دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

حمایت از کودکان در برابر آزارهای جنسی

سید‌حسن موسوی‌چلک - رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

یکی از گروه‌هایی که در هر جامعه‌ای باید مورد توجه بیشتر قرار ‌گیرند، کودکان هستند؛ چرا‌که سرمایه هر جامعه محسوب می‌شوند؛ اما کودکان هم در طول زندگی خود با مشکلاتی مواجه می‌شوند که به دلیل کودک‌بودن توان مبارزه با بسیاری از آن مشکلات را ندارند؛ به‌ویژه مشکلاتی که از سوی بزرگ‌تر‌ها و حتی گاهی اوقات نزدیکان‌شان برای آنها عامدانه یا غیرعامدانه به وجود می‌آورند؛ به‌همین‌دلیل ضرورت دارد تا در چنین مواقعی با اتخاذ تدابیر مناسب در سیاست‌گذاری‌های اجتماعی و قضائی از کودکان حمایت کرد؛ به‌گونه‌ای‌که امنیت حاصل این تدابیر برای کودکان در معرض آزار و آزاردیده باشد. یکی از حوزه‌هایی که برای سلامت کودکان بسیار مهم است، حوزه مسائل جنسی و مراقبت از کودکان در برابر انواع آزار‌ها و سوءاستفاده از کودکان در چنین شرایطی در فضاهای واقعی یا مجازی است. هر زمانی هم که خبری در این زمینه منتشر می‌شود، افکار عمومی به‌شدت تحت تأثیر قرار می‌گیرد. در قانون حمایت از اطفال و نوجوانان (لایحه پیشنهادی از طرف قوه قضائیه) که از زمان آغاز تدوین از سال 1385 تا تصویب نهایی در مراجع مختلف و ابلاغ برای اجرا در سال 1399 تقریبا 15 سال طول کشیده، به این موضوع توجه شده است. ممکن است که خواننده این مطلب اشاره کند که مگر مشکل قانون هست. اگر نگوییم همه مشکل به قانون برمی‌گردد؛ ولی وجود قانون مناسب و شفاف می‌تواند یکی از راه‌های حمایت از کودکان در برابر انواع آزار‌های جنسی باشد. این نوع آزار که معمولا در اکثر جوامع بنا به دلایل مختلف، تلاش برای کتمان‌کردن آن است؛ مگر اینکه امکان کتمان نباشد. در قانون اطفال و نوجوانان که بیست‌و‌یکم اردیبهشت 1399 از طرف مجلس به دولت ارسال شده است، در بخش‌های مختلف به این موضوع اشاره شده است که در ادامه به آنها پرداخته می‌شود. در بند «پ» ماده یک این قانون که به مصادیق شرایط مورد حمایت در این قانون از کودکان پرداخته شده است، در تعریف مصادیق بی‌توجهی و سهل‌انگاری به موضوع «سوءاستفاده جنسی» اشاره شده است. در بند «چ» همین ماده در تعیین مصادیق فحشا چنین آمده است: فحشا: هرگونه به‌کارگیری یا وادار‌کردن طفل و نوجوان در فعالیت‏‌های جنسی برای خود یا دیگری. ضمن اینکه هرگونه محتوا یا تصویری که دارای صحنه یا صور قبیحه باشد، نیز از‌جمله مصادیق مبتذل تعیین‌شده است که خود نوعی آزار در حوزه جنسی می‌تواند باشد یا در‌جایی‌که در همین ماده از موضوع مستهجن تعریفی ارائه می‌شود، به «هرگونه محتوا اعم از صوتی و تصویری که به ‌صورت واقعی یا غیرواقعی بیان‌کننده برهنگی کامل زن یا مرد- آمیزش- عمل جنسی یا اندام جنسی انسان است» اشاره می‌شود، هرزه‌نگاری (تهیه و تولید هر اثری که محتوای آن بیان‌کننده جذابیت جنسی طفل یا نوجوان مانند برهنگی، آمیزش، عمل جنسی یا اندام جنسی باشد) موضوع دیگر این قانون است که کودکان در برابر آن مورد حمایت قرار می‌گیرند. در بند «ث» ماده سه قانون نیز در برابر قوادی و... از کودکان حمایت می‌شود؛ چرا‌که از مصادیق حمایت از کودکان تعیین شده است از‌جمله اینکه آزار کودکان از‌جمله جرائم عمومی است که نیاز به شاکی خصوصی ندارد. همین‌طور طبق ماده 17 این قانون بر مسئولیت همه در برابر اطلاع‌دادن به مراجع ذی‌ربط در صورت بروز مصادیق این قانون چنین تکلیف شده است: «هرکس از وقوع جرم یا شروع به آن یا خطر شدید و قریب‌الوقوع علیه طفل یا نوجوانی مطلع بوده یا شاهد وقوع آن باشد و با وجود توانایی اعلام و گزارش به مقامات یا مراجع صلاحیت‌دار و کمک‌طلبیدن از آنها از این امر خودداری کند یا در صورت دسترسی‌نداشتن به این مقامات و مراجع یا تأثیر‌نداشتن دخالت آنها در رفع تجاوز و خطر، از اقدامات فوری و متناسب برای جلوگیری از وقوع خطر یا تشدید نتیجه آن امتناع کند، مشروط بر اینکه با این اقدام خطری مشابه یا شدیدتر یا خطر کمتر درخور‌توجهی متوجه خود او یا دیگران نشود، به یکی از مجازات‌های درجه شش قانون مجازات اسلامی محکوم می‌شود». 

ضمن اینکه در مفاد این قانون به نقش مددکاران اجتماعی بسیار پرداخته شده است؛ تا‌جایی‌که به مددکاران اجتماعی در همه مصادیق مشمول این قانون از‌جمله آزار‌های جنسی در ماده 33 چنین اختیاری داده شده است: «هرگاه خطر شدید و قریب‌الوقوعی طفل یا نوجوان را تهدید کند یا به سبب وضعیت مخاطره‌آمیز موضوع ماده (۳) این قانون، وقوع جرم محتمل باشد، مددکاران اجتماعی بهزیستی یا واحد حمایت دادگستری و ضابطان دادگستری مکلف‌اند فوری و در حدود وظایف و اختیارات قانونی، تدابیر و اقدامات لازم را در صورت امکان با مشارکت و همکاری والدین، اولیا یا سرپرستان قانونی طفل و نوجوان برای رفع خطر، کاهش آسیب و پیشگیری از وقوع جرم انجام داده و در موارد ضروری او را از محیط خطر دور کرده و با تشخیص و زیر نظر مددکار اجتماعی به مراکز بهزیستی یا دیگر مراکز مربوط منتقل کنند و گزارش موضوع و اقدامات خود را حداکثر تا 12 ساعت به اطلاع دادستان برسانند». یا در جزء (1) بند «الف» ماده شش این قانون که به وظایف سازمان بهزیستی در اجرای این قانون (این سازمان بیشترین نقش حمایتی را دارد) اشاره دارد برای تسهیل در شناسایی کودکان در معرض آزار و آزاردیده، چنین تکلیف شده است: «سازمان بهزیستی کشور مکلف است: با استفاده از مددکاران اجتماعی در قالب اورژانس اجتماعی (فوریت‌های خدمات اجتماعی) و با استقرار پایگاه‌های تخصصی در مناطق و محلات شهرها و روستاها با همکاری شهرداری یا دهیاری و نیروی انتظامی برای شناسایی، پذیرش، حمایت، نگهداری و توانمندسازی اطفال و نوجوانان موضوع این قانون و اعلام مراتب به مراجع صالح اقدام کند». به‌عنوان یک مددکار اجتماعی که از ابتدای تدوین قانون کنار همکاران خوب قوه قضائیه بوده‌ام و یاد می‌گرفتم و در جلسات کمیسیون‌های مرتبط مجلس، مرکز پژوهش‌های مجلس و... حضور داشتم، یکی از آرزوهای من این بود که این قانون تصویب شود. گرچه واقف هستم که همیشه قانون همان‌گونه که نوشته می‌شود، اجرا نمی‌شود؛ ولی این قانون را یک فرصت می‌دانم تا حمایت از کودکان در شرایط مخاطره‌آمیز بیشتر از گذشته شود. از رئیس قوه قضائیه انتظار دارم دستور اجرای هرچه سریع‌تر این قانون را صادر کند و دفتر حمایت از اطفال و نوجوانان قوه را فعال کند و اگر ایشان یک جلسه با وزرا و مسئولان دستگاه‌هایی که در قانون وظیفه دارند، برگزار کند، اجرای این قانون سریع‌تر و بهتر انجام خواهد شد.منبع: روزنامه شرق/25 خرداد99

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/03/25





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic