تبلیغات
دغدغه های یک مدد کار اجتماعی - مطالب یادداشت ها
دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

سلام به فردا

 مردم باید برای مدیریت بحران توانمند شوند

نویسنده: سیدحسن موسوی چلك

 *
یکی از انتظاراتی که مردم از مدیریت شهری دارند، ارائه خدمات مناسب در عرصه های مرتبط با حوزه شهری و به ویژه در شرایطی است که اتفاقاتی رخ می دهد که از آنها با عنوان بحران یاد می کنیم. بخشی از بحران ها ناشی از حوادث طبیعی مانند سیل، زلزله و توفان است که در کشور ما با توجه به تصویب قانون تشکیل سازمان مدیریت بحران و تشکیل این سازمان، مدیریت این کار در کلان شهر تهران بر عهده شهرداری است برخلاف سایر استان ها که فرمانداری و استانداری و خود اداره کل مدیریت بحران درگیر آن هستند؛ در تهران مسئولیت آن به شهرداری سپرده شده است، به دلیل آنکه ظرفیت هایی که شهرداری برای اعمال مدیریت در این حوزه دارد، به مراتب بیشتر از دیگران است. به نظرم این تصمیم درستی بود. به همین دلیل سازمان مدیریت بحران در شهرداری شکل گرفته است. طبیعتا انتظار مردم این است که اگر بحرانی اتفاق می افتد، مدیریت شهری بتواند در کوتاه ترین زمان ممکن اعمال مدیریت صحیح داشته باشد؛ به گونه ای که بحران حادتر نشود و در زمانی کوتاه تر مدیریت شود و عوارض کمتری برای مردم داشته باشد و بازتوانی و خروج از آن مرحله بحران هم با کیفیت بهتری انجام شود. بخش دیگر، بحران هایی است از آن نوع که به ویژه در تهران در زمان بارش باران، سیل می گیرد یا با باریدن برف، همه جا بسته می شود؛ با وجود آنکه معمولا هواشناسی از قبل هشدارهایی می دهد و اعلام می کند وقوع این نوع حوادث مانند سیل یا برف اجتناب ناپذیر است و احتمالش خیلی بالاست. در این شرایط انتظار می رود که حوزه مدیریت شهری به گونه ای عمل کند که سرعت عمل داشته باشد و آمدن برف یا باران شدید خلل جدی در کارها و تردد ایجاد نکند. این نکته محدود به اتفاقات شب گذشته و امروز نیست. در دوره های قبل هم مدیریت بحران عقب تر از این شرایط بوده است؛ امری که ممکن است نارضایتی ایجاد کند و اعتماد مردم به مدیریت شهری برای اعمال مدیریت بحران را ضعیف کند. نمونه اش حادثه ساختمان پلاسکو بود. پلاسکو در تهران نمونه ای از اعمال مدیریت بحران بود که الان که یک سال از آن زمان گذشته، نارضایتی از چگونگی مدیریت حادثه پلاسکو همچنان در جامعه وجود دارد. فراموش نکنیم که مدیریت شهری بدون جلب اعتماد و رضایت مردم، امکان جلب مشارکت مردم برای اعمال هوشمندانه تر مدیریت شهری در حوزه های مختلف را ندارد. انتظار این است که در این حوزه شهرداری و شورای شهر هم تصمیم های سیاست گذاری مناسبی اتخاذ کنند و هم برنامه های اجرائی مناسبی داشته باشند تا رضایت بیشتر مردم را با ارائه خدمات به موقع به ویژه در شرایط بحران جلب کنند. اگر مدیریت شهری بتواند بستری را فراهم کند که مردم در محلات این توانمندی ها را به دست آورند، کمک می کند که در چنین شرایطی مردم هم کنار مدیران و مسئولان شهری باشند، وابستگی کمتر به حضور مسئولان مدیریت شهری داشته باشند و خود بتوانند برای اعمال بهتر مدیریت بحران در چارچوب سیاست های مدیریت شهری مشارکت کنند. تقویت این ظرفیت و توانمندسازی مردم در این عرصه می تواند بسیار ماندگار باشد. اگر بحرانی اتفاق بیفتد و با تمام تلاش آن را مدیریت کنیم، باز هم در بحران دیگر باید به همین میزان انرژی بگذاریم، اما اگر مردم را تقویت و توانمند کنیم، هر زمان که بحرانی ایجاد شود، این توانمندی مردم به کار خواهد آمد و به صرفه جویی در زمان و هزینه و نیروی انسانی کمک خواهد کرد تا مدیریت شهری از این ظرفیت مردمی استفاده کند و در کوتاه ترین زمان ممکن مدیریت بهینه را به عمل بیاورد.

    * رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

    روزنامه شرق ، شماره 3073 به تاریخ 9/11/96، صفحه 16 (روزنامه فردا

لینک کوتاه به این مطلب:

     
 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/11/11

تعیین‌کننده‌های اجتماعی لازمه ایجاد امنیت

حسن موسوی چلک*

در دنیایی زندگی می‌کنیم که فضای مجازی جزو لاینفک آن محسوب می‌شود. با نوآوری‌هایی که در بخش‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری انجام می‌شود، مسیر دسترسی به اطلاعات، سرعت ارائه خدمات و مولفه‌های دیگری مثل ارزان‌بودن هم دارد. طبیعتا در دنیای کنونی، فضای مجازی در عرصه‌های مختلف کار را برای مردم آسان‌تر کرده است. البته این به منزله ندیدن نقاط منفی‌اش نیست. مثلا همین الان خیلی از کارهای اداری را از طریق این شبکه‌ها انجام می‌دهیم. ثبت‌نام کنکور، یارانه و انجام کارهای بانکی از این طریق است. درواقع این یک فرصت و ظرفیتی است که ایجادشده و نمی‌توان با این ظرفیت جنگید؛ یعنی با رویکرد سلبی نمی‌توان مردم را از دسترسی به این بخش منع کرد. منع آن نه‌تنها کمک‌کننده نخواهد بود بلکه مردم تحریک می‌شوند تا از راه‌های دیگر به این شبکه‌ها دسترسی پیدا کنند. در حال حاضر خیلی از کاربران با فیلترشکن کارهایشان را انجام می‌دهند. شاید به‌صورت مقطعی دسترسی مردم به اطلاعات محدودتر شود اما اتفاقا خود این کار یعنی وقتی محدودیت ایجاد می‌کنیم این سوال را ایجاد می‌کند که مگر چه خبر است و از چه چیزی نگرانی وجود دارد؟ و همین باعث می‌شود راه‌های دیگری را برای به‌دست آوردن اطلاعات در این بخش پیدا کنند و مراجع رسمی انعکاس اخبار و اطلاعات ایران کمتر مورد اعتماد واقع شوند و نتیجه معکوس دارد. لذا نمی‌توان با شبکه‌های اجتماعی جنگید. این درحالی است که روسای جمهور و وزرای کشورهای مختلف هم از شبکه‌های اجتماعی استفاد می‌کنند. در بحث برجام به یاد داریم دکتر ظریف لحظه‌به‌لحظه توئیت می‌کرد و مردم را در جریان مذاکرات قرار می‌داد. دنیا، دنیای فناوری است و دنیایی است که با استفاده از این ظرفیت، سرعت ارتباطاتمان را گسترش می‌دهیم و تقویت می‌کنیم. لذا وقتی فیلتر می‌کنیم، خود این یعنی تقویت نگاه امنیتی. حتی اگر کشورهای دیگر هم این کار را کرده باشند، گاهی مواقع برای اینکه خودمان را قانع کنیم؛ می‌گوییم مثلا انگلیس هم این کار را کرد، اما این اتفاق هر جای دنیا که باشد این پیام را دارد که مگر قرار است چه چیزی پنهان شود که فیلتر شدید شده؟ هرچند وزیر ارتباطات هم از جهت اختلال در کسب‌و‌کار کاربرانی که از این شبکه‌ها استفاده می‌کنند، عذرخواهی کرده و قول مذاکرات در جهت رفع این مشکل را داده اما توجه به این نکته ضروری است که این فناوری‌ها ساخته فکر انسان است و مثل هر سازه‌ای ضد آن هم ساخته می‌شود. سیاستمداران ما تعیین‌کننده‌های اجتماعی برای ایجاد امنیت و توسعه اقتصادی را همیشه فراموش می‌کنند. با پژوهش‌هایی که درباره سرمایه اجتماعی انجام داده‌ایم، روشن شد که وضعیت ما چندان مطلوب نیست. اما آقایان نمی‌خواهند تعیین‌کننده‌های اجتماعی را باور کنند. الان خود آقای رئیس‌جمهور یا رئیس مجلس با چند نخبه اجتماعی ارتباط دارند. باید مطالبات اجتماعی مردم شنیده شود نه اینکه با نشنیدن عمق نارضایتی بیشتر شود و آن وقت وقتی سر باز می‌کند مثل عفونتی است که آن را می‌بینیم و کار خودش را می‌کند. در همین جامعه کدام مدیر اجتماعی به آقایان هشدار داده است؟ برای اینکه دائما مدیر اقتصادی و سیاسی می‌گذاریم. این درحالی است که در حوزه اجتماعی یک مدیر با دانش اجتماعی پیدا نمی‌کنیم. اتفاقا اینها اشتباهات استراتژیکی است که ما داریم انجام می‌دهیم و نتیجه این اشتباهات و گذاشتن مدیران ناکارآمد در حوزه اجتماعی نمی‌تواند مدیریت سیاسی و امنیتی را کمک کند که به موقع شناسایی و دخالت کند. ما روی این بخش کار نکرده‌ایم. باور کنید حتی اگر بخواهیم توسعه اقتصادی و امنیت اجتماعی پایدار داشته باشیم، باید سرمایه اجتماعی را بالا ببریم. شما در شاخص‌ها نگاه کنید که سطح اعتماد به دولت البته دولت نه‌فقط به معنای قوه مجریه چقدر است؟ مدیر سیاسی می‌گذاریم که فاقد تخصص لازم است و فکر می‌کنیم که همه چیز گل و بلبل است اما نیست. مطالبات اجتماعی ما مطالبات واحده‌ای نیست. این مطالبات مانده از قبل است ولی ما نخواستیم این صدا را بشنویم چون فکر می‌کنیم هرچه اقتصاددانان می‌گویند درست است! اما اقتصاد یک بخش کار است. آیا همه اینها که به خیابان آمده‌اند، مطالبه اقتصادی دارند؟ خیر، اینها مطالبات و خواسته‌های نهفته شده است و شما نخواستید اینها شنیده شود. مگر می‌شود مطالبات اجتماعی را بی‌پاسخ گذاشت؟ به‌نظرم باید اجازه داد مطالبات اجتماعی مردم مطرح شود و با مردم شفاف‌تر و صادق‌تر باشیم. نباید همه تیترهایمان «اغتشاشگر» باشد. نباید به کسی که مطالبات اقتصادی داد اغتشاشگر گفت که واکنش تندتری از خود نشان دهد. باور کنید برخی از این معترضان مطالبه دارند. البته قطعا برخی منتظر فرصت سوء استفاده هستند ولی قبول کنیم که همه اینها اغتشاشگر نیستند. وقتی برخورد شفافی با مفسدان اقتصادی نمی‌شود، بی‌اعتمادی ایجاد می‌شود. مگر ما همان مردمی نبودیم که اگر یک شهید می‌دادیم، پیشانی فرزند را می‌بستیم و روانه جبهه می‌کردیم؟ هیچ مطالبه‌ای هم نداشتیم. در هر حوزه‌ای که اعتماد اجتماعی پایین می‌آید، مدیریت سخت و دشوار می‌شود. به‌نظرم دولتمردان ما نمی‌خواهند این صداها را بشنوند، چون اطرافشان پر از آدم‌هایی است که تفکر صرف اقتصادی دارند. نتیجه هم همین می‌شود که شد. ما می‌خواستیم 9 دی برگزار کنیم که وحدت ملی اتفاق بیفتد اما نمی‌دانیم که سال بعد 9 دی را جشن بگیریم یا نگیریم؟ نباید اجازه دهیم که هر کسی در هر استانی هرچه فکر می‌کند درست است را انجام دهد. در مشهد چه اتفاقی افتاد؟ از موضوع کنسرت در نظر بگیرید تا الان که از مشهد شروع شد. ما اگر با جناح سیاسی حاکم در قوه مجریه به هر دلیلی مخالفت داریم به این منزله نیست که منافع ملی را فدا کنیم. ما باید به بلوغ سیاسی برسیم و در این میان منافع ملی مهم است. ما نباید اجازه دهیم هیچ‌کس در هیچ‌منصب و در هیچ‌زمان و منطقه‌ای، منافع و امنیت ملی را فدای خواسته‌های فردی و جناحی و سیاسی خود بکند حتی اگر قدرت دارد. جامعه را نمی‌شناسند و با مطالبات و خواسته‌های مردم فاصله دارند. ما حوزه اجتماعی و مطالبات اجتماعی را شوخی می‌گیریم درحالی که این مطالبات بدین صورت سر باز می‌زند. باید صادقانه با مردم حرف زد. مردم که دنبال انقلاب نیستند. آنها یکسری مطالبات نهفته دارند که خسته شده‌اند. از داستان تکراری اختلاس‌ها و تبعیض‌ها و حقوق‌های آن‌چنانی به تنگ آمده‌اند. نتیجه هم این می‌شود که آب که از سر بگذرد، چه یک وجب و چه صد وجب. به هر صورت دیوار اعتماد که ترک بردارد به‌راحتی ترمیم نمی‌شود ضمن اینکه در آن سوی مرزها هم بستر را مناسب می‌بینند و بهره‌برداری‌های خود را می‌کنند. ترامپ توئیت می‌کند، عربستان پول می‌دهد و...

* رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه آرمان/ کد خبر: ۲۰۹۱۸۸ | تاریخ : ۱۳۹۶/۱۰/۱۴ - شماره: 3508

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/10/15
نقش ناامیدی در بروز مشکلات اجتماعی
سیدحسن موسوی‌چلک- رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران

اتفاقی که در چند روز اخیر افتاده، از چند زاویه قابل بررسی است. یکی از نکات مهم به نظر من مؤلفه‌های اجتماعی یا ابعاد اجتماعی مسئله است. درواقع مطالبه‌گری اجتماعی مردم یک مسئله است. گرچه مبنا در ابتدا تقاضا‌های اقتصادی بود، اما بعد ابعاد اجتماعی آن پررنگ‌تر شد. این نشان می‌داد که مردم می‌خواستند مطالبه‌گری را تمرین کنند. بحث بعدی، بحث اعتماد بود. هرچه در جامعه شفافیت بیشتری داشته باشیم، اعتماد بیشتری در آن خواهد بود. افزایش اعتماد می‌تواند فرصتی برای ایجاد امنیت برای جامعه باشد، چون در سایه اعتماد است که مشارکت صورت می‌گیرد. نکته بعدی، روش مطالبه‌گری بود. آیا ما باید با دعوا مطالبه‌گری کنیم یا با شکل‌های دیگر هم امکان‌پذیر است. به‌نظر من روشی که انتخاب شده، روشی است که پیامدهای منفی مانند تخریب اموال عمومی در آن خیلی زیاد بوده، بنابراین واکنش‌ها نسبت به تخریب اموال عمومی بیشتر به چشم آمده است. بحث بعدی اینکه در این‌گونه حوادث اگر گوش شنوایی داشته باشیم و راه‌های پیگیری حقوق شهروندی مشخص و نهادینه شده باشد و مسئولان، هم شنونده و هم پاسخ‌گو باشند، شاید کار به اینجا نمی‌کشید که مردم مطالبات خود را کف خیابان اعلام کنند. این پیامی مشخص دارد؛ اینکه برخی مدیران ما معمولا علاقه‌مند به پاسخ‌گویی نیستند. بحث بعدی هم اطمینان است. اگر مردم به اجرای درست قوانین از سوی مسئولان اطمینان داشته باشند، قطعا به این شکل طرح دعوا نمی‌کنند و این عدم اطمینان باعث می‌شود که مردم رفتارهای دیگری را به‌جای رفتار‌های از مجاری قانونی در پیش بگیرند. گرچه در این فرایند بخشی از واقعیت‌ها گفته شد، اما سوء‌استفاده‌هایی نیز صورت گرفت که نمی‌توان منکر آن شد. به هر صورت مردم دردهایی دارند که اگر نخواهیم بشنویم، معلوم است که این دردها یک‌جا سر باز کرده و به بیرون درز خواهند کرد. از منظر مددکاری باید بگویم که بخشی از این مشکلات نتیجه ناامیدی است. ما مددکارها هم از این ناامیدی تأثیر می‌پذیریم. در جامعه‌ای که امید نباشد، هر اتفاقی ممکن است بیفتد. همچنین فقر مطرح است که ارتباط مستقیم با معیشت دارد. بخش اصلی دغدغه مردم معیشت بود. اگر نتوانید فقر را مدیریت کنید، هر اتفاقی در جامعه ممکن است بیفتد. در مددکاری از موضوع فقر نیز تأثیر بسیار می‌پذیریم. جامعه‌ای که در آن رفاه باشد، قطعا آسیب‌های اجتماعی کمتر و ا‌عتراض‌های اجتماعی کمتری دارد. جامعه‌ای که در آن پویایی اجتماعی وجود دارد و مطالبه‌گری اجتماعی نهادینه شده است، مشکلات اجتماعی در آن کمتر خواهد بود. 

مسئله مهم دیگر از منظر حرفه مددکاری، مناطق حاشیه‌نشین است. هرچقدر در این نوع سکونتگاه‌ها کار کنیم و مردم را امیدوارتر کنیم، کمتر شاهد این نوع پیامدهای اجتماعی در جامعه خواهیم بود. یکی از مؤلفه‌ها در شهر مشهد این بود که بخش بزرگی از مردم در این ناآرامی‌ها ساکن سکونتگاه‌های غیررسمی یا حاشیه‌نشین بودند و مناطقی که کمتر به رفاه آنها توجه شده بود. نهادینه‌شدن بی‌اعتمادی، عوارضی اجتماعی را به دنبال خواهد داشت که اوضاع اجتماعی، سیاسی و امنیتی از آن تأثیر می‌گیرد و مددکاری اجتماعی نیز قطعا از آن تأثیر منفی می‌پذیرد.

منبع: روزنامه شرق/14 دی 96





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/10/15

پیام تقدیر رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران به مناسبت برگزاری اولین کنگره بین المللی ۶۰ سال مددکاری اجتماعی در ایران

به نام خدایی که در این نزدیکی است”

“همه شما در این اتفاق تاریخی مددکاری اجتماعی سهیم هستید”

خدای بزرگ را شاکرم که توفیق داد تا اولین کنگره بین المللی ۶۰ سال مددکاری اجتماعی در ایران در تاریخ های ۲۷ و ۲۸ آذرماه ۱۳۹۶ با حضور دبیرکل فدراسیون بین المللی مددکاران اجتماعی؛رییس منطقه آسیا و اقیانوسیه،معاون اروپا و نماینده فدراسیون در سازمان ملل و مسوولین و اعضا انجمن های کشور های محتلف و اساتید بزرگ مددکاری اجتماعی و مسوولین،اساتید، پیسکسوتان و اعضا انجمن مددکاران اجتماعی ایران را در تهران با شکوه هر چه تمام تر برگزار نماییم.بدون شک همراهی و همکاری ارزنده دستگاه های مختلف دولتی و غیردولتی و حضور بی سابقه و پرشور مددکاران اجتماعی داخلی و میهمانان خارجی در بالاترین سطوح مسوولیتی در حوزه مددکاری اجتماعی در جهان و تلاش ستودنی اعضا هیات مدیره  و داوطلبین فعال و اصحاب رسانه، تنوع برنامه ها و کیفیت مطالب ارایه شده در دو روز برگزاری کنکره موجب شد تا این اتفاق خوب و بی نظیر بعد از ۶۰ سال در ایران عزیز اسلامی بیفتد.مستند سازی اقدامات ۶۰ سال گذشته و تولید دانش در حوزه مددکاری اجتماعی و ترسیم چشم انداز بیست سال آینده مددکاری اجتماعی در ایران و تجلیل از مددکاران اجتماعی و مدیران موثر در حوزه های قضایی،انتظامی،سیاسی،اجتماعی،فرهنگی و انعقاد تفام نامه با ۹ انجمن از ۸ کشور و بازدید میدانی میهمانان خارجی از فعالیت های مددکاران اجتماعی و … موجب شده تا نگاه جامعه جهانی به ظرفیت های مددکاری اجتماعی در ایران تغییر کند.اگر قبل از کنگره بیشتر از طریق گزارش های مکتوب انجمن با فعالیت های مددکاری اجتماعی در ایران آشنا بودند ولی این کنگره و برنامه های جانبی  آن  و ارتباط با مسوولین و مددکاران اجتماعی موجب شد تا شناخت آنها بصورت عینی و عملی عمیق تر شود بگونه ایی که بارها اعلام کردند که ظرفیت مددکاری اجتماعی ایران بیش از آن چیزی است که می شناختند و حتی دبیر کل فدراسیون اعلام کردند که “فدراسیون بدون ایرانی جهانی نمی شد” و بسیاری از میهمانان نیز به نوعی ابراز تعجب و تحیر می کردند.البته اگر هوشمند باشیم نباید به این نکات بسنده کنیم و فقط دلخوش به شیرینی های برگزاری کنگره باشیم.گر چه برای یک تشکل غیردولتی برگزاری چنین کنگره ایی با شکوه و منظم خود موفقیت بزرگی محسوب می شود ولی موفقیت واقعی زمانی است که در تولید دانش، سیاستگذاری و …. در جهان هم آثار ماندگار بر جای بگذاریم در غیر این صورت فقط خاطره ایی ثبت کردیم.

حال که ابن کنگره به پایان رسید لازم می دانم از همه کسانی که به شکل های مختلف در برگزاری همکاری کردند، حضور پیدا کردند و حتی کسانی که حضور پیدا نکردند ولی در حوزه مددکاری اجتماعی کشور تاثیر گذار بودند، سپاسگزاری نمایم(اجازه دهید به دلیل تعداد زیاد از کسی ذکر نام نکنم) و بابت همکاری و تاثیر گذاری ارزنده شان،  با افتخارجلوی شان سر تعظیم فرود بیاورم.

با این امید که بتوانیم بیش از پیش نقش مددکاران اجتماعی را در “ارتقاء مستمر کیفیت زندگی” و ” توسعه شاخص های اجتماعی” بشناسیم تا مردم در کره خاکی “به زیستن اجتماعی”را تجربه کنند.انشاءا…

سید حسن موسوی چلک

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران و دبیر علمی کنگره





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/10/11
درس‌آموخته‌هایی از زلزله بم

اما در زمان زلزله، خیلی‌ها برای كمك به بم آمده بودند كه مهارت كافی برای این كار را نداشتند. نیت‌شان خیر بود اما فقدان مهارت كافی باعث شده بود كه گاهی اوقات حتی مزاحم كارهای حمایتی و امدادی شوند. حضور پر شمار این افراد نه تنها در بسیاری اوقات كمكی به مدیریت پس از بحران نكرد بلكه خیلی جاها مدیریت این افراد موجب دردسر مسوولان شده بود. یكی دیگر از نكاتی كه در بم خودش را نشان داد؛ مساله ناهماهنگی بین دستگاه‌های اجرایی بود. ضعف مدیریت بحران و فقدان برنامه‌ریزی بین‌بخشی كاملا احساس می‌شد. البته در منطقه «بروات» آشفتگی مدیریتی به دلیل حضور نیروهای ارتش كمتر بود. فعالیت‌های امداد و نجات از ناهماهنگی و موازی‌كاری شدید رنج می‌برد. برای مثال هر سازمانی برای خودش كمك‌رسانی می‌كرد و باعث شده بود برخی حادثه‌دیدگان چند بار كمك دریافت كنند و كسانی دیگر اصلا كمك دریافت نكنند یا كمك كمتری دریافت كنند. در بم كمبود اعتماد مردم به نهادهای قانونی كمك‌كننده موجب شده بود هر كسی برای كمك، خودش دست به كار شود. یعنی همان اتفاقی كه در كرمانشاه تكرار شد. در حالی كه گاهی نرفتن ما به صحنه حادثه بیشتر كمك‌كننده است تا حضورمان.

همه مات بحران شده بودند. مدیریت سوگ در بحران مساله‌ای كاملا تخصصی است كه باید با استفاده از شیوه‌های علمی به افراد آسیب‌دیده كمك شود تا از نظر روانی تخلیه شوند و بتوانند از این وضعیت عبور كنند. 

در بخش پایانی باید یادآور شوم كه در زلزله بم بیشتر روی ساخت وساز فیزیكی كار انجام شد و به پیامدهای اجتماعی بی‌توجهی صورت گرفت. كلیت كار این است كه هنوز نمی‌دانیم در زمان وقوع بحران در چه زمانی باید چه خدمتی را ارایه كنیم.

روزنامه اعتماد/5 دی ماه 96


تجربیاتم را مستند كردم. بلافاصله گزارش مفصلی برای مسوولان مرتبط تهیه كردم و هنوز هم آن گزارش را دارم. اما عموما اینگونه نیست كه تجربیات‌مان را ثبت كنیم. تكرار اشتباهات مشابه در سوانح مشابه كم نداریم. گرچه مقداری امدادرسانی منظم‌تر شد اما اگر به طور دقیق نگاه كنیم، ما از تجربه‌های‌مان درس نمی‌گیریم. همان اشتباهات را در حوادث بعدی تكرار می‌كنیم. چنان كه در كرمانشاه و ورزقان هم با وجود نظم بهتر باز هم همان اشتباهات تكرار شد.


رییس انجمن مددكاران اجتماعی ایران





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/10/6
سیدحسن موسوی‌ چلک در روزنامه شرق نوشت: موضوعی که در کشور با آن مواجه هستیم، فقر است که هیچ‌کس در هیچ جناحی نمی‌تواند بر آن سرپوش بگذارد. این موضوع در عرصه‌های مختلف زندگی افراد آثار خود را نشان می‌دهد. با توجه به شرایط اقتصادی کشور و نگرانی‌های مردم و مسئولان در این حوزه، موضوع فقر به مراتب جدی‌تر از قبل مورد توجه مسئولان قرار گرفته است.
امتیاز خبر: 90 از 100 تعداد رای دهندگان 4084
سیدحسن موسوی‌ چلک در روزنامه شرق نوشت: موضوعی که در کشور با آن مواجه هستیم، فقر است که هیچ‌کس در هیچ جناحی نمی‌تواند بر آن سرپوش بگذارد. این موضوع در عرصه‌های مختلف زندگی افراد آثار خود را نشان می‌دهد. با توجه به شرایط اقتصادی کشور و نگرانی‌های مردم و مسئولان در این حوزه، موضوع فقر به مراتب جدی‌تر از قبل مورد توجه مسئولان قرار گرفته است.
 
علت توجه این است که گسترش فقر ممكن است به شکل‌های مختلف زمینه نارضایتی از مدیریت کشور را به دنبال داشته باشد. در چنین شرایطی، هر اقدامی که منجر به افزایش هزینه‌های مردم شود، به نوعی ممکن است زمینه نارضایتی مردم را بیشتر کند که خود این نارضایتی با امنیت هم ارتباط بسیار تنگاتنگی دارد. بنابراین همه دولت‌ها تلاش می‌کنند که این نارضایتی کمتر شود.

افزایش قیمت یک قلم کالا در طول چند سال شاید روندی طبیعی باشد. در چند سال گذشته افزایش قیمت نان نداشتیم ولی گاهی اوقات این افزایش اگر در زمانی نامناسب انجام شود، ممکن است عوارض به‌مراتب شدیدتری داشته باشد. نگاه‌های سیاسی هم بالاخره وجود دارد و خواه و ناخواه این نگاه‌ها می‌تواند به مدیریت کشور ضربه بزند و طبیعتا برای اینکه نارضایتی کمتر شود، دولت باید تصمیم بگیرد که یارانه را در این بخش افزایش بدهد یا تصمیم بگیرد قیمت را افزایش بدهد. در مواقعی هر دو کار را با هم انجام می‌دهد و قیمت را کمتر افزایش می‌دهد، اما واقعیت این است که امروز موضوع فقر و نگرانی‌های ناشی از آن در حوزه اقتصاد یک نگرانی جدی است. دولت تلاش می‌کند با تدبیر در این شرایط کاری کند که به مردم کمتر فشار بیاید؛ با وجود آنکه شرایط اقتصادی خوبی نداریم، تهدیدهای بیرون از کشور را داریم و دولت باید صندوقش را حفظ کند تا بتواند پشتوانه‌ای برای کشور در شرایط بحران باشد.
چون مردم هر روز با نان سروکار دارند و نان ممکن است بیشترین بخش مواد غذایی خانواده‌های فقیر را دربر بگیرد، حساسیت به این موضوع بیشتر است. برای خروج از این مشکل یا باید منابع تزریق شود یا افزایش قیمت داده شود.
 
در هر جامعه‌ای معمولا هر چقدر مردم شرایط را بهتر درک کنند، با مدیریت کلان کشور در این حوزه همراهی و همکاری بیشتری خواهند داشت؛ بنابراین اعتماد مردم به حاکمیت، همراهی آنها را در این بخش بیشتر خواهد کرد. در شرایط سخت مردم یاد می‌گیرند که بتوانند فشارها و سختی‌ها را تحمل کنند و مدیریت بحران انجام دهند که این تاب‌آوری اجتماعی موضوعی بسیار جدی است.
 
شاید دولت بتواند در قالب یارانه‌های پرداختی بخشی از فشار را بر مردم کمتر کند اما به‌نظر من با توجه به پرداختی‌های مستمر بر دوش دولت، این کار مقداری دشوار است، بنابراین امکان اینکه از ذخایر و صندوق‌ها برای پوشش آن استفاده شود، زیاد نخواهد بود. هر کشوری که بخواهد در حوزه اقتصاد از چرخه بحران خارج شود، بیش از هر چیز تاب‌آوری اجتماعی است که به آن کمک می‌کند.
منبع: روزنامه شرق/9 آذر 96




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/09/10

سلامت نیوز - یکی از نیازهای افراد یک جامعه استفاده از متخصصان و افراد حرفه ای برای پاسخگویی به نیازها و مشکلاتی است که در زندگی گاهی اوقات با آن مواجه هستند. این مشکلات می تواند در حوزه های شغلی، خانوادگی، تحصیلی و حوزه های دیگری وجود داشته باشد.

به گزارش سلامت نیوز، فرهیختگان نوشت: یکی از حوزه هایی که نیاز داریم از ظرفیت متخصصان در آن استفاده کنیم، حوزه سلامت روانی و اجتماعی است. زمانی که برای ارتقای سلامت روانی و اجتماعی خودمان دانش و مهارت کافی نداشته باشیم نیاز به روانشناس، جامعه شناس، روانپزشک و... داریم. گاهی برای حل مشکل یا تعارضات نیاز داریم از ظرفیت های آنها استفاده کنیم. همان طور که وقتی ماشین مان خراب می شود سراغ مکانیک می رویم، فارغ از اینکه در حوزه خودمان نخبه هستیم.

آمارهای وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کشور نشان می دهد به ازای هر چهار نفر یک نفر مبتلا به اختلال روانی است؛ یعنی ۲۵ درصد و یک چهارم جمعیت ما از اختلال روان رنج می برند.

زندگی امروزه به گونه ای است که همه افراد استرس و اضطراب های زیادی را طی شبانه روز تجربه می کنند. افراد تنهاتر از قبل هستند و روابط عاطفی بین افراد کمرنگ تر شده است. فاصله ها بیشتر شده و ساختار خانواده تغییر کرده است. دیگر چتر حمایتی خانواده مانند گذشته نیست و تکنولوژی های روز هم به این موضوع دامن می زند؛ به همین خاطر در این موقعیت است که بیش از هر وقت دیگری افراد نیازمند بهره گیری از متخصصان در حوزه سلامت روانی و اجتماعی هستند تا شاخص سلامت روانی را ارتقا دهند.

اگر فردی که در حل تعارضات زندگی با مشکل روبه رو شده نتواند از متخصصان کمک بگیرد مشکل ساده او ممکن است به اختلالی مزمن تبدیل شود که سایر نقش های اجتماعی وی را نیز تحت الشعاع قرار دهد.

بهره گیری از روانشناسان و روانکاوان برای بالابردن و ارتقای سلامت روان جامعه باید بیش از قبل نهادینه شود. باید دید منفی به افرادی که به روانشناس یا روانپزشک مراجعه می کنند در جامعه از بین برود و این مهم با کار گروهی میسر می شود.

غیر از اینکه بسیاری از افراد جامعه به خاطر ترس از برچسب خوردن حاضر به مراجعه به روانشناس یا روانپزشک نیستند، به نظر می رسد ویزیت های گران قیمت این متخصصان نیز سدی برای افرادی است که حاضر هستند از کمک متخصصان بهره مند شوند. بسترسازی مناسب برای استفاده از ظرفیت های بیمه ای برای دریافت کمک های روانشناسان نیز می تواند مردم را تشویق به استفاده از این ظرفیت ها کند.

وقتی در جامعه یک نفر نمی تواند با غم و شادی به درستی برخورد کند، خشم خود را کنترل کرده یا در روابط با دیگران مشکل دارد، نیازمند کمک یک متخصص است. اینجاست که این فرد باید به این آگاهی رسیده باشد که برای رسیدن به زندگی با کیفیت تر لازم است به یک متخصص در حوزه سلامت روان مراجعه کند. اما وقتی در جامعه به کسی که به متخصص حوزه سلامت روان مراجعه می کند انگ بیمار روانی یا دیوانه زده می شود، وی از این مراجعه خودداری می کند.

انگ زدایی از اختلالات روانی موضوعی است که باید در رسانه ها، آموزش و پرورش، دانشگاه ها و متخصصان حوزه روان به آن پرداخته شود. اختلالات روانی موضوعی است که باید به آن توجه شود. اگر به کسی که نیازمند خدمات روانی است به موقع کمک داده نشود، ممکن است به یک بیماری روانی مزمن تبدیل شود. امروزه حتی بیماران روانی مزمن نیز در جامعه زندگی می کنند و تعداد معدودی از بیماران هستند که لازم است در مراکز خاصی نگهداری شوند اما ترس مردم و دید منفی به این موضوع مانع مراجعه به موقع آنها به متخصصان روان می شود.

متاسفانه در جامعه توجه به سلامت روان در سبد خانوار جایگاهی ندارد و امروزه نیازمند نگاه ویژه به این موضوع مهم هستیم. باید این نگاه که هر اختلال روانی برابر با دیوانگی است از ذهن ها پاک شود و روانشناسان یا روانپزشکان نیز باید برای تقلیل این نگاه منفی راهکارهایی را در نظر بگیرند.

* حسن موسوی چلک
رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران
منبع: روزنامه فرهیختگان/4 آذر 96




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/09/5

روز مازندران و تیرما سیزده شو» در برج آزادی تهران گرامی داشته شد

نامگذاری ایام به مناسبت های خاص فرصتی مناسب برای معرفی بیشتر مرتبط با آن مناسبت در هر جامعه محسوب می شود.از جمله این مناسبت ها روز مازندران مصادف با ۱۴ آبان ماه است که با توجه به بیعت  علویان توسط حسن بن زید علوی در سال ۲۵۰ هجری- قمری در روستای سعیدآباد رویان این روز در شورای فرهنگ عمومی استان در سال ۱۳۷۸ تصویب و نامگذاری شده است. ضمن این که روز ۱۳ آبان هم جشن تیرگان یا «سیزده تیرما شو»  است.به همین بهانه امسال هم در تهران مراسم آیینی این مناسبت روز دوشنبه مورخ ۱۵ آبان ۱۳۹۶ در برج آزادی تهران گرامی داشته شد. برنامه ها نیز باتوجه به قرار گرفتن در ماه صفر  برنامه ریزی و اجرا شد.

آنچه در پی می آید گزارشی کوتاه از برنامه های این مراسم آیینی است.

پخش کلیپی از شهرستان های استان مازندران و ویژگی ها و ظرفیت های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی بخش  اول برنامه بود که حال و هوای فضای مازندران را در سالن  ایجاد کرد.

با توجه به ا ین که در سال جاری  بمدت یک هفته در استان مازندران هم برنامه های مختلفی  اجرا شده بود آقای دکتر حسن پور گزارشی کوتاه از این برنامه ها ارایه کرد.

شعر خوانی توسط خانم لیلا احمدی بخش دیگر این برنامه بود.

پخش کلیپ مازندران با صدای استاد علی امیرقاسمی و شعر زیبای فردوسی  در خصوص این استان« که مازندران شهر ما یاد باد و …» نیز فضای با نشاطی را ایجاد کرد.

امیری خوانی توسط یونس جعفری به همراه گروه پارپیرار بخش دیگر این مراسم بود.

شعر خوانی آقای میگونی بخش دیگر بود.

فاضل جمشیدی هم در سخنانی کوتاه در باره اهمیت برگزاری این مراسم  مطالبی ارایه کرد.

کلیپ تیرما سیزده شو هم در این مراسم پخش شد که در نوع خود بسیار جالب و قشنگ بود.

لال لال شو که از آیین های تیرما سیزده شو بود هم اجرا شد که برای بسیاری از افراد تجدید خاطره ایی بود از این آیین.

با توجه به مناسبت مذهبی این ایام اجرای برنامه عزاداری « عباس خوانی» و سینه زنی با توسط آقای رضا دیوسالار و گروه حال و هوای خاصی در سالن ایجاد کرد.

اجرای برنامه آوازی  حماسی و نمایشی « آرش کمانگیر» توسط استاد علی امیر قاسمی به همراره آرمان طالبی( در نقش آرش) و گروه موسیقی بسیار مورد توجه قرار گرفت.

فهیمه محمودی هم دو قطعه شعر زیبا خواند و مورد تشویق حاضرین در سالن قرار گرفت.

شاهنامه خوانی توسط آقای معجونی از نقالان وشاهنامه خوانان معروف کشور بخش دیگر مراسم بود که با توجه به جایگاه مازندران در شاهنامه و اجرای بسیاز زیبای ایشان بار ها و بار ها مورد تشویق شرکت کنندگان قرار گرفت.

فرهود جلالی کندلوسی مدیرعامل موسسه فرهنگی هنری پارپیرار که این مراسم هم به همت این موسسه با همکاری بنیاد رودکی، مدیریت برج آزادی تهران، انجمن های مارندرانی تلارپی، سوادکوهی ها، سادواک، کانون توسعه امیرکلا، ستاد بزرگداشت روز مازندران، همیاران پارپیرار و .. علاقمندان به عرصه فرهنگ و هنر مازندران برگزار شد، با سخنانی کوتاه اما نغز  و پر معنا و قابل تامل مثل همیشه در کنار شعر خوانی در رابطه با مازندران بخش دیگر این مراسم بود که به دفعات تشویق حاضرین را پی داشت.

پایان بخش مراسم اجرای موسیقی امیری خوانی با ذکر یادی از پیامبر اکرم(ص)  و مضامین عرفانی و دینی به سرپرستی آقای رضا دیوسالار از گروه پارپیرار بود که تجدید خاطره ایی بود برای همه و دلنشین .چون مازندرانی ها با امیری رابطه بسیار خوبی داشتند و دارند وانشاء ا… خواهند داشت.

در پایان از همه کسانی که در برگزاری این مراسم مشارکت وهمکاری کردند و همه کسانی که حضور داشتند سپاسگزاری می کنم.امیدوارم که بتوانیم در حد بضاعت بیش از پیش با تقویت هویت فرهنگی زمینه ایجاد نشاط و پویایی و سلامت اجتماعی را در جامعه فراهم  کنیم.فراموش نکنیم که اگر هریک از ما در پاسداشت وحفظ و ترویج میراث مادی و معنوی خود تلاش نکنیم به مرور زمان این میراث فراموش خواهند شد.

 

سید حسن موسوی چلک

دبیر مراسم روز مازندران

عکس: محسن طاهری





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/08/16

مراکز مستقل ترک اعتیاد کودکان، کارایی ندارد

اجتماع > اجتماعی - سیدحسن موسوی‌چلک:
اعتیاد در کودکان موضوعی انکارناپذیر است و نباید به بهانه‌های واهی این موضوع را کمرنگ کنیم.

كودكان و نوجوانان معتاد نیز همانند سایر افراد معتاد نیازمند درمان هستند و باید پس از گذراندن مراحل درمان نیز آنها را رصد كرد تا دوباره به سمت اعتیاد نروند.

مدتی است كه خبرهایی مبنی بر ایجاد مراكز مختص ترك اعتیاد كودكان و نوجوانان مطرح و گفته می‌شود برای این بچه‌ها باید مراكزی جدا از مراكز بزرگسالان تدارك دیده شود تا بچه‌ها در آنجا اعتیاد خود را ترك كنند اما به‌نظر می‌رسد تاسیس مراكز مستقل ترك اعتیاد برای بچه‌ها چندان كار درستی نباشد و می‌توان برای ترك اعتیاد بچه‌ها از مراكز فعلی ترك اعتیاد استفاده كرد؛ البته برای این كار باید بخشی از مراكز را مستقلا به كودكان و نوجوانان معتاد اختصاص داد و آنها را از بزرگسالان جدا كرد.

ضمن اینكه تعداد بچه‌های معتاد در تمامی استان‌ها یكسان نیست و در برخی استان‌ها تعداد این بچه‌ها زیادتر و در برخی دیگر كمتر است و مثلا نمی‌شود برای تعداد انگشت‌شمار كودكان معتاد در یك استان هزینه ایجاد یك مركز ترك اعتیاد شبانه‌روزی با تعداد زیادی پرسنل را متقبل شد.

الان مراكز ترك اعتیاد دارای مجوزی كه وجود دارند می‌توانند با خدمات لازم و تخصصی اعتیاد كودكان و نوجوانان را ترك بدهند. پس راه‌اندازی مراكز مستقل برای ترك اعتیاد این افراد لزومی ندارد. چراكه این مراكز هزینه‌بر بوده و نیازمند وجود پرستار، مددكار، روانشناس و بهیار و... هستند كه باید برای ترك اعتیاد بچه‌ها آموزش‌های لازم را ببینند و وجود اینها در كنار وسایل و ابزاری كه باید در مراكز پیش‌بینی شود، ‌هزینه‌بر است.

در بین این بچه‌ها تعدادی هم هستند كه خانواده‌های بدسرپرست دارند یا بدون خانواده هستند كه این بچه‌ها باید بعد از ترك اعتیاد به مراكز بهزیستی سپرده شوند. الان مهم‌ترین موضوعی كه وجود دارد این است كه باید اعتیاد بچه‌ها را بپذیریم و بعد از ترك اعتیاد آنها را به حال خود رها نكنیم؛ چراكه میزان بازگشت افرادی كه اعتیاد خود را ترك می‌كنند به سمت مواد‌مخدر خیلی زیاد است و این بچه‌ها نیز اگر در ادامه ترك اعتیاد پشتیبانی نداشته باشند و مددكار و روانشناس آنها را تحت نظر نداشته باشد، دوباره به سمت اعتیاد كشیده می‌شوند و تمامی تلاش‌هایی كه برای ترك اعتیاد ‌آنها كشیده شده به هدر می‌رود.





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/08/16

 

همه در قبال کودک کار مسئولیم

سیدحسن موسوی‌چلک*

در مورد کودکان ذکر چند نکته ضروری است؛ نکته اول اینکه ما کودکان را باید حداقل به دو گروه تقسیم کنیم. نخست کودکان کار که اگر بخواهیم بحث کودکان کار را داشته باشیم، قانون کار مبنای بررسی ماست. کودکان کار خود به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ یک دسته کودکان کاری که زیر 15سال هستند و طبق قانون کار، کار بچه‌های زیر 15سال براساس ماده79 ممنوع است. باز طبق همین قانون کار در ماده80، 15 تا 18ساله‌ها کارگر نوجوان نامیده می‌شوند و درواقع ما کار کودکان 15 تا 18سال را به‌صورت رسمی پذیرفته‌ایم. ماده85 قانون کار هم مشخص کرده بچه‌هایی که مشمول ماده80 می‌شوند، یعنی بچه‌هایی که 15 تا 18‌ساله هستند، باید ساعت کار کمتری داشته باشند و کار به جسم و روحشان آسیب نزند. براساس مقابله‌نامه182 سازمان بین‌المللی کار که به امضای ایران هم رسید، کشورها متعهد شدند که منع مشاغل کودکان را تصویب کنند، یعنی مشاغلی که کودکان نباید اشتغال داشته باشند. این را هم دولت مصوب و ابلاغ کرد که کودکان چه کارهایی را نباید انجام دهند. پس ما گروهی از کودکان را داریم که کارگر نوجوانند و رسما می‌توانند کار کنند، اما از انجام برخی کارها منع شده‌اند. گروه دیگر کودکان خیابانی هستند. کودکانی که خانه‌شان در خیابان است. طبیعتا عوارض و پیامدهای کار برای این کودکان الزاما شبیه همدیگر نیست. نکته‌ای که در گزارش آقای قدیمی مبنی بر آزار 90‌درصد کودکان کار است، الزاما آزار جنسی نیست. این نکته که کارکردن در خیابان خود‌به‌خود عوارض دارد را منکر نیستیم. از تحقیر کردن گرفته تا کار زیادی کشیدن از آنها، آزار محسوب می‌شود. لذا اگر از این زاویه نگاه کنیم، 90‌درصد آزارها، جنسی نخواهد بود و به‌عنوان کسی که سال‌هاست در این حوزه کار کرده‌ام، این آمار را مورد تایید نمی‌دانم و به ‌نظرم باید کمی با دیده تردید به ‌این عدد نگاه کرد.

واقعیت این است که‌ این‌گونه باصراحت و بااطمینان صحبت کردن از این آمار سخت است و این عدد را به‌عنوان یک عدد واقعی نمی‌پذیرم. ما کودکانی را داریم که کار می‌کنند و هزینه‌های خانواده‌شان را تامین می‌کنند، ولی اینکه مورد اذیت واقع می‌شوند، یا به آنها توهین شود، از مصادیق آزار است. ولی اینکه 90‌درصد کودکان کار مورد آزار جنسی قرار بگیرند، عددی است که باید روی آن تامل کرد و بعید است منظور آقای قدیمی آزار جنسی کودکان باشد. ضمن اینکه با فرض خوشبینی احتمالا کسانی که شناسایی شده و به مراکز مراجعه کرده‌اند، به ‌این موضوع اشاره کرده باشند و این بدان‌معنا نیست که الزاما همه کودکان کار مشمول این نوع تجزیه و تحلیل آماری باشند. براساس آیین‌نامه ساماندهی کودکان خیابانی که سال84 در هیات دولت مصوب شد، 13سازمان مسئولیت دارند. مدیریت آن با بهزیستی است، ولی کمیته امداد، دادگستری، علوم پزشکی، آموزش‌وپرورش، شهرداری، فرمانداری و... مسئولیت‌هایی را برعهده دارند که در آیین‌نامه مشخص شده و براساس آن وظایف هر دستگاه هم کاملا مشخص شده است و هیچ ‌مورد غیرشفافی هم وجود ندارد. بیمه سلامت فعلی، فنی و حرفه‌ای و حتی سیستم قضائی، در قبال این گروه کودکان مسئولیت دارند. نکته قابل توجه‌ اینکه اصلا جمع‌آوری کودکان در هیچ ‌کجای آیین‌نامه نیامده و تنها از «جذب و شناسایی» یاد شده است. درواقع جمع‌آوری این کودکان کار اشتباهی است. بارها و بارها با نگاه سیاسی و فشارهایی که وارد می‌شود جمع‌آوری این کودکان در دستور کار قرار می‌گیرد تا بنا به ملاحظاتی در مقاطع زمانی خاصی به‌ اصطلاح آبروداری کنند، اما واقعیت این است که ‌اینها بچه‌های این مملکت هستند. ما هیچ‌وقت نمی‌توانیم کودک کار و خیابان را حذف کنیم و اگر بپذیریم که کودک کار و خیابان حذف‌شدنی نیست، باید سازوکار دیگری را پیش‌بینی کنیم که البته در آیین‌نامه هم پیش‌بینی شده، ولی اجرا نشده است. والا کودک کار می‌تواند در کنار کار از سایر حقوق خود نیز بهره‌مند شود، درس بخواند، بهداشت و بیمه و تغذیه مناسب داشته باشد و در کنارش مهارتی هم بیاموزد. وقتی این را بپذیریم که نسبت به کودک کار و خیابان هیچ نقشی نداریم، آن عواملی که باعث شده آنها کودک کار و خیابان شوند، همچنان باقی می‌مانند. بنابراین با جمع کردن آنها از خیابان و با پاک کردن صورت‌مساله کاری پیش نمی‌رود. اگر کار کودک را از او بگیرید به کار زیرزمینی رو خواهد آورد، چون خانواده به ‌این درآمد نیاز دارد. اکثر این کودکان، کسانی هستند که برای تامین معاش خانواده مجبورند در خیابان کار کنند. از طرفی نظام تامین اجتماعی ما هم یک نظام فراگیر نیست و همین حالا که یارانه‌ها سه برابر شده با خط فقر فاصله زیادی دارد. درواقع فاصله زیادی بین حمایت اجتماعی و پرداخت نقدی به خانواده نیازمند با خط فقر وجود دارد و در این صورت نباید انتظار داشته باشیم که بچه‌های خیابان و کار وجود نداشته باشند. درواقع یک‌جاهایی خیابان امن‌تر از خیلی جاهاست، لذا باید مدیریت کنیم و دسترسی به حقوقشان را تسهیل کنیم. آموزش، بهداشت، درمان، بیمه، امنیت و فراغتشان را تامین کنیم. درواقع این راهکار ما را برای مدیریت بهتر این بخش راحت‌تر خواهد کرد. کودک کار به خاطر تامین معاشش مجبور به کار است و حالا که قرار است کار کند، بهتر است یک کار امن داشته باشد. با جمع‌آوری کودکان مساله حل نمی‌شود و بارها این سیستم تجربه شده، اما جواب نداده، در عین اینکه اخلاقی، منطقی و حرفه‌ای هم نیست. آزموده را آزمودن خطاست. در حوزه اجتماعی این روش‌ها هیچ‌گاه جواب نخواهد داد. ما با شیء سروکار نداریم، بلکه با یک انسان سروکار داریم. طبیعتا باید تدبیر مناسب با انسان را برای کارمان اتخاذ کنیم.

* رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه آرمان صفحات 1 و 16

کد خبر: ۲۰۳۴۲۱ | تاریخ : ۱۳۹۶/۸/۱۶ - شماره: 3462

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/08/16

برای فرهنگ دیوار نكشیم

حسن موسوی‌چلك

تصور جریان زندگی بدون ‌فرهنگ، اساسا تصوری محال و غیرممكن است چرا كه فرهنگ تمام زندگی افراد یك جامعه را شامل می‌شود؛ یعنی مجموعه‌ای كه عقاید، آداب، رسوم، صنایع، فناوری و حتی نحوه استفاده از میراث مادی و معنوی كه یك جامعه در خود دارد. اما وقتی صحبت از فرهنگ عمومی می‌شود، در حقیقت درباره بخشی از فرهنگ صحبت می‌كنیم كه قرار است اجماع بیشتری نسبت به آن وجود داشته باشد. به همین دلیل می‌بینیم كه در كشورمان نهادی به اسم شورای فرهنگ عمومی راه‌اندازی می‌شود. هدف از راه‌اندازی شورای فرهنگ عمومی این است كه اگر چنانچه بناست اتفاقی در جامعه بیفتد، آن اتفاق در شورا مورد بررسی قرار بگیرد. در حالی كه می‌بینیم بسیاری از اتفاقاتی كه در غالب فرهنگ عمومی بین مردم رواج یافته و عده بسیاری آن را تایید یا رد می‌كنند، هرگز از مصوبات شورای فرهنگ عمومی ملی نیست. مساله اصلی امروز جامعه ما در تقابل با فرهنگ عمومی این است كه با آمدن تكنولوژی‌ها و فناوری‌های مختلف، شیوه دسترسی مردم به اطلاعات تغییر كرده است. امروز مردم دامنه وسیعی از اطلاعات را در دست دارند كه با سرعت به آنها می‌رسد و دست به دست می‌شود. در چنین دنیایی كه مردم جامعه خودشان در متن اطلاعات و در تقابل با دنیا هستند، نمی‌توانیم دیواری بگذاریم و بگوییم الزاما همان چیزی كه در شورای فرهنگ عمومی تصویب می‌شود، همان باید فرهنگ عمومی مردم جامعه شود و همه از آن پیروی كنند. در حقیقت ما امروز شاهد رفتارهایی در جامعه هستیم كه در مصوبه شورای فرهنگ عمومی نیست اما در ظاهر، كلام و رفتار مردم موج می‌زند. به این ترتیب صراحتا می‌توان گفت شورای فرهنگ عمومی ملی و استانی لزوما تعیین‌كننده تمام مولفه‌های رفتاری مردم كه در حوزه فرهنگ می‌گنجد نیست و اتفاقی كه افتاده این است كه سران كشور برای اینكه بتوانند به برخی عناصر مولفه‌های فرهنگی مانند نامگذاری‌ها، مناسبت‌های خاص، جشن‌ها و آیین‌ها مشروعیت بدهند، شورایی تشكیل داده‌اند كه آنها را تایید یا رد كنند و این در حالی است كه رفتار مردم الزاما وابسته به تایید یا رد فرهنگ عمومی مورد بحث در شوراها نیست و آنها قواعد خاص خودشان را دارند.

منبع: روزنامه اعتماد/14 آبان 1396/ مصادف با روز فرهنگ عمومی و  روز مازندران

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/08/15

دوری از تهدید با آموزش مستمر


واقعیت است که در دنیای امروز، نقش فضای مجازی در ارتباطات، مراودات، بازرگانی، اطلاع‌رسانی، ارائه خدمات و پیگیری امور در بخش‌های مختلف نه‌فقط یک ضرورت که اجتناب‌ناپذیر است. وقتی حیطه فعالیت و حضور افراد در این ظرفیت افزایش پیدا می‌کند، پیامدهایی هم ایجاد می‌شود. ازجمله این پیامدها، گرفتار شدن در حوزه آسیب‌های اجتماعی و جرایم است. این اتفاق هم دلایل متعددی دارد. بخشی از آن به بالا نبودن سواد فضای مجازی در کشور برمی‌گردد. به این معنا که تکنولوژی فضای مجازی در اختیار جامعه قرار گرفته، اما شیوه استفاده صحیح از آن به تناسب سهولت و گستره دسترسی پیش نرفته است، ضمن این‌که ما پیچیدگی‌های فضای مجازی را نمی‌شناسیم.

نکته بعدی در اعتماد به این فضا نهفته است. فضای مجازی کار را آسان می‌کند و از سرعت زیادی برخوردار است. شاید افراد جامعه ابتدا با تردید به آن نگاه می‌کردند، اما به مرور زمان و افزایش استفاده، به آن عادت و اعتماد کردند. این‌که افراد تصاویر خود را در فضای مجازی منتشر می‌کنند، نمونه‌ای از همین اعتماد است. البته بخشی از این اقدام به دلیل ندانستن پیامدهای منفی و بخشی دیگر به خاطر جذابیت فضای مجازی است. اکنون شاهد هستیم، برخی افراد برای دیده شدن و ابراز وجود، تصاویر خصوصی خود را در فضای مجازی منتشر می‌کنند. در این فضا می‌توان دروغ گفت، چراکه هویت پنهان است و افراد خیلی زود شناسایی نمی‌شوند. یک فرد می‌تواند مدت‌ها با تغییر صدا خودش را فرد دیگری جا بزند. درواقع آسیب‌های اجتماعی فضای مجازی خصوصا در حوزه اخلاقی، ساکن و پنهان است.

همه این موارد باعث می‌شود همزمان با افزایش استفاده از شبکه‌های مجازی، شاهد بالا رفتن جرایم و آسیب‌های اجتماعی ناشی از آن باشیم. نوجوانان، جوانان و زنان بیشتر تحت تاثیر آثار منفی قرار می‌گیرند. آمارها نشان می‌دهد، چندین میلیون ایرانی از تلگرام استفاده می‌کنند و ایران از این بابت جزو کشورهای اول دنیاست. این درحالی است که ما روی افزایش سواد اجتماعی کار نکرده‌ایم. مثلا تصور می‌کنیم اگر عکسمان را در فضای مجازی حذف کنیم، دیگر مساله‌ای پیش نمی‌آید، درحالی که حریم خصوصی در این فضا معنا ندارد و هیچ چیز از آن پاک نمی‌شود. این‌که شایع‌ترین جرم اینترنتی، انتشار تصاویر مبتذل و هتک حیثیت است، نشان می‌دهد که ما در استفاده از آن موارد اصولی را رعایت نمی‌کنیم. اطلاعات پایین نسبت به فضای مجازی باعث شده افراد آن را ساده بگیرند، به نحوی که بیشتر فریب‌خورده‌ها در پاسخ این‌که چطور در دام افتادید، می‌گویند: گول خوردیم.

آموزش درست، بموقع، مستمر و متناسب با شرایط جامعه مهم‌ترین محور برای جلوگیری از این روند است. کودکان و نوجوانان و همه کسانی که با آنها سر و کار دارند، یعنی والدین و مربیان آموزشی نیز باید در اولویت این آموزش قرار بگیرند. ما نمی‌توانیم از فضای مجازی چشم‌پوشی کنیم. این موضوع در دنیای امروز امکان‌پذیر نیست و بسیاری از فعالیت‌ها از طریق اینترنت تسهیل می‌شود و افراد از آن سود می‌برند. بنابراین باید با شناخت درست از فرصت‌ها بهره ببریم و از تهدیدها در امان باشیم.

سیدحسن موسوی‌چلک 

مددکار اجتماعی

منبع: روزنامه جام جم/9 آبان 1396




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/08/10

 

 سید حسن موسوی چلک

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران:یکی از موضوعاتی که در کشور باید به عنوان ۵اولویت اصلی مدنظر قرار گیرد حل وضعیت حاشیه نشینان است

در کل کشور براساس آماری که وزارت راه وشهرسازی به عنوان دبیرخانه ستاد ملی بازآفرینی شهری ارائه کرده است، ۱۹میلیون نفر در مناطق ناکارآمد شهری زندگی می کنند. مناطق ناکارآمد شهری خود به ۴گروه تقسیم می شوند؛ بافت های فرسوده، بافت های تاریخی، روستاهای الحاقی به شهرها و سکونتگاه های غیررسمی ازجمله مناطق نا کارآمد شهری محسوب می شوند
سکونتگاه های غیررسمی اصطلاحی است که ما آن را تحت عنوان مناطق حاشیه ای شهر نیز به کار می بریم. البته سکونتگاه های غیررسمی تنها مختص به اطراف شهرها نیست و درون شهرها نیز این مناطق وجود دارند. در این سکونتگاه ها ۱۰تا ۱۱میلیون نفر زندگی می کنند.سکونتگاه ها ی غیررسمی الزاما در حاشیه شهرها واقع نشده اند. سکونتگاه های غیررسمی به مناطقی گفته می شود که از خدمات عمومی واجتماعی بی بهره اند. با توجه به اینکه خدمات عمومی و اجتماعی به این مناطق ارائه نشده است، زمینه افزایش آسیب های اجتماعی و جرایم در آنها بیشتر از سایر مناطق شهری است. تاثیر آسیب های اجتماعی در سکونتگاه های غیررسمی روی کودکان، زنان و مردان مشهود است. یکی از سکونتگاه های غیررسمی تهران که پیش تر با آسیب های اجتماعی فراوان روبه رو بود خاک سفید بود. اما امروز درون خود شهر تهران مناطقی نظیر زیر پل مدیریت، فرحزاد، پاسگاه نعمت آباد و عبدل آباد دچار این وضعیت هستند. در مجموع می توان گفت که تا کنون در شهر تهران ۳۰نقطه با این ویژگی شناخته شده است. البته تهران یکی از شهرهای کشور است که مشکل سکونتگاه های غیررسمی در آن وجود دارد اما رتبه اول از نظر تعداد سکونتگاه های غیررسمی در کشور را شهر مشهد دارد. حدود یک سوم جمعیت شهری مشهد ساکن اینگونه محلات هستند

با توجه به اینکه خدمات اجتماعی کمتر از سایر خدمات به سکونت گاه های غیررسمی ارائه شده است و با توجه به حضور اقوام مهاجر با فرهنگ های مختلف، زمینه برای آسیب های اجتماعی بیش از سایر مناطق در سکونتگاه ها ی غیررسمی فراهم است. ورود کم دستگاه های دولتی به این مناطق نظارت دستگاه های دولتی و مشارکت مردم در امور این مناطق را کاهش داده است.اگر این مناطق به دلیل تردد بسیارکم و پایین بودن نظارت ایزوله شوند (در انزوا قرار گیرند) آسیب های اجتماعی و جرایم در آنها به شدت افزایش خواهد یافت. باید توجه داشت که امکان حذف این مناطق وجود ندارد. سیاست هم ادغام این مناطق با ارائه حد متوسطی از خدمات اجتماعی به سایر مناطق شهری است. افراد ساکن در سکونتگاه های غیررسمی هم شهروندان کشور ما هستند وباید آنها را در امور اجتماعی مناطق خود مشارکت داد. این امر در واقع با افزایش خدمات اجتماعی و حضور مددکاران اجتماعی محقق می شود. می توان به طور تقریبی گفت که حدود یک چهارم جمعیت کشور را این افراد تشکیل می دهند. اعتقاد ما براین است که باید حقوق شهروندان این مناطق رعایت شود. پیش تر نیز لزوم دسترسی این مناطق به خدمات مختلف در سند ملی احیا، نوسازی و توانمندی بافت های فرسوده قید شده است. طبق این سند که در سال۱۳۹۳ تنظیم شده، تا سال ۱۴۰۴حد متوسطی از خدمات اجتماعی باید به سکونتگاه های غیررسمی و حاشیه ها ارائه شود. حرکات سلبی و بولدوزری در این مناطق تاثیر گذار نخواهد بود. در این زمینه باید از رویکرد اجتماعی استفاده کرد.

مشاهده متن اصلی خبر در سایت همشهری آنلاین

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/08/3
واکنش انجمن مددکاران اجتماعی به یک گزارش
سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران به گزارش روزنامه ایران  درباره افشای فیلم آزار یک کودک توسط یکی ازکارکنان اخراجی مرکز نگهداری از کودکان واکنش نشان داد.

به گزارش سرویس حوادث جام نیـوز،  وی نوشت: «فردی به‌عنوان مددکار اجتماعی شناخته می‌شود که در یکی از مقاطع تحصیلی دانشگاهی در رشته مددکاری اجتماعی، علوم اجتماعی با گرایش خدمات اجتماعی یا مددکاری اجتماعی دارای مدرک معتبر باشد.

 پس هر فردی که در مراکز بهزیستی یا سایر مراکز خدمات اجتماعی دستگاه‌های حمایتی فعالیت دارد مددکار محسوب نمی‌شود. مددکاران اجتماعی بر اساس اصول و ارزش‌ها و منشور اخلاقی خود موظف به حفظ حیثیت افراد و دفاع از حقوق مردم هستند و اقدامی که توسط فرد مورد اشاره در گزارش منتشرشده آمده است نه مورد تأیید است و نه یک مددکار اجتماعی به خود اجازه می‌دهد این گونه عمل کند.

منبع: روزنامه ایران/2 آبان 1396





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/08/3

نگاه
غفلت تاریخی از اهمیت سلامت روان

نویسنده: سید حسن موسوی چلك *

طبق آمار وزارت بهداشت، ٢٣ الی ٢٥ درصد و در واقع، یك چهارم مردم ایران، حداقل یك اختلال روانی دارند. در آمار دیگری، اشاره شد كه نزاع یا خشونت به معنای عام، دومین پرونده قضایی كشور است و وزیر بهداشت هم چندی قبل اعلام كرد كه ٦ میلیون نفر از مردم كشور افسرده هستند و نزاع یكی از مهم ترین دلایل فوت در كشور است. من به این اعداد، میزان مصرف مواد مخدر و صنعتی و مشروبات الكلی و آمار خودكشی را هم اضافه می كنم كه تمام این اعداد، می تواند باعث نگرانی شود. اما با وجود چنین شرایطی، چرا مردم به متخصصان روانشناسی یا روانپزشكی مراجعه نمی كنند؟

     یك دلیل آن است كه مردم به آن اندازه ای كه سلامت جسم را جدی می گیرند، برای سلامت روانی و اجتماعی ارزش قایل نیستند زیرا چندان به اهمیت كاركردهای سلامت روانی اجتماعی پی نبرده اند اما می دانند كه مختل شدن سلامت جسم، ممكن است مرگ آنی به دنبال داشته باشد در حالی كه اختلال سلامت روان ممكن است تبعات آنی نداشته باشد. این نگرش عمومی هم ناشی از این است كه ما متخصصان نتوانستیم اهمیت سلامت روان را به اندازه اهمیت سلامت جسم در كشور جا بیندازیم. دلیل دوم، انگ اجتماعی در مواجهه با بیماری روانی است كه قصد نفی یا تایید واقعیت حساسیت افكار عمومی نسبت به این گروه از بیماری ها را ندارم اما دلیل باقی ماندن انگ اجتماعی این است كه ما اقدامات پیشگیرانه در حوزه های روانشناختی و روانشناسی نداریم.
    
روانپزشك و روانشناس ما منتظر است فردی بیمار شود تا مداخله تخصصی را آغاز كند. وقتی غالب مداخلات در جامعه، رویكرد درمانی دارد، انتظار نداریم مردم هم، برداشتی غیر از آنچه امروز هست داشته باشند چرا كه ظرفیت های پیشگیری و سلامت روان، چندان برای مردم تبیین نشده و به همین دلیل، مردم اغلب در مورد مراجعان روانپزشك یا روانشناس، اصطلاح «بیمار روانی» را به كار می برند در حالی كه بسیاری از اختلالات، با یك مداخله غیردارویی متناسب، قابل درمان است. همه ما در طول روز با شرایطی مواجه می شویم كه استرس یا هیجانات به دنبال دارد اما از این آموزه روانشناسی و روانشناختی بی بهره ایم كه استرس و هیجانات مان را چگونه مدیریت كنیم كه از پیامدهای منفی مصون بمانیم.

     سیاستگذاران ما هم اغلب دانش مرتبط با سیاستگذاری سلامت روانی اجتماعی را ندارند و در سیاست های سلامت هم، سلامت جسم مبنای اصلی است و سلامت روان، بخش كوچكی از سیاستگذاری ها را شامل می شود. حتی متخصصان ما هم در دوران تحصیل، مداخلات درمانی را می آموزند و نه رویكردهای پیشگیری را و افكار عمومی هم درباره مراجعان مراكز روانپزشكی یا روانشناختی همین نگرش را دارد چون بیماری ها و اختلالات روانی را نمی شناسیم و از هر اختلالی، تلقی بیماری روانی مزمن و غیر قابل درمان داریم در حالی كه اختلالات روانی هم مانند بیماری های جسمی، طبقه بندی خفیف تا شدید داشته و حتی می تواند مقطعی باشد و افراد، در حین دریافت درمان های لازم، نقش های اجتماعی خود را هم ایفا كنند. گاهی اوقات هم مردم نمی دانند روانشناس یا روانشناس بالینی یا روانپزشك یا مشاور علوم تربیتی چه وظیفه ای دارد و حتی متخصصان سایر رشته ها هم اطلاع دقیقی از تفاوت گرایش های مختلف روانشناسی ندارند. مردم از هراس ناشی از انگ و برچسب اجتماعی هم دچار تردید می شوند كه چه كنند و چگونه از ظرفیت این متخصصان استفاده كنند.

     فقدان این اطلاعات دست به دست هم می دهد كه اختلالات روانی، مزمن تر هم بشود كه عوارض متعددی خواهد داشت. عوارضی كه در خشونت های خانگی و خیابانی، پناه بردن به داروهای روانگردان، اقدام به خودكشی، مصرف مواد مخدر و الكل نمود پیدا می كند و حتی می تواند بر سایر اعضای خانواده تاثیر بگذارد و در شكل ناسازگاری اعضای خانواده و افت تحصیلی فرزندان و ایفای نقش همسران و والدین و فرزندان و سایر نقش های اجتماعی هم خود را نشان بدهد.

     مراجعه دیرهنگام برای درمان اختلالات روانی و شناسایی دیرهنگام این اختلالات، فرد و خانواده را متاثر می كند و جامعه هم برای مدیریت شرایط ناشی از این تاخیرها وادار به پرداخت هزینه می شود چرا كه نیروی انسانی اش را از دست می دهد و ارتكاب به جرایم یا گرایش به مواد مخدر، هزینه مراقبت از مرتكبان جرم را ایجاد می كند ضمن آنكه هراس اجتماعی ناشی از افزایش ضعف سلامت روان و سلامت اجتماعی هم برای جامعه هزینه ساز خواهد بود.

     برای پیشگیری از این عوارض، علاوه بر آنكه مردم باید توجه جدی به اهمیت سلامت روان داشته باشند، این اهمیت باید در سیاستگذاری ها و ظرفیت هایی كه حاكمیت برای تسهیل دسترسی مردم به این خدمات ایجاد می كند هم متبلور شود. بخشی از این ظرفیت ها، تسهیل دسترسی و ارزانی خدمات تخصصی سلامت روان است كه پرداخت یارانه و حمایت های بیمه ای برای بخشی از این خدمات می تواند در افزایش رغبت مردم به مراجعات روانشناختی موثر باشد.

     فراموش نكنیم كه سبك زندگی، تغییر ساختار خانواده، گسترش تكنولوژی و فضای مجازی، ارتباطات عاطفی و اجتماعی و استرس هایی كه زندگی امروز و مشكلات اقتصادی بر ما وارد می كند و همچنین درخود فرورفتن افراد، نشانه هایی است كه می تواند برای رشد آمار شیوع اختلالات روان هشداردهنده باشد. چنانكه مطالعات انجام شده در سكونتگاه های غیر رسمی كه حدود ١٩ میلیون جمعیت را در خود جای داده خبر از بالاتر بودن این آمار می دهد.

     چند سال قبل و زمانی كه میانگین كشوری شیوع اختلالات روانی حدود ١٥ درصد بود، نتایج مطالعه ای كه در سكونتگاه های غیررسمی شهر گرگان داشتیم، عدد ٥٢ درصد را به ما داد و نتایج مطالعه شهرداری تهران در محله دروازه غار هم عدد بیش از ٥٠ درصد را نشان می داد.

     آنچه در نهایت می توان گفت اینكه ما در موضوع سلامت روان غفلت كردیم و نتوانستیم اهمیت سلامت روانی اجتماعی را برای جامعه، به اندازه اهمیت سلامت جسم پررنگ كنیم. البته این غفلت، فقط در جامعه ما رخ نداد و در سایر كشورها هم سلامت جسم، مهم تر است چون خدمات سلامت جسم، برای دولت ها و مردم ملموس تر و مشهودتر است اما سلامت روانی اجتماعی چنین نمودی ندارد.
    
    *
رییس انجمن مددكاران اجتماعی ایران

      روزنامه اعتماد، شماره 3927 به تاریخ 20/7/96، صفحه 8 (جامعه)





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها : موسوی چلک;سلامت روان;،
لینک های مرتبط :
          
1396/07/21


( کل صفحات : 30 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی