دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

علی صدای عدالت انسانیت

آن که محتاج قرص نانی است چگونه می تواند فاضل باشد؟

سید حسن موسوی چلک

دراین یادداشت از جلد اول کتاب علی صدای عدالت انسانیت با عنوان علی و حقوق بشر تالیف جرج سجعان جرداق ترجمه عطا محمد سردار نیاو سید هادی خسرو شاهی ازانتشارات فراهانی جملاتی را انتخاب کردم که به شرح زیرمی آورم:

«دوست داشت و در آن غلو نمی کرد، وفا دار بود،با تمام وجودش این را دریافته بود که آزادی را قداستی است که جهان هستی خواستار آن است و جز آن را نمی خواهد.وجهه همت او رسیدگی به درماندگان و ستمدیدگان و فقرا بود تا داد آنان را از استثمارکنندگان بستاند و زندگی آرام و راحت به آنان ببخشد.او در سر آن نبود تا سیر بخورد و خوش بپوشد و راحت بخوابد، در حالی که روی زمین فقرا و بینوایانی باشندکه حتی امید به قرص نانی نداشته باشند.و بیان او چه بزرگ است:آیا من خود را قانع کنم که به من امیر المومنین بگویند، ولی در سختی های زندگی با آنان(مردم وفقرا) دمساز نباشم».

علی(ع)معتقد بود که«راستی را اگر چه به تو زیان رساند، بر دروغ،اگر چه به سود تو باشد،مقدم دار».به مصیبت دیگران شادی نکن و با مردم به نرمی و محبت،دوستی کن. کرم و بخشش ازاخلاق و مبین جوانمردی او بود.از هیچ مخلوفی کینه به دل نداشت.

او معتقد است که:آن که محتاج قرص نانی است چگونه می تواند فاضل باشد؟.نان برای همه وسیله صلح و آرامش است، عامل استقرار نظم و وسیله ای است که انسان را آماده تفکر و احساس می نماید و همبستگی او را با مردم براساس صحیح استوار می سازد.آن کس که آتش گرسنگی درونش را عذاب می دهد،و خون زندگی را در رگ و پوستش می خشکاند،و نور ایمان را در دلش خاموش می سازد، دوستی را به کینه ای عمیق و آرامش خاطر و پاکی روح را به بدبینی و بغض و عداوت وحشتناک بدل می سازد، نمی تواند فردی مطمئن به زیبایی های زندگی، و مومن به عدالت دیگران و راهنمای برادر خود و دوست دار مردمان باشد.

خدمت به انسان،رفع نیازمندی و در هم کوبیدن ظلم اساس سیاست حضرت علی(ع)بود.یک بار پیامبر(ص) به او نگریست و فرمود:

« ای علی، خداوند تو را به نیکوترین پیرایه خود آراسته است: مهر بیچارگان و دردمندان را در دل تو نهاده، و تو را از این که آنان پیرو تو باشند، خشنود گردانیده و آنها نیز از این که تو پیشوای ایشان باشی، راضی و خوشحالند».
با این امید که منش و روش آن امام همام در عمل سرلوحه زندگی مان باشد.انشاءا...

منبع: آرشیو  www.mousavichalak.ir

https://www.khabaronline.ir/news/271006/





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/05/28

تبعات کل کل در رانندگی

سید حسن موسوی چلک
تبعات کل کل در رانندگی

آمار بالای تصادفات جاده‌ای و تعداد کشته‌ها و زخمی‌ها در جاده‌ها در چند دهه گذشته همواره یکی از دغدغه‌های مردم و مسئولان بوده و هست.

حوادث و فوت ناشی از تصادفات رانندگی مختص ایران نیست و در همه جای دنیا رخ می‌دهد و به سه عامل ایمنی خودرو، ایمنی جاده و نیروی انسانی مربوط می‌شود. دلیل عمده این تصادفات در دنیا و کشور ما به نیروی انسانی و رانندگان بازمی‌گردد. مرگ شش‌هزار و 500 نفر از ابتدای سال تاکنون در تصادفات جاده‌ای آمار کمی نیست و نشان می‌دهد هر ساعت دو نفر در تصادفات رانندگی فوت می شود.

البته ما چند برابر فوتی‌ها، آمار زخمی و معلولیت را داریم و به‌نظر می‌رسد زمانی می‌توانیم این آمار را کاهش دهیم که آموزش صحیح و مهارت رانندگان را بالاتر ببریم و در کنار آن به سلامت روانی و اجتماعی رانندگان نیز توجه داشته باشیم. 40 سال قبل آمار تصادفات در کشور آلمان بیش از 21‌هزار کشته بود که این آمار در سال 2017 به سه‌هزار و 100 نفر رسیده است. آنها در کنار بالابردن ایمنی خودرو و جاده‌ها، تمرکز اصلی خود را روی آموزش نیروی انسانی و رانندگان گذاشتند که آنها در کنار مدارا در رانندگی به قوانین و مقررات احترام بگذارند. بیشتر تصادفات ما ناشی از مدارا نکردن رانندگان در هنگام رانندگی است.

نتیجه این کل کل کردن‌های بی‌‌مورد پیامد خوشایندی برای رانندگی ندارد. آلمانی‌ها اعتقاد دارند که آموزش نیروی انسانی می‌تواند آمار تلفات جاده‌ای و هزینه‌هایی که کشور برای این تصادفات پرداخت می‌کند را کاهش دهد و آمارها نیز می‌گویند که آنها به هدف خود رسیده‌اند. ما در کشور چون جاده و خودروهای ایمن نداریم، باید تمرکز خود را بر روی آموزش رانندگان بگذاریم. در کشور ما حدود یک - سوم افرادی که در نهادهای حمایتی، مستمری معلولیت دریافت می‌کنند به خاطر تصادفات معلول شده‌اند. اکثر زنان سرپرست خانوار به خاطر تصادفات همسرشان را از دست داده‌اند، اگرچه در هنگام تصادف امید همه به بیمه است، اما پیامدهای اجتماعی و فرهنگی تصادفات موضوع مغفول مدیریت ترافیک به معنای عام است.

آن بچه‌ای که پدر و مادرش را در تصادفات از دست می‌دهد، قطعا دیه و بیمه نمی‌تواند جایگزین آنها در زندگی آن بچه شود و زندگی او برای همیشه تغییر می‌کند. فردی که شغل او رانندگی است و دچار معلولیت می‌شود، زندگی و معیشت خانواده‌اش برای همیشه دستخوش تغییر می‌شود و فردی که بیمه ندارد و با یک تصادف همه زندگی‌اش را حراج می‌کند تا آخر عمر بدهکار می‌شود و ممکن است سال‌ها در زندان هم بماند.

* سید حسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران
*منتشر شده در روزنامه آرمان مورخ 24 مرداد 98





نوع مطلب : یادداشت ها، تالیفات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/05/27

یادداشت: یاری گر دیگران باشیمImage result for ‫موسوی چلک مددکاری‬‎

*دکتر سید حسن موسو ی چلک

کمتر کسی است که در زندگی اجتماعی خود بتواند ادعا کند که نیاز به دیگران ندارد. چرا که انسان موجودی اجتماعی است و داشتن ارتباط اجتماعی با دیگران که جنبه انسانی هم داشته باشد از جمله نیازهای بشر بوده و هست و در چنین شرایطی است که افراد پشتوانه های اجتماعی را در زندگی خود احساس می کنند و تنهایی و بی تفاوتی کمتر نمود عینی پیدا می کند. اعتماد به نفس افراد بالا می رود که خود می تواند قابلیت های  افراد را هم افزایش دهد. به همین دلیل ما انسان ها  نیاز داریم که دیگران به ما توجه کنند و عکس آن هم صادق است.برای داشتن روابط انسانی پایدار، نمی توانیم نسبت به دیگران بی تفاوت باشیم.لذا یکی از وجوه این نوع روابط اسانی در زندگی اجتماعی، این است که باید به فکر دیگران هم باشیم. معمولا وقتی از این نوع رابطه صحبت به میان می آید شعر زیبای سعدی شیراز به ذهن متبادر می شود که گویا در ساختمان  سازمان ملل متحد هم نوشته شده است:

بنی آدم اعضای یک پیکردند/ که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی بدرد آورد روز گار/ دگر عضو ها را نماند قرار.

برای من و سایر همکاران در حوزه مددکاری اجتماعی اهمیت این موضوع و مشارکت اجتماعی بسیار ملموس هست چرا که معتقدیم در سایه این توجه و مسوولیت پذیری در قبال دیگر همنوعان، جامعه ایی خواهیم داشت که در آن  مردم دغدغه های کمتری خواهند داشت و شرایط به زیستن اجتماعی را بیش از پیش تجربه خواهند کرد.در استان مازندران رسمی وجود داشت  به نام « بنواز» که از نوازش کردن می آمد0 البته شبیه این در سایر اقوام ایرانی هم وجود داشت).یعنی اگر فردی  به هر دلیلی دچار مشکل می شد مردم بدون این که کسی از آنها بخواهد خود را نسبت به او مسوول می دانستند  و نانوشته و بدون  چشم داشت به او کمک می کردند تا مبادا برای ادامه حیات و... خود دچار مشکل شود. این نوع رابطه با دیگران در نهایت برای انسان کمک کننده هم کارکرد هایی دارد. از احساس رضایت از خود گرفته تا این که اگر به هردلیل خود او دچار مشکلی شده، پشتوانه مهمی به نام مردم را دارد که تنهایش نمی گذارند.حتی اگر او در هنگام کمک کردن انتظار پاسخ متقابل را نداشته باشد:

تو نیکی می مکن و در دجله انداز/که ایزد در بیابانت دهد باز

این ذات زندگی اجتماعی است و چه زیباست که زندگی خود را این گونه مدیریت کنیم تا همه با هم از زندگی لذت ببریم.مهمترین دلیل شاید این باشد که ما همه به همدیگر نیاز داریم و رفع نیازها و مشکلات بدون توجه افراد به یکدیگر امکان پذیر نبوده یا دشوار باشد. نکته ایی که امام علی(ع) در نامه 53 به مالک اشتر تاکید می کند هم گویای همین نیاز متقابل به یکدیگر است:« ای مالک! بدان مردم از گروه های گوناگون می باشند که اصلاح هر یک جز با دیگری امکان ندارد و هیچ یک از گروه ها از گروه دیگر بی نیاز نیست». فراموش نکنیم که انسان بدون توجه به دیگران « اجتماعی» نخواهد شد. این که در فرهنگ عامه گفته می شود« دستی که کمک می کند،از دستانی که برای دعا بالا می روند مقدس تر است» خود گویای اهمیت  یااری گری دیگران است.پس بیایم در این دنیای زودگذر با توجه به نیازها و مشکلات دیگران راه و رسم خوب زیستن را در جامعه نهادینه کنیم.

*رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه جام جم/24 مرداد 98 صفحه زندگی: 13

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/05/25

فرصتی که از دست می رودImage result for ‫موسوی چلک مددکاری‬‎

سید حسن موسو ی چلک

               رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران(روزنامه شرق/20 مرداد1398)

نامگذاری روز ها به مناسبت های خاص فرصتی برای طرح مباحث مرتبط با آن مناسبت و سپاسگزاری از افراد مرتبط است.یکی از این مناسبت ها روز 22 مرداد با عنوان« روز  تشکل ها و مشارکت اجتماعی» است. این مناسبت را بهانه می کنم تا ضمن تبریک این روز به همه سازمان های غیر دولتی و سازمانهای مرتبط، هم به عنوان یک مددکار اجتماعی که مشارکت یکی از شش اصل اساسی حرفه ام هست و هم به عنوان عضوی از چندین تشکل غیر دولتی که مهمترین هدف تشکیل آنها، مشارکت در امور جامعه می باشد و همچنین رییس یک تشکل صنفی- علمی غیر دولتی و غیر سیاسی با سابقه بیش از نیم قرن فعالیت یعنی( انجمن مددکاران اجتماعی ایران) به چند نکته در این زمینه اشاره کنم. مرداد ماه  سال 1393 یعنی سال اول دولت آقای حسن روحانی جلساتی در وزارت کشور برگزار می شد و من هم دعوت می شدم.حس خوبی داشتیم چون  قرار بود برای اولین بار رییس جمهور به همراه اعضاء هیات دولت، بویژه وزرایی که با این سازمان ها سر وکار بیشتر داشتند) چندین ساعت با سازمان های غیر دولتی گفت و گو کنند.این جلسه با حضور مدیران بیش از 3500 تشکل غیر دولتی حدود 7 ساعت برگزار شد.از قبل هم قرار شده بود که در حضور رییس جمهور پنج نفر از مدیران این سازمان ها هر کدام 3 دقیقه مطالبی را مطرح کنند.من هم یکی از این پنج نفر بودم که صحبت کردم.خاطرم هست 13 نکته را در این دقایق بسیار کوتاه مطرح کردم که به برحی از آنها در این یادداشت هم اشاره می کنم(قبل از حضور رییس جمهور هم با حضور وزاری مربوطه سوال و جواب می شد).براین باورم که برای اعمال مدیریت هوشمندانه در هر کشوری استفاه از ظرفیت های مردمی و جلب مشارکت آنها بهترین سرمایه محسوب می شود و این مستلزم این است که از قوی شدن این سازمان ها هراس نداشته باشیم بلکه آنها را یک ظرفیت قلمداد کنیم و نگاه رقابتی با آنها توسط دولتی ها وجود نداشته باشد0اگر چه از نظر کمی سازمان های غیر دولتی بیشتر شده اند  ولی از نظر کیفی هنوز خیلی کار داریم.چرا که معتقدم زمانی کشور در زمینه استفاده از ظرفیت این سازمان ها به بلوغ می رسد که بتواند جایگاه آنها را  در سه حوزه سیاستگذاری اجتماعی، اجرا و نظارت بر عملکرد دولت به رسمیت بشناسد نه فقط در اجرای برنامه که دولت  توان ندارد یا  خیلی علاقمند نیست.نکته بعدی فلسفه تشکیل این سازمان مشارکت اجتماعی در برنامه های کشور هست که نشان از مسوولیت پذیی شان دارد اما بخش دیگر کار این سازمان های غیر دولتی، مطالبه گری اجتماعی است لذا انتظار دارند که در کنار مشارکت اجتماعی، بتوانند پرسشگری و مطالبه گری هم داشته باشند.موضوعی که نتوانستیم آنگونه که شایسته است،  عملیاتی کنیم. اگر این نقش پررنگ تر شود بدون شک تقویت جایگاه شان در حوزه نظارت می تواند به شفافیت و سلامت و ارتقاء اعتماد اجتماعی در کشور کمک کند.تحقق این حق سازمان های غیر دولتی مستلزم پاسخگو دانستن دولت( مسوولان) در مقابل مردم و این سازمان هاست.اما از  آنجایی که معمولا در عمل خیلی انتقاد پذیر نیستیم و مجوز فعالیت این سازمان ها توسط دستگاه های دولتی صادر می شود و فعالیت شان به آنها وابسته است، شاید سازمان های غیر دولتی هم علاقمند به تقویت این نقش نداشته باشند.همچنین معتقدم با توجه به دانش و تجربه زیسته، مشارکت این سازمان ها در سیاستگذاری های اجتماعی در سطوح ملی و منطقه ایی می تواند تاثیرات شگرفی داشته باشد که نباید به آسانی از کنار آن گذشت.نداشتن نگاه قیم مابانه به سازمان های غیردولتی بستر را برای مشارکت کمی وکیفی آنها بیش از پیش افزایش خواهد داد و به دلیل اعتماد مردم به این سازمان ها که از جنس خودشان هستند می تواند آنها را به پلی بین مردم و دولت قرار دهد.بدون شک مشارکت اجتماعی منجر به کاهش هزینه های دولت ها در انجام وظایف شان خواهد بود و درجه مشارکت این سازمان ها در کنار مشارکت مردم و خانواده ها در تحقق توسعه همه جانبه و پیشرفت  هر کشوری بسیار مهم است که سازمان های غیر دولتی یکی از جلوه های این مشارکت محسوب می شود. این مشارکت حتی می تواند کمک کند تا مردم با محدودیت های دولت ها  از طریق این  سازمان ها برای انجام امور هم آشنا شوند که خود می تواند در افزایش اعتماد عمومی به دولت ها در کشور های مختلف کمک شایانی کند.ضمن اینکه پذیرش این مشارکت و تسهیل در امر مربوط به سازمان های غیر دولتی موجب می شود که  زیرزمینی و پنهانی فعالیت نکنند.در پایان می خواهد به این نکته اشاره کنم که ضمن تاکید بر آسیب شناسی( نقاط قوت و ضعف) فعالیت این سازمان ها و الزام( خود خواسته) آنها بر افزایش شفافیت های مالی و اداری و .. این موضوع هم مورد توجه قرار گیرد که در حال حاضر بر اساس قوانین و اسناد بالادستی، برای مشارکت اجتماعی این سازمان ها می بایست مجوز رسمی فعالیت را از دستگاه های تعیین شده در قوانین اخذ کنند، ضروری است تا صادقانه و بدور از هرگونه جانبداری اداری و سیاسی و.. آسیب شناسی رابطه دولت با این سازمان ها هم صورت گیرد و چشم انداز فعالیت این سازمان ها بگونه ایی ترسیم شود که انگیزه آنها را برای افزایش مشارکت بیشتر کند تا نشان داده شود که آنها را باور کردیم.

  





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/05/21

یادداشت:

برای روابط انسانی اهمیت قائل شویم

دکتر سیدحسن موسوی چلک(رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران)

روابط انسانی، مفهوم وسیعی دارد و هر نوع رابطه ای بین دو فرد، دو گروه، فرد و گروه، سازمان و فرد و... را دربرمی گیرد.

این روابط، ممکن است به شکل های مختلفی مانند روابط رسمی، غیررسمی، عمومی، خصوصی، کلامی، غیرکلامی، عمودی، افقی و چند جانبه رخ دهد. در عین حال، امکان دارد رابطه در محیط ها و موقعیت های خاص اجتماعی، فرهنگی، تجاری، بازرگانی، حکومتی و آموزشی برقرار شود.

محبت ها، تنفرها، آشتی و قهرها در محدوده رابطه انسانی قرار می گیرند. گفت وگوهای صمیمانه و همچنین درگیری های لفظی نیز شکل هایی از اشکال رابطه انسانی اند که در خانواده، کار و جامعه، بین افراد اتفاق می افتد.

 جنبه مهم دیگر این روابط، درک قابلیت های افراد و دادن مسوولیت به آنها براساس قابلیت ها و استعدادها و شریک و سهیم کردن آنها در امور زندگی و جامعه است.

در سایه این پذیرش، افراد، احساس وجود و ارزش می کنند، به زندگی و کار علاقه مند می شوند، از بی تفاوتی های آنها کاسته می شود و سرانجام با روحیه ای تازه و قوی تر، به کار و زندگی می پردازند.

با نگاهی به نیازهای انسان، به این نتیجه می رسیم که این نیازها، بدون وجود شخص یا اشخاص دیگری که با آنها رابطه برقرار می کنیم، تامین نمی شود.

 روابط، موقعی انسانی است که طرفین ارتباط، بتوانند فواید لازم را از روابط خود ببرند.

منظور از سودمندی، خیر و فایده ای است که از روابط انسان ها با یکدیگر در راستای ادامه حیات، به هر یک از آنها می رسد. حیات (زندگی) و اهداف آن، اساسی ترین موضوع تعیین کننده سود و زیان پدیده ها از نظر انسان است.

خداوند بزرگ هنگام خلقت هر موجودی (از جمله انسان)، در وجود او عناصری قرار داده است که تکلیف نیازهای او را تعیین می کند. هر چیز که مطابق فطرت انسان باشد و سبب ادامه حیات و رشد او شود، مفید و سودمند

 است.

بالعکس، هر چیزی که برخلاف فطرت انسان باشد و مانعی برای ادامه حیات او به حساب آید و جلوی رشد او را بگیرد، زیان آور است.

 اگر انسان ها به خاطر تامین نیازهای خود، مجبور به برقراری روابط باشند، پس موقعی روابط پایاتر خواهد بود که با این تفاوت ها بیشتر سازگار باشد.

 این که بعضی از انسان ها سعی می کنند همه افراد را وادار به هم شکل سازی با نیازها و معیارهای خود کنند، این کار، نه تنها موجب برقراری روابط نمی شود، بلکه سبب احساس دوری و جدایی نیز   می شود.

منبع: روزنامه جام جم/15 مرداد 95 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/05/16

همه باید پاسخگو و تحت نظارت باشیم

سیدحسن موسوی‌چلک
همه باید پاسخگو و تحت نظارت باشیم

بسیاری از ما تجربه مشابهی از این موضوع داریم که پدر و یا مادرمان در دوران کودکی، نوجوانی و جوانی و حتی بزرگسالی پولی به ما می‌دادند تا خرید کنیم. وقتی بر می‌گشتیم می‌پرسیدند: چه چیزی خرید کردید؟ چقدر شده بود؟ چقدر مانده؟

در واقع با این سوالات داشتند نظارت می‌کردند که پول چگونه و تا چه مقدار و برای چه کالایی هزینه شده است.حتی اگر مانده پول را بعد از این سوالات به خود ما می‌دادند تا برای خودمان چیزی بخریم یا پس انداز کنیم و... فرقی نمی‌کرد فرزند ارشد خانواده خرید می‌کرد یا کوچک‌تر. همه می‌بایست در مقابل پولی که دریافت می‌کردیم  پاسخگو باشیم. هم نظارت بر بودجه بود و هم نظارت بر عملکرد. حال اگر مدیر خانواده چنین نظارتی نداشته باشد  نمی‌تواند مسیر حرکت خانواده را درست هدایت کند. سازمان‌ها (همه انواع آن: دولتی، غیردولتی و سایر شقوق) هم همین گونه هستند. اگر تحت نظارت نباشند و عملکردشان ارزیابی نشود معلوم نیست آیا مسیری را که انتخاب می‌کنند درست است؟ طبق ضوابط و مقررات مالی کشور است؟ به همین دلیل دستگاه‌های نظارتی متعددی در کشور وجود دارند. طی سالیانی که در سازمان برنامه و بودجه کشور کار می‌کردم و یا در بهزیستی کشور مسوولیت مدیریت عملکرد این سازمان را بر عهده داشتم بیش از پیش به اهمیت این نوع نظارت و ارزیابی پی بردم . به همین دلیل در قوه مقننه علاوه بر نمایندگان مجلس که یکی از وظایف‌شان نظارت و تحقیق و تفحص است، دیوان محاسبات وجود دارد. در قوه قضائیه  سازمان بازرسی کل کشور تاسیس شده است و در دولت هم علاوه بر وزارت اقتصاد و دارایی که توسط ذی‌حسابان مستقر در دستگاه‌های اجرایی، نظارت بر امور مالی دستگاه‌های مرتبط دارد، سازمان برنامه و بودجه هم این وظیفه نظارتی( مالی وعملکردی) را دارد و در تمام دستگاه های اجرایی هم این موضوع توسط دفاتر مدیریت عملکرد، بازرسی و پاسخگویی به  شکایات و یا عناوین مشابه یا واحد های نظارتی دیگری دارند. همه این حوزه‌های نظارتی در پی آن هستند تا منابع مالی طبق مقررات و ضوابط هزینه شود و عملکردهای دستگاه‌ها هم متناسب با هزینه انجام شده باشد.

این یک امر بسیار بدیهی برای مدیریت در هر سطحی( ملی، استانی، شهرستانی، سازمانی و...) در کشور است و هیچ سازمانی نباید به دنبال این باشد که خود را از نظارت و ارزیابی عملکرد وپاسخگویی در مقابل بودجه‌ای که دریافت می‌کند مستثنی کند. در چنین شرایطی یکی از احتمالات این است که چنین سازمان‌هایی علاقمند به شفافیت نیستند و ممکن است تخلفاتی  داشته باشند. در غیر این صورت طبق ضرب المثل معروفی که برای همه ما آشناست «آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است» نباید از حساب پس دادن ترسی وجود داشته باشد؛ حتی اگر تخلفی یا انحرافی در انجام امور و هزینه کرد وعملکرد مطابق با قوانین و مقررات وجود دارد در جریان این نظارت ها وارزیابی شناسایی شده و برای مدیریت بهتر و اصلاح امور شایسته‌تر انجام می شود. بر این باورم که  نظارت پذیری و ارزیابی عملکرد موجب هوشمندی سازمان و برانگیختن مجموعه عوامل و افراد در جهت شفافیت و  اهداف سازمانی می شود.

حال که طبق قانون اساسی بودجه سالانه کل کشور از طرف دولت تهیه و برای رسیدگی و تصویب به مجلس شورای اسلامی تسلیم می‌شود و دولت موظف به پاسخگویی به مجلس شورای اسلامی است و نظارت بر چگونگی هزینه کردن آن را حق خود می‌داند چون درسایه نظارت است که قدرت پاسخگویی او افزایش پیدا می‌کند. مجلس هم توسط دیوان محاسبات هر ساله گزارش تفریغ بودجه را تهیه کرده و در صحن علنی گزارش می‌دهد و در صورت تخلف به قوه قضاییه ارسال می‌کند. طبیعی است نهاد مسوولی که طبق قانون اساسی مسوولیت پاسخگویی دارد یعنی دولت  در مقابل بودجه تخصیص داده شده، بخواهد نظارت  مالی و ارزیابی عملکرد داشته باشد. مقاومت و یا مخالفت  با این وظیفه قانونی دولت می‌تواند مدیریت منابع را با اشکالاتی مواجه کند. این نکته را بپذیریم که اگر نظارت مالی وگزارش های مالی شفاف نباشد می‌تواند تردیدهایی را درباره آن سازمان‌ها ایجاد کند. داشتن شفافیت مالی که عملکرد واقعی دستگاه‌ها و سازمان‌ها را نشان دهد، باعث ایجاد بستری برای تصمیم‌گیری بهتر دولت برای مدیریت بهینه منابع و مصارف می‌شود. عدم شفافیت، اعتماد مردم به دولت‌ها  ومدیران ارشد در هر جامعه‌ای  را کم خواهد کرد که می‌تواند خسارت‌های جبران ناپذیری داشته باشد.

فراموش نکنیم که بودجه شاهرگ حیاتی و قلب برنامه ریزی هر کشوری است که علاوه بر نقش هدایتی، ابزار پاسخگویی نیز هست. بودجه به عنوان برنامه مالی دولت‌ها، مهمترین بخش مدیریت مالی یا مرکز فعالیت دیوان سالاری است و با توجه به اینکه کلیه اقدامات دولت جهت برآوردن نیاز جامعه از طریق اجرای صحیح بودجه صورت می‌گیرد، پس وجود کنترل‌های مالی، اداری و فنی و نظارت بر اجرای فعالیت‌های سازمان‌ها مطابق با بودجه مصوب، از مهم‌ترین وظایف دولت است. همچنین توجه به اصول ۵۳ قانون اساسی و ماده ۹۰ قانون محاسبات عمومی کشور، اهمیت نظارت و کنترل، در راستای اجرای بودجه را آشکارتر می سازد.

* رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: خبرآنلاین/15 مرداد 98

کد خبر 1286817




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/05/16

یادداشت:وقتی نخبگان اجتماعی غایب اند

سید حسن موسوی چلک( رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران.روزنامه

 شرق.۱۳ مرداد ۹۸Image result for ‫موسوی چلک مددکاری‬‎)

لزوم بهره مندی از نخبگان اجتماعی در مدیریت های اجتماعی

یکی از وظایف دولت ها در جامعه تعهد به وظایفی است که در هر کشور دولت ها موظف هستند در مقابل مردم انجام دهند که منجر به افزایش رفاه اجتماعی و در نهایت" به زیستن اجتماعی" شود که در این شرایط مردم بطور مستمر از کیفیت زندگی خود رضایت خواهند داشت و اعتماد شان هم به دولت نه تنها کم نمی شود بلکه افزایش هم پیدا می کند و رابطه دولت_ ملت رابطه خوبی خواهد بود. یکی از الزامات تحقق عینی چنین شرایطی در هر کشوری از جمله ایران، اعمال مدیریت مناسب می باشد که چنین مدیریتی هم مستلزم بهره گیری از متخصصین و نخبگان مرتبط در هر حوزه می باشد که علاوه بر تخصص و تعهد حرفه ایی، از دانش و تجربه سیاستگذاری هم بهره کافی داشته باشند.یکی از حوزه هایی که از این منظر فقیر است حوزه اجتماعی است که چنان مدیریت در این حوزه سهل گرفته شده است که هر کسی فکر می کند می تواند مدیر اجتماعی باشد.بررسی مدیریت های اجتماعی در ایران خود گویای همین مساله است.نکته ایی که اشاره کردم متوجه یک فرد یا دستگاه اجرایی نیست بلکه در طول چهل سال گذشته همیشه وجه غالب تخصص و تجربه مدیران اجتماعی از جنس غیر از حوزه اجتماعی بوده و هستند.ایراد اصلی به افرادی که چنین مسوولیتی را می پذیرند نیست بلکه این اشکال متوجه همه کسانی است که فهم درستی از پیچیدگی های مدیریت در حوزه های اجتماعی ندارند و ساده انگارانه و شاید هم بی تفاوت با موضوعات اجتماعی برخورد می کنند.تاملی بر وضعیت شاخص های اجتماعی در کشور خود گویای این است که حوزه اجتماعی بد مدیریت شده و می شود.یکی از چندین دلیل چنین شرایطی این است که عموم مدیران اجتماعی از جنس این حوزه نیستند و اگر هم باشند که تعدادشان بسیار معدود است، از جنس نخبگان اجتماعی که بتوانند در این حوزه مهم و اساسی و پیچیده مدیریت اثربخش داشته باشند، نیستند.این غفلت هزینه های زیاد مادی و انسانی بر جامعه تحمیل کرده و خواهد کرد.از آنجایی که پذیرفتیم" در مثل مناقشه ایی نیست" می خواهیم با استفاده از یک ضرب المثل مازندرانی به آثار قطعی این غفلت اشاره کنم.ضرب المثل این است" وقته نی زن شوپی گر بووه، بنجه خی خارنه" مغنی ساده آن است که وقتی شما فردی که نی نوازی می کند را به عنوان شب پا برای مراقبت از شالیزاری در مقابل حیوانات وحشی، انتخاب می کنید نباید انتظار داشته باشید که محصولات شما سالم بماند.چرا که کسی که نی نوازی می کند باید روی زمین بنشیند، معمولا نی نواز هنگام نواختن چشمش را می بندد و همین طور معمولا افرادی احساسی و مهربان هستند و از کشتن و خون و ... متنفرند.حال فردی که برای "شب پا"یی انتخاب می شود باید جست و خیز کند و بدود، چشمش باز باشد و حتی در تاریکی بتواند خوب ببیند و به دلیل نوع کارش با کشتن حیوانات، احساساتش جریحه دار نمی شود.حالا تصور کنید که اگر نوازنده نی با چنین ویژگی هایی را برای شب پایی زمین کشاورزی انتخاب کنیم، نباید غیر از خرابی محصولات انتظار دیگری داشته باشیم.تحربه زیسته و بررسی های صادقانه نشان می دهد که در ادوار مختلف مدیریت حوزه اجتماعی افرادی بسیار خوب ولی از جنس غیر مرتبط با حوزه اجتماعی انتخاب می شوند.این نوع نگاه را محدود به یک یا دستگاه اجتماعی یا یک دوره ایی خاص از دولت نمی کنم بلکه در همه بخش های مدیریتی اجتماعی و در همه دولت ها در طول چهار دهه مصداق دارد.ممکن است فردی در حوزه تخصصی اش نخبه هم باشد ولی این به منزله این نیست که در حوزه اجتماعی هم الزاما مدیری موفق خواهد بود.پیچیدگی و تنوع موضوعات اجتماعی و لزوم فهم دقیق مسائل مرتبط ایجاب می کند با استفاده از نخبگان اجتماعی در مدیریت های این حوزه بگونه ایی مدیریت شود که با آینده نگری اجتماعی قبل از بروز مشکلات تدبیر مناسب اتخاذ کنند تا زندگی مردم در جامعه دچار مشکلات نشود.نشانگر های اجتماعی کشور در حوزه جرایم، آسیب های اجتماعی، سرمایه اجتماعی، خانواده بویژه ازدواج و طلاق، خشونت های خانگی و ...، کودکان، نشاط اجتماعی، گویای این است که حوزه اجتماعی را خوب مدیریت نکردیم.به دنبال مقصر نگردیم بلکه باید با استفاده از نخبگان اجتماعی آگاه به دانش مدیریت و سیاستگذاری به عنوان مدیران اجتماعی به دنبال پیدا کردن" راه های موثر" باشیم تا بتوانیم در ابتدا به دنبال کنترل شرایط موجود و سپس برای کاهش آنها اقدام کنیم.با این امید که با بهره گیری از این ظرفیت های اساسی بتوانیم برای بالابردن کارآمدی حوزه های اجتماعی و افزایش شاخص سلامت اجتماعی بیش از پیش موفقیت حاصل کنیم چرا که این شرایط اجتماعی زیبنده و شایسته این مردم نیست.

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/05/13

ترویج اهمیت روابط انسانی:

از حال هم خبر داشته باشیم

(روزنامه جام جم/3 مرداد 1398)Image result for ‫موسوی چلک‬‎

 یكی از نیاز‌های بشر داشتن روابط انسانی با دیگران است. در راستای این ارتباط است كه افراد می‌توانند به هم مهر بورزند، محبت كنند و از حال هم خبر داشته باشند. متاسفانه امروزه بنا به دلایل مختلف از جمله گسترش فناوری، تغییر ساختار خانواده‌ها از گسترده به هسته‌ایی، كاهش ارتباطات مردم در محله ها، مشغله‌های فراوان تغییر سبك زندگی و... فرصت دیدار‌های چهره به چهره كم شده است و نمی‌توانیم همچون گذشته شب‌نشینی‌های دلنشین را داشته باشیم و همین موضوع باعث شده دوری فیزیكی كه نتیجه‌اش دوری عاطفی است، در جامعه بیشتر شود. شاید به همین دلیل است كه شعار سال 2019 فدراسیون جهانی مددكاران اجتماعی «ترویج اهمیت روابط انسانی» تعیین شده كه خود نشان دهنده نیاز جامعه جهانی به این نوع ارتباط است.یكی از راه‌های ترویج روابط انسانی داشتن «صله رحم» است كه به معنای محبت و سلوك داشتن با خویشان و نزدیكان می‌باشد. موضوعی كه در دین اسلام به دفعات بر آن تاكید شده است. اسلام تحكیم پیوندهای خویشاوندی و استحكام روابط خانوادگی را به‌شدت مورد تأكید و توجه قرار داده و صله رحم و رسیدگی به بستگان را به‌عنوان یك ارزش الهی واجب كرده است. خداوند در آیه یك از سوره نساء در قرآن می‌فرماید: «بترسید از آن خدایی كه به نام او از یكدیگر درخواست می‌كنید؛ و درباره ارحام كوتاهی نكنید، همانا خداوند مراقب شماست». حتی از امام رضا(ع) نقل شده كه قطع رحم را گناه كبیره می‌دانند. همه این تاكیدات در دین اسلام و مبانی علمی حوزه‌های اجتماعی و تربیتی به‌دلیل كاركرد‌هایی است كه صله رحم دارد. انسان وقتی در حفظ و تحكیم روابط خود با دیگران اهتمام می‌ورزد، به نوعی آرامش را برای خود و دیگران به ارمغان می‌آورد. همین كه از حال هم خبر داشته باشیم حس خوبی به ما دست می‌دهد. خاطرم هست در دوران كودكی و نوجوانی كه مادر بزرگم، پدر، مادرم، عموهایم و همسران و فرزندان‌شان، دور هم جمع می‌شدیم چه حس خوبی داشتیم؛ حسی كه به ما انرژی مثبت می‌داد.خیلی از گرفتاری‌ها و مشكلات در این ارتباطات حل می‌شد، احساس نشاط و شادابی داشتیم، تعلق ما به همدیگر بیشتر بود. در این ارتباطات و شب‌نشینی‌ها در قالب داستان، شعر و... با فرهنگ خودمان آشنا می‌شدیم. یاد می‌گرفتیم كه باید به فكر همدیگر باشیم. در واقع زندگی انسانی در این نوع ارتباطات بیشتر معنا پیدا می‌كرد. برخی از همكاری‌های گروهی و مشاركت‌های اجتماعی در همین ارتباطات با خویشان و دوستان صورت می‌گرفت.در روابط درون خانوادگی هم این نوع ارتباط، آرامش ایجاد می‌كرد كه خود در پیشگیری از بروز خشونت و آسیب‌های اجتماعی دیگر نقش موثری داشت. با تقویت صله رحم فاصله‌ها را كم كنیم تا بیش از این از هم دورتر نشویم. فراموش نكنیم كه زندگی بدون ارتباط انسانی با دیگران معنی ندارد.

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/05/12

ترویج اهمیت روابط انسانی:

مهر بورزیم

Image result for ‫موسوی چلک مددکاری‬‎یكی از نیازهای بشر كه در روابط انسانی تامین می‌شود، نیاز به «محبت» است. برای همین هم انتظار می‌رود با ترویج مهربانی اجتماعی، احساس پویایی و
سر زندگی را در جامعه ترویج دهیم و همبستگی میان مردم را بیشتر كرده تا تعلق اجتماعی و نشاط اجتماعی را در جامعه نهادینه كنیم. فراموش نكنیم كه هیچ‌كدام از ما انسان‌ها، بی‌نیاز از محبت نیستیم و آثار آن در زندگی بسیار محسوس خواهد بود. بی‌دلیل نیست كه مولوی محبت را عاملی برای تبدیل شدن خار به گل، سركه به مل، سنگ به روغن، آهن به موم و قهر به رحمت می‌داند و حتی می‌گوید: «از محبت مرده، زنده می‌شود/ از محبت شاه بنده می‌شود». معتقدم محبت كردن به دیگران دوستی‌ها را هم در جامعه افزایش می‌دهد و احساس تنهایی اجتماعی كه امروزه یكی از نگرانی‌های جدی محسوب می‌شود كمتر خواهد شد و مهربانی اجتماعی می‌تواند جایگزین تنهایی اجتماعی شود، البته اگر بخواهیم. نكته‌ای كه همیشه به آن تاكید می‌كنم این است كه محبت روی دشمنان ما هم می‌تواند تاثیر مثبت داشته باشد. ترویج مهربانی اجتماعی موجب خواهد شد در درون خانواده هم افراد از محبت هم سیراب شوند و تشنه محبت از خانه خارج نشوند كه در غیر این صورت احتمال این كه انسجام خانواده و كیفیت روابط‌شان را تحت‌الشعاع خود قرار دهد، افزایش پیدا می‌كند. در واقع محبت، وفاداری و گذشت را هم به دنبال خواهد داشت؛ بخشی از طلاق‌ها و خشونت‌های خانوادگی به دلیل نبود محبت بین افراد خانواده است. فراموش نكنیم كه فقر محبت، نظام خانوادگی را متلاشی می‌كند حتی می‌توان گفت محبت درون خانواده می‌تواند تحمل مشكلات و ناملایمات بیرون از خانه را آسان‌تر كند.


پس برای تقویت ثبات خانوادگی، محبت بین خودمان را افزایش دهیم. همین موضوع در روابط اجتماعی خارج از خانه هم مصداق پیدا می‌كند؛ افرادی كه به جای تنفر و كینه بذر محبت نزد مردم، همكاران، همسایه‌ها و... می‌كارند، جایگاه خوبی خواهند داشت.


ضمن این كه ترویج مهربانی اجتماعی فقط روی كسانی كه به آنها محبت می‌شود تاثیر نخواهد گذاشت، بلكه كسانی كه خود مروج مهربانی و محبت بین مردم هستند هم از تاثیرات مثبت آن از جمله رضایت از زندگی، نشاط و شادابی بیشتر و داشتن سبك حمایتی بیشتر و قوی‌تر هم بهره‌مند خواهند شد؛ آن‌قدر كه خواجه‌نصیرالدین طوسی، محبت را از عدالت هم بالاتر می‌داند و معتقد است عدالت، وحدت معنوی در بین‌ قوا و محبت، وحدت طبیعی ایجاد ‌می‌كند.

منبع: روزنامه جام جم/10 مرداد 1398





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/05/12

دیده بانی اجتماعی  موثر در سیاستگذاری اجتماعی

سید حسن موسو ی چلک

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران) روزنامه شرق/6 مرداد 1398)

یکی از الزامات سیاستگذاری های اجتماعی و برنامه ریزی های مرتبط در حوزه اجتماعی از جمله سلامت اجتماعی، آسیب های اجتماعی، کیفیت زندگی اجتماعی و... اتخاذ تدابیر لازم برای ایجاد نظام دیده بانی اجتماعی است تا سیاستگذاری ها  و تصمیم گیری ها در خلاء صورت نگیرد و مبتنی بر شواهد و داده ها و اطلاعات سودمند ویافته های پژوهشی و یا تحلیل داده های موجود باشد. به همین دلیل ضروری است تا تحولات و تغییرات اجتماعی و وضعیت اجتماعی و مولفه های مرتبط با این وضعیت بطور مستمر رصد شوند. بستر سازی برای« دیده بانی اجتماعی» یکی از راه های تحقق عملی این نظام رصد می باشد.موضوعی که در حوزه اجتماعی بنا به دلایل مختلف از جمله غلبه نگاه های غیر کارشناسی و غیر تخصصی در نظام مدیریت اجتماعی کشور،  جدی گرفته نشده و مورد غفلت قرار گرفته است.تقویت دیده بانی اجتماعی فرصتی برای مشارکت افراد مرتبط در حوزه اجتماعی برای سیاستگذاری ها و تصمیم گیری ها در سطوح ملی و استانی و محلی برای ارتقاء سلامت اجتماعی و روانی است. همچنین دیده بانان اجتماعی می توانند به سیاستگذاران اجتماعی، مشاوره های موثر در تصمیم سازی و تصمیم گیری ها بدهند، آینده نگری اجتماعی داشته باشند، ارزیابی سیاست  های موجود در حوزه اجتماعی را انجام دهند، مولفه های اجتماعی را رصد کرده و ثبت و ضبط کنند و از همه مهم تر مراقب وضعیت سلامت اجتماعی و کیفیت زندگی مردم باشند.اگر همین موارد را به عنوان فایده های دیده بانی اجتماعی قلمداد کنیم کافی است تا نه تنها تعللی در راه اندازی نظام دیده بانی اجتماعی نکنیم بلکه بر تاسیس و تقویت آن بطور جدی بکوشیم. سیاستگذاری های و تصمیم گیری ها درحوزه اجتماعی در خلاء و یا بصورت غیرشفاف، هزینه های جبران ناپذیر مادی و انسانی برجامعه و مردم تحمیل می کند.

برای دیده بانی اجتماعی می توان از ظرفیت های پژوهشگران و کارشناسان اجتماعی، بویژه مددکاران اجتماعی که اطلاعات دقیق و جامعی در تمام نقاط کشور دارند و همین طور از ظرفیت سازمان های غیر دولتی فعال  در عرصه های مختلف اجتماعی و دستگاه های اجرایی مرتبط استفاده کرد.مهم این است  که نیاز به این نظام بیش از پیش احساس شود.

 برای عملیاتی شدن دیدده بانی اجتماعی با استفاده از ظرفیت  انجمن ها و سازمان های غیر دولتی فعال درحوزه اجتماعی ضروری است  دیده بانی را باور کنیم و نگاه سیاسی و جناحی از دیده‌بانی  این سازمان ها زدوده شود، گفت: این مساله یکی از شروط و مقدمات حیاتی دیده‌بانی  این سازمان هاست. گر چه معتقدم این سازمان ها هم  در بحث دیده‌بانی اجتماعی نیازمند درک و شناخت بیشتری نسبت به  موضعات مرتبط از جمله در حیطه مدیریت شهری هستند تا زمینه برای اجرای ماده 70 برنامه پنج ساله سوم شهر تهران اجرایی شود.  گرچه این اطمینان باید داده شود که دیده بانی اجتماعی هزینه ایی نداشته باشد و ضروری است از قربانی شدن  مشارکت کنندگان در بحث دیده‌بانی اجتماعی جلوگیری شود تا بتوانند با آزادی عمل و صریح و صادقانه دراین زمینه مشارکت فعال و موثر داشته باشند و در عین حال حس مسئولیت‌پذیری اجتماعی و البته انتقادپذیری در طرفین بحث دیده‌بانی را افزایش بدهیم. یکی از انتظارات از دیده بانان اجتماعی نظارت بر عملکرد و وظایف  واختیارات سازمان های اجتماعی در حوزه های مختلف می باشد تا مدیریان  پاسخگویی وظایف خود در مقابل دیده بانان اجتماعی باشند . گرچه به نظر می رسد  تا تحقق عملی این بخش از دیده بانی اجتماعی هم مثل بقیه بخش های دیگر فاصله بسیار طولانی در پیش داریم.چرا که تحقق این بخش یعنی تحقق مطالبه گری اجتماعی توسط این دیده بانان هست. لذا مدیریت اجتماعی هوشمند ظرفیت دیده بانی اجتماعی را برای شفافیت  و مطالبه گری اجتماعی بسیار ارزشمند می داند و نهایت تلاش خود را برای تسهیل گری در این زمینه به کار می گیرد.

 فراموش نشود که  «رسانه ها» هم  می توانند در کنار سایر ظرفیت هایی که در بالا به آنها اشاره شد در زمینه دیده بانی اجتماعی نقش بسیار موثری ایفا کنند.نکته ایی که درحوزه دیده بانی اجتماعی مهم می باشد این است که دیده بانان باید نسبت به حوزه دیده بانی خود اشراف اطلاعاتی داشته تا بتوانند تاثیر گذار باشند.دیده بانی اجتماعی به منزله «مچ گیری» نیست بلکه دیده بانی اجتماعی را یک فرصت برای مدیریت بهتر و هوشمندانه تر تلقی کنیم.گر چه خلاء نظام دیده بان اجتماعی موثر و فعال را  در کشور شاهد هستیم ولی می توان از همین ظرفیت ها هم برای تقویت این نظام در کشور استفاده کرد.

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/05/12

یادداشت شرق:

 اعتراف سخت(سید حسن موسوی چلک/رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران/

30 تیر ماه 1398)

 Image result for ‫موسوی چلک مددکاری‬‎

یکی از نگرانی های جهان و ایران در شرایط کنونی( بیش از گذشته) تنوع و گسترش  آ‌سیب‌های اجتماعی  است که مرز خانواده را هم در نوردیده است. موضوعاتی از قبیل اعتیاد، فرار از خانه، خشونت خانگی، طلاق، فضای مجازی؛ ناراضیتی از زندگی، خیانتف کاهش ازدواج و... از جمله  موضوعاتی هستند که خانواده ها از آنها تاثیر منفی می پذیرند و بخشی از ضعف انسجام خانوادگی و صمیمیت و شادابی بین اعضاء خانواده ها هم در نتیجه همین شرایط ناگوار است که حتی می تواند ثبات  و انسجام اجتماعی در هر جامعه ایی را هم تهدید کند.

روند موجود به خصوص در برخی شهرهای بزرگ باعث ایجاد نگرانی گردیده و پیش بینی پیامدهای و آسیب های ادامه وضع موجود باعث شده است، همگی دلسوزان، آگاهان و فرهیختگان اجتماعی و مسئولان مترصد انجام اقدامات لازم به منظور تغییر این روند و جلوگیری از آسیب بیشتر باشند.واقعیت این است که در صورت گسترش آ‌سیب‌های اجتماعی هیچ دیواری حتی خانواده نمی‌تواند مانع آثار تخریبی آن شود. افرادی که بنا به دلایل مختلف درگیر آ‌سیب‌های اجتماعی و جرایم می‌شوند عموما در خانواده‌ای حداقل متشکل از همسر، فرزندان و اطرافیان زندگی می‌کنند، لذا تاثیرپذیری از وضعیت نابسامان ناشی از آ‌سیب‌های اجتماعی گریزناپذیر است. یک ارتباط مستقیم بین آ‌سیب‌های اجتماعی و بروز تاثیرات منفی در خانواده وجود دارد و هرقدر آ‌سیب‌های اجتماعی گسترش پیدا کند، خانواده بیشتر تحت تاثیر پیامدهای منفی ناشی از آ‌سیب‌ها قرار خواهد داشت و به تبع آن هرچه خانواده تحت‌تاثیر آ‌سیب‌ها باشد، امنیت اجتماعی و مدیریت اجتماعی دچار مشکل می‌شود. این وضعیت منحصر به کشور ما نیست و در همه‌جای دنیا این چرخه به این شکل عمل می‌کند. لازم به ذکر است فرزندان و زنان به مراتب در این شرایط آسیب بیشتری خواهند دید و از این بابت نگرانی‌های جدی‌تری متوجه جامعه است.

 اعضاءخانواده می‌توانند در حوزه پیشگیری از آسیب های اجتماعی نقش موثری ایفا کنند، اما باید پذیرفت که خانواده یک جزیره نیست، بلکه تحت‌تاثیر تصمیم‌گیری‌های سایر حوزه‌های مرتبط به خود است. اگر می‌توانستیم دیواری دور خانواده بکشیم شاید می‌شد امکان کنترل آ‌سیب‌ها اجتماعی را عملی کرد، اما فرد به‌ عنوان عضو خانواده در یک محیط اجتماعی زندگی می‌کند و در نتیجه در تعامل با محیط قرار دارد.در جامعه ایی که خانواده عامل گسترش آ‌سیب‌های اجتماعی است، طبیعتا نقش خانواده مهم‌تر از جامعه است. حتما باید نگاهی سه‌بعدی به این موضوع داشته باشیم، یعنی در مدیریت آ‌سیب‌های اجتماعی هم فرد مهم است، هم خانواده و هم جامعه. نگاه به حوزه مدیریت آ‌سیب‌های اجتماعی باید یک نگاه همه‌جانبه باشد. اعتقاد من این است که خانواده همچنان یکی از مورد وثوق‌ترین کانون‌های اجتماعی در کشور است که سلامت اجتماعی و روانی جامعه در گرو سلامت آن است که نباید به ‌راحتی از کنار آن گذشت. بنابراین باید از ظرفیت خانواده در مدیریت هوشمندانه‌تر حوزه اجتماعی بهره بیشتر گرفته شود.علیرغم اتخاذ سیاست های مختلف در قانون اساسی بویژه اصل دهم و بیست و یکم، سیاست های کلی خانواده، سند چشم انداز ایران 1404، سیاست های کلی و  قوانین برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و... باید اعتراف سخت را داشته باشیم که امروزه خانواده ها بیش از گذشته تحت تاثیر آسیب های اجتماعی هستند و نوک پیکان آسیب های اجتماعی به سمت خانواده ها نشانه می رود.

دلایلی مختلفی از قبیل:عدم وجود نظام فراگیر آموزش مهارت های خانواده، ضعف در هماهنگی دستگاه های ذیربط خانواده و تعدد آن، در نظر نگرفتن تاثیرپذیری خانواده از سایر حیطه­ها در برنامه­ریزی های کلان، نبود ارتباط منطقی بین سیاست های رسانه و خانواده، عدم ارزیابی برنامه های اجراشده در حوزه خانواده، عدم دسترسی آسان و ارزان خانواده به خدمات حمایتی تخصصی، ضعف ارایه خدمات تخصصی و مشاوره ای و مداخله ای، توجه ناکافی به مهارتهای زندگی در آموزش و پرورش وبالابردن سواد اجتماعی ، کم توجهی به نقش رضایت جنسی در پایایی خانواده، ضعف رصد آسیب­های خانواده به شکل جامع و نظام مند، ضعف توانایی در استفاده از ظرفیت ها و فرصت های فضای مجازی در حوزه پیشگیری از آسیب های اجتماعی خانواده، نبودن فضای مناسب برای مطالبه گری اجتماعی در حوزه خانواده، گسترش فقر و تاثیر آن بر گسترش آسیب های اجتماعی در درون خانواده، کم رنگ شدن ارزش ها در خانواده و جامعه، کاهش زمان گفت وگوی موثر بین اعضاء خانواده و فاصله عاطفی بین آنها، فردگرایی بیشتر حتی در درون خانواده، کاهش مسولیت پذیری در قبال همدیگر و ... در ایجاد این شرایط در خانواده تاثیر گذار بودند که مدیریت هوشمند مستلزم کاهش تاثیر گذاری هر کدام از این عوامل در بروز آسیب های اجتماعی در خانواده است.

 

 

 

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/05/2

شفافیت، اعتماد اجتماعی را افزایش می‌دهد

نگاه

Image result for ‫موسوی چلک‬‎
سیدحسن موسوی چلک/ رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران
یکی از نیاز‌های مردم در ارتباطات اجتماعی و انسانی در تعامل با دولتمردان و تعاملات بین‌فردی «شفافیت» است و حتی می‌توان موضوع شفافیت را از مولفه‌های مهم و اساسی در حکمرانی خوب تلقی کرد؛ چراکه شفافیت می‌تواند زمینه را برای داشتن زندگی خوب و فضای امن‌تر که از حقوق شهروندی است، فراهم کند. توجه بیشتر به مقوله شفافیت می‌تواند زمینه را برای کاهش فساد فراهم کند؛ موضوعی که هر زمانی در هر جامعه‌ای اتفاق بیفتد یا گسترش پیدا کند، زمینه را برای نارضایتی و در نتیجه کاهش اعتماد اجتماعی و عمومی فراهم می‌کند. این در حالی است که به‌خوبی آگاه هستیم استمرار مدیریت‌ها و قدرت‌ها در هر جامعه‌ای بدون وجود اعتماد عمومی و اجتماعی امکان‌پذیر نیست یا دچار مشکل می‌شود. شاید به‌دلیل همین اهمیت است که در شعار‌ها و برنامه‌های دولتمردان و کسانی که می‌خواهند از طرف مردم انتخاب شوند یا مناصبی را بگیرند، موضوع شفافیت و مبارزه با فساد به انحای متفاوت مطرح می‌شود. با توجه به فساد در جامعه جهانی امروزه موضوع شفافیت بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. افزایش آگاهی اجتماعی از طرق مختلف ازجمله رسانه‌های مختلف، فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی که محدودیت اطلاع‌رسانی‌ها را در جامعه جهانی کمتر کرده است، موضع شفافیت دولتمردان و مدیران بخش‌های مختلف را در روابط با مردم و حتی روابط بین کشور‌ها تبدیل به یک دغدغه اساسی و به‌عبارت بهتر تبدیل به یک مطالبه عمومی کرده است.


بی‌دلیل نیست که در هر جامعه‌ای که شفافیت نیست احتمال بروز فساد به انحای مختلف مالی، سیاسی، اداری، اخلاقی و... افزایش پیدا می‌کند. در چنین جوامعی یکی از مهم‌ترین مولفه‌ها و سرمایه‌های پیشرفت که سرمایه اجتماعی است، کاهش پیدا می‌کند. این در حالی است که شفافیت می‌تواند در افزایش این سرمایه مهم تأثیر چشمگیری داشته باشد. عباراتی مانند اتاق شیشه‌ای، شهر شیشه‌ای و سازمان شیشه‌ای می‌تواند نشانه‌ای از انتظار و خواسته مردم از مدیران در هر مجموعه سازمانی (دولتی یا خصوصی و غیردولتی) باشد. فراموش نکنیم دولت‌ها برای استمرار‌شان نیاز به مشارکت مردم دارند و این مشارکت اجتماعی بدون وجود اعتماد عمومی نمی‌تواند ادامه پیدا کند و در نتیجه دچار چالش‌های جدی خواهد شد؛ لذا انتظار می‌رود که دولتمردان و مدیران در هر جامعه‌ای زمینه را برای افزایش شفافیت به شکل‌های مختلف ازجمله با استفاده از فناوری‌های نوین و فضای مجازی بیش از پیش فراهم کنند که این ارتقای شفافیت، زمینه را برای نظارت فراگیر‌تر و شفاف‌تر هم فراهم می‌کند که خود می‌تواند در افزایش اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی تأثیر چشمگیری داشته باشد. برخی معتقدند که «شفافیت اجتماعی به شهروندان این امکان را می‌دهد تا آگاه‌تر باشند و به بی‌پرده‌گویی تشویق شوند و مانند تنظیم مکانیسمی از مرکز قدرت عمل کنند. پایه و بنیان اصول اخلاقی و حکومت جایی است که در آن منافع و نیازهای شهروندان مورد تمرکز قرار بگیرد». فراموش نکنیم که برای برقراری روابط اجتماعی و انسانی نیاز به اعتماد اجتماعی داریم که بخشی از آن از شفافیت بین مردم و مدیران حاصل می‌شود و امروزه بیش از هر زمانی به آن (اعتماد اجتماعی) نیاز داریم. موضوعی که «آنتونی گیدنز» از جامعه‌شناسان معروف به‌درستی به آن اشاره می‌کند و معتقد است که اعتماد اجتماعی امروز بیش از گذشته پیش‌نیاز زندگی ماست؛ چراکه شکل زندگی مدرن، روابط سنتی و چهره به چهره را از بین برده و شیوه‌های مکانیکی و ماشینی زندگی، امکان شناخت عناصر لازم زندگی را زدوده است. زندگی مدرن با وجوهی چون گسترش استفاده از اینترنت و فضای مجازی در ابعادی گاهی بزرگ‌تر از فضای واقعی امروز بیش از همیشه نیاز ما شهروندان را به اعتماد به‌عنوان پیش‌فرض روابط انسانی و اجتماعی گسترش داده است.

منبع: روزنامه همشهری/17 تیر 1398




 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/04/21

جامعه جهانی وامدار ایران در مقابله با مواد‌مخدر

یادداشت
جامعه جهانی وامدار ایران در مقابله با مواد‌مخدر


سید‌حسن موسوی‌چلک/ رئیس انجمن مددکاران اجتماعی کشور    
پدیده مواد‌مخدر و روانگردان‌ها چند دهه است که گریبان همه کشورهای جهان را گرفته و دائم رو به افزایش است. اقتصاد و مباحث مالی از موضوعات مطرح در حوزه مواد‌مخدر و روانگردان‌هاست تا آنجا که برخی با توجه به درآمد‌زایی و پولشویی‌های این عرصه، قاچاق مواد‌مخدر را سومین اقتصاد دنیا قلمداد می‌کنند که شوم است و از همین‌رو در دنیا و در سطح نهادهای بین‌المللی سازمان‌هایی مانند دفتر مقابله با مواد‌مخدر و جرم سازمان ملل متحد(unodc) برای مبارزه با این موضوع شکل گرفته است و همچنین پروتکل‌ها و تفاهمنامه‌های‌ بسیاری بین کشورهای مختلف برای مبارزه با مواد‌مخدر و روانگردان‌ها به امضا رسیده و کشورها هزینه‌های بسیاری در این حوزه متحمل شده‌اند. البته در این بین برخی ‌ کشورهای جهان در زمینه مواد‌مخدر موقعیت خاص‌تری دارند و جدیتشان در مبارزه متفاوت است. کشور ما به‌دلیل اینکه در همسایگی 2 کشور بزرگ تولید‌کننده مواد‌مخدر جهان (افغانستان و پاکستان) قرار گرفته، جزو کشورهای خاص است. طبیعتا کشورهایی که در همسایگی کشورهای تولید‌کننده مواد‌مخدر قرار دارند و از طرفی پایبند به معاهدات بین‌المللی هستند(مانند ایران) در این راستا هزینه‌های سنگینی (مادی و معنوی) را پرداخت می‌کنند. این در حالی است که بیشتر کشورهای جهان در زمینه مبارزه با مواد‌مخدر تا آنجایی به معاهدات بین‌المللی پایبندی نشان می‌دهند که هزینه‌های مالی و جانی چندانی نپردازند و از این‌رو موضوع را محدود به کشور خودشان می‌کنند، اما این رویکرد در ایران پذیرفتنی نیست. منطق مدیریت ایجاب می‌کند که در زمینه مقابله با مواد‌مخدر و روانگردان‌ها باید با تمام قوا، ظرفیت‌ها را در داخل کشور و خارج از مرز‌ها به‌کار گرفت. به همین دلیل در عرصه مقابله با مواد‌مخدر، کشور ایران در دنیا بیشترین توان خود را به‌کار گرفته و در کنار آن بالاترین هزینه مالی و انسانی را پرداخت می‌کند. ایران برای مقابله با قاچاق مواد‌مخدر و روانگردان‌ها 2 رویکرد جدی دارد؛ یکی جلوگیری از قاچاق مواد‌مخدر و روانگردان به داخل کشور است و دیگر اینکه اجازه نمی‌دهد این مواد از داخل کشور ‌به سایر کشورها ترانزیت شود؛ در واقع ایران سد بزرگی در مقابل قاچاق مواد‌مخدر به غرب است.

بیش از 3700شهید و تعداد زیادی جانباز در عرصه مبارزه با مواد‌مخدر رشادتی است که ایران نه‌تنها برای خود بلکه برای دنیا پرداخت کرده است. به همین جهت بارها اتفاق افتاده که ایران در زمینه مقابله با مواد‌مخدر و روانگردان‌ها مورد تقدیر نهاد‌ها و سازمان‌های بین‌المللی قرار گرفته است. در ایران ساختار‌‌های بسیاری برای مبارزه با مواد‌مخدر ایجاد شده‌؛ علاوه بر پلیس مبارزه با مواد‌مخدر که هسته مرکزی مقابله با مواد‌مخدر و روانگردان‌هاست، نهادهای امنیتی دیگر مانند سپاه، ارتش، بسیج و به‌ویژه وزارت اطلاعات در این زمینه فعالانه در تلاش هستند.

بخش دیگری که در رابطه با تأثیر ایران در مبارزه با مواد‌مخدر در سطح بین‌المللی باید مورد توجه قرار داد، تجربه زیسته ایران در حوزه درمان و کاهش آسیب مواد‌مخدر و روانگردان‌هاست. کشور ما شبکه‌ای تحت عنوان «اغنا» تشکیل داده که در زمینه کاهش آسیب‌های مواد‌مخدر و روانگردان‌ها در منطقه خاورمیانه فعالیت می‌کند. ایران با فعالیت‌های اینچنینی تجربه‌خود در زمینه مبارزه با مواد‌مخدر، درمان و کاهش آسیب‌های آن را به جهانیان ارائه می‌دهد. در کل کشور ایران در عرصه سیاستگذاری مربوط به مبارزه با مواد‌مخدر، مقابله با قاچاق مواد‌مخدر، درمان و کاهش آسیب‌های آن در دنیا فعالیت مستمر و مثبتی دارد. به‌عبارتی می‌توان گفت جامعه جهانی وامدار تلاش ایران در حوزه مواد‌مخدر است. بی‌تردید اگر کوشش‌های ایران در این زمینه نبود، اعتیاد بیشتر از الان کشورهای جهان به‌خصوص جامعه غرب را درمی‌نوردید؛ موضوعی که کسی نمی‌تواند در دنیا آن را کتمان کند.





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/04/4

آموزش و پرورش شادی‌گریز نباشد

دیدگاه
آموزش و پرورش شادی‌گریز نباشد


سیدحسن موسوی چلک/ رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران
یکی از نگرانی‌های جامعه ما افزایش خشونت‌ها، آمار بالای افراد مبتلا به اختلال روانی (طبق آمار ارائه‌شده توسط مسئولان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بین 23 تا 25درصد از افراد دچار اختلال روانی هستند)، افسردگی و بالا نبودن شاخص شادابی و نشاط اجتماعی است. به‌گونه‌ای که وزیر بهداشت فعلی هم نسبت به این موضوع واکنش نشان داد و اعلام کرد: «شادش کنید!» این موضوع بعد از رسانه‌ای شدن ماجرای رقص در مدارس با آهنگ ساسی مانکن (آقامون جنتلمنه) مورد توجه قرار گرفته است. این موضوعات از آنجا نگران‌کننده می‌شود که نشان می‌دهد ما نتوانسته‌ایم در تقویت هویت فرهنگی‌مان عملکرد قابل‌قبولی داشته باشیم. اگر در این زمینه عملکردها قابل پذیرش بود مقام معظم رهبری از ناتوی فرهنگی (جنگ نرم) یاد نمی‌کردند. این عبارت خود گویای نگرانی جدی ایشان از تأثیرات فرهنگی بیگانگان بر جامعه است. بدون شک از مهم‌ترین محیط‌های اجتماعی که می‌تواند در ترویج فرهنگ شادمانه در چارچوب قوانین و مقررات جاری کشور و با هدف تقویت هویت فرهنگی و اجتماعی افراد تأثیرات قابل توجهی داشته باشد، مدارس هستند. در مدارس شاد، خشونت کمتر مشاهده می‌شود، روابط میان دانش‌آموزان صمیمی‌تر خواهد بود، احساس تعلق بیشتر خواهد شد و همکاری‌ها افزایش پیدا می‌کند. لذا در چنین محیط‌هایی افرادی تربیت می‌شوند که شادابی و نشاط اجتماعی ازجمله ویژگی‌های بارز آنها خواهد بود. به همین‌خاطر از سرپرست  جدید آموزش و پرورش که خود دانش‌آموخته جامعه‌شناسی است و تجربه زیسته خوبی هم در حوزه اجتماعی ازجمله آموزش و پروش دارد، انتظار می‌رود برای داشتن مدارس بانشاط در چارچوب قوانین و مقررات جاری کشور با شجاعت برنامه‌ریزی کند.

برای داشتن مدارس بانشاط چند گروه نقش دارند؛ سیاستگذاران کلان نظام آموزشی کشور، مدیریت‌های میانی و اجرایی به‌ویژه مدیران مدارس و همکاران‌شان و دانش‌آموزان و اولیای دانش‌آموزان. لذا باید از همه این ظرفیت‌ها به‌خوبی استفاده شود، شادی‌های گروهی خلق شود، از ظرفیت‌های فرهنگی شامل ظرفیت‌های مذهبی، ملی و قومی (در چارچوب هویت ملی (اسلامی- ایرانی)) استفاده شود. زیبایی‌شناسی پوشش کارکنان و دانش‌آموزان و فضای کالبدی مدارس، تنوع برنامه‌های اجتماعی و فرهنگی و آموزش سبک شادمانه (بهتر زیستن) زیستن در مدارس می‌تواند از اولویت‌های نظام آموزشی کشور باشد که غفلت از این موضوع می‌تواند مشکلات جدی را در آینده برای جامعه ایجاد کند. مشکلاتی که جبران آنها گاهی اوقات امکان‌پذیر نخواهد بود. با وجود این منصفانه نیست که همه فضای ناشاد را به آموزش و پرورش ربط دهیم، چون مولفه‌های دیگر ازجمله اقتصاد، فضای سیاسی و... هم بسیار مهم هستند و حتی برخی از مشکلات آموزش و پرورش و دانش‌آموزان در حوزه خشونت و شادی‌گریزی به خارج از مدارس ارتباط دارد اما اینها دلیل نمی‌شود که آموزش و پرورش دست روی دست بگذارد و تحت‌تأثیر فشارهایی بیرونی محدودیت‌هایی هم برای ایجاد فضای شادی و گروهی ایجاد کند.

منبع: روزنامه همشهری/22 خرداد 98





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/03/23

لزوم فراگیرکردن آموزش همگانی مدیریت بحران

سیدحسن موسوی‌چلک . رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

Image result for ‫موسوی چلک‬‎

 

 یکی از وظایف حاکمیت در هر کشوری اتخاذ سیاست‌های مناسب برای پاسخ‌گویی به نیاز‌های مردم در حوزه‌های مختلف و متناسب با شرایط هر کشور است. بالابودن وقوع حوادث و بلایای طبیعی در کشور ما، ایران را به یکی از 10 کشور سانحه‌خیز دنیا مبدل کرده است. طبق برخی آمارهای جهانی، ایران بعد از چین، هند و بنگلادش، چهارمین کشور حادثه‌خیز در آسیا محسوب می‌شود. با وجود پیشرفت علم و تکنولوژی و فناوری‌های نوین، انسان هنوز در مقابل عوارض سوانح و بلایای ناشی از دگرگونی‌های طبیعی مانند سیل، زلزله، توفان و همچنین بلایای غیرطبیعی از قبیل جنگ‌ها، انفجارات، تصادفات و... آسیب‌پذیر است. شواهد نشان می‌دهد بیشتر شهرها و مناطق مهم کشور ما در معرض خطرات جدی حوادث و بلایای طبیعی قرار دارند و به همین دلیل ایران با توجه به شرایط جغرافیایی ویژه، جزء یکی از حادثه‌خیزترین کشورهای دنیا محسوب می‌شود. با توجه به چنین شرایطی برنامه‌ریزی برای بالابردن آمادگی و مهارت‌های مردم در جهت پیشگیری از حوادثی که امکان پیشگیری آنها وجود دارد و مداخله صحیح در بحران‌هایی که قابل‌پیشگیری نیستند، تا به حداقل رساندن پیامد‌های منفی در شرایط بحرانی، بیش‌از‌پیش در کشور ضروری است. تأملی بر تغییراتی که در سیاست‌گذاری‌های جهانی در این حوزه انجام شده نیز نشان می‌دهد که توجه به موضوع آموزش همگانی در چند سال اخیر در سطح جهان و سازمان‌های جهانی مرتبط بیشتر شده است.


اگرچه این‌گونه به نظر می‌رسد که جمعیت هلال‌احمر مسئول این نوع آموزش‌هاست ولی برای فراگیری آموزش همگانی در بلایای طبیعی نباید فقط از این جمعیت انتظار داشت. برای فراگیرکردن آموزش همگانی در بلایای طبیعی که معمولا مردم هم اطلاعات لازم در این زمینه ندارند، لازم است به چند نکته توجه شود:
*
حساس‌سازی مسئولان درخصوص اهمیت این نوع آموزش‌ها. بدون شک همکاری مسئولان و بسترسازی برای اجرا و تأمین امکانات و تجهیزات و بودجه و ... مستلزم همکاری مسئولان است. به نظر می‌رسد از گذشته تاکنون بیشترین تمرکز در حوزه مدیریت بحران، روی امداد‌و‌نجات و بعد از وقوع بحران است. اگرچه این خدمات هم در جای خود بسیار اساسی هستند و نادیده‌گرفتن خدمات ارزنده در این حوزه بی‌انصافی است.


*
حساس‌سازی مردم: فراموش نشود محور اصلی و مهم آموزش همگانی «مردم» هستند. بنابراین برای موفقیت و فراگیری، مردم باید پای کار باشند. بر‌اساس‌این ارائه اطلاعات درست به مردم درباره اهمیت فراگیری آموزش همگانی و شرکت در آموزش‌ها، رمز موفقیت خواهد بود.


*
هماهنگی و همکاری بین‌بخشی و فرابخشی: یکی از نکاتی که در فراگیری آموزش همگانی باید مدنظر قرار گیرد، اتخاذ سازوکارهای مناسب برای ایجاد هماهنگی بین دستگاه‌های مرتبط است تا از همه این ظرفیت‌ها به‌درستی استفاده شود. به‌کار‌گیری این ظرفیت‌ها به‌صورت هماهنگ که منجر به هماهنگی بین‌بخشی و فرابخشی شود، یک فرصت مناسب برای استفاده بهینه از منابع و ظرفیت‌ها برای فراگیرکردن آموزش همگانی در بلایای طبیعی است. از جمله این ظرفیت‌ها می‌توان به این موارد اشاره کرد: وزارتخانه‌های آموزش‌و‌پرورش (برای دانش‌آموزان، اولیای مدرسه و خانه)، علوم، تحقیقات و فناوری (برای استادان و دانشجویان) بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (برای استادان، دانشجویان و کارکنان)، دانشگاه آزاد اسلامی و پیام نور و علمی و کاربردی و مؤسسات آموزش عالی آزاد، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان‌های تابعه از جمله بهزیستی، کارگران و...، فرهنگ و ارشاد اسلامی (به‌ویژه استفاده از ظرفیت رسانه‌ها برای آموزش و آموزش اصحاب رسانه)، ستاد کل نیروهای مسلح و تمام نهادهای مرتبط (کادر‌ها و سربازان)، صداوسیما (تهیه برنامه‌های مناسب در حوزه آموزش همگانی به‌صورت جذاب و متنوع، آموزش عوامل و...) و سایر سازمان‌ها از قبیل کمیته امداد، شهرداری‌ها، ناجا


*
استفاده از ظرفیت بخش‌های غیردولتی: برای فراگیرکردن آموزش همگانی در کشور دولت به تنهایی نمی‌تواند موفق شود. بنابراین ضروری است بستر‌های لازم برای استفاده و مشارکت سازمان‌های غیردولتی و انجمن‌های فعال در حوزه‌های مختلف از جمله انجمن‌های مددکاران اجتماعی ایران، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، مشاوره، انجمن‌های فعال در حوزه کودکان‌و‌نوجوانان و ... که با مردم ارتباط مستمر دارند، فراهم شود. در این صورت هم هزینه دولت کاهش پیدا می‌کند و هم مردم آموزش می‌بینند؛ بنابراین به فراگیری نزدیک خواهیم شد.منبع  روزنامه شرق/22 اردیبهشت 98

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/02/30


( کل صفحات : 35 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی