تبلیغات
دغدغه های یک مدد کار اجتماعی - مطالب یادداشت ها
دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

به نام خدایی که در این نزدیکی است

درس آموخته های من از زندگی (4)

 

بعضی روزها در زندگی هر فردی جایگاه خاصی دارند، از جمله این روزها، روز تولد هر فرد است. اول مرداد 1397 شمسی شمع پنجاه سالگی را در حالی فوت کردم که در جمع خانواده‌ام و بهترین عزیزانم بودم که مرا غافلگیر کرده بودند و همچون گذشته من را مدیون محبت خودشان کردند که نمی‌توانم قطره‌ای از دریایی محبت آنان را جبران کنم ولی از خدا بهترین‌ها را برایشان آرزو می‌کنم چون لایقش هستند. یکی ازرویه های هر ساله‌ام در این مناسبت نوشتن گوشه‌ای از درس آموخته‌هایم هست که مدیون فرصت‌هایی هستم  که  جامعه و دوستانم به من دادند. لذا آنها را می‌نویسم تا در زمان‌های دیگر حداقل برای خودم یادآوری باشد:Image result for ‫موسوی چلک‬‎

آموختم که:

·    درس آموخته هایم را قدر بدانم چون آنها را به آسانی به دست نیاوردم. از اشتباهات خودم و نقاط قوت دیگران که هر دو حاصل فرصت‌های فراهم شده برای من بود، درس بگیرم و نشر آنها را وظیفه خودم می‌دانم.

·        قدر دان خوبی‌های دیگران باشم. گرچه اعتراف می کنم در این زمینه کاهلی می‌کنم.

·    همه آنچه که می‌گویم یا انجام می‌دهد درست نیست. من هم مثل هر انسان دیگری اشتباه می‌کنم لذا تلاش می‌کنم اشتباهاتم را بپذیرم و برای اصلاح خودم بیش از پیش تلاش کنم.

·    مردم مهربان کشورم شایسته بهترین خدمت‌ها هستند لذا در این راه حق ندارم « کم فروشی » کنم و فرصت‌ها را از دست بدهم. از خدمت کردن به آنها لذت می‌برم گر چه بر این باورم که شرمنده مردم هستم که آنگونه که شایسته است نتوانستم وظیفه‌ام را انجام دهم.

·        به خودم، اطرافیانم، خانواده‌ام و دوستانم، همکارانم عشق بورزم چرا که اعتقاد دارم:

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر  / یادگاری که در این گنبد دوّار بماندست

·        هیچ موفقیتی بدون تلاش، پشتکار، نظم، برنامه ریزی، جدیت به دست نمی‌آید.

·        نمی‌شود همه چیز را باب میلم تغییر دهم ولی می‌توانستم در این شرایط هم از زندگی لذت ببرم.

·    احترام گذاشتن به حقوق شهروندی در هر جامعه‌ای پشتوانه‌ای بزرگی برای مردم آن جامعه محسوب می‌شود. پس باید این حقوق را بشناسم تا هم از حقوق خودم دفاع کنم و مطالبه‌گر حقوقم باشم و هم با این شناخت در رعایت حقوق دیگران، بکوشم ومطالبه گر باشم.

·        مدیریت زمان در کارها موجب می‌شود تا کارها بموقع و خوب انجام شود چون زمان رفته بر نمی‌گردد.

·    یکی از بهترین لحظات زندگی، زمانی است که با خانواده هستم. هر چقدر بیشتر این لحظه ها را تجربه کنم، برای ایفای نقش‌های اجتماعی دیگر بهتر می‌توانم عمل کنم.

·    والدین (پدر و مادر) جایگزینی ندارند لذا تا می‌توانم باید به آنها احترام بگذارم. رونق زندگی‌ام را بیشتر از آنان می‌گیرم. گرچه مادرم از دنیا رفته است ولی یادش هر روز موتور محرکه زندگی‌ام است.

·    گرچه صداقت حلقه گم شده جامعه امروزی است ولی تمام تلاشم را انجام می‌دهم که در روابطم با دیگران و مردم و در کارها صادق باشم. گرچه صادق بودن هزینه دارد ولی پرداختم، می‌پردازم و در آینده هم خواهم پرداخت.

·        قدرت را در دانایی می‌دانم لذا مطالعه و یاد گرفتن مستمر را سر لوحه زندگی‌ام قرار می‌دهم.

·    برای انجام وظیفه‌ام از هیچ کوشش دریغ نکنم و منتظر پاداش نباشم. رونق زندگی‌ام بهترین پاداشی است که خداوند به من عطا کرده است:

تو بندگی چون گدایان به شرط مزد مکن /  که خواجه خود روش بنده پروری داند

·        حقیقت را بگویم حتی اگر به ضررم باشد. تا کنون خیلی به خاطر بیان حقایق اذیت شدم ولی ناراحت نیستم.

·        مدارا کردن و صبور بودن انسان را به مقصود می‌رساند. مؤلفه‌های اخلاقی تر در جامعه کمرنگ شده است.

·         تخلف ، کم فروشی، تنبلی، فرار از مسئولیت و دروغگویی، فساد و ... را زرنگی قلمداد نکنم.

·        از افراد بد قول و بی تعهد دوری گزینم چون قابل اعتماد نیستند و بسیار خطرناک هستند.

·    در جامعه هر کسی کارهای بیشتری انجام می‌دهد، موفقیتی کسب می‌کند پیش از این که دست‌شان گرفته شود (کمک شوند) پایشان را می‌گیرند (تا حرکت نکنند). اگر با چنین شرایطی مواجه شدم، از تلاش خسته نشوم.

·    هر کاری که انجام می‌دهم از دیگران مشورت کنم. هیچ کسی از مشورت کردن با افراد لایق، ضرر ندیده لذا من هم از مشورت خوب استفاده می‌کنم:

امرهم شوری ز یزدان جلیل   از برای مشورت آمد پدید

·    چون اعتقاد دارم که تجربه دیگران بسیار ارزنده است لذا در برنامه‌های کاری‌ام زمان‌هایی را برای گفت و گو کردن با کسانی اختصاص می‌دهم که دانش و تجربه بیشتری از من دارند و همین جا از همه آنان سپاسگزاری می‌کنم.

·    همیشه مدیون مددکاران اجتماعی ایران هستم که همه گونهبرای من فرصت ایجاد کردند تا خودم را بیشتر بشناسم، حمایتم کردند تا ایده‌هایم را اجرایی کنم، پشتوانه‌ام بودند تا با قدرت بیشتر کار کنم.

·    هیچ جامعه‌ای ساخته نمی‌شود مگر این که در آن جامعه، هر کسی از خودش شروع کنند، نقش هایش را خوب انجام دهد. توسعه کشور با معجزه صورت نمی‌گیرد.

·    امور اجتماعی را رنگ و بوی سیاسی ندهم و هیچ گاه خودم را ابزار سیاسیون نکنم که کاری بس دشوار است ولی باید برای داشتن استقلال در نظر و کارها دشواری این ویژگی را پذیرفت.

·    دیگران را دوست داشته باشم چون با محبت کردن به دیگران برای خودم سرمایه گذاری می‌کنم همانگونه که تا به امروز این سرمایه ها پشتوانه محکمی برای من بودند. این دیگران علاوه بر خانواده‌ام مددکاران اجتماعی، دوستانم، همکارانم، دانشجویانم و ... هستند.

·    اگر توان انجام کاری را ندارم، مسئولیت آن را نپذیرم که این را خیانت به کشورم می‌دانم. بر این اعتقادم که اگر هر کسی سر جای خودش باشد توسعه بهتر اتفاق می‌افتد.

·        قدر انسان‌های بزرگ و خوب را باید دانست تا انسان‌های بزرگ‌تر تربیت شوند.

·    مدیریت و مسئولیت‌های اداری را به عنوان « غنایم » نگاه نکنم که اگر آن را یک غنیمت بدانم و بفکر سوء استفاده فردی باشم، از انسانیت دور می‌شوم.

سید حسن موسوی چلک

مددکار اجتماعی اول مرداد 1397





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/17

خشونت بازتاب اجتماعی جامعه است

اجتماعی /
شناسه خبر: 393046
  خشونت بازتاب اجتماعی جامعه است

یکــی از موضوعاتــی کــه در دهــه اخیــر در ایــران بیشــتر راجــع بــه آن صحبــت می شــود و نگرانــی درمورد آن افزایش یافته اســت، موضوع خشونت اســت.

ایران آنلاین / تاملی بر آمارهای ارائه شده توسط مراجع قضایــی درخصوص میــزان پرونده های مربوط به خشــونت در کشــور نشــان می دهد خشــونت یکی از ســه پرونــده دارای فراوانی بــال در حوزه قضایی کشور است.

لــذا بــه همیــن دلیــل، خشــونت بــه شــکلهای مختلف میبایســت مورد توجه قــرار گیرد. اعم از خشــونتهای اجتماعی خانگی و سایر انواع خشونت از جمله اقدام به خودکشی.
در حــال حاضــر عوامــل مختلفــی باعــث بــروز خشــونت در جامعه میشــود.گرچه نمیتوانیــم بــه یــک عامــل اشــاره کنیــم و مجموعا شــبکه ای از عوامل در پدیده عاملی به نام خشــونت نقش دارند اما برخی از عوامل مهم و کلیدی در این حوزه شامل موارد زیر میشود:
ناکامــی میتواند در حوزههــای مختلف از جمله اقتصادی شــغلی، خانوادگــی، روابط بین فردی و حوزههای مختلف را دربر گیرد.
نکتــه دوم ضعــف در مهارت کنترل خشــم، به عنــوان عامل دیگری اســت کــه در این حوزه میتــوان از آن یاد کرد. به گونــهای که اگر این مهارت در دوران کودکی آموزش داده شــود و به درســتی یاد بگیریم کــه چگونه خشــممان را کنتــرل کنیم، به گونهای که نــه به خود نه به دیگران آســیب برسانیم شاهد خشــونت کمتری در جامعه خواهیم بــود. نکته بعــدی بحث تابآوری اجتماعی اســت، جامعهای که در ً در شــرایط ســخت آن مــردم در ایــن مهارت قویتر باشــند، طبیعتا رفتاری که نشــانه خشونت باشد بروز نخواهند داد.
بحــث دیگــر موضــوع ســرمایه اجتماعــی اســت. جامعــه ای کــه در آن ســرمایه اجتماعــی باال باشــد، کیفیت روابط بین مــردم مطلوب خواهــد بــود، در نتیجــه آســیبهای اجتماعــی و جرایــم کمتــری را شــاهد خواهیم بود که خشــونت خود یکی از مؤلفه های این آســیب اجتماعی یا جرایم محسوب میشود.
نکتــه بعــدی موضــوع نشــاط اجتماعی اســت. جامعهای کــه در آن نشــاط اجتماعی نهادینه شــده باشد، باز هم خشــونت در آن،جایی نخواهد داشــت. همچنیــن باید به موضوع مدارای اجتماعی اشــاره کنید. مدارای اجتماعی به لحنی ساده یعنی تحمل شرایطی که باب میل ما نیســت اما در آن شــرایط ما شــاهد بروز رفتار خشــونتآمیز نخواهیم بود لذا تحمل افراد در این شــرایط آسانتر خواهد بود.
نکته بعدی آثار مدارا در رانندگی است که خود نوعی خشونت است. 17 هــزار فوت ناشــی از تصادف در طول یک ســال بــاز خود میتواند نشــانهای از خشونت باشد به گونهای که مشاهده رفتار خشونتآمیز و عــوارض آن میتوانــد در روحیــه مــردم تأثیر منفی داشــته باشــد.
آنجایی که خشــونت، منجــر به جدایی و منجر بــه معلولیت و منجر به قتل میشــود، باز هم جامعه و خانواده مجبور اســت هزینه آن را پرداخت کند.
در جامعهای که خشــونت وجود داشته باشــد، امنیت روانی نخواهد بــود. نمونــه آن همیــن زورگیرهــا و رعــب و وحشــتی که آنهــا ایجاد ً آرامش و آســایش مردم را میکنند،اســت کــه این معضــل طبیعتــا خواهد گرفت. به همین دلیل انتظار میرود از همه ظرفیتها برای بــاال بردن ســواد اجتماعی مــردم، فراگیر کردن مهــارت تابآوری و مهارت کنترل خشــم، نشــاط اجتماعی و در نهایت ارتقای ســامت روانی و اجتماعی استفاده شود./ روزنامه ایران





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/13
پنجشنبه 11 مرداد 1397 - 03:30:00 | کد مطلب: 412463چاپ
ریشه یابی افزایش خشم در جامعه و راهکار کاهش آن در شرایط کنونی

کاهش خشم از راه پاسخگویی به مطالبات مردم

اجتماع > اجتماعی - محمدصادق خسروی علیا: آمار نزاع در کشور تکان‌دهنده است. کاهش آستانه صبر افراد جامعه ما باعث شده مردم به‌راحتی سر موضوعات پیش پا افتاده و سطحی وارد درگیری لفظی و بعد از آن فیزیکی شوند.

طبق آمار پزشکی قانونی در بهار امسال 146هزار و 499نفر در پی صدمات ناشی از نزاع به مراکز پزشکی قانونی مراجعه کردند که از این تعداد 99هزار و 90نفر مرد و 47هزار و 409نفر زن بودند. با همه این احوالات با شروع فصل تابستان و اوج گرفتن گرما آمار نزاع‌ها نیز دچار تب می‌شود.

براساس آمارهای پزشکی قانونی کشور به‌طور میانگین روزانه ۱۶۰۰ شهروند به‌دلیل نزاع به پزشکی قانونی مراجعه کرده و تشکیل پرونده می‌دهند؛ یعنی هر ساعت حدود ۶۶ نفر با هم درگیر شده که این درگیری منجر به جرح می‌شود. بالا‌بودن تعداد نزاع‌ها یک زنگ خطر جدی است. چندی پیش سردار محمدرضا مقیمی، رئیس پلیس آگاهی ناجا اعلام کرد: «حدود 70درصد نزاع‌های آنی (بدون مقدمه) منجر به قتل با سلاح سرد می‌شوند. قتل به‌خاطر انگیزه‌هایی مثل فحاشی یکی از طرفین، چشم در چشم‌شدن، تصادف 2خودرو، نزاع بر سر قیمت خرید و فروش اجناس و... صورت می‌گیرد.»

با یک حساب سرانگشتی و یک تحلیل آماری ساده مشخص می‌شود که این اواخر اعداد و ارقام نزاع‌ها با تعداد قتل و جنایت‌ها در کشور ارتباط تنگاتنگی پیدا کرده‌اند. کارشناسان در گفت‌وگو با همشهری معتقدند که رفتارهای تنش‌زا ناشی از کاهش آستانه صبر افراد جامعه و کم‌توانی آنها در کنترل خشم به‌ویژه در برخوردهای لحظه‌ای و آنی است؛ لحظات قابل گذشت و غیرجدی که می‌توان به‌راحتی از کنار آنها عبور کرد، اما متأسفانه در برخی موارد نزاع‌ها منجر به جرح و جنایت می‌شوند. در ادامه کارشناسان این حوزه، عوامل بروز خشم و نحوه کنترل آن را بررسی می‌کنند.

  • شادی مولفه‌ای تأثیرگذار در برابر خشم
  • سیدحسن موسوی چلک/ رئیس انجمن مددکاران اجتماعی کشور

تصمیم‌گیری‌ها و سیاستگذاری‌هایی که در عرصه‌های مختلف انجام می‌شود می‌تواند در کاهش و افزایش خشونت و خشم تأثیر‌گذار باشد. حاکمیت، دولت و سیاستگذاران نقش‌هایی دارند که می‌توانند آرامش و فضای امن را برای مردم ایجاد کنند. نکته بعدی که بر می‌گردد به عرصه‌های سیاستگذاری حاکمیت، توجه به حقوق شهروند و رعایت حقوق شهروندی است.توجه به این موضوع در کاهش خشونت کمک می‌کند.عموما ناکامی‌ها منجر به خشونت می‌شود.

اگر به حقوق شهروندی توجه شود و اطمینان نسبت به اجرای صحیح قانون و عدم‌تبعیض، شکل بگیرد، بی‌شک خشونت در رفتار مردم حتی در آن زمانیکه حقوق‌شان مورد تعرض قرار گیرد کمتر نمود بیرونی پیدا می‌کند.عدم‌اطمینان به قانون و احساس تبعیض در میان افراد جامعه باعث بروز رفتار خشونت آمیز می‌شود.

بخش بعدی که در کاهش خشونت فردی و اجتماعی نقش دارد مربوط می‌شود به تعیین‌کننده ها. تعیین کننده‌هایی که می‌تواند خشونت در جامعه را کاهش دهد. شادی و نشاط یکی از این تعیین‌کننده‌هاست. آمارهایی در رابطه با شادی و نشاط در ایران از سوی مراجع بین‌المللی منتشر می‌شود که همیشه ما به آنها انتقاد داریم و می‌گوییم انتشار‌دهندگان این آمار گرایش سیاسی دارند و اعداد و اراقام آن کذب است.

اما از همه اینها گذشته آنچه به‌صورت قاطع می‌توانم بگویم این است که ما ایرانی‌ها آدم‌های خیلی شاد و بانشاطی نیستیم. همین افزایش خشونت نشاندهنده این است که ما کشور شاد و شادابی نداریم. افزایش مصرف الکل، مواد‌مخدر صنعتی و... هم شاخص دیگری است که حاکی از نشاط اندک در کشور است.متأسفانه ما استراتژی مشخصی در سیاستگذاری‌های کلان کشور و درعرصه روابط بین‌فردی برای گسترش و ترویج نشاط اجتماعی نداریم.

خشونت امروز در جامعه زاییده و پیامد بی‌توجهی به نشاط اجتماعی است. منظور از نشاط اجتماعی، شادی‌هایی است که در چهارچوب قوانین تعریف شده اما متأسفانه جامعه ما در این حوزه هم نمره منفی دارد.در بحث تقویت هویت فرهنگی و هویت بومی هم کاری انجام نشده ما برای غم ستاد تشکیل می‌دهیم اما برای شادی و نشاط در جامعه هیچ برنامه‌ای نداریم. یکی ازعوامل مهم کاهش خشونت آموزش رفتارهای فردی است. کنترل خشم و تاب آوری اجتماعی پایین است. تاب آوری اجتماعی موضوعی است که در کوتاه‌مدت قابل آموزش نیست باید از کودکی در محیط خانواده، مدرسه و دانشگاه این رفتارها به افراد آموزش داده شود.





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/13
شفافیت باید سرلوحه کار دولتمردان باشد 
سید حسن موسوی چلک/ رئیس انجمن مددکاران اجتماعی 
در شرایطی که شاهد ناامیدی مردم در جامعه هستیم نباید انتظار داشته باشیم که مردم برای خروج از این شرایط آنگونه که باید حاضر به مشارکت با دولتمردان بوده و مشارکت پذیر باشند و شرایط سخت را تحمل کنند. امید اجتماعی یکی از مولفه های تاثیر گذار برای اعمال مدیریت هوشمند در جامعه است. 

یکی از محورهای ارزیابی مدیریت در هر کشوری چگونگی وضعیت امید در آن جامعه است. در کشور ما که به دلایل مختلف این مولفه کمرنگ شده برای خروج از این وضعیت چند نکته را باید مدنظر قرار دهیم: نخست آنکه مدیران شایسته و امیدوار را محور کارهایمان قرار دهیم به این معنی که افرادی که مدیریت یک مجموعه یا مسئولیت یک کاری را می پذیرند خود افراد امیدواری باشند. نمونه این موضوع در فوتبال و جام جهانی قابل مشاهده است که آقای کی روش با امیدواری تیم ملی کشورمان را به مسابقات جام جهانی برد یا در حوزه سیاست خارجی دکتر ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان با اقدامات بین المللی و مذاکرات دیپلماتیک امید را در جامعه شکل داد. هم اکنون یکی از چالش هایی که در کشورمان و در برخی بخش ها با آن مواجه هستیم این است که مدیریت ها نه براساس شایسته سالاری بلکه با فشارهای سیاسی و رانت و روابط انتخاب می شوند و همین مسئله خود ناامیدی را در کشور رقم می زند و باعث می شود که بسیاری از نخبگان دچار سرخوردگی شوند. 

موضوع بعدی که به القای حس ناامیدی در جامعه منجر شده نبود شفافیت است، موضوعاتی همچون مفاسد اقتصادی، واگذاری های غیراصولی و بی ثباتی بازارهای مختلف مانند ارز، سکه و... و تخلفاتی از این دست باعث می شوند تا شهروندان دچار ناامیدی شوند. هم اکنون برخوردها با این تخلفات که به بی ثباتی اقتصادی در کشور منجر شده به نظر مردم به گونه ای نبوده که متناسب با جرم و آسیب هایی باشد که به کشور و مردم تحمیل شده است. از سوی دیگر محدود کردن فضای رسانه ها و شبکه های مجازی هم به عدم شفافیت در جامعه دامن زده است. رسانه ها با پیگیری های خود می توانند به عنوان چشم جامعه عمل کنند و فضای شفافیت را در جامعه شکل دهند اما محدودیت های آنها باعث کاهش اعتماد عمومی در جامعه و گرایش مردم به سمت استفاده از فیلترشکن ها و رسانه های خارجی می شود. الان اصحاب رسانه و خبرنگاران در کشور ما چقدر می توانند پیگیر، شفاف گر و مطالبه گر باشند؟ 
موضوع دیگر تبعیض است، این روزها از آقازاده ها و زندگی آنها بیشتر یاد می شود و تفاوت سطح زندگیشان با مردم و هزینه های میلیاردی آنها در شبکه های اجتماعی دائم خبرساز می شود. آیا با تبعیض می توانیم شاهد افزایش امید در جامعه باشیم؟ در سوی دیگر این ماجرا موضوع حقوق شهروندی است؛ آیا وضعیت کشور ما از نظر حقوق شهروندی مطلوب است؟ اگرچه اقداماتی در این حوزه صورت گرفته ولی نتایج آن هنوز برای مردم ملموس نیست. کشور ما دارای پتانسیل های مهمی همچون منابع اقتصادی و نیروی انسانی جوان و ماهر است که برای خروج از شرایط بحرانی می توانیم از این ظرفیت ها به بهترین شکل استفاده کنیم. بهبود شرایط اقتصادی و امنیت سرمایه گذاری به عنوان مهم ترین اولویت هم اکنون باید مدنظر مسئولان برای خروج از بحران ناامیدی باشد. مردم از دولت اقدامات عملی و امیدوار کننده می خواهند و این مسئله هم مستلزم این است که وحدت به معنای واقعی در کشور شکل بگیرد و دولتمردان قاعده سیاسی بازی و سیاسی کاری را بلد باشند تا بتوانند رفاه مردم را تامین کنند. آزادی های مشروع و کم کردن فاصله بین مردم و مدیران و شنیدن صدای مردم توسط مسئولان می تواند کمک کند تا مولفه امید در جامعه افزایش پیدا کند. 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/9

حمایت اجتماعی از کودکان؛ ضرورت جامعه امروز

Image result for ‫موسوی چلک‬‎

 ایران آنلاین /یکی از نگرانی‌هایی که در چند سال اخیر در افکار عمومی و مراجع تصمیم‌گیر به وجود آمده است، موضوع حمایت از کودکان بویژه کودکان در معرض آسیب و آسیب‌دیده اجتماعی است.در چنین شرایطی انتظار می‌رود که سیاستگذاری‌های مناسبی در این خصوص صورت بگیرد.یکی از این موارد،لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان است که در سال 1387 توسط قوه قضائیه به دولت ارسال شده بود و در سال 90  به مجلس ارسال شد و پس از کشوقوس‌های فراوان در نهایت دیروز کلیات آن تصویب شد. از جمله ویژگی‌های این لایحه می‌توان به استفاده حداکثری از ظرفیت‌های سازمان‌های اجتماعی و مددکاران اجتماعی اشاره کرد که به نوعی شاید بتوان گفت علیرغم اینکه این لایحه توسط قوه قضائیه ارسال شده ولی بخش عمده آن رویکرد اجتماعی آن  است و مددکاران اجتماعی و سازمان بهزیستی نقش محوری در این لایحه دارند. از جمله ویژگی‌های دیگر این لایحه، می‌توان به تعیین مصادیق متنوع و ضروری برای دقیق‌تر شدن حمایت از کودکان، توجه به پیشگیری و آگاه‌سازی با هدف کاهش موارد خطر در کودکان، اولویت دادن به خانواده برای حمایت از کودکان(در صورت دارا بودن شرایط)، تقسیم وظایف شفاف‌تر دستگاه‌های اصلی مرتبط، توجه به حقوق شهروندی کودکان، توجه به کودکان اتباع بیگانه و لزوم بهره‌مندی آنها از ظرفیت این لایحه، فعال شدن آموزش و پرورش در این حوزه و الزامی بودن شناسایی کودکان در سن مدرسه که در مدرسه حضور ندارند(با همکاری ثبت احوال)، توجه به حمایت از کودکان در سکونتگاه‌های غیررسمی و محلات شهری و روستایی، استفاده از ظرفیت‌های محلی از شناسایی کودکان در معرض خطر تا توانمند‌سازی آنان، استفاده از ظرفیت اورژانس اجتماعی به عنوان بزرگترین برنامه اجتماعی کشور برای ارائه خدمات سیار و ثابت مددکاری اجتماعی از شناسایی کودکان تا تشخیص، حمایت و توانمندسازی آنان، ایجاد ساز و کار مناسب برای هماهنگی بین بخشی بخصوص سه دستگاه دادگستری، نیروی انتظامی و بهزیستی، اولویت دادن به حمایت از کودکان توسط سازمان بهزیستی به عنوان سازمان اجتماعی، استفاده از نظرات مددکاران اجتماعی برای تعلیق، تعقیب، تعویق، صدور حکم و یا تعویق اجرای حکم، پیش‌بینی نظارت بر چگونگی اجرای حکم توسط مددکاران اجتماعی، پیش‌بینی مراقبت اجتماعی پس از خروج از زندان با هدف حمایت اجتماعی این گروه از کودکان، توجه به آموزش حقوق کودک به افراد و مسئولان وکارکنانی که با کودکان سر و کار دارند، مکلف کردن دستگاه‌های موضوع ماده 5 قانون خدمات کشوری به همکاری با بهزیستی، دادن اختیار به مددکاران اجتماعی برای جمع‌آوری اطلاعات از افراد مشمول با موضوعات مرتبط با لایحه است، بنابراین امکان حضور مددکاران اجتماعی در جلسات دادگاه و اینکه اگر کودک شرایط حضور در دادگاه را نداشته و یا به صلاح کودک نیست ،این امکان در لایحه مورد توجه قرار گرفته است.  البته نکته مهم‌تری نیز  در ماده 33 لایحه آمده است که قدرت مددکاران اجتماعی را در مواقع احتمال خطر افزایش می‌دهد. و به نوعی نقش ضابط را ایفا می‌کند،آنجا که اشاره می‌شود: «هرگاه خطر شدید قریب‌الوقوعی کودک و نوجوان را تهدید کند یا به سبب وضعیت مخاطره‌آمیز موضوع ماده ۳ این قانون وقوع جرم محتمل باشد، مددکاران اجتماعی بهزیستی یا واحد حمایت دادگستری و ضابطان دادگستری مکلفند فوری و در حدود وظایف و اختیارات قانونی، تدابیر و اقدامات لازم را در صورت امکان با مشارکت و همکاری والدین، اولیاء و یا سرپرستان قانونی کودک و نوجوان جهت رفع خطر، کاهش آسیب و پیشگیری از وقوع جرم انجام داده و در موارد ضروری وی را از محیط خطر دور کرده و با تشخیص و زیر نظر مددکار اجتماعی به مراکز بهزیستی یا سایر مراکز مربوط منتقل کنند و گزارش موضوع و اقدامات خود را حداکثر ظرف دوازده ساعت به اطلاع دادستان برسانند.» به عنوان فردی که از ابتدای تدوین این لایحه کنار بزرگواران حوزه قضایی حضور داشتم به عنوان یک مددکار اجتماعی اعلام می‌کنم که تصویب این قانون واجرای آن می‌تواند حمایت از کودکان با رویکرد اجتماعی در کشور بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.البته این توضیحات به این معنا نیست که اشکالی بر آن  واردنیست بلکه نسبت  به بسیاری از قوانین قبلی بهتر و قوی‌تر نوشته شده است.

سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه ایران/3 مرداد 1397 / صفحه اول

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/05/3
Image result for ‫آرم بهزیستی کشور‬‎

فرا رسیدن هفته بهزیستی را به  همکاران این سازمان
 بزرگ اجتماعی تبریک می گویم.
به امید روزی که نقش « پرسشگری» در کنار «پاسخگویی» بیش از پیش در جامعه نهادینه شود.این امر مستلزم
ارتقاء جایگاه این سازمان بزرگ در ساختار اجرایی کشور به عنوان یک سازمان ملی است.

سید حسن موسوی چلک 
رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/04/23

به نام خدایی که در این نزدیکی است

پیام تبریک انجمن مددکاران اجتماعی ایران به مناسبت روز جهانی مبارزه با مواد مخدر

نامگذاری ایام به مناسبت های خاص فرصتی  برای سپاسگزاری از افرادی است که در ارتباط با  آن مناسبت فعالیت دارند.یکی از مناسبت ها که به دلیل اهمیت  آن در سطوح جهانی  وملی مورد توجه قرار گرفته است «روزجهانی مبارزه با مواد مخدر»  می باشد.این مناسبت را غنیمت دانسته  ضمن تبریک این مناسبت بر خود فرض می دانم بر حسب وظیفه از تلاش های ارزنده همه کسانی که در این عرصه فعالیت می کنند تا جامعه ایی سالم تر داشته باشیم،  سپاسگزاری نمایم.

بر این باور هستم که پیچیدگی مبارزه با مواد مخدر و روانگردان، بگونه ای است که مدیریت هوشمند در این حوزه را به دلایل مختلف با مشکلات متعدد مواجه می کند وعلیرغم همه تلاش های انجام شده ،هنوز « سوء مصرف مواد مخدر» در  اولویت اول  آسیب اجتماعی در کشور قرار دارد.به همین دلیل یکی از استراتژی های موثر در این حوزه اتخاذ رویکرد اجتماعی شدن بوده که به درستی در چند سال اخیر با تاکید بیشتر  مورد توجه قرار گرفته است.در اتخاذ این رویکرد یکی از استراتژی های مهم توجه به سطوح مختلف پیشگیری بویژه پیشگیری اجتماعی می باشد.بدون شک اولویت دادن به کودکان، نوجوانان و جوانان و بالا بردن «سواد اجتماعی» آنان با بهره گیری از تمام ظرفیت های موثر دولتی، غیر دولتی و محله ایی، بصورت فراگیر، جامع، کافی، مستمر می تواند در پیشگیری از گرایش افراد به مواد مخدر اثربخش باشد.

توئفیق، عزت وسربلندی شما را از خداوند منان خواهانم.

سید حسن موسوی چلک

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/04/7

 


 

 

 

 

هفته قوه قضاییه مبارک باد

نام گذاری ایام به مناسبت های خاص فرصت مغتنمی برای سپاسگزاری از دست اندرکاران مرتبط با آن مناسبت می باشد.یکی از این مناسبت های مهم نام گذاری هفته قوه قضاییه در جمهوری اسلامی ایران است. این مناسبت را بهانه می کنم از طرف هیات مدیره و اعضاء انجمن مددکاران اجتماعی ایران از تلاش های  انجام شده در قوه قضاییه در  تقویت «رویکرد اجتماعی»  سپاسگزاری نمایم.

بدون شک توسعه برنامه های پیشگیری از جرم بویژه با  رویکرد اجتماعی می تواند  زمینه را برای استفاده بیشتر از ظرفیت متخصصین علوم اجتماعی از جمله مددکاران اجتماعی بیش از پیش فراهم کند تا در تصمیم گیری های قضایی رویکرد ایجابی در اولویت قرار گیرد که این خود می تواند زمینه را برای  بازتوانی افراد بیش از پیش فراهم کند. بر این باور هستم که این پیشگیری به درستی «پیشگیری اجتماعی» نامیده شده است که نتیجه تجربه های اجتماعی بدون مداخله  بخش های پلیس و دادگستری برای  کنترل وکاهش جرایم  و آسیب های اجتماعی  می باشد و زمینه را برای تاثیر گذاری روی افراد و محیط با استفاده از تمام ظرفیت های اجتماعی از جمله مردم و سازمان های غیر دولتی فراهم می کند.

از طرف  انجمن مددکاران اجتماعی ایران با افتخار این مناسبت را به شما و همکاران محترم  تبریک  گفته و توفیق، عزت و سربلندی را  شما را  از خداوند منان آرزو می کنم.

سید حسن موسوی چلک

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

2 تیر ماه 1397

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/04/3

ضرورت تضمین اجرای منشور حقوق شهروندی

سید حسن موسوی چلکرئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

انسان به‌عنوان موجودی اجتماعی برای زندگی در اجتماع نیازمند دارا بودن حقوقی است که به‌عنوان «شهروند» در هر جامعه‌ای دارای اهمیت هستند و برخی حتی داشتن این «حقوق شهروندی» را مبنای توسعه یافتگی و فقدان آن را مبنای توسعه نیافتگی قلمداد می‌کنند. شاید به همین دلیل است که در دنیای کنونی نقش مردم در تصمیم گیری‌ها در اکثر کشورها مهم محسوب می‌شود.در سایه توجه به این حقوق است که رضایت مردم افزایش پیدا می‌کند، مشارکت‌شان در امور بیشتر می‌شود، اعتماد‌شان به حاکمیت ارتقا پیدا می‌کند، آرامش و ثبات در جامعه پر رنگ‌تر می‌شود و این اطمینان به مردم داده می‌شود که حقوق‌شان مدنظر قرار دارد و حفاظت از این حقوق هم توسط حاکمیت پیگیری می‌شود.باتوجه به گسترش ارتباطات مردم در جوامع مختلف و ضرورت توجه به حفظ حقوق افراد، زمینه‌ای فراهم شده است تا موضوع حقوق شهروندی بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.
البته تحقق این امر منوط به توجه به نکته‌های متعددی است که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

نقش مردم در تدوین حقوق شهروندی: حقوقی که از بالا توسط حاکمیت برای مردم تدوین شود الزاماً برای مردم مهم نخواهد بود. لذا ضرورت توافق بین دولت و ملت در زمینه این حقوق بیش از پیش می‌شود.فراموش نشود که مشارکت مردم رکن اصلی و کلیدی در حوزه حقوق شهروندی است. توجه به شرایط فرهنگی، تاریخی، دینی(مذهبی)، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی هر جامعه در تدوین و تصویب و اجرای حقوق شهروندی می‌بایست مد نظر قرار گیرد. نباید افراد را از نظر برخورداری از این حقوق به شهروندان درجه یک و درجه دو تقسیم کرد.
آشنایی مردم با حقوق شان: رعایت این حقوق توسط همه مردم می‌تواند زمینه اطمینان بخشی برای همه اقشار و گروه‌ها باشد و در این صورت است که نشان داده می‌شود «قانون» در جامعه حاکمیت دارد و تبعیضی بین مردم در رعایت قانون وجود ندارد. آموزش حقوق شهروندی و ترویج مفاد آن(به‌طور مستقیم و غیرمستقیم و متناسب با مخاطب و انتخاب روش‌های مؤثر، متنوع و جذاب) می‌بایست مورد توجه عملی قرار گیرد و در این راه باید از همه ظرفیت‌های قانونی موجود در بخش‌های دولتی و غیردولتی از جمله انجمن مددکاران اجتماعی ایران در بخش اجتماعی این منشور استفاده شود.Image result for ‫آخرین اخبار موسوی چلک‬‎

باز بودن(آزاد بودن واقعی) فضای نظارت و مطالبه گری برای همه رسانه‌ها و سازمان‌های غیر دولتی می‌تواند نقش بسیار مهمی در تحقق مفاد منشور حقوق شهروندی شود.

ضمانت اجرای حقوق شهروندی: مردم باید اطمینان داشته باشند که در مقابل تضییع حقوق‌شان توسط دیگران تحت حمایت دولت‌ها خواهند بود که خود می‌تواند در تحقق امنیت هم در جامعه تأثیر‌گذار باشد.توجه به این حقوق در تمام سیاستگذاری‌ها و تصمیم گیری‌ها مد نظر قرار گیرد. نظارت و مطالبه گری مردم، رسانه‌ها، سازمان‌های غیردولتی و مراجع ذیربط نظارتی بر چگونگی تحقق و اجرای حقوق شهروندی می‌تواند ضمانت اجرای آن را در جامعه بالاتر ببرد. باور واقعی مسئولان و مردم به این حقوق نیز می‌تواند تحقق این حقوق را تضمین کند.فراموش نشود که با مشارکت و همکاری دولت و ملت است که امید به تحقق حقوق شهروندی افزایش پیدا می‌کند.

در راستای همین موضوع است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بویژه فصل سوم این قانون که به‌عنوان حقوق ملت از آن یاد می‌شود، به این مهم توجه شده است.

منحصر به‌فرد بودن منشور حقوق شهروندی: برخی معتقدند منشور حقوق شهروندی تجمیع شده برخی از قوانین و مقررات موجود است و هیچ نکته جدیدی از بابت حقوق مردم ندارد. اگر از این زاویه به موضوع نگاه شود درست است که این منشور نکات جدید زیادی ندارد ولی این منشور به حقوقی تأکید دارد که شهروندان در کشور دارند و شاید بتوان از آن به‌عنوان یادآوری‌کننده این حقوق یاد کرد. ضمن اینکه برخی از بندهای قانون اساسی جمهوری اسلامی هم درباره این حقوق تکمیل شده است. آنجا که تأکید شده که: «‌توهین، تحقیر یا ایجاد تنفر نسبت به قومیت‌ها و پیروان ادیان و مذاهب و گروه‌های مختلف اجتماعی ممنوع است‌» که در مقایسه با اصل نوزدهم قانون اساسی: «‌مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ و‌ نژاد و زبان، اسباب امتیاز نخواهد شد‌». برخی نکات جدید هم در این منشور نوشته و تصریح شده است که مهم هستند. یکی از این موارد «فعالیت‌های مدنی در حوزه‌های حقوق شهروندی حق هر شهروند است. سازمان‌های مردم‌نهاد باید حق دسترسی به اطلاعات و دادگاه صالح را برای دادخواهی در مورد نقض حقوق شهروندی داشته باشند
باور واقعی مسئولان به حقوق شهروندی: باور ضعیف مسئولان به اجرای کامل مفاد این منشور موجب می‌شود مردم هم به این منشور حقوق شهروندی اعتماد کافی نداشته باشند و در عمل خود را پایبند به اجرای مفاد آنها ندانند که این خود بزرگ‌ترین مشکل در تحقق عملی مفاد «منشور حقوق شهروندی» است که اگر این اعتماد و اطمینان بیشتر و بیشتر شود خود بزرگترین عامل برای ضمانت اجرا خواهد بود.

حقوق شهروندی مردم نباید فدای مصلحت اندیشی‌های سیاسی قرار گیرد که در این صورت اعتماد مردم را بیش از پیش به مسئولان کاهش خواهد داد و این خود مشارکت مردم را که رکن اصلی موفقیت اجرای این منشور قلمداد می‌شود  تحت تأثیر قرار خواهد داد.

موازی کاری در ساختار منشور حقوق شهروندی: ایجاد ساختار‌های موازی و ناهماهنگ برای رصد چگونگی اجرای مفاد این منشور خود می‌تواند چالشی دیگر باشد؛تجربه ای که در حوزه‌های دیگر هم در عمل موفق نبوده است به نظر می‌رسد در حوزه حقوق شهروندی هم این اتفاق خواهد افتاد.در حال حاضر فقط در حوزه دولت هم حوزه دستیار ویژه رئیس جمهوری، هم سازمان امور اداری و استخدامی کشور، وزارت دادگستری، معاونت زنان و خانواده رئیس جمهوری، وزارت کشور و... در این زمینه خود را متولی می‌دانند. در قوای دیگر هم نمایندگان مجلس شورای اسلامی به‌دلیل وظیفه نظارت بر اجرای قوانین و هم در قوه قضائیه در سازمان بازرسی کل کشور به‌دلیل وظیفه‌ای نظارتی دراین زمینه فعال هستند.شاید دولت نتواند در دو قوه دیگر تأثیری بگذارد ولی حداقل انتظار این است که در مجموعه دولت این موضوع تبدیل به چالش نشود.

 روزنامه ایران/22 خرداد 97

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/03/23

لزوم تقویت رویکرد اجتماعی در آموزش‌وپرورش

سیدحسن موسوی‌چلک- رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایرانImage result for ‫موسوی چلک‬‎

اتفاقی را که اخیرا در مدرسه‌ای در تهران افتاد، از چند زاویه باید بررسی کرد. زاویه اول اینکه این نه اولین مورد است و نه آخرین. فقط هم در ایران نیست، معمولا این نوع اتفاقات در محیط مدرسه‌ها پیش می‌آید؛ البته قصد ندارم آن را تأیید کنم. اتفاقی که افتاد به چند دلیل قابل‌توجه و قابل‌تأمل است. دلیل اول اینکه در محیطی اتفاق افتاد که جزء محیط‌های مورد وثوق همه مردم است؛ یعنی محیط مدرسه که ما فرزندان‌مان را به آن می‌سپاریم. نکته دوم که در این مورد خاص خیلی اهمیت پیدا کرد، اینکه آنها در سنی بودند که نمی‌توانیم بگوییم نمی‌دانستند چه اتفاقی می‌افتد. نکته سوم اینکه چه اتفاقی افتاده است که 15 یا 16 نفر سکوت کرده‌اند؟ چه‌چیزی بین آن فرد و آن دانش‌آموزان بود که آنها حاضر نبودند درباره‌اش بگویند؟ نکته چهارم در خود مدرسه است. چگونه مدیر مدرسه و معلم‌ها متوجه نشده‌اند و همچنین چگونه خانواده‌ها متوجه نشده‌اند؟ وقتی افراد مورد تعرض قرار می‌گیرند، به دلیل فشارهای روانی و ترسی که دارند، رفتارهایشان رفتارهای عادی نخواهد بود. ظاهرا بالاخره یکی از خانواده‌ها متوجه شده است و بعد بقیه پی برده‌اند. این موضوع چند ویژگی داشت و آن‌قدر حساس شد که مقامات بالا هم در آن ورود کردند. اما آنچه باید بپذیریم، این است که اگرچه همه ناراحت شده‌اند، این اتفاقی است که افتاده و نه اولی است و نه آخری

آموزش‌و‌پرورش باید چند کار انجام دهد. اول اینکه رسما عذرخواهی کند. دوم، باید برخوردهای قانونی را با مدرسه انجام دهد. سوم اینکه برای افکار عمومی راجع به این اتفاق و اقداماتی که انجام داده است، اطلاع‌رسانی شفاف انجام دهد تا افکار عمومی قانع شود. این بهانه‌ای شد تا آموزش‌وپرورش برای موضوع تقویت برنامه‌های اجتماعی در مدارس و تقویت رویکرد اجتماعی، تدبیر جدیدی اتخاذ کند. به نظر من آموزش‌وپرورش با اقدامات فعلی نمی‌تواند نقش خود را در جامعه‌پذیری افراد و بالا‌بردن سواد اجتماعی مردم به درستی ایفا کند. این غفلت به نظر من دیرینه است و مربوط به دیروز و امروز نیست و اگرچه در یکی، دو سال اخیر حرکت‌هایی شروع شده ولی با توجه به اهمیت و جایگاه آموزش‌وپرورش در حد قابل‌قبولی نیست. آموزش‌وپرورش باید نظارت جدی‌تری بر این مدارس از شیوه‌های مختلف اعمال کند. اگر مددکاری اجتماعی در مدارس وجود داشته باشد، راحت‌تر می‌توان این مسائل را شناسایی کرد و مداخلات و حمایت‌های به‌موقع را انجام داد
نکته دیگر به خانواده‌ها مربوط می‌شود. این افراد، خود قربانی هستند. البته باید بررسی شود که چه‌ چیزهایی باعث شده است که این بچه‌ها درگیر این موضوع شوند و چرا به‌موقع به خانواده‌ها نگفتند. اما درست نیست که بر سر قربانی زده شود یا او را تحقیر یا سرزنش کرد. این بچه‌ها نیازمند حمایت روانی-اجتماعی هستند. حتی خانواده آنها نیز به چنین حمایتی نیاز دارند و ما در انجمن مددکاران این آمادگی را داریم که اگر آموزش‌وپرورش بخواهد، بسته خدمات مددکاری اجتماعی را در اختیار این خانواده‌ها و دانش‌آموزان و حتی مدرسه قرار دهیم. درحال‌حاضر آن مدرسه هم انگشت‌نما شده است و دانش‌آموزان آن مدرسه نیز امروز ممکن است مورد شک خانواده‌ها یا آشنایان قرار بگیرند. بنابراین بچه‌ها و خانواده‌هایی که جزء این تعداد نبوده‌اند نیز نیازمند توجه هستند. در‌عین‌حال این نباید زمینه‌ای را فراهم کند که سختگیری بر این بچه‌ها بیشتر شود. یکی از نگرانی‌های من این است که این اتفاق، کنترل شدیدتر خانواده‌ها یا مدرسه بر بچه‌ها را به‌ دنبال داشته باشد که خود این هم تبعات دیگری دارد
از سوی دیگر، موضوعی که نباید فراموش شود این است که در دوران بلوغ هستیم و بچه‌ها در این سن نیازمند داشتن اطلاعاتی هستند در این مورد که دوران بلوغ را چگونه به درستی سپری کنند. باید دوران بلوغ را جدی‌تر بگیریم و آموزش درست و اطلاعات درست را در اختیار بچه‌ها بگذاریم. ممکن است بچه‌ها اطلاعات داشته باشند اما فرق بین اطلاعات و اطلاعات درست مهم است. اگر بچه همان بار اول که این درخواست از او می‌شد، این‌قدر شهامت داشت و از مهارت ارتباطی برخوردار بود که نه بگوید یا بعد دچار ترس نمی‌شد و این را به مدیر یا به والدین می‌گفت، کار به اینجا نمی‌کشید. به‌نظر من نباید اجازه داد این موضوع بهانه‌ای برای تخریب آموزش‌وپرورش یا معلمان شود. من همچنان اعتقاد دارم که آموزش‌و‌پرورش یکی از سالم‌ترین محیط‌های اجتماع است و بعضی از این اتفاقات را نباید به همه آموزش‌وپرورش تعمیم داد. در عین حال، آموزش‌وپرورش هم باید بپذیرد که این اتفاقات اعتماد مردم را نسبت به آن نهاد کم می‌کند و باید صبورانه این اعتماد را برگرداند، نه مقاومت کند و نه گارد بگیرد یا توجیه کند. بپذیرد و عذرخواهی کند و تدابیری اتخاذ کند که این اتفاقات 
بعد از این کمتر بیفتد.

 روزنامه شرق/21 خرداد 1397

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/03/21

 Image result for ‫موسوی چلک‬‎

تشویق مردان با تسهیل دسترسی به خدمات اجتماعی

سیدحسن موسوی چلک*

آنچه مثل بسیاری از مصادیق دیگر خشونت خانگی محدودیت مکانی و زمانی ندارد؛ یعنی همیشه بوده و هست و خواهد بود، موضوع همسرآزاری است. ولی وقتی موضوع همسرآزاری را می‌شنویم بلافاصله زن آزاری به ذهن تداعی می‌شود. اما همسرآزاری فقط زن آزاری نیست و مردآزاری هم بخشی از همسرآزاری است و به عنوان خشونت خانگی از آن یاد می‌شود. منتها با توجه به شرایط فرهنگی جوامع مختلف و به عبارت بهتر اکثر جوامع، معمولا مردان رغبت کمتری برای مراجعه و دریافت خدمات حمایتی و اجتماعی دارند که خاص کشور ما هم نیست. درواقع به خاطر فضایی که وجود دارد و مردسالاری حاکم بوده، معمولا مردها رغبت کمتری پیدا می‌کنند. به مراکز مشاوره هم که مراجعه می‌کنید، معمولا مراجعه کنندگان دریافت خدمات در حوزه همسرآزاری که به شکل‌های مختلف مورد آزار قرارگرفته‌اند گرچه بیشتر عمدتا آزارها فیزیکی یا جسمی است و در مورد سایر انواع آزار مثل آزارهای عاطفی که معمولا به پزشکی قانونی مراجعه نمی‌کنند و آزارهای جنسی هم مگر مواردی که حاد و علنی شده باشد، والا معمولا آن هم خیلی گزارش نمی‌شود و محدود به جامعه ما نیست، زنان هستند. طبیعتا در جوامعی که فضاها یا سابقه فرهنگی‌شان به گونه‌ای که فشار مردان برای مراجعه و دریافت خدمات به دلیل آزار زنانشان بیشتر است، معمولا مراجعه و دریافت خدمات هم کمتر است. ولی نکته قابل تامل در اینکه چرا مردان کمتر به پزشکی قانونی و دریافت خدمات مراجعه می‌کنند در جایی است که بحث‌ها حقوقی می‌شود و افراد در معرض اتهامی باشند یا بزه دیده باشند. در این گونه مواقع می‌بینیم که مردان برای دفاع از حقوق خودشان، تمایل و امکان مراجعه به این مراکز را بیشتر پیدا می‌کنند. گرچه طی چند سال اخیر به دلیل شناخت بیشتر مردم از منابع اجتماعی، تمایل به استفاده از این مراکز و خدمات منابع بیشتر شده، طبیعتا مردان هم بخشی از این جامعه هستند حال اگر در گذشته قبح بیشتری داشت، الان تا حدودی این قبح کمتر هم شده است. به نظر می‌رسد بخشی از افزایش آمار مردانی که مورد آزار همسرانشان قرار گرفته‌اند، مربوط به شهرهای کوچک نیست. هرچه جامعه محدودتر باشد و افراد در یک روابط اجتماعی محدودتری زندگی کنند به دلیل فشارهای اجتماعی، مردان رغبت کمتری پیدا می‌کنند که به سمت این مراکز بروند. البته غیر از جاهایی که بحث‌های دعاوی حقوقی مطرح می‌شود ولی معمولا در کلانشهرها که گمنامی بیشتر است، ممکن است شاهد حضور بیشتر مردان در مراکز باشیم. البته در همه جای دنیا هم وضع به همین گونه است و اینطور نیست که به‌راحتی در همه کشورها مردان این موارد را بازگو کنند و می‌بینیم که به تدریج این اتفاق می‌افتد. همین موضوع را در مورد زن آزاری هم داریم. تا زمانی که اطلاعات مردم کمتر بود، منابع اجتماعی محدودتر بود، دسترسی هم به این خدمات سخت‌تر بود، کمتر گزارش می‌شد ولی الان دسترسی به منابع و اطلاعات بیشتر است و افراد به راحتی با یک تماس تلفنی 123 یا 1480 موضوع را پیگیری می‌کنند. خودبه‌خود وقتی دسترسی به منابع بیشتر می‌شود، یعنی راه‌های ارتباطی استفاده از منابع اجتماعی بیشتر می‌شود، تمایل یا فراوانی استفاده کنندگان از آن خدمت هم افزایش پیدا می‌کند. در کنار این موارد افزایش اطلاعات هم مهم است و بخش دیگر اینکه وقتی قبح این موضوع در جامعه کمرنگ‌تر شود، مراجعات به مراتب بیشتر خواهد بود و دیگر حتی مردها حاضر به پنهان کردن آزاری که توسط زنانشان نسبت به آنها صورت گرفته، نمی‌شوند. ولی همچنان زن آزاری بیش از مردآزاری در ایران گزارش می‌شود و طبیعتا اتفاق هم می‌افتد ضمن اینکه حساسیت زنان بیشتر است. اما معمولا مردان در اینگونه مواقع سازگاری و انطباق بیشتری دارند البته در مواردی هم اینگونه نیست و وقتی همسران به مراجع قضایی مراجعه می‌کنند، موضوع فراتر از یک دعوای ساده زن و شوهری است که به مرجع قضایی ختم می‌شود.

* رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

روزنامه آرمان/ 21 خرداد 97







نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/03/21

فرهنگ‌سازی برای مجازات جایگزین حبس

سیدحسن موسوی‌چلک- رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

یکی از نگرانی‌های موجود در جوامع مختلف، بالارفتن آمار پرونده‌های قضائی است که بالارفتن آمار ورودی زندان پیامد آن خواهد بود. این امر فقط به جامعه ما محدود نمی‌شود و در هر جامعه‌ای که این رویکرد حاکم باشد، شاهد افزایش پرونده‌های قضائی و افزایش آمار زندانیان خواهیم بود. ما هم بر اساس آمارهایی که در کشور وجود دارد، نگرانی درباره افزایش پرونده‌های قضائی و به‌تبع آن افزایش آمار زندانیان را بیش از پیش احساس می‌کنیم؛ به‌گونه‌ای که قوه قضائیه بخشنامه کاهش جمعیت کیفری و کاهش آمار زندانیان را صادر می‌کند یا در قانون برنامه ششم، قوه قضائیه موظف به بازنگری در عناوین مجرمانه شده و اینکه جرائم سبک را به «تخلف» تغییر دهد. در ایران بر اساس آمارهای مختلف حدود هزارو 300 تا دوهزار عنوان مجرمانه داریم و حتی یکی از مسئولان قضائی از دوهزارو 500 عنوان مجرمانه سخن به میان آورده است. طبیعتا با افزایش تعداد عناوین مجرمانه و بیشترشدن مصداق‌ها، تعداد افرادی که مشمول مجازات می‌شوند، افزایش پیدا می‌کند. این در حالی است که گفته می‌شود در بعضی از کشورها تعداد عناوین مجرمانه در 60 یا 70 محور بیشتر نمی‌گنجد. در قانون برنامه ششم کاهش این عناوین پیش‌بینی شده است.

در کنار این موارد، با توجه به اینکه بعد از ورود افراد به زندان، پذیرش اجتماعی نسبت به این افراد سخت‌تر خواهد بود و برچسب‌های اجتماعی مانند فرزند زندانی یا همسر زندانی به خانواده آنها می‌خورد یا برای خود آن فرد در هر کاری که بخواهد انجام دهد، سوء‌سابقه مطرح می‌شود، موضوع استفاده از مجازات‌های جایگزین حبس در تمام دنیا مطرح است، چون فردی به زندان می‌رود و خانواده او گرفتار می‌شوند و ممکن است ورود به زندان فردی به علت تصادف، مبلغی ناچیز یا جرمی سبک تبعات دیگری برای سایر اعضای خانواده داشته باشد. به همین دلیل در سیستم‌های قضائی مختلف رویکردهای مجازات جایگزین حبس در نظر گرفته می‌شود و در شرایطی که امکان تعیین مجازات جایگزین وجود دارد، قضات می‌توانند این مجازات‌ها را در نظر بگیرند.

در بعضی از فصول قانون مجازات اسلامی جدید نیز به این نکته اشاره شده و به قضات اختیار داده شده است که از این ظرفیت استفاده کنند، ولی ما از ظرفیت مجازات جایگزین حبس خیلی استفاده نکرده‌ایم و این در سیستم قضائی ما تبدیل به یک فرهنگ نشده است. ما اعتقاد داریم که استفاده از مجازات جایگزین حبس، زمینه بازتوانی اجتماعی و بازگشت افراد را به خانواده و جامعه فراهم می‌کند و به‌این‌ترتیب خانواده کمتر آسیب می‌بیند و وقتی افراد در عین تحمل مجازات، در جایی مثل زندان به‌سر نمی‌برند، خیال خانواده‌ها راحت‌تر است و پیامدهای منفی به‌مراتب کمتری دارد، ضمن اینکه هزینه دولت‌ها برای تأمین مخارج هر زندانی کاهش پیدا می‌کند.  

متأسفانه این موضوع هنوز در خود سیستم قضائی نهادینه و تبدیل به فرهنگ نشده است؛ گرچه در چند سال اخیر آمار ورودی به زندان – که ممکن است از یک روز تا یک سال متغیر باشد -  از 600 هزار به حدود 420 هزار کاهش یافته است، اما اگر از ظرفیت مجازات جایگزین بیشتر استفاده کنیم، زندان‌های ما به‌مراتب کوچک‌تر خواهند شد و این مستلزم آن است که در سیستم قضائی تبدیل به فرهنگ حاکم در روابط بین قضات، شاکی و متشاکی شود و همچنین مستلزم آن است که مسئولان قضائی نیز توجه بیشتری نسبت به این موضوع داشته باشند، گفت‌و‌گوهای بیشتری در حوزه مجازات جایگزین حبس انجام شود، جلسات آموزشی مختلف برای قضاتی که احکامی صادر می‌کنند، گذاشته شود و  مجازات جایگزین حبس در هر بخشنامه‌ای مورد توجه قرار گیرد، معیار ارزیابی قضات استفاده از این ظرفیت‌ها و معیار ارزیابی دادگستری استان‌ها استفاده از مجازات جایگزین حبس باشد. این امر به‌ویژه در حوزه کودکان، زنان، خانواده و افراد دارای نیازهای خاص، کمک خواهد کرد که آمار ورود به زندان کاهش پیدا کند

منبع: روز نامه شرق/2 خرداد 1397

 Image result for ‫موسوی چلک‬‎





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/03/12


نگاه روز
گفت‌وگو صمیمیت را میان اعضای خانواده افزایش می‌دهد

 گفت‌وگو صمیمیت را میان اعضای خانواده افزایش می‌دهد

نگاه روز

 


سید حسن موسوی چلک/ رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران


خانواده یکی از مهم‌ترین نهادهای اجتماعی در هر جامعه‌ است که کارکردهای مختلفی دارد؛ یکی از مهم‌ترین این کارکردها ایجاد بستری برای افزایش تعامل و گفت‌وگو بین اعضای خانواده است. در راستای اهمیت گفت‌وگوست که خانواده به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و مؤثرترین نهادهای اجتماعی در عرصه جامعه‌ نقش ایفا می‌کند. اگر به گذشته نگاه کنیم می‌بینیم که نیاکان ما آیین شب‌نشینی داشتند. آنها یا چای شب‌نشینی می‌خوردند یا دیگران را برای چای شب‌نشینی دعوت می‌کردند. در آن فضا بود که گفت‌وگو‌ بین اعضای خانواده و خویشان شکل می‌گرفت. پدران ما سواد کلاسیک کمتری داشتند اما این را به خوبی درک کرده بودند که گفت‌وگوی میان اعضای خانواده اگر درست انجام شود می‌تواند بستر خوبی برای افزایش صمیمیت و روابط عاطفی بین اعضای خانواده باشد.


امروزه برخی از مشکلات ما به ضعف فرهنگ گفت‌وگو در خانواده‌ها برمی‌گردد. به‌دلیل تغییر ساختار خانواده از گسترده به هسته‌ای، دسترسی بیشتر به تکنولوژی و فناوری اطلاعات، شبکه‌های مجازی و رسانه‌ها و حتی فردگرایی افراد در جامعه و خانواده، فرهنگ گفت‌وگو در خانواده‌ها رو به تضعیف است. در تحقیقی که چند سال پیش درباره فرهنگ گفت‌وگو در خانواده‌ها انجام دادم مشخص شد که اعضای خانواده‌ها حدود یک ربع با هم حرف می‌زنند. پیش‌فرض ما این است که طی سال‌های آینده به‌دلیل توسعه تکنولوژی این رقم کمتر هم خواهد شد.
وجود فرهنگ گفت‌وگو صمیمیت را میان اعضای خانواده افزایش می‌دهد. اعضای خانواده با اهداف مشترک و خواسته‌های یکدیگر آشنا می‌شوند. در فضای صمیمی گفت‌وگو، مشکلات و انتظارات گفته می‌شود و با مشارکت اعضای خانواده برای پاسخ دادن به آنها قدم برداشته می‌شود. در نتیجه گفت‌وگو، رضایت افراد تامین شده و آرامشی مثال‌زدنی در خانواده حاکم می‌شود. فرزندان خانواده‌هایی که گفت‌وگو را به‌عنوان فرهنگ غالب انتخاب کرده‌اند یاد می‌گیرند که درون خانواده گفت‌وگو کنند سوالات و نگرانی‌های خود را ابتدا درون خانواده مطرح کنند و حتی اگر تعارض و سوءتفاهمی وجود دارد جواب خود را درون خانواده بیابند. اعضای خانواده تلاش می‌کنند سوءتفاهم‌ها را درون خانواده برطرف کنند و نمی‌گذارند سوءبرداشت‌ها منجر به اختلافات شدید مانند طلاق عاطفی و خشونت خانگی شود.  

گفت‌وگو می‌تواند کمک کند بسیاری از سوءتفاهم‌ها برطرف شود و اعضای خانواده به تفاهم و همدلی برسند. ایجاد چنین فضایی مستلزم این است که الزامات گفت‌وگو را نیز رعایت کنیم. زمان و موضوع مشترک گفت‌وگو را انتخاب کنیم و برای آن وقت بگذاریم و اهمیت قائل شویم. در گفت‌وگو حتی سوال کردن درست هم اهمیت دارد، اینکه چه لحنی داشته باشیم و در چه مکانی چه ژستی بگیریم و چگونه به طرف مقابل نگاه کنیم هم در گفت‌وگو اهمیت دارد. ایجاد فرهنگ گفت‌وگو در خانواده یک مهارت است؛ نمی‌توان جلوی تلویزیون نشست و کانال‌ها را بالا و پایین کرد یا در شبکه‌های مجازی چرخید و در عین حال با یکی از اعضای خانواده گفت‌وگوی مؤثری انجام داد. دیده شده است که افراد پیش از اینکه وارد خانه شوند شروع به گفت‌وگو می‌کنند درصورتی که برای گفت‌وگو در خانواده باید به یک آرامش نسبی رسید سپس با یک مقدمه در زمان مناسب موضوع را مطرح کرد.

موضوع گفت‌وگو هم در کیفیت آن تأثیر دارد. براساس یافته‌های پژوهشی که از آن یاد شد، مشخص شد که موضوع گفت‌وگوی اعضای خانواده در بسیاری از موارد مرتبط با خانواده نیست. اعضا بیشتر درباره فردی دیگر حرف می‌زنند؛ اینکه چه کرد و چه گفت و در بسیاری از موارد این موضوعات منجر به مشاجره و بحث و جدل می‌شود. به‌نظر می‌رسد باید در راه نهادینه کردن فرهنگ گفت‌وگو در خانواده‌ها بیشتر تلاش کرد.



در خانواده‌هایی که فرهنگ گفت‌وگو در آنها وجود ندارد اعضای تشنه  محبت در شبکه‌های اجتماعی یا در خانه دیگران و خیابان به‌دنبال محبت می‌گردند. آنها به جای اینکه جواب بسیاری از سوالاتشان را در خانواده بجویند سراغ راه‌حل‌هایی می‌روند که لزوما درست نیست و شاید آنها را به گمراهی بکشاند.


واقعیت این است که امروزه گفت‌وگو در خانواده‌ها کمرنگ شده است. اعضای خانواده در فضای مجازی با هم در ارتباطند و به عنوان مثال آماده بودن شام را به هم خبر می‌دهند. تبعات کاهش زمان گفت‌وگو گریبان جامعه را نیز می‌گیرد. در سبد خانوار ایرانی، مهارت‌های اجتماعی جایگاهی ندارد. اعضا فکر می‌کنند خیلی چیزها را بلدند. درحالی‌که اینها مهارت‌هایی است که باید تمرین کرد و یاد گرفت. خانواده باکیفیت، خانواده‌ای است که گفت‌وگوی باکیفیت در آن شکل بگیرد. جامعه‌ای که در آن اعضای خانواده‌ها با هم حرف نمی‌زنند با آسیب‌های اجتماعی مانند طلاق خشونت و افسردگی دست به گریبان است. افراد خانواده کنار هم هستند ولی از تنهایی رنج می‌برند.


درصورت وجود گفت‌وگوست که فرزندان مشورت را یاد می‌گیرند و اگر حقشان ضایع شد، می‌توانند آن را به‌گونه‌ای طلب کنند که به‌خودشان و دیگران آسیب وارد نشود. در فضایی که گفت‌وگو باشد، کمتر پیش می‌آید که بچه‌ها به‌دلیل برخی مسائل خیابان را به خانه ترجیح دهند. افسردگی و گرایش به آسیب‌های اجتماعی کمتر خواهد شد. از آنجا که انسان‌ها از حرف زدن با دیگری لذت می‌برند اگر فضای گفت‌وگو در خانه نباشد بچه‌ها بیرون را انتخاب می‌کنند.


برخی از تحقیق‌ها نشان می‌دهد که حدود 70درصد از سوءتفاهم‌ها میان اعضای خانواده ناشی از صحبت نکردن است. بنابراین داشتن فرهنگ گفت‌وگو می‌تواند علاوه بر رفع بسیاری از تعارضات خانوادگی در جامعه نیز زمینه حل مشکلات را فراهم آورد.

منبع: روزنامه همشهری/29 اردیبهشت 1397

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/02/30

به یاد مرحوم دکتر مظفر کریمی

نظام چند لایه تامین اجتماعی، ضرورتی اجتناب ناپذیر

اگر چه نامرادی های زیادی را تحمل می کرد اما هیچ گاه از تلاش در این حوزه از پا نمی افتاد. همیشه می گفت راه برون رفت ما از این وضعیت نابسامان اجرایی شدن این نظام تامین اجتماعی چند لایه است و در این راه باید همه سختی ها، نامرادی ها، بد اخلاقی ها و حتی آزارها را تحمل کرد ولی باید برای مردم کار کرد و حرکت کنیم و حق مردم این زندگی نیست.

 

سید حسن موسوی چلک

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

 

تامین 24 / سال 1372 که در  دانشگاه علوم پزشکی در استان مرکزی  مشغول  به کار شدم. در ارتباط با بیماران و مشکلاتی که در خصوص بیمه داشتند متوجه این موضوع شدم که  نظام بیمه ای ما کارآمدی لازم را ندارد. اما در این خصوص اطلاعات زیادی نداشتم  و محدود به دو واحد درس «تامین اجتماعی» بود که در مقطع کارشناسی در رشته مددکاری اجتماعی در دانشگاه علامه گذرانده بودم.

همیشه این سوال در ذهنم بود که با این نوع حمایت های ناقص و ضعیف و ناکارآمد که ما داریم از خانواده های نیازمند  انجام می دهیم ره به جایی نخواهیم برد. بعد از دو سال در بهزیستی استان استخدام شدم. آنجا بیشتر این موضوع برایم محرز شد. همه حمایت های این سازمان و سایر سازمان های اجتماعی فقط و فقط وابستگی بود و بار مالی زیادی که به دولت هر سال در بودجه تحمیل می شد که نتیجه ای هم در راستای توانمند سازی نداشت و هر ساله هم به تعداد این افراد اضافه می شد. نارضایتی مردم و  دولتی ها نتیجه این حمایت های مستمر و ناکارآمد بود. بعد که در سال 1378 به بهزیستی کشور آمدم همچنان  این دغدغه را داشتم اما هیچ گونه اطلاعاتی در این خصوص نداشتم تا این که در سال 1381 به دفتر رفاه و تامین اجتماعی سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور منتقل شدم. در آنجا مطالبی در خصوص نظام چند لایه تامین اجتماعی و البته مطالب مشابه بیشتر در اختیارم قرار گرفت. جلساتی با حضور صاحب نظران داخلی و خارجی برگزار می شد و به عنوان یک مددکار اجتماعی بیش از پیش متوجه اهمیت این موضوع شدم . ولی آنجا بود که نام یکی از افراد مرتبط با این موضوع را شنیدم و ایشان کسی نبود جز آقای دکتر مظفر کریمی.

شماره تماس ایشان را گرفتم و با هم صحبت کردیم و چون برنامه چهارم توسعه هم در حال نوشتن بود و یکی از دغدغه ها هم همین موضوع بود متوجه شدم کسی که بیش از همه در این خصوص کار کرده و مطلب نوشته و راه برون رفت از این وضعیت  را می داند و به عبارت بهتر باور دارد مرحوم دکتر کریمی است. مطالبی از ایشان گرفتم و مطالعه کردم ولی دانش بیمه ای نداشتم و این یکی از مشکلات من بود. هر از چند گاهی در سیاستگذاری ها و جلسات به این موضوع پرداخته می شد اما در عمل هنوز اتفاق خاصی نیفتاده بود.این ارتباط حفظ شده بود و زمانی که با مرکز پژوهش های  مجلس هم همکاری داشت این  ارتباط حفظ شده بود و در حوزه های دیگر هم از ایشان مشورت می گرفتم تا این که در تابستان 1390 بعد از ادغام سه وزارت خانه تعاون، کار و امور اجتماعی و رفاه اجتماعی، وزارت خانه جدید (از نظر من ناکارآمد) تشکیل شده بود. در حوزه رفاه اجتماعی معاونتی با این عنوان می خواست شکل بگیرد. یکی از دفاتر «بیمه های اجتماعی» بود. خیلی دلم می خواست ایشان این مسوولیت را بگیرد. اتفاقا آقای عمادی که معاون وقت معاونت رفاه اجتماعی بود به من گفتند که برای این دفتر آقای دکتر مظفر کریمی در نظر گرفته شدند.خیلی خوشحال شدم و امیدوار. من هم برای مدیریت دفتر امور آسیب های اجتماعی پیشنهاد شده بودم. علاقه ای به پذیرش مسوولیت نداشتم حتی در صحبت با وزیر وقت هم این موضوع را شفاف و صریح اعلام کردم. ولی در نهایت هم من و  هم ایشان به عنوان مدیران کل جدید این دو حوزه منصوب شدیم. فرصت خوبی بود تا بیشتر در کنار این ایشان باشم و از ایشان یاد بگیرم. همین گونه هم شد و از نشست با ایشان لذت می بردم. عاشق این کار بود و تمام تلاش خود را برای این کار انجام می داد. می نوشت، سخنرانی می کرد، پیشنهاد می داد، دفاع می کرد، نقد می کرد و .. همیشه هم شفاف و صریح بود و از نظر کارشناسی خود دفاع جانانه می کرد. البته نقد های دیگران را هم می شنید. زمانی که از نظام چند لایه تامین اجتماعی حرف می زد از عمق وجودش به آن اعتقاد داشت و باور کرده بود که راه خروج از این وضعیت، اجرایی شدن این موضوع است.حتی زمانی که با هم برای برنامه پیشنهادی وزیر  جدید را می نوشتیم که هر کسی معرفی شد پیشنهادات مان را ارایه کنیم تا موضوع مورد غفلت قرار نگیرد، ایشان در  اولین پیشنهاد خود موضوع اجرایی شدن  نظام چند لایه تامین اجتماعی را نوشته بود. حال که با سالگرد وفات ایشان رسیدیم این فرصت را بهانه می کنم تا به دغدغه ایشان را برای خودم یادآوری کنم.

یکی از وظایف دولت ها (حکومت ها) بستر سازی برای تحقق رفاه اجتماعی برای آحاد جامعه است که تحقق این موضوع می تواند مبنای ارزیابی عملکرد آنها محسوب شود. این وظیفه در قبال افراد دارای نیاز های حاص و نیازمند حمایت ها و مساعدت های اجتماعی بیش از دیگران مهم قلمداد می شود . گر چه انتظار می رود با اجرای نظام چند لایه تامین اجتماعی، فراگیری بیمه های اجتماعی برای همه مردم در جامعه را شاهد باشیم. شاید به دلیل اهمیت همین موضوع بوده که در طول سه دهه اخیر به اهمیت این موضع پی برده شده و بار ها در عرصه سیاستگذاری های کلان کشور حرکت به سمت بیمه فراگیر تامین اجتماعی مطرح شده است و حتی در ماده 27 قانون برنامه پنج توسعه کشور طراحی و استقرار نظام تامین اجتماعی چند لایه مورد توجه قرار گرفته است. گر چه باید بپذیریم که تاکنون فقط در حد«حرف» بوده و در عمل اقدامی عملی برای تحقق آن  صورت نگرفته است. شنیده ها حاکی از آن است که در کمیسیون اجتماعی و دولت الکترونیک دولت موضوع مصوب شده است و منتظر تصویب در دولت و ارسال لایحه آن به مجلس شورای اسلامی است که این خبر خود یک خبر خوب است. تصویب این لایحه کمک می کند تا همه مردم بتوانند تحت پوشش  بیمه های اجتماعی قرار گیرند و حتی با استفاده از این ظرفیت قانونی شرایط توامندسازی افراد تحت پوشش نهاد های اجتماعی  را فراهم کرد تا از حمایت مستقیم دولت خارج شوند که اکنون بار مالی زیادی را برای دولت دارند و ضروری است تا منابع حمایت های مالی فعلی هم که با حداقل های توانمندسازی فاصله بسیار زیادی دارد، به سمت بیمه اجتماعی فراگیر سوق داده شود. سطح بندی و اولویت بندی  خدمات  و پوشش بیمه ای براساس میزان نیاز توانمندی و مشارکت انجام شود، عدالت در دسترسی به خدمات و پوشش بیمه ای هم تحقق پیدا کند، وحدت رویه و افزایش کارآمدی بیمه ها نیز از دیگر نتایج اجرای این نظام خواهد بود و حتی حمایت ها هم سطح بندی می شود و بار مالی دولت هم  در مجموع کم خواهد شد و اعتماد متقابل را هم به دنبال خواهد بود.

خاطرم هست که در آغاز فعالیت ایشان به عنوان مدیرکل دفتربیمه های اجتماعی آقای اسماعیل گرجی پور که الان مسولیت دفتر بیمه های اجتماعی وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی را دارد و در آن زمان کارشناس این دفتر بود از من سئوال کرد که برای پیشرفت در کارم چه کار کنم؟ به ایشان پیشنهاد کردم تا می توانید از آقای دکتر کریمی یاد بگیرید. ایشان دایره المعارف تامین اجتماعی کشور هستند و گنجی هستند که باید قدر ایشان را بدانید. همین هم شد و بعد از آن مرحوم، آقای گرجی پور کار ایشان را پیگیری کرد و با همکاری استادان دیگر این موضوع را در دولت  پیگیری کرد.

گر چه نامرادی های زیادی را تحمل می کرد اما هیچ گاه از تلاش در این حوزه از پا نمی افتاد. همیشه می گفت راه برون رفت ما از این وضعیت نابسامان اجرایی شدن این نظام تامین اجتماعی چند لایه است و در این راه باید همه سختی ها، نامرادی ها، بد اخلاقی ها و حتی آزارها را تحمل کرد ولی باید برای مردم کار کرد و حرکت کنیم و حق مردم این زندگی نیست. خاطرم هست در کنفرانس امور اجتماعی در برنامه ششم توسعه که در سطح ملی در گناباد برگزار شده بود به همراه همسرش آمد و در یک پانل تخصصی مجدد  این موضوع را مطرح کرد. از هر فرصتی برای بیان دیدگاهش استفاده می کرد.

نکته آخر این که همیشه قدردان همسرش بود و به فرزندانش عشق می ورزید. از دست دادن ایشان ضایعه بزرگی برای کشور بود. گرچه تا بود قدردانش نبودیم. روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

به یاد مرحوم دکتر مظفر کریمی اجرای نظام چند لایه تامین اجتماعی ضرورتی اجتناب ناپذیر

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/02/28

ذبح اخلاق در فضای مجازی

یکی از معضلات فضای مجازی، درواقع پنهان ماندن هویت افراد است که باعث افزایش احتمال سوء‌استفاده از آنها خواهد شد. همچنین تخریب اخلاق اجتماعی نیز یکی از نگرانی‌های موجود است که اگر بدرستی تدبیر نشود پیامدهای منفی گسترده‌ای را به‌دنبال خواهد داشت.

تکنولوژی و فناوری‌های نوین مقوله‌های پیچیده‌ای هستند که از نظر علمی، اقتصادی و اجتماعی بسیاری از کشور‌های دنیا را درگیر خود کرده‌اند. فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی یکی از مؤلفه‌های مرتبط با تکنولوژی به شمار می‌روند که در طول سال‌های اخیر با استقبال مردم جهان روبه‌رو شده است.

همچنین، «سرعت انتقال»، «ارزان بودن» و «دسترسی آزاد به اطلاعات» از جمله ویژگی‌های این تکنولوژی محسوب می‌شود که جذابیت زیادی برای مردم بویژه نوجوانان و جوانان دارد. به‌طوری که هم‌اکنون آنها بیشتر از سایر گروه‌های سنی در سایت‌های اینترنتی و فضای مجازی وقت می‌گذرانند. به همین دلیل آنها بیشتر از دیگران در معرض تهدید مضرات این شبکه‌ها قرار دارند.

یکی از معضلات فضای مجازی، درواقع پنهان ماندن هویت افراد است که باعث افزایش احتمال سوء‌استفاده از آنها خواهد شد. همچنین تخریب اخلاق اجتماعی نیز یکی از نگرانی‌های موجود است که اگر بدرستی تدبیر نشود پیامدهای منفی گسترده‌ای را به‌دنبال خواهد داشت. به طوری که امروزه ویژگی‌های فضای مجازی راه را برای تخریب اخلاق در جامعه باز کرده است. به‌عنوان نمونه، پخش تصاویر خصوصی افراد، بروز اختلاف میان زوجین و فرزندان، انعکاس گزارش‌های غیر واقعی و درج کامنت با عناوین غیر واقعی، هر روزه معضلات زیادی را برای مردم به وجود می‌آورد. در این زمان باید به این نکته توجه کرد که انتشار اخبار غیر واقعی و دستکاری تصاویر خصوصی افراد با هدف اختلاف افکنی هیچ کدام نشانه اخلاق مداری محسوب نمی‌شود و رواج بی‌اعتمادی در جامعه را به‌دنبال خواهد داشت.

یکی از نکات دیگر این است که هر گونه روابطی که در داخل این فضا انجام می‌شود به خاطر عدم شناخت طرفین «غیر واقعی» تلقی شده و تجربه نشان می‌دهد در صورتی که افراد شناخت کافی از یکدیگر نداشته باشند احتمال بروز تخریب و بی‌اخلاقی افزایش خواهد یافت. البته این معضل تنها مختص فضای مجازی نیست و ما در طول روز شاهد بی‌اخلاقی و تخریب‌های گسترده دیگری نیز هستیم که اغلب به‌شکل پنهانی صورت می‌گیرد.

به‌طور کلی بر این باورم که اگر فضای مجازی همبستگی و اعتماد اجتماعی را به‌دنبال داشته باشد، می‌تواند فرصت تلقی شود؛ فرصتی که باید در چارچوب اخلاق در جامعه از آن استفاده کرد. هرچند متأسفانه امروزه این فضا نه تنها هیچ فرصتی ایجاد نکرده بلکه شرایط را برای تضعیف اخلاق اجتماعی و افزایش بی‌اعتمادی نیز فراهم کرده است. یکی از دلایل انتقاد به فضای مجازی نیز به‌همین موضوع برمی‌گردد. به طوری که تاکنون هشدار‌های زیادی درباره آسیب‌های اجتماعی ناشی از فضای مجازی از سوی مسئولان کشور مطرح می‌شود، چراکه آنها معتقدند مدیریت این فضا به مراتب دشوار‌تر از فضای واقعی است. بنابراین با توجه به افزایش گرایش نسل جوان به فضای مجازی و تأثیرات حاصل از این فضا، توصیه می‌شود مسئولان نسبت به آثار مخرب حاصل از فضای مجازی که مهم‌ترین آن تضعیف بنیان‌های اخلاقی در جامعه است، توجه بیشتری داشته باشند. باید دقت کرد در صورت بی‌توجهی به این موضوع، ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی مورد قبول جامعه، دچار آسیب جدی خواهد شد.

** خدشه به امنیت اجتماعی از آثار منفی فضای مجازی
یکی از تهدیدات فضای مجازی، لطمه به امنیت اجتماعی مردم است. امنیت اجتماعی نشانه ثبات هر جامعه‌ای است که اگر به آن بی‌توجهی شود ارزش‌ها و هنجار‌های اجتماعی آسیب می‌بیند.

یکی دیگر از نگرانی‌هایی که در زمینه فضای مجازی وجود دارد، تهدید خانواده‌ها است. به‌گونه‌ای که ترویج بی‌اخلاقی یا بداخلاقی درون خانواده به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نهادهای اجتماعی یکی از آثار منفی این فضا به‌شمار می‌رود. همچنین گسترش برخی از مؤلفه‌های مرتبط با آسیب‌های اجتماعی از جمله «خشونت خانگی»، «کودک آزاری» و «همسرآزاری» از نشانه‌های تضعیف اخلاق در جامعه هستند که ناشی از ضعف اخلاق اجتماعی است.

** نقش شبکه‌های مجازی در حوزه خانواده
شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی نقش قابل توجهی در روابط خانوادگی دارند و شاید به‌همین دلیل است که جوامع مختلف به‌دنبال برنامه‌ریزی برای استفاده از فضای مجازی درچارچوب یک قواعد مشخص هستند. تأمل در برخی از دعاوی خانوادگی در مراجع قضایی در ایران نشان می‌دهد که فضای مجازی و بی‌توجهی به اخلاق در آن، موجب ایجاد زمینه‌های بروز طلاق و مشکلات دیگر شده است. به‌طوری که در حال حاضر یکی از نگرانی‌های والدین درحوزه فضای مجازی، چگونگی استفاده از فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی از سوی کودکان و نوجوانان است که این عامل به علت تأثیر‌پذیری آنان از بی‌اخلاقی یا بداخلاقی در این فضا است. همچنین تأملی در حوادث خانوادگی که بخشی از آنها در رسانه‌ها منتشر می‌شود، نشان می‌دهد اغلب دوستی‌های خیابانی ناشی از فضای مجازی است. نکته قابل توجه این است که در همه جوامع مسئولان و کارشناسان موظف‌اند تا به‌شکلی اقدام کنند که بتوانند مروج اخلاق در جامعه باشند و مؤلفه‌های اخلاقی از قبیل صبر، قناعت، گذشت و... را در جامعه نهادینه کنند که این دغدغه به حداقل برسد.

یکی از وظایف محیط‌های اجتماعی مانند مدارس، دانشگاه و رسانه نهادینه کردن مؤلفه‌های اخلاقی بویژه برای کودکان و نوجوانان است. آنها باید با توجه به مؤلفه‌های اخلاقی به شکلی برنامه‌ریزی کنند که از زمان کودکی این مؤلفه‌ها در جامعه نهادینه شود. گرچه امروزه اعتماد جوانان به فضای مجازی و تغییر کارکرد خانواده‌ها و محیط‌های اجتماعی موجب شده تا این افراد در مقابل فضای مجازی تسلیم شده و دیگر آنگونه که باید تحت تأثیر الگو‌های تربیتی خانواده نباشند. همچنین فضای مجازی و اطلاعاتی که در آن منتشر می‌شود، موجب بی‌اهمیت قلمداد شدن نقش والدین و مدارس نیز شده است. 

هم‌اکنون در برخی کشور‌ها برای استفاده کودکان و نوجوانان از فضای مجازی، تمهیداتی از قبیل دسترسی محدود به اطلاعات یا ساختن گوشی‌هایی که امکانات محدودی روی آن قابل نصب است، در نظر گرفته شده است. این امکانات به‌دنبال این است که با استفاده از مدیریت هوشمند برای کودکان و نوجوانان، آسیب‌های ناشی از این معضل را به حداقل برسانند. البته این دغدغه در تعداد زیادی از کشور‌های جهان وجود دارد و تنها محدود به ایران نیست. ساخت گوشی‌های تلفن همراه با امکانات محدود نیز از دیگر اقداماتی است که برای جلوگیری از آسیب به حوزه اخلاق انجام شده است. چراکه کارشناسان معتقدند جوانان باید به شکلی تربیت شوند که «ثبات»، «پیشرفت»، «انسجام اجتماعی»، «اعتماد به قوانین» و «امنیت در جامعه» تضمین شود.

با توجه به مطالب فوق و شرایطی که هم‌اکنون در استفاده از فضای مجازی در کشور شاهد آن هستیم، باید بدانیم که استمرار رعایت نکردن اخلاق در این فضا، موجب افزایش نگرانی و مشکلات ناشی از آن می‌شود. بر همین اساس ضروری است تا در این زمینه به چند نکته دیگر اشاره کنم تا بتوانیم در عین اتخاذ سیاست‌های مناسب از سوی مراجع ذیربط، خودمراقبتی را هم در این فضا تقویت کنیم و خود را مقید به رعایت اخلاق در این فضا کنیم و رفتار‌های درست را بیش از پیش جایگزین کنیم، چرا که توجه نکردن به این رفتار‌ها و داشتن رفتار نامناسب می‌تواند برای استفاده‌کنندگان پیامد‌هایی هم داشته باشد. 

براین اساس پیشنهاد می‌شود برای رعایت بیش از پیش اخلاق در فضای مجازی به این نکات هم توجه کنیم. در نشر و باز نشر مطالب و محتوا در این فضا باید دقت شود تا مطالب مستهجن منتشر نشود، مطالب غیر واقعی و دروغ منعکس نشود، اذهان عمومی تشویش نشود، ارزش‌ها وهنجار‌های اجتماعی جامعه همچون فضای واقعی در این فضا مد نظر قرار داده شده و رعایت شود تا احساس امنیت افزایش یابد. همچنین در بارگذاری اطلاعات و تصاویر شخصی به شکلی عمل شود که در صورت بازنشر آنان از سوی دیگران برای مردم مشکلاتی ایجاد نشود، عکس‌های غیر اخلاقی بارگذاری نشود، در تعامل با دیگران در این فضا چارچوبی داشته باشیم که اخلاق در آن رعایت شده باشد. نکته دیگر این است که باید از شوخی‌های غیر اخلاقی در این فضا بپرهیزیم، به اعتقادات و باور‌های اقوام مختلف احترام بگذاریم وحتی به شکل طنز یا جوک اقوامی را مورد تمسخر قرار ندهیم، در بازنشر مطالب به‌گونه‌ای گزینشی عمل نشود تا مطابق با اهداف و اغراضی که داریم خلاف واقع مطالب را منتشر نکنیم و برای ابراز وجود در فضای مجازی رفتار‌هایی نشان داده نشود که پیامد‌های منفی برای افراد داشته باشد. در پایان نکته‌ای که مردم باید به آن توجه کنند این است که از دو بهم زنی در این فضا بپرهیزند و به‌شکلی واکنش نشان ندهند که حیثیت دیگران خدشه دار شود. 

*منبع: روزنامه ایران؛ 1397،2،19
**گروه اطلاع رسانی**1699**2002

انتهای پیام /* 




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/02/25


( کل صفحات : 32 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی