دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

سازمان بهزیستی اعلام کرد

 

آرمان امروز- زهرا سلیمانی: یک مقام مسئول در سازمان بهزیستی به تازگی اعلام کرده است «ازدواج سفید» و روابط فراخانوادگی بر خدمات مشاوره‌ای سایه انداخته است. مجید رضازاده عنوان کرده است: «این امر شاید مربوط به ۱۰ سال پیش باشد که نشانه‌های آن را در مشاوره‌‌های خط تلفنی ۱۴۸۰ دیدیم که بیشتر شکایات نگرانی‌ها و مشکلات به این دست از روابط و مشکلات جنسی برمی‌گشت.» در سال‌های اخیر «ازدواج سفید» بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. با وجود این، آنطور که مسئولان اذعان دارند تحقیقات گسترده و مستدلی در این رابطه انجام نشده است، حال آنکه اگر بنا باشد برنامه ریزی درستی در این حوزه انجام شود، لازم است اطلاعات دقیقی در این باره وجود داشته باشد.

شنیده‌ها حاکی از آن است که اندکی از جوانان جامعه، به ویژه در شهرهای پرجمعیت و بزرگی همچون تهران به تبعیت از سبک زندگی غربی شیوه خاصی برای با هم زیستن انتخاب کرده‌اند. این گروه از دختران و پسران گرچه تعدادشان بسیار قلیل است و شمارشان اندک، اما پیامدهای سبک زیستشان آنچنان مخرب و زیان‌آور است که علاوه بر خود دیگران را نیز دستخوش آسیب‌دیدگی، آزردگی و دلواپسی می‌کنند. این دختران و پسران سبک زیست مشترک خود را «ازدواج سفید» نام نهاده اند، اما آنچه را که به خلاف «ازدواج سفید» نام نهاده اند نوعی «زیست سیاه» است و ضربات حاصل از آن تا زمانی مدید پس از فروپاشی آن، همچنان استمرار می‌یابند. در اصل ترویج ازدواج سفید باعث بی اعتنایی به نظام خانواده، عدم مسئولیت پذیری دختران و پسران برای زندگی اجتماعی و جامعه پذیر کردن آنها می‌شود. نبود امکانات برای ازدواج از جمله مسکن و بیکاری می‌تواند در شکل‌گیری چنین روابطی تاثیرگذار باشد. این در حالی است که خرداد امسال محمد اسماعیل مطلق، مدیرکل دفتر سلامت جمعیت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت درباره آمار ازدواج‌های سفید در کشور با بیان اینکه آماری در این زمینه وجود ندارد، اظهارکرد: وظیفه ما ترویج ازدواج سالم است و در این زمینه بر روی ازدواج‌هایی که ثبت شده است، فعالیت می‌کنیم. به گفته کارشناسان دلایل عمده ترویج این نوع سبک زندگی عدم مسئولیت‌پذیری و ریسک‌ محسوب می‌شود؛ چرا که در چنین روابطی افراد مسئولیت عملکرد خود را برعهده نمی‌گیرند.

افزایش خدمات مشاوره درپی رواج ازدواج‌سفید

رئیس مرکز توسعه پیشگیری و درمان اعتیاد بهزیستی گفت: با رواج «ازدواج سفید» یا «روابط فراخانوادگی» در بین جوانان، نشانه‌های آسیب آن را از ۱۰ سال پیش در مراجعه به دفاتر مشاوره دیده‌ایم، به طوری که میزان مراجعه افراد بیشتر شده است. مجیدرضازاده درباره وضعیت آسیب‌های اجتماعی پس از رواج ازدواج سفید در جامعه افزود: از نظر اینکه ازدواج سفید باعث افزایش آسیب‌ها و آسیب‌رسانی به خانواده‌ها شده شکی نیست، اما آماری از میزان این آسیب‌ها به دست نیامده است. او ادامه داد: آسیب‌های ناشی از ازدواج سفید در بین جوانان به شرع و وضعیت کشور ما ربطی ندارد، هر چند که در کشور ما آسیب‌رسانی‌اش بیشتر می‌شود؛ چرا که چنین سنتی نبوده است، اما در هر کجا که ازدواجی صورت گیرد و ثبت نشود آسیب‌رسان خواهد بود. رئیس مرکز توسعه پیشگیری و درمان اعتیاد بهزیستی تاکید کرد: اگر ازدواج ثبت شود قابل پیگیری خواهد بود در غیر این صورت هر یک از طرفین به ویژه زنان آسیب بیشتری می‌بینند و ممکن است آسیب‌های اجتماعی دیگری به تبع آن رخ دهد. رضازاده با بیان اینکه انجام تحقیقات گسترده در زمینه آسیب‌های ناشی از ازدواج سفید ساز و کار و بودجه زیادی می‌طلبد،‌ افزود: در دفاتر مشاوره ما وضعیت آسیب‌های ناشی از این موضوع کاملا مشهود است؛ چرا که بعد از اینکه ارتباطات فراخانوادگی و فرافردی (ازدواج سفید) رخ می‌دهد آمار مراجعان به دفاتر مشاوره ما بالاتر رفته است. رئیس مرکز توسعه پیشگیری و درمان اعتیاد بهزیستی گفت: ‌این امر شاید مربوط به ۱۰ سال پیش باشد که نشانه‌های آن را در مشاوره‌های خط تلفنی ۱۴۸۰ دیدیم که بیشتر شکایات، نگرانی‌ها و مشکلات به این دست از روابط و مشکلات جنسی برمی‌گشت. به گزارش فارس، او افزود: بنابراین پیش‌ بینی کرده بودیم که چنین اتفاقات و آسیب‌هایی بیشتر شود. اکنون هم اگر رصد و برنامه‌ریزی‌های ما انجام شود، بهتر می‌توانیم آسیب‌های اجتماعی را برای آینده ارزیابی کنیم.

ازدواج‌هایی که هیچ‌وقت رسمی نمی‌شوند

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران درباره وضعیت ازدواج سفید در کشور به «آرمان امروز» می‌گوید: هر از چند گاهی موضوعی در کشور مطرح و به یک سوژه تبدیل می‌شود. از جمله این موضوعات جذاب می‌توان به ازدواج سفید اشاره کرد. در واقع ازدواج سفید مساله کشور ما نیست و مسائل مهم‌تری وجود دارد که نباید از آنها غفلت کرد. نمی‌توان موضوع ازدواج سفید یا هم باشی سیاه را به عنوان یک رفتار به رسمیت برشمرد. در کشور ما باید اصول رفتاری بر اساس دین مبین اسلام باشد و به این ترتیب باید قوانین و مقررات هم بر این اساس نوشته، اجرا و نظارت شود. در دین مبین اسلام و فرهنگ این مرز و بوم مقوله ای تحت این عنوان که زن و مرد نامحرم بتوانند با یکدیگر زیر یک سقف زندگی کنند وجود ندارد. سید حسن موسوی چلک می‌افزاید: ازدواج سفید با مبانی فرهنگی و دینی کشور ما مغایر است. این در حالی است که ازدواج سفید با مصداق‌هایی شبیه آن در کشور مغایراست. به دلیل عدم هماهنگی فرهنگ و مذهب با ازدواج سفید به هیچ عنوان نمی‌توان آن را به ثبت رساند و یا به رسمیت شمرد. نمی‌توان موضوعات، قوانین و فرهنگ‌های متضاد با باورهای جامعه را به رسمیت شناخت. به گفته او به هیچ عنوان ازدواج سفید در کشور ما مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد و هر گونه اقدام در این زمینه با واکنش شدید جامعه همراه است. برای مثال، جامعه ما درباره ازدواج موقت به عنوان یک فعل شرعی حساسیت شدید دارد، دیگر چه برسد به ازدواج سفید تحت عنوان یک فعل حرام و مغایریت آن با فرهنگ ! رئیس انجمن مددکاران ایران با بیان اینکه در کشور ما ازدواج سفید به یک مساله و موضوع جدی تبدیل می‌شود، می‌گوید: با اطمینان می‌توان گفت که هیچ سازمانی آماری از این موضوع در ایران ندارد. به عبارت بهتر اصلا نمی‌توان آماری از این نوع موضوعات به‌دست آورد و این به نوع مشکل برمی‌گردد. لذا نمی‌توان هیچ مسئولی در هیچ یک از قوای کشور را به دلیل اینکه آمار ندارند زیر سوال برد و به نوعی پاسخگو نبودن آنها را نشانه فرار از پاسخگویی‌شان تلقی کرد. در اصل هیچ سازمانی آماری دقیق از آسیب‌های اجتماعی ندارد، تا چه رسد به این نوع موضوعات. بعضی از افراد این موضوع را در ایران خیلی بزرگ نشان دهند. در حالی که اگر منصفانه نگاه کنیم و اغراض شخصی را مبنای تحلیل قرار ندهیم باید اعتراف کرد که مشکلاتی از قبیل طلاق، اعتیاد، خشونت‌های خانگی و... به مراتب مهم‌تر و قابل توجه هستند. به گفته او این نوع ازدواج‌ها حتی در غرب هم سرنوشت خوبی ندارند و نه تنها کمک به تشکیل نهاد خانواده نمی‌کنند بلکه مانع آن نیز است. دراین نوع ازدواج‌ها معمولا دخترها بیشتر از پسر‌ها آسیب می‌بینند. برای مثال فرار از مسئولیت تشکیل خانواده یکی از پیامدهای این نوع ازدواج‌هاست.منبع: روزنامه آرمان/26 مهر95

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/07/26
Image result for ‫دعای امن یجیب‬‎




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/07/26

در پیامی صورت پذیرفت:

تقدیر وزیر رفاه از حوزه مدیریت عملکرد بهزیستی کشور

 

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در راستای کسب رتبه برتر سازمان بهزیستی کشور در جشنواره شهید رجایی در پیامی از رئیس سازمان بهزیستی کشور و حوزه مدیریت عملکرد این نهاد تقدیر و تجلیل کرد.


به گزارش روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان بهزیستی کشور، «علی ربیعی» وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در راستای کسب رتبه برتر سازمان بهزیستی کشور در جشنواره شهید رجایی در پیامی از رئیس سازمان بهزیستی کشور و حوزه مدیریت عملکرد این نهاد تقدیر و تجلیل کرد.


متن پیام به شرح ذیل است:


جناب آقای انوشیروان محسنی‌بندپی


 به حکم حدیث شریفه«من لم یشکرالمخلوق، لم یشکرالخالق» معتقدم افرادی که هر روز و هر ساعت با دردمندترین افراد جامعه سر و کار دارند، هر ساعت و هر روز شایسته تقدیراند. از روزی که با استعانت از خداوند منان و با اعتماد به سرمایه انسانی خانواده بزرگ وزارت متبوع، کار در این عرصه دشوار اما باشکوه را آغاز کردیم سعی شد راهبردهای دولت تدبیر و امید در دستور کار وزارتخانه و مأموریت های کلان سازمان بهزیستی قرار گیرد؛ از جمله «سیاست رفاهی توانمندسازی» جایگزین«رویکرد رفاهی صدقه ای» گردید؛ چرا که «توانمندسازی» برای خروج از چرخه حمایتی و حضور مؤثر افراد در متن جامعه، گامی برای صیانت از کرامت انسانی است. شرافت انسانی منبعث از آموزه های دین مبین اسلام، به مثابه ریسمان مستحکمی است برای پیوند مناسبات درونی افراد جامعه مبتنی بر الگوی خـیـر جـمعی . بنابراین در ایـن مـدت بـه هـمـت شـمـا عـزیـزان، استراتژی آینده نگرانه       سازمان بهزیستی مبنی بر : « جامعه بـا معلول کمتر »، « آسیب های اجتماعی کاهنده » و   «حضور موفق گروه های هدف سازمان در بطن جامعه» با جدیت دنبال شد. بر این باور هـسـتـم کـه پیشگیری از آسـیـب هـای اجـتماعی و معلولیت ها نیازمند آگـاهـی بخشی، روشنگری و احترام به ارزش های طیبیه گفتمان«خیر جمعی» یعنی ایثار، دستگیری و مسئولیت پذیری است تا به مثابه ناموسی معنوی در روح و جان تک تک افراد جامعه نهادینه گردد.


      باری، حلاوت این زحمات گرانسنگ شما همکاران زمانی برای اینجانب دو چندان گردید که رئیس جمهور محترم در جشنواره ای که به نام دولتمرد بی ادعا، شهیدرجایی، نامگذاری شده است، از سازمان بهزیستی کل کشور به دلیل رتبه برتر دستگاه، براساس ارزیابی عملکرد، تقدیر و تجلیل نمودند. بنابراین وظیفه خود می دانم این موفقیت را به همکاران ارجمندم در دفتر مدیریت عملکرد آن سازمان خصوصاً به آقایان سیدحسن موسوی چلک و جواد اسماعیلی و سرکار خانم اعظم نجاریان صمیمانه تبریک گفته و تداوم خدمت خالصانه همگان را از خداوند متعال مسئلت نمایم.


      اطمینان دارم این مهم در گرو تبیین اصولی، منطقی و حرفه ای اقدامات به طرق مقتضی بویژه بازتاب مناسب رسانه ای میسر گردیده است.

منبع : اداره کل روابط عمومی و امور بین الملل سازمان بهزیستی کشور

 





نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/07/26
در گفتگو با مهر عنوان شد؛

ضرورت نظارت بر سیاستهای کلی نظام دربخش اجتماعی درمجمع تشخیص مصلحت

نشست حاشیه نشینی چالش امروز بحران فردا


رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با بیان این مطلب که مجمع تشخیص مصلحت از چگونگی اجرای سیاستها در بخش اجتماعی گزارش بدهد، گفت: مجمع، نظارت بر حسن اجرای سیاست های اجتماعی را جدی نگرفته است.

سید حسن موسوی چلک در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: از بهمن سال ۱۳۶۶ به دستور بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، مجمع تشخیص مصلحت نظام به استناد اصول مختلف قانون اساسی کشور از جمله اصول ۱۱۲، ۱۱۱، ۱۱۰ و ۱۷۷ تشکیل شد. بر همین اساس وظایف مختلفی برای این مجمع تعیین شد که از جمله آنها می توان به ارائه مشاوره به مقام معظم رهبری در تعیین سیاستهای کلی نظام (به استناد بند ۱ اصل ۱۱۰ قانون اساسی) و نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام (به استناد نامه مورخ ۱۷/۱/۷۷ مقام معظم رهبری) اشاره کرد.

وی افزود: تاکنون بر اساس این وظایف سیاست های مختلفی با مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام توسط مقام معظم رهبری با عنوان سیاست های کلی نظام تدوین و ابلاغ شده است که از جمله آنها می توان به سیاست های کلی برنامه های توسعه، جمعیت، اشتغال، خانواده، سلامت، امنیت قضایی، مبارزه با مواد مخدر، پیشگیری و کاهش خطرات ناشی از سوانح طبیعی و حوادت غیرمترقبه، قضایی، تحول در نظام آموزش و پرورش و ... اشاره کرد.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با اشاره به وظیفه مجمع در نظارت بر حسن اجرای سیاست های کلی نظام که از جمله وظایف ۱۱گانه این مجمع است، گفت: به نظر می رسد انجام این وظیفه به طور مستمر و دقیق، جدی گرفته نشده است. باید بپذیریم که سیاست های کلی نظام در هر حوزه ای از جمله حوزه اجتماعی می تواند نقشه راه کشور را ترسیم کند که برنامه ها باید بر اساس آنها نوشته شود و اگر چگونگی اجرا یا اثربخشی آنها سنجیده نشود و به عبارت بهتر سیاست های کلی ابلاغی ارزیابی نشوند فقط نوشتن سیاست ها به تنهایی فایده ای نخواهد داشت. این ارزیابی ها می تواند کمک کند تا چنانچه در سیاست های ابلاغی نیاز به بازنگری باشد بتوان در عمل اقدام به بازنگری کرد.

به گفته موسوی چلک، انتظار می رود مجمع، گزارش از چگونگی توجه به هر یک از این سیاست های کلی نظام که ابلاغ شده اند داشته باشند. گرچه برخی از این سیاست ها از جمله خانواده که تازه ابلاغ شده است باید با فاصله ارزیابی شود ولی بسیاری از سیاست های کلی ابلاغی نظام، زمان زیادی از ابلاغ آنها گذشته است. حتی در سیاست های کلی برنامه توسعه هم این موضوع را شاهد هستیم.

وی اظهار داشت: به عنوان مثال یکی از سیاست های کلی برنامه ششم در خصوص حاشیه نشینی (محلات ناکارآمد) است ولی در لایحه ارسالی به مجلس شورای اسلامی (هم لایحه ارسال به مجلس قبل و هم اصلاحیه ارسالی از سوی رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور به مجلس در مرداد ماه سال جاری) هیچ برنامه ای برای این موضوع لحاظ نشده است. در برنامه های قبلی توسعه هم این نوع موضوعات که در سیاست آمده باشد و در برنامه غفلت شده باشد به کرات دیده می شد. به نظر می رسد که مجمع از مجموع وظایف ۱۱گانه به این وظیفه مهم نظارت بر حسن اجرای سیاست های کلی نظام هم باید توجه ویژه ای داشته باشد.





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/07/24

پیام رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

به مناسبت روز جهانی عصای سفید:

مجلس ممنوعیت شرکت نابینایان در انتخابات را لغو کند.

پانزدهم اکتبر مصادف با روز جهانی «عصای سفید» است.این مناسبت را بهانه کرده، ضمن تبریک به این عزیزان و دست اندرکاران مرتبط با امور نابینایان در کشور در بخش های دولتی و غیر دولتی از جمله مددکاران اجتماعی فعالی در این حوزه،  خواسیار توجه بیشتر و جدی تر به حفوق شهروندی نابینایان هستیم و انتظار داریم موارد زیر مد نظر سیاستگذاران کشور قرار گیرد:

-        حذف ممنوعیت شرکت نابینایان در انتخابات موضوع بند 6 ماده 28 قانون انتخابات.

-        بستر سازی برای تسهیل دسترسی به  آموزش فنی وحرفه ای و اشتغال نابینایان که می تواند یکی از زمینه های توانمند سازی و استقلال آنان را  فراهم کند.

-        توجه جدی به مناسب سازی محیط  برای حضور آسان آنان در عرصه های مختلف  جامعه.

-        دسترس پذیر کردن خدمات عمومی برای نابینایان از قبیل: خدمات بهداشتی – درمانی، آموزشی، فرزشی، فرهنگی، بانکی، حمل و نقل عمومی و ....

-        توجه ویژه به حقوق نابینایان در سیاستگذاری های اجتماعی.

-        حمایت از نابینایان برای داشتن مسکن مناسب.

-        بهره مندی از خدمات رسانه های مختلف متناسب با شرایط آنان.

انتظار می رور در راستای تحقق حقوق شهروندی نابینایان را هم همچون سایر افراد کشور مد نظر داشته باشیم.انشاء ا...

سیبد حسن موسوی چلک

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایراتن

24 مهر 1395

مصادف با 15 اکتبر 2016





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/07/24
مناجات

دعای امام سجاد(ع) در حق پدر و مادر


نیایش آن حضرت در حقّ پدر و مادرش

خدایا، بر محمد، بنده و فرستاده‌ات، و خاندان پاکش درود فرست و برترین درودها و رحمت و برکات و سلام خود را ویژه‌ی آنان ساز.

خدایا، پدر و مادر مرا نیز به بزرگداشت و درود خویش مخصوص گردان. ای مهربان‌ترین مهربانان.

خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و در دلم انداز که هر وظیفه را که در برابر ایشان بر عهده‌ی من است، بشناسم، و آگاهی از آن وظیفه را، به کمال، در من فراهم آر، و چنان کن که آنچه را به من الهام کرده‌ای، به کار بندم، و توفیق ده تا آنچه بینش آن را به من داده‌ای، به جای آورم، و چیزی از آنچه به من آموخته‌ای، فرو نگذارم، و اعضای بدنم از پرداختن به آنچه مرا الهام کرده‌ای، در نمانَد.

خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست؛ همچنان که ما را به وجود او شرافت بخشیدی. بر محمد و خاندانش درود فرست؛ آن گونه که به برکت وی برای ما حقی بر دیگر مردمان واجب کردی.

خدایا، چنان کن که من از پدر و مادرم چنان بیم نمایم که از پادشاه خودکامه، و به آن دو همچون مادری بس مهربان و دلسوز نیکی کنم، و فرمانبرداری از پدر و مادر و نیکی کردنِ من در حقّ ایشان را برای من از خواب در چشم خوابآلودگان شادی‌آورتر، و از آب خنک در کام تشنگان گواراتر ساز، تا خواهش ایشان را بر خواهش خود ترجیح دهم، و خرسندی آنان را بر خرسندی خود مقدم دارم، و نیکی آن دو در حق خودم را بسیار بینم، اگر چه اندک باشد، و و نیکی خود در حق آنان را اندک بینم، اگر چه بسیار بُوَد.

خدایا، آوای مرا در برابر ایشان نرم و آهسته گردان، و سخنم را خوشایندشان ساز،و مرا با آن دو نرمخو کن، و مرا دلسوز ایشان قرار ده، و چنان کن که با آنان خوش رفتار و غمخوار شوم.

خدایا، آن دو را، به پاس آن که پرورشم داده‌اند، نیک پاداشی ده، و چون مرا عزیز و گرامی داشته‌اند، ثوابی بزرگ عطاشان کن، و در مقابل حفظ و حمایتِ من در خُردی، جانب ایشان را نگاه دار.

  

خدایا، هر آزاری که از من به آن دو رسیده، و هر ناپسندی که از من در حقّ ایشان سر زده، و هر حقی از آن دو را که من تباه کرده‌ام، همه را سبب آمرزش گناهان‌شان و بلندی مرتبه‌شان و افزونی حَسَناتشان قرار ده؛ ای آن که بدی‌ها را به چندین برابر نیکی‌ها دگرگون می‌سازی.

خدایا، اگر پدر و مادرم با من به تندی سخن گفتند و رفتار نابجایی کردند، یا حقی از من تباه نمودند و یا در وظیفه‌ی خویش در قبال من کوتاهی ورزیدند، من همه‌ی خطاهای ایشان را بخشیدم و با این کار بزرگ‌شان داشتم. از تو می‌خواهم که آن دو را، به سبب آنچه در حقّ من کرده‌اند، گرفتار نسازی، که من در خیرخواهی ایشان تردید ندارم و نمی‌پذیرم که در خوبی کردن به من درنگ کرده باشند، و دلگیر نیستم که آن دو کارهای مرا عهده‌دار بوده‌اند، ای پروردگار من؛

زیرا گزاردن حق ایشان بر من واجب‌تر است، و نیکی آن دو با من دیرینه‌تر، و منّت‌شان بر من بیش‌تر از آن که بخواهم آنان را به عدالت قصاص کنم، یا آن کنم که آنان کرده‌اند. ای معبود من، اگر چنین کنم، پس آن روزهای بسیار که در پرورش من سر کرده‌اند و آن همه سختی که در نگه داریِ من به جان خریده‌اند و آن همه رنج و ناداری که بر خود روا داشته‌اند تا من در آسایش به سر برم، چه خواهد شد؟

نه، هرگز نتوانند همه‌ی حق خود را از من دریافت کنند، و من نیز نتوانم حق ایشان بر خود را به شایستگی بگزارم و وظیفه‌ی خدمتگزاری به آن دو را به جای آورم. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و یاری‌ام فرما ـ ای بهترین کسی که همه از او مدد خواهند ـ و توفیقم ده ـ ای راهنماتر کسی که بدو روی آورند ـ و در آن روز که «هر کس به سبب آنچه کرده است، پاداش بیند و بر ایشان ستم نرود»، مرا از کسانی قرار مده که پدران و مادران خود را نافرمانی کرده‌اند.

خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و پدر و مادر مرا به برترین پاداشی که ویژه‌ی پدران و مادران بندگان مؤمن خود کرده‌ای، ویژه گردان، ای مهربان‌ترین مهربانان.

خدایا، چنان کن که پس از هر نماز خود، و در هر زمان دیگری از شب، و در هر ساعتی از روز، به یاد آنان باشم.

خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا به سبب دعایم در حق ایشان بیامرز، و از آنان به سبب نیکی‌هایی که در حق من می‌کنند، درگذر؛ گذشت و آمرزشی بایسته. و به شفاعت من، از آن دو خشنود باش؛ خشنودی‌ای بکمال و شایسته. و با گرامی داشت خود، آنان را به سرای رستگاری و سلامت وارد کن.

خدایا، اگر آمرزش تو پیش از من به ایشان رسیده است، پس آن دو را شفیع من گردان، و اگر آمرزش تو پیش از آن دو به من رسیده است، پس مرا شفیع ایشان کن، تا به لطف و مهربانی تو در خانه‌ی گذشت و بخشش تو و در منزل آمرزش و رحمت تو گردهم آییم، که تو دارای بخشش بزرگ و نعمت فراوان هستی، و تو مهربان‌ترین مهربانانی.)(صحیفه سجادیه)





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/07/24

فقر، زباله‌گردی زنان را افزایش داده‌است/پناه بردن به زباله‌ها برای یافتن آذوقه


  رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران  فقر، کاهش مسئولیت اجتماعی در جامعه و بی‌تفاوت مردم نسبت به محیط پیرامونی را از عوامل افزایش پدیده زنان زباله‌گرد و کارتن‌خواب در جامعه برشمرد.

سید حسن موسوی چلک در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا درباره افزایش زباله‌گردان زن در جامعه با تاکید بر گسترش آسیب‌های اجتماعی در میان اقشار مختلف، گفت: یکی از موضوعاتی که طی سال‌های اخیر مشهودتر شده، وجود افرادی است که برای امرار معاش مجبورند؛ به کار در خیابان بپردازند که تکدی‌گران و کودکان کار و خیابان از آن جمله‌اند.

وی ادامه داد: همچنین در حال حاضر با زنانی مواجهیم که تنها بوده و برای تامین معاش خود مجبور به کار در خیابان، مترو یا پارک هستند و متاسفانه این پدیده در حال افزایش است.

موسوی چلک با بیان اینکه یکی از نگرانی‌های برخی سازمان‌ها مثل شهرداری آن است که مجبور به افزایش گرمخانه‌ها برای زنان هم شده‌اند، اظهار کرد: برخی از زنانی در این گرمخانه‌ها افرادی هستند که به دلیل اعتیاد یا سایر مسائل مجبور شدند؛ خیابان را به عنوان محل کار و زندگی خود انتخاب کنند.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران خاطرنشان کرد:  تغذیه یکی از نیازهای این زنان است و نمی‌توانیم بگوییم؛ این افراد بدون غذا می‌توانند زندگی کنند. مردم به این زنان به دلیل نداشتن کار و اینکه عموما درگیر اعتیاد و مسائلی از این دست هستند؛ کمتر کمک می‌کنند.74

وی با تاکید براینکه مردم به زن سرپرست خانوار و کودک یتیم  بیشتر کمک می‌کنند، و زنان معتاد کارتن‌خواب از سوی آنها کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند، عنوان کرد: یکی از راه‌های تامین معاش برای این زنان علاوه بر تن‌فروشی و مسائلی از این دست پناه بردن به زباله‌ها برای یافتن آذوقه و مانده غذای دیگران است یا اینکه بتوانند از داخل زباله‌ها چیزی پیدا کنند که قابل فروش بوده و بخشی از نیاز خود را با استفاده از پول حاصله برطرف کنند.

موسوی چلک با اشاره به رابطه گسترده فقر در جامعه و بروز این نوع رفتارها و شیوه‌های زندگی در جامعه تصریح کرد: امروز همانطور که رهاشدگی و تنهایی زنان را در شهرهای بزرگ داریم، شاهد زباله‌گردی زنان هم هستیم. هرچند این موضوع هنوز خیلی فراگیر نشده، اما چندان هم دور از انتظار نیست که در شهرهای کوچک هم شاهد این پدیده باشیم.

این مددکار اجتماعی در ادامه بر کاهش مسئولیت اجتماعی در جامعه و بی‌تفاوت مردم نسبت به محیط پیرامونی به عنوان یکی از عوامل افزایش پدیده زنان زباله‌گرد و کارتن‌خواب تاکید کرد.

موسوی چلک   زنان تحت پوشش نهادهای حمایتی همچون بهزیستی و کمیته امداد معمولا زنان سرپرست خانواری هستند که طبق قانون تامین زنان و کودکان بی‌سرپرست وسایر قوانین مرتبط مشمول حمایت این نهادها می‌شوند، بیان کرد: متاسفانه حتی حمایت‌هایی که این سازمان‌ها از این گروه زنان می‌کنند نیز کفاف زندگی آنان را نمی‌دهد.

وی با یادآوری اینکه در قانون برنامه پنجم قرار براین شد که این دو دستگاه موظفند؛ هر سال ۱۰ درصد را توانمند کنند، تصریح کرد: متاسفانه ساختاری که ما در کشور برای حمایت و اشتغال این زنان داریم، ساختاری توانمندساز نیست که دلیل آن مسائلی از قبیل عدم مهارت در این زنان، محدودیت در منابع اجتماعی و وابستگی این افراد به نظام حمایت دولتی یا همان آب باریکه است که باعث شده در توانمندسازی این افراد خیلی موفق نباشیم.

موسوی چلک با تاکید براینکه خیابان جای امنی برای زنان نیست، گفت: این موضوع می‌تواند؛ تبعات مختلفی داشته باشد که سوءاستفاده از این زنان، گرایش آنان به اعتیاد و مسائل اخلاقی، قرار گرفتن در معرض خشونت، عدم توانایی اعتراض در برابر تضییع حقوقشان، ابتلا به بیماری‌های مختلف از جمله ایدز و هپاتیت، ارتکاب به جرایم مختلف از جمله سرقت، مشارکت در توزیع مواد یا حتی قوادی و… از آن جمله است.

وی در پایان خاطرنشان کرد:‌ این زنان خانه و خانواده را تجربه نمی‌کنند که موضوعی بسیار مهم و در خور توجه است.

منبع: خبرگزاری ایلنا





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/07/19
Image result for ‫عکس استاد فرشچیان برای روز عاشورا‬‎Image result for ‫عکس استاد فرشچیان برای روز عاشورا‬‎




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/07/18

۱۸ میلیون حاشیه‌نشین در ایران وجود دارد

فقر، فساد، بی‌کاری در زیر پوست حاشیه‌نشینی

فقر، فساد، بیکاری، جرائم مختلف و اعتیاد هرکدام در زیرپوست حاشیه‌نشینی جای خود را بازکرده است؛ در محلات حاشیه‌نشین می‌شود در چندین ساعت پرده‌های مختلفی از این آسیب‌ها را به نظاره نشست؛ موضوعی که کاسه «چه کنم» را دست مسئولان داده است.تعریف حاشیه‌نشینی از سوی هر مرجعی متفاوت است، به‌قول‌معروف «هرکسی از ظن خود» در مورد حاشیه‌نشینی سخن می‌گوید، متولیان شهری از منظر عمرانی و زیرساختی از حاشیه‌نشینی حرف می‌زنند و مسئولان اجتماعی و فرهنگی از زاویه خودشان از آسیب‌های آن می‌گویند؛ مهم این است که این پدیده به دغدغه جدی متخصصان شهری، جامعه شناسان، معماران و ... تبدیل‌شده است.از اسکان غیررسمی و بدون مجوز شهری‌های فقیر در حاشیه‌ها گرفته تا مهاجرت‌های گسترده از روستاها به شهرها همه و همه در دامن زدن به این پدیده موثر بوده است.به گزارش مهر، برخی کارشناسان معتقدند که این سکونت‌گاه‌ها به علت پدیده فقر شهری به وجود آمده‌اند و بخشی از سرریزهای اقتصادی و اجتماعی شهرها که نمی‌توانند جذب بازارهای رسمی زمین، مسکن و اقتصاد شهر شوند برای دسترسی به مسکن در حد استطاعت خود به این سکونت‌گاه‌ها پناه می‌آورند.

هرچند که بحث ساخت‌وسازهای غیرمجاز و اسکان بدون مجوز شاید بستری برای شکل‌گیری حاشیه‌نشینی باشد اما مشکل عمده ساکنان حاشیه شهرها مسکن نیست بلکه مشکلات اجتماعی و اقتصادی است.اما موضوع حاشیه‌نشینی آنجا جدی‌تر می‌شود که سراغ آمارها برویم؛ عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی با یادآوری اینکه حدود ۱۸ میلیون نفر از ۵۵ میلیون نفر جمعیت شهری ایران در حاشیه‌ها زندگی می‌کنند، معتقد است که معادل یک‌سوم شهروندان ایران حاشیه‌نشین هستند.این آمار را رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران هم تایید کرده و گفته است: مصوبه‌ای که در سال ۹۳ در هیئت دولت با عنوان سند ملی احیای به‌سازی، نوسازی و توانمندسازی محله‌های ناکارآمد شهری به تصویب رسید موجب شد نگاه جدیدی در راستای احیای سکونت‌گاه‌های غیررسمی شکل گیرد.سید حسن موسوی چلک با اشاره به اینکه دستگاه‌های مختلفی عضو ستاد شدند، گفت: نیازهای مردم در سکونت‌گاه‌ها و حاشیه‌نشینی غیررسمی نیازمند مشارکت سازمان‌های غیردولتی است که در این سند جدید نیز به آن ذکرشده به‌طوری‌که تا سال ۱۴۰۴ این مناطق باید حد متوسط خدمات را داشته باشند.رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران تاکید کرد: بر اساس این مصوبه در ۹۱ شهر کشور که این مناطق شناسایی شد ۹۷۴ محله با ویژگی‌های محلات ناکارآمد شهری شناسایی شد که به ۴ طبقه بافت‌های تاریخی، فرسوده، روستاهای حاشیه‌نشین و سکونتگاه‌های غیررسمی تقسیم شد که به آن‌ها مناطق ناکارآمد عنوان می‌شود.او با اشاره به اینکه بر اساس مطالعات انجام‌شده حدود ۱۸ میلیون نفر ساکن این مناطق هستند گفت: در سکونتگاه‌های غیررسمی نیز برآورد شده ۱۰ تا ۱۱ میلیون نفر زندگی می‌کنند که باید برای رفع مشکلات و نیازهای این افراد فکر اساسی شود، به‌طوری‌که دیگر نباید نسبت به آن‌ها بی‌تفاوت بود و به‌عنوان یک منطقه غیررسمی آن‌ها را شناخت و همین موضوع باعث شود خدماتی به آن‌ها ارائه نشود.او گفت: در حال حاضر نیز در دنیا نگاه به یکسان و یکپارچه‌سازی مناطق انجام می‌شود و دیگر تقسیم‌بندی جغرافیایی به‌عنوان حاشیه شهر و ... وجود ندارد و بر این اساس باید در ایران نیز این‌گونه رفتار کنیم.چلک اظهار داشت: مناطق حاشیه‌ای در حال حاضر بخشی از شهرها هستند که حداقل‌های خدمات عمومی را ندارند و نگاهی که به این بخش می‌شود باید تقویت شود و این افراد شهروندان درجه‌دو نیستند.رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران گفت: پروژه‌هایی برای رفع مشکل حاشیه‌نشینی انجام‌شده به‌طوری‌که سبزوار اولین شهر اجتماعی است که محلات آن مورد تاکید   و هدف این است که متوسط داشته‌های اجتماعی را در این مناطق به کار ببندیم.به گفته او، در حال حاضر تاکنون تعاریفی به‌ناحق از شهروندان حاشیه‌نشین ارائه‌شده است که باعث شده آن‌ها تهدید محسوب شوند و همین موضوع میزان آسیب‌پذیری این مناطق را بیشتر کرده است. به همین دلیل باید هر چه سریع‌تر با کمک دستگاه‌های مختلف اقدامات اساسی و لازم برای رفع مشکلات حاشیه‌نشینی انجام شود.

                                                                               

منبع: روزنامه همدلی





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/07/17

به باورهای دینی مردم اعتماد کنید

همان‌طور که از روی جدول بازی‌های مقدماتی جام جهانی فوتبال پیش‌بینی‌پذیر بود، بازی تیم‌های ایران و کره قرار است در روز تاسوعا برگزار شود. طبعا اگر برخی به رفتار و منش مذهبی مردم ایمان و اعتقاد داشتند، حاشیه‌هایی درباره لغو این بازی پیش نمی‌آمد، چراکه ایرانی‌ها نشان داده‌اند در هر جا و هر مکانی که باشند، حضور قلب‌هایشان در عزاداری سیدالشهدا اثبات‌شدنی است، اما حال که عده‌ای تقاضای تغییر زمان این بازی و بعدها لغو آن را داشته‌اند، می‌توان به ابعاد دیگر این موضوع اشاره کرد. از چند زاویه می‌توان به مسئله مطرح‌شده درباره این مسابقه فوتبال پرداخت. اول اینکه ایران هیچ نقشی در تعیین زمان این بازی نداشته و تاکنون تلاش‌های بی‌وقفه مسئولان برای تغییر زمان تعیین‌شده بی‌نتیجه بوده و در نهایت باید بازی در همان وقت مشخص که هم‌زمان با روز تاسوعاست، برگزار شود. به نظر می‌رسد حالا نوبت مردم، بازیکنان فوتبال و مسئولان است که به این تصمیم جهانی احترام گذاشته و از سوی دیگر، به یکدیگر اعتماد کنند. مردم ما در طول سال‌ها نشان داده‌اند هر جایی که لازم باشد، الگوی رفتار دینی خود را نشان می‌دهند و این به مسئولان قوت قلب می‌دهد که در روز برگزاری این رقابت ورزشی، هیچ عمل خلاف عرف و خلاف شئونات مذهبی‌ای از سوی مردم رخ نخواهد داد. حتی شاید بتوان گفت اجتماع مردم عزادار ما در ورزشگاه آزادی، فرصت خوبی است که با برپایی مراسم‌ مذهبی پیام عاشورای حسینی به میهمانانی که از آن سوی مرزها به کشورمان آمده‌اند قدمی برداشته شود. ما از این فرصت باید استفاده‌ای دوچندان ببریم و این کار جز با اعتماد به یکدیگر امکان‌پذیر نیست. مردم ما می‌دانند چطور این میدان بزرگ را مدیریت کنند و از سوی دیگر، بازیکنان ما نیز که همگی با همین فرهنگ عاشورایی بزرگ شده‌اند، سربلند از این آزمون بیرون خواهند آمد. برخوردهای قیم‌مآبانه هم دراین‌میان هیچ اثر مثبتی نخواهد داشت و فقط با اعتماد است که می‌توان آرامشی را در دل این رقابت مهم و سرنوشت‌ساز ورزشی ایجاد کرد تا در نهایت به تقویت بنیان‌های اجتماعی انجامیده و امکان بروز رفتارهای دینی و ارزشی را حتی هنگام بازی تقویت کند.

سیدحسن موسوی‌چلک. رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه شرق 17 مهر 95


 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/07/17
در بحث ازدواج و طلاق، ما قانون تسهیل ازدواج جوانان را داریم، عملا اتفاقی نیفتاد، سیاست های کلی جمعیت را دو سال قبل سال 1392 بود که ابلاغ شد، اتفاقی نیفتاد،  مصوبه شورای انقلاب فرهنگی را داریم که بندش این است که ما برای اینکه بتوانی تشویق بکنیم حالا پاداش   بدهیم و وام و مسکن، واقعیت این است که تا به امروز که موفق نشدیم در این بخش قدمی به جلو برداریم، آمارها نشان می دهدکه ما چه وضعیتی را در حوزه در واقع ازدواج داریم اما در بخش طلاق ما یک بازنگری را در سال 1376 در قانون مصادیق عسر و حرج انجام دادیم. مصادیق که تغییر کرد ما دیدیم که یک دفعه رشد زیادی را در پروندهای مربوط به جرایم و دعواهای خانوادگی را در کشور دیدیم، من یک کتاب دارم که عنوانش همین است " جرایم و دعواهای خانوادگی تحلیل ده یازده سال بررسی انواع جرایم خانوادگی در کشور"اتفاق دیگری که افتاد من خیلی کوتاه عرض کنم، قانون حمایت از خانواده بود. نمیدانم دوستان الان حضور ذهن دارند این قانون را یا نه ، یک بندش طلاق توافقی را  راحت کرده است، الان 95 و در بعضی جاها 90 درصد طلاق های ما توافقی است، من نمی خواهم بگویم سوختن و ساختن را باید تحمل کرد چون خود آن عوارض دارد اما این قانون به افزایش تسهیل طلاق خیلی کمک کرد اما سیاست حمایتی ما نسبت به بچه های طلاق وجود دارد، سیاست حمایتی ما نسبت به  زنان مطعلقه نیازمند وجود دارد، کمیته امداد و بهزیستی اگر نیازمند باشند از آنها حمایت می کنند و حمایت های متعددی هم از این ها دارند. عین همین هم برای بچه های مبتلا به   در کشور داریم. یه جاهایی هم به نظر من باید در بخش آموزش مهارت های زندگی، ما این بخش را اصلا کار نکردیم. اما سیاست ما برخورد است، اگر مشروبات را می گرفتیم برخورد می کردیم. دوستانی که درگیر این حوزه بودند سه سال قبل، اصلا از دولت قبل شروع شد که ما قبول کردیم که پرتکل درمان الکل بنویسیم و پرتکل درمان الکل نوشته شد و خود من هم حضور داشتم، در دولت جدید آقای رحمانی فضلی دبیر شورای کشور ابلاغ کرد الان درست است که رسما جایی نیست اما غیر رسمی وزارت بهداشت مراکزی را برای درمان الکل راه اندازی کرد چون آمارها خیلی بالا رفت به ویژه آن مقطعی که گروهی مشروب می خوردند و دچار مشکلات می شدند، آن مقطع بازنگری در سیاست هایی در حوزه کلان کشور اتفاق افتاد در واقع خیلی هم مقاومت می کردند که این شرب خمر حرام است و  اصلا نباید برای درمانش اقدام کرد ولی در نهایت کشور پذیرفت که چون آمار خیلی بالا بود و باید فکری برای این موضوع می کرد. تمامی انواع مشروبات این مشکل را داشتند. ما رفسنجان را داشتیم، مقطعی بود که افراد گروهی مصرف می کردند  و دچار مشکل می شدند و آن مقطع دیگر دولت به جایی رسید که دید باید یه فکری به حال مشروبات بکند 
بخش دیگر که در حوزه آسیب ها بررسی می کنیم  حوزه مناطق حاشیه نشینی است. سیاست ما بلدوزری بود و در چمن کرمانشاه و بعدش خاک سفید را ما تجربه کردیم. رویکرد بلدوزری داشتیم تا سال 82، سال 82 دولت یک آیین نامه ای را تصویب می کند، آنجا نگاه توانمندسازی مناطق بود و مسئولیتش هم با مسکن و شهرسازی بود، یک اتفاقات خوبی آن مقطع افتاد که دیگر جلوی رویکرد بلدوزری گرفته شد و خودش یک قدم به جلو بود. سال 93 نمیدنم دوستان سند جدید را دیدند یا نه،  به نظر من انقلابی در این حوزه صورت گرفت، دولت کاملا نگاه اجتماعی به این مناطق را  دارد. بعد از این مقام معظم رهبری ورود پیدا کرد به حوزه حاشیه نشینی که هر شهری بیش از یک سوم  از جمعیتش در مناطقش زندگی می کنند مشکلات سیاسی و امنیتی که در این مناطق ایجاد می شد. دولت آقای آخوندی در این بخش خیلی خوب کار کرده و همکارانشان در بخش شرکت مدیران تخصصی هم خوب کار کردند.  سند با نگاه اجتماعی بازنگری شد و جلساتش دارد برگزار می شود. اولین شهر پایلوت اجتماعی را سبزوار انتخاب کردند که مجری اش انجمن ما است و تقریبا کار ما به پایان رسیده است، نگاه اجتماعی به این بخش دارد و دیگر نگاه جزیره ای نیست و نگاه شهروند درجه دو نیست و  باید خدمات به این مناطق هم برود. بحث ادغام در تولیدات شهری است. هجده میلیون نفر از جمعیت ما در محلات ناکارآمد شهری زندگی می کنند که حداقل های خدمات تولیدی را هم ندارند. اتفاقی که در این سند جدید افتاد به نظر من اتفاق خوبی است و آن این است که ما تا 1404 باید حد متوسط خدمات را بدهیم و نگفتیم حد عالی چون این ها حداقل را هم ندارند، حد متوسط خدمات در این بخش بایدحد متوسط خدمات این بخش در واقع باید ارائه شود، سازمان هاى غیر دولتى ورود پیدا كرده اند.موضوع مسئولیت اجتماعى، الان راه و شهرسازى نگاه اجتماعى زیادى دارد،ستادهاى آن خیلى فعال هستند، در استان ها و شهرستان ها مقدارى تعدادشان بیشتر شد.
ما در گذشته اصلاً در این مناطق هیچ پایگاهى نداشتیم، نه تنها ما بلكه هیچ كجا نداشت.در سبزوار كه همین امسال رفتیم محله اى بود كه سى هزار نفر در آنجا زندگى مى كنند.یك مدرسه بیشتر نداشت، یك در مانگاه ندارد، یك كتابخانه ندارد، هیچى ندارد.سى هزار نفر در یك جا زندگى مى كنند، بیش از جمعیت این شهر هیچ چیز نداشتند؛ همین سال گذشته. حاشیه شهر تعریفش آن جایى است كه حداقل خدمات عمومى را نداشته باشند.الان دروازه غار ما حاشیه نشین اند، پل مدیریت، فرحزاد ما هم حاشیه نشین اند، یك مقدارى بهتر شد.-در حوزه ى كودكان و نوجوانان، در زمان جنگ ما كودكان كار و خیابان اصلاً نداشتیم. این موضوع ما نبود، الان موضوع ماست.تقریباً از ٨٧ ، موضوع كودكان خیابانى در ایران شدت بیشترى پیدا كرد، هرچه به جلوتر مى آییم حضور كودكان در خیابان بیشتر مى شود در واقع در كشور.در مورد بحث كودك آزارى كه در گذشته ما فقط قانون سال ٥٣ را داشتیم.كودكان بد سرپرست، سال ٥٣ كه ٩٢ قانون جدید ابلاغ مى شود.وقانون تأمین زنان و كودكان بى سرپرست سال ٧١ كه اگر بچه اى بدسرپرست بود ؛ بهزیستى باید از آن نگه دارى و حمایت بكند.تا سال ٨١ حوزه ى آسیب ها قانون جدیدى تصویب مى شود.آنجا در مورد كودك آزارى دیگر ما فقط دادستان نیست. هركسى مى تواند در این حوزه باشد، اما بیشتر در همان بخش مداخله بود، یعنى بعد از اینكه افراد دچار مشكل شده بودند. اورژانس اجتماعى از سال هفتاد و هشت راه مى افتد، ٩٢ آیین نامه اورژانس اجتماعى در این بخش تصویب مى شود.الان یك مقدارى از نظر سیاست گذارانمان در حوزه ى كودك آزارى و حمایت از كودكان بد سر پرست .ما الان مشكل قانونى جدى نداریم، نه این كه اصلاً نداریم، مشكل قانونى جدى كه بخواهیم مداخله بكنیم، حمایت بكنیم، نداریم و با همین قوانین موجود هم مى شود این كار را انجام داد.منابع ما هم در این بخش بیشتر شده، سازمان ها هم الان فعال تر هستند.شهردارى هم ورود پیدا كرد، در گذشته شهردارى حضورى در این بخش نداشت.آموزش و پروش به طور كامل كتمان مى كرد، حال آموزش و پروش در این بخش حضور دارد و ورود پیدا مى كند.-در بخش فضاى مجازى مى دانیم كه ما حداقل در دوران دفاع مقدس اصلاً موضوع ما نبود اما الان موضوع ماست، سال ٩٠براى اولین بار شوراى عالى فضاى مجازى شكل میگیرد، مركز ملى فضاى مجازى شكل میگیرد.مجدد در دوره ى جدید باز این اتفاق مى افتد، منتها در هر دو دوره یك اشتباه انجام میگیرد.تمام آنچه كه ما در برخورد با فضاى مجازى مى دانیم.دستگاه ها و آدم هاى اجتماعى-فرهنگى در آن جایگاهى نداردند.چون آن بخش امنیتى و آن تهدید فضاى مجازى بیشتر دارد ولى واقعیت این است كه درعمل ما هیچ كارى انجام ندادیم.یعنى امروز اگر قرار باشد فردى به اینترنت اعتیاد پیدا كند هیچ برنامه و هیچ منبعى در واقعیت نداریم.گفتیم مركز ملى فضاى مجازى؛ مركز ملى بیشتر مجرى آن سیاست هاست. نتوانستیم در این بخش على رغم تهدید هایى كه وجود دارد فعالیت خاصی کنیم البته در بخش كاهش جمعیت كیفرى ،آیین دادرسى كیفرى جدید و قانون مجازات اسلامى جدید و قانون مجازات هاى جایگزین بستر لازم فراهم شده، ولى من فكر میكنم هنوز خیلى كار داریم زیرا بیشترین مشكل ما خود سیستم قضایى است. چرا که سیستم قضایى برخورد قضایى به مراتب بیش تر ترجیح مى دهد، اگرچه قوه قضاییه معاونت پیش گیرى براى خود درست كرده.قبل از آن از زمان آقاى شاهرودی بود یك مقدارى تنازل پیدا كرد.حال معاونت فرهنگى دارد، شوراى حل اختلاف راه اندازى كرد، در این بخش یك قطع زندان باز داشتیم و الان مجازات جایگزین را به ویژه در حوزه ى كودكان داریم.اگر دادستان ها بخش نامه اخیر رئیس قوه قضاییه را قبول و اجرا كنند باز هم در این بخش مى تواند كمك كند.-من فكر میكنم در حوزه ى خانواده دست ما كاملاً بسته است یعنى ما هیچ اقدامى براى تقویت نهاد خانواده كشورمان انجام ندادیم .نه اصل ١٠ را اجرا كردیم و نه آن سند چشم انداز ایران ١٤٠٤ و نه از لحاظ قانون نهاد خانواده.قانون از زمان مدت اجرایش تمام شد و هنوز هیچ بخشى از آن اجرا نشده؛ دوره ى سه ساله اى براى اجرا داشت كه اصلاً اتفاقى برایش نیفتاد.-تا قبل از سال ٨٠ بخش غیر دولتى در حوزه ى آسیب هاى اجتماى ورود نداشت. یك قانون تنظیم مقررات مالى دولت كه تصویب شد اجازه دادند كه در حوزه ى آسیب ها بخش غیر دولتى ورود پیدا كند.
الانم بیشتر در حوزه اعتیاد است و بقیه جاها خیلی کم اجازه دادیم بخش غیردولتی ورود پیدا کند. وارد این بحث میشویم که آمارها در این دو مقطع  می گوید. ما در ابتدای انقلاب هفتاد درصد روستائی بودیم و سی درصد شهری، الآن دقیقا برعکس شده است. فکر میکنم با من هم عقیده باشید که بستر رشد آسیب‌ها در نقاط شهری بیشتراز نقاط روستائی است. در سال 59 ازدواج رشد میکند و طلاق هم به همان نسبت رشد میکند اما در سال 94 ازدواج کاهش دارد و روند رشد طلاق برای اولین بار در چهل پنجاه سال گذشته کند شده است. آنچه در سالهای اخیر کاملا مشخص است روند کاهشی ازدواج است علیرغم اینکه 11 میلیون جمعیت در سن ازدواج داریم. اگر سال 67 را ملاحظه بفرمائید ازدواج 4.4 درصد رشد داشت. از بعد جنگ هرچه به جلو می آییم عوارض خودش را در حوزه های مختلف نشان میدهد و آمارهای ما هم دقیقا این را تائید میکند. ما سال 59 به ازای هر 14 ازدواج یک طلاق داشتیم و سال67 هر 11 ازدواج یک طلاق، سال 86 هر 8.4 ازدواج یک طلاق و سال 94 هر 4.2 ازدواج یک طلاق. برای تهران، البرز، مشهد کمتراز هر3 ازدواج یک طلاق! سال 57 به ازای هر ساعت 2.7 طلاق الان 19 طلاق ثبت میشود. درصد رشد هم متاسفانه درحال افزایش است
بحث بعد آمار ورودی به زندان است: سال  59 بیست و یک هزار بوده سال 92 ششصدو ده هزار نفر. در سالهای 59 اعتیاد جرم بود چک جرم بود، مجازات جایگزین نداشتیم، شورای حل اختلاف نداشتیم خرید جرم نداشتیم، اما الان با وجود همه اینها بایستی وضع ماخیلی بهتر میبود. سال 59 هر ساعت 14 نفر الان هر ساعت 70 نفر زندان می روند. شاخص زندانیان در یک لحظه در سال 67 حدود 71 هزار نفر بوده، سال 86 حدود 154هزارنفر و سال 93 حدود 225هزار نفر! در دنیا میانگین این شاخص 140 به ازاء صدهزار جمعیت است. مال ما 289 است. امار زنان همیشه بین سه تا چهار پنج بیشتر نبود الانم همین است اما دختران زیر 19 سال آمار فزاینده دارد. در بحث خودکشی یک ناهماهنگی شدیدی هست. اما روند تقریبا ثابت بوده و در بعضی مناطق به طرز عجیبی بالاست. در شهر ایلام 42 برابر میانگین جهانی است. ما در ایران هیچ برنامه‌ای برای پیشگیری از خودکشی نداریم
در بحث شرب خمر آماری که آقای احمدی مقدم خودش داده بود گفته 200 هزار الکلیسم داریم. آنچه که دارد نشان می دهد آن است که مصرف در حال افزایش است، سن در حال پایین آمدن است، دختران ما دارند درگیر می شوند و یک مقدار هم عادی سازی شده است. حالا یک بخشی از آن فیلم های خارجی تأثیرگذار بود و بخش های دیگر مولفه های دیگری است که به سرعت اشاره خواهم کرد. شما نگاه کنید این پیمایش سلامت روانی که سال 89 و 90 وزارت بهداشت انجام داد، 6.3 درصد از جمعیت سال 89 گفتند که در طول سال مصرف کردند ببینید چه عددی می شود، اگر ما جمعیت را داشته باشیم خود همین نشان می دهد که آن آماری که ما در پرونده تشکیل دادیم اصلا آمار واقعی نیست. در همین پژوهش نشان داده شده است که 450 هزار نفر حداقل  یک بار تجربه مصرف الکل را دارند پژوهش های رسمی نهاد های رسمی و آمارهای رسمی دیگر نیز می باشد. مثلا یک آمار یکی از اعضای کمیته مجلس شورای اسلامی اعلام کرده بود 200 میلیون لیتر.هیچکس نقدش نکرد و نگفت که این آمار اشتباه است.و من هم منبع آن را نمیدانستم. الان بحث ثروت خودش را نشان می دهد،ما تا سال 63 قبلش آمار دقیق نداشتیم 68 هزار پرونده تشکیل شده بود سال 94، 695  و خود ناجا می گوید که بسیاری از سرقت های خرد دیگر ثبت نمی شود و به سمت سرقت خرد یه تحلیلی داشتند که چرا اصلا به سمت سرقت های خرد در ایران داریم حرکت می کنیم این مساله عمدتا به نیازهای عادی اقتصادی برمی گردد یعنی تأمین آن نیاز فوری و حداقل .در بحث ضرب و جرح باز نگاه کنید،ضرب و جرح عمدی و نه غیر عمدی سال 63، 190 هزارتا داشتیم، سال 94 از یکی از آمارهای قضایی گرفتم 559 هزار. من اعتقادم بر این است که این شاید 10 الی 15 درصد آنهایی که درگیر ضرب و جرح عمدی می شوند به دادگاه مراجعه می کنند. 559 هزار پرونده در سال 94 برای این موضوع تشکیل شد و در بحث درگیری ما آمار نداریم که به حوزه خشونت بر می گردد، خشونت های خانگی باز موضوع دیگری است که ما اطلاعات ریز نداریم ولی می دانیم که وجود دارد. خشونت خانگی اولین مداخله اورژانس درکشور است.همسر آزاری، سالمند آزاری، کودک آزاری، والد آزاری و معلول آزاری و ...
در بحث قتل آمارها خیلی متفاوت بوده. ما در ایران در سالهای دفاع مقدس با شاخص قتل عمد در 100هزار نفر کاهش داشتیم. آسیبهای اجتماعی در ایران دارد به سمت خانواده میرود. الزام به تمکین را شما ببینید با شاخص به ازای صدهزار نفر، که میشود 405 مورد. ترک انفاق هم نشان از وضعی بحرانی دارد، همینجور عسر و حرج را داریم، دعاوی مربوط به مهریه، طلاق که آمار تلخی است. الان جشن طلاق میگیریم، کیک طلاق میبریم و... 
در حوزه اعتیاد ما اصلا با مردم صادق نبودیم و آمارهای نادرستی داریم. ما در حوزه مواد مخدر صنعتی اصلا آمار نداریم و نمی توانیم به این آمار تکیه کنیم. در بحث زندانیان مواد مخدر ما در سال 59 فقط 19 خاطر موادمخدر بود الان حدود 50درصد. اینها معتاد نیستند کسانی هستند که به خاطر حمل و توزیع و ... مواد مخدر درگیر زندان می شوند. اعتیاد زنان را داریم، مصرف شیشه را داریم که این ها اصلا موضوع دفاع مقدس نبودند.
در بحث اچ آی وی دو سه نکته بگویم: جمع آوری آمار در این حوزه را ما از سال 65 شروع کردیم و آمارش تجمعی است. ما سال 59 سی و یک هزار مبتلا داشتیم که باید این عدد در 4 ضرب بشود. 65 درصد کسانی که شناسایی شدند از طریق سرنگ آلوده است، حدود 14.5 درصد رابطه جنسی محافظت نشده است. اما سال 93 کسانی که به خاطر اعتیاد شناسایی شدند 52 درصد ، کسانی که به خاطر الودگی جنسی 38.5 درصد. در سه سال اخیر روند رشد افرادی که شناسایی شدند به خاطر رابطه جنسی محافظت نشده همیشه از میانگین بالاتر بوده. در این حوزه ما قبول نکردیم که برای پیشگیری مراکز بهبود رفتار را در کشور برای داشتن رابطه جنسی محافظت شده انجام بدیم . گرایش به مواد مخدر صنعتی خودش علاقه مندی به ارتباط جنسی رو افزایش میدهد و معمولا شرکا جنسی شون از همین گروه است
موج چهارم اچ ای وی ترکیبی از این دو تا است . اعتیاد در سر جای خودش هست اما رابطه جنسی هم سر جای خودش خواهد بود . زنان ما در گذشته 1 درصد بودند الان بالای 10 درشد هستند . سن در در اچ آی وی در ایران پایین آمد
هم اکنون در مورد فضای مجازی ضریب نفوذ تلفن همراه ما بیشتر از جمعیت ماست .ضریب نفوذ ما الان 80 درصد است. متاسفانه سواد استفاده از فضای مجازی نیز بالا نیست ، امسال من دیدم که آموزش پرورش برای سال سوم درباره سواد های رسانه ای تدریس بشود و خبر این را هفته پیش اعلام نمودند که جای خوشحالی دارد.
در بخش رسانه و ماهواره به هر صورت ما تحت تاثیر آن فضا قرار گرفتیم ، نمی خواهم بگویم که همه اش تقصیر آنها بوده است . ما آنقدر کم و کسر داشتیم که به بفرمایید شام پناه آوردیم. واقعیت  این  است که ما امروز نتوانستیم از بخش مثبت فضای مجازی استفاده کنیم لذا  بخش منفی  آن برای ما مشکل آفرین شده است .یک پژوهشی داشتم با عنوان فرهنگ گفتگو در خانواده ایرانی که یکی از نتایج آن این بود که میانگین صحبت درون خانواده 15 دقیقه نمیشود .  که این پژو هش مربوط به 8 سال قبل بوده است که اگر الان تکرار شود کمتر شده است .امروزه همه چیز در موبایل ها است در حالی که در گذشته این موارد نبوده است و این مسائل به هر صورت جذابیت هم دارد. حال این رسانه سن آسیب را پایین آورده است و مشکل دیگر این است که دختران ما بیشتر درگیر شده اند. از طرف دیگر مشکلش این است که سکون ایجاد میکند و نشان نمیدهد که درگیر آسیب اجتماعی شده است بنابراین مزمن میشود فضای مجازی در این بخش .
در باب فرقه های ضاله آماری دارم که چون این آمار محرمانه است قابل انتشار نمیباشد . ولی اصلا وضعیت مناسبی نداریم
تحلیلی هم که درباره برنامه های رسانه ای خارجی انجام شد مطرح میکند که درست است که عموم برنامه های فارسی زبان تم مذهبی دارند یعنی بیشترین فراوانی را تم مذهبی دارند ولی در تمام این موضوعات ، عادی سازی مسائل جنسی ، عادی سازی روابط فرا زناشویی این ها دقیقا جزو موضوعاتی است که در این بخش است .
جمع بندی  
شاخص نشاط اجتماعی ما در سال 2014 در بین 157 کشور 115 بود این در حالی است که در سال 2015 ، 110 شدیم .دو تحلیل است دراین باره  وجود دارد که یا کشور های دیگر از ما بدتر شدن یا اینکه  بعد از برجا م یک امیدواری ایجاد شد. الان نمیتوان پاسخ دقیقی به اینها بدهم ، اینها فقط فروضی است که تغییر رتبه مان راشاید نشان دهد .
یک پژوهشی صورت گرفته بود که در بین  کشور های غمگین جهان ما بعد از عراق بودیم . خشونت ها دقیقا نشان میدهد این موضوع را .
در گزارش سال گذشته وزارت کشور درباره سرمایه اجتماعی که منتشر شد ، ما هیچ وقت در دوره های گذشته سرمایه اجتماعیمان این قدر پایین نبود . ما در دوره جنگ شهید داده بودیم ، خانواده ها چند تا شهید میدادن و پشت جبهه را هم کمک میکردند و هیچ مطالبه هم نداشتند اما الان ما حاضر نشدیم 45 هزار تومن رو ببخشیم . به دلیل اینکه اعتماد نداشتیم . حالا با اختلاس و مواردی که پیش آمد این اعتماد پایین تر آمد . این پژوهش مرحله دومش هم اجرا شد و یافته هایش منتشر نشده است
امار وزارت بهداشت این است که 23 درصد مردم حداقل 1 اختلال را دارند این در ایران 34 درصد است .  حال این در محله دروازه غار 83 درصد است . در گرگان 66 دردصد است .
واقعیت این است که اخلاق در جامعه مان ضعیف شد . ما کلا 30 هزار نفر درگیر جرائم جنسی در کشور داریم .
ما در بخش سلامت اجتماعی کار خاصی نکردیم تا به امروز نه سلامت اجتماعی سنجیده شد و نه محور سیاست گذاری ما بوده است .
مسئولیت اجتماعی را هنوز جدی نگرفته ایم . کشور های دیگر خیلی روی این بخش سرمایه  گذاری کرده اند
در بخش تامین اجتماعی مطالبه گر نیستیم برای یارانه و سوختمون دعوا میکنیم ولی برای حقوق اجتماعی مون دعوا نمیکنیم. نگاه سیاسی امنیتی را در این بخش حاکم کردیم .
در بخش سیاست گذاری زمانی که ما بخواهیم دو  دوره زمانی را مقایسه کنیم ، نگاهمان واقع بینانه تر شد ولی هنوز واقع بینانه نیست . در بحث مقایسه در تمام حوزه ها سیاست گذاری های ما نسبت به آسیب های اجتماعی امروز  بهتر شده بخصوص بعد از ورود مقام معظم رهبری. اما هنوز نگاه به آسیب‌های اجتماعی نگاه امنیتی است.  مثلا می گویند بسپاریم به وزارت کشور. در بخش خدمات ما امزور تنوع خدمات را در کشورمان داریم. دسترسی هم بیشتر شده و دستگاههای بیشتری در این حوزه کار میکنند. اما دستگاههایی که در این حوزه در کشور کار میکنند، معاونت اجتماعی ناجا ده پانزده سال است که راه افتاده است، اطلاعات راه افتاده، سپاه راه افتاده، دستگاه های اجتماعی راه افتاده، شهرداریها، حلال احمر ورود پیدا کرده، به نسبت گذشته تعدد دستگاهها را داریم ولی واقعیت این است که علیرغم اینکه ما همه این چیزها را داریم، نیاز داریم که برنامه های ما این پنج ویژگی را داشته باشند. هیچ برنامه ای در هیچ کدام از دو دوران چه در دوران دفاع مقدس و چه بعد از آن این پنج ویژگی را ندارد. برنامه های ما فراگیر نیست، جامعیت لازم را ندارد، کفایت لازم را ندارد، پایداری و استقرار ندارد و اثربخش هم نیست. که اگر اثربخش بود ما اکنون پانزده میلیون پرونده قضائی نداشتیم. نگرانی ما این است که آسیب های اجتماعی ما در آینده چندتا ویژگی دارد: یک اینکه شیب ما به سمت مواد مخدر صنعتی بیشتر می شود. دوم به سمت زنانه تر شدن تغییر مسیر می دهیم. ویژگی سوم اینکه آسیب‌های ما کودکانه تر می شوند و سن آسیب‌ها پایین تر می آید. ویژگی دیگر اینکه آسیبها به سمت شادی های لحظه ای میروند، سکس در فضای واقعی و مجازی، مواد مخدر صنعتی، مشروب این کار را می کنند و در نهایت آسیب‌ها به سمت خانواده می رود. و وقتی به سمت خانواده رفت مزمن میشود. آینده امنیت کشور ما با آسیب‌ها گره خورده است. و اگر نتوانیم تدبیر درستی اتخاذ کنیم و صادقانه با مردم برخورد کنیم امنیت ما دچار مشکل خواهد شد.منبع: سایت موسسه مطالعات دین واقتصاد/8 مهر 95





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/07/16
در برنامه‌ی ششم در سیاست‌ها دوباره تقویت نهاد خانواده و استیفای حقوق ِ زن در شش برنامه در شش بند تکرار شد. بحث مناطق ِ جاشیه‌نشین مطرح شد، مبارزه‌ی همه‌جانبه با مواد مخدر هم مطرح شده و ادعا کردند که باید 25% کاهش بدهیم که ادعایی ست که از همین الان محکوم به شکست است و اتفاق نخواهد افتاد، حالا همه‌ی این2ها نوشته شد اما در خود لایحه‌ی برنامه‌ی ششم، در دو لایحه‌ای که دولت به مجلس داد، چه لایحه‌ای که دولت در مجلس قبل داده‌بود چه  لایحه‌ای که لایحه‌ای نبود، اصلاحیه‌ی لایحه بود که آقای دکتر نوبخت 5ام مرداد امسال به مجلس داد، متاسفانه جز در یکی دو بند، یعنی همین سیاست‌هایی که خودشان نوشتند همین سیاست‌ها هم مبنا قرار نگرفت، همین سیاست‌ها هم بهتر است بگویم ما یک کنفرانسی را برگزار کرده بودیم کنفرانس امور اجتماعی در برنامه‌ی ششم توسعه. همه‌ی دستگاه‌ها بودند، همه‌ی مسئولین بودند، تقریبا دو سال کار شده‌بود. 32 محور داشت. که من مسئولیت علمی این کنفرانس را بر عهده داشتم، ما سیاست‌های برنامه‌ی ششم را احظار کردیم و تقریبا اکثر کسانی که می‌گوییم حالا به غیر از من البته خبرگان این حوزه بودند حضور داشتند. مقاله نبود. سفارش گزارش بود با موقعیت سیاست‌گذاری. آن مرحله‌ی اولی که مقام معظم رهبری سیاست‌ها را ارجاع می‌دهد به مجمع که تصویب کنیم، 19 تا بند راجع به حوزه‌های اجتماعی بود.خروجی همان کنفرانس بود. کمیته‌ای هم در مجمع شکل گرفته بود ولی به یک باره نفهمیدیم چه شد بعد از اینکه در مجمع تصویب شد همه‌چیز عوض شد یعنی زمانی که آمده بود بیرون همه مانده بودیم که این چیست که بیرون امده‌است؟! چون آنچه که مطالبه‌ی بخش ِ اجتماعی بود از برنامه‌ی ششم و تحلیل وضعیتی که در آن قرار داریم، این بود که نگاه جدی‌تری بشود اما ... بازنگری‌ای که مجلس انجام داده‌بود در مجلس ِ قبل بهتر بود، حداقل بخشِ اجتماعی‌اش. آنجا خیلی قوی پرداخته شده‌بود ولی اینجا دیگر آن اصلاحیه را قبول نکرد و بعد روی لایحه‌ی جدید دارد کار می‌کند، آنجا یک بخشیش بحث ِ مجازات‌های جایگزین را مطرح کرد که فکر می‌کنم بخش‌نامه ای که اخیرا قوه‌ی قضاییه ارسال کرد، یک بخشش کمک می‌کن به اجرای این موضوع. باز بحث  فضای مجازی را مطرح کرده‌است. مواد مخدر تجمیع شده‌ی سیاست‌های کلی مواد مخدر است. ماده‌ی جدید نیست و در این ماده ارجاع داده‌است به سند راهبردی ِ مبارزه با مواد مخدر که اصلا وجود خارجی ندارد. آمدند و مواد مخدر تنها تچمیعی از آن سیاست‌ها انجام داده‌اند. در ماده‌ی 28 که برای حوزه‌ی قضایی است که مال ِ حوزه‌ی قضایی است که اصلا اجتماعی نیستند. یک بندی گذاشتند که بهزیستی هرکسی پول ندارد و می‌خواهد مشاوره برود مشاوره‌اش بدهید، کل کاری که از بهزیستی در برنامه‌ی ششم خواستند همین است که پول مشاوره‌ی افراد نیازمند را پرداخت کند. در بخش کاهش ِ جرایم ِ کیفری  مطرح هست که من فکر می‌کنم اگر اتفاق بیفتد اتفاق خوبی‌ است که راجع به آن صحبت خواهیم کرد در وضعیت آمار. کاهش عناوین ِ مجرمانه زیرا من این را عددی که شنیده بود 3200 عنوان مجرم. ان شا الله این عددی که گفتم درست باشد مهم این است که ما در ایران عناوین ِ مجرمانه‌ی زیادی داریم. این اگر آمار این پرونده‌هایمان بالا است 15 میلیون پرونده‌ی قضایی ما داریم، این عناوین آنقدر زیاد است. این کل ِ مباحثی است که ما تا به اینجا در برنامه‌های توسعه‌ی کشورمان داشته ایم  در حوزه‌ی آسیب‌های اجتماعی؛ که هیچ‌کدام مربوط به دوران دفاع مقدس نبود. برنامه‌ی ششم آخرین برنامه‌ای است نوشته شد که متاسفانه خیلی هم تفاوتی با برنامه‌ی قبلی هم نمی‌کند. اینجا اگر اجازه بدهید آن سه مفهوم ی بالا را سیاست‌گذاری ِ ساختاری نهادهای اجتماعی را براین اینکه زمان را مدیریت بکنم و بتوانیم مباحث را مطرح بکنیم. راجع به این موضوعاتی که این زیر نوشتم این سه تا را با هم می‌گویم، 
ما در حوزه‌ی مواد مخدر تا سال 76 معتاد محرم بود یعنی هیچ استثنایی برای اعتیاد وجود نداشت. از سال 76 مجمع تشخیص قانون را بازنگری می‌کند در آن سال 5 تا استان پایلوت بودند که در سال 76 یک استان خود ی من مسئولیت داشتم استان مرکزی کار می‌کردم. یک سال مرکز مطالعات خودمعرّف هنوز قانونا معتاد مجرم بود و هنوز قانون تغییر نکرده بود. درواقع در 76 بازنگری میشود
در واقع در 76 بازنگری می شود و می گوید معتاد مجرم است ولی کسانی که برای درمان می روند دیگر مجرم نیستند.اولین تغییر را ما در سال 76 در این حوزه دیدیم منتهی ماهیت برخورد با مواد مخدر عمدتا همان برخورد مقابله ای بود. همچنان هم ستاد مبارزه با مواد مخدر است و این کلمه ، کلمه اشتباهی نیست. من فکر می کنم یک انقلابی در حوزه مواد محدر در سال 85 اتفاق افتاد. تدوین و ابلاغ سیاست های کلی مبارزه با مواد مخدر توسط مقام معظم رهبری. ما در آنجا چند چیز را پذیرفتیم. 1- ورود سازمان های غیر دولتی به حوزه اعتیاد. 2- حمایت اجتماعی از معتادین را پذیرفتیم. 3- استفاده از تمامی ظرفیت ها برای پیشگیری از اعتیاد را رسما پذیرفتیم. در آنجا پذیرفتیم اگر ما نتوانستیم معتاد را درمان کنیم باید به سمت کاهش آسیب حرکت کنیم. حتی این را در سیاست های کلی سال 85 پذیرفتیم ولی هنوز اجرا نکردیم اینکه اگر نتوانستیم معتاد را درمان کنیم مواد کم خطر را جایگزین مواد پر خطر کنیم. ببینید ما در سیاست گذاری از اعدام به کجا رسیدیم. اما در همین بخش ما یک خلا در رابطه با مواد مخدر صنعتی داشتیم. یعنی اگر فرد درگیر جرم در این حوزه می شد ، نوع برخورد ما در حدود کشور مشخص نبود. تا سال 89 مجدد مجمع می آید ، در واقع یک بازنگری در قانون قبلی انجام می دهد و قانون اصلاح مواد مخدر را تصویب می کنیم. در آنجا دیگر موضوع روان گردان ها هم موضوع این بخش می شوند. در آنجا دو تا ماده قانونی خیلی خوبی وجود دارد به ویژه ماده 15 که در آنجا اعتیاد اجباری ، درمان اجباری نیست و داوطلبانه است. همین کمپهایی که راه افتاد بر مبنای همین ماده 15 است.اگرچه در تدوین پروتکل ها فراز و فرود های فراوانی وجود داشت. اما یک ماده 16 داریم که یک مقدار کار را خراب کرده است، همین برخورد جمع آوری با معتادین متجاهر است. از یک طرف سیاست گذاران درست می گویند چرا که می گویند این خواست مردم است که معتادین را از خیابان ها جمع آوری کنیم. از طرف دیگر کسانی که در حوزه اجتماعی کار می کنند میدانند که با زور نمیتوان کسی را درمان کرد. در حال حاضر حداکثر کسانی که وارد ماده 16 میشوند و دیگه برنمی گردند بین 2 تا 5 درصد هستند که عملا کارآمدی لازم را ندارد. در دولت قبل متاسفانه با فشار استاندار ها را ملزم کرده بودند که استانها ماده 16 را راه اندازی بکنند و در واقع معتادین را جمع آوری کنند که شما هم اخبارشان را چندین بار شنیدید که چه مشکلاتی ایجاد شد. الان این مصوبه تقریبا 3-4 هفته قبل در آخرین جلسه ستاد مبارزه با مواد مخدر  گفته شد که بهزیستی مسولیت ماده 16 را به عهده بگیرد که از نظر من ورود بهزیستی به این حوزه یعنی ورود به باتلاقی که دیگر خارج شدن از آن امکان پذیر نیسست. چون ما اعتقادی به ماده 16 و اینکه معتاد را می توان با زور درمان کرد نداریم. در همین بین بهزیستی شرایط را به  گونه ای درخواست کرده که فکر کنم ستاد زیر بار این شرایط نخواهد رفت. چرا که میداند ماده 16 محکوم به شکست است. چرا که تجربه مناطق بازپروری همان شعبه شماره دو زندان بود. در بخش ساختار در حوزه مواد مخدر یک ستاد وجود دارد که رییس آن منصوب ریاست جمهوری است و معاون آن در مقطع خاتمی مستقل بود و دریک مقطعی به عهده ناجا بود و در دو مفطع وزیر کشور مسولیت آن را به عهده دارد. سازمان های مختلفی هم وظایف مختلفی در این حوزه دارند. در حوزه اعتیاد در دوره دفاع مقدس ما فقط بازپروری را داشتیم. بازپروری در سال 76 تعطیل می شوند لذا ما فقط یک نوع مرکز برای درمان اعتیاد تا سال 76 داشتیم که مراکز بازپروری بود که در اختیار بهزیستی بود. که ما آن را شعبه شماره دو زندان می دانستیم چراکه وقتی قاضی حکم می داد ، میگفت که شخص معتاد را مثلا دو سال در بهزیستی نگه دارید . اما در زمان کنونی برنامه ای نیست که در دنیا در حوزه اعتیاد اجرا بشود ولی در ایران نشود.چه در حوزه درمان چه در حوزه کارشناسی ما DIC  داریم، کلینیک مثلثی داریم. Shelter داریم غذای گرم و سرپناه به آنها میدهیم و از آنها خواهش می کنیم به این مکان ها بیایند و سرنگ هم به آنها می دهیم و کلی از آنها استقبال می کنیم که به این سرپناه ها بیایید تا ایدز نگیرید. مسیر کاملا تغییر کرد. در زمان آقای شاهروی یک کار خیلی خوب انجام شد و آن هم این بود که اگر در زیر پل و یا همچین جاهایی تجمع معتادین را دیدید، شما می توانید سرنگ را بین آنها توزیع کنید و این جرم نیست، در واقع حضرت آیت ا... شاهرودی به اصلاح آن برنامه خیلی کمک کرد. امروز ما در رابطه مبارزه با مواد مخدر کمبود برنامه نداریم. یعنی هرآنچه که این رابطه در دنیا وجود دارد و در حال اجرا است در ایران هم اجرا می شود. یعنی ما در حال حاضر تنوع برنامه های درمان معتادین در کشور را داریم. در حوزه پیشگیری هم در دو سه سال اخیرفعالیت ها بیشتر شده است ما در حال حاضر سندجامع پیشگیری را داریم ، با اینکه پول کمی را به آن اختصاص می دهیم. آموزش و پرورش ، صدا سیما به ویژه در یک سال اخیر، وزارت ارشاد، بهزیستی، ناجا، سازمان تبلیغات و محیط های کارگری درگیر شدند و به نسبت قبل برنامه ها ما در حوزه پیشگری و درمان و حمایت اجتماعی توسعه پیدا کرده است. ما الان در بخش اشتغال و مسکن معتادین منابع خود را صرف می کنیم. بیمه معتادین داریم. ممکن است منابع به قدر کافی نباشند ولی این رویکرد که باید برخورد کنند وجود ندارد.حالا بعد به آمارها خواهم رسید. در راستای HIV و ایدز ما مدت خیلی طولانی ورود به HIV و ایدز نداشتیم . مثل اعتیاد که اول تابو بود ایدز هم تابو بود. ما تا الان 3تا برنامه استراتژیک داشتیم. سه برنامه 5ساله که برنامه سومش در دولت قبل مصوب شده بود.سال آینده هم قرار است برنامه چهارمش نوشته بشه. اتفاقی که در این حوزه افتاد این است که ما هرکس که مبتلا به ایدز بود به کرمانشاه می بردیم. در آنجا یک مرکز تاسیسی کرده بودیم و افراد مبتلا به ایدز را در آنجا جمع کرده بودیم. خیلی زود هم متوجه این اشتباه شدیم که نباید این ها را قرنطینه کرد و جدا کرد از جامعه. اما به این دلیل که هم اعتیاد باعث این ویروس میشد هم رابطه جنسی محافظت نشده، جامعه یک مقاومت بسیار زیادی برای ورود به این بخش داشت. برنامه اول و دوم استراتژیک ایدز اصلا به دولت نرفته بود واصلا دولت حاضر نبود این را بپذیرد
در برنامه سوم ما در حوزه مسائل جنسی کاملا شفاف آمده است، یکی از استراتژی ها کاهش و یا آموزش مسائل جنسی بود که خیلی در آن موفق نشدیم باز هم به این دلیل که تابو را یاد ندادند یک مقطعی یادمه قرار بود در مرکز بازپروری زنان روسپی که در بهزیستی بود حداقل به آنها آموزش دهیم با کمیته ایدزی که در سازمان خودمون داشتیم به محض اینکه این خبر رفت بیرون چنان فشار آمده بود به ما ها که شما چرا این حرف ها را میزنید. الان هم به صورت غیر رسمی مراکز بهبود رفتار وزارت بهداشت و یا در باشگاه های مثبتی که الان خود افراد مبتلا دارند، آموزش ها داده می شود. در برنامه سوم یک مقدار جلوتر آمدیم الان دیگه روز جهانی ایدز را گرامی میداریم، در تلویزیون بحث می کنیم و همایش می گیریم، مسئولین صحبت می کنند و درواقع از بخش سیاست گذاری خارج شدیم. حمایت های اجتماعی از افراد مبتلا می شود، بحث بیمه و کمک به درمان و هزینه های معیشتشان می باشد. یک مقطعی کمیته امداد این کار را انجام می دادو بعد وزارت دفاع مسئولیت این کار را داشت. خب من دو سال دبیر کمیته حمایت های اجتماعی HIV وزارت کشور بودم در حین مسئولیتی که در وزارت دفاع داشتم. اما واقعیت این است که هنوز که هنوزه آن پذیرش اجتماعی خوب از این افراد صورت نگرفته است و یه زمانی آقای احمدی وزیر محترم بهداشت بود ایشان مصاحبه کرد که بهزیستی چرا مراکز قرنطینه برایشان نزده، هیچ کجای دنیا ایدز را قرنطینه نمی کنند افرادی که با آنها سرو کار دارند باید یاد بگیرند که چطور با آنها ارتباط داشته باشند و یا احتیاط های استاندارد را باید در کشور فراگیر بکنند ولی ما متاسفانه آن نگاه را به ایدز داشتیم و همان روز هم ایدز نسبت به بعضی آسیب ها حتی مشروبات هم مظلوم تر است و در عالمی که همه دارند داد می زنند حال به آنها اشاره خواهم کرد که  ما الان چه بحرانی را در حوزه ایدز در ایران داریم و تجربه می کنیم ولی مهم ترین خدمتی که الان به آنها می شود همان باشگاه های مثبتی است که افراد مبتلا خودشان با گروه های خودشان و در واقع گروه های همتا به هم کمک می کنند.
منبع: سایت موسسه مطالعات دین واقتصاد/8 مهر 95ادامه دارد....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/07/16

آسیب های اجتماعی و جرائم در دوران دفاع مقدس، سید حسن موسوی چلک


افتخار داریم که امسال در هفته دفاع مقدس ،برای چهارمین سال، سلسله سخنرانی هایی را با عنوان اقتصاد ایران در دوران دفاع مقدس برگزار کنیم. همانطوری که دوستانی که اهل مطالعه در حوزه اقتصاد هستند می دانند، ادبیات اقتصادی و آماری ما از دوران دفاع مقدس بسیار تنک و کم حجم هست و کسی به اقتصاد ایران در آن دوره بطور جدی نپرداخته است. مؤسسه تصمیم گرفت از چهار سال پیش که این برنامه را در دستور کار خود قرار دهد و سعی کرد که ادبیات شفاهی حداقل و تاجاییکه ممکن است رسمی از وضعیت اقتصادی ایران در دوره جنگ تدارک ببیند و جمع آوری بکند. و سالی پنج الی شش سخنرانی با حضور اساتید برجسته کشور برگزار شد.

آقای نبوی ، آقای ستاریفر، آقای دکتر مؤمنی، آقای عرب مازار، آقای شاکری، آقای واعظ مهدوی، آقای حسن تاش و خیلی از دوستانی که در حوزه های مختلف اقتصاد ایران در دوران دفاع مقدس فعالیت یا مطالعه جدی داشتند به ارائه سخنرانی پرداختند و امسال هم شش سخنرانی تدارک دیده شد که اولین آن الزامات سیاست گذاری در دوران دفاع مقدس که خود دکتر مؤمنی بدان پرداختند، سنخرانی دوم رونمایی از یک کتاب  بود که به بهانه انتشار کتاب میر نامیرا  در مورد زندگی مرحوم میرمصطفی عالی نسب بود که ایشان مشاور اقتصادی دوره جنگ بودند و به نقش تعیین کننده ای که مرحوم عالی نسب در دوره جنگ داشتند پرداخته شد، سومین سخنرانی هم که امروز هست و خدمتتان هستیم، اگرچه به ظاهر اقتصادی نیست با عنوان آسیب های اجتماعی و جرائم در دوران دفاع مقدس هست، کسانیکه در حوزه اقتصاد فعالیت دارند میدانند که بطور جدی یک رابطه دوسویه ای بین آسیب های اجتماعی و مسائل اقتصادی برقرار است و هیچ کس نمی تواند ارتباط آسیب های اجتماعی و اقتصاد را در یک کشور منکر شود، و آقای دکتر موسوی چلک سال ها در حوزه  آسیب های اجتماعی و مسائل اجتماعی فعالیت کردند؛ هم در پوزیشن ها و سمت های رسمی مثل مدیر کل آسیب های اجتماعی وزارت رفاه و هم در موقعیت های غیررسمی اعم از علایق شخصی و شرایط مختلفی که مسئولیت و فعالیت داشتند به این موضوع پرداختند. تقریبا می توان گفت که کاملترین مطالعه مدونی که در مورد آسیب های اجتماعی در کشور انجام شده در زیرمجموعه یکی از کارهای بزرگی که بعنوان گزارش اجتماعی کشور توسط مجمع تشخیص با مدیریت آقای دکتر واعظ مهدوی صورت گرفته وآقای دکتر موسوی چلک مسئولیت گزارش آسیب های اجتماعی آن را داشتند. آقای دکتر مؤمنی و آقای دکتر واعظ بعد از مشورتی که با یکدیگر داشتند از آقای دکتر موسوی چلک خواهش کردند که این هفته در خدمتشان باشیم با مسئله اسیب های اجتماعی و جرائم در دوران دفاع مقدس. همچنین مقایسه ای با دوران بعد از دفاع مقدس که وضعیت آسیب های اجتماعی بعد از دفاع مقدس به کدام سمت رفت
موسوی چلک:
بسم الله الرحمن الرحیم 
من هم خوشحالم که توفیق شد امروز خدمت دوستان برسم نه از این بابت که بخواهم به دانسته هایشان نکته ای اضافه کنم بلکه بیشتر از این باب که بهانه ای است برای گفتگو کردن راجع به یک موضوعی که علاقه مند نبودیم که در ایران درآن باره صحبت بکنیم به دلایل مختلف. الان هم که صحبت را شروع کردیم باز هم این نگاه شاید آن نگاهی که باب میل ما در حوزه اجتماعی است  درواقع نباشد. برای من فرصتی است که  مطالبی را ارائه بکنم. همانطوریکه فرمودند موضوع گزارش ما درباره آسیب های اجتماعی و جرائم هم در دوره دفاع مقدس است و مقایسه با امروز. من سعی کردم  گزارشی که خدمتتان تقدیم می کنم از سال 59 تا 67 و از 86 تابعضی جاها 93 یا 94 باشد. اگر اجازه بدهید در همین شروع بحث یادی بکنیم از شهدا و جانبازان، ایثارگران با ذکر یک صلوات بر محمد و آل محمد.
چند نکته را در شروع بحثم احساس می کنم برای اینکه بتوانم مطالبم را برسانم و یک جایی ممکن است سوال یا ابهامی لابه لای گزارش پیش بیاد مطرح بکنم. یک اینکه واقعیت این است که ما در ایران نظام ثبت آماری دقیق در حوزه آسیب های اجتماعی و جرائم نداریم و به همین دلیل من بعضی جاها که به منابع مختلف رجوع می کنم انقدر تفاوت آماری بین دو منبعی که هر دو مرجع رسمی بودند روی یک موضوع وجود دارد نمی دانم که بتوان به کدام استناد کرد. نکته دوم اینکه ما درطول این سالها  تفاوت تعریف را داریم. مثال میزنم مثلا در حوزه اعتیاد فرد معتاد تا سال 76 مجرم بود اما سال 76 به معتادی که برای درمان مراجعه می کند بیمار گرفته شد قبلا چیزی حدود 18 یا 19 درصد زندانیان ما معتادین بودند به مرور زمان این آمار بیشتر شد. الان که رسیدیم دیگر معتاد زندان نمی رود، چک زندان نمی رود و یک جاهایی تفاوت های آماری در مقاطع مختلف به دلیل آن تفاوت های تعریفی است که درواقع داریم که یک جاهایی ما بعد از راه اندازی شوراهای حل اختلاف بررسی روند بعضی از جرائم و پرونده ها به نوعی دچار اشکال شد و گاهی اوقات یک کاهش جدی در آمار را داریم اما در واقعیت این نیست مرجع رسیدگی جای دیگر شد و آمار در این منبع رسمی ارائه نشد. یا بعضی از سالها ما در آمار رشد قابل انتظار یا کاهش غیر قابل انتظاری را داریم ؛ ان هم برمی گردد به اینکه ما گهگاهی طرح های ضربتی ایجاد می کردیم یا قانون تغییر می کرد بر اساس این ها آمارها در بعضی از سال ها درواقع متفاوت می شود و به همین دلیل نشان دهنده کاهش آن موضوع یا بهبود وضعیت نیست. فقط ما اقدامات فوری و فعالیت های بسیاری در کشور اجرا کردیم و آن موقع آمار جمع آوری معتادین یکباره بالا می رفت، در مقاطع مختلف  ما این وضعیت را داشتیم. آمارهایی که خدمتتان عرض می کنم همه آمارهای مراجع رسمی است. ما آمارهای محرمانه و سری هم داریم که از آنها نمی توانستم در این گزارش استفاده کنم چون که محدودیت است. من از گزارش هایی که خودم داشتم استفاده کردم، گزارش ستاد مبارزه با مواد مخدر، گزارش قوه قضاییه، گزارش های مرکز آمار ایران، سازمان ثبت احوال کشور و پزشکی قانونی، آمار نیروی انتظامی  و آمارهایی که به نوعی آمارهای مرجع رسمی است را من ازشان استفاده کردم.
من یک مقدمه خیلی کوتاه می خواهم بگویم و آن این است که تقریبا در ایران برخورد ما با آسیب های اجتماعی به چند شکل بود. اوایل انقلاب شاید این موضوع خیلی موضوع جدی ای نبود و اصلا آسیب های اجتماعی دغدغه جدی ما نبود گرچه همانجا نیز رویکردی که ما اتخاذ کرده بودیم یک رویکرد کاملا خشن و از نظر من ناکارآمد در مدیریت آسیب های اجتماعی بود؛ ما معتاد را اعدام  می کردیم، شلاق می زدیم و نتیجه آن امروز این وضعیتی شد که الان شاهدش هستیم. مرحله دوم بعد از جنگ بود که آسیب های اجتماعی یواش یواش خودشان را نشان دادند. منتها به دلیل نگاهی که درواقع در کلان کشور درباره این موضوع وجود داشت، حق ورود و صحبت کردن راجع به این آسیب ها را کسی نداشت یعنی به نوعی تابو بود درحالیکه آسیب های اجتماعی رشد خود را داشت ادامه می داد. مقطع بعدی سال 78 و 79 بود. یکبار دیگر موضوع آسیب ها در ایران پررنگ شد و نشست های مختلف و گزارش های مختلف ارئه شد و همانجا نیز باز به دلیل مسائل سیاسی دولت گفت فیتیله را بکشید پایین. شما آمار می دهید تا جناح مقابل بهره برداری های سیاسی بکند. دوباره این موضوع فروکش کرد تا تقریبا سال های 86 87، نه به دلیل اینکه ما پی به اهمیت این موضوع بردیم. من این را جاهای مختلف هم عرض کرده بودم....
مرحله دوم بعد از جنگ بود  که اسیب ها خود را آرام آرام نشان داد منتهی به دلیل  نگاهی که در کلان کشور نسبت به این مساله مشهود شده بود و دیگر نمی شد کاری کرد یه توجهی به موضوع اسیب های اجتماعی شد تا سال گذشته که خود مقام معظم رهبری  ورود خیلی جدی با مسئولین عالی کشور نسبت به موضوع اسیب های جدی داشت من با این مقدمه چند سوال می خواهم مطرح کنم.سوال اول اینکه اگر امار اسیب ها در دوران دفاع مقدس پایین  است ایا به این دلیل است  ما کار خاصی در دوران دفاع مقدس انجام دادیم ؟ ما جنگ را فرصت میدانیم اگر در بخش دفاعی و نظامی موفق شدیم جنگ فرصت را برای ما ایجاد کرد، حالاایا در حوزه اجتماعی هم ما این نوع فرصت ها را با جنگ داشتیم ؟حداقل در بخش اسیب های اجتماعی،ایا افزایش اسیب های اجتماعی که امروز همه نگران ان می باشند ناشی از پیامدهای ناشی از بعد از جنگ یا غفلت از پیامدهای فرهنگی اجتماعی جنگ در واقع نمی تواند محسوب شود ؟ ایا ما در نگاه سیاست گذاران در دو مقطع زمانی سال های دفاع مقدس و بعد از ان تفاوت نگاه را نمی بینیم؟ من فکر می کنم برداشت اولیه که ما داریم دوره اول نگاه ما کاملا امنیتی بود،در دوره جدید تفاوت نگاه را داریم گرچه امروز هم باز نوع نگاه ما واقعیت امنیتی داردایا نوع اسیب های ما در دو مقطع مورد بررسی تغییر کرده ؟که در ادامه به بررسی و پاسخ سوال ها می پردازیم.بحث زنان را ما در دو مقطع مورد بررسی،وضعیت و اسیب ها و جرایمشان را خواهیم داشت و طبیعتا  بحث تکنولوری که امروز می تواند یکی از محورهای کلیدی در حوزه اسیب ها اجتماعی باشد و سوال ها ی متعدد دیگر ،در واقع این سوال ورودی بود به بحثی که می خواهیم داشته باشیم.این گزارش پنج بخش خواهد داشت. بخش اول سیاست گذاری های ما در دو بخش زمانی است،بخش دوم ساختاری که ما در کشور برای مدیریت و کنترل اسیب های اجتماعی و جرایم داریم و در بخش بعدی چه منابعی چه خدماتی در کشور در واقع در دو مقطع داشتیم و بعد تحلیل وضع موجود است که امارها چه چیزهایی را دارند. در بخش سیاست گذاری ها قوانین برنامه توسعه را فقط ذکر نام می کنم. کتابی را که با همین عنوان مجوزش را از ارشاد گرفتم به عنوان سیاست گذاری اجتماعی در ایران در حوزه اسیب های اجتماعی،بعد از انقلاب هم تا برنامه ششم را مبنا قرار دادند در ان جا موضوع کاملا باز شده است.در بخش سیاست گذاری ها ما در خود دوران دفاع مقدس نگاه خاصی به اسیب های اجتماعی نداشتیم شاید قبل از دفاع مقدس سالی که قانون اساسی تصویب می شود به نوعی در اصل ده یک نیم نگاهی به موضوع تحکیم بنیان خانواده دارد اصل 21 ان حمایت از زنان و مادران و کودکان  بی سرپرست در اصل 29 رفاه اجتماعی و در اصل 156 و در جز 156 هم به پیشگیری از وقوع جرم در واقع یک بندی در داخل ان موضوع اماده بود،عمده سیاست گذاریهایی که ما در دوران دفاع مقدس و سلب اسیب های اجتماعی داشتیم یک نگاه بیشتر نبود و ان برخورد کاملا سلبی به موضوع اسیب های اجتماعی بود حالا کسانی که سن بالاتری دارند در خاطر دارند ما این معتاد را اعدام می کردیم  کسی که یه خال موی ان بیرون بود بی حجاب و بد حجاب اعلام می کردیم، شلاق می زدیم، تیغ می زدیم و کارهایی از این دست انجام می دادیم و در نهایت در امروز به وضعیتی رسیدیم که همه از اسیب های اجتماعی حرف می زدند،لذا ما یک نگاه بیشتر نداشتیم،اطمینان داشتیم برخورد قهری در حوزه های اجتماعی تنها نگاه ما می تواند باشد ،شما قوانین هم که بررسی می کنید در هیچکدام از این قوانین به موضوع اسیب های اجتماعی در واقع اشاره نشد شاید اولین بار در حوزه اعتیاد سال 76 که قانون اصلاح می شود ما در قوانین به غیر از قوانین مربوط به توسعه این موضوع را داریم. ما اولین قانون توسعه را بعد از جنگ داریم. در چشم اندازی که الان داریم در دو مضمون آن ،مضمون اول و مضمون چهارم آن، برخی از مولفه های ان می تواند مرتبط به اسیب ها و جرایم باشد. بحث اخلاق ارزش های اسلامی می تواند به این بخش کمک بکند،تقویت نهاد مستحکم خانواده را داریم امنیت قضایی و اجتماعی را داریم سلامت را داریم رفاه را داریم و می توانیم به این مباحث در واقع اشاره کنیم.بحث فقر و فساد  و تعبیض هم کلیدی است که در سند چشم انداز امده است اما می بینیم که در برنامه های توسعه کشور اینجا با مظلومیت این حوزه اجتماعی را کاملا لمس می کنیم.در برنامه اول سیاستی نبود،به صورت کلی نوشته شده بود بسیج کلیه امکانات دستگاه های اجرایی در جهت ریشه کنی  اعتیاد و مفاسد اجتماعی، باز هم اعتیاد محور بحث بود،در برنامه اول دیگر چیزی نداشتیم.در برنامه دوم یک مقداری جلوتر رفتیم،بحث نظم و انظباط و قانون گرایی و رعایت اخلاق ،حفظ ارزش های اجتماعی و حقوق اجتماعی مطرح شد بیش از این چیزی در برنامه دوم توسعه نداشتیم.در برنامه سوم توسعه یک مقداری از قبل بیشتر بود  بحث نظام جامعه تامین اجتماعی که بعد منجر به تصویب قانونی شد که در حال حاضر تنها قانونی است که سطوح مختلف پیشگیری از اسیب ها به طور شفاف در انجا وجود دارد،بحث تهاجم فرهنگی،سالم سازی فضای عمومی،فضایل اخلاقی در برنامه سوم امده است. در یک جایی هم به موضوع ازدواج و اینده شغلی جوانان اشاره شده چون وارد بحث که شویم ازدواج و طلاق را باید باهم تحلیل کنیم.تقویت نهاد خانواده و جایگاه زن موضوعی است که دائما تکرار شد برنامه ششم هم باز همین تکرار شد. قانون گرایی مبارزه با فساد مطرح می شود.در ماده 38 یک عبارت پیشگیری از اسیب های اجتماعی امده است.به نظر من در بخش قوانین برنامه توسعه تنها قانونی که نقطه عطفی که در حوزه اسیب های اجتماعی دارد مربوط به برنامه چهارم بود در واقع تنها ماده ایی که به طور شفاف و متفاوت در این حوزه مربوط می شد ماده 97 برنامه چهارم بود.    
قانون برنامه چهارم که بعد باز با تغییر دولت بخش عمده‌ی آن هم اجرایی نشد. در سیاست‌های کلی برنامه‌ی چهارم درواقع دارید این برنامه را می‌بینید، سوابق مبارزه با فساد، تقویت نهاد خانواده، بحث آسیبهای اجتماعی، جوانان مطرح می‌شود، بحث ِ مبارزه با جرایم و رذایل اخلاقی مطرح می‌شود بهبود رفتارهای فردی و اجتماعی بعد ماده‌ی 97 بود که به نظر من جامع‌ترین ماده‌ای بود که درواقع ما در سیاست‌گذاری قوانین برنامه‌ی توسعه‌مان بود، راجع به آسیب‌های اجتماعی داشتیم، اونجا پیش‌بینی شده بود که سند ِ جامع کنترل آسیب‌های اجتماعی نوشته بشود، مسئول نوشتنش در سازمان برنامه خود ِ من بودم بعد من برگشتم بهزیستی، 27 استانی و سند استانی هم نوشته شده الان سند وجود دارد در یک مقطعی هم آن سند در سفرهای استانی که دولت قبل می‌رفت با سازمان‌ها خیلی از این توانستند استفاده کنند و منابع مالی را از منابع آن سفر بگیرند. اینجا نگاه به ارتقای سلامت روانی، سلامت اجتماعی، تامین باورها و ارزش‌های دینی است. موضوع نشاط و شادی و امیدواری باز در این برنامه آمده بود. در بحث ِ حاشیه‌نشینی دیگر نگاه بولدوزری نبود، اینجا نگاه، نگاه مداخلات اجتماعی برای سال 97 پیش‌بینی شده‌بود. بحث ِ پیشگیریِ اولیه از بروز ِ مشکلات ِ اجتماعی به ویژه با تاکید بر استفاده از نهادهای آموزش و فرهنگی، ارائه‌ی خدمات ِ به موقع آموزشی و فرهنگی به کسانی که دچار آسیب می‌شوند، و بازتوانی کسانی که درگیر آسیب‌های اجتماعی می‌شوند برای آنکه بتوانند به جامعه برگردند و از ظرفیت سازمان‌های غیر دولتی استفاده بکنند. این از نظر ما تنها ماده ای است که در آسیب‌های اجتماعی در تمام ِ ماده‌های برنامه‌های توسعه به خوبی اشاره کرد. همانجا از بند "ز" به بعد که موضع مواد مخدر مستقل آمده بود، آنجا هم بحث ِ کاهش آسیب بود و در این برنامه آمده بود، در برنامه‌ی پنجم، در سیاست‌های کلی اش تقویت نهاد خانواده باز همان چیزی که در برنامه‌ی چهارم داشتیم، سوم داشتیم، دوم داشتیم، اول داشتیم، درواقع در پنجم هم در سیاست‌های کلی داشتیم باز هم ازدواج و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی ِ جوانان را داریم ، در بخش ِ رویکرد ِ انسان و سلامت جامعه...که ما سلامت روانی و اجتماعی را هم در همین مجموعه می بینیم. بحث ِ امنیت اجتماعی که باز مواد مخدر بود، بحث ِ حاشیه‌نشینی و استفاده از ظرفیت رسانه برای پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی. به عبارتی حالا در بخش ِ اقتصادی سیاست‌های برنامه‌ی پنجم آمده بود توسعه‌ی نظام‌های پیشگیری از آسیب‌های فردی-اجتماعی عبارتی بود که در بخش اقتصادی برنامه‌ی پنجم آمده بود. برنامه‌ی پنجم در ماده‌ی چهل و سه موضوع مراکز مشاوره و ساماندهی‌اش را مطرح می‌کند. تبیین شد و مشکلاتی برای این موضوع پیش آمد نمی دانم چون من خودم هم در همان ستاد یک سال مسئولیت داشتم، هیچ اتفاقی نیفتاد، ماده‌ی 225 بود، امنیت زنان و کودکان، که بحث ِ خشونت‌های خانگی قرار بود مطرح شود، تا به امروز اتفاقی نیفتاد، نوشتند، یک مقطعی دولت قبلی نوشتند، یک مقطعی دولت جدید نوشتند، تا به امروز اتفاقی برای این ماده نیفتاد. پس این تا برنامه‌ی پنجم.
منبع: سایت موسسه مطالعات دین واقتصاد/8مهر 95 ادامه دارد....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/07/16
Image result for ‫عکس السلام علیک یا ابا عبدالله‬‎



نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/07/16


شعری از علامه طباطبایی در باره امام حسین (ع)

علامه این مخمس را، که تضمین غزلی از حافظ است، در سال 1328-1327 شمسی سرودند و همراه نامه ای به برادر خود، آیت الله الهی، ارسال داشتند و در پایان سروده نوشتند: (انتظار می رود این اشعار را در مجالس خودتان [مرثیه حاج سید احمد] خصوصاً مجلس هفته آینده بخوانید . زیاد از این، جسارت است)
گفت آن شاه شهیدان که بلا شد سویم / با همین قافله ام راه فنا می پویم 
دست همت ز سراب دو جهان می شویم /  شور یعقوب کنان یوسف خود می جویم 

که کمان شد ز غمش قامت چون شمشادم 
گفت هر چند عطش کنده بن و بنیادم /  زیر شمشیرم و در دام بلا افتادم 

هدف تیرم و چون فاخته پر بگشادم  /  فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم: 
بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم 

من به میدان بلا روز ازل بودم طاق  / کشته یارم و با هستی او بسته وثاق 
من دل رفته کجایم و کجا دشت عراق! / طایر گلشن قدسم، چه دهم شرح فراق 
که در این دامگه حادثه چون افتادم 

لوحه سینه من گر شکند سُم ستور  / ور سرم سیر کند شهر به شهر از ره دور 
باک نبود که مرا نیست به جز شوق حضور/  سایه طوبی و غلمان و قصور و قد حور 
به هوای سر کوی تو برفت از یادم 

تا در این بزم بتابید مه طلعت یار / من خورم خون دل و یار کند تیر نثار 
پرده بدریده و سرگرم به دیدار نگار / نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار 
چه کنم؟ حرف دگر یاد نداد استادم 

تشنه وصل وی ام آتش دل کارم ساخت / شربت مرگ همی خواهم و جانم بگداخت 
از چه از کوی توام دست قضا دور انداخت / کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت 
یارب از مادر گیتی به چه طالع زادم؟




نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/07/13


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی