تبلیغات
دغدغه های یک مدد کار اجتماعی - مطالب سید حسن موسوی چلک
دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

Image result for aihnj hlhl [,hn




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/20
د خبر: ۲۱۸۸۴۱۴
تاریخ انتشار: ۱۹ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۰:۰۰
آسیب های اجتماعی؛

رویکرد قانون در برابر مجازات مادران مجرم چیست؟

به دلیل شرایط حساس خانم ها نسبت به آقایان و آسیب پذیری بیشتر این قشر حضور زنان در زندان منجر به آسیب ­های دیگر در آینده می­ شود زیرا بیشتر این زنان در بیرون زندان دارای فرزندانی هستند و کسی برای مراقبت از آن‌ها وجود ندارد. 

چکیده مصاحبه: 

- 3 تا 4 درصد زندانیان زن هستند و 64درصد زندانیان زن متأهل هستند و با تأسف بسیار 70درصد آنان زیر 40 سال سن دارند.

- زندان، تاثیر متفاوتی بر زنان نسبت به مردان می گذارد، آن هم وقتی پای کودکان در میان باشد.

- مصالح فردی و اجتماعی کودکان زندانیان زن و وابستگی‌­شان به مادر نیازمند تمهیداتی است که موجبات کاهش آسیب پذیری این کودکان را فراهم آورد.

- طبق تبصره‌ یک ماده‌ ۶۹ آیین نامه‌ اجرایی سازمان زندا‌ن‌ها «محکومان و متهمان زن می‌توانند اطفال خود را تا سن دو سال تمام به همراه خود در زندان داشته باشند.

- حضور کودک در کنار مادر در شرایط غیر استاندارد در زندان می تواند تبعات منفی بر رشد شخصیت و سلامت اجتماعی روانی و جسمانی کودک داشته باشد.

پژوهش خبری صداوسیما: زندان، تاثیر متفاوتی بر زنان نسبت به مردان می گذارد، آن هم وقتی پای کودکان در میان باشد. اما قوانین کیفری در مورد مجرمان زن و مرد تفاوتی قایل نمی شود. این مسئله گرچه به لحاظ حقوقی از نظر عدم تبعیض بین زنان و مردان لازم و مهم است اما آنجا که پای مصالح کودکان زندانیان زنان و وابستگی­‌شان به مادر به میان می آید نیازمند تمهیداتی است که موجبات کاهش اسیب پذیری این کودکان را فراهم آورد.

طبق اعلام خانم الهام فخاری، رییس کمیته اجتماعی شورای شهر تهران: از 21 هزار زندانی که در شهر تهران به سر می‌برند 3درصد زنان و نیم‌ درصد کودکان و نوجوانان هستند. 64درصد زندانیان زن متأهل هستند و 70درصد آنان زیر 40 سال سن دارند.[1]همچنین سازمان زندان‌ها اعلام کرده است که 41درصد زندانیان مرد و 25درصد زندانیان زن در ارتباط با مواد مخدر در حبس به‌سر می‌برند[2] و در مجموع بیشتر جرایم زنان یا در حوزه مواد مخدر است یا اینکه قربانی چک‌های برگشتی شده‌اند. با توجه به محدوده سنی زنان زندانی می توان انتظار داشت که تعداد زیادی از این زنان زندانی دارای فرزند یا باردار باشند. سرنوشت کودکان بی‌­گناهی که مادرشان در زندان به سر می برد چیست ؟ آیا باید به جرم محکومیت مادر از محبت و آغوش امن و همراهی مادر محروم شوند؟ قانون در این باره چه تکلیف کرده است و نقش سازمان‌های مردم نهاد و حمایتگر در این زمینه چگونه است؟

در این خصوص در مصاحبه ای نظر دکتر سید حسن موسوی چلک رئیس انجمن مدکاران اجتماعی ایران را جویا شده‌ایم.

 دکتر سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران : یکی از موضوعاتی که ما در جامعه با آن مواجهیم موضوع ارتکاب جرایم و به تبع آن مجازات‌های زندان  است که برای افراد در نظر گرفته می شود هم برای زنان و هم برای مردان مجازاتهای قانونی یکسان در نظر گرفته می شود. در بین زنان عده ای هستند که فرزندان کوچک دارند که سرپرستی یا مسئولیت نگهداری‌شان قبل از صدور حکم و بعد از آن هم به عهده آنهاست و مشمول این مجازات می‌­شوند و چه بسا در زندان دوره بارداری‌شان را طی می­‌کنند.

چند نکته در اینجا مطرح است :

  • اول این که تعداد کودکان داخل زندان‌ها خیلی بالا نیست و فراوانی خیلی زیادی به نسبت بقیه گروه­‌ها ندارند. و البته چون تعداد زندانیان ثابت نیست و شناور است نمی­‌توان آمار دقیقی از ان به دست داد یعنی به دلیل ورود و خروجی که رخ می‌دهد، نمی‌توان آمار ثابتی ارایه داد.
  • دوم این که بستگی به سن بچه‌­ها حضور مستمر در کنار مادر یا حضور غیر مستمر می‌­تواند مبنای برنامه­‌ریزی قرار بگیرد. آنچه مهم است این­که قطع ارتباط فرزندان با مادر در واقع به صلاح نیست و شرایط باید به گونه‌ای برنامه‌­ریزی شود که ارتباط مستمر باشد چون هم بچه به مادر نیاز دارد و هم مادر به بچه. ما نمی‌­توانیم بگوییم که کسی چون مرتکب جرم شد حس مادری را از او بگیریم و او نباید از حق مادری خودش برخوردار باشد.

پژوهش خبری : رویکرد قانون در برابر مجازات مادران مجرمی که باردارند یا فرزند کوچک دارند چیست؟

دکتر سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران : آنچه مهم است این که در قوانین ما تخفیفی برای این مادران در نظر گرفته نشده است. یعنی اگر کسی مرتکب سرقتی شد که باید به زندان برود فرقی نمی­کند که زن باشد یا مرد و یا بچه داشته باشد یا نداشته باشد و در کشورهای دیگر هم چنین وضعیتی تقریبا وجود دارد. اما طبق تبصره‌ یک ماده‌ ۶۹ آیین نامه‌ اجرایی سازمان زندا‌ن‌ها «محکومان و متهمان زن می‌توانند اطفال خود را تا سن دو سال تمام به همراه خود در زندان داشته باشند. مراکز حرفه‌آموزی و اشتغال می‌توانند در هر موسسه یا زندان نسبت به تفکیک و جداسازی اطفال دو تا شش سال در محل مجزا (مهدکودک) اقدام و یا نسبت به انتقال اطفال موصوف به بهزیستی یا موسسه‌های نگهداری اطفال مبادرت نمایند.»

پژوهش خبری :چرا لازم است  این کودکان تا دو سال در زندان‌ها نگهداری شوند؟

دکتر سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران : لزوم برقراری رابطه‌ امن بین کودک و مادر به ویژه در دوران شیرخوارگی این موضوع را الزامی می کند اما کیفیت این رابطه امن نیز بسیار اهمیت دارد. زیرا کودک به فضای رشد بدون استرس، لوازم آموزشی برای خود و مادر زندانی‌‌اش و امکانات غذایی، بهداشتی و تفریحی مورد نیاز برای رشد متعادل نیاز دارد.

پژوهش خبری :  چه برنامه هایی برای ارتباط مادر و کودک در چنین شرایطی در نظر می گیرند؟

دکتر سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران : برنامه‌­های مختلفی برای ارتباط مادر و کودک در این شرایط در نظر می­‌گیرند. یک جا ممکن است در خود زندان اتاق‌هایی را در نظر بگیرند که مادر و کودک در کنار هم در زندان باشند، نه در بندی که سایر زندانیان زن قرار دارند. خوب طبیعتا بچه هم از این وضعیت آسیب می بیند. کار دیگر این است که بچه­‌ها در جای دیگری نگهداری شوند و در طول روز چندین بار بیاورند در یک فضایی در زندان و یا مادر را بیرون زندان بیاورند تا بچه را ببیند و به بچه شیر بدهد و از بچه مراقبت کند و بخواباند و ..  یا این که در خارج از زندان و نزدیک به آن، جایی را برای این کار در نظر بگیرند. البته همه اینها مستلزم این است که هزینه‌­هایی صرف شود و زیرساخت‌هایی فراهم شود و بخش­هایی برای مراقبت و نگهبانی و تامین امنیت و .. هزینه شود تا دوران محکومیتش را در زندان بگذراند. گرچه بهترین کار این است که تا جایی که می‌­شود به ویژه در مورد زنان، حکم زندان را برای این افراد در نظر نگیریم و تا جایی که حداقل قوانین موجود ما اجازه می­‌دهد از مجازات‌های جایگزین حبس استفاده کنیم.

بخش دیگر این است که بچه­‌ها را در چنین شرایطی به بیرون از زندان منتقل کنیم و اولویت با این باشد که اگر بستگانی دارند به آنها سپرده شوند و اگر بستگانی نبود به بهزیستی سپرده شوند تا آنها را نگهداری کنند و ارتباط مادر با کودک در این مواقع  قطع نشود و در زمان ملاقات یا هرگونه که با زندان توافق می­کنند بچه ها را نزد مادر ببرند.

پژوهش خبری : چطور می­‌توان در این شرایط به این افراد کمک کرد؟

دکتر سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران : باید بتوانیم در گام اول با استفاده از ظرفیت مددکاران اجتماعی برای ایجاد صلح بین شاکی و متشاکی اقدام کنیم و در نهایت اگر قرار است مجازات زندان در نظر گرفته شود با توجه به آنچه در قانون مجازات اسلامی پیش‌­بینی شده با محوریت مددکاران اجتماعی برای استفاده از مجازات جایگزین حبس اقدام شود و اگر به هر دلیل امکان آن فراهم نبود در خود زندان ساختار فیزیکی زندان را به گونه ای طراحی کنند که مادران بتوانند در کنار بچه‌­ها خارج از بندهایی که بقیه زنان زندانی هستند، در کنار مادر نگهداری شوند. آنچه مهم است این که اگر مادر مرتکب جرم و محکومیت شد مصالح کودک نباید قربانی جرم مادر بشود. ما نمی­‌توانیم نسبت به بچه بی­‌تفاوت باشیم. به همین دلیل این روشها را الان در دنیا دارند اجرا می کنند.

پژوهش خبری:در کشورهای توسعه یافته حضور کودک در کنار مادر در زندان چگونه برنامه ریزی شده است؟

دکتر سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران: موضوع حضور کودکان در زندان‌ها و همراه مادران، تنها مختص ایران نیست. «در سایر کشورها هم برای حضور کودک در زندان، حق کودک از برخورداری از محیط سالم، حق مادر در داشتن ارتباط با کودک و نیاز کودک در ایجاد رابطه‌ امن با مادرش، پاسخی علمی داده‌اند و پیامدهای اجتماعی تصمیماتشان را در نظر گرفته‌اند. در کشورهای توسعه یافته «مکان‌های نگهداری کودک و مادر زندانی» محیطی کاملا حفاظت شده و جدا از بخش‌های دیگر زندان است. این فضا‌ها از نظر بهداشت محیطی و غذایی، آموزش و سایر نیازهای کودکان و مادران به طور دقیقی طراحی شده و شرایط رشد سالمی برای کودک فراهم کرده ‌است. حتی در مورد کودکانی که خارج از زندان هستند هم برای برقراری و پایداری رابطه مادر و فرزند مثلا در بعضی کشورها امکان تماس از طریق برنامه اسکایپ برای کودکان در نظر گرفته شده است و یا اینکه برنامه قصه خوانی از طریق ضبط صوت برای کودکان گذاشته می­‌شود.» [3] ما هم چنین تجربه هایی را در ایران داریم که یا بچه در مراکز شبانه روزی بهزیستی نگهداری می شود و یا در یک جاهایی در همان بندها متاسفانه نگهداری می‌­شوند و یک جاهایی هم فضایی کنار بند در نظر می­ گیرند. و بعضی جاها هم اگر تعداد بچه­‌ها بالا باشد یک مهد کوچکی در همان زندان در جایی بیرون از بند برای بچه‌­ها ایجاد می­ کنند و بعد مادر هم با بچه­‌ها ارتباط دارد. به هر حال مهم این است که ببینیم چه شرایطی برای بچه مناسب است و متناسب با آن برای آن مادر مجرم برای گذراندن دوران محکومیتش برنامه‌­ریزی کنیم. در غیر این صورت بودن بچه کنار مادر و در کنار بقیه زندانیان تبعات منفی زیادی برای بچه­‌ها به دنبال خواهد داشت.

پژوهش خبری : نگهداری کودکان در کنار مادر در زندان چه پیامدهایی دارد؟

دکتر سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران : کودکی که باید یک محیط سالم را تجربه کند یک محیط پر از مجرم را تجربه می­کند و بزرگ شدن بچه­‌ها در چنین محیطی اگر نگوییم روی همه بچه­‌ها؛ اما روی اغلب آنها می­‌تواند تاثیرات منفی بگذارد چرا که شخصیت کودک در حال شکل­‌گیری است و  اگر در دوران کودکی محیط ناسلام و شرایط نامناسب و آسیب­‌زایی را تجربه کند طبیعتا احتمال نگرانی ما در مورد آینده این بچه بیشتر می‌­شود. گرچه هرکدام از این محیط‌­ها در داخل زندان هم که باشد، برای بچه اصلا محیط مناسبی نیست و حتی اگر در مراکز شبانه‌­روزی هم نگهداری شود، نسبت این که در درون خانو‌اده نگهداری شوند باز هم محیط مناسبی نیست. ولی آنچه مهم است این که ما باید تلاش کنیم برای این بچه‌­ها بهترین شرایط را فراهم کنیم که کمترین آسیب را ببینند.

در برخی زندان­ها اگر تعداد مادران زیاد باشد می‌­توانند مهد کودکی در همان زندان ایجاد کنند و بنایی بسازند تا بچه ها را در آنجا نگهداری کنند و ارتباط مادر با فرزندان قطع نشود. البته مهد باید یک حداقلی از استانداردها را داشته باشد و اگر این استانداردها رعایت شود نگاه بهزیستی این است که به این مهدها مجوز فعالیت بدهد و کمک کند.

رویکرد قانون در برابر مجازات مادران مجرم چیست؟

پژوهش خبری : نقش سمن­‌ها در حمایت از این کودکان چیست؟

دکتر سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران : اگر قرار باشد مهدکودکی خارج از زندان اقدامی انجام دهد مهد خصوصی است و اینجا بخش غیر دولتی می­‌تواند ایفای نقش کند حتی اگر قرار باشد شهریه را در قالب یارانه یا به هر شکلی مراجع ذیربط تامین کنند. چه انجمن حمایت از زندانیان و چه بهزیستی و یا خیرین در قالب سمن­‌ها می ­توانند در ساخت مهد کودک، تامین هزینه‌­ها و تامین اقلام مورد نیاز کودکان و ..  مشارکت کنند. در مورد کودکانی که نیاز به نگهداری شبانه‌­روزی دارند سیاست بهزیستی این است که مراکز غیردولتی این کار را انجام دهند و بخش عمده‌­ای از کودکانی که در مراکز شبانه‌روزی نگهداری می‌­شوند در بخش غیردولتی هستند. سازمان های مردم نهاد می­‌توانند در قالب این بخش ایفای نقش کنند و نیز می­‌توانند در قالب مسئولیت اجتماعی ایفای نقش کنند. گاهی در ارتباط با حمایت از کودک و گاهی در قالب ایفای مسئولیت اجتماعی برای آزاد کردن آن مادر از زندان کمک کنند و گاهی می­‌توانند در قالب ایجاد صلح بین شاکی و متشاکی ایفای نقش کنند پس نقش سمن‌ها الزاما می‌­تواند نقش مستقیم در این زمینه نباشد.خود انجمن حمایت از خانواده زندانیان تقریبا یک انجمن غیردولتی است که اقدامات خوبی در این زمینه با کمکهای مردمی می­‌تواند انجام دهد.

رویکرد قانون در برابر مجازات مادران مجرم چیست؟

پژوهش خبری : بهترین راهکار در این موارد چیست؟

دکتر سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران: بهترین کار این است که اگر به هر دلیلی قوانین ما اجازه نمی­‌دهد که مادر خارج از محیط زندان نگهداری شود و باید در همان محیط زندان محکومیتش را سپری کند در همان محیط زندان اتاق‌هایی در نظر گرفته شود که مادر و کودک شیرخوار  بتوانند در کنار هم باشند و در آن بند یا سلولی که سایر زندانیان زن هستند نباشند چون این به نفع بچه نیست. برای بچه­‌هایی که شیرخوار نیستند باز هم اگر این امکان فراهم باشد چه بهتر و اگر نشد بچه‌­ها به خارج از زندان منتقل شوند. یک جایی باشد که بچه­‌ها نگهداری شوند و مثل خانه باشد ولی امنیت آن تامین شود و در هرصورت نباید ارتباط مادر و کودک قطع شود. همه راه ها امکان پذیر است. چون تعداد این گروه از زنان خیلی زیاد نیست. بستگی به زندانی که ما داریم یک جایی شرایط ایجاب می­‌کند که سوئیت­‌هایی در کنار زندان داشته باشیم و یک جایی هم تعداد آنقدر بالا نیست که بخواهیم در این بخش سرمایه‌­گذاری کنیم.  اگر تعداد بچه‌­ها زیاد باشد می توان مهد تاسیس کرد و در جایی که تعداد کم باشد مقرون به صرفه نیست که هزینه شود. در هر صورت هدف این است که کمترین آسیب را ببینند. هم بچه به عاطفه و محبت مادر نیاز دارد و مادر هم به ارتباط با بچه نیاز دارد. نباید جرم مادر بچه را از عاطفه مادری دور کند.

کلام آخر

به دلیل شرایط حساس خانم ها نسبت به آقایان و آسیب‌پذیری بیشتر این قشر حضور زنان در زندان منجر به آسیب‌­های دیگر در آینده می­ شود زیرا بیشتر این زنان در بیرون زندان دارای فرزند یا فرزندانی هستند و بسیاری از این کودکان در بیرون از این محیط شرایط امنی ندارند و کسی برای مراقبت از آن‌ها وجود ندارد. به نظر می‌­رسد اولویت باید با اعمال مجازات های جایگزین حبس برای مادران و زنان باردار باشد و در مرحله دوم ایجاد شرایط محیطی در زندان که کودکان بتوانند در محیطی ایمن از لحاظ روحی و روانی در کنار مادر قرار گیرند. مهد زندان اولویت نیست بلکه تفکیک مادران زندانی که فرزند کوچک دارند از سایر زنان زندانی اولویت دارد. در همه این موارد سازمانهای مردم نهاد، انجمن مددکاری اجتماعی و خیریه­‌ها می­توانند نقش موثرتری ایفا کنند اگر سازوکار ایفای نقش آنها تسهیل شود.

پژوهش خبری// پژوهشگر: فریفته هدایتی





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/20
کد خبر: ۶۶۲۵۵۳۵
تاریخ انتشار: ۱۹ مرداد ۱۳۹۷ - ۰۶:۰۰
در گفتگو با باشگاه خبرنگاران جوان مطرح شد؛

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی کشور گفت: مسئله پیشگیری اجتماعی در کشور مغفول مانده و بسیاری از آسیب‌های اجتماعی پیامد این غفلت است.

امر «پیشگیری اجتماعی» در کشور مغفول مانده استسید حسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاری اجتماعی کشور در گفتگو با خبرنگار حوزه رفاه و تعاون گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان؛اظهار داشت: مسئله «پیشگیری اجتماعی» در کشور مغفول مانده و بسیاری از آسیب‌های اجتماعی پیامد این غفلت است.

وی در ادامه تصریح کرد: اگر چه طی سال‌های اخیر برنامه ریزان و مسئولان حوزه اجتماعی سعی بر این دارند تا بیش از گذشته به مقوله «پیشگیری اجتماعی» توجه کنند؛ اما همچنان این امر نیازمند اهمیت بخشیدن بیشتر از طرف دست اندرکاران حوزه اجتماعی است.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی کشور اضافه کرد: باید از ظرفیت‌های موجود در حوزه اجتماعی برای موضوع «پیشگیری اجتماعی» بهره‌مند شد و عمده این ظرفیت ها در حال حاضر در وزارت آموزش و پرورش وجود دارد.

موسوی چلک همچنین تاکید کرد: آموزش و پرورش مناسب ترین و مهمترین بستر برای آموزش مفاهیم مختلف در حوزه اجتماعی به کودکان و نوجوانان به شمار می‌آید و تحقق امر آگاهی بخشی به دانش آموزان مستلزم توجه بیشتر به این مبحث است.

وی اظهار کرد: مسئله «پیشگیری اجتماعی» مخاطبان و گروه‌های مختلفی را در برمی‌گیرد، اما توجه به کودکان و نوجوانان از اهمیت بیشتری برخوردار است و اولویت دادن به این دو گروه، کاهش رشد آسیب‌های اجتماعی را به دنبال خواهد داشت.


بیشتر بخوانید: لزوم آموزش مباحث پیشگیری از اعتیاد به کودکان


رئیس انجمن مددکاری اجتماعی با اشاره به ضرورت در نظر گرفتن آموزش‌های ویژه به کودکان تصریح کرد: آموزش به کودکان برای پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی باید با  توجه به شرایط جامعه و نیاز کودکان ارائه شود و بدون شک فراگیری آموزش های مناسب احتمال گرایش آن ها به جرائم را کاهش می‌دهد.

موسوی چلک تاکید کرد: از دیگر مزیت‌های آموزش به کودکان و نوجوانان در دوره کودکی و نوجوانی می‌توان به رفع جهل و نادانی این دو گروه اشاره کرد و آگاهی بخشی به ویژه در حوزه اعتیاد در امر کاهش گرایش به مصرف موادمخدر، زمینه مصون ماندن آن‌ها از این معضل را فراهم می‌کند.

وی اضافه کرد: وقوع و رشد بسیاری از آسیب‌های اجتماعی به دلیل عدم پردازش برنامه‌ریزان اجتماعی به موضوع پیشگیری است و سیاستگذران اجتماعی باید بیشتر از هر موضوع دیگری به مقوله پیشگیری توجه کنند.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی کشور تصریح کرد: در حوزه مددکاری اجتماعی تاکید ما این است که مددکاران اجتماعی همزمان با  ارائه راهکارهای حل معضلات و توانمندسازی افراد آسیب دیده، توجه ویژه‌ای به امر پیشگیری از آسیب‌ها و معضلات در حوزه‌های مختلف داشته باشند.





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/20
Image result for ‫روز خبرنگار‬‎




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/17
هشت ماه از زلزله در برخی مناطق استان کرمانشاه گذشته است و هنوز خبر‌های ناخوشایندی از این مناطق منتشر می‌شود. فقط در هفته گذشته چهار نفر در مناطق زلزله‌زده کرمانشاه دست به خودکشی زدند.

به گزارش پایگاه خبری تیک (Tik.ir) ؛ زلزله که خانه و کاشانه‌شان را ویران کرد، امید به زندگی در آن‌ها هم زیر تلی از آوار دفن شد. هشت ماه از زلزله در برخی مناطق استان کرمانشاه گذشته است و هنوز خبر‌های ناخوشایندی از این مناطق منتشر می‌شود. فقط در هفته گذشته چهار نفر در مناطق زلزله‌زده کرمانشاه دست به خودکشی زدند؛ پنج جوان که دو نفرشان نجات پیدا کردند و سه نفر دیگر جان خود را از دست دادند؛ موضوعی که کارشناسان آن را پدیده اختلال پس از حادثه دانسته و به همین دلیل حمایت‌های روحی و روانی پس از حادثه را مهم می‌دانند.

ایران و فریاد

جمعه گذشته بود که یک خواهر و برادر به نام ایران و فریاد در روستای بزمیرآباد کرمانشاه اقدام به خودکشی کردند که یکی از آن‌ها جان سالم به در برد. پنج روز پیش از آن نیز مریم با سم و نوشین با شلیک گلوله اقدام به خودکشی کردند که هر دو جان خود را از دست دادند.

«شرق» به دنبال انتشار این اخبار سعی کرد با خانواده این چهار جوان صحبت کند، اما افراد درجه‌یک آن‌ها حاضر به گفتگو نشدند؛ به همین دلیل با دیگر بستگان آن‌ها تماس گرفتیم تا ماجرا را از زبان آن‌ها بشنویم. یکی از بستگاه ایران و فریاد که نخواست نامش فاش شود، به «شرق» گفت: «جمعه گذشته بود که ایران با سم خودکشی کرد. ایران خیلی جوان بود. چهار سال قبل از زلزله پدر و مادرش را از دست داده بود و یک بار هم نامزدیش به هم خورده بود؛ برای همین همیشه برادرهایش او را سرزنش می‌کردند و تقریبا رابطه خوبی با او نداشتند.

قبل از زلزله، شرایط روحی خوبی نداشت و با آمدن زلزله شرایط روحیش بدتر هم شد. بعد از زلزله همش می‌گفت: کاش می‌مردم، زلزله روی او تأثیر گذاشته بود. بعد از زلزله باز هم نامزد کرد، اما نامزدیش به هم خورد. خانه او هم مثل همه ما تخریب شده بود و در کانکس زندگی می‌کرد. اون روز به‌جز ایران و یکی از زن‌داداش‌هاش، همه برای ملاقات به بیمارستان رفته بودند. ایران تو کانکس خودشون داشت خورشت درست می‌کرد و از زن‌داداشش خواست بره تو کانکس خودشون و برنج درست کنه.

بعد از مدتی که از ایران خبری نمی‌شه، زن داداشش میره تو کانکس دنبالش می‌گرده و وقتی می‌بینه نیست، میره تو خونه‌شون که تخریب شده بود و می‌بینه ایران تو یکی از اتاق‌های خونه افتاده و نفس نمی‌کشه. سم خورده بود و مثل اینکه همون لحظه فوت کرده بود. بعد از این‌که خانواده اش از بیمارستان برمی‌گردند و برادر کوچیک‌ترش این صحنه رو می‌بینه، حالش خیلی بد میشه.

برای همین بردنش داخل کانکس و خودشون برگشتن سر صحنه. وقتی برگشتن یکی از بچه‌های فامیل که داخل کانکس بود، اومد گفت: فریاد هرچی قرص تو کانکس بود رو خورد. اینو که گفت: رفتیم داخل کانکس دیدیم نزدیک ۴۰ تا قرص خورده. بردیمش بیمارستان، معده‌ا‌ش را شست‌وشو دادن، بهش سرم وصل کردن و خوشبختانه الان حالش بهتره».

این را که می‌گوید، آه عمیقی می‌کشد و ادامه می‌دهد: «برای ایران مراسم هم نگرفتند و سر خاک به فامیلا گفتند مراسم ندارند و از آن‌ها خواستند برای تسلیت به خونشون نریم. کلا تو این مناطق خیلی رو مسائل خودکشی حساس هستن. برای همین مراسمی براش نگرفتن.

حتی اجازه ندادن مردم برن خونشون. اگر متوجه شوند من هم درباره این موضوع صحبت کردم، برام بد می‌شه». از او درباره شرایط روستا می‌پرسم؛ در پاسخ می‌گوید: «شرایط روستا خیلی بده. اصلا نمی‌شه با کسی دردودل کرد. مردای این روستا خیلی رو زن‌ها حساس هستند، حتی اجازه نمی‌دهند یک مرد به زن‌ها مشاوره بده.

دو روز قبل از اینکه ایران خودکشی کنه، از طرف بهزیستی چندتا مشاور اومدن اینجا از ایران خواهش کردم برای مشاوره بیاد پیششون، اما نیومد. گفت: شاید برادر‌هام از این کار ناراحت بشن. بعد از زلزله مشاور‌های زیادی به صورت خودجوش اومدن اینجا، چندبار هم رفت پیش اونا، اما فایده‌ای نداشت. ایران باید تحت درمان می‌بود، اما مشاور‌ها هم اینجا مستقر نبودند».

به گفته سیدحسن موسوی‌چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی، فشار‌های پس از زلزله مثل ازدست‌دادن بستگان، موقعیت‌های اقتصادی و همه شرایطی که پیش از حادثه داشتند، روی افراد تأثیر می‌گذارد. او دراین‌باره به «شرق» می‌گوید: «اگر افراد مهارت مقابله با مشکلات، استرس و هیجانات را آموزش ندیده باشند، دسترسی آن‌ها به متخصصان و منابع اجتماعی محدود باشد و اطرافیانشان نیز مهارت لازم را در مواجهه با بحران نداشته باشند، آسیب‌پذیری افزایش پیدا می‌کند و اقدام به خودکشی در این شرایط غیرطبیعی نیست.

ناامیدی از خروج از چنین شرایطی، فشار و استرس را در افراد حادثه‌دیده افزایش می‌دهد؛ به همین دلیل این افراد ممکن است دست به رفتار‌هایی مثل خودکشی بزنند و این فقط خاص زلزله کرمانشاه نیست. به همین خاطر افسردگی پس از حادثه همیشه در شرایط بحرانی مطرح می‌شود. زلزله بم هم همین‌طور بود، اما در آن زمان به دلیل نبود شبکه‌های اجتماعی، خیلی این اقدامات رسانه‌ای نمی‌شد.

شاید بتوان گفت: در زلزله کرمانشاه ارائه خدمات روانی به مناطق زلزله‌زده کمی منظم‌تر از بحران‌های پیش از آن بود و همچنان حمایت روانی از زلزله‌زدگان کرمانشاه انجام می‌شود و دستگاه‌ها در آنجا مستقر هستند، اما حجم و گستردگی مشکلات به حدی زیاد است که به نظر من باید میزان این حمایت‌ها هم از نظر کمّی و هم کیفی افزایش پیدا کند و باید استمرار داشته باشد.

متأسفانه در شرایط این‌چنینی، در یک مقطع زمانی همه حضور پیدا می‌کنیم، اما به مرور زمان مسئله را رها می‌کنیم. موضوعی که باید به آن توجه داشت، استمرار این نوع حمایت‌هاست و نباید حمایت را محدود به بازه زمانی کوتاه و مقطعی کنیم. همچنان مددکاران در این مناطق حضور دارند.

از روز اول در این مناطق حضور داشتند و همچنان در منطقه مستقر هستند؛ نه فقط بهزیستی بلکه مددکار‌های ارگان‌های دیگر نیز در منطقه حضور دارند. از روز اول ما کسی را از تهران به منطقه اعزام نکردیم، به این خاطر که با شرایط فرهنگی مردم آنجا آگاه نبودند. به همین دلیل سعی کردیم از استان‌های هم‌جوار به آنجا نیرو اعزام کنیم؛ چون با زبان و فرهنگ مردم آن منطقه آشنا بودند».

شهاب آقاویسی، دهیار روستای بزمیرآباد، نیز در این‌باره به «شرق» می‌گوید: «اطلاعات دقیقی ندارم فقط شنیدم یک خواهر و برادر در روستای ما دست به خودکشی زده‌اند تا حالا کسی درخصوص زلزله خودکشی نکرده و این اولین مورد خودکشی در روستای ما بعد از وقوع زلزله است. فکر می‌کنم این دو جوان در خانواده خودشان مشکلاتی داشتند به همین دلیل دست به چنین اقدامی زده‌اند و خودکشی آن‌ها ارتباطی با زلزله ندارد».

پس از انتشار خبر مرگ این خواهر و برادر، فرماندار سرپل‌ذهاب در رسانه‌ها اعلام کرد وقوع خودکشی در شهرستان ارتباطی با زلزله ندارد و گفت: «خودکشی‌های صورت‌گرفته در شهرستان هیچ‌گونه ارتباطی با زلزله ندارد بنابراین رسانه‌های محلی به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی از شایعه‌پراکنی در این‌باره و ارتباط‌دادن آن به مشکلات زلزله خودداری کنند.

سه مورد خودکشی در دهستان‌های پشت‌تنگ و سرقلعه وجگیران به وقوع پیوسته که یک مورد از آن منجر به فوت شده است. یک خانم جوان به دلیل مشکلات شخصی و خانوادگی در روستای بزمیرآباد از توابع بخش مرکزی شهرستان با استفاده از سموم دفع گیاهان هرز اقدام به خودکشی کرده و جان خود را از دست می‌دهد.

برادر خانمی که در اثر خودکشی فوت کرده نیز با دیدن صحنه خودکشی خواهر خود با استفاده از قرص‌های مختلف اقدام به خودکشی می‌کند که بلافاصله به بیمارستان انتقال یافته و تحت مداوا قرار می‌گیرد و پس از انجام اقدامات پزشکی و احیای موفق و کسب بهبودی با رضایت خود از بیمارستان مرخص می‌شود».

محبت جمالی‌نیا، با بیان اینکه مورد سوم خودکشی در روستای گردنو اتفاق افتاد است، ادامه داد: خانم جوانی در این روستا به خاطر مشکلات شخصی اقدام به خودکشی کرده که به‌موقع ایشان را به بیمارستان انتقال داده و تحت مداوا قرار می‌گیرد و خوشبختانه پزشکان بخش احیا جان این فرد را نجات می‌دهند و هم‌اکنون در بیمارستان شهدا سرپل‌ذهاب تحت مراقبت‌های ویژه قرار دارد. جمالی‌نیا خاطرنشان کرد: این سه مورد خودکشی به‌هیچ‌وجه ارتباطی به زلزله نداشته به‌طوری‌که دو نفر اهل بزمیرآباد در منزل مسکونی بازسازی‌شده خود سکونت داشتند.

مریم و نوشین

مریم و نوشین که با هم دختردایی، دخترعمه بودند نیز پنج روز پیش از این خواهر و برادر اقدام به خودکشی کرده بودند. به گفته یکی از بستگان مریم که نخواست نامی از او آورده شود، مریم بعد از زلزله چند بار دست به خودکشی زده بود، اما خانواده‌اش نجاتش داده بودند، اما آخرین بار قرص برنج خورد و دیگر کسی نتوانست او را نجات دهد.

او در این‌باره به «شرق» می‌گوید: «بعد از زلزله نامزدی مریم به هم خورد. نامزدش بهش گفته بود با شرایطی که پیش اومده، نمی‌تونم باهات ازدواج کنم. پول ندارم، خونه‌ام تخریب شده، بعد هم نامزدیشو به هم زد. نمی‌دونم به این خاطر خودکشی کرده یا نه، اما شرایط روحیش خوب نبود.

نوشین هم بعد از اینکه خبر مرگ مریم رو می‌شنوه با اسلحه خودکشی می‌کنه. نوشین فقط ۱۷ سالش بود تو روستای مصطفی‌بگ زندگی می‌کردند. اینجا، چون نزدیک به مرزه همه تو خونه‌هاشون اسلحه دارند. نوشین هم اسلحه خودشون رو برداشته بود و خودش رو کشت. اون روز کسی خونه نبود مادربزرگش که صدای شلیک می‌شنوه متوجه می‌شه نوشین خودکشی کرده.

به خانواده مریم و نوشین گفتن حق ندارین با کسی مصاحبه کنین برای همین اونا با کسی حرف نمی‌زنن». یک روز پس از انتشار خبر مرگ این دو دختر جوان فرماندار سرپل‌ذهاب این اخبار را کذب دانست و در گفتگو با مهر گفت: «این خبر که در فضای مجازی و برخی رسانه‌ها منتشر شده است، صحت ندارد. در این راستا از نهاد‌های ذی‌ربط در شهرستان سرپل‌ذهاب استعلام گرفته شده که به‌هیچ‌عنوان این خبر تأیید نشد».

به گفته سیدحسن موسوی‌چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، نمی‌توان گفت: اقدام به خودکشی در چنین شرایطی ارتباطی با زلزله ندارد. او در این‌باره می‌گوید: «برخی از حوادث می‌توانند زمینه‌های روانی‌ای که پیش از وقوع حادثه وجود داشته است را تشدید کند تا فرد پس از حادثه دست به چنین اقدام‌هایی بزند.

فردی که دست به خودکشی می‌زند به دلیل یک اتفاق این‌چنینی کاری نمی‌کند، بلکه مجموعه‌ای از عوامل دست به دست هم می‌دهند تا فرد چنین تصمیمی بگیرد. پس از حوادثی مانند زلزله شاهد پدیده اختلال پس از حادثه هستیم که یکی از پیامد‌های آن اقدام به خودکشی است. شاید به همین دلیل است که بحث حمایت‌های روحی و روانی پس از بلایایی مثل زلزله باید جدی گرفته شود».

او در ادامه می‌افزاید: «هرچقدر افراد از پیش مهارت‌های بیشتری داشته و آموزش دیده باشند و توانمندی آن‌ها برای حل بحران بیشتر باشد، طبیعتا در چنین شرایطی کمتر آسیب می‌بینند. مهم‌ترین کار این است که ما بستر را برای حمایت روانی و اجتماعی از این افراد با توجه به شرایط فرهنگی آن‌ها فراهم کنیم و دسترسی آن‌ها به منابع اجتماعی افزایش پیدا کند، خودشان در برنامه‌ها مشارکت داشته باشند و امنیت آن‌ها در این شرایط حفظ شود، افرادی که های‌ریسک‌تر هستند، شناسایی شوند و به‌موقع خدمات لازم را دریافت کنند این‌ها می‌تواند کمک کند کمتر شاهد چنین رفتار‌هایی باشیم».
روزنامه شرق/15 مرداد 97




نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/17

لزوم اجرای نظام چندلایه تامین‌اجتماعی

سیر صعودی قیمت دلارو تورم موضوعی است که این روزها اذهان عمومی را به طرز عجیبی درگیر کرده است. به گونه‌ای که تاثیر آن در زندگی مردم عادی هم به چشم می‌خورد. بالارفتن تورم یا افزایش شدید و مستمر قیمت کالاها و خدمات، آثار مخربی در ابعاد اقتصادی و اجتماعی باقی می‌گذارد. این آثار مخرب علاوه بر مردم عادی اکنون گریبانگیر قشر خاصی در جامعه شده است. قشری که زنان سرپرست خانوار هستند و کوچک‌ترین تنشی در شرایط اقتصادی، زندگی این گروه آسیب‌پذیر را به چالش می‌کشد.Image result for ‫موسوی چلک‬‎

به هر حال آمار بالای زنان سرپرست خانوار واقعیتی است که نمیشود آن را انکار کرد. با توجه به سرشماری که سال 1395 انجام شد، بیش از سه میلیون نفر از زنان کشور عهدهدار تأمین معاش مادی و معنوی خود و اعضای خانوار هستند. به طوری که بخش عمدهای از این زنان سرپرست، تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) و بخش دیگر تحت پوشش سازمان بهزیستی کشور هستند.

این در حالی است که زنان سرپرست خانوار به عنوان پشتوانه طبق قانون مستمری را دریافت میکنند که در حال حاضر بر اساس برنامه ششم مستمریشان تقریبا سه برابر شده، اما برخلاف اینکه این مستمری در جهت حمایت از زنان سرپرست خانوار سه برابر شد، با توجه به تورم و شرایط اقتصادی حال حاضر کشور باید تاکید کرد به قول معروف این آب باریکه پاسخگوی نیاز این افراد نیست.

هرچند مستمری این گروه افزایش داشته، اما تا زمانی که تورم با چنین شدتی روند صعودی را پیش گرفته و هزینه‌ها در حوزه‌های دیگر مدام در حال افزایش باشد، رشد چندانی در جهت رفاه این قشر دیده نخواهد شد. در هر صورت وضعیت فعلی و افزایش آمار زنان سرپرست خانوار ادامه خواهد داشت.

نباید فراموش کرد که دولت هم به تنهایی توانایی تامین منابع لازم برای توانمند‌سازی و خروج این افراد را از چرخه حمایتی ندارد، اما می‌تواند با سیاستگذاری‌های مناسب و اجرای نظام چند لایه تامین اجتماعی شرایطی ایجاد کند که از طریق آن بتوان شاهد حمایت‌های هدفمندتری بود. با اجرای نظام چند لایه تامین اجتماعی افراد نیازمند با توجه به شرایط‌شان حمایت می‌شوند.

لازم به یاد‌آوری است که این نظام تامین اجتماعی چند سال پیش در کمیسیون اجتماعی دولت تصویب شد، اما هنوز به سر انجام نرسیده است.

حسن موسوی چلک

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه جام جم/16 مرداد 97

 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/17

به نام خدایی که در این نزدیکی است

درس آموخته های من از زندگی (4)

 

بعضی روزها در زندگی هر فردی جایگاه خاصی دارند، از جمله این روزها، روز تولد هر فرد است. اول مرداد 1397 شمسی شمع پنجاه سالگی را در حالی فوت کردم که در جمع خانواده‌ام و بهترین عزیزانم بودم که مرا غافلگیر کرده بودند و همچون گذشته من را مدیون محبت خودشان کردند که نمی‌توانم قطره‌ای از دریایی محبت آنان را جبران کنم ولی از خدا بهترین‌ها را برایشان آرزو می‌کنم چون لایقش هستند. یکی ازرویه های هر ساله‌ام در این مناسبت نوشتن گوشه‌ای از درس آموخته‌هایم هست که مدیون فرصت‌هایی هستم  که  جامعه و دوستانم به من دادند. لذا آنها را می‌نویسم تا در زمان‌های دیگر حداقل برای خودم یادآوری باشد:Image result for ‫موسوی چلک‬‎

آموختم که:

·    درس آموخته هایم را قدر بدانم چون آنها را به آسانی به دست نیاوردم. از اشتباهات خودم و نقاط قوت دیگران که هر دو حاصل فرصت‌های فراهم شده برای من بود، درس بگیرم و نشر آنها را وظیفه خودم می‌دانم.

·        قدر دان خوبی‌های دیگران باشم. گرچه اعتراف می کنم در این زمینه کاهلی می‌کنم.

·    همه آنچه که می‌گویم یا انجام می‌دهد درست نیست. من هم مثل هر انسان دیگری اشتباه می‌کنم لذا تلاش می‌کنم اشتباهاتم را بپذیرم و برای اصلاح خودم بیش از پیش تلاش کنم.

·    مردم مهربان کشورم شایسته بهترین خدمت‌ها هستند لذا در این راه حق ندارم « کم فروشی » کنم و فرصت‌ها را از دست بدهم. از خدمت کردن به آنها لذت می‌برم گر چه بر این باورم که شرمنده مردم هستم که آنگونه که شایسته است نتوانستم وظیفه‌ام را انجام دهم.

·        به خودم، اطرافیانم، خانواده‌ام و دوستانم، همکارانم عشق بورزم چرا که اعتقاد دارم:

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر  / یادگاری که در این گنبد دوّار بماندست

·        هیچ موفقیتی بدون تلاش، پشتکار، نظم، برنامه ریزی، جدیت به دست نمی‌آید.

·        نمی‌شود همه چیز را باب میلم تغییر دهم ولی می‌توانستم در این شرایط هم از زندگی لذت ببرم.

·    احترام گذاشتن به حقوق شهروندی در هر جامعه‌ای پشتوانه‌ای بزرگی برای مردم آن جامعه محسوب می‌شود. پس باید این حقوق را بشناسم تا هم از حقوق خودم دفاع کنم و مطالبه‌گر حقوقم باشم و هم با این شناخت در رعایت حقوق دیگران، بکوشم ومطالبه گر باشم.

·        مدیریت زمان در کارها موجب می‌شود تا کارها بموقع و خوب انجام شود چون زمان رفته بر نمی‌گردد.

·    یکی از بهترین لحظات زندگی، زمانی است که با خانواده هستم. هر چقدر بیشتر این لحظه ها را تجربه کنم، برای ایفای نقش‌های اجتماعی دیگر بهتر می‌توانم عمل کنم.

·    والدین (پدر و مادر) جایگزینی ندارند لذا تا می‌توانم باید به آنها احترام بگذارم. رونق زندگی‌ام را بیشتر از آنان می‌گیرم. گرچه مادرم از دنیا رفته است ولی یادش هر روز موتور محرکه زندگی‌ام است.

·    گرچه صداقت حلقه گم شده جامعه امروزی است ولی تمام تلاشم را انجام می‌دهم که در روابطم با دیگران و مردم و در کارها صادق باشم. گرچه صادق بودن هزینه دارد ولی پرداختم، می‌پردازم و در آینده هم خواهم پرداخت.

·        قدرت را در دانایی می‌دانم لذا مطالعه و یاد گرفتن مستمر را سر لوحه زندگی‌ام قرار می‌دهم.

·    برای انجام وظیفه‌ام از هیچ کوشش دریغ نکنم و منتظر پاداش نباشم. رونق زندگی‌ام بهترین پاداشی است که خداوند به من عطا کرده است:

تو بندگی چون گدایان به شرط مزد مکن /  که خواجه خود روش بنده پروری داند

·        حقیقت را بگویم حتی اگر به ضررم باشد. تا کنون خیلی به خاطر بیان حقایق اذیت شدم ولی ناراحت نیستم.

·        مدارا کردن و صبور بودن انسان را به مقصود می‌رساند. مؤلفه‌های اخلاقی تر در جامعه کمرنگ شده است.

·         تخلف ، کم فروشی، تنبلی، فرار از مسئولیت و دروغگویی، فساد و ... را زرنگی قلمداد نکنم.

·        از افراد بد قول و بی تعهد دوری گزینم چون قابل اعتماد نیستند و بسیار خطرناک هستند.

·    در جامعه هر کسی کارهای بیشتری انجام می‌دهد، موفقیتی کسب می‌کند پیش از این که دست‌شان گرفته شود (کمک شوند) پایشان را می‌گیرند (تا حرکت نکنند). اگر با چنین شرایطی مواجه شدم، از تلاش خسته نشوم.

·    هر کاری که انجام می‌دهم از دیگران مشورت کنم. هیچ کسی از مشورت کردن با افراد لایق، ضرر ندیده لذا من هم از مشورت خوب استفاده می‌کنم:

امرهم شوری ز یزدان جلیل   از برای مشورت آمد پدید

·    چون اعتقاد دارم که تجربه دیگران بسیار ارزنده است لذا در برنامه‌های کاری‌ام زمان‌هایی را برای گفت و گو کردن با کسانی اختصاص می‌دهم که دانش و تجربه بیشتری از من دارند و همین جا از همه آنان سپاسگزاری می‌کنم.

·    همیشه مدیون مددکاران اجتماعی ایران هستم که همه گونهبرای من فرصت ایجاد کردند تا خودم را بیشتر بشناسم، حمایتم کردند تا ایده‌هایم را اجرایی کنم، پشتوانه‌ام بودند تا با قدرت بیشتر کار کنم.

·    هیچ جامعه‌ای ساخته نمی‌شود مگر این که در آن جامعه، هر کسی از خودش شروع کنند، نقش هایش را خوب انجام دهد. توسعه کشور با معجزه صورت نمی‌گیرد.

·    امور اجتماعی را رنگ و بوی سیاسی ندهم و هیچ گاه خودم را ابزار سیاسیون نکنم که کاری بس دشوار است ولی باید برای داشتن استقلال در نظر و کارها دشواری این ویژگی را پذیرفت.

·    دیگران را دوست داشته باشم چون با محبت کردن به دیگران برای خودم سرمایه گذاری می‌کنم همانگونه که تا به امروز این سرمایه ها پشتوانه محکمی برای من بودند. این دیگران علاوه بر خانواده‌ام مددکاران اجتماعی، دوستانم، همکارانم، دانشجویانم و ... هستند.

·    اگر توان انجام کاری را ندارم، مسئولیت آن را نپذیرم که این را خیانت به کشورم می‌دانم. بر این اعتقادم که اگر هر کسی سر جای خودش باشد توسعه بهتر اتفاق می‌افتد.

·        قدر انسان‌های بزرگ و خوب را باید دانست تا انسان‌های بزرگ‌تر تربیت شوند.

·    مدیریت و مسئولیت‌های اداری را به عنوان « غنایم » نگاه نکنم که اگر آن را یک غنیمت بدانم و بفکر سوء استفاده فردی باشم، از انسانیت دور می‌شوم.

سید حسن موسوی چلک

مددکار اجتماعی اول مرداد 1397





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/17

خشونت بازتاب اجتماعی جامعه است

اجتماعی /
شناسه خبر: 393046
  خشونت بازتاب اجتماعی جامعه است

یکــی از موضوعاتــی کــه در دهــه اخیــر در ایــران بیشــتر راجــع بــه آن صحبــت می شــود و نگرانــی درمورد آن افزایش یافته اســت، موضوع خشونت اســت.

ایران آنلاین / تاملی بر آمارهای ارائه شده توسط مراجع قضایــی درخصوص میــزان پرونده های مربوط به خشــونت در کشــور نشــان می دهد خشــونت یکی از ســه پرونــده دارای فراوانی بــال در حوزه قضایی کشور است.

لــذا بــه همیــن دلیــل، خشــونت بــه شــکلهای مختلف میبایســت مورد توجه قــرار گیرد. اعم از خشــونتهای اجتماعی خانگی و سایر انواع خشونت از جمله اقدام به خودکشی.
در حــال حاضــر عوامــل مختلفــی باعــث بــروز خشــونت در جامعه میشــود.گرچه نمیتوانیــم بــه یــک عامــل اشــاره کنیــم و مجموعا شــبکه ای از عوامل در پدیده عاملی به نام خشــونت نقش دارند اما برخی از عوامل مهم و کلیدی در این حوزه شامل موارد زیر میشود:
ناکامــی میتواند در حوزههــای مختلف از جمله اقتصادی شــغلی، خانوادگــی، روابط بین فردی و حوزههای مختلف را دربر گیرد.
نکتــه دوم ضعــف در مهارت کنترل خشــم، به عنــوان عامل دیگری اســت کــه در این حوزه میتــوان از آن یاد کرد. به گونــهای که اگر این مهارت در دوران کودکی آموزش داده شــود و به درســتی یاد بگیریم کــه چگونه خشــممان را کنتــرل کنیم، به گونهای که نــه به خود نه به دیگران آســیب برسانیم شاهد خشــونت کمتری در جامعه خواهیم بــود. نکته بعــدی بحث تابآوری اجتماعی اســت، جامعهای که در ً در شــرایط ســخت آن مــردم در ایــن مهارت قویتر باشــند، طبیعتا رفتاری که نشــانه خشونت باشد بروز نخواهند داد.
بحــث دیگــر موضــوع ســرمایه اجتماعــی اســت. جامعــه ای کــه در آن ســرمایه اجتماعــی باال باشــد، کیفیت روابط بین مــردم مطلوب خواهــد بــود، در نتیجــه آســیبهای اجتماعــی و جرایــم کمتــری را شــاهد خواهیم بود که خشــونت خود یکی از مؤلفه های این آســیب اجتماعی یا جرایم محسوب میشود.
نکتــه بعــدی موضــوع نشــاط اجتماعی اســت. جامعهای کــه در آن نشــاط اجتماعی نهادینه شــده باشد، باز هم خشــونت در آن،جایی نخواهد داشــت. همچنیــن باید به موضوع مدارای اجتماعی اشــاره کنید. مدارای اجتماعی به لحنی ساده یعنی تحمل شرایطی که باب میل ما نیســت اما در آن شــرایط ما شــاهد بروز رفتار خشــونتآمیز نخواهیم بود لذا تحمل افراد در این شــرایط آسانتر خواهد بود.
نکته بعدی آثار مدارا در رانندگی است که خود نوعی خشونت است. 17 هــزار فوت ناشــی از تصادف در طول یک ســال بــاز خود میتواند نشــانهای از خشونت باشد به گونهای که مشاهده رفتار خشونتآمیز و عــوارض آن میتوانــد در روحیــه مــردم تأثیر منفی داشــته باشــد.
آنجایی که خشــونت، منجــر به جدایی و منجر بــه معلولیت و منجر به قتل میشــود، باز هم جامعه و خانواده مجبور اســت هزینه آن را پرداخت کند.
در جامعهای که خشــونت وجود داشته باشــد، امنیت روانی نخواهد بــود. نمونــه آن همیــن زورگیرهــا و رعــب و وحشــتی که آنهــا ایجاد ً آرامش و آســایش مردم را میکنند،اســت کــه این معضــل طبیعتــا خواهد گرفت. به همین دلیل انتظار میرود از همه ظرفیتها برای بــاال بردن ســواد اجتماعی مــردم، فراگیر کردن مهــارت تابآوری و مهارت کنترل خشــم، نشــاط اجتماعی و در نهایت ارتقای ســامت روانی و اجتماعی استفاده شود./ روزنامه ایران





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/13

نمایش و نقد فیلم دارکوب با حضور عوامل فیلم و کارشناسان اجتماعی

به گزارش به دخت سومین نشست فرهنگی بانوان شهر تهران “حریر” با نمایش و نقد فیلم سینمایی دارکوب با حضورکارگردان و تهیه کننده فیلم ونیز رییس انجمن مددکاران ایران و رییس گروه مطالعات زنان دانشگاه علامه طباطبایی در منطقه فرهنگی گردشگری عباس آباد برگزار شد.

 ۰

سه شنبه ۹ مرداد ساعت ۱۵ در سالن نمایش باغ کتاب، فیلم سینمایی دارکوب به نمایش درآمد و همراه با آن  نشست تخصصی«بررسی عوامل و پیامدهای اعتیاد زنان» بهره ببریم.

این برنامه کار مشترک مرکز تحقیقات زن و خانواده  و معاونت فرهنگی گردشگری شرکت نوسازی عباس آباد بود که با نمایش فیلم  سینمایی دارکوب آغاز شد.

سپس بهروز شعیبی کارگردان و سید محمود رضوی تهیه کننده  فیلم به توضیح در مورد انگیزه و هدف  ساختن فیلمی در ژانر اجتماعی با محوریت اعتیاد زنان و اهمیت این کار سخن گفتند.

 لزوم توجه سینما به حوزه زن و خانواده  

بهروز شعیبی کارگردان فیلم سینمایی دارکوب در مورد روند ساخت فیلم گفت:

در ابتدا ایده اولیه ساخت فیلم با یک اتفاق شکل گرفت و بعد ما با تحقیقات اولیه و بررسی های میدانی به عمق فاجعه بهتر پی بردیم. به هر حال موضوع اعتیاد موضوعی نیست که بتوان راحت از کنارش گذشت. بنظرم سینمای اجتماعی و همه رسانه های دیگر باید به آُسیب های اجتماعی و بصورت خاص به مسائل حوزه  زن و خانواده  بیشتر توجه کنند و از جمله این مسائل هم مشکلات زنان سرپرست خانواده است. من امیدوارم بعد از این بیشتر بتوانم در این حوزه کارکنم.

شعیبی در پایان سخنانش نمایش و نقد فیلم  در میان کارشناسان و متخصصان علوم اجتماعی را فرصتی مناسب دانست برای تعامل مفید میان سینما و دانشگاه در جهت طرح و بررسی بهترمسائل اجتماعی از طریق سینما.

حضور دغدغه مندانه به قیمت ورشکستگی

سید محمود رضوی تهیه کننده فیلم دارکوب هم ضمن بیان مشکلات ساختن فیلم اجتماعی  اظهار داشت:

در سینمای اجتماعی ساختن فیلم برای طرح مشکل و بیان درد است و این فرق دارد با سیاه نمایی ولی خلط نشدن این دو با هم خیلی سخت است. برای من سینما یک امر کاملا جدی است حتی وقتی که با فرم طنز همراه می شود با این که ممکن است مردم، رسانه ها و بعضی سینماگران آن را بعنوان یک تفریح بشناسند. بهرحال بنظرمن حضور دغدغه مندانه در سینما مهم است حتی به قیمت ورشکستگی که ممکن است در انتظار فیلم هایی از این دست باشد.  البته رسانه ها و خبرنگاران و مشخصا تلویزیون می تواند در جلب توجه مردم به این نوع فیلم خیلی تاثیرگذارباشند.

جامعه نسبت به اعتیاد زنان حساس تر است

نشست با  سخنرانی سید حسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاران ایران ادامه یافت. وی در سخنان خود به تقدیر از فیلم دارکوب بعنوان فیلمی که به موضوع مهم اعتیاد زنان پرداخته است، عنوان کرد:

” در کل جامعه ما نسبت به آسیب های اجتماعی زنان از جمله اعتیاد زنان خیلی حساس تر است و برای همین هم این نوع مسائل خیلی در فیلم ها طرح نمی شود. اما در این فیلم دیدیم که اعتیاد یک زن می تواند  آینده یک خانواده را به صورت همه جانبه به چالش بکشدو مشکلات بی شماری برای او و محیط اجتماعی اش ایجاد کند. فیلم بخوبی  نشان داده که تنها با همدلی و ایجاد انگیزه در این زن می توان او را از ورطه اعتیاد نجات داد. “

تفکر مردسالارانه در مورد مادری

 دکتر محمد تقی کرمی رییس گروه مطالعات زنان دانشگاه علامه طباطبایی هم در سخنانش اشاره کرد:

“غیر از موضوع اعتیاد زنان که موضوع اصلی و روشن فیلم بود، من دو موضوع مهم را در این فیلم توانستم ببینم؛ یکی نقش مردان در ندیده گرفتن زنان آسیب دیده بعنوان مادر و مادرانگی شان  که ناشی از حاکمیت تفکر مردسالارانه در جامعه ماست و دیگری توجه به این که گاهی حق با آدمهای آسیب دیده و ظاهرا بد  فیلم است و حرفهای درست را می توان از زبان آنها شنید. این هم یعنی این که باید از یکسره سفید دیدن یا سیاه دیدن آدمها و قضاوت به این شکل در موردشان پرهیز کرد، این چیزیست که به یک معتاد می تواند فرصت برگشت را بدهد.”

نشست با پرسش و پاسخ حضار و کارشناسان و نقد فیلم از منظر حاضرین پایان گرفت.

/انتهای متن/





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/13
پنجشنبه 11 مرداد 1397 - 03:30:00 | کد مطلب: 412463چاپ
ریشه یابی افزایش خشم در جامعه و راهکار کاهش آن در شرایط کنونی

کاهش خشم از راه پاسخگویی به مطالبات مردم

اجتماع > اجتماعی - محمدصادق خسروی علیا: آمار نزاع در کشور تکان‌دهنده است. کاهش آستانه صبر افراد جامعه ما باعث شده مردم به‌راحتی سر موضوعات پیش پا افتاده و سطحی وارد درگیری لفظی و بعد از آن فیزیکی شوند.

طبق آمار پزشکی قانونی در بهار امسال 146هزار و 499نفر در پی صدمات ناشی از نزاع به مراکز پزشکی قانونی مراجعه کردند که از این تعداد 99هزار و 90نفر مرد و 47هزار و 409نفر زن بودند. با همه این احوالات با شروع فصل تابستان و اوج گرفتن گرما آمار نزاع‌ها نیز دچار تب می‌شود.

براساس آمارهای پزشکی قانونی کشور به‌طور میانگین روزانه ۱۶۰۰ شهروند به‌دلیل نزاع به پزشکی قانونی مراجعه کرده و تشکیل پرونده می‌دهند؛ یعنی هر ساعت حدود ۶۶ نفر با هم درگیر شده که این درگیری منجر به جرح می‌شود. بالا‌بودن تعداد نزاع‌ها یک زنگ خطر جدی است. چندی پیش سردار محمدرضا مقیمی، رئیس پلیس آگاهی ناجا اعلام کرد: «حدود 70درصد نزاع‌های آنی (بدون مقدمه) منجر به قتل با سلاح سرد می‌شوند. قتل به‌خاطر انگیزه‌هایی مثل فحاشی یکی از طرفین، چشم در چشم‌شدن، تصادف 2خودرو، نزاع بر سر قیمت خرید و فروش اجناس و... صورت می‌گیرد.»

با یک حساب سرانگشتی و یک تحلیل آماری ساده مشخص می‌شود که این اواخر اعداد و ارقام نزاع‌ها با تعداد قتل و جنایت‌ها در کشور ارتباط تنگاتنگی پیدا کرده‌اند. کارشناسان در گفت‌وگو با همشهری معتقدند که رفتارهای تنش‌زا ناشی از کاهش آستانه صبر افراد جامعه و کم‌توانی آنها در کنترل خشم به‌ویژه در برخوردهای لحظه‌ای و آنی است؛ لحظات قابل گذشت و غیرجدی که می‌توان به‌راحتی از کنار آنها عبور کرد، اما متأسفانه در برخی موارد نزاع‌ها منجر به جرح و جنایت می‌شوند. در ادامه کارشناسان این حوزه، عوامل بروز خشم و نحوه کنترل آن را بررسی می‌کنند.

  • شادی مولفه‌ای تأثیرگذار در برابر خشم
  • سیدحسن موسوی چلک/ رئیس انجمن مددکاران اجتماعی کشور

تصمیم‌گیری‌ها و سیاستگذاری‌هایی که در عرصه‌های مختلف انجام می‌شود می‌تواند در کاهش و افزایش خشونت و خشم تأثیر‌گذار باشد. حاکمیت، دولت و سیاستگذاران نقش‌هایی دارند که می‌توانند آرامش و فضای امن را برای مردم ایجاد کنند. نکته بعدی که بر می‌گردد به عرصه‌های سیاستگذاری حاکمیت، توجه به حقوق شهروند و رعایت حقوق شهروندی است.توجه به این موضوع در کاهش خشونت کمک می‌کند.عموما ناکامی‌ها منجر به خشونت می‌شود.

اگر به حقوق شهروندی توجه شود و اطمینان نسبت به اجرای صحیح قانون و عدم‌تبعیض، شکل بگیرد، بی‌شک خشونت در رفتار مردم حتی در آن زمانیکه حقوق‌شان مورد تعرض قرار گیرد کمتر نمود بیرونی پیدا می‌کند.عدم‌اطمینان به قانون و احساس تبعیض در میان افراد جامعه باعث بروز رفتار خشونت آمیز می‌شود.

بخش بعدی که در کاهش خشونت فردی و اجتماعی نقش دارد مربوط می‌شود به تعیین‌کننده ها. تعیین کننده‌هایی که می‌تواند خشونت در جامعه را کاهش دهد. شادی و نشاط یکی از این تعیین‌کننده‌هاست. آمارهایی در رابطه با شادی و نشاط در ایران از سوی مراجع بین‌المللی منتشر می‌شود که همیشه ما به آنها انتقاد داریم و می‌گوییم انتشار‌دهندگان این آمار گرایش سیاسی دارند و اعداد و اراقام آن کذب است.

اما از همه اینها گذشته آنچه به‌صورت قاطع می‌توانم بگویم این است که ما ایرانی‌ها آدم‌های خیلی شاد و بانشاطی نیستیم. همین افزایش خشونت نشاندهنده این است که ما کشور شاد و شادابی نداریم. افزایش مصرف الکل، مواد‌مخدر صنعتی و... هم شاخص دیگری است که حاکی از نشاط اندک در کشور است.متأسفانه ما استراتژی مشخصی در سیاستگذاری‌های کلان کشور و درعرصه روابط بین‌فردی برای گسترش و ترویج نشاط اجتماعی نداریم.

خشونت امروز در جامعه زاییده و پیامد بی‌توجهی به نشاط اجتماعی است. منظور از نشاط اجتماعی، شادی‌هایی است که در چهارچوب قوانین تعریف شده اما متأسفانه جامعه ما در این حوزه هم نمره منفی دارد.در بحث تقویت هویت فرهنگی و هویت بومی هم کاری انجام نشده ما برای غم ستاد تشکیل می‌دهیم اما برای شادی و نشاط در جامعه هیچ برنامه‌ای نداریم. یکی ازعوامل مهم کاهش خشونت آموزش رفتارهای فردی است. کنترل خشم و تاب آوری اجتماعی پایین است. تاب آوری اجتماعی موضوعی است که در کوتاه‌مدت قابل آموزش نیست باید از کودکی در محیط خانواده، مدرسه و دانشگاه این رفتارها به افراد آموزش داده شود.





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/13
د خبر: ۶۶۱۵۸۹۲
تاریخ انتشار: ۱۱ مرداد ۱۳۹۷ - ۰۰:۰۵
موسوی چلک در گفتگو با باشگاه خبرنگاران جوان خبر داد

رئیس انجمن مددکاری ایران از تغییر نگرش ساسیتگذاران قضایی در تعیین مجازات جرائم اجتماعی مختلف خبر داد.

تغییر نگرش سیاستگذاران قضائی در تعیین مجازات تخلفات مختلفسید حسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاری اجتماعی کشور در گفتگو با خبرنگار حوزه رفاه و تعاون گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان؛اظهار کرد: در حال حاضر تعیین حبس‌های طولانی مدت و مجازات جایگزین این چنینی برای افرادی که مرتکب کودک آزاری می‌شوند، راه حل مناسبی برای تأدیب مجرمان فوق است.

وی در ادامه تصریح کرد: در برخی از کشورها مانند ایران که قوانین آن‌ها از فرهنگ موجود در جامعه متاثر است، مجازات اعدام نیز برای جرائمی چون برخی از موارد کودک آزاری در نظر گرفته می‌شود.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی کشور خاطرنشان کرد: مردم توقع دارند که با عاملان ارتکاب به جرائم کودک آزاری به سرعت و در نهایت جدیت برخورد شود و  در حال حاضر نیز برخورد مسئولان دستگاه قضایی با این افراد بر اساس قوانین موجود صورت می‌گیرد.

موسوی چلک همچنین یادآور شد: تعیین مجازات اعدام برای جرائمی چون کودک آزاری تاثیری در کاهش میزان ارتکاب این جرم ندارد و در حال حاضر در همه جای دنیا بحث عدالت ترمیمی مطرح است.


بیشتر بخوانید: ارتقای خدمات مددکاری اجتماعی در نظام سلامت


وی اضافه کرد: نوع نگاه کارشناسان و صاحبنظران جرم شناسی به مجازات در خصوص جرائم حوزه اجتماعی در نقاط مختلف دنیا و از جمله در کشور ما تغییر کرده است و در اندک مواردی مجازات اعدام تعیین می‌شود و این امر ماحصل بحث و بررسی کارشناسان و تحقیقات انجام شده در این حوزه است.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی کشور تاکید کرد: تلاش سیاستگذاران حوزه اجتماعی باید در رویکردهایی متمرکز شود که اثربخشی بیشتری در تأدیب متخلفان به دنبال داشته باشد و البته نباید از موضوع پیشگیری در جرائمی چونکودک آزاری غفلت کرد.

موسوی چلک تصریح کرد: اساس کار در حوزه اجتماعی باید بر موضوع پیشگیری از وقوع جرائم و آسیب‌های اجتماعی گذاشته شود و به عقیده کارشناسان حقوقی و قضائی، تأثیر پیشگیری موضوعی غیرقابل انکار است.

انتهای پیام/11 مرداد 97





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/13

ئیس انجمن مددکاری اجتماعی خبر داد

امکان مداخله مددکاران اجتماعی در کودک‌آزاری‌ها بدون حکم قضایی

موسوی چلك

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی با اشاره به تصویب قانون حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان گفت: در این قانون به نقش مددکاران اجتماعی توجه ویژه‌ای شده است به طوری که مددکاران می‌توانند در شرایطی که احتمال بروز خطر برای کودکان وجود دارد بدون حکم قضایی مداخله انجام دهند.

سیدحسن موسوی چلک در گفت‌وگو با ایسنا با بیان اینکه یکی از مهمترین نکاتی که در این لایحه پیش‌بینی و تصویب شده نقش مددکاران اجتماعی است، افزود: براساس این قانون مددکاران اجتماعی می‌توانند در فرایند رسیدگی به وضعیت کودکان در معرض آسیب مداخله انجام دهد و دست آنها در حوزه جمع آوری اطلاعات باز است.

وی با بیان اینکه مددکاران اجتماعی می‌توانند از کلیه افراد مرتبط اطلاع جمع‌آوری کنند، اظهار کرد: این کار باعث می‌شود در مورد کودکان آسیب دیده موضوعات به شکل همه جانبه بررسی و امکان تصمیم‌گیری بهتر فراهم شود.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی تصریح کرد: در ماده ۳۳ این قانون همچنین اجازه داده شده است که مددکاران اجتماعی بتوانند در شرایطی که احتمال بروز خطر برای کودکان وجود دارد بدون حکم قضایی مداخله کنند و به نوعی نقش ضابط داشته باشند. این اتفاق در لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان ظرفیت‌های جدیدی برای مددکاران ایجاد می‌کند.

موسوی چلک اظهار کرد: اگرچه در ابتدا پیش‌بینی شده است که مددکاران با همراهی ضابطان قضایی وارد کار شوند اما اگر تشخیص داده شود که شرایط برای کودکی نامناسب است الزاما نیاز به حکم قضایی نخواهد بود.

وی ضمن تشریح نقش سازمان‌های مردم نهاد در این لایحه نیز گفت: در لایحه اولیه قوه قضاییه این موضوع به شکل شفاف تصریح شده بود برای مثال درمورد وظایف و نقش اورژانس اجتماعی، سازمان‌های مردم نهاد می‌توانستند به شکلی توأم با آنها مداخلاتی انجام دهد.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ادامه داد: اگرچه در لایحه اخیر که به تصویب مجلس رسیده است، به نقش سمن‌ها به شکل مستقیم پرداخته نشده است، اما با این وجود در ماده ۶۶ آیین دادرسی کیفری به سازمان‌های مردم نهاد اجازه داده شده است که مطالبه گر باشد.

موسوی چلک در ادامه اظهار کرد: از سال ۹۲ نیز بیش از ۸۵ درصد از مسئولیت حمایت از کودکان بی سرپرست و بد سرپرست از سوی سازمان بهزیستی به سازمان‌های مردم نهاد واگذار شده است. همچنین بحث آموزش کودکان کار و کودکان خیابانی نیز تا حد زیادی برعهده سازمان‌های غیردولتی گذاشته شده است. به این ترتیب هرچند در این قانون به شکل صریح به نقش سازمان‌های مردم نهاد اشاره نشده است اما این مساله نباید مانع نقش آنها در حوزه مطالبه‌گری و اجرا باشد.

انتهای پیام/ایسنا/اجتماعی/خانواده/12 مرداد 97





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/13
کد خبر: ۲۲۸۴۴۶ | تاریخ : ۱۳۹۷/۵/۹ - شماره: 3664

آب باریکه‌ای که دیگر جوابگو نیست

آرمان – نگین باقری: در این آشفته‌بازار اقتصادی مددجویان سازمان‌های حمایتگر چگونه گذر عمر می‌کنند؟ صرفا زمانی شکاف طبقاتی فاصله بین غنی و فقیر را بیشتر می‌کرد؛ اینک نوسانات ارز، طلا و سکه هم نه تنها اقشار مختلف جامعه را کیش و مات کرده بلکه مستمندان را نیز ناتوان‌تر از پیش ساخته است. این در حالی است که در شرایط موجود مستمری ماهانه‌ ۱۷۰ هزار تومانی هر مددجو خنده‌دار است و چرخ زندگی یک خانواده پرجمعیت زیر پوشش نیز با مستمری ماهانه ۵۰۰ هزار تومان نمی‌چرخد. حسن موسوی‌چلک، رئیس انجمن مددکاران ایران درباره وضعیت کنونی مددجویان در گفت‌وگو با «آرمان» می‌گوید: ما از گذشته اشتباه استراتژیک انجام دادیم، یعنی به سمت حمایت طولانی و مستمر نیازمندان رفتیم که چسبندگی ایجاد کرد. به بیان دیگر از ۳۸ سال قبل افراد نیازمند را تحت پوشش قرار دادیم که امکان بازتوانی‌شان به مراتب بیشتر از حال حاضر بود. مددجویانی که اکنون سنشان به سالمندی رسیده یا از این دوران گذشته ‌است. واقعیت این است که میزان مستمری مددجویان به نوعی آب باریکه‌ است و قطعا نمی‌تواند مشکلات این گروه از جامعه را رفع کند.

با توجه به فشار اقتصادی و وضعیت سخت معیشتی، مددجویان چگونه باید با مستمری‌ پرداختی اندک از پس مخارج زندگی برآیند؟ آیا اقداماتی در دستور کار قرار گرفته است؟

در ابتدا باید بگویم که یکی از وظایف دولت‌ها در همه جوامع توجه به امور افرادی است که نیازمند حمایت هستند. افرادی که از آنها به عنوان افراد نیازمند، فقیر یا دارای نیازهای خاص یاد می‌شود. طبیعتا جامعه ما از این قضیه مستثنی نیست و به همین اساس هم بر مبنای دین اسلام و بسیاری از ادیان الهی دستگیری از نیازمندان در جامعه ما مورد توجه قرار گرفته است، به گونه‌ای که در دو اصل کلیدی 21 و 29 قانون اساسی و در فصل سوم توجه به این افراد سرعت یافته است. وظیفه سازمان بهزیستی کشور به عنوان یکی از بزرگترین سازمان‌های اجتماعی، حمایت از خانواده‌های نیازمند است. ما قوانین دیگری هم در کشور داریم. مانند قانون تامین زنان و کودکان بی‌سرپرست. محور اجرای این قانون هم حمایت از خانواده‌های نیازمند است. وقتی به اساسنامه کمیته امداد امام خمینی(ره) هم نگاه می‌کنیم، می‌بینیم یکی از محورهای اصلی آن حمایت از خانواده‌های نیازمند است که براساس قانون مستمری به آنها پرداخت می‌شود. با این حال در ایران دو سازمان کمیته امداد امام خمینی(ره) و سازمان بهزیستی براساس قانون وظیفه پرداخت مستمری ماهانه را بر عهده دارند که هر سال در قوانین بودجه سالانه کشور مشخص می‌شود، این مستمری‌ها از محل بودجه عمومی دولت تامین می‌شود. براساس قانون برنامه ششم توسعه مستمری سه برابر افزایش یافته است. مستمری برای یک نفر تقریبا 170 هزار تومان و برای پنج نفر و بیشتر چیزی نزدیک به 500 هزار تومان است که تا قبل از سال 96 این مبلغ بسیار کمتر بود، یعنی مستمری یک نفر 53 هزار تومان بود. این در حالی است که براساس قانون تامین زنان و کودکان بی‌سرپرست، باید یک سوم حداقل حقوق کارمندان دولت به عنوان مستمری پرداخت شود که باز هم پرداخت نشد. گرچه کمک‌های موردی محدودی هم توسط سازمان بهزیستی و کمیته امداد امام خمینی(ره) انجام می‌شود، اما با توجه به وضعیت تورمی که وجود دارد و همچنین داستانی که برای ارز و دلار به وجود آمده است، کارآمد نیست.

گرچه مستمری‌ پرداختی مددجویان سه برابر افزایش یافته است، اما عملا در شرایط موجود به نقطه اول بازنگشته‌ایم؟

قطعا همان‌طور است. البته فقط ارزش مستمری نیازمندان کم نشده، بلکه هزینه‌های دیگر زندگی هم به مراتب افزایش چشمگیری پیدا کرده است. بنابراین فشاری که بر این گروه وارد می‌شود، به مراتب بیشتر از افراد عادی خواهد بود. گرچه دولت قصد دارد افراد نیازمند و به اصطلاح پشت نوبتی را زیر پوشش خود درآورد، اما بنده فکر می‌کنم این میزان مستمری که به صورت ماهانه پرداخت می‌شود، به نوعی آب باریکه‌ است که در زندگی نیازمندان جریان دارد و قطعا نمی‌تواند مشکلات این گروه از جامعه را رفع کند.

فلسفه حمایت اجتماعی در راستای توانمندسازی، استقلال خانواده‌های نیازمند و خروج آنها از چرخه حمایت اجتماعی مستمر دولت‌هاست که عملا در حال حاضر تحقق پیدا نخواهد کرد. قطعا در آینده قابل پیش‌بینی است که با هجوم خانواده‌های نیازمند به سمت سازمان‌های اجتماعی مواجه می‌شویم...

بله. چنین مساله‌ای بار مالی دولت را افزایش خواهد داد و اگر دولت نخواهد حمایت کند، طبیعتا نارضایتی در گروه نیازمندان ایجاد می‌شود. حالا در کنار این افراد خانواده‌هایی را در نظر بگیرید که یک فرد معلول یا بیمار خاص هم داشته باشند یا اینکه سرپرستشان به مدت طولانی در زندان است؛ قطعا این خانواده‌ها علاوه بر گرفتاری‌هایی که دارند، مورد حمایت اندکی قرار می‌گیرند. طبیعی است که در چنین شرایطی باید منتظر پیامدهای منفی این میزان حمایت در جامعه باشیم که می‌تواند زمینه نارضایتی و حتی بحران‌های اجتماعی را در جامعه ایجاد کند. شاید تاکیدی که اکنون دولت دارد تا بتواند پشت نوبتی‌ها را افزایش دهد و حمایتی که مجلس کرده بود تا مستمری‌ها را چند برابر کند، به دلیل جلوگیری از پیامدهای اجتماعی ناشی از بالا رفتن هزینه‌های خانواده‌های نیازمند یا اقشار دارای نیازهای خاص است. خانواده‌ای که فرد معلول دارد، با این مستمری راه به جایی نخواهد برد. زنانی که شوهر بیکار و بیمار دارند، با 170 یا 500 هزار تومان مستمری، اتفاقی در زندگی‌شان نمی‌افتد.

با وجود این می‌توان گفت که نظام تامین اجتماعی ما کارآمد نیست...

ما از گذشته اشتباه استراتژیک انجام دادیم، یعنی به سمت حمایت طولانی و مستمر نیازمندان رفتیم که چسبندگی ایجاد کرد. به بیان دیگر از 38 سال قبل افراد نیازمند را زیر پوشش قرار دادیم که امکان بازتوانی‌شان به مراتب بیشتر از حال حاضر بود. مددجویانی که اکنون سنشان به سالمندی رسیده یا از این دوران گذشته ‌است. کمک‌های موردی سازمان‌های اجتماعی هم که غیرمستمر هستند، به گونه‌ای نیست که بتواند نیازهای پایه این گروه از مردم را کاهش دهد. گرچه سعی شد با انجام بیمه سلامت این افراد به نوعی پوشش داده شوند و حمایت‌هایی در حوزه مسکن و... انجام می‌شود، اما واقعیت این است که حجم نیاز این گروه از افراد با توجه به شرایط موجود در جامعه به مراتب بیش از آن چیزی است که امروزه سازمان‌های اجتماعی به آنها مستمری می‌دهند. هر چه ارزش پول ما کاهش پیدا کند، طبیعتا فشاری که بر این گروه وارد می‌شود، فشار کمرشکنی خواهد بود که امیدشان را به بازتوانی، استقلال و خروج از وضعیت موجود کمتر و کم‌رنگ‌تر خواهد کرد. بنابراین یکی از نگرانی‌هایی که وجود دارد، تاثیر تورم و شرایط ناپایدار اقتصادی است که گویی افسارش هم گسیخته شده است. به گونه‌ای که نمی‌توان آن را مدیریت کرد. چنین شرایطی بیشترین تاثیر منفی را بر گروه‌هایی می‌گذارد که هیچ پناهگاهی غیر از مستمری ناچیز ندارند. هر چه تعداد افراد نیازمند بیشتر شود، بخش عمده بودجه دولت را به خودشان اختصاص خواهند داد. از سوی دیگر، باید بپذیریم که مسئولیت اجتماعی بنگاه‌ها و شرکت‌ها در قبال این گروه از افراد آنقدر فراگیر نشده که بتوانند کمبود حمایت دولت را به نوعی جبران کنند.

در احادیث آمده است «از هر دری فقر وارد شود، ایمان از آن در خارج می‌شود.» دیدگاه شما در این‌باره چگونه است؟

قطعا فقر با آسیب‌های اجتماعی و جرایم ارتباط دارد. بنده نمی‌خواهم بگویم الزاما آسیب‌دیدگان اجتماعی و مجرمان فقیرند یا همه فقرا به سمت آسیب‌های اجتماعی و جرایم گرایش پیدا می‌کنند، اما نمی‌توانیم ارتباط بین این دو مقوله را هم نفی کنیم. چندی پیش اعلام شده که در سال گذشته 600 هزار پرونده در حوزه سرقت داشتیم و قطعا کسی سرقت را از روی کنجکاوی و به دلیل تفریح انجام نمی‌دهد. این مساله نشان می‌دهد که نیازمندی در جامعه بیشتر شده است. گرچه معمولا سرقت‌های خرد کمتر ثبت می‌شود، اما اگر آنها را هم به این عدد اضافه کنیم، طبیعتا فراوانی بالایی خواهد داشت. اگر نیم نگاهی به وضعیت مجرمان در زندان‌ها هم داشته باشیم، باز می‌توانیم ارتباط بین فقر، آسیب‌های اجتماعی و جرایم را ببینیم. بی‌دلیل نیست برای اهمیت توجه به نیازمندان به اشکال مختلف حتی پرداخت خمس و زکات به عنوان دو منبع تامین مالی برای حمایت از افراد نیازمند در دین ما پیش‌بینی شده است. این مساله نشان می‌دهد که زخم فقر خیلی عمیق خواهد بود و گاهی اوقات آنقدر عمیق است که نمی‌توان هیچ‌گونه این زخم را ترمیم و مداوا کرد. بخشی از این زخم‌ها می‌توانند خودشان را در قالب جرایم و آسیب‌های اجتماعی نشان ‌دهند. حالا در حوزه آسیب‌شناسی اجتماعی وقتی تکدی‌گری و بی‌خانمانی را بررسی می‌کنیم، به نیازمندی می‌رسیم.

روزنامه آرمان/9 مرداد 97





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/9
شفافیت باید سرلوحه کار دولتمردان باشد 
سید حسن موسوی چلک/ رئیس انجمن مددکاران اجتماعی 
در شرایطی که شاهد ناامیدی مردم در جامعه هستیم نباید انتظار داشته باشیم که مردم برای خروج از این شرایط آنگونه که باید حاضر به مشارکت با دولتمردان بوده و مشارکت پذیر باشند و شرایط سخت را تحمل کنند. امید اجتماعی یکی از مولفه های تاثیر گذار برای اعمال مدیریت هوشمند در جامعه است. 

یکی از محورهای ارزیابی مدیریت در هر کشوری چگونگی وضعیت امید در آن جامعه است. در کشور ما که به دلایل مختلف این مولفه کمرنگ شده برای خروج از این وضعیت چند نکته را باید مدنظر قرار دهیم: نخست آنکه مدیران شایسته و امیدوار را محور کارهایمان قرار دهیم به این معنی که افرادی که مدیریت یک مجموعه یا مسئولیت یک کاری را می پذیرند خود افراد امیدواری باشند. نمونه این موضوع در فوتبال و جام جهانی قابل مشاهده است که آقای کی روش با امیدواری تیم ملی کشورمان را به مسابقات جام جهانی برد یا در حوزه سیاست خارجی دکتر ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان با اقدامات بین المللی و مذاکرات دیپلماتیک امید را در جامعه شکل داد. هم اکنون یکی از چالش هایی که در کشورمان و در برخی بخش ها با آن مواجه هستیم این است که مدیریت ها نه براساس شایسته سالاری بلکه با فشارهای سیاسی و رانت و روابط انتخاب می شوند و همین مسئله خود ناامیدی را در کشور رقم می زند و باعث می شود که بسیاری از نخبگان دچار سرخوردگی شوند. 

موضوع بعدی که به القای حس ناامیدی در جامعه منجر شده نبود شفافیت است، موضوعاتی همچون مفاسد اقتصادی، واگذاری های غیراصولی و بی ثباتی بازارهای مختلف مانند ارز، سکه و... و تخلفاتی از این دست باعث می شوند تا شهروندان دچار ناامیدی شوند. هم اکنون برخوردها با این تخلفات که به بی ثباتی اقتصادی در کشور منجر شده به نظر مردم به گونه ای نبوده که متناسب با جرم و آسیب هایی باشد که به کشور و مردم تحمیل شده است. از سوی دیگر محدود کردن فضای رسانه ها و شبکه های مجازی هم به عدم شفافیت در جامعه دامن زده است. رسانه ها با پیگیری های خود می توانند به عنوان چشم جامعه عمل کنند و فضای شفافیت را در جامعه شکل دهند اما محدودیت های آنها باعث کاهش اعتماد عمومی در جامعه و گرایش مردم به سمت استفاده از فیلترشکن ها و رسانه های خارجی می شود. الان اصحاب رسانه و خبرنگاران در کشور ما چقدر می توانند پیگیر، شفاف گر و مطالبه گر باشند؟ 
موضوع دیگر تبعیض است، این روزها از آقازاده ها و زندگی آنها بیشتر یاد می شود و تفاوت سطح زندگیشان با مردم و هزینه های میلیاردی آنها در شبکه های اجتماعی دائم خبرساز می شود. آیا با تبعیض می توانیم شاهد افزایش امید در جامعه باشیم؟ در سوی دیگر این ماجرا موضوع حقوق شهروندی است؛ آیا وضعیت کشور ما از نظر حقوق شهروندی مطلوب است؟ اگرچه اقداماتی در این حوزه صورت گرفته ولی نتایج آن هنوز برای مردم ملموس نیست. کشور ما دارای پتانسیل های مهمی همچون منابع اقتصادی و نیروی انسانی جوان و ماهر است که برای خروج از شرایط بحرانی می توانیم از این ظرفیت ها به بهترین شکل استفاده کنیم. بهبود شرایط اقتصادی و امنیت سرمایه گذاری به عنوان مهم ترین اولویت هم اکنون باید مدنظر مسئولان برای خروج از بحران ناامیدی باشد. مردم از دولت اقدامات عملی و امیدوار کننده می خواهند و این مسئله هم مستلزم این است که وحدت به معنای واقعی در کشور شکل بگیرد و دولتمردان قاعده سیاسی بازی و سیاسی کاری را بلد باشند تا بتوانند رفاه مردم را تامین کنند. آزادی های مشروع و کم کردن فاصله بین مردم و مدیران و شنیدن صدای مردم توسط مسئولان می تواند کمک کند تا مولفه امید در جامعه افزایش پیدا کند. 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/9
بخشی از مصادیق لایحه «حمایت از حقوق کودکان» در مجلس تصویب شد

چراغ اول روشن شد/ فصل اول لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان تصویب شد

۱۳۹۷/۰۵/۰۴ - ۱۳:۲۳ - کد خبر: 249491
چراغ اول روشن شد/ فصل اول لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان تصویب شد

سلامت نیوز:در جلسه روز گذشته مجلس، نمایندگان مجلس فصل اول لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان شامل مواد ۱‌، ۲ و ۳ را تصویب کردند. بر همین اساس نمایندگان مجلس در مصوبه‌ای مصدایق وضعیت مخاطره‌آمیز برای کودکان و نوجوانان را تعیین کردند که در صورت بروز آن کودکان مستوجب حمایت قانونی می‌شوند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از جهان صنعت ، نمایندگان مجلس در جلسه علنی و در ادامه بررسی جزییات لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان ماده ۳ آن را با ۱۶۳ رای موافق، ۱۳ رای مخالف و ۵ رای ممتنع از مجموع ۲۲۳ نماینده حاضر در مجلس تصویب کردند.

بر این اساس موارد زیر در صورتی‌که طفل یا نوجوان را در معرض بزه‌‌دیدگی یا ورود آسیب به سلامت جسمی، روانی، اجتماعی، اخلاقی، امنیت یا وضعیت آموزشی وی قرار ‌دهد، وضعیت مخاطره‌آمیز محسوب شده و موجب مداخله و حمایت قانونی از طفل و نوجوان می‌شود:

الف) بی‌‏سرپرستی طفل و نوجوان یا بی‌توجهی و سهل‌انگاری در انجام وظایف قانونی نسبت به آنان از سوی هر شخصی که مکلف به آن است.

ب) ابتلای هر یک از والدین، اولیا‌ یا سرپرستان قانونی به بیماری یا اختلال‌های رفتاری، روانی یا شخصیتی یا بیماری‏های جسمی واگیر صعب‏‌العلاج به تشخیص پزشکی قانون.
پ) زندانی شدن هر یک از والدین، اولیا‌ یا سرپرستان قانونی.
ت) ابتلای هریک از والدین، اولیا یا سرپرستان قانونی به اعتیادهای زیان‏‌آور به مواد مخدر، روانگردان یا قمار.
ث) قوادی یا دایر یا اداره کردن مراکز فساد و فحشا توسط هر یک از والدین، اولیا یا سرپرستان قانونی یا اشتهار آنها به فساد اخلاق و فحشا.
ج) خشونت مستمر والدین، اولیا، سرپرستان قانونی یا سایر اعضای خانواده نسبت به یکدیگر.
چ) عدم اقدام برای ثبت واقعه ولادت یا عدم اخذ اسناد سجلی یا هویتی برای طفل یا نوجوان بدون عذر موجه.
ح) بازماندن طفل و نوجوان از تحصیل.

خ) طرد شدن طفل و نوجوان از سوی خانواده.
د) کم‌توانی جسمی یا ذهنی طفل و نوجوان، ابتلای وی به بیماری‌های خاص یا اختلال هویت جنسی.
ذ) نقض قوانین جزایی توسط طفل یا ارتکاب جرم توسط نوجوان یا استفاده از آنها در فعالیت‌های مجرمانه، وارد شدن یا وارد کردن طفل و نوجوان در فعالیت‏هایی نظیر تکدی‏‌گری و قاچاق و همچنین اعتیاد آنان به مواد مخدر، روانگردان یا مشروبات الکلی.
ر) هرگونه وضعیت زیان‌بار ناشی از فقر شدید، آوارگی، پناهندگی، مهاجرت یا بی‌تابعیتی.
ز) فرار مکرر از خانه یا مدرسه و ترک تحصیل از سوی طفل یا نوجوان.
ژ) سوءرفتار نسبت به طفل و نوجوان یا بهره‏‌کشی از او.
جریمه برای خانواده‌هایی که از تحصیل کودکان جلوگیری می‌کنند.
همچنین با تصویب مجلس خانواده‌هایی که به هر نحو از تحصیل کودکان‌شان جلوگیری کنند موظف به پرداخت جریمه نقدی می‌شوند. طبق ماده ۷ لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان را به تصویب رساندند که بر اساس آن هر یک از والدین، اولیا یا سرپرستان قانونی اطفال و نوجوانان، مکلفند موجبات تحصیل آنان را فراهم کنند و در صورت استنکاف با وجود فراهم بودن شرایط برای بار اول ملزم به انجام این تکلیف می‌شوند و برای بار دوم به جزای نقدی درجه هفت و برای مراتب بعدی به جزای نقدی درجه شش محکوم می‌شوند. نمایندگان مجلس با 139 رای موافق به این مصوبه رای دادند.
تکلیف نهادهای ذی‌ربط در جهت حمایت از لایحه
در ادامه تصویب لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان مجلس تکالیفی را برای سازمان بهزیستی، نیروی انتظامی، سازمان زندان‌ها، وزارتخانه‌های کشور، کار، بهداشت، آموزش و پرورش و سازمان صداوسیما در حوزه حمایت از کودکان و نوجوانان تعیین کرد. بر اساس آن دستگاه‌ها و نهادهای زیر، در راستای تحقق اهداف این قانون عهده‌دار وظایف زیر هستند


الف) سازمان بهزیستی کشور مکلف است:
1- با استفاده از مددکاران اجتماعی در قالب فوریت‌های خدمات اجتماعی و با استقرار پایگاه‌های تخصصی در مناطق و محلات شهرها و روستاها با همکاری شهرداری یا دهیاری و نیروی انتظامی نسبت به شناسایی، پذیرش، حمایت، نگهداری و توانمندسازی اطفال و نوجوانان موضوع این قانون و اعلام مراتب به مراجع صالح اقدام کند.


۲- در راستای وظایف قانونی و وظایف مقرر در این قانون از همکاری و مشارکت تمامی دستگاه‌های اجرایی موضوع ماده (۵) قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب ۸/ ۷/ ۱۳۸۶ استفاده کند. دستگاه‌های اجرایی مکلفند در چارچوب وظایف قانونی خود با سازمان مذکور همکاری کنند.
۳- نسبت به اخذ و جمع‌آوری اطلاعات مربوط به وضعیت‌های مخاطره‌آمیز برای اطفال و نوجوانان و انجام اقدامات لازم برای افزایش آگاهی‌های مردم در این زمینه اقدام کند.


ب) نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران از طریق پلیس ویژه اطفال و نوجوانان مکلف است:
1- نسبت به شناسایی اطفال و نوجوانان در وضعیت مخاطره‏‌آمیز در موارد مراجعه یا معرفی آنان به نیروی انتظامی یا مواجه شدن با آنان در حین اجرای وظیفه یا شکایت از آنان، حسب مورد برای معرفی به سازمان بهزیستی کشور یا مراجع قضایی و انجام حمات‏های مورد نیاز بر اساس این قانون یا سایر قوانین مرتبط اقدام کند.


۲- در ماموریت‏های مددکاران اجتماعی و وظایف محوله در اجرای این قانون، حسب تقاضا جهت تامین امنیت آنان و نیز اطفال و نوجوانان موضوع ماموریت، اقدام قانونی لازم را به‌عمل آورد.


۳- وضعیت‌های مخاطره‌آمیز و جرائم علیه اطفال و نوجوانان بزه‌دیده را حسب مورد به مراجع ذی‌صلاح قضایی و سازمان بهزیستی کشور گزارش کند.
پ) سازمان زندان‌ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور مکلف است:
۱- نسبت به نگهداری جداگانه اطفال از نوجوانان و سایر زندانیان اقدام کند.
۲- اطلاعات اطفال و نوجوانانی که در کانون اصلاح و تربیت نگهداری می‌شوند یا مدت مراقبت آنان تمام شده است و نیازمند حمایت هستند، را جهت انجام اقدامات حمایتی به سازمان بهزیستی کشور اعلام کند.
۳- اطفال و نوجوانانی را که پدر یا مادر یا سرپرست قانونی آنان در زندان به سر می‏‌برند، به سازمان بهزیستی کشور معرفی کند تا برابر مقررات طفل یا نوجوان نیازمند را حمایت کند.


ت) وزارت کشور مکلف است:
۱- با همکاری دستگاه‌های ذی‌ربط نسبت به شناسایی اطفال و نوجوانان فاقد اسناد سجلی یا هویتی اعم از اتباع ایرانی و غیرایرانی و حسب مورد معرفی آنان حسب مورد به نهادهای حمایتی، آموزشی، درمانی یا قضایی جهت اقدامات حمایتی اقدام کند.
۲- از طریق سازمان ثبت احوال کشور با همکاری سایر نهادهای مربوط و با در نظر گرفتن اقامتگاه اشخاص و تغییرات آن هر سال حداقل سه‌ماه پیش از آغاز سال تحصیلی جدید اسامی و نشانی اطفال و نوجوانان ایرانی و غیرایرانی را که به سن قانونی تحصیل رسیده‌اند، به تفکیک مناطق به آموزش و پرورش اعلام کند.


ث) وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مکلف است اقدامات زیر را انجام دهد:
۱- نظارت موثر بر اماکن کار جهت پیشگیری و مقابله با آزار یا بهره‌کشی اقتصادی از اطفال یا نوجوانان؛
۲- معرفی اطفال و نوجوانان بزه‌دیده یا در معرض خطر به نهادهای حمایتی و قضایی؛
۳- پوشش بیمه‌ای کامل مشاغل برای نوجوانان بین پانزده تا هجده سال شاغل.
ج) وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مکلف است اقدامات زیر را انجام دهد:
۱- تدوین دستورالعمل‌های بهداشت کار و مراقبت پزشکی برای انطباق شرایط کار نوجوانان با استانداردهای لازم.
۲- پذیرش و درمان فوری اطفال و نوجوانان آسیب‌دیده در تمام مراکز بهداشتی درمانی همراه با ارسال گزارش موارد مشکوک به آزار به مراجع قضایی و بهزیستی.


۳- پوشش کامل بیمه سلامت برای تمام اطفال و نوجوانان ساکن ایران.
چ) وزارت آموزش و پرورش مکلف است اقدامات زیر را انجام دهد:
۱- اعلام موارد عدم ثبت‌نام و موارد مشکوک به ترک تحصیل اطفال و نوجوانان تا پایان دوره متوسطه به سازمان بهزیستی کشور یا دفتر حمایت از اطفال و نوجوانان قوه قضائیه حسب مورد جهت انجام اقدامات لازم.


۲- شناسایی، راهنمایی و معرفی اطفال و نوجوانان موضوع این قانون، به نهادهای حمایتی و قضایی جهت انجام اقدامات حمایتی لازم‌.
۳- انجام اقدامات لازم جهت ثبت نام و پوشش تحصیلی کامل اطفال و نوجوانان موضوع این قانون تا پایان دوره متوسطه.
۴- آموزش مدیران و کارکنان آموزشی و اداری در زمینه حقوق اطفال و نوجوانان.
ح) سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در راستای رسالت خود مبنی بر اطلاع‌رسانی درمورد حقوق اطفال و نوجوانان موظف است اقدامات زیر را انجام دهد:


۱- تولید و پخش برنامه‌های منظم برای بالا بردن سطح اطلاعات عموم مردم در حوزه حقوق اطفال و نوجوانان.
۲- طراحی و ایجاد نظام رده‌های سنی و محتوایی آثار و محصولات صدا و سیما در برنامه‌های مرتبط با اطفال و نوجوانان.
۳- همکاری با سایر نهادها و دستگاه‌های مندرج در این قانون برای تولید آثار و برنامه‌های علمی، آموزشی و فرهنگی جهت تحقق اهداف این قانون.
۴- جلوگیری از تولید، پخش یا تبلیغ هر برنامه‌ یا محصول مضر به سلامت، تربیت، اخلاق‌ یا سایر حقوق اطفال یا نوجوانان.
۵- تدوین و اجرای ضمانت اجراهای اداری و انضباطی برای تهیه‌کنندگان، مجریان و دست‌اندرکاران تولید و پخش برنامه‌های صدا و سیما در راستای اجرای این قانون.


تبصره- آیین‏‌نامه اجرایی این ماده ظرف مدت سه‌ماه از تاریخ لازم‏‌الاجرا‌ شدن این قانون توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و با همکاری سایر دستگاه‌های مرتبط تهیه و به تصویب هیات‌وزیران خواهد رسید.


نقش قابل توجه مددکاران اجتماعی در لایحه 
پس از تصویب این لایحه رییس انجمن مدد‌کاری اجتماعی ایران با ابراز امیدواری از رای مثبت نمایندگان مجلس به کلیات قانون حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان، نقش مددکاران اجتماعی در این قانون را قابل توجه دانست.

سید‌حسن موسوی‌چلک با اشاره به اینکه مجلس در نهایت با کلیات این طرح موافقت کرده است اظهار کرد: اگر چه تصویب این طرح مدت‌ها به طول کشید اما همچنان موثر است. این لایحه از سوی قوه قضاییه پیشنهاد داده شده اما بیشتر از آنکه بر محور قضایی استوار باشد مددکاران اجتماعی محور اجرای آن هستند، به صورتی که اگر مددکاری احساس کند ممکن است خطری کودکی را تهدید کند می‌تواند مداخله انجام دهد و تا مرحله شناسایی تشخیص، حمایت، نگهداری و توانمندسازی کودک یا نوجوان نقش‌آفرینی کند.


در این لایحه پیش‌بینی شده در صورتی که کودک شرایط حضور در دادگاه را نداشته باشد مددکار بتواند بر اجرای حکم نظارت داشته باشد. رسیدگی به وضعیت کودکان اتباع بیگانه، تشخیص هویت و حتی کودکان معارض با قانون نیز در این لایحه پیش‌بینی شده است. همچنین ماده ۶۶ آیین دادرسی جدید پیش‌بینی کرده سازمان‌های مردم‌نهاد بتوانند در حوزه کودکان مطالبه‌گری کنند.


آخرین موضوعی که روز گذشته در صحن علنی مجلس تصویب شد، تشکیل دفتر حمایت از اطفال و نوجوانان در قوه قضاییه بود. بر این اساس نمایندگان مصوب کردند که دفتر حمایت از اطفال و نوجوانان قوه قضاییه به منظور ایجاد زمینه‌های همکاری با سایر نهادها، تهیه گزارش‌های موردی یا ادواری، انجام مطالعات و تحقیقات آماری و اطلاعاتی، پایش و ارزشیابی فعالیت‌های دفاتر استانی و شهرستانی در خصوص اجرای این قانون در قوه ‌قضاییه تشکیل ‏شود.


حالا باید منتظر ماند و دید بعد از تصویب لایحه تغییری در شرایط کودکان صورت خواهد گرفت یا شرایط کودکان هیچ تغییری نمی‌کند و تصویب این لایحه بعد از 7 سال تنها شلوغ‌کاری خبری است. هرچند محمدرضا بادامچیان، نماینده مجلس زیاد به تصویب شدن این لایحه خوشبین نیست و در توئیتر خود اعلام کرده: این لایحه تمام مسایل مربوط به حقوق کودکان را تضمین نمی‌کند. پس از بررسی و تصویب جزییات این لایحه، باید طرح‌ها و لوایح دیگری نیز درباره حقوق کودکان به صحن مجلس بیاید.


سلامت نیوزچراغ اول روشن شد/ فصل اول لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان تصویب شد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/6


( کل صفحات : 158 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی