دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک
مطالب اخیر

یادداشت: باور کنیم سرمایه اجتماعی سرمایه است

سیدحسن موسوی‌چلک. رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

(روزنامه شرق،2 آذر99)

 

یکی از مفاهیمی که این روز‌ها و به‌ویژه زمانی که با بحرانی مواجه می‌شویم با آن سر و کار داریم، مفهوم «سرمایه اجتماعی» است. گاهی اوقات کسانی از این مفهوم در صحبت‌هایشان استفاده می‌کنند که یا دقیقا این سرمایه را نمی‌شناسند و الزامات آن را نمی‌دانند یا می‌شناسند ولی باور ندارند. عده‌ای هم که ممکن است باور داشته باشند و می‌شناسند، ممکن است نتوانند تأثیر چندانی در افزایش آن داشته باشند، چون الزامات افرایش این سرمایه موضوعی فرابخشی است. گاهی اوقات هم تعریف ساده‌ای از این مفهوم گسترده، پیچیده و... داریم و فکر می‌کنیم سرمایه اجتماعی همین است که مربوط به شناخت محدود «ما» می‌شود. اگر نیم‌نگاهی به تعاریف نظریه‌پردازان اخیر داشه باشیم، متوجه می‌شویم که حتی در میان آنان نیز اجماعی وجود ندارد. پیر بوردیو، سه نوع سرمایه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را مد نظر داشت. او سرمایه اجتماعی را شکلی از سرمایه می‌دانست که به ارتباطات و مشارکت اعضای یک سازمان توجه دارد و می‌تواند همراه با سرمایه فرهنگی، ابزاری برای رسیدن به سرمایه‌های اقتصادی باشد که گویا یک دیدگاه ابزاری صرف است؛ اما جیمز کُلمن سرمایه اجتماعی را ارزش آن جنبه از ساختار اجتماعی که به‌عنوان منبعی در اختیار اعضا قرار می‌گیرد تا بتوانند به اهداف و منافع خود دست پیدا کنند، مدنظر قرار می‌دهد و سرمایه اجتماعی را به‌عنوان ابزاری برای حصول به سرمایه انسانی به کار ببرد.

پوتنام نیز یکی دیگر از محققان اخیر سرمایه اجتماعی است که سرمایه اجتماعی را مجموعه‌ای از مفاهیمی مانند اعتماد، هنجارها و شبکه‌ها می‌داند که موجب ایجاد ارتباط و مشارکت بهینه اعضای یک اجتماع می‌شود و در نهایت منافع متقابل آنان را تأمین خواهد کرد. او سرمایه اجتماعی را به‌عنوان وسیله‌ای برای رسیدن به توسعه سیاسی و اجتماعی در نظام‌های مختلف سیاسی می‌دانست و تأکید عمده او بر مفهوم اعتماد بود. فوکویاما، سرمایه اجتماعی را یک هنجار اجتماعی محسوب می‌کند که همکاری بین دو یا چند نفر را تقویت می‌‌کند و آن را ویژگی عمل متقابل بین دو دوست می‌داند.

 او معتقد است اعتماد، شبکه‌های ارتباطی و جامعه مدنی، همگی محصول سرمایه اجتماعی هستند، نه اینکه خود آنها سرمایه اجتماعی به حساب بیایند. از نظر او هنجارهایی سرمایه اجتماعی هستند که به همکاری در گروه‌ها منجر شوند. تأملی بر پژوهش‌های ملی که در سال‌های اخیر در ایران درخصوص سنجش سرمایه اجتماعی به سفارش شورای اجتماعی کشور در سال‌های 94 و 97 انجام شده است، نشان می‌دهد که حال سرمایه اجتماعی خوب نیست؛ این یعنی باید نگران بود. مراقب باشیم تا رفتار‌های احساسی مردم در شرایط بحرانی را مبنای افزایش سرمایه اجتماعی قلمداد نکنیم. اگر نیم‌نگاهی به انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی هم در دور اول و هم دور دوم بیندازیم، به‌خوبی متوجه این شرایط می‌شویم تا در همین دوران کرونا بی‌توجهی یا کم‌توجهی به مشارکت مردم در کنترل ویروس کرونا، سفر‌رفتن‌، مراسم‌های گروهی، احتکار اجناس، گران‌فروشی‌ بی‌قاعده، اختلاس‌ها، جرائم یقه‌سفیدان، دعواهای جناحی با هدف تضعیف رقیب سیاسی، افزایش ارتکاب جرائم و آسیب‌های اجتماعی و... خود نشانه‌های کوچکی از این وضعیت است. به برخی از یافته‌های این سنجش اشاره می‌کنم تا با عدد و رقم این وضعیت نشان داده شوددرباره ارزیابی (پنداشت) مردم از موفقیت کشور در حل مشکلات، نظر مردم این‌گونه بود که در حل بی‌کاری حدود 15، تبعیض و نابرابری حدود 24، گرانی و تورم حدود 15، فساد مالی و ارتشا حدود 31، فقر حدود 22 و اعتیاد حدود 25 بوده است که براساس یافته‌های سال 97 این‌گونه به نظر می‌سد که شرایط بدتر شده است و اگر در این شرایط مجددا بررسی شود، نشانه‌های بهتری نخواهیم داشت. یا در زمینه اعتماد سازمانی کمتر از 16 درصد رضایت زیاد و خیلی زیاد داشتند. از پاسخ‌گویی سازمان‌‌ها به نیاز‌ها هم کمتر از 20 درصد رضایت داشتند. همچنین فقط کمتر از 18 درصد مردم را زیاد و خیلی زیاد قابل اعتماد می‌دانستند یا حاضر بودند فرزندان خود را هنگام مسافرت به همسایگان بسپرند. اینها گوشه‌ای کوچک از یافته‌های این سنجش ملی بود

بپذیریم که اگر حال این سرمایه خوب نباشد، هر نوع پیشرفت واقعی در حوزه‌های دیگر حتی حوزه‌های اقتصادی امکان‌پذیر نخواهد بود. همه ارکان حاکمیت برای افزایش این سرمایه مهم در جامعه باید یک‌صدا شوند و الزامات افزایش این سرمایه را بپذیرند.

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/09/2

یادداشت:مردم همه با هم بیاییم...

سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

0منبع: روزنامه آرمان ملیه 1 آذر1399)

   

ظهور و بروز و وقوع بحران‌ها به شکل‌های مختلف در زندگی اجتماعی تقریبا اجتناب‌ناپذیر است. همه جوامع به نوعی بحران‌های مختلف را تجربه کرده‌اند و کشور ما هم از قضیه مستثنا نیست و بحران‌های جنگ، اقتصادی، سیاسی، بهداشتی و متعددی را تجربه کرده که آخرینش بحران کروناست. اما تقریبا حدود 9 ماه که در ایران و یکسال هست که موضوع کرونا در جهان گسترش پیدا کرده همه به این موضوع واقف هستند که بدون همکاری مردم کنترل و جلوگیری از شیوع بیشتر این بیماری امکان‌پذیر نیست. به همین دلیل تمام دنیا به این سمت رفتند که همکاری مردم و دولت‌ها تنها راه کنترل این وضعیت نگران‌کننده که در همه بخش‌های زندگی تاثیر گذاشته، است. درحقیقت نگرانی که الان وجود دارد، عادی شدن تعداد فوت‌های بالاست! انگار که 400 نفر می‌میرند، اتفاقی نمی‌افتد و مردم این موضوع را جدی نمی‌گیرند. البته این انتظار از مردم به منزله نادیده گرفتن نقش دولت نیست. اما واقعیت این است که باید قبول کنیم اگر عزیزی از خانواده ما به دلیل کرونا از دست رفت، پیامدهایش بیشتر به خود ما برمی‌گردد و فکر می‌کنم در این شرایط حتی اگر یک جاهایی نارضایتی، گلایه و آزردگی داریم، کنار بگذاریم و همه پای کار بیاییم تا بتوانیم این بحران را به نوعی کنترل کنیم. درواقع این نوع رفتار من و شما به عنوان شهروند، نشانه مسئولیت‌پذیری ما در جامعه است. اینکه پروتکل‌های بهداشتی را رعایت کنیم، اینکه در این شرایط دیگران را به رعایت پروتکل‌های بهداشتی به‌منظور پیشگیری تشویق کنیم، اینکه اطلاعات درستمان را در اختیار دیگران قرار دهیم و اینکه فعالیت‌های داوطلبانه برای پیشگیری از بروز شیوع بیشتر این ویروس داشته باشیم، همه نشانه مسئولیت‌پذیر بودن من و شما به عنوان شهروند در جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کنیم چون هم رعایت دستورالعمل‌ها و هم تشویق دیگران و نکاتی که بدان اشاره کردم، دقیقا نشانه درک درست هریک از ما برای حضور در یک زندگی اجتماعی در کنار دیگران است و این حضور یعنی مسئولیت‌پذیر بودن و به معنای دیگر این حضور یعنی بی‌تفاوت نبودن نسبت به آنچه دور و برمان می‌گذرد و اتفاق می‌افتد و نظاره‌گر نیستیم. این دردناک است که روزانه حدود 400 - 500 نفر بیشتر و کمتر فوت می‌کنند و یک جورهایی عادی‌ شده است. همین حالا ظرف 24 ساعت گذشته، چهار نفر از آشنایانم؛ یک نفر برادرش، نفر دیگر همسرش، نفر سوم، پدر و چهارمین نفر مادربزرگش را از دست داد و چهار پیام تسلیت ارسال کردم! درواقع هر روز اخباری از این دست می‌شنویم. نگذاریم فوت بالای مردم در جامعه عادی‌ شود که بخش عمده این عادی‌سازی ناشی از کم‌توجهی به رعایت پروتکل‌های بهداشتی است. بیاییم همه با هم در کنار هم برای شکست کرونا اقدام کنیم.

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/09/1

افزایش کارتن خواب‌ها در زمستان امسال با شیوع ویروس کرونا

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران گفت: افزایش آمارهای افراد معتاد خیابانی و کارتن‌ خواب‌ها در زمستان امسال و با شیوع ویروس کرونا نگرانی‌ها را افزایش داده است.

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم؛ یکی از نگرانی‌های موجود در کشور موضوع افزایش فقر و تعداد جمعیت فقیر در جامعه است. تاملی بر تعداد افراد تحت پوشش دو نهاد حمایتی کمیته امداد و بهزیستی خود گویای همین نکته است. البته این تعداد شامل همه افراد مشمول حمایت توسط این دو نهاد نمی‌شود. برخی اتفاقاتی که منجر به اعتراض خیابانی مردم شده است از جمله در آبان سال یکهزار و سیصد نو و هشت، نشانه دیگری است که ناتوانی دولت در افزایش شاخص‌های اقتصادی دارد. آمارهای افراد معتاد خیابانی ، کارتن‌ خواب‌ها و افزایش ظرفیت سامان سراها و گرم خانه‌ها توسط شهراری تهران و... خود نشانه دیگری است. اکنون که این شرایط حال ناخوش اقتصادی ، باشیوع ویروس کرونا گره خورده است نگرانی را برای افزایش این گروه‌ها در خیابان و مشکلات ناشی از فقر بیشتر کرده است.اگر تاملی بر آمار ارائه شده توسط رئیس پلیس آگاهی تهران داشته باشیم که اعلام کرده بود در سه ماهه اول سال 1399، حدود پنجاه درصد از سارقین خرد شناسایی شده، «سرقت اولی‌ها» هستند خود گویای این است که این سرقت‌ها الزاما برای افزایش دارایی سارقین نیست بلکه سرقت‌های، خرد معمولا برای تأمین معیشت روزانه و هزینه‌های ضروری زندگی است.

از آنجایی که چشم انداز روشنی هم برای مدیریت این شرایط وجود ندارد که البته بخشی به تحریم بر می‌گردد ولی بخش عمده‌ایی به دلیل ضعف مدیریت دستگاه‌های متولی اقتصادی و .. است که مقام معظم رهبری هم در جلسه اخیر بر آن تأکید کرده بودند و حتی به مشکل پوشک وگرانی‌های که به تحریم هم ارتباط ندارد، اشاره کرده بودند.

بحران شیوع کرونا در کشور مشکلات اقتصادی را بیش از پیش نمایان کرده است. به یاد صحبت‌های رئیس جمهور در مجلس شورای اسلامی در معرفی وزیر اقتصاد و دارایی اخیر افتادم که می‌گفت به چند نفر گفتم ولی قبول نکردند.این خود نشان می‌دهد که تصمیم گیران که چشم مردم به تدبیر آنهاست خود افراد قوی نیستند.اشاره آقای جهانگیری معاون اول رئیس جمهور با این مضمون که «دعا کنید تا گرانی‌ها کم شود» نشانه دیگری از استیصال دولت برای مدیریت اقتصادی است.

ممکن است به این موضوع اشاره شود که همه منابع در اختیار دولت نیست و دلایل دیگر، ولی قبول کنیم که سوء مدیریت هم نقش زیادی دارد.ضمن این که من به عنوان یک شهروند انتظار دارم در چنین شرایطی بحرانی توسط دولتمردان، تدابیری اتخاذ شود که نگرانی مان کمتر شود ولی گویا برخی از افراد، «مدیران زمان خوشی» هستند که با خود زمزمه می کنند«همه چیز آروم است». حضور کودکان زباله گرد و کودکان کار و خیابان حتی در این شرایط شیوع کرونایی که استراتژی اصلی و مهم برای پیشگیری ازشیوع کرونا «ماندن در خانه است» دلیل دیگری است که باید نگران باشیم.

چشم‌انداز روشنی هم وجود ندارد که اطمینان بخشی کند و فقر هم می‌تازد، باید نگران بود که بی خانمانی و کارتن خوابی و احتمالاً رها کردن بچه‌ها کنار خیابان‌ها وحتی بی خانمانی سالمندان و زنان و ... در ایام پیش رو و سرما بیشتر هم شود که خود می‌تواند مشکلات دیگر را ایجاد کند.دولت نسبت به همه این افراد مسؤلیت دارد و این افراد باید در اولویت خدمات و حمایت‌ها باشند.

این که با افتخار اعلام می‌شود و کلی هم تو بوق و کرنا می‌شود که این افزایش داده شده است مگر این درصد افزایش، شامل چه مبلغی می‌شود؟ برای خانواده پنج نفره و بیشتر که با افزایش چند برابری حاصل از یارانه پرداخت می‌شود 500 هزار تومان است.

در بهترین حالت برای این خانواده‌ها 75 هزار تومان و برای یک خانواده یک نفره حدود 20 هزار تومان افزایش می‌یابد؛ حال این سؤال مطرح می‌شود افزایش هزینه‌های این خانواده‌ها با این تورم افسار گسیخته، چند صد درصد رشد پیدا کرده است؟ قبول کنیم نظام رفاه و تأمین اجتماعی در ایران ناکارآمد هست و این خطرناک است.

سید حسن موسوی چلک؛ رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

انتهای پیام/خبرگزاری تسنیم/28 آبان 99

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/08/28

یادداشت:

چرخ‌دنده حوزه اجتماعی، درست نمی‌چرخد

سیدحسن موسوی‌چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

(منبع: روزنامه ارملن ملی،25 آبان99)

   

اگر نیم‌نگاهی واقع‌بینانه به وضعیت اجتماعی و فرهنگی کشورداشته باشیم به‌آسانی متوجه این خواهیم شد که در این زمینه عملکردها منتج به نتایج مطلوب نشده است. نیازی هم به رصد نظام پیچیده و گسترده مسائل اجتماعی و... نیست تا متوجه این موضوع شویم که حال این حوزه ناخوش است. گرچه براین باورم که حتما مطالعات علمی مبتنی بر شواهد را برای تحلیل و تبیین و سیاستگذاری‌ها و... نیاز داریم. این شرایط باوجود تعدد دستگاه‌های عریض و طویل ومتعدد در حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی است که بعید می‌دانم در کمتر کشوری بتوان این تعدد و تنوع و... را مشاهده کرد ولی شواهد گویای این نکته هستند که مولفه‌های اجتماعی و فرهنگی در کشور بهتر نشد‌‌ه‌اند. اگر ‌نگاهی داشته باشیم به ویژگی‌های مورد انتظار جامعه ایرانی در سند ایران 1404 خود گویای این موضوع است که تاکنون در تحقق بسیاری از این ویژگی‌ها موفق نبودیم. برخی از این ویژگی‌ها شامل جامعه متکی بر اصول اخلاقی، عدالت اجتماعی و...، برخوردار از سرمایه اجتماعی، برخوردار از سلامت، رفاه، تامین اجتماعی، فرصت‌های برابر، توزیع مناسب درآمد، نهاد مستحکم خانواده به دور از فقر و فساد هستند. حال اگر این سوال پرسیده شود درهر یک از این شاخص‌ها از سال 1383 تاکنون چه تغییرات مثبتی افتاده است که نشان دهد حال همه این شاخص‌ها و ویژگی‌ها چگونه است؟ چه پاسخی داریم، اخلاق که بهتر نشده است. سرمایه اجتماعی که بر اساس پژوهش‌های انجام‌ شده توسط وزارت کشور بدتر شده است. توزیع فقر و محرومیت خود گویای عدم تحقق عدالت اجتماعی و افزایش فقر است که اگر بود با این همه منابع و ظرفیت‌های بالفعل و بالقوه، این همه فاصله طبقاتی را نداشتیم. این همه فقیر نداشتیم که تحت پوشش سازمان‌های حمایتی باشند و عده زیادی هم پشت نوبت. اگر درهای پذیرش این سازمان‌ها باز شود، مشخص خواهد شد که فقرای ما همین تعداد تحت پوشش رسمی نیستند. این همه کودک و سالمند و الان نه فقط مردان که زنان زباله‌گرد، متکدی و بی‌خانمان و... نداشتیم. فساد اداری و مالی و اخلاقی این وضعیت را پیدا نمی‌کرد. کافی است کمی اخبار اختلاس‌ها و... را پیگیری کنیم. این همه سلطان ارز، سکه، شکر و... خود گویای فساد است. در جامعه‌ای که عدالت اجتماعی باشد، فقر نباشد، مردم برخوردار از رفاه باشند و تامین‌اجتماعی فراگیر باشد که همه اینها در قانون اساسی هم بر آنها تاکید شده است، که این وضعیت را پیدا نمی‌کردیم. همه این موارد حداقل یک پیام دارد و آن، اینکه چرخ‌دنده حوزه اجتماعی خوب کارنمی‌کند چون سیاستگذاری‌ها توسط مدیران با دانش تخصصی این حوزه اتخاذ نمی‌شود. در واقع سوءمدیریت مدیران تصادفی و ناکارآمد، در حوزه اجتماعی است که نمی‌تواند چرخ‌دنده این حوزه را به‌درستی بچرخاند و معتقدم به اصطلاح هرز شده است. بیاییم تا دیرتر نشده است «شایسته‌گزینی در حوزه اجتماعی» را برای مردمی که هیچ‌چیز از جان مال و تحمل سختی‌ها و بدبختی‌ها و گرانی‌ها، تحریم‌های ظالمانه و... برای حفظ کشور کم نگذاشتند، اجرا کنیم تا برای تحقق ویژگی‌های موردانتظار اجتماعی و فرهنگی جامعه ایرانی گامی موثرتر برداریم. ان‌شاءا...

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/08/26

یادداشت:چرا این‌قدر بداخلاق شدیم؟/ قسم حضرت عباس(ع) یا دم خروس!!!/دد صفتان انسان نما

سیدحسن موسوی‌چلک

 رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

(روزنامه آرمان ملی،17 آبان 99)

 

 همه ما در زندگی خود با افرادی برخورد می‌کنیم که با صفت خوب اخلاقی «باانصاف» از آنها یاد می‌کنیم. وقتی به فردی چنین صفتی داده می‌شود و می‌گوییم انسان باانصافی است، همه کسانی که می‌شنوند حس خوبی نسبت به این افراد خواهند داشت. در واقع منصف بودن می‌تواند به عزت و احترام افراد بیفزاید. چون چنین افرادی، کسانی هستند که به حقوق دیگران تعرض نمی‌کنند و ضرر نمی‌رسانند. موضوعی که امام علی(ع) هم بر آن تاکید دارد و می‌فرماید: «هرکس با مردم به انصاف رفتار کند، خداوند بر عزتش بیفزاید». پیامبراکرم(ص) هم یکی از نشانه‌های انسان مومن واقعی را رعایت انصاف درباره مردم می‌داند. انصاف فقط در کلام نیست بلکه هم در کلام، هم در رفتار و هم در قضاوت می‌تواند باشد. روز قبل برای خرید روغن مایع به یکی از مغازه‌های مواد غذایی مراجعه کردم. از من سوال کرد چه تعداد می‌خواهم؟ گفتم: یک عدد. گفت: همه چند تا چند تا می‌برند. گفتم: یکی فعلا کافی است. وقتی روغن را آورد دیدم به همراه روغن از یکی از کارخانجات داخلی، یک عدد تن‌ماهی از همان شرکت، آدامس از همان شرکت، یک عدد وازلین و... به همراه روغن است. گفتم: من روغن خواستم نه بقیه وسایل را. گفت: شرمنده‌ام، من تقصیری ندارم. شرکتی که به من روغن داده، گفته روغن را به همراه این اقلام بفروشید! مغازه‌دار می‌گفت که من هم این وسایل را نمی‌خواستم بخرم ولی برای اینکه مردم سراغ روغن را خیلی می‌گیرند، گفتم بیاورم. خودم هم راضی نیستم. نخریدم، چون سوءاستفاده از ضعف نظارت است که این‌گونه رسما شرکت با بی‌انصافی می‌خواهد در قبال توزیع روغن، اقلام دیگرش را هم بفروشد. در یادداشتی از این افراد به عنوان تاجران بحران یاد کردم. با خودم فکر کردم که خدایا! این نوع رفتار که خودمان به خودمان رحم نمی‌کنیم ربطی به تحریم و آمریکا و اسرائیل که ندارد. چرا این‌قدر بداخلاق شدیم؟ رفتم سراغ نهج‌البلاغه و عهدنامه مالک اشتر که بارها و بارها مطالعه کرده بودم را مجددا مطالعه کردم. با خودم گفتم مگر ما خودمان را پیرو امام‌مان نمی‌دانیم و سینه‌چاک این بزرگواران نیستیم؟ در این عهدنامه امام علی(ع) در فرمان خود به مالک اشتر نخعی می‌فرماید: «نسبت به خدا و بندگانش انصاف را از دست مده و نسبت به اطرافیان وخانواده و زیردستانت انصاف داشته باش که اگر انصاف، پیشه خود نسازی ستم کرده‌ای و کسی که به بندگان خدا ستم کند، خدا دشمن اوست وکسی که خدا دشمن او باشد، دلیلش را باطل می‌سازد (یا عذرش را نمی‌پذیرد) و چنین شخصی با خدا در جنگ است مگر آنکه دست از ستم بردارد و توبه کند». روی صحبتم با مدیران این شرکت و شرکت‌هاست که مگر شما همان کسانی نیستید که شب‌های قدر مراسم می‌گیرید و خود را سینه‌چاک این امام همام نشان می‌دهید و از روزها قبل کارخانه خود را سیه‌پوش می‌کنید و... حال این رفتار شما را قبول کنیم یا عزاداری‌های شما را؟ قسم حضرت عباس(ع) را قبول کنیم یا دم خروس را؟از این روش دست بردارید، عاقبت ندارد.. سنایی شاعر نامی این‌گونه افراد را «دد» می‌نامد. آنجا که می‌گوید: هر که انصاف از او جدا باشد / دد بود دد، نه پادشا باشد. بیاییم با انصاف زندگی کردن، پادشاهی پیشه کنیم.

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/08/18


سیدحسن موسوی‌چلک

 رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

(روزنامه آرمان ملی،17 آبان 99)

 

 همه ما در زندگی خود با افرادی برخورد می‌کنیم که با صفت خوب اخلاقی «باانصاف» از آنها یاد می‌کنیم. وقتی به فردی چنین صفتی داده می‌شود و می‌گوییم انسان باانصافی است، همه کسانی که می‌شنوند حس خوبی نسبت به این افراد خواهند داشت. در واقع منصف بودن می‌تواند به عزت و احترام افراد بیفزاید. چون چنین افرادی، کسانی هستند که به حقوق دیگران تعرض نمی‌کنند و ضرر نمی‌رسانند. موضوعی که امام علی(ع) هم بر آن تاکید دارد و می‌فرماید: «هرکس با مردم به انصاف رفتار کند، خداوند بر عزتش بیفزاید». پیامبراکرم(ص) هم یکی از نشانه‌های انسان مومن واقعی را رعایت انصاف درباره مردم می‌داند. انصاف فقط در کلام نیست بلکه هم در کلام، هم در رفتار و هم در قضاوت می‌تواند باشد. روز قبل برای خرید روغن مایع به یکی از مغازه‌های مواد غذایی مراجعه کردم. از من سوال کرد چه تعداد می‌خواهم؟ گفتم: یک عدد. گفت: همه چند تا چند تا می‌برند. گفتم: یکی فعلا کافی است. وقتی روغن را آورد دیدم به همراه روغن از یکی از کارخانجات داخلی، یک عدد تن‌ماهی از همان شرکت، آدامس از همان شرکت، یک عدد وازلین و... به همراه روغن است. گفتم: من روغن خواستم نه بقیه وسایل را. گفت: شرمنده‌ام، من تقصیری ندارم. شرکتی که به من روغن داده، گفته روغن را به همراه این اقلام بفروشید! مغازه‌دار می‌گفت که من هم این وسایل را نمی‌خواستم بخرم ولی برای اینکه مردم سراغ روغن را خیلی می‌گیرند، گفتم بیاورم. خودم هم راضی نیستم. نخریدم، چون سوءاستفاده از ضعف نظارت است که این‌گونه رسما شرکت با بی‌انصافی می‌خواهد در قبال توزیع روغن، اقلام دیگرش را هم بفروشد. در یادداشتی از این افراد به عنوان تاجران بحران یاد کردم. با خودم فکر کردم که خدایا! این نوع رفتار که خودمان به خودمان رحم نمی‌کنیم ربطی به تحریم و آمریکا و اسرائیل که ندارد. چرا این‌قدر بداخلاق شدیم؟ رفتم سراغ نهج‌البلاغه و عهدنامه مالک اشتر که بارها و بارها مطالعه کرده بودم را مجددا مطالعه کردم. با خودم گفتم مگر ما خودمان را پیرو امام‌مان نمی‌دانیم و سینه‌چاک این بزرگواران نیستیم؟ در این عهدنامه امام علی(ع) در فرمان خود به مالک اشتر نخعی می‌فرماید: «نسبت به خدا و بندگانش انصاف را از دست مده و نسبت به اطرافیان وخانواده و زیردستانت انصاف داشته باش که اگر انصاف، پیشه خود نسازی ستم کرده‌ای و کسی که به بندگان خدا ستم کند، خدا دشمن اوست وکسی که خدا دشمن او باشد، دلیلش را باطل می‌سازد (یا عذرش را نمی‌پذیرد) و چنین شخصی با خدا در جنگ است مگر آنکه دست از ستم بردارد و توبه کند». روی صحبتم با مدیران این شرکت و شرکت‌هاست که مگر شما همان کسانی نیستید که شب‌های قدر مراسم می‌گیرید و خود را سینه‌چاک این امام همام نشان می‌دهید و از روزها قبل کارخانه خود را سیه‌پوش می‌کنید و... حال این رفتار شما را قبول کنیم یا عزاداری‌های شما را؟ قسم حضرت عباس(ع) را قبول کنیم یا دم خروس را؟از این روش دست بردارید، عاقبت ندارد.. سنایی شاعر نامی این‌گونه افراد را «دد» می‌نامد. آنجا که می‌گوید: هر که انصاف از او جدا باشد / دد بود دد، نه پادشا باشد. بیاییم با انصاف زندگی کردن، پادشاهی پیشه کنیم.

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/08/17

یادداشت:عناد با شایسته‌گزینی در حوزه اجتماعی

سید حسن موسوی‌چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

(آرمان ملی/14 آبان 99)

در ابتدا ایام ولادت حضرت محمد(ص) و امام جعفر صادق( ع) را تبریک می‌گویم. این دو مناسبت را بهانه می‌کنم تا به یکی از ویژگی‌های مهم این دو بزرگوار که برگرفته از ویژگی‌های قرآن کریم است و امروزه بی‌توجهی یا کم‌توجهی به آن چالش جدی کشور است اشاره کنم و آن هم چیزی نیست جز «شایسته‌گزینی». موضوعی که خداوند در آیات 247 و 248 سوره بقره بر آن تاکید می‌کند و آن «علم» و «قدرت» است. پیامبر اکرم(ص) هم بر مبنای همین نکات قرآن درخصوص اهمیت شایسته‌گزینی می‌فرماید: «هر کس کارگزاری از مسلمانان را به کار گمارد و بداند که میان ایشان شایسته‌تر و داناتر از او هست به خدا، به پیامبرش و همه مسلمانان خیانت کرده است». همین توجه در سیره امام جعفر صادق(ع) هم بود و «علم» افراد را مبنای انتصاب قرار می‌داد. موضوعی که اگر در هر جامعه‌ای و سازمانی بیشتر مورد توجه قرار گیرد امور بهتر به سرانجام می‌رسد که حداقل حوزه اجتماعی از این منظر رنج می‌برد و هر کس فکر می‌کند می‌تواند مدیر اجتماعی باشد و این حوزه نیاز به تخصص ندارد. بپذیریم که این مناسبت‌ها فقط برای ارسال پیام تبریک نیست بلکه بر این باورم که این مناسبت‌ها فرصتی برای تامل بیشتر در افکار و سیره این پیشوایان دینی و بهره گرفتن و عمل کردن به آنهاست. فراموش نشود که حق نداریم مسئولیت‌ها را براساس انتخاب افراد فقط همسو و بدون تخصص انجام دهیم یا نسبت‌های فامیلی را مبنا قرار دهیم یا بر مبنایی که به‌عنوان انتصابات جناحی و حزبی شناخته می‌شود مسئولیت‌ها را توزیع کنیم. این نوع برخوردها، خیانت است خیانت. بر این باورم که در حوزه اجتماعی کشور اعتقادی به استفاده از افراد متخصص سرجای‌شان نداریم یا حداقل من این‌گونه می‌شناسم. در هر سازمانی که افراد براساس تخصصشان سرجای خودشان باشند تحقق اهداف سازمانی بیش از پیش محقق خواهد شد، در کارکنان انگیزه ایجاد می‌شود، مدیریت بهینه منابع صورت می‌گیرد و رضایت مردم هم افزایش پیدا می‌کند و سوءاستفاده‌ها کمتر خواهد شد. نظم در انجام امور بهتر دیده می‌شود، بهره‌وری افزایش می‌یابد. لذا اگر می‌خواهیم از این شرایط نگران‌کننده اجتماعی خارج شویم یکی از مهم‌ترین راه‌ها استفاده از شایستگان در جای خودشان است و اینکه مسئولیت‌های مرتبط را به شایستگان هر حوزه واگذار کنیم. این نکته را در نظر داشته باشیم که مهم‌ترین راه دوام و تاثیرگذاری و کارآمدی هر سازمانی مدیریت فرزانگان و متخصصان است. نمی‌دانم چه دردی داریم که این همه توصیه‌های دینی و علمی در انتصاب مدیران اجتماعی را عامدانه یا غیرعامدانه جدی نمی‌گیریم و عناد با انتخاب شایستگان در حوزه اجتماعی و بی‌تفاوتی دستگاه‌های نظارتی تا چه زمانی قرار است ادامه داشته باشد.

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/08/14

یادداشت:

تاجران بحران، دایه مهربان‌تر از مادر

سیدحسن موسوی‌چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

(روزنامه آرمان ملی.10 آبان99)

  

بسیاری از ما در زندگی اجتماعی خود با شرایط سخت و دشوار مواجه شده‌ایم. این شرایط سخت روی افراد مختلف تاثیرهای متفاوتی می‌گذارد. معمولا در چنین موقعیت‌هایی انتظار داریم تا اطرافیان‌مان حتی غریبه‌ها هوای ما را داشته باشند و همین‌طور این انتظار متقابل وجود دارد. اما وقتی خوب نگاه می‌کنیم در کنار انسان‌های شریفی که نه فقط در بحران‌ها که در همه شرایط، از «انسانیت خارج نشدند» را دور و بر خودمان و در جامعه می‌بینیم که ضروری است سپاسگزارشان باشیم، گرچه تعدادشان هم خیلی زیاد نیست ولی خوشحال هستیم که «هستند». اما در مقابل این افراد شاهد حضور افرادی هم هستیم که نه‌تنها بویی از انسانیت و شرافت نبردند بلکه خوی حیوانی‌شان بیش از قبل نمایان می‌شود. من از این افراد به‌عنوان تاجران بحران‌ها یاد می‌کنم. بحران می‌خواهد بهداشتی باشد مثل کرونا یا بلایای طبیعی یا بحرانی که برای یک خانواده اتفاق می‌افتد و... خویی که وقتی بدان تامل می‌کنیم از انسان بودن خجالت می‌کشیم. این افراد کسانی هستند که شرایط بحران را فرصت مغتنمی برای خالی کردن جیب مردم می‌دانند. کسانی که اجناس را احتکار می‌کنند یا کسانی که اجناس را با قیمت چند برابری به بازار عرضه می‌کنند.کسانی که تصمیم می‌گیرند معنای انسانیت کمرنگ و کمرنگ‌تر شود. کسانی که بحران‌ها را فرصتی برای اجرای شو و نمایش می‌دانند تا خودشان را دایه مهربان‌تر از مادر نشان دهند درحالی‌که فقط ظاهرسازی مدنظرشان است. کسانی که در بحران‌هایی از قبیل کرونا و بلایای طبیعی و... فقرا و گرفتاران را ابزاری برای نشان دادن خودشان قرار می‌دهند تا فقرا نردبان ترقی‌شان شوند. کسانی که بدون درنظرگرفتن شرایط واقعی، سعی می‌کنند جناح سیاسی رقیب را تخریب کنند نه برای رضایت مردم و بهبود شرایط‌شان بلکه فقط برای تضعیف جناح مقابل. تاجرانی که دروغ می‌گویند تا برای خود توشه‌ای بردارند. وقتی بحران‌ها به انتخابات مهم در یک جامعه نزدیک‌تر باشد این خوی غیرانسانی تاجران بحران‌ها بیشتر خود را نشان می‌دهد و این نکات فقط مربوط به یک دوره از دولت‌ها یا فقط جامعه ما نیست. این تاجران کسانی هستند که وقتی خانواده‌ای به هر دلیلی دچار مشکل می‌شود، سعی می‌کنند به شکل‌های مختلف سوءاستفاده کنند. در تنگنا و فشار قرارشان می‌دهند تا تحقیرشان کنند یا وادار به کاری کنند که باب میل‌شان نباشد. انسان مرفه‌ای که به خاطر پول دختر جوان خانواده فقیر را به ازدواج اجباری درمی‌آورد هم ازاین همین دست تاجران حیوان‌صفت است. فردی که زنی یا دختری تنها و بی‌پناه را دید و برای سرپناه دادن «درخواست بی‌شرمانه» دارد هم از این دست حیوانات است. مراقب باشیم این تاجران فرصتی برای ابراز وجود پیدا نکنند که زندگی را بر همه سخت می‌کنند و از همه مهم‌تر اینکه شرافت را لگدمال می‌کنند و زندگی سخت را برای مردم سخت‌تر می‌کنند.

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/08/10

یادداشت:سررریز عملکردهای ضعیف به سمت پلیس

سیدحسن موسوی‌چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

(آرمان ملی،1 آبان 99)

 

یکی از اتفاقات خوبی که در سطح جهانی و سطح داخلی انجام می‌شود، نامگذاری روزها و هفته‌ها به مناسبت‌های خاص است. از جمله این مناسبت‌ها سیزدهم مهر است که امسال به‌خاطر اینکه بتوانند بعد از ماه صفر مراسم را برگزار کنند، در این مقطع زمانی، این هفته گرامی داشته شده و ضمن اینکه این هفته را تبریک و خداقوت می‌گویم، به چند نکته هم اشاره می‌کنم. نخست اینکه هرچقدر سازمان‌های مرتبط عملکرد بهتری داشته باشند، وظایفشان را به‌درستی و به‌موقع انجام دهند، رجوع مردم به پلیس و کلانتری‌ها و پاسگاه‌ها کمتر خواهد بود و تماس کمتری هم با خط 110 برقرار خواهند کرد و این اتفاقا نشانه مدیریت خوب در آن جامعه محسوب می‌شود. امروز ما با این واقعیت مواجه هستیم که برای هر موضوعی، مردم انتظار دارند که پلیس ورود پیدا کند. اما هرچقدر سازمان‌های دیگر ضعیف یا ضعیف‌تر عمل کنند و وظایفشان را به‌درستی انجام ندهند، ما شاهد جرم بیشتر یا شاهد رفتارهایی خواهیم بود که پلیس موظف است با آن رفتارها، طبق وظایف قانونی برخورد بکند. مثال خیلی ساده می‌زنم؛ اگر حوزه اقتصاد ما خوب عمل کند و ما شاهد یک اقتصاد پویا باشیم، دیگر خیلی سرقت‌های خرد اتفاق نمی‌افتد. اگر آموزش‌وپرورش در جامعه‌پذیری بچه‌ها نقش خود را درست انجام دهد، اگر خانواده نقش خود را درست انجام دهد، اگر نهادهای فرهنگی و مذهبی نقش خود را درست انجام دهند، به‌گونه‌ای که هنجارهای اجتماعی و دینی در مردم نهادینه شود، طبیعتا ما شاهد حجم کار کمتر در مجموعه پلیس و نیروی انتظامی خواهیم بود. خودِ پلیس و مجموعه نیروی انتظامی استقبال خواهند کرد که به‌دلیل پیشگیری‌های اجتماعی که انجام می‌شود، وضع خوب مردم، تمهیداتی که توسط سازمان‌های اجتماعی، فرهنگی اتخاذ می‌شود، شاهد کاهش مراجعه‌کنندگان مردم به واحدهای تابعه پلیس در حوزه‌های مختلف باشند. درواقع اینگونه نگاه نکنیم که پلیس خودش علاقه‌مند به این حضور فیزیکی شفاف و پررنگ است. فکر می‌کنم وقتی عملکرد سایر سازمان‌ها ضعیف می‌شود، مطالبات و انتظارات از پلیس برای برخورد و مقابله افزایش پیدا می‌کند و وقتی این مطالبات افزایش پیدا می‌کند، ما در جای‌جای کشور و موضوعات مختلف مرتبط با وظایف ناجا شاهد حضور پلیس هستیم و اگر هم به هر دلیلی حضور پیدا نکند، مطالبه‌گری از مجموعه پلیس بالا می‌رود و آنها موظف به پاسخگویی هستند. ما اگر فضا را برای قضازدایی بیشتر فراهم کنیم، طبیعتا نقش  پلیس به‌عنوان ضابط قضائی کمتر خواهد شد و این دقیقا نتیجه عملکرد سایر سازمان‌ها، نتیجه بازنگری در قوانین، نتیجه فعالیت فراگیر و جامع سازمان‌های مرتبط و اثربخشی سازمان‌های فرهنگی و اجتماعی خواهد بود. به‌عنوان فردی که بیشتر از 20 سال با مجموعه پلیس در بخش اجتماعی‌اش و تا حدودی بخش مواد مخدر، ارتباط دارم، اعتقادم این است که خیلی مواقع پلیس مورد مواخذه قرار می‌گیرد درحالی‌که سازمان‌های دیگری که مسئولیت برای پیشگیری‌های اجتماعی، فرهنگی، وضعی، قضائی و غیره دارند، باید مواخذه شوند و نه پلیس ولی چون آنها کارشان را درست انجام نمی‌دهند یا آنگونه که باید انجام نمی‌دهند، سرریز عملکرد ضعیف آن سازمان‌ها به سمت پلیس می‌آید و این حجم کار پلیس را افزایش می‌دهد. یک پلیس خوب به دلیل نوع وظیفه‌ای که دارد، نیازمند همکاری و تعاملات بین‌بخشی قوی و کارآمد است و پلیس کارآمد و اثربخش، در نتیجه عملکرد سایر سازمان‌ها به وظیفه‌شان، بیش از پیش تحقق پیدا می‌کند.

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/08/1

یادداشت:

زندگی 21 میلیون نفر در مناطق ناکارآمد شهری/ سلامت اجتماعی و امنیت اجتماعی

سیدحسن موسوی‌چلک- رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

( روزنامه شرق،27 مهر99)

 

نام‌گذاری روز‌ها و هفته‌ها به مناسبت‌های خاص فرصتی برای سپاسگزاری از افراد و بیان دیدگاه‌های مرتبط با آن مناسبت است. از جمله این مناسبت‌ها هفته نیروی انتظامی است که با فاصله برگزار می‌شود. در ابتدا این مناسبت را به همکاران نیروی انتظامی از جمله مددکاران اجتماعی تبریک می‌گویم. محور یادداشت را هم به موضوع امنیت و سلامت اجتماعی اختصاص می‌دهم. امنیت از مقوله‌های اساسی است که وجود آن در تمام ابعاد زندگی بشری به نحوی مؤثر، احساس می‌شود و یکی از اساسی‌ترین انگیزه‌های زندگی جمعی و مدنی انسانی، ضرورت تأمین امنیت بوده؛ به‌گونه‌ای که از گذشته دور تاکنون، از کارکردهای اصلی اجتماعات بشری و دولت‌ها، تأمین امنیت مردم و صیانت از آنان در مقابل خطرات داخلی و خارجی و همچنین نهادینه‌کردن آن بوده است. با نگاهی جزئی درمی‌یابیم که اساسی‌ترین نیاز هر فرد در طول حیات مادی و معنوی، ایمن‌بودن و نداشتن ترس از بروز خطرات طبیعی و غیرطبیعی است؛ زیرا در غیر این صورت آرامش روحی و روانی وی بر هم خورده و قسمت اعظم نیروی جسمی و فکری وی در جهتی به کار می‌رود که شرایط اطمینان او را فراهم کند. امنیت یکی از مهم‌ترین و بحث‌برانگیزترین موضوعات و مفاهیمی است که امروزه در جوامع و گروه‌های انسانی مطرح شده و مورد توجه قرار گرفته است. همه‌روزه در مجله‌ها و رسانه‌ها صاحب‌نظران در این مورد به اظهار‌نظر می‌پردازند، نکته مورد اتفاق نظر، تعدد و کثرت عوامل تأثیرگذار بر امنیت است. صاحب‌نظران مانند فیلسوفان، سیاست‌مداران، جامعه‌شناسان و روان‌شناسان، مددکاران اجتماعی و... تلاش داشته‌اند امنیت را تشریح و تبیین کنند. برخی از فیلسوفان معتقدند: انسان‌ها زندگی در یک جامعه امن را به زندگی در یک جامعه پر‌تنش و ناامن ترجیح می‌دهند. برخی صاحب‌نظران مهم‌ترین وظیفه دولت را ایجاد، حفظ و تداوم و توسعه امنیت می‌دانند. برای مثال توماس هابس معتقد است: دولت به‌عنوان دارنده قدرت، باید امنیت را در جوامع ایجاد کرده و مانع از تعرض و نزاع میان افراد در جامعه شود. در غیر‌این‌صورت نبرد و جنگ بر سر منافع میان انسان‌ها ایجاد شده و موجب خون‌ریزی‌ها و کشمکش‌های زیادی می‌شود. از جمله مؤلفه‌های مهم در این عرصه از منظر مددکاری اجتماعی «‌سلامت اجتماعی» است. اگر بپذیریم که جامعه‌ای دارای «سلامت اجتماعی» است که در آن فقر، خشونت، تبعیض جنسیتی و تبعیض قومی، نژادی و منطقه‌ای وجود نداشته باشد و در عوض، رشد جمعیت کنترل شده باشد، آزادی وجود داشته باشد، دسترسی به تحصیلات رایگان و خدمات سلامت و خدمات بیمه‌ای وجود داشته باشد، توزیع درآمد عادلانه باشد و مردم‌سالاری و نظارت مردم بر مردم و مردم بر دولت جریان داشته باشد، می‌توان گفت سلامت اجتماعی و مؤلفه‌ها و شاخص‌های آن در تحقق یا عدم تحقق امنیت اجتماعی پایدار نقش بسیار مؤثری دارد. افزایش جرائم و آسیب‌های اجتماعی، فقر و... می‌تواند تهدیدی برای امنیت اجتماعی باشد و پایین‌بودن آنها بر‌عکس می‌تواند فرصتی برای تحقق امنیت اجتماعی پایدار در هر جامعه‌ای باشد. تأملی کوتاه بر تعداد پرونده‌های قضائی، آمار افراد فقیر و بالا‌بودن خط فقر، طبق آمار وزارت راه‌‌وشهرسازی زندگی حدود 21 میلیون در محلات ناکارآمد شهری (‌که اکثر این محلات از حداقل‌های خدمات عمومی هم محروم هستند)، آمارهای خشونت‌های اجتماعی و خانگی، اقدام به خودکشی، آمار نگران‌کننده سرقت‌ها از جمله سرقت‌های خرد (که عمدتا ناشی از تنگدستی در معیشت مردم است) و... خود گویای این نکته اساسی است که تمرکز و توجه به ارتقای شاخص‌های سلامت اجتماعی می‌تواند عاملی برای بهبود این شرایط در هر جامعه‌ای از جمله ایران عزیز ما باشد. به همین دلیل انتظار دارم که رویکرد‌های اجتماعی به‌معنای واقعی اجتماعی در این نیرو تقویت شود. اگر‌چه از دو دهه قبل با تأسیس واحد‌های مددکاری اجتماعی در این نیرو و معاونت اجتماعی به‌طور کلان، تلاش شده است بررسی و مطالعات اجتماعی را مبنای برنامه‌ریزی‌ها قرار دهند ولی معتقدم تا نهادینه‌شدن این رویکرد در تمام اجزای نیروی انتظامی به تلاش‌های بیشتری نیاز بوده و بازنگری قانون با هدف افزایش اختیارات برای توسعه و تقویت رویکرد‌ها و برنامه‌های اجتماعی به‌ویژه مددکاری اجتماعی تلاش بیشتری را می‌طلبد.

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها : حاشیه نشینی;موسوی چلک;'مددکار اجتماعی;امنیت اجتماعی;سلامت اجتماعی،
لینک های مرتبط :
          
1399/07/27

یادداشت:

هزینه‌های اخلاقی زندگی کردن را بالا نبریم

سیدحسن موسوی‌چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

(آرمان ملی،27 نهر99)

یکی از مهم‌ترین درس‌های زندگی پیامبر اکرم(ص) موضوع «اخلاق» بود.ایشان در بیان فلسفه بعثت خود می‌فرمودند که برای ترویج و تکمیل مکارم اخلاق آمده‌اند؛ موضوعی که این روزها بیش از هر زمانی به ترویج آن نیاز داریم و از بی‌اخلاقی‌ها و بداخلاقی‌ها رنج می‌بریم و اگر بخواهم به مولفه‌هایی که تهدیدکننده اخلاق هستند، اشاره کنم خود چندین یادداشت را می‌طلبد. برخی از این مولفه‌ها شامل دروغگویی، کبر و غرور، ظلم به دیگران، بددهنی(فحاشی)، حسادت، سکوت در برابر ظلم، نفاق و دورویی، خیانت در امانت (تاملی بر اختلاس‌های انجام‌شده توسط مسئولان مرتبط)، هتک حرمت و آبروی مردم و... هستند که خود گویای گوشه‌ای از بی‌اخلاقی در هر جامعه‌ای محسوب می‌شود و اگر کوتاه به هر کدام از این مولفه‌ها نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که چقدر در جامعه امروزی آشنا به نظر می‌آیند. مولفه‌هایی که ترویج آنها زمینه‌ای فراهم کرده که فضایل اخلاقی در جامعه آنگونه که بایسته است، نهادینه نشود؛ موضوعی که از منظر جامعه‌شناسی هم بسیار مهم و ضروری دانسته شده است. یکی از این جامعه‌شناسان که در این زمینه دیدگاه‌های خود را مطرح کرده «امیل دورکیم» است که بامطالعه آنچه در کتاب‌ها و پژوهش‌های مختلف نوشته شده، گویای این اعتقاد و دیدگاهش است که اخلاق تمام آن‌ چیزهایی است که انسان را به ضرورت زندگی با دیگری و به حساب آوردن وجود او، وامی‌دارد و سبب می‌شود وی حرکات خود را بر پایه‌ای جز انگیزش‌های خودپرستانه‌اش تنظیم کند و هر قدر این‌گونه پیوندها بیشتر و نیرومندتر باشد، اخلاقیات استوارتر است. از نظر دورکیم، اخلاق بیش از آنکه برای رهایی فرد باشد، آگاهی به حالت وابستگی به دیگران است. بنابراین جامعه رویدادی بیگانه از اخلاق نیست بلکه برعکس، جامعه شرط ضروری اخلاق است. در واقع بشر از آن‌رو موجودی اخلاقی است که در جامعه زندگی می‌کند. شاید به همین دلیل است که جامعه‌پذیری از موضوعات کلیدی در جامعه‌شناسی قلمداد می‌شود. علامه طباطبایی، صاحب تفسیر المیزان هم اخلاق را از ملکات فاضله می‌داند که تحصیل آن با تکرار عمل صالح به دست می‌آید. ایشان اساس و معیارهای کارکردهای اجتماعی اخلاق را تامین سعادت دنیوی و اخروی، تامین بهداشت جسمی و روحی انسان، اصلاح جامعه، ایجاد وحدت و همبستگی اجتماعی، تنظیم زندگی اجتماعی انسان، شکوفایی تمدن و فرهنگ، و... می‌داند. به همین دلیل اخلاقی بودن و اخلاقی زندگی کردن در جامعه بیش از همیشه باید مورد توجه قرار گیرد. کار سختی است چون گاهی اوقات با صداقت، کارت پیش نمی‌رود، با شجاعت و مقابله با تخلف و فساد و ناکارآمدی و ظلم و... زندگی کردن برای من و شما هزینه دارد و بعضا با عبارت‌هایی از قبیل: نمی‌توانی ساکت باشی، مگر فقط تو هستی، خیلی‌های دیگر را ببین سکوت کردند و پست‌شان را دارند و دارند کیف می‌کنند، یا یک دست که صدا ندارد، کو گوش شنوا و... انگیزه اخلاقی بودن و اخلاقی زندگی کردن را از من و شما می‌گیرند، درحالی‌که این سکوت‌ها و بی‌تفاوتی‌ها و منزوی کردن دیگران، خواسته آنان است چون در این صورت است که فساد ریشه‌دار و عمیق می‌شود. اجازه ندهیم انسان‌های اخلاق‌مدار، بی‌تفاوت شوند و گوشه‌گیر که خود همچون سمی مهلک برای هر جامعه محسوب می‌شود.

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/07/27

یادداشت:من و تو «ما» می‌شویم

سیدحسن موسوی‌چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

 

به خاطرم هست، این داستان، قصه، حکایت یا روایت را که خیلی مواقع در کودکی شنیده‌ایم. خانواده‌ای گسترده بودیم که همه عموها و پسرعموها با همدیگر زندگی می‌کردیم و مادربزرگ چوب نازکی می‌آورد تا ما آن را بشکنیم و به‌راحتی می‌شکستیم. اما شکستن دو چوب به‌مراتب سخت‌تر از شکستن یک چوب بود و شکستن سه چوب سخت‌تر از شکستن دو چوب و بعد از آن دیگر شکستن چوب‌ها نشدنی بود. قصه‌ای که خیلی‌های دیگر در جاهای مختلف برایمان بازگو کردند و یک پیام اصلی داشت که اگر در هر شرایطی ما با هم و کنار همدیگر باشیم حتی اگر شرایط بحرانی باشد، نیرو و قدرت و به عبارت بهتر استحکام ما تحت‌الشعاع قرار نمی‌گیرد و ضعیف نمی‌شود و در سایه با هم بودن است که ما می‌توانیم در مقابل هر قدرت، هر دشمنی، هر بحرانی و هر شرایط ناگواری مقاومت کنیم و با تهدید کمتر و سلامت بیشتر عبور کنیم. این پیام را هیچ موقع فراموش نکردم و امروز هم این احساس را دارم شرایطی که امروز کرونا در اقتصاد و اقتصاد بر جامعه و خانواده وارد کرده، یادآوری همین خاطرات ساده اما پرمحتوا و الزاما استراتژی مهم و اساسی برای ثبات و انسجام و همبستگی لازم است که یکبار دیگر به شکل دیگری بازتعریفی متناسب با نیاز امروز شود. اگر هدف مشترکی را بپذیریم و برای رسیدن به آن هدف یا اهداف مشترک که به نظرم همان به زیستن اجتماعی مردم و آرامش و امنیتی است که در جامعه لازم داریم، انسجام و همبستگی و احساس تعلق است که در جامعه لازم داریم و اگر اینها را بپذیریم، می‌شود در سایه اهداف مشترک، وجوه مشترکمان را بیشتر ببینیم، وجوه مشترکمان را بیشتر کنیم و وجوه مشترکمان را تبدیل به یک فرصت کنیم که طبیعتا اگر این وجوه مشترک را تبدیل به یک فرصت کنیم، هماهنگی‌های ما برای رسیدن به آن اهداف مشترک بیشتر خواهد شد. در نتیجه به جای اینکه انرژی هم را بگیریم، به هم انرژی بدهیم. به جای اینکه منابع‌مان را ناهماهنگ هزینه کنیم، منابع‌مان را مدیریت شده و هماهنگ و درست و بهینه هزینه می‌کنیم. به جای اینکه دنبال حذف آدم‌های قوی از جناح مخالف، مقابل و غیره باشیم، دنبال استفاده از توان و ظرفیت حتی آدم‌های مخالفمان که با آنها اختلاف سلیقه داریم، برای رسیدن به هدف مشترک باشیم. امروز بیش از هر زمانی برای با هم بودن باید تلاش کنیم، ظرفیت‌ها را به‌کار بگیریم، توانایی‌ها را به‌کار بگیریم، صدای مخالف را بشنویم، اما ظرفیت مخالف سلیقه‌مان را برای رسیدن به آن هدف مشترک بپذیریم. به همین دلیل اعتقاد دارم که اگر من و تو، «ما» شویم، انرژی، قدرت و ظرفیتی ایجاد می‌شود که می‌تواند موتور محرکه‌ای برای پیشرفت و توسعه و مقابله با هر تهدید و بحرانی باشد. ضمن اینکه این «ما» شدن‌ها کمک می‌کند که اعتماد به نفس و عزت نفسمان بیشتر شود و فراموش نکنیم، جزیره‌های مختلف هیچگاه نخواهند توانست تبدیل به یک «ما»یی شوند که همه یک هدف مشترک را دنبال کنند. فراموش نکنیم که در جامعه و زندگی اجتماعی حتما تفاوت‌ها باید وجود داشته باشد و خیلی جاها تفاوت‌ها، نقدها و دیدگاه‌های متفاوت اما در راستای یک هدف مشترک می‌تواند کمک کند که با سرعت بیشتر و با منطق بهتر همه ظرفیت‌ها را برای داشتن یک جامعه مستقل، آرام و بانشاط فراهم کنیم.منبع:روزنامه آرمان ملی/23 مهر99

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/07/23

یادداشت:انسان اجتماعی، مرگ و زندگی

سیدحسن موسوی‌چلک-رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

 

یکی از واقعیت‌های زندگی انسان مرگ است به‌گونه‌ای که خداوند در قرآن هم همین وعده را داده که بازگشت همه به سوی اوست. اما انسانی که در این دنیای خاکی قدم می‌گذارد با دیگران روابط برقرار می‌کند. چراکه انسان موجودی اجتماعی است و بدون ارتباط با دیگران زندگی اجتماعی معنا ندارد. زندگی در اجتماع الزامات خود را هم دارد؛ از جمله آنها توجه به دیگران و مسئولیت‌پذیری در قبال همدیگر است. اگر نیم‌نگاهی به زندگی خودمان داشته باشیم به راحتی متوجه می‌شویم که تا امروز هم ما در زندگی به دیگران کمک و توجه کردیم و هم دیگران نسبت به ما چنین رفتاری داشتند. این یعنی اهمیت‌دادن به روابط انسانی. خاطرم هست وقتی روی پای مادربزرگم می‌نشستم و برای من و دیگر نوه‌ها از زندگی و مردم‌داری می‌گفت (مثل خیلی از مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌های عزیز) این موضوع را با عبارت‌های متفاوت به ما یادآوری می‌کرد که «انسان باید شریک شادی و غم دیگران باشد». بنابراین انسان اجتماعی نمی‌تواند نسبت به آنچه دور و برش اتفاق می‌افتد بی‌تفاوت باشد. حتما این را هم بار‌ها و بار‌ها شنید‌ه‌ایم که وقتی فردی به هر دلیلی دستش از این دنیا کوتاه می‌شود، مردم سعی می‌کنند بعد از مرگش خوبی‌هایش را یاداوری کنند و اگر بدی هم کرده، بیان نکنند یا کمتر به بدی‌ها اشاره کنند و به نوعی «حلالش کنند». این حلال‌کردن‌ها آرامش می‌دهد هم به کسی که حلال می‌کند و هم به کسانی که داغدار فوت عزیزشان هستند و کسی هم که قبل از فوت حلالیت می‌گیرد با آرامش بیشتری از دنیا می‌رود. زندگی اجتماعی این پیام را به ما می‌دهد که این نوع رفتار بعد از مرگ خیلی اثربخش نیست. شاعر مازندرانی امیر پازواری این‌گونه این موضوع را بیان می‌کند «امیر گنه جان، کهنه روات ر ه کورمه/صد دل به غم و یک دل به شاده کورم/مه دل زخم زار تن ضماد کورمه/ بمرده روز داد و بیداد کورمه». یعنی امیر پازواری می‌گوید کاروان‌سرای کهنه و باارزش را می‌خواهم چه کار کنم در حالی که صد دل غمگین دارم و تنها یک دل شاد. دل من زخم و ریش شده، پمادزدن روی پوست را می‌خواهم چه کار کنم (فایده‌ای ندارد)، وقتی فوت کردم، داد و بیداد فایده‌ای ندارد. مصداق همان شعر معروف مولوی است که می‌گوید «بیا تا قدر یکدیگر بدانیم/که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم/غرض‌ها تیره دارد دوستی را/ غرض‌ها را چرا از دل نرانیم. این روز‌ها خبر درگذشت استاد محمدرضا شجریان، در این دوران سخت شیوع کرونا، خبر اول شده است. کسی که بسیاری از مردم با ایشان خاطره دارند و یا تصنیف‌ها و آوازهایش را شنیده بودند و می‌شنوند و یا با «ربنای» او در ماه رمضان آشنا بودند و هستند. تأملی کوتاه بر شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی، عکس‌های پروفایل‌های اشخاص و... خود گویای همین موضوع است. استاد شجریان‌ها و بزرگان دیگر در عرصه‌های مختلف ورزشی، نظامی، فرهنگی و... را نمی‌توان از تاریخ ایران حذف کرد و معتقدم نباید هم تلاشی برای حذفشان کرد. حتی اگر از منظر‌های مختلف ممکن است اختلاف‌نظرهایی با هم داشته باشیم. فکر می‌کنم رفتار بعد از مرگ ما هم حامل پیام‌های مختلفی می‌تواند باشد؛ از جمله پیام مهربانی و گذشت و تلنگری برای اهمیت‌دادن به روابط انسانی هنگام حیات اطرافیانمان یا پیام ترویج تنفر بعد از فوت. من همیشه با خودم می‌گویم که انتخاب با من است که چه پیامی را منتقل کنم. چه بهتر که حامل پیام مهر و مهربانی هم در زمان حیات باشیم و هم در ممات. پس چه بهتر که این‌گونه رفتار کنیم که پیام شعر زیبای مولوی را هم عمل کرده باشیم: چو بر گورم بخواهی بوسه‌دادن/ رخم را بوسه ده، کاکنون همانیم.منبع: روزنامه شرق/22 مهر 99

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/07/22
سالمندان را حرمت نگه‌داریم
 یادداشت: دکتر سید حسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

 یکی از گروه‌های اجتماعی درهرجامعه ای پیران هستند که ضروری است به این گروه‌ها توجه مضاعف شود.
تأملی بر روند تغییرات جمعیتی در دنیا و ایران نشان می‌دهد موضوع سالمندی گرچه نشانه‌ای از موفقیت کشورها در حوزه‌های بهداشتی است، اما اگر تدبیر نشود، می‌تواند به یک چالش جدی تبدیل شود. در سوره بنی‌اسرائیل در قرآن مجید در خصوص اهمیت توجه و تکریم این عزیزان توصیه‌شده است که «و خدای تو حکم فرموده که جز او را نپرستید و درباره پدر و مادر نیکویی کنید و چنان‌که یکی از آنها یا هر دو در نزد تو پیر و سالخورده شوند (که موجب رنج و زحمت تو باشند) زنهار کلمه‌ای که رنجیده‌خاطر شوند مگو و بر آنها بانگ مزن و آنها را از خود مران و با ایشان به اکرام و احترام سخن‌گو.»
به همین دلیل تکریم سالمندان باید موردتوجه قرار گیرد، موضوعی که دربند 9 سیاست‌های کلی جمعیت هم برآن چنین تأکید شده است: «فرهنگ‌سازی برای احترام و تکریم سالمندان و ایجاد شرایط لازم برای تأمین سلامت و نگهداری آنان در خانواده و پیش‌بینی سازوکار لازم برای بهره‌مندی از تجارب و توانمندی‌های سالمندان در عرصه‌های مناسب.»
حال باکمی تأمل بر آنچه اطرافمان می‌گذرد، متوجه می‌شویم مو‌سپیدان جایگاه قبلی را در خانواده و جامعه ندارند که دلایل متعددی دارد.
یادم می‌آید کوچک‌تر که بودم هنگامی‌که برای مادربزرگ یا دیگر پیران روستایم کاری می‌کردم از آوردن یک لیوان آب یا کیسه کشیدن پشت یک پیرمرد در حمام عمومی روستا و... این عبارت را بارها می‌شنیدم که پیر شوی انشاءا ...
چقدر دعای قشنگی بود، چون پیران جایگاه و پایگاه خاصی درخانواده و محله و درجامعه داشتند.حریم‌شان حفظ می شد و نقش پیران در افزایش مشارکت اجتماعی،
میانجیگری و ایجاد صلح و سازش، انتقال عناصر فرهنگی، ارتباط
بین نسلی و ... حائز اهمیت بود.
تاکید پیامبر اکرم(ص) براین که وجود پیران موجب برکت و افزایش نعمت درخانواده و جامعه
می‌شود، خود گویای ضرورت توجه به این عزیزان و کارکردهای حضور
پیران است.
بیاییم در روابط بین فردی حرمت‌شان را حفظ کنیم، احوال‌شان را جویا شویم، حمایت‌های عاطفی خود را از آنان دریغ نکنیم و باور کنیم بسیاری از پیران دور و بر مان نیازی به پول ما ندارند، اما نیازمند توجه و احترام ما هستند.
اگر امروز پیران خود را تکریم کنیم، فردا همین رفتار را با ما خواهند کرد. البته عکس آن هم صادق است. پس تلاش کنیم عزت نفس سالمندان حفظ شود.




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/07/15

یادداشت:مدیران تصادفی بلای جان حوزه اجتماعی

سیدحسن موسوی‌چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

 

یکی از مشکلات حوزه اجتماعی در ایران در عرصه مدیریتی این است که هرکس فکر می‌کند می‌تواند مدیر حوزه اجتماعی باشد. به همین دلیل معمولا در راس سازمان‌های حوزه اجتماعی مدیرانی قرار می‌گیرند که نه فکر و نه تصورش را می‌کردند، حتی در خوابشان هم نمی‌دیدند که یک روزی رئیس این نوع سازمان‌ها باشند. اگر تاملی در سال‌های گذشته تا به امروز بکنیم و مدیران و مسئولان دیگر سازمان‌های اجتماعی را رصد کنیم، بدون شک به این خواهیم رسید که خیلی از اینها هیچ سابقه‌ای در حوزه مسئولیتشان نداشته‌اند. خیلی‌ها در حوزه اجتماعی یهویی مدیر یک سازمان شده‌اند، فارغ از اینکه توانمندی دارند یا ندارند. لذا حوزه اجتماعی همیشه از این شرایط رنج می‌برده و رنج هم می‌برد. یکی از ویژگی‌های مدیران تصادفی این است که هیچ تخصصی در آن حوزه ندارند. وقتی اینجوری مدیر می‌شوند. سازمان‌ها را نه در راستای وظایف و اهدافشان بلکه بر مبنای منویات و خواسته‌های مدیرانشان اداره می‌کنند. طبیعتا این نوع مدیران چون خودشان هیچ تخصصی ندارند، اطرافشان کسانی قرار می‌گیرند که خودشان هم این‌کاره نیستند و معمولا در تحلیل‌های مدیریتی گفته می‌شود هرکس نفر آخر از اتاق مدیران تصادفی بیرون بیاید، برنده است یعنی حرف او بر کرسی می‌نشیند. ما دقیقا در حوزه اجتماعی داریم تاوان این نوع مدیران را می‌دهیم که البته مربوط به این دولت و آن دولت هم نیست. یکی می‌گوید من 10 ساعت در روز و دیگری می‌گوید که 15 ساعت در روز کار می‌کند و داستان‌هایی از این دست که طبیعی است مدیریت موفق الزاما به طولانی بودن ساعت کار نیست. اتفاقا این نقطه ضعف یک مدیر است که اینگونه بخواهد کار کند. البته باید درست کار کرد و مدیریت زمان را در دست داشت اما وقتی تخصصی در حوزه مربوطه ندارند، انجام کارها چه در حوزه اجتماعی یا حوزه‌های دیگر- که چون شناختی ندارم به آنها اشاره‌ای نمی‌کنم-، به درازا می‌کشد. یکی از مشکلات دیگر که مدیران تصادفی ایجاد می‌کنند، این است که اعتماد بدنه کارشناسی را از دست می‌دهند. بادمجان دور قاب‌چین‌ها هستند و برایشان فرقی نمی‌کند که مدیر آن سازمان باشید. نکته بعدی هزینه‌هایی است که مدیران تصادفی به جامعه و سازمان تحمیل می‌کنند. این هزینه‌ها گاهی مواقع کوتاه‌مدت است مثل حذف نیروهای کارآمد و گاهی مواقع هزینه‌های اضافی که مترتب می‌شود و گاهی مواقع کاهش اعتماد به آن سازمان و گاهی مواقع بی‌انگیزگی کارکنان در آن سازمان و گاهی مواقع احساس عدم تعلق کارکنان به آن سازمان است و متاسفانه در سازمان‌های اجتماعی پر از این ویژگی‌های منفی است؛ ویژگی‌های منفی که نتیجه‌اش همان وضعیت اجتماعی است که ما داریم. مدیران تصادفی معمولا خودبزرگ‌بین و عاشق خودشان هستند و فکر می‌کنند که دارند درست مدیریت می‌کنند و متاسفانه در سازمان‌ها هم بی‌تفاوتی و بی‌انگیزگی یکی از دلایلی است که کسی کاری با این مدیران تصادفی ندارد. حوزه اجتماعی از مدیران تصادفی بسیار آسیب دید و اگر امروز این شرایط را در کشور داریم، یکی از مهم‌ترین دلایلش حضور همین مدیران تصادفی است. چون مدیران تصادفی یعنی خط کشیدن روی تخصص افراد در سازمان‌ها که فکر می‌کنم فاجعه است.منبع:روزنامه آرمان ملی/12 مهر99

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/07/12


( کل صفحات : 44 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic