تبلیغات
دغدغه های یک مدد کار اجتماعی - مطالب مرداد 1397
دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

گزارش میدانی جام‌جم از حاشیه‌های اجرای طرح جمع‌آوری اتباع غیرمجاز در قوچ حصار

3 روایت از تراژدی «قوچ حصار»

30 سال پیش از کراچی، حیدرآباد، پنجاب، پیشاور و گجرات خودشان را رسانده‌اند به تهران، به پایتخت کشور همسایه. 30 سال پیش از مرز گذشته‌اند و جایی در حوالی شهرری در حاشیه زمین‌های کشاورزی و مزارع ذرت قوچ حصار برای خودشان خانه ساخته‌اند؛ خانه‌‌هایشان اما چهاردیواری‌هایی کوچک و پراکنده است با سقف‌هایی کوتاه، سیاه و دود زده‌؛ خانه‌هایی بی‌آب آشامیدنی، گاز شهری و برق؛ خانه‌هایی که مرزشان مشخص نیست، همگی یک اتاق کوچکند دیوار به دیوار همدیگر، آشپزخانه؟ اتاق‌خواب؟ پذیرایی؟ همه اینها هم خلاصه می‌شود در همان چهارتا دیوار زخم خورده و کوتاه.
تصویر 3 روایت از تراژدی «قوچ حصار»
خانه‌ها حمام و سرویس بهداشتی هم ندارند. تن بچه‌ها اگر هوا گرم باشد همین اطراف کنار جوی آب شسته می‌شود و بزرگ‌ترها خودشان را به نظرآباد می‌رسانند برای حمام. سرویس بهداشتی هم بین چند خانه مشترک است؛ یک چهاردیواری کوچک‌تر که دورتر از خانه‌ها ساخته شده، بی‌آب و برق ؛ با پرده‌ای ضخیم که جای در را گرفته. حالا اما بیشتر از سه‌هفته از ویرانی تعدادی از این خانه‌ها می‌گذرد.

قرار بود با این ویرانی، قوچ حصار برای جمعیت پاکستانیهای مهاجری که این منطقه را برای زندگی انتخاب کرده بودند، تمام شود. قرار بود فقر و فلاکت و بدبختیشان با اجرای این طرح شخم بخورد و محو شود، قرار بود جمعیتشان پراکنده شود و دیگر اثری از آنها اینجا نباشد، اما این اتفاق نیفتاد!

آنها که رفته بودند حالا تکوتوک، دوباره برگشتهاند و میان ویرانهها دنبال بقایای زندگیشان میگردند؛ زندگی ای که خیلی وقت پیش اینجا ساختهاند. آنها آمدهاند وسایلشان را ببرند، دارو ندارشان را، همه آن چیزهایی که از چنگ لودرها جان سالم به در برده، با گذشت بیش از سه هفته از اجرای طرح جمعآوری اتباع غیرقانونی و تخریب کپرهای پاکستانیها در این منطقه، حالا قوچ حصار، پراز بازماندههایی است که جرات کردهاند دوباره به محل زندگیشان برگردند، به همانجایی که قبلا خانه و زندگیشان بود و حالا هر چقدر نگاه میکنند کوچکترین شباهتی به قبل ندارد. چشمشان از دور به ماست، غریبههایی که به خلوتشان پا گذاشتهایم و آنها غریبهها را دوست ندارند.

علی بلوچ یکی از همانهاست؛ 24 ساله است و همین جا در قوچ حصار به دنیا آمده، همین جا بزرگ شده، همین جا ازدواج کرده و برای خودش زن و زندگی دارد. علی روز حادثه را خوب به یاد دارد: چهارشنبه بود که ریختند اینجا، ما هم از ترس فرار کردیم، هیچ وسیلهای هم برنداشتیم. ما اصلا خبر نداشتیم که میخواهند بیایند! حمزه مرد درشت اندام دیگری که لباس محلی پاکستانی پوشیده، حرفهای او را تایید میکند: به ما هیچ هشداری نداده بودند، فقط یک روز قبل آمده بودند برای بازدید میگفتند میخواهند به بچهها واکسن بزنند که آن را هم نزدند اصلا ما همینجا راحتیم، چکار به ما دارند؟ ما که کاری به کار کسی نداریم... فقط نمیخواهیم برگردیم پاکستان.

آنها ایران را دوست دارند

حرف علی بلوچ و حمزه به یک نقطه مشترک میرسد، به اینکه آنها اینجا را دوست دارند، اینجا این کپرهای کوچک و پراکندهای که با کمترین امکانات ابتدایی زندگی، این نقطه حاشیهای از تهران، روی زمین قد کشیدهاند، برایشان بهتر از پاکستان است. چرایش را ما میپرسیم و آنها میگویند: چون آنجا هوا خیلی گرم است، از گرما میمیریم. آنجا که میگویند منظورشان شهرشان است در پاکستان، جایی که گرمایش قابل تحمل نیست و امنیت هم ندارد!

شهریار .ص، در قوچ حصار قدیم که حالا خیلیها به اسم گل حصار آن را میشناسند راننده آژانس است، یکی از ایرانیهای ساکن در این محله. روایت ماجرای آن روز را از زبان او هم بخوانید: صبح بود ساعت حدود 6 که من سرویس داشتم، دیدم حدود 15 تا اتوبوس شرکت واحد و 8 تا ماشین نیروی انتظامی با سرباز و مامور ریختهاند اینجا. اول فکر کردم بهخاطر قهوهخانهای که اینجاست، آمدهاند بعد دیدم هرچه پاکستانی بود سوار ماشین کردند و بردند، البته به آنهایی که کارت اقامت داشتند، کاری نداشتند.

شهریار البته مثل خیلی از اهالی دیگر این منطقه از حضور پاکستانیها ناراضی است، دلیلش را که میپرسیم میگوید: «گدایی در قوچ حصار واقعا زیاد شده بود و این موضوع خیلی مردم را اذیت میکرد و حالا در این مدت این مساله خیلی کمتر شده. علاوه بر این پاکستانیها در وضعیت بهداشتی خیلی بدی زندگی میکردند و شرایط سختی را در منطقه بهوجود آورده بودند.»

رویا منوچهری مدیر خانه ایرانی شهرری هم این موضوع را تایید میکند، او هم به ما میگوید سبک زندگی اتباع پاکستانی در شهرری به صورت کاملا کپری است با حداقل بهداشت. منوچهری میگوید: دوسال پیش که ما در منطقه شهرری آمار گرفتیم، بالای 200 خانواده پاکستانی فرم پرکردند و هرکدام میانگین حدود پنج نفر بودند که اگر حساب کنیم جمعیت کمی نیستند. البته ما قبول داریم سبک زندگی اینها اصلا مناسب نیست و باید یک نظارتی وجود داشته باشد و اهرم فشاری باشد تا اینها خودشان را با شرایط جامعه ما وفق دهند، اما اجرای این طور طرحها، فقط پاک کردن صورت مساله است، آنها از مرز رد میشوند و خودشان را به اینجا میرسانند کما اینکه الان هم همین کار را کردهاند.

سرنوشت عجیب
چند کودک پاکستانی

حاشیه‌های اجرای طرح ساماندهی اتباع بیگانه در حاشیه شهر‌ری اما هنوز بعد از گذشت سه هفته ادامه دارد؛ هنوز در فضای مجازی حرف از گمشدن تعدادی از کودکان پاکستانی است، از گمشدن محسن، موسی، معصومه،عیسی و خاتون؛ بچه‌هایی که می‌گویند از صبح روز حادثه از خانواده‌‌هایشان دور افتاده‌اند و هنوز خبری از آنها نیست.

مالکان مزارع اطراف منطقه سکونت پاکستانی‌ها، برای ما از همین بچه‌ها می‌گویند، چندنفری که صبح تا از خواب بیدار شدند، برای این‌که سوار اتوبوس نشوند، فرار کردند به سمت مزارع ذرت و در دریایی از ذرت گم شدندآنها می‌گویند هنوز هم نیروی انتظامی در اطراف مزرعه‌ها دنبال این بچه‌هاست‌.

هدایت‌ا... جمالی‌پور، معاون استاندار تهران و فرماندار ویژه شهرستان ری اما این موضوع را رد می‌کندجمالی پور به ما می‌گوید: روش کار کلا به این صورت است که وقتی در اردوگاه می‌خواهند تبعه‌ای را تحویل بگیرند، از او اظهار می‌گیرند و اگر بگوید عضوی از خانواده‌اش در ایران مانده، موضوع طرد او متوقف می‌شود و در این طرح هم هیچ بچه گمشده‌ای وجود ندارد.

فرماندار شهر‌ری، درباره طرحی که به گفته خودش ضربتی نبوده و همیشه درحال اجراست و امکان دارد تا پایان سال ده مرتبه دیگر هم اجرا شود، می‌گوید: ما در وزارت کشور و نیروی انتظامی طرحی را با عنوان جمع‌آوری اتباع غیرمجاز داریم، فرقی هم نمی‌کند اتباع کدام کشور، پاکستان افغانستان عراق یا حتی انگلیساین طرح باهمکاری نیروی انتظامی در حوزه اتباعش و اداره کل اتباع هر استان صورت می‌گیرد و گاهی هفتگی است، گاهی ماهانه و گاهی هم به‌صورت فصلی اجرا می‌شود و روال کار به این شکل است که اینها ماموریت دارند به منطقه‌ای که از قبل شناسایی شده که محل سکونت اتباع غیرمجاز است، بروند و آنها را جمع‌آوری کنند.

جمالی‌پور توضیح می‌دهد: این طرح در اولین روزهای مرداد ساعت 7 صبح شروع شده و اتفاقا تعداد اتباع پاکستانی جمع‌آوری شده از افغان‌ها کمتر بوده، ما حتی اتباع بنگلادشی هم در میان‌شان داشتیم.

فرماندار شهرری، با اعلام این‌که در این طرح برای اولین بار ماشین حمل اثاثیه هم همراه با اتباع بوده، می‌گوید: همزمان با سوار شدن اتباع خارجی، اسباب و وسیله‌‌هایشان هم جداگانه به قسمت بار تحویل داده می‌شد تا با آنها از کشور خارج شودجمالی‌پور درباره تخریب خانه‌های کپری اتباع پاکستانی هم می‌افزاید: این املاکی که می‌گویند تخریب شده، دوتا مشکل داشتند، اول املاکی بودند که کاربری کشاورزی داشتند و به صورت غیرقانونی در آنها کپر درست شده بود، دوم این‌که اتباع غیرمجاز در اینها کارگری می‌کردند که طبق قانون هم رفتار این اتباع بیگانه، هم رفتار کشاورزانی که آنها را به کار گرفته‌اند خلاف استالبته با بررسی اسناد تعدادی از خانه‌های تخریبی، این خانه‌ها مجهول المالک تشخیص داده شده‌اند.

از فرماندار شهرستان ری درباره آمار مهاجران پاکستانی ساکن حاشیه‌های شهر‌ری که می‌پرسیم می‌گوید: چون این اتباع خارجی بیشتر غیرمجاز هستند، آماری از آنها ثبت نشده و امکان شمارش و آمایش آنها وجود نداشته، اما بر اساس آخرین برآوردها در سطح شهرستان ری، نزدیک به 150هزار تبعه خارجی مجاز و غیر مجاز داریم که نزدیک به 60هزارنفرشان مجاز هستند و حدود 90 هزار نفر هم به صورت غیرمجاز اینجا زندگی می‌کنند که ادامه این روند نه به مصلحت مردم منطقه است نه به مصلحت خودشان.

جمالی‌پور ادامه می‌دهد: وقتی یک تبعه، اصالت، هویت و سند شناسایی ندارد، می‌تواند تهدید باشد و نباید از این موضوع بسادگی گذشت؛ سکونت چندین ساله این مهاجران در حاشیه شهر‌ری، ملاک ماندگاری آنها نیست و باید برای ادامه حضورشان تمهیداتی جدی اندیشیده شود، اگر قوانین کشور اجازه داد این مهاجران می‌توانند مجوز سکونت بگیرند و به آنها برای ادامه زندگی در ایران کمک شود، اما اگر قوانین اجازه نداد همه آنها باید به کشورشان برگردند.

گزارش نشده

مراد مرادی، معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ درباره شایعه گم شدن شش کودک پاکستانی در حین جمعآوری کپرهای پاکستانی در شهر ری به فارس گفت: هنگام عملیات هیچگونه درگیری رخ نداد که شخصی فرار کند؛ همچنین هیچکدام از اتباع بیگانه که وارد اردوگاه شدهاند تا این لحظه از مفقودی بچههای خود گزارشی ندادهاند؛ همچنین هیچکدام از کلانتریها هم از اعلام مفقودی کودک پاکستانی گزارشی نداشتهاند.

مراد مرادی، معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ درباره شایعه گم شدن شش کودک پاکستانی در حین جمعآوری کپرهای پاکستانی در شهر ری به فارس گفت: هنگام عملیات هیچگونه درگیری رخ نداد که شخصی فرار کند؛ همچنین هیچکدام از اتباع بیگانه که وارد اردوگاه شدهاند تا این لحظه از مفقودی بچههای خود گزارشی ندادهاند؛ همچنین هیچکدام از کلانتریها هم از اعلام مفقودی کودک پاکستانی گزارشی نداشتهاند.

حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران اما معتقد است، پاکسازی محلات در حوزه انسانی و اجتماعی طرحی محکوم به شکست است. او به ما میگوید: درحال حاضر ما با این واقعیت مواجهیم که اتباع خارجی چه به صورت مجاز و چه به صورت غیرمجاز در کشور حضور دارند. اما اجرای طرح ضربتی محلات از حضور آنها، تکرار تجارب ناموفق قبلی است. ما قبلا یک تجربه مشابه را در خاک سفید تهران داشتیم و دیدیم نهتنها این طرح به پاکسازی منطقه کمک نکرد بلکه باعث شد دامنه آسیبهای اجتماعی به محلات دیگر هم تسری پیدا کند. چلک تاکید میکند: جنس مشکلات این محلات از جنس تخریب و تخلیه مناطق نیست. آیا در بحث تخریب خاک سفید غیر از اینکه ما این منطقه را گستردهتر کردیم کار دیگری صورت گرفت؟! ما در این محلهها موضوع را حل نمیکنیم بلکه صورتمساله را پاک میکنیم. رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران ادامه میدهد: طبق آمارها میدانیم که بین 5/2 تا 3میلیون اتباع بیگانه غیرمجاز در کشور زندگی میکنند که جمعیت کمی نیستند و با این نوع برخوردها نمیتوانیم روی پیشگیری از آسیبها یا وقوع جرم، موفقیتی به دست بیاوریم.

منبع: روزنلامه جام جم/29 مرداد 97

مینا مولایی





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/30
خدایا چنانم كن كه از تو بترسم گویا كه تو را میبینم، و با پرهیزگارى مرا خوشبخت گردان، و به نافرمانى ات بدبختم مكن، و خیر در قضایت را برایم اختیار كن، و به من در تقدیرت بركت ده، تا تعجیل آنچه را تو به تأخیر انداختى نخواهم، و تأخیر آنچه را تو پیش انداختى میل نكنم
خدایا قرار ده، بى نیازى را در ذاتم، و یقین را در دلم، و اخلاص را در عملم، و نور را در دیده ام، و بصیرت را در دینم و مرا به اعضایم بهره مند كن، و گوش و چشمم را دو وارث من گردان، و مرا بر آن كه به من ستم روا داشته پیروز فرما، و در رابطه با او انتقام و هدفم را نشانم ده، و چشمم را بدین سبب روشن گردان
خدایا گرفتارى ام را برطرف كن، و زشتى ام را بپوشان، و خطایم را بیامرز و شیطانم را بران و دینم را ادا كن، 

و برایم معبودا در آخرت و دنیا درجه اى برتر قرار ده، خدایا تو را سپاس، مرا آفریدى، و شنوا و بینا قرار دادى، و تو را سپاس كه مرا پدید آوردى، و از روى رحمت، آفریده ه ای متناسب قرار دادى، درحالیكه از آفرینش من بینیاز بودى، پروردگارا به اینكه مرا پدید آوردى
پس در خلقتم تناسب نهادى، پروردگارا به اینكه آفرینشم را آغاز نمودى، و صورتم را نیكو نمودى، پروردگارا به اینكه به من احسان كردى و در خویشتنم عافیت نهادى، پروردگارا به اینكه محافظتم تمودى و موّفقم داشتى، پروردگارا به اینكه بر من نعمت بخشیدى و راهنمایى ام نمودى، پروردگارا به اینكه سزاوار احسانم كردى، و از هر خیری عطایم كردى، پروردگارا به اینكه مرا خوراندى و نوشاندى، پروردگارا به اینكه بی نیازم ساختى و اندوخته ام بخشیدى، پروردگارا به اینكه یاریام نمودى و عزّتم بخشیدى، 



پروردگارا به اینكه به من پوشاندى، از پوشش با صفایت و بر من آسان نمودى، از رفتار كفایت كننده ات، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر بلاهاى روزگار، و حوادث شب ها و روزها یارى ده، و از هراس هاى دنیا، و گرفتاری هاى آخرت نجات ده، و مرا از شرّ آنچه ستمگران در زمین انجام می دهند كفایت كن، خدایا از آنچه مى ترسم مرا بس باش و از آنچه حذر می كنم نگهدارى كن، و در نفسم و دینم از من نگهبانى فرما و مرا در سفرم نگهدار، و در خاندان و مالم جانشین باش، و مرا در آنچه نصیبم فرمودى بركت ده، و در نزد خویش خوارم ساز، و در دیدگان مردم بزرگم كن، و از شرّ جن و انس سالمم بدار و به گناهانم رسوایم مساز، و به باطنم سبكم منما، و به عملم دچارم مكن، و مرا از نعمتایت محروم مفرما، و به غیر خود واگذارم مكن
خدایا، مرا به كه واگذار میكنى؟ 

به نزدیك تا با من به دشمنى برخیزد، یا به بیگانه تا با من با ترش رویى برخورد كند یا به آنان كه خوارم میشمرند؟ ، و حال اینكه تو خداى من، و زمامدار كار منى
من به تو شكایت میكنم، از غربتم، و دوری خانه آخرتم، و سبكی ام نزد كسیكه اختیار كارم را به او دادى
خدایا غضبت را بر من فرود نیاور، اگر در مقام خشم كردن بر من نباشى، از غیر تو باك ندارم، منزّهى تو، جز اینكه عافیتت بر من گسترده تر است، از تو درخواست میكنم پروردگارا به نور جمالت، كه زمین و آسمان ها به آن روشن گشت، و تاریكی ها به آن برطرف شد، 
التماس دعا






نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/30

نشست اعضای استان خراسان رضوی با موسوی چلک در مشهد

اعضای انجمن مددکاران اجتماعی در استان خراسان رضوی این هفته میزبان موسوی چلک، رئیس انجمن بودند.

در این نشست صمیمی آقای هاشم مهدیزاده مسئول انجمن مددکاران اجتماعی در استان و جمعی از اعضای انجمن به بیان نظرات و دیدگاه های خود در زمینه انجمن و محدودیتها و دستاوردهای آن در استان پرداختند و آقای موسوی ضمن پاسخ به سوالات از حضور آنها در شعبه انجمن در استان تقدیر و تشکر نمود.

این جلسه عصرگاهی حدود دو ساعت و نیم به طول انجامید و با عکس یادگاری به پایان رسید.





نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/27
7درصد جامعه ایران به سن تجرد قطعی رسیده‌اند

بحرانی به نام شناسنامه‌های سفید

۱۳۹۷/۰۵/۲۲ - ۱۵:۱۱ - کد خبر: 250987
بحرانی به نام شناسنامه‌های سفید

سلامت نیوز: رئیس انجمن مددکاران‌اجتماعی ایران در این گفت‌وگو می‌گوید: «7درصد جامعه ایران را کسانی تشکیل می‌دهند که به سن تجرد قطعی رسیده‌اند.» موسوی‌چلک، تجردگزینی را مسئله جدی اجتماعی می‌داند. به اعتقاد او با افزایش زندگی مجردی انسان‌ها از هم دور شده، سرمایه اجتماعی برای جامعه سالم کم می‌شود و روابط کاهش پیدا می‌کند؛ نمای کاملی از «جامعه‌ای منزوی با انسان‌های بی‌نشاط و در خود فرورفته».

به گزارش سلامت نیوز،همشهری نوشت: کارشناسان اجتماعی دهه 90را دهه رشد و معضل مهم تجردگزینی در جامعه ایرانی می‌دانند. آنها معتقدند در جامعه‌ای که نابسامانی اقتصادی و اجتماعی وجود داشته باشد گرایش به تجرد افزایش پیدا می‌کند. همچنین نگرانی و بیم از آینده که محصول چنین شرایطی است افراد جامعه را به سمت بی‌مسئولیتی اجتماعی و فردی هدایت می‌کند. بنابراین در چنین شرایطی رواج خانواده‌های یک نفره با شناسنامه‌هایی کاملا سفید«بدون اسم همسر و فرزند!»قابل پیش‌بینی است .

حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران‌اجتماعی ایران در این گفت‌وگو می‌گوید: «7درصد جامعه ایران را کسانی تشکیل می‌دهند که به سن تجرد قطعی رسیده‌اند.» موسوی‌چلک، تجردگزینی را مسئله جدی اجتماعی می‌داند. به اعتقاد او با افزایش زندگی مجردی انسان‌ها از هم دور شده، سرمایه اجتماعی برای جامعه سالم کم می‌شود و روابط کاهش پیدا می‌کند؛ نمای کاملی از «جامعه‌ای منزوی با انسان‌های بی‌نشاط و در خود فرورفته» .


از نگرانی‌هایی که سال‌هاست مطرح شده، موضوع تجرد‌گزینی از سوی دختران و پسران جوان است. یکی از مسئولان پیش‌بینی کرده تا چند سال آینده یک میلیون دختر در ایران به جمعیت تجرد قطعی کشور اضافه می‌شود. این اتفاق چرا در جامعه ما که به شکل سنتی، مردم و مسئولانش به مقوله ازدواج حساس هستند رخ می‌دهد؟

مهم‌‌ترین علتش بحث تغییرات جمعیتی در کشور است؛ مثلا در سال1345 تجرد مردان ما 2برابر زنان بود؛ بدین صورت که تجرد مردان در آن سال، 1.52درصد و زنان 0.84 درصد بود. این در حالی است که از سال۷۵، موضوع تجرد معکوس شد و زنان مجرد 2برابر مردان شدند. این آمار همینطور ادامه پیدا کرد تا اینکه در سال95 اعلام شد 2.26 درصد مردان و 3.73درصد زنان تجرد داشته‌اند؛ یعنی حدود 20سال است که پیشتازی تجرد قطعی با زنان است و آمار آن هم هر سال نسبت به سال قبل بیشتر شده است. اینها برای ما نشانه است؛ نشانه اینکه چیزهایی در جامعه تغییر کرده و ما به آن بی‌توجه بوده‌ایم. جالب است بدانید که تجرد قطعی یکی از معدود پدیده‌های اجتماعی است که در50 سال گذشته هیچ‌گاه آمار کاهشی نداشته و همیشه آمارها رشد کرده‌اند.


از دلایل افزایش تجردگزینی بین زنان،برخی کارشناسان معتقدند تغییر در سبک زندگی آنها در سال‌های گذشته است. زنان در این سال‌ها در حوزه اشتغال به جایگاه مطلوبی رسیده‌اند، تحصیلات‌شان بالا رفته و جایگاه اجتماعی خوبی پیدا کرده‌اند. در این شرایط طبیعتا آنها به ازدواج به آن شکل سنتی نگاه نمی‌کنند. آنها ازدواج را مانند سابق یک اجبار نمی‌دانند، بلکه انتخاب می‌کنند که ازدواج کنند یا نه، قبول دارید؟

البته در موضوع واقعه ازدواج، 2نگاه اساسی وجود دارد که یکی خودخواسته بودن است؛ به این معنی که شخص خواستار تجربه زندگی تاهلی نیست و راحتی در زندگی را برمی‌گزیند. ترس از ازدواج و استقلال مالی از دیگر عوامل خودخواسته در امر ازدواج است. دیدگاه دیگر، مهیا نبودن شرایط ازدواج است! در ایران، دختران ۲۰ تا ۲۴ ساله، شانس ازدواج بیشتری دارند اما هرچه سن بالاتر می‌رود(که در این سال‌ها رفته است) این شانس نیز کمتر شده و تمایل به ازدواج کم می‌شود. همچنین در جامعه روستایی و بین افراد با تحصیلات پایین، شانس مزدوج شدن بیش از دیگر افراد است. بنابراین باید توجه کنیم که از چه زاویه‌ای موضوع تجردگزینی یا تجرد‌قطعی را مورد تحلیل قرار می‌دهیم. هر چند از نظر من هم موضوع تغییر سبک زندگی از اصلی‌ترین علت‌های این اتفاق است. در گذشته فشار موجود در سبک زندگی و جامعه بیش از الان بود، حالا نیز روابط اجتماعی ضعیف شده، فاصله‌های عاطفی افزایش یافته و فشارهای موجود در گذشته دیگر احساس نمی‌شود.در بخشی از زندگی افراد، سبک زندگی غربی نیز وارد شده است. انسان از فرهنگ‌های مختلف تأثیر می‌پذیرد و این اجتناب‌ناپذیر است؛ ۳۸ سال قبل،۳۰ درصد مردم، شهری و ۷۰ درصد، روستایی بودند درحالی ‌که امروز کاملا آمار برعکس شده و تنها ۲۸ تا ۲۹درصد مردم روستایی هستند. ساختار اجتماعی هم تغییر کرده و مسیر توسعه درحال تغییر است؛ اندونزی، هند، سنگاپور و مالزی ازجمله کشورهایی هستند که ازدواج در سنین پایین رخ می‌دهد اما در کشورهای برخوردار، توسعه شهری تأثیر بسیاری بر این موضوع دارد. پژوهشی که سال‌های قبل انجام شده نشان می‌دهد تعداد قابل‌توجهی از خانواده‌های ایرانی نگران آینده‌شان هستند؛ نگرانی نسبت به آینده، عاملی است که منجر به تأخیر در ازدواج می‌شود. از سال 90تا 96آمار ازدواج در کشور ۳۰ درصد کاهش داشته است. اینها موضوعات مهمی است که در این بحث باید مورد توجه قرار بگیرد. افراد جامعه کنونی خود را فدای آینده کشور نمی‌کنند. نگرانی امنیت از دیگر عوامل تأخیر در ازدواج است. در سال‌های گذشته عده‌ای با سیاست‌های تشویقی خواستند آمار ازدواج را بالا ببرند، آیا رفت؟ من همان موقع گفتم نمی‌توان با موضوعات اجتماعی با رویکرد صرف اقتصادی برخورد کرد.


در این سال‌ها نوعی بی‌تفاوتی به آینده هم بین برخی از افراد جامعه ما دیده می‌شود؛ اینکه دیگر انگار هیچ‌چیزی برایشان مهم نیست و برای همین راحت از مسئولیت‌ها فرار می‌کنند.
البته منظورم فقط آنهایی نیستند که شرایط اقتصادی بدی دارند؛ حتی بین آنهایی که زندگی مطلوبی هم دارند این اتفاق وجود دارد که تن به ازدواج نمی‌دهند و به قول خودشان حوصله دردسر ندارند.

ببینید؛ بخشی از موضوع ازدواج فرهنگی است. مثلا کشوری مانند سنگاپور اگر اقتصادش را سامان می‌دهد مسئله فرهنگسازی‌ بین مردم را فراموش نمی‌کند و برای همین، توجه به مسائل فرهنگی در موضوعاتی مانند ازدواج از ضرورت‌هاست چون اگر این اتفاق رخ ندهد خیلی‌ها به ازدواج با نگاه جنسی صرف نگاه می‌کنند و بعد پیش خودشان می‌گویند که نیاز‌هایشان را از بسیاری از راه‌ها می‌توانند به راحتی تأمین کنند، پس چرا به قول شما دردسرهای ازدواج را برای خودشان ایجاد کنند.


شاید همین تعریفی که الان ارائه کردید باعث می‌شود تجردگزینی جزو آسیب‌‌های اجتماعی دسته‌بندی شود.

البته از نظر من اینطور نیست چون تجردگزینی از جنس آسیب اجتماعی نیست، هر چند می‌تواند در حوزه آسیب‌‌های اجتماعی تأثیر بگذارد. نگرانی اصلی افزایش روند جمعیت سالمند ایران است. براساس آمار دبیرخانه شورای ملی سالمندان، 10میلیون نفر سالمند در کشور حضور دارند و تا سال۲۰۵۰، حدود ۲۵درصد جمعیت ایران به سمت سالمندی خواهند رفت. این را از این جهت می‌گویم که اگر تجرد قطعی کنترل نشود، این افراد در دوران سالمندی احساس تنهایی بیشتری خواهند کرد و به مداخله‌های مددکاری مداوم نیاز پیدا می‌کنند. الان ما نزدیک به 500هزار تجرد قطعی بالای ۴۰ سال بین دختران داریم که 200هزار نفر از آنها به بالای ۴۵سال رسیده‌اند. رسیدن اینها به سن سالمندی، مشکلات جامعه را افزایش می‌دهد. همه ما می‌دانیم که الان به هر دلیلی مسئولیت اجتماعی در جامعه ما کاهش یافته است. در گذشته اگر سالمند تنها بود، این تنهایی به‌دلیل چتر حمایت اجتماعی مردم، احساس نمی‌شد، اما اکنون این موضوع در حال کاهش است. آمار می‌گوید ۷‌درصد از جمعیت کشور تجرد قطعی را انتخاب کرده‌اند که رقم بسیار بالایی است. آمار سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال۹۵ نشان می‌دهد که تعداد دختران مجرد در سن ۱۵ تا ۲۹سال 4میلیون و ۴۲۳ هزار و ۲۲۵ نفر بوده و 5 میلیون و ۳۷۲ هزار و ۹۸۵ پسر مجرد در همین رنج سنی داشتیم. به ازای هر 100پسر، ۸۲‌دختر در سن ازدواج داشته‌‌ایم؛ دختران ۲۰‌سال به بالا 3میلیون و ۷۰۰‌نفر، ۴۰سال به بالا ۴۲۶ هزار نفر و در مجموع شاهد بالای یک میلیون نفر تجرد قطعی در هستیم. یکی از نگرانی‌های ما، رشد بسیار بالای این آمار است که شتاب زیادی در 2دهه اخیر داشته است.


اجازه بدهید باز هم به سؤال قبلی برگردم. این نگرانی شما از جنس آسیب‌شناسی است یا صرفا یک نگرانی جمعیتی است؟

نگرانی من از جنس هشدار اجتماعی است. من می‌گویم افزایش آمار تجرد قطعی برای جامعه ما «پیامد اجتماعی» دارد، چون این افراد در سن سالمندی نیاز به حمایت روانی بیشتری پیدا می‌کنند که این مردم و این جامعه دیگر پاسخگوی آن نیاز نیست و دولت باید از همین الان برای جبران آن نیاز روانی برنامه داشته باشد؛ ضمن اینکه نگرانی جمعیتی هم طبیعتا دارم، چون کاهش ازدواج، کاهش جمعیت را به‌دنبال خواهد داشت و همین امر مسیر توسعه کشور را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. حتما شما هم می‌دانید که 2 منبع نیروی انسانی و سرمایه اجتماعی از مهم‌ترین منابع توسعه در هر کشوری به‌شمار می‌روند و کاهش جمعیت، سرمایه‌های انسانی را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. من همیشه گفته‌ام که ازدواج سفید موضوع جدی در ایران نخواهد بود؛ در یک مقطع در کلانشهرها پذیرفته شد اما شکل جامعه به گونه‌ای نیست که این عرف را بپذیرد. اما تجردگزینی شاید به مشکل جدی برای ما تبدیل شود.

چرا فکر می‌کنید رابطه خارج از ازدواج مشکل جامعه ما نیست؟ وقتی جوان‌ها بسیاری از مرزهای عرفی را می‌شکنند می‌توانند تابوی این پدیده را هم از بین ببرند. تجربه زیستی من هم نشان می‌دهد که عده‌ای از جوان‌ها با پنهانکاری می‌توانند هر موضوع عرفی که جامعه به آن حساس است را دور بزنند. بالاخره جوانان یاد گرفته‌اند برخی مسائل را بازگو نکنند.
من با شما در این خصوص همراه نیستم. من به‌عنوان آسیب‌شناس به ‌شما می‌گویم به اندازه‌ای که این مسائل در رسانه‌ها مطرح شده در جامعه مسئله جدی نیست. این مسئله در 5 سال گذشته، به‌ویژه در مناطق آزاد و برخی کلانشهرها رواج داشت، علتش هم شاید بین برخی افراد پز اجتماعی و روشنفکری آن بود ولی با شرایط فرهنگی موجود، این مورد هیچ‌گاه به‌عنوان سبک خانواده پذیرفته نخواهد شد.


من می‌خواهم در ادامه این گفت‌وگو از عنوان جدیدی در حوزه مسائل اجتماعی استفاده کنم. عنوانی مانند«شناسنامه سفید!»، به این صورت که معتقدم جامعه ما به سمتی می‌رود که تعداد افرادی که در شناسنامه‌شان هیچ اسمی از همسر و فرزند برده نشده است بیشتر می‌شود. شما در این مسئله با من همراه هستید؟

عنوان جالبی است و البته واقعیت هم دارد. این مسئله جدی‌تر از ازدواج سفید است. در حقیقت مستقل‌بودن فرزندان مخصوصا دختران بین برخی خانواده‌ها نشان از این موضوع است که آنها حق دارند انتخاب کنند که شناسنامه‌شان به قول شما سفید بماند یا نه؛ دارای اسم همسر و فرزند باشد. مسئله هم همان تجردگزینی است و آمار رو به رشد باید برای ما مانند آژیر عمل کند ولی خب متأسفانه خیلی‌ها به این آژیرها توجه نمی‌کنند؛ چون حوزه اجتماعی سال‌های سال رها شده بود و کسی توجهی به آن نمی‌کرد.


یعنی الان از آن رهاشدگی بیرون آمده است؟

وضعیت بهتر شده. سال 78 همایشی با عنوان «برنامه‌ریزی برای کنترل آسیب‌های اجتماعی» با همکاری سازمان بهزیستی و وزارت کشور و ستاد امر به معروف و نهی از منکر برگزار شد. در این همایش اعلام کردم که دهه۸۰، دهه بحران‌های اجتماعی است و همین حرف موجب شد که فشارهای زیادی به من وارد شود. چون عده‌ای نمی‌خواستند حوزه اجتماعی را آن‌طور که باید ببینند، تا اینکه مقام معظم رهبری در این مورد اظهار نگرانی کردند و گفتند هرکسی کشورش را دوست دارد در این حوزه کار کند. با این حرف درهای زیادی به سوی ما گشوده شد که بتوانیم راحت‌تر کار کنیم و حرف بزنیم. قبل از آن نگاه سیاسی- امنیتی، اجازه گفتن صریح مشکلات در حوزه اجتماعی را نمی‌داد. من، آقای مشکینی و خانم بروجردی سالیان سال در این بخش کار کرده‌ایم و ترک برداشتن جامعه از این موضوع را شاهد بوده‌ایم. من معتقدم در حوزه اجتماعی باید در تعاریف خود، بازنگری کنیم، از نظر من، سوئد با تحولات اجتماعی به این نقطه رسید، چون توانست مردم خودش را به لحاظ اجتماعی آگاه کند. حوزه اجتماعی حوزه‌ای حاشیه‌ای نیست اما در کشور ما، حاشیه به‌شمار می‌رود.


شاید علتش این است که دولت‌ها عموما احساس می‌کنند مطرح کردن مسائل اجتماعی به‌نوعی تخریب دولت است.

حرفی بگویم و خیال همه را راحت کنم. ما در حوزه اجتماعی ۴۰سال غفلت کرده‌ایم. آسیب‌ها و مسائل آن هم حاصل یک دولت و 2 دولت نیست. چه‌کسی می‌تواند بگوید که موضوع زنان خیابانی مربوط به دوره جناح سیاسی خاص یا محصول یک دولت است؟ این موضوع از 50سال پیش انباشته شده و به جایی رسیده که حالا نوک پیکان آسیبش به سمت خانواده‌‌ها نشانه رفته است. من از زمان دولت مرحوم آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در حوزه اجتماعی فعالیت دارم اما هیچ‌گاه نگاه سیاسی نداشته‌ام چراکه اعتقاد دارم مسئله زن‌خیابانی نباید ابزار سیاست شود؛ حتی تجرد قطعی، کاهش ازدواج و افزایش طلاق، نباید ابزاری برای تخریب دولت‌ها باشد چراکه معتقدم دود آن به چشم همه افراد جامعه خواهد رفت. ناله من از غفلت‌هاست؛ مثلا در همین دولت فعلی چون نگاه اقتصادی و دیپلماسی بین‌المللی است و برخی طرح‌های مهم مانند طرح تحول سلامت در اولویت قرار گرفته؛ باز هم حوزه اجتماعی مغفول واقع شده است.


گفتید بعد از ورود مقام معظم رهبری اوضاع بهتر شد.

بله. ما کارشناسان اجتماعی همیشه منتظر بودیم که بالاترین مقام کشوری به حوزه اجتماعی وارد شوند و گره مگوهای حوزه اجتماعی را باز کنند؛ این اتفاق الان افتاده است و یک گام بسیار مهم رو به جلو است. در حقیقت ما امروز پذیرفته‌ایم که در حوزه اجتماعی ۲۰سال از دنیا عقب هستیم و باید فعالیت‌مان را بیشتر کنیم. شفاف بگویم، هیچ‌گاه امنیت ملی ما را مسئله اقتصادی تحت‌الشعاع قرار نخواهد داد اما مسئله اجتماعی تحت‌الشعاع قرار می‌دهد چون مسئله اجتماعی خیلی آرام در لایه‌های زیرزمینی نفوذ می‌کند و بعد از سال‌ها آثار خود را نشان می‌دهد. به اعتقاد من در جامعه باید دماسنج اجتماعی داشت، چون این دماسنج مسیر را نشان می‌دهد. اجتماع نباید خط قرمز باشد. برای من عجیب است که وقتی چالش ارزی یا یارانه‌ای ایجاد می‌شود سریع عده‌ای مطالبه‌گری می‌کنند اما در حوزه اجتماعی هیچ مطالبه‌گری وجود ندارد. ما باید آینده‌نگر باشیم و روی کیفیت و سلامت روانی زندگی افراد برنامه‌ریزی‌کنیم؛ اما متأسفانه این اتفاق رخ نمی‌دهد.


الان که به قول شما بستر بیشتری برای فعالیت و شفاف‌سازی‌ در حوزه اجتماعی وجود دارد، چرا باز هم نگران هستید؟

فضا فراهم است و جلسات منظم برگزار می‌شود ولی مدیران‌، اجتماعی نیستند و اشخاصی روی کار هستند که توجیه‌گر وضع موجودند. مدیر اجتماعی باید آینده‌نگر باشد. وضعیت موجودی که تجربه می‌کنیم ناخوشایند است. امروزه نمی‌توانیم به‌معنای واقعی پرسشگر باشیم چرا که همه پروانه‌ها را دولت صادر می‌کند. ما در حوزه اجتماعی اگر سازمان مستقلی مانند نظام پزشکی، نظام مهندسی و... داشتیم می‌توانستیم مطالبه‌گر باشیم ولی متأسفانه نداریم. حالا این شرایط را جمع بزنید با اینکه در حوزه مدیریتی که از افراد دارای جنس اجتماعی استفاده نکرده‌ایم اغلب مدیران این حوزه یا اقتصاد‌دان هستند و یا فعال در حوزه اقتصادی.


یعنی تغییرات اجتماعی رصد نمی‌شود؟

من از شما می‌پرسم چگونه رصد شود؟ با چه ساختار و افرادی؟ ما حتی فقر رسانه‌ای داریم. چرا تلویزیون برنامه90 ورزشی و اقتصادی دارد اما 90 اجتماعی را مقاومت کرده و راه‌اندازی نمی‌کند؟ چون ذهن‌ها آمادگی پذیرش خیلی از مسائل اجتماعی را ندارد. مدیران ما پذیرفته‌اند که هر روز می‌شود درباره گرانی گوشت و مرغ حرف زد اما نپذیرفته‌اند که درباره تربیت جنسی هم می‌توان صحبت کرد. تازگی‌ها هم مد شده تا کسی می‌آید درباره تربیت جنسی حرف بزند محکوم به طرفداری از سند2030 می شود. صادقانه می‌گویم اگر نگاه‌‌ها اینگونه شود پرداختن به خیلی از موضوعات اجتماعی سخت‌تر خواهد شد. ما باید اجازه بدهیم که نخبگان اجتماعی همانند نخبگان اقتصادی آزادانه سخن بگویند. با محدود‌کردن حوزه اجتماعی، کشور پیشرفت نخواهد کرد و بالاخره در جایی عوارض آن را می‌بینیم؛ چون در ایران سیاست اجتماعی نداریم، و ته آسیب‌ها از نگاه عده‌ای تنها به مواد‌مخدر محدود شده است. نقشه‌ای برای مدیریت اجتماعی در کشور وجود ندارد. کسی دیگر توجه نمی‌کند که زندان‌، محل اقدامات تربیتی نیست. کشوری که بخواهد با اقدام قضایی، سیاسی و امنیتی حوزه اجتماعی را اداره کند نتیجه طوری می‌شود که اکنون آن را تجربه می‌کنیم. زمانی من در راه‌اندازی اورژانس اجتماعی تنها 2موافق داشتم اما اکنون برخلاف آزار و اذیت‌ها همه می‌بینند که بهترین برنامه، اورژانس اجتماعی بود. الان هم می‌گویم پایگاه اجتماعی را می‌توانیم جایگزین کلانتری‌‌ها کنیم. فقط کافی است اجازه دهیم حوزه اجتماعی شفاف‌تر و توسط افراد اجتماعی اداره شود. امروز نشانه‌ها، نشانه‌‌های خوبی نیست، باید دیدگاه‌ها را تغییر داد. ما باید با خودمان در حوزه اجتماعی صادق باشیم. ادامه این روند جامعه را به درماندگی مبتلا می‌کند. باید فضایی ایجاد کرد که صدای اجتماعی مردم به گوش برسد. امنیت بستگی به حوزه اجتماعی- فرهنگی دارد؛ امروزه جنس مطالبه‌‌ها متفاوت است و فرزندان به هر کاری برای رسیدن به خواسته‌های خود دست می‌زنند و همه مسئولان وظیفه دارند این هشدارها را جدی بگیرند.


آمار سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال۹۵ نشان می‌دهد که تعداد دختران مجرد در سن ۱۵ تا ۲۹سال 4میلیون و ۴۲۳ هزار و ۲۲۵ نفر بوده و 5 میلیون و ۳۷۲ هزار و ۹۸۵ پسر مجرد در همین رنج سنی داشتیم. به ازای هر 100پسر، ۸۲‌دختر در سن ازدواج داشته‌‌ایم؛ دختران ۲۰‌سال به بالا 3میلیون و ۷۰۰‌نفر، ۴۰سال به بالا ۴۲۶ هزار نفر و در مجموع شاهد بالای یک میلیون نفر تجرد قطعی در کشور هستیم. یکی از نگرانی‌های ما، رشد بسیار بالای این آمار است.


افزایش آمار تجرد قطعی برای جامعه ما «پیامد اجتماعی» دارد، چون این افراد در سن سالمندی نیاز به حمایت روانی بیشتری پیدا می‌کنند که این مردم و این جامعه دیگر پاسخگوی آن نیاز نیست و دولت باید از همین الان برای جبران آن نیاز روانی برنامه داشته باشد؛ ضمن اینکه نگرانی جمعیتی هم طبیعتا دارم، چون کاهش ازدواج، کاهش جمعیت را به‌دنبال خواهد داشت و همین امر مسیر توسعه کشور را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.


سلامت نیوزبحرانی به نام شناسنامه‌های سفید



نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/27


تهران- ایرنا- فراگیری مهارت های زندگی مانند نه گفتن، جرات آموزی، کنترل خود، خودآگاهی، خودمراقبتی و عزت نفس، تنظیم هیجان و مقابله با استرس از جمله نیازهای امروز دانش آموزان است که آموزش و پرورش و برخی نهادهای دیگر بنا دارند در قالب طرح «نماد» به آن بپردازند.

به گزارش خبرنگار علمی ایرنا، نظام مراقبت اجتماعی دانش آموزان (نماد) مجموعه‌ ای نظام یافته از خدمات و برنامه‌ ها شامل غربالگری، آموزش، توانمندسازی و حمایت‌های روانی - اجتماعی است که با هدف مراقبت از دانش‌ آموزان در برابر رفتار‌های پرخطر، آسیب‌های اجتماعی و جرائم، به صورت پایلوت به اجرا درآمده است.
موضوعی که «تقی رستم وندی» رییس سازمان امور اجتماعی کشور به تازگی در گفت و گو با ایرنا درباره آن گفت: طرح نظام مراقبت اجتماعی دانش آموزان (نماد) با رویکرد پیشگیری از بروز آسیب در کودکان و نوجوانان در سال تحصیلی 98-1397 در استان تهران اجرا می شود.
وی با بیان این که استان های تهران و البرز جزو استان های با آسیب پذیری اجتماعی بالا هستند، اظهار داشت: اجرای طرح نماد در بیش از 100 مدرسه در 6 استان کشور آغاز شده اما به صورت کامل فقط 130 مدرسه در شهرستان نظرآباد استان البرز در سال 1396 به صورت جامع زیرپوشش قرار گرفت.
نماد با همکاری نهادهایی از جمله وزارت بهداشت، وزارت آموزش و پرورش، وزارت کشور، معاونت پیشگیری قوه قضائیه، بنیاد برکت، کمیته امداد و سازمان بهزیستی کشور برای دانش آموزان در دو مقطع 6 ساله اول و 6 ساله دوم تحصیلی اجرایی می شود و محوریت تدوین محتواهای آموزشی آن برعهده سازمان بهزیستی کشور است.
طرجی که از جمله اهداف شاخص آن، شناسایی نوجوانان در معرض بزه و ارتکاب جرم و مداخله به هنگام، بدون جدا سازی آنان از محیط مدارس است اما پرسش اینجاست که با توجه به گسترده بودن جغرافیای کشوری و فرهنگی، آیا بدون بومی سازی این طرح و بهره نبردن از حضور مددکاران اجتماعی در مداس، می توان امید به کارآمدی آن داشت. 
خبرنگار ایرنا در گفت و گو با «سید حسن موسوی چلک» آسیب شناس اجتماعی و رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران به سراغ پاسخ این پرسش رفت. 
به باور موسوی چلک، نماد و یا هر گونه پروژه مشابه برای موفقیت باید حاوی ملاحظات بومی و فرهنگی منطقه باشد، هر چند اساسا ایجاد واحدهای مددکاری اجتماعی در مدارس به جای اجرای طرح هایی مانند نماد یا اورژانس اجتماعی شانس موفقیت بیشتری دارد زیرا از آن طریق، سرعت عمل مددکاران در شناسایی دانش آموزان در معرض آسیب یا آسیب دیده و اقدام به کنترل و پیشگیری از ادامه خطرات احتمالی بیشتر می شود. 

**طرح مراقبت اجتماعی دانش آموزان، طرحی پیشگیرانه اما...
پس از انتشار اخباری از حوادث تلخ برای دانش آموزان و ناهنجاری های رفتاری در میان نوجوانان و جوانان که به باور کارشناسان، ریشه آن در نزاع های خانوادگی پنهان شده است، موضوع آسیب های اجتماعی به یکی از اولویت های اصلی در مدیریت کشوری تبدیل و تکاپو برای پیشگیری، کنترل و درمان آن دوچندان شده است.
از همین رو، تلاش شده تا در جهت مدیریت آسیب های اجتماعی هوشمند، از همه ظرفیت ها برای پیشگیری، کنترل و کاهش آسیب ها استفاده شود و آموزش و پرورش از آن جا که موثرترین و بهترین محیط برای پیشگیری از آسیب های اجتماعی و ارتقای سلامت روانی محسوب می شود، با توجه به ماهیت فرابخشی این نوع آسیب ها، اثربخش تر است. 
موسوی چلک روز سه شنبه در این باره به خبرنگار ایرنا گفت: این امر مستلزم آن است که امور اجتماعی در آموزش و پرورش ما نهادینه شود و ارتقای سواد اجتماعی دانش آموزان مانند محفوظات علمی، مورد توجه قرار گیرد. محیط آموزشی که دانش آموز حداقل 12 سال از عمر خود را در آن سپری می کند، می تواند کمک کند تا فرد متناسب با سن آگاهی های اجتماعی، برای زندگی بهتر و کم خطرتر آمادگی لازم را پیدا کند. 
رییس انجمن مددکاران افزود: اما واقعیتی که با آن مواجه هستیم این است که با وجود تلاش چند سال اخیر آموزش و پرورش برای ورود به حوزه های اجتماعی، هیچگاه نتوانسته تفکر اجتماعی را در خود نهادینه کند به این دلیل که تفکر اجتماعی در آن حاکم نیست. در نتیجه با طرح های مقطعی و کوتاه مدت عملا نمی توان امیدوار بود که ظرفیت کامل آموزش و پرورش برای پیشگیری از آسیب های اجتماعی مورد استفاده و بهره برداری قرار بگیرد.

**راه اندازی واحد مددکار اجتماعی در مدارس، محرک قطار «نماد»
موسوی چلک در بخشی دیگر از این گفت و گو، با اشاره به این که آموزش و پرورش ما تا رسیدن به نقطه ای که تفکر و پرورش اجتماعی در کنار آموزش مورد توجه قرار بگیرد فاصله زیادی دارد، گفت: اگر بخواهیم این تفکر به صورت عملیاتی نهادینه شود مستلزم آن است که واحد مددکاری اجتماعی را در مدارس راه اندازی کنیم. در حالیکه در هیچ مدرسه ای ما مددکار اجتماعی مستقر نداریم و این خود نشان می دهد که آموزش و پرورش با تفکر اجتماعی فاصله دارد. 
وی اظهار داشت: تا زمانی که نپذیریم جذب مددکار اجتماعی در کنار استخدام معلم در مدارس واجب است، تاثیر پروژه هایی مانند نماد، مقطعی خواهند بود چرا که راه اندازی واحد مددکاری اجتماعی این مزیت را دارد که با استفاده از ظرفیت های موجود، شناسایی، حمایت و بازتوانی دانش آموزان در معرض خطر و آسیب به سرعت انجام می شود. 
به اعتقاد این آسیب شناس، در این صورت است که پروژه هایی مانند نماد، بخودی خود در ریل اجرایی می افتد. چرا که با استقرار مددکاران اجتماعی در محیط های آموزشی، بستر برای شناسایی ایده ها، اجرای مستمر، فراگیر و جامع این ایده ها در حوزه اجتماعی امکان پذیر خواهد بود. در نتیجه امنیت افزایش یافته و هزینه ها در پیشگیری یا باسوادی حوزه آسیب ها و امنیت اجتماعی کاهش می یابد. 

**بومی سازی نماد،کارآمدتر
موسوی چلک در پاسخ به این پرسش که استفاده از تجربه کشورهای دیگر تا چه حد می تواند در مراقبت های اجتماعی دانش آموزان کمک کند، عنوان کرد: به طور قطع موثر است و نباید تصور کنیم که هرآنچه در این حوزه می توان انجام داد همان هایی است که در مرز جغرافیایی ایران وجود دارد بلکه باید با رویکرد بومی سازی از تجربیات دیگر کشورها هم استفاده کنیم.
وی، رمز دیگر موفقیت طرح هایی مانند نماد را لحاظ کردن شرایط فرهنگی و بومی هر منطقه عنوان کرد و ادامه داد: در تمامی برنامه های ملی، باید شرایط فرهنگی هر منطقه در نظر گرفته شود تا محکوم به شکست نشود. به عنوان مثال آنچه در جنوبی ترین منطقه تهران باید آموزش داد با آنچه در شمالی ترین نقطه می خواهیم آموزش دهیم باید فرق داشته باشد؛ باید اجازه بدهیم برنامه ها به صورت محلی و بومی نوشته شود. وگرنه این نوع برنامه های کلی و ملی با یک بسته ثابت بدون لحاظ کردن تفاوت های فرهنگی، برنامه هایی است که ناکارآمدی خود را سریع نشان می دهد. 
علمی**9294**

انتهای پیام /* 23 مرداد 97





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/27

انتصاب اعضای جدید گروه تخصصی برنامه ریزی مدیریت و خدمات اجتماعی دانشگاه علمی کاربردی

 

رئیس دانشگاه جامع علمی کاربردی بر اساس ماده 5 آئین نامه شورای برنامه ریزی آموزشی و درسی علمی کاربردی، اعضای جدید گروه تخصصی برنامه ریزی مدیریت و خدمات اجتماعی این دانشگاه را منصوب کرد.

به گزارش گروه علمی و دانشگاهی خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی دانشگاه جامع علمی کاربردی، طی حکمی از سوی محمدحسین امید رئیس دانشگاه جامع علمی کاربردی و بر اساس ماده 5 آئین نامه شورای برنامه ریزی آموزشی و درسی علمی کاربردی، اعضای جدید گروه تخصصی برنامه ریزی مدیریت و خدمات اجتماعی این دانشگاه منصوب شدند.

عباس صدری، سید حسن میر حسینی، غلامرضا کریمی، مجید کاشف، کاظم غلامی مهتاج، محمدرضا زندی، سید حسن موسوی چلک، رضا نوروززاده، محمد آتشک ممان، علی فعال قیومی، مهران فرج اللهی، سعید شوشتری و آسیه کشاورز دستک، شهناز جبل عاملی و شهین شاهچراغی به عنوان اعضاء گروه مدیریت و خدمات اجتماعی دانشگاه به مدت 4 سال منصوب شدند.

ضمناً پس از معارفه اعضای جدید دویست و چهاردهمین جلسه مدیریت و خدمات اجتماعی برگزار شد.

بازنگری برنامه درسی، ارتقای کیفیت برنامه های آموزشی و تاکید بر تدوین و گسترش دوره‌های تک پودمان حوزه مدیریت و خدمات اجتماعی از مهمترین موضوعات مطروحه این جلسه بود.  

انتهای پیام/ خبرگزاری فارس/24 مرداد 97/گروه علمی و دانشگاهی / حوزه آموزش

 





نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/27

Image result for aihnj hlhl [,hn




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/20
د خبر: ۲۱۸۸۴۱۴
تاریخ انتشار: ۱۹ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۰:۰۰
آسیب های اجتماعی؛

رویکرد قانون در برابر مجازات مادران مجرم چیست؟

به دلیل شرایط حساس خانم ها نسبت به آقایان و آسیب پذیری بیشتر این قشر حضور زنان در زندان منجر به آسیب ­های دیگر در آینده می­ شود زیرا بیشتر این زنان در بیرون زندان دارای فرزندانی هستند و کسی برای مراقبت از آن‌ها وجود ندارد. 

چکیده مصاحبه: 

- 3 تا 4 درصد زندانیان زن هستند و 64درصد زندانیان زن متأهل هستند و با تأسف بسیار 70درصد آنان زیر 40 سال سن دارند.

- زندان، تاثیر متفاوتی بر زنان نسبت به مردان می گذارد، آن هم وقتی پای کودکان در میان باشد.

- مصالح فردی و اجتماعی کودکان زندانیان زن و وابستگی‌­شان به مادر نیازمند تمهیداتی است که موجبات کاهش آسیب پذیری این کودکان را فراهم آورد.

- طبق تبصره‌ یک ماده‌ ۶۹ آیین نامه‌ اجرایی سازمان زندا‌ن‌ها «محکومان و متهمان زن می‌توانند اطفال خود را تا سن دو سال تمام به همراه خود در زندان داشته باشند.

- حضور کودک در کنار مادر در شرایط غیر استاندارد در زندان می تواند تبعات منفی بر رشد شخصیت و سلامت اجتماعی روانی و جسمانی کودک داشته باشد.

پژوهش خبری صداوسیما: زندان، تاثیر متفاوتی بر زنان نسبت به مردان می گذارد، آن هم وقتی پای کودکان در میان باشد. اما قوانین کیفری در مورد مجرمان زن و مرد تفاوتی قایل نمی شود. این مسئله گرچه به لحاظ حقوقی از نظر عدم تبعیض بین زنان و مردان لازم و مهم است اما آنجا که پای مصالح کودکان زندانیان زنان و وابستگی­‌شان به مادر به میان می آید نیازمند تمهیداتی است که موجبات کاهش اسیب پذیری این کودکان را فراهم آورد.

طبق اعلام خانم الهام فخاری، رییس کمیته اجتماعی شورای شهر تهران: از 21 هزار زندانی که در شهر تهران به سر می‌برند 3درصد زنان و نیم‌ درصد کودکان و نوجوانان هستند. 64درصد زندانیان زن متأهل هستند و 70درصد آنان زیر 40 سال سن دارند.[1]همچنین سازمان زندان‌ها اعلام کرده است که 41درصد زندانیان مرد و 25درصد زندانیان زن در ارتباط با مواد مخدر در حبس به‌سر می‌برند[2] و در مجموع بیشتر جرایم زنان یا در حوزه مواد مخدر است یا اینکه قربانی چک‌های برگشتی شده‌اند. با توجه به محدوده سنی زنان زندانی می توان انتظار داشت که تعداد زیادی از این زنان زندانی دارای فرزند یا باردار باشند. سرنوشت کودکان بی‌­گناهی که مادرشان در زندان به سر می برد چیست ؟ آیا باید به جرم محکومیت مادر از محبت و آغوش امن و همراهی مادر محروم شوند؟ قانون در این باره چه تکلیف کرده است و نقش سازمان‌های مردم نهاد و حمایتگر در این زمینه چگونه است؟

در این خصوص در مصاحبه ای نظر دکتر سید حسن موسوی چلک رئیس انجمن مدکاران اجتماعی ایران را جویا شده‌ایم.

 دکتر سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران : یکی از موضوعاتی که ما در جامعه با آن مواجهیم موضوع ارتکاب جرایم و به تبع آن مجازات‌های زندان  است که برای افراد در نظر گرفته می شود هم برای زنان و هم برای مردان مجازاتهای قانونی یکسان در نظر گرفته می شود. در بین زنان عده ای هستند که فرزندان کوچک دارند که سرپرستی یا مسئولیت نگهداری‌شان قبل از صدور حکم و بعد از آن هم به عهده آنهاست و مشمول این مجازات می‌­شوند و چه بسا در زندان دوره بارداری‌شان را طی می­‌کنند.

چند نکته در اینجا مطرح است :

  • اول این که تعداد کودکان داخل زندان‌ها خیلی بالا نیست و فراوانی خیلی زیادی به نسبت بقیه گروه­‌ها ندارند. و البته چون تعداد زندانیان ثابت نیست و شناور است نمی­‌توان آمار دقیقی از ان به دست داد یعنی به دلیل ورود و خروجی که رخ می‌دهد، نمی‌توان آمار ثابتی ارایه داد.
  • دوم این که بستگی به سن بچه‌­ها حضور مستمر در کنار مادر یا حضور غیر مستمر می‌­تواند مبنای برنامه­‌ریزی قرار بگیرد. آنچه مهم است این­که قطع ارتباط فرزندان با مادر در واقع به صلاح نیست و شرایط باید به گونه‌ای برنامه‌­ریزی شود که ارتباط مستمر باشد چون هم بچه به مادر نیاز دارد و هم مادر به بچه. ما نمی‌­توانیم بگوییم که کسی چون مرتکب جرم شد حس مادری را از او بگیریم و او نباید از حق مادری خودش برخوردار باشد.

پژوهش خبری : رویکرد قانون در برابر مجازات مادران مجرمی که باردارند یا فرزند کوچک دارند چیست؟

دکتر سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران : آنچه مهم است این که در قوانین ما تخفیفی برای این مادران در نظر گرفته نشده است. یعنی اگر کسی مرتکب سرقتی شد که باید به زندان برود فرقی نمی­کند که زن باشد یا مرد و یا بچه داشته باشد یا نداشته باشد و در کشورهای دیگر هم چنین وضعیتی تقریبا وجود دارد. اما طبق تبصره‌ یک ماده‌ ۶۹ آیین نامه‌ اجرایی سازمان زندا‌ن‌ها «محکومان و متهمان زن می‌توانند اطفال خود را تا سن دو سال تمام به همراه خود در زندان داشته باشند. مراکز حرفه‌آموزی و اشتغال می‌توانند در هر موسسه یا زندان نسبت به تفکیک و جداسازی اطفال دو تا شش سال در محل مجزا (مهدکودک) اقدام و یا نسبت به انتقال اطفال موصوف به بهزیستی یا موسسه‌های نگهداری اطفال مبادرت نمایند.»

پژوهش خبری :چرا لازم است  این کودکان تا دو سال در زندان‌ها نگهداری شوند؟

دکتر سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران : لزوم برقراری رابطه‌ امن بین کودک و مادر به ویژه در دوران شیرخوارگی این موضوع را الزامی می کند اما کیفیت این رابطه امن نیز بسیار اهمیت دارد. زیرا کودک به فضای رشد بدون استرس، لوازم آموزشی برای خود و مادر زندانی‌‌اش و امکانات غذایی، بهداشتی و تفریحی مورد نیاز برای رشد متعادل نیاز دارد.

پژوهش خبری :  چه برنامه هایی برای ارتباط مادر و کودک در چنین شرایطی در نظر می گیرند؟

دکتر سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران : برنامه‌­های مختلفی برای ارتباط مادر و کودک در این شرایط در نظر می­‌گیرند. یک جا ممکن است در خود زندان اتاق‌هایی را در نظر بگیرند که مادر و کودک در کنار هم در زندان باشند، نه در بندی که سایر زندانیان زن قرار دارند. خوب طبیعتا بچه هم از این وضعیت آسیب می بیند. کار دیگر این است که بچه­‌ها در جای دیگری نگهداری شوند و در طول روز چندین بار بیاورند در یک فضایی در زندان و یا مادر را بیرون زندان بیاورند تا بچه را ببیند و به بچه شیر بدهد و از بچه مراقبت کند و بخواباند و ..  یا این که در خارج از زندان و نزدیک به آن، جایی را برای این کار در نظر بگیرند. البته همه اینها مستلزم این است که هزینه‌­هایی صرف شود و زیرساخت‌هایی فراهم شود و بخش­هایی برای مراقبت و نگهبانی و تامین امنیت و .. هزینه شود تا دوران محکومیتش را در زندان بگذراند. گرچه بهترین کار این است که تا جایی که می‌­شود به ویژه در مورد زنان، حکم زندان را برای این افراد در نظر نگیریم و تا جایی که حداقل قوانین موجود ما اجازه می­‌دهد از مجازات‌های جایگزین حبس استفاده کنیم.

بخش دیگر این است که بچه­‌ها را در چنین شرایطی به بیرون از زندان منتقل کنیم و اولویت با این باشد که اگر بستگانی دارند به آنها سپرده شوند و اگر بستگانی نبود به بهزیستی سپرده شوند تا آنها را نگهداری کنند و ارتباط مادر با کودک در این مواقع  قطع نشود و در زمان ملاقات یا هرگونه که با زندان توافق می­کنند بچه ها را نزد مادر ببرند.

پژوهش خبری : چطور می­‌توان در این شرایط به این افراد کمک کرد؟

دکتر سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران : باید بتوانیم در گام اول با استفاده از ظرفیت مددکاران اجتماعی برای ایجاد صلح بین شاکی و متشاکی اقدام کنیم و در نهایت اگر قرار است مجازات زندان در نظر گرفته شود با توجه به آنچه در قانون مجازات اسلامی پیش‌­بینی شده با محوریت مددکاران اجتماعی برای استفاده از مجازات جایگزین حبس اقدام شود و اگر به هر دلیل امکان آن فراهم نبود در خود زندان ساختار فیزیکی زندان را به گونه ای طراحی کنند که مادران بتوانند در کنار بچه‌­ها خارج از بندهایی که بقیه زنان زندانی هستند، در کنار مادر نگهداری شوند. آنچه مهم است این که اگر مادر مرتکب جرم و محکومیت شد مصالح کودک نباید قربانی جرم مادر بشود. ما نمی­‌توانیم نسبت به بچه بی­‌تفاوت باشیم. به همین دلیل این روشها را الان در دنیا دارند اجرا می کنند.

پژوهش خبری:در کشورهای توسعه یافته حضور کودک در کنار مادر در زندان چگونه برنامه ریزی شده است؟

دکتر سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران: موضوع حضور کودکان در زندان‌ها و همراه مادران، تنها مختص ایران نیست. «در سایر کشورها هم برای حضور کودک در زندان، حق کودک از برخورداری از محیط سالم، حق مادر در داشتن ارتباط با کودک و نیاز کودک در ایجاد رابطه‌ امن با مادرش، پاسخی علمی داده‌اند و پیامدهای اجتماعی تصمیماتشان را در نظر گرفته‌اند. در کشورهای توسعه یافته «مکان‌های نگهداری کودک و مادر زندانی» محیطی کاملا حفاظت شده و جدا از بخش‌های دیگر زندان است. این فضا‌ها از نظر بهداشت محیطی و غذایی، آموزش و سایر نیازهای کودکان و مادران به طور دقیقی طراحی شده و شرایط رشد سالمی برای کودک فراهم کرده ‌است. حتی در مورد کودکانی که خارج از زندان هستند هم برای برقراری و پایداری رابطه مادر و فرزند مثلا در بعضی کشورها امکان تماس از طریق برنامه اسکایپ برای کودکان در نظر گرفته شده است و یا اینکه برنامه قصه خوانی از طریق ضبط صوت برای کودکان گذاشته می­‌شود.» [3] ما هم چنین تجربه هایی را در ایران داریم که یا بچه در مراکز شبانه روزی بهزیستی نگهداری می شود و یا در یک جاهایی در همان بندها متاسفانه نگهداری می‌­شوند و یک جاهایی هم فضایی کنار بند در نظر می­ گیرند. و بعضی جاها هم اگر تعداد بچه­‌ها بالا باشد یک مهد کوچکی در همان زندان در جایی بیرون از بند برای بچه‌­ها ایجاد می­ کنند و بعد مادر هم با بچه­‌ها ارتباط دارد. به هر حال مهم این است که ببینیم چه شرایطی برای بچه مناسب است و متناسب با آن برای آن مادر مجرم برای گذراندن دوران محکومیتش برنامه‌­ریزی کنیم. در غیر این صورت بودن بچه کنار مادر و در کنار بقیه زندانیان تبعات منفی زیادی برای بچه­‌ها به دنبال خواهد داشت.

پژوهش خبری : نگهداری کودکان در کنار مادر در زندان چه پیامدهایی دارد؟

دکتر سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران : کودکی که باید یک محیط سالم را تجربه کند یک محیط پر از مجرم را تجربه می­کند و بزرگ شدن بچه­‌ها در چنین محیطی اگر نگوییم روی همه بچه­‌ها؛ اما روی اغلب آنها می­‌تواند تاثیرات منفی بگذارد چرا که شخصیت کودک در حال شکل­‌گیری است و  اگر در دوران کودکی محیط ناسلام و شرایط نامناسب و آسیب­‌زایی را تجربه کند طبیعتا احتمال نگرانی ما در مورد آینده این بچه بیشتر می‌­شود. گرچه هرکدام از این محیط‌­ها در داخل زندان هم که باشد، برای بچه اصلا محیط مناسبی نیست و حتی اگر در مراکز شبانه‌­روزی هم نگهداری شود، نسبت این که در درون خانو‌اده نگهداری شوند باز هم محیط مناسبی نیست. ولی آنچه مهم است این که ما باید تلاش کنیم برای این بچه‌­ها بهترین شرایط را فراهم کنیم که کمترین آسیب را ببینند.

در برخی زندان­ها اگر تعداد مادران زیاد باشد می‌­توانند مهد کودکی در همان زندان ایجاد کنند و بنایی بسازند تا بچه ها را در آنجا نگهداری کنند و ارتباط مادر با فرزندان قطع نشود. البته مهد باید یک حداقلی از استانداردها را داشته باشد و اگر این استانداردها رعایت شود نگاه بهزیستی این است که به این مهدها مجوز فعالیت بدهد و کمک کند.

رویکرد قانون در برابر مجازات مادران مجرم چیست؟

پژوهش خبری : نقش سمن­‌ها در حمایت از این کودکان چیست؟

دکتر سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران : اگر قرار باشد مهدکودکی خارج از زندان اقدامی انجام دهد مهد خصوصی است و اینجا بخش غیر دولتی می­‌تواند ایفای نقش کند حتی اگر قرار باشد شهریه را در قالب یارانه یا به هر شکلی مراجع ذیربط تامین کنند. چه انجمن حمایت از زندانیان و چه بهزیستی و یا خیرین در قالب سمن­‌ها می ­توانند در ساخت مهد کودک، تامین هزینه‌­ها و تامین اقلام مورد نیاز کودکان و ..  مشارکت کنند. در مورد کودکانی که نیاز به نگهداری شبانه‌­روزی دارند سیاست بهزیستی این است که مراکز غیردولتی این کار را انجام دهند و بخش عمده‌­ای از کودکانی که در مراکز شبانه‌روزی نگهداری می‌­شوند در بخش غیردولتی هستند. سازمان های مردم نهاد می­‌توانند در قالب این بخش ایفای نقش کنند و نیز می­‌توانند در قالب مسئولیت اجتماعی ایفای نقش کنند. گاهی در ارتباط با حمایت از کودک و گاهی در قالب ایفای مسئولیت اجتماعی برای آزاد کردن آن مادر از زندان کمک کنند و گاهی می­‌توانند در قالب ایجاد صلح بین شاکی و متشاکی ایفای نقش کنند پس نقش سمن‌ها الزاما می‌­تواند نقش مستقیم در این زمینه نباشد.خود انجمن حمایت از خانواده زندانیان تقریبا یک انجمن غیردولتی است که اقدامات خوبی در این زمینه با کمکهای مردمی می­‌تواند انجام دهد.

رویکرد قانون در برابر مجازات مادران مجرم چیست؟

پژوهش خبری : بهترین راهکار در این موارد چیست؟

دکتر سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران: بهترین کار این است که اگر به هر دلیلی قوانین ما اجازه نمی­‌دهد که مادر خارج از محیط زندان نگهداری شود و باید در همان محیط زندان محکومیتش را سپری کند در همان محیط زندان اتاق‌هایی در نظر گرفته شود که مادر و کودک شیرخوار  بتوانند در کنار هم باشند و در آن بند یا سلولی که سایر زندانیان زن هستند نباشند چون این به نفع بچه نیست. برای بچه­‌هایی که شیرخوار نیستند باز هم اگر این امکان فراهم باشد چه بهتر و اگر نشد بچه‌­ها به خارج از زندان منتقل شوند. یک جایی باشد که بچه­‌ها نگهداری شوند و مثل خانه باشد ولی امنیت آن تامین شود و در هرصورت نباید ارتباط مادر و کودک قطع شود. همه راه ها امکان پذیر است. چون تعداد این گروه از زنان خیلی زیاد نیست. بستگی به زندانی که ما داریم یک جایی شرایط ایجاب می­‌کند که سوئیت­‌هایی در کنار زندان داشته باشیم و یک جایی هم تعداد آنقدر بالا نیست که بخواهیم در این بخش سرمایه‌­گذاری کنیم.  اگر تعداد بچه‌­ها زیاد باشد می توان مهد تاسیس کرد و در جایی که تعداد کم باشد مقرون به صرفه نیست که هزینه شود. در هر صورت هدف این است که کمترین آسیب را ببینند. هم بچه به عاطفه و محبت مادر نیاز دارد و مادر هم به ارتباط با بچه نیاز دارد. نباید جرم مادر بچه را از عاطفه مادری دور کند.

کلام آخر

به دلیل شرایط حساس خانم ها نسبت به آقایان و آسیب‌پذیری بیشتر این قشر حضور زنان در زندان منجر به آسیب‌­های دیگر در آینده می­ شود زیرا بیشتر این زنان در بیرون زندان دارای فرزند یا فرزندانی هستند و بسیاری از این کودکان در بیرون از این محیط شرایط امنی ندارند و کسی برای مراقبت از آن‌ها وجود ندارد. به نظر می‌­رسد اولویت باید با اعمال مجازات های جایگزین حبس برای مادران و زنان باردار باشد و در مرحله دوم ایجاد شرایط محیطی در زندان که کودکان بتوانند در محیطی ایمن از لحاظ روحی و روانی در کنار مادر قرار گیرند. مهد زندان اولویت نیست بلکه تفکیک مادران زندانی که فرزند کوچک دارند از سایر زنان زندانی اولویت دارد. در همه این موارد سازمانهای مردم نهاد، انجمن مددکاری اجتماعی و خیریه­‌ها می­توانند نقش موثرتری ایفا کنند اگر سازوکار ایفای نقش آنها تسهیل شود.

پژوهش خبری// پژوهشگر: فریفته هدایتی





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/20
کد خبر: ۶۶۲۵۵۳۵
تاریخ انتشار: ۱۹ مرداد ۱۳۹۷ - ۰۶:۰۰
در گفتگو با باشگاه خبرنگاران جوان مطرح شد؛

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی کشور گفت: مسئله پیشگیری اجتماعی در کشور مغفول مانده و بسیاری از آسیب‌های اجتماعی پیامد این غفلت است.

امر «پیشگیری اجتماعی» در کشور مغفول مانده استسید حسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاری اجتماعی کشور در گفتگو با خبرنگار حوزه رفاه و تعاون گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان؛اظهار داشت: مسئله «پیشگیری اجتماعی» در کشور مغفول مانده و بسیاری از آسیب‌های اجتماعی پیامد این غفلت است.

وی در ادامه تصریح کرد: اگر چه طی سال‌های اخیر برنامه ریزان و مسئولان حوزه اجتماعی سعی بر این دارند تا بیش از گذشته به مقوله «پیشگیری اجتماعی» توجه کنند؛ اما همچنان این امر نیازمند اهمیت بخشیدن بیشتر از طرف دست اندرکاران حوزه اجتماعی است.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی کشور اضافه کرد: باید از ظرفیت‌های موجود در حوزه اجتماعی برای موضوع «پیشگیری اجتماعی» بهره‌مند شد و عمده این ظرفیت ها در حال حاضر در وزارت آموزش و پرورش وجود دارد.

موسوی چلک همچنین تاکید کرد: آموزش و پرورش مناسب ترین و مهمترین بستر برای آموزش مفاهیم مختلف در حوزه اجتماعی به کودکان و نوجوانان به شمار می‌آید و تحقق امر آگاهی بخشی به دانش آموزان مستلزم توجه بیشتر به این مبحث است.

وی اظهار کرد: مسئله «پیشگیری اجتماعی» مخاطبان و گروه‌های مختلفی را در برمی‌گیرد، اما توجه به کودکان و نوجوانان از اهمیت بیشتری برخوردار است و اولویت دادن به این دو گروه، کاهش رشد آسیب‌های اجتماعی را به دنبال خواهد داشت.


بیشتر بخوانید: لزوم آموزش مباحث پیشگیری از اعتیاد به کودکان


رئیس انجمن مددکاری اجتماعی با اشاره به ضرورت در نظر گرفتن آموزش‌های ویژه به کودکان تصریح کرد: آموزش به کودکان برای پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی باید با  توجه به شرایط جامعه و نیاز کودکان ارائه شود و بدون شک فراگیری آموزش های مناسب احتمال گرایش آن ها به جرائم را کاهش می‌دهد.

موسوی چلک تاکید کرد: از دیگر مزیت‌های آموزش به کودکان و نوجوانان در دوره کودکی و نوجوانی می‌توان به رفع جهل و نادانی این دو گروه اشاره کرد و آگاهی بخشی به ویژه در حوزه اعتیاد در امر کاهش گرایش به مصرف موادمخدر، زمینه مصون ماندن آن‌ها از این معضل را فراهم می‌کند.

وی اضافه کرد: وقوع و رشد بسیاری از آسیب‌های اجتماعی به دلیل عدم پردازش برنامه‌ریزان اجتماعی به موضوع پیشگیری است و سیاستگذران اجتماعی باید بیشتر از هر موضوع دیگری به مقوله پیشگیری توجه کنند.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی کشور تصریح کرد: در حوزه مددکاری اجتماعی تاکید ما این است که مددکاران اجتماعی همزمان با  ارائه راهکارهای حل معضلات و توانمندسازی افراد آسیب دیده، توجه ویژه‌ای به امر پیشگیری از آسیب‌ها و معضلات در حوزه‌های مختلف داشته باشند.





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/20
Image result for ‫روز خبرنگار‬‎




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/17
هشت ماه از زلزله در برخی مناطق استان کرمانشاه گذشته است و هنوز خبر‌های ناخوشایندی از این مناطق منتشر می‌شود. فقط در هفته گذشته چهار نفر در مناطق زلزله‌زده کرمانشاه دست به خودکشی زدند.

به گزارش پایگاه خبری تیک (Tik.ir) ؛ زلزله که خانه و کاشانه‌شان را ویران کرد، امید به زندگی در آن‌ها هم زیر تلی از آوار دفن شد. هشت ماه از زلزله در برخی مناطق استان کرمانشاه گذشته است و هنوز خبر‌های ناخوشایندی از این مناطق منتشر می‌شود. فقط در هفته گذشته چهار نفر در مناطق زلزله‌زده کرمانشاه دست به خودکشی زدند؛ پنج جوان که دو نفرشان نجات پیدا کردند و سه نفر دیگر جان خود را از دست دادند؛ موضوعی که کارشناسان آن را پدیده اختلال پس از حادثه دانسته و به همین دلیل حمایت‌های روحی و روانی پس از حادثه را مهم می‌دانند.

ایران و فریاد

جمعه گذشته بود که یک خواهر و برادر به نام ایران و فریاد در روستای بزمیرآباد کرمانشاه اقدام به خودکشی کردند که یکی از آن‌ها جان سالم به در برد. پنج روز پیش از آن نیز مریم با سم و نوشین با شلیک گلوله اقدام به خودکشی کردند که هر دو جان خود را از دست دادند.

«شرق» به دنبال انتشار این اخبار سعی کرد با خانواده این چهار جوان صحبت کند، اما افراد درجه‌یک آن‌ها حاضر به گفتگو نشدند؛ به همین دلیل با دیگر بستگان آن‌ها تماس گرفتیم تا ماجرا را از زبان آن‌ها بشنویم. یکی از بستگاه ایران و فریاد که نخواست نامش فاش شود، به «شرق» گفت: «جمعه گذشته بود که ایران با سم خودکشی کرد. ایران خیلی جوان بود. چهار سال قبل از زلزله پدر و مادرش را از دست داده بود و یک بار هم نامزدیش به هم خورده بود؛ برای همین همیشه برادرهایش او را سرزنش می‌کردند و تقریبا رابطه خوبی با او نداشتند.

قبل از زلزله، شرایط روحی خوبی نداشت و با آمدن زلزله شرایط روحیش بدتر هم شد. بعد از زلزله همش می‌گفت: کاش می‌مردم، زلزله روی او تأثیر گذاشته بود. بعد از زلزله باز هم نامزد کرد، اما نامزدیش به هم خورد. خانه او هم مثل همه ما تخریب شده بود و در کانکس زندگی می‌کرد. اون روز به‌جز ایران و یکی از زن‌داداش‌هاش، همه برای ملاقات به بیمارستان رفته بودند. ایران تو کانکس خودشون داشت خورشت درست می‌کرد و از زن‌داداشش خواست بره تو کانکس خودشون و برنج درست کنه.

بعد از مدتی که از ایران خبری نمی‌شه، زن داداشش میره تو کانکس دنبالش می‌گرده و وقتی می‌بینه نیست، میره تو خونه‌شون که تخریب شده بود و می‌بینه ایران تو یکی از اتاق‌های خونه افتاده و نفس نمی‌کشه. سم خورده بود و مثل اینکه همون لحظه فوت کرده بود. بعد از این‌که خانواده اش از بیمارستان برمی‌گردند و برادر کوچیک‌ترش این صحنه رو می‌بینه، حالش خیلی بد میشه.

برای همین بردنش داخل کانکس و خودشون برگشتن سر صحنه. وقتی برگشتن یکی از بچه‌های فامیل که داخل کانکس بود، اومد گفت: فریاد هرچی قرص تو کانکس بود رو خورد. اینو که گفت: رفتیم داخل کانکس دیدیم نزدیک ۴۰ تا قرص خورده. بردیمش بیمارستان، معده‌ا‌ش را شست‌وشو دادن، بهش سرم وصل کردن و خوشبختانه الان حالش بهتره».

این را که می‌گوید، آه عمیقی می‌کشد و ادامه می‌دهد: «برای ایران مراسم هم نگرفتند و سر خاک به فامیلا گفتند مراسم ندارند و از آن‌ها خواستند برای تسلیت به خونشون نریم. کلا تو این مناطق خیلی رو مسائل خودکشی حساس هستن. برای همین مراسمی براش نگرفتن.

حتی اجازه ندادن مردم برن خونشون. اگر متوجه شوند من هم درباره این موضوع صحبت کردم، برام بد می‌شه». از او درباره شرایط روستا می‌پرسم؛ در پاسخ می‌گوید: «شرایط روستا خیلی بده. اصلا نمی‌شه با کسی دردودل کرد. مردای این روستا خیلی رو زن‌ها حساس هستند، حتی اجازه نمی‌دهند یک مرد به زن‌ها مشاوره بده.

دو روز قبل از اینکه ایران خودکشی کنه، از طرف بهزیستی چندتا مشاور اومدن اینجا از ایران خواهش کردم برای مشاوره بیاد پیششون، اما نیومد. گفت: شاید برادر‌هام از این کار ناراحت بشن. بعد از زلزله مشاور‌های زیادی به صورت خودجوش اومدن اینجا، چندبار هم رفت پیش اونا، اما فایده‌ای نداشت. ایران باید تحت درمان می‌بود، اما مشاور‌ها هم اینجا مستقر نبودند».

به گفته سیدحسن موسوی‌چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی، فشار‌های پس از زلزله مثل ازدست‌دادن بستگان، موقعیت‌های اقتصادی و همه شرایطی که پیش از حادثه داشتند، روی افراد تأثیر می‌گذارد. او دراین‌باره به «شرق» می‌گوید: «اگر افراد مهارت مقابله با مشکلات، استرس و هیجانات را آموزش ندیده باشند، دسترسی آن‌ها به متخصصان و منابع اجتماعی محدود باشد و اطرافیانشان نیز مهارت لازم را در مواجهه با بحران نداشته باشند، آسیب‌پذیری افزایش پیدا می‌کند و اقدام به خودکشی در این شرایط غیرطبیعی نیست.

ناامیدی از خروج از چنین شرایطی، فشار و استرس را در افراد حادثه‌دیده افزایش می‌دهد؛ به همین دلیل این افراد ممکن است دست به رفتار‌هایی مثل خودکشی بزنند و این فقط خاص زلزله کرمانشاه نیست. به همین خاطر افسردگی پس از حادثه همیشه در شرایط بحرانی مطرح می‌شود. زلزله بم هم همین‌طور بود، اما در آن زمان به دلیل نبود شبکه‌های اجتماعی، خیلی این اقدامات رسانه‌ای نمی‌شد.

شاید بتوان گفت: در زلزله کرمانشاه ارائه خدمات روانی به مناطق زلزله‌زده کمی منظم‌تر از بحران‌های پیش از آن بود و همچنان حمایت روانی از زلزله‌زدگان کرمانشاه انجام می‌شود و دستگاه‌ها در آنجا مستقر هستند، اما حجم و گستردگی مشکلات به حدی زیاد است که به نظر من باید میزان این حمایت‌ها هم از نظر کمّی و هم کیفی افزایش پیدا کند و باید استمرار داشته باشد.

متأسفانه در شرایط این‌چنینی، در یک مقطع زمانی همه حضور پیدا می‌کنیم، اما به مرور زمان مسئله را رها می‌کنیم. موضوعی که باید به آن توجه داشت، استمرار این نوع حمایت‌هاست و نباید حمایت را محدود به بازه زمانی کوتاه و مقطعی کنیم. همچنان مددکاران در این مناطق حضور دارند.

از روز اول در این مناطق حضور داشتند و همچنان در منطقه مستقر هستند؛ نه فقط بهزیستی بلکه مددکار‌های ارگان‌های دیگر نیز در منطقه حضور دارند. از روز اول ما کسی را از تهران به منطقه اعزام نکردیم، به این خاطر که با شرایط فرهنگی مردم آنجا آگاه نبودند. به همین دلیل سعی کردیم از استان‌های هم‌جوار به آنجا نیرو اعزام کنیم؛ چون با زبان و فرهنگ مردم آن منطقه آشنا بودند».

شهاب آقاویسی، دهیار روستای بزمیرآباد، نیز در این‌باره به «شرق» می‌گوید: «اطلاعات دقیقی ندارم فقط شنیدم یک خواهر و برادر در روستای ما دست به خودکشی زده‌اند تا حالا کسی درخصوص زلزله خودکشی نکرده و این اولین مورد خودکشی در روستای ما بعد از وقوع زلزله است. فکر می‌کنم این دو جوان در خانواده خودشان مشکلاتی داشتند به همین دلیل دست به چنین اقدامی زده‌اند و خودکشی آن‌ها ارتباطی با زلزله ندارد».

پس از انتشار خبر مرگ این خواهر و برادر، فرماندار سرپل‌ذهاب در رسانه‌ها اعلام کرد وقوع خودکشی در شهرستان ارتباطی با زلزله ندارد و گفت: «خودکشی‌های صورت‌گرفته در شهرستان هیچ‌گونه ارتباطی با زلزله ندارد بنابراین رسانه‌های محلی به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی از شایعه‌پراکنی در این‌باره و ارتباط‌دادن آن به مشکلات زلزله خودداری کنند.

سه مورد خودکشی در دهستان‌های پشت‌تنگ و سرقلعه وجگیران به وقوع پیوسته که یک مورد از آن منجر به فوت شده است. یک خانم جوان به دلیل مشکلات شخصی و خانوادگی در روستای بزمیرآباد از توابع بخش مرکزی شهرستان با استفاده از سموم دفع گیاهان هرز اقدام به خودکشی کرده و جان خود را از دست می‌دهد.

برادر خانمی که در اثر خودکشی فوت کرده نیز با دیدن صحنه خودکشی خواهر خود با استفاده از قرص‌های مختلف اقدام به خودکشی می‌کند که بلافاصله به بیمارستان انتقال یافته و تحت مداوا قرار می‌گیرد و پس از انجام اقدامات پزشکی و احیای موفق و کسب بهبودی با رضایت خود از بیمارستان مرخص می‌شود».

محبت جمالی‌نیا، با بیان اینکه مورد سوم خودکشی در روستای گردنو اتفاق افتاد است، ادامه داد: خانم جوانی در این روستا به خاطر مشکلات شخصی اقدام به خودکشی کرده که به‌موقع ایشان را به بیمارستان انتقال داده و تحت مداوا قرار می‌گیرد و خوشبختانه پزشکان بخش احیا جان این فرد را نجات می‌دهند و هم‌اکنون در بیمارستان شهدا سرپل‌ذهاب تحت مراقبت‌های ویژه قرار دارد. جمالی‌نیا خاطرنشان کرد: این سه مورد خودکشی به‌هیچ‌وجه ارتباطی به زلزله نداشته به‌طوری‌که دو نفر اهل بزمیرآباد در منزل مسکونی بازسازی‌شده خود سکونت داشتند.

مریم و نوشین

مریم و نوشین که با هم دختردایی، دخترعمه بودند نیز پنج روز پیش از این خواهر و برادر اقدام به خودکشی کرده بودند. به گفته یکی از بستگان مریم که نخواست نامی از او آورده شود، مریم بعد از زلزله چند بار دست به خودکشی زده بود، اما خانواده‌اش نجاتش داده بودند، اما آخرین بار قرص برنج خورد و دیگر کسی نتوانست او را نجات دهد.

او در این‌باره به «شرق» می‌گوید: «بعد از زلزله نامزدی مریم به هم خورد. نامزدش بهش گفته بود با شرایطی که پیش اومده، نمی‌تونم باهات ازدواج کنم. پول ندارم، خونه‌ام تخریب شده، بعد هم نامزدیشو به هم زد. نمی‌دونم به این خاطر خودکشی کرده یا نه، اما شرایط روحیش خوب نبود.

نوشین هم بعد از اینکه خبر مرگ مریم رو می‌شنوه با اسلحه خودکشی می‌کنه. نوشین فقط ۱۷ سالش بود تو روستای مصطفی‌بگ زندگی می‌کردند. اینجا، چون نزدیک به مرزه همه تو خونه‌هاشون اسلحه دارند. نوشین هم اسلحه خودشون رو برداشته بود و خودش رو کشت. اون روز کسی خونه نبود مادربزرگش که صدای شلیک می‌شنوه متوجه می‌شه نوشین خودکشی کرده.

به خانواده مریم و نوشین گفتن حق ندارین با کسی مصاحبه کنین برای همین اونا با کسی حرف نمی‌زنن». یک روز پس از انتشار خبر مرگ این دو دختر جوان فرماندار سرپل‌ذهاب این اخبار را کذب دانست و در گفتگو با مهر گفت: «این خبر که در فضای مجازی و برخی رسانه‌ها منتشر شده است، صحت ندارد. در این راستا از نهاد‌های ذی‌ربط در شهرستان سرپل‌ذهاب استعلام گرفته شده که به‌هیچ‌عنوان این خبر تأیید نشد».

به گفته سیدحسن موسوی‌چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، نمی‌توان گفت: اقدام به خودکشی در چنین شرایطی ارتباطی با زلزله ندارد. او در این‌باره می‌گوید: «برخی از حوادث می‌توانند زمینه‌های روانی‌ای که پیش از وقوع حادثه وجود داشته است را تشدید کند تا فرد پس از حادثه دست به چنین اقدام‌هایی بزند.

فردی که دست به خودکشی می‌زند به دلیل یک اتفاق این‌چنینی کاری نمی‌کند، بلکه مجموعه‌ای از عوامل دست به دست هم می‌دهند تا فرد چنین تصمیمی بگیرد. پس از حوادثی مانند زلزله شاهد پدیده اختلال پس از حادثه هستیم که یکی از پیامد‌های آن اقدام به خودکشی است. شاید به همین دلیل است که بحث حمایت‌های روحی و روانی پس از بلایایی مثل زلزله باید جدی گرفته شود».

او در ادامه می‌افزاید: «هرچقدر افراد از پیش مهارت‌های بیشتری داشته و آموزش دیده باشند و توانمندی آن‌ها برای حل بحران بیشتر باشد، طبیعتا در چنین شرایطی کمتر آسیب می‌بینند. مهم‌ترین کار این است که ما بستر را برای حمایت روانی و اجتماعی از این افراد با توجه به شرایط فرهنگی آن‌ها فراهم کنیم و دسترسی آن‌ها به منابع اجتماعی افزایش پیدا کند، خودشان در برنامه‌ها مشارکت داشته باشند و امنیت آن‌ها در این شرایط حفظ شود، افرادی که های‌ریسک‌تر هستند، شناسایی شوند و به‌موقع خدمات لازم را دریافت کنند این‌ها می‌تواند کمک کند کمتر شاهد چنین رفتار‌هایی باشیم».
روزنامه شرق/15 مرداد 97




نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/17

لزوم اجرای نظام چندلایه تامین‌اجتماعی

سیر صعودی قیمت دلارو تورم موضوعی است که این روزها اذهان عمومی را به طرز عجیبی درگیر کرده است. به گونه‌ای که تاثیر آن در زندگی مردم عادی هم به چشم می‌خورد. بالارفتن تورم یا افزایش شدید و مستمر قیمت کالاها و خدمات، آثار مخربی در ابعاد اقتصادی و اجتماعی باقی می‌گذارد. این آثار مخرب علاوه بر مردم عادی اکنون گریبانگیر قشر خاصی در جامعه شده است. قشری که زنان سرپرست خانوار هستند و کوچک‌ترین تنشی در شرایط اقتصادی، زندگی این گروه آسیب‌پذیر را به چالش می‌کشد.Image result for ‫موسوی چلک‬‎

به هر حال آمار بالای زنان سرپرست خانوار واقعیتی است که نمیشود آن را انکار کرد. با توجه به سرشماری که سال 1395 انجام شد، بیش از سه میلیون نفر از زنان کشور عهدهدار تأمین معاش مادی و معنوی خود و اعضای خانوار هستند. به طوری که بخش عمدهای از این زنان سرپرست، تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) و بخش دیگر تحت پوشش سازمان بهزیستی کشور هستند.

این در حالی است که زنان سرپرست خانوار به عنوان پشتوانه طبق قانون مستمری را دریافت میکنند که در حال حاضر بر اساس برنامه ششم مستمریشان تقریبا سه برابر شده، اما برخلاف اینکه این مستمری در جهت حمایت از زنان سرپرست خانوار سه برابر شد، با توجه به تورم و شرایط اقتصادی حال حاضر کشور باید تاکید کرد به قول معروف این آب باریکه پاسخگوی نیاز این افراد نیست.

هرچند مستمری این گروه افزایش داشته، اما تا زمانی که تورم با چنین شدتی روند صعودی را پیش گرفته و هزینه‌ها در حوزه‌های دیگر مدام در حال افزایش باشد، رشد چندانی در جهت رفاه این قشر دیده نخواهد شد. در هر صورت وضعیت فعلی و افزایش آمار زنان سرپرست خانوار ادامه خواهد داشت.

نباید فراموش کرد که دولت هم به تنهایی توانایی تامین منابع لازم برای توانمند‌سازی و خروج این افراد را از چرخه حمایتی ندارد، اما می‌تواند با سیاستگذاری‌های مناسب و اجرای نظام چند لایه تامین اجتماعی شرایطی ایجاد کند که از طریق آن بتوان شاهد حمایت‌های هدفمندتری بود. با اجرای نظام چند لایه تامین اجتماعی افراد نیازمند با توجه به شرایط‌شان حمایت می‌شوند.

لازم به یاد‌آوری است که این نظام تامین اجتماعی چند سال پیش در کمیسیون اجتماعی دولت تصویب شد، اما هنوز به سر انجام نرسیده است.

حسن موسوی چلک

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه جام جم/16 مرداد 97

 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/17

به نام خدایی که در این نزدیکی است

درس آموخته های من از زندگی (4)

 

بعضی روزها در زندگی هر فردی جایگاه خاصی دارند، از جمله این روزها، روز تولد هر فرد است. اول مرداد 1397 شمسی شمع پنجاه سالگی را در حالی فوت کردم که در جمع خانواده‌ام و بهترین عزیزانم بودم که مرا غافلگیر کرده بودند و همچون گذشته من را مدیون محبت خودشان کردند که نمی‌توانم قطره‌ای از دریایی محبت آنان را جبران کنم ولی از خدا بهترین‌ها را برایشان آرزو می‌کنم چون لایقش هستند. یکی ازرویه های هر ساله‌ام در این مناسبت نوشتن گوشه‌ای از درس آموخته‌هایم هست که مدیون فرصت‌هایی هستم  که  جامعه و دوستانم به من دادند. لذا آنها را می‌نویسم تا در زمان‌های دیگر حداقل برای خودم یادآوری باشد:Image result for ‫موسوی چلک‬‎

آموختم که:

·    درس آموخته هایم را قدر بدانم چون آنها را به آسانی به دست نیاوردم. از اشتباهات خودم و نقاط قوت دیگران که هر دو حاصل فرصت‌های فراهم شده برای من بود، درس بگیرم و نشر آنها را وظیفه خودم می‌دانم.

·        قدر دان خوبی‌های دیگران باشم. گرچه اعتراف می کنم در این زمینه کاهلی می‌کنم.

·    همه آنچه که می‌گویم یا انجام می‌دهد درست نیست. من هم مثل هر انسان دیگری اشتباه می‌کنم لذا تلاش می‌کنم اشتباهاتم را بپذیرم و برای اصلاح خودم بیش از پیش تلاش کنم.

·    مردم مهربان کشورم شایسته بهترین خدمت‌ها هستند لذا در این راه حق ندارم « کم فروشی » کنم و فرصت‌ها را از دست بدهم. از خدمت کردن به آنها لذت می‌برم گر چه بر این باورم که شرمنده مردم هستم که آنگونه که شایسته است نتوانستم وظیفه‌ام را انجام دهم.

·        به خودم، اطرافیانم، خانواده‌ام و دوستانم، همکارانم عشق بورزم چرا که اعتقاد دارم:

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر  / یادگاری که در این گنبد دوّار بماندست

·        هیچ موفقیتی بدون تلاش، پشتکار، نظم، برنامه ریزی، جدیت به دست نمی‌آید.

·        نمی‌شود همه چیز را باب میلم تغییر دهم ولی می‌توانستم در این شرایط هم از زندگی لذت ببرم.

·    احترام گذاشتن به حقوق شهروندی در هر جامعه‌ای پشتوانه‌ای بزرگی برای مردم آن جامعه محسوب می‌شود. پس باید این حقوق را بشناسم تا هم از حقوق خودم دفاع کنم و مطالبه‌گر حقوقم باشم و هم با این شناخت در رعایت حقوق دیگران، بکوشم ومطالبه گر باشم.

·        مدیریت زمان در کارها موجب می‌شود تا کارها بموقع و خوب انجام شود چون زمان رفته بر نمی‌گردد.

·    یکی از بهترین لحظات زندگی، زمانی است که با خانواده هستم. هر چقدر بیشتر این لحظه ها را تجربه کنم، برای ایفای نقش‌های اجتماعی دیگر بهتر می‌توانم عمل کنم.

·    والدین (پدر و مادر) جایگزینی ندارند لذا تا می‌توانم باید به آنها احترام بگذارم. رونق زندگی‌ام را بیشتر از آنان می‌گیرم. گرچه مادرم از دنیا رفته است ولی یادش هر روز موتور محرکه زندگی‌ام است.

·    گرچه صداقت حلقه گم شده جامعه امروزی است ولی تمام تلاشم را انجام می‌دهم که در روابطم با دیگران و مردم و در کارها صادق باشم. گرچه صادق بودن هزینه دارد ولی پرداختم، می‌پردازم و در آینده هم خواهم پرداخت.

·        قدرت را در دانایی می‌دانم لذا مطالعه و یاد گرفتن مستمر را سر لوحه زندگی‌ام قرار می‌دهم.

·    برای انجام وظیفه‌ام از هیچ کوشش دریغ نکنم و منتظر پاداش نباشم. رونق زندگی‌ام بهترین پاداشی است که خداوند به من عطا کرده است:

تو بندگی چون گدایان به شرط مزد مکن /  که خواجه خود روش بنده پروری داند

·        حقیقت را بگویم حتی اگر به ضررم باشد. تا کنون خیلی به خاطر بیان حقایق اذیت شدم ولی ناراحت نیستم.

·        مدارا کردن و صبور بودن انسان را به مقصود می‌رساند. مؤلفه‌های اخلاقی تر در جامعه کمرنگ شده است.

·         تخلف ، کم فروشی، تنبلی، فرار از مسئولیت و دروغگویی، فساد و ... را زرنگی قلمداد نکنم.

·        از افراد بد قول و بی تعهد دوری گزینم چون قابل اعتماد نیستند و بسیار خطرناک هستند.

·    در جامعه هر کسی کارهای بیشتری انجام می‌دهد، موفقیتی کسب می‌کند پیش از این که دست‌شان گرفته شود (کمک شوند) پایشان را می‌گیرند (تا حرکت نکنند). اگر با چنین شرایطی مواجه شدم، از تلاش خسته نشوم.

·    هر کاری که انجام می‌دهم از دیگران مشورت کنم. هیچ کسی از مشورت کردن با افراد لایق، ضرر ندیده لذا من هم از مشورت خوب استفاده می‌کنم:

امرهم شوری ز یزدان جلیل   از برای مشورت آمد پدید

·    چون اعتقاد دارم که تجربه دیگران بسیار ارزنده است لذا در برنامه‌های کاری‌ام زمان‌هایی را برای گفت و گو کردن با کسانی اختصاص می‌دهم که دانش و تجربه بیشتری از من دارند و همین جا از همه آنان سپاسگزاری می‌کنم.

·    همیشه مدیون مددکاران اجتماعی ایران هستم که همه گونهبرای من فرصت ایجاد کردند تا خودم را بیشتر بشناسم، حمایتم کردند تا ایده‌هایم را اجرایی کنم، پشتوانه‌ام بودند تا با قدرت بیشتر کار کنم.

·    هیچ جامعه‌ای ساخته نمی‌شود مگر این که در آن جامعه، هر کسی از خودش شروع کنند، نقش هایش را خوب انجام دهد. توسعه کشور با معجزه صورت نمی‌گیرد.

·    امور اجتماعی را رنگ و بوی سیاسی ندهم و هیچ گاه خودم را ابزار سیاسیون نکنم که کاری بس دشوار است ولی باید برای داشتن استقلال در نظر و کارها دشواری این ویژگی را پذیرفت.

·    دیگران را دوست داشته باشم چون با محبت کردن به دیگران برای خودم سرمایه گذاری می‌کنم همانگونه که تا به امروز این سرمایه ها پشتوانه محکمی برای من بودند. این دیگران علاوه بر خانواده‌ام مددکاران اجتماعی، دوستانم، همکارانم، دانشجویانم و ... هستند.

·    اگر توان انجام کاری را ندارم، مسئولیت آن را نپذیرم که این را خیانت به کشورم می‌دانم. بر این اعتقادم که اگر هر کسی سر جای خودش باشد توسعه بهتر اتفاق می‌افتد.

·        قدر انسان‌های بزرگ و خوب را باید دانست تا انسان‌های بزرگ‌تر تربیت شوند.

·    مدیریت و مسئولیت‌های اداری را به عنوان « غنایم » نگاه نکنم که اگر آن را یک غنیمت بدانم و بفکر سوء استفاده فردی باشم، از انسانیت دور می‌شوم.

سید حسن موسوی چلک

مددکار اجتماعی اول مرداد 1397





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/17

خشونت بازتاب اجتماعی جامعه است

اجتماعی /
شناسه خبر: 393046
  خشونت بازتاب اجتماعی جامعه است

یکــی از موضوعاتــی کــه در دهــه اخیــر در ایــران بیشــتر راجــع بــه آن صحبــت می شــود و نگرانــی درمورد آن افزایش یافته اســت، موضوع خشونت اســت.

ایران آنلاین / تاملی بر آمارهای ارائه شده توسط مراجع قضایــی درخصوص میــزان پرونده های مربوط به خشــونت در کشــور نشــان می دهد خشــونت یکی از ســه پرونــده دارای فراوانی بــال در حوزه قضایی کشور است.

لــذا بــه همیــن دلیــل، خشــونت بــه شــکلهای مختلف میبایســت مورد توجه قــرار گیرد. اعم از خشــونتهای اجتماعی خانگی و سایر انواع خشونت از جمله اقدام به خودکشی.
در حــال حاضــر عوامــل مختلفــی باعــث بــروز خشــونت در جامعه میشــود.گرچه نمیتوانیــم بــه یــک عامــل اشــاره کنیــم و مجموعا شــبکه ای از عوامل در پدیده عاملی به نام خشــونت نقش دارند اما برخی از عوامل مهم و کلیدی در این حوزه شامل موارد زیر میشود:
ناکامــی میتواند در حوزههــای مختلف از جمله اقتصادی شــغلی، خانوادگــی، روابط بین فردی و حوزههای مختلف را دربر گیرد.
نکتــه دوم ضعــف در مهارت کنترل خشــم، به عنــوان عامل دیگری اســت کــه در این حوزه میتــوان از آن یاد کرد. به گونــهای که اگر این مهارت در دوران کودکی آموزش داده شــود و به درســتی یاد بگیریم کــه چگونه خشــممان را کنتــرل کنیم، به گونهای که نــه به خود نه به دیگران آســیب برسانیم شاهد خشــونت کمتری در جامعه خواهیم بــود. نکته بعــدی بحث تابآوری اجتماعی اســت، جامعهای که در ً در شــرایط ســخت آن مــردم در ایــن مهارت قویتر باشــند، طبیعتا رفتاری که نشــانه خشونت باشد بروز نخواهند داد.
بحــث دیگــر موضــوع ســرمایه اجتماعــی اســت. جامعــه ای کــه در آن ســرمایه اجتماعــی باال باشــد، کیفیت روابط بین مــردم مطلوب خواهــد بــود، در نتیجــه آســیبهای اجتماعــی و جرایــم کمتــری را شــاهد خواهیم بود که خشــونت خود یکی از مؤلفه های این آســیب اجتماعی یا جرایم محسوب میشود.
نکتــه بعــدی موضــوع نشــاط اجتماعی اســت. جامعهای کــه در آن نشــاط اجتماعی نهادینه شــده باشد، باز هم خشــونت در آن،جایی نخواهد داشــت. همچنیــن باید به موضوع مدارای اجتماعی اشــاره کنید. مدارای اجتماعی به لحنی ساده یعنی تحمل شرایطی که باب میل ما نیســت اما در آن شــرایط ما شــاهد بروز رفتار خشــونتآمیز نخواهیم بود لذا تحمل افراد در این شــرایط آسانتر خواهد بود.
نکته بعدی آثار مدارا در رانندگی است که خود نوعی خشونت است. 17 هــزار فوت ناشــی از تصادف در طول یک ســال بــاز خود میتواند نشــانهای از خشونت باشد به گونهای که مشاهده رفتار خشونتآمیز و عــوارض آن میتوانــد در روحیــه مــردم تأثیر منفی داشــته باشــد.
آنجایی که خشــونت، منجــر به جدایی و منجر بــه معلولیت و منجر به قتل میشــود، باز هم جامعه و خانواده مجبور اســت هزینه آن را پرداخت کند.
در جامعهای که خشــونت وجود داشته باشــد، امنیت روانی نخواهد بــود. نمونــه آن همیــن زورگیرهــا و رعــب و وحشــتی که آنهــا ایجاد ً آرامش و آســایش مردم را میکنند،اســت کــه این معضــل طبیعتــا خواهد گرفت. به همین دلیل انتظار میرود از همه ظرفیتها برای بــاال بردن ســواد اجتماعی مــردم، فراگیر کردن مهــارت تابآوری و مهارت کنترل خشــم، نشــاط اجتماعی و در نهایت ارتقای ســامت روانی و اجتماعی استفاده شود./ روزنامه ایران





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/13

نمایش و نقد فیلم دارکوب با حضور عوامل فیلم و کارشناسان اجتماعی

به گزارش به دخت سومین نشست فرهنگی بانوان شهر تهران “حریر” با نمایش و نقد فیلم سینمایی دارکوب با حضورکارگردان و تهیه کننده فیلم ونیز رییس انجمن مددکاران ایران و رییس گروه مطالعات زنان دانشگاه علامه طباطبایی در منطقه فرهنگی گردشگری عباس آباد برگزار شد.

 ۰

سه شنبه ۹ مرداد ساعت ۱۵ در سالن نمایش باغ کتاب، فیلم سینمایی دارکوب به نمایش درآمد و همراه با آن  نشست تخصصی«بررسی عوامل و پیامدهای اعتیاد زنان» بهره ببریم.

این برنامه کار مشترک مرکز تحقیقات زن و خانواده  و معاونت فرهنگی گردشگری شرکت نوسازی عباس آباد بود که با نمایش فیلم  سینمایی دارکوب آغاز شد.

سپس بهروز شعیبی کارگردان و سید محمود رضوی تهیه کننده  فیلم به توضیح در مورد انگیزه و هدف  ساختن فیلمی در ژانر اجتماعی با محوریت اعتیاد زنان و اهمیت این کار سخن گفتند.

 لزوم توجه سینما به حوزه زن و خانواده  

بهروز شعیبی کارگردان فیلم سینمایی دارکوب در مورد روند ساخت فیلم گفت:

در ابتدا ایده اولیه ساخت فیلم با یک اتفاق شکل گرفت و بعد ما با تحقیقات اولیه و بررسی های میدانی به عمق فاجعه بهتر پی بردیم. به هر حال موضوع اعتیاد موضوعی نیست که بتوان راحت از کنارش گذشت. بنظرم سینمای اجتماعی و همه رسانه های دیگر باید به آُسیب های اجتماعی و بصورت خاص به مسائل حوزه  زن و خانواده  بیشتر توجه کنند و از جمله این مسائل هم مشکلات زنان سرپرست خانواده است. من امیدوارم بعد از این بیشتر بتوانم در این حوزه کارکنم.

شعیبی در پایان سخنانش نمایش و نقد فیلم  در میان کارشناسان و متخصصان علوم اجتماعی را فرصتی مناسب دانست برای تعامل مفید میان سینما و دانشگاه در جهت طرح و بررسی بهترمسائل اجتماعی از طریق سینما.

حضور دغدغه مندانه به قیمت ورشکستگی

سید محمود رضوی تهیه کننده فیلم دارکوب هم ضمن بیان مشکلات ساختن فیلم اجتماعی  اظهار داشت:

در سینمای اجتماعی ساختن فیلم برای طرح مشکل و بیان درد است و این فرق دارد با سیاه نمایی ولی خلط نشدن این دو با هم خیلی سخت است. برای من سینما یک امر کاملا جدی است حتی وقتی که با فرم طنز همراه می شود با این که ممکن است مردم، رسانه ها و بعضی سینماگران آن را بعنوان یک تفریح بشناسند. بهرحال بنظرمن حضور دغدغه مندانه در سینما مهم است حتی به قیمت ورشکستگی که ممکن است در انتظار فیلم هایی از این دست باشد.  البته رسانه ها و خبرنگاران و مشخصا تلویزیون می تواند در جلب توجه مردم به این نوع فیلم خیلی تاثیرگذارباشند.

جامعه نسبت به اعتیاد زنان حساس تر است

نشست با  سخنرانی سید حسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاران ایران ادامه یافت. وی در سخنان خود به تقدیر از فیلم دارکوب بعنوان فیلمی که به موضوع مهم اعتیاد زنان پرداخته است، عنوان کرد:

” در کل جامعه ما نسبت به آسیب های اجتماعی زنان از جمله اعتیاد زنان خیلی حساس تر است و برای همین هم این نوع مسائل خیلی در فیلم ها طرح نمی شود. اما در این فیلم دیدیم که اعتیاد یک زن می تواند  آینده یک خانواده را به صورت همه جانبه به چالش بکشدو مشکلات بی شماری برای او و محیط اجتماعی اش ایجاد کند. فیلم بخوبی  نشان داده که تنها با همدلی و ایجاد انگیزه در این زن می توان او را از ورطه اعتیاد نجات داد. “

تفکر مردسالارانه در مورد مادری

 دکتر محمد تقی کرمی رییس گروه مطالعات زنان دانشگاه علامه طباطبایی هم در سخنانش اشاره کرد:

“غیر از موضوع اعتیاد زنان که موضوع اصلی و روشن فیلم بود، من دو موضوع مهم را در این فیلم توانستم ببینم؛ یکی نقش مردان در ندیده گرفتن زنان آسیب دیده بعنوان مادر و مادرانگی شان  که ناشی از حاکمیت تفکر مردسالارانه در جامعه ماست و دیگری توجه به این که گاهی حق با آدمهای آسیب دیده و ظاهرا بد  فیلم است و حرفهای درست را می توان از زبان آنها شنید. این هم یعنی این که باید از یکسره سفید دیدن یا سیاه دیدن آدمها و قضاوت به این شکل در موردشان پرهیز کرد، این چیزیست که به یک معتاد می تواند فرصت برگشت را بدهد.”

نشست با پرسش و پاسخ حضار و کارشناسان و نقد فیلم از منظر حاضرین پایان گرفت.

/انتهای متن/





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/13


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی