دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک
مطالب اخیر
سیدحسن موسوی‌ چلک در روزنامه شرق نوشت: موضوعی که در کشور با آن مواجه هستیم، فقر است که هیچ‌کس در هیچ جناحی نمی‌تواند بر آن سرپوش بگذارد. این موضوع در عرصه‌های مختلف زندگی افراد آثار خود را نشان می‌دهد. با توجه به شرایط اقتصادی کشور و نگرانی‌های مردم و مسئولان در این حوزه، موضوع فقر به مراتب جدی‌تر از قبل مورد توجه مسئولان قرار گرفته است.
امتیاز خبر: 90 از 100 تعداد رای دهندگان 4084
سیدحسن موسوی‌ چلک در روزنامه شرق نوشت: موضوعی که در کشور با آن مواجه هستیم، فقر است که هیچ‌کس در هیچ جناحی نمی‌تواند بر آن سرپوش بگذارد. این موضوع در عرصه‌های مختلف زندگی افراد آثار خود را نشان می‌دهد. با توجه به شرایط اقتصادی کشور و نگرانی‌های مردم و مسئولان در این حوزه، موضوع فقر به مراتب جدی‌تر از قبل مورد توجه مسئولان قرار گرفته است.
 
علت توجه این است که گسترش فقر ممكن است به شکل‌های مختلف زمینه نارضایتی از مدیریت کشور را به دنبال داشته باشد. در چنین شرایطی، هر اقدامی که منجر به افزایش هزینه‌های مردم شود، به نوعی ممکن است زمینه نارضایتی مردم را بیشتر کند که خود این نارضایتی با امنیت هم ارتباط بسیار تنگاتنگی دارد. بنابراین همه دولت‌ها تلاش می‌کنند که این نارضایتی کمتر شود.

افزایش قیمت یک قلم کالا در طول چند سال شاید روندی طبیعی باشد. در چند سال گذشته افزایش قیمت نان نداشتیم ولی گاهی اوقات این افزایش اگر در زمانی نامناسب انجام شود، ممکن است عوارض به‌مراتب شدیدتری داشته باشد. نگاه‌های سیاسی هم بالاخره وجود دارد و خواه و ناخواه این نگاه‌ها می‌تواند به مدیریت کشور ضربه بزند و طبیعتا برای اینکه نارضایتی کمتر شود، دولت باید تصمیم بگیرد که یارانه را در این بخش افزایش بدهد یا تصمیم بگیرد قیمت را افزایش بدهد. در مواقعی هر دو کار را با هم انجام می‌دهد و قیمت را کمتر افزایش می‌دهد، اما واقعیت این است که امروز موضوع فقر و نگرانی‌های ناشی از آن در حوزه اقتصاد یک نگرانی جدی است. دولت تلاش می‌کند با تدبیر در این شرایط کاری کند که به مردم کمتر فشار بیاید؛ با وجود آنکه شرایط اقتصادی خوبی نداریم، تهدیدهای بیرون از کشور را داریم و دولت باید صندوقش را حفظ کند تا بتواند پشتوانه‌ای برای کشور در شرایط بحران باشد.
چون مردم هر روز با نان سروکار دارند و نان ممکن است بیشترین بخش مواد غذایی خانواده‌های فقیر را دربر بگیرد، حساسیت به این موضوع بیشتر است. برای خروج از این مشکل یا باید منابع تزریق شود یا افزایش قیمت داده شود.
 
در هر جامعه‌ای معمولا هر چقدر مردم شرایط را بهتر درک کنند، با مدیریت کلان کشور در این حوزه همراهی و همکاری بیشتری خواهند داشت؛ بنابراین اعتماد مردم به حاکمیت، همراهی آنها را در این بخش بیشتر خواهد کرد. در شرایط سخت مردم یاد می‌گیرند که بتوانند فشارها و سختی‌ها را تحمل کنند و مدیریت بحران انجام دهند که این تاب‌آوری اجتماعی موضوعی بسیار جدی است.
 
شاید دولت بتواند در قالب یارانه‌های پرداختی بخشی از فشار را بر مردم کمتر کند اما به‌نظر من با توجه به پرداختی‌های مستمر بر دوش دولت، این کار مقداری دشوار است، بنابراین امکان اینکه از ذخایر و صندوق‌ها برای پوشش آن استفاده شود، زیاد نخواهد بود. هر کشوری که بخواهد در حوزه اقتصاد از چرخه بحران خارج شود، بیش از هر چیز تاب‌آوری اجتماعی است که به آن کمک می‌کند.
منبع: روزنامه شرق/9 آذر 96




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/09/10

سلامت نیوز - یکی از نیازهای افراد یک جامعه استفاده از متخصصان و افراد حرفه ای برای پاسخگویی به نیازها و مشکلاتی است که در زندگی گاهی اوقات با آن مواجه هستند. این مشکلات می تواند در حوزه های شغلی، خانوادگی، تحصیلی و حوزه های دیگری وجود داشته باشد.

به گزارش سلامت نیوز، فرهیختگان نوشت: یکی از حوزه هایی که نیاز داریم از ظرفیت متخصصان در آن استفاده کنیم، حوزه سلامت روانی و اجتماعی است. زمانی که برای ارتقای سلامت روانی و اجتماعی خودمان دانش و مهارت کافی نداشته باشیم نیاز به روانشناس، جامعه شناس، روانپزشک و... داریم. گاهی برای حل مشکل یا تعارضات نیاز داریم از ظرفیت های آنها استفاده کنیم. همان طور که وقتی ماشین مان خراب می شود سراغ مکانیک می رویم، فارغ از اینکه در حوزه خودمان نخبه هستیم.

آمارهای وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کشور نشان می دهد به ازای هر چهار نفر یک نفر مبتلا به اختلال روانی است؛ یعنی ۲۵ درصد و یک چهارم جمعیت ما از اختلال روان رنج می برند.

زندگی امروزه به گونه ای است که همه افراد استرس و اضطراب های زیادی را طی شبانه روز تجربه می کنند. افراد تنهاتر از قبل هستند و روابط عاطفی بین افراد کمرنگ تر شده است. فاصله ها بیشتر شده و ساختار خانواده تغییر کرده است. دیگر چتر حمایتی خانواده مانند گذشته نیست و تکنولوژی های روز هم به این موضوع دامن می زند؛ به همین خاطر در این موقعیت است که بیش از هر وقت دیگری افراد نیازمند بهره گیری از متخصصان در حوزه سلامت روانی و اجتماعی هستند تا شاخص سلامت روانی را ارتقا دهند.

اگر فردی که در حل تعارضات زندگی با مشکل روبه رو شده نتواند از متخصصان کمک بگیرد مشکل ساده او ممکن است به اختلالی مزمن تبدیل شود که سایر نقش های اجتماعی وی را نیز تحت الشعاع قرار دهد.

بهره گیری از روانشناسان و روانکاوان برای بالابردن و ارتقای سلامت روان جامعه باید بیش از قبل نهادینه شود. باید دید منفی به افرادی که به روانشناس یا روانپزشک مراجعه می کنند در جامعه از بین برود و این مهم با کار گروهی میسر می شود.

غیر از اینکه بسیاری از افراد جامعه به خاطر ترس از برچسب خوردن حاضر به مراجعه به روانشناس یا روانپزشک نیستند، به نظر می رسد ویزیت های گران قیمت این متخصصان نیز سدی برای افرادی است که حاضر هستند از کمک متخصصان بهره مند شوند. بسترسازی مناسب برای استفاده از ظرفیت های بیمه ای برای دریافت کمک های روانشناسان نیز می تواند مردم را تشویق به استفاده از این ظرفیت ها کند.

وقتی در جامعه یک نفر نمی تواند با غم و شادی به درستی برخورد کند، خشم خود را کنترل کرده یا در روابط با دیگران مشکل دارد، نیازمند کمک یک متخصص است. اینجاست که این فرد باید به این آگاهی رسیده باشد که برای رسیدن به زندگی با کیفیت تر لازم است به یک متخصص در حوزه سلامت روان مراجعه کند. اما وقتی در جامعه به کسی که به متخصص حوزه سلامت روان مراجعه می کند انگ بیمار روانی یا دیوانه زده می شود، وی از این مراجعه خودداری می کند.

انگ زدایی از اختلالات روانی موضوعی است که باید در رسانه ها، آموزش و پرورش، دانشگاه ها و متخصصان حوزه روان به آن پرداخته شود. اختلالات روانی موضوعی است که باید به آن توجه شود. اگر به کسی که نیازمند خدمات روانی است به موقع کمک داده نشود، ممکن است به یک بیماری روانی مزمن تبدیل شود. امروزه حتی بیماران روانی مزمن نیز در جامعه زندگی می کنند و تعداد معدودی از بیماران هستند که لازم است در مراکز خاصی نگهداری شوند اما ترس مردم و دید منفی به این موضوع مانع مراجعه به موقع آنها به متخصصان روان می شود.

متاسفانه در جامعه توجه به سلامت روان در سبد خانوار جایگاهی ندارد و امروزه نیازمند نگاه ویژه به این موضوع مهم هستیم. باید این نگاه که هر اختلال روانی برابر با دیوانگی است از ذهن ها پاک شود و روانشناسان یا روانپزشکان نیز باید برای تقلیل این نگاه منفی راهکارهایی را در نظر بگیرند.

* حسن موسوی چلک
رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران
منبع: روزنامه فرهیختگان/4 آذر 96




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/09/5

روز مازندران و تیرما سیزده شو» در برج آزادی تهران گرامی داشته شد

نامگذاری ایام به مناسبت های خاص فرصتی مناسب برای معرفی بیشتر مرتبط با آن مناسبت در هر جامعه محسوب می شود.از جمله این مناسبت ها روز مازندران مصادف با ۱۴ آبان ماه است که با توجه به بیعت  علویان توسط حسن بن زید علوی در سال ۲۵۰ هجری- قمری در روستای سعیدآباد رویان این روز در شورای فرهنگ عمومی استان در سال ۱۳۷۸ تصویب و نامگذاری شده است. ضمن این که روز ۱۳ آبان هم جشن تیرگان یا «سیزده تیرما شو»  است.به همین بهانه امسال هم در تهران مراسم آیینی این مناسبت روز دوشنبه مورخ ۱۵ آبان ۱۳۹۶ در برج آزادی تهران گرامی داشته شد. برنامه ها نیز باتوجه به قرار گرفتن در ماه صفر  برنامه ریزی و اجرا شد.

آنچه در پی می آید گزارشی کوتاه از برنامه های این مراسم آیینی است.

پخش کلیپی از شهرستان های استان مازندران و ویژگی ها و ظرفیت های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی بخش  اول برنامه بود که حال و هوای فضای مازندران را در سالن  ایجاد کرد.

با توجه به ا ین که در سال جاری  بمدت یک هفته در استان مازندران هم برنامه های مختلفی  اجرا شده بود آقای دکتر حسن پور گزارشی کوتاه از این برنامه ها ارایه کرد.

شعر خوانی توسط خانم لیلا احمدی بخش دیگر این برنامه بود.

پخش کلیپ مازندران با صدای استاد علی امیرقاسمی و شعر زیبای فردوسی  در خصوص این استان« که مازندران شهر ما یاد باد و …» نیز فضای با نشاطی را ایجاد کرد.

امیری خوانی توسط یونس جعفری به همراه گروه پارپیرار بخش دیگر این مراسم بود.

شعر خوانی آقای میگونی بخش دیگر بود.

فاضل جمشیدی هم در سخنانی کوتاه در باره اهمیت برگزاری این مراسم  مطالبی ارایه کرد.

کلیپ تیرما سیزده شو هم در این مراسم پخش شد که در نوع خود بسیار جالب و قشنگ بود.

لال لال شو که از آیین های تیرما سیزده شو بود هم اجرا شد که برای بسیاری از افراد تجدید خاطره ایی بود از این آیین.

با توجه به مناسبت مذهبی این ایام اجرای برنامه عزاداری « عباس خوانی» و سینه زنی با توسط آقای رضا دیوسالار و گروه حال و هوای خاصی در سالن ایجاد کرد.

اجرای برنامه آوازی  حماسی و نمایشی « آرش کمانگیر» توسط استاد علی امیر قاسمی به همراره آرمان طالبی( در نقش آرش) و گروه موسیقی بسیار مورد توجه قرار گرفت.

فهیمه محمودی هم دو قطعه شعر زیبا خواند و مورد تشویق حاضرین در سالن قرار گرفت.

شاهنامه خوانی توسط آقای معجونی از نقالان وشاهنامه خوانان معروف کشور بخش دیگر مراسم بود که با توجه به جایگاه مازندران در شاهنامه و اجرای بسیاز زیبای ایشان بار ها و بار ها مورد تشویق شرکت کنندگان قرار گرفت.

فرهود جلالی کندلوسی مدیرعامل موسسه فرهنگی هنری پارپیرار که این مراسم هم به همت این موسسه با همکاری بنیاد رودکی، مدیریت برج آزادی تهران، انجمن های مارندرانی تلارپی، سوادکوهی ها، سادواک، کانون توسعه امیرکلا، ستاد بزرگداشت روز مازندران، همیاران پارپیرار و .. علاقمندان به عرصه فرهنگ و هنر مازندران برگزار شد، با سخنانی کوتاه اما نغز  و پر معنا و قابل تامل مثل همیشه در کنار شعر خوانی در رابطه با مازندران بخش دیگر این مراسم بود که به دفعات تشویق حاضرین را پی داشت.

پایان بخش مراسم اجرای موسیقی امیری خوانی با ذکر یادی از پیامبر اکرم(ص)  و مضامین عرفانی و دینی به سرپرستی آقای رضا دیوسالار از گروه پارپیرار بود که تجدید خاطره ایی بود برای همه و دلنشین .چون مازندرانی ها با امیری رابطه بسیار خوبی داشتند و دارند وانشاء ا… خواهند داشت.

در پایان از همه کسانی که در برگزاری این مراسم مشارکت وهمکاری کردند و همه کسانی که حضور داشتند سپاسگزاری می کنم.امیدوارم که بتوانیم در حد بضاعت بیش از پیش با تقویت هویت فرهنگی زمینه ایجاد نشاط و پویایی و سلامت اجتماعی را در جامعه فراهم  کنیم.فراموش نکنیم که اگر هریک از ما در پاسداشت وحفظ و ترویج میراث مادی و معنوی خود تلاش نکنیم به مرور زمان این میراث فراموش خواهند شد.

 

سید حسن موسوی چلک

دبیر مراسم روز مازندران

عکس: محسن طاهری





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/08/16

مراکز مستقل ترک اعتیاد کودکان، کارایی ندارد

اجتماع > اجتماعی - سیدحسن موسوی‌چلک:
اعتیاد در کودکان موضوعی انکارناپذیر است و نباید به بهانه‌های واهی این موضوع را کمرنگ کنیم.

كودكان و نوجوانان معتاد نیز همانند سایر افراد معتاد نیازمند درمان هستند و باید پس از گذراندن مراحل درمان نیز آنها را رصد كرد تا دوباره به سمت اعتیاد نروند.

مدتی است كه خبرهایی مبنی بر ایجاد مراكز مختص ترك اعتیاد كودكان و نوجوانان مطرح و گفته می‌شود برای این بچه‌ها باید مراكزی جدا از مراكز بزرگسالان تدارك دیده شود تا بچه‌ها در آنجا اعتیاد خود را ترك كنند اما به‌نظر می‌رسد تاسیس مراكز مستقل ترك اعتیاد برای بچه‌ها چندان كار درستی نباشد و می‌توان برای ترك اعتیاد بچه‌ها از مراكز فعلی ترك اعتیاد استفاده كرد؛ البته برای این كار باید بخشی از مراكز را مستقلا به كودكان و نوجوانان معتاد اختصاص داد و آنها را از بزرگسالان جدا كرد.

ضمن اینكه تعداد بچه‌های معتاد در تمامی استان‌ها یكسان نیست و در برخی استان‌ها تعداد این بچه‌ها زیادتر و در برخی دیگر كمتر است و مثلا نمی‌شود برای تعداد انگشت‌شمار كودكان معتاد در یك استان هزینه ایجاد یك مركز ترك اعتیاد شبانه‌روزی با تعداد زیادی پرسنل را متقبل شد.

الان مراكز ترك اعتیاد دارای مجوزی كه وجود دارند می‌توانند با خدمات لازم و تخصصی اعتیاد كودكان و نوجوانان را ترك بدهند. پس راه‌اندازی مراكز مستقل برای ترك اعتیاد این افراد لزومی ندارد. چراكه این مراكز هزینه‌بر بوده و نیازمند وجود پرستار، مددكار، روانشناس و بهیار و... هستند كه باید برای ترك اعتیاد بچه‌ها آموزش‌های لازم را ببینند و وجود اینها در كنار وسایل و ابزاری كه باید در مراكز پیش‌بینی شود، ‌هزینه‌بر است.

در بین این بچه‌ها تعدادی هم هستند كه خانواده‌های بدسرپرست دارند یا بدون خانواده هستند كه این بچه‌ها باید بعد از ترك اعتیاد به مراكز بهزیستی سپرده شوند. الان مهم‌ترین موضوعی كه وجود دارد این است كه باید اعتیاد بچه‌ها را بپذیریم و بعد از ترك اعتیاد آنها را به حال خود رها نكنیم؛ چراكه میزان بازگشت افرادی كه اعتیاد خود را ترك می‌كنند به سمت مواد‌مخدر خیلی زیاد است و این بچه‌ها نیز اگر در ادامه ترك اعتیاد پشتیبانی نداشته باشند و مددكار و روانشناس آنها را تحت نظر نداشته باشد، دوباره به سمت اعتیاد كشیده می‌شوند و تمامی تلاش‌هایی كه برای ترك اعتیاد ‌آنها كشیده شده به هدر می‌رود.





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/08/16

 

همه در قبال کودک کار مسئولیم

سیدحسن موسوی‌چلک*

در مورد کودکان ذکر چند نکته ضروری است؛ نکته اول اینکه ما کودکان را باید حداقل به دو گروه تقسیم کنیم. نخست کودکان کار که اگر بخواهیم بحث کودکان کار را داشته باشیم، قانون کار مبنای بررسی ماست. کودکان کار خود به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ یک دسته کودکان کاری که زیر 15سال هستند و طبق قانون کار، کار بچه‌های زیر 15سال براساس ماده79 ممنوع است. باز طبق همین قانون کار در ماده80، 15 تا 18ساله‌ها کارگر نوجوان نامیده می‌شوند و درواقع ما کار کودکان 15 تا 18سال را به‌صورت رسمی پذیرفته‌ایم. ماده85 قانون کار هم مشخص کرده بچه‌هایی که مشمول ماده80 می‌شوند، یعنی بچه‌هایی که 15 تا 18‌ساله هستند، باید ساعت کار کمتری داشته باشند و کار به جسم و روحشان آسیب نزند. براساس مقابله‌نامه182 سازمان بین‌المللی کار که به امضای ایران هم رسید، کشورها متعهد شدند که منع مشاغل کودکان را تصویب کنند، یعنی مشاغلی که کودکان نباید اشتغال داشته باشند. این را هم دولت مصوب و ابلاغ کرد که کودکان چه کارهایی را نباید انجام دهند. پس ما گروهی از کودکان را داریم که کارگر نوجوانند و رسما می‌توانند کار کنند، اما از انجام برخی کارها منع شده‌اند. گروه دیگر کودکان خیابانی هستند. کودکانی که خانه‌شان در خیابان است. طبیعتا عوارض و پیامدهای کار برای این کودکان الزاما شبیه همدیگر نیست. نکته‌ای که در گزارش آقای قدیمی مبنی بر آزار 90‌درصد کودکان کار است، الزاما آزار جنسی نیست. این نکته که کارکردن در خیابان خود‌به‌خود عوارض دارد را منکر نیستیم. از تحقیر کردن گرفته تا کار زیادی کشیدن از آنها، آزار محسوب می‌شود. لذا اگر از این زاویه نگاه کنیم، 90‌درصد آزارها، جنسی نخواهد بود و به‌عنوان کسی که سال‌هاست در این حوزه کار کرده‌ام، این آمار را مورد تایید نمی‌دانم و به ‌نظرم باید کمی با دیده تردید به ‌این عدد نگاه کرد.

واقعیت این است که‌ این‌گونه باصراحت و بااطمینان صحبت کردن از این آمار سخت است و این عدد را به‌عنوان یک عدد واقعی نمی‌پذیرم. ما کودکانی را داریم که کار می‌کنند و هزینه‌های خانواده‌شان را تامین می‌کنند، ولی اینکه مورد اذیت واقع می‌شوند، یا به آنها توهین شود، از مصادیق آزار است. ولی اینکه 90‌درصد کودکان کار مورد آزار جنسی قرار بگیرند، عددی است که باید روی آن تامل کرد و بعید است منظور آقای قدیمی آزار جنسی کودکان باشد. ضمن اینکه با فرض خوشبینی احتمالا کسانی که شناسایی شده و به مراکز مراجعه کرده‌اند، به ‌این موضوع اشاره کرده باشند و این بدان‌معنا نیست که الزاما همه کودکان کار مشمول این نوع تجزیه و تحلیل آماری باشند. براساس آیین‌نامه ساماندهی کودکان خیابانی که سال84 در هیات دولت مصوب شد، 13سازمان مسئولیت دارند. مدیریت آن با بهزیستی است، ولی کمیته امداد، دادگستری، علوم پزشکی، آموزش‌وپرورش، شهرداری، فرمانداری و... مسئولیت‌هایی را برعهده دارند که در آیین‌نامه مشخص شده و براساس آن وظایف هر دستگاه هم کاملا مشخص شده است و هیچ ‌مورد غیرشفافی هم وجود ندارد. بیمه سلامت فعلی، فنی و حرفه‌ای و حتی سیستم قضائی، در قبال این گروه کودکان مسئولیت دارند. نکته قابل توجه‌ اینکه اصلا جمع‌آوری کودکان در هیچ ‌کجای آیین‌نامه نیامده و تنها از «جذب و شناسایی» یاد شده است. درواقع جمع‌آوری این کودکان کار اشتباهی است. بارها و بارها با نگاه سیاسی و فشارهایی که وارد می‌شود جمع‌آوری این کودکان در دستور کار قرار می‌گیرد تا بنا به ملاحظاتی در مقاطع زمانی خاصی به‌ اصطلاح آبروداری کنند، اما واقعیت این است که ‌اینها بچه‌های این مملکت هستند. ما هیچ‌وقت نمی‌توانیم کودک کار و خیابان را حذف کنیم و اگر بپذیریم که کودک کار و خیابان حذف‌شدنی نیست، باید سازوکار دیگری را پیش‌بینی کنیم که البته در آیین‌نامه هم پیش‌بینی شده، ولی اجرا نشده است. والا کودک کار می‌تواند در کنار کار از سایر حقوق خود نیز بهره‌مند شود، درس بخواند، بهداشت و بیمه و تغذیه مناسب داشته باشد و در کنارش مهارتی هم بیاموزد. وقتی این را بپذیریم که نسبت به کودک کار و خیابان هیچ نقشی نداریم، آن عواملی که باعث شده آنها کودک کار و خیابان شوند، همچنان باقی می‌مانند. بنابراین با جمع کردن آنها از خیابان و با پاک کردن صورت‌مساله کاری پیش نمی‌رود. اگر کار کودک را از او بگیرید به کار زیرزمینی رو خواهد آورد، چون خانواده به ‌این درآمد نیاز دارد. اکثر این کودکان، کسانی هستند که برای تامین معاش خانواده مجبورند در خیابان کار کنند. از طرفی نظام تامین اجتماعی ما هم یک نظام فراگیر نیست و همین حالا که یارانه‌ها سه برابر شده با خط فقر فاصله زیادی دارد. درواقع فاصله زیادی بین حمایت اجتماعی و پرداخت نقدی به خانواده نیازمند با خط فقر وجود دارد و در این صورت نباید انتظار داشته باشیم که بچه‌های خیابان و کار وجود نداشته باشند. درواقع یک‌جاهایی خیابان امن‌تر از خیلی جاهاست، لذا باید مدیریت کنیم و دسترسی به حقوقشان را تسهیل کنیم. آموزش، بهداشت، درمان، بیمه، امنیت و فراغتشان را تامین کنیم. درواقع این راهکار ما را برای مدیریت بهتر این بخش راحت‌تر خواهد کرد. کودک کار به خاطر تامین معاشش مجبور به کار است و حالا که قرار است کار کند، بهتر است یک کار امن داشته باشد. با جمع‌آوری کودکان مساله حل نمی‌شود و بارها این سیستم تجربه شده، اما جواب نداده، در عین اینکه اخلاقی، منطقی و حرفه‌ای هم نیست. آزموده را آزمودن خطاست. در حوزه اجتماعی این روش‌ها هیچ‌گاه جواب نخواهد داد. ما با شیء سروکار نداریم، بلکه با یک انسان سروکار داریم. طبیعتا باید تدبیر مناسب با انسان را برای کارمان اتخاذ کنیم.

* رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه آرمان صفحات 1 و 16

کد خبر: ۲۰۳۴۲۱ | تاریخ : ۱۳۹۶/۸/۱۶ - شماره: 3462

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/08/16

برای فرهنگ دیوار نكشیم

حسن موسوی‌چلك

تصور جریان زندگی بدون ‌فرهنگ، اساسا تصوری محال و غیرممكن است چرا كه فرهنگ تمام زندگی افراد یك جامعه را شامل می‌شود؛ یعنی مجموعه‌ای كه عقاید، آداب، رسوم، صنایع، فناوری و حتی نحوه استفاده از میراث مادی و معنوی كه یك جامعه در خود دارد. اما وقتی صحبت از فرهنگ عمومی می‌شود، در حقیقت درباره بخشی از فرهنگ صحبت می‌كنیم كه قرار است اجماع بیشتری نسبت به آن وجود داشته باشد. به همین دلیل می‌بینیم كه در كشورمان نهادی به اسم شورای فرهنگ عمومی راه‌اندازی می‌شود. هدف از راه‌اندازی شورای فرهنگ عمومی این است كه اگر چنانچه بناست اتفاقی در جامعه بیفتد، آن اتفاق در شورا مورد بررسی قرار بگیرد. در حالی كه می‌بینیم بسیاری از اتفاقاتی كه در غالب فرهنگ عمومی بین مردم رواج یافته و عده بسیاری آن را تایید یا رد می‌كنند، هرگز از مصوبات شورای فرهنگ عمومی ملی نیست. مساله اصلی امروز جامعه ما در تقابل با فرهنگ عمومی این است كه با آمدن تكنولوژی‌ها و فناوری‌های مختلف، شیوه دسترسی مردم به اطلاعات تغییر كرده است. امروز مردم دامنه وسیعی از اطلاعات را در دست دارند كه با سرعت به آنها می‌رسد و دست به دست می‌شود. در چنین دنیایی كه مردم جامعه خودشان در متن اطلاعات و در تقابل با دنیا هستند، نمی‌توانیم دیواری بگذاریم و بگوییم الزاما همان چیزی كه در شورای فرهنگ عمومی تصویب می‌شود، همان باید فرهنگ عمومی مردم جامعه شود و همه از آن پیروی كنند. در حقیقت ما امروز شاهد رفتارهایی در جامعه هستیم كه در مصوبه شورای فرهنگ عمومی نیست اما در ظاهر، كلام و رفتار مردم موج می‌زند. به این ترتیب صراحتا می‌توان گفت شورای فرهنگ عمومی ملی و استانی لزوما تعیین‌كننده تمام مولفه‌های رفتاری مردم كه در حوزه فرهنگ می‌گنجد نیست و اتفاقی كه افتاده این است كه سران كشور برای اینكه بتوانند به برخی عناصر مولفه‌های فرهنگی مانند نامگذاری‌ها، مناسبت‌های خاص، جشن‌ها و آیین‌ها مشروعیت بدهند، شورایی تشكیل داده‌اند كه آنها را تایید یا رد كنند و این در حالی است كه رفتار مردم الزاما وابسته به تایید یا رد فرهنگ عمومی مورد بحث در شوراها نیست و آنها قواعد خاص خودشان را دارند.

منبع: روزنامه اعتماد/14 آبان 1396/ مصادف با روز فرهنگ عمومی و  روز مازندران

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/08/15

دوری از تهدید با آموزش مستمر


واقعیت است که در دنیای امروز، نقش فضای مجازی در ارتباطات، مراودات، بازرگانی، اطلاع‌رسانی، ارائه خدمات و پیگیری امور در بخش‌های مختلف نه‌فقط یک ضرورت که اجتناب‌ناپذیر است. وقتی حیطه فعالیت و حضور افراد در این ظرفیت افزایش پیدا می‌کند، پیامدهایی هم ایجاد می‌شود. ازجمله این پیامدها، گرفتار شدن در حوزه آسیب‌های اجتماعی و جرایم است. این اتفاق هم دلایل متعددی دارد. بخشی از آن به بالا نبودن سواد فضای مجازی در کشور برمی‌گردد. به این معنا که تکنولوژی فضای مجازی در اختیار جامعه قرار گرفته، اما شیوه استفاده صحیح از آن به تناسب سهولت و گستره دسترسی پیش نرفته است، ضمن این‌که ما پیچیدگی‌های فضای مجازی را نمی‌شناسیم.

نکته بعدی در اعتماد به این فضا نهفته است. فضای مجازی کار را آسان می‌کند و از سرعت زیادی برخوردار است. شاید افراد جامعه ابتدا با تردید به آن نگاه می‌کردند، اما به مرور زمان و افزایش استفاده، به آن عادت و اعتماد کردند. این‌که افراد تصاویر خود را در فضای مجازی منتشر می‌کنند، نمونه‌ای از همین اعتماد است. البته بخشی از این اقدام به دلیل ندانستن پیامدهای منفی و بخشی دیگر به خاطر جذابیت فضای مجازی است. اکنون شاهد هستیم، برخی افراد برای دیده شدن و ابراز وجود، تصاویر خصوصی خود را در فضای مجازی منتشر می‌کنند. در این فضا می‌توان دروغ گفت، چراکه هویت پنهان است و افراد خیلی زود شناسایی نمی‌شوند. یک فرد می‌تواند مدت‌ها با تغییر صدا خودش را فرد دیگری جا بزند. درواقع آسیب‌های اجتماعی فضای مجازی خصوصا در حوزه اخلاقی، ساکن و پنهان است.

همه این موارد باعث می‌شود همزمان با افزایش استفاده از شبکه‌های مجازی، شاهد بالا رفتن جرایم و آسیب‌های اجتماعی ناشی از آن باشیم. نوجوانان، جوانان و زنان بیشتر تحت تاثیر آثار منفی قرار می‌گیرند. آمارها نشان می‌دهد، چندین میلیون ایرانی از تلگرام استفاده می‌کنند و ایران از این بابت جزو کشورهای اول دنیاست. این درحالی است که ما روی افزایش سواد اجتماعی کار نکرده‌ایم. مثلا تصور می‌کنیم اگر عکسمان را در فضای مجازی حذف کنیم، دیگر مساله‌ای پیش نمی‌آید، درحالی که حریم خصوصی در این فضا معنا ندارد و هیچ چیز از آن پاک نمی‌شود. این‌که شایع‌ترین جرم اینترنتی، انتشار تصاویر مبتذل و هتک حیثیت است، نشان می‌دهد که ما در استفاده از آن موارد اصولی را رعایت نمی‌کنیم. اطلاعات پایین نسبت به فضای مجازی باعث شده افراد آن را ساده بگیرند، به نحوی که بیشتر فریب‌خورده‌ها در پاسخ این‌که چطور در دام افتادید، می‌گویند: گول خوردیم.

آموزش درست، بموقع، مستمر و متناسب با شرایط جامعه مهم‌ترین محور برای جلوگیری از این روند است. کودکان و نوجوانان و همه کسانی که با آنها سر و کار دارند، یعنی والدین و مربیان آموزشی نیز باید در اولویت این آموزش قرار بگیرند. ما نمی‌توانیم از فضای مجازی چشم‌پوشی کنیم. این موضوع در دنیای امروز امکان‌پذیر نیست و بسیاری از فعالیت‌ها از طریق اینترنت تسهیل می‌شود و افراد از آن سود می‌برند. بنابراین باید با شناخت درست از فرصت‌ها بهره ببریم و از تهدیدها در امان باشیم.

سیدحسن موسوی‌چلک 

مددکار اجتماعی

منبع: روزنامه جام جم/9 آبان 1396




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/08/10

 

 سید حسن موسوی چلک

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران:یکی از موضوعاتی که در کشور باید به عنوان ۵اولویت اصلی مدنظر قرار گیرد حل وضعیت حاشیه نشینان است

در کل کشور براساس آماری که وزارت راه وشهرسازی به عنوان دبیرخانه ستاد ملی بازآفرینی شهری ارائه کرده است، ۱۹میلیون نفر در مناطق ناکارآمد شهری زندگی می کنند. مناطق ناکارآمد شهری خود به ۴گروه تقسیم می شوند؛ بافت های فرسوده، بافت های تاریخی، روستاهای الحاقی به شهرها و سکونتگاه های غیررسمی ازجمله مناطق نا کارآمد شهری محسوب می شوند
سکونتگاه های غیررسمی اصطلاحی است که ما آن را تحت عنوان مناطق حاشیه ای شهر نیز به کار می بریم. البته سکونتگاه های غیررسمی تنها مختص به اطراف شهرها نیست و درون شهرها نیز این مناطق وجود دارند. در این سکونتگاه ها ۱۰تا ۱۱میلیون نفر زندگی می کنند.سکونتگاه ها ی غیررسمی الزاما در حاشیه شهرها واقع نشده اند. سکونتگاه های غیررسمی به مناطقی گفته می شود که از خدمات عمومی واجتماعی بی بهره اند. با توجه به اینکه خدمات عمومی و اجتماعی به این مناطق ارائه نشده است، زمینه افزایش آسیب های اجتماعی و جرایم در آنها بیشتر از سایر مناطق شهری است. تاثیر آسیب های اجتماعی در سکونتگاه های غیررسمی روی کودکان، زنان و مردان مشهود است. یکی از سکونتگاه های غیررسمی تهران که پیش تر با آسیب های اجتماعی فراوان روبه رو بود خاک سفید بود. اما امروز درون خود شهر تهران مناطقی نظیر زیر پل مدیریت، فرحزاد، پاسگاه نعمت آباد و عبدل آباد دچار این وضعیت هستند. در مجموع می توان گفت که تا کنون در شهر تهران ۳۰نقطه با این ویژگی شناخته شده است. البته تهران یکی از شهرهای کشور است که مشکل سکونتگاه های غیررسمی در آن وجود دارد اما رتبه اول از نظر تعداد سکونتگاه های غیررسمی در کشور را شهر مشهد دارد. حدود یک سوم جمعیت شهری مشهد ساکن اینگونه محلات هستند

با توجه به اینکه خدمات اجتماعی کمتر از سایر خدمات به سکونت گاه های غیررسمی ارائه شده است و با توجه به حضور اقوام مهاجر با فرهنگ های مختلف، زمینه برای آسیب های اجتماعی بیش از سایر مناطق در سکونتگاه ها ی غیررسمی فراهم است. ورود کم دستگاه های دولتی به این مناطق نظارت دستگاه های دولتی و مشارکت مردم در امور این مناطق را کاهش داده است.اگر این مناطق به دلیل تردد بسیارکم و پایین بودن نظارت ایزوله شوند (در انزوا قرار گیرند) آسیب های اجتماعی و جرایم در آنها به شدت افزایش خواهد یافت. باید توجه داشت که امکان حذف این مناطق وجود ندارد. سیاست هم ادغام این مناطق با ارائه حد متوسطی از خدمات اجتماعی به سایر مناطق شهری است. افراد ساکن در سکونتگاه های غیررسمی هم شهروندان کشور ما هستند وباید آنها را در امور اجتماعی مناطق خود مشارکت داد. این امر در واقع با افزایش خدمات اجتماعی و حضور مددکاران اجتماعی محقق می شود. می توان به طور تقریبی گفت که حدود یک چهارم جمعیت کشور را این افراد تشکیل می دهند. اعتقاد ما براین است که باید حقوق شهروندان این مناطق رعایت شود. پیش تر نیز لزوم دسترسی این مناطق به خدمات مختلف در سند ملی احیا، نوسازی و توانمندی بافت های فرسوده قید شده است. طبق این سند که در سال۱۳۹۳ تنظیم شده، تا سال ۱۴۰۴حد متوسطی از خدمات اجتماعی باید به سکونتگاه های غیررسمی و حاشیه ها ارائه شود. حرکات سلبی و بولدوزری در این مناطق تاثیر گذار نخواهد بود. در این زمینه باید از رویکرد اجتماعی استفاده کرد.

مشاهده متن اصلی خبر در سایت همشهری آنلاین

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/08/3
واکنش انجمن مددکاران اجتماعی به یک گزارش
سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران به گزارش روزنامه ایران  درباره افشای فیلم آزار یک کودک توسط یکی ازکارکنان اخراجی مرکز نگهداری از کودکان واکنش نشان داد.

به گزارش سرویس حوادث جام نیـوز،  وی نوشت: «فردی به‌عنوان مددکار اجتماعی شناخته می‌شود که در یکی از مقاطع تحصیلی دانشگاهی در رشته مددکاری اجتماعی، علوم اجتماعی با گرایش خدمات اجتماعی یا مددکاری اجتماعی دارای مدرک معتبر باشد.

 پس هر فردی که در مراکز بهزیستی یا سایر مراکز خدمات اجتماعی دستگاه‌های حمایتی فعالیت دارد مددکار محسوب نمی‌شود. مددکاران اجتماعی بر اساس اصول و ارزش‌ها و منشور اخلاقی خود موظف به حفظ حیثیت افراد و دفاع از حقوق مردم هستند و اقدامی که توسط فرد مورد اشاره در گزارش منتشرشده آمده است نه مورد تأیید است و نه یک مددکار اجتماعی به خود اجازه می‌دهد این گونه عمل کند.

منبع: روزنامه ایران/2 آبان 1396





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/08/3

نگاه
غفلت تاریخی از اهمیت سلامت روان

نویسنده: سید حسن موسوی چلك *

طبق آمار وزارت بهداشت، ٢٣ الی ٢٥ درصد و در واقع، یك چهارم مردم ایران، حداقل یك اختلال روانی دارند. در آمار دیگری، اشاره شد كه نزاع یا خشونت به معنای عام، دومین پرونده قضایی كشور است و وزیر بهداشت هم چندی قبل اعلام كرد كه ٦ میلیون نفر از مردم كشور افسرده هستند و نزاع یكی از مهم ترین دلایل فوت در كشور است. من به این اعداد، میزان مصرف مواد مخدر و صنعتی و مشروبات الكلی و آمار خودكشی را هم اضافه می كنم كه تمام این اعداد، می تواند باعث نگرانی شود. اما با وجود چنین شرایطی، چرا مردم به متخصصان روانشناسی یا روانپزشكی مراجعه نمی كنند؟

     یك دلیل آن است كه مردم به آن اندازه ای كه سلامت جسم را جدی می گیرند، برای سلامت روانی و اجتماعی ارزش قایل نیستند زیرا چندان به اهمیت كاركردهای سلامت روانی اجتماعی پی نبرده اند اما می دانند كه مختل شدن سلامت جسم، ممكن است مرگ آنی به دنبال داشته باشد در حالی كه اختلال سلامت روان ممكن است تبعات آنی نداشته باشد. این نگرش عمومی هم ناشی از این است كه ما متخصصان نتوانستیم اهمیت سلامت روان را به اندازه اهمیت سلامت جسم در كشور جا بیندازیم. دلیل دوم، انگ اجتماعی در مواجهه با بیماری روانی است كه قصد نفی یا تایید واقعیت حساسیت افكار عمومی نسبت به این گروه از بیماری ها را ندارم اما دلیل باقی ماندن انگ اجتماعی این است كه ما اقدامات پیشگیرانه در حوزه های روانشناختی و روانشناسی نداریم.
    
روانپزشك و روانشناس ما منتظر است فردی بیمار شود تا مداخله تخصصی را آغاز كند. وقتی غالب مداخلات در جامعه، رویكرد درمانی دارد، انتظار نداریم مردم هم، برداشتی غیر از آنچه امروز هست داشته باشند چرا كه ظرفیت های پیشگیری و سلامت روان، چندان برای مردم تبیین نشده و به همین دلیل، مردم اغلب در مورد مراجعان روانپزشك یا روانشناس، اصطلاح «بیمار روانی» را به كار می برند در حالی كه بسیاری از اختلالات، با یك مداخله غیردارویی متناسب، قابل درمان است. همه ما در طول روز با شرایطی مواجه می شویم كه استرس یا هیجانات به دنبال دارد اما از این آموزه روانشناسی و روانشناختی بی بهره ایم كه استرس و هیجانات مان را چگونه مدیریت كنیم كه از پیامدهای منفی مصون بمانیم.

     سیاستگذاران ما هم اغلب دانش مرتبط با سیاستگذاری سلامت روانی اجتماعی را ندارند و در سیاست های سلامت هم، سلامت جسم مبنای اصلی است و سلامت روان، بخش كوچكی از سیاستگذاری ها را شامل می شود. حتی متخصصان ما هم در دوران تحصیل، مداخلات درمانی را می آموزند و نه رویكردهای پیشگیری را و افكار عمومی هم درباره مراجعان مراكز روانپزشكی یا روانشناختی همین نگرش را دارد چون بیماری ها و اختلالات روانی را نمی شناسیم و از هر اختلالی، تلقی بیماری روانی مزمن و غیر قابل درمان داریم در حالی كه اختلالات روانی هم مانند بیماری های جسمی، طبقه بندی خفیف تا شدید داشته و حتی می تواند مقطعی باشد و افراد، در حین دریافت درمان های لازم، نقش های اجتماعی خود را هم ایفا كنند. گاهی اوقات هم مردم نمی دانند روانشناس یا روانشناس بالینی یا روانپزشك یا مشاور علوم تربیتی چه وظیفه ای دارد و حتی متخصصان سایر رشته ها هم اطلاع دقیقی از تفاوت گرایش های مختلف روانشناسی ندارند. مردم از هراس ناشی از انگ و برچسب اجتماعی هم دچار تردید می شوند كه چه كنند و چگونه از ظرفیت این متخصصان استفاده كنند.

     فقدان این اطلاعات دست به دست هم می دهد كه اختلالات روانی، مزمن تر هم بشود كه عوارض متعددی خواهد داشت. عوارضی كه در خشونت های خانگی و خیابانی، پناه بردن به داروهای روانگردان، اقدام به خودكشی، مصرف مواد مخدر و الكل نمود پیدا می كند و حتی می تواند بر سایر اعضای خانواده تاثیر بگذارد و در شكل ناسازگاری اعضای خانواده و افت تحصیلی فرزندان و ایفای نقش همسران و والدین و فرزندان و سایر نقش های اجتماعی هم خود را نشان بدهد.

     مراجعه دیرهنگام برای درمان اختلالات روانی و شناسایی دیرهنگام این اختلالات، فرد و خانواده را متاثر می كند و جامعه هم برای مدیریت شرایط ناشی از این تاخیرها وادار به پرداخت هزینه می شود چرا كه نیروی انسانی اش را از دست می دهد و ارتكاب به جرایم یا گرایش به مواد مخدر، هزینه مراقبت از مرتكبان جرم را ایجاد می كند ضمن آنكه هراس اجتماعی ناشی از افزایش ضعف سلامت روان و سلامت اجتماعی هم برای جامعه هزینه ساز خواهد بود.

     برای پیشگیری از این عوارض، علاوه بر آنكه مردم باید توجه جدی به اهمیت سلامت روان داشته باشند، این اهمیت باید در سیاستگذاری ها و ظرفیت هایی كه حاكمیت برای تسهیل دسترسی مردم به این خدمات ایجاد می كند هم متبلور شود. بخشی از این ظرفیت ها، تسهیل دسترسی و ارزانی خدمات تخصصی سلامت روان است كه پرداخت یارانه و حمایت های بیمه ای برای بخشی از این خدمات می تواند در افزایش رغبت مردم به مراجعات روانشناختی موثر باشد.

     فراموش نكنیم كه سبك زندگی، تغییر ساختار خانواده، گسترش تكنولوژی و فضای مجازی، ارتباطات عاطفی و اجتماعی و استرس هایی كه زندگی امروز و مشكلات اقتصادی بر ما وارد می كند و همچنین درخود فرورفتن افراد، نشانه هایی است كه می تواند برای رشد آمار شیوع اختلالات روان هشداردهنده باشد. چنانكه مطالعات انجام شده در سكونتگاه های غیر رسمی كه حدود ١٩ میلیون جمعیت را در خود جای داده خبر از بالاتر بودن این آمار می دهد.

     چند سال قبل و زمانی كه میانگین كشوری شیوع اختلالات روانی حدود ١٥ درصد بود، نتایج مطالعه ای كه در سكونتگاه های غیررسمی شهر گرگان داشتیم، عدد ٥٢ درصد را به ما داد و نتایج مطالعه شهرداری تهران در محله دروازه غار هم عدد بیش از ٥٠ درصد را نشان می داد.

     آنچه در نهایت می توان گفت اینكه ما در موضوع سلامت روان غفلت كردیم و نتوانستیم اهمیت سلامت روانی اجتماعی را برای جامعه، به اندازه اهمیت سلامت جسم پررنگ كنیم. البته این غفلت، فقط در جامعه ما رخ نداد و در سایر كشورها هم سلامت جسم، مهم تر است چون خدمات سلامت جسم، برای دولت ها و مردم ملموس تر و مشهودتر است اما سلامت روانی اجتماعی چنین نمودی ندارد.
    
    *
رییس انجمن مددكاران اجتماعی ایران

      روزنامه اعتماد، شماره 3927 به تاریخ 20/7/96، صفحه 8 (جامعه)





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها : موسوی چلک;سلامت روان;،
لینک های مرتبط :
          
1396/07/21
- سید حسن موسوی چلک: سال ۸۴آیین نامه ای تحت عنوان ساماندهی کودکان خیابانی در دولت مصوب شد. طبق این آیین نامه حدود ۱۳دستگاه در حوزه ساماندهی کودکان مسئولیت داشتند و مسئولیت های هر دستگاه مشخص بود.
حتی پیش از تصویب این آیین نامه یعنی از سال ۷۸ساماندهی کودکان کار در کشور طبق تفاهمنامه ای که آن زمان بین وزارت کشور و سازمان بهزیستی منعقد شده بود، انجام می شد. از همان ابتدا که بررسی این آسیب اجتماعی مطرح شد، رویکرد شناسایی و جذب کودکان کار بدون اجبار در دستور کار قرار گرفت؛ به این صورت که کودکان کار شناسایی می شدند، بعد از شناسایی مراکز مددکاری به آنها معرفی می شد و در پایان با مشارکت مددکاران این کودکان با رضایت کامل و بدون اجبار به مراکز می پیوستند. جمع آوری متکدیان پیش بینی شده بود اما برای کودکان کار به هیچ عنوان رویکرد«جمع آوری» نبوده و نداریم. جمع آوری کودکان کار در تهران که این اواخر شاهد آن بودیم یک استثناست. گهگاهی یک مسئول برسر کار می آید که یا به دلیل عدم شناخت جنس کار یا به دلیل قرار گرفتن تحت فشارهای سیاسی، اقدامات نسنجیده ای انجام می دهد ومتاسفانه در پایان می بینیم با یک اقدام آبروی یک سازمان مردمی را می برد. بهزیستی اصلا با رویکرد قهری و سلبی هیچ زمانی موافق نبوده است. روح کار در بهزیستی در مورد کودکان کار در هیچ دوره ای «جمع آوری » آنها نبوده و نیست. موضوع کودکان کار پیچیدگی اجتماعی بسیاری دارد. به همین سادگی نیست که با جمع آوری آنها مسئله حل شود؛ مثلا کودکان اتباع بیگانه بدون مجوز و کودکان بی هویتی که از مادر ایرانی و پدر غیرایرانی متولد شده اند، بخشی از جامعه کودکان کار کشورمان را تشکیل می دهند. این دو گروه، کودکانی هستند که هنوز در مورد آنها تصمیم گیری روشنی گرفته نشده است.جمع آوری کودکان کار در تهران یک اقدام اشتباه محض بود؛ در این رابطه آن کسی که دستور داد و آنکه اجرا کرد هر دو اشتباه کردند. این همه مخالفت های مدنی و مسئولان کشور با موضوع جمع آوری کودکان کار از سر دشمنی با یک سازمان و یک شخص خاص نیست؛ مخالفت با یک کار اشتباه و بد است. در واقع کسی مخالف این نیست که کودکان کار در کنار کارکردن از سایر حقوق شان بهره مند شوند، به مدرسه بروند و مانند دیگر کودکان به جای کار، بازی و کودکی کنند اما وقتی خانواده به درآمد آنها نیاز دارد، حتی اگر کودکان را از خیابان جمع آوری هم کنیم باز به کارهای زیرزمینی پناه می برند. باید قبول کنیم که طرح جمع آوری کودکان کار اشتباه بود. البته این کار اشتباه بارها به صورت مقطعی در شهرستان ها انجام شد اما هیچگاه نتیجه نگرفت. آن عواملی که باعث می شود کودک، خیابان را به عنوان محیط کار انتخاب کند، بسیار پیچیده است. متاسفانه ما هیچ کنترل و مدیریتی روی این عوامل نداریم. تازمانی که جامعه ما با فقر دست و پنجه نرم می کند و نظام فراگیر اجتماعی ندارد، طبیعی است که فقرا در آن برای سیر کردن شکم شان به تکدی گری، فال فروشی، سرقت و... روی آورند. تا زمانی که عوامل و دلایل ورود کودکان کار به خیابان، شناسایی، مدیریت و برطرف نشود، اقدامات جانبی مثل جمع آوری آنها، تنها پاک کردن صورت مسئله است.




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/07/21
برای یك كودك دیدن صحنه مرگ بدترین اتفاقی است كه می تواند تجربه كند
    سیدحسن موسوی چلك*
    این موضوع كه افراد بر اساس جرمی كه انجام می دهند باید مجازات شوند، غیر قابل انكار است. سرعت عمل قوه قضاییه همراه با كیفیت و پیگیری و بررسی های قانونی و صدور حكم و باقی مراحل قانونی یكی از نمونه های خوب رسیدگی به یك پرونده بود. اما واقعیت این است كه مجازات اعدام نمی تواند جنبه پیشگیرانه داشته باشد. دیدن صحنه مرگ به تنهایی مدت ها می تواند ذهن فرد را درگیر كند. در چنین شرایطی كودكان تاثیر منفی بیشتری را می گیرند. بنابراین ما باید همیشه این نكته را در نظر داشته باشیم كه اگر مجازاتی را در ملا عام اجرا می كنیم، باید جنبه پیشگیرانه داشته باشد. اما این شكل از مجازات نمی تواند جنبه پیشگیری اجتماعی از وقوع جرم داشته باشد. هر چند كه در عین حال می تواند فشارهای روانی به افراد را بیشتر می كند. من یكی از كسانی بودم كه با اجرای حكم در ملا عام موافق نبودم و معتقد بودم كه در مرحله اجرای حكم هم مثل باقی مراحل اطلاع رسانی می شد و برای مردم هم توضیح داده می شد كه چرا حكم در ملا عام اجرا نشده است. اما شاید این موضوع مطرح بوده كه اعتماد اجتماعی مردم در این موضوع جلب شود. اما به این نكته هم باید توجه شود كه برای یك كودك دیدن صحنه مرگ یكی از بدترین اتفاقاتی است كه می تواند تجربه كند. از طرفی پرونده قتل آتنا شرایط خاصی داشت، اول اینكه قتل بود، دوم اینكه تجاوز اتفاق افتاده بود و بعد اینكه این دختر به قاتل كه از آشنایانش بوده اعتماد كرده بود و نكته بعد اینكه در یك شهر كوچك اتفاق افتاده بود كه همه مردم همدیگر را می شناختند. تمام این موارد باعث شد كه واكنش افكار عمومی شدیدتر باشد. ممكن است خیلی مورد قتل اتفاق بیفتد، اما در مورد پرونده آتنا بنا به دلایلی كه ذكر شد، واكنش ها شدیدتر بود. طبیعی است كه وقتی اتفاقی با این وسعت می افتد واكنش ها هم به همان نسبت شدید خواهد بود.
    
    * رییس انجمن مددكاران اجتماعی ایران




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/07/19

جمع‌آوری کودکان کار جواب نمی‌دهد

اجتماع > اجتماعی - سیدحسن موسوی‌چلک:
ساماندهی کودکان کار و خیابان، موضوع جدیدی نیست و بارها و بارها این طرح اجرایی شده، اما نتیجه مطلوبی نداشته و اکنون دوباره این طرح شکست خورده اجرایی شده است.

 حذف كودكان كار امكان‌پذیر نیست و در هیچ جای دنیا این روش جمع‌آوری نتیجه نداده است؛ بنابراین به‌جای جمع‌آوری كودكان كار بهتر است شرایطی برای آنان فراهم شود تا بتوانند در ساعاتی از روز درس بخوانند یا از خدمات بهداشتی و درمانی بهره‌مند شوند و امنیت داشته باشند.

در آیین‌نامه ساماندهی كودكان كار موضوعی به نام جمع‌آوری وجود ندارد. ما نمی‌توانیم «كار» را از كودك بگیریم چرا كه فقر خانواده‌ها باعث می‌شود تا بچه‌ها به ناچار مجبور به‌كار كردن شوند.

یكی از وظایفی كه در ساماندهی كودكان كار و خیابان باید درنظر گرفته شود شناسایی و پذیرش كودكان زیر 18سال است كه مسئولیت آن به‌عهده بهزیستی، شهرداری و نیروی انتظامی است. این كودكان بعد از شناسایی به مراكز نگهداری ارجاع داده می‌شوند، وضعیت آنها در حوزه‌های مختلف پزشكی، مددكاری، روانشناسی و... بررسی شده و به تناسب وضعیتی كه دارند تعیین تكلیف می‌شوند.

بخشی از این بچه‌ها با حضور خانواده‌ها ترخیص می‌شوند اما گاهی اوقات شرایط به‌گونه‌ای است كه ماندن این بچه‌ها در خانه به صلاح نیست و با حكم مرجع قضایی برای نگهداری به بهزیستی معرفی می‌شوند. تعدادی از آنها كه جزو اتباع خارجی هستند برای تعیین وضعیت به وزارت كشور یا استانداری‌ها معرفی می‌شوند. اما بعضی از این بچه‌ها متأسفانه اعتیاد دارند كه اینها هم برای ترك اعتیاد به مراجع مربوطه فرستاده می‌شوند.

مسئله مهمی كه در مورد كودكان كار نباید فراموش كنیم این است كه اینها ناچارند برای تأمین معاش خانواده در خیابان كار كنند و جمع‌آوری آنها جواب نداده است چرا كه از خیابان به كارگاه‌های زیرزمینی سوق پیدا می‌كنند و در آنجا شرایطشان بدتر از بودن در خیابان‌هاست چرا كه خانواده‌ای كه نیاز مالی دارد مجبور است بچه‌اش را برای كار به خیابان بفرستد و چاره دیگری جز این ندارد. این موضوع جمع‌آوری نه‌تنها كمكی به این بچه‌ها و خانواده‌هایشان نمی‌كند بلكه فقط یك مسكن موقتی است.

اگر قرار است درخصوص كودكان كار مداخله‌ای صورت بگیرد باید كار ایمن برای آنها درنظر گرفت، در كنار آن باید به موضوع بهداشت و درمان مستمر آنها رسیدگی كرد، حرفه‌آموزی برای آنها باید در اولویت باشد تا بتوانند از این طریق منبع درآمدی داشته باشند. این كودكان محصول فقر خانواده‌ها هستند و همین فقر عوارضی دارد كه باید به آن توجه كرد.

اگر طرح جمع‌آوری این بچه‌ها ادامه داشته باشد ممكن است برخی از این بچه‌ها به سمت جرایمی چون سرقت و یا فروش مخفیانه مواد‌مخدر روی بیاورند كه این مسئله به‌مراتب نگران كننده‌تر از كار این كودكان در خیابان است؛ البته منكر مشكلاتی كه برای این بچه‌ها در خیابان به‌وجود می‌آید نیستیم اما مداخله در این زمینه باید به‌گونه‌ای باشد كه این بچه‌ها مثلا با حرفه‌آموزی بتوانند در آینده شغل و درآمدی برای خود داشته باشند نه اینكه از خیابان‌ها جمع‌آوری شوند و به سمتی بروند كه آسیب‌های بیشتری را تجربه كنند. مسئله‌ای كه در مورد این كودكان نباید نادیده بگیریم این است كه این بچه‌ها به‌دلیل نوع زندگی‌ای كه دارند خشونت‌های روانی و عاطفی و بعضا آزارهای جنسی را در كودكی تجربه می‌كنند كه این مسئله آسیب‌های زیادی به‌همراه دارد. به همین دلیل آموزش باید یكی از محورهایی باشد كه برای این كودكان باید درنظر گرفت و مصادیق آزار جنسی و راه‌های پیشگیری از آن باید به كودكان كار آموزش داده شود.

منبع: روزنامه همشهری/12 مهر 96





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/07/11
برای یك كودك دیدن صحنه مرگ بدترین اتفاقی است كه می‌تواند تجربه كند
سیدحسن موسوی چلك رییس انجمن مددكاران اجتماعی ایران

  این موضوع كه افراد بر اساس جرمی كه انجام می‌دهند باید مجازات شوند، غیر قابل انكار است. سرعت عمل قوه قضاییه همراه با كیفیت و پیگیری و بررسی‌های قانونی و صدور حكم و باقی مراحل قانونی یكی از نمونه‌های خوب رسیدگی به یك پرونده بود. اما واقعیت این است كه مجازات اعدام نمی‌تواند جنبه پیشگیرانه داشته باشد. دیدن صحنه مرگ به تنهایی مدت‌ها می‌تواند ذهن فرد را درگیر كند. در چنین شرایطی كودكان تاثیر منفی بیشتری را می‌گیرند. بنابراین ما باید همیشه این نكته را در نظر داشته باشیم كه اگر مجازاتی را در ملأ عام اجرا می‌كنیم، باید جنبه پیشگیرانه داشته باشد. اما این شكل از مجازات نمی‌تواند جنبه پیشگیری اجتماعی از وقوع جرم داشته باشد. هر چند كه در عین حال می‌تواند فشارهای روانی به افراد را بیشتر می‌كند. من یكی از كسانی بودم كه با اجرای حكم در ملأ عام موافق نبودم و معتقد بودم كه در مرحله اجرای حكم هم مثل باقی مراحل اطلاع‌رسانی می‌شد و برای مردم هم توضیح داده می‌شد كه چرا حكم در ملأ عام اجرا نشده است. اما شاید این موضوع مطرح بوده كه اعتماد اجتماعی مردم در این موضوع جلب شود. اما به این نكته هم باید توجه شود كه برای یك كودك دیدن صحنه مرگ یكی از بدترین اتفاقاتی است كه می‌تواند تجربه كند. از طرفی پرونده قتل آتنا شرایط خاصی داشت، اول اینكه قتل بود، دوم اینكه تجاوز اتفاق افتاده بود و بعد اینكه این دختر به قاتل كه از آشنایانش بوده اعتماد كرده بود و نكته بعد اینكه در یك شهر كوچك اتفاق افتاده بود كه همه مردم همدیگر را می‌شناختند. تمام این موارد باعث شد كه واكنش افكار عمومی شدیدتر باشد. ممكن است خیلی مورد قتل اتفاق بیفتد، اما در مورد پرونده آتنا بنا به دلایلی كه ذكر شد، واكنش‌ها شدیدتر بود. طبیعی است كه وقتی اتفاقی با این وسعت می‌افتد واكنش‌ها هم به همان نسبت شدید خواهد بود.





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/06/31

شریعتی و حسین وارث آدم:حسین عزادار نمی خواهد بلکه پیرو می خواهد


 

 

حسین وارث آدم عنوانِ کتابی است از دکتر علی شریعتی که در عاشورای سال 1349 به صورت متن و مقدمه توسط ایشان نوشته شده است. کتاب مذکور هفت بخش اصلی و یک بخش ضمیمه دارد که برخی از این قسمت ها توسط دکتر شریعتی نوشته شده و قسمت های دیگر آن از مجموعه سخنرانی های ایشان می باشد که از روی نوار پیاده شده است. در این یاداشت کوتاه به مناسبت آغاز ماه محرم الحرام بخش های کوتاهی از این کتاب دکتر شریعتی را می آورم:

 

- "گفتم بروم به مجلس روضه ای، از همین روضه ها که همه جا هست و صدایش از هر کوچه و خانه امشب بلند است. دیدم، ایمان و تعصب من به عظمت حسین و کار حسین بیش از آن است که بتوانم همه آن تحقیر ها را بشنوم و تحمل کنم. منصرف شدم".
- "حسین سیاستمداری نیست که، بخاطر شراب خواری و سگ بازی یزید، با او درگیری پیدا کرده باشد و این حادثه غم انگیز اتفاق افتاده باشد! او وارث پرچم سرخی است که از آدم، همچنان دست به دست، بر سر انسانیت می گردد و اکنون بدست او رسیده است ..... این پرچم را دست به دست، به همه راهبران مردم و همه آزادگان عدالتخواه در تاریخ بشریت سپرده است ........ در آخرین لحظه پرچم را از دست بگذارد به همه نسل ها و در همه عصرهای فردا فریاد بر آورد که: " آیا کسی هست که مرا یاری کند؟".
-"متاسفانه جهان بینی ما آنقدر کوچک است که تمام عاشورا تازه از روز تاسوعا شروع می شود و بعدازظهر فردا هم تمام می شود و بعد دیگر در تاریخ خبری نیست، تا روز چهلم، که باز اربعین است و شله ای و بعد قضیه تمام می شود تا سال بعد یعنی یک روز و نیم طول می کشد".
-"حسین، در اتصال به آن تسلسل نهضتی که در تاریخ ابراهیمی وجود دارد معنی می دهد، و باید معنی شود و انقلابش باید تفسیر و توجیه گردد. بصورت مجرد حسین ا در تاریخ مطرح کردن، وجنگ کربلا را، بصورت یک حادثه تاریخی مجرد عنوان کردن و آن را از پایگاه تاریخی و اجتماعیش جدا کردن، موجب می شود که، آنچه را معنی ابدی دارد و همواره زنده است، بصورت یک حادثه غم انگیز گذشته در بیاوریم چنانکه درآوردیم و در برابرش فقط بگرییم چنانکه می گرییم!".
-" این که حسین فریاد می زند پس از این که همه عزیزانش را در خون می بیند و جز دشمن و کینه توز و غارتگر در برابرش نمی بیند فریاد می زند که آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟هل من ناصر ینصرونی؟ مگر نمی داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟این سوال، سوال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست. و این سوال انتظار حسین را از عاشقان بیان می کند، و دعوت شهادت او را به همه کسانی که برای شهیدان حرمت و عظمت قائلند اعلام می نماید.
اما این دعوت را، این انتظار یاری از او را، این پیام حسین را که شیعه می خواهد و در هر عصری و هر نسلی شیعه می طلبد ما خاموش کردیم، به این عنوان که به مردم گفتیم که حسین اشک می خواهد، ضجه می خواهد و دگر هیچ، پیام دیگری ندارد. مرده است و عزادار می خواهد، نه شاهد شهید حاضر در همه جا و همه وقت و پیرو.
آری این چنین به ما گفته اند و می گویند!".
منبع:کتاب حسین وارث آدم از دکتر علی شریعتی،انتشارات قلم

/



نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/06/30


( کل صفحات : 32 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی