دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

یادداشت:

کار خیر، از دوران کودکی آموزش داده شود

(سید حسن موسوی چلک

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران / روزنامه شرق/4 اسفند 98)

تاملی بر زندگی انسان ها در جوامع مختلف نشان می دهد که یکی از کار های ارزشمند در همه این جوامع پرداختن به امور خیر و احسان به دیگران است که در انجام این کار های خیر انتظار و چشمداشتی هم نباید از افردی داشته باشد.گر چه خداوند وعده پایداش نیکو را به نیکوکاران داده است  و از آنجا که وعده الهی حق است، تحقق هم پیدا می کند. ضمن این که  حیثیت و حرمت افراد را هم باید حفظ شود.چرا که خدمت با منت و موجب آزار  خدمت گیرنده مورد تایید نبوده و نخواهد بود.در حدیثی از امام علی(ع) نقل شده که بهترین مردم، نافع ترین آنها برای مردم است. در ادبیات ما هم بسیار  به این موضوع توجه شده است. فردوسی شاعر بلند آوازه ایران زمین اینگونه به انجام کار نیک توجه می کند:

نباشد همی نیک و بد پایدار/ همان به که نیکی بود یادگار

دراز است دست فلک بر بدی/ همه نیکویی کن اگر بخردی.

در قرآن هم بار ها در این خصوص اشاره و تاکید شده است. از نظر آموزه‌های قرآن، شتاب‌کردن در کارهای خیر و نیک بویژه  کار های اجتماعی به نیت تقرب الی الله امری بسیار پسندیده و نیک است؛ زیرا این کارها موجب آمرزش انسان می‌شود.(آل عمران، آیه 133) این شتاب‌ باید به گونه‌ای باشد که افراد برای انجام کارهای نیک و خیر با یکدیگر سبقت جسته و پیشگام باشند: فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرَاتِ(بقره، آیه 148؛ مائده، آیه 48).لذا انجام کار خیر یک ضرورت در زندگی اجتماعی است ضمن این از مولفه های اخلاق اجتماعی هم محسوب می شود.توضیح این نکته را ضروری می دانم که انجام کار خیر فقط پول دادن یا خانه و بیمارستان و مدرسه ساختن و مرکز معلولین وسالمندان ساختن و... نیست که این بخشی از امور خیریه می تواند محسوب شود.تاملی بر این موضوع نشان می دهد که معمولا افراد دارای تمکن مالی در اواخر عمر شان و در هنگام بی نیازی  مطلق( زمانی که دارایی زیادی دارند) اقدام به انجام کار های خیریه ایی می کنند که در جای خود قابل سپاسگزاری است.اما فکر می کنم انجام کار های خیر و نیک را از دوران کودکی باید به فرزندان آموخت تا این روحیه خیرخواهانه در جامعه نهادینه شود و به عنوان یک پشتوانه قوی محسوب شود.اگر کار خیر را فقط به پول دادن بسنده وخلاصه نکنیم. خیلی از امور هستند که توسط کودکان هم می تواند انجام شود.گر چه بصورت نمادین با توزیع قلک ها  در مدارس و مهد های کودک در هنگام وقوع بحران ها و یا  برخی از مناسبت ها از قبیل نوروز، جشن عاطفه ها و... تلاش می شود تا به این موضوع توجه شود. ولی نباید فراموش کرد که کار خیر فقط در این شرایط نیست. آموزش انجام کار خیر را باید از کودکی به فرزندان‌مان آموزش بدهیم. در حقیقت آموزش کار خیر به فرزندانمان کاری سخت ولی بزرگ با تاثیری همیشگی است و این فرصت را به شما می‌دهد تا آن‌ها را در ارزش‌هایی که برای جامعه اهمیت دارد شریک کنید. تاملی بر منابع مکتوب نشان می دهد که انجام کار خیر صورت‌های فراوانی دارد. از کمک مالی به افراد بی‌خانمان و فقیر در خیابان گرفته تا آموزش و درس دادن به کودکانی که امکان تحصیل در مدرسه را ندارند. در این میان «فعالیت‌های داوطلبانه» برای کمک به افراد نیازمند معمولاً تأثیر بیشتر و بهتری هم برای فرد کمک‌کننده و هم برای فرد نیازمند کمک دارند. زمانی که کودکان شما به صورت داوطلبانه به دیگران کمک می‌کنند هم احساس قدرت و توانایی بیشتری دارند و هم ارتباط بهتر و تنگاتنگ‌تری با اجتماع برقرار می‌کنند. در حقیقت انجام کار خیر یکی از ارکان اصلی آموزش به کودکان هم هست. به عبارت دیگر آموزش انجام کار خیر، نه فقط در فرهنگ ایرانی و اسلامی ما بلکه در عموم فرهنگ‌های جهان از وظایف مهم والدین و بخشی از مهارت‌های مورد نیاز و اساسی کودکان است که ما موظف هستیم آن را با جدیت به آن‌ها آموزش دهیم.یکی از این راه ها رفتار وادلین برای انجام کار های بخیر به شکل های مختلف هست .از کمک مالی برای ساختن یا مرکزف خانه و .. تا سرکشی به افراد بیمار، درس دادن به افرادی که نیاز به آموزش بیشتر دارند، یا  کار کردن داوطلبانه برای سایر افرادی که نیاز به تخصص و توان ما دارند.گاهی اوقات وقت گذاشتن برای کودکانی است که ممکن است سرپرستی نداشته باشند،.تشویق کودکان به انجام کار های خیر می تواند انگیزه مشارکت شان را افزایش داده و نهادینه کند. در برخی از منابع علمی تاکید شده است که «لازم است  اجازه دهیم فرزندان، هرکدام از نمونه‌های امور خیریه را که دوست می‌دارند، نسبت به انجام آن اقدام نمایند. لذا مربیان مهدهای کودک، مادران و پدران، باید در بکارگیریِ شیوه‌های نیکوکاری در جامعه، حتماً فرزندان را دخالت دهند. انجام فعل صدقه، در موقعیت‌های اجتماعی، مثل انداختن پول در صندوق صدقات، درصورتی که فرزندان حضور داشته باشند، بهتر است که توسط آن‌ها انجام بگیرد. مهدهای کودک، با مساعدتِ خانواده، از کودکانِ یتیم و بی سرپرست، دستگیری کنند و فرزندان، از خردسالی، در این امور، مشارکت کنند و برای مثال؛ به خواست خودشان، بعضی از اسباب بازی‌هایشان را هدیه کنند و توسط بزرگ‌ترها، مورد تشویق قرار بگیرند. احسان و نیکوکاری در مهدکودک نیز امکان پذیر است، کودکان از داشته ها ، فرصت ها و امکانات خود، در صورتی که چیزی را به دوستشان هدیه کردند، مدیریت مهدکودک و مربیان، برای چنین اقدامی از سوی کودکان، به ویژه در مراسم صبحگاهی، آنها را مورد تشویق قرار دهند». کودکان اگر بیاموزند که انجام کار خیر یک فرصت و پشتوانه برای او و مردم جامعه ایی که در آن زندگی می کند محسوب می شود رفتار های خیرخواهانه  را به شکل های مختلف در خود نهاینه خواهد کرد و مصداق این شعر حافظ شیراز خواهد شد:

ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون

نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/12/4

چرا واقعیت کرونا تبدیل به بحران شد؟

سیدحسن موسوی‌چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

زمانی‌که یک بیماری در سطح جهان شیوع پیدا می‌کند و اپیدمی می‌شود، نوع واکنش‌‌های مردم نسبت به بیماری با توجه به اطلاعات و شناختی که دارند، متفاوت خواهد بود. مردم کشور ما در سال‌های گذشته اخبار مربوط به بیماری سارس، آنفلوآنزا و حتی در چند وقت اخیر، کرونا‌ویروس‌ را از شبکه‌های مجازی گرفته‌اند و هیچ‌کدام از نهادهای رسمی به آنها اطلاعات درست و بهنگامی در رابطه با واقعیت آن بیماری ارائه نکرده‌اند. متاسفانه وزارت بهداشت و درمان به عنوان مرجع اصلی سلامت عمومی در کشور در رابطه با اخبار بیماری کرونا اطلاع‌رسانی درست و شفافی نداشت و من به عنوان یک شهروند انتظار داشتم که اطلاعات این بیماری را قبل از تایید ورود کرونا به ایران در شبکه‌های اجتماعی، از مرجع رسمی همچون وزارت بهداشت بشنوم. حتی ما شاهد این موضوع بودیم که با وجود تکذیب این وزارتخانه در رابطه با شیوع این بیماری در قم و مرگ دونفر در بیمارستان کامکار، شبکه‌های اجتماعی اخبار و فیلم‌های آن را در شکل وسیعی در میان شهروندان منتشر کردند و یک روز بعد مسئولان وزارت بهداشت خبر فوت دو شهروند در قم را بر اثر بیماری کرونا تایید کردند و هم‌اکنون نیز در مدت دو روز خبر ابتلای 18 نفر و مرگ چهار نفر در کشور تایید می‌شود. این اخبار نشان‌دهنده آن است که در یک ماه گذشته اتفاقاتی در ایران رخ داده و با وجود انتشار نامه‌ها و فیلم‌ها در شبکه‌های مجازی و تکذیب مراجع ذی‌ربط، اخبار غیر‌رسمی موثق‌تر بوده است. این یک واقعیت است که وزارت بهداشت در ارائه اطلاعات درست و شفاف به مردم در رابطه با کروناویروس تاخیر کرده است، در حالی‌که مسئولان این وزارتخانه می‌توانستند در صداوسیما اطلاعاتی را با مردم در میان بگذارد، اما با تاخیر اعلام کرونا در قم و تکذیب دو نامه‌ای که در فضای مجازی منتشر شد و البته عدم‌اطلاع‌رسانی در بحران‌های اخیر مانند اصابت موشک به هواپیما اوکراینی و عدم‌ارائه آمار کشته‌شدگان حوادث آبان‌ماه، اعتماد مردم تحت‌تاثیر قرار گرفته و باعث سردرگمی آنها شده است. متاسفانه ضعف مراجع رسمی در اطلاع‌رسانی در زمان بحران، امری غیر‌قابل کتمان در کشور ماست. کم‌کاری مسئولان باعث شده امروزه اخبار و شایعات در رابطه با ویروس کرونا، خیلی خطرناک‌تر از اصل بیماری در جامعه خود را نشان دهد و به نوعی هراس عمومی در کشور شکل گیرد. از سوی دیگر بسیاری از مردم نگران مدارس و فرزندان‌شان هستند و کنترل جمعیت 5/13 میلیون دانش‌آموز در مدارس، کار بسیار دشوارتری از کنترل بیماری در میان بزرگسالان است. همه این نگرانی‌ها به هراس اجتماعی که از فضای مجازی سرچشمه گرفته‌، دامن می‌زند، در حالی‌که میزان کشندگی کرونا نسبت به دیگر بیماری‌های واگیردار که در چند سال اخیر دنیا آن را تجربه کرده، کمتر است. در حقیقت وزارت بهداشت در این رابطه به هر دلیلی سکوت کرده و بعد از انتشار وسیع ابتلای مردم به کرونا در فضای مجازی و نگرانی آنها، شیوع کرونا را در کشور تایید کرده است، در حالی که نگرانی مردم یک رفتار طبیعی نسبت به ویروس ناشناخته کرونا است. مسئولان کشور چین با بیش از یک میلیارد نفر جمعیت و با مشارکت مردم توانستند این بحران را تا حد زیادی کنترل کنند، اما نمی‌دانم که چرا آقایان به‌این موضوع باور ندارند که مشارکت مردم در برون ‌رفت از این بحران بسیار تاثیرگذار خواهد بود و راه پنهان‌کاری و سکوت را در پیش گرفته‌اند. وزارت بهداشت می‌توانست که راهبری اخبار و اطلاعات را در فضای مجازی و فضای حقیقی به دست گیرد و قافیه را به شایعه‌پراکن‌ها نبازد. از سوی دیگر این آرامش وزارت بهداشت و مسئولان اطلاع‌رسانی این وزارتخانه در شرایط بحرانی برای مردم قانع‌کننده نیست.

منبع: روزنامه آرمان ملی،3 بهمن 1398

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/12/3

جناب آقای دکتر علی لاریجانی

رییس محترم مجلس شورای اسلامی

 

با سلام و احترام،

      همانگونه که استحضار دارید یکی از نگرانی های جدی در کشور گسترش آسیب های اجتماعی و تنوع آنها و کاهش سن افراد در معرض آسیب و آسیب دیده اجتماعی و همین طور نگرانی از آسیب های اجتماعی نوپدید بویژه تحت تاثیر فضای مجازی و شبکه های اجتماعی است بگونه ایی که این وضعیت موجب شده جلسات مهمی با حضور مسوولین عالی نظام از جمله جنابعالی برگزار شود و تحت تاثیر این جلسات لایحه برنامه ششم ارسال توسط دولت در حوزه اجتماعی توسط مجلس شورای اسلامی  بازنگری اساسی قرار گرفته که نقطه عطف آن در این برنامه ماده 80 می باشد.گر چه در سایر اسناد بالادستی هم به این موضوع مهم توجه شده است. در چنین شرایطی که آسیب های اجتماعی سرمایه انسانی کشور ما را تحت تاثیر قرار داده است انتظار می رفت که دولت در لایحه بودجه سال 1399 توجه بیشتری به منبع اختصاص داده شده برای برنامه های کنترل و کاهش آسیب های اجتماعی با رویکرد سلامت اجتماعی و روانی اختصاص می داد.تاملی بر گزارش تهیه شده در خصوص بودجه آسیب های اجتماعی توسط مرکز پژوهش های مجلس نشان می دهد که نه تنها توجه به این موضوع اساسی بیشتر نشده است بلکه شاهد کاهش حدود 10 درصدی بودجه پیشنهادی در این حوزه هم هستیم. طبق جداول لایحه بودجه سال 1399 کاهش 17 درصدی در بخش کودکان آسیب پذیر،12 درصدی آسیب های اجتماعی، کاهش 76 درصدی برنامه پیشگیری از آسیب های اجتماعی دانش آموزان، کاهش 45 درصدی برنامه حمایت از کودکان بازمانده از تحصیل مناطق محروم، کاهش 15 درصدی برنامه پیشگیری از سوء مصرف مواد مخدر و روانگردان بهزیستی کشور، کاهش  حدود 19 درصدی ساماندهی کودکان خیابانی، کاهش بیش از 18 درصدی حمایت از کودکان کار، با توجه به وضعیت ایران در کنار دو کشور بزرگ تولید کننده مواد مخدر کاهش بیش از 47 درصدی برنامه مبارزه با قاچاق مواد مخدر، کاهش حدود 23 درصدی خدمات درمان و کاهش آسیب، و .... هستیم گر چه در برخی  برنامه رشد مثبت کمی هم داریم که امیدوارم منتی بر سر این مردم گداشته نشود که بعضی  برنامه  افزایش  کمی داشتیم، همین طور کاهش حدود 17 درصدی برنامه های مرتبط با کودکان را نیز شاهد هستیم .ضمن این که افزایش حدود 20 درصدی برای مستمری بگیران تحت پوشش بهزیستی و کمیته امداد هم با توجه به شرایط اقتصادی کشور که دوست و دشمن بر مناسب نبودن حال اقتصاد کشور صحه می گذارند هم گره ایی از زندگی این افراد باز نخواهد کرد بلکه بار گرانی ها و تورم بیش از همه کمر خمیده همین افراد را بیشتر خم خواهد کرد که بدون شک تبعات این وضعیت می تواند در مجموع افزایش آسیب های اجتماعی را به دنبال داشته باشد و انتظاراتی که  فقط در برنامه ششم توسعه برای کاهش 25 درصدی آسیب های اجتماعی مصوب شده است تحقق پیدا  نخواهد کرد و ویژگی های  قابل انتظار برای ایران 1404 طبق سند چشم انداز بیست ساله  ایران مبنی برجامعه برخوردار از نهاد مستحکم خانواده، رفاه و ... هم تحقق پیدا نخواهد کرد.

از جنابعالی و نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی انتطار داریم که در تصویب بودجه همین بودجه بسیار ناچیز مربوط به کنترل و کاهش اسیب های اجتماعی را  با کاهش پیش بینیب شده توسط دولت تصویب نکنید و برای افزایش بودجه این بخش تدابیر لازم اتخاذ شود. به نظر می رسد با این نوع نگاه به موضوع آسیب های اجتماعی در نظام بودجه ریزی کشور، نیازی به دشمن برای برنده شدن در جنگ نرم که از جمله مصادیق آن گسترش آسیب های اجتماعی و از دست دادن نیروی انسانی( به عنوان یکی از دو سرمایه اصلی در کنار سرمایه اجتماعی برای توسعه کشور )نداریم.

دکتر سید حسن موسوی چلک

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

 رونوشت:

رییس محترم کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی جهت استحضار و پیگیری

رییس محترم کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی جهت استحضار و پیگیری

رییس محترم کمیسیون تلفیق بودجه مجلش شورای اسلامی جهت استحضار و پیگیری

رییس محترم کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی جهت استحضار و پیگیری

جناب آقای دکتر قبادی دانا معاون محترم وزیر و رییس سازمان بهزیستی کشور جهت استحضار

جناب آقای دکتر مومنی دبیر کل محترم ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری جهت استحضار

جناب سردار زاهدیان رییس محترم پلیس مبارزه با مواد مخدر ناجا جهت استحضار

جناب آقای دکتر حاجی میرزایی وزیر محترم آموزش و پرورش جهت استحضار

دبیران سرویس های اجتماعی رسانه هه و مطبوعات داخلی

 بایگانی

 

 

 

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/11/30

۲۴۸۰ تومان سرانه پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی دانش‌آموزان!

سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

Image result for موسوی چلک

یکی از مهم‌ترین وظایف نهاد‌های رسمی زمینه سازی برای ارتقای شاخص سلامت اجتماعی و سواد اجتماعی در جامعه است که بدون شک یکی از مهم‌ترین نهاد‌ها در راستای تحقق این وظیفه آموزش و پرورش است. چراکه حداقل دوازده سال یک دانش‌آموز با مدرسه ارتباط دارد. مدرسه‌ای که سه ضلع دانش‌آموز، اولیای مدرسه و اولیای خانه (والدین) را با هم دارد که کمتر محیط اجتماعی را می‌توان پیدا کرد که از این موقعیت مطلوب برخوردار باشد. ایفای پرورش اجتماعی در این محیط می‌تواند و می‌بایست به‌عنوان یک اولویت باشد. طبیعتا برای استفاده مطلوب از این محیط نیاز به اتخاذ تمهیدات مختلفی است که از جمله آنها می‌توان به تامین بودجه لازم برای اجرای برنامه‌های مرتب با ارتقای سلامت اجتماعی اشاره کرد. با توجه به شرایط نگران کننده کشور در حوزه آسیب‌های اجتماعی و تنوع آنها و کاهش سن افراد درگیر آسیب‌های اجتماعی و با توجه به وظایف پیش‌بینی شده در سند تحول آموزش و پرورش و از همه مهمتر ضرورت توجه به این موضوع در جامعه انتظار این بود که در بودجه سال 1399 شاهد افزایش بودجه دراین بخش برای برنامه‌های پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی دانش‌آموزان باشیم. تاملی بر لایحه بودجه سال 1399 نشان می‌دهد که اعتبار سال 1399 درلایحه برای این برنامه 335000 میلیون ریال پیش‌بینی شده که نسبت به سال قبل که 1421200 میلیون ریال بوده حدود 76 درصدکاهش داشته است. کدام عقل سلیمی این نوع بودجه‌ریزی را با اهداف کشور برای توجه به آسیب‌های اجتماعی منطبق می‌داند؟ کدام نشانه را دست اندرکاران بودجه دیدند که نشان از بهبود وضعیت است که این گونه تدبیر کردند که باید همین بودجه بسیار حداقلی را هم 76 درصد کاهش دهند. باید به این دست اندرکاران دست مریزاد گفت که نهایت بی‌تدبیری را انجام دادند. جالب اینجاست که بودجه مربوط به کودکان بازمانده از تحصیل مناطق محروم را هم بیش از 45 درصد کاهش دادند. یعنی در سال 1398 این بودجه 2936000 میلیون ریال بوده که در لایحه بودجه سال 1399 به 1604370 میلیون ریال کاهش پیدا کرده است. فکر می‌کنم برای گسترش آسیب‌های اجتماعی نیاز به دشمن نداریم خودمان با دست خودمان چاه را برای عمیق‌تر شدن آسیب‌های اجتماعی آماده می‌کنیم. از کمیسیون های آموزش و تلفیق مجلس شورای اسلامی و هیات رئیسه مجلس انتظار می‌رود جلوی این فاجعه را بگیرند.

منبع: روزنامه آرمان ملی/26 بهمن 98

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/11/26

مجلس با مشارکت مرد‌م تکصد‌ا نمی‌شود‌

سید‌حسن موسوی چلک

 رئیس انجمن مد‌د‌کاران اجتماعی ایران

 یکی از اتفاقات خوب د‌ر هر کشوری د‌اشتن حق قانونی برای انتخاب مسئولان د‌ر حوزه‌های مختلف توسط مرد‌م است که از آن به‌عنوان انتخابات یاد‌ می‌شود‌. د‌ر ایران براساس قانون اساسی این فرصت را د‌اریم که بتوانیم د‌ر حوزه‌های مختلف از جمله ریاست جمهوری، مجلس، شوراها و خبرگان رهبری، کاند‌ید‌اهای خود‌مان را تبلیغ و د‌ر صورت انتخاب، حمایت کنیم. این شانس و مشارکت مستلزم چند‌ مولفه است. اولین مولفه، وجود‌ کاند‌ید‌اها با گرایش‌های سیاسی متفاوت اما د‌ر چارچوب قوانین و مقررات آن جامعه اعم از ایران یاهر جای د‌یگر است. براساس آنچه د‌ر قانون تعریف شد‌ه، طبیعتا اگر این شانس را بپذیریم اتفاق بعد‌ی د‌ر حوزه اعتماد‌ می‌افتد‌. وقتی فرصت برای حضور گسترد‌ه افراد‌ از گرایش‌های سیاسی مختلف ایجاد‌ می‌شود‌، می‌تواند‌ یک فرصت برای افزایش اعتماد‌ به مسئولان آن کشور باشد‌، چراکه حق برخورد‌اری د‌ر انتخاب کاند‌ید‌ای مورد‌ نظرشان را پید‌ا می‌کنند‌ که خود‌ این اعتماد‌ می‌تواند‌ بهترین بستر برای افزایش مشارکت مرد‌م باشد‌. د‌ر کنار این حق که اعتماد‌ را افزایش می‌د‌هد‌، اعتماد‌ به مجریان یا برگزارکنند‌گان انتخابات هم هست که می‌تواند‌ نگرانی مسئولان را برای کاهش مشارکت کمتر کند‌ چرا که اگر مرد‌م به این نقطه برسند‌ که برگزارکنند‌گان قانون را د‌رمورد‌ همه کاند‌ید‌اها، یکسان عمل می‌کنند‌ لذا اعتماد‌ بیشتر خواهد‌ شد‌ و می‌تواند‌ بستر و مشارکت بیشتر را فراهم بکند‌. چون د‌ر هر جامعه‌ای اگر مرد‌م این احساس را بکنند‌ که همه شانس برابر ند‌ارند‌، طبیعتا آن افراد‌ی که فکر می‌کنند‌ شانس شان کمتر است، احتمال اینکه کمتر مشارکت بکنند‌، بیشتر می‌شود‌. لذا یکی از شاخص‌هایی که برای مسئولان د‌ر هر انتخابات و جامعه‌ای باید‌ مطرح باشد‌ این است که اعتماد‌ رای د‌هند‌گان را د‌ر تمام طول فرآیند‌ برگزاری انتخابات فراهم کنند‌. گاهی مواقع مرد‌م به د‌لیل اعتراض به وضع موجود‌ که ممکن است د‌ر هر جامعه‌ای وجود‌ د‌اشته باشد‌، مجبور شوند‌ با انتخابات و صند‌وق فاصله بگیرند‌ ولی این مطلوب فرآیند‌ د‌موکراسی و مرد‌م نخواهد‌ بود‌. گرچه محد‌ود‌ شد‌ن تعد‌اد‌ کاند‌ید‌اها با گرایش‌های سیاسی مختلف می‌تواند‌ یک عامل برای کاهش مشارکت باشد‌ اما نرفتن پای صند‌وق این حق را از خود‌ مرد‌م می‌گیرد‌. لذا همیشه اینگونه بود‌ه که وقتی پای صند‌وق نمی‌روند‌ هم د‌ر د‌اخل و هم د‌ر بیرون از کشور می‌تواند‌ مورد‌ بهره‌برد‌اری گروه‌های مختلف سیاسی قرار بگیرد‌. به همین د‌لیل است که معمولا کمتر گروه سیاسی حد‌اقل د‌ر ایران، عد‌م مشارکت را به‌عنوان اولویت اول اعلام می‌کنند‌. گاهی اوقات بنا به د‌لایل متعد‌د‌ ممکن است از یک گرایش سیاسی تعد‌اد‌ کمتری تایید‌ شد‌ه باشند‌ اما نرفتن پای صند‌وق مثلا د‌ر همین انتخابات مجلس به معنای یکصد‌ا شد‌ن مجلس است. یکصد‌ایی مجلس د‌ر هیچ د‌وره‌ای نه به نفع مجلس، نه به نفع کشور و نه به نفع مرد‌م است. لذا نباید‌ به‌راحتی از کنار حق مشارکت بگذریم حتی اگر نارضایتی د‌اریم، حتی اگر د‌ر تایید‌ صلاحیت‌ها ممکن است یک گروه سیاسی به اینجا برسد‌ که د‌ر حقش آنگونه که باید‌ طبق قانون عمل نشد‌ه یا حتی د‌ر بد‌ترین حالت احساس تبعیض کند‌. گاهی مواقع، حضور چند‌ نمایند‌ه د‌ر یک مجلس مخالف گرایش سیاسی حاکم بر نمایند‌گانی که انتخاب می‌شوند‌، می‌تواند‌ یک جایی صد‌ای مرد‌م باشد‌. مرد‌می که د‌رمقابل جناح سیاسی و تصمیم گیری‌هایی که انجام می‌د‌هند‌، مخالفند‌، حد‌اقل می‌توانند‌ سوال بپرسند‌ و مطالبه‌گری کنند‌. وجود‌ مجلس یکصد‌ا باعث می‌شود‌ صد‌ای یک عد‌ه‌ای به جایی نرسد‌. به همین د‌لیل اگر عد‌ه‌ای از این شرایط ناراضی هستند‌ اما با صند‌وق رای قهر نکنند‌.منبع: روزنامه آرمان/19 بهمن 1398

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/11/19

یادداشت:

بازازد‌واج مرد‌ان با د‌ختران مجرد‌ و نگرانی از تجرد‌ د‌ختران

سید‌حسن موسوی چلک رئیس انجمن مد‌د‌کاران اجتماعی ایران

( روزنامه آرمان، 14 بهمن 1398)

یکی از مولفه‌های مهم د‌ر هر جامعه‌ای تشکیل خانواد‌ه است که طبیعتا د‌ر تمام جوامع د‌ر اد‌وار مختلف تشکیل خانواد‌ه متناسب با شرایط فرهنگی آن جامعه صورت می‌گیرد‌. اما این سازوکار به مرور زمان ممکن است د‌ستخوش تغییراتی شود‌. جامعه ما هم از این قضیه مستثنی نیست و وقتی فرهنگ ازد‌واج د‌ر ایران را مرور می‌کنیم به نوعی شاهد‌ این نوع تغییرات از نحوه انتخاب و خواستگاری تا مراسم عروسی هستیم. همین الان را وقتی با 20 سال قبل مقایسه می‌کنیم، می‌بینیم که چه تغییراتی ایجاد‌ شد‌ه است. تغییراتی که بعضا د‌ر جاهایی بر اساس جمعیت ایجاد‌ می‌شود‌. وقتی بر وضعیت ازد‌واج و طلاق د‌ر ایران طی چند‌ سال اخیر تامل می‌کنیم، ازد‌واج معمولا نسبت به سال‌های قبل د‌رصد‌ منفی د‌اشت و روند‌ طلاق رو به رشد‌ بود‌ که نشان د‌هند‌ه شانس کمتر ازد‌واج برای افراد‌ کمتر است. این د‌ر حالی است که د‌ر همین بازه زمانی شاهد‌ جمعیت واقع د‌ر سن ازد‌واجی هستیم که د‌ر حد‌ود‌ 11 میلیون و نیم نفر هستند‌ و ازد‌واج نکرد‌ه‌اند‌. روند‌ کاهشی تعد‌اد‌ ازد‌واج ثبت شد‌ه چشم اند‌از آیند‌ه را هم به نوعی نگران کنند‌ه کرد‌ه است. گرچه امید‌واریم با ترکیب جمعیتی که د‌اریم د‌ر آیند‌ه روند‌ ازد‌واج مطلوب‌تر شود‌ ولی د‌ر شرایط کنونی که تجرد‌ قطعی به نسبت قبل د‌ارد‌ افزایش پید‌ا می‌کند‌، طبیعتا د‌ختران برای انتخاب شریک زند‌گی شان ممکن است برخی از این معیارها را کنار بگذارند‌. از جمله این معیارها، ازد‌واج اولی است و نه بازازد‌واج. د‌رواقع بازازد‌واج‌ها نشانه ترس از تجرد‌ قطعی د‌ر جامعه محسوب می‌شود‌ و باز نشانه‌ای از تغییر الگوهای ازد‌واج د‌ر جامعه است. بخش د‌یگر هم ممکن است به حوزه اقتصاد‌ برگرد‌د‌. د‌ختران جوان با مرد‌ان پولد‌ار حتی سن بالا ازد‌واج بکنند‌ تا به نوعی بتوانند‌ با این ازد‌واج هم شانس‌شان را برای تشکیل خانواد‌ه جنبه عملی بپوشانند‌ و هم با تمکن مالی که د‌ر این ازد‌واج به د‌ست می‌آورند‌، نگرانی‌شان را نسبت به آیند‌ه اقتصاد‌ خود‌شان کم بکنند‌. لذا آنچه سازمان ثبت احوال د‌رباره افزایش د‌ختران با مرد‌ان با سابقه تاهل گفت این آمار حکایت از 3/3 برابر شد‌ن د‌ارد‌ و البته روند‌ی قابل پیش‌بینی بود‌. با توجه به آمار د‌ختران د‌ر سن ازد‌واج د‌رواقع مرد‌ان مجرد‌ تمایلی به ازد‌واج آنگونه که باید‌ ند‌ارند‌ و این روند‌ کاهشی د‌قیقا گویای همین موضوع است. ثبت احوال هم با اعلام رسمی این آمار به نوعی مهر تایید‌ی بر این موضوع زد‌. گاهی مواقع هم مرد‌انی که بازازد‌واج انجام می‌د‌هند‌ به د‌لیل از د‌ست د‌اد‌ن همسر یا طلاق است که تصمیم می‌گیرند‌ زند‌گی تجرد‌ی‌شان را به اتمام برسانند‌ و تجد‌ید‌ فراش کنند‌. اما د‌ر این تجد‌ید‌فراش ممکن است علاقه به این سمت باشد‌ که با د‌خترانی که هرگز ازد‌واج نکرد‌ه‌اند‌، ازد‌واج بکنند‌. لذا همه بازازد‌واج‌ها را نمی‌توانیم صرفا به اقتصاد‌ و تنوع طلبی و موضوعات د‌یگر ربط د‌هیم. بخشی از این ماجرا می‌تواند‌ یک تصمیم منطقی و عقلایی از سوی کسانی که این ازد‌واج را رقم می‌زنند‌، باشد‌ و بعضا ممکن است از آرزوهای اساسی و کلید‌ی شان هم بگذرند‌. مطمئنا اگر افراد‌ این شانس را د‌اشته باشند‌ که با افراد‌ هرگز ازد‌واج نکرد‌ه که تمکن مالی هم د‌اشته باشند‌، ازد‌واج کنند‌، معمولا سراغ بازازد‌واج‌ها نمی‌روند‌ لذا بازازد‌واج‌ها به شکلی که آمار منتشر شد‌ه گویاست و با توجه به سرعتی که پید‌ا کرد‌ه نشانه یک تغییر د‌ر انتخاب همسر توسط د‌ختران است.

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/11/14

یادداشت :

ضرورت کسب مهارت تاب آوری

سید حسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

)  روزنامه شرق،13 بهمن 1398)

هریک از ما در زندگی فردی واجتماعی خود شرایطی را تجربه کرده و خواهیم کرد که به اصطلاح« باب میل ما» نیست و حتی ممکن است ما نقشی در ایجاد  آن شرایط نداشته باشیم.وقوع حوادت و بحران های طبیعی ازقبیل سیل، زلزله، طوفان و.. و یا حوادث غیر طبیعی از قبیل :جنگ، ترور، سقوط هواپیما، خروج قطار از ریل، آتش سوزی های  بزرگ مثل حادثه پلاسکو، سیاستگذاری های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و .. از قبیل: افزایش قیمت حامل های انرژی مثت بنزین، افزایش قیمت ارز و .. از جمله این شرایط هستند. یا از دست دادن عزیزی و ورشکستگی های اقتصادی، طلاق  و ... را نیز می توان اشاره کرد.چرا که در دنیایی داریم  زندگی کنیم که با خطر های بسیاری مواجه هستیم و هر روز بر شدت این  خطر ها هم   افزوده می شود و ما هم در شرایطی قرار داریم که نمی توانیم در چینن شرایطی عکس العمل های  منطقی  و مناسب داشته باشیم. به همین دلیل شعار سال 1398 انجمن مددکاران اجتماعی ایران موضوع مددکاری اجتماعی و  تاب آوری انتخاب شده است وکنگره بین المللی هم در این زمینه برگزار شد. تاب‌آوری اجتماعی یعنی اینکه افراد در شرایط سخت و دشوار بتوانند واکنش‌های منطقی از خود نشان بدهند. هیچ‌کس بی‌نیاز از فراگیری این مهارت نیست. جامعه‌ای که تاب‌آوری را نیاموخته در آن انواع خشونت بارز می‌شود و تعرض به حقوق شهروندی افزایش می‌یابد. در جامعه‌ای که در آن تاب‌آوری اجتماعی رو به افول است قطعا اعتراض در آن حادث می‌شود. این اعتراض‌ها به شکل‌های مختلف نمود پیدا می‌کند که اعتراضات خودجوش خیابانی اصناف و گروه‌های خاص،  اعتراضات توده‌ای،  اعتراضات سازمان یافته و...از جمله آنها هستند.حداقل در چند سال اخیر بار ها این شرایط را تجربه کردیم.حوادث سال های 96 و 98 در دو سال اخیر، یا زلزله های های کرمانشاه, لرستان، سیل های سال گذشته و امسال در اکثر استان های کشور و... تجربه کردیم که برخی از انها منجر به اعتراضاتی تو.سط مردم شد که شاهد خشونت ها و تخریب اموال عمومی و کشته شدن مردم بودیم. یا بر اساس آمار پرونده های قضایی در سال های اخخیر ضرب وجرح( خشونت) یکی از پرونده های با فراوانی بسیار بالا در کشور بوده است.همین نکتع درخصوص خشونت های خانگی هم مصداق پیدا می کند که یکی از اولویت های مداخله های مددکاران اجتماعی در ایران هست.همین جا این  نکته را اشاره کنم که منظور  من از تاب آوری سوختن و ساختن نیست. به بهانه تاب آوری نباید از توجه به حقوق شهروندی صرف نظر کرد بلکه مهارت تاب آوری اجتماعی و فردی کمک می کند  افراد قدرت انطباق و سازگاری بیشتری بلرای تحقق حقوق شان پیدا کنند. برخی معتقدند که «تاب آوری اجتماعی را می توان ظرفیت تبدیل و تحول، تطبیق و سازگاری و توان مقابله با تنش و بحران های اجتماعی نامید. تاب آوری اجتماعی از ظرفیت و توانایی خاصی در افراد و گروهها، خانواده و جوامع صحبت میک ند که عمدتا یادگیری و سازگاری در تغییرات تحمیل شده، و همچنین قدرت تطبیق با شرایط و متقضیات را در بر خواهد داشت؛ این به ساده ترین معنا برخورداری از آغازی همیشگی است».لذا ما نیاز به اجتماعی داریم که تاّ آور باشد وبتواند در مقابل شوک ها  وارد شده و بحران های ایجاد شده  بگونه ایی عمل کند که بحران های شدیدتری ایجاد نشود و افراد در این  جامعه ایی بتواند به شرایط قبل برگشته و به زندگی خود ادامه دهند و به عبارت دیگر تعادل و توازن در زندگی ایجاد شود. معمولا در جوامع تاب آور،در چنین شرایطی فروپاشی  اتفاق نمی افتد و افراد برای مدیریت بحران ها راه های منطقی را  انتخاب می کنند.التبه در صورت عدم وجود راه های منطقی برای بیان دیدگاه ها و انتقادات، پاسخگو نبودن مسولین مرتبط، عدم شفافیت در اطلاع رسانی ها و حتی تاخیر در اطلاع رسانی ها ، احساس تبعیض و ...وجود اعتراض های خیابانی و شورش های اجتماعی و اعتصاب ها و .. دور ار انتظار نیست که بدون شک عوارض زیادی هم خواهد داشت که از جمله آنها تهدید امنیت فردی و اجتماعی خواهد بود و پایین آمدن سرمایه اجتماعی که از جمله شاخص های آن کاهش اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی خواهد بود که فقدان یا ضعف این  مولفه در بحران ها و شرایط اضطرار، نهادینه شده باشد کمتر شاهد خشونت به اشکال مختلف خانوادگی و اجتماعی هستیم، ضریب همبستگی اجتماعی بالاتری را شاهد خواهیم بود، نشاط اجتماعی شرایط مطلوب تری خواهد داشت.در جوامعی که آمار اختلالت روانی بالا باشد یکی از نشانه های آن  فقدان یا ضعف در مهارت تاب آوری است.آمار ارایه شده توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی  مبنی بر ابتلاء  بین 23  تا 25 درصد مردم به یکی از اختلالات روانی خود گویای همین مساله هست. گاهی اوقات ضعف در سیاستگذاری ها و تصمیم گیری های کلان در هر جامعه و یا ضغف مدیریت در شرایط بحران و اضطرار نیز  می تواند زمینه ایی را فراهم کند تا شاهد تاب آو.ری کمتری در جوامع باشیم.آنچه که در  کنار شرایط کلان مهم هست این است که هریک از ما برای فراگیری مهارت تاب آوری اقدام کنیم.گرچه فکر می کنم که  محیط های اجتماعی مثل مدرسه، رسانه ها و ... را نیز درکنار خانواده ها می توانند دراین  زمینه تاثیر گذار باشند تا جامعه ایی تاب آور داشته باشیم.در پایان مجددا تاکید می کنم که تاب آوری مانعی برای مطالبه گری اجتماعی نیست بلکه می تواند موجب شود تا  روش های مناسب تری برای  مطالبه گری انتخاب شود.

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/11/14

یادداشت:زنگ مددکاری اجتماعی در مدارس به صدا درآید

سیدحسن موسوی چلک

 رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

یکی از چالش‌ها و نگرانی‌های موجود در کشور در شرایط کنونی به حوزه سلامت اجتماعی و کیفیت زندگی مردم برمی‌گردد. طبیعتا در چنین شرایطی منطق مدیریت هوشمند ایجاب می‌کند که از همه ظرفیت‌ها برای ارتقای شاخص‌های سلامت اجتماعی و بالا بردن سواد اجتماعی استفاده شود. با توجه به اینکه آموزش و پرورش جزو نهادهای اجتماعی مورد وثوق برای همه اقشار هست و اینکه سه ضلع مثلث دانش‌آموز، اولیای مدرسه و والدین را کنار همدیگر دارد و این کنار هم بودن حداقل 12 سال طول می‌کشد، فرصت بی‌نظیری برای کشور می‌تواند محسوب شود تا چشم انداز آینده ما در این حوزه روشن‌تر و کارآمدتر باشد. این امر مستلزم این است که آموزش و پرورش تفکر اجتماعی را در خودش نهادینه کند که از سیاستگذاری اجتماعی تا اجرا را می‌تواند شامل شود. لذا برای تحقق این موضوع استفاده از ظرفیت مددکاران اجتماعی به صورت ثابت و مستمر می‌تواند راهکاری باشد چراکه حضور مددکاران اجتماعی در مدارس بدون شک برای بالا بردن سواد اجتماعی دانش‌آموزان، دسترسی شان به منابع اجتماعی، شناسایی افراد و خانواده‌های در معرض خطر و استفاده از منابع موجود برای کاهش مشکلات دانش‌آموزان در محیط مدرسه تاثیرگذار است. موضوعی که تقریبا در ایران مورد غفلت جدی قرار گرفته گرچه چند سال اخیر در قالب پروژه‌هایی مثل (نماد) «نظام مراقبت اجتماعی دانش‌آموزان» یا (ماد) «مشارکت اجتماعی دانش‌آموزان» سعی شده که موضوع مددکاری اجتماعی در آموزش و پرورش در حد خیلی کم دیده شود. بابت کارهایی که انجام دادند به عنوان رئیس یک تشکل غیردولتی در حوزه مددکاری اجتماعی سپاسگزاری می‌کنم اما ظرفیت آموزش و پرورش برای تحقق سلامت اجتماعی و به‌زیستن اجتماعی به مراتب ده‌ها هزار بار بیش از آن چیزی است که در حال حاضر انجام می‌شود. خاطرم هست چند ماه پیش در اسکاتلند معلمان اعتصاب کرده بودند که دلایلی داشتند. یکی حقوق و دیگری عدم حضور مددکاران اجتماعی در آن منطقه که اعتصاب کرده بودند که اتفاقی جالب است. در خیلی از کشورها مددکار اجتماعی در مدارس حضور ثابت و قوی دارد و این کمک می‌کند حمایت لازم از دانش‌آموزان حتی اگر در معرض خطر هم باشند، انجام بگیرد. اگر شرایطی داشته باشند که نیاز به حمایت اجتماعی داشته باشند، مددکاران اجتماعی با استفاده از ظرفیت‌های موجود درون و برون سازمانی به آنها کمک می‌کنند تا مشکلاتشان مدیریت شود. نقش دیگر مددکاران اجتماعی در مدارس برای پیشگیری از بروز آسیب‌های اجتماعی است. با توجه به اینکه حدود 13 میلیون دانش‌آموز داریم حضور مددکاران اجتماعی یک سرمایه‌گذاری برای کشور محسوب می‌شود. لذا انتظار داریم که زنگ مددکاری اجتماعی در مدارس به صدا دربیاید. با توجه به اینکه خود وزیر هم حوزه اجتماعی را خوب می‌شناسد و دکترایش هم در حوزه جامعه شناسی است، انتظار می‌رود این آرزوی دیرینه که اگر نگوییم آرزو، به این حق اساسی در دوره تصدی‌گری ایشان جامه عمل پوشانده شود. ما در انجمن مددکاران اجتماعی ایران آمادگی خودمان را برای هرگونه همکاری با آموزش و پرورش در این زمینه اعلام می‌کنیم.

منبع: روزنامه آرمان/8 بهمن 98

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/11/8

یادداشت:با مردم چه کردیم؟

سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

(روزنامه آرمان ملی،5 بهمن 98)

اگر متخصصان اجتماعی نکته‌ای را اشاره می‌کنند و یا هشداری می‌دهند، دقیقا از سر دلسوزی و براساس تجارب قبلی است که به این هشدار توجه نکرده‌اند. تکرار این هشدارها توسط متخصصان و نخبه‌های علوم اجتماعی را باید جدی بگیریم. مقام رهبری در جلساتی که در حوزه اجتماعی با مسئولان عالی کشور طی سال‌های اخیر برگزار می‌کنند، دقیقا اشاره فرمودند که هرکس توان و وجدان دارد در این حوزه کار کند. کار متخصصان حوزه علوم اجتماعی تحلیل و تبیین اتفاقاتی است که دارد می‌افتد لذا توجه به این هشدارهاست که می‌تواند جلوی خیلی از مشکلات را بگیرد. لازمه مشارکت اعتماد مردم است که طبیعتا اگر به همراه مولفه‌های دیگر باشد سرمایه اجتماعی بالا می‌رود. حتی در آبان 98 درست است که صدای اعتراض صدای کسانی است که از تصمیم ناگهانی دولت در افزایش ناگهانی قیمت بنزین بود، اما بخش دیگری هم به‌خاطر ناگهانی بودن تصمیم بود. وقتی مردم پاسخ سوالاتشان را نگیرند و پاسخ مطالباتشان را نشنوند حتی اگر از خیابان بیرون رفته باشند، به منزله قانع شدنشان نیست. اگر در این حوزه تدبیر نکنیم که اتفاقا بخش عمده‌ای از این تدبیر به مولفه‌های اجتماعی برمی‌گردد، با تحلیل اتفاقات دو سال اخیر عمدتا مولفه‌ها، مولفه‌های اجتماعی موثر در بروز این نوع اعتراضات و اتفاقاتی است که در جامعه افتاد. هشدارهای جامعه شناسان و متخصصان علوم اجتماعی فقط از روی مبانی نظری محض نیست. یک بخش از آنچه الان دارد تحلیل می‌شود و اسباب نگرانی است، بدون پاسخ ماندن سوالات و مطالبات و خواسته‌های مردم در این حوزه است و نکته بعدی عموما نامحرم دانستن مردم از جنس اقتصاد نیست. بی‌اعتمادی به دلیل ناکارآمدی در مدیریت بحران نشان از اقتصاد نیست. نداشتن چشم انداز روشن هم از جمله مسائل دیگر است و اینها اتفاقات از جنس اجتماعی است. خود سقوط هواپیما یک نشانه داشت و همانا نخبگان ما بودند که داشتند می‌رفتند. یکجا باید مطرح کنیم که همه باید باشند و اگر همه باشند، همه با هم می‌توانیم بحران را طی کنیم. اگر یک جایی لازم است تدبیری در تعاملاتمان در کشور و دنیا ایجاد کنیم این مولفه اقتصادی نیست. جامعه‌ای که مردمش امیدوار باشند تحمل شرایط را می‌کنند. مثال ساده‌ای می‌زنم؛ سیل اخیر را در حالی شاهدیم که رئیس هلال احمر نداریم. اتفاقا آنچه راه برون رفت ما از این حوزه است، اینکه چالش‌های موجود را بیشتر باید با مولفه‌های اجتماعی مدیریت کرد و برای برون رفت از این فضا استفاده نمود. شفافیت و صداقت و پاسخگویی و شایسته سالاری یک مطالبه مردمی است و هیچ‌کدامشان از جنس اقتصاد نیستند. اگر مردم برای هر موضوعی در خیابان اعتراض می‌کنند چون اعتمادشان کمتر شده و پاسخ را نمی‌گیرند اینها همان مردمی هستند که فقط به خاطر اینکه سردار سلیمانی نظامی بود، نیامده بودند. مسئولیت اجتماعی مردم در قبال کسی بود که برای کشور به‌گونه‌ای تلاش کرد که مردم قدردانش بودند. آنچه در این موضوع نشان داده شد، مولفه اجتماعی بود. کسی که سردار دل‌ها می‌شود، سردار دل‌ها با سرنیزه نمی‌شود و چند روز بعد که اعتراضات سقوط هواپیما را شاهد بودیم هر دو اجتماعی بود. مردم نسبت به آینده نگرانی دارند. نتیجه همین واکنش‌هایی می‌شود که در جامعه هست. ما جنگ تحمیلی را با همین مردم طی کردیم که هم جان و هم مالشان را می‌دادند و هم چشمداشتی نداشتند. آن موقع سرمایه اجتماعی موجب شده بود که مردم پای کار بیایند، از ابتدا باشند، هشت سال جنگ تحمیلی را تحمل کنند و عوارضش را بپذیرند. هنوز هم ما داریم عوارض آن جنگ را می‌پردازیم. خانواده شهدا، جانبازان، ایثارگران هنوز هم مشکلاتی دارند. اگر این نگاه را داشته باشیم که نقض متخصصان اجتماعی نه از روی غرض بلکه از روی کمک هست آن‌وقت می‌توان امیدوار بود و بازنگری کرد. در پی عدم پاسخ به مطالبات درست به مردم در حوزه‌های مختلف بیشتر و بیشتر اعتماد را از دست خواهیم داد و امور یک جامعه بدون اعتماد مردمی به‌راحتی نخواهد گذشت.

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/11/5

یادداشت:

حمایت های روانی اجتماعی

 سید حسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران/ر.زنامه شرق،30 دی 98)

در هر کشوری حوادث و بلایای متعددی اتفاق می افتد که برخی از آنه  طبیعی هستند از قبیل: سیل، زلزله، طوفان و .. برخی هم غیرطبیعی اند از قبیل جنگ، حوادث. کشور ما هم از این قضیه مستثنی نبوده و نیست.آخرین آن مربوط به منطقه تایی محروم در استان سیستان و بلوچستان  هست که حدود یک هفته مردم مهربان این استان  گرفتار سیل ویرانگر شدند. ایران مستعد حوادث و بلایای گوناگون طبیعی و انسان ساخت و به عنوان یکی از آسیب پذیرترین کشورها در جهان مطرح است. در بیش از  90سال گذشته، بیش از 180هزار نفر در اثر وقوع حوادث طبیعی جان خود را از دست داده و چندین برابر این تعداد نیز دچار آسیب و صدمات جسمی و روانی و اجتماعی شده و دارایی های خود را از دست داده اند. زلزله، سیل و خشکسالی از حوادث بسیار فراوان در ایران بوده است.  برخی آمار ها نشان می دهند که حدود 93 درصد مناطق ایران در معرض زلزله قرار دارد و با وجود اینکه ایران کشوری خشک است، لیکن 50 درصدِ مناطق آن در معرض وقوع سیل است. معمولا حوادث و بلایا کارکردهای عادی و معمول جامعه را مختل  کرده بگونه ایی که  جمعیت آسیب دیده و تاثیرپذیرفته از حوادث و بلایا قادر به مقابله با تاثیرات حادثه نمی باشند.ایم نوع بالایا  کارکردهای عادی و طبیعی جامعه  را مختل کرده بگونه ایی که بدون کمک دیگران قابل بازیابی نمی باشند. معمولا وقوع حوادث طبیعی از قبیل سیل موجب از دست رفتن روابط شخصی و منابع مادی و حمایت های روانی اجتماعی، از دست رفتن فرصت  های کسب وکار و تولید و درآمدزایی، از دست رفتن همبستگی و  انسجام اجتماعی، از دست رفتن شان و منزلت اجتماعی،  کاهش اعتماد ، تگرانی نسبت به امنیت همه جانبه، غلبه احساس ناتوانی در مقابل مشکلات ، ناامیدی نسبت به  امید و.. خواهد شد که این تاثیرات منفی می تواند برای مردم در گیر سیل در این استان را تحت تاثیر خود قرار دهد.به همین دلیل در این شرایط در کنار خدمات امداد ونجات و درمانی و .. لزوم ارایه حمایت های روانی و اجتماعی بیش از همیشه برای مردم درگیر سیل احساس می شود. منظوز از این خدمات مجموعه اقداماتی است که به صورت هماهنگ و سازماندهی شده و با استفاده از ظرفیت های تخصصی و اجتماعی در راستای پیشگیری، تعدیل و کاهش مخاطرات ناشی از حوادث و بلایا صورت می گیرد تا حداقل آسیب های روانی و اجتماعی به افراد و جامعه وارد شود. این اقدامات در درجه نخست باید منجر به تقویت تاب آوری اجتماعی شود و سپس شرایط بازگشت و بهبود زندگی پس از حوادث و بلایا را تقویت و تسهیل نماید. فرآیند تسهیل تاب آوری در بین افراد، خانواده ها و جوامع را  مشخص می کند. یعنی قادرسازی این گروهها جهت بازگشت از اثرات بحرانها و کمک به آنها جهت مواجهه با رخداد های مشتبه در آینده. منظور از تاب آوری هم  یعنی توانایی یک فرد، گروه یا سیستم در معرض مخاطره برای مقاومت، جذب، تعدیل و بازیابی موثر،کارآمد و به موقع در مقابل اثرات زیانبار یک مخاطره.لذا ضروری است تا مردم در این شرایط حمایت ها و مراقبت های عملی و مورد نیاز تدارک دیده شود،  نیازها و نگرانی ها گروه های مختلف  اعم از کودکان، زنان؛ سالمندان، افراد دارای نیاز های خاص، بیماران، و بقیه بازماندگان این بلایای طبیعی  شناسایی شوند، به مردم کمک شود تا با مشارکت خودشان برای برآورده ساختن نیازهای اساسی و ضروری اقدامات ضروری انجام شود، گوش دادن به حرف مردم و نه مجبور کردن آنها به حرف زدن کمک به مردم برای ایجاد آرامش مد نظر باشد،  زمینه ایی فراهم شود تا  پیوند با خدمات و حمایت های اجتماعی برقرار شود، اطلاعات درست و بموقع در اختیار آنان قرار گیرد، برای حفاظت از جان و مال مردم تدابیر لازم اتخاذ گردد و برای پیشگیری از آسیب های روانی اجتماعی حین و پس از بحران ها هم بموقع اقدام شود تا شاهد اخبار نگران کننده در این زمینه از مردم در مناطق سیل زده  نباشیم. از جمله اقداماتی کعه می توان در این شرایط انجام داد می توان به کاهش پیامدهای روانی و اجتماعی، تقویت توانائی های مردم در مقابل فقدان های ایجاد شده(مادی، اجتماعی، شخصیتی، اقتصادی، امنیتی و ...)،  کمک به بازگشت بازماندگان، ایجاد ارتباط با منابع حیاتی، کمک به توسعه اجتماعی، حمایت از افرادی که ارایه کنندگان خدمات اجتماعی و روانی وامداد و نجات هستند و ... اشاره کرد.البته این نکته را باید در نظر داشت که شدت تاثیر پذیری مردم از سیل و  سایر حوادث طبیعی در چگونگی و کیفیت ارایه خدمات به آنان تاثیر دارد از جمله  ویژگی های تعیین کننده در این شرایط  ماهیت و شدت حادثه میزان نزدیکی افراد به حادثه، سابقه مواجهه قبلی، حمایت های اجتماعی در دسترس، سلامت جسمی، روانی واجتماعی، وضعیت سنی و جنسیتی، شرایط فرهنگی مردم و... هستند.تجربه های این نوع بحران ها نشان می دهد که هیچکس تا حوادث و بلایا را لمس نکند آن را به طور کامل درک نمی کند، کارایی  و اثربخشی اکثر افراد در حین و بعد از حوادث کاهش می یابد. این نمته مد نظر باشد که  واکنش های استرس و سوگ ناشی از حوادث و بلایا، پاسخ های طبیعی به یک موقعیت غیرطبیعی هستند.

vیکی از اشکال های اساسی در این شرایط این است که اکثر  مردم بعد از حوادث و بلایا خود را نیازمند خدمات روانی و اجتماعی نمی دانند و در جستجوی آن بر نمی آین و حتی  بازماندگان ممکن است هر نوع کمکی را نپذیرند.ولی لازم است به  بازماندگان فعالانه، با علاقه و مسئولانه پاسخ داد و سیستم های حمایت اجتماعی برای بهبود و بازگشت به زندگی اساسی  در دسترس مردم باشد.هنگام ارایه خدمات روانی اجتماعی از جمله مددکاری اجتماعی که محور  حمایت های اجتماعی است هرگز قول قطعی و صد درصدی ندهید،  بجای قول صد در صد وی را حمایت و تشویق کنید، اجازه دهید صحبت کند، از صحبت و پند و اندرز یک طرفه پرهیز کنید، تمرکز بر موقعیت اینجا و اکنون مد نظر باشد، سیستم های حمایتی را فعال کنید، کمک شود تا  سازگاری مجدد تنغاق بیفتد و افراد را تشویق به فعالیت کنید.

 

 

 

 

 

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/11/2

یادداشت:خاص تر از سیل

 دکتر حسن موسوی چلک رئیس/  انجمن مددکاران اجتماعی

جوامع در طول حیات خود با مشکلات متعددی مواجه می شوند که می تواند در زمینه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و از جمله سوانح و بلایای طبیعی باشد. کشور ما نیز ازاین قاعده مستثنا نبوده و نخواهد بود. این مهم در ایران به دلیل حادثه خیز بودن در حوزه بلایای طبیعی از اهمیت بیشتری نیز برخوردار است. حوادثی از قبیل سیل در استان سیستان و بلوچستان از این دسته است. نکته ای که در چنین حوادثی لازم است بیشتر مورد توجه قرار گیرد توجه به حمایت های مختلف از جمله افراد دارای نیاز ها و یا شرایط خاص هستند. معمولا در چنین شرایطی افراد مختلف تاثیرات متفاوتی می پذیرند که الزاما یکسان نخواهد بود. اما موضوعی که لازم است موردتوجه خاص قرار گیرد افرادی هستند که در حین بحران ها توانایی مراقبت از خود را به طور مستقل ندارند و نیاز به حمایت های دیگران دارند.

 از جمله این افراد می توان به سالمندان، افراد دارای معلولیت، کودکان از جمله کودکان بی سرپرست، زنان و دختران تنها (از جمله سرپرست خانوار)، بیماران روانی، بیماران خاص، بیماران نادر، افراد دارای سوء مصرف مواد مخدر و روانگردان ها، افراد دارای اختلالات روانی نیازمند مداخله های تخصصی و .. هستند، اشاره کرد. غفلت از این افراد تاثیرپذیری منفی آنها از بحران ها از قبیل سیل را افزایش می دهد. از جمله حمایت ها که برای این گروه از افراد در کنار خدمات امداد و نجات، اسکان و... باید ارائه شود خدمات مربوط به حوزه بهداشت و درمان و تسهیل دسترسی آنان به خدمات درمانی متناسب با شرایط شان است.

 تاخیر در ارائه این خدمات و دسترسی به دارو های مورد نیاز می توان برای برخی از این گروه ها تبعات جبران ناپذیری داشته باشد. درکنار آن خدمات مددکاری اجتماعی در راستای تسهیل دسترسی به خدمات اجتماعی است. منظور از حمایت اجتماعی در بلایا عبارت است از مداخلات اجتماعی به طور منظم در جهت کمک به افراد برای کاهش آسیب پذیری و افزایش ظرفیت ها و تاب آوری آنان برای مقابله با بلایای طبیعی و بازگشت هرچه سریع تر به شرایط عادی با هدف پیشگیری از عوارض بیشتر اجتماعی، خصوصا به افراد با نیازهای خاص که به دلایل فرهنگی، اجتماعی یا زیستی آسیب پذیرتر هستند.

 این موضوع در منطقه سیستان و بلوچستان به مراتب از اهمیت بیشتری برخوردار است، چرا که در منطقه ای  سیل به وقوع پیوسته است که مردم شریف آن در شرایط غیربحرانی هم برای تامین نیاز های شان مشکلات جدی و اساسی داشتند و حال بحران سیل هم این مشکلات را مضاعف کرده است. لذا این نوع غفلت از مردم و افراد که نیازمند توجه ویژه تر هستند نه یک فعالیت از نوع ترحم و دلسوزی، بلکه یک وظیفه حاکمیتی است لذا حوزه مدیریت بحران باید  برای این گروه از افراد برنامه های ویژه ای از شناسایی تا ارائه خدمات به طور مستمر داشته باشد وجود بانک اطلاعات جامع از اکثر این افراد می تواند در شرایط بحرانی شناسایی را تسهیل کند که معمولا چنین بانک اطلاعات حداقلی را هم به همراه مشخصات و نشانی را هم نداریم. توضیح این نکته ضروری است که برنامه های مداخله در بحران سیل برای این افراد نباید فقط محدود به مرحله حین بحران شود بلکه ضروری است در مرحله بعد از بحران هم تا رسیدن به شرایط عادی ادامه پیدا کند.

 در این شرایط مسوولان مدیریت بحران می توانند از همه ظرفیت های موجود در بخش های دولتی و غیر دولتی ولی با مدیریت مناسب و هماهنگی های لازم بهره بگیرند. انجمن مددکاران اجتماعی ایران همچون گذشته در چنین حوادثی حضور داشته و آمادگی خود را برای همکاری های بیشتر هم اعلام می کند.منبع روزنامه جام جم.30 دی 98 صفحه اول

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/11/2

یادداشت: به‌راحتی اعتماد مردم را خدشه دار نکنیم

سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

یکی از الزامات هر جامعه‌ای در رابطه بین دولت‌ها و ملت‌ها وجود اعتماد اجتماعی به‌عنوان یکی از شاخص‌های سرمایه اجتماعی است که بالا بودن آن یک فرصت و ظرفیت است چراکه زمینه را برای مشارکت اجتماعی مردم برای ایفای وظایف دولت‌ها فراهم و آسان می‌کند و فقدان آن می‌تواند دولت‌ها را از این ظرفیت محروم بکند و فاصله بین دولت‌ها و ملت‌ها را افزایش دهد. فاصله‌ای که هر چقدر بیشتر شود، ترمیم آن به مراتب سخت‌تر خواهد بود و هر چقدر اعتماد بین سازمان‌ها و مردم که از آن به‌عنوان اعتماد نهایی یاد می‌شود، بیشتر باشد پشتوانه خوبی برای توسعه هر کشور از جمله برای خروج از شرایط بحران در هر حوزه‌ای اعم از بلایای طبیعی، جنگ یا... باشد، می‌تواند فراهم کند. یکی از مولفه‌های مهم در اعتماد نهادی یعنی رابطه دولت و مردم شفافیت و صداقت است که مردم انتظار دارند در هر جامعه‌ای دولتمردان‌شان با آنها صادق باشند و از بیان واقعیت‌هایی که مربوط به مردم هست، حتی اگر این واقعیت، واقعیت تلخی هم باشد، پرهیز نکنند یا واقعیت‌ها را وارونه نکنند. هم کتمان کردن واقعیت‌ها و هم وارونه جلوه دادن، هر دوی اینها می‌تواند به زیان اعتماد اجتماعی باشد و تَرَکش را بیشتر بکند. ترکی که ترمیمش با پول و زور امکان‌پذیر نخواهد بود و ترمیم آن زمان بسیار زیادی را می‌برد، تازه اگر همه سازوکارها فراهم باشد. وقتی در حادثه پرواز هواپیمای اوکراینی مشخص شد آنچه که مسئولان تا الان گفتند، واقعیت نبود، باید این را بپذیریم که این رفتار ما با مردم تاثیر منفی می‌گذارد. این مردم همان مردمی هستند که چند روز قبل در مراسم سردار شهید سلیمانی یکی از بی‌نظیرترین رفتارها را انجام دادند و این می‌توانست یک گام بزرگ برای دولتمردان باشد تا بتوانند این فضای ایجادشده را تبدیل به یک ظرفیت موثر بکنند. لذا معتقدم اگر همان موقع این واقعیت گفته می‌شد، مردم می‌پذیرفتند چون وقوع سوانح و حوادث و اشتباهات در بروز برخی از حوادث، اشتباهاتی که قطعا سهوی بوده، اجتناب‌ناپذیر است و در تمام دنیا حوادث مشابهی داشتیم که عمدا یا سهوا که در مورد این اتفاق قطعا تعمدی نبود و شرایطی که در کشور تجربه می‌کردیم، شرایط سختی بود که مجبور بودند بالاترین سیستم امنیتی را به‌کار ببرند ولی حتی در چنین شرایطی هم خطای انسانی غیرممکن نیست و اگر همان موقع این واقعیت گفته می‌شد، با اطمینان می‌گویم که داغدیدگان و مردم راحت‌تر می‌پذیرفتند تا وقتی به‌راحتی با ذکر نشانه‌ای عنوان می‌شد که چنین چیزی از نظر فنی صحت ندارد! اکنون که این موضوع عیان شده درحالی که مطمئنم برخی گزارش‌ها دیرتر به مقامات ارشد داده شده که از آن بی‌اطلاع هستیم و از جمله موضوعات امنیتی است ولی آنچه الان اتفاق افتاد بعد از چند روز کتمان واقعیت خاطر مردم را مکدر کرد لذا باید بپذیریم مردم حق دارند بعد از آن حماسه‌ای که آفریدند مکدر شوند. موضوعی که قابل کتمان نبود و این باعث می‌شود در شرایط دیگر هم مردم به‌راحتی به اخبار برون مرزی اطمینان کنند. اما معمولا در جوامع مختلف به‌خاطر احترام به افکار‌عمومی و پذیرش مسئولیتی که افراد در حوزه‌های مختلف دارند استعفا می‌تواند یک مسکن برای جامعه باشد، چون در هر صورت موضوع خطای انسانی است و طبیعتا انتظار این است که در این مواقع مسئولان مربوطه خودشان استعفا دهند نه اینکه مجبور شوند. به‌نظر می‌رسد این احترام به افکار عمومی است و چه خوب است در این حوزه هم این اتفاق بیفتد. گرچه استعفا زخمی که روی دل بازماندگان و افکار عمومی ایجاد شده را خیلی ترمیم نخواهد کرد ولی می‌تواند یک واکنش مسئولانه به این اتفاق باشد.منبع: روزنامه آرمان/22 دی 98

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/10/22

یادداشت:«اعتماد بین دولت ها و ملت ها موتور محرکه توسعه است»

سید حسن موسوی چلک/رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران) روزنامه شرق/ مورخ 22 دی 98)

یکی از مهمترین سرمایه ها در هر کشوری سرمایه اجتماعی است که مولفه های متعددی دارد که از جمله مهمترین آنها« اعتماد اجتماعی» است. بالا بودن این مولفه می تواند زمینه رابرای مشارکت اجتماعی و استفاده از همه ظرفیت های موجود از جمله مردم را بیش از پیش فراهم کند که پشتوانه ارزشمند و محکمی برای توسعه  همه جانبه در هر کشوری محسوب می شود. چرا که در سایه این اعتماد هست که دولت ها بیش از پیش مشروعیت پیدا می کنند و افراد در جامعه احساس هویت می کنند و از بروز بسیاری از خطرات و مشکلات که ممکن است اتفاق بیفتد، می تواند جلوگیری کند یا حداقل احتمال بروز آنها را کاهش دهد.البته این مستلزم این است که  دولت ها در تعامل با مردم رویکرد ها و ساز و کار های اعتدالی را به جای رویکردها  و ساز کار های تکلیفی مد نظر داشته باشد.در غیراین صورت نه تنها شاهد افزایش اعتماد اجتماعی نخواهیم بود بلکه مشارکت مردم در حوزه های مختلف سیاسی و اجتماعی و .. هم کمتر و کمتر خواهد شد که نتیجه این شرایط می تواند در نهایت کاهش سرمایه اجتماعی را در چنین جوامعی به دنبال داشته باشد. عامل دیگری که می تواند این وضعیت را نامطلوب کند «عدم شفافیت» دولت ها با ملت هایی هست که مشروعیت خود را از آنها می گیرند. این در حالی است که هر چه در تعامل بین دولت ها و ملت ها شفافیت بیشتری وجود داشته باشد اعتماد بین آنها هم بطور متقابل افزایش پیدا می کند.در چنین شرایطی مردم به گفته ها و تصمیمات دولت ها احترام بیشتری می گذارند و خود را برای انجام آن تصمیمات مهیا کرده و با دولت ها همراهی می کنند و در این همراهی ممکن است هم از جان و هم از مال خود مایه بگذارند تا دولت ها در ایفای وظایف شان موفق شوند و یا اگر بحرانی ایجاد شود با این همراهی کمک می کنند تا بحران ها مدیریت شوند و کمبود ها و کاستی ها را تحمل کنند. حتی ممکن است ریاضت بکشند ولی اعتراض نخواهند کرد چون دولت ها با آنها صادق هستند و برای اثبات خواسته ها و نظرات دولت های خود، نیازی به رجوع به منبع دیگر ندارند.در واقع اعتماد اجتماعی می تواند مسوولیت پذیری مردم را در جامعه بیش از پیش افزایش دهد.در یکی از تقسیم بندی های مرتبط با اعتماد این نوع اعتماد بین سازمان ها( دولت) و ملت را در قالب« اعتماد نهادی» یاد می کنند که« دلالت دارد بر میزان مقبولیت و کارایی و اعتمادی که مردم به نهادها (رسمی دولتی) دارند. به تعبیر «دوگان»  انعکاس فقدان اعتماد به نهادها در اغلب موارد نتیجه بی‌اعتمادی به افرادی است که عهده‌دار امور آن نهادها هستند. بنابراین میزان اعتماد نهادی برحسب نوع ارزیابی مردم از کارکنان این نهادها در قالب ادارات، ارگان‌ها و نهادهای مختلفی که در زندگی روزمره با آن‌ها ارتباط دارند سنجیده می‌شود. مدرسه، دانشگاه، ارتش، دادگاه، نیروی انتظامی، بانک‌ها، بازار سهام، دولت، مجلس و ... نوعا از این نوع اعتماد هستند. میزان اعتمادی که مردم به نهادهای مختلف دارند در بین جوامع متفاوت است و در طی زمان ممکن است دستخوش تغییراتی ‌شود.هر چقدر اعتماد نهادی بین دولت ها و ملت ها بیشتر باشد مردم  امنیت را در حوزه های مختلف بیشتر احساس خواهند کرد.امنیتی که می تواند آرامش و شادابی را در جامعه بوجود آورد.فراموش نکنیم که در کنار شفافیت، پاسخگویی صادقانه دولت ها در قبال مردم عامل دیگری است که می تواند به افزایش این اعتماد کمک کند.در این صورت است که احتمال سوء استفاده و اختلاس و انواع فساد در چنین جوامعی کمتر خواهد بود.این نکته را مد نظر داشته باشیم که دولت ها در تمامی جوامع  برای موفقیت و حتی استمرار و پایداری حکومت خود،  محتاج اعتماد مردم کشورشان به خودشان هستند.مردمی که مسوولین خود را درگیر فساد ببینند و یا حتی اگر این گونه تلقی کنند که مسوولین فقط به فکر خودشان هستند و منافع مردم شان برای آنها مهم نیست یا حتی در اولویت نیست همراهی و همکاری  نخواهند کرد و احتمالا مشارکت اجتماعی شان کاهش پیدا می کند.پاسخگویی دولت ها به مردم در قبال وظایفی که دارند می تواند نشان دهد که تا چه حد  امور جامعه بر وفق قوانین و مقررات انجام و پیگیری می شود که اگر اینگونه باشد می تواند اعتماد بین دولت ها و ملت ها و مردم را افزایش دهد.در غیر این صورت  نه تنها احتمال مشارکت کمتر خواهد شد بلکه حتی می تواند زمینه بروز اعتراض ها و شورش های اجتماعی را هم به دنبال داشته باشد که خود مخل امنیت همه جانبه از جمله امنیت اجتماعی مردم خواهد بود.یکی از نشانه های پایین بودن شاخص اعتماد اجتماعی بین دولت ها و مردم در هر جامعه این است که منبع اخبار اصلی مردم آن جامعه رسانه های رسمی کشورشان نباشد.چون در این صورت مردم فکر می کنند که دولتمردان شان با آنها صادق نیستند و واقعیت ها را یا کتمان می کنند یا وارونه جلوه می دهند.در چنین شرایطی ظرفیت های مردم جامعه برای توسعه و پیشرفت به کار گرفته نخواهد شد. فکر می کنم که در جوامعی که دولتمردان و مردم به یکدیگر اعتماد و اطمینان دارند به سرعت و با قدرت تمام مسیر شکوفایی و اقتدار و توسعه را طی می کند . در این گونه جوامع ، در سایه اهداف مشترک مردم و دولتمردان ، مشارکت واقعی برای توسعه شکل می گیرد .

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/10/22

«قدر این مردم را بدانید»

سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

  روز گذشته به همراه خانواده‌ام مثل بسیاری از مردم تهران در مراسم تشییع جنازه شهید سردار سلیمانی و همراهانش شرکت کردم. پیرمرد و پیرزن، کودک و نوجوان و جوان، زن و مرد و... آمده بودند تا این پیام را منتقل کنند که اگر سردار سپهبد سلیمانی نشان ذوالفقار که بالاترین نشان نظامی ایران است را دریافت کرده بود اما «نشان سردار دل‌ها» را به دلیل خدماتش مردم به او می‌دهند تا شاهدی باشد برای همه کسانی که در حوزه‌های مختلف مسئولیت دارند. این حضور باشکوه مردم که با پای خود آمدند، نه به‌خاطر درجه نظامی ایشان بلکه به دلیل صداقتش و سادگی و تاثیرگذاری‌اش و اینکه در نقش‌هایی که پذیرفته بود خوش درخشید چون «شایسته» بود و سر جایش قرار گرفته بود. این حضور در حالی با شکوه برگزار شد که مردم از اختلاس‌ها و دعواهای سیاسی و جناحی و بداخلاقی‌ها و پارتی بازی و انتصابات فامیلی و... که هیچ تاثیر مثبتی بر زندگی مردم ندارد بلکه بر عکس آثار منفی آن را کاملا حس کردند، خسته شدند و اینکه سفره‌شان کوچک‌تر شده و کیفیت محتوای سفره هم ضعیف‌تر شده و تامین هزینه‌های زندگی برای‌شان سخت شده است‌. اعتراض‌های مردم بعد از گران شدن بنزین از نشانه‌های این نارضایتی بود. اینکه حدود 60میلیون نفر مشمول کمک هزینه معیشت شدند خود گویای حال و روز ناخوش بسیاری از مردم در تامین معیشت‌شان هست. اما به رغم همه این موارد مردم با تمام وجود آمدند تا بگویند که فرق بین مسئول موثر و مسئول اختلاس‌گر و ناتوان و ناشایست را تشخیص می‌دهیم و «ایران وطن عزیزمان را دوست داریم». شنیدن این پیام کار دشواری نیست. این حضور در طول این چهل سال انقلاب بوده و هر زمانی که لازم بود با حضور خود نشان دهند که ایران را دوست دارند، آمدند‌. ولی انتظاراتی هم دارند که به گونه‌ای کشور اداره شود که با این همه منابع و ظرفیت‌ها زندگی‌شان لنگ 45 هزار تومان یارانه و 55 هزار تومان کمک هزینه معیشت نباشد. این شرایط شایسته کشور نیست و از همه مهم‌تر حق این مردم نیست. بیاییم بازنگری کنیم. افرادی را که شایسته هستند انتخاب کنیم. فارغ از این که زن هستند یا مرد، جوان هستند یا نیستند، وابسته سیاسی ما هستند یا نیستند، ژن خوب دارند یا ندارند، از بستگان ما هستند یا نیستند و... بیاییم برای احترام به این مردم هم که شده اگر اختلاس می‌کنیم، دست برداریم، اگر براساس وابستگی سیاسی منصب گرفتیم پس دهیم و کنار برویم، اگر افراد قوی و کارآمد را کنار گذاشتیم، برگردانیم. ضمن اینکه تایید می‌کنم فشار‌های ناجوانمردانه کشور‌های معاند شرایط اقتصادی را سخت کرده ولی نمی‌توان چشم را روی این واقعیت‌ها بست. بسا که ما هم در خیلی جاها خوب مدیریت نکردیم که این وضعیت را داریم و مجبور هستیم در کنار یارانه، کمک هزینه معیشت هم پرداخت کنیم که تاثیری هم در جبران هزینه‌های مازاد به دلیل افزایش گرانی‌ها ندارد. این مردم بهترین‌های جهان هستند قدرشان را بدانید و بدانیم.منبع: روزنامه آرمان/17 دی 1398

 





نوع مطلب : یادداشت ها، تالیفات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/10/17

یادداشت:

شرایط کنونی نیازمندانسجام اجتماعی

سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

یکی از اتفاقاتی که معمولا انسان‌ها را ناراحت می‌کند، ترور افراد است که با خلق و خوی انسانیت کاملا در تناقض است و کشور ما جزو کشورهایی است که از این نوع ترورها آسیب زیادی دیده و از اول انقلاب تا آخرین مورد که همین جمعه بود و سردار حاج قاسم سلیمانی و هیات همراهشان به شهادت رسیدند. جمعه این هفته حال و هوای خاص خودش را داشت و بسیاری از مردم ایران و منطقه و جهان از این اتفاق بد ناراحت بودند و به شکل‌های مختلف سعی کردند واکنش نشان دهند و این اقدام ددمنشانه ترامپ و دولتمردان آمریکا را نکوهش کردند. اما آنچه در مورد این اتفاق می‌توان گفت این است که سردار سلیمانی حامل صلح برای جهان بود و اگر هم در جنگی درگیر می‌شد، مهم‌ترین و اصلی‌ترین هدفش، ایجاد صلح و روابط سالم در آن منطقه و جامعه بود. اتفاقی که نشان داد در کشور ما همه گرایش‌های سیاسی نسبت به توانمندی ایشان اجماع داشتند و برای همه گروه‌ها و اقشار، فارغ از اینکه چه گرایش سیاسی دارند: زن، مرد، پیر و جوان فردی قابل احترام بود و حتی موضوع احترام به ایشان فراتر از کشور ماست و در منطقه و جهان هم این فضا را شاهدیم. ما نمی‌توانستیم جلوی ترور سردار را بگیریم اما آنچه الان می‌تواند اتفاق بیفتد انسجامی است که باید بین همه آحاد جامعه صورت بگیرد تا بتوانیم بحران‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی که برای ما ایجاد کردند را پشت سر بگذاریم. این امر لازمه‌اش این است که روی مولفه انسجام تمرکز بیشتری بکنیم و افراد جامعه مان یکپارچگی بیشتری را احساس کنند. نقاط قوت یا تشابهات مان را یکجا ببینیم و برای تمایزاتمان هم تدابیری اتخاذ کنیم و بتوانیم تعاملات بین گروه‌های مختلف را به شکلی ساماندهی بکنیم که همبستگی اجتماعی بیش از گذشته در جامعه ظهور و بروز پیدا بکند. البته این به منزله این نیست که همه تفاوت‌ها را می‌شود از بین برد بلکه هدف این است که با توجه به ظرفیت‌های مشترک ما بتوانیم برای رسیدن به یک جامعه‌ای که بهزیستن اجتماعی هدف آن است، گام‌های موثرتری را برداریم. فکر می‌کنم سردار سلیمانی و سردار سلیمانی‌هایی که جان خودشان را برای انسانیت و حفظ آب و خاک و ناموس و دین ادا کردند همه اینها دنبال یک هدف هستند؛ سرافرازی جامعه اسلامی و از همه مهمتر سرافرازی مردم ایران برای اینکه هیچ چیزی آرامش این مردم را تحت تاثیر قرار ندهد. فکر می‌کنم این پیام امروز بیش از هر زمانی نیاز به توجه دارد تا بتواند ان‌شاءا... بستری باشد برای تقویت همبستگی و در نهایت آن وحدتی که ما برای پیشرفت و توسعه به آن نیاز داریم. فراموش نکنیم در سایه این همبستگی اجتماعی است که ما می‌توانیم بستر را برای مشارکت اجتماعی همه مردم فراهم بکنیم که خود این مشارکت می‌تواند زمینه تقویت انسجام اجتماعی را بیش از پیش در جامعه فراهم بکند. تفاهم و همدلی جای سوءتفاهم و تفرقه را بگیرد و فراموش نکنیم که اگر نتوانیم در راستای تحقق انسجام اجتماعی در جامعه کار بکنیم، آنوقت است که مسیر جامعه ما مسیر درستی نخواهد بود و آن یکپارچگی و روابط اجتماعی درست بین مردم و نهادهای مرتبط در حوزه‌های مختلف تقویت نخواهد شد و شاید ازهم‌گسیخته شود. فکر می‌کنم این اتفاق باید همه ما را برای رسیدن به یک انسجام اجتماعی که یکی از مولفه‌های مهم برای مدیریت بحران فعلی است، کمک کند.منبع: روزنامه آرمان.15 دی 98

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/10/15


( کل صفحات : 43 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات