دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک
14 تیر؛ روز قلم




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/04/15

یادداشت:ما را چه شده است؟ این‌همه خشونت!

سید‌حسن موسوی‌چلک. رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

(روزنامه شرق/15 تیر99)

دکتر سید حسن موسوی چلک: ارائه خدمات مددکاری اجتماعی در حوادث ...

چه بخواهیم، چه نخواهیم، شرایط سختی را در حوزه اجتماعی و ازجمله آسیب‌‌های اجتماعی می‌گذرانیم؛ شرایطی که محصول حدود چند دهه غفلت از آسیب‌‌های اجتماعی در دیگر حوزه‌هاست. ازجمله این شرایط می‌توان به آمارهای مرتبط با خشونت‌های اجتماعی و خانوادگی و... اشاره کرد که در دوران شیوع ویروس کرونا کمی مشهود‌تر شده است؛ نه اینکه محصول این دوران باشد. اخبار خشونت در این چند وقت از قبیل قتل رومینا به‌ دست پدرش، ریحانه عامری به‌ دست پدرش، خودکشی دو جوان با همدیگر در خوزستان که به هم علاقه‌مند بودند، قتل‌های کرمان، کرمانشاه، تهران و... . این حوادث در کشور که هم‌زمان مورد توجه افکار عمومی، مردم، رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و حتی مسئولان قرار گرفته، خود نشان می‌دهد که نباید و اصلا حق نداریم در برابر این شرایط بی‌تفاوت باشیم. درواقع نگران این هستم که دیدن خشونت و اعمال آن عادی‌سازی شود که خیلی خطرناک است. استناد می‌کنم به آمار‌های ارائه‌شده از سوی رئیس سازمان پزشکی قانونی که از وقوع 85‌هزار‌و 420 مورد‌ همسر‌آزاری خبر داده بودند که به ‌طورمیانگین روزانه 232 مورد‌ همسر‌آزاری د‌ر کشور و د‌ر مد‌ت یک‌ سال و در هر ساعت حدود 10 مورد آن رخ د‌اد‌ه است. رشد‌ 12.5 د‌رصد‌ی کودک‌آزاری در مقایسه با سال قبل خبر دیگری بود که منتشر شد. گرچه شما مخاطبان گرامی بهتر از من اشراف دارید که این آمار‌ها با آمار‌های واقعی فاصله دارد؛ چون بسیاری از این موارد ثبت یا گزارش نمی‌شود. اینها مواردی هستند که در سازمان پزشکی قانونی ثبت شده است. مراجعه به آمار‌های اورژانس اجتماعی و مراکز ارائه‌کننده خدمات مددکاری اجتماعی، مشاوره و روان‌شناسی و... خود گویای وخامت حال ما از منظر خشونت خواهد بود. چقدر آمار‌های خشونت‌های جنسی ثبت و گزارش می‌شود؟ چقدر خشونت‌های عاطفی (روانی) و حتی خشونت‌های ناشی از مسامحه یا غفلت، تخریب اموال عمومی و... گزارش می‌شود؟ آمار پرونده‌های قضائی هم نشان می‌دهد که خشونت و ازجمله ضرب‌وجرح در کنار سرقت که من آن را هم از مصادیق خشونت اجتماعی قلمداد می‌کنم، در رتبه‌های بالای فراوانی پرونده‌های قضائی در کشور قرار دارد. تأملی بر این داده‌های خام نشان می‌دهد که این سؤال مطرح شود که واقعا ما را چه شده است؟ این‌همه خشونت یعنی ضعف روابط انسانی حتی بین نزدیک‌ترین کسان‌مان، یعنی اعضای خانواده: پدر، مادر، فرزند، همسر و... یا همسایگان و دوستان و اقوام و همکاران. حتی اخباری مبنی‌ بر خشونت به حیوانات را هم می‌شنویم. این موضوع را که خشونت نتیجه غفلت از حوزه‌های دیگر است، نفی نمی‌کنم؛ موضوعاتی از قبیل کاهش نشاط اجتماعی و فردی، کاهش سرمایه اجتماعی، کاهش قانون‌مداری و احترام به قانون، ضعف اخلاق اجتماعی، ضعف مدارای اجتماعی، ضعف در به‌کارگیری مهارت‌های تاب‌آوری اجتماعی و فردی، اقتصاد ضعیف، افزایش اختلالات روانی و... می‌توانند در کنار تعیین‌کننده‌های دیگر سلامت اجتماعی و روانی، در بروز و ظهور چنین شرایطی تأثیرگذار باشند. وقتی پدر «رومینا» خود جای قانون می‌نشیند و دخترش را می‌کشد؛ یعنی بی‌احترامی به قانون، حتی اگر برای خودش دلایلی داشته باشد که خود را به‌اصطلاح بر حق بداند (از نظر من مورد تأیید نیست). خانه محل آرامش و کانون مهر و دوستی است؛ ولی طبق همین آمار ارائه‌شده و حتی آمار‌های مراکز دیگر می‌بینیم که دیگر این کانون مانند گذشته در همه خانواده‌ها، یک کانون گرم نیست. افراد به‌ جای اینکه مرهمی باشند بر زخم‌هایی که برای اعضای خانواده‌شان ایجاد می‌شود، خود زخمی می‌شوند بر زخم‌های دیگر؛ زخم‌هایی که هرچه عمیق‌تر بشوند، مداوای آنها سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود (بعضی جاها هم غیرممکن می‌شود و عوارض بسیار خطرناکی دارد). وقتی من رفتار پرخاشگرانه‌ای  درباره اطرافیانم و کسانی که با آنها زندگی می‌کنم و سروکار دارم، نشان می‌دهم؛ یعنی دارم این پیام را می‌دهم که خودخواهم، به حقوق و خواسته‌های دیگران بی‌توجه هستم، خود را برتر از شما می‌دانم، رنجاندن دیگران را برای جلوگیری از رنجش خودم عیب نمی‌دانم و...، این در حالی است که لازمه زندگی اجتماعی و خانوادگی، احترام به دیگران و حقوق‌شان، اهمیت‌دادن به نیاز‌های خود و دیگران، صدمه‌نزدن به دیگران، به‌رسمیت‌شناختن و اهمیت‌دادن به افکار، عقاید و احساسات خود و دیگران و... و در یک معنای عام‌تر توجه به اخلاق در تعاملات با دیگران و ترویج روابط انسانی است که شعار سال 2019 و 2020 فدراسیون جهانی مددکاران اجتماعی است.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/04/15

در گفت‌وگو با پانا

موسوی چلک: «خشونت» در حال تبدیل به وجهه مشخص رفتاری در جامعه است

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران: ارتقای سلامت اجتماعی در جامعه وضع مناسبی ندارد

خشونت

تهران (پانا) - رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با تاکید بر ضرورت فراگیری مهارت‌های ارتباطی و اجتماعی در کشور گفت با بررسی آمار پزشکی قانونی مشاهده می‌شود که میزان خشونت‌های اجتماعی و خانوادگی روبه‌ رشد است.

سید حسن موسوی چلک در گفت‌وگو با پانا درباره چرایی افزایش خشونت در کشور اظهار کرد: «منشا هر خشونتی به عوامل متعددی در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد بستگی دارد. برخی خشونت‌ها از جمله خشونت خانگی ممکن است به دلیل مراجعه نکردن افراد در آمار ثبت نشود اما با این وجود، خشونت‌هایی که در دستگاه قضا بررسی و ثبت می‌شوند، شاخص بالایی دارند. آمارهای پزشکی قانونی نیز حاکی از افزایش خشونت‌های فیزیکی در سال 98 است که در برخی موارد به همسر و کودک آزاری، برخی در قالب خودکشی، سرقت و قتل‌های خانوادگی است.»

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران افزود: «همه خشونت‌ها از جمله خشونت‌هایی که دیده نمی‌شود یا خشونت‌هایی که دیده می‌شود از جمله خشونت‌های فیزیکی، بر جامعه تاثیر منفی دارد و بی‌توجهی به خشونت در جامعه و نبود برنامه‌ریزی‌های کوتاه و بلندمدت ممکن است تبعات پرهزینه‌‌ای برای کشور داشته باشد.»

نگرانی از افزایش خشونت در جامعه

وی با اشاره به نقش مردم در پیشگیری از خشونت‌ها اظهار کرد: «نقش مردم در این زمینه قابل توجه و مهم است. فراگیری مهارت‌های ارتباطی و اجتماعی بسیار اهمیت دارد. امروز اتفاق‌هایی همچون قتل‌های خانوادگی که گاهی شاهد آن هستیم فقط نمونه‌هایی از مصادیق خشونت در جامعه است که رسانه‌ای می‌شود و طبق آمار خشونت‌ها در جامعه افزایش پیدا کرده است که جای نگرانی دارد. نه فقط در آمارهای پزشکی قانونی، بلکه بررسی آمارهای مراجع قضایی نیز نشان می‌دهد خشونت یکی از پرونده‌های قضایی با رتبه‌های آماری بالا در کشور ما است و پیشینه این موضوع به بیش از دو دهه قبل باز می‌گردد.»

برخی خشونت‌ها از جمله خشونت خانگی ممکن است به دلیل مراجعه نکردن افراد در آمار ثبت نشود اما با این وجود، خشونت‌هایی که در دستگاه قضا بررسی و ثبت می‌شوند، شاخص بالایی دارند. آمارهای پزشکی قانونی نیز حاکی از افزایش خشونت‌های فیزیکی در سال 98 است که در برخی موارد به همسر و کودک آزاری، برخی در قالب خودکشی، سرقت و قتل‌های خانوادگی است
 
 

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی کشور با اشاره به نقش سیاست‌گذاری در کاهش خشونت گفت: «تصمیم‌گیری و سیاستگذاری‌ درست می‌تواند در کاهش و افزایش خشونت در جامعه تأثیر‌گذار باشد. حاکمیت، دولت و سیاستگذاران نقش‌هایی دارند که می‌توانند آرامش و فضای امن را برای مردم ایجاد کنند.

وی با تاکید بر ایتکه توجه به حقوق شهروندی به کاهش خشونت کمک می‌کند، بیان کرد: «به طور معمول ناکامی‌ها منجر به خشونت می‌شود و اگر به حقوق شهروندی توجه شود و به اجرای صحیح قانون و نبود ‌تبعیض، اطمینان حاصل شود، بدون ‌شک خشونت در رفتار مردم نیز کمتر نمود بیرونی خواهد داشت.»

ارتقای سلامت اجتماعی در جامعه وضع مناسبی ندارد

این مددکار اجتماعی تصریح کرد: «البته توجه به ارتقای سلامت اجتماعی در جامعه وضع مناسبی ندارد که محصول کم توجهی و بی‌توجهی به سلامت روانی و اجتماعی است و همین امر تاب‌آوری روانی و اجتماعی را به حداقل رسانده است. در عین حال باید بپذیریم که مهارت کنترل خشم، روابط بین فردی، روابط موثر، راه‌های مقابله با هیجان و استرس را آنگونه که باید بلد نیستیم و آشنا نبودن به این مهارت‌ها به افزایش خشونت‌ها در جامعه منجر می‌شود.»

موسوی چلک گفت: «خشونت در حال تبدیل به وجهه مشخص رفتاری در جامعه است که این موضوع نگران کننده است و باید برای آن تدابیر لازم اتخاذ شود.»منبع:خبرگزارذی پانا/14 تیر99

اخبار مرتبط




نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/04/14

برقراری روزانه ۳۸۰۰ تماس با اورژانس اجتماعی

مدیرکل دفتر امور آسیب‌دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی گفت: در آمار ۳ ماه نخست امسال، روزانه به صورت میانگین ۳ هزار و ۸۰۰ تماس با اورژانس اجتماعی در سراسر کشور برقرار شده که از این تعداد حدود ۳۰۰ مورد اعزام به محل داشته‌ایم.

به گزارش میزان، «سرازیری منفی‌بافی» و «سربالایی مثبت‌نگری» وضعیتی است که ما امروز دچار آنیم. فضای مجازی نقاط تیره را سریع بزرگ می‌کند و بین مردم دست به دست می‌شود، اما اتفاقات مثبت دیده نمی‌شود. مثل حادثه تلخ رومینا اشرفی که چند روز بر روان اجتماعی جامعه اثر منفی گذاشت، اما جلوگیری روزانه اورژانس اجتماعی از صد‌ها اتفاق تلخ دیده نمی‌شود. برای آنکه این واقعیت را نمایان کنیم به اورژانس ۱۲۳ می‌روم و کنار کارشناس اجتماعی می‌نشینم. تلفن زنگ می‌خورد؛ زنی پشت خط است.

می‌گوید با دستانی لرزان و بغضی که بیخ گلویش گیر کرده، گوشی را برداشته و شماره گرفته؛ چند دقیقه با صدایی که تردید در آن موج می‌زند، شروع به صحبت می‌کند و کمی بعد بغضش به گریه تبدیل می‌شود.

از دردهایش می‌گوید، از اینکه شوهر معتادش دست بزن دارد و هنگام غروب بعد از کشمکش‌های فراوان با کمربند به جانش افتاده و از خانه رفته. از اینکه شب دیگر جان به لبش رسیده بود و قصد خودکشی داشت، اما ترسیده است.

مشاور اورژانس اجتماعی او را به آرامش دعوت می‌کند، از مشکلاتش می‌پرسد و در نهایت متقاعدش می‌کند در اسرع وقت با یک روانشناس یا مشاور از نزدیک صحبت کرده و راهکار‌های مناسبی برای حل مشکلاتش بیابد.

این نمونه‌ای از صد‌ها تماسی است که هر روز از طریق شماره ۱۲۳، سامانه اورژانس اجتماعی بهزیستی کشور برقرار می‌شود و من شنونده آن بودم.

 اورژانس اجتماعی مانع وقایع تلخ

اورژانس اجتماعی سال ۱۳۷۸ برای کمک به موارد کودک‌آزاری، همسرآزاری، سالمندآزاری، فرار، اقدام به خودکشی، کمک به زنان آسیب‌دیده اجتماعی و افرادی که در شرایط بحرانی هستند، توسط سازمان بهزیستی کشور در دفتر امور آسیب‌دیدگان اجتماعی این سازمان تشکیل شد. مرکز اورژانس اجتماعی بهزیستی با هدف مداخله در بحران‌های فردی، خانوادگی و اجتماعی ایجاد شده و خط تلفن اورژانس اجتماعی (١٢٣) و تیم سیار اورژانس اجتماعی (خدمات اجتماعی سیار) و پایگاه اورژانس اجتماعی (پایگاه خدمات اجتماعی) در ۲۴ ساعت شبانه‌روز در شهر‌های مختلف آماده خدمات‌رسانی هستند.

سیدحسن موسوی‌چلک، مؤسس اورژانس اجتماعی در ایران است. او می‌گوید تا قبل از سال ۱۳۷۸ اگر کودکی در کشور مورد آزار قرار می‌گرفت یا در موارد مشابه اجتماعی، پلیس مداخله می‌کرد و در واقع مسیر ورود به چرخه بهزیستی بعد از طی مراحل قضایی بود، اما بعد از ایجاد اورژانس اجتماعی این روند تغییر کرد.

او با بیان اینکه اولین مرکز اورژانس اجتماعی شهریورماه ۷۸ در یزد شروع به کار کرد، می‌گوید: در همان سال چند استان از خدمات اورژانس اجتماعی بهره‌مند شدند و بعد از آن با گسترده شدن فعالیت‌های مراکز فوریت‌های اجتماعی، اکنون این مرکز در بیش از ۳۵۰ شهر کشور فعال است.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با تاکید بر اینکه امکانات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری بتدریج به مرکز فوریت‌های اجتماعی اضافه شد، تصریح می‌کند: سال ۸۳ خط تلفن ۱۲۳ به نام این مرکز به ثبت رسید و حالا به طور میانگین سالانه بیش از یک میلیون نفر از خدمات این سامانه استفاده می‌کنند.

به گفته موسوی، اورژانس اجتماعی با هدف تقویت مداخلات اجتماعی قبل، حین و بعد از مداخلات قضایی و انتظامی‌شکل گرفته است. او می‌گوید: آیین‌نامه فوریت‌های اجتماعی سال ۹۲ در هیأت دولت تصویب و وظایف دستگاه‌های مختلف در آن مشخص شده است.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، به‌موقع بودن، در دسترس بودن و تخصصی بودن را ۳ ویژگی اصلی اورژانس اجتماعی برشمرده و اظهار می‌کند: بر اساس آنچه در مصوبه هیأت وزیران ذکر شده، نحوه پذیرش در اورژانس اجتماعی اساسا به صورت خودمعرف است، اما می‌تواند ارجاعی (از مراجع قضایی و انتظامی، سایر سازمان‌ها و نهاد‌ها و گزارش‌های مردمی) هم باشد؛ خدمات سامانه ۱۲۳ رایگان و شبانه‌روزی است.

موسوی، اورژانس اجتماعی را یک فعالیت اجتماعی دانسته و می‌گوید: ماهیت کار مرکز فوریت‌های اجتماعی بهینه‌بخشی بوده و این بخش نیازمند حمایت ویژه دولت است.

او در بخش دیگری از صحبت‌های خود با بیان اینکه سامانه اورژانس اجتماعی در زمان شیوع بیماری کرونا و دوران قرنطینه، فعالیت قابل توجهی داشته و پاسخگوی تماس‌های زیادی بود، تأکید می‌کند: ما پیش از کرونا تجربه در خانه ماندن، آن هم به این شکل را نداشتیم؛ در این ایام آمار تماس با سامانه ۱۲۳ افزایش قابل توجهی داشت. البته من معتقدم کرونا زمینه خشونت خانگی را بیشتر نکرد، بلکه باعث شد جنبه‌های مختلفی از مشکلات خانوادگی مشهود شود. کرونا نشان داد ما مهارت خانواده بودن و گفتگو کردن در خانواده را بلد نیستیم و بحران کرونا باعث شد تا به ضعف مهارت‌های مختلف در کانون خانواده‌ها پی ببریم.

او با بیان اینکه تجربه نشان داده زمانی که مردم با منابع اجتماعی جدیدی آشنا شوند بیشتر با آن تماس می‌گیرند، خاطرنشان می‌کند: ارسال پیامک و اطلاع‌رسانی درباره سامانه ۱۲۳ یکی از دلایل افزایش آمار تماس‌ها با این سامانه بود.

موسس اورژانس اجتماعی در ایران معتقد است هم مسؤولان و سازمان‌های مرتبط و هم مردم باید شناخت کامل و کافی از خدمات مرکز فوریت‌های اجتماعی داشته باشند و می‌گوید: متاسفانه خدمات اجتماعی جزو دغدغه‌های مردم نیست، برای همین در مواقع بحرانی بیشتر با ۱۱۰ تماس می‌گیرند. به نظر من باید شماره‌های ۱۴۸۰ صدای مشاور، ۰۹۶۲۸ خط ملی اعتیاد و ۱۲۹ مشاوران حقوقی در کنار سایر شماره‌های اضطراری به مردم معرفی شود.

او درباره تاثیر مشاوره به‌موقع در کاهش خشونت‌های اجتماعی مانند قتل رومینا اشرفی و موارد مشابه که منجر به حوادث جبران‌ناپذیری می‌شوند، هم اظهار می‌کند: وقوع چنین اتفاقاتی می‌تواند احساسات جامعه را برانگیخته کند، در حالی که اگر مردم آشنایی کافی با خدمات اجتماعی داشته باشند، با یک تماس از وقوع یک فاجعه پیشگیری می‌شود. باید به این باور برسیم که ما در هر زمینه‌ای استاد نیستم و کمک افراد کارشناس می‌تواند بسیاری از مشکلات را حل کند. مددکار اجتماعی دنبال مقصر نیست، بلکه موثرترین راه‌های ممکن را برای حل مشکلات پیشنهاد می‌کند.

موسوی با تأکید بر اینکه برنامه اورژانس اجتماعی که در ایران نوشته شده جزو کامل‌ترین برنامه‌ها در سطح جهانی است، می‌گوید: این برنامه بسیار جامع و کاربردی است، اما متأسفانه در اجرای آن مشکل داریم. بیشتر همکاران ما در اورژانس اجتماعی، جزو نیرو‌های قراردادی هستند و امنیت شغلی ندارند؛ علاوه بر این باید بپذیریم که کار در محیطی مانند مرکز فوریت‌های اجتماعی به‌مراتب دشواری‌هایی دارد که نادیده گرفته می‌شود و معتقدم کارکنان این مراکز باید شامل قانون سختی کار باشند.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، آموزش را یک اصل اساسی در زمینه مقابله با آسیب‌های اجتماعی عنوان کرده و تاکید می‌کند: دانشگاه‌های ما در این حوزه ضعف قابل توجهی دارند، در حالی که آموزش‌های کاربردی و زیربنایی می‌تواند از بروز ناهنجاری اجتماعی جلوگیری کند.

سال ۹۶ با تکنیک‌های به کار رفته از سوی کارشناسان اورژانس اجتماعی از بیش از ۸ هزار و ۴۰۰ مورد خودکشی پیشگیری شد. سال ۹۷ نیز بالغ بر یک میلیون و ۸۰ هزار تماس تلفنی در حوزه اورژانس اجتماعی گرفته شده است. همچنین تنها در نیمه نخست سال ۹۸ بیشتر از ۱۵ هزار مورد تماس منجر به تشکیل پرونده در اورژانس اجتماعی ثبت شده است و تفاوتی که این اورژانس با دیگر شماره‌های اضطراری دارد این است که فرد پشت خط اورژانس اجتماعی ۱۲۳ فقط اپراتور نیست، بلکه مشاوری است که کار کارشناسی می‌کند.

 روزانه ۳۰۰ اعزام به محل داریم

مدیرکل دفتر امور آسیب‌دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی هم می‌گوید: در آمار ۳ ماه نخست امسال، روزانه به صورت میانگین حدود ۳ هزار و ۸۰۰ تماس با اورژانس اجتماعی در سراسر کشور برقرار شده که از این تعداد حدود ۳۰۰ مورد اعزام به محل داشته‌ایم. محمود علی‌گو با بیان اینکه اورژانس اجتماعی جامعه هدف مشخصی دارد، با تأکید بر همکاری و هم‌افزایی داستگاه‌های اجرایی که در مصوبه سال ۹۲ هیأت وزیران به تصویب رسیده، خاطرنشان می‌کند: بین دستگاه‌های همکار که قانون برای فوریت‌های اجتماعی تعیین کرده، وزارت ارتباطات همکاری قابل توجهی انجام داد؛ با اورژانس ۱۱۵ ارتباط خوبی داریم و مجموعه قوه‌قضائیه به صورت شبانه‌روزی با این مجموعه همکاری می‌کند، با این حال در بخش صدور احکام نیاز به تعامل بیشتری وجود دارد که امور مربوط با سرعت پیگیری شود.

او با بیان اینکه در این حوزه مشکل عمده ما به اداره کل اتباع و مهاجران خارجی مربوط است، اظهار می‌کند: در قانون قید شده تعیین‌تکلیف افراد خارجی فاقد مجوز اقامت، ارجاع‌شده از مرکز با قید فوریت و پذیرش آن‌ها در مراکز مرتبط با اداره کل اتباع و مهاجران خارجی انجام می‌شود، اما در عمل چنین چیزی وجود ندارد که باید رویکرد و سیاست شفاف برای این موضوع تعیین شود.

مدیرکل دفتر امور آسیب‌دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی، آموزش را یکی از اصول اساسی در حوزه اورژانس اجتماعی دانسته و می‌گوید: وزارت علوم، تحقیقات و فناوری رشته‌های مختلفی مثل مددکاری اجتماعی را در سرفصل‌های آموزشی دارد، اما در سال‌های اخیر به این رشته‌ها کمتر توجه شده؛ البته باید بپذیریم آموزش‌ها نباید فقط در قالب دانشگاهی خلاصه شود. ما در حوزه اورژانس اجتماعی به آموزشی‌های تخصصی نیاز داریم.

 سند تحول اورژانس اجتماعی منتظر تصویب هیأت دولت

علی‌گو با تأکید بر اینکه در حال حاضر همکاران ما در اورژانس اجتماعی برنامه تحولی آماده کرده‌اند که نظام ارتقای کارکنان اورژانس بر اساس آموزش‌های تخصصی تعیین می‌شود، خاطرنشان می‌کند: آموزش و امنیت شغلی کارکنان، مبحثی جدی است که از طریق این برنامه پیگیری می‌شود و حتی به دنبال تصویب آن در هیأت وزیران هستیم.

او تصریح می‌کند: اگر موضوع امنیت شغلی و روانی کارکنان اورژانس اجتماعی تأمین نباشد، قطعاً در نوع برخورد با آسیب‌های اجتماعی بازدهی کمتری خواهیم داشت.

علی‌گو معتقد است اورژانس اجتماعی اگر بدرستی در جامعه معرفی شود، تأثیر قابل توجهی در کاهش ناهنجاری‌های اجتماعی خواهد داشت. او می‌گوید: در مواردی مانند اقدام به خودکشی، قتل یا خشونت‌های شدید دیگر؛ قطعا خشونت‌های زمینه‌ای وجود داشته و بتدریج شدیدتر شده است. اگر خشونت‌های ابتدایی گزارش شود، از فاجعه‌های بعدی جلوگیری می‌شود.

مدیرکل دفتر امور آسیب‌دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی با تأکید بر اینکه گزارش‌های مردمی در زمینه مقابله با آسیب‌های اجتماعی موثر هستند، می‌گوید: مردم باید با سامانه ۱۲۳ و کارکرد‌های اورژانس اجتماعی آشنا شوند؛ در این حوزه کم‌کاری و ضعف‌هایی وجود دارد که هم از جانب ما بوده و هم رسانه‌ها. بر اساس آنچه قانون تعیین کرده، رسانه‌ها بویژه صداوسیما وظیفه دارد با رعایت مقررات مربوط، نسبت به تهیه و پخش برنامه‌های مرتبط با خدمات فوریت‌های اجتماعی در شبکه‌های ملی و استانی با هماهنگی سازمان اقدام کند، اما سال‌های گذشته در عمل اقدام قابل توجهی انجام نشده بود. با این حال امسال ۲ برنامه در حوزه اورژانس اجتماعی با صداوسیما در دست تهیه است؛ یکی برنامه شکلات تلخ مربوط به شبکه ۵ و برنامه دیگر برای شبکه ۲ که در حال تصویب است.

او با بیان اینکه تلاش می‌کنیم با همه رسانه‌ها، خبرگزاری‌ها و نشریات تعامل و همکاری مناسبی داشته باشیم، تأکید می‌کند: انتظار داریم رسانه‌ها با رویکرد مورد محور با اورژانس ۱۲۳ برخورد نداشته و همه فعالیت‌ها را پوشش بدهند؛ باید جامعه با برنامه‌ها و اقدامات این مرکز آشنا شوند و معتقدم حتی اگر یک نفر را هم نجات بدهیم به رسالت خود عمل کرده‌ایم.

بر اساس آنچه در این گزارش عنوان شد، تماس با سامانه ۱۲۳ در موارد بحرانی می‌تواند بسیاری از اختلافات خانوادگی و مشکلات اجتماعی را به سرانجام خوبی برساند. اگر مراکز خدمات اجتماعی از جمله اورژانس اجتماعی آنگونه که باید به مردم معرفی شوند، شاید ماجرای تلخ زوج اهل اندیکا برای دختر و پسر جوان دیگری تکرار نشود یا هیچ مادری در سوگ قتل دخترش داغدار نباشد.منبع:خبرگزاری میزان/13 تیر99

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/04/14

یادداشت:کاهش همکاری نتیجه تعارض در تصمیم‌گیری‌هاست

سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

  

 یکی از موضوعاتی که امروز همه دنیا با آن درگیر هستند، مربوط به ویروس کرونا یا همان کووید 19 است که تقریبا بیشتر از پنج ماه است که ما در ایران درگیرش شده‌ایم و قبل از آن چین و بعد از آن سایر کشورها نیز درگیرش شدند. طبیعتا در چنین شرایطی با توجه به ویژگی این ویروس که عمدتا مبتنی بر رعایت بهداشت فردی و بهداشت محیط برای پیشگیری و کنترل این بیماری است، همکاری مسئولان و مردم در این شرایط اجتناب‌ناپذیر است. وقتی بحرانی ایجاد می‌شود، مردم انتظار دارند تصمیم‌گیری‌هایی که مسئولان انجام می‌دهند دغدغه یا نگرانی‌شان را از بین ببرد یا کمتر کند. در شروع بحران کرونا یکی از مشکلات ما مدیریت این بحران بود که از کمبود لوازم شروع شد. گرچه در کوتاه‌مدت این کار انجام شد. با توجه به جایگاهی که ستاد ملی کرونا داشت، طبیعتا هرچه جلوتر آمدیم، این هماهنگی بیشتر شد به‌گونه‌ای که حتی چند ماه هم که مراکز آموزشی و اجتماعی و غیره تعطیل بود، بدون شک همراهی و همکاری مردم در موفقیت کنترل این بیماری تاثیرگذار بود و نمی‌شود به‌راحتی از کنار آن گذشت. چراکه اگر مردم همراهی نمی‌کردند، به مراتب وضعیت بحرانی‌تر بود و ما به جایی نمی‌رسیدیم که تعداد فوتی‌هایمان کم شود. در چنین شرایطی بعد از گذشت دو، سه ماه در نهایت دولت تصمیم گرفت بین حفظ سلامت مردم و رونق کسب و کار، چراکه بخشی از منابع درآمدی دولت هم به همین رونق کسب و کار و مالیات و موضوعات مشابه مرتبط بود، در قالب فاصله‌گذاری هوشمند به‌تدریج شروع به آزاد کردن یکسری فعالیت‌های اقتصادی و فرهنگی و بعد فعالیت‌های ورزشی کند. اما از آن طرف شعار در خانه بمانید، همچنان دارد تکرار می‌شود که تعارضی در تصمیم‌گیری‌هاست. اگر در خانه ماندن، استراتژی اساسی و اصلی برای حفظ سلامت مردم هست پس باز کردن اماکن عمومی چیست؟ ممکن است دولت بگوید به خاطر رونق و کسب و کار مجبور به انجام این کار شده است اما مردم اگر مراعات نکنند، خودشان باید تاوان پس دهند. این به نوعی خالی کردن پشت مردم است. مهم این است که مردم در بحران‌ها انتظار دارند دولت کنارشان باشد. همانطور که مردم در بحران‌ها و شرایط مختلف کنار دولت‌ها هستند و فقط مربوط به جامعه ما نیست و در تمام جوامع این موضوع وجود دارد. لذا وقتی می‌گویند تهران 10 تا 15 درصد پروتکل‌ها را رعایت می‌کنند و 12 استان مجددا به وضعیت قرمز برگشته‌اند، نشان می‌دهد که مردم در این مرحله دچار یک تعارض و تضاد شده‌اند بین آنچه استراتژی در خانه ماندن هست و تصمیماتی که دولت برای بازگشایی بسیاری از فعالیت‌ها از جمله فعالیت‌های ورزشی و بازار و ادارات گرفته است. قبل از کرونا هم موضوع دهک‌های پایین و فقر، موضوع جدی کشور ما بود. حالا که این موضوع چند ماه طول کشید در عمل فشارهایی که به مردم برای تامین معیشت‌شان وارد شده و اگر تصمیماتی را که ستاد ملی کرونا می‌گیرد قبول دارند، اما در عمل پایبندی به آن دشوار است و رفتار امروز برخی شهروندان نشان‌دهنده همین است.منبع: روزنامه آرمان/14 تیر 99

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/04/14

همراهی بی‌قید و شرط شهروندان، راه خروج از کرونا

همراهی بی‌قید و شرط شهروندان، راه خروج از کرونا

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران راه حل جلوگیری از شیوع بیشتر کرونا را همراهی بی‌قید و شرط شهروندان در رعایت نکات بهداشتی دانست.

سیدحسن موسوی چلک در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان این که بیماری کرونا تقریبا همه کشورهای دنیا را گرفته است و همه هم در تلاش هستند تا آن را مدیریت کنند و تجاربشان را به اشتراک بگذارند، گفت: با توجه به شیوه پیشگیری از ابتلا به این بیماری که مبتنی بر رعایت بهداشت فردی و بهداشت محیط است، چاره‌ای جز اینکه مردم در این شرایط برای مدیریت این بحران پر رنگ‌تر از همیشه ایفای نقش کنند، وجود ندارد.

وی افزود: البته این به منزله بی‌تفاوتی مسئولان و مطالبه‌گر نبودن آنها نیست، اما واقعیت این است که تجربه چندماه نشان داد دنیا در برابر این ویروس فلج شده است.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با بیان اینکه حتی کشورهایی که منبع تولید علم هستند نیز در برابر این بیماری فلج شده‌اند، اظهار کرد: مردم دو راه دارند یکی اینکه با بی خیالی منتظر اتفاقات باشند که دود این مساله به چشم خودشان می‌رود، عوارض متعدد مشکلات اقتصادی ناشی از این ویروس به مشکلات اقتصادی پیشنین اضافه می‌شود و همه اجزای زندگی مردم را تحت الشعاع قرار می‌دهد؛ راه دیگر این است که در کنار نارضایتی از شرایط مختلف مردم برای خودشان هم که شده همکاری کنند و پروتکل‌ها را تاجایی که امکان دارد رعایت کنند تا از انتشار این ویروس و هزینه‌های مادی و انسانی کاسته شود.

موسوی چلک با اشاره به اینکه عباراتی از این دست که «کرونا تمام شده است» به بحرانی‌تر شدن شرایط منجر می‌شود، تصریح کرد: مردم باید به مسئولان مرتبط در حوزه وزارت بهداشت و ستاد کرونا اعتماد کنند. این بیماری در حال حاضر تمام گروه های سنی را در برگرفته و روند افزایشی آن نگرانی‌ها را بیشتر کرده است.

وی با بیان اینکه باید تلاش کرد تا شرایط تحت کنترل در بیاید، اظهار کرد: چرا که هزینه‌های ناشی از این بیماری صرفا اقتصادی نیستند، بلکه بخشی از آنها روانی هستند. یا باید بپذیریم این هزینه‌ها را پرداخت کنیم یا اینکه با هم همراه شویم و موضوع بیماری را مدیریت کنیم.

به گفته رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، تاثیر کرونا بر خانواده‌ها نیز درصورت استمرار بیشتر خود را نشان خواهد داد چراکه بخشی از این تاثیرات این است که به دنبال شرایط نامناسب اقتصادی پیشین هرچه با شیوع بیماری محدودیتهای بیشتری اعمال شود، طبیعتا مشکلات اقتصادی مردم بیشتر شده و عوارض آن صرفا اقتصادی نخواهد ماند بلکه می‌تواند تبدیل به عوارض اجتماعی، سیاسی و امنیتی شود.منبع: ایسنا/12 تیر99





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/04/12

مسوولیت آموزش و پرورش در قبال زندگی خارج از مدرسه دانش‌آموزان چیست؟

زنگ آخر

زهرا چوپانكاره

روزی كه تصویر چهره خاموش و یخ‌زده فرهاد رسید و بعد روزی كه تصویر خندان رومینا با كلمه داس و پدر همنشین شد، مخاطبان خبر مرگ دو نوجوانی را خواندند در سن دانش‌آموزی، نوجوانانی كه به جای نیمكت‌های مدرسه وارد بازی دیگری شدند؛ یكی قربانی كار كودك شد و فقر، یكی دیگر قربانی كودك‌آزاری یك مرد بالغ و بعد خشونت و دختركشی پدر. در این میان كه پلیس و امدادگران و خانواده‌ها و همسایه‌ها و دادستانی و رسانه‌ها مشغول شرح ماجراها و چرایی و ذكر مصیبت بودند، خبری از آموزش و پرورش نبود. فرهاد و رومینا دو نفر از میلیون‌ها دانش‌آموز این كشور بودند كه خارج از دیوارهای مدرسه دیگر خودشان می‌دانند و خانواده‌شان و وضعیتی كه در آن به دنیا آمده‌اند. اما این سكوت آموزش و پرورش سبب نمی‌شود كه نپرسیم چطور می‌شود كودكی در سن دانش‌آموزی درگیر آسیب‌های جدی اجتماعی شود و «خانه دوم» نداند و نبیند و به جای آنها از دیگران كمك نخواهد؟ آیا وظیفه این نهاد با نزدیك به 14 میلیون دانش‌آموز كه در سراسر كشور دامن گسترده است تنها در میان دیوارهای مدرسه‌ها محدود می‌شود؟ زنگ آخر كه می‌خورد زندگی دانش‌آموزان تمام می‌شود تا مراسم صبح‌گاه فردا؟ محمدرضا نیك‌نژاد، معلم و سیدحسن موسوی‌چلك، رییس انجمن مددكاران اجتماعی ایران به این سوالات پاسخ داده‌اند. هر دو نفر توضیح می‌دهند كه چرا به نظر آنها این وزارتخانه نمی‌تواند از زیر بار حوادث خارج از مدرسه شانه خالی كند

محمدرضا نیك‌نژاد، معلم است و كنشگر صنفی. در این سال‌ها مطالعاتی در حوزه نهاد مدرسه در ایران و سایر كشورها داشته و بر همان اساس است كه می‌گوید وقتی در مورد وظیفه مدرسه درقبال زندگی خارج از كلاس درس دانش‌آموزان حرف می‌زنیم باید ببینیم در مورد چه نوع مدرسه‌ای حرف می‌زنیم: «در سراسر جهان به لحاظ كاركردی، طیفی گسترده از مدارس داریم. مثلا در كشورهایی مانند كشورهای اسكاندیناوی یك نوع مدرسه داریم كه در واقع نهادهای محله‌ای محسوب می‌شوند، یعنی اصلا مدرسه روز تعطیل و غیرتعطیل ندارد. در این كشورها شكل خاصی از مدرسه هست كه به چشم یك نهاد فرهنگی و اجتماعی به آن نگاه می‌شود. این یعنی علاوه بر اینكه بچه‌ها آنجا هستند و خانواده‌ها خارج از زمان مدرسه هم در آنها رفت‌‌وآمد دارند. در ژاپن هم چنین مدارسی هستند. كتابی از دكتر سركار آرانی می‌خواندم كه نوشته بود مدارس در ژاپن جزو مستحكم‌ترین ساختمان‌ها در برابر زلزله هستند. یعنی در حوادث طبیعی تبدیل به محل تجمع خانواده‌ها می‌شوند. غیر از آن هم فعالیت‌های اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی هم در این مدارس شكل می‌گیرند كه خانواده‌ها هم به آنها ورود پیدا می‌كنند و در كنار فرزندان‌شان هستند. بچه‌ها هم خارج از زمان مدرسه می‌توانند بروند مثلا فوتبال بازی كنند و از سالن موسیقی استفاده كنند. ما اصلا تصوری از این‌گونه مدارس در كشورمان نداریم.» از اینجاست كه او مساله آسیب‌های اجتماعی را مطرح می‌كند چون مدرسه‌ای كه به آن كاركرد موردنظر در صحبت‌هایش رسیده، نمی‌تواند خودش را از اتفاقاتی كه برای كودكان و نوجوانان می‌افتد و آسیب‌هایی می‌بینند، جدا بداند: «اگر كشور خودمان را هم درنظر بگیریم، اگر چند تا نهاد را درنظر بگیریم كه باید به چنین وضعیت‌هایی رسیدگی كنند، آموزش و پرورش قطعا در كنار نهادهایی مثل بهزیستی قرار می‌گیرد كه باید آسیب‌های اجتماعی را پیگیری كنند؛ چه به لحاظ آماری و چه به لحاظ ارتباطی كه با دانش‌آموزان دارند. یعنی آموزش و پرورش وظیفه دارد كه در این مواقع وارد شود، اظهارنظر كند و حتی بابت اتفاقاتی كه رخ می‌دهد معذرت‌خواهی كند. در كل جهان هیچ سیستمی به گستردگی آموزش و پرورش نداریم. برای همین است كه كاركردهای بسیار زیادی را می‌توانیم برای مدرسه درنظر بگیریم، ازجمله رسیدگی به آسیب‌های اجتماعی.» 


باتوجه به این شناخت و داشتن آمار و البته برخورد معلمان با دانش‌آموزان است كه نیك‌نژاد معتقد است كه آموزش و پرورش نمی‌تواند سهمی از پیشگیری و مقابله با آسیب‌های خارج از محیط مدرسه نداشته باشد: «منِ معلم سر كلاس می‌فهمم كه دانش‌آموزانم ممكن است درگیر چه مشكلاتی باشند. من دانش‌آموز معتاد در كلاسم داشته‌ام، دانش‌آموزی كه صبحانه نمی‌خورده، دانش‌آموزی كه شب‌كار بوده و بعد خودش را به مدرسه می‌رسانده، می‌خواهم بگویم محل شناسایی آسیب‌های اجتماعی، مدرسه است و اگر یك روز دانش‌آموزی مدرسه نیامد باید مدرسه پیگیر باشد. الان در همه مدارس دولتی و غیردولتی سریع نیامدن بچه‌ها را پیگیری می‌كنند و این موضوع به نسبت زمانی كه ما دانش‌آموز بودیم خیلی بیشتر باب شده. حالا وقتی مدرسه تا این حد درگیر مسائل بچه‌هاست چطور می‌شود كه آموزش و پرورش خودش را كنار بكشد؟»


مدرسه البته به صورت عمومی به عنوان آن نهاد اجتماعی با كاركردهای فراوانی كه به گفته او در برخی كشورها رسمیت دارد، در كشور ما شناخته نمی‌شود. از قضا این یكی از نكاتی است كه قرار بوده محل توجه مسوولان آموزش و پرورش قرار بگیرد، چراكه به گفته این معلم مدرسه در سند تحول بنیادین به عنوان یك مركز فرهنگی تعریف شده است، همان اتفاقی كه در كشورهای اسكاندیناوی شكل گرفته است و مرحله به مرحله قوی‌تر می‌شود. نیك‌نژاد توضیح می‌دهد: «وقتی در سند تحول بنیادین این موضوع آمده است و مدرسه نهادی است كه به صورت مستقیم با دانش‌آموزان ارتباط دارد و با واسطه آنها می‌تواند با خانواده‌ها دیدار كند، وزیر نمی‌تواند خودش را پنهان كند


نیك‌نژاد، از امضاكنندگان همان بیانیه‌ای كه پس از قتل رومینای اشرفی، سكوت آموزش و پرورش را زیر سوال برد: «مسوولان آموزش و پرورش بهتر است به این نكته توجه كنند كه شانه خالی كردن از مسوولیت خود در رخدادها و فاجعه‌های اجتماعی و بی‌توجهی به نقشی كه خواسته یا ناخواسته در آنها ایفا می‌كنند باعث از بین رفتن اتفاق‌های تلخ و جانگدازی همچون قتل رومینا نمی‌شود بلكه برعكس، نپذیرفتن مسوولیت به رشد بیشتر این نابهنجاری‌ها در نهان و آشكار كمك می‌كند. گام نخست برای بهبودی اوضاع، پذیرش مسوولیت است. ما نهادهای سیاستگذار و مسوول در آموزش و پرورش، ازجمله شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی آموزش و پرورش و وزارت آموزش و پرورش را دعوت به برخورد اخلاقی و مسوولانه می‌كنیم و انتظار انجام كارهای عملی و موثر در جهت جلوگیری از روی دادن دیگر بار چنین فاجعه‌هایی را داریم.» او می‌گوید كه در ساختار درست درسی باید مشاورانی در كنار دانش‌آموزان حضور داشته باشند تا بتوانند به اتفاقاتی كه در زندگی روزمره آنها رخ می‌دهد و ممكن است آنها را در معرض خطر قرار بدهد، واقف باشند: «ما در مدارس كشورهای پیش‌رو پرستار مدرسه داریم كه اگر در مدرسه اتفاقی افتاد حاضر باشد و غیر از آن هم مسائل جسمی و حتی جنسی دانش‌آموزان را هم پیگیری كند. روانشناس در مدارس هستند و اینها سمت‌های رسمی تعریف ‌شده‌اند. اما الان از هر طرفی كه می‌چرخیم می‌بینیم كه اینها (آموزش و پروش) بنا را گذاشته‌اند بر صرفه‌جویی. من در منطقه 12 در مدرسه‌ای تدریس می‌كردم كه دو مشاور داشت؛ یكی، دو روز در هفته می‌آمد و یكی هم دو یا سه روز. نهایتا 5 روز در هفته حضور داشتند. حالا هر كدام از اینها حتی در حد مشاوره درسی چطور می‌توانند دو روزه 200 دانش‌آموز را پشتیبانی كنند؟ وقتی با آنها صحبت می‌كردی متوجه می‌شدی كه آموزش خاصی هم در زمینه آسیب‌های اجتماعی دانش‌آموزان ندیده‌اند یعنی در همان حدی كه منِ معلم فیزیك می‌دانستم آنها هم می‌دانستند شاید با كمی دید تخصصی‌تر اما اینكه چگونه با هر دانش‌آموزی مواجه شوند را آموزش ندیده بودند.» حالا این موضوع را باید به سایر نقاط كشور به غیر از تهران تسری داد. شرایطی كه او توصیف می‌كند مربوط می‌شود به یك مدرسه در پایتخت و در مقابل به عنوان نمونه مدرسه كم‌جمعیت رومینا قرار دارد. پس از قتل دختر نوجوان به دست پدرش، مجید علیپور، رییس اداره روابط عمومی اداره كل آموزش و پرورش استان گیلان در گفت‌وگویی به «اعتماد» پاسخ داد كه در منطقه حویق (محل زندگی، تحصیل و مرگ رومینا) صرفا دو مشاور فعال هستند، یك مشاور مرد و یك مشاور زن. برای چه تعداد دانش‌آموز؟ «امسال در مجموع بیش از  ۶ هزار و ۲۰۰ دانش‌آموز دارد كه از این تعداد بیش از ۲ هزار و ۹۰۰ نفر دختر هستند كه یك مشاور دارند. سه مربی پرورشی و ۶ معاون پرورشی هم البته در این منطقه هستند


زمانه عوض شده است، تغییراتی انجام شده و به عقیده این معلم و كنشگر صنفی ما در زمینه ارتباط با خانواده‌ها و آموزش آنها به عقب رفته‌ایم: «زمانی كه من راهنمایی می‌رفتم، در همان موقعیت جنگ و سختی، مدارس دولتی عادی هم هر دو، سه هفته یك بار خانواده‌ها را دعوت می‌كردند و كلاس‌های رایگان داشتند تا خانواده‌ها با مراحل رشد بچه‌ها آشنا شوند و راهنمایی‌شان می‌كردند. این چند سال كلا این كارها تعطیل شده. به نظر من وقتی در اسناد بالادستی بر مساله آسیب‌های اجتماعی، آموزش‌های ایدئولوژیك خاص خودشان، آموزش‌های فرهنگی و اجتماعی و جنسی تاكید شده، وقتی این آموزش‌ها ناكارآمد است و اتفاقاتی اینچنینی رخ می‌دهند، آن كسی كه مسوول این آموزش‌هاست باید پاسخگو باشد. اینجاست كه می‌گوییم این ساختار آموزش و پرورش باید جواب بدهد و نمی‌تواند به هیچ بهانه‌ای خودش را كنار بكشد


همه اینها، همه این حرف‌ها و نقدها و مقایسه با كشورهای اسكاندیناوی و غیره باز می‌رسد به همان مساله پول و بودجه: «از درون كلاس بگیر تا بالاترین رده‌های مدیریتی در آموزش و پرورش، همه یك خط‌كش دست گرفته‌اند و فقط به فكر این هستند كه با این بودجه چه می‌شود كرد. مدیر مدرسه كه در تمام اسناد بین‌المللی به عنوان رهبر آموزشی شناخته می‌شود و باید ساختار آموزشی یك مدرسه را هدایت كند تبدیل شده به داروغه ناتینگهام؛ مدیر را نشانده‌اند كه هر كسی وارد شد سر و تهش كند تا بلكه پولی از جیبش بیرون بریزد. غیر از تبعات خیلی خطرناك مالی كه این قضیه پیش آورده، این مدیر نهایتا باید تمركزش این باشد كه پول جمع كند یا ببیند كدام نهادی حاضر است به آنها كمك كند


اگر طرحی مثل نماد هم وارد شود، چون اولویت نیست و در حاشیه نیازها قرار می‌گیرند به آنها توجهی نمی‌شود. این نماد كجا اجرا شده؟ من دو، سه سال در مدرسه‌ای در مقطع متوسطه اول درس می‌دادم. طرح نماد را چطور اجرا می‌كردند؟ یك نمایشگاهی برگزار می‌كردند كه عكس معتاد داشت و مثلا بیماری‌های مختلف و غیره. همین هم نمی‌گویم بد است اما می‌خواهم بگویم این نهایت كار بود چون مدیر حتی نمی‌توانست مثلا دو تا استاد دانشگاه دعوت كند كه بیایند و برای خانواده‌ها و بچه‌ها صحبت كنند چون نمی‌شود كه بدون پول ازشان خواست وقت بگذارند.» آموزش و پرورش با 14 میلیون در تماس است كه به گفته این معلم حتی اگر با مقیاس آمارهای جهانی هم بسنجیم یعنی به صورت طبیعی 2 تا 3درصدشان در معرض آسیب‌های مختلف هستند. اگر آموزش و پرورش خودش را كنار بكشد پس چه كسی قرار است به آنها رسیدگی كند؟ 

پیش از آنكه دیر شود


یكی از نگرانی‌هایی كه در كشور داریم به حوزه آسیب‌های اجتماعی برمی‌گردد و یكی از بهترین بسترها و كانون‌ها برای پیشگیری و شناسایی افراد در‌معرض آسیب‌‌های اجتماعی یا آسیب‌دیده و حتی خانواده‌های نیازمند، آموزش و پرورش است. آموزش و پرورش به دلیل دراختیار داشتن سه ضلع موثر در پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی یعنی دانش‌آموزان، اولیای مدرسه و اولیا و سرپرستان بچه‌ها از بهترین ظرفیت‌ها برخوردار است، منتها آموزش و پرورشی كه تفكر اجتماعی بر آن حاكم باشد، شادی‌گریز نباشد و پرورش به اندازه آموزش برایش مهم قلمداد شود و روی سواد اجتماعی تمركز ویژه داشته باشد.» سیدحسن موسوی‌چلك، رییس انجمن مددكاران اجتماعی ایران صحبت‌هایش را در مورد اهمیت مسوولیت‌ پذیرفتن آموزش و پرورش در مورد آسیب‌های اجتماعی خارج از مدرسه تقریبا مانند نیك‌نژاد آغاز می‌كند. با همان تاكید بر دسترسی به طیفی گسترده از شهروندان در سن مدرسه و البته با این شرط كه اصولا نگاهی اجتماعی به حوزه مدرسه وجود داشته باشد. با این توضیح، رسیدن به مدرسه‌ای كه دانش‌آموزان را علاوه بر سواد شیمی و فیزیك و ادبیات با سواد اجتماعی هم بار بیاورد از نظر او یك ویژگی مهم دارد: «این موضوع مستلزم این است كه آموزش و پرورش واحد مددكاری اجتماعی را در مدارس تاسیس كند كه متاسفانه هیچ مدرسه‌ای در ایران این واحد را ندارد. بله چند سالی هست كه مشاورانی می‌آیند و آموزش می‌بینند كه بتوانند كارهایی انجام دهند اما مشاور مشاور است، روانشناس روانشناس و مددكار اجتماعی هم مددكار اجتماعی. اگر قرار بود اینها كار هم را انجام دهند كه تبدیل به رشته‌های تخصصی از كاردانی تا دكترا نمی‌شدند.» 


بعضی از مشكلاتی كه بچه‌ها در درون خانه‌ها دارند، می‌توانند بسترساز گرایش آنها به آسیب‌های اجتماعی شوند. موسوی‌چلك به همین دلیل تاكید دارد كه از طریق مدرسه است كه شناسایی این قبیل زمینه‌ها راحت‌تر امكان‌پذیر است: «بچه‌ای كه یكی از اعضای خانواده‌اش درگیر اعتیاد است یا مرتكب جرمی شده، اگر مدرسه بتواند آنها را زودتر شناسایی كند، می‌تواند به آنها خدمات بدهد یا برای بهره بردن از منابع اجتماعی موجود، آنها را ارجاع بدهد. این ظرفیت بزرگی است كه آموزش و پرورش دارد. اگر حتی به هر دلیلی دانش‌آموز خودش درگیر یكی از آسیب‌ها شد؛ مثلا به اعتیاد روی آورد، اقدام به خودكشی كرد، درگیر مصرف مشروبات الكلی شد یا رابطه با جنس مخالف برقرار كرد، آموزش و پرورش می‌تواند با شناسایی آنها و دسترسی آنها به منابع اجتماعی كمك كند تا این بچه‌ها توانمند شوند و اگر نیاز به حمایت‌های دیگر داشتند، از طریق ارجاع به سازمان‌های مرتبط این حمایت را از آنها به عمل آورد


یكی از موضوعاتی كه در مورد نقش آموزش و پرورش در پیشگیری یا مقابله با آسیب‌های اجتماعی دانش‌آموزان مطرح می‌شود همین امكان ارجاع به سایر مراكز ذی‌صلاح است. اما چقدر این ارتباط میان دستگاه‌ها وجود دارد؟ چقدر آموزش و پرورش وظیفه خود می‌داند كه بهزیستی را درگیر مسائل دانش‌آموزان كند؟ موسوی‌چلك توضیح می‌دهد: «زمانی كه خودم مدیركل دفتر امور آسیب‌دیدگان سازمان بهزیستی بودم، تفاهمنامه‌ای با آموزش و پرورش داشتیم و آنجا بحث ارجاع مطرح شده بود. الان هم در قالب طرح نماد، كارهایی دارد انجام می‌شود اما نهادینه‌شده نیست. ما بیش از هر چیزی نیاز داریم كه این ارتباط نهادینه شود و برای این هدف، باید آموزش و پرورش واحد مددكاری اجتماعی را در تشكیلات رسمی‌اش بپذیرد. با طرح‌های موقتی و مقطعی كه با آمدن یك مدیر اجرا می‌شود و با رفتن همان مدیر از بین می‌رود، نمی‌شود استفاده مفیدی از این ظرفیت كرد.» او معتقد است كه وزیر آموزش و پرورش كه «دانش اجتماعی دارد» در چنین شرایطی به عنوان مسوول این وزارتخانه، برای استقرار دایمی مددكاران در مدارس تمهیداتی بیندیشد كه عاقبت اقدام موثری برای پیشگیری و مقابله با آسیب‌های اجتماعی دانش‌آموزان انجام شود
با همه این بررسی‌ها و راهكارهایی كه ارایه می‌شود، در موضوع آسیب‌های اجتماعی و دانش‌آموزان همواره یك مساله وجود دارد؛ اطلاعات و آمارها در این حوزه محرمانه‌اند. در نبود اطلاعات موثق، یكی از دشواری‌های كار رسانه این است كه در چه حوزه‌ای و با چه رویكردی باید با مساله دانش‌آموزان و مصایب احتمالی پیش روی آنها مواجه شود؟ موسوی‌چلك می‌گوید كه آموزش و پرورش نباید با این حوزه با رویكرد سیاسی برخورد كند: «اینها واقعیت جامعه ماست. نه فقط در آموزش و پرورش بلكه در جامعه هم همین است؛ هر چه پنهانكاری صورت بگیرد، آن موضوع حادتر می‌شود و طبیعتا برای موفقیت، درمان، كاهش و كنترل هم باید هزینه بیشتری بپردازیم. گاهی هم ممكن است دیگر دیر شود و نتوان جبران كردمنبع: روزنامه اعتماد/11 تیر99)

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/04/12
ناسه خبر : 24054

 تأثیرپذیری نوجوانان و جوانان از سلبریتی‌هایی با رفتارهای ساختارشکنانه؛

الگوهای پوشالی ولی جذاب!

برای ما دهه شصتی‌ها کمی عجیب‌وغریب بوده و هست که نسل جدید به‌شدت متأثر از فضای مجازی و تابع رفتارهای سلبریتی‌ها و شاخ‌های اینستاگرامی باشد. نمی‌توان واقعیت را کتمان یا بر آن سرپوش نهاد، به این علت که درست یا غلط، سلبریتی‌ها در الگوبرداری افراد از رفتار، ظاهر و سبک زندگی‌شان به‌عنوان ابزار قدرتمندی شناخته می‌شوند و آنان بعضا با رفتارهای خارج از عرف، ساختارشکنانه و به دور از پسند اکثریت جامعه، جذابیت زیادی برای نسل جوان داشته‌اند.  
الگوهای پوشالی ولی جذاب!
‌|  گروه اجتماعی‌|
برای ما دهه شصتی‌ها کمی عجیب‌وغریب بوده و هست که نسل جدید به‌شدت متأثر از فضای مجازی و تابع رفتارهای سلبریتی‌ها و شاخ‌های اینستاگرامی باشد. نمی‌توان واقعیت را کتمان یا بر آن سرپوش نهاد، به این علت که درست یا غلط، سلبریتی‌ها در الگوبرداری افراد از رفتار، ظاهر و سبک زندگی‌شان به‌عنوان ابزار قدرتمندی شناخته می‌شوند و آنان بعضا با رفتارهای خارج از عرف، ساختارشکنانه و به دور از پسند اکثریت جامعه، جذابیت زیادی برای نسل جوان داشته‌اند.  
*رفتارهایی که خاستگاه اجتماعی دارد
دراین‌باره می‌توان شخصیت‌ها و چهره‌های معروف زیادی را مثال زد. مثل خواننده رپی که سال‌های اخیر با کژ رفتاری، اظهارات غیراخلاقی و پست‌های جنجالی توانسته به‌اصطلاح تبدیل به شاخ مجازی شود و میلیون‌ها فالوور جمع کند. در روزهای قرنطینه هم بازار لایوهای اینستاگرامی او بسیار داغ بود و لایو مشترک این خواننده با یکی دیگر از اینفلوئنسرها جزو پربیننده‌ترین، لایوهای اینستاگرامی در این ایام قرار گرفت و با بیش از ۶۰۰ هزار بیننده توانست رکورد بشکند. 
شاید به تعبیر محمدرضا محبوب فر، در قامت جامعه‌شناس و پژوهشگر آسیب‌های اجتماعی، سلبریتی‌ها و شاخ‌های اینستاگرامی در نبود برنامه‌سازی‌هایی که مورد اقبال جوانان  و نوجوانان است و یا فقدان یک رسانه آزاد که جذابیت لازم را در داخل کشور به لحاظ امکانات، تجهیزات و برنامه‌سازی‌ داشته، به وجود می‌آیند. وقتی‌که در داخل کشور چنین رسانه‌ و برنامه‌های جذابی وجود ندارد و صداوسیما برنامه‌هایی که مورد اقبال و توجه جوانان در کشور است را حذف یا سانسور می‌کند عده‌ای از جوانان هم در این شرایط به سمت برنامه‌های زنده در فضای مجازی می‌روند. «محبوب فر» بر این باور است که رفتارها و سخنان سلبریتی‌ها و شاخ‌های اینستاگرامی خاستگاه اجتماعی دارد که خود از شکاف بین نسلی در جامعه حکایت دارد و تمامی حرکات، روابط و رفتاری که چهره‌های معروف و سلبریتی‌ها از خود بروز می‌دهند و عده‌ای فکر می‌کنند ناهنجاری است توسط سایر اقشار در زیر پوست جامعه جریان دارد. به همین خاطر هم این چهره‌ها برای مخاطبان جذابیت دارند. 
*سلبریتی‌های « نوکیسه » تنها به دنبال دیده شدن 
این مدل از سلبریتی‌ها که یک جامعه‌شناس از آن‌ها تحت عنوان « سلبریتی‌های نوکیسه » یاد می‌کند، تنها در پی نشان دادن خود، به هر سبک و سیاقی هستند. البته تمامی افراد به نحوی نیاز به دیده شدن و خاص بودن را در خود دارند ولی این رفتار در نزد سلبریتی‌ها بیشتر دیده می‌شود. «کامل دلپسند» در این زمینه به انصاف نیوز می‌گوید: « این سلبریتی‌ها با گرفتن فیلم از خود، قدرت داشتن اسلحه یا اسلحه‌ سرد را نشان می‌دهند. این موارد همگی نشان‌دهنده‌ خاص بودن است که در بسیاری از موارد ممکن است مردم این رفتارها را نپسندند. لذا این مخاطب‌ محوری و رغبت دیگران به دیدن چنین افرادی، باعث می‌شود که سلبریتی‌های نوکیسه همگی خوراک رسانه‌های زرد شوند. سلبریتی‌ها تبدیل به کارگزار رسانه‌ای می‌شوند که خارج از عرف معمول و رایج جامعه رفتارهای هنجارشکنانه دارند. لذا کنکاش مخاطبان در زندگی خصوصی سلبریتی‌ها که این افراد چه کاری انجام می‌دهند؟ کجا می‌روند؟ باعث تهییج بیشتر سلبریتی‌های نوکیسه می‌شود که رفتارهایی از خود نشان بدهند تا تمایز خودشان را بیشتر به نمایش بگذارند.»
اما چه جذابیتی در این جنس از سلبریتی‌ها وجود دارد که جوانان آنان را الگو و سرمشق خود قرار می‌دهند؟ نسل جوان دهه‌های اخیر حرف‌ها و خواسته‌هایش را از زبان این سلبریتی‌ها می‌شنود. حرف‌هایی که بدنه سنتی جامعه نه‌تنها گوش شنوایی برایش ندارد، بلکه هیچ‌گاه نخواسته است او و تفاوت‌هایش را با نسل‌های قبل ببیند. اما بخشی هم به گفته یک متخصص آسیب‌شناسی اجتماعی نیاز به الگوهای رفتاری به‌عنوان یکی از غریزه‌های فطری و ضرورت‌های اساسی دوران نوجوانی و جوانی است. جوانان به دنبال الگو هستند و فوتبالیست، هنرپیشه و … را به‌عنوان گروه‌های مرجع رفتاری انتخاب می‌کنند. اگر ما این الگوها را به آن‌ها ارائه دهیم فبها وگرنه آن‌ها خودشان به دنبال الگو می‌روند. اکنون در مقطعی قرارگرفته‌ایم که الگوها خودشان را به جوانان تحمیل می‌کنند. اگر فرض کنیم به یک دانشجوی دختر یا پسر بگویند که نام چهار  شاعر معاصر ایران یا چهار نویسنده را بگوید ممکن است نتواند بگوید یا چهار مقاله‌ای که از ایران در ISI امتیاز گرفته را بگوید، آقای دانشجوی مقطع دکترا نمی‌تواند! چون اصلاً در باغ این حرف‌ها نیست. 
امان‌الله قرایی مقدم، جامعه‌شناس در یادداشتی از دچار شدن اکثریت جامعه یعنی جوانان به «شناخت حسی» سخن می‌گوید و آن را زمینه‌ساز بزرگ شدن و دیده شدن شاخ‌های اینستاگرامی و سلبریتی‌ها می‌داند. این جامعه‌شناس در این خصوص توضیح می‌دهد: « ما در زمینه شناخت دو گونه کلی داریم: یکی حسی است و افراد تحت تأثیر احساسات و عواطف و چیزهایی که می‌بینند و می‌شنوند، قرار می‌گیرند. دومی هم شناخت ادراکی است و آن‌ها از آنچه می‌بینند و می‌شنوند، به برداشت و تحلیل و تفکری می‌رسند و همواره به دنبال دلیل می‌گردند و می‌پرسند چرا این‌طور شد؟ افراد حسی بیشتر ظاهربین هستند و افراد ادراکی به باطن توجه نشان می‌دهند و شناختشان از شناخت حسی بهتر است. به‌ویژه هر چه سن پایین‌تر باشد این برخوردها حسی‌تر است و هر چه سن بالاتر می‌رود، آدم‌ها بیشتر با شناخت ادراکی با مسائل شان برخورد می‌کنند. بنابراین جوانان کمتر شک می‌کنند و در فضاهای مجازی وقتی شاخ‌های اینستاگرامی را می‌بینند که مورد توجه میلیونی واقع شده‌اند، بی‌آنکه فکر کرده باشند، تصور می‌کنند روش آن‌ها درست است و چشم‌بسته پیرو آنان می‌شوند.»
*دنبال کنندگانی با اهداف مختلف 
جامعه‌شناسی دیگر با ارائه تحلیلی اجتماعی در خصوص دنبال کنندگان این افراد معتقد است: این دنبال کنندگان یکسان نیستند. «علیرضا شریفی یزدی» این دنبال کنندگان را در سه گروه قرار داده و به ایرنا توضیح می‌دهد: «گروهی از افراد هستند که اساسا از سلبریتی‌ها و این‌گونه افراد نوعی قهرمان می‌سازند؛ و این قهرمان خیالی را در ذهن خود می‌پرورانند و موفقیت را در این می‌بینند که فردی مشهور، نامدارو پولدار ‌شوند؛ گروهی دیگر از افراد هستند که اصولا از سر کنجکاوی این افراد را دنبال کرده و کامنت می‌گذارند؛ این دسته شامل آدم‌هایی هستند که از مرحله وب کاوی به مرحله وب گردی و از آن به ول گردی مجازی رسیده‌اند؛ یعنی آدم‌هایی که اعتیاد مجازی دارند و ساعات طولانی در پیج‌ها و شبکه‌های مختلف اجتماعی می‌گردند و از هرجایی به دنبال موارد و جذابیت‌های شاخ‌های  اینستاگرامی و حواشی آن هستند؛ گروهی هم هستند که در جهت مخالفت به این ماجراها ورود می‌کنند، غافل از این‌که اساسا کامنت گذاشتن زیر پست چنین آدم‌هایی، خود نوعی رسمیت بخشیدن و بها دادن و بازتولید رفتارهای این افراد است. »
این جامعه‌شناس تأکید می‌کند: جامعه ما با خلایی مواجه است که باعث می‌شود هر از چند گاهی یک پدیده کم‌ارزش و کوچک، ناگهان مانند بمب بترکاند و چند روزی جامعه را تحت تأثیر قرار دهد. وی این رفتار را ناشی از این می‌داند که اکثریت مردم برای زندگی خود برنامه‌ای ندارند و از طرفی نداشتن اوقات فراغت درست و مؤثر باعث می‌شود از هرجایی سر دربیاوریم. 
*سلبریتی‌هایی که با هوشمندی و شناخت نیازهای جامعه، جذب مخاطب می‌کنند 
بر همین اساس «سید حسن موسوی چلک» در گفت‌وگو با « رسالت » یکی از ویژگی‌های سنین جوانی را تبعیت از گروه‌های مرجع می‌داند. به گفته او، این گروه مرجع می‌تواند گاهی یک ورزشکار و رهبر مذهبی و استاد دانشگاه باشد که متأسفانه کم‌تر است یا  یک هنرپیشه و خواننده که بسته به علاقه افراد، گرایشات‌شان و دسترسی‌شان به اطلاعات و حتی گاهی حضور پررنگ خود گروه‌های مرجع و هوشمندی‌شان در شناخت نیازهای مردم انتخاب می‌شود. 
این کارشناس اجتماعی،  گروه مرجع شدن را مستلزم این می‌داند که نماد آن گروه را در سطح جامعه بتوانیم بیابیم. فالوور بالا نشانه گروه مرجع بودن نیست و ازآنجایی‌که نماد افرادی از جنس شاخ‌های اینستاگرام را در جامعه نمی‌بینیم پس گروه‌هایی از این دست را نمی‌توان گروه مرجع دانست. وی در خصوص اقبال جوانان و نوجوانان به چنین افرادی توضیح می‌دهد: « امثال تتلو با ترانه‌هایی که می‌خوانند، با رفتارهایی که دارند و با اشعاری که انتخاب می‌کنند توانسته‌اند فالوور بالایی را جذب کنند. سلبریتی‌ها به معنای عام خود سعی می‌کنند با هوشمندی جذب مخاطب کنند. این افراد برای حفظ ارتباط با مخاطب وقت می‌گذارند و برای استمرار این ارتباط، خلاقیت به خرج می‌دهند و از ترفندهای مختلفی استفاده می‌کنند. شما در حال حاضر چند استاد دانشگاه خوب می‌شناسید که در فضای مجازی حضور داشته باشد و دنبال فالوور باشد و برای این کار وقت بگذارد؟ اگر هم حضور مجازی داشته باشند مباحث علمی مطرح می‌شود که ممکن است خیلی جذابیتی نداشته باشد. مدتی قبل دو خواننده  برنامه لایو گذاشته بودند و با هم حرف معمولی می‌زدند و چیزی در حدود ۵۰ هزار فالوور برنامه آن‌ها را  آنلاین تماشا می‌کردند، دقیقا همان زمان جای دیگری  بحث علمی خیلی خوب و ضروری در قالب لایو مطرح می‌شد که در خوش‌بینانه‌ترین حالت شاید تنها ۵۰  نفر بیننده داشت. درواقع این مدل افراد نیاز جامعه را رصد می‌کنند و بر روی همان‌ها متمرکز شده و رفتار می‌کنند و سعی دارند مخاطب شناسی خوبی داشته باشند.»  
«موسوی چلک» با اشاره به اینکه ما نتوانستیم گروه‌های مرجع قوی‌ای را معرفی کنیم، می‌گوید: « این گروه‌های مرجع می‌توانست جهان‌پهلوان تختی باشد، یا یک رهبر سیاسی، یک مدیر خوب یا یک هنرپیشه و ورزشکار خوب باشد. حقیقت این است که رشته کار به‌نوعی از دستمان در رفته است و فکر نمی‌کردیم روزی تتلوها و شاخ‌های اینستاگرامی و برخی از سلبریتی‌ها طرفدار پیدا کنند. این افراد به خوبی توانسته‌اند خلأیی که در جامعه ایجاد شده است را با هوشمندی خود پر کنند.  طبیعتا وقتی فردی می‌آید و حرفی را می‌زند که نگرانی مردم هم هست، مخاطب خودش را جذب می‌کند. ضمن اینکه اقتضای جامعه امروز و گسترش فضای مجازی این امر را موجب شده است. در دوران ما اگر هزار فرد سخیف مثل تتلو هم بود، چون  فضای مجازی وجود نداشت، کسی نمی‌توانست آن‌ها را بشناسد. امروز نقش فضای مجازی و تکنولوژی و فناوری‌های نوین در معرفی افراد غیرموجه  بسیار حائز اهمیت است و لذا نمی‌شود جلو این فضا را گرفت و اساسا امکان‌پذیر نیست. چرا که این فضاها محصول فکر آدم است و اگر تعطیل هم بشود، باز راه دیگری پیدا خواهد شد.  لذا فضای مجازی در معرفی این افراد خیلی تأثیر دارد.  وقتی هم این‌ها می‌آیند و حرف‌هایی را بر اساس شرایط روز جامعه مطرح می‌کنند که خیلی از افراد ممکن است نتوانند بزنند، مخاطب پیدا می‌کنند. درواقع وقتی ما در داخل، نیازها را خوب نشناسیم و برای برآورده کردن آن‌ها برنامه‌ریزی خوبی نداشته باشیم، طبیعی است که این گروه‌ها با هوشمندی جایگزین گروه‌های مرجع واقعی می‌شوند.  » این کارشناس اجتماعی، میزان تأثیرگذاری افراد را گذرا دانسته و معتقد است: این علاقه‌مندی و الگوپذیری دوران گذار دارد و مدام در حال تغییر از فردی به فرد دیگر است و دلیل چنین امری،چرخش بالای اطلاعات در دنیای امروزی است، به‌گونه‌ای که هر کسی خودش را یک الگو می‌داند، حال‌آنکه در گذشته به دلیل دسترسی محدود به اطلاعات، این مسئله خیلی رواج نداشت و به این سبب، گروه‌های مرجع تأثیرگذاری بالاتری داشتند.» ​​​​​​​منبع: روزنامه رسالت/9 تیر99





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/04/10

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران به پانا پاسخ داد

چرا میزان فوتی‌های ناشی از «خودکشی» در مردان بیش از زنان است

موسوی چلک: هر چه عوامل برای فردی که می‌خواهد خودکشی کند قوی‌تر باشد روشی که انتخاب می‌کند خشن‌تراست/ آمار خودکشی در استان‌های کرمانشاه، ایلام، لرستان، خوزستان، همدان و کهکیلویه و بویراحمد بالاست/حلق‌آویز کردن؛ بالاترین فراوانی را در روش خودکشی به خود اختصاص داده است/فراوانی خودکشی حدود یک درصد رشد داشته است

موسوی چلک

تهران (پانا) - رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران درباره آمار خودکشی در زنان و مردان می‌گوید در اقدام به خودکشی، آمار زنان بیشتر از مردان است اما در فوتی‌ها، آمار در مردان بیش از زنان است، چون عواملی که باعث می‌شود مردان این مسیر را انتخاب کنند متفاوت است. به طور معمول مردان دیرتر به سمت خودکشی می‌روند اما وقتی تاثیرعوامل زیاد است فوتی‌ها هم بیشتر خواهد بود.

بر اساس تازه‌ترین آماری که سازمان پزشکی قانونی اعلام کرده است، در سال گذشته 5 هزار 143 نفر بر اثر خودکشی جان خود را از دست داده‌اند و این رقم در مقایسه با سال ۹۷، 8دهمدرصد رشد داشته است. هزار و 517 مورد از این خودکشی‌ها مربوط به زنان و مابقی (سه هزار و ۶۲۶) مورد مربوط به مردان بوده است و بیشترین آمار خودکشی مربوط به استان‌های کهگیلویه و بویر احمد، ایلام و کرمانشاه و کمترین مربوط به خراسان رضوی، جنوبی و سیستان و بلوچستان بوده است. هر چند سطح خودکشی در ایران در مقایسه با سایر کشورهای اروپایی و آمریکایی بسیار پایین است اما بنا به گفته مسئولان، میزان خودکشی در ایران در سال‌های اخیر روبه افزایش گذاشته است. دکتر سیدحسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در گفت‌وگو با پانا با اشاره به آماری که اخیرا از سوی رئیس سازمان پزشکی قانونی کشور درباره میزان خودکشی در ایران ارائه داده است، اظهار کرد: «آماری که از سوی سازمان پزشکی قانونی در زمینه خودکشی مطرح می‌شود، مواردی است که به پزشکی قانونی ارجاع می‌شود و به استناد آنچه به این سازمان ارجاع شده وضع کشور در برخی شاخص‌ها مشخص می‌شود از جمله خشونت که یکی از مصادیق آن خودکشی است منتهی خودکشی‌هایی که پزشکی قانونی اعلام می‌کند مواردی است که منجر به فوت شده است و شامل همه موارد اقدام به خودکشی نیست.»

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران افزود: «سازمان‌های دیگری هم هستند که در این زمینه خدمات می‌دهند و ممکن است افرادی که اقدام به خودکشی کرده‌اند به آنها مراجعه کنند و عده‌ای هم ممکن است مراجعه نکنند. بنابراین هیچ کدام از آمارها در زمینه خودکشی، آمارهای واقعی نیست.»

هر چه عوامل برای فردی که بخواهد اقدام به خودکشی کند قوی‌تر باشد روشی که انتخاب می‌کند روش خشن‌تری خواهد بود و طبیعی است در آماری هم که سازمان پزشکی قانونی اعلام کرد، همین مساله را نشان می‌دهد و (حلق‌آویز) بالاترین فراوانی را در روش خودکشی به خود اختصاص داده است
 
 

وی ادامه داد: «آماری که اخیرا دکتر مسجدی، رئیس سازمان پزشکی قانونی در زمینه خودکشی ارائه کرد نشان می‌دهد اگرچه آمارهای سال 98 نسبت به سال 97 هشت دهم درصد رشد کرده است اما این آمار در سال 97 نسبت به 96 تقریبا 11 درصد بوده است. درست است که درصد تغییرات آمار کاهشی بوده است اما فراوانی خودکشی به استناد آماری که ارائه شده حدود یک درصد رشد دارد.»

چه عواملی در خودکشی تاثیرگذار است

این پژوهشگر حوزه آسیب‌های اجتماعی تصریح کرد: «در مجموع روند خودکشی به ازای جمعیت در آمارهای رسمی بین 6 تا 7 نفر در 100 هزار نفر در نوسان است چون ممکن است برخی از آنها به پزشکی قانونی مراجعه نکنند و آمار ثبت نشود اما آمارهای رسمی نشان می‌دهد در عین حالی که شاخص به ازای جمعیت در حال رشد است ولی تغییرات زیاد نیست. البته این سوال به ذهن می‌رسد که آیا واقعا همه خودکشی‌هایی که منجر به فوت می‌شود، همین است؟ فکر می‌کنم چون دسترسی به آمار سخت است، نمی‌توان با قدرت در این زمینه صحبت کرد اما به هر حال خودکشی پدیده‌ای است که در کشور وجود دارد.»

موسوی چلک در ادامه با تاکید بر اینکه خودکشی دلایل متعددی دارد، گفت: «بخشی از آن به اقتصاد برمی‌گردد که خودکشی‌های معیشتی است. بخشی از خودکشی‌ها مربوط به شکست در مشاغل اقتصادی است. بخشی مربوط به شکست عشقی و آموزشی است. بخشی مربوط به اختلالات روانی، مواد مخدر و روان‌گردان‌ها است. واقعیت این است که مجموعه‌ای از عوامل در خودکشی تاثیرگذار است، حتی سیاست‌گذاری غلط می‌تواند عاملی برای خودکشی باشد. بنابراین باید سیاست‌گذاری‌ها، ویژگی‌های محیطی، شرایط خانوادگی و ویژگی‌های فردی را در این موضوع مد نظر قرار داد.»

این پژوهشگر آسیب‌های اجتماعی ادامه داد: «به طور معمول افرادی که افسردگی دارند، گرایش بیشتری به سمت خودکشی دارند. در خانواده نیز موضوعاتی از جمله روابط فرا زناشویی، خشونت‌های بیش از حد، ازدواج‌های اجباری می‌تواند جزو عوامل خودکشی باشد. در حوزه فردی نیز فقدان مهارت کنترل خشم و مهارت تاب‌آوری و موضوعات دیگر می‌تواند جزو عوامل باشد. بنابراین مجموعه‌ای از عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی در امر خودکشی تاثیرگذار است.»

موسوی چلک اضافه کرد: «هر چه عوامل برای فردی که بخواهد اقدام به خودکشی کند قوی‌تر باشد روشی که انتخاب می‌کند روش خشن‌تری خواهد بود و طبیعی است در آماری هم که سازمان پزشکی قانونی اعلام کرد، همین مساله را نشان می‌دهد و (حلق‌آویز) بالاترین فراوانی را در روش خودکشی به خود اختصاص داده است.»

اقدام به خودکشی در زنان، بیشتر و فوتی‌ها در مردان، بیشتر است

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران تصریح کرد: «به طور معمول در اقدام به خودکشی، آمار زنان بیشتر از مردان است اما در فوتی‌ها آمار در مردان بیش از زنان است، چون عواملی که باعث می‌شود مردان این مسیر را انتخاب کنند متفاوت است. به طور معمول مردان دیرتر به سمت خودکشی می‌روند اما وقتی تاثیرعوامل زیاد است فوتی‌ها هم بیشتر خواهد بود.»

وی ادامه داد: «نگرانی دیگری که در زمینه خودکشی وجود دارد، فروانی بالا در سن جمعیت فعال کشور است. گرچه در سنین بالا هم این نگرانی وجود دارد اما فراوانی در سن جمعیت فعال، یک نشانه است. به طور معمول در گروه سنی دوم، خودکشی به واسطه شکست عشقی و تحصیلی صورت نمی‌گیرد و این موضوع قابل تامل است و نیاز به بررسی دارد.»

در اقدام به خودکشی آمار در زنان بیشتر از مردان است اما در فوتی‌ها آمار در مردان بیش از زنان است، چون عواملی که باعث می‌شود مردان این مسیر را انتخاب کنند متفاوت است. به طور معمول مردان دیرتر به سمت خودکشی می‌روند اما وقتی تاثیرعوامل زیاد است فوتی‌ها هم بیشتر خواهد بود
 
 

موسوی چلک با بیان اینکه آمار خودکشی در برخی استان‌ها بالا است، گفت: «گفته شد آمار در کهکیلویه و بویراحمد بالا است، خیلی نگران کننده است چون در این منطقه هنوز ساختار خانواده، شکل قبلی خود را بیش از سایر مناطق حفظ کرده است. در مجموع استان‌های کرمانشاه، ایلام، لرستان، خوزستان، همدان و کهکیلویه و بویراحمد جزو استان‌هایی هستند روند خودکشی در آنها بر اساس آمارها بالاتر از سایر استان‌ها است.»

وی در باره میزان تحصیلات دانشگاهی در خودکشی نیز گفت: «طبق آمار، خودکشی را در همه مقاطع تحصیل‌کرده داریم.»

خبرگزارذی پانا/10 تیر99





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/04/10
ولادت امام رضا در سال 99 چه روزی است؟ | رصد امروز



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/04/9
ضرورت تشکیل وزارت امور اجتماعی در کشور

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران به ضرورت تشکیل وزارت امور اجتماعی در کشور اشاره کرد و گفت: وزارت امور اجتماعی با هدف حذف ساختارهای موازی ایجاد شود.

سید حسن موسوی چلک در گفت و گو با خبرنگار مهر گفت: بازنگری ساختار دستگاه‌های اجرایی یک ضرورت است. یکی از این ضروریات بازنگری در ساختار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی است. سال ۱۳۹۰ در یک اقدام غیر کارشناسی و با عجله سه وزارتخانه کار و امور اجتماعی، تعاون، رفاه و تامین اجتماعی ادغام شدند. ادغامی که دولت برای تفکیک آن لایحه‌ای به مجلس قبلی ارسال کرده بود که در نهایت تصویب نشد.

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران ادامه داد: بنده چند سال مدیرکل امور آسیب‌های اجتماعی همین وزارتخانه بودم. چند سال در سازمان برنامه و بودجه کار می‌کردم و سال‌های زیادی در سازمان بهزیستی کشور مسئولیت داشتم. خلاصه کردن وزارت رفاه و تامین اجتماعی سابق در یک معاونت و چهار دفتر یعنی اینکه این موضوع مهم نبوده است. این در حالی است که اجرای قانون نظام جامع ساختار رفاه و تامین اجتماعی و اجرای مفاد آن خود نیازمند یک وزارتخانه مستقل است.

موسوی چلک افزود: گستردگی وزارتخانه فعلی به گونه‌ایی است که اگر قوی‌ترین وزیر را هم تعیین کنید باز هم نمی‌تواند سر و ته این وزارتخانه را جمع کند. ضمن اینکه گستردگی و اهمیت موضوعات اجتماعی و تعدد ساختارهای موازی و ناهماهنگ ایجاب می‌کند که بعد از ۴۱ سال این ساختار دستگاه‌های اجرایی در حوزه اجتماعی را بازنگری کرد. تا هم هماهنگی بهتر انجام شود، هم از منابع انسانی و مادی و ظرفیت‌های موجود برای ارتقاء وضعیت اجتماعی کشور و تسهیل دسترسی به خدمات اجتماعی استفاده کرد.

وی تاکید کرد: گسترش آسیب‌های اجتماعی و موضوعات اجتماعی در کشور و نگرانی از وضعیت اجتماعی در کشور ایجاب می‌کند بهتر از قبل عمل کنیم در غیر این صورت باید تاوان بد عمل کردن را پرداخت کنیم.

وی گفت: تاکید من بر تشکیل وزارت امور اجتماعی با هدف حذف ساختارهای موازی است که به دنبال بزرگ‌تر شدن ساختار دستگاه‌های اجتماعی نیستم ولی نیاز داریم همه کشور در امور اجتماعی با رویکرد اجتماعی، نه امنیتی و سیاسی فعالیت موثر داشته باشند. این کمک می‌کند تا با رویکردهای اجتماعی برای امور اجتماعی تصمیم‌گیری و سیاستگذاری شود. از کارکردهای ساختار اجتماعی نتیجه‌اش می‌تواند مشکلات متعدد و جدی ایجاد کند. البته در این راه لازم است که همه ارکان کشور همکاری کنند و حفظ وضع موجود کمکی به تغییر شرایط در حوزه اجتماعی نمی‌کند.





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/04/7

یادداشت: صدای ضجه فقرا را بشنویم

سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کاران اجتماعی ایران

)روزنامه آرمان ملی،7 تیر99)

موسوی چلک 

یکی از گروه‌های هدف که در شرایط اقتصادی سخت تاثیرات منفی زیادی می‌گیرند، افراد فقیر هستند؛ افرادی که به هر دلیلی یا درآمدی ندارند یا درآمدشان کفاف هزینه‌های زندگی‌شان را نمی‌دهد. امروز در شرایطی قرار داریم که نه فقط به خاطر کرونا و حتی قبل از کرونا هم حال اقتصاد ما خوب نبود. تاملی بر بعضی از اتفاقات دقیقا نشان‌دهنده همین موضوع بود که الان نمی‌خواهم وارد آن مباحث شوم. اما شرایط اقتصادی امروز، بالارفتن قیمت دلار به تقریبا بالای 20هزار تومان، حتی اعلام خط فقر زیر 5/4میلیون تومان که بعید می‌دانم کارشناسان مستقل اقتصادی این عدد را برای تهران بپذیرند، این سوال را ایجاد می‌کند که دولت و جامعه به معنای عام، واقعا برای این گروه‌ها چه تدابیری می‌خواهد اتخاذ کند که این افراد در شرایط سخت و نامناسب اقتصادی آسیب بیشتری نبینند یا برای مدیریت این شرایطشان مجبور نشوند به سمت جرائم و آسیب‌های اجتماعی گرایش پیدا کنند. تاملی بر بعضی از اتفاقاتی که در این چند وقت اخیر افتاد گویای همین موضوع است. حتی معتقدم چنین شرایطی این افراد را ممکن است که به سمت بعضی جرائم خرد وادار کند که سرقت‌های خرد معمولا سرقت‌های ناشی از تامین معیشت است. این نگرانی وجود دارد که در این شرایط اقتصادی افراد فقیر بیشتر تحت تاثیرات منفی این شرایط سخت واقع شده و مجبور شوند تحمل کنند که جاهایی هم ممکن است امکان تحمل نباشد و رفتارهایی از خود بروز دهند که خارج از قوانین و هنجارها و مصالح جامعه و فردی و خانوادگی‌شان باشد. به اصل بیست‌ویکم و بیست‌ونهم قانون اساسی استناد می‌کنم که آنجا قرار است از خانواده‌ای تک‌سرپرست که مادر و فرزند هستند،و .... حمایت شوند. الان مردم اولویت‌هایی در زندگی‌شان دارند، باید این اولویت‌ها مدنظر مسئولان قرار بگیرد و اگر تدابیری حمایتی خاصی اتخاذ نشود و فقط به فکر حفظ ظاهر باشیم و عنوان کنیم که خود مردم کار را درست کنند، این استراتژی در شرایط فعلی، روش درستی نیست. در کشوری مثل سوئد که کشوری مرفه هم هست، نگاه می‌کنیم در بخش حمایت اجتماعی همه مردم تحت حمایت قرار می‌گیرند. امری که در دانمارک هم دیده می‌شود و همه کشورهای پیشرفته سعی می‌کنند در موضوع حمایت‌های اجتماعی و دسترسی خدمات برای برآوردن نیازهای اساسی‌شان پشت مردم‌شان باشند. به عبارت دیگر، این سیاست خطرناکی است که دولت بخواهد دستش را از این حوزه خالی کند و فکر کند که همه جا مردم باید هوای همدیگر را داشته باشند. هرچند مردم در حد توانشان دارند برای حل مشکلاتشان تلاش می‌کنند و خودشان هم در حوزه اقتصاد با این وضعیت ارز و تورم دست و پنجه نرم می‌کنند. قطعا آثار نامیمون تحریم‌های غیرانسانی را هم می‌پذیریم ولی معتقدم که در اولویت‌گذاری‌ها این مسائل را باید در اولویت بگذاریم. ممکن است صدایشان رسا نباشد و نتوانند جایی حرفشان را بزنند ولی به‌عنوان یک مددکار اجتماعی و رئیس یک تشکل اجتماعی که غیرسیاسی هم هست، بارها اعلام کرده‌ام و باز هم دارم اعلام می‌کنم که صدای ضجه فقرا را بشنویم، بشنوید...

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/04/7

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران مطرح کرد:

فقر؛ عامل اصلی ازدواج‌های اجباری/ 

حسن موسوی چلک گفت: اگر وام ازدواج عاملی برای ازدواج‌های اجباری باشد تعیین محدودیت سنی می‌تواند جلوی آن را بگیرد.

به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری برنا؛ مقوله ازدواج‌های اجباری همیشه در کشور ما وجود داشته اما مسئله‌ای که این روزها به آن اشاره می‌شود انجام اینگونه ازدواج‌ها برای دریافت وام ازدواج است که مبلغ آن به 100 میلیون تومان رسیده است.

حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با اشاره به ازدواج‌های اجباری در کشور گفت: یکی از دغدغه‌های دو دهه اخیر کشور، ازدواج افراد در سنین پایین بود و متاسفانه هنوز هم وجود دارد.

او افزود: آماری که هر ساله به دست می‌آید، نشان می‌دهد حدود 50 هزار نفر  از دختران زیر 15 سال ازدواج می‌کنند.

موسوی چلک ادامه داد: به دلیل تاثیرات منفی ازدواج در سنین پایین، قانون یک بار اصلاح شد و طبق آن سن قانونی ازدواج دختران به 13 سال رسید که مجمع تشخیص مصلحت نظام سه شرط را هم به عنوان استثنا قرار داد.


رئیس انجمن مددکاران اجتماعی اظهار کرد: نمایندگان مجلس قبل هم تلاش کردند سن ازدواج را افزایش دهند اما درنهایت موفق نشدند و به همان شکل قبلی ماند.

او با اشاره به ازدواج‌هایی که به دلیل دریافت وام ازدواج انجام می‌شد، گفت: دلیل اکثر ازدواج‌های اجباری در سنین پایین فقر اقتصادی خانواده‌هاست در واقع می‌توان گفت خانواده‌ها برای کاهش خرج و مخارج زندگی، دختر خود را شوهر می‌دهند.

موسوی چلک اظهار کرد: بانک مرکزی و نهادهای مربوطه باید آمار دقیقی از ازدواج‌هایی که به دلیل وام ازدواج انجام شده ارائه دهند تا بتوان درمورد آن بحث و تحلیل مستند انجام داد و به نتیجه واحدی رسید.

او افزود: از آنجایی که سن ازدواج بالا رفته و رغبت ازدواج در مردان کاهش پیدا کرده خانواده‌هایی هستند که به دلیل وضعیت مالی ضعیف، دختران زیر 15 سال خود را به عقد مردان سن بالا در می‌آورند.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی اظهار کرد: اگر وام ازدواج عاملی برای ازدواج‌های اجباری باشد تعیین محدودیت سنی می‌تواند جلوی آن را بگیرد.

انتهای پیام: خبرگزاری برنا/3 تیر99






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/04/3
عکس نوشته به مناسبت ولادت حضرت معصومه (س) و روز دختر

قیصر امین پور:

بوی  بهشت  میشنوم  از  صدای تو
نازکتر از گل است,  گل گونه های تو

ای   در   طنین  نبض تو   آهنگ  قلب   من
ای بوی  هر چه گل,  نفس آشنای تو

ای  صورت تو  آیه و آیینه  خدا
حقا  که   هیچ   نقص   ندارد خدای تو

صد کهکشان ستاره و هفت آسمان حریر
آورده ام  که   فرش   کنم  زیر  پای  تو

رنگین کمانی   از  نخ   باران   تنیده ام
تا  تاب   هفت رنگ   ببندم    برای  تو

چیزی   عزیزتر    ز   تمام دلم    نبود
ای  پاره دلم  ,  که  بریزم  به  پای  تو

امروز   تکیه گاه تو   آغوش  گرم  من
فردا  عصای  خستگیم   شانه های  تو

در  خاک  هم  دلم  به  هوای  تو می تپد
چیزی  کم  از  بهشت  ندارد   هوای  تو

همبازیان    خواب تو    خیل   فرشتگان
آواز    آسمانیشان   لای  لا ی  تو

بگذار  با تو  عالم  خود  را  عوض کنم:
یک لحظه تو به جای من و من به جای تو

این  حال وعالمی  که تو  داری , برای من
دار  و  ندار  و  جان  و  دل من  برای  تو

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/04/3

یادداشت:

افزایش خشونت در میان مردم نگران‌کننده است

سید حسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

(منبع: روزنامه آرمان ملی/3 تیر1399)

آمارهای سازمان پزشکی قانونی در شرایطی از افزایش خشونت‌های فیزیکی در سال 98 با ارائه آمار مستند و پرونده‌های باز حکایت دارد، که ما این خشونت‌ها را گاهی به شکل همسر و کودک آزاری در جامعه می‌بینیم و گاهی در غالب خودکشی، سرقت و قتل‌های خانوادگی. در یک ماه گذشته چند مورد از قتل‌های سریالی و خانوادگی که مردم نام «قتل‌های ناموسی» را بر آن نهاده‌اند، رسانه‌ای شده و نشان می‌دهد که تداوم این شرایط بدون برنامه‌ریزی‌های کوتاه و بلندمدت، می‌تواند چه تبعات پرهزینه‌ و خطرناکی را برای کشور به همراه داشته باشد. با توجه به وظایف ذاتی سازمان پزشکی قانونی، داده‌های آماری آن قابل تامل خواهد بود، گرچه آمارهای مربوطه در ارتباط با مصادیقی همچون همسر آزاری، کودک آزاری و حتی خودکشی، مواردی هستند که به پزشکی قانونی مراجعه می‌‌شود و بدون تردید آمارهای مخفی بیش از این تعداد خواهد بود و اعداد و ارقام ارائه شده بیانگر شرایط واقعی کشور نیست، اما توجه به داده‌های آماری از جمله آمارهایی که در حوزه خودکشی منجر به فوت و قتل بیان می‌شود، قابل توجه و تامل است. همان‌طور که این سازمان اعلام کرده که در سال گذشته 5143 مورد خودکشی رخ داده و این خشونت‌های فردی، در کشور ما با رشد هشت‌درصدی همراه بوده است، ارائه این آمارهای مهم تا چند سال پیش به نوعی پنهان می‌شد. در کشورهای اقتصادی نیز خشونت‌ها و خودکشی‌های معیشتی که برگرفته از حوزه اقتصاد است، نیز وجود دارد کما اینکه در چند ماه گذشته چندین مورد از این مصادیق همچون حلق‌ آویز شدن کارگران نفتی یا سرقت‌هایی که با تیراندازی در خیابان همراه بود، رسانه‌ای شد. البته این خشونت‌های فیزیکی است که دیده می‌شود و خشونت‌های عاطفی، خشونت‌های جنسی، خشونت‌های ناشی از غفلت، خشونت‌های اقتصادی و... دیده نمی‌شود، ولی بر روی جامعه تاثیر منفی خود را خواهد گذاشت.

اهمیت ارائه این اعداد و ارقام به این دلیل است که افزایش آماری می‌تواند در میان سیاستگذاران حساسیت ایجاد نماید که نسبت به این آمارها که دماسنج اجتماعی به حساب می‌آیند، مسئولان در سیاستگذاری و مدیریت‌ها خود تجدید نظر کنند و تدابیر مناسب‌تری را اتخاذ نمایند. این تدابیر می‌تواند بازنگری در قوانین و نظارت بر قوانین موجود و هر آنچه که به عرصه سیاستگذاری بازمی‌گردد، باشد. بخش دیگر مردم هستند که نقش آنها در پیشگیری از خشونت‌ها قابل توجه است. آمارها می‌گویند که مردم ما در مدیریت رفتاری، تعارضات اجتماعی و مهارت‌های ارتباطی و... ضعف جدی دارند و باید به‌دنبال فراگیری این مهارت‌ها بروند. نه‌تنها در آمارهای پزشکی قانونی، بلکه بررسی آمارهای مراجع قضائی نیز نشان می‌دهد خشونت یکی از پرونده‌های قضائی با رتبه‌های آماری بالا در کشور ما است و پیشینه این موضوع به بیش از دو دهه قبل بازمی‌گردد. امروزه بروز قتل‌های خانوادگی در استان‌های مختلف، تنها نمونه‌هایی از مصادیق خشونت در جامعه است که رسانه‌ای و دیده می‌شود، کما اینکه بنا به تحلیل‌های آماری وقوع قتل عمد به‌دلیل حکم قصاص کاهش چشمگیری داشته است، ولی خشونت‌ها در جامعه افزایش پیدا کرده که جای نگرانی دارد. آنچه که ما در جامعه شاهد آن هستیم حساسیت نسبت به ارتقای سلامت اجتماعی در جامعه وضعیت مناسبی ندارد و اینها محصول کم توجه‌ای یا بی‌توجه‌ای به حوزه سلامت روانی و اجتماعی است و همین امر تاب آوری اجتماعی و تاب آوری روانی را به حداقل رسانیده است. مردم باید آگاه باشند و بپذیرند که مهارت تاب آوری، کنترل خشم، روابط بین فردی، روابط موثر، راه‌های مقابله با هیجان و استرس را به خوبی بلد نیستند و نتیجه آن منجر به افزایش خشونت‌ها در جامعه می‌شود. از دید من خشونت در حال تبدیل به وجهه مشخص رفتاری ما در جامعه است و این امر باعث نگرانی شدید کارشناسان این حوزه می‌شود.





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/04/3


( کل صفحات : 192 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic