دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

یادداشت:

حمایت از خانواده های بازماندگان، یک اجبار است نه اختیار

سید حسن موسوی چلک / رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه شرق/31 فروردین99

یکی از انتظارات مردم در تمامی جوامع از دولت ها این است که در همه شرایط برای« به زیستن اجتماعی» مردم از هیچ کوششی دریغ نکند.این انتظار در شرایطی که بحران هایی ایجاد می شود به مراتب بیشتر می شود.حال که بحران  ویروس کرونا در سراسر جهان از جمله ایران شیوع پیدا کرده است و در یک محدوده زمانی کم افراد زیادی به دلیل ابتلا به این ویروس فوت کردند  انتظار از دولت ها برای توجه مناسب به خانواده های این افرد بیش از پیش می شود. معتقدم خانواده های این افراد به دلیل از دست دادن عزیزان شان در  سیاستگذاری ها و برنامه ریزی ها نباید مورد غفلت قرار گیرند.این روز ها که همه توجه ها  برای کنترل شیوع این ویروس است اما هر  روزه تعداد زیادی از هموطنان مان به دلیل کرونا جان خود را از دست می دهند. این توضیح این نکته را اینجا ضروری می دانم که  بسیاری از افرادی که به دنبال این شرایط فوت کرده‌اند در بروز این بحران هیچ نقشی نداشته‌اند .لذا این وظیفه همه دولت‌ها در همه جوامع است که در مواقع بروز چنین بحران  هایی به بهترین شکل ممکن، از مردم کشورشان  حمایت کنند. لذا از دولت ایران هم انتظار می رود از هیچ کوششی در این زمینه دریغ نکند .خانواده هایی که به دلیل ویژگی این ویروس نتوانستند  فرایند سوگ را به درستی طی کنند و متناسب با فرهنگ کشور عزیزمان مراسم ختم و بزرگداشت برای آنان برگزار نشده است تا مردم در تسلی خاطرشان درکنار شان باشند، نیازمند توجه هستند. موضوع فرهنگ سوگ و یا طی کردن دوران سوگ  موضوعی است که در پذیرش موضوع مرگ در بازماندگان بسیار تأثیرگذار است ولی در این بیماری به توصیه‌‌های بهداشتی و دستورالعمل‌های مربوط به فوت و عدم امکان برگزاری مراسم ختم و... این دوران به ‌خوبی طی نمی‌شود و این می‌تواند بازتوانی اجتماعی و روانی این خانواده‌ها را با مشکلاتی مواجه کند.با توجه به فرهنگ کشور و با عنایت به اینکه ما وابسته به این آیین‌های سوگ هستیم این شرایط در دوران بعد از کرونا می‌تواند عوارض و پیامدهای اجتماعی و روانی زیادی به‌دنبال داشته باشد. ضمن این که معتقدم نوع دفن و تعجیل برای از بین رفتن بدن زیر خاک به‌دلیل نگرانی از شیوع مجدد این ویروس و انتقال توسط حیوانات ،درد و ناراحتی  این خانواده‌ها را افزایش می دهد.چرا که این خانواده نمی توانند مطابق فرهنگ دیرینه شان احساسات شان را بروز دهند، عزاداری کنند، مویه بخوانند و...و همچنین مردم هم نمی توانند به آنها(مطابق معمول گذشته) مراجعه کنند تا کمکی باشند برای خروج شان از این شرایط سخت، لذا مشکلات و فشارهای وارده بر آنان بیشتر هم می شود.در چنین شرایطی تسهیل دسترسی خانوادهای این افراد به خدمات مرتبط با متخصصین حرف یاورانه از قبیل مددکاران اجتماعی، روانشناسان و مشاوران و دیگر متخصین مرتبط بیش از پیش ضرورت پیدا می کند که انتظار می رود دولت در این زمینه با استفاده از تمامی ظرفیت های موجود در بخش های دولتی و تسهیل مشارکت سازمان ها و انجمن های غیر دولتی مرتبط تمهیدات لازم را اتخاذ کند.البته این افراد فقط خانواده هایی نیستند که عزیزان شان را به دلیل کرونا از دست دادند بلکه خانواده هایی دیگری را هم باید شامل شوند که اعضای خانواده شان به دلایل دیگری فوت کردند ولی به دلیل ایجاد محدودیت برای تجمع مردم با هدف پیشگیری از انتقال این ویروس، فرصت پیدا نکردند تا مطابق فرهنگ حاکم بر کشور عزاداری کنند.گر چه ممکن است تاثیراتی که این و گروه به دلیل نوع مرگ عزیان شان می پذیرند، متفاوت باشد ولی هر دو گروه از  خانواده ها مشمول این توجه می شوند.  همچنین این نکته مهم است که درکنار خانواده هایی که در بالا اشاره شد،خانواده‌هایی هم هستند که  به دلیل فوت سرپرست خانوار(نان آوران خانواده ها)، آینده برای شان سراسر از نااطمینانی و نگرانی است. لذا برای ارایه حمایت های اجتماعی از این خانواده هم باید سیاست های مناسبی اتخاذ شود.شناسایی بموقع این افراد وتسهیل دسترسی این خانواده ها به استفاده از حمایت های اجتماعی می بایست در دستور کار دولت قرار گیرد و تکالیف مشخصی را برای سازمان های مرتبط حوزه اجتماعی تعیین کنند کمی در کاستن این نگرانی این بازماندگان گام برداشته شود.فکر می کنم نااطمینانی و ناامیدی و نداشتن چتر حمایت اجتماعی ،آینده تاریکی را برای این افراد ایجاد می‌کند و می تواند بر فشار های وارده بر آنان بیفزاید.با توجه به آمار های ارایه شده توسط معاون کل وزارت بهداشت مبنی بر این که افراد فقیر بیشتر به این ویروس مبتلا شدند طبیعتا در میان فوت شدگان هم احتمالا همین شرایط مشابه را داشته باشیم بگونه ایی که فقرا بیشتر فوت کرده باشند،این توجه دولت(معتقدم وظیفه دولت است و نباید منتی هم بر کسی گذاشته شود) می تواند امیدواری را در این خانواده ها افزایش دهد. به همین دلیل باید تدابیری برای شناسایی این خانواده‌ها به کار گرفته شود تا از آنها حمایت اجتماعی صورت بگیرد. ستاد ملی کرونا هم باید از این مساله حمایت کند تا اگر قرار شد برای این خانواده‌ها کاری انجام شود فرایند ارائه خدمات به آنها تسهیل شود.

فراموش نشود که این مساله به استحکام حکومت‌ها کمک می‌کند و در بالابردن سرمایه اجتماعی آنها هم تاثیر چشمگیری دارد.معتقدم که با توجه به تجربه و دانش مددکاران اجتماعی آنها بهترین گزینه برای شناسایی این افراد، و برنامه ریزی برای حمایت ازاین خانواده ها هستند.

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/02/1

نگاه:همه با هم علیه کرونا

زندگی اجتماعی در جوامع مختلف معمولا دستخوش مشکلات و بحران های گوناگونی قرار می گیرد. در این میان حوزه بهداشت و درمان یکی از مهم ترین بسترهای بروز بحران های اجتماعی است و بحران همه گیری ویروس کرونا (Covid-۱۹) نیز تازه ترین نمونه معضلات بهداشتی جهانی است که تمام کشورهای دنیا را در بر گرفته است. معضلی که در ماه های گذشته همه بخش های زندگی مردم در جهان از جمله ایرانیان را تحت تاثیر شدید قرار داده است.

حال باید توجه داشت که خروج از این شرایط و مدیریت صحیح این بحران، به الزامات متعددی نیاز دارد. از جمله این الزمات می توان به مسوولیت پذیری مدیران کشور و حضور تشکل های مردمی در صحنه اشاره کرد و با وجود این مسوولیت پذیری متقابل، می توان به مدیریت هرچه بهتر بحران همه گیری ویروس کووید-۱۹ امیدوار بود.

نکته دیگر آن که در هفته های اول شیوع ویروس کرونا، چه در ایران و چه در بسیاری از کشورها، اقدامات لازم برای مقابله با این ویروس به دلیل ناشناخته بودن آن با تاخیر پیش می رفت. این مساله البته در ابتدای شروع هر نوعی از بحران به ویژه در بحران های جدیدی که با سلامت انسان ها ارتباط دارد و به خصوص در مقابله با ویروس هایی که هنوز دارو یا واکسنی برای آن کشف نشده، طبیعی است. اما با وجود این، با گذشت چند هفته از شیوع این ویروس در کشور، به مرور زمان شاهد شکل گیری هماهنگی و مسوولیت پذیری بیشتر در میان مدیران کشور بودیم.

در این راستا، می توان به تشکیل ستادهای ملی و استانی مدیریت بحران کرونا در نقاط مختلف ایران اشاره کرد.

این روزها هر چه زمان جلوتر می رود، هماهنگی بیشتری را در میان دستگاه های لشکری و کشوری برای مدیریت بحران کرونا مشاهده می کنیم. این هماهنگی خود را در اتخاذ سیاست های مناسب برای کنترل همه گیری کووید-۱۹ و استفاده بهتر از ظرفیت های موجود در همه بخش های اجرایی، نظامی و مردمی نشان می دهد. بر همین اساس نیز تحلیلگران جهانی،ایران را به عنوان یکی از کشورهای موفق در مدیریت بحران کرونا معرفی می کنند. محور موفقیت ایران نیز در صحبت های این تحلیلگران،بهره گیری از همه ظرفیت های کشور در بخش های مختلف  قلمداد شده است.

مصادیق بهره گیری همه جانبه ایران از ظرفیت های موجود برای مقابله با کرونا فراوان است. از جمله این مصادیق می توان از مشارکت نیروهای مسلح کشور یاد کرد. نهادهایی که در هفته های اخیر بخش زیادی از توان خود را معطوف آماده سازی بیمارستان ها و نقاهتگاه ها ساختند و بخش دیگری از همت خود را صرف ضدعفونی مستمر معابر و محیط های عمومی و راه اندازی صنایع تولید مواد شوینده کردند. البته در این میان بسیاری از نهادهای عمومی وابسته به حاکمیت و همچنین بخش زیادی از تشکل های مردمی و نیروهای داوطلب جهادی نیز برای حمایت از خانواده های نیازمند، مشارکت در تولید ماسک و ارائه خدمات به گروه های مختلف از جمله کودکان کار، افراد دارای معلولیت، سالمندان، زنان سرپرست خانوار و بی خانمان ها به میدان آمدند.

هفته گذشته نیز مقام معظم رهبری در سخنرانی خود در روز نیمه شعبان بر لزوم شکل گیری رزمایش گسترده برای کمک به نیازمندان جامعه تاکید کردند. دیروز نیز شاهد آن بودیم که در راستای همین بیانات رهبر معظم انقلاب،قرارگاه امام حسن(ع) با حضور جمعی از نهادهای عمومی و نظامی راه اندازی شد؛ اقدامی که می تواند با توجه به نزدیک بودن ماه مبارک رمضان نقش مهمی در رفع نیاز افراد مستمند در شرایط همه گیری ویروس کرونا داشته باشد. همچنین باتوجه به سوابق قبلی پیش بینی می شود در این زمینه هم شاهد حضور و مشارکت مردم باشیم که خود بزرگ ترین پشتوانه برای مدیریت بحران کروناست.

حسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه جام حم،27 فروردین 99

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/01/28

 

یادداشت:

ما را در « خانه» چه می شود؟

سید حسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

( روزنامه شرق24، فروردین99)

تاملی بر تاریخ نشان میدهد که انسان ها در طول تاریخ بحران های مختلفی را ازقبیل:سیاسی، اقتصادی، نظامی، طبیعی و غیرطبیعی، بهداشتی، اجتماعی و ... تجربه کردند.یکی از تجربه های سخت جامعه جهانی در این شرایط به بحران کرونا بر می گردد که تقریبا تمام کشورهای جهان در گیر آن  شدند.بحرانی که ازابعاد مختلف تاثیرش را درجهان گذاشته است و آثار ماندگارترش به دوران پسا کرونا بر می گردد که در این یاداشت قصد ندارم به این موضوع بپردازم.با توجه به نحوه شیوع و انتقال کرونا در جامعه یکی از مهمترین استرتژِی ها در کشورهای مختلف« ماندن مردم در خانه» بود تا از این طریق ضمن رعایت بهداشت فردی، بتوانند برای مدیریت بهداشت محیط های بیرون خانه هم تدابیری اتخاذ کنند.با توجه به اطلاع ا رسانی ایی که در این زمینه انجام شد «کمپین در خانه بمانیم »  راه اندازی شد.باتوجه به ترسی هم از این ویروس کرونا در جامعه افتاده بود تعداد قابل توجهی از مردم  در خانه ماندند.درایران باتوجه به همزمانی این بحران با عید نوروز که یک زمان تاریخی  و خاصی به مناست عید نوروز برای ایران هست و سفر  و دید و بازدید دوستان و اقوام و ... جایگاه ویژه ای دارد  چون کمی از فشار های کاری یک ساله دراین زمان کم می شود و اکثر مردم  در این مدت کوتاه تعطیلات به اصطلاح« خوش» هستند .کرونا نگذاشت آثار مثبت این تعطیلی در زندگی مردم خود را نشان دهد. تعطیلی طولانی مدت  مدارس و دانشگاه ها و کسب وکار و ... هم موجب شد ماندن همه اعضاء خانواده در کنار هم خیلی طولانی شود و در واقع تجربه جدیدی را بسیاری از خانواده کنار هم داشته باشند.تجربه ابی که آمار ها نشان می دهد عوارض اجتماعی و روانی ناخوشایندی داشته باشد و آن افزایش خشونت ها و اختلافات و تعارضات در درون خانه ها بود.بر اساس نظر سنجی که مرکز افکار سنجی دانشجویان(ایسپا) جهاد دانشگاهی کشور به سفارش معاونت امور فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران از تاریخ 16 لغایت 19 فروردین سال 1399 انجام داده است نشان می دهد  «حال خانواده ها خوب نیست».بر اساس یافته های این نظر سنجی در شانزده درصد از خانوارهای تهرانی تنش خانوادگی به سبب ماندندر خانه افزایش یافته است.همچنین یافته های دیگر این نظر سنجی گویای این است که در پنجاه و هشت درصد این خانواده ها تنش میان زن و شوهر افزایش داشته و چهل و شش درصد هم افزایش تنش میان والدین با فرزندان را تجربه کردند. تاملی ساده بر این یافته ها در کنار اطلاعات دیگری که توسط مسولین و کارشناسان سازمان های مختلف ارایه شده است نشان می دهد که خانواده که باید محلی برای کانون آرامش باشد(حداقل یکی از کارکرد هایش این می تواند باشد) تبدیل به کانونی برای ایجاد تنش شده است. به عبارت دیگر بسیاری از خانواده ها ما «تاب آور نیستندم. قبل از بحران کرونا چون  زمان حضور  مشترک طولانی مدت همه اعضاء خانواده در کنار هم در یک روز به دلیل اشتغال های اعضاء خانواده در محیط های کاری بیرون از خانه، مدرسه، دانشگاه و ... کمتر بوده  ضعف مهارت ارتباطی اعضاء خانواده خود را کمتر نشان می داد ولی این حضور مشترک طولانی مدت نشان داد  که خانواده با نشاط داشتن که در آن تنش در حداقل ممکن باشد و تعارضات کمتر به اختلافات و خشونت ها به اشکال مختلف منجر شود، نیازمند داشتن مهارت هایی است که بدون یادگیری آن مهارت ها نمی توانیم با صفا و صمیمیت و آرامش کنار هم باشیم.از جمله این مهارت ها می توان به مهارت «گفت و گو در خانواده» اشاره کرد.مهارتی که  باید آن را کسب کرد.با کسب این مهارت یاد می گیریم  که چگونه با سایر اعضاء خانواده درست صحبت کنیم، چگونه سوال بپرسیم و چگونه پاسخ سوالات را بدهیم، به دیگر اعضاء خانواده هنگام گفت وگو  احترام بگذاریم،به تفاوت ها در گفت و گو ها احترام گذاشته و توجه داشته باشیم.در کنار این مهارت، ضروری است مهارت های زندگی و ارتباطی را هم بیاموزیم تابتوانیم در برقراری ارتبط بین فردی با اعضاء خانواده درست رفتار کنیم، بتوانیم در مقابل استرس ها و هیجانات ناشی از این بحران و موضوعات دیگر خارج از شرایط بحران کرونا واکنش های منطقی نشان دهیم.بیاموزیم تا در این شرایط که قرار است مدت طولانی کنار هم باشیم در مقابل موضوعات و نیاز ها و خواسته های همه چگونه تصمیم بگیریم که به حقوق همه توجه شود.چگونه خشم خود را کنترل کنیم که به نزدیک ترین عزیزان مان آسیب نزنیم . فراموش نشود زخمی که با انواع و اشکال مختلف خشونت ایجاد می کنیم آثار منفی ماندگاری خواهد داشت.بیایم از امروز خود را برای کسب این مهارت ها مسوول بدانیم و گام برداریم و دانش و مهارت های خود را برای خانواده بودن افزایش دهیم تا لذت در کنار هم بودن در خانه را بیش از پیش و بهتر از همیشه ببریم.لذتی که آثقارش نه فقط ذدر زندگی خودمان که در سایر نقش هایی که هر یک از ما در بیرون از خانه داریم ،نیز خود را نشان می دهد.

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/01/25

مسائل اجتماعی پساکرونا جدی است

سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

موسوی چلک

وقتی بحرانی اتفاق می‌افتد، حسب نوع، گستره، پوشش افرادی که در معرض آن بحران هستند، گروه‌های مختلفی درگیر بحران می‌شوند و طبیعتا برای کنترل آن، گروه‌های در معرض خطر بیشتر باید بیشتر مورد توجه قرار گیرند. بحران کووید- 19 که در بیشتر کشورهای دنیا شیوع پیدا کرده به دلیل نوع و شیوه انتقال ویروس ویژگی‌های خاص خودش را دارد. از آنجایی که مهم‌ترین راه پیشگیری در خانه ماندن است، فاصله‌های فیزیکی که باید وجود داشته باشد، شرایط را کمی سخت کرده است. دلیل آن، این است که روش‌های پیشگیری عمدتا با سبک زندگی فعلی ما خیلی تطبیق ندارد. یعنی بهداشت فردی و بهداشت محیط دو مولفه اصلی هستند که تقریبا هر دو بعد آن خیلی قوی نیست. نتیجه این شرایط، تصمیم به ماندن مردم در خانه‌هایشان است. از منظر اجتماعی در درون خانه چند مشکل داریم. نخست اینکه خانواده بودن را خیلی بلد نیستیم. در شرایط عادی بیرون می‌رفتیم و قرار بود مدت کمتری نقش خانواده بودن را ایفا کنیم. نهایتا زمان حضور مستمرمان کنار همدیگر خیلی طولانی نبود. این بحران با توجه به تعطیلی تقریبا دو ماهه مدارس و ایام نوروز زمان حضور را بیشتر کرد. از آن طرف فرهنگ گفت‌وگو که در درون خانواده‌های ما خیلی قوی نیست، خیلی جاها به مجادله و مشاجره ختم می‌شود. گفت‌وگوکردن خودش یک مهارت است که اگر اصول و قواعدش را بلد نباشیم، نه فقط در شرایط بحران که در بقیه شرایط هم می‌تواند مشکل ایجاد کند. نکته دوم، موضوع خودمراقبتی به‌عنوان یک مهارت اجتماعی و فردی است که ما در شرایط سخت چگونه بتوانیم از خودمان مراقبت کنیم تا فشارهای مختلف را تجربه نکنیم ولی در این بخش هم چندان قوی نیستیم و مستلزم فراگیری و آموزش در این حوزه جهت عبور از بحران هستیم. نکته دیگری که باید به اشاره کنیم این است که از قبل آمادگی مواجه شدن با بحران‌ها را نداریم. مهارت‌هایی که از قبل باید داشته باشیم تا بتوانیم در زمان بحران از آنها استفاده کنیم. نکته بعدی که از بعد اجتماعی به آن نگاه می‌کنیم، رفتار مردم در این بحران به‌ویژه در شروع بحران است که به خود بحران کرونا برنمی‌گردد؛ اینکه سرمایه اجتماعی، اعتماد و مشارکت پایین است و مردم آنگونه که باید حرف مسئولان را باور نمی‌کنند و تناقض در تصمیم‌گیری‌ها وجود دارد. همین الان وزارت بهداشت خواهان تعطیلی است و رئیس‌جمهور غیر از این تصمیم می‌گیرد. اینها عوارض اجتماعی است و امید را برای مدیریت بحران به حداقل می‌رساند. بحران کرونا نه اولی است و نه آخری و ما این را هم می‌گذرانیم ولی با توجه به انباشت مطالبات و واخوردگی‌های اجتماعی مانده از قبل، چند ماه بعد از این بحران، حوزه سلامت اجتماعی و سلامت روانی را با چالش‌های جدی مواجه خواهد کرد. یکی از حوزه‌هایی که در این چالش‌ها تاثیر منفی می‌پذیرد، حوزه خانواده است؛ حوزه‌ای که نمی‌توان به راحتی از کنارش گذشت. در این فرآیند طبیعتا باید منتظر مشکلات اجتماعی، مشکلات رفتاری بین زوجین هم باشیم. لذا یکی از انتظارات این است که دولت سازوکار این حوزه را از الان برای مدیریت مشکلات روانی، اجتماعی بعد از بحران کرونا اتخاذ کند و حتی سیستم قضایی، انتظامی باید قوی‌تر از قبل در این حوزه آمادگی لازم را کسب کنند. ممکن است مراکزی مثل اورژانس اجتماعی، مددکاری اجتماعی، سازمان‌های اجتماعی و قضایی و انتظامی محل رجوع بیشتر مردم شوند که اگر نتوانیم پاسخ دهیم، می‌تواند تهدیدی برای امنیت کشورمان باشد.منبع: روزنامه آرمان ملی/20 فروردین 98

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/01/20

نعمت "حیات" را با ماندن در خانه در "روز طبیعت" به یکدیگر هدیه دهیم!

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران گفت:باید بپذیریم که روز طبیعت امسال با سال‌های قبل متفاوت هست و دلیل آن هم قرار داشتن کشور در شرایط بد شیوع ویروس کروناست که حضور در جمع، می‌تواند در انتفال این ویروس تأثیر چشمگیری داشته باشد.

 آسیب‌های اجتماعی زنانه‌تر شده است - همشهری آنلاین

 

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم؛ وقوع بحران‌ها در هر جامعه‌ایی امری تازه و جدید نیست، بررسی تاریخ تمامی جوامع در تمامی زمان‌ها نشان می‌دهد که بحران‌های طبیعی و غیر طبیعی بخش‌های اجتناب ناپذیر در زندگی انسان بوده، هستند و خواهند بود.

هر بحرانی حسب نوع، گستره پوشش، گروه‌های هدف، شرایط پیشگیری و کنترل و ... می‌تواند روی بخش‌ها و حوزه‌های مختلف زندگی انسان‌ها تاثیر منفی بگذارد. از جمله این بحران‌ها که در حال حاضر تقریباً تمام کشور های جهان را ( با شدت و ضعف کمتر و بیشتر) درگیر کرده، شیوع کرونا(Covid-19) هست که با توجه به روش انتقال آن و الزام به رعایت نکات بهداشت فردی و محیطی در قطع زنجیره انتقال آن، ضروری است که کارها و برنامه‌های عادی و غیر ضرورری در این شرایط مدیریت و دربرخی موارد لغو شود.

از آنجایی که شیوع این ویروس در ایران مصادف با ایام نوروز شد که آیین‌ها و مراسم خاص خود را دارد لذا تلاش زیادی شد تا به مردم درباره اهمیت مشارکت‌شان در قطع زنجیره انتقال این ویروس اطلاع رسانی شود.

یکی از مناسبت‌های مرتبط با عید نوروز که از دیر باز مورد توجه مردم ایران زمین بوده روز سیزدهم فروردین که به عنوان روز« سیزده بدر» شناخته می‌شود و در تقویم رسمی ما هم به عنوان « روز طبیعت» نامگذاری شده و همگی خاطرات خوشی از این روز دارند.

ایرانیان از روزگاران قدیم پس از دوازده روز جشن و شادی آن هم به یاد دوازده ماه سال، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده‌ای می‌دانستند، به باغ و صحرا می‌‌رفتند و شادی می‌‌کردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بازی های گروهی انجام می دهیم، جمع های خانوادگی و دوستانه را تشکیل می‌دهیم که ممکن است در طول سال کمتر اتفاق بیفتد.به نوعی سیزده بدر را بسیاری از ما به عنوان یک خاطره شیرین در زندگی‌مان به یاد می‌آوریم. اما باید بپذیریم که «سیزده بدر» امسال با سال‌های قبل متفاوت هست و دلیل آن هم قرار داشتن کشور در شرایط شیوع ویروس کروناست که حضور در جمع، می‌تواند در انتفال این ویروس تأثیر چشمگیری داشته باشد.

از آنجایی که مشارکت هر یک از ما برای موفقیت در مدیریت این بحران بسیار مهم هست بیاییم سیزده بدر امسال را به احترام خودمان، خانواده‌هایمان، دوستان مان، و مردم عزیز ایران اسلامی در خانه بمانیم.

سالم ماندن از خطر ابتلا به ویروس کرونا که هزینه‌های انسانی، مادی و... زیادی را به جامعه تحمیل کرده، ارزش این را دارد که در خانه بمانیم.

این نوع برنامه‌های شاد و بودن در طبیعت و با همدیگر را بعداً هم می‌توانیم در آینده نه چندان دور جشن بگیریم ولی بیاییم با ماندن در خانه میزان مسولیت پذیری مان را بیش از پیش در عمل نشان دهیم. چرا که داشتن فاصله فیزیکی( نه فاصله اجتماعی) مردم از یکدیگر یکی از مهم ترین راه‌های قطع زنجیره انتقال این ویروس فلمداد می‌شود.

سید حسن موسو ی چلک؛ رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: خبرگزاری تسنیم.12 فروردین 99

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/01/12

ضرورت تسریع در ارائه خدمات روانشناسی به خانواده‌های داغ‌دار از ویروس کرونا

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران گفت: تسریع در ارائه خدمات تخصص و روانشناسی به خانواده‌های داغ‌دار از ویروس کرونا ضروری است و این خدمات باید به صورت رایگان ارائه شود.


به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم؛ انسان در طول زندگی خود تجارب زیادی کسب می‌کند و با بحران‌های مختلف در حوزه‌های متعدد از قبیل اقتصادی، بهداشتی، اجتماعی، سیاسی و بطور کلی بحران‌های طبیعی و غیر طبیعی و... برخورد می‌کند که هر یک از بحران‌ها می‌تواند پیامد هایی به دنبال داشته باشد.

یکی از آثار این بحران‌ها می‌تواند از دست دادن عزیزی از خانواده یا دوستان و آشنایان باشد.با توجه به بحرانی که الان جهان و از جمله کشور ما درگیر آن شده است و شاهد شیوع ویروس کرونا(covid-19) با سرعت بالا هستیم تعدادی از مردم و هموطنان مان بر اثر ابتلاء به این بیماری فوت کردند و ترسی و اضطرابی عجیب هم در میان مردم ایجاد شده است که دلایل متعددی از جمله  سرعت انتقال این ویروس، روش‌های انتقال، ضعف یا نداشتن برنامه درمانی و دارویی مشخص ،کمبود امکانات و نیروی انسانی و ... از  آنها هستند.نکته‌هایی که در مورد هموطنان که بستگان خود را از دست دادند باید مورد توجه قرار گیرد.

موضوع فرهنگ سوگ و یا طی کردن دوران سوگ هست که در پذیرش موضوع مرگ بسیار تاثیر گذار است ولی در این بیماری به توصیه‌‌های بهداشتی و دستوراالعمل‌های مربوط به فوت و عدم امکان برگزاری مراسم ختم و ... این دوران به خوبی توجه نمی‌شود و این می‌تواند بازتوانی اجتماعی و روانی این خانواده‌ها را با مشکلاتی مواجد کند.

با توجه به فرهنگ کشور و با عنایت به اینکه ما وابسته  این آیین‌های سوگ هستیم و این شرایط در دوران بعد از کرونا می‌تواند عوارض و پیامدهای اجتماعی و روانی زیادی به دنبال داشته باشد.

ضمن اینکه نیک می‌دانیم تسلیت‌های تلفنی و پیامکی هیچ گاه کارکرد تسلیت حضوری و مراسم را نخواهد داشت تا خانواده‌ها راحت تر با مرگ عزیزانشان کنار بیایند. این نکته را هم مد نظر داشته باشیم که نوع دفن و تعجیل برای از بین رفتن بدن در زیر خاک به دلیل نگرانی از شیوع مجدد بیماری وانتقال توسط حیوانات و... درد این خانواده‌ها را بیشتر هم می‌کند. از جمله کار هایی که می‌توان برای این خانواده بعد از دوران انتقال بیماری انجام داد برگزاری مراسمی با عنوان «یادمان» است.

گرچه معتقدم با توجه به شرایط فرهنگی کشورمان هیچ گاه مراسم ختم نمی‌شود ولی برای تعدادی از این افراد ممکن است تسلی دهنده باشد. تشکیل پرونده مدیریت مورد برای این خانواده‌ها توسط مددکاران اجتماعی با همکاری متخصصین حوزه روانشناسی و مشاوره و تسهیل دسترسی به خدمات مورد نیاز در حوزه‌های اجتماعی و روانی گام دیگری است که می‌تواند برای کاهش عوارض روانی اجتماعی این خانواده‌ها، برداشت.

شناسایی خانواده‌های که دارای نشانه‌های اختلال‌های مختلف از جمله افسردگی هستند و تسریع در ارائه خدمات تخصصی به خانواده‌های داغدار بسیار ضروری است. البته این خدمات باید رایگان و متناسب با شرایط هر خانواده‌هایی ارایه شود. فراموش نکنیم که طی نشدن مراحل سوگ موجب خواهد شد به اصطلاح « داغ آن بر دل خانواده‌ها بماند» که در چنین شرایطی دریافت این خدمات بیش از پیش ضرورت پیدا می کند.

گاهی اوقات برنامه ریزی برای انجام مدددکاری اجتماعی گروهی و یا مداخلات گروه درمانی برای تعدادی از این افراد توسط متخصصین حرف یاورانه تاثیر گذاری بیشتر هم داشته باشد. چون فرصت پیدا می‌کنند هیجانات واحساسات خود را نشان دهند و به اصطلاح بیرون بریزند تا سبک‌تر شوند.

احساسات و عواطف خود را به هر طریقی که میتوانید ابراز کنید و درباره فرد از دست رفته با دیگران صحبت کنید و غم سنگین خود را بیرون بریزید. می‌توانند احساسات خود را بنویسید و مطالبی که می‌خواستند به فرد از دست رفته بگویند و هیچ گاه فرصت آن را پیدا نکرده بودند به روی کاغذ بیاورند.

در چنین شرایطی پیش بینی می‌شود پذیرش مرگ کمی آسان تر شود. استفاده از طرفیت‌های فرهنگی و حتی قومی ممکن است برای تعدادی از این خانواده‌ها کمک کننده باشد تا به داخل جامعه بیایند و از انزوا و گوشه گیری خارج شوند و ارتباطات خود را گسترش دهند که این حضور در برنامه‌های اجتماعی می‌تواند در بازتوانی اجتماعی و روانی این افراد تاثیر گذار باشد که در مددکاری اجتماعی جامعه‌ایی از این نوع برنامه به دفعات استفاده می‌شود.

نکته بعدی حمایت از افرادی است که با از دست رفتن عزیزان شان، سرپرست موثر خانواده را از دست دادند و طبیعت در این شرایط حمایت اجتماعی مناسب توسط دولت و در کنار دولت، مردم و سازمان‌های غیر دولتی و بنگاه‌ها در قالب مسوولیت اجتماعی می‌تواند نگرانی‌های‌شان را کمتر کند.

گاهی اوقات حسب تشخیص متخصصن استفاده از برنامه‌های هنری که درمان اختلالات کاربرد دارند ممکن است برای تعدادی راه گشا باشد.

دکترسید حسن موسوی چلک؛ رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/12/27

به نام خدایی که در این نزدیکی است

«نوروز بهانه ایی برای ترویج مهربانی اجتماعی»

برخی از مناسبت ها هستند که انسان لحظه شماری می کند تا زمان اش فرا برسد.از جمله این مناسبت ها « عید نوروز» است که وقتی صدای کوبه عمو نوروز بر در شنیده می شود، پیام شادی و مهربانی دارد.گر چه دو سالی است که به خاطر «سیل» و بیماری «کرونا» عید نوروز ما همچون گذشته نیست. چون هموطنان مان با بحران هایی مواجه شدند که رمق شادی برای کسی نمانده است.ولی وقتی به گذشته بر می گردیم متوجه می شوم که بحران ها همیشه با انسان بودند.ولی این  انسان است که با قدرت اراده و تعقل می تواند با تدبیر از کنار بحران ها عبور کند. چون نیک می داند که با همه مشکلات، «زندگی جاری است».این من و شما هستیم که با رفتار مان می توانیم نشان دهیم که با وجود مشکلات، با مهربانی کنار یکدیگر هستیم تا نگوییم که « قرن ما، روز گار مرگ انسانیت است» و باور نکنیم که « سینه دنیا ز خوبی ها تهی است».به همین دلیل علیرغم وجود این بحران بهداشتی در دنیا و از جمله ایران باز هم می توانیم «تقسیم خنده ها و ترمیم گریه ها »را پیشه خویش کنیم و لبخند زیبا را بر لبان همدیگر بنشانیم و باور داریم که مژده می رسد که «ایام غم نخواهد» و عشق در هر شرایطی در زندگی جاری است  چرا که زندگی، بدون عشق معنا ندارد. بقول حافظ شیرازی:هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق/ ثبت است بر جریده عالم دوام ما.  در این نوروز، هر یک از ما با «ترویج روابط انسانی»که شعار سال 2020 فدراسیون جهانی مددکاران اجتماعی نیز هست می توانیم مهربانی را ترویج کنیم و محبت را پاس بداریم که بنای محکمی است که می تواند هر مشکلی را آسان کند:خلل پذیر بود هر بنا که می بینی/ به جز بنای محبت که خالی از خلل است.انتظار می رود در این شرایط  بیشتر هوای همدیگر را داشته باشیم و نشان دهیم که فراز و نشیب های زندگی موجب نخواهد شد که فراموش کنیم که به جای زخم زدن، باید مرهم دل اطرافیان و مردم نیازمند باشیم  و در مقابل  مشکلات دیگران بی تفاوت نبوده و مسوولیت پذیر باشیم که زندگی اجتماعی بدون توجه و تعامل با دیگران معنی نخواهد داشت و اصالت ما در این است که در زندگی، تا می توانیم زیبایی بیافرینیم و از زیبایی ها لذت ببریم که رفتار مسوولانه خود نوعی آفرینش زیبایی است و نیکی کنیم چرا که بقول حافظ شیرازی: ده روزه مهر گردون افسانه است وافسون/ نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا. در طول زندگی آموختیم که با وجود مشکلات، هنوز هم باید « عطر شمعدانی ها را بویید» و امید داشت چرا که باور داریم که هیچ چیز در دنیا دایمی نیست، حتی مشکلات.به همین دلیل برای «به زیستن اجتماعی» که هدف نهایی مددکاری اجتماعی می باشد لازم است ابتدا از خودمان شروع کنیم.پس بیاییم نور باشیم و بهار، چرا که «نور» حتی اگر به قدر روزنه ایی باشد، باز هم سپاه سیاهی را می درد و «بهار»، هزاران زمستان را سر سبز می کند.به همین دلیل «عید نوروز »نه فقط چند روز از یک سال، که حامل پیام مهربانی، دوستی، نشاط ،صلح و سر زندگی است. بقول مولانا:موج های صلح بر هم می زند/کینه ها از سینه ها بر می کند/موج های جنگ بر شکل  دگر/ مهر ها را می کند زیر و زبر/.بیاییم در این بهار بقول سعدی شیراز« درخت دوستی بنشانیم تا کام دل به بار آید» و دستان هم  را به گرمی بفشاریم  تا خشونت جایی نداشته باشد. همانگونه که «گاندی» معتقد بود«با انگشتان گره کرده نمی توان دست کسی را فشرد».بیاییم هنگامی که عطر «یا مقلب القلوب» به مشام می رسد و « یا محول الحول » آغاز دیگری را نوید می دهد از خدای مهربان بخواهیم که گفتار وکردارمان را بر مبنای «اخلاق» قرار دهد که ضعف آن تهدید جدی برای روابط انسانی است و وجودش فرصت.همچنین بخواهیم که کمک کند تا حال همه مردم ایران  در این شرایط خوب خوب خوب شود که این زندگی  با بحران های مختلف طبیعی و  بهداشتی و مستمر در سال های اخیر، حق این مردم مهربان نیست.فرارسیدن عید نوروز را به شما و خانواده محترم و جامعه مددکاری اجتماعی ایران که امسال هم روز های ملی وجهانی مددکاری اجتماعی به عید نوروز گره خورده، تبریک گفته و بهترین ها را برای همه آرزو می کنم.

دکتر سید حسن موسو ی چلک رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

تهران -نوروز 1399 . ه.ش

منبع:: روزنامه شرق/25 اسفند 98





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/12/26

تاب‌آوری اجتماعی و عبور از بحران‌ها

تاب‌آوری اجتماعی و عبور از بحران‌ها

سیدحسن موسوی چلک _ ‌رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

این روز‌ها همه جا صحبت از «یروس کرونا است و همه زندگی ما را در ابعاد مختلف تحت‌تأثیر قرار داده است. فضای واقعی و مجازی پرشده از اطلاعات صحیح و غلط و امیددهنده و نگران‌کننده درباره این ویروس و آثاری که دارد. هر کسی هر مطلبی را می‌بیند بازنشر می‌دهد و نتیجه این بی‌توجهی به پیامد‌های مطالب و تصاویر ارسال‌شده استرس‌ها را برای افراد بیشتر می‌کند. ضعف اطلاع‌رسانی مراجع رسمی و کاهش سرمایه اجتماعی و اعتماد کم به منابع اطلاعاتی رسمی و حتی گاهی اوقات غلبه نگاه سیاسی در این شرایط ضمن تقویت نااطمینانی، موجب شده سردرگمی همه ما بیشتر و بیشتر شود. فکر می‌کنم در این شرایط علاوه بر تدابیری که توسط سیاستگذاران و مدیران مرتبط بایستی انجام شود که جای گلایه‌های اساسی دارد اما نباید از توانایی فردی برای کنترل این شرایط و عوارض منفی آن بر خودمان غافل شویم.
اگر کمی به عقب برگردیم و در حافظه خودمان مرور کنیم جامعه ما به دفعات بحران‌های طبیعی و غیرطبیعی را تجربه کرده است که خود نقشی در ایجاد آنها نداشته‌ایم. به همین دلیل آموزش و داشتن مهارت تاب‌آوری فردی و اجتماعی بیش از پیش به‌ یک ضرورت تبدیل شده است. منظور من از تاب‌آوری سوختن و ساختن نیست بلکه مهارت تاب‌آوری اجتماعی و فردی کمک می‌کند افراد قدرت انطباق و سازگاری بیشتری برای تحقق حقوقشان پیدا کنند. برخی معتقدند که «تاب‌آوری اجتماعی را می‌توان ظرفیت تبدیل و تحول، تطبیق و سازگاری و توان مقابله با تنش و بحران‌های اجتماعی نامید. تاب‌آوری اجتماعی از ظرفیت و توانایی خاصی در افراد و گروه‌ها، خانواده‌ها و جوامع صحبت می‌کند که عمدتا یادگیری و سازگاری در تغییرات تحمیل شده و همچنین قدرت تطبیق با شرایط و مقتضیات را دربر خواهد داشت؛ این به ساده‌ترین معنا برخورداری از آغازی همیشگی است». بنابراین ما به مردم و اجتماعی نیاز داریم که تاب‌آور باشد و بتواند در مقابل شوک‌ها و بحران‌های بهداشتی شبیه ویروس کرونا به‌گونه‌ای عمل کند که بحران‌های شدیدتری ایجاد نشود و افراد در این جامعه بتوانند به شرایط قبل برگشته و به زندگی خود ادامه دهند و به‌عبارت دیگر، تعادل و توازن در زندگی ایجاد شود. معمولا در جوامع تاب‌آور، افراد برای مدیریت بحران‌ها راه‌های منطقی‌تر را انتخاب می‌کنند تا کمترین پیامد منفی را برایشان به‌دنبال داشته باشد. آنچه در کنار شرایط کلان مهم بوده، این است هر یک از ما برای فراگیری مهارت تاب‌آوری اقدام کنیم.

گرچه فکر می‌کنم محیط‌های اجتماعی مثل مدرسه، رسانه‌ها و... نیز در کنار خانواده‌ها می‌توانند در این زمینه تأثیرگذار باشند تا مردم و جامعه‌ای تاب‌آور داشته باشیم. به‌دلیل اهمیت موضوع تاب‌آوری بود که سال1398 شعار سال انجمن مددکاران اجتماعی ایران را « مددکاری اجتماعی و تاب‌آوری اجتماعی» انتخاب کردیم چرا که فقدان یا به‌عبارت بهتر ضعف این مهارت در میان مردم لذت زندگی‌کردن را از ما می‌گیرد. در واقع نشان می‌دهد که چقدر ظرفیت و توانایی عبور به سلامت و بازگشتن از وضعیت‌های دشوار را داریم و چقدر می‌توانیم خود را پس از بروز موقعیت‌های سخت، ترمیم کنیم. معتقدم ما همیشه نمی‌توانیم جلوی اتفاقاتی که زندگی ما را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند، بگیریم و بدون شک برای تأثیرپذیری منفی کمتر از این اتفاقات، مهارت‌ها می‌توانند به ما کمک کنند که تاب‌آوری هم یکی از این مهارت‌های مهم هست و حتی می‌توانم اشاره کنم که داشتن مهارت تاب‌آوری و تحمل سختی باعث می‌شود با موفقیت از رویدادهای ناگوار عبور کنیم. با داشتن این مهارت با وجود قرارگرفتن در معرض بحران‌های شدید ازجمله ویروسی که امروز نه فقط ایران بلکه بسیاری از کشور‌های جهان را تحت‌تأثیر قرار داده است، می‌توانیم رشد کنیم و قوی‌تر شویم. لذا لازم است برای یادگیری این مهارت در بسته‌های زندگی خود جایی پیش‌بینی کنیم چون از طریق آموزش، قابل فراگیری است و ذاتی نیست. این مهارت کمک می‌کند اعتماد به نفس بالاتری داشته باشیم، توانایی حل مسائل را در خود افزایش دهیم و چون می‌دانیم که بحران‌ها و مشکلات به شکل‌های مختلف بخشی از زندگی روزمره ما هستند لذا با پذیرش این واقعیت برای تقویت خود برای عبور از این موانع و مشکلات آماده می‌شویم.منبع: روزنامه همشهری/12 اسفند 98





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/12/21

مددکاری اجتماعی و ضرورت دیده بانی اجتماعی

سید حسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

نامگذاری ایام به مناسب‌های خاص فرصتی برای طرح موضوعات مرتبط با آن مناسبت هست. از جمله این مناسبت‌ها روز ملی مددکاری اجتماعی است که 35 سال است که همزمان با ولادت حضرت علی(ع) این روز جشن گرفته می‌شود. در ابتدا این روز را به جامعه مددکاری اجتماعی ایران تبریک می‌گویم و بابت همه تلاش‌های شان برای کمک به ارتقاء سلامت اجتماعی و کیفیت زندگی مردم از آنان سپاسگزاری کرده و تعظیم می‌کنم و یادی می‌کنم از همه کسانی که از سال 1337 ه،ش که این رشته در دانشگاه تاسیس شده و تاکنون تلاش کردند و دارفانی را وداع گفتند چون اگر پرچم این رشته بالاست به خاطر تلاش همه مددکاران اجتماعی در طول این حدود 63 سال هست. انجمن مددکاران اجتماعی ایران هم با سابقه تقریبا شصت ساله در اکثر سال‌ها این روز را جشن می‌گیرند. از 10 سال قبل انجمن متناسب با شرایط کشور شعاری را انتخاب می‌کند که برای سال 1399 شعار «مددکاری اجتماعی و دیده بانی اجتماعی» توسط هیات مدیره انجمن انتخاب شده است.از جمله دلایل این انتخاب انباشت اطلاعات در حوزه مددکاری اجتماعی به دلیل تنوع فعالیت‌ها و گستره نقش‌های مددکاری اجتماعی در حوزه‌های مختلف هست. دلیل دیگر نقش مددکاران اجتماعی در مطالبه‌گری اجتماعی است که لزوم رصد جامعه در ارتباط به موضوعات و گروه‌های هدف این موضوع را برای مددکاران اجتماعی مهم قلمداد می‌شود. همچنین تعهد اخلاقی و حرفه ایی مددکاران اجتماعی در قبال جامعه ایی که در آن زندگی می‌کنند دلیل دیگر هست.با توجه به اهمیت سیاستگذاری اجتماعی در کشور دیده بانی اجتماعی توسط مددکاران اجتماعی می‌تواند در اتخاذ سیاست‌های مناسب برای مردم و جامعه هدف و حتی با نگاه به آینده می‌تواند تاثیرگذار باشد. تحلیل مولفه‌های اجتماعی در سطوح بین‌المللی، منطقه ای، ملی و استانی کمک‌های زیادی برای سیاستگذاران و تصمیم گیران باشد. فراموش نشود که مدیریت بهینه منابع و شناسایی ظرفیت‌ها و اولویت‌های جامعه و بویژه در ارتباط با گروه‌های هدف مددکاری اجتماعی ضرورت این دیده بانی اجتماعی را بیش از پیش نشان می‌دهد.ضمن اینکه فکر می‌کنم که دیده بانی اجتماعی برای اعمال مدیریت اجتماعی هوشمند و کارآمد بسیار مهم است و بر پاسخگویی و شفافیت هم می‌تواند کمک کند.توجه به مولفه‌های حقوق شهروندی نکته دیگری است که می‌تواند در دیده بانی اجتماعی مورد توجه قرار گیرد. فقدان دیده بانی اجتماعی با نگاه کارشناسی واقع بینانه و به دور از جهت گیری‌های سیاسی خاص(که با اخلاق حرفه ایی مددکاری اجتماعی مغایر هست ) می‌تواند در نهایت رضایت مردم را هم به دنبال داشته باشد.تاملی بر وضعیت کشور نشان می‌دهد که فقدان یا ضعف دیده بانی اجتماعی در هر کشوری می‌تواند زمینه فساد و مشکلات متعددی را ایجاد کند که کشور ما هم از این قًیه حسینی نبوده و نخواهد بود.البته دیده بانی اجتماعی کارآمد نیازمند حضور مددکاران اجتماعی آگاه و مسئولیت پذیر و همین طور ساختاری اسخ که پذیرای نقش دیده بانی اجتماعی برای مددکاران اجتماعی باشد. گرچه تجربه زیسته من نشان می‌دهد که دیده بانی اجتماعی برای افراد ممکن است هزینه هم داشته باشد ولی نظر به اهمیت آن نباید از کارکرد‌های این نقش به خاطر منافع فردی غفلت کرد. تاسیس قانونی سازمان نظام مددکاری اجتماعی که خواسته به حق مددکاران اجتماعی است(همچون پزشکان پرستاران، مهندسین، روانشناسان، مشاوران ...)،می تواند جنبه قانونی و الزام آور برای ایفای این نقش دیده بانی اجتماعی برای مددکاران اجتماعی باشد. معمولا جوامعی که از شفافیت و پاسخگویی هراس دارند از پذیرس نقش دیده بانی اجتماعی گریزان هستند.منبع: روزنامه آرمان ملی.19 اسفند 98






نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها : دیده بانی اجتماعی;مددکاری اجتماعی;موسوی چلک;،
لینک های مرتبط :
          
1398/12/19

به نام خدایی که در این نزدیکی است

«مددکاری اجتماعی و دیده بانی اجتماعی»Image result for ‫موسوی چلک‬‎

با سلام واحترام،

همانگونه که استحضار دارید روز ملی مددکاری اجتماعی هر ساله همزمان با سالروز تولد حضرت علی(ع) در ایران جشن گرفته می شود  سال جاری این مناسبت مصادف با روز جهانی مددکاری اجتماعی نیز شده است. ضمن سپاس از تلاش های همه  اساتید، پیشکسوتان، مدیران دستگاه ها و مددکاران  اجتماعی در طی حدود 63 سال تاسیس دانشگاه در حوزه مددکاری اجتماعی در ایران، انجمن مددکاران اجتماعی ایران متناسب با شرایط کشور هر ساله شعاری را انتخاب می نماید که سال 1399 به عنوان «مددکاری اجتماعی و دیده بانی اجتماعی» نامگذاری شده است. ضمن تبریک این مناسبت ها به جنابعالی/ سرکار عالی و همکاران محترم به ویژه مددکاران اجتماعی، همانگونه که استحضار دارید  یکی از الزامات سیاستگذاری های اجتماعی و برنامه ریزی های مرتبط در حوزه اجتماعی از جمله سلامت اجتماعی، آسیب های اجتماعی، کیفیت زندگی اجتماعی و... اتخاذ تدابیر لازم برای ایجاد نظام دیده بانی اجتماعی است تا تصمیم گیری ها در خلاء صورت نگیرد و مبتنی بر شواهد و داده ها و اطلاعات سودمند و یافته های پژوهشی و یا تحلیل  علمی باشد.به همین دلیل ضروری است تا تحولات و تغییرات اجتماعی و وضعیت اجتماعی و مولفه های مرتبط با این وضعیت بطور مستمر رصد شوند. بستر سازی برای« دیده بانی اجتماعی» یکی از راه های تحقق عملی این نظام رصد می باشد. تقویت دیده بانی اجتماعی فرصتی برای مشارکت افراد مرتبط در حوزه اجتماعی برای سیاستگذاری ها و تصمیم گیری ها در سطوح ملی و استانی و محلی برای ارتقاء سلامت اجتماعی است. همچنین دیده بانان اجتماعی می توانند به سیاستگذاران اجتماعی، مشاوره های موثر در تصمیم سازی و تصمیم گیری ها بدهند، آینده نگری اجتماعی داشته باشند، ارزیابی سیاست های موجود در حوزه اجتماعی را انجام دهند، مولفه های اجتماعی را رصد کرده و ثبت و ضبط کنند و از همه مهم تر مراقب وضعیت سلامت اجتماعی و کیفیت زندگی مردم باشند.اگر همین موارد را به عنوان فایده های دیده بانی اجتماعی قلمداد کنیم کافی است تا نه تنها تعللی در راه اندازی نظام دیده بانی اجتماعی نکنیم بلکه بر تاسیس و تقویت آن به جد بکوشیم. سیاستگذاری و تصمیم گیری ها درحوزه اجتماعی در خلاء و یا به صورت غیرشفاف، هزینه های جبران ناپذیر مادی و انسانی برجامعه و مردم تحمیل می کند. مددکاران اجتماعی به دلیل انباشت اطلاعاتی که درحوزه های مختلف و گروه های هدف متعدد ومتنوع دارند یکی از بهترین گزینه های تخصصی برای ایفای نقش موثر در حوره دیده بانی اجتماعی هستند.بدون شک یکی از راه های «ترویج روابط انسانی» که شعار سال 2020 میلادی فدراسیون جهانی مددکاران اجتماعی است، دیده بانی اجتماعی و مشارکت در راستای تحقق حقوق اجتماعی مردم و گروه های هدف مددکاری اجتماعی است.با این امید که همه با هم و در کنار هم بتوانیم در راستای ارتقای کیفیت زندگی مردم وارتقاء شاخص سلامت اجتماعی بیش از پیش موفقیت کسب کنیم . اطمینان دارم در صورت تقویت همدلی و مسوولیت پذیری وانسجام در حوزه اجتماعی بویژه مددکاری اجتماعی و با بهره گیری از دانش بومی و جهانی وتجربه زیسته داخلی و بین المللی در چارچوب  قواعد کشور می توانیم رضایت و نشاط اجتماعی بیشتری را در جامعه شاهد باشیم. انشاء ا...

دکتر سید حسن موسوی چلک/ رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

و کمیسراخلاق فدراسیون جهانی و عضو هیات رییسه منطقه آسیا واقیانوسیه





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/12/18

یادداشتی به بهانه ولادت حضرت  علی (ع)

در باب اهمیت علم و دانش: اندیشه موجب روشنایی و جهل عامل تاریکی است.

با توجه به جایگاه و اهمیت علم در مدیریت هر جامعه ایی، که امروز یکی از مشکلات اساسی مدیریت می باشد و شایسته سالاری، اگر نگویم طنز است ولی اعتراف می کنم آنگونه که باید جدی گرفته نمی شود یادداشت امسال خودم را به مناسبت ولادت بزرگ مددکار عالم اسلام حضرت علی(ع) به  این موضوع اختصاص دادم.در ابتدا وظیفه خودم می دانم  این مناسبت فرخنده و روز های مرد و  پدر و مددکار اجتماعی را تبریک بگویم.مطالب این یادداشت را از جلد سوم کتاب: علی(ع) صدای عدالت انسانی با عنوان علی و  اعلامیه جهانی حقوق بشر تالیف «جرج سجعان جرداق» نویسنده شهیر مسیحی استخراج کردم. در بخشی از این کتاب آمده است:در نزد امام علی(ع) فرقی نمی کند که زمامدار باشی یا از افراد توده مردم، مسوولیت های سبک یا سنگینی به عهده داشته باشی و ...در هر صورت انسانی و طلب علم و معرفت از امتیازات انسان است و از همین جاست که می بینی شما را به عنوان یک انسان خطاب قرار می دهد و می فرماید: خیر و نیکی آن نیست که ثروت و فرزندان  تو زیاد باشد، بلکه آن است که علم و دانش تو زیاد باشد و هیچ افتخاری چون علم نیست و هیچ تنگدستی و فقری همچون جهل و نادانی نیست.اگر از شما کسانی باشند که در بین مردم حکم می کند یا بر آنها حکومت دارند و یا در میان مردم قضاوت می کنند علی ابن ابیطالب(ع) این گفتار جاودان را در گوش های شما می خواند و گویا آنرا در گوش های همه حکام قرون و اعصار، و از جمله اکثریت طبقه حاکم ملت های امروزی می خوان : کسی که بدون علم و دانش در بین مردم نظریه ایی ابراز می کند، زمین و آسمان بر او لعنت  فرستند و وی را نفرین کنند.اگر از کسانی باسید که به دانش کم قانعند می گوید: بر  هر ظرفی چیزی را بگذارند شکسته می شود مگر ظرف علم و دانش که گشایش می باید.او می خواهد که انسان در هر صورتی به دنبال علم و دانش باشد و می فرماید: هیچ جنبشی و حرکتی نیست مگر آن که تو در آن نیازمند فرهنگ و معرفت هستی. همچنین می فرماید: اگر از کسی چیزی پرسیدند که نمی داند، هرگز نباید خجالت بکشد از این که بگوید: نمی دانم و هیچ کس از آموزش آنچه که نمی داند، نباید شرمنده باشد چرا که اندیشه موجب روشنایی و غفلت عامل تاریکی است.اگر دانشمند باشید باید علم خود را در اختیار  دیگران قرار دهید و این نهایت سپاسگزاری توست چرا که: سپاسگزاری دانشمند نسبت به علم و دانش در آن است که آن را در اختیار نیازمندانش بگذارد.البته هدف نهایی و یگانه، از هر علم و معرفتی آن است که انسان به دانش و علم خود عمل کند و در این زمینه می فرماید:پست ترین مراتب علم آن است که در زبان باشد و عالی ترین علم آن است که در جوارح و ارکان وجودی انسان باشد.. با این امید که توفیق کسب و علم و دانش را داشته باشیم و از هیچ کوششی در این راه دریغ نکنیم.

سید حسن موسوی چلک مددکار اجتماعی

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/12/17

یادداشت:نیازمند هماهنگی و اقتدار در مدیریت بحران هستیم

سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران(منبع: روزنامه آرماتن ملی/14 اسفند 98)

  وقتی بحرانی اتفاق می‌افتد یکی از مولفه‌هایی که باعث دلگرمی مردم برای عبور از خطر وجود دارد، هماهنگی بین سازمان‌های مرتبط و مختلف می‌باشد. طبیعتا در بحرانی که برای کرونای معروف اتفاق افتاد، همین انتظار از مسئولان و سیاستگذاران می‌رود که این هماهنگی را داشته باشند. در نگاه از چند زاویه نشان می‌دهد این هماهنگی آنگونه که باید نیست به همین دلیل سردرگمی مردم در چنین شرایطی بیشتر می‌شود. درواقع ما در مدیریت بحران قوی عمل نمی‌کنیم و در بحران‌های مختلف تقریبا این تجربه را داریم. یک نمونه نامه ای است که چند روز اخیر وزیر بهداشت خطاب به وزیر صمت نوشت. او خطاب به وزیر صمت نوشت که چرا به دست من که متولی کار هستم، تجهیزات لازم نمی‌رسد؟ این نشان می‌دهد که همراهی و هماهنگی لازم در این شرایط بحران که می‌تواند یک پشتوانه برای کشور باشد آنگونه که باید وجود ندارد. از رئیس‌جمهور انتظار می‌رود که در این شرایط بحرانی، حساسیت بیشتری نسبت به این موضوع داشته باشد. البته با تفویض اختیار مخالف نیستیم اما قطعا وزیر بهداشت نمی‌تواند هماهنگی لازم را داشته باشد و اقتدار لازم را با وزیر هم عرض خود داشته باشد. یا جایی که قرار است با احتکار مقابله شود، آیا وزیر بهداشت هم عرض وزیر اطلاعات است؟ فرض را بر این می‌گیریم که باشد... نکته بعدی نامه ای بود که دکتر نمکی خطاب به رئیس جمهور در حوزه گمرک نوشته که به هرکس می‌گویم کسی گوش نمی‌دهد. رویدادی که یا فرار رو به جلو برای پوشش ناتوانی در مدیریت بحران کروناست و یا واقعیتی است که وجود دارد و می‌توانیم هر دو شکل را ببینیم. البته اینها نافی تلاش‌های کادر درمان نیست ولی قبول کنیم وقتی موضوعی به این مهمی در جامعه گسترش پیدا کند به گونه‌ای که پیر و جوان، کودک و خردسال درگیرش می‌شوند و افکار عمومی نگران آنچه پیش روست و قرار است اتفاق بیفتد، هستند لذا این ناهماهنگی سردرگمی‌ها را بیشتر می‌کند و نااطمینانی را افزایش می‌دهد. نکته دیگر اطلاعات متناقضی است که از جاهای مختلف به دست شهروندان می‌رسد. همین الان هر کدام از دانشگاه‌های علوم پزشکی برای خودشان یک سامانه زده اند که طی آن پروتکل و نکاتی بیرون می‌دهند. دانشگاه‌های علوم پزشکی زیر نظر وزارت بهداشت و کلی پژوهشکده در حوزه بهداشت و درمان و علوم پزشکی داریم. آیا بهتر نیست یک هماهنگی بین آموزش، پژوهشکده و پژوهشگاه‌ها در گروه‌های مختلف که کم هم نیستند و اتفاقا اطلاعات خوبی هم دارند و افراد باسوادی هستند، صورت بگیرد؟ بهتر است تقسیم کار صورت بگیرد تا ظرف یک هفته اطلاعات مورد نیاز مردم استخراج شود. یک سایت یا سامانه باشد که مردم با مراجعه به آن اطلاعات یکسانی را دریافت کنند. از آن طرف به نظر می‌رسد وزارت بهداشت می‌توانست هماهنگ کند که مراکز درمانی مختلف اطلاعات مستقل ارائه نکنند. کرونا یک راه ورود و یک درمان و مراقبت دارد، سه بخش است. به غیر از پروتکل‌های تخصصی، اطلاعاتی که مردم باید بدانند یک هماهنگی بین دانشگاه‌ها و حتی بین معاونت‌ها انجام می‌شد. مثلا آقای رئیسی مبحث پیشگیری و آقای جان بابایی درمان را پوشش دهند. مواردی که نباید خارج از وزارت بهداشت و مجموعه درمان انجام بگیرد. یک بخش هم حمایت‌های روانی است که مربوط به سازمان نظام روانشناسی است و انجمن مددکاران هم می‌تواند در مبحث حمایت‌های اجتماعی ورود کند. این کار آنقدر ساده است که اگر مردم یک مرجع رسمی واحد داشته باشند نه اینکه هر دانشگاه برای خودش یک سامانه بزند و پژوهشکده‌ها و پزشک متخصص هر کدام یک کار بکنند و از خارج کشور هم اطلاعات دیگری منتشر شود. این سردرگمی مردم را نسبت به مدیریت این موضوع بیشتر خسته و ناامید کرده است. درواقع این شیوه مدیریت درمورد این ویروس جواب نخواهد داد لذا انتظار می‌رود هماهنگی بین بخشی با اقتدار انجام شود. حتی در بحث اطلاع رسانی وزارت بهداشت بیش از اینکه مسئول روابط عمومی، مسئول اطلاعات رسانی این موضوع باشد، با توجه به ماهیتش که بیشتر رویکرد بهداشتی دارد، معاون بهداشت می‌تواند سخنگوی ستاد بحران کرونا باشد. تشکیل قرارگاه‌ها، کمیته‌های دولتی مستقل و جزیره‌ای هدر دادن منابع است. درحالی که وزیر بهداشت اعلام می‌کند از فردا به همگان ماسک رایگان می‌دهیم اما در سطح شهر ماسک پیدا نمی‌شود و بیشتر ناشی از ناهماهنگی است یا ماسکی وجود دارد و توزیع نمی‌شود و یا اصلا وجود ندارد. جنس بحران‌های بهداشتی بدون مرز است ضمن اینکه منطق مدیریت بحران این است که متناسب با بحرانی که ایجاد می‌شود، بتوانیم برنامه ریزی بکنیم. بحران در یک منطقه طبیعتا مدیریت بحران خاص خود را می‌طلبد ولی این بحران متفاوت است. اصلا منطق مدیریت بحران این است که به تناسب هر بحران بتوان یک سازوکار مدیریتی را اتخاذ کرد. اما انگار عقلانیت در حوزه مدیریت بحران فراموش شده است. اتفاقا راه این بحران، مشارکت مردم و اعتمادسازی است. خود هماهنگی می‌تواند اعتمادسازی ایجاد کند. هیچ چیزی نباید سلامت مردم را تحت الشعاع قرار دهد. سلامت مردم نباید درگیر بازی‌های سیاسی و حتی مصلحت‌های سیاسی شود. ما خیلی زودتر از اینها می‌توانستیم اطلاعات را منتشر کنیم. این که چگونه نان بخریم بعد از این مدت باید بیان شود؟ این همه پژوهشگاه و هیات علمی معاونت‌های پژوهشی داریم. اجازه می‌دادیم مطالعه می‌کردند و یک پروتکل بومی می‌نوشتند. ساختن اپلیکیشنی که بتوانند اطلاعات بگیرند و ساختن تیزرهایی که بتواند اطلاعات درست بدهد، ضروری است. یکی از مهمترین وظایف مدیر، برنامه ریزی با نگاه به آینده است. وقتی می‌گوییم مهمترین راه برای کنترل، پیشگیری است طبیعتا باید تمرکز عمده را روی پیشگیری بگذاریم و زیرساخت‌های درمان را آماده کنیم. ما می‌دانیم چقدر جمعیت داریم و چقدر ظرفیت تولید ماسک و الکل و شوینده‌های مرتبط است. اینها کار سختی برای هماهنگی و پیش بینی نبود. ساده گرفتند و خود این ساده گرفتن باز بحران در مدیریت بحران است.

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/12/14

به یاد «مادرم» در سی امین سال وفاتش

اگه دنیا سوز و سرما بوو(اگر تمام دنیا پر از سوز و سرما(زمستان) بشود)

همیشه بهاره ته دا بمیرم(شما همیشه بهار هستید، فدایت شوم)

تو زندگی هریک از ما انسان ها روزهایی هستند که هیچ گاه فراموش نمی شوند.این روز ها می تواند یادآور اتفاقات خوب باشد و یا بد. برای من هم همین گونه است و یکی از تلخ ترین اتفاقات برای من از سی سال قبل روز «نهم اسفند ماه» هر سال است.روزی که مادر مهربانم سی سال قبل در سن 49 سالگی به دیار باقی شتافت.خاطرم هست زمانی که بعد از شش ماه بستری بودن در بیمارستان پاستور تهران با مشورت و نظر پزشک تصمیم گرفتیم ترخیص شود چون از نظر پزشک درمان  دیگر جواب نمی داد.با پدرم تماس گرفتم که از شمال بیاید تهران.ابتدا کلی ذوق کرده بود که ترخیص به دلیل بهبودی است ولی واقعیت چیز دیگری بود.هیچ گاه لحظه ایی که به  پدرم گفتم که« دکتر جواب کرده» یعنی کاری نمی تواند انجام دهد صدای شکستن کمرش را شنیدم.جمله ایی گفت که هر موقع به خاطر می آورم اشک امانم نمی دهد و آن این بود که« همه دار و ندارم رفت».روی زمین نشست و های های گریه کرد.هیچ گاه  این گونه گریه پدرم را ندیده بودم.من هم کنارش نشستم و با هم گریستیم.چون داشتیم یکی از عزیزترین های زندگی مان را از دست می دادیم.پدرم می گفت همه برکت زندگی ام بود.سه روز بعد از ترخیص پرواز کرد به دیاری که خداوند وعده اش را در قرآن داده است.ولی تحمل رفتنش در آن سن برای ما خیلی سخت بود. بیاییم قدر لحظه لحظه بودن شان را بدانیم و تا می توانم از چشمه مهرشان بنوشیم.همیشه گفتم که مهر مادر قیمت ندارد.مبادا کاری کنیم که زخمی بر دل شان بنشانیم و آزرده خاطر شان کنیم.فراموش نکنیم که مادر تکرار نمی شود.الان که فکر می کنم با خاطراتش دل خوشم و انرژی می گیرم.ولی خیلی از شما که الان مادر دارید بیاید خاطرات خوب با مادرتان بسازید، تکریم اش کنید.امیدوارم که مادرم حلالم کرده باشد.

این متن را روی سنگ قبرش نوشتیم:

مادر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل/ تیشه ایی بود که شد باعث ویرانی ما

آن که در زیر زمین داد سرو سامانت/ کاش می خورد غم بی سر و سامانی من

همیشه فکر می کنم شاید خدا مادر را که خلق کرد قصدش این بود که  قدرتش را در«مهربانی بی منت» نشان دهد. دوست مهربان من، واقعا قدر مادر را بدانید تا دعای خیرشان بدرقه زندگی تان شود.اگر مادر از دست دادید و پدر در قید حیات هست به پدر احترام کنید که مادرتان هم خوشحال می شود.این دو گنجینه بی بدیلی هستند که« دومی » ندارند.

سید حسن موسوی چلک -تهران/9 اسفند 1398





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/12/14

یادداشت شرق:

«مهارت خودمراقبتی» را جدی بگیریم.

سید حسن موسو ی چلک

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران(روزنامه شرق روز های یکشنبه و دوشنبه مورخ 11و12 اسفند 98)

این روز ها خبر انتشار ویروس کرونا از چین به بیش از پنجاه کشور جهان همه را درگیر و نگران کرده است.کمتر کسی است که در این کشور ها در طول روز بار ها و بارها اخبار مربوط به این بیماری را پیگیری نگند.اخباری که گاه به دلیل ضد و نقیض بودنش اظطراب را در افراد  افزایش می دهد.برای مدیریت وکنترل این بیماری هم مسوولین وظیفه دارند و هم مردم و بدون مشارکت مردم کنترل شیوع و انتشار آن امری غیر ممکن خواهد بود.طبیعتا در چنین شرایطی هر فردی می بایست با توجه به اصل خود مراقبتی در این مدیریت کاهش شیوع ایفای نقش کند.خود مراقبتی اقدامات و فعالیت‌های آگاهانه،آموخته شده و هدفداری است كه فرد به منظور حفظ حیات و تأمین ، حفظ و ارتقای سلامت خود و خانواده اش انجام می دهد. به  عبارت دیگر  خودمراقبتی قسمتی از زندگی روزانه مردم و شامل مراقبتی است كه به فرزندان، خانواده، دوستان، همسایگان و اجتماعات محلی نیز گسترش می‌یابد. بطور کلی می توان گفت که  خودمراقبتی شامل اعمالی است که مردم  انجام می‌دهند تا تندرست بمانند، سلامت ذهنی و جسمی خود را حفظ كنند، نیازهای اجتماعی و روانی خود را برآورده سازند، از مشکلات پیشگیری كنند، ‌ناخوشی‌ها و وضعیت‌های حاد را  بهبود بخشند و نیز از  سلامت شان در ابعاد زیستی، روانی واجتماعی حفاظت کنند. تاملی بر مبانی متعدد نشان می دهد که برای ایجاد و حفظ سلامت خود، خانواده و جامعه باید بدانیم که سلامت، پلی است که بر دو ستون خودمراقبتی و مهربانی استوار شده و استحکام این دو ستون برای برقراری پل سلامت ضرورت دارد. در حقیقت خود مراقبتی و مهربانی، نخستین تجلیات انرژی زندگی هستند که در کنار هم سلامت را پایه‌ریزی می‌کنند و زمینه‌ساز جریان آزاد انواع دیگر انرژی می‌شوند.اگر هرکدام از این دو پل(خودمراقبتی و مهربانی) تضعیف یا تخریب شود، سلامت پل زندگی سالم و سازگارانه به خطر می‌افتد اما اگر هر دو مستحکم باشند، پیمودن مسیر آسان می‌شود. با مهارت خودمراقبتی هر فردی از دانش، مهارت و توان خود به عنوان یک منبع به طور مستقل استفاده می کند تا از سلامت خود مراقبت کند. البته در این راه می تواند از مشاوره دیگران نیز استفاده کند. در واقع می توان گفت که خودمراقبتی همان  خودمدیریتی و خوداتکایی است. خودمراقبتی نشان دهنده به مسئولیت پذیری و تدبیر افراد در مقابل سلامت خود از طریق اتخاذ سبک سالم زندگی است تا جلوی مشکلات گرفته شود.برای این مهارت چند ویژگی را می توان اشاره کرد از جمله آنها می توان به داوطلبانه بودن(ارادی بودن)،  قابل یادگیری بودن(آموختنی است)، مسئولیتی است همگانی برای حفظ سلامت همه جانبه خود،  دارای قابلیت اجرا بودن،  بهره گیری از ظرفیت های دیگران( در صورت لزوم)، انعطاف پذیر بودن، کم هزینه بودن، جزیی بودن(برنامه ها کوچک/ ساده باشند) و .. اشاره کرد. خودمراقبتی بستگی به فرهنگ و موقعیت افراد دارد، ظرفیت اقدام و انتخاب آنها را دربرمی‌گیرد و دانش، مهارت‌های زندگی، ارزش‌ها، انگیزه، جایگاه كنترل و احساس خودكارآمدی‌ فرد بر آن موثر است.بزرگ ترین دستاورد تقویت رویکرد خودمراقبتی این است كه مردم رفتارهای خود مراقبتی را به طور مناسب انتخاب و اجرا كنند. خودمراقبتی بیشتر روی جنبه هایی كه تحت كنترل فرد هستند، تمركز دارد  و جایگزین مراقبت تخصصی و سازمانی نیست بلكه مكمل آن و یكی از عوامل تعیین كننده میزان و چگونگی استفاده از آن است.دراین مهارت تمرکز بیشتر روی پیشگیری ازبروز مشکلات هست تا مداخله بعد از بروز مشکلات و یكی از مفاهیم اصلی برای تاکید بر رفتار سالم مثبت است. خودمراقبتی می تواند بصورت مراقبت مشاركتی نیز باشد که می‌توانند جزء كوچك یا بزرگی از خودمراقبتی را شامل شوند. در مراقبت مشاركتی افراد یا خانواده‌ها و كاركنان و ... شریك هستند.نکته ایی که در خود  مراقبتی لازم است مد نظر قرار گیرد علاوه بر فرد، مراقبت سازمانی هم بسیار مهم و اساسی است. ضمن این که مراقبت از مراقبین را هم نباید فراموش کرد. موضوعی که الان برای کادر درمان درگیر این بیماری  باید مورد توجه قرار گیرد.نکته ایی  که کادر درمان می بایست مورد توجه قرار دهند این است که اگر برای دفاع از خود در برابر دردی که دیگران می کشند  نتوانند احساسات شان را کنترل کنند یا اینکه تمام دردهای آنها را با خود به خانه ببرند و اجازه دهند همانند آتشفشانی خاموش درون شان انباشته شوند، در طولانی مدت با مشکلی بزرگ مواجه خواهند شد.کادر درمان باید بپذیرند که علیرغم همه جانفشانی هایی که می کنند، ممکن  است نتوانند همه مشکلات بیماران  را حل کنند.اخباری که این روز ها از فوت بیماران می شنویم مصداق همین موضوع هست. توجه به مراقبت از مراقبین کمک می کند تا ضمن حفظ استقلا فردی شان، بهبود كیفیت زندگی آنان را شاهد باشیم، همچنین کاهش اضطراب، استرس و  خستگی و ...در مراقبین، افزایش رضایت از کار، کاهش هزینه برای مراقبین( کمتر از خدمات دیگر برای کاهش مشکلات خود استفاده می کنند/منطقی شدن استفاده از خدمات)، افزایش امید به زندگی و ... را نیز  به دنبال خواهد داشت.این ها سرمایه کشور درحوزه سلامت هستند. شور و شوق زندگی و انگیزه موفقیت را در کادر درمان افزایش می دهد و انرژی شان را برای خدمت بیشتر و با کیفیت  تجدید می کند.

در کنار این افرا مراقبت های خانوادگی را نباید فراموش کرد.در بسیاری ازمواقع مراقبت خانواده ها می تواند بسیار  موثر واقع شود.همچنین مراقبت گروه های داوطلب را هم می توان به موارد قبلی اضافه کرد.

 فرامو نشود که براساس یافته های علمی و منابع مکتوب  خودمراقبتی، گام اول سلامت است. گام اول سلامت، همین است که ما یاد بگیریم خودمان از خودمان مراقبت کنیم. بین 65 تا 85 درصد از مراقبت هایی که به سلامت ما منجر می شود، محصول همین خودمراقبتی است؛ یعنی فعالیت هایی که خود یا خانواده مان برای حفظ یا ارتقای سلامت مان، پیشگیری از ابتلای مان به بیماری، درمان بیماری مان یا کاهش عوارض آن انجام می دهیم. آنچه که  متخصین بهداشت ودرمان جهانی  وداخلی در خصوص کرونا می گویند و هر یک از ما باید انجام دهیم از قبیل شستن خوب دست ها،  استفاده از ماسک برای افرادی که سرماخوردگی دارند، ضد غفونی وسایلی که استفاده می کنیم از قبیل گوشی تلفن همراه، کامپیوتر و ... همه از نوع خودمراقبتی در این زمینه است.هر یک از ما با توجه به شرایط خودمان وزندگی مان باید ببینیم با انجام چه کارهای می توانیم از خومان مراقبت کنیم تا به خودمان ودیگران آسیب نزنیم که این خود نوعی مسوولیت پذیری است. در سازمان ها هم حسب شرایط کاری شان و نوع مراجعینی که دارند هم برای کارکنان و هم برای مردم( گروه های هدف) می بایست تدابیر خاص اتخاذ شود. استفاده از دور کاری برای کارکنان، توجه ویژه با کارکنان دارای بیماری های خاص و زمینه ایی که احتمال ابتلا به ویروس در آنان  بیشتر هست، آموزش پیشگیری، دراختیار قرار دادن لوازم مورد نیاز، نظافت و ضد عفونی محیط کاری، آموزش خاص به نیرو های خدماتیف مراقبین گروه های خاص و .. از جمله این موارد هست.یا توجه خاص به زندانیان، سربازان، کارتن خواب ها، کودکان کار و خیابان، افراد مبتلا به اچ.آی.وی و  ایدز،  و همچنین اتخاذ تدابیر ویژه برای دانش آموزان و دانشجویان از قبیل آموزش از راه دور( گر چه از قبل می بایست زیر ساخت ها فراهم شود)، یا اموزش کسانی که در گورستان ها مسوول انتقال، شستم و دفن کردن بیماران فوتی ناشی از ویروس کرونا هستند و خیلی موارد دیگر.اینجا ضروری است که هر سازمانی برنامه خاص خودش را درکنار سایر برنامه های عمومی داشته باشد. رسانه ها در آموزش فراگیر ومستمر و جامع همکاری کنند.در حوزه کلان تر هم گاهی اوقات تصمیم گیری برای تعطیلی  ادارات در یک بازه زمانی خاص می تواند  از نوع مراقبت باشد.وقتی مجس شورای اسلامی که یکی از مهمترین وظایفش تصویب لایحه بودجه هست به دلیلی نگرانی تعطیل می شود و بودجه را که مهمترین رن برنامه سالانه هست را می خواهند یک دوازدهم ببندند  یعنی می خواهند از خود مراقبت کنند. لذا موضوع خودمراقبتی به اشکال مختلف را باید جدی گرفت.

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/12/14

یادداشت:

کارتن‌خواب‌ها را دریابیم

سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

مهم‌ترین راه مقابله با ویروس کرونا که وارد ایران هم شده، پیشگیری است که نقش مردم خیلی مهم است اما باید نگاهی هم به کسانی داشته باشیم که ممکن است حتی یکبار هم این خبر را نشنیده یا راه پیشگیری را بلد نباشند و از طرفی هم همه جا می‌روند. اینها کسانی هستند که عمدتا کارتن‌خواب، بی‌خانمان، کودک کار و کودک خیابان هستند که همه جا تردد دارند به‌ویژه اینکه برخی هم هیچ کنترلی روی رفتار خودشان ندارند. طبیعتا همه آموزش‌ها و مراقبت‌ها عمدتا برای امثال من و شمایی است که کارتن‌خواب نیستیم و تهدیدی برای دیگران محسوب نمی‌شویم، درحالی که گروه‌های مدنظر بعضا در مترو، اتوبوس‌ها، ترمینال‌ها، حرم‌ها و پاساژها دیده می‌شوند و از جمله گروه‌هایی هستند که برنامه‌ریزی‌های مربوط به پیشگیری باید توسط سازمان‌های مختلف برایشان صورت بگیرد. از آنجا که انتقال این ویروس سرعت بالا و ویژگی خاص خود را دارد به نظر می‌رسد نیازمند این برنامه ویژه جهت جلوگیری از ابتلا به ویروس و بعد از آن انتقال ویروس توسط این افراد باشیم. الان یک سیستم غربالگری برای کارتن‌خواب‌ها و افراد متجاهر و کودکان کار و خیابان و غیره نداریم. ما خودخواسته برای کنترل سلامتی‌مان به مراکز درمانی مراجعه می‌کنیم ولی برای این افراد هیچ برنامه ویژه‌ای وجود ندارد و با توجه به اینکه محدودیت تردد به اماکن عمومی را نیز ندارند، لذا برای این گروه نیازمند یک تدابیر ویژه و مستقل هستیم که خدای ناکرده هم خود این افراد مبتلا نشوند و هم به دیگران منتقل نکنند. لااقل آنچه تاکنون شنیده‌ام حاکی از این است که تمرکز و توجه کافی نسبت به این گروه‌ها وجود ندارد لذا با کمک بخش‌های دولتی یا غیردولتی برای این افراد باید فکری کرد. گرمخانه‌ها، سامان سراهای شهرداری، مراکز نگهداری معتادین متجاهر و کمپ‌ها و مراکز مشابه مستلزم یک برنامه‌ریزی خاص است. به‌ویژه همین را در مرکز توانبخشی و نگهداری بیماران روانی و سالمندان هم ممکن است داشته باشیم. البته مراکزی که افراد توان مدیریت رفتارشان را دارند، راحت‌تر است و سازمان‌های مربوطه تدابیری را اتخاذ می‌کنند ولی افرادی که بعضا در خیابان هستند و هیچ‌کس هم کاری به کارشان ندارد و خودشان هم نمی‌توانند کنترل کنند، چنانچه مبتلا شوند، می‌توانند یکی از منابع انتقال ویروس باشند. از طرفی باید فکری هم برای بعضی از اماکن پرتردد در این مقطع زمانی اندیشید. جان و سلامت و امنیت مردم مهم است، تعطیل شدن برخی از مراکز اجتناب ناپذیر است لذا در این بخش هم دولت باید تصمیم قاطع‌تر و جدی‌تری بگیرد. شاید آنجا که تردد بیشتر است و نمی‌توان کنترل کرد بخشی هم خود مردم باشند چون اگر همه دولت و همه حاکمیت هم پای کار بیایند اما مردم موضوع را جدی نگیرند کنترل انتقال این ویروس سخت خواهد شد و مجبور خواهیم شد که هزینه‌های انسانی و اقتصادی بیشتری پرداخت کنیم. شاید برای کارتن خواب‌ها و افرادی که کنترلی روی رفتارشان ندارند قرنطینه در مقطع کوتاه می‌تواند مسکنی در مورد این افراد که هم نگران ابتلا و هم نگران انتقال بیماری به دیگران هستیم، باشد. سازمان‌ها برای خودشان برنامه دارند اما همه این افراد در پوشش سازمان‌ها نیستند. این افراد گروه‌هایی هستند که همه جا می‌روند و خیلی دغدغه پیشگیری ندارند و معمولا در شرایط عادی هم بهداشت را رعایت نمی‌کنند چه رسد به الان که انتقال این ویروس به‌راحتی صورت می‌گیرد. دو ماه گذشته فرصت خوبی بود که بتوانند اطلاعات درستی به جامعه درباره این بیماری داده شود. اکنون با این ویروس مواجهیم و نگران گروه‌هایی هستیم که هیچ کنترلی روی آنها نیست.

منبع: روزنامه آرمان ملی/6 اسفند 98

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/12/6


( کل صفحات : 43 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات