تبلیغات
دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

غزل شمارهٔ ۱۳۲

 
مولوی
 

در میان پرده خون عشق را گلزارها

عاشقان را با جمال عشق بی‌چون کارها

عقل گوید شش جهت حدست و بیرون راه نیست

عشق گوید راه هست و رفته‌ام من بارها

عقل بازاری بدید و تاجری آغاز کرد

عشق دیده زان سوی بازار او بازارها

ای بسا منصور پنهان ز اعتماد جان عشق

ترک منبرها بگفته برشده بر دارها

عاشقان دردکش را در درونه ذوق‌ها

عاقلان تیره دل را در درون انکارها

عقل گوید پا منه کاندر فنا جز خار نیست

عشق گوید عقل را کاندر توست آن خارها

هین خمش کن خار هستی را ز پای دل بکن

تا ببینی در درون خویشتن گلزارها

شمس تبریزی تویی خورشید اندر ابر حرف

چون برآمد آفتابت محو شد گفتارها





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/14

تقدیم به مددکار اجتماعی

ای بهتر از هر منظر زیبا نگاهت

آبی تر  از اندیشه دریا نگاهت

دشتی پر از صد چشمه معنا کلامت

باغی پر از چندین گل رویا نگاهت

عین طلوع آفتاب روشن روز

عین شکوه ماه در شب ها نگاهت

چون شهپری بنشسته بر کوه دماوند

در می نوردد هر چه معنا را نگاهت

صد خانقاه از شور درویشان صفایت

صد قونیه از وجد مولانا نگاهت

در زمهریر بی کسی های نفس گیر

پوشد به جان بی کسان شولا نگاهت

درلحظه های حمله بر اندیشه شب

چون ذوالفقار حضرت مولا نگاهت

در این بیابان و شب و  خیل حرامی

تنها چراغ راه تا فردا نگاهت

شعر از: هوشنک نجفی پنبه چوله

مازندران/بابلسر.ششم آذر ماه یکهزار و سیصد و نود و هفت

 

 

 





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/14

آسیب های اجتماعی و بودجه 98Image result for ‫موسوی چلک‬‎

جوامع در سرتاسر حیات خود با مسائل و مشکلات گوناگونی مواجه شده‌اند که می‌تواند در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی یا اجتماعی باشد. در حوزه اجتماعی نیز این مشکلات می‌تواند در عرصه‌های مختلفی ایجاد شود و ازجمله آنها آسیب‌های اجتماعی است که به‌تناسب انواع آن تمهیدات متعددی برای کنترل و کاهش آنها اتخاذ کرده‌اند. جامعه ما نیز از این قاعده مستثنا نبوده و نخواهد بود. به همین دلیل باوجود همه تمهیدات اتخاذ‌شده و اقدامات انجام‌شده در عرصه‌های سیاست‌گذاری و اجرائی امروز شاهد شرایطی در کشور هستیم که ایجاب می‌کند به این موضوع توجه بیشتر شود؛ از جمله این شرایط می‌توان به تنوع آسیب‌های اجتماعی، کاهش سن افراد در معرض آسیب و آسیب‌دیده اجتماعی، رشد آمار آسیب‌های اجتماعی، گسترش آسیب‌های اجتماعی ناشی از فضاهای مجازی و تکنولوژی، جلوتربودن آسیب‌های اجتماعی از برنامه‌ها، فراگیرنبودن برنامه‌های اجرائی در کشور، غالب‌بودن رویکردهای غیراجتماعی درمقایسه‌با آسیب‌های اجتماعی، نداشتن توجه کافی به مسائل اجتماعی در کنار مسائل اقتصادی،‌ سیاسی و... اشاره کرد. همه این شرایط و شرایط دیگر ایجاب می‌کند که برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران کشور، به‌منظور کنترل و کاهش آسیب‌های اجتماعی، در همه زمینه‌ها از جمله بودجه‌ریزی به این مسئله توجه و اهتمام بیشتر داشته باشند؛ به همین دلیل یکی از موضوعاتی که در چند سال اخیر بیش از گذشته به آن توجه و پرداخته شده، «آسیب‌های اجتماعی» است. این توجه از عرصه سیاست‌گذاری اجتماعی تا نظام بودجه‌ریزی را دربر می‌گیرد. در عرصه سیاست‌گذاری اجتماعی می‌توان به‌طور مشخص به قانون برنامه ششم توسعه اشاره کرد که باتوجه به حساسیت ایجادشده در این زمینه ازسوی مقام معظم رهبری، بیش از برنامه پنجم به آن توجه شده است؛ به ‌تبع این توجه در عرصه سیاست‌گذاری اجتماعی، شاهد رشد بودجه کنترل و کاهش آسیب‌های اجتماعی در قوانین بودجه دو سال اخیر نیز بوده‌ایم که این توجه و افزایش در لایحه بودجه سال 1398 هم مشهود است.‌ باوجوداین، نباید به این افزایش قانع بود، چراکه تنوع و تعدد آسیب‌های اجتمای در کشور به‌گونه‌ای است که نیازمند توجه بیشتر از نظر منابع مالی هستیم تا زمینه برای ارتقای شاخص‌های سلامت اجتماعی بیش از پیش فراهم شود و مردم «به‌زیستن اجتماعی» را تجربه کنند.  البته این موضوع را نباید از نظر دور داشته باشیم که شرایط کشور از نظر پولی با توجه به تحریم‌ها و... به‌گونه‌ای‌ است که دست دولت برای تأمین منابع مالی بیشتر بسته است. معتقدم که این شرایط را نمایندگان مجلس شورای اسلامی هم درک می‌کنند و به‌خوبی می‌دانند که حوزه اجتماعی در ادوار گذشته در لوایح بودجه مورد کم‌مهری قرار گرفته بود و این رشد هم کفاف آن غفلت را نمی‌‌دهد

...همچنین اشراف دارند که گسترش آسیب‌های اجتماعی امنیت کشور را تحت‌شعاع خود قرار می‌دهد؛ ولی باید پذیرفت که منابع مالی دولت نیز محدود است و برای تضمین آینده کشور نیاز است تا با تدبیر بیشتر قانون بودجه سال 1398 تصویب شود. نمایندگان مجلس شورای اسلامی هم در بررسی و تصویب لایحه بودجه در حوزه سلامت اجتماعی و به‌طور خاص کنترل و کاهش آسیب‌های اجتماعی، لازم است این نکته را مدنظر داشته باشند که افزایش بار مالی لایحه بودجه با هماهنگی دولت باشد تا زمینه تحقق کامل بودجه این حوزه در سال آینده بیش‌ازپیش فراهم و تعهدات متناسب با بودجه ایجاد شود.‌ گرچه به افزایش بودجه آسیب‌های اجتماعی علاقه‌مندم، نمی‌توانم ‌به محدودبودن منابع مالی هم بی‌توجه باشم.


منبع :روزنامهشرق/13 دی ماه 97





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/14

فیلترینگ راه‌حل نیست/فضای مجازی را به فرصت تبدیل کنیم

Image result for ‫موسوی چلک‬‎

 

با موضوعی به نام فضای مجازی مواجهیم و امروز در دنیایی زندگی می‌کنیم که همزمان با فضای واقعی و حقیقی، فضای مجازی هم بخش اجتناب ناپذیر زندگی ما شده به طوری که در زندگی ما تاثیرات چشمگیری دارد و کسی نمی‌تواند با هیچ روشی از جمله فیلتر، افراد را از بهره‌مندی از این ظرفیت محروم کند. دلیلش هم پیشرفت تکنولوژی و فناوری‌های نوین است. ما چند سال قبل تلگرام، اینستاگرام و واتساپ را نداشتیم. لذا نمی‌توان جلوی این تکنولوژی‌ها را گرفت. تجربه نشان داده که برخوردهای قهری و حذفی با این نوع امکانات، نه تنها از بین برنده آن تهدیداتی که ممکن است وجود داشته باشد، نیست بلکه راه شکستن این قانون و دورزدنش را و به معنای ترویج قانون گریزی باز خواهد شد. به نظر می‌رسد تجربه کشور ما در این حوزه‌ها نشان می‌دهد که راه مدیریت اجتماعی- فرهنگی، فیلتر و ممیزی کردن نیست. شاید کوتاه مدت در مقطعی اختلال، زمینه دسترسی را محدود کند ولی بدون شک راه گریز را هم پیدا می‌کنند. چون همه نرم افزار و تکنولوژی ساخته دست بشر است و بشری که آن را ساخته، طبیعتا راه دور زدن موانع دسترسی را هم می‌شناسد و به‌راحتی این امر مجدد مورد استفاده قرار می‌گیرد و چه بسا مخاطب بیشتری هم پیدا می‌کند. البته نمی‌خواهم بگویم فضای مجازی اصلا تهدید نیست که در جاهایی می‌تواند مخرب باشد. وقتی افراد آگاهانه یا ناآگاهانه تصویر خصوصی خود را در اینستاگرام به اشتراک می‌گذارند و با اینکه صفحه شخصی نامیده می‌شود اما چندان هم شخصی نیست. وقتی فالوور کسی می‌شویم و لایک می‌کنیم، طبیعی است که وارد ‌حریم خصوصی افراد می‌شویم. با توجه به اینکه برخی در اینستاگرام تصاویر و متن‌های نامناسب می‌گذارند و بعضا دنبال تخلفات دیگری هستند، واقعیت این است که تجربه نشان داده با ارائه آگاهی درست، به موقع و شفاف به مردم چگونگی استفاده صحیح از این ظرفیت را بیش از پیش فراهم کنیم. من نیز در اینستاگرام پیام مثبت یا خبر یا گوشه‌ای از برنامه‌ای که دارم را می‌گذارم و یاد گرفته‌ام که از ظرفیت فضای مجازی چگونه برای پیشبرد کارهایم استفاده کنم. چرا ما باید استفاده از این ظرفیت که ارزان و سریع است را از دست بدهیم؟ البته یک چاقو می‌تواند هم کارکرد مثبت و هم منفی داشته باشد ولی افراد را از دسترسی به چاقو محروم نمی‌کنند. به نظر می‌رسد به صورت مقطعی افراد از دسترسی به این فضا محدود می‌شوند ولی خودبه‌خود زمینه قانون گریزی و بی‌احترامی به قانون را از این طریق در جامعه ترویج می‌کنیم. رحالی که باید یاد بگیریم با فضای مجازی، با فرصت‌ها و تهدیدهایی که دارد، کنار بیاییم و زندگی کنیم. اما استفاده آگاهانه از ظرفیت فضای مجازی نه تنها تهدید نیست بلکه می‌تواند یک فرصت باشد. فراموش نکنیم در دنیایی داریم زندگی می‌کنیم که به فضای مجازی به دلیل جذابیت‌هایی که دارد، سرعت انتقال اطلاعات، ارزان بودن و دسترسی بهنگام به اخبار اقبال زیادی می‌شود لذا ایجاد این نوع محدودیت‌ها ممکن است کمی تاخیر بیندازد اما قطعا پایدار و ماندگار نخواهد بود و شاید اگر این محدودیت‌ها ایجاد شود، افراد زمان بیشتری را در فضای مجازی بگذارند تا بتوانند راه‌های دور زدن را پیدا کنند. آنوقت چه بسا استفاده نامناسب بیشتر افزایش پیدا کند.

*دکتر سید حسن موسو ی چلک

 رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه آرمان/ کد خبر۲۴۳۹۸۰ | تاریخ۱۳۹۷/۱۰/۱۳ - شماره3789

 

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/14

این گونه هر مجموعها ی مدیر می خواهد و کارکنانی تا وظایف مرتبط با مجموعه را ا نجام دهند، یک طرف قضیه است و طرف دیگر نوع برخورد ما است.این حکایت را حتما بخوانید.


رئیسش که یک شیر بود، از اینکه می‌دید مورچه می‌تواند بدون سرپرستی بدین گونه کار کند، بسیار متعجب بود.
بنابراین فکر کرد که اگر مورچه می‌تواند بدون هیچ گونه سرپرستی بدین گونه تولید کند، پس با داشتن یک سرپرست حتما میزان تولیدش بسیار بالاتر خواهد رفت.
او بدین منظور سوسکی را که تجربه بسیار زیادی در سرپرستی داشت و به نوشتن گزارشات عالی شهره بود، استخدام کرد.
اولین تصمیم سوسک راه اندازی دستگاه ثبت ورود و خروج بود.
او همچنین برای نوشتن و تایپ گزارشاتش به کمک یک منشی نیاز داشت.
عنکبوتی هم مدیریت بایگانی و تماس‌های تلفنی را بر عهده گرفت.
شیر از گزارشات سوسک لذت برده و از او خواست که نمودارهایی که نرخ تولید را توصیف می‌کند تهیه نموده که با آن بشود روندها را تجزیه و تحلیل کند. او می‌توانست از این موارد در گزارشاتی که به هیئت مدیره می‌داد استفاده کند.
بنابراین سوسک مجبور شد که کامپیوتر جدیدی به همراه یک دستگاه پرینت لیزری بخرد.
او از یک مگس برای مدیریت واحد تکنولوژی اطلاعات استفاده کرد.
مورچه زمانی که بسیار بهره ور و راحت بود، از این حد افراطی کاغذبازی و جلساتی که بیشترین وقتش را هدر می داد متنفر بود.
شیر به این نتیجه رسید که زمان آن فرا رسیده که شخصی را به عنوان مسئول واحدی که مورچه در آن کار می‌کرد را معرفی کند.
این سمت به جیرجیرک داده شد. اولین تصمیم او هم خرید یک فرش و نیز یک صندلی ارگونومیک برای دفترش بود.
این مسئول جدید یعنی جیرجیرک هم به یک کامپیوتر و یک دستیار شخصی که از واحد قبلی‌اش آورده بود، به منظور کمک به برنامه بهینه‌سازی استراتژیک کنترل کارها و بودجه نیاز پیدا کرد.
اکنون واحدی که مورچه در آن کار می‌کرد، به مکان غمگینی تبدیل شده بود که دیگر هیچ کسی در آنجا نمی‌خندید و همه ناراحت بودند.
در این زمان بود که جیرجیرک، رئیس یعنی شیر را متقاعد کرد که نیاز مبرم به شروع یک مطالعه درخصوص سنجش شرایط محیطی دارد.
با مرور هزینه‌هایی که برای اداره واحد مورچه میشد، شیر فهمید که بهره‌وری بسیار کمتر از گذشته شده است.
بنابراین او جغدی که مشاور شناخته شده و معتبر بود را برای ممیزی و پیشنهاد راه حل اصلاحی استخدام نمود.
جغد سه ماه را در آن واحد گذراند و با یک گزارش حجیم چند جلدی باز آمد. نتیجه نهایی این بود: "تعداد کارکنان بسیار زیاد است".
حدس می زنید اولین کسی که شیر اخراج کرد چه کسی بود؟
مسلما مورچه ! چون او عدم انگیزه اش را نشان داده و نگرش منفی داشت.

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/13

حفظ و ارتقای امید اجتماعی وظیفه دولت‌هاست

همه ما در زندگی خود با امید زندگی می‌کنیم چرا که امید انگیزه کار و زندگی را افزایش می‌دهد. به همین دلیل یکی از وظایف دولت‌ها در هر جامعه‌ای حغظ و ارتقاء امید اجتماعی در جامعه می‌باشد که فقدان یا کاهش آن می‌تواند پیامدهای مختلفی به دنبال داشته باشد. از جمله این پیامد‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: -افزایش بی‌اعتمادی -کاهش مشارکت اجتماعی و افزایش بی‌تفاوتی اجتماعی -افزایش نارضایتی -کاهش شادابی و نشاط اجتماعی -افزایش نگرانی‌ها -افزایش بدبینی -افزایش اختلالات روانی از جمله افسردگی -افزایش یاس و دلمردگی -کاهش شاخص سرمایه اجتماعی -کاهش سلامت اجتماعی -کاهش سرمایه‌گذاری‌ها در کشور -و... برخی امید را به منزله باور به آن چه که در آینده اتفاق خواهد افتاد یا احتمال دارد اتفاق بیفتد قلمداد می‌کنند. برخی دیگر امید را لذت ناپایدار می‌‌دانند که ناشی از تصوری از یک حالت یا امر آینده می‌دانند که ممکن است ایجاد شود. اما در مورد امید اجتماعی تعریف مشخصی از سوی متخصصین اجتماعی ارائه نشده است. برخی آن را امید مشترک مردم یک جامعه می‌دانند. برخی هم از امید اجتماعی به عنوان ظرفیت یک جامعه یاد می‌کنند که می‌‌تواند در ساختن آینده تاثیرگذار باشد. بالا بودن امید اجتماعی در یک جامعه، پویایی و سر زندگی را به اجتماع هدیه می‌دهد، هنگامی‌که مردم جامعه ای نسبت به آینده امیدوار باشند و شاهد و ناظر تغییرات و تحولات مثبت در جامعه باشند، امید اجتماعی رشد خواهد کرد و به طور کلی یکی از موتورهای محرکه هر جامعه‌ای امید است. امید کمک می‌کند که افراد حس کنند به اهداف و آرزوهایی که پیش رو دارند برسند، و انگیزه کار، تلاش، زندگی و حرکت در فرد افزایش ‌یابد. هر چه مردم امیدوارتر باشند هم از زندگی فردی لذت بیشتری می‌‌برند هم از زندگی اجتماعی شان. یعنی دولت و ملت در تعامل با همدیگر می‌‌توانند بستری را فراهم کنند که امید به آینده و تحقق اهداف و آرزوها بیش از پیش در جامعه ساری و جاری شود. در شرایطی که فردی احساس امیدواری ‌کند، احساس تعلق خاطر بالایی نیز دارد. اعضای یک جامعه زمانی که اعتماد اجتماعی بالایی داشته باشند، احساس تعلق خاطرشان نسبت به جامعه‌ای که در آن هستند، افزایش می‌یابد. قانون مداری مولفه دیگری است که در زمینه افزایش امیدتاثیر گذار است. . امید اجتماعی می‌تواند زمینه را برای افزایش مشارکت اجتماعی فراهم کند. اعتماد را در جامعه بالا می‌برد. مانع فروپاشی اجتماعی و شورش ‌های اجتماعی و از هم گسیختگی اجتماعی می‌شود و حس تعلق را در جامعه افزایش می‌دهد و مسئولیت‌پذیری را جایگزین بی‌تفاوتی اجتماعی می‌‌کند. در فرهنگ ما این ضرب المثل وجود دارد که «در ناامیدی بسی امید است». اگر نقاط ضعفی هم در جامعه می‌بینیم باید برای حل آن مشکلات تلاش کنیم و اقدامات امیدوارکننده را افزایش دهیم. جایی که امید هست خلاقیت و نوآوری افزایش می‌‌یابد.

امید انگیزه تحرک و پویایی برای رسیدن به آینده ای بهتر است تا آینده‌ای بهتر از امروز در سرنوشت افراد رقم بخورد. و این خود باعث طراوت بخشیدن به زندگی افراد می‌‌شود و این یعنی نشاط اجتماعی؛ و نشاط اجتماعی باعث از بین رفتن سستی‌ها می‌‌شود. زمانی‌که مردم یک اجتماع نسبت به آینده امیدوار باشند، رضایت از زندگی افزایش می‌یابد و احساس رضایت خود باعث تغییر و تحول مثبت در جامعه می‌‌شود. وقتی افراد جامعه امیدوار باشند همه ظرفیت‌‌های فردی و ظرفیت ‌های جامعه رشد می‌‌کند و نیز بستر مشارکت اجتماعی در آن جامعه شکل می‌‌گیرد و افزایش می‌‌یابد در همه جای دنیا مشارکت موتور محرکه جامعه است در مشارکت اعتماد هم است، با وجود این دو مولفه، سرمایه اجتماعی هم طبیعتا بالاتر خواهد بود. چه سرمایه گذاری بیشتر از این که ما بتوانیم امید را در جامعه افزایش بدهیم. در جامعه ای که امید نباشد افسردگی، هرج و مرج، بی‌تفاوتی است. در آن جامعه نشاط نیست. البته عکس این هم است جامعه‌ای که امیدوار است، نشاط و رضایت بالاتری دارد. امید که از بین برود یاس جایگزین می‌‌شود در این جامعه اعتماد نخواهد بود و فاصله بین ملت و دولت در چنین جوامعی افزایش پیدا می‌‌کند. افزایش این فاصله تاثیر منفی روی امنیت جامعه می‌‌گذارد. آموزش‌های فردی در نظام‌های آموزشی باید متمرکز بر موضوع چگونگی انگیزه زندگی، کار و تلاش را در افراد به‌صورت فردی افزایش دهیم همین انتظار از مدیران جامعه می‌رود که توجه به حقوق شهروندی، شفافیت، سلامت، مسئولیت‌پذیری، پاسخگو بودن را در کار و مسئولیتشان جاری و ساری کنند، اینها همه امید را افزایش می‌دهد. امید اجتماعی می‌تواند روی توسعه اقتصادی تاثیر بگذارد. اعتماد به حاکمیت، پشتوانه‌ای است برای حاکمیت که بتواند شاخص‌های توسعه اجتماعی: رفاه، امنیت را در جامعه افزایش می‌دهد. نگهداشت امید اجتماعی یک گام است و افزایش آن گامی مهم‌تر است که باید برنامه‌ریزی کرد. مدیریت بر مبنای شایسته‌سالاری می‌تواند به افزایش امید اجتماعی در جامعه کمک کند، وجود تبعیض‌های اجتماعی به هر شکلی آزاردهنده است ولی مثبت نگری، در رفتارهای فردی؛ و صداقت در رفتار و گفتار، امید را در مردم افزایش می‌دهد. نشان دادن تصمیمات اجرا شده و کارهایی که به منظور ایجاد امید برای مردم انجام شده است می‌تواند امیدرا افزایش دهد. دسترسی برابر فرصت‌ها و عدم تبعیض، پذیرش تکثر اجتماعی و فرهنگی، باز بودن فضای سیاسی، شفافیت، اطلاع رسانی بموقع و صحیح به مردم نیز می‌توانند مهم باشند. برخورد درست با فساد و رشوه و رعایت حقوق شهروندی نیز می‌تواند امید را در جامعه افزایش بدهد. دولت‌های هوشمند از تمام ظرفیت‌ها برای افزایش امید استفاده می‌کنند چرا که به خوبی می‌دانند بدون امید مشکلات در جامعه افزایش پیدا می‌کند. افزایش این مشکلات هم می‌توانند مدیریت کشور را دچار چالش‌های اساسی کنند. از جمله این ظزفیت‌ها می‌توان به رسانه‌ها اشاره کرد. البته رسانه‌های که اغراض یا اهداف سیاسی را دنبال نکرده و واقعی باشند. اجازه دادن به رسانه‌ها و سازمان‌های غیر دولتی برای مطالبه گری اجتماعی هم می‌تواند به افزایش شفافیت و پاسخگویی و در نهایت امیداجتماعی کمک کند.

دکتر سید حسن موسوی چلک

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران:

منبع: روزنامه آرمان/صفحه های اول و شانزدهم/11/10/97





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/12

چند وقتی است که به نحوه مدیریت ها فکر می کنم و یادداشت هات مختلفی نوشتم و باز هم خواهم نوشت. روز قبل به یادداشتی برخورد کردم که درس بزرگی از بزرگ مرد خطه فراهان اراک می دهد. که با کمی تغییر می آورم:

میرزا تقی خان امیر کبیر در سال 1848 همزمان با بزرگانی در اروپا مانند نیچه ، بنز ، ادیسون، مارکس، ولتر ، روسو، هگل و کانت به صدر اعظمی ایلات ایران رسید و به مدت سه سال و یک ماه و بیست و هفت روز در این منصب بود.دولتمردان اروپا در حال رقابت برای توسعه علوم و فنون و قدرت نظامی و صنعتی کشورشان بودند و نظریه پردازان و متفکران در حال بستر سازی اندیشه ها برای پیشرفت هم زمان علم و فرهنگ.در این زمان امیر به صدارت ایران رسید و وارد کاخ گلستان شد که تعدادی از رجال با دستورات کافی از سفارت انگلیس و تمام گله داران ایل قاجار در اندرونی در حال تقسیم پوستین به جا مانده از ایران گرگ دریده بودند. شاه هفده ساله و اهل علم و صنعت وجود خارجی نداشت.از مردم نه پوست مانده بود ونه گوشت. شعرا و ادبا در فقر به سر میبردند و علوم روز عبارت بود از جن گیری، دعا نویسی ، آداب طهارت و مار نویسی و....! وی بی باک و دلیر بود و رفتاری متین و سنگین داشت.خنده کمتر از او دیده میشد.زمانی که امیر انتظام بود سربازان جرات نگاه کردن در چشمان وی را نداشتند . هرگز ذره ای از منافع ایران در اختلافات مرزی به نفع انگلیس و عثمانی کوتاه نیامد.حل مسائل مرزی خرمشهر،زهاب،کرند،اروند رود یادگار زمان اویند.
امیر نظم و قانون و تامین عدالت و در واقع آنچه را که به نظم میرزاتقی خانی معروف شد را بسیار وسیع میدید.او از نظم میرزا تقی خانی نوعی قانونمند کردن قدرت خودکامه و به ضابطه کشیدن هر نوع بی ضابطگی را می فهمید.بی قاعدگی و عقلانی نشدن حیات اجتماعی ایران ، یکی از چهره های کریه فرهنگ این زاد و بوم است که قرن هاست در لباس های مختلف ادامه حیات داده است. امیر با زمانه هماهنگ نشد و جان بر سر آن گذاشت.او می دانست که تامین عدالت و حقوق فردی و رفاه بدون یکدیگر امکان پذیر نمی باشد و مضاف بر این مسائل دیگری از قبیل عدم رشوه خواری حکام و تبدیل و تنظیم قوانین مالیاتی و گماشتن افراد کاردان و عاقل و قابل بر سر کار و ....تاثیر مستقیم دارد. در ایران دوران درازی است که ارزش قبیلگی حاکم است و مسئولیت های کاری بر اساس روابط قبیلگی توزیع می شود. در این گونه نظام مهم نیست که شخص کارآیی و رای خردمندانه برای کارداشته باشد،بلکه مهم این است که در رابطه با ارزش های مورد نطر قرار بگیرد.در واقع کارهای کارشناسی و مدیریت اجرایی توسط روابط سیاسی که مخرب و منهدم کننده است توزیع می شود.
می بایست در همه جا دست به کار شد و کسان عاقل بر سر کارها گماشت و مناصب بدون کار را حذف کرد. القاب بی جهت را دور ریخت . وی حتی از امور شهر و خدمات عمومی و آبله کوبی و بهداشت و تاسیس مریضخانه،کوتاه کردن دست دولتیان از سر مردم، نظافت شهر، جمع آوری گدایان، تامین خدمات شهری، چاپارخانه و پست، حفظ آثار باستانی، توسعه صنعت و تنظیم امور واردات و صادرات،ایجاد دیوانخانه عدالت ،استفاده از کار کارشناسی، توسعه و نشر دانش ، واداشتن مردم به کار و تلاش، تامین حقوق اقلیت های مذهبی و... نیز غافل نبود.وی در جواب سفارتخانه ای نوشت که باید بنای قانون و عدل را همه جانبه در نظر داشت و نمی توان آن را با خطبه و خطابه و اعلان رسمی در روزنامه به چنگ آورد.
دارالفنون در هفت شعبه تاسیس شد و اولین مدرسه جدید ایران بود. فارغ التحصیلان اولیه آن فرزندان رجال قاجار بودند که داستان عبرت آموزی دارد.راجع به معلمین دارالفنون میگفت (( در امر مدرسه ذقت زیاد لازم است آدم خیلی معقول و متشخص میخواهد که سر رشته از همه چیز فرنگی و ایرانی داشته باشد))..روزنامه را برای افزایش دانش و بینش مردم میخواست. فساد دستگاه اداری که شامل کم کاری ، کارشکنی ، رشوه، ظلم وتعدی، مردم آزاری، عدم خلاقیت، حاکمیت روابط و سفله پروری و...بود.امیر از جهات مختلف به مبارزه با فساد برخواست و ممنوع کردن گرفتن و دادن تحفه و هدیه ، رشوه ، تمجید و ستایش و شعر خوانی و مدیحه از این دست است.
پاسخ امیر به شاه گواه این مدعاست که وی به هیچ عنوان زیر بار حرف هیچکس ولو سلطان نمیرفت و در پاسخ به ابقای موثق الدوله چنین مینویسد:
قربانت شوم
"الساعه که در ایوان منزل با همشیره همایونی به شکستن لبه نان مشغولم،خبر رسید که شاهزاده موثق الدوله حاکم قم را که به جرم رشا و ارتشا معزول کرده بودم به توصیه عمه خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان رانده اید. فرستادم او را تحت الحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که اداره مملکت با توصیه عمه و خاله نمی شود.
زیاده جسارت است تقی "
وقتی کار بر اطرافیان سخت شد بنا را بر حذف امیر گذاشتند و در نهایت یکی از بزرگ مردان تاریخ ایران زمین که در اندیشه و عمل جز به نیکنامی ایران اندیشه ای در سر نداشت را به خاموشی گرائید.
منبع:وبلاگ:وی دئوه





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/12

سید حسن موسوی چلک

یکی از دغدغه های موجود این است که بیشتر مشکلات ناشی از ضعف مدیریتی است.یعنی این که شایسته سالاری خیلی مد نظر انتصاب مدیران در دستگاه های اجرایی نیست.این در حالی است که شایسته سالاری مبنای پیشرفت در هر جامعه ای است.از همین منظر ظنز زیر را می آورم تا شاید از این طریق شوخی با مدیران کرده باشم:
زنگ تفریح
مردی به یک مغازه فروش حیوانات رفت و درخواست یک طوطی کرد. صاحب فروشگاه به سه طوطی خوش چهره اشاره کرد و گفت: «طوطی سمت چپ 500 دلار است.»
مشتری: «چرا این طوطی اینقدر گران است؟»
صاحب فروشگاه: «این طوطی توانایی انجام تحقیقات علمی و فنی را دارد.»
مشتری: «قیمت طوطی وسطی چقدر است؟‌
صاحب فروشگاه: طوطی وسطی 1000 دلار است. برای اینکه این طوطی توانایی نوشتن مقاله ای که در هر مسابقه ای پیروز شود را دارد.»
و سرانجام مشتری از طوطی سوم پرسید و صاحب فروشگاه گفت: «‌ 4000 دلار.» مشتری: «این طوطی چه کاری می تواند انجام دهد؟»
صاحب فروشگاه جواب داد:‌ «صادقانه بگویم من چیز خاصی از این طوطی ندیدم
ولی دو طوطی دیگر او را مدیر صدا می زنند.»
منبع:ایمیلی از یک دوست
www.mousavichalak.ir
 

کد خبر 274527




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/11

سیدحسن موسوی چلک

همه ما در ارتباط با مردم و مسئولین بر مبنای میزان اعتمادی که داریم تعامل ایجاد می کنیم و قبول شان داریم.اما اگر این اعتماد به هر دلیلی بشکند کار خیلی سخت می شود.در گذشته نه چندان دور،کاسب ها افراد مورد اعتماد بودند.اما امروز چگونه است؟و چرا به اینجا رسیدیم؟ اعتماد به مسئولین چه تاثیراتی در جامعه دارد؟اگر کسی خیانت در امانت کرده باشد چه احساسی نسبت به این بی اعتمادی به ما دست خواهد داد؟ اگر رازی را به کسی که به او اعتماد دارید گفته باشید یا درد دلی کرده باشید ولی متوجه شوید که به دیگران هم گفته است آیا دفعه بعد هم این فرد را برای درد دل کردن انتخاب می کنید؟اگر به حرف های کسی که اعتماد دارید گوش کنید ولی بعدا مطمئن شوید که دروغ گفته است چه واکنشی نسبت به این فرد خواهید داشت؟ دیوار بی اعتمادی هر چه بلندتر باشد فرصت همکاری، تعامل و مشارکت کمتر و کمتر خواهد شد.بی اعتمادی ترس را به دنبال خواهد داشت.اگر قول دهید و عمل نکنید دیوار اعتماد شکسته می شود. فراموش نکنیم که لازمه اعتماد صداقت و شفافیت است.ویژگی که در شیشه صاف است. از هر طرف نگاه کنید یک چیز مشخص واقعی می بینید. اگر این شیشه شکسته شود نمی توان بگونه ای بند زد که مثل اولش باشد.اعتماد برای هر مسئولی،فردی و جامعه ای سرمایه گران بهایی است که نباید ارزان آن را فروخت.معتقدم که اعتماد واقعی و اعتماد اجتماعی فروختنی و خریدنی نیست.پس به فکر خرید و فروش اعتماد نباشیم بلکه تلاش ما باید بر این مبنا باشد که این سرمایه را افزایش دهیم که بزرگترین پشتوانه محسوب می شود. 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/10

سید حسن موسوی چلک

اکر هر کسی سر جای خود باشد چه می شود؟
چند روز قبل با یکی از دوستان روستایم از نوشهر به سمت تهران می آمدیم که از جاهای مختلف صحبت می کردیم تااین که صحبت به ویژگی های جامعه سالم رسیدو این که اگر هر کسی در هر جامعه ای سر جای خود باشد آن جامعه مسیر سلامت و پیشرفت را طی خواهد کرد.در این زمینه دوستم ضرب المثل مازندرانی را گفت که موجب شد این یادداشت را بنویسیم.صرب المثل مازندرانی این بود:«وقته نی زن شو پی گر بوو بنج ره خی خارنه»معنی آن این است که هر زمانی که نوازنده نی مسئول شب پایی سر زمین کشاورزی(شالیزار برنج) باشد مطمئنا خوک برنج(شالی) را خواهد خورد.تامل در معنی این ضرب المثل نشان می دهد که کسی که نی محلی می نوازد باید با استفاده از لب خود در نی فوت کند تا صدای نی بلند شود و معمولا نی نوازان در حین نواختن نی،چشم خود را می بندند.در حالی که کسی که برای شب پایی برای حفاظت از زمین شالیزار برنج انتخاب می شود باید بیدار بوده و متوجه اطراف خود باشد تا بموقع با ایجاد سرو صدا مانع از ورود خوک ها به زمین کشاورزی شود. نوازنده نی باید بنشیند در حالی که شب پا باید بدود و جست و خیز کند، نوازنده نی فردی احساسی است ونمی تواند حیوانی رابکشد در حالی که شب پا  باید بکشد و کارش همین است.در واقع نکته قابل تامل این است که اگر افراد متناسب با توانایی ،تخصص و ...مسئولیت ها را بپذیرند آن جامعه مشکلات کمتری خواهد داشت و مسیر پیشرفت بهتر و با کمترین هزینه طی خواهد شد.همه ما در جاهای مختلف با افراد مختلفی سر و کار داریم.آنجایی که افراد سر جای خود هستند و متناسب با تخصص و توانایی خود مسئولیت های دارند آبادتر است.از منابع مادی و معنوی به درستی استفاده می شود.برای حفظ موقعیت خود تن به هر خواری و ذلتی نمی دهند.افراد ریز مجموعه از کار کردن با آنها لذت می برند .رضایت مردم بیشتر است. اما چه می شود که برخی از افراد به هر قیمتی که شده فقط دنبال پذیرش مسئولیت هستند تا مدیر باشند ولی به این فکر نمی کنند که با پذیرش مسئولیتی که توان و تخصص انجام آن را ندارند چه ظلمی(حتی نادانسته)درحق مردم و جامعه خود انجام می دهند.معمولا در جامعه ای سالم که جامعه ایی شایسته سالار است هر کسی و هر چیزی سر جای خودش است.به امید آن روز که این شجاعت را داشته باشیم که مسئولیتی فراتر از توان خود نپذیریم.انشاءا...





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/8

پذیرش مسئولیت بدون ارتباط با تخصص مان خیانت به جامعه است.
پیشرفت هر جامعه ای بدون در اختیارداشتن مدیران متخصص امکان پذیر نخواهد بود.به همین دلیل یکی از موضوعات بسیار مهم دراین زمینه انتخاب افرادی با تخصص مرتبط در حوزه های مدیریتی و تصمیم گیری است.شاید این موضوع در کشور ما خیلی مصداق نداشته باشد.چون بسیاری از مدیران بدون داشتن تخصص مرتبط، در حوزه های غیر مرتبط با تخصص شان مسئولیت می گیرند چون مهم این است که عنوان مدیر را یدک بکشند.از امتیاز آن استفاده کنند و ... .
اگر از این مدیران پرسیده شود که آیا حاضرید سفری داشته باشید که راننده آن به اصطلاح«ناشی» باشد؟ تجربه نداشته باشد؟ مهارت نداشته باشد؟ بدون شک پاسخ آنها منفی خواهد بود.چون سلامت شان به خطر می افتد.حال چطور این افراد حاضر می شوند در قبال دیگران به خود حق بدهند تا مسئولیی را بپذیرند که در توان و تخصص شان نیست؟آیا این کارشان ظلم و خیانت به جامعه شان نیست؟
فراموش نکنیم که کشور نیار به مدیران متخصص و شجاع و سالم دارد.در غیر این صورت هر روزبر مشکلات مان افزوده خواهد شد. چون مثل راننده ناشی تصادف می کندو هم خود و هم دیگران را به خرج و درد سرمی اندازد.
بسیاری اوقات ما مدیران غیر مرتبط هستیم که هم کشور و هم سازمان مان را با مشکل مواجه می کنیم که جبران هم نمی توانیم بکنیم.پس بیاییم به خاطر خودمان هم که شده کاری را که در توان مان نیست، نپذیریم.





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/7

در این هوای سرد زمستانی،مطالعه چند باره شعر زمستان اخوان ثالث هم جذاب خواهد بود

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت 
سرها در گریبان است.
کسی سربر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید نتواند
که ره تاریک و لغزان است 
وگر دست محبت سوی کس یازی 
به اکراه آورد دست از بغل بیرون 
که سرما سخت سوزان است 
نفس کز گرمگاه سینه می آید برون ابری شود تاریک
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت 
نفس کاین است پس دیگر چه داری چشم 
زچشم دوستان دور یا نزدیک
مسیحای جوان مرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین
هوا بس ناحوانمردانه سرد است...آی...
دمت گرم و سرت خوش باد 
سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای!
منم من میهمان هر شبت لولی وش مغموم
منم من سنگ تیپا خورده رنجور 
منم دشنام پست آفرینش نغمه ناجور
نه از رومم نه از زنگم همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در بگشای دلتنگم
حریفا میزبانا میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد
تگرگی نیست مرگی نیست
صدایی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگذارم 
حسابت را کنار جام بگذارم
چه می گویی که بیگه شد سحر شد بامداد آمد
فریبت می دهد برآسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست
حریفا! گوش سرما برده است این یادگار سیلی سرد زمستان است
و قندیل سپهر تنگ میدان مرده یا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود پنهان است
حریفا! رو چراغ باده را بفروز شب با روز یکسان است
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت 
هوا دلگیر درها بسته سرها در گریبان دستها پنهان 
نفس ها ابر دل ها خسته و غمگین 
درختان اسکلت های بلور آجین 
زمین دلمرده سقف آسمان کوتاه 
غبار آلوده مهروماه
.
.
زمستان است...... 
شعراز:مهدی اخوان ثالث





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/7

« شایسته سالاری » طنز تلخ مدیریت ایرانی

یکی از بزرگترین آرزوهای من این است که در هر جایی هر کسی سر جایش خودش بنشیند.به عبارت بهتر هر کسی جایی بنشیند و منصبی را بگیرد که شایسته اش است و ...


یکی از موضوعاتی که در حوزه مدیریتی همیشه و بیشتر در حرف مورد توجه بوده موضوع «شایسته سالاری» است.گر چه در عمل این موضوع با توجه به شواهد و قراین متعدد در کشور ما شبیه به طنز شده است.از این مفهوم تعاریف مختلفی ارایه شده است.در یک تعریف از شایسته سالاری چنین آمده است:« شایسته‌سالاری (meritocracy) به شیوه‌ای از مدیریت گفته می‌شود که در آن دست‌اندرکاران بر پایهٔ توانایی و شایستگی‌شان برگزیده شوند و نه بر پارهٔ قدرت مالی یا موقعیت اجتماعی و فامیلی».

در دین مبین اسلام هم براین موضوع تاکید وتصریح شده است ونمونه های مختلفی در صدر اسلام وجود دارد که گویای توجه به این موضوع می باشد:حضرت علی علیه السّلام در نامه ای به قاضی منصوب خود در اهواز نوشته اند که:
«
ای رفاعه بدان که این حکومت امانتی است که هرکس به آن خیانت کند،لعنت خداوند را تا روز قیامت به همراه خواهد داشت و هرکس خیانت کاری را به کار گیرد پیامبر اکرم (ص) در دنیا و آخرت از او بیزار است

در واقع می توان گفت که مسئولیت ها،امانت های بسیار مهمی هستند که باید به اهلش سپرده شود.آنان که بدون داشتن شایستگی های لازم،خود را در مقام اداره قرار می دهند یا آنهایی که افراد را بدون شایستگی های لازم برای اداره امور می گمارند،بالاترین خیانت ها را مرتکب شده و سبب هلاکت خود و دیگران می شوند و در دنیا و آخرت مورد غضب قرار خواهند گرفت

ایشان در جای دیگر دریکی از سخنان خود در تبیین بر سر کار آمدن افراد نااهل و پیامدهای تصدی امور به دست نا اهلان می فرماید که:

«همانا شما دانستید که سزاوار نیست بخیل بر ناموس و جان و غنیمت ها و احکام مسلمین،ولایت و رهبری یابد و امامت مسلمین را عهده دار شود، تا در اموال آنها حریص گردد،و نادان نیز لیاقت رهبری ندارد تا با نادانی خود مسلمانان را به گمراهی کشاند و ستمکار نیز نمی تواند رهبر مردم باشد که با ستم حق مردم را غصب و عطاهای آنان را قطع کند،و نه کسی که در تقسیم بیت المال عدالت ندارد زیرا در اموال و ثروت آنها حیف و میل می کند و گروهی را بر گروهی مقدم می دارد،و رشوه خوار در قضاوت نمی تواند امام باشد زیرا که برای داوری با رشوه گرفتن حقوق مردم را پایمال و حق را به صاحبان آنها نمی رساند و آن کسی که سنت پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و اله را ضایع می کند لیاقت مدیریت ندارد
در جای دیگر امام علی علیه السّلام یکی از آفات حکومت و دولت راحاکمیت افراد پست دانسته و می فرماید:ریاست و حاکمیت فرومایگان و بی تجربه ها تازه به دولت رسیده،نشانه انحلال و انحطاط دولت هاست.

حال با تامل بر آن چه ما داریم می بینیم بایبد اعتراف تلخی کنیم و آن این که در بسیاری از منصب های مدیریتی ما شاهد حضور افرادی هستیم که تخصص شان با مسئولیت های شان به هیچ وجه تناسب ندارد.در چنین شرایطی نباید انتظار داشته باشیم که امور به خوبی مدیریت شوند.پیامدهای اجتماعی این نوع واگذاری منصب ها و مدیریت ها افزایش فساد، افزایش هزینه سازمان ها، بی اعتمادی به سازمان ها و... خواهد بود.ولی باز هم می بینیم که افرادی هستند که برای حفظ میز مدیریت شان (که نه بر اساس شایستگی، بلکه فقط براساس ارتباط بدست آوردند) دست به هر اقدامی می زنند.

شاید سریال مهران مدیریری در خصوص مدیریت ایرانی گویای گوشه ای از نوع مدیریت ایرانی باشد که من آنرا طنز تلخی می دانم.گر چه این موضوع فقط خاص کشور ما نیست.

البته این یاداشت زحمات وتلاش های مدیریان ایرانی را نمی خواهد زیر سئوال ببرد که قدر دان زحمات این تعداد کم مدیران شایسته هستم.اما...

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/7

 

یادداشت:

برای جان انسان‌ها ارزش قائل شویم

آرماندر ابتدا این واقعیت را بپذیریم که هیچ‌کس فکر نمی‌کرد در واحدعلوم‌ و تحقیقات کسی به خاطرچپ شدن اتوبوس فوت کند! لذا وقوع بعضی از اتفاقات دردناک است و باید به جامعه دانشگاهی و خانواده شان تسلیت گفت. شاید در طول روز به طور میانگین دو نفر هر ساعت به خاطر تصادفات فوت می‌کنند ولی واقعیت این است که فوت اینگونه طبیعتا افکار عمومی را جریحه‌دار می‌کند و باید به افکار عمومی هم نسبت به این نوع اتفاقات حق داد که واکنش نشان دهد و این موضوعی است که نمی‌توان کتمان کرد. ولی موضوع اصلی به فرهنگ ایمنی، سلامت و پیشگیری در ایران برمی‌گردد که معتقدم در همه حوزه‌ها این ضعف را داریم. معمولا ایمنی و سلامت را بعد از اینکه از دست دادیم، عموما جدی می‌گیریم. راجع به آن حرف می‌زنیم تا تدابیری اتخاذ کنیم که البته آن هم مقطعی است. ممکن است بگیر و ببندی انجام شود، بخشنامه کنند که سرویس‌ها چنین و چنان شوند که بعد هم فراموش می‌شود. آنچه مهم است اینکه روی ایمنی و فرهنگ ایمنی در جامعه بیش از پیش کار کنیم که مردم بپذیرند و بعد برای ایمنی بیشتر اقدام کنند. این را باید در همه عرصه‌ها از بهداشت گرفته تا ایمنی خودرو و حتی ایمنی ساختمان در نظر بگیریم که با وقوع یک زلزله هرچه مردم داشتند، تمام شد و رفت. البته حوادثی از این دست قابل پیش‌بینی نیستند ولی قابل پیشگیری‌اند. برای پیشگیری هم باید آمادگی ذهنی صورت بگیرد تا مردم بپذیرند و برای این بخش اقدام کنند. نکته اینجاست که ما خودمان باور نمی‌کنیم حادثه آنقدر به ما نزدیک است و چون این را باور نداریم لذا فرهنگ پیشگیری و ایمنی را هم جدی نمی‌گیریم. به نظر می‌رسد آنچه مهم است و در فاز اول می‌توان برای سرویس‌های دانش‌آموزی یا دانشجویی درنظر گرفت -در بازه زمانی کوتاه- تا یک اطمینان سازی بیشتری انجام شود، اعمال کنترل و چک است ولی مشکل ما را در این حوزه حل نخواهد کرد تا زمانی که فرهنگ ایمنی و سلامت در جامعه جای خود را باز نکند. فرقی نمی‌کند چه راننده‌ای که پشت ماشین می‌نشیند باید به موضوع ایمنی توجه جدی کند و چه کسی که به عنوان یک شهروند سوار این سرویس یا خودروهای شبیه این می‌شود، نباید بی‌تفاوت باشد. حتی خانواده‌ها هم نسبت به ایمنی خودروهایی که فرزندانشان سوار می‌شوند، نباید بی‌تفاوت باشند. این بی‌تفاوتی نسبت به فرهنگ ایمنی تقریبا نهادینه شده است و کار زیادی در این حوزه می‌برد تا این خصوصیت رفع شود. طبیعتا در این فاز، ارائه یک پاسخ شفاف و منطقی به مردم و خانواده، گام اولی است که باید انجام شود و در کوتاه‌ترین زمان ممکن باید این اطلاع رسانی صورت بگیرد. گام دوم رسانه، مدرسه و دانشگاه است که می‌توانند کار خود را انجام دهند البته موضوع تبلیغ فرهنگ ایمنی موضوعی نیست که کوتاه مدت بتوان نتیجه گرفت. ولی بالاخره چه بخواهیم و چه نخواهیم باید روی این موضوع کار کنیم. سالانه حدود 17 هزار نفر در اثر تصادف یا سوانح رانندگی جان خود را از دست می‌دهند. هرچند سال قبل تعداد بیشتر بود و با کارهایی که انجام شد، کمتر شد ولی باز هم عدد قابل توجه است که سالانه این تعداد تلفات داریم. علاوه بر اینکه نیروی انسانی‌مان را از دست می‌دهیم که مهم‌ترین منبع توسعه است. کشور ما هم باید برای نیروی انسانی خود ارزش و احترام بیشتری قائل شود. درواقع خود فرهنگ ایمنی یکی از مولفه‌هایی است که نشان می‌دهد چقدر با این فرهنگ آشنا هستیم، به آن اعتقاد داریم و چقدر برای حفظ این نیروی انسانی سرمایه‌گذاری می‌کنیم. این نکته نباید فراموش شود که به نیروی انسانی نیاز داریم. موضوع بعدی پیگیری حال کسانی است که اکنون مصدوم یا در بیمارستان بستری هستند و نباید به راحتی از کنار دلجویی از خانواده‌هایشان گذشت. بحث بعدی، تمرکز روی حوزه حمل‌ونقل عمومی است. با توجه به اینکه عموما مردم از وسایل نقلیه استفاده می‌کنند، ایمنی و سلامت همه اشکال حمل و نقل عمومی باید جدی گرفته شود.

دکتر سیدحسن‌ موسوی‌چلک - رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

 

منبع: روزنامه آرمان/86343 | تاریخ۱۳۹۷/۱۰/۶ 

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/7

پیشنهاد استقرار مددکاران اجتماعی در پاسگاه‌ها

پیشنهاد استقرار مددکاران اجتماعی در پاسگاه‌ها

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران گفت: استقرار مددکاران اجتماعی در کلانتری‌ها می‌تواند فرصت مناسبی برای شناسایی مشکلات شایع و در حال شیوع در سطح محلی و در نهایت در سطح ملی باشدعلاوه بر اینکه باید در پاسگاه‌ها نیز مددکاران مستقر شود.

سید حسن موسوی چلک در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم اظهار کرد:‌ اسفند ماه 1379 در فرهنگسرای خاوران اولین مرکز مشاوره و مددکاری اجتماعی پلیس تاسیس شد و از آن زمان تاکنون خدمات مددکاری اجتماعی در این نهاد توسعه کمی و کیفی داشته است. در بازدیدی که دبیرکل فدراسیون بین‌المللی مددکاران اجتماعی که برای  شرکت در اولین کنفرانس بینالمللی 60 سال مددکاری اجتماعی در ایران حضور یافته بود، اعلام کرد ایران تنها کشوری است که دایره مددکاری اجتماعی در کلانتری مستقر دارد و این می‌تواند تبدیل به الگو شود.

موسوی چلک بیان کرد:  این به منزله این نیست که فقط در ایران مددکاران اجتماعی و پلیس با هم کار می‌کنند چرا که در کشورهای دیگر هم این دو با هم ارتباط دارند ولی این که واحد مستقلی داشته  باشند و در سطوح مختلف پیشگیری از جرایم و آسیب‌های اجتماعی فعالیت داشته باشند و برنامه‌های اجتماع محور داشته باشند اهمیت ویژه‌ای دارد.

عضو هیات رئیسه منطقه آسیا و اقیانوسیه فدراسیون جهانی مددکاران اجتماعی ایران تاکید کرد:  تقویت رویکرد اجتماعی در پلیس می‌تواند به کمتر شدن پرونده‌های قضایی کمک کند. طبق آمار پلیس حدود 400 هزار نفر از خدمات مددکاری اجتماعی در ناجا استفاده کردند.استقرار مددکاران اجتماعی در کلانتری ها می‌تواند فرصت مناسبی برای شناسایی مشکلات شایع و در حال شیوع در سطح محلی و در نهایت در سطح ملی باشد علاوه بر اینکه باید در پاسگاه‌ها نیز مددکار مستقر شود.

تسنیم/اجتماعی/شهری/30 آذرماه 1397

 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/1


( کل صفحات : 167 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی