دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک
واکاوی هراس اجتماعی در لایه های پنهان جامعه؛ از اسیدپاشی تا کودک آزاری

تهران - ایرنا - ماشین، کولر ندارد اما شیشه پنجره های ماشین را بالا می کشد، البته فرقی هم نداشت، کولر هم که روشن بود بازهم شیشه ها را بالا می کشید؛ این ترس از همان چند سال پیش باقی مانده است، همان سالی که شنید دختری شیشه ماشینش را پایین کشید تا از هوای بهاری لذت ببرد اما اشخاص ناشناسی روی صورتش اسید پاشیدند.

سال ها گذشته است، اتفاق در شهری دیگر بوده است اما هراس آن مرزهای مکان و زمان را درنوردیده و همچنان باقیست. در ابتدا فکر می کرد دچار وسواس فکری شده اما وقتی دید که بسیاری از دختران هم سن و سالش هنوز از ترس اسیدپاشی، شیشه ها را بالا می کشند، خیالش راحت شد که تنها نیست!
ترس از اسیدپاشی در لایه های پنهان جامعه بین زنان و دختران باقی مانده است و هر از گاهی انتشار خبری درباره اسیدپاشی –هرچه که باشد، حمله یا تصویب قانونی درباره آن- به این ترس های یواشکی، دامن می زند.
مجلس شورای اسلامی چندی پیش در جریان بررسی طرح «تشدید مجازات اسیدپاشی و حمایت از بزه دیدگان ناشی از آن» تصویب کرد که اسیدپاشی به قصد ارعاب و ایجاد ناامنی «فساد فی الارض» تلقی می شود اما این قانون هم از هراس اجتماعی آن کم نکرد. بیش از آنکه تصویب این قانون به گوش مردم برسد خبر حرف های یکی از نمایندگان مجلس که به یکی از قربانیان گفت که یک طرف صورتش سالم مانده و از دست اسیدپاش قسر در رفته است، بین مردم پخش شد. این خبر برای مردم به مثابه آن بود که از دست اسیدپاشان راه مفری نیست و باید خدا را شکر کرد که فعلاً از دست آن قسر در رفته اند.
از سوی دیگر این قانون به جنبه های اجتماعی اسیدپاشی می پردازد درحالیکه اغلب اسیدپاشی ها جنبه فردی و برای انتقام گرفتن است نه برای ارعاب اجتماعی و بسیاری بر این باورند که این قانون به خاطر تمرکز بر جنبه امنیتی، قابلیت اجرایی برای اسیدپاشان با انگیزه های شخصی را ندارد.
نخستین بار اسیدپاشی در کشور در سال ۱۳۳۴ اتفاق افتاد که پسر جوانی پس از طی شدن دوران محکومیت خود در زندان، تصمیم به انتقام می گیرد و روی صورت قاضی پرونده، اسید می ریزد و تازه سه سال پس از آن بود که نخستین قانون درباره اسیدپاشی در سال ۱۳۳۷ به تصویب می رسد و از آن زمان تاکنون قانون های تصویب شده، نتوانسته در موضوع اسیدپاشی، آنچنان که باید، بازدارنده باشد.
اسیدپاشی هم اغلب علیه زنان به کار گرفته می شود و هراس اجتماعی آن نیز بیشتر متوجه زنان و دختران است.
البته فقط موضوعی مانند اسیدپاشی منجر به هراس اجتماعی نمی شود؛ کودک آزاری های دلخراش و مرگ و میرهای ناشی از آن مانند آنچه برای آتنا یا بنیتا اتفاق افتاد نه تنها برای بزرگسالان که برای کودکان نیز موجی از هراس اجتماعی به راه انداخت. هرچند انتشار این اخبار، حساسیت های والدین را نسبت به مراقبت از کودکان افزایش می دهد اما از سوی دیگر با پرداختن بیش از حد به این موضوعات نیز ترس و استرسی دائمی گریبانگیر بسیاری از والدین شده است.

*خشونت های همزمان، هراس اجتماعی بیشتری ایجاد می کنند
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران در این باره به خبرنگار ایرنا می گوید: یکی از موضوعاتی که مردم نسبت به آنها واکنش های متفاوتی نشان می دهند خشونت هایی است که به هر دلیلی در جامعه ترویج پیدا می کند و با توجه به شدت و نوع خشونت طبیعتاً نوع واکنش ها از نظر شدت و حدت و فراگیری و استمرار می تواند متفاوت باشد.
سیدحسن موسوی چلک می افزاید: هرچه خشونت ها، وحشتناک تر باشد طبیعتاً واکنشی که مردم نشان می دهند، واکنش منفی است و نمونه این واکنش ها را مواردی مانند اسیدپاشی، کودک آزاری ها و تجاوزها مشاهده کردیم.
وی اضافه می کند: در برهه ای از زمان که چند مورد کودک آزاری باهم اتفاق افتاد، دقیقاً می شد این هراس را در جامعه مشاهده کرد؛ به طور مثال دختر خودم از من می خواست که هنگام بازگشت از خانه مادربزرگش، من زودتر دنبالش بروم و همه با هم باشیم تا اتفاقی نیفتد. اینگونه هراس ها در بطن جامعه نهفته می شوند.
وی ادامه می دهد: زمانی نیز که جرائم اسیدپاشی در جامعه مطرح شده بود، بیشتر راجع به این موضوع صحبت می شد و مردم نسبت به موضوع اسیدپاشی واکنشی منفی نشان می داند چون وقتی اسید روی صورت ریخته می شود، همه چیزی را می گیرد و قابل ترمیم و درمان نیست مردم هم در آن اختیاری ندارند و بدون اینکه بدانند مورد حمله اسیدپاشی قرار می گیرند.

*هراس اجتماعی نسبت به اسیدپاشی بیش از دیگر خشونت ها است
عضو هیات رئیسه منطقه آسیا و اقیانوسیه فدراسیون جهانی مددکاری اجتماعی می گوید: معمولاً اسیدپاشی ها با اطلاع قبلی نیست و از سوی دیگر اسیدپاشی جزء خشونت های عمیق و شدید به شمار می رود و کسی که اسیدپاشی انجام می دهد نهایت خشونت و تنفری است که می خواهد نشان دهد.
موسوی چلک می افزاید: خشونت اسیدپاشی تا پایان عمر با فرد می ماند و چه بسا آینده فرد را تحت تاثیر قرار می دهد؛ درمان ندارد و بدون اطلاع است و هرجایی می تواند اتفاق بیفتد. بنابراین هراس اجتماعی نسبت به این خشونت در جامعه بیشتر و تاثیرات منفی آن به مراتب بیشتر از سایر انواع خشونت ها است.
وی ادامه می دهد: مردم نسبت به اسیدپاشی ترسی دارند و دوباره راجع به این موضوع، اخباری منتشر می شود و هراس ها شدت بیشتری پیدا می کند. این نوع رفتار مردم رفتار اختلال گونه نیست مگراینکه استمرار پیدا کند که در آن صورت به وضعیت سلامت روان بازمی گردد.

*اطمینان بخشی، هراس اجتماعی را کم می کند
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران می گوید: البته برخورد درست و به موقع با مسببان این نوع جرائم در کاهش هراس اجتماعی موثر است. چند وقت پیش قانون جدیدی در حوزه اسیدپاشی، برخوردها را با آن تشدید کرد. این نکته ای است که تعیین کننده است و اطمینانی است که هراس اجتماعی را کمتر می کند.
موسوی چلک می افزاید: اطمینان بخشی می تواند هم در کاهش وقوع این جرائم و هم در کاهش هراس اجتماعی موثر باشد.

*نبود نشاط زمینه را برای ظهور خشونت فراهم کرده است
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران با تاکید بر تاثیر کنترل خشم بر کاهش خشونت در جامعه می گوید: آموزش کنترل خشم برای همه مردم ضروری است. اگر امروز می بینیم خشونت یکی از پرونده های دارای اولویت دستگاه قضایی به شمار می رود و آمار نزاع در پزشکی قانونی نشان می دهد خشونت بخشی از جامعه ما شده، به دلیل کنترل نشدن خشم است.
موسوی چلک با اشاره به قتل استاد از سوی نجفی شهردار سابق تهران می گوید: خشونت های شدید تقریباً جزئی از زندگی ما شده است، از یک سو شادابی و نشاط وجود ندارد و روانشناسی شهر و مدارس ما شاد نیست و از سوی دیگر به دیل سبک زندگی جدید، فردگرایانه تر شده ایم و در خود فرو رفته ایم و فضای مجازی به این وضعیت کمک کرده این وضعیت بدتر شود و احساس تنهایی بیشتری کنیم.
وی تاکید می کند: بروز و ظهور خشونت در چنین شرایطی طبیعی است و همه چیز را برای اینکه رفتار خشن داشته باشیم داریم. یک شکل آن اسیدپاشی است؛ برخی های اینطور می گویند که اسیدپاشی از قتل نیز بدتر است.
وی خاطرنشان می کند: اسیدپاشی در تمام دنیا جزء جرائم بسیار خشن و مذبوح است.

*رفتار خشن مسری است
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران معتقد است که رفتار خشن به مساله یادگیری نیز مربوط است به طور مثال اگر کسی با قرص، خودکشی کند، افرادی از این شیوه یاد می گیرند.
موسوی چلک می افزاید: رفتار خشن را نیز از یکدیگر یاد می گیریم و در جامعه ای که می توان با اسید انتقام گرفت، افراد دیگر نیز آن را یاد می گیرنند.
وی تصریح می کند: البته شدت و فراوانی اسیدپاشی خیلی بالا نیست اما حتی یک مورد کافی است که افکار عمومی نسبت به موضوع خشونت و رفتار خشن حساس شود و همین یک مورد نیز موارد شبیه آن را در جامعه افزایش دهد و بین مردم، نگرانی ایجاد می کند و خود این نگرانی، مشکلات دیگری را پدید می آورد.
وی ادامه می دهد: پیامدهای گسترش اسیدپاشی فقط مترتب فرد نیست بلکه کل جامعه و خانواده را درگیر می کند.

*گاهی رسانه ها به هراس اجتماعی دامن می زنند
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران می گوید: گاهی نوع پرداخت به موضوع جرائم و خشونت ها در رسانه ها تقویت کننده یا کاهش دهنده هراس اجتماعی است.
موسوی چلک می افزاید: به طور مثال با وقوع خشونتی در یک روز، اغلب مطبوعات و خبرگزاری ها روی آن مساله خاص تمرکز می کنند و این تمرکز به این مسائل دامن می زند.
وی با انتقاد از نبود سیاست های رسانه ای برای پرداختن به موضوعات خشنی مانند اسیدپاشی می گوید: رسانه ها سیاست ها و خط مشی مشخصی ندارند که در شرایطی که خشونت ها و بحران های اجتماعی رخ می دهد، چگونه با آن برخورد کنند و اشاعه استرس ها و دغدغه و فشارهای اجتماعی ناشی از این مساله است و منجر به پایداری هراس اجتماعی می شود.منبع: ایرنا/اول تیر 1398





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/04/2
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی