دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

به نان‌آوران کوچک احترام بگذاریم

یکی از اخباری که این روزها در فضای مجازی پخش شد، موضوع کودکان کاری بودند که در کرمان علی‌الظاهر توسط یکی از افراد یک شرکت پیمانکاری صورت گرفت و آن خوراندن گل به این کودکان بود که گل فروشی می‌کردند! هیچ‌کس این رفتار را تایید نمی‌کند. واکنش شهرداری هم با برخوردی که با این فرد انجام شد، در همین راستا بود. اینجا نیاز به یادآوری چند نکته است، چه بخواهیم چه نخواهیم شاهد حضور کودکان کار در اماکن عمومی برای امرار معاش‌شان هستیم و با توجه به شرایطی که اکنون در کشورمان داریم، امکان حذف کودکان کار و خیابان وجود ندارد. ضمن اینکه ماده 80 قانون کار، افراد 15 تا 18 سال را به عنوان کارگر نوجوان می‌شناسد. یعنی به نوعی کار این کودکان را در شرایطی که در ادامه این قانون آمده، پذیرفته‌ایم (ساعت کار نیم ساعت کمتر باشد و کار به جسم و روحشان آسیب نزند). غیر از ماده 79 که کار کودکان زیر 15سال ممنوعیت دارد اما ماده 80 اینها را به عنوان کارگر نوجوان معرفی می‌کند که یک فعالیت رسمی دارند. در عین حال که مقابله‌نامه 182 سازمان بین‌المللی کار را پذیرفته‌ایم و براساس آن مشاغلی را که کودکان از آن منع شده‌اند نیز در هیات دولت تصویب و ابلاغ شده است. اما در کنار اینها به این نکات توجه کنیم که شرایط اقتصاد امروز کشور ما شرایط خوبی نیست. مردم برای تامین معاش‌شان با سختی مواجه‌اند. قطعا آن شرایط اقتصادی که ناشی از تحریم و موضوعات دیگر است، در حوزه کار کودکان هم می‌تواند تاثیر داشته باشد به گونه‌ای که کودکان کار و خیابان را بیشتر و مشروع‌تر در جامعه ببینیم. حتی ممکن است شاهد حضور خانواده‌ها و افرادی هم که امروز تحت پوشش نهادهای حمایتی هستند به دلیل ناکافی بودن این حمایت‌ها در قالب کودک کار و خیابان باشیم. نکته بعدی، اجرای همین قوانین و مقرراتی است که در کشورمان داریم. از جمله این موارد بعد از قانون کار، آیین‌نامه ساماندهی کودکان خیابانی است که سال84 در دولت مصوب شد. ولی یک تجربه تقریبا 21ساله‌ای را به طور خاص در حوزه کودکان کار داریم. دستگاه‌های مرتبط براساس این آیین‌نامه وظایف خود را انجام نداده‌اند و بخش عمده آنچه در این آیین‌نامه برای کمک به این کودکان مصوب شد، اجرایی نشد. یکی از این سازمان‌ها، شهرداری است که وظایفی دارد. نکته بعدی، نوع برخورد ما با کودکان کار است. همه تجربه کرده‌ایم بچه‌هایی که در خیابان جلوی افراد را می‌گیرند و گاهی گل می‌فروشند، گاهی شیشه ماشین تمیز می‌کنند و گاهی هم در نهایت دنبال گرفتن کمک مالی هستند. ما یک نظام تامین اجتماعی کارآمد نداریم تا بچه‌هایی که واقعا نیازمند هستند را تحت پوشش اجتماعی قرار دهد به گونه‌ای که مجبور نشوند خیابان را بر مدرسه و کانون گرم خانواده ترجیح دهند و آن مشقت‌ها، سختی‌ها و ناملایمات خیابان را تحمل کنند. پس برخورد انسانی‌تر با این مقوله داشته باشیم. حتی اگر خریدی از آنها نمی‌کنیم یا نمی‌خواهیم شیشه ماشین‌مان را تمیز کنند، حداقل باید برخورد انسانی‌تر با این کودکان داشته باشیم. کودک کار و خیابان شهروندی است که توجه به حقوقش بر همه الزامی و ضروری است. از جمله این حقوق حق تکریم این بچه‌هاست. ما حق نداریم کودکان کار خیابان را به عنوان یک مجرم و بزهکار ببینیم و برچسب بزهکاری و مجرم را به این گروه از کودکان بزنیم. حق هم نداریم نگاه ترحم‌آمیز داشته باشیم. بخشی از این کودکان حاصل سیاستگذاری‌های غلط ما هستند. برخی از آنها حاصل ناکارآمدی نهادهای اجتماعی است. لذا این کودکان هم یک جاهایی قربانی شرایطی هستند که خودشان هیچ نقشی در آن نداشته‌اند. این برخوردهای تحقیرآمیز و توهین‌آمیز، نادیده گرفتن و برخوردهایی که در شأن یک انسان نیست را متاسفانه با این گروه از کودکان داریم. بسیاری از این کودکان برای تامین معاش خانواده تلاش می‌کنند. حال که جامعه نمی‌تواند به هر دلیلی پاسخگوی نیاز اقشاری باشد که نیازمند هستند درحالی که دولت باید بتواند براساس اصل 29 قانون اساسی از این افراد به موقع حمایت کند و به دلیل محدودیت منابعی که دارد و دلایل دیگر که یک جاهایی هم می‌تواند اهمال‌کاری باشد اما ما به عنوان شهروندان نباید رفتاری خارج از شأن انسانی در قبال این کودکانی که خیلی‌هایشان به دلیل مسئولیت پذیری‌شان برای حمایت از کیان خانواده به خیابان برای کار آمده‌اند، رفتارهای تحقیرآمیز داشته باشیم. اگر رفتار احترام‌آمیزی با این گروه از کودکان داشته باشیم، کمک می‌کنیم که آزردگی خاطرشان کمتر شود. آنها همان‌طور آزرده‌خاطر هستند؛ با رفتارهای نسنجیده‌مان این آزردگی‌ها را افزایش ندهیم. هرچند فرقی نمی‌کند این رفتار توسط کدام کارشناس یا کارمند کدام نهاد باشد در هیچ جای این آیین‌نامه اجازه این نوع برخورد را به افراد نداده است. لذا نکته دیگری که مهم است اینکه ما با کسانی که در این حوزه‌های عمومی کار می‌کنند و با مصادیق شبیه کودکان‌کار و خیابان برخورد می‌کنند، مهارت‌ها، آداب و الزامات برخورد را هم آموزش دهیم. اگر فردی که این رفتار را کرده، می‌دانست چه جایگاه و وظیفه‌ای دارد و چگونه باید با بچه حتی اگر خطایی هم کرده باشد، برخورد کند، قطعا این رفتار غیرانسانی و ناشیانه را انجام نمی‌داد تا هم کودکان را آزرده کند و هم افکار عمومی را. هرچند خود این فرد هم آسیب دیده و از کار اخراج شده است. باید کودکان کار را به عنوان شهروندان کوچکی بدانیم که نان‌آور خانواده هستند. اگر این نگاه را به این گروه از کودکان داشته باشیم، رفتار انسانی با این گروه از کودکان حاکم می‌شود. رنجاندن این کودکان می‌تواند تبعات دیگری برای جامعه و خود این گروه داشته باشد که نباید از تبعات آن غافل باشیم تا خدای ناکرده به دلیل این رفتار نابخردانه مسیر انتقام را تسهیل کنیم. لذا باید کودکان کارمان را نان‌آوران کوچک خانواده‌ها بدانیم.

*  سید حسن موسوی چلک

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه آرمان/24 دی ماه 1397

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/25
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی