دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک
مطالب اخیر

 Image result for ‫موسوی چلک‬‎

تشویق مردان با تسهیل دسترسی به خدمات اجتماعی

سیدحسن موسوی چلک*

آنچه مثل بسیاری از مصادیق دیگر خشونت خانگی محدودیت مکانی و زمانی ندارد؛ یعنی همیشه بوده و هست و خواهد بود، موضوع همسرآزاری است. ولی وقتی موضوع همسرآزاری را می‌شنویم بلافاصله زن آزاری به ذهن تداعی می‌شود. اما همسرآزاری فقط زن آزاری نیست و مردآزاری هم بخشی از همسرآزاری است و به عنوان خشونت خانگی از آن یاد می‌شود. منتها با توجه به شرایط فرهنگی جوامع مختلف و به عبارت بهتر اکثر جوامع، معمولا مردان رغبت کمتری برای مراجعه و دریافت خدمات حمایتی و اجتماعی دارند که خاص کشور ما هم نیست. درواقع به خاطر فضایی که وجود دارد و مردسالاری حاکم بوده، معمولا مردها رغبت کمتری پیدا می‌کنند. به مراکز مشاوره هم که مراجعه می‌کنید، معمولا مراجعه کنندگان دریافت خدمات در حوزه همسرآزاری که به شکل‌های مختلف مورد آزار قرارگرفته‌اند گرچه بیشتر عمدتا آزارها فیزیکی یا جسمی است و در مورد سایر انواع آزار مثل آزارهای عاطفی که معمولا به پزشکی قانونی مراجعه نمی‌کنند و آزارهای جنسی هم مگر مواردی که حاد و علنی شده باشد، والا معمولا آن هم خیلی گزارش نمی‌شود و محدود به جامعه ما نیست، زنان هستند. طبیعتا در جوامعی که فضاها یا سابقه فرهنگی‌شان به گونه‌ای که فشار مردان برای مراجعه و دریافت خدمات به دلیل آزار زنانشان بیشتر است، معمولا مراجعه و دریافت خدمات هم کمتر است. ولی نکته قابل تامل در اینکه چرا مردان کمتر به پزشکی قانونی و دریافت خدمات مراجعه می‌کنند در جایی است که بحث‌ها حقوقی می‌شود و افراد در معرض اتهامی باشند یا بزه دیده باشند. در این گونه مواقع می‌بینیم که مردان برای دفاع از حقوق خودشان، تمایل و امکان مراجعه به این مراکز را بیشتر پیدا می‌کنند. گرچه طی چند سال اخیر به دلیل شناخت بیشتر مردم از منابع اجتماعی، تمایل به استفاده از این مراکز و خدمات منابع بیشتر شده، طبیعتا مردان هم بخشی از این جامعه هستند حال اگر در گذشته قبح بیشتری داشت، الان تا حدودی این قبح کمتر هم شده است. به نظر می‌رسد بخشی از افزایش آمار مردانی که مورد آزار همسرانشان قرار گرفته‌اند، مربوط به شهرهای کوچک نیست. هرچه جامعه محدودتر باشد و افراد در یک روابط اجتماعی محدودتری زندگی کنند به دلیل فشارهای اجتماعی، مردان رغبت کمتری پیدا می‌کنند که به سمت این مراکز بروند. البته غیر از جاهایی که بحث‌های دعاوی حقوقی مطرح می‌شود ولی معمولا در کلانشهرها که گمنامی بیشتر است، ممکن است شاهد حضور بیشتر مردان در مراکز باشیم. البته در همه جای دنیا هم وضع به همین گونه است و اینطور نیست که به‌راحتی در همه کشورها مردان این موارد را بازگو کنند و می‌بینیم که به تدریج این اتفاق می‌افتد. همین موضوع را در مورد زن آزاری هم داریم. تا زمانی که اطلاعات مردم کمتر بود، منابع اجتماعی محدودتر بود، دسترسی هم به این خدمات سخت‌تر بود، کمتر گزارش می‌شد ولی الان دسترسی به منابع و اطلاعات بیشتر است و افراد به راحتی با یک تماس تلفنی 123 یا 1480 موضوع را پیگیری می‌کنند. خودبه‌خود وقتی دسترسی به منابع بیشتر می‌شود، یعنی راه‌های ارتباطی استفاده از منابع اجتماعی بیشتر می‌شود، تمایل یا فراوانی استفاده کنندگان از آن خدمت هم افزایش پیدا می‌کند. در کنار این موارد افزایش اطلاعات هم مهم است و بخش دیگر اینکه وقتی قبح این موضوع در جامعه کمرنگ‌تر شود، مراجعات به مراتب بیشتر خواهد بود و دیگر حتی مردها حاضر به پنهان کردن آزاری که توسط زنانشان نسبت به آنها صورت گرفته، نمی‌شوند. ولی همچنان زن آزاری بیش از مردآزاری در ایران گزارش می‌شود و طبیعتا اتفاق هم می‌افتد ضمن اینکه حساسیت زنان بیشتر است. اما معمولا مردان در اینگونه مواقع سازگاری و انطباق بیشتری دارند البته در مواردی هم اینگونه نیست و وقتی همسران به مراجع قضایی مراجعه می‌کنند، موضوع فراتر از یک دعوای ساده زن و شوهری است که به مرجع قضایی ختم می‌شود.

* رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

روزنامه آرمان/ 21 خرداد 97







نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/03/21

فرهنگ‌سازی برای مجازات جایگزین حبس

سیدحسن موسوی‌چلک- رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

یکی از نگرانی‌های موجود در جوامع مختلف، بالارفتن آمار پرونده‌های قضائی است که بالارفتن آمار ورودی زندان پیامد آن خواهد بود. این امر فقط به جامعه ما محدود نمی‌شود و در هر جامعه‌ای که این رویکرد حاکم باشد، شاهد افزایش پرونده‌های قضائی و افزایش آمار زندانیان خواهیم بود. ما هم بر اساس آمارهایی که در کشور وجود دارد، نگرانی درباره افزایش پرونده‌های قضائی و به‌تبع آن افزایش آمار زندانیان را بیش از پیش احساس می‌کنیم؛ به‌گونه‌ای که قوه قضائیه بخشنامه کاهش جمعیت کیفری و کاهش آمار زندانیان را صادر می‌کند یا در قانون برنامه ششم، قوه قضائیه موظف به بازنگری در عناوین مجرمانه شده و اینکه جرائم سبک را به «تخلف» تغییر دهد. در ایران بر اساس آمارهای مختلف حدود هزارو 300 تا دوهزار عنوان مجرمانه داریم و حتی یکی از مسئولان قضائی از دوهزارو 500 عنوان مجرمانه سخن به میان آورده است. طبیعتا با افزایش تعداد عناوین مجرمانه و بیشترشدن مصداق‌ها، تعداد افرادی که مشمول مجازات می‌شوند، افزایش پیدا می‌کند. این در حالی است که گفته می‌شود در بعضی از کشورها تعداد عناوین مجرمانه در 60 یا 70 محور بیشتر نمی‌گنجد. در قانون برنامه ششم کاهش این عناوین پیش‌بینی شده است.

در کنار این موارد، با توجه به اینکه بعد از ورود افراد به زندان، پذیرش اجتماعی نسبت به این افراد سخت‌تر خواهد بود و برچسب‌های اجتماعی مانند فرزند زندانی یا همسر زندانی به خانواده آنها می‌خورد یا برای خود آن فرد در هر کاری که بخواهد انجام دهد، سوء‌سابقه مطرح می‌شود، موضوع استفاده از مجازات‌های جایگزین حبس در تمام دنیا مطرح است، چون فردی به زندان می‌رود و خانواده او گرفتار می‌شوند و ممکن است ورود به زندان فردی به علت تصادف، مبلغی ناچیز یا جرمی سبک تبعات دیگری برای سایر اعضای خانواده داشته باشد. به همین دلیل در سیستم‌های قضائی مختلف رویکردهای مجازات جایگزین حبس در نظر گرفته می‌شود و در شرایطی که امکان تعیین مجازات جایگزین وجود دارد، قضات می‌توانند این مجازات‌ها را در نظر بگیرند.

در بعضی از فصول قانون مجازات اسلامی جدید نیز به این نکته اشاره شده و به قضات اختیار داده شده است که از این ظرفیت استفاده کنند، ولی ما از ظرفیت مجازات جایگزین حبس خیلی استفاده نکرده‌ایم و این در سیستم قضائی ما تبدیل به یک فرهنگ نشده است. ما اعتقاد داریم که استفاده از مجازات جایگزین حبس، زمینه بازتوانی اجتماعی و بازگشت افراد را به خانواده و جامعه فراهم می‌کند و به‌این‌ترتیب خانواده کمتر آسیب می‌بیند و وقتی افراد در عین تحمل مجازات، در جایی مثل زندان به‌سر نمی‌برند، خیال خانواده‌ها راحت‌تر است و پیامدهای منفی به‌مراتب کمتری دارد، ضمن اینکه هزینه دولت‌ها برای تأمین مخارج هر زندانی کاهش پیدا می‌کند.  

متأسفانه این موضوع هنوز در خود سیستم قضائی نهادینه و تبدیل به فرهنگ نشده است؛ گرچه در چند سال اخیر آمار ورودی به زندان – که ممکن است از یک روز تا یک سال متغیر باشد -  از 600 هزار به حدود 420 هزار کاهش یافته است، اما اگر از ظرفیت مجازات جایگزین بیشتر استفاده کنیم، زندان‌های ما به‌مراتب کوچک‌تر خواهند شد و این مستلزم آن است که در سیستم قضائی تبدیل به فرهنگ حاکم در روابط بین قضات، شاکی و متشاکی شود و همچنین مستلزم آن است که مسئولان قضائی نیز توجه بیشتری نسبت به این موضوع داشته باشند، گفت‌و‌گوهای بیشتری در حوزه مجازات جایگزین حبس انجام شود، جلسات آموزشی مختلف برای قضاتی که احکامی صادر می‌کنند، گذاشته شود و  مجازات جایگزین حبس در هر بخشنامه‌ای مورد توجه قرار گیرد، معیار ارزیابی قضات استفاده از این ظرفیت‌ها و معیار ارزیابی دادگستری استان‌ها استفاده از مجازات جایگزین حبس باشد. این امر به‌ویژه در حوزه کودکان، زنان، خانواده و افراد دارای نیازهای خاص، کمک خواهد کرد که آمار ورود به زندان کاهش پیدا کند

منبع: روز نامه شرق/2 خرداد 1397

 Image result for ‫موسوی چلک‬‎





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/03/12


نگاه روز
گفت‌وگو صمیمیت را میان اعضای خانواده افزایش می‌دهد

 گفت‌وگو صمیمیت را میان اعضای خانواده افزایش می‌دهد

نگاه روز

 


سید حسن موسوی چلک/ رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران


خانواده یکی از مهم‌ترین نهادهای اجتماعی در هر جامعه‌ است که کارکردهای مختلفی دارد؛ یکی از مهم‌ترین این کارکردها ایجاد بستری برای افزایش تعامل و گفت‌وگو بین اعضای خانواده است. در راستای اهمیت گفت‌وگوست که خانواده به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و مؤثرترین نهادهای اجتماعی در عرصه جامعه‌ نقش ایفا می‌کند. اگر به گذشته نگاه کنیم می‌بینیم که نیاکان ما آیین شب‌نشینی داشتند. آنها یا چای شب‌نشینی می‌خوردند یا دیگران را برای چای شب‌نشینی دعوت می‌کردند. در آن فضا بود که گفت‌وگو‌ بین اعضای خانواده و خویشان شکل می‌گرفت. پدران ما سواد کلاسیک کمتری داشتند اما این را به خوبی درک کرده بودند که گفت‌وگوی میان اعضای خانواده اگر درست انجام شود می‌تواند بستر خوبی برای افزایش صمیمیت و روابط عاطفی بین اعضای خانواده باشد.


امروزه برخی از مشکلات ما به ضعف فرهنگ گفت‌وگو در خانواده‌ها برمی‌گردد. به‌دلیل تغییر ساختار خانواده از گسترده به هسته‌ای، دسترسی بیشتر به تکنولوژی و فناوری اطلاعات، شبکه‌های مجازی و رسانه‌ها و حتی فردگرایی افراد در جامعه و خانواده، فرهنگ گفت‌وگو در خانواده‌ها رو به تضعیف است. در تحقیقی که چند سال پیش درباره فرهنگ گفت‌وگو در خانواده‌ها انجام دادم مشخص شد که اعضای خانواده‌ها حدود یک ربع با هم حرف می‌زنند. پیش‌فرض ما این است که طی سال‌های آینده به‌دلیل توسعه تکنولوژی این رقم کمتر هم خواهد شد.
وجود فرهنگ گفت‌وگو صمیمیت را میان اعضای خانواده افزایش می‌دهد. اعضای خانواده با اهداف مشترک و خواسته‌های یکدیگر آشنا می‌شوند. در فضای صمیمی گفت‌وگو، مشکلات و انتظارات گفته می‌شود و با مشارکت اعضای خانواده برای پاسخ دادن به آنها قدم برداشته می‌شود. در نتیجه گفت‌وگو، رضایت افراد تامین شده و آرامشی مثال‌زدنی در خانواده حاکم می‌شود. فرزندان خانواده‌هایی که گفت‌وگو را به‌عنوان فرهنگ غالب انتخاب کرده‌اند یاد می‌گیرند که درون خانواده گفت‌وگو کنند سوالات و نگرانی‌های خود را ابتدا درون خانواده مطرح کنند و حتی اگر تعارض و سوءتفاهمی وجود دارد جواب خود را درون خانواده بیابند. اعضای خانواده تلاش می‌کنند سوءتفاهم‌ها را درون خانواده برطرف کنند و نمی‌گذارند سوءبرداشت‌ها منجر به اختلافات شدید مانند طلاق عاطفی و خشونت خانگی شود.  

گفت‌وگو می‌تواند کمک کند بسیاری از سوءتفاهم‌ها برطرف شود و اعضای خانواده به تفاهم و همدلی برسند. ایجاد چنین فضایی مستلزم این است که الزامات گفت‌وگو را نیز رعایت کنیم. زمان و موضوع مشترک گفت‌وگو را انتخاب کنیم و برای آن وقت بگذاریم و اهمیت قائل شویم. در گفت‌وگو حتی سوال کردن درست هم اهمیت دارد، اینکه چه لحنی داشته باشیم و در چه مکانی چه ژستی بگیریم و چگونه به طرف مقابل نگاه کنیم هم در گفت‌وگو اهمیت دارد. ایجاد فرهنگ گفت‌وگو در خانواده یک مهارت است؛ نمی‌توان جلوی تلویزیون نشست و کانال‌ها را بالا و پایین کرد یا در شبکه‌های مجازی چرخید و در عین حال با یکی از اعضای خانواده گفت‌وگوی مؤثری انجام داد. دیده شده است که افراد پیش از اینکه وارد خانه شوند شروع به گفت‌وگو می‌کنند درصورتی که برای گفت‌وگو در خانواده باید به یک آرامش نسبی رسید سپس با یک مقدمه در زمان مناسب موضوع را مطرح کرد.

موضوع گفت‌وگو هم در کیفیت آن تأثیر دارد. براساس یافته‌های پژوهشی که از آن یاد شد، مشخص شد که موضوع گفت‌وگوی اعضای خانواده در بسیاری از موارد مرتبط با خانواده نیست. اعضا بیشتر درباره فردی دیگر حرف می‌زنند؛ اینکه چه کرد و چه گفت و در بسیاری از موارد این موضوعات منجر به مشاجره و بحث و جدل می‌شود. به‌نظر می‌رسد باید در راه نهادینه کردن فرهنگ گفت‌وگو در خانواده‌ها بیشتر تلاش کرد.



در خانواده‌هایی که فرهنگ گفت‌وگو در آنها وجود ندارد اعضای تشنه  محبت در شبکه‌های اجتماعی یا در خانه دیگران و خیابان به‌دنبال محبت می‌گردند. آنها به جای اینکه جواب بسیاری از سوالاتشان را در خانواده بجویند سراغ راه‌حل‌هایی می‌روند که لزوما درست نیست و شاید آنها را به گمراهی بکشاند.


واقعیت این است که امروزه گفت‌وگو در خانواده‌ها کمرنگ شده است. اعضای خانواده در فضای مجازی با هم در ارتباطند و به عنوان مثال آماده بودن شام را به هم خبر می‌دهند. تبعات کاهش زمان گفت‌وگو گریبان جامعه را نیز می‌گیرد. در سبد خانوار ایرانی، مهارت‌های اجتماعی جایگاهی ندارد. اعضا فکر می‌کنند خیلی چیزها را بلدند. درحالی‌که اینها مهارت‌هایی است که باید تمرین کرد و یاد گرفت. خانواده باکیفیت، خانواده‌ای است که گفت‌وگوی باکیفیت در آن شکل بگیرد. جامعه‌ای که در آن اعضای خانواده‌ها با هم حرف نمی‌زنند با آسیب‌های اجتماعی مانند طلاق خشونت و افسردگی دست به گریبان است. افراد خانواده کنار هم هستند ولی از تنهایی رنج می‌برند.


درصورت وجود گفت‌وگوست که فرزندان مشورت را یاد می‌گیرند و اگر حقشان ضایع شد، می‌توانند آن را به‌گونه‌ای طلب کنند که به‌خودشان و دیگران آسیب وارد نشود. در فضایی که گفت‌وگو باشد، کمتر پیش می‌آید که بچه‌ها به‌دلیل برخی مسائل خیابان را به خانه ترجیح دهند. افسردگی و گرایش به آسیب‌های اجتماعی کمتر خواهد شد. از آنجا که انسان‌ها از حرف زدن با دیگری لذت می‌برند اگر فضای گفت‌وگو در خانه نباشد بچه‌ها بیرون را انتخاب می‌کنند.


برخی از تحقیق‌ها نشان می‌دهد که حدود 70درصد از سوءتفاهم‌ها میان اعضای خانواده ناشی از صحبت نکردن است. بنابراین داشتن فرهنگ گفت‌وگو می‌تواند علاوه بر رفع بسیاری از تعارضات خانوادگی در جامعه نیز زمینه حل مشکلات را فراهم آورد.

منبع: روزنامه همشهری/29 اردیبهشت 1397

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/02/30

به یاد مرحوم دکتر مظفر کریمی

نظام چند لایه تامین اجتماعی، ضرورتی اجتناب ناپذیر

اگر چه نامرادی های زیادی را تحمل می کرد اما هیچ گاه از تلاش در این حوزه از پا نمی افتاد. همیشه می گفت راه برون رفت ما از این وضعیت نابسامان اجرایی شدن این نظام تامین اجتماعی چند لایه است و در این راه باید همه سختی ها، نامرادی ها، بد اخلاقی ها و حتی آزارها را تحمل کرد ولی باید برای مردم کار کرد و حرکت کنیم و حق مردم این زندگی نیست.

 

سید حسن موسوی چلک

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

 

تامین 24 / سال 1372 که در  دانشگاه علوم پزشکی در استان مرکزی  مشغول  به کار شدم. در ارتباط با بیماران و مشکلاتی که در خصوص بیمه داشتند متوجه این موضوع شدم که  نظام بیمه ای ما کارآمدی لازم را ندارد. اما در این خصوص اطلاعات زیادی نداشتم  و محدود به دو واحد درس «تامین اجتماعی» بود که در مقطع کارشناسی در رشته مددکاری اجتماعی در دانشگاه علامه گذرانده بودم.

همیشه این سوال در ذهنم بود که با این نوع حمایت های ناقص و ضعیف و ناکارآمد که ما داریم از خانواده های نیازمند  انجام می دهیم ره به جایی نخواهیم برد. بعد از دو سال در بهزیستی استان استخدام شدم. آنجا بیشتر این موضوع برایم محرز شد. همه حمایت های این سازمان و سایر سازمان های اجتماعی فقط و فقط وابستگی بود و بار مالی زیادی که به دولت هر سال در بودجه تحمیل می شد که نتیجه ای هم در راستای توانمند سازی نداشت و هر ساله هم به تعداد این افراد اضافه می شد. نارضایتی مردم و  دولتی ها نتیجه این حمایت های مستمر و ناکارآمد بود. بعد که در سال 1378 به بهزیستی کشور آمدم همچنان  این دغدغه را داشتم اما هیچ گونه اطلاعاتی در این خصوص نداشتم تا این که در سال 1381 به دفتر رفاه و تامین اجتماعی سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور منتقل شدم. در آنجا مطالبی در خصوص نظام چند لایه تامین اجتماعی و البته مطالب مشابه بیشتر در اختیارم قرار گرفت. جلساتی با حضور صاحب نظران داخلی و خارجی برگزار می شد و به عنوان یک مددکار اجتماعی بیش از پیش متوجه اهمیت این موضوع شدم . ولی آنجا بود که نام یکی از افراد مرتبط با این موضوع را شنیدم و ایشان کسی نبود جز آقای دکتر مظفر کریمی.

شماره تماس ایشان را گرفتم و با هم صحبت کردیم و چون برنامه چهارم توسعه هم در حال نوشتن بود و یکی از دغدغه ها هم همین موضوع بود متوجه شدم کسی که بیش از همه در این خصوص کار کرده و مطلب نوشته و راه برون رفت از این وضعیت  را می داند و به عبارت بهتر باور دارد مرحوم دکتر کریمی است. مطالبی از ایشان گرفتم و مطالعه کردم ولی دانش بیمه ای نداشتم و این یکی از مشکلات من بود. هر از چند گاهی در سیاستگذاری ها و جلسات به این موضوع پرداخته می شد اما در عمل هنوز اتفاق خاصی نیفتاده بود.این ارتباط حفظ شده بود و زمانی که با مرکز پژوهش های  مجلس هم همکاری داشت این  ارتباط حفظ شده بود و در حوزه های دیگر هم از ایشان مشورت می گرفتم تا این که در تابستان 1390 بعد از ادغام سه وزارت خانه تعاون، کار و امور اجتماعی و رفاه اجتماعی، وزارت خانه جدید (از نظر من ناکارآمد) تشکیل شده بود. در حوزه رفاه اجتماعی معاونتی با این عنوان می خواست شکل بگیرد. یکی از دفاتر «بیمه های اجتماعی» بود. خیلی دلم می خواست ایشان این مسوولیت را بگیرد. اتفاقا آقای عمادی که معاون وقت معاونت رفاه اجتماعی بود به من گفتند که برای این دفتر آقای دکتر مظفر کریمی در نظر گرفته شدند.خیلی خوشحال شدم و امیدوار. من هم برای مدیریت دفتر امور آسیب های اجتماعی پیشنهاد شده بودم. علاقه ای به پذیرش مسوولیت نداشتم حتی در صحبت با وزیر وقت هم این موضوع را شفاف و صریح اعلام کردم. ولی در نهایت هم من و  هم ایشان به عنوان مدیران کل جدید این دو حوزه منصوب شدیم. فرصت خوبی بود تا بیشتر در کنار این ایشان باشم و از ایشان یاد بگیرم. همین گونه هم شد و از نشست با ایشان لذت می بردم. عاشق این کار بود و تمام تلاش خود را برای این کار انجام می داد. می نوشت، سخنرانی می کرد، پیشنهاد می داد، دفاع می کرد، نقد می کرد و .. همیشه هم شفاف و صریح بود و از نظر کارشناسی خود دفاع جانانه می کرد. البته نقد های دیگران را هم می شنید. زمانی که از نظام چند لایه تامین اجتماعی حرف می زد از عمق وجودش به آن اعتقاد داشت و باور کرده بود که راه خروج از این وضعیت، اجرایی شدن این موضوع است.حتی زمانی که با هم برای برنامه پیشنهادی وزیر  جدید را می نوشتیم که هر کسی معرفی شد پیشنهادات مان را ارایه کنیم تا موضوع مورد غفلت قرار نگیرد، ایشان در  اولین پیشنهاد خود موضوع اجرایی شدن  نظام چند لایه تامین اجتماعی را نوشته بود. حال که با سالگرد وفات ایشان رسیدیم این فرصت را بهانه می کنم تا به دغدغه ایشان را برای خودم یادآوری کنم.

یکی از وظایف دولت ها (حکومت ها) بستر سازی برای تحقق رفاه اجتماعی برای آحاد جامعه است که تحقق این موضوع می تواند مبنای ارزیابی عملکرد آنها محسوب شود. این وظیفه در قبال افراد دارای نیاز های حاص و نیازمند حمایت ها و مساعدت های اجتماعی بیش از دیگران مهم قلمداد می شود . گر چه انتظار می رود با اجرای نظام چند لایه تامین اجتماعی، فراگیری بیمه های اجتماعی برای همه مردم در جامعه را شاهد باشیم. شاید به دلیل اهمیت همین موضوع بوده که در طول سه دهه اخیر به اهمیت این موضع پی برده شده و بار ها در عرصه سیاستگذاری های کلان کشور حرکت به سمت بیمه فراگیر تامین اجتماعی مطرح شده است و حتی در ماده 27 قانون برنامه پنج توسعه کشور طراحی و استقرار نظام تامین اجتماعی چند لایه مورد توجه قرار گرفته است. گر چه باید بپذیریم که تاکنون فقط در حد«حرف» بوده و در عمل اقدامی عملی برای تحقق آن  صورت نگرفته است. شنیده ها حاکی از آن است که در کمیسیون اجتماعی و دولت الکترونیک دولت موضوع مصوب شده است و منتظر تصویب در دولت و ارسال لایحه آن به مجلس شورای اسلامی است که این خبر خود یک خبر خوب است. تصویب این لایحه کمک می کند تا همه مردم بتوانند تحت پوشش  بیمه های اجتماعی قرار گیرند و حتی با استفاده از این ظرفیت قانونی شرایط توامندسازی افراد تحت پوشش نهاد های اجتماعی  را فراهم کرد تا از حمایت مستقیم دولت خارج شوند که اکنون بار مالی زیادی را برای دولت دارند و ضروری است تا منابع حمایت های مالی فعلی هم که با حداقل های توانمندسازی فاصله بسیار زیادی دارد، به سمت بیمه اجتماعی فراگیر سوق داده شود. سطح بندی و اولویت بندی  خدمات  و پوشش بیمه ای براساس میزان نیاز توانمندی و مشارکت انجام شود، عدالت در دسترسی به خدمات و پوشش بیمه ای هم تحقق پیدا کند، وحدت رویه و افزایش کارآمدی بیمه ها نیز از دیگر نتایج اجرای این نظام خواهد بود و حتی حمایت ها هم سطح بندی می شود و بار مالی دولت هم  در مجموع کم خواهد شد و اعتماد متقابل را هم به دنبال خواهد بود.

خاطرم هست که در آغاز فعالیت ایشان به عنوان مدیرکل دفتربیمه های اجتماعی آقای اسماعیل گرجی پور که الان مسولیت دفتر بیمه های اجتماعی وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی را دارد و در آن زمان کارشناس این دفتر بود از من سئوال کرد که برای پیشرفت در کارم چه کار کنم؟ به ایشان پیشنهاد کردم تا می توانید از آقای دکتر کریمی یاد بگیرید. ایشان دایره المعارف تامین اجتماعی کشور هستند و گنجی هستند که باید قدر ایشان را بدانید. همین هم شد و بعد از آن مرحوم، آقای گرجی پور کار ایشان را پیگیری کرد و با همکاری استادان دیگر این موضوع را در دولت  پیگیری کرد.

گر چه نامرادی های زیادی را تحمل می کرد اما هیچ گاه از تلاش در این حوزه از پا نمی افتاد. همیشه می گفت راه برون رفت ما از این وضعیت نابسامان اجرایی شدن این نظام تامین اجتماعی چند لایه است و در این راه باید همه سختی ها، نامرادی ها، بد اخلاقی ها و حتی آزارها را تحمل کرد ولی باید برای مردم کار کرد و حرکت کنیم و حق مردم این زندگی نیست. خاطرم هست در کنفرانس امور اجتماعی در برنامه ششم توسعه که در سطح ملی در گناباد برگزار شده بود به همراه همسرش آمد و در یک پانل تخصصی مجدد  این موضوع را مطرح کرد. از هر فرصتی برای بیان دیدگاهش استفاده می کرد.

نکته آخر این که همیشه قدردان همسرش بود و به فرزندانش عشق می ورزید. از دست دادن ایشان ضایعه بزرگی برای کشور بود. گرچه تا بود قدردانش نبودیم. روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

به یاد مرحوم دکتر مظفر کریمی اجرای نظام چند لایه تامین اجتماعی ضرورتی اجتناب ناپذیر

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/02/28

ذبح اخلاق در فضای مجازی

یکی از معضلات فضای مجازی، درواقع پنهان ماندن هویت افراد است که باعث افزایش احتمال سوء‌استفاده از آنها خواهد شد. همچنین تخریب اخلاق اجتماعی نیز یکی از نگرانی‌های موجود است که اگر بدرستی تدبیر نشود پیامدهای منفی گسترده‌ای را به‌دنبال خواهد داشت.

تکنولوژی و فناوری‌های نوین مقوله‌های پیچیده‌ای هستند که از نظر علمی، اقتصادی و اجتماعی بسیاری از کشور‌های دنیا را درگیر خود کرده‌اند. فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی یکی از مؤلفه‌های مرتبط با تکنولوژی به شمار می‌روند که در طول سال‌های اخیر با استقبال مردم جهان روبه‌رو شده است.

همچنین، «سرعت انتقال»، «ارزان بودن» و «دسترسی آزاد به اطلاعات» از جمله ویژگی‌های این تکنولوژی محسوب می‌شود که جذابیت زیادی برای مردم بویژه نوجوانان و جوانان دارد. به‌طوری که هم‌اکنون آنها بیشتر از سایر گروه‌های سنی در سایت‌های اینترنتی و فضای مجازی وقت می‌گذرانند. به همین دلیل آنها بیشتر از دیگران در معرض تهدید مضرات این شبکه‌ها قرار دارند.

یکی از معضلات فضای مجازی، درواقع پنهان ماندن هویت افراد است که باعث افزایش احتمال سوء‌استفاده از آنها خواهد شد. همچنین تخریب اخلاق اجتماعی نیز یکی از نگرانی‌های موجود است که اگر بدرستی تدبیر نشود پیامدهای منفی گسترده‌ای را به‌دنبال خواهد داشت. به طوری که امروزه ویژگی‌های فضای مجازی راه را برای تخریب اخلاق در جامعه باز کرده است. به‌عنوان نمونه، پخش تصاویر خصوصی افراد، بروز اختلاف میان زوجین و فرزندان، انعکاس گزارش‌های غیر واقعی و درج کامنت با عناوین غیر واقعی، هر روزه معضلات زیادی را برای مردم به وجود می‌آورد. در این زمان باید به این نکته توجه کرد که انتشار اخبار غیر واقعی و دستکاری تصاویر خصوصی افراد با هدف اختلاف افکنی هیچ کدام نشانه اخلاق مداری محسوب نمی‌شود و رواج بی‌اعتمادی در جامعه را به‌دنبال خواهد داشت.

یکی از نکات دیگر این است که هر گونه روابطی که در داخل این فضا انجام می‌شود به خاطر عدم شناخت طرفین «غیر واقعی» تلقی شده و تجربه نشان می‌دهد در صورتی که افراد شناخت کافی از یکدیگر نداشته باشند احتمال بروز تخریب و بی‌اخلاقی افزایش خواهد یافت. البته این معضل تنها مختص فضای مجازی نیست و ما در طول روز شاهد بی‌اخلاقی و تخریب‌های گسترده دیگری نیز هستیم که اغلب به‌شکل پنهانی صورت می‌گیرد.

به‌طور کلی بر این باورم که اگر فضای مجازی همبستگی و اعتماد اجتماعی را به‌دنبال داشته باشد، می‌تواند فرصت تلقی شود؛ فرصتی که باید در چارچوب اخلاق در جامعه از آن استفاده کرد. هرچند متأسفانه امروزه این فضا نه تنها هیچ فرصتی ایجاد نکرده بلکه شرایط را برای تضعیف اخلاق اجتماعی و افزایش بی‌اعتمادی نیز فراهم کرده است. یکی از دلایل انتقاد به فضای مجازی نیز به‌همین موضوع برمی‌گردد. به طوری که تاکنون هشدار‌های زیادی درباره آسیب‌های اجتماعی ناشی از فضای مجازی از سوی مسئولان کشور مطرح می‌شود، چراکه آنها معتقدند مدیریت این فضا به مراتب دشوار‌تر از فضای واقعی است. بنابراین با توجه به افزایش گرایش نسل جوان به فضای مجازی و تأثیرات حاصل از این فضا، توصیه می‌شود مسئولان نسبت به آثار مخرب حاصل از فضای مجازی که مهم‌ترین آن تضعیف بنیان‌های اخلاقی در جامعه است، توجه بیشتری داشته باشند. باید دقت کرد در صورت بی‌توجهی به این موضوع، ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی مورد قبول جامعه، دچار آسیب جدی خواهد شد.

** خدشه به امنیت اجتماعی از آثار منفی فضای مجازی
یکی از تهدیدات فضای مجازی، لطمه به امنیت اجتماعی مردم است. امنیت اجتماعی نشانه ثبات هر جامعه‌ای است که اگر به آن بی‌توجهی شود ارزش‌ها و هنجار‌های اجتماعی آسیب می‌بیند.

یکی دیگر از نگرانی‌هایی که در زمینه فضای مجازی وجود دارد، تهدید خانواده‌ها است. به‌گونه‌ای که ترویج بی‌اخلاقی یا بداخلاقی درون خانواده به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نهادهای اجتماعی یکی از آثار منفی این فضا به‌شمار می‌رود. همچنین گسترش برخی از مؤلفه‌های مرتبط با آسیب‌های اجتماعی از جمله «خشونت خانگی»، «کودک آزاری» و «همسرآزاری» از نشانه‌های تضعیف اخلاق در جامعه هستند که ناشی از ضعف اخلاق اجتماعی است.

** نقش شبکه‌های مجازی در حوزه خانواده
شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی نقش قابل توجهی در روابط خانوادگی دارند و شاید به‌همین دلیل است که جوامع مختلف به‌دنبال برنامه‌ریزی برای استفاده از فضای مجازی درچارچوب یک قواعد مشخص هستند. تأمل در برخی از دعاوی خانوادگی در مراجع قضایی در ایران نشان می‌دهد که فضای مجازی و بی‌توجهی به اخلاق در آن، موجب ایجاد زمینه‌های بروز طلاق و مشکلات دیگر شده است. به‌طوری که در حال حاضر یکی از نگرانی‌های والدین درحوزه فضای مجازی، چگونگی استفاده از فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی از سوی کودکان و نوجوانان است که این عامل به علت تأثیر‌پذیری آنان از بی‌اخلاقی یا بداخلاقی در این فضا است. همچنین تأملی در حوادث خانوادگی که بخشی از آنها در رسانه‌ها منتشر می‌شود، نشان می‌دهد اغلب دوستی‌های خیابانی ناشی از فضای مجازی است. نکته قابل توجه این است که در همه جوامع مسئولان و کارشناسان موظف‌اند تا به‌شکلی اقدام کنند که بتوانند مروج اخلاق در جامعه باشند و مؤلفه‌های اخلاقی از قبیل صبر، قناعت، گذشت و... را در جامعه نهادینه کنند که این دغدغه به حداقل برسد.

یکی از وظایف محیط‌های اجتماعی مانند مدارس، دانشگاه و رسانه نهادینه کردن مؤلفه‌های اخلاقی بویژه برای کودکان و نوجوانان است. آنها باید با توجه به مؤلفه‌های اخلاقی به شکلی برنامه‌ریزی کنند که از زمان کودکی این مؤلفه‌ها در جامعه نهادینه شود. گرچه امروزه اعتماد جوانان به فضای مجازی و تغییر کارکرد خانواده‌ها و محیط‌های اجتماعی موجب شده تا این افراد در مقابل فضای مجازی تسلیم شده و دیگر آنگونه که باید تحت تأثیر الگو‌های تربیتی خانواده نباشند. همچنین فضای مجازی و اطلاعاتی که در آن منتشر می‌شود، موجب بی‌اهمیت قلمداد شدن نقش والدین و مدارس نیز شده است. 

هم‌اکنون در برخی کشور‌ها برای استفاده کودکان و نوجوانان از فضای مجازی، تمهیداتی از قبیل دسترسی محدود به اطلاعات یا ساختن گوشی‌هایی که امکانات محدودی روی آن قابل نصب است، در نظر گرفته شده است. این امکانات به‌دنبال این است که با استفاده از مدیریت هوشمند برای کودکان و نوجوانان، آسیب‌های ناشی از این معضل را به حداقل برسانند. البته این دغدغه در تعداد زیادی از کشور‌های جهان وجود دارد و تنها محدود به ایران نیست. ساخت گوشی‌های تلفن همراه با امکانات محدود نیز از دیگر اقداماتی است که برای جلوگیری از آسیب به حوزه اخلاق انجام شده است. چراکه کارشناسان معتقدند جوانان باید به شکلی تربیت شوند که «ثبات»، «پیشرفت»، «انسجام اجتماعی»، «اعتماد به قوانین» و «امنیت در جامعه» تضمین شود.

با توجه به مطالب فوق و شرایطی که هم‌اکنون در استفاده از فضای مجازی در کشور شاهد آن هستیم، باید بدانیم که استمرار رعایت نکردن اخلاق در این فضا، موجب افزایش نگرانی و مشکلات ناشی از آن می‌شود. بر همین اساس ضروری است تا در این زمینه به چند نکته دیگر اشاره کنم تا بتوانیم در عین اتخاذ سیاست‌های مناسب از سوی مراجع ذیربط، خودمراقبتی را هم در این فضا تقویت کنیم و خود را مقید به رعایت اخلاق در این فضا کنیم و رفتار‌های درست را بیش از پیش جایگزین کنیم، چرا که توجه نکردن به این رفتار‌ها و داشتن رفتار نامناسب می‌تواند برای استفاده‌کنندگان پیامد‌هایی هم داشته باشد. 

براین اساس پیشنهاد می‌شود برای رعایت بیش از پیش اخلاق در فضای مجازی به این نکات هم توجه کنیم. در نشر و باز نشر مطالب و محتوا در این فضا باید دقت شود تا مطالب مستهجن منتشر نشود، مطالب غیر واقعی و دروغ منعکس نشود، اذهان عمومی تشویش نشود، ارزش‌ها وهنجار‌های اجتماعی جامعه همچون فضای واقعی در این فضا مد نظر قرار داده شده و رعایت شود تا احساس امنیت افزایش یابد. همچنین در بارگذاری اطلاعات و تصاویر شخصی به شکلی عمل شود که در صورت بازنشر آنان از سوی دیگران برای مردم مشکلاتی ایجاد نشود، عکس‌های غیر اخلاقی بارگذاری نشود، در تعامل با دیگران در این فضا چارچوبی داشته باشیم که اخلاق در آن رعایت شده باشد. نکته دیگر این است که باید از شوخی‌های غیر اخلاقی در این فضا بپرهیزیم، به اعتقادات و باور‌های اقوام مختلف احترام بگذاریم وحتی به شکل طنز یا جوک اقوامی را مورد تمسخر قرار ندهیم، در بازنشر مطالب به‌گونه‌ای گزینشی عمل نشود تا مطابق با اهداف و اغراضی که داریم خلاف واقع مطالب را منتشر نکنیم و برای ابراز وجود در فضای مجازی رفتار‌هایی نشان داده نشود که پیامد‌های منفی برای افراد داشته باشد. در پایان نکته‌ای که مردم باید به آن توجه کنند این است که از دو بهم زنی در این فضا بپرهیزند و به‌شکلی واکنش نشان ندهند که حیثیت دیگران خدشه دار شود. 

*منبع: روزنامه ایران؛ 1397،2،19
**گروه اطلاع رسانی**1699**2002

انتهای پیام /* 




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/02/25

عکس های سی و سومین همایش ملی مددکاری اجتماعی/ فروردین ۹۷ + بخش اول

سی و سومین همایش ملی روز مددکار اجتماعی که هر ساله به بهانه میلاد امام علی علیه السلام برگزار می شود امسال در تالار ایوان شمس برگزار گردید.

در این همایش که امسال شعار “مددکاری اجتماعی و اخلاق اجتماعی” برای آن برگزیده شده بود مانند سنوات گذشته با همت انجمن مددکاران اجتماعی ایران و مشارکت دستگاه های مختلف دولتی، غیردولتی و دانشگاهی برگزار گردید.

در این همایش نیمروزه که از ساعت ۱۴ لغایت ۱۸ روز ۲۷ فروردین ۱۳۹۷ در تهران برگزار شد جمع کثیری از مددکاران اجتماعی سراسر کشور حضور داشتند و در جمعی صمیمانه ضمن تجدید دیدار با همکاران و دوستان خود روز گرامیداشت مددکاری اجتماعی را جشن گرفتند.

در این گردهمایی پنلی با موضوع اخلاق اجتماعی در ایران برگزار شد و گروه آواز سنتی نغمه باران با سرپرستی استاد علی امیرقاسمی به اجرای برنامه پرداخت و در انتها از برخی از مددکاران اجتماعی فعال در کشور تقدیر شد. لازم به ذکر است در این برنامه از گروه های مددکاری اجتماعی که در حادثه زلزله کرمانشاه حضور داشتند به طور ویژه تقدیر به عمل آمد.

در افتتاحیه این مراسم که در تالار ایوان شمس شهرداری تهران انجام پذیرفت، آقای ایوبی، به عنوان قائم مقام معاونت اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران،  دکتر محسنی بندپی، رئیس سازمان بهزیستی و دکتر حسینی حاجی بکنده استاد مددکاری اجتماعی سخنرانی کردند.

گزارش تصویری:





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/02/10

مهارت تاب آوری اجتماعی را آموزش دهیم


- موسوی چلک - رئیس انجمن مددکاری اجتماعی: یکی از دغدغه هایی که امروز ما درکشور داریم دغدغه گسترش آسیب های اجتماعی و نگرانی شاخص های سلامت روانی و اجتماعی است؛

به طوری که طبق آمار وزارت بهداشت به ازای هر ۴نفر یک نفر اختلال روانی دارند؛ یعنی حدود ۲۵درصد مردم. ضمن اینکه در حوزه آسیب های اجتماعی نیز وضعیت ما وضعیت خوبی نیست. در واقع آمار بالای ۱۵میلیون پرونده قضایی و خشونت خانگی که رتبه دوم پرونده قضایی ما را تشکیل می دهد و همچنین آمار طلاق و... همه نشان دهنده این است که سلامت روانی در ایران وضعیت مطلوبی ندارد؛ ضمن اینکه وقتی شاخص های نشاط و شادابی را مقایسه می کنیم به همین مولفه می رسیم

البته باید به این نکته هم اشاره کرد که یکی از مولفه هایی که در بروز چنین شرایطی تاثیرگذار است بحث اقتصاد، فقر، عدم اطمینان از سرمایه گذاری و نگرانی نسبت به اقتصاد جامعه، خانواده و... است؛ بنابراین بدون شک آنچه لازمه کار است یادگیری مهارت تاب آوری اجتماعی است چرا که اگر مهارت های تاب آوری افزایش پیدا کند طبیعتا عوارض منفی چنین شرایطی به حداقل خواهد رسید و این بر می گردد به اینکه در برنامه ریزی های کلان موضوع تاب آوری اجتماعی را خیلی جدی بگیریم

اگر این مهارت را یاد بگیریم می آموزیم که چگونه شرایط پراسترس و فشار را تحمل کنیم؛ به گونه ای که به سلامت ما خدشه ای وارد نشود و اما اگر این مهارت را یاد نگیریم در واقع مشکلات ناشی از این فشار می تواند ابعاد مختلف زندگی ما و در نهایت جامعه را تحت الشعاع خود قرار دهد. فراموش نکنیم بحران های اقتصادی را بسیاری از کشورها تجربه می کنند ما هم یکی از این کشور ها هستیم که مشکلات اقتصادی را متحمل می شویم؛ 

طبیعتا در چنین شرایطی آنچه بسیار تعیین کننده است این است که ما خودمان برای حفظ سلامت و حفظ سلامت اجتماعی جامعه به فکر باشیم، برنامه ریزی کنیم و تدارک ببینیم، خودمان را به دانش مربوط به تاب آوری مهارت و تاب آوری اجتماعی مجهز کنیم؛ در غیراین صورت ما تحت تاثیر این شرایط، سلامت روانی را از دست خواهیم داد

اگر در جامعه ای شاخص سلامت روانی و اجتماعی بالا نباشد طبیعتا امنیت لازم برای داشتن یک زندگی با کیفیت وجود نخواهد داشت؛ بنابراین باید از سلامت روانی جامعه مراقبت کرد. ما می گوییم مردم در چنین شرایطی به زیستن اجتماعی را تجربه نخواهند کرد و برای اینکه بتوانیم به زیستن اجتماعی را تجربه کنیم باید مهارت تاب آوری در شرایط سخت را افزایش دهیم.

منبع: روزنامه همشهری/29 سفند 97

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/02/2

به نام خدایی که در این نزدیکی است

« پیام رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران به مناسبت روز مددکار اجتماعی :

« مددکاران اجتماعی سفیران سلامت اجتماعی هستند / حوزه اجتماعی را  واقعا جدی بگیریم/ترویج اخلاق اجتماعی شعار سال 1397 انجمن تعیین شد.  Image result for ‫موسوی چلک‬‎

نامگذاری روزها به مناسبت ها خاص فرصت  مناسبی برای سپاسگزاری از دست اندرکاران آن مناسبت می باشد .از  جمله این مناسبت ها  روز مددکار اجتماعی است که همزمان با سالروز ولادت بزرگ مددکار عالم اسلام حضرت علی (ع) امسال سی و سومین سالی است که  در کشور جشن تجلیل از مددکاران اجتماعی برگزار می شود . این مناسبت مصادف با عید سعید نوروز، روز پدر و  روز جهانی مددکاری اجتماعی هم می باشد که همه این مناسبت ها را تبریک می گویم و بابت تلاش های شان سر تعظیم فرود می آورم . به بهانه این مناسبت های جهانی و  ملی مددکاری اجتماعی لازم دیدم به چند نکته اشاره کنم:

1- مددکاری اجتماعی در ایران 60 سال سابقه فعالیت علمی دارد که در طی این سال ها تلاش های  زیادیصورت گرفته است که از همه تلاش های انجام شده سپاسگزاری می شود ولی این واقعیت را باید پذیرفت که رشد علمی این حرفه در ایران به اندازه  سابقه اش در کشور نیست .

2- از فقر دانش و تولیدات علمی  بومی رنج می بریم و به همین دلیل  سهمی هم در تولید دانش جهانی نداریم لذا می بایست برای تولید دانش و اثرگذاری در این عرصه در ایران  باید تلاش بیشتری صورت گیرد .

3- مددکاری اجتماعی در ایران می بایست تخصصی شود که این شرایط می تواند جایگاه تخصصی خدمت اجتماعی را بیش از پیش نمایان سازد .

4- وضعیت اجتماعی کشور در حوزه خانواده ، کودکان، زنان ، سالمندان ، معلولین ، آسیب های اجتماعی ، جرایم ، بیماری ها ، سلامت اجتماعی، نشاط اجتماعی، سرمایه اجتماعی و ... نگران کننده است و برای برون رفت از این شرایط یا به عبارت بهتر کنترل این شرایط بهره گیری از ظرفیت مددکاران اجتماعی در کنار سایر متخصیص می تواند تاثیرگذار باشد .

5- افزایش تعاملات با جامعه جهانی و دانشگاه ها و مراکز علمی مرتبط با مددکاری اجتماعی ضرورتی اجتناب ناپذیر است. گام اول جدی تحقق این موضوع از طریق برگزاری اولین کنگره  بین المللی60  سال مددکاری اجتماعی در ایران در آذر ماه 1396 برداشته شد.  گرفتن اولین کرسی جهانی در کمیته اخلاق فدراسیون بین المللی مددکاران اجتماعی و انتختاب رییس انجمن به عنوان کمیسر اخلاق فدراسیون  گام دیگری است که  برداشته شده است و همینطور انعقاد تفاهم نامه با 9 انجمن از 8 کشور در آذر ماه سال 1396 گام دیگری برای تقویت این تعاملات می باشد.البته  در سال جاری نیز این ارتباطات گسترده تر خواهد شد . چرا که بهره گیری از دانش و تجارب جهانی و انتقال تجارب داخلی  به جامعه جهانی می تواند پویایی علمی در این حوزه را به دنبال خواهد داشت.

6- بر این باور هستم که برای تقویت جایگاه مددکاران اجتماعی در کشور می بایست در عرصه سیاستگذاری های کلان کشور حضور موثرتری داشته باشیم . در طی این چند سال انجمن مددکاران اجتماعی ایران سعی کرد  در این راه گام های اسامی بردارد ولی هنوز کافی نیست و جا برای کار زیاد است .

7- بازنگری در نظام آموزش مددکاری اجتماعی ( در دانشگاه ها و آموزش های ضمن خدمت مددکاران اجتماعی ) اجتناب ناپذیر است .

8- با توجه به بین رشته ای بودن مددکاری اجتماعی و لزوم بهره گیری از دانش سایر علوم مرتبط در این حوزه نیز مددکاران اجتماعی می بایست دانش و اطلاعات خود را افزایش دهند در غیر این صورت از سایر رشته های مرتبط عقب تر خواهند ماند. این موضوع از آنجا اهمیت بیشتر پیدا می کند که در تعریف جدید جهانی مددکاری اجتماعی تفاوت های خاص با تعاریف قبلی ایجاد شده است.بر اساس این تعریف مددکاران اجتماعی باید نقش و سهم خود را هر جامعه ای در توسعه اجتماعی ، انسجام اجتماعی، مسئولیت اجتماعی، رفاه اجتماعی ، سلامت اجتماعی، سیاستگذاری اجتماعی، به زیستن اجتماعی و . . . را مشخص نمایند. با اتکا به منابع علمی موجود مددکاری اجتماعی نمی تواند در تحقق اینتعیین کننده هایاجتماعی سهم به سزایی داشته باشد که نتیجه  ناکارآمدی مددکاری اجتماعی در برون رفت از شرایط اجتماعی موجود و تحقق به زیستن اجتماعی برای همه مردم خواهد بود . لذا به همین منظور ، با توجه به تعریف جدید جهانی مددکاری اجتماعی  ضرورت بازنگری در چهار حوزه بیش از پیش احساس می شود:

الف : در حوزه آموزش و تولید دانش

ب : در حوزه ساختار اجرایی مددکاری اجتماعی

ج : در حوزه سیاستگذاری اجتماعی

د : در حوزه منابع اجتماعی (برنامه ها/خدمات)

9- مددکاران اجتماعی می بایست در حوزه مسئولیت اجتماعی و مطالعه گیری اجتماعی بیش از پیش تلاش کنند .

10- تشکیل سازمان نظام مددکاری اجتماعی می تواند حمایت های صنفی از مددکاران اجتماعی و جایگاه حقوقی آنان را تقویت کند که در این زمینه هم در گذشته پیگیری های صورت گرفته و هم حال در پیگیری است که تحقق آن نیازمند همکاری همه افراد و سازمان های موثر و مرتبط است گر چه زمان بر است ولی نباید دست از تلاش برای تحقق تشکیل این سازمان همچون سایر حوزه ها از قبیل ، پزشکی ، پرستاری ، روانشناسی ، مهندسی، منابع طبیعی و کشاورزی و ....دست برداشت .

11=- بازنگری در طرح طبقه بندی مشاغل توسط سازمان امور اداری و استخدامی با هدف ممنوعیت جذب افراد غیر متخصص در پست های سازمانی مددکاری اجتماعی و سختی کار مددکاران اجتماعی ضروری است .

12-  مددکاری اجتماعی در حوزه اقدامات با نگاه آینده نگری اجتماعی، نیازمند نوآوری و خلاقیت است.

با این امید که بیش از پیش شاهد ارتقاء شاخص های سلامت اجتماعی در جامعه باشیم تا « به زیستن اجتماعی » را تجربه کنیم .

 

سید حسن موسوی چلک

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

فروردین 1397

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/01/10
چهارمین کمپین پیشگیری ازتصادفات؛

به اخلاق در رانندگی پایبند باشیم

سید حسن موسوی چلک
شناسهٔ خبر: 4248933 - 
انجمن مددکاران اجتماعی ایران به دلیل گستردگی ابعاد اجتماعی تصادفات هر ساله به مناسبت روز جهانی مددکاری اجتماعی کمپین پیشگیری اجتماعی از تصادفات را برگزار می کند.

به گزارش خبرنگار مهر، سید حسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در یادداشتی به مناسبت چهارمین کمپین پیشگیری اجتماعی از تصادفات با شعار به اخلاق در رانندگی پایبند باشیم آورده است:

یکی از ویژگی های جامعه امروزی بهره گیری بیشتر از صنایع و تکنولوژی ها می باشد است که در این میان صنعت خودرو جایگاه ویژه ای دارد به گونه ای که طبق اعلام  وزیر راه و شهرسازی در سال ۱۳۵۸ تعداد یک هزار و ۲۰۰ خودرو در کشور وجود داشته ولی امروز، براساس آمارهای مراجع رسمی حدود ۲۰ میلیون خودرو شمارگذاری شده است که بر آوردها تا دو دهه آینده این رقم به حدود ۵۰ میلیون خودرو  افزایش پیدا خواهد کرد. بدون شک در چنین شرایطی علاوه بر تدوین ضوابط و مقررات قانونی می بایست نسبت به اخلاق رانندگی اخلاق حرفه ای در رانندگی هم توجه ویژه کرد. موضوعی که نشان می دهد علاوه بر رعایت قوانین و مقررات رانندگی می بایست به بایدها و نبایدهای اخلاقی که جنبه قانونی هم ندارند، توجه شود. لذا هم رعایت قوانین و مقررات و هم اصول اخلاق در رانندگی به عنوان اصول اخلاق حرفه ای در رانندگی قلمداد می شوند .

در واقع وجدان اخلاقی مردم می تواند مهمترین مولفه در توجه به این قوانین مقررات و اصول اخلاق باشد که می تواند در ارتقاء کیفی رانندگی و کاهش تصادفات و پیام های منفی ناشی از آن کمک شایان کند .تاملی بر آمار افراد فوت شده های ناشی از تصادفاات رانندگی در ده ماهه اول سال ۱۳۹۶ نشان می رسد که ۱۳۸۷۴ نفر فوتی داشتیم که ۱۰۸۸۹ نفر مرد و ۲۹۸۵ نفر زن بودند که نسبت به سال ۱۳۹۵ در همین  زمان۴ درصد تغییرات مثبت داشته است ( سال ۱۳۹۵ تعداد فوتی در دهه ماهه اول سال ۱۳۸۲۵ نفر ). در سال های گذشته تعداد این فوتی ها کمتر شده است و از حدود ۲۷ هزار نفر در  سال های قبل به حدود ۱۶ هزار نفر در سال ۱۳۹۵ کاهش  یافته است. اما این عدد نیز بسیار بالاست. آمار مجرومین در سال ۱۳۹۵ به تعداد  ۳۳۷۳۰۷۱ نفر نیز بسیار نگران کننده است که نباید به راحتی از  کنار آن گذشت. با توجه به ابعاد اجتماعی ( پیامد های اجتماعی تصادفات  از قبیل: افزایش زنان سرپرست خانوار، کودکان بی سرپرست، معلولین، تعداد زندانیان و . . . در کشور و مشکلات مالی که برای خانواده ها ایجاد می کند ایجاب می کند که پیشگیری اجتماعی پیش از بیش مورد توجه قرارگیرد.

لذا انجمن مددکاران اجتماعی ایران به دلیل گستردگی ابعاد اجتماعی تصادفات هر ساله به مناسبت روز جهانی مددکاری اجتماعی کمپین پیشگیری اجتماعی از تصادفات را برگزار می کند که با توجه به این که  شعار سال آینده این انجمن «مددکاری اجتماعی و اخلاق اجتماعی» است شعار کمپین  سال ۱۳۹۷را نیز با همین  محور« بیاییم به اخلاق در رانندگی پایبند باشیم» انتخاب کرده است تا در زمینه اهمیت توجه به اخلاق در رانندگی اطلاع رسانی و  آگاه سازی کند.

  • بیاییم برای لذت بیشتر بردن از رانندگی و سفر:
  • احترام به مردم مسافران را تکریم کنیم
  •  گذشت در رانندگی را جدی بگیریم
  • خوش خلقی هنگام رانندگی را اهمیت دهیم
  •   به مسافران خوش آمد بگوییم
  • فضای پر از آرامش را در طول رانندگی و سفر  برای خود، خانواده و مسافران خود ایجاد کنیم
  •  هنگام رانندگی تنش ایجاد نکنیم 
  • از درگیری فیزیکی در صورت بروز تصادفات پرهیز کنیم
  • به یکدیگر توهین نکنیم
  • یکدیگر را تهدید نکنیم
  • یکدیگر را تمسخر نکنیم
  • به قانون و مقررات پایبند باشیم
  • به حقوق دیگران در رانندگی احترام بگذاریم 
  • با رانندگان دیگر لجبازی نکنیم
  • دشنام ندهیم
  • وقت شناس و منظم باشیم
  • خودروی خود را تمیز نگه داریم
  • حریم افراد را نگه داریم و  زندگی خصوصی خودمان را  فاش نکنیم
  • شوخی بیجا نکنیم
  • بهداشت فردی و خودرو را رعایت کنیم
  • به مسافران دارای نیازهای خاص توجه بیشتر شود (سالمندان ، معلولین ، بیماران خاص و . . . )
  • مدارا در رانندگی را مد نظر قراردهیم
  • انتقادپذیر باشیم
  • شنونده خوب باشیم
  • اگر تاخیر داشتیم عذرخواهی کنیم
  • اگر اشتباه کردیم عذرخواهی کنیم و اشتباه خود را ببندیم
  • از درگیری با مسافر پرهیز کنیم
  • خبرگزاری مهر/20 اسفند 96




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/12/20

شادبودن به همین آسانی است؟

سیدحسن موسوی چلک*

وقتی به حرکت جوامع نگاه می‌کنیم، همیشه شاهد توسعه فناوری، تکنولوژی و گسترش و تولید دانش جدید هستیم به گونه‌ای که دسترسی به اطلاعات، سرعت اطلاعات، امکان بهره‌گیری از ظرفیت تکنولوژی و در کنارش فضای مجازی که این روزها بحث داغی دارد را فراهم می‌کند. این فضا اجتناب ناپذیر است. همانطور که با آمدن رادیو شاهد یک تغییر در فضای ارتباطی و اطلاعاتی بودیم، تلویزیون و ماهواره و اینترنت هم به گسترش این فضا افزود و امروز هم شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی به سرعت بیشتری در بدنه جامعه تاثیر می‌گذارند. پس امروز در دنیایی زندگی می‌کنیم که IT و فضای مجازی ویژگی اجتناب ناپذیرش محسوب می‌شود و این فضا به‌گونه‌ای نیست که آسان بتوان آن را به شکل دلخواه درآورد. ما امروز مجبوریم در جامعه‌ای زندگی کنیم که فضای مجازی یک بخش محوری تبادل اطلاعات و حتی انجام امور محسوب می‌شود به طوری که ثبت نام دانشگاه، انجام کارهای بانکی، اخذ گذرنامه و کارهای مشابه از طریق همین سامانه مجازی است. لذا فضای مجازی یک فرصت است و جایی که تدابیر لازم را چه در عرصه سیاستگذاری و چه در عرصه اجرا برای استفاده از این فضای مجازی اتخاذ نکنیم به تهدید تبدیل می‌شود. ممکن است دو نفر در خانواده درگیر فضای مجازی باشند و یک نفر کلاهبرداری کند و دیگری استفاده علمی. آنچه مهم است اینکه قبل از ورود به فضای مجازی یا قبل از ورود به فناوری‌های جدید، اطلاعات لازم راجع به ویژگی‌ها، نقاط قوت و تدابیری که باید اتخاذ شود را در اختیار مردم بگذاریم. تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد که فیلترینگ فضای مجازی چندان جواب نمی‌دهد. شاید به صورت مسکن اثرگذار باشد اما عملا اثربخشی لازم را ندارد. لذا باید استراتژی را عوض کنیم و به گفته وزیر کشور قلع و قمع فضای مجازی، استراتژی محکوم به شکست است. مشابه این کار را در مورد ماهواره انجام دادیم و بارها به جمع آوری دیش‌ها اقدام کردیم اما موثر نبود. درواقع با اتخاذ این رویکرد اهمیت قوانین را کمرنگ می‌کنیم. با نگاهی به تلویزیون این سوال ایجاد می‌شود که چرا شب عید یا ماه مبارک رمضان تعداد بیننده‌های این رسانه بیشتر می‌شود؟ پاسخ روشن است، چون جذابیت دارد. «خندوانه» و «دورهمی» دو برنامه‌ای که به رغم اینکه نقد بر آنها وارد است اما با برخی جذابیت‌ها توانستند بیننده را جذب کنند. ذهنیت عموم جامعه درباره تلویزیون این است که گارد سیاسی دارد. درحالی که هرجا اعتماد بیشتر باشد بهره برداری هم بیشتر صورت می‌گیرد. اگر برنامه‌ها جذاب باشد، معمولا مردم رغبت بیشتری برای نگاه کردن به رسانه خودمان و بهره‌برداری از سایر ظرفیت‌های رسانه خواهند داشت. در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که یک ظرفیت در کشورمان داریم که هم ظرفیت دینی است و هم ظرفیت ملی اما در خیلی از مواقع ترویج دهنده غم بوده‌ایم. چقدر ظرفیت‌های فرهنگی این سرزمین را ترویج کرده‌ایم؟ شایسته سالاری، اعتماد، عدم تبعیض، توجه به حقوق شهروندی، پاسخگویی و فاصله کم مردم و مسئولان می‌تواند روی نشاط تاثیر بگذارد اما ما چقدر روی این موضوعات کار کرده‌ایم؟ شادی آنی و گذراست. نشاط فقط خندیدن نیست. ما باید برنامه داشته‌ایم که بخشی از آن همان سیاستگذاری‌هاست که باید تقویت کنیم و بستر لازم را فراهم آوریم. بگذاریم جشن اقوام برگزار شود. ما امروز بیش از هر زمانی به دلیل سبک زندگی مان نیاز به خلق شادی داریم. با ممانعت از برگزاری کنسرتی که هم شعرش مجاز است و هم خواننده‌اش، گسترش زیرزمینی آن را سبب می‌شویم. خشونت در کشور ما دومین پرونده قضائی است. مدارس، محیط‌های اجتماعی، روانشناسی شهر، پوشش، روابط اجتماعی و محیط کارمان شادی گریز است. خودبه‌خود در روابط بین فردی خانواده‌هایمان هم همین فضا ایجاد می‌شود. قبلا شاهد شب نشینی خانواده‌ها بودیم. پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها با اینکه سواد تحصیلی کمتری داشتند اما سواد زندگی‌شان بیشتر بود. با اینکه بخشی از این تغییرات به سبک زندگی و گسترش تکنولوژی بستگی دارد، در کنارش به گفته وزیر بهداشت 24 درصد مردم از اختلال روانی رنج می‌برند که نشان دهنده کم‌کاری روی نشاط، سلامت روان، تعلق فرهنگی و اجتماعی است. ما روی مطالبات اجتماعی چندان کار نکرده‌ایم و این مشکلی جدی است که با آن مواجهیم. منظور از نشاط، بی‌قیدی و خروج از قوانین فعلی کشور نیست بلکه باید قوانین را بازنگری کنیم. اجازه دهیم فضای اجتماعی شادتری اتفاق بیفتد. فقط کافی است ظرفیت سازی کنیم تا مردم خودشان فضای شاد ایجاد کنند. روی مدارس بیشتر کار کنیم. مدارس شادی گریز هیچگاه نسل شادی را تربیت نخواهند کرد. برای شاد بودن نباید منتظر دولت باشیم. آری آری، شاد بودن به همین آسانی است! به قول قدیمی‌ها یک دل شاد باشد در بیایان هم می‌توان زندگی کرد. لذت و کیفیت زندگی‌مان مطلوب نیست که یک بخشی به خودمان و بخشی هم به سیاستگذاری‌ها برمی‌گردد. هندی‌ها با حداقل امکانات معیشتی ولی عادت کرده‌اند که زندگی شادی داشته باشند. مشکلات برای همه هست اما با مشکل هم می‌توان شاد زندگی کرد. جامعه‌ای که شفافیت و سلامت کمتری دارد مردم بیشتر در خود فرو می‌روند.

* رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه آرمان/30 بمن 96/صفحه 16

۲۱۳۹۴۶ | تاریخ۱۳۹۶/۱۱/۳۰ - شماره3546

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/12/1

سلام به فردا

 مردم باید برای مدیریت بحران توانمند شوند

نویسنده: سیدحسن موسوی چلك

 *
یکی از انتظاراتی که مردم از مدیریت شهری دارند، ارائه خدمات مناسب در عرصه های مرتبط با حوزه شهری و به ویژه در شرایطی است که اتفاقاتی رخ می دهد که از آنها با عنوان بحران یاد می کنیم. بخشی از بحران ها ناشی از حوادث طبیعی مانند سیل، زلزله و توفان است که در کشور ما با توجه به تصویب قانون تشکیل سازمان مدیریت بحران و تشکیل این سازمان، مدیریت این کار در کلان شهر تهران بر عهده شهرداری است برخلاف سایر استان ها که فرمانداری و استانداری و خود اداره کل مدیریت بحران درگیر آن هستند؛ در تهران مسئولیت آن به شهرداری سپرده شده است، به دلیل آنکه ظرفیت هایی که شهرداری برای اعمال مدیریت در این حوزه دارد، به مراتب بیشتر از دیگران است. به نظرم این تصمیم درستی بود. به همین دلیل سازمان مدیریت بحران در شهرداری شکل گرفته است. طبیعتا انتظار مردم این است که اگر بحرانی اتفاق می افتد، مدیریت شهری بتواند در کوتاه ترین زمان ممکن اعمال مدیریت صحیح داشته باشد؛ به گونه ای که بحران حادتر نشود و در زمانی کوتاه تر مدیریت شود و عوارض کمتری برای مردم داشته باشد و بازتوانی و خروج از آن مرحله بحران هم با کیفیت بهتری انجام شود. بخش دیگر، بحران هایی است از آن نوع که به ویژه در تهران در زمان بارش باران، سیل می گیرد یا با باریدن برف، همه جا بسته می شود؛ با وجود آنکه معمولا هواشناسی از قبل هشدارهایی می دهد و اعلام می کند وقوع این نوع حوادث مانند سیل یا برف اجتناب ناپذیر است و احتمالش خیلی بالاست. در این شرایط انتظار می رود که حوزه مدیریت شهری به گونه ای عمل کند که سرعت عمل داشته باشد و آمدن برف یا باران شدید خلل جدی در کارها و تردد ایجاد نکند. این نکته محدود به اتفاقات شب گذشته و امروز نیست. در دوره های قبل هم مدیریت بحران عقب تر از این شرایط بوده است؛ امری که ممکن است نارضایتی ایجاد کند و اعتماد مردم به مدیریت شهری برای اعمال مدیریت بحران را ضعیف کند. نمونه اش حادثه ساختمان پلاسکو بود. پلاسکو در تهران نمونه ای از اعمال مدیریت بحران بود که الان که یک سال از آن زمان گذشته، نارضایتی از چگونگی مدیریت حادثه پلاسکو همچنان در جامعه وجود دارد. فراموش نکنیم که مدیریت شهری بدون جلب اعتماد و رضایت مردم، امکان جلب مشارکت مردم برای اعمال هوشمندانه تر مدیریت شهری در حوزه های مختلف را ندارد. انتظار این است که در این حوزه شهرداری و شورای شهر هم تصمیم های سیاست گذاری مناسبی اتخاذ کنند و هم برنامه های اجرائی مناسبی داشته باشند تا رضایت بیشتر مردم را با ارائه خدمات به موقع به ویژه در شرایط بحران جلب کنند. اگر مدیریت شهری بتواند بستری را فراهم کند که مردم در محلات این توانمندی ها را به دست آورند، کمک می کند که در چنین شرایطی مردم هم کنار مدیران و مسئولان شهری باشند، وابستگی کمتر به حضور مسئولان مدیریت شهری داشته باشند و خود بتوانند برای اعمال بهتر مدیریت بحران در چارچوب سیاست های مدیریت شهری مشارکت کنند. تقویت این ظرفیت و توانمندسازی مردم در این عرصه می تواند بسیار ماندگار باشد. اگر بحرانی اتفاق بیفتد و با تمام تلاش آن را مدیریت کنیم، باز هم در بحران دیگر باید به همین میزان انرژی بگذاریم، اما اگر مردم را تقویت و توانمند کنیم، هر زمان که بحرانی ایجاد شود، این توانمندی مردم به کار خواهد آمد و به صرفه جویی در زمان و هزینه و نیروی انسانی کمک خواهد کرد تا مدیریت شهری از این ظرفیت مردمی استفاده کند و در کوتاه ترین زمان ممکن مدیریت بهینه را به عمل بیاورد.

    * رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

    روزنامه شرق ، شماره 3073 به تاریخ 9/11/96، صفحه 16 (روزنامه فردا

لینک کوتاه به این مطلب:

     
 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/11/11

تعیین‌کننده‌های اجتماعی لازمه ایجاد امنیت

حسن موسوی چلک*

در دنیایی زندگی می‌کنیم که فضای مجازی جزو لاینفک آن محسوب می‌شود. با نوآوری‌هایی که در بخش‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری انجام می‌شود، مسیر دسترسی به اطلاعات، سرعت ارائه خدمات و مولفه‌های دیگری مثل ارزان‌بودن هم دارد. طبیعتا در دنیای کنونی، فضای مجازی در عرصه‌های مختلف کار را برای مردم آسان‌تر کرده است. البته این به منزله ندیدن نقاط منفی‌اش نیست. مثلا همین الان خیلی از کارهای اداری را از طریق این شبکه‌ها انجام می‌دهیم. ثبت‌نام کنکور، یارانه و انجام کارهای بانکی از این طریق است. درواقع این یک فرصت و ظرفیتی است که ایجادشده و نمی‌توان با این ظرفیت جنگید؛ یعنی با رویکرد سلبی نمی‌توان مردم را از دسترسی به این بخش منع کرد. منع آن نه‌تنها کمک‌کننده نخواهد بود بلکه مردم تحریک می‌شوند تا از راه‌های دیگر به این شبکه‌ها دسترسی پیدا کنند. در حال حاضر خیلی از کاربران با فیلترشکن کارهایشان را انجام می‌دهند. شاید به‌صورت مقطعی دسترسی مردم به اطلاعات محدودتر شود اما اتفاقا خود این کار یعنی وقتی محدودیت ایجاد می‌کنیم این سوال را ایجاد می‌کند که مگر چه خبر است و از چه چیزی نگرانی وجود دارد؟ و همین باعث می‌شود راه‌های دیگری را برای به‌دست آوردن اطلاعات در این بخش پیدا کنند و مراجع رسمی انعکاس اخبار و اطلاعات ایران کمتر مورد اعتماد واقع شوند و نتیجه معکوس دارد. لذا نمی‌توان با شبکه‌های اجتماعی جنگید. این درحالی است که روسای جمهور و وزرای کشورهای مختلف هم از شبکه‌های اجتماعی استفاد می‌کنند. در بحث برجام به یاد داریم دکتر ظریف لحظه‌به‌لحظه توئیت می‌کرد و مردم را در جریان مذاکرات قرار می‌داد. دنیا، دنیای فناوری است و دنیایی است که با استفاده از این ظرفیت، سرعت ارتباطاتمان را گسترش می‌دهیم و تقویت می‌کنیم. لذا وقتی فیلتر می‌کنیم، خود این یعنی تقویت نگاه امنیتی. حتی اگر کشورهای دیگر هم این کار را کرده باشند، گاهی مواقع برای اینکه خودمان را قانع کنیم؛ می‌گوییم مثلا انگلیس هم این کار را کرد، اما این اتفاق هر جای دنیا که باشد این پیام را دارد که مگر قرار است چه چیزی پنهان شود که فیلتر شدید شده؟ هرچند وزیر ارتباطات هم از جهت اختلال در کسب‌و‌کار کاربرانی که از این شبکه‌ها استفاده می‌کنند، عذرخواهی کرده و قول مذاکرات در جهت رفع این مشکل را داده اما توجه به این نکته ضروری است که این فناوری‌ها ساخته فکر انسان است و مثل هر سازه‌ای ضد آن هم ساخته می‌شود. سیاستمداران ما تعیین‌کننده‌های اجتماعی برای ایجاد امنیت و توسعه اقتصادی را همیشه فراموش می‌کنند. با پژوهش‌هایی که درباره سرمایه اجتماعی انجام داده‌ایم، روشن شد که وضعیت ما چندان مطلوب نیست. اما آقایان نمی‌خواهند تعیین‌کننده‌های اجتماعی را باور کنند. الان خود آقای رئیس‌جمهور یا رئیس مجلس با چند نخبه اجتماعی ارتباط دارند. باید مطالبات اجتماعی مردم شنیده شود نه اینکه با نشنیدن عمق نارضایتی بیشتر شود و آن وقت وقتی سر باز می‌کند مثل عفونتی است که آن را می‌بینیم و کار خودش را می‌کند. در همین جامعه کدام مدیر اجتماعی به آقایان هشدار داده است؟ برای اینکه دائما مدیر اقتصادی و سیاسی می‌گذاریم. این درحالی است که در حوزه اجتماعی یک مدیر با دانش اجتماعی پیدا نمی‌کنیم. اتفاقا اینها اشتباهات استراتژیکی است که ما داریم انجام می‌دهیم و نتیجه این اشتباهات و گذاشتن مدیران ناکارآمد در حوزه اجتماعی نمی‌تواند مدیریت سیاسی و امنیتی را کمک کند که به موقع شناسایی و دخالت کند. ما روی این بخش کار نکرده‌ایم. باور کنید حتی اگر بخواهیم توسعه اقتصادی و امنیت اجتماعی پایدار داشته باشیم، باید سرمایه اجتماعی را بالا ببریم. شما در شاخص‌ها نگاه کنید که سطح اعتماد به دولت البته دولت نه‌فقط به معنای قوه مجریه چقدر است؟ مدیر سیاسی می‌گذاریم که فاقد تخصص لازم است و فکر می‌کنیم که همه چیز گل و بلبل است اما نیست. مطالبات اجتماعی ما مطالبات واحده‌ای نیست. این مطالبات مانده از قبل است ولی ما نخواستیم این صدا را بشنویم چون فکر می‌کنیم هرچه اقتصاددانان می‌گویند درست است! اما اقتصاد یک بخش کار است. آیا همه اینها که به خیابان آمده‌اند، مطالبه اقتصادی دارند؟ خیر، اینها مطالبات و خواسته‌های نهفته شده است و شما نخواستید اینها شنیده شود. مگر می‌شود مطالبات اجتماعی را بی‌پاسخ گذاشت؟ به‌نظرم باید اجازه داد مطالبات اجتماعی مردم مطرح شود و با مردم شفاف‌تر و صادق‌تر باشیم. نباید همه تیترهایمان «اغتشاشگر» باشد. نباید به کسی که مطالبات اقتصادی داد اغتشاشگر گفت که واکنش تندتری از خود نشان دهد. باور کنید برخی از این معترضان مطالبه دارند. البته قطعا برخی منتظر فرصت سوء استفاده هستند ولی قبول کنیم که همه اینها اغتشاشگر نیستند. وقتی برخورد شفافی با مفسدان اقتصادی نمی‌شود، بی‌اعتمادی ایجاد می‌شود. مگر ما همان مردمی نبودیم که اگر یک شهید می‌دادیم، پیشانی فرزند را می‌بستیم و روانه جبهه می‌کردیم؟ هیچ مطالبه‌ای هم نداشتیم. در هر حوزه‌ای که اعتماد اجتماعی پایین می‌آید، مدیریت سخت و دشوار می‌شود. به‌نظرم دولتمردان ما نمی‌خواهند این صداها را بشنوند، چون اطرافشان پر از آدم‌هایی است که تفکر صرف اقتصادی دارند. نتیجه هم همین می‌شود که شد. ما می‌خواستیم 9 دی برگزار کنیم که وحدت ملی اتفاق بیفتد اما نمی‌دانیم که سال بعد 9 دی را جشن بگیریم یا نگیریم؟ نباید اجازه دهیم که هر کسی در هر استانی هرچه فکر می‌کند درست است را انجام دهد. در مشهد چه اتفاقی افتاد؟ از موضوع کنسرت در نظر بگیرید تا الان که از مشهد شروع شد. ما اگر با جناح سیاسی حاکم در قوه مجریه به هر دلیلی مخالفت داریم به این منزله نیست که منافع ملی را فدا کنیم. ما باید به بلوغ سیاسی برسیم و در این میان منافع ملی مهم است. ما نباید اجازه دهیم هیچ‌کس در هیچ‌منصب و در هیچ‌زمان و منطقه‌ای، منافع و امنیت ملی را فدای خواسته‌های فردی و جناحی و سیاسی خود بکند حتی اگر قدرت دارد. جامعه را نمی‌شناسند و با مطالبات و خواسته‌های مردم فاصله دارند. ما حوزه اجتماعی و مطالبات اجتماعی را شوخی می‌گیریم درحالی که این مطالبات بدین صورت سر باز می‌زند. باید صادقانه با مردم حرف زد. مردم که دنبال انقلاب نیستند. آنها یکسری مطالبات نهفته دارند که خسته شده‌اند. از داستان تکراری اختلاس‌ها و تبعیض‌ها و حقوق‌های آن‌چنانی به تنگ آمده‌اند. نتیجه هم این می‌شود که آب که از سر بگذرد، چه یک وجب و چه صد وجب. به هر صورت دیوار اعتماد که ترک بردارد به‌راحتی ترمیم نمی‌شود ضمن اینکه در آن سوی مرزها هم بستر را مناسب می‌بینند و بهره‌برداری‌های خود را می‌کنند. ترامپ توئیت می‌کند، عربستان پول می‌دهد و...

* رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه آرمان/ کد خبر: ۲۰۹۱۸۸ | تاریخ : ۱۳۹۶/۱۰/۱۴ - شماره: 3508

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/10/15
نقش ناامیدی در بروز مشکلات اجتماعی
سیدحسن موسوی‌چلک- رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران

اتفاقی که در چند روز اخیر افتاده، از چند زاویه قابل بررسی است. یکی از نکات مهم به نظر من مؤلفه‌های اجتماعی یا ابعاد اجتماعی مسئله است. درواقع مطالبه‌گری اجتماعی مردم یک مسئله است. گرچه مبنا در ابتدا تقاضا‌های اقتصادی بود، اما بعد ابعاد اجتماعی آن پررنگ‌تر شد. این نشان می‌داد که مردم می‌خواستند مطالبه‌گری را تمرین کنند. بحث بعدی، بحث اعتماد بود. هرچه در جامعه شفافیت بیشتری داشته باشیم، اعتماد بیشتری در آن خواهد بود. افزایش اعتماد می‌تواند فرصتی برای ایجاد امنیت برای جامعه باشد، چون در سایه اعتماد است که مشارکت صورت می‌گیرد. نکته بعدی، روش مطالبه‌گری بود. آیا ما باید با دعوا مطالبه‌گری کنیم یا با شکل‌های دیگر هم امکان‌پذیر است. به‌نظر من روشی که انتخاب شده، روشی است که پیامدهای منفی مانند تخریب اموال عمومی در آن خیلی زیاد بوده، بنابراین واکنش‌ها نسبت به تخریب اموال عمومی بیشتر به چشم آمده است. بحث بعدی اینکه در این‌گونه حوادث اگر گوش شنوایی داشته باشیم و راه‌های پیگیری حقوق شهروندی مشخص و نهادینه شده باشد و مسئولان، هم شنونده و هم پاسخ‌گو باشند، شاید کار به اینجا نمی‌کشید که مردم مطالبات خود را کف خیابان اعلام کنند. این پیامی مشخص دارد؛ اینکه برخی مدیران ما معمولا علاقه‌مند به پاسخ‌گویی نیستند. بحث بعدی هم اطمینان است. اگر مردم به اجرای درست قوانین از سوی مسئولان اطمینان داشته باشند، قطعا به این شکل طرح دعوا نمی‌کنند و این عدم اطمینان باعث می‌شود که مردم رفتارهای دیگری را به‌جای رفتار‌های از مجاری قانونی در پیش بگیرند. گرچه در این فرایند بخشی از واقعیت‌ها گفته شد، اما سوء‌استفاده‌هایی نیز صورت گرفت که نمی‌توان منکر آن شد. به هر صورت مردم دردهایی دارند که اگر نخواهیم بشنویم، معلوم است که این دردها یک‌جا سر باز کرده و به بیرون درز خواهند کرد. از منظر مددکاری باید بگویم که بخشی از این مشکلات نتیجه ناامیدی است. ما مددکارها هم از این ناامیدی تأثیر می‌پذیریم. در جامعه‌ای که امید نباشد، هر اتفاقی ممکن است بیفتد. همچنین فقر مطرح است که ارتباط مستقیم با معیشت دارد. بخش اصلی دغدغه مردم معیشت بود. اگر نتوانید فقر را مدیریت کنید، هر اتفاقی در جامعه ممکن است بیفتد. در مددکاری از موضوع فقر نیز تأثیر بسیار می‌پذیریم. جامعه‌ای که در آن رفاه باشد، قطعا آسیب‌های اجتماعی کمتر و ا‌عتراض‌های اجتماعی کمتری دارد. جامعه‌ای که در آن پویایی اجتماعی وجود دارد و مطالبه‌گری اجتماعی نهادینه شده است، مشکلات اجتماعی در آن کمتر خواهد بود. 

مسئله مهم دیگر از منظر حرفه مددکاری، مناطق حاشیه‌نشین است. هرچقدر در این نوع سکونتگاه‌ها کار کنیم و مردم را امیدوارتر کنیم، کمتر شاهد این نوع پیامدهای اجتماعی در جامعه خواهیم بود. یکی از مؤلفه‌ها در شهر مشهد این بود که بخش بزرگی از مردم در این ناآرامی‌ها ساکن سکونتگاه‌های غیررسمی یا حاشیه‌نشین بودند و مناطقی که کمتر به رفاه آنها توجه شده بود. نهادینه‌شدن بی‌اعتمادی، عوارضی اجتماعی را به دنبال خواهد داشت که اوضاع اجتماعی، سیاسی و امنیتی از آن تأثیر می‌گیرد و مددکاری اجتماعی نیز قطعا از آن تأثیر منفی می‌پذیرد.

منبع: روزنامه شرق/14 دی 96





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/10/15

پیام تقدیر رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران به مناسبت برگزاری اولین کنگره بین المللی ۶۰ سال مددکاری اجتماعی در ایران

به نام خدایی که در این نزدیکی است”

“همه شما در این اتفاق تاریخی مددکاری اجتماعی سهیم هستید”

خدای بزرگ را شاکرم که توفیق داد تا اولین کنگره بین المللی ۶۰ سال مددکاری اجتماعی در ایران در تاریخ های ۲۷ و ۲۸ آذرماه ۱۳۹۶ با حضور دبیرکل فدراسیون بین المللی مددکاران اجتماعی؛رییس منطقه آسیا و اقیانوسیه،معاون اروپا و نماینده فدراسیون در سازمان ملل و مسوولین و اعضا انجمن های کشور های محتلف و اساتید بزرگ مددکاری اجتماعی و مسوولین،اساتید، پیسکسوتان و اعضا انجمن مددکاران اجتماعی ایران را در تهران با شکوه هر چه تمام تر برگزار نماییم.بدون شک همراهی و همکاری ارزنده دستگاه های مختلف دولتی و غیردولتی و حضور بی سابقه و پرشور مددکاران اجتماعی داخلی و میهمانان خارجی در بالاترین سطوح مسوولیتی در حوزه مددکاری اجتماعی در جهان و تلاش ستودنی اعضا هیات مدیره  و داوطلبین فعال و اصحاب رسانه، تنوع برنامه ها و کیفیت مطالب ارایه شده در دو روز برگزاری کنکره موجب شد تا این اتفاق خوب و بی نظیر بعد از ۶۰ سال در ایران عزیز اسلامی بیفتد.مستند سازی اقدامات ۶۰ سال گذشته و تولید دانش در حوزه مددکاری اجتماعی و ترسیم چشم انداز بیست سال آینده مددکاری اجتماعی در ایران و تجلیل از مددکاران اجتماعی و مدیران موثر در حوزه های قضایی،انتظامی،سیاسی،اجتماعی،فرهنگی و انعقاد تفام نامه با ۹ انجمن از ۸ کشور و بازدید میدانی میهمانان خارجی از فعالیت های مددکاران اجتماعی و … موجب شده تا نگاه جامعه جهانی به ظرفیت های مددکاری اجتماعی در ایران تغییر کند.اگر قبل از کنگره بیشتر از طریق گزارش های مکتوب انجمن با فعالیت های مددکاری اجتماعی در ایران آشنا بودند ولی این کنگره و برنامه های جانبی  آن  و ارتباط با مسوولین و مددکاران اجتماعی موجب شد تا شناخت آنها بصورت عینی و عملی عمیق تر شود بگونه ایی که بارها اعلام کردند که ظرفیت مددکاری اجتماعی ایران بیش از آن چیزی است که می شناختند و حتی دبیر کل فدراسیون اعلام کردند که “فدراسیون بدون ایرانی جهانی نمی شد” و بسیاری از میهمانان نیز به نوعی ابراز تعجب و تحیر می کردند.البته اگر هوشمند باشیم نباید به این نکات بسنده کنیم و فقط دلخوش به شیرینی های برگزاری کنگره باشیم.گر چه برای یک تشکل غیردولتی برگزاری چنین کنگره ایی با شکوه و منظم خود موفقیت بزرگی محسوب می شود ولی موفقیت واقعی زمانی است که در تولید دانش، سیاستگذاری و …. در جهان هم آثار ماندگار بر جای بگذاریم در غیر این صورت فقط خاطره ایی ثبت کردیم.

حال که ابن کنگره به پایان رسید لازم می دانم از همه کسانی که به شکل های مختلف در برگزاری همکاری کردند، حضور پیدا کردند و حتی کسانی که حضور پیدا نکردند ولی در حوزه مددکاری اجتماعی کشور تاثیر گذار بودند، سپاسگزاری نمایم(اجازه دهید به دلیل تعداد زیاد از کسی ذکر نام نکنم) و بابت همکاری و تاثیر گذاری ارزنده شان،  با افتخارجلوی شان سر تعظیم فرود بیاورم.

با این امید که بتوانیم بیش از پیش نقش مددکاران اجتماعی را در “ارتقاء مستمر کیفیت زندگی” و ” توسعه شاخص های اجتماعی” بشناسیم تا مردم در کره خاکی “به زیستن اجتماعی”را تجربه کنند.انشاءا…

سید حسن موسوی چلک

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران و دبیر علمی کنگره





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/10/11
درس‌آموخته‌هایی از زلزله بم

اما در زمان زلزله، خیلی‌ها برای كمك به بم آمده بودند كه مهارت كافی برای این كار را نداشتند. نیت‌شان خیر بود اما فقدان مهارت كافی باعث شده بود كه گاهی اوقات حتی مزاحم كارهای حمایتی و امدادی شوند. حضور پر شمار این افراد نه تنها در بسیاری اوقات كمكی به مدیریت پس از بحران نكرد بلكه خیلی جاها مدیریت این افراد موجب دردسر مسوولان شده بود. یكی دیگر از نكاتی كه در بم خودش را نشان داد؛ مساله ناهماهنگی بین دستگاه‌های اجرایی بود. ضعف مدیریت بحران و فقدان برنامه‌ریزی بین‌بخشی كاملا احساس می‌شد. البته در منطقه «بروات» آشفتگی مدیریتی به دلیل حضور نیروهای ارتش كمتر بود. فعالیت‌های امداد و نجات از ناهماهنگی و موازی‌كاری شدید رنج می‌برد. برای مثال هر سازمانی برای خودش كمك‌رسانی می‌كرد و باعث شده بود برخی حادثه‌دیدگان چند بار كمك دریافت كنند و كسانی دیگر اصلا كمك دریافت نكنند یا كمك كمتری دریافت كنند. در بم كمبود اعتماد مردم به نهادهای قانونی كمك‌كننده موجب شده بود هر كسی برای كمك، خودش دست به كار شود. یعنی همان اتفاقی كه در كرمانشاه تكرار شد. در حالی كه گاهی نرفتن ما به صحنه حادثه بیشتر كمك‌كننده است تا حضورمان.

همه مات بحران شده بودند. مدیریت سوگ در بحران مساله‌ای كاملا تخصصی است كه باید با استفاده از شیوه‌های علمی به افراد آسیب‌دیده كمك شود تا از نظر روانی تخلیه شوند و بتوانند از این وضعیت عبور كنند. 

در بخش پایانی باید یادآور شوم كه در زلزله بم بیشتر روی ساخت وساز فیزیكی كار انجام شد و به پیامدهای اجتماعی بی‌توجهی صورت گرفت. كلیت كار این است كه هنوز نمی‌دانیم در زمان وقوع بحران در چه زمانی باید چه خدمتی را ارایه كنیم.

روزنامه اعتماد/5 دی ماه 96


تجربیاتم را مستند كردم. بلافاصله گزارش مفصلی برای مسوولان مرتبط تهیه كردم و هنوز هم آن گزارش را دارم. اما عموما اینگونه نیست كه تجربیات‌مان را ثبت كنیم. تكرار اشتباهات مشابه در سوانح مشابه كم نداریم. گرچه مقداری امدادرسانی منظم‌تر شد اما اگر به طور دقیق نگاه كنیم، ما از تجربه‌های‌مان درس نمی‌گیریم. همان اشتباهات را در حوادث بعدی تكرار می‌كنیم. چنان كه در كرمانشاه و ورزقان هم با وجود نظم بهتر باز هم همان اشتباهات تكرار شد.


رییس انجمن مددكاران اجتماعی ایران





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/10/6


( کل صفحات : 32 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی