تبلیغات
دغدغه های یک مدد کار اجتماعی - مطالب یادداشت ها
دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

لزوم استقرار مددکاران اجتماعی در مدارس

 یکی از موضوعات در محیط‌های اجتماعی که کودکان، نوجوانان و جوانان در آنجا حضور دارند، توجه به برنامه‌های پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی است و طبیعتا آموزش و پرورش یکی از محیط‌های اجتماعی است که اگر در زمینه پیشگیری از آسیب‌ها کار کنیم و دانش‌آموزان و والدین اطلاعات درست، به موقع و مستمر در حوزه آسیب‌های اجتماعی داشته باشند، می‌تواند به اینکه درگیری این دانش‌آموزان در حوزه آسیب‌های اجتماعی کاهش پیدا کند یا کمتر شود، کمک کند. در واقع با برنامه‌های پیشگیری به اقتضای سن بچه‌ها و اطلاعاتی که دارند، باید محتوای آموزش تدوین شود تا این محتوا بتواند کمک کند بچه‌ها از خودشان در برابر آسیب‌های اجتماعی دفاع یا حمایت کنند. طبیعتا در حوزه کودکان؛ موضوع خشونت، یکی از موضوعاتی است که همیشه مطرح بوده و هست و اشکال مختلفی از آزار جسمی گرفته تا هرازگاهی آزارهای جنسی هم شاهد هستیم. گرچه این موضوع تنها محدود به ایران نیست و همه کشورها حوادثی از این دست را دارند. ولی واقعیت این است که افکار عمومی جامعه با شنیدن واژه «آزار»، جریحه‌دار می‌شود. حال اگر این آزار جنسی باشد، به مراتب جریحه‌دارتر می‌شود، موضوع کودک باشد به مراتب حساسیت بیشتر است و حال اگر در محیطی که اعتماد عمومی خوبی وجود دارد مثل مدرسه در ارتباط قرار بگیرد به مراتب حساسیت این موضوع بیشتر خواهد شد. نکته‌ای که باید در تربیت و پرورش اجتماعی‌مان مدنظر قرار دهیم، دادن اطلاعات درست به بچه‌ها در مورد مصونیت از آزارهای جنسی است که اشکال مختلف و مصادیق مختلفی دارد. این نکته را هم مدنظر داشته باشیم که این اطمینان به بچه‌ها داده شود، رابطه صمیمی بین اولیای مدرسه با دانش‌آموز و دانش آموزان با والدینشان تا اگر به هر دلیلی کسی تعرضی به بچه‌ها کرد، بچه‌ها بتوانند بدون ترس و واهمه بلافاصله موضوع را با اولیای خود یا اولیای مدرسه در میان بگذارند. این فضای اطمینان بخشی و اعتماد به بچه‌ها کمک می‌کند که اگر کسی خواست از آنها سوءاستفاده کند، بلافاصله بگویند تا بعد تکرار نشود. تکرارش به مراتب فشار روانی بیشتری را روی بچه‌ها وارد می‌آورد. البته قبول داریم آموزش و پرورش طی چند سال اخیر در حوزه پیشگیری از آسیب‌ها ورود بیشتر و بهتری داشته اما فراموش نکنیم که هیچ محیط اجتماعی حتی خانه هم از آسیب‌های اجتماعی مصون نیست. بعضی از این آزارها در خانه‌ها اتفاق می‌افتد. این نکته‌ای است که آموزش و پرورش نباید از آن غفلت کند بلکه باید بیشتر روی آن متمرکز شود. نظارت بر عملکرد مدارس اعم از دانش آموزان و اولیای مربوطه نکته‌ای است که کمک می‌کند تا مشکلات بیشتر شناخته شود. هرچند معمولا در حوزه آزارهای جنسی معمولا سعی در پنهانکاری می‌شود و تا آنجا که می‌توانند تلاش می‌کنند که این موضوع بازگو نشود و کتمان می‌کنند که خود این هم عوارض این نوع آزارها را تشدید می‌کند و می‌تواند تبعات زیادی را برای کسانی که درگیر این آزارها هستند، داشته باشد. موضوع دیگری که مطرح است اینکه مراقبت‌های اجتماعی‌مان در محیط‌های اجتماعی مثل مدرسه را تا حدودی افزایش دهیم البته منظور سختگیری شدید نیست. مثلا استقرار واحدهای مددکاری اجتماعی به مراتب بهتر انجام خواهد شد. مدارس ما متاسفانه فاقد مددکاران اجتماعی است. اگر یک پروژه کوتاه مدت اجرا می‌کنیم، دال بر این نگیریم که مددکاری اجتماعی در مدارس مستقر شده است. استقرار مددکاری اجتماعی در مدارس می‌تواند به شناسایی به موقع این نوع مشکلات کمک کند و به تبع آن به پیشگیری و ارتباط مناسب بین اولیای خانه و مدرسه کمک می‌کند. اینها موضوعاتی است که بنا به دلایل متعدد از آن غافل شده‌ایم. آموزش و پرورش گرفتار موضوعاتی مثل حق‌التدریس و اضافه‌کار است و عملا آن‌گونه که باید منجر به بالا بردن سواد اجتماعی دانش‌آموزان شود، نمی‌شود. تعریف جدیدی که یونسکو از سواد ارائه کرده این است که باسواد کسی نیست که الزاما سواد خواندن و نوشتن یا سواد کامپیوتری داشته باشد بلکه باسواد کسی است که بتواند از آموخته‌های خود برای مدیریت شرایط و تغییرات زندگی‌اش استفاده کند. پس آموزش و پرورش براساس این تعریف نیازمند یک بازنگری جدی در برنامه‌های خود است و آن، تقویت برنامه‌های اجتماعی است و یکی از محورهای برنامه‌های اجتماعی می‌تواند استقرار مددکار اجتماعی باشد. همچنان مدرسه یکی از سالم‌ترین محیط‌های اجتماعی است و با یک یا دو خطا همه آموزش و پرورش و کارکنان خدوم و معلمانی که همچنان بیشتر از همه مورد وثوق هستند را زیر سوال نبریم. گرچه اتفاق دبستان اصفهان ظاهرا از جانب نایب رئیس انجمن اولیا و مربیان بوده و همکاران آموزش و پرورش نبوده‌اند. ولی اگر در یک محیطی اتفاقی افتاد همه آن مجموعه را زیر سوال نبریم. گرچه این حق بر مجریان قانون و خانواده‌ها هست و حتما آموزش و پرورش هم در این بخش کوتاهی نخواهد کرد و برخورد قانونی و قاطع خود را انجام خواهد داد. اما رسانه‌ها فضای بی‌اعتمادی نسبت به آموزش و پرورش را افزایش ندهند. این فضا می‌تواند نگرانی‌های دیگری برای خانواده‌ها ایجاد کند. ضمن اینکه آموزش ‌و پرورش باید خطا را بپذیرد، عذرخواهی کند، برخوردهای قانونی انجام داده، اطلاع‌رسانی درست و مستمر و صادقانه راجع به اقداماتی که انجام می‌شود به افکار عمومی و خانواده‌ها ارائه دهد. ضمن اینکه پیگیری حقوقی و قضائی هم در این بخش متناسب با جرمی که انجام شده صورت بگیرد. واقعیت این است که آموزش و پرورش ما این ظرفیت را دارد که بتواند برای بالا بردن سواد اجتماعی دانش‌آموزان نقش محوری پیدا کند و برنامه‌های اجتماعی در آموزش و پرورش در متن برنامه‌ریزی‌هایشان قرار بگیرد. به رغم اینکه همیشه نوشته‌ام و باز هم تاکید دارم که آموزش و پرورش در چند سال اخیر در تقویت برنامه‌های اجتماعی اقدامات خوبی را انجام داده و نباید منکر شویم. ما شاهد توسعه برنامه‌های کمی و کیفی در آموزش و پرورش در این حوزه‌ها هستیم، اما قطعا با توجه به تهدیداتی که امروز در حوزه اجتماعی، کودکان و نوجوانان را تهدید می‌کند آموزش و پرورش باید توجه بیشتری به مقوله سواد اجتماعی در مدارس داشته باشد. این را هیچ‌کس نمی‌تواند کتمان کند، آموزش و پرورش هم نمی‌تواند این موضوع مهم را کتمان کند.

* رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه آرمان/ کد خبر۲۴۰۷۰۲ | تاریخ : ۱۳۹۷/۹/۱۳ - شماره3763

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/09/14

       توانمند سازی افراد دارای معلولیت و حصول فراگیری و برابری» 

روز جهانی معلولین از سال ۱۹۹۲ که از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد اعلام شد، هر ساله در ۳ دسامبر برگزار می‌شود. هدف از تعیین این روز ارتقاء رشد اذهان عمومی درباره مسائل مربوط به معلولیتهای مختلف؛ و افزایش آگاهیهایی بوده‌است که می‌بایست از مسئله پیوستن افراد معلول در تمامی جنبه‌های سیاسی؛ اجتماعی؛ اقتصادی و فرهنگی زندگی منتج شود. این وضع به همین منوال طی شد تا در سال ۱۹۹۹ شعاری با مضمون (امکان دسترسی برای همه در هزاره جدید) برگزیده شد و سرلوحه امور قرار گرفت. بیش از پانصد میلیون نفر به دلیل نقص در سیستم روحی و مغزی جسمی و حسی از معلولیت رنج می‌برند. اینان هر کجا که باشند و در هر نقطه‌ای از دنیا که به سر برند به دلیل موانع ظاهری یا اجتماعی با محدودیتهایی در زندگی خود مواجه می‌شوند. در طی  سالیان اخیر کوشش های چشمگیری در شناساندن و معرفی اشخاص معلول به جامعه انسانی صورت پذیرفته ‌است. یکی از مواردی که می‌توان از آن به عنوان نقطه عطفی در این زمینه نام برد اعلام سال ۱۹۸۱ میلادی به عنوان سال جهانی معلولین است که توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد صورت پذیرفت. در سال بعد (۱۹۸۱) فاصله سالهای ۱۹۹۲ – ۱۹۸۳ میلادی دهه جهانی معلولین نام گرفت تا کیفیت و شرکت فعالانه و همه‌جانبه افراد معلول را در زندگی اجتماعی و گسترش و پیشرفت آن‌ها ارتقاء بخشد. در ایبران نیز کنوانسیون جهانی حقوق معلولین در مجلس شورای اسلامی تصویب شد.در سال 1383 قانون حقوق معلولین هم تصویب شد.درسال 1397 قانون بازنگری شد و مجددا در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید که در مقایبسه با قانون قبلی جامع تر می باشد.

سال جاری نیز یا شعار« توانمند سازی افراد دارای معلولیت و حصول فراگیری و برابری» نام گذاری شده است.

این روز را به همه  افراد دارای معلولیت وخانواده های گرامی شان  و دست اندرکاران این حوزه تبریک می گویم.

موسوی چلک

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/09/12


تغییر سن ازدواج، اقتضای زمانه

واقعیتی درباره ازدواج وجود دارد که باید بپذیریم و آن، بلوغ همه جانبه است که برای ازدواج لازم است.

حسن موسوی چلک. رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران 

واقعیتی درباره ازدواج وجود دارد که باید بپذیریم و آن، بلوغ همه جانبه است که برای ازدواج لازم است. اگر نگاهی به روند حوزه ازدواج و طلاق در کشور بیندازیم، این واقعیت را درخواهیم یافت که در این حوزه حال و روز خوبی نداریم. از سوی دیگر نگران ازدواج افراد در سنین پایین هستیم. به همین دلیل است که یک بار قانون تغییر کرد و دختران زیر ۱۳ سال و پسران زیر ۱۵ سال از ازدواج ممنوع شدند؛ مگر برای سه شرطی که مجمع در این باره گذاشته بود. باز هم این بحث مطرح بود که آیا یک دختر ۱۳ساله می تواند نقش مادری و همسری را برعهده بگیرد یا نه؛ با توجه به اینکه ازدواج و تشکیل خانواده نقش های اجتماعی دیگر را هم برای افراد ایجاد می کند. سوال دیگر این بود که آیا شخصی که خود کودک است، می تواند مادر کودکی دیگر باشد؟ همه این مسائل به این نقطه منجر شدند که بازنگری ای در این سن صورت بگیرد. درست است که زمان به تکلیف رسیدن بچه ها از نظر مبانی شرعی کاملا تعریف شده است؛ ولی بخشی از مسئله نیز اقتضای زمان امروز ماست. در گذشته ازدواج در سن پایین در کشور خود ما موضوع عجیبی نبود؛ اما الان جامعه در مقابل این نوع ازدواج ها ناخودآگاه واکنشی نشان می دهد. سوال اینجاست که آیا باید به همین شیوه ادامه دهیم یا سیاست گذاری متناسب با نیاز امروز و ویژگی بچه های امروزمان را انجام دهیم. یکی از وظایف مجلس قانون گذاری این است و قانون گذاری باید منطبق بر شرایط امروز و نیاز آینده مربوط به آن حوزه در کشور باشد. من بشخصه به عنوان یک مددکار اجتماعی موافق هستم که این سن باید در کنار بلوغ روانی- اجتماعی-زیستی باشد. این قانون کمک می کند که ازدواج در سنین پایین صورت نگیرد و طلاق در سنین پایین صورت نگیرد. فردی که در سنین پایین خدای نکرده طلاق می گیرد، تاثیر منفی این تجربه تلخ را در سراسر زندگی باید تحمل کند؛ بنابراین فکر می کنم این تصمیم مجلس تصمیمی است که به اقتضای امروز ما گرفته شده است و کمک می کند تا دست کم جلوی بعضی از ازدواج ها در سنین پایین گرفته شود یا دست کم قانون مانع این نوع ازدواج ها شود
از سوی دیگر به نظر من باید روی آموزش مهارت های اجتماعی و بالابردن سواد اجتماعی مردم کار کنیم تا افراد متناسب با سن خود اطلاعات اجتماعی و مهارت اجتماعی لازم و آمادگی برخورد با نقش هایی را که می خواهند در سنین مختلف برعهده بگیرند، داشته باشند تا برعهده گرفتن این نقش کمترین عوارض را داشته باشد. اگر عوارضی به دنبال داشته باشد، فقط فرد نیست که به آن دچار می شود. اگر فردی خدای نکرده در سن کودکی طلاق بگیرد، عوارض آن گریبان خانواده و جامعه را نیز خواهد گرفت. فکر می کنم این قانون کمک می کند تا جلوی ازدواج هایی در سنین پایین گرفته شود و حتی اگر بتوانیم سن حداقل را دو سال افزایش بدهیم، خود یک گام رو به جلو است

منبعروزنامه شرق

 






نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/09/3

د خبر۲۳۹۳۲۵ | تاریخ۱۳۹۷/۸/۲۹ - شماره3752

«آزمون وسع»؛ مدیریت بهینه منابع

 

 

انوشیروان محسنی بندپی، سرپرست سازمان تامین اجتماعی از «آزمون وسع» سخن گفت که متقاضیان دریافت بسته‌های حمایتی دولت می‌توانند با مراجعه به سایت سازمان بهزیستی در آن شرکت کرده و چنانچه واجد دریافت باشند از آن بهره‌مند شوند. همان‌طور که در قانون هم «آزمون وسع» آمده است، توانایی افراد مورد بررسی واقع می‌شود و براساس آن نوع و میزان حمایت تعریف می‌شود. این آزمون معمولا در کشورهای مختلف نیز اجرا می‌شود زیرا بحث این است که دولت نمی‌تواند به همه مردم یکسان پرداخت کند. «آزمون‌وسع» موضوعی است که در قانون احکام دائمی و برنامه‌های توسعه آمده است. چون آنقدر منابع نداریم که بخواهیم ولخرجی کنیم، لذا باید نوع و میزان حمایت براساس شرایط و توانایی و نیاز افراد صورت بگیرد. این یکی از راه‌های جهت دادن درست به منابع محدود حمایتی است که کشورها دارند و کشور ما هم از این قضیه مستثنا نیست. البته کشورهایی که «آزمون وسع» انجام می‌دهند بانک اطلاعات یکسانی دارند و همه چیز شفاف است. درواقع «آزمون وسع» زیرساختی می‌خواهد که بخشی از آن به اطلاعات جامع و قابل اتکا بازمی‌گردد. بانک اطلاعاتی که بتوان به اطلاعاتش اعتماد کرد و همه اطلاعات افراد آنجا باشد که خود این هم مستلزم اعتماد بین مردم و دولت است. درمورد «آزمون وسع» هم ممکن است اتفاقی شبیه سرشماری‌هایی که انجام می‌شود و بعضا افراد همه حقیقت را نمی‌گویند بیفتد مگر اینکه فضای اعتماد بین دولت و ملت تقویت شود؛ آن وقت می‌توانیم یک بانک اطلاعات داشته باشیم که همه دارایی و اموال و ظرفیت‌های فرد از طریق آن بانک قابل شناسایی و رصد باشد. ولی در هر صورت اینکه براساس توانایی و نیاز افراد سوبسید پرداخت کنیم، گام خوبی است حتی اگر در ابتدا اشکالاتی وجود داشته باشد، اما راهی است که باید طی کنیم. منابع محدود، بسته‌های حمایتی را تنها متعلق به افرادی می‌کند که نیازمند دریافت این بسته‌های حمایتی هستند. دولت برنامه‌ریزی کرده که مرحله به مرحله کار را انجام دهد چون باید بتواند منابع آن را هم تامین کند. هرچند به ظاهر 200 هزار تومان به صورت میانگین است ولی وقتی تعداد خیلی بالا می‌رود بار مالی زیادی بر دوش دولت می‌گذارد. به‌ویژه اینکه قرار است چند مرحله در سال انجام شود لذا دولت باید بر اساس جیب خود اولویت‌بندی کند. به نظر می‌رسد بدین ترتیب احتمال اجرایی شدن کار افزایش می‌یابد و نارضایتی کمتر خواهد شد. درواقع همین که دولت گام‌به‌گام کار را انجام می‌دهد، اطلاع‌رسانی درست راجع به نحوه پرداخت بسته حمایتی نیز می‌تواند هم به شفافیت کمک کند و هم در جریان بودن مردم، نارضایتی‌شان را کمتر خواهد کرد. منطق هم همین است که اگر پول کمی داشته باشیم، اولویت اول باید کسانی باشند که همین الان هم دارند مستمری ماهانه می‌گیرند. کسانی که به خاطر نیاز مالی و شرایطی که دارند، مستمری بگیر بهزیستی و کمیته امداد هستند، گرچه همه افراد نیازمند الزاما زنان سرپرست خانوار نیستند، معلولان یا برخی از سالمندان یا کودکان یا ایتام یا برخی از گروه‌های خاص هم نیازمندند و شرایطی دارند که می‌توانند مشمول دریافت این بسته‌های حمایتی شوند ولی فاز اول سراغ خانواده‌هایی رفته‌اند که مستمری‌های ماهیانه می‌گیرند که درواقع دهک‌های پایین جامعه هستند. اکثر کشورهای دنیا در شرایط خاصی که قرار می‌گیرند این نوع حمایت‌های مقطعی و موردی را به ویژه برای اقشاری که نیازهای خاصی دارند، پرداخت می‌کنند و به آنها توجه می‌کنند. ایران هم این کار را انجام می‌دهد و این گام به جلو را برداشته است. از این طریق به سمتی می‌رویم که پرداخت‌ و حمایت‌هایمان را هدفمند و جهت‌دار و متناسب با شرایط افراد بکنیم.

* رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه آرمان/29 آبان 97/ صفحه اول

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/08/29

واقعیت اقتصادی جامعه را مردم بهتر درک کرده‌اند

دولت در یک شرایط خاص بسته‌های حمایتی را به صورت موقت به اقشار خاصی پرداخت می‌کند که بیشتر به مثابه یک مُسکِن است و برنامه اثربخشی که منجر به توانمندسازی شود، نیست. در شرایط اقتصادی کنونی، دولت حمایتی را انجام می‌دهد که حتی به عنوان یک راهکار کوتاه مدت هم پذیرفتنی نیست و این بسته همه نیازهای نیازمندان را شامل نمی‌شود. تحولات فراز و فرود نرخ ارز و اقتصاد، یکی از گروه‌هایی که بیش از همه تحت فشار قرار می‌گیرند، دهک‌های پایین است که بخشی از آنها تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی هستند و بخشی هم یا شناسایی نشده‌اند و یا امکان زیرمجموعه قرار گرفتن میسر نشده است ولی ادامه این وضعیت مستلزم اتخاذ تدابیر دیگری است که حتما نیازمند منابع مالی است. لذا فکر نکنیم که حتی با بسته‌های حمایتی بیشتر می‌توانیم فشارهای اقتصادی را که به دهک‌های پایین وارد می‌آید، جبران کنیم. در مدت مشابه سال گذشته میزان مستمری مددجویان تحت کمیته امداد و سازمان بهزیستی چقدر و میزان تورم چقدر بود و امسال چه رقمی دریافت می‌کنند و تورم به چه میزان رشد کرده است؟ لذا این بسته‌های حمایتی که برای این گروه‌ها درنظر گرفته شده، حتی جبران آنچه که در این تفاوت قیمت‌ها مشهود است هم نمی‌کند و البته به عنوان یک مسکن و کار مقطعی انجام می‌شود اما به‌رغم اینکه مدتی است صحبت از ارائه بسته حمایتی می‌شود، ظاهرا هنوز به جمع بندی لازم نرسیده‌اند یا حداقل هنوز به صورت رسمی اعلام نکرده‌اند. به نظر می‌رسد در حوزه توانمندسازی دهک‌های پایین این نوع پرداخت‌های آب باریکه خیلی کمک کننده نیست. ما نیازمند بازنگری در سیاست توزیع منابع از یارانه گرفته تا سایر منابع برای توجه به دهک‌های پایین هستیم. در اصل 30 قانون اساسی «دولت موظف است وسایل آموزش و پرروش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد». نگاهی به مدارس دولتی و غیرانتفاعی و درصد فراوانی‌شان نشان دهنده رایگان بودن آموزش و پرورش ماست.

اصل 29 قانون اساسی هم به بحث تامین اجتماعی و رفع نگرانی مردم اشاره دارد و بیانگر این است که دولت موظف است خدمات و حمایت‌های مالی در حوزه رفاه اجتماعی، بهداشت و درمان و حوادث را در مورد مردم اجرا کند. ولی آنچه در کف خیابان به عنوان یک شهروند می‌بینیم با آنچه در قانون آمده، کوچکترین تناسبی ندارد. در همین حوزه آموزش با اینکه از آموزش رایگان در قانون صحبت شده ولی ما امروز دنبال گسترش مدارس غیرانتفاعی هستیم. به نظر می‌رسد واقعیت اقتصادی جامعه را مردم بهتر از مسئولان درک کردند برای اینکه مردم لمس می‌کنند. درواقع واقعیت آن چیزی نیست که روی کاغذ نوشته می‌شود. خود مرکز آمار ایران به تازگی میانگین تورم را 32 درصد اعلام کرده. حتی تورم برخی از اقلام از 75 تا 100 درصد هم اعلام شده است. همین امسال میزان مستمری خانواده‌های تحت پوشش 14 درصد افزایش یافته که خود گویای این موضوع است که مردم با گوشت و پوست خود شرایط را درک می‌کنند. به رغم اینکه مقام معظم رهبری بارها بر تامین معیشت مردم تاکید فرموده‌اند، ولی مسئولان حرف‌هایی می‌زنند که با واقعیت جامعه همخوانی ندارد.

* رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه آرمان/6 آبان 97/ صفحه اول/یادداشت روز

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/08/6

کد خبر۲۳۵۱۹۳ | تاریخ۱۳۹۷/۷/۱۷ - شماره3719

کودک‌آزاری فقط در خانه اتفاق نمی‌افتدRelated image

 

کودک آزاری محدود به درون خانه نیست و اینکه فکر کنیم فقط در چارچوب داخل خانواده صورت می‌گیرد، تلقی نادرستی از پدیده کودک آزاری است. یکی از محیط‌هایی که فراوانی بیشتری دارد، خانه است و بعد از خانه در محیط‌هایی که کودکان حضور پیدا می‌کنند که می‌تواند مهدکودک، مراکز، مدرسه یا گروه‌های تفریح و حتی بازی کودک باشد، نمود دارد. هیچ محیطی نیست که بگوییم کاملا مصون است و منظور از آزار فقط جسمی یا جنسی نیست. تبعیض، تحقیر و مقایسه هم شکلی از آزار است. بی‌توجهی و بی‌تفاوتی همچنین انتظار بیش از حد توان داشتن هم نمودی از آزار است. آیا با این شرایط می‌توانیم بگوییم مهد، مدرسه یا مراکز می‌توانند جایی باشند که با اطمینان بگوییم هیچ اتفاقی نمی‌افتد؟ چرا وقتی مجوزی صادر می‌شود مصداق تذکر و تخلف هم درج می‌شود؟ اگر قرار باشد که هیچگونه اتفاقی نیفتد پس این مصادیق را هم نباید ذکر کنند. اینکه می‌گویند فلان رفتار مشمول تذکر، توقیف یا تعطیلی می‌شود حتما اتفاق می‌افتد که در دستورالعمل‌های صدور فعالیت آورده می‌شود. این بحث نه تنها در مورد مهدهای کودک که در مدرسه غیرانتفاعی و اصناف هم همین‌طور است. مگر در اصناف با بروز تخلف مغازه‌ها را تعطیل نمی‌کنند؟ هرجایی که پروانه صادر می‌کنند، فرض بر درست کار کردن است. ولی به منزله این نیست که با اطمینان بگوییم هیچ گونه اتفاقی نمی‌افتد. لذا همچنان معتقدم کودک آزاری با مصداق‌هایی که برشمردم، در محیط‌های مختلف اتفاق می‌افتد. کودک آزاری در مهدهای‌کودک الزاما به معنی کتک زدن نیست. اگر مربی، کودکی را تحقیر کند، تبعیض قائل شود، تمسخر کند، مقایسه بیجا کند یا حتی بی‌تفاوت باشد، مصداقی از آزار است. تنها یک ماده از لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان که مربوط به آزار کودکان است، باقی مانده و مابقی در صحن علنی رای آورده است. ولی ما نباید توقع داشته باشیم که با یک قانون دیگر شاهد کودک آزاری نباشیم. لذا قانون یکی از راه‌های پیشگیری از کودک آزاری و حمایت از کودکانی است که در معرض آزار هستند. ولی این قانون جزو قوانین خوبی است که می‌تواند کمک کند. الان هم قانون با فرد کودک آزار برخورد می‌کند و این‌طور نیست که نسبت به ضرب و شتم یا به خطر افتادن جان کودکان بی‌تفاوت باشد. درواقع هیچکس حتی والدین کودک، برای آزار دادن استثنا نشده که هرطور بخواهد کودکان را آزار دهد. امیدواریم این قانون جدید به برخورد بهتر در راستای حمایت از کودکانی که یا آزار می‌بینند یا در معرض آزار هستند، کمک ‌کند. ممکن است در آینده این قانون نیاز به تکمیل یا اصلاح هم داشته باشد اما نسبت به قوانین قبلی که در این حوزه داشتیم، کامل‌تر است. آموزش و پیشگیری امن‌ترین محور در موضوعات آسیب‌های اجتماعی است. برای هم کودکان و هم کسانی که با کودکان سروکار دارند از والدین گرفته تا مربی، معلم، مدیر، ناظم، پلیس، قاضی، روانشناس، پزشک، پرستار، مددکار اجتماعی و مشاور، آموزش مهم‌ترین محور برای کنترل روند آزار و موضوعات مشابه در حوزه آسیب‌های اجتماعی است.

* رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه آرمان/17 مهر 97/صفحه اول

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/07/22

به نام خدایی که در این نزدیکی است

« مهر، مهربان فرا رسید»Image result for ‫مدرسه‬‎

 اول مهر است و وظیفه خودم می دانم آغاز سال تحصیلی را به همه معلمین/اساتید ایران زمین  بویژه معلمین واساتید عزیزم که از صمیم قلب دوست شان دارم تبریک بگویم و خاضعانه به رسم ادب دستان پر مهر شان را  بافتخار می بوسم  واین شعر را از شاعری تقدیم شان می کنم:

شمع را باید پرستیدن که در مبنای عشق

از معلم شیوه سوز و گداز آموخته است

آن به یک شب سوختن در عالمی مشهور شد

وین دگر عمری به دشت بی نشانی سوخته است

شمع اگر به شعله ایی یک شب بسوزذد  هیچ نیست

آتش جان معلم دایما افروخته است.

 همچنین این روز را به دانش آموزان و دانشجویان گرامی از جمله دانشجویان رشته مددکاری اجتماعی تبریک می گویم.بهترین ها را از خداوند برای همه شما آرزو می کنم.

سید حسن موسوی چلک

مددکار اجتماعی

312 شهریور 1397

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/06/31

مددکاران اجتماعی کارآمدتر از نیروی انتظامی

  وظایف حکومت در هر جامعه حفاظت از مردم در برابر خطرات و آسیب‌های مختلفی است که شاید آنها را تهدید کند. این خطرات می‌توانند در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، امنیتی، فرهنگی و اجتماعی باشند. طبیعا مسئولان کشور باید تمهیدات لازم را برای پیشگیری از بروز مشکلات‌اجتماعی از جمله آسیب‌های اجتماعی را به‌کار گیرند. طبیعتا نظر به اهمیت پیشگیری از آسیب‌های‌اجتماعی یکی از رویکردها پیشگیری‌های وضعی، انتظامی یا قضائی است تا با اتخاد روش‌های متناسب مخاطرات کمتری در جامعه شیوع و گسترش پیدا کند. باتوجه به اهمیت نقش کودکان و نوجوانان در آینده هر کشور، برنامه‌ریزی برای حفاظت از دانش‌آموزان با هدف پیشگیری از بروز آسیب‌های‌اجتماعی از جمله موادمخدر و مشکلات دیگر ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.

مدرسه، محیط اجتماعی مورد وثوق

باتوجه به جایگاه مدرسه به عنوان یک محیط اجتماعی مورد قبول و وثوق در جامعه طبیعتا هر تهدید نسبت به دانش‌آموزان در حوزه‌اجتماعی نگرانی والدین، مقام و مسئولان را افزایش می‌دهد. ضمن آنکه ناامنی محیط مدرسه ناامنی روانی برای خانواده‌ها را نیز به دنبال دارد. بنابراین توجه به آموزش‌و پرورش برای بالا بردن میزان سواد اجتماعی نوجوانان و جوانان اقدام خوب و اساسی است. باتوجه به اینکه ما شاهد گسترش مصرف موادمخدر در کشور بوده‌ایم طبیعتا گرایش به این موضوع از سوی برخی مردم ناخودآگاه این سوال را پیش می‌آورد که چه گروهی بیش از سایرین باید موردتوجه سیاستمداران و برنامه‌ریزان قرار گیرند و به این ترتیب در امان باشند و پاسخ قطعا نوجوانان و جوانان هستند.

موادمخدر مدرسه را ناامن می‌کند

موادمخدر صنعتی و شیمیایی مانند گل یا انواع موادمخدر برای افراد با سنین پایین‌تر، نوجوانان و جوانان جذابیت‌های خاص خود را دارند و درگیری دانش‌آموزان از سنین پایین‌تر با موادمخدر و روانگردان می‌تواند محیط امن مدرسه را ناامن‌تر کند. بنابراین هر تصمیمی به منظور افزایش سطح آگاهی دانش‌آموزان، اولیای ‌مدرسه و خانه در مورد موادمخدر امری پسندیده است. می‌توان از چند زاویه استقرار ایستگاه‌های کلانتری نزدیک به مدارس را بررسی کرد. ممکن است با این کار محیط پیرامونی مدرسه برای توزیع‌کنندگان موادمخدر ناامن شود، اما این به منزله آن نیست که در این صورت دسترسی نوجوانان و جوانان به مواد مخدر محدود می‌شود. در واقع اگر در دانش‌آموزی تمایل، بستر و زمینه‌های گرایش به موادمخدر وجود داشته باشد استقرار نیروی‌انتظامی صرفا زمان دسترسی او را به مواد طولانی‌تر و مکان را از مدرسه دورتر می‌کند. در واقع دسترسی دانش‌آموزان به موادمخدر از بین نمی‌رود. عوامل موثر در گرایش افراد به موادمخدر یک بعدی نیست و صرفا به دسترسی آسان به مواد مخدر خلاصه نمی‌شود.

سه ضلعی را دریابید

سه ضلع اولیای خانه، مدرسه، همکلاسی‌ها و هم‌مدرسه‌ای‌ها بسیار مهم هستند، زیرا معمولا دانش‌آموزان بیشترین میزان ارتباط را با این سه گروه دارند. البته نباید تاثیر کوتاه مدت نیروی انتظامی در اطراف مدارس را نفی کرد، زیرا فروشندگان مواد مخدر را دچار این تصور اشتباه می‌کند که قادرند بدون هیچ گونه زحمت موادمخدر را در اختیار دانش‌آموزان قرار دهند. بنابراین صرف استفاده از محیط اطراف مدرسه برای توزیع موادمخدر تاثیر کوتاه‌مدتی دارد، اما اینکه صرفا با این جنس از پیشگیری بتوان دسترسی افراد را به مواد مخدر از بین برد امکان‌پذیر نیست.

اجرا امکان ندارد

نکته بعدی اجرا شدن این طرح است، در واقع آیا به این میزان نیرو و امکانات انسانی در اختیار داریم تا در کنار مدارس کیوسک‌های نیروی‌انتظامی را به طور مداوم مستقر کنیم؟! از این رو اجرای این نوع برنامه‌ها می‌تواند برنامه را دچار تردید کند. بنابراین در مورد دانش‌آموزان بیش از آنکه قصد آن وجود داشته باشد که پیشگیری‌های وضعی، قضائی و انتظامی را مبنا و محور قرار دهیم باید پیشگیری‌ اجتماعی را اولویت اول، دوم و سوم بگذاریم و در چند مرحله به راه‌های پیشگیری فکر کنیم.

حضور پلیس می‌تواند آرام‌بخش نباشد

آیا این طرح در صورت اجرا می‌تواند به آرامش روانی دانش‌آموزان کمک کند و آیا وجود نیروی‌انتظامی به کاهش آرامش روانی آنها نمی‌افزاید یا خیر. بهتر است که در ابتدا تصویری از استقرار نیروی‌انتظامی در اطراف مدارس وجود داشته باشد تا به آسیب‌شناسی آن بپردازیم. برای برخی از دانش‌آموزان مشاهده نیروی انتظامی باعث امنیت، آرامش و اطمینان خاطر بیشتر به خانواده، اولیای مدارس و... می‌شود. در واقع هیچ کس منکر این مساله نیست. اما اینکه این کار سبب افزایش میزان اثربخشی برای پیشگیری اعتیاد باشد محلی از شک و تردید را برای خود دارد. زیرا اولویت اولی که سبب می‌شود دانش‌آموزان، نوجوانان و جوانان جذب مساله‌ای مانند موادمخدر ‌شوند دسترسی آسان نیست و عوامل دیگری نیز زمینه‌ساز و بسترساز برای گرایش دانش‌آموزان دختر یا پسر به موادمخدر هستند. بنابراین با اجرای این طرح نمی‌توان امیدوار بود که دانش‌آموزان درگیر آسیب‌های‌اجتماعی نشوند. علاوه براین در سایر حوزه‌های مواد مخدر رویکرد پلیسی وجود دارد، اما جنس موضوع موادمخدر و آسیب‌های اجتماعی از جنس برخورد پلیسی و قضائی نیست و رویکرد متفاوت‌تری از آن را می‌طلبد. نه آنکه قصد نفی رویکردهای قضائی در حوزه مدیریت آسیب‌های اجتماعی و جرائم وجود داشته باشد، اما طبیعتا باید اولویت آخر باشد. در این صورت به میزان بیشتری بازدارندگی خواهد داشت. باتوجه به آنکه با نوجوانان و جوانان سر و کار داریم و آنها در یک محیط مورد وثوق مدرسه سکونت دارند باید عمده تمرکز بر پیشگیری اجتماعی و در اختیار قرار دادن اطلاعات درست به سه ضلع مثلث فوق‌الذکر یعنی دانش‌آموزان، اولیای مدرسه و اولیای خانه باشد. بنابراین اینکه حضور نیروی پلیس را همگام با مددکاران اجتماعی در مدارس بدانیم تصور بسیار اشتباهی است. البته این سخن به معنای ناکارآمدی رویکردهای قضائی نیست، اما به نظر کارایی مددکاران‌اجتماعی در مدارس هزاران بار بیشتر از استقرار پلیس در محیط‌های‌آموزشی است. در هیچ جای دنیا صاحب‌نظران این نوع نگاه را به بحث آسیب‌های اجتماعی در میان نوجوانان ندارند مگر افرادی که شناخت دقیق از توانمندی‌ها و قابلیت‌های مددکاران اجتماعی نداشته باشند. مدارسی که مددکار‌اجتماعی در آنها حضور دارند پاک‌تر، سالم‌تر و اثربخش‌تر و کارآمدتر هستند و نباید در این زمینه شک داشت.

* رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه آرمان/27 شهریور 97

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/06/27
خلق شادی‌های گروهی، ضرورت اجتماعی است
خلق شادی‌های گروهی، ضرورت اجتماعی استسیدحسن موسوی چلک
  

یکی از نگرانی‌های دهه اخیر کشور موضوع اختلالات روانی براساس آمار وزارت بهداشت است که طی آن 23 درصد مردم براساس بررسی‌های انجام شده حداقل یک اختلال در حوزه روانشناسی که نیاز به مداخله دارد را دارا می‌باشند. از آن طرف آمارهای مربوط به حوزه‌های قضایی که توسط رئیس محترم این قوه در سال 97 از رسانه ملی اعلام شد، نشانگر 16 میلیون و 300 هزار پرونده قضایی ثبت شده است که خشونت یکی از بالاترین پرونده‌های قضایی را به خود اختصاص می‌دهد. وقتی این مولفه‌ها را کنار هم بگذاریم به یک جمع بندی یا نتیجه‌گیری می‌رسیم و آن اینکه، موضوع نشاط و شادابی در جامعه آنگونه که لازمه یک زندگی اجتماعی پویا و سرزنده است، نهادینه نشده است.

در این میان رفتار نیاکانمان به خوبی نشان می‌دهد که به‌رغم تحصیلات پایین‌تر از زمان امروز و عدم دسترسی به امکاناتی که امروز در جامعه داریم ولی یاد گرفته بودند که زندگی بدون نشاط و شادابی معنی نخواهد داشت. به همین دلیل جشن‌های مختلفی با مشارکت خود مردم و بدون توقع حمایت از دولت‌ها برگزار می‌شد به این نکته رسیده بودند که برای ایفای نقش‌های اجتماعی خود، می‌تواتند سختی‌ها و فشارهای ناشی از کار روزمره را به نوعی مدیریت کنند تا سر حال‌تر کار خود را در روز بعد از سر بگیرند. اما امروز از تحصیلات و دانش بالاتری برخورداریم ولی سبک زندگی‌مان به گونه‌ای است که نشاط و شادابی در آن وجود ندارد. وقتی از نشاط حرف می‌زنیم الزاما خندیدن نیست. صله رحم و دیدار خویشاوندان که طی گذشته هم انجام می‌شد، شب نشینی‌هایی که اتفاق می‌افتاد و دیوارهایی که دور خانه‌ها نبود و مردم همدیگر را می‌دیدند، مهربانی‌ها و مسئولیت پذیری‌هایی که مردم نسبت به یکدیگر داشتند چتر اعتماد خوبی برای زندگی مردم بود و همه اینها نشاط را به دنبال داشت.

نشاطی که می‌توانست موتور محرکه مردم در اقشار مختلف باشد. اما امروز آنقدر در خودمان تنیده‌ایم و مثل گذشتگانمان مسئولیت‌های اجتماعی‌مان را ایفاء نمی‌کنیم، دارایی مان بیشتر شده اما دارایی زندگی اجتماعی مان که نشاط یکی از مهم‌ترین این دارایی هاست را کمتر و کمتر داریم به گونه‌ای که درون خانواده با خشونت خانوادگی خود را نشان می‌دهد و درون جامعه هم با خشونت اجتماعی خودنمایی می‌کند. موادمخدر، شادی کاذب را می‌آورد و به آن پناه می‌بریم درحالی که فاصله‌ها به نوعی بیشتر می‌شود. گاهی یک دورهمی ساده می‌تواند یک فضای شاد را فراهم کند و یک پیام مثبت می‌تواند انرژی مثبتی به ما دهد. همیشه هم قرار نیست که برای شادی هزینه کنیم. بعضا در گوشه و کنار شهر به مناسبت اعیاد مختلف قومیت‌های مختلف بدون کمترین وسایل موسیقی می‌توانند مردم را ساعت‌ها دور هم جمع کنند. ما ظرفیت‌های فرهنگی زیادی داریم که کارکرد اجتماعی و بارهای ارزشی فرهنگی دارد.

امروز نیاز داریم که شادی‌های گروهی را خلق کنیم ودولت اجازه دهد که این ظرفیت‌ها، توسط تشکل‌های غیردولتی در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی فعال شوند. همانطور که مازندرانی‌ها در تهران سال‌هاست که یکسری جشن‌ها مثل جشن سلام که دیدار نوروزی مازندرانی‌های مقیم تهران است را خلق کرده‌اند. اینکه اجازه برگزاری کنسرت خیابانی می‌دهند، یک موفقیت نیست و آنجا که اجازه داده نمی‌شود، ناموفقیت است والا وقتی در حوزه ضوابط قانونی مجوزی صادر می‌شود حق گروه‌هایی است که شعر و آهنگشان دارای مجوز است ولی با این وجود باز هم برایشان محدودیت ایجاد می‌کنیم، سفرها برای شرکت در کنسرت‌هایی که مورد تایید نیست به ترکیه و سایر کشورهای عربی بیشتر می‌شود.

فراموش نکنیم که زندگی بدون نشاط و شادابی، زندگی نیست. اسلام هم دین نشاط و شادابی است. جامعه‌ای که در آن نشاط باشد گذشت و مدارا در آن حاکم می‌شود. افسردگی اجتماعی با شرایط اقتصادی و نگرانی نسبت به آینده تاثیر دارد و باید برای این موضوعات برنامه داشته باشیم والا چیزهای دیگر جایگزینش می‌شود. اداره و پوشش ما چندان بانشاط نیست و بدیهی است در چنین شرایطی غم جایگزین شادی و نشاط خواهد شد و جامعه‌ای که غم در آن افزایش پیدا کند مصداق این شعر فردوسی است که «چو شادی بکاهد بکاهد روان؛ خرد گردد اندر میان ناتوان». حتی گاهی من و شما به عنوان یک عضو خانواده در خانواده عامل شادی و نشاط باشیم و منتظر نباشیم که دیگران برای ما نشاط شادی فراهم کنند.

مثال واضح آن فیلم هزارپاست که ظاهرا پرفروش‌ترین فیلم بعد از انقلاب شده است و بیش از اینکه محتوای آن مهم باشد فضای کمیک و شاد آن مهم است. ما نباید اجازه دهیم شادی و نشاط با زندگی ما بیگانه باشد که مطمئن باشیم دراین صورت با افزایش خشونت، مصرف موادمخدر و مشروبات الکلی که جایگزین خواهند شد، مواجه خواهیم شد.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع:  روزنامه آرمان.10 شهریور 97

   







نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/06/12

به نام خدایی که در این نزدیکی است

درس آموخته های من از زندگی (4)

 

بعضی روزها در زندگی هر فردی جایگاه خاصی دارند، از جمله این روزها، روز تولد هر فرد است. اول مرداد 1397 شمسی شمع پنجاه سالگی را در حالی فوت کردم که در جمع خانواده‌ام و بهترین عزیزانم بودم که مرا غافلگیر کرده بودند و همچون گذشته من را مدیون محبت خودشان کردند که نمی‌توانم قطره‌ای از دریایی محبت آنان را جبران کنم ولی از خدا بهترین‌ها را برایشان آرزو می‌کنم چون لایقش هستند. یکی ازرویه های هر ساله‌ام در این مناسبت نوشتن گوشه‌ای از درس آموخته‌هایم هست که مدیون فرصت‌هایی هستم  که  جامعه و دوستانم به من دادند. لذا آنها را می‌نویسم تا در زمان‌های دیگر حداقل برای خودم یادآوری باشد:Image result for ‫موسوی چلک‬‎

آموختم که:

·    درس آموخته هایم را قدر بدانم چون آنها را به آسانی به دست نیاوردم. از اشتباهات خودم و نقاط قوت دیگران که هر دو حاصل فرصت‌های فراهم شده برای من بود، درس بگیرم و نشر آنها را وظیفه خودم می‌دانم.

·        قدر دان خوبی‌های دیگران باشم. گرچه اعتراف می کنم در این زمینه کاهلی می‌کنم.

·    همه آنچه که می‌گویم یا انجام می‌دهد درست نیست. من هم مثل هر انسان دیگری اشتباه می‌کنم لذا تلاش می‌کنم اشتباهاتم را بپذیرم و برای اصلاح خودم بیش از پیش تلاش کنم.

·    مردم مهربان کشورم شایسته بهترین خدمت‌ها هستند لذا در این راه حق ندارم « کم فروشی » کنم و فرصت‌ها را از دست بدهم. از خدمت کردن به آنها لذت می‌برم گر چه بر این باورم که شرمنده مردم هستم که آنگونه که شایسته است نتوانستم وظیفه‌ام را انجام دهم.

·        به خودم، اطرافیانم، خانواده‌ام و دوستانم، همکارانم عشق بورزم چرا که اعتقاد دارم:

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر  / یادگاری که در این گنبد دوّار بماندست

·        هیچ موفقیتی بدون تلاش، پشتکار، نظم، برنامه ریزی، جدیت به دست نمی‌آید.

·        نمی‌شود همه چیز را باب میلم تغییر دهم ولی می‌توانستم در این شرایط هم از زندگی لذت ببرم.

·    احترام گذاشتن به حقوق شهروندی در هر جامعه‌ای پشتوانه‌ای بزرگی برای مردم آن جامعه محسوب می‌شود. پس باید این حقوق را بشناسم تا هم از حقوق خودم دفاع کنم و مطالبه‌گر حقوقم باشم و هم با این شناخت در رعایت حقوق دیگران، بکوشم ومطالبه گر باشم.

·        مدیریت زمان در کارها موجب می‌شود تا کارها بموقع و خوب انجام شود چون زمان رفته بر نمی‌گردد.

·    یکی از بهترین لحظات زندگی، زمانی است که با خانواده هستم. هر چقدر بیشتر این لحظه ها را تجربه کنم، برای ایفای نقش‌های اجتماعی دیگر بهتر می‌توانم عمل کنم.

·    والدین (پدر و مادر) جایگزینی ندارند لذا تا می‌توانم باید به آنها احترام بگذارم. رونق زندگی‌ام را بیشتر از آنان می‌گیرم. گرچه مادرم از دنیا رفته است ولی یادش هر روز موتور محرکه زندگی‌ام است.

·    گرچه صداقت حلقه گم شده جامعه امروزی است ولی تمام تلاشم را انجام می‌دهم که در روابطم با دیگران و مردم و در کارها صادق باشم. گرچه صادق بودن هزینه دارد ولی پرداختم، می‌پردازم و در آینده هم خواهم پرداخت.

·        قدرت را در دانایی می‌دانم لذا مطالعه و یاد گرفتن مستمر را سر لوحه زندگی‌ام قرار می‌دهم.

·    برای انجام وظیفه‌ام از هیچ کوشش دریغ نکنم و منتظر پاداش نباشم. رونق زندگی‌ام بهترین پاداشی است که خداوند به من عطا کرده است:

تو بندگی چون گدایان به شرط مزد مکن /  که خواجه خود روش بنده پروری داند

·        حقیقت را بگویم حتی اگر به ضررم باشد. تا کنون خیلی به خاطر بیان حقایق اذیت شدم ولی ناراحت نیستم.

·        مدارا کردن و صبور بودن انسان را به مقصود می‌رساند. مؤلفه‌های اخلاقی تر در جامعه کمرنگ شده است.

·         تخلف ، کم فروشی، تنبلی، فرار از مسئولیت و دروغگویی، فساد و ... را زرنگی قلمداد نکنم.

·        از افراد بد قول و بی تعهد دوری گزینم چون قابل اعتماد نیستند و بسیار خطرناک هستند.

·    در جامعه هر کسی کارهای بیشتری انجام می‌دهد، موفقیتی کسب می‌کند پیش از این که دست‌شان گرفته شود (کمک شوند) پایشان را می‌گیرند (تا حرکت نکنند). اگر با چنین شرایطی مواجه شدم، از تلاش خسته نشوم.

·    هر کاری که انجام می‌دهم از دیگران مشورت کنم. هیچ کسی از مشورت کردن با افراد لایق، ضرر ندیده لذا من هم از مشورت خوب استفاده می‌کنم:

امرهم شوری ز یزدان جلیل   از برای مشورت آمد پدید

·    چون اعتقاد دارم که تجربه دیگران بسیار ارزنده است لذا در برنامه‌های کاری‌ام زمان‌هایی را برای گفت و گو کردن با کسانی اختصاص می‌دهم که دانش و تجربه بیشتری از من دارند و همین جا از همه آنان سپاسگزاری می‌کنم.

·    همیشه مدیون مددکاران اجتماعی ایران هستم که همه گونهبرای من فرصت ایجاد کردند تا خودم را بیشتر بشناسم، حمایتم کردند تا ایده‌هایم را اجرایی کنم، پشتوانه‌ام بودند تا با قدرت بیشتر کار کنم.

·    هیچ جامعه‌ای ساخته نمی‌شود مگر این که در آن جامعه، هر کسی از خودش شروع کنند، نقش هایش را خوب انجام دهد. توسعه کشور با معجزه صورت نمی‌گیرد.

·    امور اجتماعی را رنگ و بوی سیاسی ندهم و هیچ گاه خودم را ابزار سیاسیون نکنم که کاری بس دشوار است ولی باید برای داشتن استقلال در نظر و کارها دشواری این ویژگی را پذیرفت.

·    دیگران را دوست داشته باشم چون با محبت کردن به دیگران برای خودم سرمایه گذاری می‌کنم همانگونه که تا به امروز این سرمایه ها پشتوانه محکمی برای من بودند. این دیگران علاوه بر خانواده‌ام مددکاران اجتماعی، دوستانم، همکارانم، دانشجویانم و ... هستند.

·    اگر توان انجام کاری را ندارم، مسئولیت آن را نپذیرم که این را خیانت به کشورم می‌دانم. بر این اعتقادم که اگر هر کسی سر جای خودش باشد توسعه بهتر اتفاق می‌افتد.

·        قدر انسان‌های بزرگ و خوب را باید دانست تا انسان‌های بزرگ‌تر تربیت شوند.

·    مدیریت و مسئولیت‌های اداری را به عنوان « غنایم » نگاه نکنم که اگر آن را یک غنیمت بدانم و بفکر سوء استفاده فردی باشم، از انسانیت دور می‌شوم.

سید حسن موسوی چلک

مددکار اجتماعی اول مرداد 1397





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/17

خشونت بازتاب اجتماعی جامعه است

اجتماعی /
شناسه خبر: 393046
  خشونت بازتاب اجتماعی جامعه است

یکــی از موضوعاتــی کــه در دهــه اخیــر در ایــران بیشــتر راجــع بــه آن صحبــت می شــود و نگرانــی درمورد آن افزایش یافته اســت، موضوع خشونت اســت.

ایران آنلاین / تاملی بر آمارهای ارائه شده توسط مراجع قضایــی درخصوص میــزان پرونده های مربوط به خشــونت در کشــور نشــان می دهد خشــونت یکی از ســه پرونــده دارای فراوانی بــال در حوزه قضایی کشور است.

لــذا بــه همیــن دلیــل، خشــونت بــه شــکلهای مختلف میبایســت مورد توجه قــرار گیرد. اعم از خشــونتهای اجتماعی خانگی و سایر انواع خشونت از جمله اقدام به خودکشی.
در حــال حاضــر عوامــل مختلفــی باعــث بــروز خشــونت در جامعه میشــود.گرچه نمیتوانیــم بــه یــک عامــل اشــاره کنیــم و مجموعا شــبکه ای از عوامل در پدیده عاملی به نام خشــونت نقش دارند اما برخی از عوامل مهم و کلیدی در این حوزه شامل موارد زیر میشود:
ناکامــی میتواند در حوزههــای مختلف از جمله اقتصادی شــغلی، خانوادگــی، روابط بین فردی و حوزههای مختلف را دربر گیرد.
نکتــه دوم ضعــف در مهارت کنترل خشــم، به عنــوان عامل دیگری اســت کــه در این حوزه میتــوان از آن یاد کرد. به گونــهای که اگر این مهارت در دوران کودکی آموزش داده شــود و به درســتی یاد بگیریم کــه چگونه خشــممان را کنتــرل کنیم، به گونهای که نــه به خود نه به دیگران آســیب برسانیم شاهد خشــونت کمتری در جامعه خواهیم بــود. نکته بعــدی بحث تابآوری اجتماعی اســت، جامعهای که در ً در شــرایط ســخت آن مــردم در ایــن مهارت قویتر باشــند، طبیعتا رفتاری که نشــانه خشونت باشد بروز نخواهند داد.
بحــث دیگــر موضــوع ســرمایه اجتماعــی اســت. جامعــه ای کــه در آن ســرمایه اجتماعــی باال باشــد، کیفیت روابط بین مــردم مطلوب خواهــد بــود، در نتیجــه آســیبهای اجتماعــی و جرایــم کمتــری را شــاهد خواهیم بود که خشــونت خود یکی از مؤلفه های این آســیب اجتماعی یا جرایم محسوب میشود.
نکتــه بعــدی موضــوع نشــاط اجتماعی اســت. جامعهای کــه در آن نشــاط اجتماعی نهادینه شــده باشد، باز هم خشــونت در آن،جایی نخواهد داشــت. همچنیــن باید به موضوع مدارای اجتماعی اشــاره کنید. مدارای اجتماعی به لحنی ساده یعنی تحمل شرایطی که باب میل ما نیســت اما در آن شــرایط ما شــاهد بروز رفتار خشــونتآمیز نخواهیم بود لذا تحمل افراد در این شــرایط آسانتر خواهد بود.
نکته بعدی آثار مدارا در رانندگی است که خود نوعی خشونت است. 17 هــزار فوت ناشــی از تصادف در طول یک ســال بــاز خود میتواند نشــانهای از خشونت باشد به گونهای که مشاهده رفتار خشونتآمیز و عــوارض آن میتوانــد در روحیــه مــردم تأثیر منفی داشــته باشــد.
آنجایی که خشــونت، منجــر به جدایی و منجر بــه معلولیت و منجر به قتل میشــود، باز هم جامعه و خانواده مجبور اســت هزینه آن را پرداخت کند.
در جامعهای که خشــونت وجود داشته باشــد، امنیت روانی نخواهد بــود. نمونــه آن همیــن زورگیرهــا و رعــب و وحشــتی که آنهــا ایجاد ً آرامش و آســایش مردم را میکنند،اســت کــه این معضــل طبیعتــا خواهد گرفت. به همین دلیل انتظار میرود از همه ظرفیتها برای بــاال بردن ســواد اجتماعی مــردم، فراگیر کردن مهــارت تابآوری و مهارت کنترل خشــم، نشــاط اجتماعی و در نهایت ارتقای ســامت روانی و اجتماعی استفاده شود./ روزنامه ایران





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/13
پنجشنبه 11 مرداد 1397 - 03:30:00 | کد مطلب: 412463چاپ
ریشه یابی افزایش خشم در جامعه و راهکار کاهش آن در شرایط کنونی

کاهش خشم از راه پاسخگویی به مطالبات مردم

اجتماع > اجتماعی - محمدصادق خسروی علیا: آمار نزاع در کشور تکان‌دهنده است. کاهش آستانه صبر افراد جامعه ما باعث شده مردم به‌راحتی سر موضوعات پیش پا افتاده و سطحی وارد درگیری لفظی و بعد از آن فیزیکی شوند.

طبق آمار پزشکی قانونی در بهار امسال 146هزار و 499نفر در پی صدمات ناشی از نزاع به مراکز پزشکی قانونی مراجعه کردند که از این تعداد 99هزار و 90نفر مرد و 47هزار و 409نفر زن بودند. با همه این احوالات با شروع فصل تابستان و اوج گرفتن گرما آمار نزاع‌ها نیز دچار تب می‌شود.

براساس آمارهای پزشکی قانونی کشور به‌طور میانگین روزانه ۱۶۰۰ شهروند به‌دلیل نزاع به پزشکی قانونی مراجعه کرده و تشکیل پرونده می‌دهند؛ یعنی هر ساعت حدود ۶۶ نفر با هم درگیر شده که این درگیری منجر به جرح می‌شود. بالا‌بودن تعداد نزاع‌ها یک زنگ خطر جدی است. چندی پیش سردار محمدرضا مقیمی، رئیس پلیس آگاهی ناجا اعلام کرد: «حدود 70درصد نزاع‌های آنی (بدون مقدمه) منجر به قتل با سلاح سرد می‌شوند. قتل به‌خاطر انگیزه‌هایی مثل فحاشی یکی از طرفین، چشم در چشم‌شدن، تصادف 2خودرو، نزاع بر سر قیمت خرید و فروش اجناس و... صورت می‌گیرد.»

با یک حساب سرانگشتی و یک تحلیل آماری ساده مشخص می‌شود که این اواخر اعداد و ارقام نزاع‌ها با تعداد قتل و جنایت‌ها در کشور ارتباط تنگاتنگی پیدا کرده‌اند. کارشناسان در گفت‌وگو با همشهری معتقدند که رفتارهای تنش‌زا ناشی از کاهش آستانه صبر افراد جامعه و کم‌توانی آنها در کنترل خشم به‌ویژه در برخوردهای لحظه‌ای و آنی است؛ لحظات قابل گذشت و غیرجدی که می‌توان به‌راحتی از کنار آنها عبور کرد، اما متأسفانه در برخی موارد نزاع‌ها منجر به جرح و جنایت می‌شوند. در ادامه کارشناسان این حوزه، عوامل بروز خشم و نحوه کنترل آن را بررسی می‌کنند.

  • شادی مولفه‌ای تأثیرگذار در برابر خشم
  • سیدحسن موسوی چلک/ رئیس انجمن مددکاران اجتماعی کشور

تصمیم‌گیری‌ها و سیاستگذاری‌هایی که در عرصه‌های مختلف انجام می‌شود می‌تواند در کاهش و افزایش خشونت و خشم تأثیر‌گذار باشد. حاکمیت، دولت و سیاستگذاران نقش‌هایی دارند که می‌توانند آرامش و فضای امن را برای مردم ایجاد کنند. نکته بعدی که بر می‌گردد به عرصه‌های سیاستگذاری حاکمیت، توجه به حقوق شهروند و رعایت حقوق شهروندی است.توجه به این موضوع در کاهش خشونت کمک می‌کند.عموما ناکامی‌ها منجر به خشونت می‌شود.

اگر به حقوق شهروندی توجه شود و اطمینان نسبت به اجرای صحیح قانون و عدم‌تبعیض، شکل بگیرد، بی‌شک خشونت در رفتار مردم حتی در آن زمانیکه حقوق‌شان مورد تعرض قرار گیرد کمتر نمود بیرونی پیدا می‌کند.عدم‌اطمینان به قانون و احساس تبعیض در میان افراد جامعه باعث بروز رفتار خشونت آمیز می‌شود.

بخش بعدی که در کاهش خشونت فردی و اجتماعی نقش دارد مربوط می‌شود به تعیین‌کننده ها. تعیین کننده‌هایی که می‌تواند خشونت در جامعه را کاهش دهد. شادی و نشاط یکی از این تعیین‌کننده‌هاست. آمارهایی در رابطه با شادی و نشاط در ایران از سوی مراجع بین‌المللی منتشر می‌شود که همیشه ما به آنها انتقاد داریم و می‌گوییم انتشار‌دهندگان این آمار گرایش سیاسی دارند و اعداد و اراقام آن کذب است.

اما از همه اینها گذشته آنچه به‌صورت قاطع می‌توانم بگویم این است که ما ایرانی‌ها آدم‌های خیلی شاد و بانشاطی نیستیم. همین افزایش خشونت نشاندهنده این است که ما کشور شاد و شادابی نداریم. افزایش مصرف الکل، مواد‌مخدر صنعتی و... هم شاخص دیگری است که حاکی از نشاط اندک در کشور است.متأسفانه ما استراتژی مشخصی در سیاستگذاری‌های کلان کشور و درعرصه روابط بین‌فردی برای گسترش و ترویج نشاط اجتماعی نداریم.

خشونت امروز در جامعه زاییده و پیامد بی‌توجهی به نشاط اجتماعی است. منظور از نشاط اجتماعی، شادی‌هایی است که در چهارچوب قوانین تعریف شده اما متأسفانه جامعه ما در این حوزه هم نمره منفی دارد.در بحث تقویت هویت فرهنگی و هویت بومی هم کاری انجام نشده ما برای غم ستاد تشکیل می‌دهیم اما برای شادی و نشاط در جامعه هیچ برنامه‌ای نداریم. یکی ازعوامل مهم کاهش خشونت آموزش رفتارهای فردی است. کنترل خشم و تاب آوری اجتماعی پایین است. تاب آوری اجتماعی موضوعی است که در کوتاه‌مدت قابل آموزش نیست باید از کودکی در محیط خانواده، مدرسه و دانشگاه این رفتارها به افراد آموزش داده شود.





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/13
شفافیت باید سرلوحه کار دولتمردان باشد 
سید حسن موسوی چلک/ رئیس انجمن مددکاران اجتماعی 
در شرایطی که شاهد ناامیدی مردم در جامعه هستیم نباید انتظار داشته باشیم که مردم برای خروج از این شرایط آنگونه که باید حاضر به مشارکت با دولتمردان بوده و مشارکت پذیر باشند و شرایط سخت را تحمل کنند. امید اجتماعی یکی از مولفه های تاثیر گذار برای اعمال مدیریت هوشمند در جامعه است. 

یکی از محورهای ارزیابی مدیریت در هر کشوری چگونگی وضعیت امید در آن جامعه است. در کشور ما که به دلایل مختلف این مولفه کمرنگ شده برای خروج از این وضعیت چند نکته را باید مدنظر قرار دهیم: نخست آنکه مدیران شایسته و امیدوار را محور کارهایمان قرار دهیم به این معنی که افرادی که مدیریت یک مجموعه یا مسئولیت یک کاری را می پذیرند خود افراد امیدواری باشند. نمونه این موضوع در فوتبال و جام جهانی قابل مشاهده است که آقای کی روش با امیدواری تیم ملی کشورمان را به مسابقات جام جهانی برد یا در حوزه سیاست خارجی دکتر ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان با اقدامات بین المللی و مذاکرات دیپلماتیک امید را در جامعه شکل داد. هم اکنون یکی از چالش هایی که در کشورمان و در برخی بخش ها با آن مواجه هستیم این است که مدیریت ها نه براساس شایسته سالاری بلکه با فشارهای سیاسی و رانت و روابط انتخاب می شوند و همین مسئله خود ناامیدی را در کشور رقم می زند و باعث می شود که بسیاری از نخبگان دچار سرخوردگی شوند. 

موضوع بعدی که به القای حس ناامیدی در جامعه منجر شده نبود شفافیت است، موضوعاتی همچون مفاسد اقتصادی، واگذاری های غیراصولی و بی ثباتی بازارهای مختلف مانند ارز، سکه و... و تخلفاتی از این دست باعث می شوند تا شهروندان دچار ناامیدی شوند. هم اکنون برخوردها با این تخلفات که به بی ثباتی اقتصادی در کشور منجر شده به نظر مردم به گونه ای نبوده که متناسب با جرم و آسیب هایی باشد که به کشور و مردم تحمیل شده است. از سوی دیگر محدود کردن فضای رسانه ها و شبکه های مجازی هم به عدم شفافیت در جامعه دامن زده است. رسانه ها با پیگیری های خود می توانند به عنوان چشم جامعه عمل کنند و فضای شفافیت را در جامعه شکل دهند اما محدودیت های آنها باعث کاهش اعتماد عمومی در جامعه و گرایش مردم به سمت استفاده از فیلترشکن ها و رسانه های خارجی می شود. الان اصحاب رسانه و خبرنگاران در کشور ما چقدر می توانند پیگیر، شفاف گر و مطالبه گر باشند؟ 
موضوع دیگر تبعیض است، این روزها از آقازاده ها و زندگی آنها بیشتر یاد می شود و تفاوت سطح زندگیشان با مردم و هزینه های میلیاردی آنها در شبکه های اجتماعی دائم خبرساز می شود. آیا با تبعیض می توانیم شاهد افزایش امید در جامعه باشیم؟ در سوی دیگر این ماجرا موضوع حقوق شهروندی است؛ آیا وضعیت کشور ما از نظر حقوق شهروندی مطلوب است؟ اگرچه اقداماتی در این حوزه صورت گرفته ولی نتایج آن هنوز برای مردم ملموس نیست. کشور ما دارای پتانسیل های مهمی همچون منابع اقتصادی و نیروی انسانی جوان و ماهر است که برای خروج از شرایط بحرانی می توانیم از این ظرفیت ها به بهترین شکل استفاده کنیم. بهبود شرایط اقتصادی و امنیت سرمایه گذاری به عنوان مهم ترین اولویت هم اکنون باید مدنظر مسئولان برای خروج از بحران ناامیدی باشد. مردم از دولت اقدامات عملی و امیدوار کننده می خواهند و این مسئله هم مستلزم این است که وحدت به معنای واقعی در کشور شکل بگیرد و دولتمردان قاعده سیاسی بازی و سیاسی کاری را بلد باشند تا بتوانند رفاه مردم را تامین کنند. آزادی های مشروع و کم کردن فاصله بین مردم و مدیران و شنیدن صدای مردم توسط مسئولان می تواند کمک کند تا مولفه امید در جامعه افزایش پیدا کند. 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/9

حمایت اجتماعی از کودکان؛ ضرورت جامعه امروز

Image result for ‫موسوی چلک‬‎

 ایران آنلاین /یکی از نگرانی‌هایی که در چند سال اخیر در افکار عمومی و مراجع تصمیم‌گیر به وجود آمده است، موضوع حمایت از کودکان بویژه کودکان در معرض آسیب و آسیب‌دیده اجتماعی است.در چنین شرایطی انتظار می‌رود که سیاستگذاری‌های مناسبی در این خصوص صورت بگیرد.یکی از این موارد،لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان است که در سال 1387 توسط قوه قضائیه به دولت ارسال شده بود و در سال 90  به مجلس ارسال شد و پس از کشوقوس‌های فراوان در نهایت دیروز کلیات آن تصویب شد. از جمله ویژگی‌های این لایحه می‌توان به استفاده حداکثری از ظرفیت‌های سازمان‌های اجتماعی و مددکاران اجتماعی اشاره کرد که به نوعی شاید بتوان گفت علیرغم اینکه این لایحه توسط قوه قضائیه ارسال شده ولی بخش عمده آن رویکرد اجتماعی آن  است و مددکاران اجتماعی و سازمان بهزیستی نقش محوری در این لایحه دارند. از جمله ویژگی‌های دیگر این لایحه، می‌توان به تعیین مصادیق متنوع و ضروری برای دقیق‌تر شدن حمایت از کودکان، توجه به پیشگیری و آگاه‌سازی با هدف کاهش موارد خطر در کودکان، اولویت دادن به خانواده برای حمایت از کودکان(در صورت دارا بودن شرایط)، تقسیم وظایف شفاف‌تر دستگاه‌های اصلی مرتبط، توجه به حقوق شهروندی کودکان، توجه به کودکان اتباع بیگانه و لزوم بهره‌مندی آنها از ظرفیت این لایحه، فعال شدن آموزش و پرورش در این حوزه و الزامی بودن شناسایی کودکان در سن مدرسه که در مدرسه حضور ندارند(با همکاری ثبت احوال)، توجه به حمایت از کودکان در سکونتگاه‌های غیررسمی و محلات شهری و روستایی، استفاده از ظرفیت‌های محلی از شناسایی کودکان در معرض خطر تا توانمند‌سازی آنان، استفاده از ظرفیت اورژانس اجتماعی به عنوان بزرگترین برنامه اجتماعی کشور برای ارائه خدمات سیار و ثابت مددکاری اجتماعی از شناسایی کودکان تا تشخیص، حمایت و توانمندسازی آنان، ایجاد ساز و کار مناسب برای هماهنگی بین بخشی بخصوص سه دستگاه دادگستری، نیروی انتظامی و بهزیستی، اولویت دادن به حمایت از کودکان توسط سازمان بهزیستی به عنوان سازمان اجتماعی، استفاده از نظرات مددکاران اجتماعی برای تعلیق، تعقیب، تعویق، صدور حکم و یا تعویق اجرای حکم، پیش‌بینی نظارت بر چگونگی اجرای حکم توسط مددکاران اجتماعی، پیش‌بینی مراقبت اجتماعی پس از خروج از زندان با هدف حمایت اجتماعی این گروه از کودکان، توجه به آموزش حقوق کودک به افراد و مسئولان وکارکنانی که با کودکان سر و کار دارند، مکلف کردن دستگاه‌های موضوع ماده 5 قانون خدمات کشوری به همکاری با بهزیستی، دادن اختیار به مددکاران اجتماعی برای جمع‌آوری اطلاعات از افراد مشمول با موضوعات مرتبط با لایحه است، بنابراین امکان حضور مددکاران اجتماعی در جلسات دادگاه و اینکه اگر کودک شرایط حضور در دادگاه را نداشته و یا به صلاح کودک نیست ،این امکان در لایحه مورد توجه قرار گرفته است.  البته نکته مهم‌تری نیز  در ماده 33 لایحه آمده است که قدرت مددکاران اجتماعی را در مواقع احتمال خطر افزایش می‌دهد. و به نوعی نقش ضابط را ایفا می‌کند،آنجا که اشاره می‌شود: «هرگاه خطر شدید قریب‌الوقوعی کودک و نوجوان را تهدید کند یا به سبب وضعیت مخاطره‌آمیز موضوع ماده ۳ این قانون وقوع جرم محتمل باشد، مددکاران اجتماعی بهزیستی یا واحد حمایت دادگستری و ضابطان دادگستری مکلفند فوری و در حدود وظایف و اختیارات قانونی، تدابیر و اقدامات لازم را در صورت امکان با مشارکت و همکاری والدین، اولیاء و یا سرپرستان قانونی کودک و نوجوان جهت رفع خطر، کاهش آسیب و پیشگیری از وقوع جرم انجام داده و در موارد ضروری وی را از محیط خطر دور کرده و با تشخیص و زیر نظر مددکار اجتماعی به مراکز بهزیستی یا سایر مراکز مربوط منتقل کنند و گزارش موضوع و اقدامات خود را حداکثر ظرف دوازده ساعت به اطلاع دادستان برسانند.» به عنوان فردی که از ابتدای تدوین این لایحه کنار بزرگواران حوزه قضایی حضور داشتم به عنوان یک مددکار اجتماعی اعلام می‌کنم که تصویب این قانون واجرای آن می‌تواند حمایت از کودکان با رویکرد اجتماعی در کشور بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.البته این توضیحات به این معنا نیست که اشکالی بر آن  واردنیست بلکه نسبت  به بسیاری از قوانین قبلی بهتر و قوی‌تر نوشته شده است.

سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه ایران/3 مرداد 1397 / صفحه اول

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/3
Image result for ‫آرم بهزیستی کشور‬‎

فرا رسیدن هفته بهزیستی را به  همکاران این سازمان
 بزرگ اجتماعی تبریک می گویم.
به امید روزی که نقش « پرسشگری» در کنار «پاسخگویی» بیش از پیش در جامعه نهادینه شود.این امر مستلزم
ارتقاء جایگاه این سازمان بزرگ در ساختار اجرایی کشور به عنوان یک سازمان ملی است.

سید حسن موسوی چلک 
رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/04/23


( کل صفحات : 32 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی