزله بی توجهی به سیاستگذاران نظام آموزشی نیست که اتفاقا نقش آنها هم بسیار مهم هست.مدارس شادی گزیز یا مدارس شادی افزا در نتیجه تصمیمات همین سیاستگذاران هست.من معتقدم بنا به دلایل متعدد مدارس ما مدارس شادی نیستند و بیش از این که شاد باشند شادی گزیر هستند. این تفکر در اغلب مدارس غالب است.

پس انتخاب سیاستگذاران و مدیران و معلمین خوب در تزریق شادی و ایجاد بستر شادی و نشاط در مدارس بسیار مهم است.باید اجازه دهیم بچه ها در مدارس شاد تربیت شوند که تاثیرش در یادگیری های دروس و مهارت ها اجتماعی و غیره هم بسیار قابل توجه خواهد بود.منظر دوم دانش آموزان هستند که می توانند در ایجاد این فضا کمک کنند اگر فضا برایشان ایجاد شود.

منظر سوم: خانواده ها هستند.نقش الگوهای تربیتی خانواده ها در تربیت دانش آموزان شاد و یا غمگین کم نیست.لذا هر سه ضلع این مثلت بایست مورد توجه قرار گیرند.گرچه اطلاع ندارنم که پرسش های مهر قبلی نتایجش چه خروجی در عرصه سیاستگذاری ها واجرا داشته ولی همین که به دنبال این سوال باشیم که چگونه محیطی شاد یا شاد تر داشته باشیم خودش یک گام به جلوست. معتقدم دانش آموزی که محیط شاد را در دوران تحصیل خود تجربه کند احتمال این که در آینده در هر کجا که باشد مروج شادی باشد بیشتر از دانش آموزی است که این محیط را تجربه نکرده باشد.ضمن این که فراموش نکنیم  دانش آموزان در سنینی هستند که پویایی وتحرک از وژگی های ذاتی شان هست که اگر جلوی شان گرفته شود ممکن است به صورت خشونت که الان هم یکی از اولویت های مسایل محیط های آموزشی است یا گرایش به آسیب های اجتماعی خود را نشان دهد.

چه باید کرد؟

-به نظرم اولین گام پذیرش این موضع در نظام آموزشی است که به  دنبال تربیت نسلی باشیم که در امروز و همین طور در آینده شادی و نشاط را برای خود و دیگران هم بخواهد.محیط مدرسه را شاداب کنیم.رنگ مدرسه، نوع پوشش دانش آموزان و اولیاء مدرسه، رنگ کلاس ها و تجهیزات و ... شادی را منتقل کند.استفاده از معلمین با انگیزه و مدیران شایسته راه دیگری است.

این که گفتم شادی همیشه خنده نیست منظورم همین هست.مدیر خوب با اعمال مدیریت خوب خودش می تواند شادابی را در مدرسه ایجاد کند، معلم با انگیزه با تدریس خوب خودش، برخورد مناسب با دانش آموزان و آموزش های عملی در حوزه مهارت های اجتماعی و مسئولیت پذیری و ... می تواند در تقویت این فضا نقش مهمی داشته باشد.ارتباط منطقی و خوب بین اولیاء خانه و مدرسه هم همین طور.

دادن نقش به دانش آموزان در مدرسه احساس خوبی در آنان ایجاد می کند.همین طور اشتباه دانش آموزان را تو سرش خراب نکنیم. هر کسی ممکن است اشتباه کند با شخصیت دانش آموزان برخورد نکنیم.اجازه دهیم جشنواره های اقوام در مدارس برگزار شود به همت خود دانش آموزان، خانواده ها و اولیاء مدرسه در تقویت هویت فرهنگی، گامی اساسی برداریم که یکی از مهمترین مولفه های نشاط اجتماعی است . به حقوشان احترام بگذاریم، به تفاوت ها توجه کنیم، سواد اجتماعی را به دانش اموزان یاد دهیم و فقط متکی بر محفوظات نشویم تا در کنار درس خواندن انسان بودن را هم  بیاموزند .مدیر مدرسه ای که دانش آموز برای ورود به اتاقش لازم باشد از کسی اجازه بگیرد نمی تواند در ایجاد این فضا کمک کند.منبع: خبرگزاری مهر/جامعه خبرنگار مهناز قربانی

کد خبر 4731031




نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/07/6


کاهش سن خودکشی نگران‌کننده است

آرمان ملی- وحید استرون: چند روز پیش پایگاه خبری World Population در آماری میزان مرگ‌ومیر به‌علت خودکشی در سال ۲۰۱۹ را نسبت به کشورهای جهان بیان کرد و در این گزارش کشور ایران با نرخ ۴.۱خودکشی از هر ۱۰۰هزار نفر، در رتبه‌ ۱۴۲ در جهان قرار گرفت. همواره از خودکشی به‌عنوان یک معضل اجتماعی در جهان نام برده می‌شود و دولت‌ها سعی دارند اقدامات موثر و پیشگیرانه‌ای را در زمینه کاهش این پدیده نامبارک انجام دهند. به اعتقاد کارشناسان خودکشی در کشور ما دلایل مختلفی همچون مشکلات خانوادگی، فشارهای اجتماعی و اقتصادی، شکست‌های عاطفی، معضلات تحصیلی و شغلی، بیماری‌های جسمی‌ و اختلالات روانی چون افسردگی، اختلال دوقطبی، استرس و اعتیاد دارد که از عمده دلایل بروز این پدیده در میان افراد جامعه است. هرچند که بعضا آمار دقیقی از میزان خودکشی به دلایل مختلف ارائه نشده، ولی در آخرین اظهارنظر از سوی مسئولان وزارت بهداشت و درمان اعلام شد که هر روز بیش از ۱۳نفر در کشور دست به خودکشی می‌زنند که اغلب آنها، افراد بین سنین ۱۵تا ۳۵ هستند.

در جمعیت آماری که اقدام به خودکشی می‌کنند حدود 73‌درصد ساکن مناطق شهری و حاشیه شهر، 33‌درصد خانه‌دار، 11‌درصد دانش آموز و هشت‌درصد بیکار هستند و روش اقدام 82‌درصد از افراد با استفاده از دارو است. موضوع نگران‌کننده در این‌باره افزایش روزافزون خودکشی و با توجه به اینکه این معضل اجتماعی جنبه یادگیری در میان افراد جامعه دارد و هرسال بیش از پنج‌درصد آمار خودکشی در کشور در حال رشد است. این ارائه آمار اظهارنظرهای نمایندگان مجلس را نیز به دنبال داشت و رسول خضری، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اعلام کرد که بیش از 40درصد جامعه درگیر مشکلات روحی ـ روانی‌اند. اما برای بررسی دقیق این آمار و ابعاد مختلف این آسیب اجتماعی «آرمان ملی» با سیدحسن موسوی‌چلک، رئیس انجمن مددکاری اجتماعی گفت‌وگویی انجام داده که شامل نکات قابل تاملی است.

سال گذشته اعلام شد که ایران کشور 142 جهان از نظر آمار خودکشی است و امسال نیز این جایگاه در جهان تغییری نکرده، اما وقتی نگاهی به آمارهای داخلی می‌اندازیم شاهد روند افزایشی خودکشی در کشور هستیم. شما آمار این پدیده اجتماعی را چطور ارزیابی می‌کنید؟

سازمان پزشکی قانونی کشور در سالنامه آماری 97، آمار متوفیات مشکوک به خودکشی(اصطلاحی که پزشکی قانونی از آن برای پدیده خودکشی به کار می‌برد) را پنج‌هزار و 101 مورد گزارش کرده که نسبت به فوتی‌های سال 96، 10.3درصد تغییر مثبت داشته است. میانگین خودکشی از 5.7 در سال 96 به 6.2 در سال 97 افزایش پیدا کرده و این آمار نشانگر آن است که در مدت زمان یک‌سال، این روند افزایشی بوده است. هرچند که ما آمار دقیقی از میزان خودکشی به دلایل مختلف در دست نداریم، چون برخی خانواده‌ها‌ از افرادی که اقدام به خودکشی می‌کنند به سبب قبح آن در جامعه و اینکه قتل نفس در دین اسلام حرام است، با عنوان‌های دیگری همچون مسموعیت غذایی و... به دکتر و بیمارستان مراجعه می‌کنند تا بتوانند از دفترچه بیمه‌شان نیز استفاده کنند، پس به این دلیل ما روزانه ثبت دقیقی از این اتفاق در بیمارستان‌‌ها نداریم و از سوی دیگر هیچ بیمارستان خصوصی ملزم به ثبت دقیق این آمار نیست. البته این مشکل فقط مربوط به کشور ما نیست و عدم ثبت دقیق آمار خودکشی در بیمارستان‌ها یکی از مشکلات جدی در حوزه خودکشی در کل جهان است. آمار خودکشی ما نسبت به آمار جهانی بالا نیست و با اینکه میانگین آمار جهانی 12درصد است، در کشور ما 6.2 اعلام شده و حالا چندسالی است که در رده‌بندی 142 جهان حضور داریم. اما وقتی میزان خودکشی را در چندسال اخیر مقایسه می‌کنیم، شاهد روند روبه رشد آن در جامعه هستیم و این موضوع نگران‌کننده است. تفاوت کشور ما با دیگر کشورهای جهان این است که به‌واسطه حرام‌بودن فعل قتل نفس در دین اسلام، هیچ مجوزی برای خودکشی صادر نمی‌شود و به همین دلیل آمار ایران در مقایسه با کشورهای اروپای شرقی مانند روسیه(31درصد)، بلاروس(30درصد)، قرقیزستان(26درصد) و در کشورهای آسیایی مانند کره‌‌جنوبی با 26درصد، آمار کمتری است.

یکی از موضوعات نگران‌کننده کاهش سن خودکشی در کشور است. معمولا در همه‌جای دنیا نرخ سن افرادی که اقدام به خودکشی می‌کنند به دلیل تنهایی و افسردگی در پیری بیشتر از جوانان است، اما در کشور ما این موضوع برعکس است و معمولا افراد سنین پایین دست به خودکشی می‌زنند، چه عوامل باعث تشدید این موضوع می‌شود؟‌

کاملا درست است؛ متاسفانه جمعیت فعال ما در این حوزه، میانگین سن 15 تا 35سال را دارد. عوامل متعددی در این حوزه‌ دخیل است، چون خودکشی مانند دیگر پدیده‌های اجتماعی تک‌بُعدی نیست، هرچند که خیلی‌ها علاقه دارند علت این پدیده را تک‌بُعدی و فردی عنوان کنند، ولی واقعیت این است که مشکلات اقتصاد در این حوزه بسیار تاثیرگذار بوده و شکست‌های مختلف مانند تحصیلی، کاری، خانوادگی، اختلالات روانی و افسردگی آشکار و پنهان، نگرانی از آینده، ضعف مهارت‌ حل مساله در افراد به کاهش سن خودکشی در کشور دامن می‌زند. یکی دیگر از عوامل تشدیدکننده این پدیده، کنترل خشم است، چون خودکشی یک نوع خشونت علیه خود فرد محسوب می‌شود. از روش‌های متداول در این حوزه می‌توان به حلق‌آویزشدن و سقوط از ارتقاع اشاره کرد، البته مسمومیت در صدر عوامل ارتکاب به خودکشی است، اما معمولا خوردن داروی بیش از اندازه در خیلی از مواقع منجر به مرگ نمی‌شود، اما اقداماتی که منجر به مرگ حتمی می‌شود درصد خشونت بیشتری دارد.

شاید تا یک دهه پیش یکی از معضلات غرب کشور در زمینه خودسوزی زنان بود که ظاهرا آمار این اتفاق در سال‌های گذشته کاهش پیدا کرده است.

معمولا در همه‌جای دنیا و کشور ما، اقدام به خودکشی در زنان سه‌برابر مردان است، ولی فوت در مردان سه‌برابر زنان است. خودسوزی زنان در غرب کشور یک روش برای نشان‌دادن اعتراض به شرایط خانواده، همسر و اطرافیان بود، اما هنوز این پدیده شوم در غرب کشور بعضا در مواردی وجود دارد. به‌عنوان مثال همان‌طور که گفته شد درصد تغییر مثبت ما در پدیده خودکشی 10.3 در کل کشور بوده است، اما نرخ خودکشی در یکی از استان‌های شمال‌غربی در سال گذشته 43درصد اعلام شده است، هرچند که درصد فوتی‌های این استان نسبت به استان‌هایی نظیر ایلام بالا نیست، اما درصد تغییرات سال 96 به 97 تقریبا بیش از چهار برابر میانگین کشور بوده است. این آمار یک پیام دارد و اینکه وقتی خودکشی در برخی استان‌ها درصد تغییرات آن تفاوت فاحشی پیدا می‌کند باید بررسی نماییم که نظام ثبت آنها دقیق‌تر عمل کرده یا وقوع این پدیده بیشتر شده که این امر نیازمند بررسی میدانی است.

فقر و محرومیت تا چه اندازه این موضوع را تشدید می‌کند؟‌

به نظر من فقر و محرومیت خیلی در این موضوع دخیل نیست، چون استان سیستان و بلوچستان هم استانی محروم و مرزنشین است، اما چرا آمار پایینی در خودکشی دارد؟ هرچند که ناامنی اقتصادی می‌تواند تشدیدکننده این پدیده باشد، ولی بازهم تاکید می‌کنم آمار ایران نسبت به کشورهای دیگر پایین‌ و در مقایسه با کشورهای همسایه مانند ترکیه، قطر، کویت و حتی سوریه از آمار بالاتری برخوردار است.

پیامدهای خودکشی در جامعه را چطور ارزیابی می‌کند؟‌

طبیعتا ما نیروی انسانی خود را از دست می‌دهیم. یکی از مشکلات ما در این رابطه جنبه یادگیری خودکشی در جامعه است که باعث می‌شود که هر فردی که ناراحتی برایش به وجود می‌آید، دست به خودکشی بزند، به این دلیل است که می‌گویند اگر در محیطی فردی اقدام به خودکشی کرد، اطرافیان آن فرد و کسانی که در آن محیط قرار داشتند باید برنامه‌های پیشگیرانه در مورد آنها انجام شود، چون ریسک خودکشی در چنین خانواده‌ها و محیط‌هایی در حالت معمول بیشتر از سایر نقاط است. از سوی دیگر فردی که اقدام به خودکشی می‌کند، خانواده آن فرد دیگر نمی‌تواند روابط اجتماعی قبلی خود را حفظ و مردم نوعی دیگر به آنها نگاه می‌کنند. حتی در برخی مواقع منجر به خروج آن خانواده از محل سکونتشان می‌شود، چون خودکشی یک پدیده زشت در جامعه است و حتی می‌تواند زمینه انزوای آنها را در جامعه را فراهم نماید. بی‌شک خودکشی راه برون‌رفت از مشکلات نیست و برای فرد مشکلات بسیاری را بر مشکل قبلی می‌افزاید و اصلا نمی‌تواند راهگشا باشد، به‌عنوان مثال آن زنی که اقدام به خودسوزی می‌کند اگر نجات پیدا کند، نه‌تنها مشکلات قبلی او کمتر نشده بلکه با هزاران مشکل جدید نیز روبه‌رو خواهد شد. او دیگر زیبایی ظاهری خود را از دست داده و همسر و فرزندانش دیگر به او حتی نگاه هم نمی‌کنند. از سوی دیگر جامعه هیچ‌گاه چنین افرادی را در خود نمی‌پذیرد، حتی اگر حق با آنها باشد.

به نظر شما راهکار موثر در کاهش آمار خودکشی کدامند؟‌

باید اقدامات همه‌جانبه در زمینه پیشگیری و ارتقای سلامت روانی جامعه صورت بگیرد. باید پزشکی قانونی همواره آمارهای این پدیده را رصد و به مطبوعات ارائه دهد، چون بیان آمارهای درست برای برنامه‌ریزی، فعالان و مددکاران اجتماعی بسیار مهم است. بی‌تردید مدیریت موفق مستلزم برنامه‌ریزی دقیق است و گام نخست تحلیل درست، شفافیت از وضعیت موجود جامعه است. از سوی دیگر باید بپذیریم که مشکلات بخشی از زندگی ماست و تنوع مشکلات در افراد جامعه با یکدیگر متفاوت است، اگر مشکلی در زندگی وجود نداشته باشد زندگی معنا پیدا نخواهد کرد. انسان در مشکلات ساخته می‌شود و انتخاب راه خودکشی اصلا موضوع مناسبی نیست و می‌تواند تبعات بسیار بدی برای فرد و خانواده‌ها به‌همراه داشته باشد. طبیعتا آموزش‌وپرورش و رسانه‌ها نقش اساسی در بالابردن سواد اجتماعی دارند و مجموعه دانشگاه‌ها در این رابطه می‌توانند موثر عمل کنند. نکته بعدی نقش مشاوران و روانشناسان در این رابطه است و باید نگاه جامعه نسبت به روانشناس تغییر پیدا کند، چون قرار نیست حل همه مشکلات برعهده خود فرد باشد. بهتر است که از ظرفیت منابع و متخصصان اجتماعی مانند روانشناسان، مددکاران، مشاوران، روانپزشکان استفاده کنیم. همان‌طور که برای درمان بیماری به پزشک متخصص مراجعه می‌کنیم، برای زندگی بهتر نیز باید از متخصصان این حوزه کمک بگیریم. منابع اجتماعی دیگر مثل صدای مشاور با شماره تلفن 1480، اورژانس اجتماعی با شماره تلفن 123 به‌طور رایگان و 24ساعته در دسترس مردم هستند و خجالت نکشیم از اینکه سراغ متخصص یا روانشناس می‌رویم.منبع: روزنامه آرمان.4 شهریور 98

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/07/5

یادداشت:به بهانه روز جهانی سالمندان:

«سالمندان» هم فرصت های  برابر می خواهند

(سید حسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران/ روزنامه شرق/3 شهریور 98)

یکی از روز هایی که در جهان نامگذاری شده است «روز جهانی سالمندان»است . سازمان ملل در سال ۱۹۸۲ شورای جهانی سالمندی را تشکیل داد و در همان سال طرحی را برای تعیین یک روز جهانی برای سالمندان ارائه داد تا این که در نهایت در سال ۱۹۹۰ میلادی این شورا اول اکتبر مصادف با نهم مهر ماه  هجری شمسی را روز جهانی سالمندان تعیین کرد.درایران  نیز با توجه به ترکیب سنی جمعیت این موضوع مورد توجه قرار گرفته است.گر چه به نسبت تغییرات جمعیتی  وسایر مولفه های مرتبط با موضوع سالمندی از قیبل تغییر ساختار خانواده، کاهش مسوولیت پذیری افراد در قبال والدین، کاهش مسولیت پذیری مردم در قبال سالمندان و به اصطلاح مو سفیدان جامعه و ...این توجه بسیار دیر و ضعیف می باشد.طبق مصوبه هیت وزیران در جلسه مورخ بیست و ششم فروردین یک هزار و سیصد و هشتاد و سه که بر اساس جزء(5) بند« الف» ماده یکصد و نود و دوم قانون برنامه سوم توسعه شورای ملی سالمندان در ایران تشکیل شد که در حتال حاضر دبیرخانه ملی آن در  سازمان بهزیستی کشور است. طبق بند مفاد ماده دو این مصوبه می بایست امکان حضور سالمندان در جامعه تدوام یابد، حداقل نیاز های اساسی تامین  گردد، احترام شان حفظ شود، و موقعیت شان در خانواده ضعیف نشود و ... و در این راستا سیاستگذاری های مناسبی هم انجام شود و حتی در اسناد سیاستگذاری های کلان کشور هم در این زمینه تاکیداتی شده است.به عنوان مثال در بند هفتم سیاست های کلی جمعیت ابلاغی در  سی ام  اردیبهشت 1393 درتکریم سالمندان چنین آمده است:« فرهنگ سازی برای احترام و تکریم سالمندان و ایجاد شرایط لازم برای تأمین سلامت و نگهداری آنان در خانواده و پیش‌بینی ساز و کار لازم برای بهره‌مندی از تجارب و توانمندی‌های سالمندان در عرصه‌های مناسب». ویا در  بند پانزدهم سیاست های کلی خانواده ابلاغی در شهریور  بر« اتخاذ روش‌های حمایتی و تشویقی مناسب برای تکریم سالمندان در خانواده و تقویت مراقبت‌های جسمی و روحی و عاطفی از آنان تصریح شده است.حتی در ماده هشتاد قانون برنامه ششم توسعه هم بر افزایش حمایت از این افراد تاکید شده است وموضوع مناسب سازی اماکن و معابر هم برای این گروه یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. مناسب سازی در قانون حمایت از حقوق معلولان مطرح شده است و یكی از شاخص های ارزیابی مناسب سازی نیز شامل حال سالمندان می شود ،چرا كه طبق همان آیین نامه اگر قرار است كه سالمند در محیط باشد، محیط باید برای او مناسب سازی شده باشد و محیط اجتماعی باید بستر را برای حضور سالمند فراهم كند،اما به طور فراگیر محیط شهری مان مناسب سازی نشده است و نه سالمند و نه معلول نمی توانند به راحتی در جامعه حضور داشته باشند.با توجه به این که نزدیک هشت میلیون نفر از جمعیت کشور(79400000) یعنی حدود 9 درصد جمعیت کشور را سالمندان تشکیل می دهند و طبق اسناد و تحلیل های ارایه شده در اسناد ملی سالمندی درایران توسط بهزیستی و وزارت بهداشت( که این هم خود یک مشکل حل نشده باقی مانده و هر دو دستگاه خود را متولی  سالمندان می دانند دعواهایی از این دست که هیچ گاه تمامی ندارد) این جمعیت تا سال 2050 میلادی به حدود سی درصد خواهد رسید . هم چنین افزایش امید به زندگی  هم شاهد دیگری بر این موضوع است که سالمندی جمعیت را باید جدی تر گرفت.در کنار همه این نکات« ضعف نظام تامین اجتماعی فراگیر» برای این گروه از افراد جامعه   موجب می شود  که ما در حوزه مددکاری اجتماعی نگران این شرایط باشیم.این نگرانی از آنجا بیشتر می شود که  می بایست متناسب با این تغییرات جمعیتی که موضوع پنهانی نبود سیاستگذاری های مناسب انجام می شد که متاسفانه این گونه نشده و حتی سیاستگذاری های انجام شده هم کمتر در اجرا مورد توجه قرار گرفتند و عدم دسترسی برابر سالمندان به فرصت های موجود در جامعه نگرانی جدی است که در بسیاری از کشور ها هم وجود دارد .شاید به دلیل همین شرایط است که سازمان جهانی بهداشت شعار سال 2019 میلادی  خود بعه مناسبت این روز را « فرصت های برابر برای همه سنین » انتخاب کرده است تا هشداری برای همه بویژه سیاستگذاران اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ... باشد. فراموش نکنیم به دوران سالمندی نباید مانع دسترسی به حقوق و فرصت های برابر برای این افراد که به نظر من« گنجینه» هستند ایجاد کند.بی دلیل نیست که در دین مبین اسلام در سوره بنی اسراییل بر تکریم والدین سالمندان و پیر تاکید می شود.

فراموش نکنیم که نمی توانیم سالمندان را از تقویم زندگی حذف کنیم لذا باید برای ایجاد فرصت های برابر این گروه سنی همچون سایر گروه های سنی تدابیر لازم اتخاذ شود. ضمن این که در  اصل 29 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هم  مصوب شد که  حمایت از افراد با شرایط مختلف از جمله پیری وظیفه دولت است. عمده ترین مشكل ما در بخش سالمندان برنامه ریزی ما است، دولت ها باید پاسخگوی نیاز همه اقشار جامعه باشند، زمانی كه جمعیت جوان كشور ما بالا بود بحث آموزش، اشتغال، مسكن و ازدواج در عموم سیاستگذاری ها مطرح می شد حال كه به سمت سالمندی پیش می رویم ضروری است كه از هم اكنون برای رفع نیازهای آنها تمهیداتی لحاظ شود تا امکان دسترسی به همه فرصت های برابر ایجاد شود.





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/07/4

انتقاد به نحوه جذب مددکاران اجتماعی توسط وزارت بهداشت

موسوی چلك

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران نسبت به نحوه جذب مددکاران اجتماعی در آزمون استخدامی وزارت بهداشت انتقاد کرد.

سید حسن موسوی چلک در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان این که آزمون استخدامی وزارت بهداشت هر چند وقت یکبار برگزار می‌شود و فارغ التحصیلان این آزمون را فرصت طلایی برای اشتغال می‌دانند گفت: با وجود این که میزان استخدام مددکاران اجتماعی نسبت به رشته‌های دیگر کمتر است در این آزمون هم با مشکلاتی رو به رو هستند. اخیرا وزارت بهداشت سهمیه استخدامی را برای مددکاران اجتماعی در نظر گرفته است اما در این آزمون فارغ التحصیلان کارشناسی ارشد رشته مددکاری اجتماعی که مدرک "کارشناسی" آنها مددکاری اجتماعی نیست، امکان شرکت در آزمون استخدامی وزارت بهداشت را ندارند و از آن محروم شده‌اند.

وی افزود: براساس دفترچه آزمون استخدامی وزارت بهداشت، تنها افرادی که مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشدشان در رشته مددکاری اجتماعی بوده است می‌توانند به استخدام این وزارت خانه دربیایند، این در حالی است که اگر چه ممکن است این افراد اولویت بیشتری برای استخدام داشته باشند اما نمی‌توان سایرین را از این فرصت محروم کرد.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران با تاکید بر این که در طرح طبقه بندی مشاغل سازمان امور استخدامی هم این موضوع مطرح نیست تصریح کرد: این تفکر غلطی است که در روند استخدام وزارت بهداشت غالب شده است و به این ترتیب برخی از دانشجویان صاحب صلاحیتی که در دانشگاه‌های داخل کشور موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته مددکاری اجتماعی شده‌اند از استخدام بازمی‌ماندند.

موسوی چلک با بیان این که انتظار داریم سازمان امور استخدامی کشور و وزارت بهداشت نسبت به این شرایط تجدید نظر کنند ادامه داد: انتظار داریم که این روند در حذف برخی از دانش آموختگان رشته مددکاری اجتماعی متوقف شود و این تفکر غلط باعث نارضایتی جامعه مددکاری اجتماعی از مسوولان وزارت بهداشت نشود.

انتهای پیام/ ایسنا/اجتماعی/خانواده/4 شهریور 98





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/07/4

یادداشت شرق:« مهربانی اجتماعی »

سید حسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران روزنامه شرق24/6/98)

 

یکی از نیاز های بشر وجود ارتباط با دیگران است. در راستای این ارتباط است که افراد می توانند به هم مهر بورزند، محبت کنند و از حال هم خبر داشته باشند. متاسفانه امروزه بنا به دلایل مختلف از جمله گسترش تکنولوژی، تغییر ساختار خانواده ها و ارتباطات مردم در محله ها، مشغله های فراوان برای کسب درآمد، تغییر سبک زندگی، فاصله های بین اقوام، توجه به منافع فردی و ... فاصله های عاطفی بین مردم حتی نزدیکان و اقوام با یکدیگر در حال افزایش است و در نتیجه این افزایش فاصله ها شاهد ظهور و بروز مشکلاتی هستیم که در گذشته با توجه ایی که به همدیگر داشتیم بهتر مدیریت می شدند و این توجه پشتوانه محکم و استواری برای زندگی اجتماعی بود چون همه ما حواسمان به دیگران بود و متقابلا دیگران هم حواس شان به ما بود و به نظر من چنین فضایی مهربانانه ایی چه زیبا بود و چقدر ز ندگی اجتماعی را رضایت بخش می کرد.امروزه فرصت دیدار های چهره به چهره کم شده است و شاید نتوان همچون گذشته شب نشینی های دلنشین را داشته باشیم (گرچه معتقدم اگر بخواهیم می توانیم به شکل های دیگر این شب نشینی ها را داشته باشیم) و همین موضوع باعث شده دوری فیزیکی که نتیجه اش دوری عاطفی است در جامعه بیشتر شود. فقر محبت بین مردم و حتی خانواده ها موضوعی است که باید نگران آن باشیم.همه ما نیاز به توجه، دیده شدن و محبت داریم لذا چاره ای نداریم تا برای تامین این نیاز متناسب با شرایطی که در آن زندگی می کنیم راه های منطقی و متعددی را انتخاب کنیم. با ترویج مهربانی اجتماعی می توانیم احساس پویایی ، سرزندگی وشادابی اجتماعی را در جامعه ترویج دهیم و همبستگی میان مردم را بیشتر کنیم و تعلق اجتماعی و نشاط اجتماعی را در جامعه نهادینه کنیم. فراموش نکنیم که هیچکدام از ما انسان ها بی نیاز از محبت نیستیم و آثار آن در زندگی بسیار محسوس خواهد بود. بی دلیل نیست که «مولوی» محبت را عاملی برای تبدیل شدن خار به گل،سرکه به مل، سنگ به روغن، موم به آهن، قهر به رحمت می داند و حتی می گوید« از محبت مرده، زنده می شود/از محبت شاه بنده می شود». براین باورم که محبت کردن به دیگران دوستی ها را هم در جامعه افزایش می دهید و احساس تنهایی اجتماعی که امروزه می تواند یکی از نگرانی های جدی محسوب گردد کمتر خواهد شد و مهربانی اجتماعی می توانید جایگزین تنهایی اجتماعی شود، البته اگر بخواهیم.مهربانی کردن بهانه نمی خواهد ولی حال که ماه مهر را در پیش داریم بیایم بهر بهانه آغاز ماه مهر 1398  برای ترویج این موضوع در جامعه بیش از پیش قدم برداریم. از محبت کردن به دیگران دریغ نکنم.بی دلیل نیست که «جبران خلیل جبران»از نویسندگان مشهور جهان که در کشور ما هم شناخته شده است معتقد است که  «مهربانی اوج خرد و احترام به انسانیت است».نکته ایی که لازم است به آن اشاره کنم این است که  ترویج مهربانی اجتماعی در جامعه یک انتخاب هوشمندانه است و از روی نا آگاهی نیست چرا که یک نیاز اجتماعی است.یک اشتباه فاحشی که در این زمینه وجود دارد این است که فکر می کنم انسان های مهربان کسانی هستند که  فقط از  مال و دارایی خود می بخشند هدف من هم از  مهربانی اجتماعی فقط توزیع پول بین نیازمندان و مردم نیست.شاید این یکی از مصداق های مهربانی باشد که به نظر من از درجه اهمیت بسیار بالایی برخوردار نیست.یا الزاما اگر کسی با من مهربان بود من هم با او مهربان باشم بلکه دامنه این مهربانی را باید در جامعه گسترش دهیم  وگاهی اوقات حتی به کسانی که به ما محبت نکردند هم مهربان باشیم: بقول شاعر:از تو دشمن چون محبت دید یارت می شود/دوستدار هر که باشی دوستدارت می شود/چون بد اندیش از تو بد بیند شود بدخواه تو/ ور نکویی از تو بیند شرمسارت می شود».اجازه ندهیم تا کبر، غرور و نخوت  مانع ما در  مهربانی کردن به اطرافیان مان اعم از اعضاء خانواده، همسایگان، همکاران، و در یک معنا از مردم شود. به حقوق شهروندان دیگر احترام بگذاریم، با خشونت به اشکال مختلف با مردم برخورد نکنیم، به افراد دارای نیاز های خاص از قبیل کودکان، سالمندان، و .. بیشتر توجه کنیم، سپاسگزار کسانی باسیم که خدمتی به هر شکلی به ما انجام  دادند، با مردم با خوش رویی برخورد کنیم، به دیگران توهین نکنیم و.. به همین دلیل این رفتار  را یک رفتار مسولانه ،خردمندانه ،آگاهانه و هوشمندانه قلمداد می کنم نه یک رفتار ساده و بدون پشتوانه.چرا که در انتخاب نوع رفتار مان مختاریم و چه خوب است که رفتاری را انتخاب کنیم که بوی عطر محبت و مهربانی و صفا و صمیمیت را در جامعه بیش از پیش  بگستراند و ما هم در این حوزه سهیم باشیم و معتقدم که  نه  فقط سهیم، که پیشگام  و مروج مهربانی اجتماعی باشیم.انشاء ا...

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/06/31

یادداشت:مشکلاتی که باید بیشتر دیده شوند

دکتر سیدحسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران)

این روزها چند موضوع مهم و جدی نظرم را به خود جلب کرده که متاسفانه کمتر به آن پرداخته شده است. در علوم اجتماعی مولفه بسیار مهمی داریم به نام «سرمایه اجتماعی». سرمایه اجتماعی یک شاخص بسیار مهم در شناخت هر جامعه و تحلیل آن است. اهمیت سرمایه اجتماعی برای هر جامعه آنقدر بالا و ارزشمند است که باید برای حذف و گسترش آن در هر جامعه برنامه ریزی های درست و اصولی انجام داد. اما باید بگویم که این روزها سرمایه اجتماعی ما در حال کاهش است و با دو مولفه مهم می شود این سقوط را دید و دریافت. دو مولفه ای که عبارتند از اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی.

این روزها شاهد انتشار مداوم اخبار فساد و دستگیری ها در سطوح مختلف هستیم و حتی درگیری بین رییس سابق و رییس اسبق قوه قضاییه. تمام این موارد و شنیدن این اخبار و در جریان درگیری های سیاسی قرار گرفتن، مردم را بی اعتماد می کند و همین است که این روزها شاهد کاهش اعتماد اجتماعی هستیم. اعتماد اجتماعی، مولفه ای نیست که ساده از آن بگذریم. فراموش نکنیم که با وجود اعتماد اجتماعی است که مشارکت اجتماعی تحقق پیدا می کند و جامعه به سمت توسعه و پیشرفت حرکت می کند.

بطور مثال، سی سال پیش در این سرزمین، ما خانواده هایی داشتیم که اگر فرزند اولشان در دفاع مقدس شهید می شد، فرزند دوم و سوم خود را هم راهی جبهه ها می کردند. ما کسانی بودیم که پشت جبهه ها بی هیچ چشم داشتی کمک می کردیم. اما ۳۰ سال بعد، مردمانی شدیم که حتی حاضر به بخشیدن چهل و پنج هزارتومانی هم نیستیم و منفعت طلبی، یکی از ویژگی های جمعی ما شده. این مثال به درستی از کاهش اعتماد اجتماعی می گوید. بطور طبیعی وقتی اعتماد اجتماعی کم شود، مشارکت اجتماعی هم کاهش پیدا می کند و نمی توانیم از مردم انتظار داشته باشیم که در شرایط سخت همراه باشند. چون خبرها، بحث ها، جنگ و جدل های سیاسی و... مردم را خسته کرده، اعتمادشان را کاسته و حالا توانی برای مشارکت هم ندارند.

کاهش این دو شاخص مهم ترین منبع توسعه هر کشور را که سرمایه انسانی است، تحت شعاع قرار می دهد. اعتقاد من این است که موتور محرک پیشرفت هر جامعه ای دو سرمایه است؛ سرمایه انسانی مسوولیت پذیر و مشارکت جو و دیگری شاخص سرمایه اجتماعی که در این بخش هم شاخص هایش در جامعه ما بسیار پایین است و متاسفانه هیچ راهکار مناسبی هم برای بالا بردن آن نه تنها وجود ندارد که حتی برنامه ریزی هم درباره آن صورت نمی گیرد. ما فکر می کنیم همه چیز با پول حل می شود در حالی که اگر سرمایه اجتماعی بالا نرود، یارانه ها را ۱۰ برابر هم کنیم اتفاقی برای توسعه کشور نمی افتد.

موضوع دیگر آسیب های اجتماعی است. آسیب های اجتماعی در هر جامعه ای مانند خوره ای است برای سرمایه انسانی جامعه. متاسفانه نسبت به این موضوع هم غفلت جدی داریم و بدون حل کردن آسیب های اجتماعی نمی توانیم توقع رشد و توسعه داشته باشیم. در کنار تمام اینها مسوولیت اجتماعی هم در جامعه ایرانی به شدت کاهش پیدا کرده. مولفه ای که امروز بیش از هر زمانی در جامعه به آن نیاز داریم و می تواند پشتوانه مردم برای گذر از مشکلات و بحران ها باشد.

اگر اندکی به عقب برگردیم خواهیم دید که ما مردمانی نبودیم که کلاه خود را نگه داریم که باد نبرد. سبک زندگی ما این گونه بود که غم دیگران غم ماست و شادی دیگران شادی ماست. اما امروز بی تفاوتی اجتماعی جایگزین مسوولیت اجتماعی شده است و این موضوعی است که نمی توان به راحتی از آن بگذریم.

موضوع آخری که باید به آن اشاره کنم و از آن نگذرم موضوع افراد دارای نیازهای خاص است. در شرایط نابسامان اقتصادی که دوست و دشمن هم به آن اعتراف می کنند و مسوولان در هر سطحی موضوع اقتصاد و ناکارآمدی آن را معترفند، این گونه افراد بیشتر تحت شعاع قرار می گیرند. همانطور که در دین مان هم آمده است که اگر فقر از دری داخل شود ایمان از همان در خارج می شود.

متاسفانه از آثار اجتماعی فقر غافلیم. ما این نکات را نادیده گرفته ایم و مشغول اخبار جناحی و سیاسی و اقتصادی هستیم. نادیده گرفتنی که به نظر من بیشتر از تهدیدها و تحریم های دشمنان خارجی برای جامعه ایرانی خطرناک است و امنیت اجتماعی و ملی ما در گرو آن است. اگر بتوانیم کمی از فضای متشنج سیاسی این روزها فاصله بگیریم و با نگاهی به گذشته و سرمایه اجتماعی خود، راهی برای حل این مشکلات واقعی پیدا کنیم، با کمک یکدیگر از پس هر مشکلی برمی آییم؛ همان طور که بارها و بارها ثابت کردیم که ملت ایران تهدیدپذیر نیست و دشمن خارجی را تاب نمی آورد. )  روزنامه اعتماد/3/6/98)

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/06/31

یادداشت:احترام به تفاوت ها در روابط

(دکتر سیدحسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران/جام جم/24 شهریور98))

برای اکثر ما اتفاق افتاده که اخباری از اختلاف افراد با نزدیکان شان را می شنویم.  این نزدیکان یا از اعضای خانواده هستند یا همکاران، گروه های دوستی یا حتی همسایگی؛ وقتی بیشتر بررسی می کنیم ممکن است این عبارت یا عبارت های مشابه را بشنویم که «همیشه می خواهد حرف خودش بشود»  یا «انگار بچه هستم می خواهد من را تربیت کند» . همه این عبارت ها یک پیام مشخص دارد و آن این است که در روابط مان با دیگران لازم است به خواسته ها و تفاوت هایی که با هم داریم توجه کنیم تا روابط انسانی و اجتماعی پایداری داشته باشیم. فراموش نکنیم که حق نداریم انتظار و توقع داشته باشیم که دیگران در خدمت ما باشند و هر طور که ما دوست داریم رفتار کنند و انتظار داشته باشند و آنچه که برای ما مهم هست برای دیگران هم باید مهم باشد. یکی از اشتباهات ما در ارتباط اجتماعی با دیگران و حتی گاهی اوقات شریک زندگی مان این است که می خواهیم در این سن بعد از ازدواج به گونه ای که دلمان می خواهد تربیتش کنیم، در حالی که حتی اگر به ظاهر هم خود را همراه کند، ولی در باطن این گونه نیست و این تعارض جایی خود را در قالب های مختلف نشان خواهد داد. نمی شود همه عمر ظاهر سازی کرد، لذا این ارتباط برای این افرادخوشایند نخواهد بود. این نوع نگاه به دیگران موجب می شود که افراد حتی اعضای خانواده از ما فاصله بگیرند که بدون شک به انزوا و طرد ما منجر خواهد شد.

 در روابط مان با دیگران لازم است بپذیریم که دیگران هم حقی دارند و به اصطلاح «نوکر ما نیستند». قرار نیست آنچه که برای من مهم است الزاما برای اطرافیانمان هم همان قدر مهم باشد. ضمن این که یکی از راه های تقویت و حفظ روابط انسانی پایدار در زندگی اجتماعی و خانوادگی و در روابط بین فردی این است که فرهنگ (ارزش ها، هنجار های اجتماعی، باور ها، اعتقادات و...) افراد را بشناسیم و در ارتباط مان به آنها توجه کنیم، چون وقتی به مولفه ها وعناصر فرهنگی در ارتباط کم توجهی می شود معمولا تمایلی برای حفظ و ارتقای رابطه وجود ندارد.

تاملی بر برخی اختلافات بین اعضای یک خانواده یا همکاران در محیط های کاری و... نشان می دهد که بی توجهی یا کم توجهی چه عمدی چه سهوی می تواند بر کیفیت ارتباط تاثیرات منفی داشته باشد به گونه ای که جاهایی مجبورند تحمل مان کنند و طبیعی است که افراد در شرایط تحمیلی از کیفیت ارتباط خود با دیگران رضایت نخواهند داشت، لذا ناچارند که فشار های زیادی را تحمل کنند.

حال اگر به این تفاوت ها توجه کنیم بدون شک در حفظ و ارتقای روابط انسانی مان با دیگران موفق تر خواهیم بود و می توانیم «با همه بجوشیم

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/06/31

ضمن انتقاد از نمایندگان مجلس تشریح شد

چرا واگذاری مراکز نگهداری از زنان و دختران آسیب دیده به بخش غیردولتی صلاح نیست؟

موسوی چلك

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران با انتقاد از نمایندگان کمیسیون اجتماعی مجلس برای رد لایحه تشکیل نظام مددکاری اجتماعی گفت: در صورت تشکیل نظام مددکاری اجتماعی، امکان نظارت، بازآموزی، ارزیابی عملکرد و برخورد با تخلفات در حوزه اجتماعی به وجود می‌آید. حوزه پزشکی آنقدر در این بخش هوشمند است که چندین سازمان نظام دارد، اما در حوزه اجتماعی حتی یک مورد هم وجود ندارد.

سید حسن موسوی چلک در گفت‌وگو با ایسنا، با انتقاد از کمیسیون اجتماعی مجلس به دلیل عد م تصویب تشکیل نظام مددکاری اجتماعی در کشور، گفت: این موضوع نشان می‌دهد کمیسیون اجتماعی مجلس نسبت به مسائل اجتماعی هوشمندانه عمل نکرده است. پزشکان، روان شناسان یا حتی مهندسان در این حوزه از فعالان حوزه اجتماعی جلوتر هستند، چراکه هوشمندانه و آینده‌نگرانه تر تصمیم گرفته و عمل می‌کنند، این درحالیست که در کمیسیون اجتماعی مجلس به جای حمایت از تشکیل نظام مددکاری اجتماعی با آن مخالفت می‌شود.

وی با اشاره به تخلفات صورت گرفته در یکی از موسسات غیردولتی که در حوزه زنان و دختران آسیب دیده فعالیت می‌کرد و اخیرا مورد شناسایی و برخورد نیروهای امنیتی قرار گرفت نیز گفت: موسسه مذکور در پوشش بین المللی مرتکب تخلفاتی شده بود که این موضوع جای خالی نهادی مانند نظام مددکاری اجتماعی برای پیشگیری از تخلفات و امکان نظارت بر این موسسات و فعالان اجتماعی را نشان می‌دهد. تخلفات مرکز مذکور در صورت عدم ایجاد چنین نهاد نظارتی محدود به همین بخش نخواهد ماند و باز هم ممکن است اتفاقات مشابه تکرار شود.

موسوی چلک ادامه داد: مراکز مربوط به زنان و دختران آسیب دیده یا در معرض آسیب باید دولتی اداره شوند. این بخش جزو اموراتی است که حساسیت زیادی روی آن وجود دارد و باید بخش دولتی روی آن نظارت داشته باشد. البته این مخالفت به معنای این نیست که از ظرفیت غیردولتی‌ها برای توانمندسازی زنان و دختران استفاده نشود، اما مدیریت مراکز باید دولتی باشد. برای مثال ممکن است فردی در قالب مسئولیت اجتماعی ساختمانی بسازد، اما به جای مرکزداری باید ظرفیت‌ها را برای پیشگیری و توانمندسازی فراهم کند. الزاما کار خیر کردن به معنی مرکز زدن با مدیریت خودشان نیست، چراکه اگر در مرکزی اتفاقی بیفتند تبعات زیادی دارد. به همین دلیل مخالف واگذاری این مراکز به بخش غیردولتی چه در قالب حوزه بین المللی یا داخلی هستم.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران با بیان اینکه در حوزه اجتماعی تمام کاستی‌ها از سوی افراد و نهادهایی است که به اصطلاح اجتماعی هستند، نیز ادامه داد: رای منفی کمیسیون اجتماعی مجلس به تشکیل نظام مددکاری اجتماعی نشان می‌دهد که کمیسیون اجتماعی به بلوغ نرسیده است. انتظار داشتیم این موضوع در کمیسیون‌های دیگر مثل کمیسیون بهداشت یا آموزش رد شود، این درحالیست که این توقع از کمیسیون اجتماعی وجود نداشت.

موسوی چلک ادامه داد: در حوزه سلامت جسم اگر پزشکان تصمیم بگیرند یک نظام دیگر تشکیل دهند همه آنها از آن حمایت می‌کنند. در حوزه اجتماعی هم با وجود نظام مددکاری امکان نظارت فراهم می‌شود. زمانی که پزشکی خلاف کند سازمان نظام پزشکی روی این موضوع نظارت و برخورد می‌کند. وقتی روانشناسان نیز مرتکب تخلفی شوند این اتفاق می افتد. در مورد پرستاران، مهندسان، دامپزشکان، منابع طبیعی و کشاورزی نیز همین رویه برقرار است. منطق درست کار این است که آنها را به خودشان واگذار کنیم. این درحالیست که این موضوع در خصوص نظام مددکاری اجتماعی اتفاق نیفتاده است؛ این درحالیست که در صورت تشکیل این نظام، امکان نظارت، بازآموزی، ارزیابی عملکرد و برخورد با تخلفات و ... به وجود می آید. حوزه پزشکی آنقدر در این بخش هوشمند است که چندین سازمان نظام دارد اما در حوزه اجتماعی حتی یک مورد هم وجود ندارد.

وی افزود: تخلف اخیر در یکی از این مراکز غیر دولتی نشان می‌دهد که اگر نظام مددکاری اجتماعی تشکیل شده بود این افراد باید مورد بررسی، تایید صلاحیت و بازآموزی قرار می گرفتند. اگر سازمان اداری استخدامی معتقد است که دولت باید کوچک شود تشکیل این نظام یکی از راه‌های این کار است.

رئیس انجمن مددکارای اجتماعی تصریح کرد: سوال اینجاست که چه طور نماینده سازمان اداری استخدامی به دنبال کوچک کردن است اما نمی‌داند که تشکیل سازمانی غیر دولتی یکی از روش‌های این موضوع است؟ این یک تناقض است. در مورد موضوع اخیر هم نهادهای اطلاعاتی و امنیتی دخالت و به موضوع رسیدگی کردند اما اگر آنها نبودند چه اتفاقی می‌افتاد؟ وقتی در حوزه اجتماعی موسسه‌ای عملکرد منفی دارد، این موضوع صرفا محدود به یک مرکز نیست، بلکه از تبعات آن این است که اعتماد مردم  به این مراکز و خیریه‌ها کم می شود. این موضوع روی اعتماد اجتماعی اثر منفی خواهد داشت به همین دلیل امیدوارم در فرصت باقی مانده مجلس، بار دیگر این موضوع بررسی شود و این طرح دوباره به جریان بیفتد.





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/06/21


یادداشت شرق:

لزوم توجه به پیشگیری از خودکشی(سید حسن موسوی چلک،  رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران/روزنامه شرق/17 شهریور 1398)

نامگذاری روز ها در سطوح ملی و بین المللی به مناسبت خاص فرصتی برای بیان دیدگاه ها در خصوص آن مناسبت می باشد.یکی از این مناسبت ها روز جهانی «پیشگیری از خودکشی» است  که همه ساله در دهم سپتامبر در سراسر جهان برگزار می‌شود تا  تمهیداتی برای افزایش آگاهی مردم نسبت به خودکشی و پیشگیری از آن  اتخاذ گردد چرا که خودکشی در همه جوامع رخ می دهد گرچه فراوانی آنها به نسبت جمعیت، جنس و ... می تواند متفاوت باشد ولی پدیده ایی جهان شمول است.  به همین دلیل مجمع جهانی پیشگیری از خودکشی (IASP) با همکاری سازمان بهداشت جهانی (WHO) و فدراسیون جهانی سلامت روان این روز را میزبانی می‌کند تا هماهنگی های لازم را برای این روز انجام  دهند.

  طبق گزارش جهانی ارایه شده «لیتوانی از اروپای شرقی با ۳۱.۹ خودکشی در هر ۱۰۰ هزار نفر، روسیه از اروپای شرقی با ۳۱، گویان از آمریکای جنوبی با ۲۹.۲ و کره جنوبی از آسیا با ۲۶.۹ خودکشی در ۱۰۰ هزار نفر رتبه‌های اول جدول را به خود اختصاص داده‌اند. از دیگر کشورهای اروپای شرقی با نرخ خودکشی بالا می‌توان از بلاروس (۲۶.۲ در ۱۰۰ هزار نفر)، سورینام و قزاقستان هر دو در حدود ۲۲ خودکشی در ۱۰۰ هزار نفر نام برد.در مقابل، تنها کشور اروپای غربی با نرخ خود کشی بالا، بلژیک است که با ۲۰.۷ در رتبه ۱۱ قرارگرفته است. با این حال، لازم به ذکر است که بلژیک قوانین لیبرالی خاصی در مورد خودکشی با کمک پزشک دارد که احتمالاً عامل مهمی در این آمار نسبتاً بالا به حساب می‌آید. جالب است که کشور بوتان نیز - که به اندازه‌گیری خوشبختی ملی در سطح کلان معروف است - نرخ خودکشی نسبتاً بالایی (۱۱.۴ در صد هزار نفر) را دارا می‌باشد.شاید قابل توجه باشد که بسیاری از کشورهای بحران‌زده جهان در مقایسه، نرخ خودکشی پایینی در این جدول دارند. کمترین نرخ‌های خودکشی در جهان در باهاما، جامائیکا، گرانادا، باربیدوس، آنتیگوا و باربودا متمرکز شده است. تقریباً می‌توان گفت در این کشورها خودکشی گزارش نشده است. باربیدوس، آنتیگوا و باربودا به ترتیب آمار ۰.۸ و ۰.۵ خودکشی در هر صد هزار نفر را به ثبت رسانده‌اند».

البته ذکر این نکته ضروری است که چون نظام آماری دقیق و منظمی در خصوص ثبت آمار کسانی که اقدام به خودکشی و یا خودکشی می کنند وجود ندارد آمار های ارایه شده نمی تواند دقیق باشد.این مشکل در کشور ما هم وجود دارد که موجب می شود آمار های ارایه شده دقیق نباشد گرچه  باید بپذیریم که سازمان پزشکی قانونی در طی حدود 15 سال اخیر تلاش کرده تا آمارهای متوفیات مشکوک به خودکشی را بطور منظم استخراج و ارایه کند که جای قدردانی دارد..براساس آمار ارایه شده توسط سازمان پزشکی قانونی در »خلاصه سالنامه آماری سال 1397  »در این سال  تعداد متوفیات مشکوک به خودکشی 5101 نفر بوده که نسبت به سال 1396 ( که تعداد 4625 نفر بوده)حدود 10 درصد تغییرات مثبت دارد.تاملی بر روند این امار از سال 1387 تا سال 1397 نشان می دهد که شاهد روند رشد این پدیده هستیم بگونه ایی که از 3428 نفر  به 5101 نفر افزایش یافته اس که حدود 49 درصد تغییرات مثبت را نشان می دهد.شاخص خودکشی به ازائ یکصد هزار نفر جمعیت هم نشان می دهد که بر طبق آمار سازمان مذکور 2/6 نفر می باشد که نسبت به سال قبل که حدود 7 / 5 نفر بوده افزایش داشته است.گر چه در مقایسه با نرخ جهانی که بین 10 تا 12 به ازائ یکصد هزار نفر می باشد نرخ ایران کم هست  و رتبه 142 به ایران اختصاص پیدا کرده است و لی در همه استان ها این نرخ مشابه نیست.پانزده استان کشور نرخی بالاتر از میانگین کشوری دارند و برخی از استان ها دو برابر میانگین کشوری هستند.آنچه که در این خصوص مهم می باشد این است که که در مینه ارتقائ سلامت روانی  و اجتماعی باید تلاش بیشتری صورت گیرد و از همه ظرفیت ها برای پیشگیری از آسیب های اجتماعی از جمله خودکشی استفاده کرد .بررسی اسناد  و مطالعات جهانی نشان می دهد که راهبرد های مختلفی برای پیشگیری از خودکشی و مداخله به هنگام را می توان اتخاذ کرد. از جمله آنها می توان به :افزایش آگاهی مردم نسبت به اینکه خودکشی یک مسئله مربوط به بهداشت عمومی است که قابل پیشگیری است، وسعه پشتیبانی وسیع به جهت پیشگیری از خودکشی، کاهش دید منفی نسبت به یاری خواستن از متخصصین بهداشت روانی، مصرف مواد مخدر و خدمات پیشگیری از خودکشیف توسعه برنامه‌ریزی‌های جامعه محور برای پیشگیری از خودکشی، تلاش در جهت کاهش دسترسی افراد به ابزار آسیب رساندن به خود، آموزش شناخت رفتار پرخطر و ارائه خدمات درمانی مناسب و جامع، توسعه و پیشبرد رویکرد درمان بالینی و تخصصی در کلینیک‌های بهداشت روانی، تسهیل دسترسی به خدمات بهداشت روانی و راحتی ارتباط بیماران روانی و معتادان به آن، افزایش پوشش خبری و رسانه‌ای در رابطه با مصرف نامناسب مواد، رفتار خطرآفرین خودکشی و بیماری‌های روانی، پیشبرد و پشتیبانی از تحقیقات مربوط به خودکشی و پیشگیری از آن، بهبود سامانه‌های پایشی، گزینش و آموزش گروه‌های داوطلب برای یاری‌رسانی و ارجاع محرمانه افراد به مراکز بهداشت روانی و( اورژانس اجتماعی در ایران) ویا خطور مشاورهتلفنی از جمله 1480 صدای مشاور در ایران، افزایش کارایی روانی از راه خوش‌بینی و ایجاد ارتباط بین فردی، آگاهی‌دهی در رابطه با خودکشی از راه آموزش عوامل خطرآفرین، پسترهای تبلیغاتی و دسترسی به کمک، فزایش کارایی و دانش کارمندان خدمات به‌زیستی و به‌داشتی از جمله مشاوره رایگان خودکشی، کاهش خشونت خانگی و مصرف نادرست مواد از جمله راه‌کارهای بلند مدت کاهش مسائل مربوط به بهداشت روانی هستند، مداخله رفتاری در تصحیح رفتار گروه‌های پرخطر و... اشاره شده است.همچنین لازم است به این نکته هم اشاره کنم که برای ارتقائ شاخص های سلامت روانی واجتماعی با استفاده از روش های مختلف و جذاب ومتناسب با مخاطبین وگروه های هدف باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.ولی اکگر به هردلیل فردی اقدام به خودکشی کرده شناخت مردم از منابع اجتماعی مرتبط می تواند زمینه را برای دریافت خدمات تخحصصی و بموقع  روانشناختی و مددکاری اجتماعی به افرادی که اقدام کردند و یا خانواده های شان  بیش از پیش فراهم کند.

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/06/20
Image result for ‫عاشورا‬‎



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/06/17


( کل صفحات : 177 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی