دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک
معاون حقوق بشر و امور بین الملل وزارت دادگستری گفت: مددکاران اجتماعی در کشور جایگاه ممتازی در ارایه خدمت به مردم دارند و در زمینه حقوق شهروندی می‌توانند نقش آفرینی کنند.

به نقل از  ایسنا، محمود عباسی در مراسم امضای تفاهمنامه همکاری میان معاونت حقوق بشر و امور بین‌الملل وزارت دادگستری و انجمن مددکاران اجتماعی ایران که ظهر امروز در محل وزارت دادگستری برگزار شد، گفت: توجه به حقوق شهروندی یکی از مسئولیت های وزارت دادگستری است و ما در این زمینه تلاش فراوانی کرده‌ایم.

وی با بیان اینکه مددکاران اجتماعی در کشور جایگاه ممتازی در ارایه خدمت به مردم دارند؛ لذا در زمینه حقوق شهروندی می‌توانند نقش آفرینی کنند، گفت: کاری که در کلینیک های حقوق شهروندی  تعریف شده و کاری که مددکاران اجتماعی انجام می‌دهند در ارتباط با بحث حقوق شهروندی است؛ بنابراین این تفاهمنامه می‌تواند زمینه‌ساز مثبتی برای پرداختن به این موضوع باشد و در این تفاهمنامه حقوق زنان، معلولان و اقشار آسیب پذیر در اولویت هستند.

عباسی تصریح کرد: همکاری و مشارکت در راهبری کلینیک های حقوق شهروندی در راستای ارتقای سلامت اجتماعی و مشاوره و مددکاری اجتماعی و معاضدت شهروندان مراجعه کننده به کلینیک‌ها، بهره‌مند شدن طرفین از امکانات یکدیگر از قبیل ظرفیت های علمی، تجربی، پژوهشی، کارگاهی، کتابخانه‌ای، ارتباطات بین المللی، فضای فیزیکی و فضاهای تحقیقاتی و همکاری در برگزاری همایش، سمینار، میزگرد، کارگاه آموزشی و اجرای دوره‌های آموزشی کوتاه مدت برای آشنایی بیشتر با مفاهیم حقوق بشر و حقوق شهروندی برای گروه‌های مختلف از جمله ارایه کنندگان و گیرندگان خدمات مددکاری اجتماعی از مفاد این تفاهمنامه است.

وی افزود: گسترش همکاری در زمینه تهیه و تدوین برنامه‌ای جامع در راستای حمایت از حقوق شهروندان برای ارتقای شاخص های سلامت اجتماعی و مساعدت و همکاری دوجانبه برای حمایت حقوقی از افرادی که در زمینه سلامت اجتماعی، حقوق آنان مورد تضییع قرار گرفته است و تهیه و ارایه پیشنهادات مشترک برای تدوین و تصویب قوانین و مقررات ملی و بین المللی مرتبط با موضوعات مددکاری اجتماعی و سلامت اجتماعی از جمله برای تقویت بنیان خانواده، مقابله با ایذر و مصونیت بیشتر در مقابل سوانح و بلایای طبیعی، توانبخشی و بررسی آسیب های اجتماعی قابل توجه در جامعه از دیگر مفاد این تفاهم نامه است.

معاون حقوق بشر و امور بین الملل وزارت دادگستری تصریح کرد: طبق این تفاهم نامه طرفین باید طی مکاتبه ای نمایندگان اجرایی خود را به دیگری معرفی کنند و موارد اجرایی در قالب انعقاد قراردادهای جداگانه ای که در آن سهم هر یک از طرفین در اجرا، نحوه تامین هزینه ها و بهره برداری از نتایج مشخص می‌شود، آغاز و عملیاتی شود. همچنین تعهدات مالی تنها به تبع امضای قراردادها ایجاد خواهد شد و تبادل تفاهمنامه تعهد مالی برای طرفین ایجاد نخواهد کرد و حقوق معنوی و مادی حاصل از اجرای این تفاهمنامه در هر مورد تابع قرارداد مربوط خواهد بود و در هر حال حقوق معنوی و مادی پژوهشگران تابع مقررات پژوهشی مصوب خواهد بود.

وی افزود: مدت تفاهمنامه از تاریخ امضا سه سال است و تمدید و اصلاح یا تغییر مفاد آن با توافق طرفین انجام می‌شود و تفاهم نامه با اعلام انصراف هر یک از طرفین قابل فسخ خواهد بود و اثر اعلام یک ماه پس از دریافت آن توسط طرف دیگر بوده و به قراردادهای در حال اجرا یا منعقد شده سرایت نخواهد کرد.

در ادامه این مراسم سیدحسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران گفت: این فرصت فراهم شد که در قالب این تفاهمنامه وزارت دادگستری به عنوان مجری این بخش از ظرفیت غیر دولتی که انجمن مددکاران اجتماعی یکی از آن است استفاده شود.

وی افزود: یکی از وظایف مددکاران اجتماعی در حوزه حقوق بشر است و این فرصت برای جامعه مددکاری اجتماعی ایجاد شد که به طور نظام مند در زمینه حقوق شهروندی تلاش کنند.

انتهای پیام/ 930610





نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/03/29

صبح امروز صورت گرفت

امضای تفاهم‌نامه همکاری میان معاونت حقوق بشر وزارت دادگستری و انجمن مددکاران اجتماعی ایران

خبرگزاری فارس: امضای تفاهم‌نامه همکاری میان معاونت حقوق بشر وزارت دادگستری و انجمن مددکاران اجتماعی ایران

صبح امروز تفاهم‌نامه همکاری میان معاونت حقوق بشر و امور بین‌الملل وزارت دادگستری و انجمن مددکاران اجتماعی ایران به امضاء رسید.

به گزارش خبرنگار قضایی خبرگزاری فارس،‌ صبح امروز تفاهم‌نامه همکاری میان معاونت حقوق بشر و امور بین‌الملل وزارت دادگستری و انجمن مددکاران اجتماعی ایران به امضاء رسید.

هدف از این تفاهم‌نامه بسط و توسعه همکاری‌های آموزش و پژوهشی و اجرایی برای استفاده از ظرفیت‌ها و توانمندی‌های طرفین است.

در این تفاهم‌نامه که به امضای محمود عباسی معاون حقوق بشر و امور بین‌الملل وزارت دادگستری و سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران رسید، در همکاری و مشارکت در راهبری کلینیک‌های حقوق شهروندی در راستای ارتقاء سلامت اجتماعی و مشاوره و مددکاری اجتماعی تأکید شد.

همچنین بهره‌مند شدن طرفین از امکانات یکدیگر، همکاری در برگزاری همایش، سمینار، میزگرد و کارگاه آموزشی، همکاری برای تبیین و ترویج مفاهیم سلامت اجتماعی،‌شهروند سالم، مطالبه‌گری اجتماعی، مخاطرات اعتیاد و ایدز از جمله مبانی این تفاهمنامه بوده است.

بر اساس توافقات صورت گرفته مدت زمان تفاهمنامه از تاریخ امضا به مدت 3 سال است و تمدید و اصلاح یا تغییر مفاد آن با توافق طرفین انجام می‌شود.

انتهای پیام/





نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/03/29
حرف‌هائی هست برای نگفتن

و ارزش عمیق هر کسی

به اندازه‌ی حرف‌هائی است که برای نگفتن دارد!

و کتاب‌هائی نیز هست برای نـنوشتن

و من اکنون رسیده‌ام به آغاز چنین کتابی

که باید قلم را بـِکـَنم و دفتر را پاره کنم

و جلدش را به صاحبش پس دهم

و خود به کلبه‌ی بی در و پنجره‌ای بخزم

و کتابی را آغاز کنم که نباید نوشت!





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/03/29
شگفتا! وقتی که بود نمی دیدم،
وقتی می‌خواند نمی شنیدم...

وقتی دیدم که نبود...
وقتی شنیدم که نخواند...!

چه غم انگیز است که وقتی چشمه ای سرد وزلال،
در برابرت، می جوشد و می خواند و می نالد،
تشنه آتش باشی و نه آب ...

و چشمه که خشکید،
 چشمه از آن آتش که تو تشنه آن بودی بخار شد
و به هوا رفت،
و آتش، کویر را تافت 
و در خود گداخت
و از زمین آتش روئید
و از آسمان بارید

تو تشنه آب گردی و نه تشنه آتش،
 و بعد ِعمری گداختن
از غم ِنبودن کسی که،
 تا بود،
از غم نبودن تو می‌گداخت.

و تو آموختی که آنچه دو روح خویشاوند را،
در غربت این آسمان و زمین بی‌درد،
دردمند میدارد و نیازمند
بیتاب یکدیگر میسازد،
دوست داشتن است.

و من در نگاه تو،
ای خویشاوند بزرگ من،
ای که در سیمایت هراس غربت پیدا بود
و در ارتعاش پراضطراب سخنت،
شوق فرار پدیدار
دیدم که تو تبعیدی این زمینی!

و اکنون تو با مرگ رفته‌ای ومن اینجا 
تنها به این امید دم میزنم
که با هر نفسی گامی به تو نزدیک تر می شوم...

و این زندگی من است





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/03/29

زندگینا‌مه‌

دکتر علی‌ شریعتی



Print


دکتر على شریعتی‌ به سا‌ل‌ ۱۳۱۲ در مزینان از توابع سبزوار در خا‌نواده‌‌ای‌ مذهبی‌ چشم‌ به‌ جها‌ن‌ گشود پدر او استا‌د محمد تقی‌ شریعتی‌ مردی‌ پا‌ک‌ و پا‌رسا‌ و عا‌لم‌ به‌ علوم‌ .نقلی‌ و عقلی‌ و استا‌د دانشگا‌ه‌ مشهد بود علی‌ پس‌ از گذراندن‌ دوران‌ کودکی‌ وارد دبستا‌ن‌ شد و پس‌ از شش‌ سا‌ل‌ وارد دانشسرای‌ مقدما‌تی‌ در مشهد شد. علا‌وه‌ بر خواندن‌ دروس‌ دانشسرا در کلا‌سها‌ی‌ پدرش‌ به‌ کسب‌ علم‌ می‌ پرداخت‌. معلم‌ شهید پس‌ از پا‌یا‌ن‌ تحصیلا‌ت‌ در دانشسرا به‌ آموزگا‌ری‌ پرداخت‌ و کا‌ری‌ را شروع‌ کرد که‌ در تما‌می‌ دوران‌ زندگی‌ کوتا‌هش‌ سخت‌ به‌ آن‌ شوق‌ داشت‌ و با‌ ایما‌نی‌ خا‌لص‌ با‌ تما‌می‌ وجود آنرا دنبا‌ل‌ کرد.

 شریعتی‌ در سا‌ل‌ ۱۳۳۴ به‌ دانشکده‌ ادبیا‌ت‌ و علوم‌ انسا‌نی‌ دانشگا‌ه‌ مشهد وارد گشت‌ و رشته‌ ادبیا‌ت‌ فا‌رسی‌ را برگزید. در همین‌ سا‌ل‌ علی‌ با‌ یکی‌ از همکلا‌سا‌ن‌ خود بنا‌م‌ پوران‌ شریعت‌ رضوی‌ ازدواج‌ میکند. وجود تفکر خلا‌ق‌ با‌عث‌ شد که‌ معلم‌ شهید در طول‌ دوران‌ تحصیل‌ در دانشکده‌ ادبیا‌ت‌ به‌ انتشا‌ر آثا‌ری‌ چون‌: ترجمه‌ ابوذر غفا‌ری‌ ، ترجمه‌ نیا‌یش‌ اثر الکسیس‌ خ‌ .کا‌رل‌ و یک‌ رشته‌ مقا‌له‌ها‌ی‌ تحقیقی‌ در این‌ زمینه‌ همت‌ گما‌رد.

معلم‌ انقلا‌ب‌ در سا‌ل ‌ ۱۳۳۷پس‌ از دریا‌فت‌ لیسا‌نس‌ در رشته‌ ادبیا‌ت‌ فا‌رسی‌ بعلت‌ شا‌گرد اول‌ شدنش‌ برای‌ ادامه‌ تحصیل‌ به‌ فرانسه‌ فرستا‌ده‌ شد. وی‌ در آنجا‌ به‌ تحصیل‌ علومی‌ چون‌ جا‌معه‌ شنا‌سی‌، مبا‌نی‌ علم‌ تا‌ریخ‌ و تا‌ریخ‌ و فرهنگ‌ اسلا‌می‌ پرداخت‌ و با‌ اسا‌تید بزرگی‌ چون‌ ما‌سینیون، گورویچ‌ و ‌سا‌تر و... آشنا‌ شد و از علم‌ آنا‌ن‌ بهره‌‌ها‌ی‌ بسیا‌ر برد.

دوران‌ تحصیل‌ شریعتی‌ همزما‌ن‌ با‌ جریا‌ن‌ نهضت‌ ملی‌ ایران‌ به‌ رهبری‌ مصدق‌ بود که‌ او نیز با‌ قلم‌ و بیا‌ن‌ خود و نوشته‌‌ها‌ی‌ محکم‌ و مستدل‌ از این‌ حرکت‌ دفا‌ع‌ مینمود. وی‌ پس‌ از سا‌لها‌ تحصیل‌ با‌ مدرک‌ دکترا در رشته‌‌ها‌ی‌ .جا‌معه‌ شنا‌سی‌ و تا‌ریخ‌ ادیا‌ن‌ به‌ ایران‌ با‌زگشت‌ در هما‌ن‌ دوران‌ نیز فعا‌لیتها‌ی‌ بسیا‌ری‌ در زمینه‌‌ها‌ی‌ سیا‌سی‌ و مبا‌رزاتی‌ و اجتما‌عی‌ داشت‌ که‌ به‌ گوشه‌ای‌ از آن‌ فعا‌لیت‌ها‌ میپردازیم‌ .

در سا‌ل ‌۱۹۵۹ میلا‌دی‌ به‌ سا‌زما‌ن‌ آزادیبخش‌ الجزایر مى‌پیوندد و سخت‌ به‌ فعا‌لیت‌ مى‌پردازد. در سا‌ل ۱۹۶۰ میلا‌دی‌ مقا‌له‌ای‌ تحت‌ عنوان‌ "به‌ کجا‌ تکیه‌ کنیم‌" را در یکی‌ از نشریا‌ت‌ فرانسه‌ منتشر میکند. در سا‌ل‌ ۱۹۶۱میلا‌دی‌ مقا‌له‌ "شعر چیست‌؟" سا‌تر را ترجمه‌ و در پا‌ریس‌ منتشر مینما‌ید و در هما‌ن‌ اول‌ علت‌ فعا‌لیت‌ در سا‌زما‌ن‌ آزادیبخش‌ الجزایر گرفتا‌ر میشود و در زندان‌ پا‌ریس‌ با‌ "گیوز" مصاحبه‌‌ای‌ میکند که‌ در سا‌ل‌ ۱۹۶۵ در توگو چا‌پ‌ میشود.

در سا‌ل‌ ۱۹۶۱ نیز مقا‌له‌ای‌ تحت‌ عنوان‌ "مرگ‌ فرانتس‌ فا‌نون‌" را در پا‌ریس‌ منتشر میکند، همچنین‌ در طول‌ مبا‌رزات‌ مردم‌ الجزایر برای‌ آزادی‌ دستگیر میشود و مورد ضرب‌ و شتم‌ پلیس‌ فرانسه‌ قرار میگیرد و روانه‌ء بیما‌رستا‌ن‌ میشود و سپس‌ به‌ زندان‌ فرستا‌ده‌ .میشود. همچنین‌ با‌ مبا‌رزان‌ بزرگ‌ ملتها‌ی‌ محروم‌ نیز آشنا‌ میشود وی‌ در سا‌ل‌ ۱۳۴۳ به‌ ایران‌ با‌ز میگردد و در مرز ترکیه‌ و ایران‌ توقیف‌ و به‌ زندان‌ قزل‌ قلعه‌ تحویل‌ داده‌ میشود و بعد از چند ما‌ه‌ آزاد و به‌ خراسا‌ن‌ زادگا‌هش‌ میرود. در سا‌ل‌ ۱۳۴۴ مدتی‌ پس‌ از بیکا‌ری‌ ، اداره‌ فرهنگ‌ مشهد ، استا‌د جا‌معه‌ شنا‌سی‌ و فا‌رغ‌ التحصیل‌ خ‌دانشگا‌ه‌ سوربن‌ را بعنوان‌ دبیر انشا‌ء کلا‌س‌ چها‌رم‌ دبستا‌ن‌ در یکی‌ از روستا‌ها‌ی‌ مشهد استخدام‌ میکند، و سپس‌ در دبیرستا‌ن‌ بتدریس‌ میپردازد و با‌لا‌خره‌ به‌ عنوان‌ استا‌دیا‌ر تا‌ریخ‌ وارد دانشگا‌ه‌ مشهد میشود

در سا‌ل‌ ۱۳۴۸ به‌ حسینیه‌ ارشا‌د دعوت‌ میشود و بزودی‌ مسئولیت‌ امور فرهنگی‌ حسینیه‌ را بعهده‌ گرفته‌ و به‌ تدریس‌ جا‌معه‌ شنا‌سی‌ مذهبی‌،‌ .تا‌ریخ‌ شیعه‌ و معا‌رف‌ اسلا‌می‌ میپردازد در این‌ محل‌ است‌ که‌ دکتر شریعتی‌ با‌ قدرت‌ و نیروی‌ کم‌ نظیر و با‌ کنجکا‌وی‌ و تجزیه‌ و تحلیل‌ تا‌ریخ‌ ، چهره‌ ها‌ی‌ مقدس‌ و شخصیتها‌ی‌ بزرگ‌ اسلا‌م‌ را معرفی‌ نمود. استحکا‌م‌ کلا‌م‌ ، با‌فت‌ منطقی‌ جملا‌ت‌ با‌ اتکا‌ء به‌خ‌ پشتوانه‌ فنی‌ و عمیق‌ فکریش‌ هر شنونده‌ ای‌ را در کوتا‌هترین‌ مدت‌ سرا پا‌ گوش‌ میسا‌خت‌ و در نیم‌ راه‌ گفتا‌ر تحت‌ تا‌ثیر قرار میداد و سپس‌ به‌ هیجا‌ن‌ می‌ آورد

در سا‌ل‌۱۳۵۲، رژیم‌، حسینیه‌ء ارشا‌د که‌ پا‌یگا‌ه‌ هدایت‌ و ارشا‌د مردم‌ بود را تعطیل‌ نمود، و معلم‌ مبا‌رز را بمدت ‌ ۱۸ما‌ه‌ روانه‌ زندان‌ میکند و درخ‌ خلوت‌ و تنها‌ ئی‌ است‌ که‌ علی‌ نگا‌هی‌ به‌ گذشته‌ خویش‌ می‌افکند و .استراتژی‌ مبا‌رزه‌ را با‌ر دیگر ورق‌ زده‌ و با‌ خدای‌ خویش‌ خلوت‌ میکند از این‌ به‌ بعد تا‌ سا‌ل‌ ۱۳۵۶ و هجرت‌ ، دکتر زندگی‌ سختی‌ را پشت‌ سرخ‌ گذاشت‌ . سا‌واک‌ نقشه‌ داشت‌ که‌ دکتر را به‌ هر صورت‌ ممکن‌ از پا‌ در آورد، ولی‌ شریعتی‌ که‌ از این‌ برنا‌مه‌ آگا‌ه‌ میشود ، آنرا لوث‌ میکند. در این‌ زما‌ن‌ استا‌د محمد تقی‌ شریعتی‌ را دستگیر و تحت‌ فشا‌ر و شکنجه‌ قرار داده‌ بودند تا‌ پسرش‌ را تکذیب‌ و محکوم‌ کند. اما‌ این‌ مسلما‌ن‌ راستین‌خ‌ سر با‌ز زد، دکتر شریعتی‌ در هما‌ن‌ روزها‌ و سا‌عا‌ت‌ خود را در اختیا‌ر آنها‌ میگذارد تا‌ اگر خواستند، وی‌ را از بین‌ ببرند و پدر را رها‌ کنند

در مهر ما‌ه‌ سا‌ل‌ ۱۳۵۳ سا‌واک‌ که‌ غا‌فلگیر شده‌ بود و از محبوبیت‌ علی‌ آگا‌ه‌ او را بدست‌ شکنجه‌ روحی‌ و جسمی‌ سپرد، و میخواستند او را وادار به‌ همکا‌ری‌ نموده‌ و برایش‌ شوی‌ تلویزیونی‌ درست‌ کنند و پا‌سخ‌ او که‌ هیچگا‌ه‌ حقیقتی‌ را به‌ خا‌طر مصلحت‌ ذبح‌ شرعی‌ نکرده‌ است‌ چنین‌ بود " و اگر ".خفه‌ام‌ کنند سا‌زش‌ نخواهم‌ کرد وحقیقت‌ را قربا‌نی‌ مصلحت‌ خویش‌ نمیکنم‌ دکتر در ۲۵ اردیبهشت‌ ما‌ه ۱۳۵۶ تهران‌ را بسوی‌ اروپا‌ ترک‌ گفت‌ تا‌ دورانی‌ جدید را با‌ مطا‌لعه‌ و مبا‌رزه‌ آغا‌ز کند. سر انجا‌م‌ در روز یکشنبه ۲۹ خرداد ما‌ه‌ ۱۳۵۶ با‌ قلبی‌ عا‌شق‌ ، اندیشه‌ ای‌ پا‌ک‌ ، ایما‌نی‌ محکم‌، زبا‌نی‌ قا‌طع‌، قلمی‌ توانا، روانی‌ آگا‌ه‌ و سیما‌یی‌ آرام‌ بسوی‌ آسما‌نها‌ و آرامشی‌ ابدی‌ عروج‌ کرد و عا‌شقا‌ن‌ و دوستداران‌ خود را در این‌ فقدان‌ .همیشه‌ محسوس‌ تنها‌ گذاشت‌ .

خدایش‌ بیا‌مرزد و راهش‌ پر رهرو با‌د

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/03/29

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد؟

نمی خواهم بدانم کوزه‌گر از خاک اندامم

چه خواهد ساخت؟

ولی بسیار مشتاقم،

که از خاک گلویم سوتکی سازد.

گلویم سوتکی باشد بدست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی،

دَم گرم ِخوشش را بر گلویم سخت بفشارد،

و خواب ِخفتگان خفته را آشفته تر سازد.

بدینسان بشکند در من،

سکوت مرگبارم را...





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/03/29

هر کسی توتمی دارد!
29  خرداد 1356 ه.ش فرهیخته ای دیگر از دیار تایرتان زمین از دنیا رفت.برخی از او به عنوان شهید یاد می کنند و برخی هم از او بدون شهید س یاد می کنند.اما هر چه که باشد او بزرگ مردی از دیار ایران است که اندیشه هایش طرفداران زیادی دارد وکتاب هایش نیز در بسیاری از کتابخانه های معروف بزرگ و حتی کتابخانه های خانگی نیز در دسترس است. این مناسبت را بهانه می کنم  تا یادی از این استاد کرده باشم:


که با آن عشق می ورزد، دوست می دارد، می پرستد، مینالد، دعا می کند، می گرید، اشک می ریزد، انتظار می کشد، صبر می کند، اخلاص می ورزد، ارزش می نهد، درد می کشد، رنج میبرد، ایثار می کند، می گدازد.

از او زیبائی هایی را که طبیعت ندارد، نیکی هایی را که منطق نمی فهمد، قداستی را که از جنس این دنیا نیست

الهام می گیرد، می آموزد، می نوشد، در ذرات خود حلول می دهد، و به وجدان محتاج و تشنه اش می کند، به او ایمان دارد، بر او نماز می‌برد ، غرور پولادینش را (که سر به هیچ اقتداری فرود نیاورده است) مغرورانه بر قامت والای او می شکند

و اسماعیل نان، مقام، جان و حتی نام خویش را، در مهراب خاطر او، به تیغ بیتابی، قربانی می کند،
 و پس از طواف " یکتوئی " ، نماز " یکتائی " ، سعی "بی توئی"، آنگاه ، هجرت بسوی او ، گذشته از " شور شناختنش " ، " شعور فهمیدنش " ، رسیده تا آخرین منزل حجش ، در "‌منی‌"ی عشق او، "جشن خون" خویش را می گیرد و در پای او، تا بام بلند " شهادت " صعود می کند ، و به معراج مرگ سرخ می رود، و از سدرة المنتهی‌ی " ایثار " می گذرد، و برای حیات دیگری، در خون خود غوطه می خورد و در گودی قتلگاه خویش سر فرو می برد و بر دو پهلویش، دو شهپر شوق، از اخلاص و ایثار می روید و به سوی خدا پر می گشاید!

هر کسی توتمی دارد و توتم هر کسی " ذکر " آدم بودن او است ، یادگار بهشت آدم ، یادآور هبوط و نالان غربت کویر .

هر کسی توتمی دارد و توتم هر کسی خویشاوند آن منِ بهشتی او است ، بازمانده آن منی که در " زندگی " به " شهادت " رسیده است ، در هیاهوی زاغان پلید و حریص و لجن خوار " روزمرگی " ، خاموش گشته است و در نمایش مهوع زمین و آتش بازی فریبنده زمانه ، فراموش شده است .

هر کسی توتمی دارد و توتم هر کسی یادآور آن است که روزی او نیز آدمی بوده است و نشانه آن که هنوز می تواند بپرستد ، می تواند خود برای دیگری باشد ، می تواند عشق بورزد ، از سود و صلاح و واقعیت فراتر رفته است و می تواند معنی ارزش ، حقیقت و آرمان را فهم کند . حتی می تواند تا " ایثار " اوج گیرد .

بهرحال ، هر کسی توتمی دارد ، و توتم من " قلم " است .

هر قبیله ای توتمی را می پرستد ، که روح جد نخستین همه افراد قبیله در او حلول کرده است ، در او زنده جاوید است ، روح قبیله در او جسم گرفته است ، کشتن او ، خوردن او ، بر افراد قبیله اش حرام است ، بر قبیله های دیگر حرام نیست ، آنها بیگانه اند ، آنها توتمی دیگر دارند ، از خون و خاک و نژاد و تبار توتمی دیگرند ، فروختن و مبادله و ریسیدن پشم و دوشیدن شیر و کندن پوست و کشتن و خوردن هر توتمی بر افراد قبیله اش حرام است ، توتم خدای قبیله است ، رب النوع قبیله ، ناموس قبیله ، تجسم روح و شرف و قداست و حقیقت و شخصیت و تجلی ذات و نژاد و تبار و وحدت و اصالت و جوهر انسانی مشترک و ماهیت ماورائی مشترک تمامی قبیله است .

و قلم توتم قبیله من است . خدای همه قبایل ، خدای همه عالمیان بدان سوگند می خورد ، به هر چه از آن می تراود سوگند می خورد ، به خون سیاهی که از حلقومش می چکد سوگند می خورد .

و من؟

قلم خویشاوند آن من راستین من است ، عطیه روح القدس من است ، زبان دفترهای خاکستری و سبز من است ، همزاد آفرینش من ، زاد هجرت من ، همراه هبوط من و انیس غربت من و رفیق تبعید من و مخاطب نوع چهارم من و همدم خلوت تنهائی و عزلت من و یادآور سرگذشت و یادآور سرشت و بازگوی سرنوشت من است ، روح من است که جسم یافته است ، " آدم بودن من " است که شیئی شده است .

آن " امانت " است که به من عرضه شده است !

آه که چه سخت و سنگین است ! زمین در کشیدن بار سنگین می شکند ، کوهها به زانو می آیند و آسمان می شکافد و فرو می ریزد .

قلم توتم قبیله من است ، روح " ما " در آن یکی شده است ، " ما " در آن بهم آمیخته ایم ، با هم زندگی می کنیم و بیکدیگری میرسیم ، علیرغم زندگی – که متلاشی می کند – و زمان – که جدائی می افکند – و خود پرستی – که بیگانگی می آورد – و ترس – که هر کسی را به خود می گریزاند – و عقل – که رشته ها را می گسلد – و تنها می کند ...

... قلم توتم من است ، او نمی گذارد که فراموش کنم ، که فراموش شوم ، که با شب خو کنم ، که از آفتاب نگویم ، که دیروزم را از یاد ببرم ، که فردا را بیاد نیارم ، که از " انتظار " چشم پوشم ، که تسلیم شوم ، نومید شوم ، به خوشبختی رو کنم ، به تسلیم خو کنم ، که ... !

قلم توتم من است ، او در انبوه قیل و قال های روزمرگی ، هیاهوهای بیهودگی ، کشاکش های پوچی ، پلیدی های زندگی ، پستی های زمین ، بیرحمی های زمان ، خشونت خاک و حقارت وجود ... شب و روز ، در دستم ، بر روی سینه ام ، پرشور و ملتهب و بی امان ، این کلمات خدائی را در خونم ، در قلبم ، در روحم ، یادم ، خیالم ، خاطره ام ، وجدانم و خلقتم میریزد که :

خدا گونگی ، بهشت ، آدم ، تنهائی ، حوا ، شیطان ، عشق ، عصیان ، بینائی ، هبوط ، کویر ، غربت ، رنج ، " امانت " ، رسالت ، انتظار ، انس ، اسارت ، جبر ، خودآگاهی ، قیام ، تشیع ، خلافت ، ولایت ، ایمان ، مصلحت ، حقیقت ، سنت ، آیه ، تقیه ، تقلید ، جهاد ، اجتهاد ، شهادت ، ایثار ، مردم ، عطش ، طواف ، هجرت ، غیب ، احرام ، حج ، عرفات ، مشعر ، منی ، ذبح ، معبد ...

قلم توتم من است ، توتم ما است ، به قلم سوگند ، به خون سیاهی که از حلقومش می چکد سوگند ، به رشحه خونی که از زبانش می تراود سوگند ، به ضجه های دردی که از سینه اش برمی آید سوگند ... که توتم مقدسم را نمی فروشم ، نمی کشم ، گوشت و خونش را نمی خورم ، به دست زورش تسلیم نمی کنم ، به کیسه زرش نمی بخشم ، به سرانگشت تزویرش نمی سپارم ، دستم را قلم می کنم و قلمم را از دست نمی گذارم ، چشمهایم را کور می کنم ، گوشهایم را کر می کنم ، پاهایم را می شکنم ، انگشتانم را بند بند می برم ، سینه ام را می شکافم ، قلبم را می کشم ، حتی زبانم را می برم و لبم را می دوزم ...

اما قلمم را به بیگانه نمی دهم .

به جان او سوگند که جانم را فدیه اش می کنم ، اسماعیلم را قربانیش می کنم ، به خون سیاه او سوگند که در غدیر خون سرخم غوطه می خورم ، به فرمان او ، هر جا مرا بخواند ، هر جا مرا براند ، هر چه از من بخواهد ، در طاعتش درنگ نمی کنم .

قلم توتم من است ، امانت روح القدس من است ، ودیعه مریم پاک من است ، صلیب مقدس من است ، در وفای او ، اسیر قیصر نمی شوم ، زرخرید یهود نمی شوم ، تسلیم فریسیان نمی شوم ، بگذار بر قامت بلند و راستین و استوار قلمم ، به صلیبم کشند ، به چهار میخم کوبند ، تا او که استوانه حیاتم بوده است ، صلیبب مرگم شود ، شاهد رسالتم گردد ، گواه شهادتم باشد ، تا خدا ببیند که به نامجوئی ، بر قلمم بالا نرفته ام ، تا خلق بداند که به کامجوئی بر سفره گوشت حرام توتمم ننشسته ام ، تا زور بداند ، زر بداند و تزویر بداند که امانت خدا را ، فرعونیان نمی توانند از من گرفت ، ودیعه عشق را قارونیان نمی توانند از من خرید و یادگار رسالت را بلعمیان نمی توانند از من ربود ...

... هر کسی را ، هر قبیله ای را توتمی است ، توتم من ، توتم قبیله من قلم است .

قلم زبان خدا است ، قلم امانت آدم است ، قلم ودیعه عشق است ، هر کسی را توتمی است ،

و قلم توتم من است . 

و قلم توتم ما است . 
منبع: سایت شریعتی
 




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/03/29

بکه‌های اجتماعی عامل 17 درصد از طلاق‌ها




یک روز هم صحبتی با «member» طلاق‌های تلگرامی/ یک مسئول: شبکه‌های اجتماعی عامل 17درصد از طلاق‌ها
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، وارد مجتمع قضایی خانواده که می شوی در همان بدو ورود، اتاقی با تابلوی مشاوره نظرها را به خود جلب می کند. نیم ساعتی نشستن روی نیمکت های داخل راهرو آنهم پشت درب این اتاق کافی است تا با روایت های جالبی از زندگی های برباد رفته مواجه شویم.

«تکنولوژی می آید اما فرهنگش نمی آید»، این جمله کلیشه ای و پرتکرار در اواخر دهه هفتاد، زمانی به کار می آمد که یک نفر با موبایل 1 کیلویی اش، بلند بلند و با داد و فریاد صحبت می کرد و در حالی که دور و برش می چرخید تا کمی آنتن استحصال کند، مدام هم می گفت: الو ... الو ...

اما حالا ظاهرا هم تکنولوژی در کشورمان جا افتاده و هم فرهنگش؛ تکنولوژی اش شده تلفن های هوشمند و فرهنگش هم شده آی دی داشتن در تلگرام و اینستاگرام.

حالا اگر از این چیزها نداشته باشی، بی فرهنگ می شوی و امل! اگر جواب هم گروهی را ندهی یا پست های باحال نفرستی، کسی تحویلت نمی گیرد و چه چیزی بدتر از بایکوت در شبکه های اجتماعی که از واقعیت های جامعه هم برایمان مهمتر شده است.

تا سخن از تبعات ناگوار این شبکه ها بزنیم، متهم به تلاش برای دور کردن خانواده و دوستان از دنیاهای جدید می شویم و عقب افتاده توصیف. اما حال که توصیف موضوعیت دارد، روایت کردن ساعاتی قدم زدن در راهروهای یک مجتمع قضایی، کمک خواهد کرد درک بهتری از آنچه شبکه های اجتماعی به سر بخشی و برخی از خانواده های ایرانی آورده اند، نصف العذاب خواهد بود!

عشق تلگرامی کار مادر بزرگ را به طلاق کشید. حکایتی عجیب اما واقعی. البته نه  برای قضات دادگاههای خانواده که هر روز و هر هفته با موارد عجیبی از این دست سرو کار دارند. اینبار اما قرعه به نام خانواده ای افتاده است که سی و چند سالی از تشکیل آن می گذرد.

«خدا از من نگذرد که این گوشی را برایش خریدم.» دختر با چنان حرصی این جله را می گوید که انگار همه دار و ندارش را پای این گوشی داده، فقط او نیست، حالا همه آنهایی که کنارش ایستاده اند را می توان دید که نگرانی و اضطراب در چشم هایشان موج می زند؛ نگران از آبروی از دست رفته یا زندگی که بعد از 30 سال حالا از هم پاشیده است.

پیرمرد همراهش اما روی نیمکتی در پیاده راه مقابل دادسرای خانواده نشسته و دو دستی سرش را گرفته. گویی غم دنیا بر سرش خراب شده و تمام دار و ندارش را برده اند. دختر و پسری دور و برش را گرفته اند.

کمی آنطرف تر مادرشان با وکیلش ایستاده؛ انگار نه انگار با دختر و پسر و پیرمرد، رابطه ای دارند، گویی سال هاست که غریبه اند. وکیل اما می خواهد همه چیز به خوبی و خوشی تمام شود، می خواهد طلاق مادر را بگیرد تا موکلش هر چه زودتر به عشق تلگرامی اش برسد!

آنقدر پر هستند که دختر خانواده با کمی هم صحبتی، بگوید هنوز هم باورم نمی شود مادرش چنین کاری کرده باشد.

"حتی فکر کردن به این موضوع هم حالم را بد می کند." نگاهی به پدرش می اندازد و با اندک تاملی می گوید: همیشه وقتی می شنیدیم شبکه های اجتماعی باعث بروز مشکلات در خانواده ها می شود و حتی می توانند منجر به طلاق شوند خنده مان می گرفت و می گفتیم هر چیز خوبی که می آید عده ای باید با آن مخالفت کنند. اما نمی دانستیم روزی دامن خودمان را هم خواهد گرفت.

تعجبم را که می بیند می گوید: تعجب ندارد، مادرمان  بعد از 60سال سن و داشتن عروس و داماد  عاشق کسی شده که از بچه هایش هم کوچکتر است!

و باز جمله تکراری اش را تکرار می کند. «خدا از من نگذرد که این گوشی را برایش خریدم .»

"فکرش را هم نمی کردم اینطور شود. راستش چند وقتی بود که دائم در تلگرام بود و درگروههای مختلف فعالیت می کرد تا اینکه بالاخره معلوم شد با آقایی که 30 سال بیشتر ندارد چت می کند و رابطه عاطفی بینشان ایجاد شده است. چندماهی گذشت تا بالاخره همه چیز را علنی کردند و در کمال ناباوری گفت می خواهم طلاق بگیرم و با او ازدواج کنم. باورتان نمی شود چه بر سر پدرم آمد.."

رونق طلاق های تلگرامی در دادگاهها

به سراغ یکی از وکلای حاضر در این مجتمع می روم که به علت تاخیر موکلش، فرصتی برای گپ زدن دارد. تا حرف از شبکه های اجتماعی و تاثیر آن بر افزایش طلاق می شود، داغش تازه می شود و می گوید: من بارها با این موارد برخورد کرده ام. مثلا همین سه هفته پیش بودکه روابط خانمی با یکی از دوستان تلگرامی اش کارشان را به طلاق کشید. البته وقتی با خانم صحبت می کردم خیلی محکم می گفت که قصدش خیانت نبوده و با این هدف وارد این رابطه نشده است!

آقای وکیل با کمی مکث و مرور پرونده هایش می گوید: من از طرف آقا وکالت داشتم تا کارهای طلاق را انجام دهم اما در طول رسیدگی به پرونده با همسرش هم صحبت کردم تا حداقل برای خودم روشن شود که چرا با وجود داشتن یک بچه دست به چنین کاری زده است. او در توجیه کارش می گفت: حس می کردم شوهرم نسبت به من سرد شده و کمتر برای من وقت می گذارد. بی محلی های شوهر باعث شد تا زن با یکی از اقایانی که در یکی از گروههای روانشناسی پست های زیبایی می گذاشت سر صحبت را باز کند و از او برای زندگی اش کمک بخواهد. غافل از اینکه همین ارتباط محدود باعث ایجاد محبت بینشان خواهد شد و در نهایت وقتی به خودش خواهد امد که کار از کار گذشته و وارد رابطه ای شده که سرانجامش طلاق از همسر است.

از او می پرسم واقعا تعداد پرونده های ناشی از خیانت ها و تبعات حضور در شبکه های اجتماعی بیشتر شده است؟ می گوید: استقراء من ناقص است اما با صحبت هایی که بین همکارانمان رد و بدل می شود، متاسفانه مشخص می شود که اگر نگوییم دلیل اصلی، اما حداقل از عوامل مشدده دعواها در خانواده ها، همین موضوعات ارتباط آزاد و صمیمانه با افراد ناشناس و غریبه است که در نهایت منجر به تشکیل پرونده های طلاق می شود.

وارد مجتمع قضایی خانواده که می شوی در همان بدو ورود اتاقی با تابلوی مشاوره نظرت را به خود جلب می کند. نیم ساعتی نشستن روی نیمکت های داخل راهرو آنهم پشت در اتاق مشاوره کافی است تا با روایت های  جالبی از زندگی های برباد رفته مواجه شوی؛ از خانواده ای که اعتیاد شوهر به کانال های مستهجن، زندگی شان را به نابودی کشانده تا مردی که بیکاری و بی پولی، زنش را به دادگاه آورده.

رواج خیانت و باج گیری در فضای مجازی

جر و بحث های مرد با وکیل همسرش همه توجه ها را به سمتشان جلب کرده است.حرف هایشان اگرچه بعضا گنگ و نصفه و نیمه است اما کلماتش بوی خیانت می دهد و برای یک خبرنگار آنهم در راهروهای دادگاه خانواده موضوعی است مورد توجه.

مرد به یکی از اطرافیان با ناراحتی تشر می زند: "کار ما از مشاوره گذشته، تمامش کنید آقا..."

این را می گوید و با ناراحتی از ساختمان خارج می شود. چند دقیقه بعد به سراغ وکیل می روم و بعد از جلب اعتمادش، از داستان موکلش می پرسم. خیلی کوتاه می گوید اختلاف خانوادگی. اما چند دقیقه ای صحبت کردن کافی است تا برایم از خیانتی بگوید که ریشه در استفاده نادرست از شبکه های اجتماعی دارد.

آقای وکیل که از لحن و فریادهای مرد ناراحت است، می گوید: این از هم کار ما! انگار من زندگی اش را خراب کرده ام که سر من داد می زند. من هم از خدا می خواهم زودتر این پرونده مختومه شود، زن و شوهری که کارشان به اینجا بکشد همان بهتر که جدا شوند.

در تشریح ماجرا می گوید: خانم این آقا پس از راه اندازی صفحه در اینستاگرام، موضوع را در جمع خانوادگی مطرح می کند و از دیگران می خواهد که به صفحه اش سر بزنند و تصاویرش را لایک کنند. همین موضوع باعث می شود که با یکی از اقوامشان که پسری 25 ساله است از طریق همین اینستاگرام ارتباط داشته و عکس و فیلم برای یکدیگر بفرستند.

"موضوع از آنجا متمایز می شود که پسر کار را به باج گیری می رساند و پس از ممانعت آن خانم، شوهرش از قضیه بو می برد. حقیقت این است که اگرچه ارتباط نامشروعی با هم نداشته اند اما در همین حد هم برای شوهرش سنگین بوده و فقط می خواهد از زنی که تصاویر شخصی برای یک پسر غریبه می فرستاده طلاق بگیرد."

اما همانطر که آقای وکیل گفت، شاید این موضوعات، استقراء های ناقصی باشد که شنیده می شوند، لذا برای پاسخ به این سوال که به راستی این شبکه ها و فضای مجازی تا چه میزان در افزایش طلاق درجامعه موثر بوده اند، به سراغ دکتر مجید ابهری استاد دانشگاه و رئیس هیئت مدیره بنیاد صیانت از نهاد خانواده، وابسته به قوه قضائیه می روم.

او بهترین کسی است که می تواند دراین زمینه اظهار نظر کرده و اگر اطلاعاتی دراین حوزه وجود داشته باشد ارائه دهد.

ابهری با تاکید بر اینکه  افزایش آمار طلاق به عنوان یک آسیب اجتماعی باید به عنوان یک ناهنجاری چندبعدی مورد بررسی قرار گیرد، می گوید: انتخاب نامناسب و همسرگزینی ناموزون، علت اصلی اختلاقات زناشویی است و ضعف مهارت های زندگی در برقراری تفاهم و همدلی دومین عامل بروز اختلافات است. البته عدم تفاهم و ضعف برقراری ارتباط عاطفی، ناشی از تغییر سبک زندگی باعث شده تا با ورود شبکه های اجتماعی به ویژه نرم افزارهای تلفن همراه شاهد ناهنجاری های ناشی از عدم فرهنگ سازی مناسب در برخورد با این پدیده باشیم.

به گفته ابهری، متاسفانه زن و شوهرها ابتدا با هدف سرگرمی وارد این فضا می شوند اما متاسفانه در بعضی موارد به سمت دوستی های مجازی با جنس مخالف سوق می یابند و بعد از چندین جلسه رابطه در فضای مجازی کارشان به روابط حقیقی می رسد که در نهایت منجر به ویرانی زندگی زناشویی شان می شود.
 
شبکه های اجتماعی عامل اصلی 17درصد از طلاق ها

دکتر ابهری به آخرین پژوهش صورت گرفته در بنیاد صیانت از نهاد خانواده قوه قضائیه که دربازه زمانی اردیبهشت سال 94 تا اردیبهشت امسال صورت گرفته است، اشاره می کند و می گوید: این پژوهش بر اساس داده های پرونده های منجر به طلاق در دادگاههای خانواده5 استان شامل تهران، مشهد، اصفهان، شیراز و گیلان به دست آمده است.

"بر اساس داده های این پژوهش 17درصد از طلاق ها به ویژه در سه سال اول زندگی مشترک ناشی از نفوذ و گسترش شبکه های اجتماعی بوده است."

وی با تاکید بر اینکه شبکه های اجتماعی امروزه به جز لاینفکی از زندگی انسانها تبدیل شده اند و نباید از آنها فرار کرد می گوید: بهترین کار برای رهایی از این مشکلات آموزش صحیح مردم از طریق رسانه ها و بازگرداندن سبک زندگی مردم به سبک زندگی ایرانی اسلامی است. دراین راه وظیفه اصلی بر دوش رسانه هاست و در وهله بعدی نیز نهادهای مرتبط با موضوع جوان و خانواده باید اموزش های سبک زندگی را چه پیش از ازدواج و چه در حین و بعد از ازدواج به جوانان ارائه دهند تا در نهایت بانهادینه شدن سبک زندگی ایرانی اسلامی در جامعه راه برای سواستفاده دشمنان بسته شود.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی: آثار منفی استفاده از شبکه های اجتماعی بیش از آثار مثبت آن مشهود است

سید حسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران نیز ضمن اشاره به اینکه شبکه های اجتماعی امروزه به جزئی لاینفک از زندگی مردم تبدیل شده است می گوید: اینکه آثار منفی استفاده از این شبکه ها در جامعه بیش از آثار مثبت آن مشهود است تنها یک علت دارد و آن پایین بودن سواد رسانه ای جامعه و ندیدن آموزش صحیح برای  استفاده از این ظرفیت هاست.

به گفته وی، متاسفانه استفاده بیش از حد از شبکه های اجتماعی در محیط خانواده باعث کاهش سطح ارتباطات عاطفی در خانواده ها شده است و میزان گفتگو در خانواده را حتی از 15دقیقه در روز هم کمتر کرده است. ضمن اینکه استفاده نادرست از این امکانات باعث از بین رفتن بسیاری از حریم ها در خانواده ها شده و حتی در مواردی منجر به بروز اختلافات تا سرحد طلاق و جدایی نیز شده است.

وی ارتباط گرفتن هر یک از زوجین با افراد غریبه و حتی افرادی از جنس مخالف در دوستان و آشنایان را مسبب کاهش سطح اعتماد در بین انها می داند و تاکید می کند: با کاهش سطح اعتماد در خانواده، آرامش خدشه دار می گردد و در نهایت نهاد خانواده آسیب جدی می بیند.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، زنان را بسیار آسیب پذیرتر از مردان در عرصه تعاملات اجتماعی در فضای مجازی می داند و تاکید می کند: تحقیقات نشان داده است که زنان بیش از مردان در معرض آسیب و سواستفاده در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی موبایلی قرار دارند.

در گرمای خردادماه تهران و حوالی تعطیلی دادگاه های خانواده، پیرمرد همچنان روی نیمکت نشسته است، دیگر دستانش روی صورتش نیست و به کمی دورتر نگاه می کند، جایی که همسر همچنان فعلی اش آنجا ایستاده و به صفحه گوشی اش نگاه می کند، همانی که دخترش برای او خریده و حالا، هر کدام راهشان را جدا می کنند تا به یک سرنوشت جدید برسند؛ سرنوشتی با member های جدید.

منبع: مشرق




نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/03/27

یکی از ویژگی هایی که در جامعه اسلامی به آن توجه شده و هم مبانی دینی بر آن تاکید و تصریح موکد داشته و هم در قرآن، احادیث، روایات، منابع مکتوب و شفاهی این حوزه آمده است، دستگیری و توجه به نیازمندان، ایتام، سالمندان و کسانی است که به هر دلیلی نیاز به حمایت دارند. طبیعتا بعضی از فرصت ها و مناسبت ها زمینه بهتری را برای این نوع حمایت ها و توجه ها ایجاد می کنند که یکی از این مناسبت ها ماه مبارک رمضان است. این در حالی است که در این ماه، مناسبت های شب های قدر و شهادت حضرت علی (ع) را داریم و اینکه این حضرت یکی از کارهایش دستگیری از نیازمندان و فقیران بود، به گونه ای که تا وقتی ضربت نخورده بودند، کسی نمی دانست که شبانه به صورت ناشناس به مردم کمک می کردند. این اتفاقات باعث شد که در ماه رمضان این توجه و پیروی از سیره حضرت علی (ع) به عنوان الگو، جدی تر مطرح شود و در واقع ما از ماه رمضان و شب های قدر هم به عنوان ماه مهربانی یاد کنیم. همچنین گلریزان هایی که برای زندانیان انجام می شود یا دادن افطاری به کودکان یتیم و نیازمند، سرکشی به مراکزی که در این حوزه ها کار می کنند و توجه به اطرافیانی که ممکن است نیازمندی هایی داشته باشند از فواید برکت این ماه است. اگر مردم در ماه رمضان افطاری یا در ماه محرم نذری می دهند به دلیل ویژگی های مذهبی این مناسبت هاست، چون مردم توجه شان به این مسائل بیشتر می شود. گرچه در مناسبت های ملی هم کمک به نیازمندان وجود دارد. برای مثال در مراسم ملی همچون نوروز مردم از کمک به یتیمان دریغ نمی کنند که یکی از این مراسم جشن عاطفه هاست.

مشارکت‌های مردمی در گذشته بیشتر بود

در واقع ما در چند سال اخیر این توجه ها و حمایت‌ها را دولتی کردیم، سازمان های جدیدی را ایجاد کردیم و به نوعی مسئولیت را از دوش مردم به گردن دولت انداختیم، در صورتی که توجه و حمایت از نیازمندان در گذشته بیشتر بود. مردم خودشان خودجوش و نانوشته این کار را انجام می دادند. برای مثال نوروز که می آمد، مراسمی به عنوان جشن عاطفه ها وجود نداشت. خود مردم به فقیران لباس نو، ماهی، گوشت و... می دادند یا اگر برنج و گندم را خرمن می کردند، کیسه اول برای نیازمندان بود، با این تعابیر که مالشان پاک می شود، اما اکنون که مشارکت های مردمی کم شده است، جشن عاطفه‌ها ایجاد شده تا بتوانیم با جلب نظر مردم افراد نیازمند را حمایت کنیم. به همین دلیل هم در ماه رمضان کمیته امداد و بهزیستی مراسمی را ایجاد می کنند تا بتوانند این مشارکت ها را افزایش دهند و همچنین ستاد دیه زندان ها هم در این ماه جشن گریزان برگزار می کند تا بتواند از کمک های مردمی به نفع زندانیانی که مشمول حمایت از این ستاد هستند، استفاده کند. به هر حال ما در ماه رمضان کلا مهربان ترهستیم و به همین دلیل از این ویژگی این ماه خدا برای کمک به نیازمندان، در راه ماندگان و فقیران که دلشان به ماه رمضان گرم است، بیشتر استفاده می کنیم.

بی‌اعتمادی برخی مردم به دستگاه‌های دولتی

شاید یکی از دلایل کمرنگ شدن کمک های مردمی، گرفتاری هایشان است که باعث شده این مشارکت‌ها و ارتباطات کمتر شود و خود به خود وقتی ارتباطات کمتر شود، شناخت ها هم کمتر می شود. بنابراین امروزه در عمل این نوع رفتارهای حمایتی را کمتر شاهدیم. همچنین بخشی از آن هم در واقع به دلیل بی اعتمادی مردم به دستگاه دولتی است. دولت در بسیاری از امور مداخله نابجا داشت و متاسفانه نتوانست الگوی خوبی هم باشد. گرچه حاکمیت در ترویج مسئولیت اجتماعی می‌تواند نقش مفیدی داشته باشد، اما متاسفانه در بعضی جاها اشتباه بود. نباید نظام حمایت اجتماعی که همواره به صورت مردمی اداره می شد، شکل حاکمیتی به خود بگیرد. با دولتی شدن نظام حمایت اجتماعی، نقش مردم کمرنگ تر می شود. به همین دلیل است که ایفای نقش دولت در قبال مردم می تواند برای ترویج بی اعتنایی مردم به یکدیگر و وقایع و حوادث اطرافشان موثر باشد.همچنین اینکه وقتی دولت‌ها در ایفای مسئولیت‌های اجتماعی شان آن گونه که باید عمل نمی کنند و در پذیرفتن مسئولیت‌ها شانه خالی می‌کنند، چگونه می‌توان از مردم مسئولیت‌پذیری اجتماعی را انتظار داشت؟ تا جایی که چندی پیش اعلام شد در صورتی که مردم به یارانه خود نیاز ندارند، آن را به نیازمندان بدهند. چون مردم به این سیستم اعتماد ندارند و ترجیح می‌دهند که اگر مشمول یارانه بگیران نمی‌شوند، خودشان به نیازمندان یارانه‌شان را بدهند. بنابراین گرچه بی اعتمادی مطلق نیست، اما کاهش اعتماد اجتماعی، بین فردی و تعمیم یافته در واقع می تواند یکی از مولفه‌هایی باشد که بر کاهش مسئولیت اجتماعی تاثیر می‌گذارد. ما باید با شفاف‌سازی در راستای افزایش اعتماد مردمی گام برداریم. وقتی مردم در جریان واقعیت‌های جامعه قرار بگیرند، اینکه مسئولان چه کارهایی کرده اند، چه کارهایی نکرده اند و چه کارهایی می خواهند، انجام بدهند؛ خود به خود اعتمادشان جلب می شود. همچنین اگر بازخورد مشارکت های مردمی را به شهروندان اطلاع بدهیم و بگوییم که اگر شما آن مقدار پولی را که برای حمایت از نیازمندان داده اید، در این حوزه‌ها هزینه شده است؛ فضای اعتماد بیشتر می شود. نکته بعدی آنکه سلامت در توزیع منابع هم بسیار مهم است. چون اگر مردم بدانند که که کمک هایشان توسط دستگاه‌ها بدون هیچ سوء استفاده ای به نیازمندان ارسال می شود، اعتمادشان کم نخواهد شد. بنابراین ما باید واقعیت‌ها را به صورت مستمر به مردم اطلاع رسانی کنیم و هم بازخوردها را درست و به موقع انجام دهیم. گرچه دولت هم در جهت کمک و حمایت از نیازمندان تلاش می کند و عیارش در این بخش آن‌قدر زیاد شده که بار مالی زیادی را به دوش می‌کشد، مشارکت های مردمی را طبق دستورالعمل‌های ستادی و با توجه به نیازسنجی‌هایی که انجام می‌دهد، میان نیازمندان تقسیم می‌کند و در واقع مشکلی برای توزیع منابع ندارد، اما با وجود داشتن وظیفه طبیعتا محدودیت منابع هم دارد. شاید اگر پیشنهاد انتقال منابع دهک‌های بالا به دهک‌های پایین برای توانمندسازی نیازمندان در مجلس اجرایی شود، این فضا بهتر شود و راهکاری برای توانمندسازی خانوارهای زیر خط باشد. به عبارتی دیگر،‌ دهك ها یكی از معیارهای سنجش توزیع درآمد است. دهك پایین شامل فقیرترین مردم و دهك بالا ثروتمندترین افراد جامعه هستند كه از درآمد بالایی برخوردارند.

حسن موسوی‌چلك*

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه آرمان/26 خرداد 95/صفحه 5 / کد خبر: ۱۵۴۵۷۰





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/03/26


بسم الله الرحمن الرحیم


اللهمّ اجْعَلْ لی فیهِ نصیباً من رَحْمَتِکَ الواسِعَةِ


واهْدِنی فیهِ لِبراهِینِکَ السّاطِعَةِ


وخُذْ بناصیتی الى مَرْضاتِکَ الجامِعَةِ


بِمَحَبّتِکَ یا أمَلَ المُشْتاقین

به نام خداوند بخشایشگر


خدایا در این روز برایم بهره ای از رحمت فراوانت قرار ده


و در آن مرا به براهین و راههای درخشانت راهنمایی کن


و عنانم را جهت رضایت همه جانبه ات در دست گیر


به حق مهربانی و محبتت ای آرزوی مشتاقان( آمین یارب العالمین)





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/03/26


یکی از موضوعاتی که در حوزه مدیریتی همیشه و بیشتر در حرف مورد توجه بوده موضوع «شایسته سالاری» است.گر چه در عمل این موضوع با توجه به شواهد و قراین متعدد در کشور ما شبیه به طنز شده است.از این مفهوم تعاریف مختلفی ارایه شده است.در یک تعریف از شایسته سالاری چنین آمده است:« شایسته‌سالاری (meritocracy) به شیوه‌ای از مدیریت گفته می‌شود که در آن دست‌اندرکاران بر پایهٔ توانایی و شایستگی‌شان برگزیده شوند و نه بر پارهٔ قدرت مالی یا موقعیت اجتماعی و فامیلی».

دردین مبین اسلام هم  براین موضوع تاکید وتصریح شده است ونمونه های مختلفی در صدر اسلام وجود دارد که گویای توجه به این موضوع می باشد:حضرت علی علیه السّلام در نامه ای به قاضی منصوب خود در اهواز نوشته اند که:

«ای رفاعه بدان که این حکومت امانتی است که هرکس به آن خیانت کند،لعنت خداوند را تا روز قیامت به همراه خواهد داشت و هرکس خیانت کاری را به کار گیرد پیامبر اکرم (ص) در دنیا و آخرت از او بیزار است.»

در واقع می توان گفت که مسئولیت ها،امانت های بسیار مهمی هستند که باید به اهلش سپرده شود.آنان که بدون داشتن شایستگی های لازم،خود را در مقام اداره قرار می دهند یا آنهایی که افراد را بدون شایستگی های لازم برای اداره امور می گمارند،بالاترین خیانتها را مرتکب شده و سبب هلاکت خود و دیگران می شوند و در دنیا و آخرت مورد غضب قرار خواهند گرفت.

ایشان در جای دیگر دریکی از سخنان خود در تبیین بر سر کار آمدن افراد نااهل و پیامدهای تصدی امور به دست نا اهلان می فرماید که:

«همانا شما دانستید که سزاوار نیست بخیل بر ناموس و جان و غنیمت ها و احکام مسلمین،ولایت و رهبری یابد و امامت مسلمین را عهده دار شود، تا در اموال آنها حریص گردد،و نادان نیز لیاقت رهبری ندارد تا با نادانی خود مسلمانان را به گمراهی کشاند و ستمکار نیز نمی تواند رهبر مردم باشد که با ستم حق مردم را غصب و عطاهای آنان را قطع کند،و نه کسی که در تقسیم بیت المال عدالت ندارد زیرا در اموال و ثروت آنها حیف و میل می کند و گروهی را بر گروهی مقدم می دارد،و رشوه خوار در قضاوت نمی تواند امام باشد زیرا که برای داوری با رشوه گرفتن حقوق مردم را پایمال و حق را به صاحبان آنها نمی رساند و آن کسی که سنت پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و اله را ضایع می کند لیاقت مدیریت ندارد.»

در جای دیگر امام علی علیه السّلام یکی از آفات حکومت و دولت راحاکمیت افراد پست دانسته و می فرماید:ریاست و حاکمیت فرومایگان و بی تجربه ها تازه به دولت رسیده،نشانه انحلال و انحطاط دولت هاست.

حالبا تامل بر آن چه ما داریم می بینیم بایبد اعتراف تلخی کنیم و آن این که در بسیاری از منصب های مدیریتی ما شاهد حضور افرادی هستیم که تخصص شان با مسئولیت های شان هیچ تناسب ندارد.در چنین شرایطی نباید انتظار داشته باشیم که امور به خوبی مدیریت شوند.پیامدهای اجتماعی این نوع واگذاری منصب ها و مدیریت ها افزایش فساد، افزایش هزینه سازمان ها، بی اعتمادی به سازمان ها و... خواهد بود.ولی باز هم می بینیم که افرادی هستند که برای حفظ میز مدیریت شان  (که نه بر اساس شایستگی، بلکه فقط براساس ارتباط بدست آوردند) دست به هر اقدامی می زنند.

شاید سریال مهران مدیریری در خصوص مدیریت ایرانی گویای گوشه ای از نوع مدیریت ایرانی باشد که من آنرا  طنز تلخی می دانم.گر چه این موضوع فقط خاص کشور ما نیست.

 البته این یاداشت زحمات وتلاش های مدیریان ایرانی را نمی خواهد زیر سئوال ببرد که قدر دان زحمات این تعداد کم مدیران شایسته هستم.اما...

باز نشر

 

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/03/25

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ ارْزُقنی فیهِ رحْمَةَ الأیتامِ و إطْعامِ الطّعامِ و إفْشاءِ السّلامِ و صُحْبَةِ الکِرامِ بِطَوْلِکَ یا ملجأ الآمِلین

خدایا روزیم کن در آن ترحم بر یتیمان و طعام نمودن بر مردمان و افشاء سلام و مصاحبت کریمان به فضل خودت ای پناه آرزومندان.( آمین یارب العاملین)





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/03/25
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اعنّی فیهِ على صِیامِهِ وقیامِهِ وجَنّبنی فیهِ من هَفَواتِهِ وآثامِهِ وارْزُقْنی فیهِ ذِكْرَكَ بِدوامِهِ بتوفیقِكَ یا هادیَ المُضِلّین.

خدایا یارى كن مرا در این روز بر روزه گرفتن و عبـادت و بركنارم دار در آن از بیهودگى و گناهان و روزیم كن در آن یادت را براى همیشه به توفیق خودت اى راهنماى گمراهان.) آمین یا رب العامین)





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/03/24

بسم الله الرحمن الرحیم

اَللّهُمَّ لا تَخْذُلْنى فیهِ لِتَعَرُّضِ مَعْصِیَتِكَ وَ لا تَضْرِبْنى بِسِیاطِ نَقِمَتِكَ وَ زَحْزِحْنى فیهِ مِنْ مُوجِباتِ سَخَطِكَ بِمَنِّكَ وَ اَیادیكَ یا مُنْتَهى رَغْبَةِ الرّاغِبینَ

خدایا در این ماه به خاطر دست زدن به نافرمانیت خوارم مساز و تازیانه‌هاى عذابت را بر من مزن و از موجبات خشمت بدان نعمت بخشى و الطافى كه نسبت به بندگان دارى دورم بدار. اى آخرین حد اشتیاق مشتاقان(امین یا رب العاممین)





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/03/23

وقت است تا برگ سفر، بر باره بندیم
دل بر عبور از سد خار و خاره بندیم

از هر کران بانگ رحیل آید به گوشم
بانگ از جرس برخاست وای ِمن خموشم

دریادلان راه سفر در پیش دارند
پا در رکاب ِ راهوار خویش دارند

گاه سفر را چاووشان فریاد کردند
منزل به منزل حال ره را یاد کردند

گاه سفر آمد، نه هنگام درنگ است
چاووش می گوید که ما را وقت تنگ است

گاه سفر آمد، برادر! گام بردار!
چشم از هوس از خورد، از آرام بردار !

گاه سفر آمد برادر! ره دراز است
پروا مکن بشتاب! همّت چاره ساز است

گاه ِسفر شد، باره بر دامن برانیم
تا بوسه گاهِ وادیِ ایمن برانیم

وادی نه ایمن، هان مگو، باید سفر کرد
از هفت وادی در طلب باید گذر کرد

وادی نه ایمن، رهزنان در رهگذارند
بیم حرامی نیست، یاران هوشیارند

وادی نه ایمن، جاده هموار است ما را
امید بر عزم جلودار است ما را

وادی پر از فرعونیان و قبطیان است
موسی جلودار است و نیل اندر میان است

شعراز استاد حمید سبزواری

روحش شاد





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/03/22


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی