دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک
مطالب اخیر

دوری از تهدید با آموزش مستمر


واقعیت است که در دنیای امروز، نقش فضای مجازی در ارتباطات، مراودات، بازرگانی، اطلاع‌رسانی، ارائه خدمات و پیگیری امور در بخش‌های مختلف نه‌فقط یک ضرورت که اجتناب‌ناپذیر است. وقتی حیطه فعالیت و حضور افراد در این ظرفیت افزایش پیدا می‌کند، پیامدهایی هم ایجاد می‌شود. ازجمله این پیامدها، گرفتار شدن در حوزه آسیب‌های اجتماعی و جرایم است. این اتفاق هم دلایل متعددی دارد. بخشی از آن به بالا نبودن سواد فضای مجازی در کشور برمی‌گردد. به این معنا که تکنولوژی فضای مجازی در اختیار جامعه قرار گرفته، اما شیوه استفاده صحیح از آن به تناسب سهولت و گستره دسترسی پیش نرفته است، ضمن این‌که ما پیچیدگی‌های فضای مجازی را نمی‌شناسیم.

نکته بعدی در اعتماد به این فضا نهفته است. فضای مجازی کار را آسان می‌کند و از سرعت زیادی برخوردار است. شاید افراد جامعه ابتدا با تردید به آن نگاه می‌کردند، اما به مرور زمان و افزایش استفاده، به آن عادت و اعتماد کردند. این‌که افراد تصاویر خود را در فضای مجازی منتشر می‌کنند، نمونه‌ای از همین اعتماد است. البته بخشی از این اقدام به دلیل ندانستن پیامدهای منفی و بخشی دیگر به خاطر جذابیت فضای مجازی است. اکنون شاهد هستیم، برخی افراد برای دیده شدن و ابراز وجود، تصاویر خصوصی خود را در فضای مجازی منتشر می‌کنند. در این فضا می‌توان دروغ گفت، چراکه هویت پنهان است و افراد خیلی زود شناسایی نمی‌شوند. یک فرد می‌تواند مدت‌ها با تغییر صدا خودش را فرد دیگری جا بزند. درواقع آسیب‌های اجتماعی فضای مجازی خصوصا در حوزه اخلاقی، ساکن و پنهان است.

همه این موارد باعث می‌شود همزمان با افزایش استفاده از شبکه‌های مجازی، شاهد بالا رفتن جرایم و آسیب‌های اجتماعی ناشی از آن باشیم. نوجوانان، جوانان و زنان بیشتر تحت تاثیر آثار منفی قرار می‌گیرند. آمارها نشان می‌دهد، چندین میلیون ایرانی از تلگرام استفاده می‌کنند و ایران از این بابت جزو کشورهای اول دنیاست. این درحالی است که ما روی افزایش سواد اجتماعی کار نکرده‌ایم. مثلا تصور می‌کنیم اگر عکسمان را در فضای مجازی حذف کنیم، دیگر مساله‌ای پیش نمی‌آید، درحالی که حریم خصوصی در این فضا معنا ندارد و هیچ چیز از آن پاک نمی‌شود. این‌که شایع‌ترین جرم اینترنتی، انتشار تصاویر مبتذل و هتک حیثیت است، نشان می‌دهد که ما در استفاده از آن موارد اصولی را رعایت نمی‌کنیم. اطلاعات پایین نسبت به فضای مجازی باعث شده افراد آن را ساده بگیرند، به نحوی که بیشتر فریب‌خورده‌ها در پاسخ این‌که چطور در دام افتادید، می‌گویند: گول خوردیم.

آموزش درست، بموقع، مستمر و متناسب با شرایط جامعه مهم‌ترین محور برای جلوگیری از این روند است. کودکان و نوجوانان و همه کسانی که با آنها سر و کار دارند، یعنی والدین و مربیان آموزشی نیز باید در اولویت این آموزش قرار بگیرند. ما نمی‌توانیم از فضای مجازی چشم‌پوشی کنیم. این موضوع در دنیای امروز امکان‌پذیر نیست و بسیاری از فعالیت‌ها از طریق اینترنت تسهیل می‌شود و افراد از آن سود می‌برند. بنابراین باید با شناخت درست از فرصت‌ها بهره ببریم و از تهدیدها در امان باشیم.

سیدحسن موسوی‌چلک 

مددکار اجتماعی

منبع: روزنامه جام جم/9 آبان 1396




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/08/10

 

 سید حسن موسوی چلک

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران:یکی از موضوعاتی که در کشور باید به عنوان ۵اولویت اصلی مدنظر قرار گیرد حل وضعیت حاشیه نشینان است

در کل کشور براساس آماری که وزارت راه وشهرسازی به عنوان دبیرخانه ستاد ملی بازآفرینی شهری ارائه کرده است، ۱۹میلیون نفر در مناطق ناکارآمد شهری زندگی می کنند. مناطق ناکارآمد شهری خود به ۴گروه تقسیم می شوند؛ بافت های فرسوده، بافت های تاریخی، روستاهای الحاقی به شهرها و سکونتگاه های غیررسمی ازجمله مناطق نا کارآمد شهری محسوب می شوند
سکونتگاه های غیررسمی اصطلاحی است که ما آن را تحت عنوان مناطق حاشیه ای شهر نیز به کار می بریم. البته سکونتگاه های غیررسمی تنها مختص به اطراف شهرها نیست و درون شهرها نیز این مناطق وجود دارند. در این سکونتگاه ها ۱۰تا ۱۱میلیون نفر زندگی می کنند.سکونتگاه ها ی غیررسمی الزاما در حاشیه شهرها واقع نشده اند. سکونتگاه های غیررسمی به مناطقی گفته می شود که از خدمات عمومی واجتماعی بی بهره اند. با توجه به اینکه خدمات عمومی و اجتماعی به این مناطق ارائه نشده است، زمینه افزایش آسیب های اجتماعی و جرایم در آنها بیشتر از سایر مناطق شهری است. تاثیر آسیب های اجتماعی در سکونتگاه های غیررسمی روی کودکان، زنان و مردان مشهود است. یکی از سکونتگاه های غیررسمی تهران که پیش تر با آسیب های اجتماعی فراوان روبه رو بود خاک سفید بود. اما امروز درون خود شهر تهران مناطقی نظیر زیر پل مدیریت، فرحزاد، پاسگاه نعمت آباد و عبدل آباد دچار این وضعیت هستند. در مجموع می توان گفت که تا کنون در شهر تهران ۳۰نقطه با این ویژگی شناخته شده است. البته تهران یکی از شهرهای کشور است که مشکل سکونتگاه های غیررسمی در آن وجود دارد اما رتبه اول از نظر تعداد سکونتگاه های غیررسمی در کشور را شهر مشهد دارد. حدود یک سوم جمعیت شهری مشهد ساکن اینگونه محلات هستند

با توجه به اینکه خدمات اجتماعی کمتر از سایر خدمات به سکونت گاه های غیررسمی ارائه شده است و با توجه به حضور اقوام مهاجر با فرهنگ های مختلف، زمینه برای آسیب های اجتماعی بیش از سایر مناطق در سکونتگاه ها ی غیررسمی فراهم است. ورود کم دستگاه های دولتی به این مناطق نظارت دستگاه های دولتی و مشارکت مردم در امور این مناطق را کاهش داده است.اگر این مناطق به دلیل تردد بسیارکم و پایین بودن نظارت ایزوله شوند (در انزوا قرار گیرند) آسیب های اجتماعی و جرایم در آنها به شدت افزایش خواهد یافت. باید توجه داشت که امکان حذف این مناطق وجود ندارد. سیاست هم ادغام این مناطق با ارائه حد متوسطی از خدمات اجتماعی به سایر مناطق شهری است. افراد ساکن در سکونتگاه های غیررسمی هم شهروندان کشور ما هستند وباید آنها را در امور اجتماعی مناطق خود مشارکت داد. این امر در واقع با افزایش خدمات اجتماعی و حضور مددکاران اجتماعی محقق می شود. می توان به طور تقریبی گفت که حدود یک چهارم جمعیت کشور را این افراد تشکیل می دهند. اعتقاد ما براین است که باید حقوق شهروندان این مناطق رعایت شود. پیش تر نیز لزوم دسترسی این مناطق به خدمات مختلف در سند ملی احیا، نوسازی و توانمندی بافت های فرسوده قید شده است. طبق این سند که در سال۱۳۹۳ تنظیم شده، تا سال ۱۴۰۴حد متوسطی از خدمات اجتماعی باید به سکونتگاه های غیررسمی و حاشیه ها ارائه شود. حرکات سلبی و بولدوزری در این مناطق تاثیر گذار نخواهد بود. در این زمینه باید از رویکرد اجتماعی استفاده کرد.

مشاهده متن اصلی خبر در سایت همشهری آنلاین

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/08/3
واکنش انجمن مددکاران اجتماعی به یک گزارش
سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران به گزارش روزنامه ایران  درباره افشای فیلم آزار یک کودک توسط یکی ازکارکنان اخراجی مرکز نگهداری از کودکان واکنش نشان داد.

به گزارش سرویس حوادث جام نیـوز،  وی نوشت: «فردی به‌عنوان مددکار اجتماعی شناخته می‌شود که در یکی از مقاطع تحصیلی دانشگاهی در رشته مددکاری اجتماعی، علوم اجتماعی با گرایش خدمات اجتماعی یا مددکاری اجتماعی دارای مدرک معتبر باشد.

 پس هر فردی که در مراکز بهزیستی یا سایر مراکز خدمات اجتماعی دستگاه‌های حمایتی فعالیت دارد مددکار محسوب نمی‌شود. مددکاران اجتماعی بر اساس اصول و ارزش‌ها و منشور اخلاقی خود موظف به حفظ حیثیت افراد و دفاع از حقوق مردم هستند و اقدامی که توسط فرد مورد اشاره در گزارش منتشرشده آمده است نه مورد تأیید است و نه یک مددکار اجتماعی به خود اجازه می‌دهد این گونه عمل کند.

منبع: روزنامه ایران/2 آبان 1396





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/08/3

نگاه
غفلت تاریخی از اهمیت سلامت روان

نویسنده: سید حسن موسوی چلك *

طبق آمار وزارت بهداشت، ٢٣ الی ٢٥ درصد و در واقع، یك چهارم مردم ایران، حداقل یك اختلال روانی دارند. در آمار دیگری، اشاره شد كه نزاع یا خشونت به معنای عام، دومین پرونده قضایی كشور است و وزیر بهداشت هم چندی قبل اعلام كرد كه ٦ میلیون نفر از مردم كشور افسرده هستند و نزاع یكی از مهم ترین دلایل فوت در كشور است. من به این اعداد، میزان مصرف مواد مخدر و صنعتی و مشروبات الكلی و آمار خودكشی را هم اضافه می كنم كه تمام این اعداد، می تواند باعث نگرانی شود. اما با وجود چنین شرایطی، چرا مردم به متخصصان روانشناسی یا روانپزشكی مراجعه نمی كنند؟

     یك دلیل آن است كه مردم به آن اندازه ای كه سلامت جسم را جدی می گیرند، برای سلامت روانی و اجتماعی ارزش قایل نیستند زیرا چندان به اهمیت كاركردهای سلامت روانی اجتماعی پی نبرده اند اما می دانند كه مختل شدن سلامت جسم، ممكن است مرگ آنی به دنبال داشته باشد در حالی كه اختلال سلامت روان ممكن است تبعات آنی نداشته باشد. این نگرش عمومی هم ناشی از این است كه ما متخصصان نتوانستیم اهمیت سلامت روان را به اندازه اهمیت سلامت جسم در كشور جا بیندازیم. دلیل دوم، انگ اجتماعی در مواجهه با بیماری روانی است كه قصد نفی یا تایید واقعیت حساسیت افكار عمومی نسبت به این گروه از بیماری ها را ندارم اما دلیل باقی ماندن انگ اجتماعی این است كه ما اقدامات پیشگیرانه در حوزه های روانشناختی و روانشناسی نداریم.
    
روانپزشك و روانشناس ما منتظر است فردی بیمار شود تا مداخله تخصصی را آغاز كند. وقتی غالب مداخلات در جامعه، رویكرد درمانی دارد، انتظار نداریم مردم هم، برداشتی غیر از آنچه امروز هست داشته باشند چرا كه ظرفیت های پیشگیری و سلامت روان، چندان برای مردم تبیین نشده و به همین دلیل، مردم اغلب در مورد مراجعان روانپزشك یا روانشناس، اصطلاح «بیمار روانی» را به كار می برند در حالی كه بسیاری از اختلالات، با یك مداخله غیردارویی متناسب، قابل درمان است. همه ما در طول روز با شرایطی مواجه می شویم كه استرس یا هیجانات به دنبال دارد اما از این آموزه روانشناسی و روانشناختی بی بهره ایم كه استرس و هیجانات مان را چگونه مدیریت كنیم كه از پیامدهای منفی مصون بمانیم.

     سیاستگذاران ما هم اغلب دانش مرتبط با سیاستگذاری سلامت روانی اجتماعی را ندارند و در سیاست های سلامت هم، سلامت جسم مبنای اصلی است و سلامت روان، بخش كوچكی از سیاستگذاری ها را شامل می شود. حتی متخصصان ما هم در دوران تحصیل، مداخلات درمانی را می آموزند و نه رویكردهای پیشگیری را و افكار عمومی هم درباره مراجعان مراكز روانپزشكی یا روانشناختی همین نگرش را دارد چون بیماری ها و اختلالات روانی را نمی شناسیم و از هر اختلالی، تلقی بیماری روانی مزمن و غیر قابل درمان داریم در حالی كه اختلالات روانی هم مانند بیماری های جسمی، طبقه بندی خفیف تا شدید داشته و حتی می تواند مقطعی باشد و افراد، در حین دریافت درمان های لازم، نقش های اجتماعی خود را هم ایفا كنند. گاهی اوقات هم مردم نمی دانند روانشناس یا روانشناس بالینی یا روانپزشك یا مشاور علوم تربیتی چه وظیفه ای دارد و حتی متخصصان سایر رشته ها هم اطلاع دقیقی از تفاوت گرایش های مختلف روانشناسی ندارند. مردم از هراس ناشی از انگ و برچسب اجتماعی هم دچار تردید می شوند كه چه كنند و چگونه از ظرفیت این متخصصان استفاده كنند.

     فقدان این اطلاعات دست به دست هم می دهد كه اختلالات روانی، مزمن تر هم بشود كه عوارض متعددی خواهد داشت. عوارضی كه در خشونت های خانگی و خیابانی، پناه بردن به داروهای روانگردان، اقدام به خودكشی، مصرف مواد مخدر و الكل نمود پیدا می كند و حتی می تواند بر سایر اعضای خانواده تاثیر بگذارد و در شكل ناسازگاری اعضای خانواده و افت تحصیلی فرزندان و ایفای نقش همسران و والدین و فرزندان و سایر نقش های اجتماعی هم خود را نشان بدهد.

     مراجعه دیرهنگام برای درمان اختلالات روانی و شناسایی دیرهنگام این اختلالات، فرد و خانواده را متاثر می كند و جامعه هم برای مدیریت شرایط ناشی از این تاخیرها وادار به پرداخت هزینه می شود چرا كه نیروی انسانی اش را از دست می دهد و ارتكاب به جرایم یا گرایش به مواد مخدر، هزینه مراقبت از مرتكبان جرم را ایجاد می كند ضمن آنكه هراس اجتماعی ناشی از افزایش ضعف سلامت روان و سلامت اجتماعی هم برای جامعه هزینه ساز خواهد بود.

     برای پیشگیری از این عوارض، علاوه بر آنكه مردم باید توجه جدی به اهمیت سلامت روان داشته باشند، این اهمیت باید در سیاستگذاری ها و ظرفیت هایی كه حاكمیت برای تسهیل دسترسی مردم به این خدمات ایجاد می كند هم متبلور شود. بخشی از این ظرفیت ها، تسهیل دسترسی و ارزانی خدمات تخصصی سلامت روان است كه پرداخت یارانه و حمایت های بیمه ای برای بخشی از این خدمات می تواند در افزایش رغبت مردم به مراجعات روانشناختی موثر باشد.

     فراموش نكنیم كه سبك زندگی، تغییر ساختار خانواده، گسترش تكنولوژی و فضای مجازی، ارتباطات عاطفی و اجتماعی و استرس هایی كه زندگی امروز و مشكلات اقتصادی بر ما وارد می كند و همچنین درخود فرورفتن افراد، نشانه هایی است كه می تواند برای رشد آمار شیوع اختلالات روان هشداردهنده باشد. چنانكه مطالعات انجام شده در سكونتگاه های غیر رسمی كه حدود ١٩ میلیون جمعیت را در خود جای داده خبر از بالاتر بودن این آمار می دهد.

     چند سال قبل و زمانی كه میانگین كشوری شیوع اختلالات روانی حدود ١٥ درصد بود، نتایج مطالعه ای كه در سكونتگاه های غیررسمی شهر گرگان داشتیم، عدد ٥٢ درصد را به ما داد و نتایج مطالعه شهرداری تهران در محله دروازه غار هم عدد بیش از ٥٠ درصد را نشان می داد.

     آنچه در نهایت می توان گفت اینكه ما در موضوع سلامت روان غفلت كردیم و نتوانستیم اهمیت سلامت روانی اجتماعی را برای جامعه، به اندازه اهمیت سلامت جسم پررنگ كنیم. البته این غفلت، فقط در جامعه ما رخ نداد و در سایر كشورها هم سلامت جسم، مهم تر است چون خدمات سلامت جسم، برای دولت ها و مردم ملموس تر و مشهودتر است اما سلامت روانی اجتماعی چنین نمودی ندارد.
    
    *
رییس انجمن مددكاران اجتماعی ایران

      روزنامه اعتماد، شماره 3927 به تاریخ 20/7/96، صفحه 8 (جامعه)





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها : موسوی چلک;سلامت روان;،
لینک های مرتبط :
          
1396/07/21
- سید حسن موسوی چلک: سال ۸۴آیین نامه ای تحت عنوان ساماندهی کودکان خیابانی در دولت مصوب شد. طبق این آیین نامه حدود ۱۳دستگاه در حوزه ساماندهی کودکان مسئولیت داشتند و مسئولیت های هر دستگاه مشخص بود.
حتی پیش از تصویب این آیین نامه یعنی از سال ۷۸ساماندهی کودکان کار در کشور طبق تفاهمنامه ای که آن زمان بین وزارت کشور و سازمان بهزیستی منعقد شده بود، انجام می شد. از همان ابتدا که بررسی این آسیب اجتماعی مطرح شد، رویکرد شناسایی و جذب کودکان کار بدون اجبار در دستور کار قرار گرفت؛ به این صورت که کودکان کار شناسایی می شدند، بعد از شناسایی مراکز مددکاری به آنها معرفی می شد و در پایان با مشارکت مددکاران این کودکان با رضایت کامل و بدون اجبار به مراکز می پیوستند. جمع آوری متکدیان پیش بینی شده بود اما برای کودکان کار به هیچ عنوان رویکرد«جمع آوری» نبوده و نداریم. جمع آوری کودکان کار در تهران که این اواخر شاهد آن بودیم یک استثناست. گهگاهی یک مسئول برسر کار می آید که یا به دلیل عدم شناخت جنس کار یا به دلیل قرار گرفتن تحت فشارهای سیاسی، اقدامات نسنجیده ای انجام می دهد ومتاسفانه در پایان می بینیم با یک اقدام آبروی یک سازمان مردمی را می برد. بهزیستی اصلا با رویکرد قهری و سلبی هیچ زمانی موافق نبوده است. روح کار در بهزیستی در مورد کودکان کار در هیچ دوره ای «جمع آوری » آنها نبوده و نیست. موضوع کودکان کار پیچیدگی اجتماعی بسیاری دارد. به همین سادگی نیست که با جمع آوری آنها مسئله حل شود؛ مثلا کودکان اتباع بیگانه بدون مجوز و کودکان بی هویتی که از مادر ایرانی و پدر غیرایرانی متولد شده اند، بخشی از جامعه کودکان کار کشورمان را تشکیل می دهند. این دو گروه، کودکانی هستند که هنوز در مورد آنها تصمیم گیری روشنی گرفته نشده است.جمع آوری کودکان کار در تهران یک اقدام اشتباه محض بود؛ در این رابطه آن کسی که دستور داد و آنکه اجرا کرد هر دو اشتباه کردند. این همه مخالفت های مدنی و مسئولان کشور با موضوع جمع آوری کودکان کار از سر دشمنی با یک سازمان و یک شخص خاص نیست؛ مخالفت با یک کار اشتباه و بد است. در واقع کسی مخالف این نیست که کودکان کار در کنار کارکردن از سایر حقوق شان بهره مند شوند، به مدرسه بروند و مانند دیگر کودکان به جای کار، بازی و کودکی کنند اما وقتی خانواده به درآمد آنها نیاز دارد، حتی اگر کودکان را از خیابان جمع آوری هم کنیم باز به کارهای زیرزمینی پناه می برند. باید قبول کنیم که طرح جمع آوری کودکان کار اشتباه بود. البته این کار اشتباه بارها به صورت مقطعی در شهرستان ها انجام شد اما هیچگاه نتیجه نگرفت. آن عواملی که باعث می شود کودک، خیابان را به عنوان محیط کار انتخاب کند، بسیار پیچیده است. متاسفانه ما هیچ کنترل و مدیریتی روی این عوامل نداریم. تازمانی که جامعه ما با فقر دست و پنجه نرم می کند و نظام فراگیر اجتماعی ندارد، طبیعی است که فقرا در آن برای سیر کردن شکم شان به تکدی گری، فال فروشی، سرقت و... روی آورند. تا زمانی که عوامل و دلایل ورود کودکان کار به خیابان، شناسایی، مدیریت و برطرف نشود، اقدامات جانبی مثل جمع آوری آنها، تنها پاک کردن صورت مسئله است.




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/07/21
برای یك كودك دیدن صحنه مرگ بدترین اتفاقی است كه می تواند تجربه كند
    سیدحسن موسوی چلك*
    این موضوع كه افراد بر اساس جرمی كه انجام می دهند باید مجازات شوند، غیر قابل انكار است. سرعت عمل قوه قضاییه همراه با كیفیت و پیگیری و بررسی های قانونی و صدور حكم و باقی مراحل قانونی یكی از نمونه های خوب رسیدگی به یك پرونده بود. اما واقعیت این است كه مجازات اعدام نمی تواند جنبه پیشگیرانه داشته باشد. دیدن صحنه مرگ به تنهایی مدت ها می تواند ذهن فرد را درگیر كند. در چنین شرایطی كودكان تاثیر منفی بیشتری را می گیرند. بنابراین ما باید همیشه این نكته را در نظر داشته باشیم كه اگر مجازاتی را در ملا عام اجرا می كنیم، باید جنبه پیشگیرانه داشته باشد. اما این شكل از مجازات نمی تواند جنبه پیشگیری اجتماعی از وقوع جرم داشته باشد. هر چند كه در عین حال می تواند فشارهای روانی به افراد را بیشتر می كند. من یكی از كسانی بودم كه با اجرای حكم در ملا عام موافق نبودم و معتقد بودم كه در مرحله اجرای حكم هم مثل باقی مراحل اطلاع رسانی می شد و برای مردم هم توضیح داده می شد كه چرا حكم در ملا عام اجرا نشده است. اما شاید این موضوع مطرح بوده كه اعتماد اجتماعی مردم در این موضوع جلب شود. اما به این نكته هم باید توجه شود كه برای یك كودك دیدن صحنه مرگ یكی از بدترین اتفاقاتی است كه می تواند تجربه كند. از طرفی پرونده قتل آتنا شرایط خاصی داشت، اول اینكه قتل بود، دوم اینكه تجاوز اتفاق افتاده بود و بعد اینكه این دختر به قاتل كه از آشنایانش بوده اعتماد كرده بود و نكته بعد اینكه در یك شهر كوچك اتفاق افتاده بود كه همه مردم همدیگر را می شناختند. تمام این موارد باعث شد كه واكنش افكار عمومی شدیدتر باشد. ممكن است خیلی مورد قتل اتفاق بیفتد، اما در مورد پرونده آتنا بنا به دلایلی كه ذكر شد، واكنش ها شدیدتر بود. طبیعی است كه وقتی اتفاقی با این وسعت می افتد واكنش ها هم به همان نسبت شدید خواهد بود.
    
    * رییس انجمن مددكاران اجتماعی ایران




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/07/19

جمع‌آوری کودکان کار جواب نمی‌دهد

اجتماع > اجتماعی - سیدحسن موسوی‌چلک:
ساماندهی کودکان کار و خیابان، موضوع جدیدی نیست و بارها و بارها این طرح اجرایی شده، اما نتیجه مطلوبی نداشته و اکنون دوباره این طرح شکست خورده اجرایی شده است.

 حذف كودكان كار امكان‌پذیر نیست و در هیچ جای دنیا این روش جمع‌آوری نتیجه نداده است؛ بنابراین به‌جای جمع‌آوری كودكان كار بهتر است شرایطی برای آنان فراهم شود تا بتوانند در ساعاتی از روز درس بخوانند یا از خدمات بهداشتی و درمانی بهره‌مند شوند و امنیت داشته باشند.

در آیین‌نامه ساماندهی كودكان كار موضوعی به نام جمع‌آوری وجود ندارد. ما نمی‌توانیم «كار» را از كودك بگیریم چرا كه فقر خانواده‌ها باعث می‌شود تا بچه‌ها به ناچار مجبور به‌كار كردن شوند.

یكی از وظایفی كه در ساماندهی كودكان كار و خیابان باید درنظر گرفته شود شناسایی و پذیرش كودكان زیر 18سال است كه مسئولیت آن به‌عهده بهزیستی، شهرداری و نیروی انتظامی است. این كودكان بعد از شناسایی به مراكز نگهداری ارجاع داده می‌شوند، وضعیت آنها در حوزه‌های مختلف پزشكی، مددكاری، روانشناسی و... بررسی شده و به تناسب وضعیتی كه دارند تعیین تكلیف می‌شوند.

بخشی از این بچه‌ها با حضور خانواده‌ها ترخیص می‌شوند اما گاهی اوقات شرایط به‌گونه‌ای است كه ماندن این بچه‌ها در خانه به صلاح نیست و با حكم مرجع قضایی برای نگهداری به بهزیستی معرفی می‌شوند. تعدادی از آنها كه جزو اتباع خارجی هستند برای تعیین وضعیت به وزارت كشور یا استانداری‌ها معرفی می‌شوند. اما بعضی از این بچه‌ها متأسفانه اعتیاد دارند كه اینها هم برای ترك اعتیاد به مراجع مربوطه فرستاده می‌شوند.

مسئله مهمی كه در مورد كودكان كار نباید فراموش كنیم این است كه اینها ناچارند برای تأمین معاش خانواده در خیابان كار كنند و جمع‌آوری آنها جواب نداده است چرا كه از خیابان به كارگاه‌های زیرزمینی سوق پیدا می‌كنند و در آنجا شرایطشان بدتر از بودن در خیابان‌هاست چرا كه خانواده‌ای كه نیاز مالی دارد مجبور است بچه‌اش را برای كار به خیابان بفرستد و چاره دیگری جز این ندارد. این موضوع جمع‌آوری نه‌تنها كمكی به این بچه‌ها و خانواده‌هایشان نمی‌كند بلكه فقط یك مسكن موقتی است.

اگر قرار است درخصوص كودكان كار مداخله‌ای صورت بگیرد باید كار ایمن برای آنها درنظر گرفت، در كنار آن باید به موضوع بهداشت و درمان مستمر آنها رسیدگی كرد، حرفه‌آموزی برای آنها باید در اولویت باشد تا بتوانند از این طریق منبع درآمدی داشته باشند. این كودكان محصول فقر خانواده‌ها هستند و همین فقر عوارضی دارد كه باید به آن توجه كرد.

اگر طرح جمع‌آوری این بچه‌ها ادامه داشته باشد ممكن است برخی از این بچه‌ها به سمت جرایمی چون سرقت و یا فروش مخفیانه مواد‌مخدر روی بیاورند كه این مسئله به‌مراتب نگران كننده‌تر از كار این كودكان در خیابان است؛ البته منكر مشكلاتی كه برای این بچه‌ها در خیابان به‌وجود می‌آید نیستیم اما مداخله در این زمینه باید به‌گونه‌ای باشد كه این بچه‌ها مثلا با حرفه‌آموزی بتوانند در آینده شغل و درآمدی برای خود داشته باشند نه اینكه از خیابان‌ها جمع‌آوری شوند و به سمتی بروند كه آسیب‌های بیشتری را تجربه كنند. مسئله‌ای كه در مورد این كودكان نباید نادیده بگیریم این است كه این بچه‌ها به‌دلیل نوع زندگی‌ای كه دارند خشونت‌های روانی و عاطفی و بعضا آزارهای جنسی را در كودكی تجربه می‌كنند كه این مسئله آسیب‌های زیادی به‌همراه دارد. به همین دلیل آموزش باید یكی از محورهایی باشد كه برای این كودكان باید درنظر گرفت و مصادیق آزار جنسی و راه‌های پیشگیری از آن باید به كودكان كار آموزش داده شود.

منبع: روزنامه همشهری/12 مهر 96





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/07/11
برای یك كودك دیدن صحنه مرگ بدترین اتفاقی است كه می‌تواند تجربه كند
سیدحسن موسوی چلك رییس انجمن مددكاران اجتماعی ایران

  این موضوع كه افراد بر اساس جرمی كه انجام می‌دهند باید مجازات شوند، غیر قابل انكار است. سرعت عمل قوه قضاییه همراه با كیفیت و پیگیری و بررسی‌های قانونی و صدور حكم و باقی مراحل قانونی یكی از نمونه‌های خوب رسیدگی به یك پرونده بود. اما واقعیت این است كه مجازات اعدام نمی‌تواند جنبه پیشگیرانه داشته باشد. دیدن صحنه مرگ به تنهایی مدت‌ها می‌تواند ذهن فرد را درگیر كند. در چنین شرایطی كودكان تاثیر منفی بیشتری را می‌گیرند. بنابراین ما باید همیشه این نكته را در نظر داشته باشیم كه اگر مجازاتی را در ملأ عام اجرا می‌كنیم، باید جنبه پیشگیرانه داشته باشد. اما این شكل از مجازات نمی‌تواند جنبه پیشگیری اجتماعی از وقوع جرم داشته باشد. هر چند كه در عین حال می‌تواند فشارهای روانی به افراد را بیشتر می‌كند. من یكی از كسانی بودم كه با اجرای حكم در ملأ عام موافق نبودم و معتقد بودم كه در مرحله اجرای حكم هم مثل باقی مراحل اطلاع‌رسانی می‌شد و برای مردم هم توضیح داده می‌شد كه چرا حكم در ملأ عام اجرا نشده است. اما شاید این موضوع مطرح بوده كه اعتماد اجتماعی مردم در این موضوع جلب شود. اما به این نكته هم باید توجه شود كه برای یك كودك دیدن صحنه مرگ یكی از بدترین اتفاقاتی است كه می‌تواند تجربه كند. از طرفی پرونده قتل آتنا شرایط خاصی داشت، اول اینكه قتل بود، دوم اینكه تجاوز اتفاق افتاده بود و بعد اینكه این دختر به قاتل كه از آشنایانش بوده اعتماد كرده بود و نكته بعد اینكه در یك شهر كوچك اتفاق افتاده بود كه همه مردم همدیگر را می‌شناختند. تمام این موارد باعث شد كه واكنش افكار عمومی شدیدتر باشد. ممكن است خیلی مورد قتل اتفاق بیفتد، اما در مورد پرونده آتنا بنا به دلایلی كه ذكر شد، واكنش‌ها شدیدتر بود. طبیعی است كه وقتی اتفاقی با این وسعت می‌افتد واكنش‌ها هم به همان نسبت شدید خواهد بود.





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/06/31

شریعتی و حسین وارث آدم:حسین عزادار نمی خواهد بلکه پیرو می خواهد


 

 

حسین وارث آدم عنوانِ کتابی است از دکتر علی شریعتی که در عاشورای سال 1349 به صورت متن و مقدمه توسط ایشان نوشته شده است. کتاب مذکور هفت بخش اصلی و یک بخش ضمیمه دارد که برخی از این قسمت ها توسط دکتر شریعتی نوشته شده و قسمت های دیگر آن از مجموعه سخنرانی های ایشان می باشد که از روی نوار پیاده شده است. در این یاداشت کوتاه به مناسبت آغاز ماه محرم الحرام بخش های کوتاهی از این کتاب دکتر شریعتی را می آورم:

 

- "گفتم بروم به مجلس روضه ای، از همین روضه ها که همه جا هست و صدایش از هر کوچه و خانه امشب بلند است. دیدم، ایمان و تعصب من به عظمت حسین و کار حسین بیش از آن است که بتوانم همه آن تحقیر ها را بشنوم و تحمل کنم. منصرف شدم".
- "حسین سیاستمداری نیست که، بخاطر شراب خواری و سگ بازی یزید، با او درگیری پیدا کرده باشد و این حادثه غم انگیز اتفاق افتاده باشد! او وارث پرچم سرخی است که از آدم، همچنان دست به دست، بر سر انسانیت می گردد و اکنون بدست او رسیده است ..... این پرچم را دست به دست، به همه راهبران مردم و همه آزادگان عدالتخواه در تاریخ بشریت سپرده است ........ در آخرین لحظه پرچم را از دست بگذارد به همه نسل ها و در همه عصرهای فردا فریاد بر آورد که: " آیا کسی هست که مرا یاری کند؟".
-"متاسفانه جهان بینی ما آنقدر کوچک است که تمام عاشورا تازه از روز تاسوعا شروع می شود و بعدازظهر فردا هم تمام می شود و بعد دیگر در تاریخ خبری نیست، تا روز چهلم، که باز اربعین است و شله ای و بعد قضیه تمام می شود تا سال بعد یعنی یک روز و نیم طول می کشد".
-"حسین، در اتصال به آن تسلسل نهضتی که در تاریخ ابراهیمی وجود دارد معنی می دهد، و باید معنی شود و انقلابش باید تفسیر و توجیه گردد. بصورت مجرد حسین ا در تاریخ مطرح کردن، وجنگ کربلا را، بصورت یک حادثه تاریخی مجرد عنوان کردن و آن را از پایگاه تاریخی و اجتماعیش جدا کردن، موجب می شود که، آنچه را معنی ابدی دارد و همواره زنده است، بصورت یک حادثه غم انگیز گذشته در بیاوریم چنانکه درآوردیم و در برابرش فقط بگرییم چنانکه می گرییم!".
-" این که حسین فریاد می زند پس از این که همه عزیزانش را در خون می بیند و جز دشمن و کینه توز و غارتگر در برابرش نمی بیند فریاد می زند که آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟هل من ناصر ینصرونی؟ مگر نمی داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟این سوال، سوال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست. و این سوال انتظار حسین را از عاشقان بیان می کند، و دعوت شهادت او را به همه کسانی که برای شهیدان حرمت و عظمت قائلند اعلام می نماید.
اما این دعوت را، این انتظار یاری از او را، این پیام حسین را که شیعه می خواهد و در هر عصری و هر نسلی شیعه می طلبد ما خاموش کردیم، به این عنوان که به مردم گفتیم که حسین اشک می خواهد، ضجه می خواهد و دگر هیچ، پیام دیگری ندارد. مرده است و عزادار می خواهد، نه شاهد شهید حاضر در همه جا و همه وقت و پیرو.
آری این چنین به ما گفته اند و می گویند!".
منبع:کتاب حسین وارث آدم از دکتر علی شریعتی،انتشارات قلم

/



نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/06/30


تهران- ایرنا- یکی از وظایف دولت‌ها ایجاد بستر لازم برای حمایت از اقشار نیازمند، فقیر و افراد دارای نیازهای ویژه است. شاید به همین دلیل است که در اسلام موضوع انفاق مطرح می‌شود و از جمله منابع خدمات اجتماعی در اسلام خمس و زکات است.


سیدحسن موسوی چلک در یادداشتی در روزنامه آرمان نوشته است: در اصول21 و 29 قانون اساسی کشور و اسناد قانونی دیگر هم بر حمایت از مادران، زنان، ایتام و حمایت از نیازمندان و سالمندان تاکید و تصریح شده است، اما در هیچ‌شرایطی نباید «حفظ حیثیت» افراد نیازمند مورد غفلت قرار گیرد، چرا که در این شرایط ارائه هر خدمتی منجر به اذیت‌شدن آنها می‌شود. برای مثال امام علی(ع) بزرگ‌مددکار عالم اسلام به مردم شبانه کمک می‌کرد تا کسی او را نشناسد و از این کمک خجل نشود. این عمل او این پیام را برای ما باید داشته باشد که حفظ عزت نفس و آبروی نیازمندان از هر مساله دیگر مهم‌تر است.

خداوند در سوره بقره (آیه 271) به کسانی که خواستار انفاق هستند، در این زمینه می‌فرماید: «اگر به مستحقان آشکار انفاق کنید، کاری نیکوست، اما اگر در پنهان به فقیران کمک رسانید (انفاق کنید) نیکوتر است و خدا به پاداش آن گناهان شما را پوشیده داده و خداوند از نهان و آشکار شما آگاه است.» فراموش نشود که خدمت با منت و آزار از مصادیق اخلاص در خدمت نیست، بلکه نشانه ریاست. شاید به همین دلیل است که خداوند در آیه264 سوره بقره می‌فرماید: «‌ای اهل ایمان صدقات خود را به‌سبب منت و آزار تباه نکنید.» وقتی به این مساله مهم توجه نشود، طبیعتا زمینه آزار نیازمندان هم فراهم می‌شود.

**مسئولیت دولت‌ها درقبال محرومان
دولت‌ها در همه جوامع درقبال محرومان وظایفی دارند تا زمینه دریافت حداقل‌های خدمات عمومی را (با اولویت) برایشان فراهم کنند. تاملی بر عهدنامه مالک اشتر نیز گویای این موضوع است، به‌ویژه آنجا که اشاره می‌کند: « از منت‌نهادن به رعیت برای احسانی که انجام می‌دهید پرهیز کنید.» حال امروز با بررسی عملکردها باید تاکید کرد که کمتر این موضوع مورد توجه دست‌اندرکاران سازمان‌های مرتبط قرار می‌گیرد، در حالی که رازداری و به‌ویژه رازداری حرفه‌ای، ازجمله وظایف و اصول اخلاقی، اسلامی و حرفه‌ای مددکاری اجتماعی محسوب می‌شود.

دلایل متعددی برای این نوع رفتار در ساختار اداری را می‌توان برشمرد که برخی از آنها عبارتند از: نداشتن اطلاع از این اصول و غفلت در برنامه‌ریزی‌های مرتبط با این اقشار و بهره‌برداری سیاسی از این اقشار برای مطرح‌کردن سازمان‌ها . نردبان قراردادن این اقشار برای رسیدن به پست‌های بالاتر از طریق بیشتر دیده‌شدن خودشان(به هر قیمتی). شایان ذکر است که این افراد برای محرومان خانه ساخته و به‌صورت گروهی آنها را اسکان می‌دهند و حتی گاهی بر سردر آن می‌نویسند «مجتمع ...» که خود این نوع رفتار مصداق بی‌توجهی به آبروی مردم است. اغلب در روند واگذاری کلید خانه‌ها به افراد نیازمند دوربین‌ها و خبرنگاران را دعوت کرده و چهره افراد نیازمند نمایش داده می‌شود.

از این مراسم تابلو عکس به در و دیوار نصب می‌شود. درضمن در روند اهدای جهیزیه، برگزاری عروسی برای نیازمندان و کمک به ایتام هم اوضاع به همین منوال است. اغلب چهره افراد نیازمند به‌راحتی در رسانه‌ها و مجامع عمومی نشان داده می‌شود. همچنین در برخی مواقع با دوربین سراغ محرومان می‌رویم تا از ما تعریف کنند و موفقیت آنها را مدیون خدمات خودمان جلوه بدهیم. گاهی اوقات برای اینکه موفقیت خودمان را نشان دهیم، این ایتام و اقشار نیازمند و فقیر را ابزاری برای رسیدن به مطامع خود می‌کنیم.
این در حالی است که ارائه این خدمات وظیفه حکومت (دولت) است و منت بر کسی نیست. هرچند برخی مسئولان به‌دلیل اینکه وظیفه‌شان را در قبال اقشار نیازمند انجام می‌دهند، بر این باورند که اگر ما نباشیم، آنها نیستند، اما درواقع این‌چنین نیست. ممکن است این سوال پرسیده شود که آیا اطلاع‌رسانی ضروری نیست؛ باید گفت که این اقدام ضروری و کم‌وکیف آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. برخی مسئولان باید بدانند اطلاع‌رسانی الزاما به‌منزله نشان‌دادن چهره افراد و حضور در تصاویر یا تعریف‌کردن از ما نیست. مسئولان باید بدانند اگر برای محرومان سبد غذایی تهیه ‌می‌شود، نگویند سرزده و شبانه رفتیم، چون اغلب این اقدامات با حضور دوربین انجام می‌شود و از این‌گونه اقدامات در مناسبت‌های مختلف برای منافع برخی افراد مسئول بهره‌برداری می‌شود.

در این میان، در یک دستگاه وظیفه اداری خود را انجام می‌دهیم، اما فیلم و عکس می‌گیریم تا اگر به‌عنوان مثال خواستیم در انتخاباتی شرکت کنیم، از آن بهره‌برداری کنیم. در ادارات از این اقدامات عکس گرفته شده و به پوستر و بنر تبدیل می‌شود. این رویه فقط محدود به سازمان‌های دولتی و نهادهای عمومی نیست، بلکه برخی از سازمان‌های غیردولتی هم این‌گونه عمل می‌کنند. بهتر است سازمان‌ها فقط خدمات ارائه‌شده را اعلام کرده و آبروی این اقشار را نبرند و رازداری حرفه‌ای را به‌معنای واقعی رعایت کنند. این موارد قلب آدم را به درد می‌آورد، اما اگر گوش شنوایی باشد.

*منبع:روزنامه آرمان، 1396،6،29
**گروه اطلاع رسانی**9370**9131**انتشاردهنده: شهربانو جمعه




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/06/30



علی(ع)صدای عدالت انسانیت

                این روز ها مصادف است با عید سعید غدیر خم و همراه به نام پیامبر اکرم(ص) و  مددکار عالم اسلام حضرت علی(ع).ضمن تبریک این مناسبت فرخنده به شما،به همین مناسبت این  یاداشت را  در خصوص آن بزرگوار نوشتم. در این یادداشت از جلد اول کتاب علی صدای عدالت انسانیت با عنوان علی و حقوق بشر  تالیف جرج سجعان جرداق ترجمه عطا محمد سردار نیاو سید هادی خسرو شاهی ازانتشارات فراهانی جملاتی را انتخاب کردم که به شرح زیرمی آورم:

               «دوست داشت و در آن غلو نمی کرد، وفا دار بود،با تمام وجودش این را دریافته بود که آزادی را قداستی است که جهان هستی  خواستار آن است و جز آن را نمی خواهد....وجهه همت او رسیدگی به درماندگان و ستمدیدگان و فقرا بود تاداد آنان را از استثمارکنندگان بستاند و زندگی آرام و راحت به آنان ببخشد.او در سر آن نبود تا سیر بخورد و خوش بپوشد و راحت بخوابد، در حالی که روی زمین فقراو بینوایانی باشندکه حتی امید به قرص نانی نداشته باشند.و بیان او چه بزرگ است:آیا من خود را قانع کنم که به من امیر المومنین بگویند، ولی در سختی های زندگی با آنان(مردم وفقرا) دمساز نباشم.

            علی(ع)معتقد بود که«راستی را اگر چه به تو زیان رساند، بر دروغ،اگر چه به سود تو باشد،مقدم دار».به مصیبت دیگران شادی نکن و با مردم به نرمی و محبت،دوستی کن. کرم و بخشش ازاخلاق و مبین جوانمردی او بود.از هیچ مخلوفی کینه به دل نداشت.

             او معتقد است که:آن که محتاج قرص نانی است چگونه می تواند فاضل باشد؟.نان برای همه وسیله صلح و آرامش است، عامل استقرار نظم و وسیله ای است که انسان را آماده تفکر و احساس می نماید و همبستگی او را با مردم براساس صحیح استوار می سازد.آن کس که آتش گرسنگی درونش را عذاب می دهد،و خون زندگی را در رگ و پوستش می خشکاند،و نور ایمان را در دلش خاموش می سازد، دوستی را به کینه ای عمیق و آرامش خاطر و پاکی روح را به بدبینی و بغض و عداوت وحشتناک بدل می سازد، نمی تواند فردی مطمئن به زیبایی های زندگی،و مومن به عدالت دیگران و راهنمای برادر خود و دوست دار مردمان باشد.

خدمت به انسان،رفع نیازمندی و در هم کوبیدن ظلم اساس سیاست حضرت علی(ع)بود.یک بار پیامبر(ص) به او نگریست و فرمود:

« ای علی، خداوند تو را به نیکوترین پیرایه خود آراسته است:مهر بیچارگان و دردمندان را در دل تو نهاده، و تو را از این که آنان پیرو تو باشند، خشنود گردانیده و آنها نیز از این که تو پیشوای ایشان باشی، راضی و خوشحالند.

با این امید که منش و روش ایشان در عمل سرلوحه زندگی مان باشد.انشاءا...

سید حسن موسوی چلک

مددکار اجتماعی

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/06/17
نگاه روز 
ضرورت حمایت از كودكان حاشیه

نویسنده: سیدحسن موسوی چلك *

یكی از موضوعاتی كه در سال های اخیر در كشور ما مورد توجه قرار گرفته و به عنوان یكی از اولویت ها مطرح شده است، موضوع محلات ناكارآمد شهری است كه سكونتگاه های غیررسمی هم یكی از بخش های آن است. بر اساس آماری كه وزارت راه و شهرسازی به عنوان دبیر خانه بازآفرینی محلات شهری اعلام كرده است، 19 میلیون نفر از جمعیت كشور در این محلات ناكارآمد شهری شامل سكونتگاه های غیررسمی، بافت های فرسوده، بافت های تاریخی و روستاهای الحاقی به مناطق شهری زندگی می كنند. از جمله ویژگی های این مناطق به ویژه سكونتگاه های غیررسمی كه جمعیتی بین ١٠ تا ١١ میلیون نفر را در خودشان جا داده اند، این است كه حداقل خدمات عمومی را مردم در اختیار ندارند و به عبارت بهتر دسترسی به حداقل خدمات عمومی در این مناطق وجود ندارد و به همین دلیل هم با عنوان «حاشیه» شناخته می شود.
     یكی از ویژگی های این مناطق به دلیل محروم بودن و گسترش آسیب های اجتماعی و تضادهای فرهنگی و غیره در این مناطق موضوع شاخص های رفاه اجتماعی است كه طبیعی است كه در این بین در میان مردم به تناسب شرایط جنسی و سنی میزان آسیب پذیری متفاوت است. یكی از گروه هایی كه در این مناطق بیش از دیگران نیازمند حمایت های همه جانبه هستند، هم به لحاظ زیستی و هم روانی و هم اجتماعی، كودكان هستند چرا كه میزان آسیب پذیری كودكان بیشتر از سایر افراد است، به همین دلیل اتخاذ تدابیر لازم برای حمایت های همه جانبه از این گروه از كودكان برای اینكه بتوانند هم به حداقل خدمات دسترسی داشته باشند و حتی حد متوسط خدمات عمومی را دریافت كنند، این راهكارها باید اتخاذ شود. فراموش نكنیم كه به دلیل شرایط خاص زندگی در این مناطق حمایت هایی كه ارایه می شود باید متناسب با نیاز كودكان در هر منطقه و مشكلات و خواسته های شان باشد. طبیعی است كه این نیازها و مشكلات از قبیل آموزش، بهداشت و امنیت می تواند در همه مناطق مشابه هم باشد اما الزاما همه نیازها و مشكلات در همه مناطق یكسان نیست. لذا نیازسنجی مستمر از این نیازها و مشكلات كودكان كمك می كند تا برنامه ریزی های بومی و منطقه ای متناسب با این اولویت ها تدوین و در نهایت اجرا شود.
     برای اینكه این حمایت ها از كودكان صورت بگیرد، چند نكته باید مد نظر قرار بگیرد، اول اینكه علاوه بر نیازسنجی از ظرفیت های محلی و منطقه ای برای انجام این حمایت ها استفاده شود. دوم اینكه سازمان های غیردولتی و تشكل های محلی در این زمینه فعال شوند و اگر وجود دارند از ظرفیت آنها هم استفاده شود. برنامه هایی كه ارایه می شود متناسب با فرهنگ مردم ساكن در این مناطق باشد، به دلیل اینكه عموما در این مناطق با تركیب اقوام مختلف سكونت دارند. سوم اینكه تمركز خدمات در این مناطق باید براساس اولویت ها صورت بگیرد. نكته بعدی این است كه سازمان های مرتبط این حوزه هم باید در این مناطق حضور پررنگ تری داشته باشند. یكی از اشكالات این سكونتگاه ها این است كه این تصور وجود دارد كه اگر به این مناطق خدمات ارایه شود مهاجرپذیر می شود، لذا خدمات اجتماعی و فرهنگی كمتر ارایه می شود. ممكن است ما آب و برق و گاز را در این مناطق ارایه كنیم، اما مدرسه نداریم، درمانگاه نداریم، مراكز بهزیستی و كمیته امداد ممكن است خیلی فعال نباشند. در صورتی كه از ظرفیت این سازمان ها باید استفاده شود.
     تشویق شركت ها و بنگاه ها به ایفای مسوولیت اجتماعی در این مناطق نكته بعدی است كه بهتر است به آن توجه شود. طبیعی است كه فعال تر كردن برخی خدمات اجتماعی از قبیل پایگاه خدمات اجتماعی كه با رویكرد اجتماع محور و بر اساس مددكاری اجتماعی كار با جامعه، خدمات را ارایه می كنند و این پایگاه ها می توانند مدیریت اجتماعی مناسبی در منطقه با مشاركت خود مردم ارایه كنند و مدیریت خوبی داشته باشند تا بتوانند دسترسی مردم به خدمات موردنیاز را بیشتر كنند.
     با توجه به ویژگی این مناطق و شیوع آسیب های اجتماعی، كودكان هم درگیر این آسیب های اجتماعی خواهند شد و طبیعی است كه عوارض این آسیب ها روی كودكان ماندگاری بیشتری خواهد داشت. لذا ضروری است كه آسیب های اجتماعی در تمامی سطوح پیشگیری اعم از پیشگیری اولیه (اطلاع رسانی و آگاه سازی) پیشگیری ثانویه (مداخله و ارایه خدمات) و پیشگیری ثالثیه (بازتوانی این افراد) در این مناطق جدی تر گرفته شود.
    آموزش مهارت های اجتماعی و زندگی برای كودكان و كسانی كه در این مناطق با كودكان سرو كار دارند و همین طور آموزش حقوق كودك لازم است كه مد نظر قرار گیرد چرا كه در برخی موارد عدم توجه به حقوق كودك ناشی از عدم اطلاع دیگرانی است كه با كودكان سروكار دارند. اعم از والدین یا سایر گروه هایی كه در ارتباط با كودكان هستند. ضروری است كه برنامه ارتقای سلامت اجتماعی و روانی در كنار موضوع سلامت جسمی در این مناطق مورد توجه قرار گیرد. این كمك می كند تا گروه های مختلف مردم از جمله كودكان، ضمن اینكه كمتر درگیر آسیب های اجتماعی می شوند، بتوانند یاد بگیرند كه زندگی باكیفیت تری داشته باشند. یكی دیگر از حقوق كودكان در هر جامعه ای دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی است و یكی از موضوعاتی كه لازم است در این مناطق مورد توجه قرار بگیرد، تسهیل دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی است. با این توضیح كه به دلیل ویژگی های منطقه عموما بیماری هایی از قبیل سوءتغذیه، بیماری های پوستی و گوارشی شیوع بیشتری دارد، طبیعی است كه دسترسی ایشان به این خدمات می تواند كمك كند كه هم از بروز برخی بیماری ها پیشگیری و هم به موقع بیماری ها شناسایی و درمان شود.
    * رییس انجمن مددكاران اجتماعی ایران
منبع: روزنامه  اعتماد/16 شهریور 96
    





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/06/16


دولت حوزه اجتماع را از پستو خارج کند

سید حسن موسوی چلک*

با آغاز به کار دولت دوازدهم دیگر تکلیف هر یک از وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها با تعیین مدیران مشخص شده است. در این شرایط باید دولت به مسائل اجتماعی برای تقویت دیگر بخش‌ها توجه داشته باشد، چون بر اساس گفته‌های جامعه شناسان اعمال هرگونه تغییر در عملکرد و رویکرد جامعه با بی‌توجهی یا کم توجهی به حوزه اجتماعی امکانپذیر نیست. در این شرایط مهم‌ترین مسائل اجتماعی پیش روی دولت دوازدهم را می‌توان مورد توجه قرار داد. در واقع این امر را می‌توان از دو بعد بررسی کرد. نخست اینکه در برنامه ششم توسعه وظایف مختلفی در زمینه اجتماعی بر عهده دولت قرار گرفته است. این برنامه‌های پیش روی دولت بخشی از تکالیفی است که برای پنج سال آینده نوشته شده است، اما عمر هر دولت فقط چهار سال است. در نخستین اقدام دولت باید بتواند حوزه اجتماعی را از پستو در آورده و این حوزه را پر اهمیت قلمداد کند. این در حالی است که دولت کنونی چنین مساله‌ای را در اولویت خود قرار نداده است، چون با بررسی اقدامات انجام شده در دولت باید گفت که اقتصاد و مسائل آن از چالش‌های جدی این دولت است. در این میان برای مدیریت مناسب اقتصاد هم نیازمند استفاده از ظرفیت‌های اجتماعی و افزایش شاخص‌های کلیدی همچون سرمایه اجتماعی و... هستیم. نکته دیگر اینکه دولت در حوزه رفاه و تامین اجتماعی باید به ارائه برنامه دقیق بپردازد. در این شرایط اگر دولت خواستار ارائه تامین نظام چند لایه تامین اجتماعی یا مساعدت اجتماعی است، باید رسیدگی به مسائل مهم را تسریع کند. هم اکنون شش ماه از سال 96 گذشته است و دولت دوازدهم باید در حوزه ماموریت‌ها و وظایف دولت بتواند اقدامات اساسی انجام دهد.

سکونتگاه‌های غیررسمی را دریابید

نکته دیگری که دولت دوازدهم می‌تواند به آن اهمیت دهد، شامل توجه به محلات ناکارآمد شهری است. محلات ناکارآمد شهری یکی از سکونتگاه‌های غیر رسمی است و دولت نمی‌تواند نسبت به وضعیت 19‌میلیون ساکن در این محلات بی‌تفاوت باشد. باید با برنامه مشخص، دقیق و تاثیرگذار در این زمینه وارد عمل شد.

دغدغه برای جلب مشارکت مردم

در اقدامات پیش روی دولت باید به موضوع جلب مشارکت مردم توجه کرد. این جلب مشارکت شامل ایجاد بستر برای جلب اعتماد مردم به دولت می‌شود تا بتوان زمینه مشارکت همه جانبه را ایجاد کرد. وقتی گفته می‌شود باید کارها به مردم واگذار شود، طبیعتا این امر به سهولت محقق نمی‌شود، بلکه تاکنون باید بستر آن از سوی این دولت و دولت‌های گذشته ایجاد می‌شد. هر چند با بررسی کم و کیف اقدامات انجام شده باید گفت که هیچ‌یک از دولت‌ها برای افزایش مشارکت مردم چندان دغدغه‌مند نبودند. یکی از مهم‌ترین دلایل نبود مشارکت در بین مردم را می‌توان مربوط به نبود شفافیت دانست. همیشه از سوی دولتمردان توجه به شفافیت جزو اولویت‌ها در حرف و سخن است، اما در عمل چنین امری چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرد.

دولت‌ها، ناتوان در حوزه مقابله با فساد

با بررسی اقدامات انجام شده در دوره‌های گذشته باید تاکید کرد که تاکنون هیچ‌یک از دولت‌ها در حوزه مبارزه با آسیب‌ها موفق عمل نکرده‌اند. فساد یکی از مهم‌ترین موانع جلب اعتماد و مشارکت مردم است. دولت برای ارتقای اعتماد و مشارکت اجتماعی باید به تبادل نظر با کارشناسان و صاحبنظران بپردازد. نکته دیگر اینکه مقام معظم رهبری بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری به موضوعات اجتماعی به ویژه معیشت مردم تاکید کردند. تحقق این مهم مستلزم بازنگری دولت در ساختار خود است. در شرایط کنونی هیچ‌فرد یا سازمانی با کوچک سازی دولت مخالف نیست، اما امروزه آسیب‌های اجتماعی گسترده‌تر از گذشته شده و نیازمند فعالیت مضاعف است. برای مثال اینکه مقام معظم رهبری می‌گویند ما 20 سال عقب هستیم یا هر فردی که به کشور ایران علاقه‌مند است به فعالیت بپردازد، گواه این است که امروز موضوع ساختار مدیریت اجتماعی کشور نیازمند بازنگری و توجه است. در این وضعیت دیدگاه اجتماعی به ویژه بخش‌های مربوط به حاکمیت نیازمند بازسازی و نوسازی است. اگر این تغییرات اتخاذ نشود، با ساختار کنونی دولت توان اجرا یا مدیریت حوزه اجتماعی وجود ندارد.

دولت تکلیفش را با فضای‌مجازی مشخص کند

از دیگر اقدامات در حوزه اجتماعی این است که دولت تکلیف خود را با فضای مجازی مشخص کند. امروزه وضعیت حوزه اجتماعی جامعه به دلیل اقدامات انجام نشده در گذشته است. در حالی که دولت یازدهم در طول چهار سال مدیریت خود می‌توانست با تمرکز بیشتر در این زمینه وارد عمل شود.

حوزه اجتماعی نیازمند مدیران کارآمد است

در دولت دوازدهم باید به کارگیری مدیران کارآمد در حوزه اجتماعی جزو اولویت ها قرار گیرد. یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های کنونی دولت وجود مدیران ناکارآمد در حوزه اجتماعی است. مدیران ناکارآمد مدیران سیاسی هستند که با اتخاذ دیدگاه سیاسی و جانبداری سیاسی به مسائل اجتماعی توجه می‌‌کنند. همچنین در بین مدیران شاهد فعالیت افراد بی‌تخصص در حوزه اجتماعی هم هستیم. این دو گروه از مدیران با فعالیتشان زمینه بروز ناکارآمدی‌ها را در حوزه اجتماعی تشدید می‌کنند. تاکنون برنامه مدون و مناسب در حوزه اجتماعی اتخاذ نشده است، طبیعتا نمی‌توان انتظار عملکرد مناسب و تقویت حوزه اجتماعی را از این رویکرد داشت.

توجه دولت به حوزه اقتصادی معطوف است

تاکنون مدیر کارآمد در حوزه اجتماعی در هیچ‌سمتی فعالیت نداشته است، چون دولت از کنار مسائل اجتماعی به سادگی می‌گذرد. دولت با توجه و تقویت تیم اقتصادی می‌تواند مشکلات کشور را کاهش دهد، اما بنده این رویکرد را مناسب نمی‌دانم. دولت باید بداند که در صورت تقویت نشدن حوزه اجتماعی به نسبت در حوزه اقتصادی هم نمی‌توان موفقیت‌های لازم را کسب کرد. اگر مشارکت‌های اجتماعی و سرمایه اجتماعی در یک جامعه مورد توجه همگان قرار نگیرد، طبیعتا نمی‌توان برای ایجاد شرایط اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال موفق عمل کرد. این دیدگاه تک بعدی یکی از چالش‌های جدی در توسعه کشور است. برای تقویت حوزه اجتماعی باید به هویت اجتماعی و تقویت هویت فرهنگی توجه داشت؛ توجه به این مقوله با حوزه اجتماعی ارتباط دارد. مردم هر چقدر احساس تعلق کنند به نسبت مشارکت بیشتری در امور از آنها مشاهد می‌شود. با این تفاسیر در دولت دوازدهم در حوزه اجتماعی نمی‌توان گام موثر و رو به جلو برداشت. حال امید است در برنامه‌های آینده دولت شاهد تغییر رویکرد باشیم.

* رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه آرمان/11 شهریور /1396 /

د خبر: ۱۹۶۴۱۹ | - شماره: 3408

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/06/11

پیام تبریک رئیس انجمن به وزیر آموزش و پرورش به مناسبت شروع دوره وزارت

سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران پیام تبریکی را خطاب به وزیر جدید آموزش و پرورش صادر و طی آن به ضرورت توجه بیشتر برحوزه اجتماعی در آموزش و پرورش تأکید نمود. متن این پیام به شرح زیر است:

images

6652گ881_953

جناب آقای  سید محمد بطحایی

باسلام و احترام،

ضمن تبریک  اخذ رای اعتماد از مجلس شورای اسلامی برای تصدی وزارت آموزش و پرورش   به جنابعالی، همانگونه که استحضار دارید یکی از موضوعاتی که نگرانی مسوولین عالی کشور از جمله مقام معظم رهبری را به دنبال داشته، آسیب ه

ای اجتماعی می باشد. با توجه به جایگاه آموزش و پرورش و اعتماد به این نهاد تاثیر گذار و ظرفیت بالا برای برقراری ارتباط نوجوانان وجوانان و  با خانواده و بر مبنای سیاست های کلی تحول در نظام آموزش و پرورش انتظار می رود جایگاه  و نقش اجتماعی وزارت مذکور با محوریت سلامت اجتماعی و مددکاری اجتماعی بیش از پیش تقویت شود. بر این باور هستم که در کشور هیچ نهادی به اندازه آموزش و پروش نمی تواند در پیشگیری

از آسیب های اجتماعی تاثیر چشمگیر داشته باشد و در ارتقاء سلامت اجتماعی، سرمایه اجتماعی و در نهایت امنیت اجتماعی از طریق تربیت نسل خلاق، جامعه پذیر، مسئولیت پذیر، مشارکت جو و مطالبه گر ایفای نقش کند. انجمن مددکاران اجتماعی ایران با بیش از نیم قرن تجربه آمادگی خود را جهت هر گونه همکاری اعلام می دارد.

توفیق، عزت و سربلندی شما را از خداوند منان خواستارم.

                                                                                                  سیدحسن موسوی چلک     

                                                                                                رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

                                                                                         ۷ شهریور



نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/06/9

مددکاران اجتماعی، ضابطان اجتماعی

گرچه قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب سال 1381 در مجلس شورای اسلامی نوع برخورد با کودک‌آزار یا کسی که اقدام به کودک‌آزاری پنهان می‌کند، مشخص شده است، اما به دلیل کاستی‌ها لایحه‌ای در سال 1387 توسط قوه قضاییه با همکاری دستگاه‌های مختلف نوشته شد که پس از بررسی‌های گوناگون در حال حاضر در کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس در انتظار تصویب است.
تصویر مددکاران اجتماعی، ضابطان اجتماعی

برای تدوین این لایحه، مطالعات و بررسی‌های زیادی صورت‌گرفته از جمله مطالعه قوانین کشورهای مرتبط، بررسی قوانین پیشین، خلأهای قانونی، ‌احصای نقاط ضعف آن و مؤلفه‌هایی که باید به قانون اضافه شود.

در این لایحه پیش‌بینی شده مددکاران اجتماعی، بتوانند ضابط اجتماعی باشند همان‌گونه که محیط‌بانان در مسائل مربوط به محیط زیست به عنوان ضابط نقش ایفا می‌کنند. در حال حاضر برای مداخله در موارد کودک‌آزاری باید حکم قضایی داشت یا اجازه خانواده به عنوان متصرف در حوزه قانونی؛ یعنی اگر خانواده اجازه ندهد حتی اورژانس اجتماعی حق مداخله ندارد. در لایحه جدید پیش‌بینی شده اگر کودک در شرایطی باشد که خطری او را تهدید کند، مددکاران اجتماعی بدون حکم قضایی مداخله کنند و پس از آن به نظام قضایی گزارش دهند. بسیاری از موارد کودک‌آزاری با مداخله و راهنمایی مددکاران حل می‌شود و نیازی به تشکیل پرونده قضایی ندارد مگر در موارد خاصی که نیاز به حمایت‌های حقوقی است. کودک را از محیط خانه جدا کردن اقدام مفیدی نیست مگر در مواردی که خانه برای کودک امن نباشد.

رویکرد محله‌محور از دیگر مواردی است که برای برخورد با کودک‌آزاری در این لایحه پیش‌بینی شده است. به صورتی که برخورد با کودک‌آزاری مستلزم حضور در پاسگاه پلیس و تشکیل پرونده نباشد و معتمدان محل و اعضای سازمان مردم‌نهاد بتوانند در این زمینه مداخله کنند و با اطلاع از کودک‌آزاری، مددکاران اجتماعی اورژانس اجتماعی را برای مداخله هرچه سریع‌تر در جریان قرار دهند.

از سوی دیگر، پیش‌بینی شده تا تمام مراکزی که به هر دلیل کودکان به آن مراجعه می‌کنند، در صورت اطلاع از مصادیق کودک‌آزاری باید آن را به بهزیستی و مددکاران اجتماعی این حوزه گزارش کنند. هرچند اورژانس اجتماعی چه از نظر ساختاری، نیروی انسانی، منابع مالی و ... نیاز به حمایت دارد، با وجود این، ضروری است تا مردم با این اورژانس آشنا شوند و در صورت اطلاع از کودک‌آزاری یا موارد بحرانی با تلفن 123 تماس بگیرند. از سوی دیگر،‌ قوانین هر چه بازدارنده هم باشند، باز هم مواردی از کودک‌آزاری روی می‌دهد. بر این اساس،‌ باید روی پیشگیری همه‌جانبه و مستمر کار کنیم. آگاه‌سازی خانواده‌ها درباره آموزش مراقبت سلامت جنسی کودکان در این زمینه مؤثر است.

سید حسن موسوی‌ چلک - رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه جام جم/27 تیر ماه 1396/ص/17





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/04/27


( کل صفحات : 34 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی