تبلیغات
دغدغه های یک مدد کار اجتماعی - مطالب یادداشت ها
دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک
ایدز و اطلاع‌رسانی شفاف به جامعه

در فضای مه آلود رسانه ای و نبود اطلاعات شفاف، به موازات بالارفتن ناآرامی و ترس ممکن است اعتماد عمومی مردم نسبت به برنامه های پیشگیرانه نظام سلامت کشور نیز کاهش یابد.

رویکرد تاخیر در اطلاع‌رسانی مسئولان در خصوص بیماری ایدز در روستای چنارمحمودی، زمینه‌ساز کاهش اعتماد اجتماعی به نهادهای رسمی می شود. باید بپذیریم اگر آنچه منتشر شده واقعی باشد، نباید انتظار داشت که مردم بی‌تفاوت باشند و نوع رفتار مسئولان امر در مواجهه با این مساله در ادامه می‌تواند نوع واکنش مردم را تعیین کند و بدون شک این شرایط آثار اجتماعی و روانی برای مردم این روستا و استان و حتی کل کشور به‌دنبال خواهد داشت.
عدم اطلاع‌رسانی دقیق مسئولان به موازات نبود شناخت کافی در خصوص این بیماری، ترس و دلهره بیشتری را در بطن جامعه ایجاد کرده است؛ معمولا جهل نسبت به یک موضوع خاص از جمله بیماری‌های لاعلاج مانند ایدز که تنها قابل کنترل است و درمان قطعی ندارد، فشارهای روحی زیادی به بیماران و اطرافیان آنها وارد می‌کند و حتی نقش‌های اجتماعی مردم را تحت شعاع قرار می‌دهد و در شرایط حاضر با این نوع ابتلا و فضایی که ایجاد شده، به مراتب پیامدهای منفی آن نیز بیشتر خواهد شد.
وزارت بهداشت و درمان با همکاری رسانه‌های رسمی کشور باید به محض انتشار این خبر نسبت به آن واکنش نشان می‌داد و ذهن جامعه را با انتشار اطلاعات درست و شفاف آرام می‌کرد، نه‌ اینکه پس از مواجه شدن با حجم بسیار بالایی از اخبار منتشر شده در فضای مجازی در حالی که کار از کار گذشته است، آن زمان وزیر بهداشت به‌ این اخبار واکنش نشان دهد و از عملکرد مجموعه خود در این رابطه دفاع کند.
درست است که اگر احتیاط لازم توسط فرد مبتلا به عفونت اچ.آی.وی و افرادی که با آنها ارتباط دارند یا مکان‌هایی که خدمات می‌دهند، وجود داشته باشد با ایدز هم می‌توان زندگی کرد، اما وقتی در نبود اطلاع‌رسانی دقیق و شفاف و جهل مردم نسبت به این بیماری، تنها بر روی انتقال آن از طریق مسائل جنسی محافظت نشده یا استفاده از سرنگ‌ آلوده مشترک متمرکز می‌شود، آن زمان است که جامعه یک برچسب غلط به مردم این منطقه می‌زند.
به هر میزان از اطلاع‌رسانی رسمی و درست فاصله بگیریم، مردم این منطقه و کل کشور بار روانی مخرب‌تری متحمل می‌شوند که ماندگاری این برچسب بیشتر خواهد شد. با توجه به اینکه این موضوع اینگونه منعکس شده بود که به دلیل تست قندخون این اتفاق افتاده است، طبیعتا با ایجاد حساسیت بیشتر در جامعه، این اتفاق به بحرانی برای مردم این منطقه تبدیل شده و باید سریع‌تر و به‌درستی اطلاع‌رسانی و اقدامات روانی روی ذهن مردم روستا انجام شود که البته کار راحتی نیست؛ وزارت بهداشت می‌توانست در مقطعی اطلاعاتی در زمینه راه‌های انتقال این بیماری و چگونگی مدیریت آن منعکس کند ولی متاسفانه این کار انجام نشد.
اگر مردم حتی به اشتباه این احساس را داشته باشند که مسئولان قصد لاپوشانی در این رابطه را دارند، به کاهش اعتماد مردمی منجر خواهد شد و نه فقط مردم آن روستا، بلکه کل کشور و افکارعمومی و حتی بیرون از کشور نیز تحت تاثیر این موضوع قرار خواهند گرفت.
باید از مردم این روستا چه مبتلایان به ایدز و چه کسانی که مبتلا نیستند، دلجویی و حمایت شود و برای بازتوانی و افزایش تاب‌آوری اجتماعی آنها اقدامات لازم صورت گیرد تا استرس‌ها و فشارهای روانی وارده  کاهش پیدا کند. این فشارها از این بابت بیشتر است که مردم این روستا اطلاعات دقیقی ندارند که چه اتفاقی افتاده است و این مساله، هراس زیادی در میان مردم ایجاد کرده. باید احتیاط‌ها و اطلاعات لازم به مبتلایان به این بیماری در این روستا ارائه شود که با روحیه و ذهنی آرام، ضمن پذیرش ماهیت و نوع این بیماری، خدمات مشاوره‌ای، مددکاری و درمانی لازم را دریافت کنند.

* رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

کد خبر 1311111/ خبرآنلاین/26 مهر 98




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/07/27

یادداشت:

« سلامت اجتماعی در حوزه مسوولیت اجتماعی»

(سید حسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران/روزنامه شرق/22 مهر 98)

یکی از حوزه های که در طول سالیان برنامه ریزی و سیاستگذاری مغفول واقع شده است موضوع «سلامت اجتماعی» است که تاملی بر وضعیت اجتماعی ایران هم به نوعی تایید کننده  نکته اشاره شده می باشد. درمطالعات مختلف انجلام شده داخلی وخارجی ازاین مفهوم اساسی و مهم سه تلقی وجود دارد. در تلقی اول، سلامت اجتماعی به عنوان وجهی از سلامت فرد که در کنار سلامت جسمی و روانی قرار دارد. بر این اساس، سلامت اجتماعی وجوه مشترک زیادی با سلامت روان خواهد یافت. بین مفهوم سلامت روانی و سلامت اجتماعی فاصله نزدیكی وجود دارد همچنین مطالعات نشان داده اند که معیارهای (مقیاس های) سلامت اجتماعی همبستگی مثبت و معتدلی با معیارهای سلامتی روانی دارند.در تلقی دوم، سلامت اجتماعی به عنوان شرایط اجتماعی ایجاد کننده سلامت که احتمالاً با مفهومی وسیعتر به نام تعیین کننده های اجتماعی سلامت قابل برابری و همتراز است.در تلقی سوم، سلامت اجتماعی به مثابه جامعه سالم که در آن به طور کلی وضعیت اجتماعی بهتری را شاهد باشیم. در این حالت، سلامت اجتماعی بر اساس شرایط فرهنگی و اجتماعی هر جامعه ای می تواند شاخصی متفاوت بیابد.

براساس منابع علمی مرتبط، مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها در پیوند با مسئولیت شرکت در برابر جامعه، انسان‌ها، و محیطی است که شرکت در آن فعالیت می‌کند و این مسئولیت از جستارهای اقتصادی و مالی فراتر می‌رود. مسئولیت اجتماعی شرکت در تعریفی روشن‌تر این گونه تعریف شده‌است: «مسئولیت اجتماعی شرکت فعالیت‌هایی است که پیش برنده سود و منفعت اجتماعی بوده و فراتر از منافع سازمان و آن چیزی است که قانون بایسته می‌دارد».مطالبه از سازمان‌ها برای «مسئولانه عمل کردن» در قبال جامعه، موضوعی است که با گسترش روزافزون اثرگذاری آن‌ها بر محورهای تشکیل دهنده توسعه پایدار یعنی «اقتصاد»، «جامعه» و «محیطزیست»، در دهه‌های پایانی قرن بیستم شدت گرفته و منجر به این شده‌است که مفهومی به نام مسئولیت اجتماعی سازمان ها در دنیای مدیریت ظهور پیدا کند.همچنین  در یک تعریف ساده، مسوولیت اجتماعی  یعنی اینکه سازمان‌ها در مقابل جامعه ای که در آن فعالیت می کنند مسئول هستند؛ چرا که از منابع انسانی، طبیعی و اقتصادی آن استفاده می کنند. بر خلاف نگاه سنتی به مدیریت و کسب و کار، سازمان‌ها دیگر فقط در مقابل سهام داران شان مسئول نیستند و نباید فقط به افزایش سود کوتاه مدت سهام داران خود بیندیشند. بدین ترتیب انتظار می رود سازمان‌ها که در ارتباط با ذینفعان دیگری نیز هستند، خواسته‌های مشروع آن‌ها را هم مورد لحاظ قرار دهند. در هر کسب و کاری و از جمله شرکت‌هایی که برای تولید ثروت و کسب و کار ایجاد شده‌اند باید صد در صد مسئولیت تمام کارهای خود که جنبه اجتماعی دارند را به عهده بگیرند. این مسئولیت در کسب و کار معمولی بر عهده صاحب آن و در شرکت‌ها بر عهده هیئت مدیره و مدیر عامل آن شرکت است.

آنچه که در حال حاضر در زمینه این دو مفهوم می توان بر آن تاکید کرد این است که در کشورذ مت هم مسولیت اجتماعی و هم سلامت اجتماعی کمتر مورد توجه قرار گرفته اند .گرچه ممکن  مسولیت اجتماعی را بیش از  از سلامت اجتماعی شنیده یا دیده باشیم ولی آنچه که در این حوزه اتفاق افتاده بیشتر بر محور ساخت و ساز خیریه ها، مدارسف درمانگاه ها و ... می باشد وکمتر بر حوزه سلامت اجتماعی با محوریت ارتقاء دانش و آگاهی که آموزش یکی از راه های آن هستف متمرکز شده است.ضمن این که فکر می کنم نباید مسوولیت اجتماعی بنگاه ها و شرکت ها فقط بر محور آموزش باشد به همان نسبت نیز فکر می کنم نباید مسولیت اجتماعی صرفا بر ساخت و ساز خیریه ها و مدارس و ... متمر کز باشد. به همین دلیل باید تناسبی بین هر دو محور ایجاد شود. گر چه  فکر می کنم در این بین باید اولویت بر حوزه آموزش با محوریت سلامت اجتماعی باشد.اگر پیشگیری های اجتماعی که در افزایش سلامت اجتماعی تاثیر گذار هستند موردتوجه بنگاه ها برای ایفای مسوولیت اجتماعی قرار گیرد زمینه برای داشتن جامعه ایی سالم تر بیش از پیش فراهم می شود تا در آن جامعه فقر کمتر وجود داشته باشد، محیط زیست حفظ شود، جرم و آسیب اجتماعی کمتر باشد، مردم در آرامش باشند، عدالت اجتماعی مورد توجه قرار گیرد، دسترسی مردم به سلامت و بهداشت و درمان تسهیل شود، بی سوادی کمتر شود، حمایت اجتماعی وجود  داشته باشد و.....لذا ضروری است بنگاه های اقتصادی حوزه های مرتبط با  ایفای مسولیت اجتماعی خود را به سمت سلامت اجتماعی و اموزش سوق دهند.اقدامی که پانزدهم مهر ماه توسط بیمه سرمد انجام شد و برای ارتقای سطح آکاهی مددکاران اجتماعی وکارشناسان اجتماعی و روانشناختی با همکاری انجمن مددکاران اجتماعی ایران و کرسی سلامت اجتماعی یونسکو دانشگاه تهران و دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران  نشستس تخصصی برگزار کرد که این اقدام را باید بزرگ مرد تا دیگر بنگاه ها  هم برای ایفای مسولیت اجتماعی در حوزه سلامت اجتماعی بیش از پیش ترغیب شوند.

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/07/26

یادداشت:

ضرورت ارتقاء اختیارات مددکاران اجتماعی در نیروی انتظامی

سید حسن موسو ی چلک/ رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران( روزنامه شرق/14 مهر 98)

هفته ایی که در آن قرار داریم طبق تقویم رسمی کشور به مناسبت هفته نیروی انتظامی نامگذاری شده است.در ابتدا فرا رسیدن این مناسبت را به همه فرماندهان وکارکنان نیروی انتظامی در سراسر کشور تبریک گفته و سپاس گزار همه تلاش های شان برای تحقق امنیت اجتماعی پایدار هستم.در این یادداشت قصد دارم به موضوع مددکاری اجتماعی در نیروی انتظامی بپردازم.سال 1378 در دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی بهزیستی کشور به عنوان معاون دفتر مشغول فعالیت بودم .به پیشنهاد مسوولین و قت دفتر و معاونت امور اجتماعی سازمان مذکور  مقرر شده بود تا مددکاران اجتماعی بهزیستی با هماهنگی معاونت اجتماعی ناجا و همکاری حوزه ذیربط دراستان مددکاران اجتماعی بهزیستی در  کلانتری مربوط به مفاسد اجتماعی واقع درخیابان وزارء تهران مستقر شوند.بعد از برگزاری جلسات متعدد با سردار بتولی معاون وقت اجتماعی ناجا 30 نفر از مددکاران اجتماعی در  دوره های آموزشی متعددی  شرکت کردند و کارورزی های خوبی هم در مراکز مرتبط از قبیل مرکز بازپروری زنان آسیب دیده اجتماعی، اورژانس اجتماعی و.. گذراندند .ولی به دلایل اداری و حفاظتی امکان استقرار  نیروی انسانی خارج از ناجا در  این کلانتری میسر نشد تا این که این موضوع توسط ناجا پیگیری و اولین مرکز مددکاری اجتماعی ومشاوره ناجا دزر فرهنگسرای جوان( خاوران سابق) تاسیس شد و بعد از حضور سردار نوریان به معنوان معاون اجتماعی ناجا موضوع هم از نظر کمی وهم از نظر کیفی توسعه پیدا کرده بگونه ایی که الان دو دهه از تاسیس این مراکز می گذرد واقدامات خوبی هم انجام شده است.در بازدیدی که دبیر کل فدراسیون جهانی مددکاران اجتماعی سال 1396 که برای شرکت در نخستین کنگره بین المللی شصت سال مددکاری اجتماعی در ایران حضور یافته بود، از  از این مراکز داشتند اعلام کردند که ایران تنها کشوری است که در کلانتری  که اولین محل رجوع مردم هست مددکار اجتماعی مستقر دارد و بار ها در مجامع جهانی هم به این موضوع اشاره کردند.رییس انجمن بین المللی دانشگاه ها( مدارس) مددکاری اجتماعی که سال جاری برای شرکت در دومین کنگره بین المللی مددکاری اجتماعی  به ایران سفر کرده بودند هم به این موضوع اشاره کردند. البتهاین توضیح لازم است ارایه شو.د که منظور این نیست که در دنیا مددکاران اجتماعی در پلیس حضور  ندارند بلکه استقرار واحد های مددکاری اجتماعی در اولین محل رجوع مردم یعنی پاسگاه ها وکلانتری ها  متفاوت از سایر کشور هاست.در طی ده سال اخیر هم شاهد توسعه کمی وکیفی وعلمی مناسب  مددکاری اجتماعی در پلیس بودیم. در حال حلاضر علاوه بر مراکز مددکاری اجتماعی و مشاوره در کلانتری هم شاهد حضور مددکاران اجتماعی هستیم و  به نظر می رسد که برای حضور مددکاران اجتماعی در پاسگاه ها هم ناجا برنامه ریزی کرده است و فکر می کنم در صورت معرفی بهتر و بیشتر این نقش مددکاران اجتماعی ایران در پاسگاه ها وکلانتری ها می تواند برای جامعه جهانی هم قابل استفاده باشد.ارایه آموزش های تخصصی به مددکاران اجتماعی، حضور موثر در مجامع علمی و تولیدات علمی مرتبط با حوزه اجتماعی از جمله مددکاری اجتماعی، انجام پژوهش های مفید و.. نیز از جمله اقدامات دیگر حوزه مددکاری اجتماعی ناجا محسوب می شود. بدون شک یکی از راه های قضازدایی و کاهش پرونده های قضایی و ایجاد سازش بین شاکی و متشاکی  و حتی اختلافات خانوادگی مراجعه کننده به پاسگاه ها وکلانتری ها و میانجیگری که در قانون آیین دادرسی کیفری بر آن تاکید شده است می تواند از طریق تقویت مددکاری اجتماعی ناجا اتفاق بیفتد.بدون شک در این راه نیاز هست تا اختیارات قانونی مددکاران اجتماعی در نیروی انتظامی افزایش پیدا کند و فکر می کنم که تا در سیاستگذاری های انتظامی و قضایی و حتی سیاستگذاری های اجتماعی با هدف تقویت نقش مددکاران اجتماعی و بطور عام تقویت رویکرد های اجتماعی بازنگری  صورت  گرفته  تا بتوان از این ظرفیت بیش از پیش در  کشور استفاده کرد.تقویت رویکرد اجتماعی در ایجاد بستر های لازم برای استفاده از متخصصین اجتماعی در مجموعه نیروی انتظامی باید به عنوان استراتژی های اساسی نیروی انتظامی انتخاب شود تا از این طریق بستر برای جلب مشارکت اجتماعی در تحقق امنیت اجتماعی پایدار بیش از پیش فراهم شود.فراموش نکنیم که امنیت از مقوله های اساسی است که وجود آن در تمام ابعاد زندگی بشری به نحوی مؤثر، احساس می شود و یکی از اساسی ترین انگیزه های زندگی جمعی و مدنی انسانی، ضرورت تأمین امنیت بوده، به گونه ای که از گذشته دور تاکنون، از کارکردهای اصلی اجتماعات بشری و دولت ها، تأمین امنیت مردم و صیانت از آنان در مقابل خطرات داخلی و خارجی و همچنین نهادینه کردن آن، بوده است. با نگاهی جزئی درمی یابیم که اساسی ترین نیاز هر فرد در طول حیات مادی و معنوی، ایمن بودن و نداشتن ترس از بروز خطرات طبیعی و غیر طبیعی است، زیرا در غیر این صورت آرامش روحی و روانی وی بر هم خورده و قسمت اعظم نیروی جسمی و فکری وی در جهتی به کار می رود که شرایط اطمینان او را فراهم سازد. امنیت یکی از مهم ترین و بحث برانگیزترین موضوعات و مفاهیمی است که امروزه در جوامع و گروه های انسانی مطرح شده و مورد توجه قرار گرفته است. همه روزه در مجله ها و رسانه ها صاحب نظران در این مورد به اظهار نظر می پردازند، نکته مورد اتفاق نظر، تعدد و کثرت عوامل تأثیرگذار بر امنیت است. صاحب نظران متفاوتی از قبیل فیلسوفان، سیاستمداران، جامعه شناسان و روان شناسان، مددکاران اجتماعی و ....در خصوص امنیت صحبت کرده و تلاش داشته اند آن را به صورت ها و انواع مختلف توصیف، تشریح و تبیین کنند. از جمله مولفه های مهم در این عرصه از منظر مددکاری اجتماعی« سلامت اجتماعی» است که یکی از ماموریت های مددکاری اجتماعی می باشد و بدون شک در پلیس هم این ماموریت اساسی می تواند بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد که در عرصه مدیرت اجتماعی هوشمند از مدیران وسیاستگذاران همین انتظار می رود. موفقیت  حوزه های انتظامی را نباید در آمار بالای پرونده های تشکیل شده و ارجاع به حوزه قضایی دانست بلکه موفیت این حوزه را به کاهش پرونده ها   وایجاد سازس بیشتر در پاسگاه ها وکلانتری ها دانست حتی اگر لازم است برای این موفقیت بیشتر، قوانین را باید بگونه ایی تغییر داد که فدرت تصمیم گیری پلیس در حوزره مددکاری اجتماعی بیشتر شود.

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/07/14

یادداشت: اثرات روانی عدم انتشار اخبار روستای چنارمحمودی

سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

 هر زمان که یک خبر ناگوار در جامعه منتشر می‌شود، طبیعتا آثار مخرب روانی روی ذهن مردم خواهد گذاشت. نمونه این اخبار را می‌توان در چند روز گذشته و در رابطه با روستای چنارمحمودی‌ و ابتلای برخی از اهالی این روستا به ویروس HIV مشاهده کرد. آنچه که در روزهای گذشته از اخبار مربوط به این روستا فقط شنیده‌ایم باعث ایجاد ترس و دلهره در جامعه شده است؛ در حالی که مسئولان کشور از واکنش به این اخبار که به شکل وسیعی در شبکه‌های اجتماعی و بعضا به غلط و از سر بی‌اطلاعی دست به دست می‌شود، پرهیز می‌کنند و هنوز هیچ‌کسی نمی‌داند اصل ماجرا چه بوده و این افراد چطور به بیماری ایدز دچار شده‌اند، حتی آمار دقیقی از مبتلایان به این ویروس منتشر نشده است. کار دشواری نبود که وزارت بهداشت و درمان با همکاری رسانه‌های رسمی کشور، در ابتدا به این خبر واکنش نشان می‌داد و با اطلاع‌رسانی سریع و شفاف‌ ذهن جامعه را در رابطه با این اتفاق روشن می‌کرد، نه‌اینکه وقتی با حجم بسیار بالایی از اخبار منتشر شده در فضای مجازی و حقیقی روبه‌رو شدند، آن زمان وزیر بهداشت به‌این اخبار واکنش نشان دهد و از عملکرد مجموعه خود دراین رابطه دفاع کند، در حالی که کار از کار گذشته باشد. نکته دیگر دراین شرایط، ما فرصت اطلاع‌رسانی درست و مفید را درباره بیماری HIV و موضوعات مرتبط با آن را از دست دادیم. اینکه چطور می‌شود که ویروس ایدز با یک دستگاه تست قند خون به افراد منتقل شود و در یک فاصله زمانی کوتاه این بیماری خودش را در افراد نشان دهد از نظر علمی مورد تایید نیست، در حالی که خیلی‌ها می‌گویند زمان تست قند خون قبل‌تر بوده و... که همه این گفته‌ها در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی است. زمانی‌که این مولفه‌ها در کنار یکدیگر قرار نمی‌گیرند، ما با حجم وسیعی از نگرانی‌ها و دلهره‌ها در مواجهه با این اخبار روبه‌رو خواهیم شد. ایدز به دو شکل مسائل جنسی محافظت نشده یا استفاده از سرنگ‌ آلوده مشترک منتقل می‌شود و وقتی مردم روی این دو عامل تمرکز می‌کنند و چون اطلاعات دقیقی از این اخبار ندارند، آن زمان است که جامعه یک برچسب غلط به مردم این منطقه می‌زند. باید منتظر باشیم که نهادهای ذی‌ربط درباره این اتفاق اظهارنظر کنند و مردم از قضاوت و انتشار اخبار مخرب در فضای مجازی خودداری کنند، چون این بزرگترین کمک به اهالی روستای چنارمحمودی است. هرچه در زمینه اطلاع‌رسانی درست و رسمی تاخیر صورت بگیرد می‌تواند بار روانی مخرب‌تری را برای مردم این منطقه و کل کشور به همراه داشته باشد و ماندگاری این برچسب بیشتر خواهد شد، چون ما توان مدیریت فضای مجازی و انتشار اخبار غیرواقعی را نداریم و انتشار اخبار در فضای مجازی جلوتر از رسانه‌های رسمی ماست. متاسفانه یک رقابت ناخواسته در میان مردم در انتشار سریع‌تر اخبار بد و ناگوار به وجود آمده و اشکال این موضوع در عدم شناخت ما در کلیت خبر و انتشار آن در فضای بی‌‌‌در و پیکر شبکه‌های اجتماعی است. در این شرایط باید اتفاقی که برای مردم این روستا رخ دهد توانمند‌سازی روانی اجتماعی مردم این منطقه است. هرچند که با ایدز هم می‌شود زندگی کرد، اما چون این بیماری درمان ندارد، طبیعتا روی زندگی عادی مردم تاثیر منفی می‌گذارد و مردم به مبتلایان به بیماری ایدز یک واکنش منفی نشان می‌دهند. مسئولان نیز بدون هیچ ‌ملاحظه‌ای پای کار بیایند و سریع‌تر با اخبار درست ذهن جامعه را در قبال این اتفاق تلخ روشن کنند و ادامه این روند با آثار مخرب و التهابات زیادی همراه خواهد بود. البته این کار راحتی نیست، چون این موضوع برای مردم آن منطقه بحران است و باید سریع‌تر موضوع به درستی اطلاع‌رسانی و اقدامات روانی روی ذهن مردم روستا انجام شود.

منبع: روزنامه آرمان ملی/ کد خبر۲۷۲۳۵۴ | تاریخ۱۳۹۸/۷/۱۴صفحه اول/ - شماره558

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/07/14
یادداشت
خوش قول باشیم
دکتر سیدحسن موسوی چلک

عبارت هایی از این دست را بار ها و بارها شنیده ایم و حتی ممکن است به کار هم برده باشیم که «فلانی بد قوله» یا «فلانی قول و فعل نداره» و «یا فلانی قولش قوله»،...این در حالی است که یکی از مولفه هایی که در روابط بین انسان ها بسیار مهم و کلیدی است «خوش قولی» است.افرادی که این ویژگی رفتاری را دارند معمولا مورد اعتماد دیگران هستند. این اعتماد در تقویت روابط انسانی بسیار مهم است و سرمایه بزرگ و پشتوانه محکمی برای زندگی محسوب می شود. مدیری که به قول هایش عمل نکند مردم و کارکنانش نسبت به ایشان و سازمانش بی اعتماد می شوند. ضمن این که حواس مان باشد قولی را که توان انجامش را نداریم، ندهیم: «عهد نابستن به از آن که ببندی و نمانی.» در ادیان مختلف از جمله دین اسلام هم خوش قولی و وفای به عهد از مهم ترین اصول اخلاقی و فضایل انسانی است. افرادی که به قول های خود عمل می کنند معمولا در میان مردم جایگاه خوبی دارند و منزوی نیستند و می توانند مروج این مولفه اخلاقی در جامعه و اطرافیان خود باشند و چون به قولی که دادند عمل می کنند خللی در کار هایی که به واسطه تعهد شان پایه ریزی شد ایجاد نمی کنند. در اینجا لازم است به این نکته اشاره کنم که قولی به فردی دادم که نتوانستم عمل کنم و هنوز هم احساس شرمندگی می کنم؛ چرا که افراد مسوولیت پذیر اگر به قول خودشان عمل نکنند، این احساس بد را خواهند داشت و من این حس را تجربه کرده ام.

خوش قولی یکی از ویژگی های مهم رفتاری است که امروزه خیلی کمرنگ شده و مردم و کاسب ها خیلی به این موضوع توجه ندارند. همین موضوع باعث شده مشتری های زیادی از بد قولی آنان ناراضی باشند.حتی ممکن است برای بد قولی خود دلایل منطقی هم ارائه کنیم ولی تاثیر منفی این رفتار در ذهن مردم باقی می ماند. این شرایط را بسیاری از ما در زندگی اجتماعی خود تجربه کرده ایم. در زندگی خانوادگی هم همین است. افراد بدقول حتی مورد قبول و اعتماد خانواده شان نیز قرار نمی گیرند . این نکته را مدنظر داشته باشید اگر قولی به همسرتان دادید، عمل نکنید می تواند بر کیفیت روابط شما تاثیر منفی بگذارد. گاهی این قول، عمل کردن است و گاهی عمل نکردن به موضوعات مورد توافق. مثلا نگفتن یک راز یا یک مشکل و... مراقب باشیم بد قولی ها آرامش زندگی ما را به هم نریزد. این که خداوند در سوره اسراء آیه سی وچهارم تاکید می کند به عهد خود وفا کنید که از وفای به عهد سوال می شود به خاطر اهمیت این رفتار است.در زندگی و گفتار و رفتار افراد موفق هم خوش قولی جایگاه مهمی دارد. از جمله اینها «استیو جابز» هست که در صنعت رایانه فردی با شهرت جهانی است و یکی از راز های موفقیت خود را در «خوش قولی» می داند و به همین دلیل همیشه تاکید می کرد صادق و خوش قول باشید.

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران.

روزنامه جام جم/مورخ 9 مهر 1398





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/07/12

یادداشت:به بهانه روز جهانی سالمندان:

«سالمندان» هم فرصت های  برابر می خواهند

(سید حسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران/ روزنامه شرق/3 شهریور 98)

یکی از روز هایی که در جهان نامگذاری شده است «روز جهانی سالمندان»است . سازمان ملل در سال ۱۹۸۲ شورای جهانی سالمندی را تشکیل داد و در همان سال طرحی را برای تعیین یک روز جهانی برای سالمندان ارائه داد تا این که در نهایت در سال ۱۹۹۰ میلادی این شورا اول اکتبر مصادف با نهم مهر ماه  هجری شمسی را روز جهانی سالمندان تعیین کرد.درایران  نیز با توجه به ترکیب سنی جمعیت این موضوع مورد توجه قرار گرفته است.گر چه به نسبت تغییرات جمعیتی  وسایر مولفه های مرتبط با موضوع سالمندی از قیبل تغییر ساختار خانواده، کاهش مسوولیت پذیری افراد در قبال والدین، کاهش مسولیت پذیری مردم در قبال سالمندان و به اصطلاح مو سفیدان جامعه و ...این توجه بسیار دیر و ضعیف می باشد.طبق مصوبه هیت وزیران در جلسه مورخ بیست و ششم فروردین یک هزار و سیصد و هشتاد و سه که بر اساس جزء(5) بند« الف» ماده یکصد و نود و دوم قانون برنامه سوم توسعه شورای ملی سالمندان در ایران تشکیل شد که در حتال حاضر دبیرخانه ملی آن در  سازمان بهزیستی کشور است. طبق بند مفاد ماده دو این مصوبه می بایست امکان حضور سالمندان در جامعه تدوام یابد، حداقل نیاز های اساسی تامین  گردد، احترام شان حفظ شود، و موقعیت شان در خانواده ضعیف نشود و ... و در این راستا سیاستگذاری های مناسبی هم انجام شود و حتی در اسناد سیاستگذاری های کلان کشور هم در این زمینه تاکیداتی شده است.به عنوان مثال در بند هفتم سیاست های کلی جمعیت ابلاغی در  سی ام  اردیبهشت 1393 درتکریم سالمندان چنین آمده است:« فرهنگ سازی برای احترام و تکریم سالمندان و ایجاد شرایط لازم برای تأمین سلامت و نگهداری آنان در خانواده و پیش‌بینی ساز و کار لازم برای بهره‌مندی از تجارب و توانمندی‌های سالمندان در عرصه‌های مناسب». ویا در  بند پانزدهم سیاست های کلی خانواده ابلاغی در شهریور  بر« اتخاذ روش‌های حمایتی و تشویقی مناسب برای تکریم سالمندان در خانواده و تقویت مراقبت‌های جسمی و روحی و عاطفی از آنان تصریح شده است.حتی در ماده هشتاد قانون برنامه ششم توسعه هم بر افزایش حمایت از این افراد تاکید شده است وموضوع مناسب سازی اماکن و معابر هم برای این گروه یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. مناسب سازی در قانون حمایت از حقوق معلولان مطرح شده است و یكی از شاخص های ارزیابی مناسب سازی نیز شامل حال سالمندان می شود ،چرا كه طبق همان آیین نامه اگر قرار است كه سالمند در محیط باشد، محیط باید برای او مناسب سازی شده باشد و محیط اجتماعی باید بستر را برای حضور سالمند فراهم كند،اما به طور فراگیر محیط شهری مان مناسب سازی نشده است و نه سالمند و نه معلول نمی توانند به راحتی در جامعه حضور داشته باشند.با توجه به این که نزدیک هشت میلیون نفر از جمعیت کشور(79400000) یعنی حدود 9 درصد جمعیت کشور را سالمندان تشکیل می دهند و طبق اسناد و تحلیل های ارایه شده در اسناد ملی سالمندی درایران توسط بهزیستی و وزارت بهداشت( که این هم خود یک مشکل حل نشده باقی مانده و هر دو دستگاه خود را متولی  سالمندان می دانند دعواهایی از این دست که هیچ گاه تمامی ندارد) این جمعیت تا سال 2050 میلادی به حدود سی درصد خواهد رسید . هم چنین افزایش امید به زندگی  هم شاهد دیگری بر این موضوع است که سالمندی جمعیت را باید جدی تر گرفت.در کنار همه این نکات« ضعف نظام تامین اجتماعی فراگیر» برای این گروه از افراد جامعه   موجب می شود  که ما در حوزه مددکاری اجتماعی نگران این شرایط باشیم.این نگرانی از آنجا بیشتر می شود که  می بایست متناسب با این تغییرات جمعیتی که موضوع پنهانی نبود سیاستگذاری های مناسب انجام می شد که متاسفانه این گونه نشده و حتی سیاستگذاری های انجام شده هم کمتر در اجرا مورد توجه قرار گرفتند و عدم دسترسی برابر سالمندان به فرصت های موجود در جامعه نگرانی جدی است که در بسیاری از کشور ها هم وجود دارد .شاید به دلیل همین شرایط است که سازمان جهانی بهداشت شعار سال 2019 میلادی  خود بعه مناسبت این روز را « فرصت های برابر برای همه سنین » انتخاب کرده است تا هشداری برای همه بویژه سیاستگذاران اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ... باشد. فراموش نکنیم به دوران سالمندی نباید مانع دسترسی به حقوق و فرصت های برابر برای این افراد که به نظر من« گنجینه» هستند ایجاد کند.بی دلیل نیست که در دین مبین اسلام در سوره بنی اسراییل بر تکریم والدین سالمندان و پیر تاکید می شود.

فراموش نکنیم که نمی توانیم سالمندان را از تقویم زندگی حذف کنیم لذا باید برای ایجاد فرصت های برابر این گروه سنی همچون سایر گروه های سنی تدابیر لازم اتخاذ شود. ضمن این که در  اصل 29 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هم  مصوب شد که  حمایت از افراد با شرایط مختلف از جمله پیری وظیفه دولت است. عمده ترین مشكل ما در بخش سالمندان برنامه ریزی ما است، دولت ها باید پاسخگوی نیاز همه اقشار جامعه باشند، زمانی كه جمعیت جوان كشور ما بالا بود بحث آموزش، اشتغال، مسكن و ازدواج در عموم سیاستگذاری ها مطرح می شد حال كه به سمت سالمندی پیش می رویم ضروری است كه از هم اكنون برای رفع نیازهای آنها تمهیداتی لحاظ شود تا امکان دسترسی به همه فرصت های برابر ایجاد شود.





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/07/4

یادداشت شرق:« مهربانی اجتماعی »

سید حسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران روزنامه شرق24/6/98)

 

یکی از نیاز های بشر وجود ارتباط با دیگران است. در راستای این ارتباط است که افراد می توانند به هم مهر بورزند، محبت کنند و از حال هم خبر داشته باشند. متاسفانه امروزه بنا به دلایل مختلف از جمله گسترش تکنولوژی، تغییر ساختار خانواده ها و ارتباطات مردم در محله ها، مشغله های فراوان برای کسب درآمد، تغییر سبک زندگی، فاصله های بین اقوام، توجه به منافع فردی و ... فاصله های عاطفی بین مردم حتی نزدیکان و اقوام با یکدیگر در حال افزایش است و در نتیجه این افزایش فاصله ها شاهد ظهور و بروز مشکلاتی هستیم که در گذشته با توجه ایی که به همدیگر داشتیم بهتر مدیریت می شدند و این توجه پشتوانه محکم و استواری برای زندگی اجتماعی بود چون همه ما حواسمان به دیگران بود و متقابلا دیگران هم حواس شان به ما بود و به نظر من چنین فضایی مهربانانه ایی چه زیبا بود و چقدر ز ندگی اجتماعی را رضایت بخش می کرد.امروزه فرصت دیدار های چهره به چهره کم شده است و شاید نتوان همچون گذشته شب نشینی های دلنشین را داشته باشیم (گرچه معتقدم اگر بخواهیم می توانیم به شکل های دیگر این شب نشینی ها را داشته باشیم) و همین موضوع باعث شده دوری فیزیکی که نتیجه اش دوری عاطفی است در جامعه بیشتر شود. فقر محبت بین مردم و حتی خانواده ها موضوعی است که باید نگران آن باشیم.همه ما نیاز به توجه، دیده شدن و محبت داریم لذا چاره ای نداریم تا برای تامین این نیاز متناسب با شرایطی که در آن زندگی می کنیم راه های منطقی و متعددی را انتخاب کنیم. با ترویج مهربانی اجتماعی می توانیم احساس پویایی ، سرزندگی وشادابی اجتماعی را در جامعه ترویج دهیم و همبستگی میان مردم را بیشتر کنیم و تعلق اجتماعی و نشاط اجتماعی را در جامعه نهادینه کنیم. فراموش نکنیم که هیچکدام از ما انسان ها بی نیاز از محبت نیستیم و آثار آن در زندگی بسیار محسوس خواهد بود. بی دلیل نیست که «مولوی» محبت را عاملی برای تبدیل شدن خار به گل،سرکه به مل، سنگ به روغن، موم به آهن، قهر به رحمت می داند و حتی می گوید« از محبت مرده، زنده می شود/از محبت شاه بنده می شود». براین باورم که محبت کردن به دیگران دوستی ها را هم در جامعه افزایش می دهید و احساس تنهایی اجتماعی که امروزه می تواند یکی از نگرانی های جدی محسوب گردد کمتر خواهد شد و مهربانی اجتماعی می توانید جایگزین تنهایی اجتماعی شود، البته اگر بخواهیم.مهربانی کردن بهانه نمی خواهد ولی حال که ماه مهر را در پیش داریم بیایم بهر بهانه آغاز ماه مهر 1398  برای ترویج این موضوع در جامعه بیش از پیش قدم برداریم. از محبت کردن به دیگران دریغ نکنم.بی دلیل نیست که «جبران خلیل جبران»از نویسندگان مشهور جهان که در کشور ما هم شناخته شده است معتقد است که  «مهربانی اوج خرد و احترام به انسانیت است».نکته ایی که لازم است به آن اشاره کنم این است که  ترویج مهربانی اجتماعی در جامعه یک انتخاب هوشمندانه است و از روی نا آگاهی نیست چرا که یک نیاز اجتماعی است.یک اشتباه فاحشی که در این زمینه وجود دارد این است که فکر می کنم انسان های مهربان کسانی هستند که  فقط از  مال و دارایی خود می بخشند هدف من هم از  مهربانی اجتماعی فقط توزیع پول بین نیازمندان و مردم نیست.شاید این یکی از مصداق های مهربانی باشد که به نظر من از درجه اهمیت بسیار بالایی برخوردار نیست.یا الزاما اگر کسی با من مهربان بود من هم با او مهربان باشم بلکه دامنه این مهربانی را باید در جامعه گسترش دهیم  وگاهی اوقات حتی به کسانی که به ما محبت نکردند هم مهربان باشیم: بقول شاعر:از تو دشمن چون محبت دید یارت می شود/دوستدار هر که باشی دوستدارت می شود/چون بد اندیش از تو بد بیند شود بدخواه تو/ ور نکویی از تو بیند شرمسارت می شود».اجازه ندهیم تا کبر، غرور و نخوت  مانع ما در  مهربانی کردن به اطرافیان مان اعم از اعضاء خانواده، همسایگان، همکاران، و در یک معنا از مردم شود. به حقوق شهروندان دیگر احترام بگذاریم، با خشونت به اشکال مختلف با مردم برخورد نکنیم، به افراد دارای نیاز های خاص از قبیل کودکان، سالمندان، و .. بیشتر توجه کنیم، سپاسگزار کسانی باسیم که خدمتی به هر شکلی به ما انجام  دادند، با مردم با خوش رویی برخورد کنیم، به دیگران توهین نکنیم و.. به همین دلیل این رفتار  را یک رفتار مسولانه ،خردمندانه ،آگاهانه و هوشمندانه قلمداد می کنم نه یک رفتار ساده و بدون پشتوانه.چرا که در انتخاب نوع رفتار مان مختاریم و چه خوب است که رفتاری را انتخاب کنیم که بوی عطر محبت و مهربانی و صفا و صمیمیت را در جامعه بیش از پیش  بگستراند و ما هم در این حوزه سهیم باشیم و معتقدم که  نه  فقط سهیم، که پیشگام  و مروج مهربانی اجتماعی باشیم.انشاء ا...

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/06/31

یادداشت:مشکلاتی که باید بیشتر دیده شوند

دکتر سیدحسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران)

این روزها چند موضوع مهم و جدی نظرم را به خود جلب کرده که متاسفانه کمتر به آن پرداخته شده است. در علوم اجتماعی مولفه بسیار مهمی داریم به نام «سرمایه اجتماعی». سرمایه اجتماعی یک شاخص بسیار مهم در شناخت هر جامعه و تحلیل آن است. اهمیت سرمایه اجتماعی برای هر جامعه آنقدر بالا و ارزشمند است که باید برای حذف و گسترش آن در هر جامعه برنامه ریزی های درست و اصولی انجام داد. اما باید بگویم که این روزها سرمایه اجتماعی ما در حال کاهش است و با دو مولفه مهم می شود این سقوط را دید و دریافت. دو مولفه ای که عبارتند از اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی.

این روزها شاهد انتشار مداوم اخبار فساد و دستگیری ها در سطوح مختلف هستیم و حتی درگیری بین رییس سابق و رییس اسبق قوه قضاییه. تمام این موارد و شنیدن این اخبار و در جریان درگیری های سیاسی قرار گرفتن، مردم را بی اعتماد می کند و همین است که این روزها شاهد کاهش اعتماد اجتماعی هستیم. اعتماد اجتماعی، مولفه ای نیست که ساده از آن بگذریم. فراموش نکنیم که با وجود اعتماد اجتماعی است که مشارکت اجتماعی تحقق پیدا می کند و جامعه به سمت توسعه و پیشرفت حرکت می کند.

بطور مثال، سی سال پیش در این سرزمین، ما خانواده هایی داشتیم که اگر فرزند اولشان در دفاع مقدس شهید می شد، فرزند دوم و سوم خود را هم راهی جبهه ها می کردند. ما کسانی بودیم که پشت جبهه ها بی هیچ چشم داشتی کمک می کردیم. اما ۳۰ سال بعد، مردمانی شدیم که حتی حاضر به بخشیدن چهل و پنج هزارتومانی هم نیستیم و منفعت طلبی، یکی از ویژگی های جمعی ما شده. این مثال به درستی از کاهش اعتماد اجتماعی می گوید. بطور طبیعی وقتی اعتماد اجتماعی کم شود، مشارکت اجتماعی هم کاهش پیدا می کند و نمی توانیم از مردم انتظار داشته باشیم که در شرایط سخت همراه باشند. چون خبرها، بحث ها، جنگ و جدل های سیاسی و... مردم را خسته کرده، اعتمادشان را کاسته و حالا توانی برای مشارکت هم ندارند.

کاهش این دو شاخص مهم ترین منبع توسعه هر کشور را که سرمایه انسانی است، تحت شعاع قرار می دهد. اعتقاد من این است که موتور محرک پیشرفت هر جامعه ای دو سرمایه است؛ سرمایه انسانی مسوولیت پذیر و مشارکت جو و دیگری شاخص سرمایه اجتماعی که در این بخش هم شاخص هایش در جامعه ما بسیار پایین است و متاسفانه هیچ راهکار مناسبی هم برای بالا بردن آن نه تنها وجود ندارد که حتی برنامه ریزی هم درباره آن صورت نمی گیرد. ما فکر می کنیم همه چیز با پول حل می شود در حالی که اگر سرمایه اجتماعی بالا نرود، یارانه ها را ۱۰ برابر هم کنیم اتفاقی برای توسعه کشور نمی افتد.

موضوع دیگر آسیب های اجتماعی است. آسیب های اجتماعی در هر جامعه ای مانند خوره ای است برای سرمایه انسانی جامعه. متاسفانه نسبت به این موضوع هم غفلت جدی داریم و بدون حل کردن آسیب های اجتماعی نمی توانیم توقع رشد و توسعه داشته باشیم. در کنار تمام اینها مسوولیت اجتماعی هم در جامعه ایرانی به شدت کاهش پیدا کرده. مولفه ای که امروز بیش از هر زمانی در جامعه به آن نیاز داریم و می تواند پشتوانه مردم برای گذر از مشکلات و بحران ها باشد.

اگر اندکی به عقب برگردیم خواهیم دید که ما مردمانی نبودیم که کلاه خود را نگه داریم که باد نبرد. سبک زندگی ما این گونه بود که غم دیگران غم ماست و شادی دیگران شادی ماست. اما امروز بی تفاوتی اجتماعی جایگزین مسوولیت اجتماعی شده است و این موضوعی است که نمی توان به راحتی از آن بگذریم.

موضوع آخری که باید به آن اشاره کنم و از آن نگذرم موضوع افراد دارای نیازهای خاص است. در شرایط نابسامان اقتصادی که دوست و دشمن هم به آن اعتراف می کنند و مسوولان در هر سطحی موضوع اقتصاد و ناکارآمدی آن را معترفند، این گونه افراد بیشتر تحت شعاع قرار می گیرند. همانطور که در دین مان هم آمده است که اگر فقر از دری داخل شود ایمان از همان در خارج می شود.

متاسفانه از آثار اجتماعی فقر غافلیم. ما این نکات را نادیده گرفته ایم و مشغول اخبار جناحی و سیاسی و اقتصادی هستیم. نادیده گرفتنی که به نظر من بیشتر از تهدیدها و تحریم های دشمنان خارجی برای جامعه ایرانی خطرناک است و امنیت اجتماعی و ملی ما در گرو آن است. اگر بتوانیم کمی از فضای متشنج سیاسی این روزها فاصله بگیریم و با نگاهی به گذشته و سرمایه اجتماعی خود، راهی برای حل این مشکلات واقعی پیدا کنیم، با کمک یکدیگر از پس هر مشکلی برمی آییم؛ همان طور که بارها و بارها ثابت کردیم که ملت ایران تهدیدپذیر نیست و دشمن خارجی را تاب نمی آورد. )  روزنامه اعتماد/3/6/98)

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/06/31

یادداشت:احترام به تفاوت ها در روابط

(دکتر سیدحسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران/جام جم/24 شهریور98))

برای اکثر ما اتفاق افتاده که اخباری از اختلاف افراد با نزدیکان شان را می شنویم.  این نزدیکان یا از اعضای خانواده هستند یا همکاران، گروه های دوستی یا حتی همسایگی؛ وقتی بیشتر بررسی می کنیم ممکن است این عبارت یا عبارت های مشابه را بشنویم که «همیشه می خواهد حرف خودش بشود»  یا «انگار بچه هستم می خواهد من را تربیت کند» . همه این عبارت ها یک پیام مشخص دارد و آن این است که در روابط مان با دیگران لازم است به خواسته ها و تفاوت هایی که با هم داریم توجه کنیم تا روابط انسانی و اجتماعی پایداری داشته باشیم. فراموش نکنیم که حق نداریم انتظار و توقع داشته باشیم که دیگران در خدمت ما باشند و هر طور که ما دوست داریم رفتار کنند و انتظار داشته باشند و آنچه که برای ما مهم هست برای دیگران هم باید مهم باشد. یکی از اشتباهات ما در ارتباط اجتماعی با دیگران و حتی گاهی اوقات شریک زندگی مان این است که می خواهیم در این سن بعد از ازدواج به گونه ای که دلمان می خواهد تربیتش کنیم، در حالی که حتی اگر به ظاهر هم خود را همراه کند، ولی در باطن این گونه نیست و این تعارض جایی خود را در قالب های مختلف نشان خواهد داد. نمی شود همه عمر ظاهر سازی کرد، لذا این ارتباط برای این افرادخوشایند نخواهد بود. این نوع نگاه به دیگران موجب می شود که افراد حتی اعضای خانواده از ما فاصله بگیرند که بدون شک به انزوا و طرد ما منجر خواهد شد.

 در روابط مان با دیگران لازم است بپذیریم که دیگران هم حقی دارند و به اصطلاح «نوکر ما نیستند». قرار نیست آنچه که برای من مهم است الزاما برای اطرافیانمان هم همان قدر مهم باشد. ضمن این که یکی از راه های تقویت و حفظ روابط انسانی پایدار در زندگی اجتماعی و خانوادگی و در روابط بین فردی این است که فرهنگ (ارزش ها، هنجار های اجتماعی، باور ها، اعتقادات و...) افراد را بشناسیم و در ارتباط مان به آنها توجه کنیم، چون وقتی به مولفه ها وعناصر فرهنگی در ارتباط کم توجهی می شود معمولا تمایلی برای حفظ و ارتقای رابطه وجود ندارد.

تاملی بر برخی اختلافات بین اعضای یک خانواده یا همکاران در محیط های کاری و... نشان می دهد که بی توجهی یا کم توجهی چه عمدی چه سهوی می تواند بر کیفیت ارتباط تاثیرات منفی داشته باشد به گونه ای که جاهایی مجبورند تحمل مان کنند و طبیعی است که افراد در شرایط تحمیلی از کیفیت ارتباط خود با دیگران رضایت نخواهند داشت، لذا ناچارند که فشار های زیادی را تحمل کنند.

حال اگر به این تفاوت ها توجه کنیم بدون شک در حفظ و ارتقای روابط انسانی مان با دیگران موفق تر خواهیم بود و می توانیم «با همه بجوشیم

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/06/31


یادداشت شرق:

لزوم توجه به پیشگیری از خودکشی(سید حسن موسوی چلک،  رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران/روزنامه شرق/17 شهریور 1398)

نامگذاری روز ها در سطوح ملی و بین المللی به مناسبت خاص فرصتی برای بیان دیدگاه ها در خصوص آن مناسبت می باشد.یکی از این مناسبت ها روز جهانی «پیشگیری از خودکشی» است  که همه ساله در دهم سپتامبر در سراسر جهان برگزار می‌شود تا  تمهیداتی برای افزایش آگاهی مردم نسبت به خودکشی و پیشگیری از آن  اتخاذ گردد چرا که خودکشی در همه جوامع رخ می دهد گرچه فراوانی آنها به نسبت جمعیت، جنس و ... می تواند متفاوت باشد ولی پدیده ایی جهان شمول است.  به همین دلیل مجمع جهانی پیشگیری از خودکشی (IASP) با همکاری سازمان بهداشت جهانی (WHO) و فدراسیون جهانی سلامت روان این روز را میزبانی می‌کند تا هماهنگی های لازم را برای این روز انجام  دهند.

  طبق گزارش جهانی ارایه شده «لیتوانی از اروپای شرقی با ۳۱.۹ خودکشی در هر ۱۰۰ هزار نفر، روسیه از اروپای شرقی با ۳۱، گویان از آمریکای جنوبی با ۲۹.۲ و کره جنوبی از آسیا با ۲۶.۹ خودکشی در ۱۰۰ هزار نفر رتبه‌های اول جدول را به خود اختصاص داده‌اند. از دیگر کشورهای اروپای شرقی با نرخ خودکشی بالا می‌توان از بلاروس (۲۶.۲ در ۱۰۰ هزار نفر)، سورینام و قزاقستان هر دو در حدود ۲۲ خودکشی در ۱۰۰ هزار نفر نام برد.در مقابل، تنها کشور اروپای غربی با نرخ خود کشی بالا، بلژیک است که با ۲۰.۷ در رتبه ۱۱ قرارگرفته است. با این حال، لازم به ذکر است که بلژیک قوانین لیبرالی خاصی در مورد خودکشی با کمک پزشک دارد که احتمالاً عامل مهمی در این آمار نسبتاً بالا به حساب می‌آید. جالب است که کشور بوتان نیز - که به اندازه‌گیری خوشبختی ملی در سطح کلان معروف است - نرخ خودکشی نسبتاً بالایی (۱۱.۴ در صد هزار نفر) را دارا می‌باشد.شاید قابل توجه باشد که بسیاری از کشورهای بحران‌زده جهان در مقایسه، نرخ خودکشی پایینی در این جدول دارند. کمترین نرخ‌های خودکشی در جهان در باهاما، جامائیکا، گرانادا، باربیدوس، آنتیگوا و باربودا متمرکز شده است. تقریباً می‌توان گفت در این کشورها خودکشی گزارش نشده است. باربیدوس، آنتیگوا و باربودا به ترتیب آمار ۰.۸ و ۰.۵ خودکشی در هر صد هزار نفر را به ثبت رسانده‌اند».

البته ذکر این نکته ضروری است که چون نظام آماری دقیق و منظمی در خصوص ثبت آمار کسانی که اقدام به خودکشی و یا خودکشی می کنند وجود ندارد آمار های ارایه شده نمی تواند دقیق باشد.این مشکل در کشور ما هم وجود دارد که موجب می شود آمار های ارایه شده دقیق نباشد گرچه  باید بپذیریم که سازمان پزشکی قانونی در طی حدود 15 سال اخیر تلاش کرده تا آمارهای متوفیات مشکوک به خودکشی را بطور منظم استخراج و ارایه کند که جای قدردانی دارد..براساس آمار ارایه شده توسط سازمان پزشکی قانونی در »خلاصه سالنامه آماری سال 1397  »در این سال  تعداد متوفیات مشکوک به خودکشی 5101 نفر بوده که نسبت به سال 1396 ( که تعداد 4625 نفر بوده)حدود 10 درصد تغییرات مثبت دارد.تاملی بر روند این امار از سال 1387 تا سال 1397 نشان می دهد که شاهد روند رشد این پدیده هستیم بگونه ایی که از 3428 نفر  به 5101 نفر افزایش یافته اس که حدود 49 درصد تغییرات مثبت را نشان می دهد.شاخص خودکشی به ازائ یکصد هزار نفر جمعیت هم نشان می دهد که بر طبق آمار سازمان مذکور 2/6 نفر می باشد که نسبت به سال قبل که حدود 7 / 5 نفر بوده افزایش داشته است.گر چه در مقایسه با نرخ جهانی که بین 10 تا 12 به ازائ یکصد هزار نفر می باشد نرخ ایران کم هست  و رتبه 142 به ایران اختصاص پیدا کرده است و لی در همه استان ها این نرخ مشابه نیست.پانزده استان کشور نرخی بالاتر از میانگین کشوری دارند و برخی از استان ها دو برابر میانگین کشوری هستند.آنچه که در این خصوص مهم می باشد این است که که در مینه ارتقائ سلامت روانی  و اجتماعی باید تلاش بیشتری صورت گیرد و از همه ظرفیت ها برای پیشگیری از آسیب های اجتماعی از جمله خودکشی استفاده کرد .بررسی اسناد  و مطالعات جهانی نشان می دهد که راهبرد های مختلفی برای پیشگیری از خودکشی و مداخله به هنگام را می توان اتخاذ کرد. از جمله آنها می توان به :افزایش آگاهی مردم نسبت به اینکه خودکشی یک مسئله مربوط به بهداشت عمومی است که قابل پیشگیری است، وسعه پشتیبانی وسیع به جهت پیشگیری از خودکشی، کاهش دید منفی نسبت به یاری خواستن از متخصصین بهداشت روانی، مصرف مواد مخدر و خدمات پیشگیری از خودکشیف توسعه برنامه‌ریزی‌های جامعه محور برای پیشگیری از خودکشی، تلاش در جهت کاهش دسترسی افراد به ابزار آسیب رساندن به خود، آموزش شناخت رفتار پرخطر و ارائه خدمات درمانی مناسب و جامع، توسعه و پیشبرد رویکرد درمان بالینی و تخصصی در کلینیک‌های بهداشت روانی، تسهیل دسترسی به خدمات بهداشت روانی و راحتی ارتباط بیماران روانی و معتادان به آن، افزایش پوشش خبری و رسانه‌ای در رابطه با مصرف نامناسب مواد، رفتار خطرآفرین خودکشی و بیماری‌های روانی، پیشبرد و پشتیبانی از تحقیقات مربوط به خودکشی و پیشگیری از آن، بهبود سامانه‌های پایشی، گزینش و آموزش گروه‌های داوطلب برای یاری‌رسانی و ارجاع محرمانه افراد به مراکز بهداشت روانی و( اورژانس اجتماعی در ایران) ویا خطور مشاورهتلفنی از جمله 1480 صدای مشاور در ایران، افزایش کارایی روانی از راه خوش‌بینی و ایجاد ارتباط بین فردی، آگاهی‌دهی در رابطه با خودکشی از راه آموزش عوامل خطرآفرین، پسترهای تبلیغاتی و دسترسی به کمک، فزایش کارایی و دانش کارمندان خدمات به‌زیستی و به‌داشتی از جمله مشاوره رایگان خودکشی، کاهش خشونت خانگی و مصرف نادرست مواد از جمله راه‌کارهای بلند مدت کاهش مسائل مربوط به بهداشت روانی هستند، مداخله رفتاری در تصحیح رفتار گروه‌های پرخطر و... اشاره شده است.همچنین لازم است به این نکته هم اشاره کنم که برای ارتقائ شاخص های سلامت روانی واجتماعی با استفاده از روش های مختلف و جذاب ومتناسب با مخاطبین وگروه های هدف باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.ولی اکگر به هردلیل فردی اقدام به خودکشی کرده شناخت مردم از منابع اجتماعی مرتبط می تواند زمینه را برای دریافت خدمات تخحصصی و بموقع  روانشناختی و مددکاری اجتماعی به افرادی که اقدام کردند و یا خانواده های شان  بیش از پیش فراهم کند.

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/06/20

مردم باید باور کنندImage result for ‫موسوی چلک مددکاری‬‎

حسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

 یکی از موضوعاتی که در چند وقت اخیر و بیش از یکسال است که خیلی فراگیر شده گرچه از قبل هم این موضوع بود، موضوع فساد و جرم و موضوعات مرتبط بود که با تغییر رئیس قوه قضائیه و حضور آقای سیدابراهیم رئیسی این موضوع بیشتر در افکار عمومی پرداخته شده و عموما صحبت از مبارزه و مقابله با فساد و موضوعات مشابه است. تجربه نشان داده که برای موفقیت در این حوزه، بیش از اینکه رویکردهای قضایی تاثیرگذار باشد، باید به دنبال استفاده از ظرفیت حوزه اجتماعی و رویکردهای اجتماعی باشیم. رویکردهایی که برپایه اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی به معنای عام آن بر محور سرمایه اجتماعی در جامعه باشد والا با برخورد صرف قضایی نخواهیم توانست جلوی فساد را بگیریم و اگر هم خیلی به آن بپردازیم و موفق نشویم، خودبه‌خود در ضعف اعتماد اثرگذار خواهد بود. آنچه در باب مقابله با فساد مهم است، مردمی شدن موضوع مقابله با فساد و تبدیل شدن آن به یک خواست عمومی است. خواستی که اگر در جامعه نهادینه شود، جایی که کسی رشوه می‌گیرد و رشوه می‌دهد، اگر اشراف بر قانون داشته باشم و قوانین ما شفافیت لازم را داشته باشد، من هم حقوق شهروندی‌ام را بشناسم، طبیعتا برای اینکه کارم سریع یا با دورزدن قانون انجام شود، رشوه را انتخاب نمی‌کنم و عاملی برای گسترش این نوع فساد در جامعه نخواهم بود و اتفاقا این نوع باورها می‌تواند مهم‌ترین عامل موثر در پیشیگری از وقوع جرم، به‌ویژه در حوزه‌های مالی که الان موضوع بحث ماست، باشد. بخش بعدی؛ اگر کسی برای انجام وظیفه قانونی‌اش، مطالبات خارج از حوزه قوانین داشت، مردم با اطمینان مطالبه گری و اطلاع‌رسانی کنند و سیستم قضایی هم نوع برخوردی را که انجام می‌دهد، به طور شفاف فارغ از هرگونه جانبداری‌های سیاسی، قشری و غیره، اعلام کند. لذا پیشگیری اجتماعی در کنار پیشگیری قضایی و وضعی و غیره برای قضازدایی باید مورد توجه رئیس قوه قرار بگیرد. معتقدم قوه قضائیه برای اینکه بتواند رویکرد اجتماعی اش را تقویت کند، با توجه به ظرفیت‌های قانونی که برای استفاده از ظرفیت مددکاران اجتماعی وجود دارد، نیاز به استفاده از یک نظامنامه مددکاری اجتماعی دارد و استفاده از ظرفیت مددکاران اجتماعی در سطوح مختلف پیشگیری می‌تواند برای نهادینه شدن رویکرد اجتماعی به قوه قضائیه کمک کند. موفقیت قوه قضائیه در کاهش پرونده‌های قضایی منوط به توسعه کمی و کیفی خدمات اجتماعی و رویکردهای اجتماعی در تمام عرصه‌ها و حوزه‌های مربوط به این قوه است. از سیاست‌گذاری تا اجرا و موضوعات متعددی که در طول فرآیند رسیدگی اتفاق می‌افتد. به همین دلیل انتظار دارم که آقای رئیسی یک جلسه هم با مددکاران اجتماعی بگذارند، همینطور که الان با گروه‌های مختلفی دارند. منتها نه مددکاران اجتماعی که خودشان انتخاب کنند، بلکه اجازه دهند در این نوع نشست‌ها، به طور مشخص انجمن مددکاران اجتماعی افراد را دعوت کند؛ افرادی که هم نقد کنند و هم پیشنهاد دهند. به‌ویژه در حوزه‌ای که الان در سند تحول قضایی نوشته‌اند. آقای رئیسی باید ماده 66 آیین دادرسی جدید را با قوت زیاد به سمت اجرا ببرند تا سازمان‌های غیردولتی مرتبط بتوانند نقش موثرتری را ایفا کنند. موضوع میانجی‌گری را به طور جِدّ به عنوان موضوع دارای اولویت قرار دهند. در کنارش، بحث مجازات جایگزین حبس را به طور جدی پیگیری کنند تا گام‌های عملی برای تقویت جایگاه اجتماعی در نظام قضایی برداشته شود. ضمن اینکه در چند سال اخیر هم خیلی تلاش شدتا این مورد تقویت شود اما این مستلزم این است که در شرایط کنونی تقویت جدی شود. تجربه نشان داده هر زمان که رئیس عوض می‌شود، معمولا بدنه‌ نگاه می‌کنند که رئیس جدید به چه سمتی گرایش دارد، بقیه هم برنامه‌هایشان را به همان سمت جهت می‌دهند. سوال این است که چرا مردم کمتر برخورد با فساد را باور می‌کنند؟ اگر برخوردی می‌شود، اطلاع‌رسانی به موقع و دقیق شود به اعتمادسازی بیشتر مردم در این حوزه کمک می‌کند. اگر مردم پای کار نباشند، تمام سازوکارهای قانونی را هم فراهم کنیم، نخواهیم توانست فساد را ریشه کن کنیم و جلوی وقوع جرم را بگیریم. برای اینکه بتوانیم این اعتماد را بیشتر به جامعه برگردانیم، مستلزم این است که شفاف بدون جانبداری‌های سیاسی، بدون هیچگونه ملاحظه‌ای کار شود. این باور در مردم زمانی نهادینه می‌شود که برخوردهای مناسب با کسانی که در این چند وقت درگیر فساد بودند، صورت می‌گیرد.منبع: روزنامه آرمان ملی/ کد خبر۲۶۸۰۴۳ | تاریخ۱۳۹۸/۶/۱۱ - شماره531

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/06/12

یادداشت:آ‌سیب‌های اجتماعی، خانواده را نشانه گرفته است.

سید حسن موسوی چلک(رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران( روزنامه شرق/10 شهریور 98)

 این روز ها کمتر کسی است که در کشور نگران افزایش و تنوع آسیب های اجتماعی فضای واقعی و مجازی نباشد.گاهی اوقات این نگرانی ناشی از درگیری مستقیم افراد هست و طعم تلخ آسیب های اجتماعی را چشیدند  وگاهی اوقات هم ناشی از درگیری غیر مستقیم.بگونه ایی که از درگیری افراد دیگر در حوزه آسیب های اجتماعی نگران می شوند.چون شیوع و بروز آسیب های اجتماعی به دلیل تبعات منفی آن هر دیواری را می تواند خراب کند به همین دلیل  امروزه آ‌سیب‌های اجتماعی به عنوان یک  عامل قوی در تهدید جدی  امنیت روانی و اجتماعی محسوب می شود. تاثیرات آسیب های اجتماعی فقط برروی افراد آسیب دیده اجتماعی نیست بلکه خانواده ها و جامعه هم ازآن ها تاثیر می پذیرند.با بررسی آسیب‌شناسی خانواده در دنیا آشکار می‌شود که در دوران شکوفایی دانش، تکنولوژی و صنعت و  فناوری های نوین، توسعه دسترسیبه انواع رسانه ها، توسعه شهر نشینی،  استحکام و کانون گرم خانواده کمتر مورد توجه قرار گرفته و این غفلت ضربات شکننده‌ای را به جامعه وارد کرده است. از آنجا که خانواده، کوچک‌ترین نهاد اجتماعی است که اساس و زیرساخت واحدهای بزرگ‌تر به شمار می‌رود، میزان موفقیت و سهمی که افراد برای ایفای نقش در واحدهای بزرگ اجتماعی ایفا می‌کنند بستگی تام به نحوه رشد و تربیت و شکوفایی استعدادهای آنها در کانون خانواده دارد.

فراموش نکنیم که در صورت بروز و شیوع آ‌سیب‌های اجتماعی در  جامعه هیچ دیواری حتی خانواده نمی‌تواند مانع آثار تخریبی آن شود. یک ویژگی مشخص در حوزه آ‌سیب‌ها وجود دارد و آن نگرانی خانواده‌ها از گسترش آ‌سیب‌های اجتماعی چون اعتیاد، طلاق، خشونت‌های اجتماعی و خشونت‌های خانگی، افزایش ورودی‌های زندان، طلاق، و است.افرادی که درگیر آ‌سیب‌های اجتماعی و جرایم می‌شوند عموما در خانواده‌ای حداقل متشکل از همسر، فرزندان و اطرافیان زندگی می‌کنند، لذا تاثیرپذیری از وضعیت نابسامان ناشی از آ‌سیب‌های اجتماعی گریزناپذیر است. یک ارتباط مستقیم بین آ‌سیب‌های اجتماعی و بروز تاثیرات منفی در خانواده وجود دارد و هرقدر آ‌سیب‌های اجتماعی گسترش پیدا کند، خانواده بیشتر تحت تاثیر پیامدهای منفی ناشی از آ‌سیب‌ها قرار خواهد داشت و به تبع آن هرچه خانواده تحت‌تاثیر آ‌سیب‌ها باشد، امنیت اجتماعی و مدیریت اجتماعی دچار مشکل می‌شود. این وضعیت منحصر به کشور ما نیست و در همه‌جای دنیا این چرخه به این شکل عمل می‌کند. لازم به ذکر است فرزندان و زنان به مراتب در این شرایط آسیب بیشتری خواهند دید و از این بابت نگرانی‌های جدی‌تری متوجه جامعه است. به عنوان مثال طبق آمار ارایه شده توسط دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری در گردهمایی مبلغان مذهبی که  در هفته قبل برگزار شد «در ایران ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر مصرف کننده مستمر مواد مخدر و یک میلیون و ۶۰۰ هزار نفر مصرف کننده غیرمستمر وجود دارد».تاملی بر همین آمار نشان می دهد اگر بر فرض را بر مصرف کنندگان مستمر بگذاریم و میانگین بعد خانوار را 4/3 نفر در نظر بگیریم تعداد افرادی که مستقیم در درون خانواده افراد مصرف کننده مواد مخدر بطور مستقیم طعم تلخ مواد مخدر را می چشند بیش از  نه میلیون و پانصد هزار نفر هستند.لذا نباید از کنار این عدد به آسانی گذشت.تاملیب بتاثر مواد مخدر بر طلاق، خشونت خانگی شامل: همسر آزاری، کودک آزاری،و ... نیز نشان می دهد که اعتیاد به مواد مخدر و روانگردان ها به عنوان معضل اول کشور در حوزه اجتماعی نقش بسیار مهمی بر بی ثباتی و عدم آرمش در درون خانواده دارد.حال اگر آمار سایر دعاوی و  جرایم خانوادگی از قبیل: الزام به تمکین، ترک انفاق، عسر و حرج و .. را هم به این آمار ها اضافه کنیم باز هم متوجه تخریب بیشتر خانواده می شویم.ضمن این فراموش نکنیم که افرادی که  مرتکب جرم و وارد زندان می شوند، پیامد های منفی آن را خانواده باید تحمل کنند. این  نکته را اضافه کنم که در عین حال که خانواده از آسیب های اجتماعی تاثیر می پذیرد، می تواند در کنترل وکاهش آسیب های اجتماعی نقش به سزایی داشته باشد. گرچه معتقدم نباید فقط به خانواده تکیه کرد و  چرا که در کنترل وکاهش آسیب های اجتماعی هم فرد، هم خانواده و هم جامعه باید مورد توجه قرار گیرند و  نگاه به حوزه مدیریت آ‌سیب‌های اجتماعی در سطوح مختلف باید یک نگاه همه‌جانبه باشد. اعتقاد من این است که خانواده یکی از مورد وثوق‌ترین کانون‌های اجتماعی است که سلامت جامعه در گرو سلامت آن است و نباید به‌راحتی از کنار آن بگذریم. بنابراین باید از ظرفیت خانواده در مدیریت هوشمندانه‌تر حوزه آسیب های اجتماعی  بیشتر و بهتربهره بگیریم و اعضاءخانواده بویژه کودکانمان را از کودکی، برای اینکه در آینده عضو موثری در خانواده باشند، تربیت کنیم.نگرانی ما اینجاست که خانواده عمدتا از مطرح کردن مشکلات و مسائل خود در بیرون از خانواده اکراه دارد و این خصیصه منجر به مزمن شدن مشکلات درون خانواده می‌شود که درمان آن را به مراتب دشوارتر خواهد کرد. بزرگ‌ترین دلیل گسترش و رشد آ‌سیب‌های اجتماعی هم همین موضوع است که ما نخواسته‌ایم آ‌سیب‌های اجتماعی را به عنوان یک معضل بپذیریم.

در بازتوانی افراد آسیب اجتماعی هم خانواده نقش دارد. گرچه معتقدم که هم فرد، هم خانواده وهم جامعه می توانند تاثیر گذار باشند. اول خود فرد است که باید باور کند تا پایان عمر نباید و نمی‌تواند درگیر آسیب باشد و باید باور داشته باشد که می‌تواند مسیر زندگی خود را عوض کند. دوم، محیط‌های اجتماعی(جامعه) است. پذیرش اجتماعی در جامعه می‌تواند بستری فراهم کند تا افرادی که به هر دلیلی درگیر مشکل شده‌اند بتوانند به زندگی طبیعی، درست و مستقل بازگردند. یکی از گروه‌هایی که در بازگشت و بازتوانی این افراد نقش مهمی دارد، خانواده است. همان‌گونه که خانواده در هنگام بیماری نقش حمایت گری خود را در حد اعلا بروز می‌دهد، در هنگام درگیری فرد با آ‌سیب‌های اجتماعی نیز همین خانواده می‌تواند در بازگشت او به زندگی سالم موثر باشد. از در بیرون انداختن و عدم پذیرش واقعی و راه را برای غرق شدن بیشتر در جرایم و آ‌سیب‌ها باز می‌کند. هرچند این کار بسیار سخت است. اگر قرار است خانواده سالمی داشته باشیم، هر کدام از ما در درون خانواده باید عاملی باشیم برای اینکه آن خانواده بانشاط و مسئولیت‌پذیر باشد و کیفیت روابط مان به گونه‌ای باشد که از بودن در کنار یکدیگر احساس آرامش داشته باشیم. آرامشی که می‌تواند به ایفای نقش‌هایمان در خانواده و جامعه کمک کند. 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/06/12

یادداشت:

راه و رسم سپاسگزاری( دکتر سید حسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران/ روزنامه جام جم/5 شهریور 98)

 در روابط اجتماعی، بارها این عبارت‌ها را شنیده‌ایم كه« فلانی نمك‌نشناس است»، «نمك خوردن و نمكدان را شكستن»، « نمك به حرام» و... وقتی به كاربرد‌های این جملات نگاه می‌كنیم یك پیام مشخص دارد و آن این است كه این نوع روابط در شأن روابط بین انسان‌ها نیست و معمولا واكنش مردم در مقابل كسانی كه سپاسگزار آنچه دیگران برای آنها انجام دادند، نیستند فاصله گرفتن از آنها و حتی گاهی پشیمان شدن از انجام كار برای آنها و دیگران خواهد بود.

این در حالی است كه یكی از زیبای‌های زندگی اجتماعی كه به روابط انسانی معنی می‌بخشد «سپاسگزار بودن» است. افراد سپاسگزار همیشه در قلب دیگران جای دارند چون به اصطلاح «بی‌چشم و رو نیستند». سپاسگزاری، نیازمند هزینه كردن‌های گزاف نیست.

گاهی اوقات با زبان سپاسگزاری كنیم از همسرمان كه خانه را تمیز كرده، غذا درست كرده، مراقب‌مان است تا در كار‌های مان موفق تر شویم، مراقب پدر و مادرمان است، مدیر یا همكاری كه در كار‌ها به ما كمك كرده تا امور را بهتر انجام دهید، كاری را كه بلد نبودیم به ما یاد داد و... چرا كه یك كلام با محتوای سپاس می‌تواند در تقویت رابطه انسانی تاثیرات مثبت بسیاری داشته باشد.
تلخی نمك نشناسی از كسی بیشتر می‌شود كه فردی با حمایت ما به جایی رسیده باشد، ولی رفتار ناسپاسانه داشته باشد.

گاهی اوقات با ارسال یك پیام كوتاه می‌توانیم سپاسگزاری كنیم. خیلی از افراد ممكن است در قبال كارهایی كه برای ما انجام می‌دهند، انتظار سپاسگزاری نداشته باشند ولی ما با سپاسگزاری به روابط انسانی معنا می‌بخشیم و روابط بین ما مردم گرم‌تر و صمیمی‌تر می‌شود.

چنانچه در یك محیط اداری سپاسگزار افرادی كه خوب كار می‌كنند باشیم هم خودشان برای كار بهتر انگیزه پیدا می‌كنند و دوستدار محیط كارشان می‌شوند، چون روابط انسانی حاكم است و در همكاران دیگر انگیزه برای كار بهتر ایجاد می‌شود.

خاطرم هست جایی كار می‌كردم از یكی از كاركنان كه به‌عنوان كارمند نمونه انتخاب شده بود، سپاسگزاری می‌كردند. یكی از همكاران دیگر كه كمی هم صحبت‌های جدی خود را طنزگونه بیان می‌كرد رو به مدیر مربوط گفت: تازه فهمیدم كسی كه دیر سركار می‌آید، سر كار هم به امورات شخصی می‌پردازد و... ملاك انتخاب كارمند نمونه است. در واقع این گونه سپاسگزاری سبب ایجاد حس بی‌اعتمادی می‌شود. مراقب باشیم در منزل و محیط‌های اجتماعی و اداری و... سپاسگزاری درست و به‌موقع را به‌عنوان مولفه مهم در حفظ وتقویت رابطه انسانی مورد توجه قرار دهیم.

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/06/9

تحقق توسعه اورژانس اجتماعی در دولت

اجتماعی /
شناسه خبر: 497029
تحقق توسعه اورژانس اجتماعی در دولت

یکی از موضوعاتی که زمینه نگرانی مسئولان کشور را در سطوح مختلف فراهم کرده آسیب‌های اجتماعی است. بر همین مبنا و با هدف تسهیل دسترسی افراد در معرض آسیب و آسیب دیده اجتماعی در ماده ۸۰برنامه ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پیش‌بینی شده بود که در شهرهای بالای ۵۰ هزار نفر(حدود ۱۴۰ شهر) اورژانس اجتماعی توسعه پیدا کند؛ برنامه ای که اولین بار در هفته دولت در شهریور ماه سال ۱۳۷۸ در استان یزد تأسیس شد و امسال وارد ۲۲سالگی‌اش می‌شود.

در گام اول دولت تدبیر و امید مقدمات توسعه این برنامه مهم را فراهم کرده است گرچه هنوز کامل نشده ولی توسعه این تعداد در طول یک سال می‌تواند مورد توجه باشد.
بدون شک توسعه اورژانس اجتماعی در شهرهای جدید کمک می‌کند تا این برنامه فراگیرتر شده و افراد بیشتری شامل کودکان آزاردیده، همسران آزار دیده، سالمندان آزاردیده، معلولان آزار دیده، زوجین متقاضی طلاق و در معرض بحران طلاق، کودکان خیابانی، افراد فراری از منزل، زنان و دختران در معرض آسیب و آسیب دیده اجتماعی، افرادی که اقدام به خودکشی کردند و خانواده‌های شان، افراد دارای اختلال هویت جنسی و سایر افراد در معرض بحران از خدمات رایگان و تخصصی این برنامه در مناطق بیشتری از کشور بهره‌مند شوند.
 البته برای نهادینه شدن این برنامه توجه به چند نکته اساسی است و نباید فقط به توسعه کمی ناقص بسنده کرد. ضمن تکمیل توسعه کمی کار‌های انجام شده، برای توسعه کیفی هم باید تمهیداتی اتخاذ شود تا ارائه خدمات این برنامه زمینه رضایت بیشتر خدمت گیرندگان را فراهم کند.
از جمله این موارد می‌توان به امنیت شغلی کارشناسان، تکمیل چهار برنامه اورژانس اجتماعی شامل: مرکز مداخله در بحران فردی، خانوادگی و اجتماعی، پایگاه خدمات اجتماعی، خط تلفن اورژانس اجتماعی(۱۲۳) و خدمات سیار اورژانس اجتماعی، تلاش برای افزایش هماهنگی‌ها و همکاری‌های درون سازمانی در حوزه‌های کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست، زنان سرپرست خانوار، افراد دارای معلولیت، سالمندان، بیماران روانی مزمن، سوء مصرف مواد مخدر و روان گردان‌ها، پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی، مشاوره و خدمات روانشناختی، هماهنگی‌های برون سازمانی با دستگاه‌های مرتبط از جمله نیروی انتظامی، دادگستری، پزشکی قانونی، وزارتخانه‌های بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، آموزش و پرورش، کشور، ارتباطات و فناوری اطلاعات برای توسعه زیرساخت خط تلفن و پشتیبانی‌های فنی، راه و شهرسازی برای اختصاص زمین برای ساختمان اورژانس اجتماعی، تعاون، کار و رفاه اجتماعی، پلیس راهور برای تسهیل در تردد خودروهای خدمات سیار، سازمان آموزش فنی و حرفه ای، اطلاع‌رسانی فراگیر و مستمر برای شناسایی بیشتر مردم و دستگاه‌های مرتبط، تکمیل خدمات دیگری که از سال ۱۳۷۸ شروع شده و نیاز به توسعه دارد تا در ارتقای خدمات اورژانس اجتماعی موفقیت بیشتری حاصل شود از قبیل خانه سلامت برای دختران، بازپروری زنان آسیب‌دیده اجتماعی، مداخله در خانواده به منظور کاهش طلاق، شناسایی و جذب کودکان خیابانی، تولید دانش بومی مرتبط با گروه‌های هدف و موضوعات مرتبط از جمله این موارد می‌باشد که ان‌شاء الله با تدبیر بهتر تحقق پیدا کند.

     
منبع: روزنامه ایران/6 شهریور98




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/06/7

علی صدای عدالت انسانیت

آن که محتاج قرص نانی است چگونه می تواند فاضل باشد؟

سید حسن موسوی چلک

دراین یادداشت از جلد اول کتاب علی صدای عدالت انسانیت با عنوان علی و حقوق بشر تالیف جرج سجعان جرداق ترجمه عطا محمد سردار نیاو سید هادی خسرو شاهی ازانتشارات فراهانی جملاتی را انتخاب کردم که به شرح زیرمی آورم:

«دوست داشت و در آن غلو نمی کرد، وفا دار بود،با تمام وجودش این را دریافته بود که آزادی را قداستی است که جهان هستی خواستار آن است و جز آن را نمی خواهد.وجهه همت او رسیدگی به درماندگان و ستمدیدگان و فقرا بود تا داد آنان را از استثمارکنندگان بستاند و زندگی آرام و راحت به آنان ببخشد.او در سر آن نبود تا سیر بخورد و خوش بپوشد و راحت بخوابد، در حالی که روی زمین فقرا و بینوایانی باشندکه حتی امید به قرص نانی نداشته باشند.و بیان او چه بزرگ است:آیا من خود را قانع کنم که به من امیر المومنین بگویند، ولی در سختی های زندگی با آنان(مردم وفقرا) دمساز نباشم».

علی(ع)معتقد بود که«راستی را اگر چه به تو زیان رساند، بر دروغ،اگر چه به سود تو باشد،مقدم دار».به مصیبت دیگران شادی نکن و با مردم به نرمی و محبت،دوستی کن. کرم و بخشش ازاخلاق و مبین جوانمردی او بود.از هیچ مخلوفی کینه به دل نداشت.

او معتقد است که:آن که محتاج قرص نانی است چگونه می تواند فاضل باشد؟.نان برای همه وسیله صلح و آرامش است، عامل استقرار نظم و وسیله ای است که انسان را آماده تفکر و احساس می نماید و همبستگی او را با مردم براساس صحیح استوار می سازد.آن کس که آتش گرسنگی درونش را عذاب می دهد،و خون زندگی را در رگ و پوستش می خشکاند،و نور ایمان را در دلش خاموش می سازد، دوستی را به کینه ای عمیق و آرامش خاطر و پاکی روح را به بدبینی و بغض و عداوت وحشتناک بدل می سازد، نمی تواند فردی مطمئن به زیبایی های زندگی، و مومن به عدالت دیگران و راهنمای برادر خود و دوست دار مردمان باشد.

خدمت به انسان،رفع نیازمندی و در هم کوبیدن ظلم اساس سیاست حضرت علی(ع)بود.یک بار پیامبر(ص) به او نگریست و فرمود:

« ای علی، خداوند تو را به نیکوترین پیرایه خود آراسته است: مهر بیچارگان و دردمندان را در دل تو نهاده، و تو را از این که آنان پیرو تو باشند، خشنود گردانیده و آنها نیز از این که تو پیشوای ایشان باشی، راضی و خوشحالند».
با این امید که منش و روش آن امام همام در عمل سرلوحه زندگی مان باشد.انشاءا...

منبع: آرشیو  www.mousavichalak.ir

https://www.khabaronline.ir/news/271006/





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/05/28


( کل صفحات : 36 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی