تبلیغات
دغدغه های یک مدد کار اجتماعی - مطالب بهمن 1394
دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

بر آنم  براق سخن زین کنم

حکایت ز دل های خونین کنم

به پاس تلاش مددکار ها( اجتماعی)

 سطوری بر این صفحه تدوین کنم

به نام مددکار عالم علی(ع)

ستایش از این دین و آیین کنم

مرا نیز در دست این حرفه است

به حکم هنر صحبت از این کنم

حکایت از این مردم داغدار

حکایت ز دل های غمگین کنم

یکی گوید از تنگدستی و فقر

یکی گوید از سنگ بالین کنم

یکی شکوه دارد که با همسرم

کنم زندگی لیک ننگین کنم

یکی گوید از دست فرزند خویش

 ز خون جگر قوت تامین کنم

یکی ناله دارد که ای کردگار

چگونه دل از غصه تسکین کنم

یکی گرید از شوی معتاد خویش

که با او چسان کاه شیرین کنم

الا هموطن هر شب از داغ تو

به دامن روان اشک خونین کنم

بر آنم که در شهر شادی دمی

مکانی برای تو تعیین کنم

«نجف»بی تو ناکام و بدبخت باد

و بی تو  برایش زمان سخت باد.

شاعر: هوشنگ نجفی پنبه چوله

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران شعبه استان مازندران





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1394/11/30



نگاه به پدیده‌های مختلف اجتماعی برای آسیب‌شناسی جامعه، هر بار در نهایت جواب را به یک نقطه می‌رساند؛ جامعه ایران چینی بندزده است و ممکن است بشکند و اجزای آن از هم جدا شود. حالا سرنخ این داستان می‌تواند بی‌توجهی به حریم خصوصی افراد باشد یا رشد اوباش‌گری در جامعه. روزی صحبت از چرایی دست‌به‌دست شدن تصاویر زندگی خصوصی چهره‌های مشهور می‌شود و امروز بحث قدرت‌نمایی و زورآزمایی اوباش استان مازندران در شبکه‌های مجازی. انگار ماهیت همه این اتفاق‌ها در فضای اجتماعی یکسان است. آنچنان که دکتر حسن موسوی‌چلک رئیس انجمن مددکاری ایران هم فقط با مروری بر بخشی از اتفاق‌های اخیر از آن با نگرانی یاد می‌کند: «همگرایی اجتماعی به‌طور واقعی در جامعه ایران محو شده است و حالا پدیده‌های زشت و نگران‌کننده اجتماعی هرازگاهی اتفاق می‌افتد و سوار یک جریان اطلاع‌رسانی می‌شود و سپس به سادگی همانند بی‌توجهی همه این سال‌ها به آسیب‌های اجتماعی از فهرست دغدغه‌های عمومی حذف می‌شود.» او که خود اهل مازندران است، انتشار فیلم‌های زورآزمایی چند جوان شرور مازندرانی را پدیده جدیدی نمی‌داند و آن رفتار را «خودنمایی اجتماعی» می‌نامد.

 ■■■
 
از نگاه جامعه‌شناسی پدیده‌ای به نام «اراذل و اوباش» چه تعریفی دارد؟
در نگاه جامعه‌شناسی به‌کار بردن نام و نشانی با تعریف «اراذل و اوباش» خود آسیب اجتماعی است. اصلاً آسیب اجتماعی از همین نقطه تعریف و دسته‌بندی افراد جدا می‌شود. وقتی مقامات از برنامه‌ریزی برای این دسته افراد صحبت می‌کنند به‌طور ذاتی قرار نیست برای بازگشت آن فرد به جامعه تلاش کنند. این نام‌گذاری آنچنان منفی است و بار اجتماعی منفی دارد که اگر روزی همان آدم متنبه شود و تصمیم داشته باشد به جامعه بازگردد با این برچسب اجتماعی امکان بازگشت ندارد. واقع‌بینانه نگاه کنید، این افراد از کره‌ای دیگر یا جزیره‌ای ناشناخته به ایران نرسیده‌اند، این افراد فرزندان این سرزمین هستند که در خانواده‌ای ایرانی و در جامعه‌ای مشابه همان جامعه‌ای که من و شما در آن رشد کردیم بزرگ شده‌اند.
 
 اگر در همان ساختار بزرگ شده‌اند چرا رفتاری متفاوت دارند و رفتارهای تهدیدکننده انجام می‌دهند؟
این رفتارها به‌طور کامل از جایگاه لذت است. وقتی جوانی از رفتار خشونت‌آمیز خود یا تهدید افراد فیلمبرداری می‌کند و آن را به‌سرعت در شبکه‌های مجازی پخش می‌کند، خیلی خوب می‌داند که پلیس آنقدر مجرب است که در مدت چند ساعت او و احتمالاً همدستانش را بازداشت کند. اما با این حال بی‌دغدغه و حتی بدون پوشاندن چهره‌اش روبه دوربین و اتفاقاً پلیس قدرت‌نمایی می‌کند و برای مبارزه خود حریف می‌طلبد. خیلی ساده وقتی همه این رفتارها را کنار هم بچینیم می‌بینیم که او از همه این ابزارها استفاده کرده که «خودنمایی» کند. برای لذت از «بودن» حتی ترجیح می‌دهد به نام اراذل و اوباش در محله یا حتی شهر محل سکونتش دست‌بسته به نمایش گذاشته شود. نام خود را «شاه» می‌گذارد چون می‌داند که با همین نام و رفتارها از بقیه مجزا می‌شود، همه او را می‌شناسند و او مطرح می‌شود. او تهدید را علنی می‌کند که اتفاقاً پیام واضح و روشنی را به جامعه بدهد، اما متاسفانه ما به پیام‌ها دقت نمی‌کنیم و در یک مقطع با رفتارهایی غیرعلمی بدون دریافت پیام، خواسته او را برآورده می‌کنیم.
 
 نفع این داستان ممکن است یک‌بار در دیده شدن در سطح شهر باشد، اما در طول زمان نفعی برای فرد ندارد.
من به‌واسطه شغلم مصاحبه‌های مفصلی با معتادها انجام می‌دهم، یک‌بار از یک معتاد پرسیدم برای چه مواد را انتخاب کردی و حالا معتاد شده‌ای؟ نگاهی به من کرد و گفت: «تو تا به‌حال کشیدی؟» گفتم: «نه!» گفت: «نمی‌تونی حالمو بفهمی.» این جمله کوتاه پیام مهمی دارد. خودنمایی اجتماعی حس لحظات مخرب یا کمبودهایی که در فرد آسیب‌دیده رشد می‌کند و همانند خوره روح او را می‌خورد جبران می‌کند و او را در برابر ضعف‌های درونی و اجتماعی بزرگی که دارد خیلی پر‌سر و صدا بیمه می‌کند. متاسفانه وقتی هم‌اکنون در جامعه قبح همه رفتارهای غیراجتماعی از بین رفته، نمی‌توان از یک جوان سرخورده انتظار داشت که رفتار مدنی و اجتماعی انجام دهد. دهه‌ها قبل در ایران هیچ جوانی را نمی‌دیدید که نه‌تنها در مقابل اعضای خانواده بلکه حتی در خیابان هم با سیگاری در دست تردد کند. اما هم‌اکنون سیگار کشیدن یک رفتار عادی اجتماعی تلقی می‌شود و قبح نقص اجتماعی آن از بین رفته است. خیلی ساده است همه این رفتارها پیام واضح و روشنی دارد. کمبودها و بی‌توجهی‌های همه این سال‌ها مهم‌ترین عامل بروز این رفتارهاست که فرد آسیب‌دیده تلاش می‌کند به ساده‌ترین شکل و از طریق واضح‌ترین رفتارها آن را به ما نشان دهد. اما خب ما بازهم به آن توجه نمی‌کنیم.
 
 بنابراین او با اینکه در همین جامعه و با همه شهروندان رشد می‌کند، بدترین راه را برای «وجود داشتن» انتخاب می‌کند؟
بله، او با استفاده از امکانات، کمبودها و بی‌توجهی‌ها یا حتی گاهی از توجه بسیار زیاد، مسیری را طی می‌کند که در انتهای آن خودِ بزرگی پیدا کند و این توانایی را به نمایش بگذارد.
 
 معتقد هستید بازهم بستر اجتماعی که برای او ایجاد شده فرد را به این نقطه هدایت کرده است؟
متاسفانه همیشه در همه سال‌ها برای برخوردهای قهری و ضربتی برنامه‌ریزی شده، بدون اینکه ریشه‌یابی شود که این برخوردها و رفتارها چه تاثیرهایی در جامعه می‌گذارد. بدون ریشه‌یابی و شناسایی دلایل بروز این رفتارها، افراد را به سخت‌ترین شکل بازداشت و بعد هم در محاکم قضایی محکوم و مدتی هم در زندان نگهداری می‌کنیم و بعد درِ زندان را باز و با او خداحافظی می‌کنیم. حالا او وارد جامعه‌ای شده است که به هیچ عنوان او را نمی‌پذیرد و نه‌تنها او بلکه خانواده هم در بسیاری از موارد متلاشی می‌شود. او با برچسب اجتماعی «اراذل و اوباش» برای ادامه حیات اجتماعی خود باید به زندگی دوباره بازگردد. اصلاً چنین اتفاقی امکان‌پذیر نیست. یعنی با برنامه‌های ضربتی و سریع نه‌تنها برای ریشه‌کنی این موضوعات تلاش نکردیم، اتفاقاً از همان ابتدا بستری را فراهم کردیم که او بازهم نتواند به جامعه بازگردد. انگ اجتماعی و مُهر و برچسبی که به او زده می‌شود فرصت زندگی دوباره را از او می‌گیرد.
 
 شما مخالف برخورد قضایی با این اتفاق‌ها هستید؟
خیر، به‌ هر حال اگر از منظر حقوقی و قضایی اتفاقی رخ داده، حتماً باید مطابق قانون با او برخورد شود. اما این همه راه نیست، وظیفه اصلی نهادها بعد از برخورد قضایی است. باید فرد بازسازی و بازیابی شود و با شکلی جدید برای زندگی جدید آماده و سپس رها شود. بارها می‌گوییم انسان جایزالخطاست خب انسان جایزالخطا یعنی حق اشتباه و جبران آن را دارد. این عنوان دقیقاً جامعه را مسوول پذیرش دوباره انسان خطاکار برای زندگی می‌داند. اما هم‌اکنون این موضوع اصلاً مورد توجه قرار نمی‌گیرد. برای همین دقت کنید همه اتفاق‌های اجتماعی نشان می‌دهد که این افراد سرخورده و آسیب‌دیده برای زورآزمایی و خلاف از همدیگر سبقت می‌گیرند و فکری برای چگونگی بازگشت به زندگی عادی اجتماعی ندارند. آنها بار دیگر به فکر انجام رفتاری برای نشان دادن اعتراض اجتماعی خود می‌افتند و خلاقیت خود را در آن راه به کار می‌برند که باز هم پیام خود را به جامعه برسانند تا شاید این درست شنیده شود.
 
 این بی‌توجهی به ساختار اجتماعی از کجا شروع می‌شود؟
واقعیت این است که حوزه اجتماعی در ایران در حاشیه است. وقتی نهادهای سیاستگذار یا برنامه‌ریز در کشور حوزه اجتماعی را یا نادیده می‌گیرند یا به صورت کالایی تزیینی با آن برخورد می‌کنند، با افرادی همانند خفاش شب، بیجه، باند ترسناک کرکس‌ها و در نهایت شاه مازندران مواجه می‌شوند.
 
 اما شما در ابتدای صحبت‌هایتان اشاره کردید که این افراد هم از آسمان نیامده‌اند و در همین جامعه‌ای که من و شما رشد کرده‌ایم بزرگ شده‌اند، پس چرا رفتار آنها یا بهتر بگویم انتخاب آنها این شیوه حضور اجتماعی است؟
این موضوع طبیعی است. در یک خانواده می‌بینید خواهر هیچ شباهتی به برادر ندارد. اصلاً در تاریخ و در دین هم مطالعه کنید، هابیل و قابیل هیچ شباهتی به یکدیگر نداشتند یا پسران حضرت یعقوب (ع) در یک خانواده بودند اما شبیه آن خانواده نبودند. انسان برداشت‌های متفاوتی از زندگی می‌کند و این تفاوت برداشت‌هاست که تفاوت آدم‌ها را شکل می‌دهد. ممکن است گرایش سیاسی فرزند خانواده با پدر خانواده کاملاً متفاوت باشد. اما آنچه انسان را در این تفاوت‌ها در ساختار اجتماعی رشد می‌دهد نگاه او به جامعه‌پذیری یا جامعه‌گریزی، پایبندی به قانون یا علاقه به قانون‌گریزی و تعارض در برخورد با هنجارهای اجتماعی است. در جامعه ساختار اجتماعی است که شیرازه انسان را بازتعریف می‌کند. مطابق هنجار بودن یا ناهنجاری را برتری و تفاوت دانستن، نقش متفاوتی را برای فرد تعریف می‌کند.
 
 رفتارهای خارج از عرف اجتماعی موضوع جدیدی نیست، پیش از این هم در ایران «لات»‌ها وجود داشتند که اتفاقاً آنها هم تهدید و ارعاب داشتند، اما در کنار آن یک نوع رفتارهای پذیرفته‌شده اجتماعی مانند کمک به همسایه یا دفاع از مظلوم در دعواهای محله‌ای را انجام می‌دادند، به نظر شما چه اتفاقی افتاده که آن رفتار آنقدر تغییر شکل داده که حالا این افراد به راحتی قمه‌کشی می‌کنند و هیچ مرز اخلاقی را رعایت نمی‌کنند؟
واقعیت این است که خب به‌طور کلی جامعه الان شباهتی به جامعه گذشته ندارد. فضای حاکم در جامعه گذشته پر از حرمت و همیاری و همراهی بود. در کمتر محله‌ای می‌دیدید فردی عربده‌کشی کند، یا به اهالی محل چپ نگاه کند یا به دنبال دردسرآفرینی برای اعضای محله باشد. اصلاً فرض آن افراد این بود که محله (همه محله) ناموس آنهاست و در عین حال دوتا خیابان پایین‌تر با بقیه لات‌ها دعوا می‌کردند اما وقتی وارد کوچه و محله می‌شدند به همسایه خود کمک می‌کردند. یعنی در آن زمان اخلاق اجتماعی به خوبی رشد کرده بود و وجود داشت. وقتی اخلاق اجتماعی در جامعه حفظ شود شیرازه و ساختار اجتماعی و انسانی آن جامعه هم به خوبی حفظ می‌شود و با کوچک‌ترین حادثه‌ای از هم نمی‌پاشد.
در آن زمان هویت «لات» مشخص و ماهیت رفتار آنها واضح بود، حتی طبقه اجتماعی و ریشه رفتاری آنها واضح بود.
 
 یعنی الان اخلاق اجتماعی در ایران رعایت نمی‌شود؟
اخلاق اجتماعی در ایران ضعیف شده است.
 
 اخلاق اجتماعی دقیقاً یعنی چه؟
مهم‌ترین اخلاق اجتماعی مسوولیت اجتماعی است. امروز حسن خلق چندان وجود ندارد، به قانون احترام گذاشته نمی‌شود. همگرایی دیده نمی‌شود، همکاری و مشارکت اجتماعی کم شده است. صله‌رحم تضعیف شده است. همنوع‌گرایی وجود ندارد. دروغ جای خود را به صداقت داده است، به دنبال منافع شخصی بودن برتر از منفعت اجتماعی دیده می‌شود، افراد به دنبال حذف رقیب یا دیگری هستند و در این جامعه متاسفانه همراهی و همفکری با دیگری تقبیح می‌شود.
 
 عوامل بروز این بی‌توجهی به اخلاق اجتماعی چیست؟
ما سال‌هاست به هویت فرهنگی کم‌توجه شده‌ایم. نهادهای سیاستگذاری و برنامه‌ر‌یزی در ایران برای شناخت و ساخت هویت فرهنگی ایرانی تلاش چندانی نکرده‌اند. وقتی هویت فرهنگی نداشته باشیم نمی‌توانیم از مردم بخواهیم کرامت اخلاقی داشته باشند. از سیره پیامبر (ص) صحبت می‌کنیم اما به اصول رفتاری و روش او در جامعه اشاره‌ای نمی‌کنیم. پیامبر در همان ابتدا گفتند: «من برای ترویج مکارم اخلاقی آمدم»، یعنی پیغمبر(ص) هم به ما یادآوری کرده‌اند که جامعه را اخلاق پابرجا نگه می‌دارد، اما باز ما به این وجه دین توجه نمی‌کنیم. سخنان مقام معظم رهبری در مهرماه سال 1391 در دیدار جوانان خراسان را بررسی کنید، ایشان رسماً با طرح 20 پرسش اساسی در مورد سبک زندگی بی‌توجهی به اصول اخلاقی را به چالش کشیدند. آیت‌الله خامنه‌ای در آن دیدار در تشریح مفهوم سبک و فرهنگ زندگی، به مسائلی نظیر خانواده، ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوی مصرف، تفریحات، کسب و کار و رفتارهای فردی و اجتماعی در محیط‌های مختلف اشاره کردند و گفتند: «سبک زندگی به همه مسائلی برمی‌گردد که متن زندگی انسان را شکل می‌دهند» و در همان دیدار به نهادها و مسوولان یادآوری کردند که اگر گفتمانی در زمینه آسیب‌شناسی و چاره‌جویی مشکلات موجود در سبک و فرهنگ زندگی به وجود آید، شرایط اجتماعی بهتر می‌شود.
 
 بعد از صحبت‌های ایشان چه اقدامی صورت گرفت؟
اگر 20 پرسش اصلی ایشان را پاسخ می‌دادند، خیلی از موضوعات قابل بحث و بررسی بود، اما اصل این است که علوم اجتماعی در برنامه‌ریزی و سیاستگذاری‌های ایران دیده نمی‌شود. با هزاران کارشناس و برنامه‌ریز مدت‌ها نشستند و برنامه ششم توسعه را نوشتند اما در هیچ کجای این برنامه به کاهش آسیب‌های اجتماعی اشاره‌ای نکرده و برای آن پیش‌بینی نکردند.
 
 آیا این موضوعات پیش از این هم به دولت‌ها منتقل شده بود که در برنامه‌ریزی‌ها گنجانده شود؟
بله، بارها تکرار شده که تا آسیب‌های اجتماعی به طور واقعی دیده نشود، نمی‌توان در راه توسعه موفق بود و برای آن برنامه‌ریزی کرد. باید به مدیریت هوشمند آسیب‌های اجتماعی باور داشته باشند. نگاه سیاسی و امنیتی به آسیب‌های اجتماعی راه‌حل ماجرا نیست و کمکی به از بین رفتن این معضلات نمی‌کند و در بسیاری از موارد خود تهدید می‌شود. هر چند خدا را شکر مجلس تصویب آن را متوقف و به بررسی‌های دقیق‌تر موکول کرد و ما امیدواریم که در آینده بتوانیم موضوعات اجتماعی را به شکلی دقیق و قابل اجرا وارد کنیم.
 
 با این تعاریف و با توجه به گسترش شبکه‌های اجتماعی و شکل‌گیری نوع جدیدی از ارتباط میان افراد آینده جامعه ایران را چگونه می‌بینید؟
متاسفانه باید بگویم آینده بسیار نگران‌کننده است و با ادامه این بی‌توجهی‌های اجتماعی وضع از این هم بدتر می‌شود. خیلی واضح امروز مسوولیت اجتماعی کاهش پیدا کرده است. این هشدار بسیار جدی است که در میان شهروندان همگرایی و مشارکت دیده نمی‌شود. اگر جامعه‌ای نتواند برای بازیابی و بازتوانی خود تلاش کند و به همنوع و هموطن خود کمک کند، بداخلاقی‌ها رشد می‌کنند. رشد بداخلاقی در همه سطوح آسیب‌های فراوانی به شکل‌گیری ساختاری که باید برای آینده تک‌تک ایرانی‌ها برنامه‌ریزی کند وارد می‌کند. نگاه سیاست‌زده به جامعه و برخوردهای قهری یا ضربتی و موقتی پاسخی به این تهدیدهای نگران‌کننده نیست. چالش اجتماعی با راهکار اجتماعی و برنامه‌ریزی دقیق در حوزه اجتماعی برطرف می‌شود.
 
 تجربه‌های دیگر کشورها چگونه است؟ با این شرایط همه جوامع باید با این ناهنجاری‌ها مواجه باشند.
بله، البته با توجه به باور اجتماعی این مساله شدت و ضعف دارد. اما آنچه مهم است رویکرد «کاهش آسیب‌های اجتماعی» است. کشورهای پیشرفته همه تلاش خود را می‌کنند تا به این موضوعات مجرمانه نگاه نکنند و سعی می‌کنند بستر اجتماعی هر نوع راه یا نشانی برای بازگشت دوباره او به فضای ناهنجار اجتماعی را ببندند. در این شکل برنامه‌ریزی نگاه به فرد آسیب‌دیده اجتماعی به مانند بیمار است که حالا بعد از درمان به خوبی می‌تواند بار دیگر به زندگی عادی برگردد و بدون برچسب اجتماعی همانند دیگر همسالان خود برای آینده‌اش برنامه‌ریزی ‌کند. در این جوامع زندگی را فراتر از لحظه‌های سخت یا رفتارهای گذشته‌اش تعریف می‌کنند و به او هزاران انتخاب جایگزین می‌دهند که هم او از آسیب اجتماعی نجات پیدا کند و هم خانواده از نگرانی رها شود.
جامعه بزرگ‌ترین معلم و هادی در مسیر زندگی افراد است و هرچه جامعه‌ای پذیراتر باشد، آسیب‌های اجتماعی در آن کمتر دیده می‌شود. در این‌گونه جوامع تلاش می‌کنند به جامعه نگاه نرمی داشته باشند و آسیب‌های اجتماعی را هم با ساده‌ترین و مهربانانه‌ترین روش‌های جامعه‌پذیری ریشه‌یابی و برای رفع آنها برنامه‌ریزی می‌کنند.

منبع: هفته نامه تجارت فردا بهمن 94

 




نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1394/11/30

دومین نشان سلامت اجتماعی ایران به دکترکمالی اعطا شد

تهران-ایرنا- دومین نشان سلامت اجتماعی ایران از سوی انجمن مددکاری اجتماعی ایران به دکترمحمد کمالی استاد حوزه توانبخشی اعطا شد.

به گزارش خبرنگاراجتماعی ایرنا، آیین نکوداشت استادمحمد کمالی با حضورمسوولان بهزیستی، آموزش و پرورش و فدراسیون ورزش های جانبازان و معلولان برگزار شد.
دکترمحمدکمالی عضو هیات علمی دانشکده علوم توان بخشی دانشگاه علوم پزشکی ایران است. همچنین در این مراسم از کتاب ویژه نکوداشت دکتر محمد کمالی و تمبر او در سالن همایش سازمان بهزیستی رونمایی شد.
همچنین با توجه به برنامه ریزی های انجام شده آیین بزرگداشت پیشگامان سلامت اجتماعی برای استاد حبیب آقابخشی نیز برگزارخواهد شد.
حسین نحوی نژاد معاون امورتوان بخشی سازمان بهزیستی در این مراسم گفت: متاسفانه هم اکنون پزشکان ما تربیت اجتماعی نمی شوند بلکه تربیت بیمارستانی و درمانی دارند.
اجتمام**9185**9132**1724




نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1394/11/27

برخی آمارهای رسمی در حوزه خودکشی واقعی نیست

ارسال شده در: ۱۳۹۴/۱۱/۲۶ 

81391317-6084646رئیس انجمن مددکاران ایران در مصاحبه با “صبح و گفت وگو” رادیو گفت وگو با بیان اینکه نرخ خودکشی در کشورمان بسیار کمتر از سایر کشورهاست، برخی آمارهای رسمی در این حوزه را غیرواقعی دانست.
سیدحسن موسوی در آغاز این گفت وگو ضمن پاسخ به سوال مجری برنامه که در خصوص ممنوعیت فروش قرص برنج به منظور کاهش دسترسی برخی افراد پرسید، اظهار کرد: «قرص برنج یکی از روش های خودکشی است و آنچه باید مهم قلمداد شود، عواملی است که منجر می شود فرد اقدام به این کار کند و اگر قرص برنج نباشد، فرد روش دیگری را انتخاب می کند.»
وی تصریح کرد: «نرخ خودکشی در ایران به نسبت کشورهای دیگر چندان بالا نیست؛ در طول ۱۵ سال اخیر نرخ خودکشی در ایران بین ۵، ۶ تا ۷ در صد هزار نفر بوده ولی حتی یک مورد نیز می تواند برای ما آماری زیاد باشد.»
موسوی گفت: «آمارهای رسمی در حوزه اقدام به خودکشی واقعی نیست؛ چرا که بسیاری موارد به منظور استفاده از دفترچه بیمه ثبت نمی شود ولی در نهایت باید گفت خودکشی معلولِ عوامل دیگری است که اگر مدیریت نشوند، شاهد سایر آسیب های اجتماعی نیز خواهیم بود.»
وی ادامه داد: «بسیاری از افراد که اقدام به خودکشی کرده اند، از این اقدام پشیمان هستند و این ندامت نشان می دهد، بخش عمده این کار ناشی از جهل و عدم توانایی و عدم شناخت منابع اجتماعی است و بخشی دیگر به این مسئله باز می گردد که سواد اجتماعی برای زندگی در شرایط امروز باید بیش از هر زمان دیگر مورد توجه باشد.»
موسوی آگاهی دادن به جای ممنوعیت را راهکاری مفید خواند و افزود: «رویکرد سلبی مناسب نیست؛ موضوعات اجتماعی از جمله اقدام به خودکشی با اینگونه برخوردهای قهری مدیریت نخواهد شد چون ۳۷ سال این تجربه را در کشور داشته ام.»
رئیس انجمن مددکاران ایران خاطرنشان کرد: «ما باید مهارت گفت وگو را میان خودمان افزایش دهیم؛ خواسته ها را بیان کنیم و مشورت بگیریم. فراموش نکنیم اگر گفت وگو با آداب خود همراه باشد، بیشترین تاثیر را در پدیده هایی همچون خودکشی خواهد داشت.»





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1394/11/27

دومین نشان "سلامت اجتماعی ایران" به دکتر کمالی اهداء شد

 

در آیین نکوداشت دکتر محمد کمالی یکی از پیشگامان سلامت اجتماعی ایران و عضو هیات علمی دانشگاه علوم توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی ایران از تمبر اختصاصی این مراسم با حضور مسئولان پست ایران، رئیس سازمان بهزیستی کشور و نمایندگان سمن‌های فعال در عرصه توانبخشی رونمایی شد.

به گزارش خبرنگار «اجتماعی» ایسنا،‌ از معاون سابق توانبخشی سازمان بهزیستی کشور، دکتر محمد کمالی تقدیر و آیین نکوداشت وی با حضور وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی و رئیس سازمان بهزیستی، رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران و جمعی کثیری از دانشگاهیان برگزار شد.

در این مراسم دومین نشان "سلامت اجتماعی ایران" که به ابتکار انجمن مددکاران اجتماعی ایران طراحی و شدبه دکتر محمد کمالی اهداء و همچنین مستندی از زندگی و سال‌های فعالیت این استاد در عرصه توانبخشی و بهزیستی کشور پخش شد.

انتهای پیام/سرویس: اجتماعی - رفاهی و خانواده





نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1394/11/27

دکتر علی شریعتی انسان‌ها را به چهار دسته تقسیم کرده است:

١ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نیستند هم نیستند.

عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

 ٢ـ آنانی که وقتی هستند، نیستند و وقتی که نیستند هم نیستند.

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت‌شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌‌شان یکی است.

 ٣ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نیستند هم هستند.

آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

 ٤ـ آنانی که وقتی هستند، نیستند و وقتی که نیستند هستند.

شگفت‌انگیز‌ترین آدم‌ها.

در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم، باز می‌شناسیم، می فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1394/11/25
  

آرمان- صبالسادات حسینی: تاخیر و بالا رفتن سن ازدواج در كشور موضوعی نیست كه دیگر بتوان آن را كتمان کرد. این مشكل كه ریشه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارد 10 تا 15سال گذشته هنوز به یك معضل حاد اجتماعی تبدیل نشده بود، اما از اوایل دهه 80 متفكران و جامعه‌شناسان درباره بالا رفتن سن ازدواج و كم شدن نرخ ازدواج و تشكیل خانواده در بین ایرانیان هشدار داده بودند كه كسی به آن توجهی نكرد. نتیجه این بی‌توجهی‌ها معضلاتی مانند روابط خارج از خانواده و افزایش تعداد مجردها و هزاران مشكل اجتماعی دیگر است. دلایل تاخیر ازدواج‌ها هرچه كه باشد، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... باز هم باید گفت این وظیفه دولت‌هاست كه در این زمینه چاره‌اندیشی كنند. نیاز به تشكیل خانواده یك نیاز اساسی در همه انسان‌هاست كه اگر محقق نشود زندگی فرد از مسیر و مدار تعادل خارج می‌شود. «آرمان» برآن شد تا درباره دلایل تاخیر در ازدواج و بالا رفتن سن آن با سید حسن موسوی چلك، رئیس انجمن مددكاران اجتماعی ایران به گفت‌وگو بنشیند.

درباره دلایل تاخیر در سن ازدواج در كشور توضیح بدهید و لطفا بگویید این عوامل بیشتر اقتصادی، اجتماعی یا فرهنگی است؟

موضوعی كه در كشور ما راجع به آن بحث‌های زیادی شد، موضوع ازدواج و كاهش تعداد ازدواج‌های دائم و بالا رفتن میانگین سن ازدواج و به دنبال آن افزایش طلاق بود. بی‌شك از نظر اجتماعی میانگین سن ازدواج در افراد تحصیلكرده به دلیل اشتغال آنها به تحصیل و نداشتن فرصت ماندن در محیط كار و حضور فیزیكی بالاتر رفته است. این امر طبیعی است كه افرادی كه تحصیل می‌كنند و ساعاتی از روز را باید در محیط‌هایی جز محیط‌های كاری خود باشند، نسبت به افرادی كه كار تمام وقت دارند امنیت شغلی كمتری داشته باشند. همین نداشتن امنیت شغلی باعث می‌شود آنها استرس و نگرانی‌های زیادی را در امر تامین معاش و گذران زندگی تجربه كنند كه افرادی كه در حال تحصیل نیستند آن را تجربه نمی‌كنند. همه اینها در حالی است كه فرد مجرد فقط وظیفه تامین معاش خودش را عهده‌دار است، اما افراد متاهل باید به فكر هزینه‌های دیگر یا دیگرانی هم در زندگی باشند و برای آن چاره‌اندیشی كنند. در كنار همه این مسائل اینكه فردی درس می‌خواند و وارد دانشگاه می‌شود همین دو مساله در بالا رفتن سطح توقعات و آرزوهای او تاثیرگذار است. در درجه اول این فرد دید و طرز نگرش جدیدی به دنیای پیرامون خود پیدا می‌كند. قرار گرفتن در محیط جدید و ارتباط با افرادی كه تجربه مشابه خودش را دارند تجربیات جدیدی را برای او به ارمغان می‌آورد. متاسفانه برای این قبیل جوانان كه در مسیر رشد و پیشرفت هستند و درس و دانشگاه را در كنار مهارت آموزی و كار و حرفه شان وارد زندگی می‌كنند ازدواج اصلا اولویت نیست. آنها به واسطه مشغله‌های مختلفی كه پیدا می‌كنند تمایل كمتری به ازدواج و اندیشیدن به آن دارند و به عبارت دیگر این مساله مهم زندگی در سنینی كه باید برای جوانان اولویت باشد دیگر یك اولویت نیست و در حاشیه كار و تحصیل قرار می‌گیرد. همین عامل به تنهایی باعث می‌شود حتی جوانانی كه انگیزه بالایی برای ازدواج و تشكیل خانواده دارند هم نتوانند به مرحله‌ای برسند كه بتوانند یك زندگی را اداره كنند، زیرا مسیری كه آنها برای كار و موفقیت آینده خود ترسیم می‌كنند گاهی اوقات آنقدر سخت و صعب العبور است كه به زحمت خودشان تا 50 سالگی به آن می‌رسند و طبیعی است كه ازدواج و تشكیل خانواده در این فضا یك اولویت نیست. این وضعیت در كل كشور حاكم است، اما در تهران چون شرایط كسب و كار و زندگی سخت‌تر از نقاط دیگر كشور است این روند بالا رفتن سن ازدواج شدیدتر است.

به دلایل اقتصادی بالا رفتن سن ازدواج برمی‌گردیم كه برخی از این دلایل ریشه فرهنگی هم دارد. برای مثال اینكه همه جوانان دوست دارند با فردی پولدارتر از خود یا در طبقه اجتماعی بالاتر از خود ازدواج كنند به چه دلیل است؟

این عوامل در خیلی از ازدواج‌ها دخیل است و انگیزه مادی عامل تعداد زیادی از ازدواج‌هاست، اما همه این ازدواج‌ها محكوم به شكست است. افرادی كه در بحث انتخاب همسر و مهریه با چشم داشت‌های مالی ازدواج می‌كنند، به ویژه خانواده‌هایی كه از تمكن مالی بالاتری برخوردار هستند، با این طرز تلقی خودشان رابدبخت می‌كنند. این نوع نگاه به ازدواج از اول محكوم به شكست خواهد بود.

بالا رفتن سن ازدواج به هر حال مانند زخمی سطحی است كه به دلیل عدم رسیدگی به عفونتی عمیق منجر شده است و به برخی از آسیب‌های اجتماعی می‌انجامد. مسیر آینده كشور در برخورد با مسائل ناشی از بالارفتن سن ازدواج چیست و آیا باید این قضیه را از اساس كتمان كنند؟

كتمان راه‌حل برخورد با هیچ یك از معضلات اجتماعی نیست، زیرا معضلات اجتماعی خاصیتی دارند كه اگر مورد غفلت قرار گرفته و نادیده انگاشته شوند نه تنها از بین نمی‌روند، بلكه در شكل و قالبی جدید و در قالب بحرانی عمیق‌تر سرباز می‌كنند. معضل ازدواج سپید كه من بر آن عنوان «هم باشی سیاه» را گذاشته‌ام نوعی از سبك زندگی افسارگسیخته و غلط است كه نتیجه‌ای جز شكست نخواهد داشت. با توجه به ریشه‌های فرهنگی و تاریخی كه كشور ما دارد و سنت قوی كه از آن برخوردار هستیم شكل‌گیری پدیده‌ای تحت عنوان زندگی مشترك در یك خانه بدون ازدواج رسمی نمی‌تواند تبدیل به پدیده‌ای همه گیر در كشور ما شود.منبع: روزنامه آرمان/24/11/94/صفحه5



 




نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1394/11/24
http://www.honaronline.ir/Image/News/2016/2/67828_635906203583149298_l.jpg
در این آیین که با همکاری موسسه فرهنگی هنری پارپیرار و بنیاد آفرینش های هنری نیاوران روز جمعه مورخ 23 بهمن1394 ازساعت 15 لغایت 19 برگزار شدعلاوه بر خانواده آن مرحوم، مسئولین و هنرمندان و علاقمندان به استاد محسن پور نیز حضور داشتند. پس از تلاوت کلام ا... مجید و پخش سرود جمهوری اسلامی ایران کلیپی از استاد محسن پور پخش شد.در این مراسم سید حسن موسوی چلک، استاد محمد رضا درویشی، استاد علی اکبر شکارچی، استاد دکتر عبدالحسین مختاباد، استاد جهانگیر نصری اشرفی،  اقای سجادی( مدیر فرهنگسرای نیاوران)، آقای مرادخانی معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی صحبت هایی کوتاه درباره استاد محسن پور بیان کردند.البته استاد مختاباد قطعه ایی مازندرانی به یاد استاد خواند.  استاد شکارچی هم با کمانچه مویه خوانی کرد.سعدی صادقی هم تکنوازی کمانچه را اجرا کرد.آقای گرجی نیز به همراه یکی از هنرمندان لله وا زد و آواز  خواند.اجرای گروه هزار دستان به سرپرستی و خوانندگی اصغر رستمی که از آمل به تهران آمده بودند بخش پایانی مراسم بود.همچنین لوح تقدیری به فرزند استاد محسن پور  به پاس تلاش پدرشان اهداء شد.مراسم با استقبال خوب مواجه شد.





نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1394/11/24

 

آن‌چه در ایران در حال رخ‌دادن در حوزه آسیب‌های اجتماعی است، یک اتفاق ویژه است/ نهادهای متولی چه می‌کنند؟/ چه باید کرد؟


در سال‌های اخیر با مطرح‌شدن و پررنگ‌شدن مقوله آسیب‌های اجتماعی و به‌تبع آن طرح مفهوم زنانه‌شدن آسیب‌های اجتماعی، دستگاه‌ها و نهادهایی متولی سیاست‌گذاری، برخورد، پیشگیری و مدیریت این آسیب‌ها شده‌اند. علی‌رغم تعدد مراکز مسئول، همچنان شاهد افزایش روزبه‌روز این آسیب‌ها در ابعاد گوناگون آن هستیم؛ امری که ضرورت توجه و بررسی‌های دقیق‌تر کارشناسی و علمی را می‌طلبد تا در ادامه و با ارتباط نهادهای پژوهشی و سیاست‌گذاری، سیاست‌گذاری‌های درستی نیز در مقابله و نیز پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی صورت پذیرد. به منظور بررسی و ارزیابی نحوه مدیریت آسیب‌های اجتماعی، خلأها، ضرورت‌ها و بایسته‌های این مدیریت، مهرخانه در نشستی با حضور دکتر احمد بخارایی؛ جامعه‌شناس و رییس کارگروه مسایل اجتماعی انجمن جامعهشناسی و سید حسن موسوی‌چلک؛ رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، مشاور رییس و مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی کشور به بررسی نهادهای فعال در ایران در زمینه آسیب‌های اجتماعی، برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌های موجود، خلأهای ساختاری و قانونی، و بایسته‌های لازم در مدیریت آسیب‌های اجتماعی پرداخته است

.

به گزارش مهرخانه، در ابتدای نشست موسوی‌چلک در پاسخ به این سؤال که متولیان اصلی آسیب های اجتماعی در کشور چه نهادهایی هستند، گفت: ما در حوزه آسیب‌های اجتماعی براساس وظایف قانونی، چند مرجع داریم که در این حوزه مشغول به کار هستند. در حوزه مواد مخدر ستادی با عنوان ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری مشغول به فعالیت است که رییس آن رییس‌جمهور و دبیرکل آن وزیر کشور است؛ در گذشته در یک مقطع زمانی دبیرکل ستاد، ناجا بود. این ستاد حدود 20 دستگاه عضو اصلی دارد و در سطح ملی فعالیت می‌کند.



شورای اجتماعی کشور و شورای عالی رفاه و تأمین‌اجتماعی؛ متولیان دیگر مدیریت آسیب‌های اجتماعی

رییس انجمن مددکاری اجتماعی ایران شورای اجتماعی کشور را دومین نهاد متولی مدیریت اسیب‌های اجتماعی در کشور دانست و اظهار داشت: رییس این شورا وزیر کشور است و با حضور نمایندگان قوای مختلف، نمایندگان مجلس، قوه قضاییه و مجریه تشکیل می‌شود. همچنین شورای عالی رفاه و تأمین‌اجتماعی را نیز به عنوان یک مرجع سیاست‌گذار دیگر در این زمینه داریم؛ اگرچه این شورا، تشکیل جلسات زیادی نداشت و ورود بالایی در این حوزه نداشت، اما شورایی قانونی و رسمی در این حوزه است. همچنین شورای سیاست‌گذاری سلامت که متولی آن وزارت بهداشت است، شورایی دیگر در زمینه مدیریت آسیب‌های اجتماعی است که با حضور نمایندگان مجلس و دستگاه‌های ذی‌ربط برگزار می‌شود.

بهزیستی بزرگ‌ترین، تخصصی‌ترین و فراگیرترین سازمان متولی در حوزه اجرا

او با بیان این‌که مرجع متولی دیگر در این زمینه ستاد ملی صیانت از زن و خانواده است، ادامه داد: در حوزه سازمانی نیز بر اساس قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی، بزرگ‌ترین دستگاه مرتبط با این موضوع وزارت‌خانه کار، رفاه و تأمین اجتماعی است. یعنی تمام سطوح پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی جزو وظایف سیاست‌گذاری و نظارت وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی قرار دارند. همچنین در حوزه اجرا بزرگ‌ترین، تخصصی‌ترین و فراگیرترین سازمان، سازمان بهزیستی است که در سطوح مختلف پیشگیری ورود پیدا می‌کند. آموزش‌وپرورش نیز در حوزه مشاوره، در حوزه اداره کل سلامت و در اداره کل پیشگیری و مراقبت از آسیب‌های اجتماعی این مسئولیت را برعهده دارد.

موسوی‌چلک وزارت علوم را سازمان متولی دیگر در زمینه مدیریت آسیب‌های اجتماعی دانست و اظهار داشت: در حوزه سکونت‌گاه‌های غیررسمی یا محلات ناکارآمد شهری که یکی از محورهای آن ابعاد اجتماعی است نیز وزارت راه و شهرسازی طبق قانون مسئولیت دارد. همچنین وزارت ارشاد و مرکز ملی فضای مجازی در حوزه فضای مجازی فعالیت دارند.



مشاور رییس و مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی کشور ادامه داد: استانداری‌ها و وزارت کشور به عنوان دستگاهی مستقل و نه تحت شورای اجتماعی کشور، مسئولیت‌هایی در این زمینه برعهده دارند. شهرداری‌ها؛ به‌ویژه شهرداری تهران، نیروی انتظامی و وزارت دادگستری هم در این حوزه درگیر هستند. قوه قضاییه در حوزه پیشگیری از وقوع جرم مطابق قانون اساسی مسئولیت داشته، و سازمان زندان‌ها نیز در بخش پیشگیری سطح دو و سه فعال است. سازمان جوانان هلال احمر چند سالی است که در عرصه تشکل‌های جوانان، در بخش پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی ورود کرده و صداوسیما هم مسئولیت‌هایی دارد.


فعالیت بخش غیردولتی در کنار نهادها و سازمان‌های دولتی

او با بیان این‌که در کنار این نهادها و سازمان‌های دولتی، بخش‌ غیردولتی و رسانه‌ها در این حوزه فعالیت دارند، خاطرنشان کرد: در بخش علمی، دانشگاه‌ها، تشکل‌های علمی- دانشگاهی مثل انجمن جامعه‌شناسی، انجمن مددکاری، سازمان نظام روانشناسی و... درگیر هستند. در بخشی از فعالیت‌ها که مربوط به تشخیص و ارایه نظر به سیستم قضایی می‌شود، سازمان پزشکی‌قانونی ورود پیدا می‌کند.


می‌توان گفت تمام ارکان حاکمیت درگیر حوزه مدیریت آسیب‌های اجتماعی است/ مدیریت واحد نداریم
موسوی‌چلک با تأکید بر این‌که به نوعی می‌توان گفت تمام ارکان حاکمیت درگیر حوزه مدیریت آسیب‌های اجتماعی شده‌اند؛ چراکه وضعیت، وضعیت خوبی نیست، اظهار داشت: علی‌رغم تمام این فعالیت‌ها، هیچ نهادی در کشور پاسخ‌گوی آسیب‌های اجتماعی نیست و مدیریت واحدی که در حوزه سیاست‌گذاری بتواند نقشی ایفا کند، نداریم. نکته مهم دیگر این‌که در ایران حتی سیاست اجتماعی مشخصی در حوزه آسیب‌های اجتماعی نداریم. یک روز گشت ارشاد است، یک روز منکرات است، یک روز اورژانس اجتماعی است، و...؛ چراکه مدیریت واحدی در این زمینه وجود ندارد و نقش سیاست‌گذاری در این بخش مشخص نیست. در استان‌ها و شهرستان‌ها هم وقتی وارد می‌شویم، وضعیت بدتر می‌شود.( ادامه دارد)






.





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1394/11/23

تفاهم نامه همکاری بین انجمن و سازمان جوانان هلال احمر امضا شد

انجمن مددکاران اجتماعی ایران با سازمان جوانان جمعیت هلال احمر تفاهم نامه همکاری امضا کرد.
روابط عمومی انجمن مددکاران اجتماعی ایران- بعد از ظهر امروز در جلسه ای که با حضور رئیس و برخی اعضای هیات مدیره انجمن و رئیس و برخی مدیران سازمان جوانان هلال احمر برگزار شد در محل این سازمان برگزار شد تفاهم نامه همکاری امضا و مبادله گردید.
در این تفاهم نامه به بخشهای مختلف آموزشی، پژوهشی و اجرایی در زمینه های فعالیت مشترک سازمان جوانان و انجمن اشاره شده است.
در جلسه امضای تفاهم نامه موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران زمینه های مشترکی که بین مأموریتهای سازمان جوانان هلال احمر و ظرفیتهای انجمن مددکاران اجتماعی در حوزه حوادث و بلایا، سلامت اجتماعی و مسائل حوزه جوانان وجود دارد مغتنم شمرد و عنوان نمود که این انجمن در سالهای اخیر همواره با مجموعه جمعیت هلال احمر و به ویژه سازمان جوانان همکاری نزدیک داشته و تمایل دارد تا در ادامه به صورت نظام مندتر این همکاری را ادامه دهد.
همچنین دکتر حبیبی، رئیس سازمان جوانان هلال احمر نیز به عزم سازمان جوانان برای حمایت و استفاده از نهادهای علمی غیردولتی در حوزه اجتماعی تأکید کرد و اعلام کرد که در برنامه های پیش رو مطابق آنچه که در تفاهم نامه آمده از ظرفیتهای فردی و نهادی مددکاران اجتماعی عضو انجمن بهره خواهند گرفت.
گفتنی است چهارسال پیش نیز سند مشابهی بین دو مجموعه مبادله شده بود و بر اساس آن فعالیتهای مشترک متنوعی طی سالهای اخیر اجرا شده بود.
در این جلسه موسوی چلک رئیس و دکتر جوادی، محترم رمضانلو و عباسعلی یزدانی اعضای هیات مدیره انجمن و دکتر حبیبی رئیس، امیر لله گانی معاون جوانان و کبری محمدی مشاور آموزش و پژوهش سازمان جوانان هلال احمر حاضر بودند.

IMG_20160203_212124

IMG_20160203_212100

IMG_20160203_212104





نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1394/11/23




نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1394/11/20
۱۳۹۴/۱۱/۱۹
 مشاور رییس و مدیرکل مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی کشور:

 
فعالیت بهزیستی توسط تشکل‌های غیردولتی نظارت می شود
مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی کشور از نظارت تشکل‌های غیردولتی بر فعالیت بهزیستی خبر داد و خواستار شناسایی گلوگاه‌های فساد توسط تشکل‌ها شد تا سازمان بتواند به سمت اصلاح حرکت کند.

به گزارش روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان بهزیستی کشور، «سیدحسن موسوی‌چلک» مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی کشور از از اجرای نظام‌نامه نظارتی خبر داد و گفت: یکی از مهمترین وظایف واحدهای ستادی، نظارت بر فعالیت‌هاست و با توجه به اینکه بخش عمده‌ای از فعالیت‌ها به واحدهای ذیربط واگذار شده است تمام تمرکز را بر نظارت گذاشته‌ایم و ستاد وظیفه نظارت را برعهده گرفته است.

مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی کشور، افزود: نظام‌نامه نظارتی قالبی چندبخشی دارد که به نظارت سازمان بر استان‌ها، نظارت مردم بر فعالیت‌های سازمان، نظارت تشکل‌های غیردولتی بر سازمان خلاصه می‌شود.

وی بر نظارت واحدهای ستادی بر عملکرد مدیریت‌های ما در استان اشاره کرد و گفت: در این فرآیند واحدهای ستادی انتظارات خود را از واحدهای استانی و واحدهای استانی چنین تعریفی از واحدهای شهرستانی خود تعریف می‌کنند؛ چراکه در راستای استقرار نظام مدیریت عملکرد باید وظایف شفاف تعریف شود؛ در حال حاضر گلوگاههای سار خیر از سوی واحدهای ستادی و استنی شناسایی و تعریف شده است.

موسوی‌چلک با بیان اینکه شاخص‌های نظارت براساس فعالیت‌های بهزیستی به صورت فرآیندی و محتوایی نگارش شده است، تصریح کرد: هیچ فعالیتی نباید باشد که شاخص نظارت نداشته و باید قابل اندازه‌گیری، شفاف و ساده باشد؛ لذا در حال حاضر نظام‌نامه نظارتی به چهار روش نظارت می‌شود.

مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی کشور بر نظارت مردم بر فعالیت‌های سازمان را یکی از روش‌های این نظام‌نامه برشمرد و ادامه داد: ما نمی‌توانیم محدودیتی برای نظارت مردم ایجاد کنیم؛ هرچه نظارت بیشتر، رضایت و سلامت بیشتر و این امر سبب ارتقاء کیفیت خدمات می‌شود که افزایش رضایت مردم را به دنبال خواهد داشت.

وی نظارت تشکل‌های غیردولتی بر سازمان را یکی از دیگر روش‌های نظارتی بر فعالیت بهزیستی برشمرد و افزود: شاخص‌های نظارتی نیز باید توسط تشکل‌های غیردولتی تعریف به دفتر مدیریت عملکرد ارائه شود و نیز خواستار شناسایی گلوگاه‌های فساد توسط تشکل ها شد تا سازمان بتواند به سمت اصلاح حرکت کند.

موسوی‌چلک ارتقاء سطح کیفی خدمات، برنامه‌ریزی منسجم، شناسایی نقاط قوت و شعف و ارائه راهکار، ارتقاء  رضایتمندی جامعه هدف، جمع‌آوری داده‌ها و تجزیه و تحلیل اطلاعات و رتبه‌بندی عملکرد استانی را از اهداف نظام‌نامه نظارتی برشمرد و یادآور شد: نظارت منجر به تعریف استاندارد و در نهایت سبب رتبه‌بندی می‌شود و تا سال 95 تمامی مراکز تحت پوشش بهزیستی رتبه‌بندی می‌شوند.
منبع : اداره کل روابط عمومی و امور بین الملل سازمان بهزیستی کشور




نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1394/11/20
رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران:

حقایق حوزه اجتماعی دربرنامه ششم دیده نشد/واقعیت ها را بپذیریم

شناسهٔ خبر: 3042355 -
رئیس انجمن مددکاری ایران با اشاره به اینکه غفلت از آسیبهای اجتماعی در حالیکه آنها جامعه را تهدید می‌کنند، بخشودنی نیست، گفت: واقعیت‌های حوزه سلامت اجتماعی در برنامه ششم در نظر گرفته نشده است

دکتر سید حسن موسوی چلک در گفتگو با خبرنگار مهر به بحث آسیب‌های اجتماعی در برنامه ششم اشاره کرد و گفت: برنامه ششم در یک پستویی نوشته شد که واقعیت‌های حوزه اجتماعی را در آن در نظر نگرفتند در حالی که کارشناسان اجتماعی در برنامه‌ها و طرح‌هایی که ارائه شده بود، تمام مشکلات و آسیب‌ها را عنوان کرده بودند.

وی گفت: در نشست‌های مشترکی که تاکنون برای تدوین برنامه ششم برگزار شد، در تمام کمیته‌ها حضور داشتیم اما متاسفانه خروجی که از آن بیرون آمد، ربطی به برنامه‌های ارائه شده نداشت و آسیب‌ها عملاً حذف شد و تنها موردی که در آن دیده شده، در یک بند برنامه ششم؛ موضوع اعتیاد است.

رئیس انجمن مددکاری ایران با اشاره به اینکه آسیب‌های اجتماعی در حالی جدی گرفته نشده که وضعیت آن بسیار بغرنج است، گفت: آسیب‌های اجتماعی شوخی ندارد و در هیچ مقطعی مانند اکنون وضعیت ما در حوزه آسیب‌ها به این شکل نبوده به همین دلیل باید به صورت جدی برنامه‌ها و طرح‌های ویژه‌ای را تدوین کنیم.

موسوی چلک تاکید کرد: خوشبختانه مجلس، برنامه ششم را بازگردانده به این دلیل که نیاز به اقدامات کارشناسی جدی دارد؛ بنابراین بهترین فرصت است که از نظرات نخبگان اجتماعی در تدوین این برنامه استفاده کرد.

به گفته وی، آنچه در حال حاضر کشور را تهدید می‌کند، آسیب‌ها و مسائل اجتماعی است و غفلت از آن قابل بخشش نیست.

سلامت اجتماعی در برنامه های توسعه گذشته دیده نشد

رئیس انجمن مددکاری ایران با تاکید بر اینکه سلامت اجتماعی باید در برنامه ششم به صورت جدی تحلیل، بررسی و برنامه‌ریزی شود، اظهار داشت: در برنامه‌های توسعه گذشته نخواستیم سلامت اجتماعی را ببینیم اما دیگر زمان آن گذشته که سر خود و مردم را کلاه بگذاریم و واقعیت جامعه چیز دیگری است که باید در نظر گرفت.

موسوی چلک با اشاره به اینکه نمی‌شود با موضوعات اجتماعی و آسیب‌ها، برخورد سیاسی کرد گفت: واقعیت‌های جامعه را باید پذیرفت و برای آنها برنامه‌ریزی کرد.

وی گفت: آنچه از برنامه ششم به نظر می‌رسد این است که اگر هم نباشد اتفاق خاصی رخ نمی‌دهد؛ به همین دلیل است که مورد اعتراض آسیب‌شناسان و نخبگان اجتماعی است. بنابراین تا فرصت باقی است باید در جهت بهبود وضعیت اجتماعی و آسیب‌‌های اجتماعی اقدام جدی به عمل آورد.

منبع:خبرگزاری مهر/16 11/94





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1394/11/17

جدیدترین خط فقر در ایران

ارسال شده در: ۱۳۹۴/۱۱/۱۷ 

24553 اگرچه نمی‌توان رقم مشخصی را به عنوان یک خط فقر عمومی در کل ایران اعلام کرد و خط فقر از جایی به جای دیگر متفاوت است، اما پژوهشکده مرکز آمار اخیرا گزارش مبسوطی از خط فقر در یک دوره ۱۰ ساله انجام داده است. خلیل حیدری، استادیار موسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی و مجری طرح مطالعاتی بررسی خط فقر در مرکز آمار در گفت‌و‌گو با تجارت فردا از افزایش ۲۴ درصدی خط فقر در ایران خبر داده و گفته خط فقر غذایی و غیرغذایی سرانه بر حسب سال و ماه در فاصله زمانی ۸۳ تا ۹۲ کمی بیش از ۵٫۶ برابر شده است.

خلیل حیدری در توضیح روند افزایش خط فقر گفته است: بر اساس آخرین مطالعه خط فقر سرانه/ سالانه شهری در سال ۸۳ حدود ۴۵۷ هزار و ۸۰۰ تومان بوده، در حالی که در سال ۹۲ به سه میلیون و ۲۴ هزار و ‌۱۰۰ تومان افزایش یافته است. در حقیقت این آمار نشان می‌دهد در سال ۹۲ خط فقر مطلق برای هر نفر ماهانه ۲۵۲ هزار تومان بوده و برای یک خانواده چهار‌نفره حدود یک میلیون تومان بوده است. این رقم خط فقر مطلق را نشان می‌دهد که یک خانواده از حداقل امکانات در حد اینکه غذایی در طول روز استفاده کرده و دارای سرپناه باشد، باید چنین درآمدی به طور میانگین در سطح کشور داشته باشد.

وی ادامه داد: این بررسی‌ها نشان می‌دهد تامین ۲۳۰۰ کالری برای هر یک از افراد خانوار در سال منجر به افزایش هفت‌برابری در فاصله زمانی ۱۰ سال شده است. این افزایش به نسبت کمتری در خط فقر غیرغذایی سرانه/سالانه در فاصله زمانی سال‌های ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۲ بوده است. خط فقر غیرغذایی سرانه/سالانه در فاصله زمانی ۱۰ سال مذکور شش برابر شده است. در مجموع خط فقر غذایی و غیرغذایی سرانه بر حسب سال و ماه نیز روندی افزایشی داشته است و در فاصله زمانی ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۲ کمی بیش از ۵٫۶ برابر شده است.

اما خط فقر در مناطق روستایی هم بررسی شده است. وی در این مورد هم گفته است: بر اساس این گزارش در مناطق روستایی ایران خط فقر سرانه/سالانه در سال ۸۳ حدود ۲۴۶ هزار تومان بوده که در سال ۹۲ به یک میلیون و ۹۹۲ هزار و ۹۰۰ تومان افزایش داشته است. به عبارت دیگر تامین ۲۳۰۰ کالری برای هر یک از افراد خانوار روستایی در سال منجر به افزایش هشت‌برابری مخارج در فاصله زمانی ۱۰ سال شده است. این افزایش در خط فقر غیرغذایی سرانه/سالانه در فاصله زمانی سال‌های ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۲ نیز مشاهده می‌شود. به طوری که خط فقر غیرغذایی سرانه/سالانه در فاصله زمانی ۱۰ سال مذکور حدود هشت برابر شده است. در مجموع خط فقر غذایی و غیرغذایی سرانه در جوامع روستایی نیز بر حسب سال و ماه نیز روندی افزایشی داشته است. بر اساس این برآوردهای خط فقر در جوامع روستایی درصد فقرا از حدود ۱۰ درصد در سال ۱۳۸۳ به حدود ۲۱ درصد در سال ۱۳۹۲ افزایش یافته است. همچنین شاخص فقر SST (شدت فقر) نیز نشان می‌دهد روند کلی شدت فقر در دوره ۱۰ساله مورد بررسی روندی صعودی داشته است.

اما ارقام دیگری در خصوص خط فقر تاکنون اعلام شده است. کاظم جلالی، رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس هم اواخر دی ماه با حضور در جمع شورای اسلامی کار و کارگران کشور به حداقل دستمزد ۷۰۰ هزار تومانی سال ۹۴ اشاره کرده و گفته بود: خط فقر یعنی حقوق زیر دو میلیون و ۳۰۰ هزار تومان و با دستمزد فعلی امکان گذران زندگی فراهم نیست.

منبع: اقتصاد نیوز





نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1394/11/17

آسیب‌ شناسی باید بومی‌ سازی شود

دفتر مراقبت در برابر آسیب‌ های اجتماعی آموزش و پرورش، روز گذشته هفت عامل مخاطره آمیز و تهدید کننده دانش‌آموزان در مدارس را معرفی کرد که عبارتند از: رفتارهای پرخطر، اختلالات بهداشت روان، اختلالات خانوادگی، انحرافات اخلاقی، اختلالات تحصیلی، اختلالات فرهنگی و بزهکاری.
تصویر آسیب‌ شناسی باید بومی‌ سازی شود

با این حال من اعتقاد دارم همه این مشکلات برآمده از یک مثلث پرخطر در نوجوانی است که سه ضلع آن را کنجکاوی درباره مسائل جنسی و افزایش میل جنسی در سن بلوغ، استفاده مهارگسیخته و بدون رعایت قانون از فضای مجازی و فراوانی ورود موادمخدر به کشور تشکیل می‌دهد بنابراین آسیب‌ زایی اصلی از دل این مثلث است و اگر بتوانیم عمده تلاش‌مان را برای مواجهه با این سه ضلع اختصاص دهیم آن هفت خطر، خود به خود خنثی خواهد شد. نکته ظریف دیگر این است که باید باور کنیم هفت خطری که آموزش و پرورش به آن اشاره می‌کند، جدا از هم نیستند بلکه زنجیروار هستند و هر یک از آنها که ظهور می‌یابند، دیگری را نیز همراه خود می‌آورند.

در این میان یک نکته امیدوارکننده وجود دارد و آن، نقش سرنوشت‌ساز آموزش و پرورش در پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی این‌چنینی است. من از اصطلاح «سرنوشت‌ساز» استفاده کردم چرا در کشور ما هر فردی تحصیل می‌کند دست‌کم 12 سال را در مدرسه می‌گذراند مهم‌تر این‌که اولیا هم در این مدت در ارتباط با مدرسه قرار می‌گیرند و راه برای آموزش‌شان باز است.

همچنین توجه به دو موضوع اهمیت دارد؛ نخست این‌که نباید به مدرسه نگاه جزیره‌ای داشته باشیم و فقط آن را در پیشگیری از آسیب‌های مربوط به نوجوان‌ها مسئول بدانیم بلکه خانواده، باید حتما در این زمینه آموزش ببینند و درگیر شوند و نکته دوم این‌که اگر قرار است یک برنامه راه برای مراقبت از نوجوان‌ها ترسیم شود، باید حتما بومی باشد چراکه آسیب‌های تهدیدکننده نوجوان‌های استان‌های گوناگون کشور با یکدیگر متفاوت است و حتی در کلانشهرها، مناطق مختلف هم آسیب‌های متفاوتی دارند.

سید حسن موسوی چلک - رئیس انجمن مددکاری ایران

منبع: روزنامه جام جم/مورخ 17/11/94





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها : موسوی چلک; مددکار اجتماعی;،
لینک های مرتبط :
          
1394/11/17


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی