دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک
مطالب اخیر

 

 

پیام رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران به مناسبت روز خبرنگار

به نام خدای علیم


« خبرنگاران طلایه داراان بی ادعای آگاهی و مطالبه گری درجامعه»

جامعه سالم جامعه­ای مملو از صداقت، عدالت، خردمندی، راستی و نشاط است و در ایجاد چنین جامعه ای، اصحاب رسانه نقش اساسی دارند. خبرنگاران متعهد بر فضای پر از صدق و کذب دنیای امروز، نور حقیقت می تابانند و به روان شدن اطلاعات درست و دقیق در میان اقشار مختلف جامعه کمک می کنند که نتیجه آن رشد آگاهی عمومی، تقویت سرمایه اجتماعی، تعمیق اعتماد بین مردم و مسئولین، محو فضاهای تاریک و فسادآور و ارتقاء سطح نشاط راستین در جامعه خواهد بود. خبرنگاران همراه فعالان عرصه های اجتماعی و مطالبه گر حقوق اجتماعی مردمی هستند که صدایشان کمتر به گوش حاکمان می رسد و این ظرفیت مسئولیت سنگینی بر دوش خبرنگاران می نهد.

فرارسیدن روز 17 مرداد، "روز خبرنگار" را بهانه می کنم و برخود فرض می دانم بر حسب وظیفه و  به مصداق:

"لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق"

 از زحمات شما خبرنگاران و تلاشگران حوزه رسانه که با امانتداری و پرهیز از جانبداری در جهت افزایش آگاهی مردم بی ادعا تلاش می کنید و مطالبه گری را در عمل معنا بخشیدید تا توسعه و ارتقاء سلامت اجتماعی  را در جامعه شاهد باشیم، سپاسگزاری نمایم.

سید حسن موسوی چلک

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/05/16
یادداشت:

چگونه با دختران معتاد به مواد مخدر برخورد کنیم؟
طرد دختران معتاد
راه چاره نیست


یکی از موضوعاتی که امروزه در جامعه نسبت به آن نگرانی وجود دارد موضوع گرایش نوجوانان وجوانان به مواد مخدر و روانگردان‌ها است.شاید در گذشته نه چندان دور تصور اینکه دختران جوان هم به سمت و سوی مواد مخدر گرایش پیدا کنند، دشوار بود ولی امروزه این تصور همچون گذشته دشوار به نظر نمی‌رسد بلکه باید اعتراف کرد که رنگ و بوی واقعیت به خود گرفته است. واقعیتی که هم برای جامعه و هم برای خانواده‌ها بسیار تلخ است.
بسیاری از ما در چنین شرایطی با این سؤال از طرف والدین از جمله مادران مواجه می‌شویم که من نمی‌دانم باید چه کار کنم. اگر شما جای من بودید چه کار می‌کردید؟ اعتیاد کجا و دختر ما کجا؟ چه بلایی هست که سر ما آمده؟ و عبارت‌هایی شبیه موارد مذکور را بار‌ها و بارها می‌شنویم.
نکته‌ای که لازم است مدنظر داشته باشیم این است که اعتیاد به مواد مخدر امروزه خیلی سن و سال، پسر و دختر، با سواد و بی‌سواد، شهری و روستایی، فقیر و مرفه و... نمی‌شناسد.
 حال که با چنین پدیده‌ای مواجه هستیم ضروری است که والدین ازجمله مادران در خصوص مواد مخدر و روانگردان‌ها اطلاعات به روز داشته باشند. علائم و ویژگی‌ها و عوارض آنها را بشناسند و خود را بی‌نیاز از این اطلاعات ندانند. بخش‌های عمده‌ای از این اطلاعات کمک می‌کنند تا در زمینه پیشگیری از اعتیاد دختران نوجوان و جوان‌مان مؤثر‌تر عمل کنیم. همچنین باید در زمینه نوع واکنش‌هایی که می‌توانیم در قبال اعتیاد احتمالی دخترانمان داشته باشیم مهارت‌های لازم را کسب کنیم. گاهی اوقات برخورد نامناسب با این موضوع تلخ می‌تواند مسیر بی‌بازگشتی را برای آنان باز کند و رفتار‌شان مصداق این ضرب المثل معروف شود که: آب که از سر بگذرد چه یک وجب، چه صد وجب» که در این صورت کار به مراتب دشوار‌تر هم خواهد شد.
در چنین شرایطی می‌توانیم رفتارهای متفاوتی با دختران معتاد‌مان داشته باشیم. نکته مهم این است که در ابتدا باید این موضوع را به دخترمان منتقل کنیم که او را همچنان دوست داریم و سلامتی و بهبودی او برای ما بسیار مهم است. او را مقصر همه مشکلات مرتبط و غیرمرتبط زندگی‌مان قلمداد نکنیم،چون در این صورت او از بودن با شما گریزان خواهد شد و حتی ممکن است بیشتر گرفتار مواد شود. این را هم باور داشته باشیم که دختر‌مان قصد ندارد با اعتیادش ما را اذیت کند یا مشکلاتی برای ما به عنوان والدین به وجود بیاورد. یکی از اشتباهاتی که در برخورد با اعتیاد اعضای خانواده می‌کنیم این است که اعتیاد یکی از اعضا را پایان زندگی خود تلقی می‌کنیم.
به عبارتی باور می‌کنیم که ما باید خود را فدای اعتیاد او کنیم. گاهی اوقات هم به اشتباه، کاری می‌کنیم تا احساس گناه را در دختر معتادمان تقویت کنیم، کاری که حتی می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد و نه تنها ارتباط‌ مان تقویت نشود بلکه بدتر هم بشود و فاصله عاطفی بین ما با دخترمان بیشتر هم شده و حتی انزوا پیشه کند. حالتی که برای بهبودی او و خروج از آن شرایط کمک‌کننده نخواهد بود.
 یکی از حالت‌هایی که نه تنها در مورد دختران معتاد، بلکه هر فردی نسبت به آن واکنش تند نشان می‌دهد تحقیر و سرزنش است. ما در مددکاری اجتماعی با معتادان و خانواده‌های آنان بر این نکته تأکید می‌کنیم که هر فردی اگر هزاران مشکل هم داشته باشد اما نقاط قوتی هم دارد لذا برای برقراری ارتباط تلاش می‌کنیم تا به اصطلاح «نیمه پر لیوان» را هم ببینیم، فراموش نکنیم که تغییر رفتار دختر معتاد‌مان کاری آسان نخواهد بود و حتی در کوتاه مدت ممکن است نتیجه ندهد لذا در درمان و تغییر رفتار او باید صبور بود و انتظار تغییر ناگهانی نداشته باشیم.
حتی گاهی اوقات نتیجه نگرفتن نباید زمینه قطع امید را در ما افزایش دهد که این آغاز شکست محسوب می‌شود. برخی از مادران یا پدران در برخورد با اعتیاد دختران‌شان از صحبت کردن با او امتناع می‌کنند به نوعی واکنشی که نشان می‌دهند خود زمینه فاصله گرفتن بیشتر بین‌شان را فراهم می‌کند این در حالی است که برای درمان دختر‌مان نیاز به نزدیکی بیشتر داریم نه دوری از همدیگر.نکته دیگری که در برخورد با اعتیاد دختران‌مان لازم است مدنظر داشته باشیم این است که با زور و اجبار و تهدید نمی‌توانیم او را وادار به ترک کنیم.
ممکن است به خاطر تهدید شما در فرآیند درمان حاضر شود ولی فکر و نگرش او تغییر نکرده است.
تجربه‌های زیاد نشان می‌دهد که این نوع مداخله‌ها محکوم به شکست است لذا دخترمان باید بخواهد و در راه درمان و تغییر رفتار آگاهانه گام بردارد که در این صورت همکاری او در فرآیند درمان و بازتوانی در بهبودی او بسیار مؤثر است.
برخی از والدین به دنبال اعتیاد دختر‌شان دنبال این موضوع می‌گردند که آنان چه اشتباهی انجام دادند که دختر عزیز‌شان معتاد به مواد مخدر شد. به عبارت بهتر خود خوری می‌کنند.این حالت باعث می‌شود برخورد مناسبی با اعتیاد دخترشان نداشته باشند.
والدینی در چرخه درمان و بازتوانی اعتیاد فرزندان‌شان موفق خواهند بود که فرصت گفت‌و‌گوی مناسب با فرزندشان را فراهم کنند،چون در این صورت است که می‌توانند راه‌های خروج از آن شرایط را بررسی کنند.
همچنین در طول درمان و بازتوانی کنار دختر معتادمان (که بیماری بیش نیست) باشیم و حمایت‌های روانی و اجتماعی خود را از او دریغ نکنیم. دختر معتاد ما در چنین شرایطی بیش از شرایط عادی به این نوع حمایت‌ها نیاز دارد تا از سوء مصرف مواد مخدر و روانگردان‌ها نجات پیدا کند. با کمک هم می‌توانیم شرایط را با صبر و حوصله و با نگاه به آینده شیرین تغییر دهیم.
 سید حسن موسوی چلک

رئیس انجمن مددکاران
اجتماعی ایران




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/04/22
کد خبر: ۱۵۶۷۸۶

استقبال از زرنگ‌بازی رانندگان!

آرمان- زهرا سلیمانی:‌ همزمانی ماه مبارک رمضان با آغاز فصل تابستان سبب شد که سفرهای تابستانی با تاخیر۱۵روزه آغاز شود و گزارش‌های دریافتی از مراکز کنترل ترافیک جاده‌های کشور حاکی از گشت و گذار تعداد قابل توجهی از مسافران تعطیلات عید فطر بود. در این ایام اکثر جاده‌های کشور با افزایش چشمگیر حجم تردد روبه‌رو شده و محورهای منتهی به استان‌های شمالی نیز دارای ترافیک سنگین بودند. ترافیک سنگین در جاده‌ها علاوه بر اینکه سبب تاخیر در رسیدن به مقصد می‌شد، خستگی راننده را نیز دو چندان می کرد. بر اساس بررسی‌های انجام‌شده عامل وقوع درصد بالایی از تصادفات رانندگی در این ایام عدم توجه به جلو، خواب آلودگی راننده و واژگونی خودرو گزارش شده است. بر اساس اعلام پزشکی قانونی در تعطیلات عید فطر سال گذشته، یعنی از ۲۵ تا ۲۹ تیر سال ۹۴، ۲۹۷ نفر در حوادث رانندگی جان خود را از دست داده‌اند و این یعنی در روزهای تعطیل به طور متوسط روزانه۵۰ نفر در حوادث ترافیکی کشور کشته‌ شده‌اند. با توجه به اینکه تصادفات جاده ای کشور از فراوانی بالایی برخوردار است و در برخی ایام نیز به شدت و حدت آن افزوده می شود، باید با اقدامات کارشناسی هر چه سریع تر نسبت به کاهش صدمات ناشی تصادفات در جاده های کشور چاره اندیشی شود. آنچه می خوانید نظرات سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاری ایران، درباره دلایل اجتماعی و انسانی بالا بودن میزان تصادفات رانندگی در ایران در گفت‌وگو با «آرمان»‌است.

در زمینه فرهنگسازی و احترام به قوانین رانندگی در کشور باید چه تمهیداتی اندیشیده شود؟

بر اساس آخرین آمار اعلام شده درباره وضعیت رانندگی در جاده ها باید گفت که در تعطیلات اخیر رقم قابل توجهی از خودرو‌ها به دلیل عدم رعایت قوانین متوقف شدند. در کشور ما میانگین سالانه افراد فوت شده در تصادفات و صدمات جاده ای از فراوانی قابل توجهی برخوردار است. این امر نشان دهنده نبود اقدامات فرهنگی موثر در این زمینه از سوی مسئولان امر است. نمی توان از فوت ۱۷ هزار نفر بر اثر تصادفات جاده ای در کشور گذشت و با این تفاسیر نمی توان از فرهنگ رانندگی و چگونگی مدیریت این امر در ایام شلوغ نیز چشم پوشی کرد. تاکنون در حوزه مدیریت جاده ها و تصادفات کشور چندان موفق عمل نشده است، این امر بدین معنا نیست که جاده های کشور نسبت به گذشته از وضعیت نامناسب تری بر خوردار هستند، بلکه آمار تصادفات جاده ای در کشور از رقم قابل توجهی برخوردار بوده و هنوز مردم نسبت به این موضوع چندان حساس نیستند. مردم ما چندان به رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی باور ندارند. آنها تاکنون به رعایت قوانین به عنوان یک موضوعی که می تواند بر جامعه تاثیر گذار باشد توجه نکرده اند. هنوز هم وسایل نقلیه تولید شده داخلی از حداقل ایمنی برخوردار نیستند. از دیگر نارسایی های سفر در ایران می توان به عدم ایمنی جاده‌های کشور و حضور پلیس به عنوان راهنما اشاره کرد. برای مثال در تعطیلات اخیر تعداد ماشین های پلیس فعال در جاده‌ها اندک بود و فقط شاهد تعداد اندکی از ماموران پلیس راه در جاده ها بودیم. با وجود اینکه در برخی از روزهای سال تعداد مسافرت های جاده ای افزایش می یابد به نسبت باید به تعداد فعالیت پلیس برای مدیریت جاده ها نیز افزوده شود، چون در این شرایط حضور پلیس می تواند تاثیر گذار باشد. در اصل هنوز از سوی مسئولان کشور فرهنگسازی و احترام به قوانین راهنمایی و رانندگی در اولویت قرار نگرفته است. ۴۰ سال پیش در کشور آلمان ۲۱ هزار نفر بر اثر تصادفات رانندگی فوت شدند و هم اکنون این آمار در این کشور به سه هزار نفر در سال رسیده است. مسئولان در این کشور برای بهبود شرایط رانندگی و کاهش صدمات از بسترهای اجتماعی و آموزشی استفاده کردند. اما در کشور ما برای مدیریت تصادفات از مقوله پلیس استفاده می شود و در چنین شرایطی پلیس برای جریمه همیشه در کمین است. باید دانست برای ایجاد فرهنگ ترافیکی و رعایت قوانین رانندگی اقدامات سلبی همچون جریمه های نقدی نمی تواند تاثیر گذار باشد. در ضمن تاکنون در کشور ما به ابعاد اجتماعی و روانی ترافیک توجه نشده است. بر اساس بررسی های کارشناسان بیش از ۷۰ درصد تصادفات بر اساس عوامل انسانی است. باید دانست که فقط با آموزش می توان عوامل انسانی را کاهش داد و در کنار آن نیز باید به ایمنی خودروها توجه داشت. در کشور ما با وجود بالا بودن تاثیرعامل انسانی در تصادفات به نسبت کمترین توجه به این عامل شده است. از سوی دیگر، عدم ایمنی خودرو و جاده های کشور بر افزایش تصادفات جاده ای تاثیرگذار است. برای مثال در خیلی از راه های کشور حتی خط کشی ساده نیز انجام نشده است. در چنین شرایطی نباید توقع کاهش آسیب‌ها را داشت. متاسفانه در کشور ما فقط از قانون گریزان استقبال می شود و در اغلب موارد شهروندان در کشور ما چندان ناظر و مسئول نیستند. وقتی در ترافیک جاده ای افراد برای رسیدن به مقصد از راه های خاکی استفاده می کنند و با این اقدام خود را زرنگ می دانند در چنین شرایطی جامعه باید تاوان تصادفات را بپردازد.

شما عنوان می‌کنید برخورد‌های سلبی راه حل مساله تصادفات نیست. در این زمینه چه باید کرد؟

در کشور ما به خسارت های ناشی از عدم رعایت قوانین رانندگی توجه نمی شود. از سوی دیگر در بسیاری موارد مشاهده می شود که حتی برخی از مجریان قانون هم به رعایت قانون چندان توجه نمی کنند. برای مثال در برخی مواقع مشاهده می شود که حتی پلیس های راهنمایی و رانندگی از کلاه ایمنی استفاده نمی کنند در چنین شرایطی چگونه می‌توان انتظار رعایت قوانین را از افراد عادی در جامعه داشت. در واقع بی اعتمادی به قانون و مقررات بیشترین مشکل را در بخش تصادفات ایجاد کرده است. این در حالی است که مسئولان در این زمینه بر این باور هستند که با اعمال جریمه مشکلات برطرف می شود، چون راهنمایی رانندگی ما جریمه محور و قبض محور است. باید دانست تا زمانی که رویکرد سلبی در مدیریت این بخش در بین رانندگی‌ها حاکم باشد به نسبت نمی توان رویکرد ایجابی و آموزش را در کشور نهادینه کرد. وقتی بخشی از منابع درآمدی در کشور ما از طریق جریمه‌ها تامین می شود به نسبت نمی توان توقع فرهنگسازی داشت. در واقع در تصادفات، زنان، دختران، سالمندان و کودکان از میزان آسیب پذیری بالایی برخوردار هستند و با هر تصادف خانواده ها نیز دچار مشکل می شوند.

منبع: روزنامه آرمان/20/4/95





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/04/20
روایتی بر سرودن شعر علی ای همای رحمت استاد شهریار

از مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی نقل شده است : شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم . آن شب در عالم خواب ، دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و مولا امیرالمؤمنین با جمعی حضور دارند. حضرت فرمودند : شاعران اهل بیت را بیاورید . دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند . فرمودند: شاعران فارسی زبان را نیز بیاورید ؛ آن گاه محتشم و چند تن از شاعران فارسی زبان آمدند .

مولا فرمودند: شهریار ما کجاست ؟


 شهریار آمد ، حضرت خطاب به شهریار فرمودند:

 

شهریار شعرت را بخوان !

و شهریار این شعر را خواند:

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدارا                  

که  به  مـا  ســوا  فـکـندی  هـمـه  سایـه هـمـا را

ایشان فرمودند : وقتی شعر شهریار تمام شد ، از خواب بیدار شدم. چون من شهریار را ندیده بودم، فردای آن روز پرسیدم که شهریار  کیست؟

 گفتند : شاعری است که در تبریز زندگی می کند

گفتم : از جانب من اورا دعوت کنید که به قم نزد من بیاید . چند روز بعد ساعت شش صبح شهریار به خانه آیت الله می رسد خادم از او نامش را می پرسد میگوید من  سید محمد بهجت تبریزی مشهور به شهریار از تبریز آمد ه ام پس از کمی تعلل خدام او را می پذیرند ؛ آیت الله پس از دیدن شهریار  می گویند این همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر ( ع ) دیده ام .

آیت الله می پرسند : این شعر (( علی ای همای رحمت )) را کِی ساخته ای ؟

 

شهریار با حالت تعجب سؤال می کنند که شما از کجا خبر دارید ! که من این شعر را ساخته ام ؟

 چون من نه این شعر را به کسی داده ام و نه درباره آن با کسی صحبت کرده ام . ولی من فلان شب

 این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم، تا کنون کسی را در جریان سرودن این شعر

قرار نداده ام !

آنگاه آیت الله سری تکان می دهد ومی گو ید می دانم ولی تو ای:                        "شهریار شعرت را بخوان ! "

و او متحیر و حیران می خواند :

                                 وشهریار همان شعر بالا را می خواند.

مرحوم آیت الله العضمی مرعشی نجفی به شهریار می فرمایند : چند شب قبل من خواب دیدم که در مسجد کوفه هستم و حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) تشریف دارند . حضرت , شاعران اهل بیت را احضار فرمودند : ابتدا شاعران عرب آمدند . سپس فرمودند : شاعران فارسی زبان را بگویید بیایند . آنها نیز آمدند . بعد فرمودند شهریار ما کجاست ؟ شهریار را بیاورید ! و شما هم آمدید . آن گاه حضرت فرمودند : شهریار شعرت را بخوان ! و شما شعری که مطلع آن را به یاد دارم خواندید .

شهریار فوق العاده منقلب می شود و می گوید : من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم . تا کنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام .
 آیت الله مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت , معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده , من آن خواب را دیده ام .
 ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند : یقینا در سرودن این غزل , به شهریار الهام شده که توانسته است چنین غزلی به این مضامین عالی بسراید . البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است و خوشا به حال شهریار که مورد توجه و عنایت جدش قرار گرفته است .

 

علــی ای هـمای رحـمت تو چه آیتـی خدا را

به  عـلی  شـنـاخـتم  مـن  به  خــدا قـسم خـدا را

دل اگـر خـدا شـنـاسـی همه در رخ علی بین

چـو  عـلــی  گـرفـتـه  بـاشـد  سر ِ چشـمـه بـقا را

بــه خــدا کـه در دو عــالـم اثــر از فـنـا نـماند

به  شــراب  قـهر  ســوزد  هــمـه جـان مـاسـوا را

مـگـر  ای سهاب رحـمـت تو ببـاری ارنه دوزخ

کــه  نــگیــن پـادشــاهـی  دهـد از  کــرم گــدا را

بــرو  ای  گــدای مسکیـن در خــانه عـلی زن

چــو اسیـر تـوســت اکـنـون بــه اسیـر کـن مــدارا

به جـز از عـلی که گــوید به پسر که قاتل من

که  عــلــم  کـنــد بـه عالــم شـهــدای  کـربـــلا را

به جــز از  عــلی کـه آرد پسـری ابوالعجاعب

چــو عــلی کـه مـی تـوانـد که به سـر بـرد وفا  را

چــو بــه دوســت عـهد بنـدد ز میــان پاکبـازان

متحـیـّـرم  چــه  نــامـم  شــه  مـلـک لافــتـی  را

نه خــدا توانمش خواند نه بشـر تـوانمش گفت

کــه ز کــوی او  غـبــاری بــه مـن  آر طــوطـیـا را

به دو چشم، خونفشانم هَله ای نسیم رحمت

چــه پیــام هــا سپـردم هـمـه ســوز دل، صبــا را

به امیـد آن که شــایـد بـرسـد بـه خـاک پایـت

کــه  ز  جـــان  مــا بـگــردان  ره  آفــت  قــضـا را

چو تویـی قضای گردان به دعـای مستمنـدان

کـه لـســان غـیـب خـوشـتــر  بـنـوازد  ایـن  نوا را

چه زنم چـو نـای هر دم ز نـوای شـوق او دم

بـــه   پـــیــام   آشـنــایــی  بـنـــوازد   آشــنـا   را

همه شب در این امیدم که نسیم صبح گاهی

غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا

ز نــوای مــرغ یـاحـق بـشنـو که در دل شـب





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/04/6

دکتر محمود گلزاری استاد به نام حوزه روانشناسی ایران امروز برای پیوند کلیه هایش جراحی دارند.
برای موفقیت این جراحی و سلامتی ایشان در این شب های قدر دعا کنیم.کشور ما به دانش ایشان نیاز دارد
گر چه آنگونه که باید نتواستیم از توانمندی های شان استفاده کنیم.




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/04/4

زندگینا‌مه‌

دکتر علی‌ شریعتی



Print


دکتر على شریعتی‌ به سا‌ل‌ ۱۳۱۲ در مزینان از توابع سبزوار در خا‌نواده‌‌ای‌ مذهبی‌ چشم‌ به‌ جها‌ن‌ گشود پدر او استا‌د محمد تقی‌ شریعتی‌ مردی‌ پا‌ک‌ و پا‌رسا‌ و عا‌لم‌ به‌ علوم‌ .نقلی‌ و عقلی‌ و استا‌د دانشگا‌ه‌ مشهد بود علی‌ پس‌ از گذراندن‌ دوران‌ کودکی‌ وارد دبستا‌ن‌ شد و پس‌ از شش‌ سا‌ل‌ وارد دانشسرای‌ مقدما‌تی‌ در مشهد شد. علا‌وه‌ بر خواندن‌ دروس‌ دانشسرا در کلا‌سها‌ی‌ پدرش‌ به‌ کسب‌ علم‌ می‌ پرداخت‌. معلم‌ شهید پس‌ از پا‌یا‌ن‌ تحصیلا‌ت‌ در دانشسرا به‌ آموزگا‌ری‌ پرداخت‌ و کا‌ری‌ را شروع‌ کرد که‌ در تما‌می‌ دوران‌ زندگی‌ کوتا‌هش‌ سخت‌ به‌ آن‌ شوق‌ داشت‌ و با‌ ایما‌نی‌ خا‌لص‌ با‌ تما‌می‌ وجود آنرا دنبا‌ل‌ کرد.

 شریعتی‌ در سا‌ل‌ ۱۳۳۴ به‌ دانشکده‌ ادبیا‌ت‌ و علوم‌ انسا‌نی‌ دانشگا‌ه‌ مشهد وارد گشت‌ و رشته‌ ادبیا‌ت‌ فا‌رسی‌ را برگزید. در همین‌ سا‌ل‌ علی‌ با‌ یکی‌ از همکلا‌سا‌ن‌ خود بنا‌م‌ پوران‌ شریعت‌ رضوی‌ ازدواج‌ میکند. وجود تفکر خلا‌ق‌ با‌عث‌ شد که‌ معلم‌ شهید در طول‌ دوران‌ تحصیل‌ در دانشکده‌ ادبیا‌ت‌ به‌ انتشا‌ر آثا‌ری‌ چون‌: ترجمه‌ ابوذر غفا‌ری‌ ، ترجمه‌ نیا‌یش‌ اثر الکسیس‌ خ‌ .کا‌رل‌ و یک‌ رشته‌ مقا‌له‌ها‌ی‌ تحقیقی‌ در این‌ زمینه‌ همت‌ گما‌رد.

معلم‌ انقلا‌ب‌ در سا‌ل ‌ ۱۳۳۷پس‌ از دریا‌فت‌ لیسا‌نس‌ در رشته‌ ادبیا‌ت‌ فا‌رسی‌ بعلت‌ شا‌گرد اول‌ شدنش‌ برای‌ ادامه‌ تحصیل‌ به‌ فرانسه‌ فرستا‌ده‌ شد. وی‌ در آنجا‌ به‌ تحصیل‌ علومی‌ چون‌ جا‌معه‌ شنا‌سی‌، مبا‌نی‌ علم‌ تا‌ریخ‌ و تا‌ریخ‌ و فرهنگ‌ اسلا‌می‌ پرداخت‌ و با‌ اسا‌تید بزرگی‌ چون‌ ما‌سینیون، گورویچ‌ و ‌سا‌تر و... آشنا‌ شد و از علم‌ آنا‌ن‌ بهره‌‌ها‌ی‌ بسیا‌ر برد.

دوران‌ تحصیل‌ شریعتی‌ همزما‌ن‌ با‌ جریا‌ن‌ نهضت‌ ملی‌ ایران‌ به‌ رهبری‌ مصدق‌ بود که‌ او نیز با‌ قلم‌ و بیا‌ن‌ خود و نوشته‌‌ها‌ی‌ محکم‌ و مستدل‌ از این‌ حرکت‌ دفا‌ع‌ مینمود. وی‌ پس‌ از سا‌لها‌ تحصیل‌ با‌ مدرک‌ دکترا در رشته‌‌ها‌ی‌ .جا‌معه‌ شنا‌سی‌ و تا‌ریخ‌ ادیا‌ن‌ به‌ ایران‌ با‌زگشت‌ در هما‌ن‌ دوران‌ نیز فعا‌لیتها‌ی‌ بسیا‌ری‌ در زمینه‌‌ها‌ی‌ سیا‌سی‌ و مبا‌رزاتی‌ و اجتما‌عی‌ داشت‌ که‌ به‌ گوشه‌ای‌ از آن‌ فعا‌لیت‌ها‌ میپردازیم‌ .

در سا‌ل ‌۱۹۵۹ میلا‌دی‌ به‌ سا‌زما‌ن‌ آزادیبخش‌ الجزایر مى‌پیوندد و سخت‌ به‌ فعا‌لیت‌ مى‌پردازد. در سا‌ل ۱۹۶۰ میلا‌دی‌ مقا‌له‌ای‌ تحت‌ عنوان‌ "به‌ کجا‌ تکیه‌ کنیم‌" را در یکی‌ از نشریا‌ت‌ فرانسه‌ منتشر میکند. در سا‌ل‌ ۱۹۶۱میلا‌دی‌ مقا‌له‌ "شعر چیست‌؟" سا‌تر را ترجمه‌ و در پا‌ریس‌ منتشر مینما‌ید و در هما‌ن‌ اول‌ علت‌ فعا‌لیت‌ در سا‌زما‌ن‌ آزادیبخش‌ الجزایر گرفتا‌ر میشود و در زندان‌ پا‌ریس‌ با‌ "گیوز" مصاحبه‌‌ای‌ میکند که‌ در سا‌ل‌ ۱۹۶۵ در توگو چا‌پ‌ میشود.

در سا‌ل‌ ۱۹۶۱ نیز مقا‌له‌ای‌ تحت‌ عنوان‌ "مرگ‌ فرانتس‌ فا‌نون‌" را در پا‌ریس‌ منتشر میکند، همچنین‌ در طول‌ مبا‌رزات‌ مردم‌ الجزایر برای‌ آزادی‌ دستگیر میشود و مورد ضرب‌ و شتم‌ پلیس‌ فرانسه‌ قرار میگیرد و روانه‌ء بیما‌رستا‌ن‌ میشود و سپس‌ به‌ زندان‌ فرستا‌ده‌ .میشود. همچنین‌ با‌ مبا‌رزان‌ بزرگ‌ ملتها‌ی‌ محروم‌ نیز آشنا‌ میشود وی‌ در سا‌ل‌ ۱۳۴۳ به‌ ایران‌ با‌ز میگردد و در مرز ترکیه‌ و ایران‌ توقیف‌ و به‌ زندان‌ قزل‌ قلعه‌ تحویل‌ داده‌ میشود و بعد از چند ما‌ه‌ آزاد و به‌ خراسا‌ن‌ زادگا‌هش‌ میرود. در سا‌ل‌ ۱۳۴۴ مدتی‌ پس‌ از بیکا‌ری‌ ، اداره‌ فرهنگ‌ مشهد ، استا‌د جا‌معه‌ شنا‌سی‌ و فا‌رغ‌ التحصیل‌ خ‌دانشگا‌ه‌ سوربن‌ را بعنوان‌ دبیر انشا‌ء کلا‌س‌ چها‌رم‌ دبستا‌ن‌ در یکی‌ از روستا‌ها‌ی‌ مشهد استخدام‌ میکند، و سپس‌ در دبیرستا‌ن‌ بتدریس‌ میپردازد و با‌لا‌خره‌ به‌ عنوان‌ استا‌دیا‌ر تا‌ریخ‌ وارد دانشگا‌ه‌ مشهد میشود

در سا‌ل‌ ۱۳۴۸ به‌ حسینیه‌ ارشا‌د دعوت‌ میشود و بزودی‌ مسئولیت‌ امور فرهنگی‌ حسینیه‌ را بعهده‌ گرفته‌ و به‌ تدریس‌ جا‌معه‌ شنا‌سی‌ مذهبی‌،‌ .تا‌ریخ‌ شیعه‌ و معا‌رف‌ اسلا‌می‌ میپردازد در این‌ محل‌ است‌ که‌ دکتر شریعتی‌ با‌ قدرت‌ و نیروی‌ کم‌ نظیر و با‌ کنجکا‌وی‌ و تجزیه‌ و تحلیل‌ تا‌ریخ‌ ، چهره‌ ها‌ی‌ مقدس‌ و شخصیتها‌ی‌ بزرگ‌ اسلا‌م‌ را معرفی‌ نمود. استحکا‌م‌ کلا‌م‌ ، با‌فت‌ منطقی‌ جملا‌ت‌ با‌ اتکا‌ء به‌خ‌ پشتوانه‌ فنی‌ و عمیق‌ فکریش‌ هر شنونده‌ ای‌ را در کوتا‌هترین‌ مدت‌ سرا پا‌ گوش‌ میسا‌خت‌ و در نیم‌ راه‌ گفتا‌ر تحت‌ تا‌ثیر قرار میداد و سپس‌ به‌ هیجا‌ن‌ می‌ آورد

در سا‌ل‌۱۳۵۲، رژیم‌، حسینیه‌ء ارشا‌د که‌ پا‌یگا‌ه‌ هدایت‌ و ارشا‌د مردم‌ بود را تعطیل‌ نمود، و معلم‌ مبا‌رز را بمدت ‌ ۱۸ما‌ه‌ روانه‌ زندان‌ میکند و درخ‌ خلوت‌ و تنها‌ ئی‌ است‌ که‌ علی‌ نگا‌هی‌ به‌ گذشته‌ خویش‌ می‌افکند و .استراتژی‌ مبا‌رزه‌ را با‌ر دیگر ورق‌ زده‌ و با‌ خدای‌ خویش‌ خلوت‌ میکند از این‌ به‌ بعد تا‌ سا‌ل‌ ۱۳۵۶ و هجرت‌ ، دکتر زندگی‌ سختی‌ را پشت‌ سرخ‌ گذاشت‌ . سا‌واک‌ نقشه‌ داشت‌ که‌ دکتر را به‌ هر صورت‌ ممکن‌ از پا‌ در آورد، ولی‌ شریعتی‌ که‌ از این‌ برنا‌مه‌ آگا‌ه‌ میشود ، آنرا لوث‌ میکند. در این‌ زما‌ن‌ استا‌د محمد تقی‌ شریعتی‌ را دستگیر و تحت‌ فشا‌ر و شکنجه‌ قرار داده‌ بودند تا‌ پسرش‌ را تکذیب‌ و محکوم‌ کند. اما‌ این‌ مسلما‌ن‌ راستین‌خ‌ سر با‌ز زد، دکتر شریعتی‌ در هما‌ن‌ روزها‌ و سا‌عا‌ت‌ خود را در اختیا‌ر آنها‌ میگذارد تا‌ اگر خواستند، وی‌ را از بین‌ ببرند و پدر را رها‌ کنند

در مهر ما‌ه‌ سا‌ل‌ ۱۳۵۳ سا‌واک‌ که‌ غا‌فلگیر شده‌ بود و از محبوبیت‌ علی‌ آگا‌ه‌ او را بدست‌ شکنجه‌ روحی‌ و جسمی‌ سپرد، و میخواستند او را وادار به‌ همکا‌ری‌ نموده‌ و برایش‌ شوی‌ تلویزیونی‌ درست‌ کنند و پا‌سخ‌ او که‌ هیچگا‌ه‌ حقیقتی‌ را به‌ خا‌طر مصلحت‌ ذبح‌ شرعی‌ نکرده‌ است‌ چنین‌ بود " و اگر ".خفه‌ام‌ کنند سا‌زش‌ نخواهم‌ کرد وحقیقت‌ را قربا‌نی‌ مصلحت‌ خویش‌ نمیکنم‌ دکتر در ۲۵ اردیبهشت‌ ما‌ه ۱۳۵۶ تهران‌ را بسوی‌ اروپا‌ ترک‌ گفت‌ تا‌ دورانی‌ جدید را با‌ مطا‌لعه‌ و مبا‌رزه‌ آغا‌ز کند. سر انجا‌م‌ در روز یکشنبه ۲۹ خرداد ما‌ه‌ ۱۳۵۶ با‌ قلبی‌ عا‌شق‌ ، اندیشه‌ ای‌ پا‌ک‌ ، ایما‌نی‌ محکم‌، زبا‌نی‌ قا‌طع‌، قلمی‌ توانا، روانی‌ آگا‌ه‌ و سیما‌یی‌ آرام‌ بسوی‌ آسما‌نها‌ و آرامشی‌ ابدی‌ عروج‌ کرد و عا‌شقا‌ن‌ و دوستداران‌ خود را در این‌ فقدان‌ .همیشه‌ محسوس‌ تنها‌ گذاشت‌ .

خدایش‌ بیا‌مرزد و راهش‌ پر رهرو با‌د

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/03/29

یکی از ویژگی هایی که در جامعه اسلامی به آن توجه شده و هم مبانی دینی بر آن تاکید و تصریح موکد داشته و هم در قرآن، احادیث، روایات، منابع مکتوب و شفاهی این حوزه آمده است، دستگیری و توجه به نیازمندان، ایتام، سالمندان و کسانی است که به هر دلیلی نیاز به حمایت دارند. طبیعتا بعضی از فرصت ها و مناسبت ها زمینه بهتری را برای این نوع حمایت ها و توجه ها ایجاد می کنند که یکی از این مناسبت ها ماه مبارک رمضان است. این در حالی است که در این ماه، مناسبت های شب های قدر و شهادت حضرت علی (ع) را داریم و اینکه این حضرت یکی از کارهایش دستگیری از نیازمندان و فقیران بود، به گونه ای که تا وقتی ضربت نخورده بودند، کسی نمی دانست که شبانه به صورت ناشناس به مردم کمک می کردند. این اتفاقات باعث شد که در ماه رمضان این توجه و پیروی از سیره حضرت علی (ع) به عنوان الگو، جدی تر مطرح شود و در واقع ما از ماه رمضان و شب های قدر هم به عنوان ماه مهربانی یاد کنیم. همچنین گلریزان هایی که برای زندانیان انجام می شود یا دادن افطاری به کودکان یتیم و نیازمند، سرکشی به مراکزی که در این حوزه ها کار می کنند و توجه به اطرافیانی که ممکن است نیازمندی هایی داشته باشند از فواید برکت این ماه است. اگر مردم در ماه رمضان افطاری یا در ماه محرم نذری می دهند به دلیل ویژگی های مذهبی این مناسبت هاست، چون مردم توجه شان به این مسائل بیشتر می شود. گرچه در مناسبت های ملی هم کمک به نیازمندان وجود دارد. برای مثال در مراسم ملی همچون نوروز مردم از کمک به یتیمان دریغ نمی کنند که یکی از این مراسم جشن عاطفه هاست.

مشارکت‌های مردمی در گذشته بیشتر بود

در واقع ما در چند سال اخیر این توجه ها و حمایت‌ها را دولتی کردیم، سازمان های جدیدی را ایجاد کردیم و به نوعی مسئولیت را از دوش مردم به گردن دولت انداختیم، در صورتی که توجه و حمایت از نیازمندان در گذشته بیشتر بود. مردم خودشان خودجوش و نانوشته این کار را انجام می دادند. برای مثال نوروز که می آمد، مراسمی به عنوان جشن عاطفه ها وجود نداشت. خود مردم به فقیران لباس نو، ماهی، گوشت و... می دادند یا اگر برنج و گندم را خرمن می کردند، کیسه اول برای نیازمندان بود، با این تعابیر که مالشان پاک می شود، اما اکنون که مشارکت های مردمی کم شده است، جشن عاطفه‌ها ایجاد شده تا بتوانیم با جلب نظر مردم افراد نیازمند را حمایت کنیم. به همین دلیل هم در ماه رمضان کمیته امداد و بهزیستی مراسمی را ایجاد می کنند تا بتوانند این مشارکت ها را افزایش دهند و همچنین ستاد دیه زندان ها هم در این ماه جشن گریزان برگزار می کند تا بتواند از کمک های مردمی به نفع زندانیانی که مشمول حمایت از این ستاد هستند، استفاده کند. به هر حال ما در ماه رمضان کلا مهربان ترهستیم و به همین دلیل از این ویژگی این ماه خدا برای کمک به نیازمندان، در راه ماندگان و فقیران که دلشان به ماه رمضان گرم است، بیشتر استفاده می کنیم.

بی‌اعتمادی برخی مردم به دستگاه‌های دولتی

شاید یکی از دلایل کمرنگ شدن کمک های مردمی، گرفتاری هایشان است که باعث شده این مشارکت‌ها و ارتباطات کمتر شود و خود به خود وقتی ارتباطات کمتر شود، شناخت ها هم کمتر می شود. بنابراین امروزه در عمل این نوع رفتارهای حمایتی را کمتر شاهدیم. همچنین بخشی از آن هم در واقع به دلیل بی اعتمادی مردم به دستگاه دولتی است. دولت در بسیاری از امور مداخله نابجا داشت و متاسفانه نتوانست الگوی خوبی هم باشد. گرچه حاکمیت در ترویج مسئولیت اجتماعی می‌تواند نقش مفیدی داشته باشد، اما متاسفانه در بعضی جاها اشتباه بود. نباید نظام حمایت اجتماعی که همواره به صورت مردمی اداره می شد، شکل حاکمیتی به خود بگیرد. با دولتی شدن نظام حمایت اجتماعی، نقش مردم کمرنگ تر می شود. به همین دلیل است که ایفای نقش دولت در قبال مردم می تواند برای ترویج بی اعتنایی مردم به یکدیگر و وقایع و حوادث اطرافشان موثر باشد.همچنین اینکه وقتی دولت‌ها در ایفای مسئولیت‌های اجتماعی شان آن گونه که باید عمل نمی کنند و در پذیرفتن مسئولیت‌ها شانه خالی می‌کنند، چگونه می‌توان از مردم مسئولیت‌پذیری اجتماعی را انتظار داشت؟ تا جایی که چندی پیش اعلام شد در صورتی که مردم به یارانه خود نیاز ندارند، آن را به نیازمندان بدهند. چون مردم به این سیستم اعتماد ندارند و ترجیح می‌دهند که اگر مشمول یارانه بگیران نمی‌شوند، خودشان به نیازمندان یارانه‌شان را بدهند. بنابراین گرچه بی اعتمادی مطلق نیست، اما کاهش اعتماد اجتماعی، بین فردی و تعمیم یافته در واقع می تواند یکی از مولفه‌هایی باشد که بر کاهش مسئولیت اجتماعی تاثیر می‌گذارد. ما باید با شفاف‌سازی در راستای افزایش اعتماد مردمی گام برداریم. وقتی مردم در جریان واقعیت‌های جامعه قرار بگیرند، اینکه مسئولان چه کارهایی کرده اند، چه کارهایی نکرده اند و چه کارهایی می خواهند، انجام بدهند؛ خود به خود اعتمادشان جلب می شود. همچنین اگر بازخورد مشارکت های مردمی را به شهروندان اطلاع بدهیم و بگوییم که اگر شما آن مقدار پولی را که برای حمایت از نیازمندان داده اید، در این حوزه‌ها هزینه شده است؛ فضای اعتماد بیشتر می شود. نکته بعدی آنکه سلامت در توزیع منابع هم بسیار مهم است. چون اگر مردم بدانند که که کمک هایشان توسط دستگاه‌ها بدون هیچ سوء استفاده ای به نیازمندان ارسال می شود، اعتمادشان کم نخواهد شد. بنابراین ما باید واقعیت‌ها را به صورت مستمر به مردم اطلاع رسانی کنیم و هم بازخوردها را درست و به موقع انجام دهیم. گرچه دولت هم در جهت کمک و حمایت از نیازمندان تلاش می کند و عیارش در این بخش آن‌قدر زیاد شده که بار مالی زیادی را به دوش می‌کشد، مشارکت های مردمی را طبق دستورالعمل‌های ستادی و با توجه به نیازسنجی‌هایی که انجام می‌دهد، میان نیازمندان تقسیم می‌کند و در واقع مشکلی برای توزیع منابع ندارد، اما با وجود داشتن وظیفه طبیعتا محدودیت منابع هم دارد. شاید اگر پیشنهاد انتقال منابع دهک‌های بالا به دهک‌های پایین برای توانمندسازی نیازمندان در مجلس اجرایی شود، این فضا بهتر شود و راهکاری برای توانمندسازی خانوارهای زیر خط باشد. به عبارتی دیگر،‌ دهك ها یكی از معیارهای سنجش توزیع درآمد است. دهك پایین شامل فقیرترین مردم و دهك بالا ثروتمندترین افراد جامعه هستند كه از درآمد بالایی برخوردارند.

حسن موسوی‌چلك*

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه آرمان/26 خرداد 95/صفحه 5 / کد خبر: ۱۵۴۵۷۰





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/03/26


یکی از موضوعاتی که در حوزه مدیریتی همیشه و بیشتر در حرف مورد توجه بوده موضوع «شایسته سالاری» است.گر چه در عمل این موضوع با توجه به شواهد و قراین متعدد در کشور ما شبیه به طنز شده است.از این مفهوم تعاریف مختلفی ارایه شده است.در یک تعریف از شایسته سالاری چنین آمده است:« شایسته‌سالاری (meritocracy) به شیوه‌ای از مدیریت گفته می‌شود که در آن دست‌اندرکاران بر پایهٔ توانایی و شایستگی‌شان برگزیده شوند و نه بر پارهٔ قدرت مالی یا موقعیت اجتماعی و فامیلی».

دردین مبین اسلام هم  براین موضوع تاکید وتصریح شده است ونمونه های مختلفی در صدر اسلام وجود دارد که گویای توجه به این موضوع می باشد:حضرت علی علیه السّلام در نامه ای به قاضی منصوب خود در اهواز نوشته اند که:

«ای رفاعه بدان که این حکومت امانتی است که هرکس به آن خیانت کند،لعنت خداوند را تا روز قیامت به همراه خواهد داشت و هرکس خیانت کاری را به کار گیرد پیامبر اکرم (ص) در دنیا و آخرت از او بیزار است.»

در واقع می توان گفت که مسئولیت ها،امانت های بسیار مهمی هستند که باید به اهلش سپرده شود.آنان که بدون داشتن شایستگی های لازم،خود را در مقام اداره قرار می دهند یا آنهایی که افراد را بدون شایستگی های لازم برای اداره امور می گمارند،بالاترین خیانتها را مرتکب شده و سبب هلاکت خود و دیگران می شوند و در دنیا و آخرت مورد غضب قرار خواهند گرفت.

ایشان در جای دیگر دریکی از سخنان خود در تبیین بر سر کار آمدن افراد نااهل و پیامدهای تصدی امور به دست نا اهلان می فرماید که:

«همانا شما دانستید که سزاوار نیست بخیل بر ناموس و جان و غنیمت ها و احکام مسلمین،ولایت و رهبری یابد و امامت مسلمین را عهده دار شود، تا در اموال آنها حریص گردد،و نادان نیز لیاقت رهبری ندارد تا با نادانی خود مسلمانان را به گمراهی کشاند و ستمکار نیز نمی تواند رهبر مردم باشد که با ستم حق مردم را غصب و عطاهای آنان را قطع کند،و نه کسی که در تقسیم بیت المال عدالت ندارد زیرا در اموال و ثروت آنها حیف و میل می کند و گروهی را بر گروهی مقدم می دارد،و رشوه خوار در قضاوت نمی تواند امام باشد زیرا که برای داوری با رشوه گرفتن حقوق مردم را پایمال و حق را به صاحبان آنها نمی رساند و آن کسی که سنت پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و اله را ضایع می کند لیاقت مدیریت ندارد.»

در جای دیگر امام علی علیه السّلام یکی از آفات حکومت و دولت راحاکمیت افراد پست دانسته و می فرماید:ریاست و حاکمیت فرومایگان و بی تجربه ها تازه به دولت رسیده،نشانه انحلال و انحطاط دولت هاست.

حالبا تامل بر آن چه ما داریم می بینیم بایبد اعتراف تلخی کنیم و آن این که در بسیاری از منصب های مدیریتی ما شاهد حضور افرادی هستیم که تخصص شان با مسئولیت های شان هیچ تناسب ندارد.در چنین شرایطی نباید انتظار داشته باشیم که امور به خوبی مدیریت شوند.پیامدهای اجتماعی این نوع واگذاری منصب ها و مدیریت ها افزایش فساد، افزایش هزینه سازمان ها، بی اعتمادی به سازمان ها و... خواهد بود.ولی باز هم می بینیم که افرادی هستند که برای حفظ میز مدیریت شان  (که نه بر اساس شایستگی، بلکه فقط براساس ارتباط بدست آوردند) دست به هر اقدامی می زنند.

شاید سریال مهران مدیریری در خصوص مدیریت ایرانی گویای گوشه ای از نوع مدیریت ایرانی باشد که من آنرا  طنز تلخی می دانم.گر چه این موضوع فقط خاص کشور ما نیست.

 البته این یاداشت زحمات وتلاش های مدیریان ایرانی را نمی خواهد زیر سئوال ببرد که قدر دان زحمات این تعداد کم مدیران شایسته هستم.اما...

باز نشر

 

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/03/25

از مجلس دهم در مورد آسیب های اجتماعی انتظار داریم

با توجه به روند افزایشی آسیب‌های اجتماعی در کشورمان و از طرف دیگر شروع به کار مجلس دهم شورای اسلامی و با توجه به اهمیت این قوه در کاهش آسیب‌ها، انتظار می‌رود که سیاستگذاری‌ها متناسب با موضوعاتی باشد که درجامعه با آن درگیر هستیم. یکی از دغدغه‌ها و موضوعات اصلی مجلس دهم جایگاه سلامت اجتماعی از منظر آسیب‌های اجتماعی است، چرا که این موضوع آثار تخریبی فراوانی بر جامعه دارد و باید از رویکردهای سیاسی امنیتی به آسیب‌های اجتماعی پرهیز شود.
نکته دوم اینکه مجلس در بودجه باید موضوع آسیب‌های اجتماعی را از انزوا خارج کند و نکته سوم اینکه انتظار می‌رود مجلس با تدوین طرح‌ها و لوایح موضوع پیوست اجتماعی را به عنوان یک اصل بپذیرد و هیچ طرحی را بدون پیوست اجتماعی قبول نکند.
انتظار بعدی ما درحوزه آسیب‌های اجتماعی در مجلس شوارای اسلامی این است که مجلس در مقابل وضعیت بحرانی مشکلات اجتماعی سیاست سکوت را در پیش نگیرد و نقش خود را در نظارت بر قوانین و سیاست‌های مرتبط با این موضوع تقویت کند. طبیعتا مجلس در این بین باید کمک کند و دستگاه‌های اجرایی در راستای پیشبرد برنامه‌هایشان در حوزه مشکلات اجتماعی مورد حمایت قرار گیرند. ما در مجالس شورای اسلامی و در دوره‌های مختلف شاهد یک غفلت نسبت به این مسائل بوده‌ایم و اگر امروز ما با این وضعیت آسیب‌های اجتماعی رو به رو هستیم، مجلس نیز با بی‌تفاوتی در آن سهیم بوده است.
نکته بعدی این است که مجلس شورای اسلامی در طرح‌ها و لوایح از ظرفیت تشکل‌های غیر دولتی اجتماعی برای بررسی، تدوین و تصحیح قوانین بهره گیرد و در کنار مرکز پژوهش‌ها از انجمن‌های مردم نهاد به عنوان بازوهای مشورتی استفاده کند و از طرف دیگر در تصویب طرح‌ها و لوایح گروه‌هایی که در معرض آسیب بیشتری هستند را بادقت مورد توجه قرار دهد. در دوره‌های گذشته مجلس شاهد وضع قوانینی بودیم که نتیجه‌ای را در پی نداشت و تنها با اعمال برخی قوانین آسیب‌ها افزایش پیدا کرد. مجلس هر تصمیمی که می‌گیرد باید نگاه همه‌جانبه به آن داشته باشد و تک بعدی به کار تقنینی نپردازد، در این صورت ما می‌توانیم امیدوار باشیم که قوانین عوارض کمتر و نتایج واقعی‌تری داشته باشند. در قانون نویسی که مجلس درباره افزایش تعداد فرزندان انجام داد، باید بگویم که یک کار احساسی بود که بعد از فرمایشات مقام معظم رهبری به شکل غیرکارشناسی صورت گرفت و نیمه تمام ماند، چرا که ادله کافی برای اجرا نداشت. از همین رو باید دانست قانونی که امکان اجرا نداشته باشد، ارزش قانون را زیر سوال می‌برد؛ بنابراین نباید در مجلس شورای اسلامی به صورت احساسی یا هیجانی تصمیمی گرفته شود.

* رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/03/18


نگاه
مدیریت آسیب های اجتماعی نیازمند تغییر رویكرد است

نویسنده: سید حسن موسوی چلك*

آنچه در زیر به عنوان یادداشت می نویسم حرف دلم است. حرف دل مددكار اجتماعی كه بیش از ٢٤ سال در این زمینه خون دل خورده وتاوان زیادی هم داده است و هنوز هم می دهد. دلی كه از بی توجهی به موضوع آسیب های اجتماعی خون است. خاطرم هست چند سال قبل یعنی حدود سال های ١٣٧٨ كه می خواستیم برنامه مرتبط با آسیب های اجتماعی را در سازمان بهزیستی بازنگری كنیم كه از جمله این برنامه ها راه اندازی اورژانس اجتماعی بود، مقاومت های درون و برون سازمانی بسیار زیاد بود به گونه یی كه بارها مجبور شدیم تا درباره دیدگاه ها وبرنامه های خود توضیحات مبسوط ارایه كنیم چراكه معتقد بودند نباید از آسیب های اجتماعی حرف زد، نباید حساسیت ها را ایجاد كرد و نبایدهای مختلف كه گاهی چنان عرصه را بر ما تنگ می كرد كه گویا باید بی خیال این موضوع می شدیم. در یكی از روز ها در یكی از نشریات پرتیراژ كشور اعلام كردیم كه دهه ٨٠ دهه بحران های اجتماعی است، به ما می گفتند بدبین هستید و چه و چه. اما امروز همه از آسیب های اجتماعی حرف می زدند. گویا اینگونه تصور می شود كه این آسیب های اجتماعی یك شبه رشد كردند. در حالی كه اینگونه نبود. بلكه به دلیل غلبه نگاه صرف انتظامی به این موضوع نشد كار های علمی و خوب گسترش پیدا كند. حتی از پیشگیری از آسیب های اجتماعی نیز به نوعی ابا داشتیم. از یك طرف خوشحال هستیم كه بالاخره به این موضوع توجه می شود. اینكه مقام معظم رهبری می گویند «٢٠ سال عقب هستیم». از طرف دیگر ناراحتیم چرا كه آسیب های اجتماعی هزینه های انسانی و مادی زیادی را بر جامعه تحمیل كرد كه نمی توان به زودی آنها را جبران كرد.دلم خیلی می سوزد كه گوش شنوایی نبوده و اگر در این مقطع مقام معظم رهبری هم ورود نمی كردند باز هم همان داستان بود، كتمان آسیب های اجتماعی، غلبه تفكر پلیسی و... حالابه دست و پا افتادیم تا كاری كنیم.چاره آسیب های اجتماعی این است كه اول قبول كنیم آسیب های اجتماعی مورد غفلت قرار گرفته است، به عبارت بهتر امور اجتماعی مورد غفلت قرار گرفته است كه این وضعیت نگران كننده را در حوزه آسیب های اجتماعی داریم و بپذیریم كه بانگاه جزیره ای نمی توان آسیب های اجتماعی را كنترل كرد. دوم اینكه مدیریت آسیب های اجتماعی مستلزم استفاده از متخصصین اجتماعی در این حوزه است كه متاسفانه در بسیاری از دستگاه های كشور دانسته یا نادانسته مدیریت و سیاست گذاری اجتماعی با متخصصین خارج از حوزه اجتماعی است. سوم اینكه زمانی می توانیم در كنترل این موضوع (نه در كوتاه مدت) موفق شویم كه رویكرد های فرهنگی و اجتماعی را تقویت كنیم و مداخلات انتظامی و امنیتی و قضایی را آخرین راه كار بدانیم نه نخستین راهكار. چهارم اینكه دراین زمینه نظام رصد را فعال كنیم وآینده نگری اجتماعی را جدی بگیریم. بپذیریم كه امروز برنامه ها از شرایط بسیار عقب تر است وبه همین دلیل ناكارآمدی برنامه را شاهد هستیم. پنجم اینكه اجازه دهید برنامه هم استانی وحتی شهرستانی باشد، چون اولویت ها در مناطق مختلف متفاوت است. نمی توان برای همه كشور یك نسخه واحد نوشت. ششم اینكه در حوزه پیشگیری از آسیب های اجتماعی از تمامی ظرفیت ها با بهره گیری از سازمان های غیر دولتی استفاده كنیم. هفتم اینكه برنامه باید فراگیری، جامعیت، كفایت، پایداری و اثربخشی داشته باشد. هشتم ما نیاز به یك تقسیم كار كارشناسی واقع بینانه و غیر جانبدارانه داریم. از بزرگ ترین، تخصصی ترین، فراگیر ترین سازمان اجتماعی كشور كه نقش محوری در سلامت اجتماعی دارد كه همان سازمان بهزیستی است حمایت كنیم تا تولی گری این حوزه را داشته باشد.

    *رییس انجمن مددكاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه اعتماد18خرداد 95


    





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/03/18

ترس از آینده عامل گرایش به تجرد

در چند سال اخیر در ایران موضوعی كه هم در جلسات مسئولان و هم در افكار عمومی به آن پرداخته شده موضوع تجرد قطعی جوانان بوده است. موضوعی كه دغدغه‌های زیادی را از زوایای مختلف برای جامعه ایجاد كرده است. افزایش تجرد قطعی فرصت‌های افزایش جمعیت و تولید نسل را كاهش می‌دهد كه در نهایت می‌تواند جامعه را از مسیر پیشرفت دور كند. در طول سال‌های اخیر به روش‌های گوناگون به این موضوع پرداخته شده و برای تشویق جوانان به ازدواج تلاش‌هایی صورت گرفته است. از جمله این اقدامات می‌توان به سیاست‌های كلی جمعیت، قانون تسهیل ازدواج جوانان، سیاست‌های كلی تعالی خانواده، قوانین برنامه توسعه و همه قوانینی كه مربوط به اعطای تسهیلات برای ازدواج است اشاره كرد. آخرین این اقدامات نیز افزایش وام سه میلیونی ازدواج به
۱۰ میلیون بوده است. كشور ما در سال‌های اخیر به خوبی مشكلاتی را كه تجرد قطعی برای جوانان و جامعه به وجود آورده است، درك كرده و نیاز به طرح راهكار‌های عملی برای حل این مشكل در بین مسئولان و دیگر اقشار جامعه دیده می‌شود.

پیامدهای تجرد قطعی جوانان

اولین نكته در مورد افزایش تجرد، كاهش جمعیت است كه ما در آینده با آن مواجهیم. این كاهش جمعیت آثار خود را روی پیشرفت و توسعه كشور نشان خواهد داد. باید بدانیم كه موفقیت هر كشوری در گرو داشتن سرمایه‌های انسانی و اجتماعی آن كشور است. بنابراین كاهش جمعیت ما را از داشتن این سرمایه‌های اجتماعی كه لازمه پیشرفت در ابعاد مختلف جامعه است محروم می‌کند. تشویق دیگران به تجرد می‌تواند فرار از مسئولیت برای تشكیل خانواده را به همراه داشته باشد. موضوعی كه نهادینه شدن آن می‌تواند نگرانی های زیادی را در جامعه برای مردم و مسئولان به وجود آورد. افرادی كه تجرد قطعی دارند مسئولیت اجتماعی خود را نیز به خوبی انجام نمی‌دهند. برای بسیاری از این افراد همیشه این سوال وجود دارد كه چرا ازدواج كنند؟ سوالی كه در اغلب موارد بی‌پاسخ می‌ماند و بیپاسخ ماندن این سوال می‌تواند منجر به این مساله شود كه مردم درباره این افراد قضاوت‌هایی داشته باشند. این قضاوت‌ها حتی اگر نادرست باشد نیز فشارهای روانی زیادی را به این افراد وارد می‌كند. تجرد قطعی در افراد می‌تواند نقش‌های اجتماعی آنان را نیز تحت‌الشعاع قرار داده و دچار مشكل كند، چرا كه افراد متاهل می‌توانند فرصت‌های بیشتر برای پذیرش نقش‌های اجتماعی مهم‌تر داشته باشند. ما اكنون در ایران در حال تجربه كردن این معضل هستیم. حدود ۱۱میلیون جوان در سن ازدواج قرار دارند كه همه آنها به نتیجه‌گیری قطعی درباره ازدواج نرسیده‌اند.

چرا جوانان تجرد را ترجیح می‌دهند؟

موضوعی كه در چند سال اخیر در آمارهای رسمی و سرشماری‌های صورت گرفته درباره تحلیل دلایل گرایش به تجرد در بین جوانان می توانیم به آن برسیم این است که تمامی كسانی كه تجرد قطعی دارند الزاما كسانی نیستند كه شرایط ازدواج را به لحاظ اقتصادی نداشته باشند. بسیاری از این افراد زمانی كه در سن ازدواج بوده اند نتوانسته اند انتخاب درستی داشته باشند و با بالا رفتن سن به مرور از ازدواج منصرف شده‌اند، چرا كه افراد هر چه سنشان افزایش پیدا می‌كند حساسیت هایشان نیز درباره ازدواج و انتخاب فرد مناسب بیشتر می شود. برخی از این افراد نیز با وجود اینكه تمامی شرایط را برای ازدواج دارند شرایط زندگی مجردی را به زندگی متاهلی ترجیح می دهند و برای فرار از پذیرش مسئولیت های زندگی متاهلی و تشكیل خانواده از آن سر باز می‌زنند. بنابراین نمی توان گفت كه تمامی مجردان ما در جامعه شرایط ازدواج ندارند. بسیاری از آسیب هایی كه تجرد به وجود می‌آورد در وهله اول گریبانگیر خود فرد می‌شود و سپس به جامعه نیز انتقال پیدا می‌كند. وضعیتی که اگر ادامه پیدا کند و برای حل آن چاره‌ای اندیشیده نشود بدون شك می‌تواند آسیب‌هایی به فرد و جامعه وارد كند. باید برای حل این موضوع چاره‌اندیشی اساسی شود و رویکردی عملی و دقیق اتخاذ شود؛ باید دانست آنچه در چارچوب معین و درستی شكل نگیرد در نهایت آسیب‌های جبران ناپذیری را به جامعه وارد می كند. بحث دیگری كه درباره این افراد وجود دارد این است كه آیا همه این افراد منحرف می‌شوند یا خیر؟ پاسخ این است كه خیر، این‌گونه نیست. نمی‌توان گفت همه كسانی كه مجرد مانده اند انسان‌های منحرفی هستند یا در نهایت به انحراف كشیده خواهند شد، اما باید به این نكته نیز توجه كرد كه نیاز جنسی نیازی نیست كه بتوان آن را فراموش كرد. اگر فرد تصمیم بگیرد كه از طریق روابط نامشروع به این نیازها پاسخ دهد بدون شك آسیب های آن از جمله قانون گریزی و گسترش آسیب‌های اجتماعی، گریبانگیر جامعه نیز خواهد شد. یكی از مهم‌ترین دلایلی كه این افراد را به تجرد تشویق می كند می تواند نگرانی از آینده و ترس از پذیرش مسئولیت باشد. امروزه در جامعه ما افزایش تجرد آنگونه كه در گذشته امری مذموم تلقی می شد تلقی نمی‌شود. درگذشته شاهد آن بودیم كه جوانان پیش از آن كه به سربازی بروند ازدواج می كردند اما اكنون برخی خانواده‌ها نیز از ازدواج نكردن فرزندانشان حمایت می كنند و در واقع آنها را همراهی می كنند. گاهی می‌بینیم كه بزرگ‌ترهای خانواده خودشان بستری را برای ازدواج نكردن فرزندانشان فراهم می‌كنند. در بسیاری از جوانان پیدا نكردن زوجی كه ویژگی‌های مشابهی با آنان داشته باشد سبب تاخیر یا انصراف از ازدواج است، در برخی موارد شرایط اقتصادی جامعه سبب می شود كه فرد از ازدواج منصرف شود اما در نهایت ترس از آینده و فرار از پذیرش مسئولیت می‌تواند به عنوان مهم‌ترین عامل در تجرد افراد معرفی شود. برای مثال در مورد وام ازدواج اینکه دولت تسهیلات بیشتری برای ازدواج درنظر گرفته را باید به فال نیک گرفت، اما نباید این انتظار را داشت که با افزایش وام ازدواج، میزان ازدواج درکشور بالا رود. به‌ هرحال به جز وام، مولفه‌های مهم‌تری برای ازدواج وجود دارد؛ اطمینان از آینده، انگیزه، مسئولیت‌پذیری و اشتغال، بخشی از اینهاست. اگر این مولفه‌ها تحقق پیدا نکند، اتفاق خاصی برای میزان ازدواج نمی‌افتد. باید راهکارهای اساسی در این زمینه اندیشیده شود. تا آسیب‌ها به درستی شناسایی و بررسی نشود نمی‌توان امیدی به حل معضل داشت.

*  سید حسن موسوی چلک

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

روزنامه آرمان:13/3/95/ کد خبر: ۱۵۳۳۰۵





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/03/13

اورژانس اجتماعی 17ساله شد


 تسهیل دسترسی به خدمات اجتماعی برای افراد در معرض آسیب و آسیب دیده اجتماعی پیامد های منفی رادرجامعهکاهش خواهد داد و کاهش پرونده های قضایی و انتظامی رابه دنبال خواهدداشت.یکی از منابع اجتماعی که با این هدف درایران راه اندازی شد اورژانس اجتماعی است که از سال 1378 درایران راه اندازی شده است.



آیین نامه اورژانس اجتماعی به منظور ارائه خدمات و رسیدگی به وضعیت آسیب دیدگان اجتماعی در زمینه های مختلف خشونت، فرار، آزار، طلاق ، اختلال هویت جنسی و ... تدوین و ابلاغ شده است و با همکاری دستگاهها و وزارتخانه های مختلف  زمینه فراگیر شدن آن در سراسر کشور و با تامین اعتبارات لازم فراهم خواهد شد .
 اورژانس اجتماعی شامل چهار فعالیت مرکزمداخله در بحران فردی،خانوادگی واجتماعی، پایگاه خدمات اجتماعی، خط تلفن اورژانس اجتماعی(123) و خدمات سیار اورژانس اجتماعی است که در حال حاضردر تمام استان های کشور فعالیت دارد. البته همه فعالیت ها به شکل فعلی همزمان فعال نشدند.مرکزمداخله دربحران که مرکزمادر و اصلی اورژانس اجتماعی است در سال 78یعنی 17سال قبل در ابتدا در 8 استان افتتاح شد و بعد گسترش پیدا کرد.
 خط تلفن اورژانس اجتماعی در ابتدا سه رقمی نبود.هر مرکزی که فعال می شد مردم با شماره آن مرکز تماس می گرفتند ولی یادگیری شماره ها سخت بود .در تهران این خط 7 رقمی بود در شهرستان ها هم حداقل5 رقمی و در نهایت در سال 1383 شماره تلفن سه رقمی123 که در گذشته برای اورژانس فوریت های پزشکی بود به اورژانس اجتماعی اختصاص پیدا کرد که با پیگیریهای انجام شده ابتدا درمرکز نواب صفوی افتتاح شد.
خدمات سیار اورژانس اجتماعی هم درگذشته به شکل فعلی که دارای خودروی یک شکل باشند، نبود.بیشتراز طریق خودرو های اداری یا آژانس ها پیگیری ها و مداخله در محل انجام می شد.یک مقطعی5 ون برای این کار در نظر گرفته شده بود و بعد درتهران مینی بوس برای این کار اختصاص پیدا کرد.در شهرستان ها هم نوع خودروها متفاوت بود. خودروهای موجود در 25 خرداد 87در تهران در محل نمایشگاه بین المللی تهران با 50 خودرو افتتاح شد .
اولین مراکز اورژانس اجتماعی 17 سال قبل دراستان یزد افتتاح شد و از آن سال به بعد به مرور استانها نسبتا به راه اندازی این مراکز اقدام کردند که البته اورژانس در آن سالها اینگونه و تکمیل نبود .
 به منظور نهادینه شدن همکاری های بین بخشی آیین نامه ایی یک باردر 26 شهریور سال گذشته با انجام اصلاحاتی در هیئتدولت  به تصویب رسید .پس از انجام اصلاحات مجددا در خرداد ماه 92تصویب و ابلاغ شد.البته عنوان آیین نامه مصوب هیئت وزیران «فوریت های اجتماعی »است که چون دولت نمی تواند در لایحه از اصطلاحات لاتین استفاده  کندفوریت جایگزین اورژانس شد..
گروه های هدف اورژانس اجتماعی عبارتند از: خشونت دیدگان خانگی از قبیل کودک،‌همسر ، سالمند و معلول آزار دیده ،افرادی که قصد خودکشی دارند یا اقدام به خودکشی کرده‌اند و خانواده آنان،دختران و پسران فراری از منزل ،زنان و دختران در معرض آسیب اجتماعی یا آسیب دیده اجتماعی ،زوجین متقاضی طلاق و افراد در معرض بحران طلاق ، کودکان خیابانی ،مبتلایان به اختلال هویت جنسی در معرض آسیب از جمله دریافت کنندگان خدمات فوریتهای اجتماعی هستند.
 براساس ماده 4 این لایحه به منظور کنترل و کاهش بحرانهای فردی، خانوادگی و اجتماعی از طریق ارایه خدمات به دریافت کنندگان خدمات فوریتهای اجتماعی، دستگاههای اجرایی مانند وزارتخانه های بهداشت ، ارتباطات و فناوری ، دادگستری ، کشور، راه و شهرسازی ، رفاه و تعاون و... مکلفند ضمن هماهنگی با سازمان بهزیستی اقدامات لازم را انجام دهند.
وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات وظیفه تجهیز شبکه فوریتهای در کل کشور به تجهیزات مخابراتی از جمله راه اندازی خط تلفن فوریتهای اجتماعی (123) و فرکانس خط بی سیم به صورت مکالمه رایگان ،‌ایجاد زیر ساخت لازم ( نرم افزاری وسخت افزاری) خط تلفن اورژانس اجتماعی 123 در تمامی مناطق شهری و روستایی را بر عهده دارد و همچنین وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نیز وظیفه ارائه خدمات درمانی فوری به دریافت کنندگان خدمات فوریتهای اجتماعی ارجاع شده از مرکز و معرفی دریافت کنندگان خدمات فوریتهای اجتماعی که برای دریافت سایر خدمات( غیر از خدمات موضوع این آیین نامه) به مراکز درمانی مراجعه می‌کنند به مرکز را برعهده خواهد داشت.
وزارت دادگستری نیز وظیفه هماهنگی با قوه قضاییه به منظور انجام موارد زیر با رعایت قوانین و مقررات مربوط ،‌ صدور احکام قضایی لازم، حضور مددکاران اجتماعی مرکز در جلسات رسیدگی‌های قضایی مربوط به دریافت کنندگان خدمات فوریتهای اجتماعی،‌ تعیین شعبه‌های ویژه در کلان شهرها و مراکز استانها یا قاضی مشخص برای رسیدگی به پرونده‌های ارجاعی از مرکز،‌ ،‌حمایت از کارکنان مرکز در اقامه دعاوی ناشی از انجام وظایف قانونی در مقابل شاکیان را بر عهده دارد.
همچنین وزارت کشور نیز در راستای تعیین تکلیف افراد خارجی فاقد مجوز اقامت، ارجاع شده از مرکز با قید فوریت و پذیرش آنها در مراکز مرتبط با اداره کل اتباع و مهاجرین خارجی،‌ تسهیل صدور شناسنامه و مدارک هویتی برای گروههای هدف فاقد مدارک با معرفی مرکز طبق قوانین و مقررات مربوط از طریق سازمان ثبت احوال کشور، هماهنگی با استانداری‌ها جهت اولویت دادن به طرح‌های مرتبط با آسیب‌های اجتماعی در کارگروه فرهنگی، اجتماعی و خانواده شورای برنامه ریزی و توسعه استان ، ،تامین اعتبار مورد نیاز استانی از طریق شورای برنامه ریزی و توسعه استان،اتخاذ تدابیر لازم برای ایجاد هماهنگی بین خدمات فوریتی فعال در کشور از جمله خطوط تلفن 123-115-125-110 ،‌بررسی عملکرد دستگاههای استانی مسئول از طریق کارگروه فرهنگی، اجتماعی و خانواده شورای برنامه ریزی و توسعه استان و ارایه نتایج آن به شورای یاد شده اقدام کند.
وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز وظیفه توسعه خدمات فوریتهای اجتماعی در شهرهای بالای 50 هزار نفر جمعیت تا پایان سال 92 و تشکیل جلسات با حضور نمایندگان تام الاختیار دستگاه‌های اجرایی همکار با هدف ایجاد هماهنگی ، سیاستگذاری و اقدامات راهبردی برای ارایه خدمات فوریتهای اجتماعی را بر عهده دارد .
وزارت راه و شهرسازی نیز وظیه دارد زمین مورد نیاز مراکز تابع به صورت رایگان با رعایت قوانین و مقررات مربوط را تامین کند.
طراح آیین نامه اورژانس اجتماعی با اشاره به اینکه اعتبار مورد نیاز این لایحه در بودجه سالانه دیده می شود، گفت: پایش و ارزشیابی فعالیت مراکز تابع ،‌ تهیه گزارشات عملکرد دستگاههای مسئول و ارسال به وزارت هر 6 ماه یکبار،‌استاندارد سازی خدمات و تجهیزات مراکز تابع،‌استفاده از ظرفیت‌های شوراهای شهر و شهرداریها جهت اجرای این آیین نامه و ... از جمله مواردی است که براساس این لایحه باید اجرایی شود.
از جمله وظایف نیروی انتظامی نیز می توان به حمایت از کارکنان مرکز در مواردی که سلامت جسمانی و امنیت جانی آنها و یا دریافت کنندگان خدامت فوریتهای اجتماعی در معرض خطر قرار می‌گیرند، ارجاع دریافت کنندگان خدمات فوریتهای اجتماعی به مراکز فوریتهای اجتماعی با رعایت قوانین و مقررات مربوط و همکاری لازم جهت استقرار خودروهای خدمات سیار فوریتهای اجتماعی در میادین شهرها از جمله وظایف نیروی انتظامی در خصوص اجرای لایحه اورژانس اجتماعی است.




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/02/27

چرا باید عضو انجمن مددکاران اجتماعی بشویم؟

  انجمن مددکاران اجتماعی ایران از ریشه دار ترین و قدیمی ترین تشکلهای مردمی مددکاری اجتماعی در سطح کشور می باشد که بدلیل فعالیتهای چشمگیر و تاثیر گذاری که در چند سال گذشته داشته است، توانسته است به عنوان یکی از کانونهای بزرگ و علمی مددکاری اجتماعی، به تعامل با سازمانها و وزارتخانه های بزرگ حمایتی کشور بپردازد. عضویت عده کثیری از مددکاران اجتماعی در این انجمن و انتخاب اعضای هیئت مدیره و شخص رئیس انجمن با همه پرسی و با رای اعضای انجمن، رنگ و بوی دموکراتیک به این تشکیلات داده و باعث شده است تا افراد اصلح، متخصص و تلاشگر در بالای هرم مدیریتی قرار بگیرند. با این وجود هستند مددکارانی که به رغم داشتن شرایط، هنوز به عضویت این انجمن در نیامده اند. لذا در این بخش به تعدادی دلایل مهم، که می تواند در افزایش انگیزه عضویت افراد موثر باشد، اشاره می گردد:imag0es

۱-از اهداف انجمن مددکاران اجتماعی توسعه بعد کمی و کیفی حرفه مددکاری اجتماعی و پیگیری مطالبات به حق مددکاران می باشد، لذا هرچه اعضای بیشتری در این انجمن عضو شوند، قدرت و تاثیر گذاری انجمن را در موارد مختلف افزایش خواهد داد.

۲-عضویت در انجمنها و تشکلهای علمی و شناسنامه دار ، سابقه و اعتبار علمی به شخص می دهد، بخصوص در مواقع مصاحبه های علمی و یا  آزمونهای استخدامی ، امتیاز محسوب می گردد.

۳-در بیشتر کشورهای توسعه یافته، اعضای تشکلهای علمی برای شرکت در همایشها و کنفرانسهای علمی از تخفیفات مالی ویژه ای برخوردار می شوند و گاهاً هیچ وجهی از این اعضاء دریافت نمیگردد.

۴-کارت عضویت انجمن مددکاران اجتماعی که بصورت زبان فارسی و لاتین در پشت و رو طراحی شده است، و در آن مشخصات فرد عضو درج شده  به عنوان کارت شناسایی حرفه ای و بین المللی کاربردهای فراوانی  بخصوص در محور شغلی مددکاری دارد.  با توجه به اینکه انجمن عضو فدارسیون جهانی مددکاران اجتماعی است بنابراین فردی که عضو انجمن باشد عضویت فدراسیون را نیز خواهد داشت.

۵-بهره مندی اعضاء از خدمات علمی پژوهی انجمن، در قالب همایشها، کنفرانسها و کنگره های علمی ، انتشارات و مجلات انجمن و…

۶-اولا ً انجمن مددکاران اجتماعی به دلیل داشتن شرایط علمی و عملی قابلیت و پتانسیل تبدیل شدن به سازمان نظام مددکاری اجتماعی  را دارد و ثانیا اگر سازمان نظام مددکاری به صورت مستقل ایجاد شود قطعاً اعضای ثابت انجمن با سهولت به عضویت سازمان نظام مددکاری اجتماعی در خواهند آمد.

۷-حمایت معنوی، علمی و اداری انجمن از اعضای پژوهشگر و صاحب فکر در زمینه های مختلف

۸-حمایت فردی و سازمانی انجمن از مطالبات و حقوق حرفه ای اعضای شاغل ، در بخشهای خصوصی و دولتی از طریق مذاکره و یا سایر مکانیسم های ممکن

۹-تسهیل در روند اشتغال اعضاء در سازمانهای مختلف دولتی و غیر دولتی از طریق تعامل و پیگیریهای انجمن

۱۰-شرکت اعضاء در طرحها و پروژه های جامعه محور انجمن و کسب تجارب

۱۱-آگاهی اعضاء از آخرین اطلاعات و اخبار مربوط به زمان برگزاری همایشها و کنفرانسهای مختلف انجمن  ،اطلاعات مربوط به آخرین آمار و ارقام  آسیب های اجتماعی ، بازار کار و ….

۱۲-انجمن مددکاران اجتماعی، قائم به شخص نیست و هر یک از اعضاء می توانند ایده ها، طرحها و پیشنهادات خویش در ارتباط با موضاعات مختلف اجتماعی را با  همفکری  انجمن و بهره مندی از امکانات و توانمندیهای انجمن و سایر اعضاء به مرحله عمل در بیاورند.

۱۳-دیگر موارد…

منبع: هیئت تحریره وب سایت تخصصی مددکاری اجتماعی/
۱۳۹۵/۰۲/۲۳





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/02/23

به نام خدایی که در همین نزدیکی  است

پیام تشکر رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

 برای برگزاری همایش مددکاری اجتماعی و مطالبه گری اجتماعیموسوی چلک

خدای بزرگ را شاکرم که توفیق داد تا به لطف او و همت و همکاری ارزنده همه مسئولین و کارشناسان حدود40  دستگاه همکار در از جمله سازمان بهزیستی کشور، دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکزی(مجتمع حضرت ولیعصر(عج)، معاونت زنان و خانواده رییس جمهور، وزارت خانه های تعاون، کار و رفاه اجتماعی، علوم، تحقیقات و فناوری، راه و شهرسازی، ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری، بهزیستی استان تهران، کنگره 60، جمعیت خیریه تولد دوباره، انجمن حمایت از زندانیان مرکز، سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران، موسسه آموزش عالی- علمی کاربردی بهزیستی و تامین اجتماعی، موسسه عالی پژوهش تامین اجتماعی،معاونت اجتماعی، بنیاد شهید و امور ایثارگران، نیروی انتظامی،جمعیت هلال احمر( سازمان های جوانان و داوطلبان)، رادیو سلامت، سبکه یک سیما، یونسکو و...، و با حضور مسئولین ارشد نظام، پیشکسوتان و اساتید مددکاری اجتماعی،مددکاران اجتماعی دستگاه های مختلف، دانشجویان، اصحاب رسانه، دانشگاه ها،شعبات استانی انجمن مددکاران اجتماعی،  فعالین سازمان های غیر دولتی و ...سی و یکمین همایش روز ملی مددکار اجتماعی را با موضوع: مددکاری اجتماعی و مطالبه گری اجتماعی در تاریخ ششم اردیبهشت ماه یکهزار و سیصد و نود و پنج درمحل مجتمع ولیعصر(عج) دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکزی را برگزار کنیم.استقبال با شکوه از این همایش و انعکاس لحظه به لحظه اخبار آن در رسانه ها و.....خود گویای افزایش اعتماد به انجمن مددکاران اجتماعی ایران در میان دستگاههای مرتبط می باشد و این که موضوع انتخاب شده نیز  ضرورت جامعه امروز ماست.

وظیفه خود می دانم از مسئولین و کارشناسان دستگاه های همکار،شرکت کنندگان در همایش سخنرانان و اعضای میزگرد تخصصی، اصحاب رسانه،افراد داوطلبی که نقش بسیار مهمی از آغاز تا پایان همایش داشتند و از آقایان دکتر افتخارزاده رییس مجتمع دانشگاهی ولیعصر(عج) وهمکاران شان، مدیران محترم گروه علوم اجتماعی و جامعه شناسی آن دانشگاه،عباسعلی یزدانی و خانم سیمین دوستی و همه کسانی که نامشان برده نشده، ولی در برگزاری همایش ایفای نقش کردند سپاسگزاری نمایم و چنانچه قصوری در برگزاری همایش وجود داشت(که قطعا اینگونه بوده است) عذرخواهی نمایم.

سیدحسن موسوی چلک

رییس انجمن مدکاران اجتماعی ایران

و دبیر همایش

تهران-6/2/1395





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/02/7

تكریم ارباب رجوع به باور عمومی تبدیل شود

نویسنده: سید حسن موسوی چلك
بسیاری از ما روزانه برای دریافت خدمات شركت‌های دولتی و خصوصی مراجعه می‌كنیم و انتظار داریم كارمندانی كه در این بخش‌ها حضور دارند با ارائه بهترین خدمت در كوتاه‌ترین زمان ممكن رضایتمان را جلب كنند اما به نظر می‌رسد با چنین تصوری فاصله‌ زیادی وجود دارد...
1395/02/04
بسیاری از ما روزانه برای دریافت خدمات شركت‌های دولتی و خصوصی مراجعه می‌كنیم و انتظار داریم كارمندانی كه در این بخش‌ها حضور دارند با ارائه بهترین خدمت در كوتاه‌ترین زمان ممكن رضایتمان را جلب كنند اما به نظر می‌رسد با چنین تصوری فاصله‌ زیادی وجود دارد. به نظر می‌رسد موضوع تكریم ارباب رجوع در جامعه اداری كشور به یك باور و ضرورت اداری تبدیل نشده و با وجود ایجاد سازوكارهایی برای تكریم ارباب رجوع، این مسئله را در بسیاری از مراكز خدمات‌رسان در حد تابلوی راهنمایی طبقات ارزیابی می‌كنند. از سوی دیگر، شهروندان به‌عنوان كسانی كه در سیستم اداری از آنها به‌عنوان ارباب رجوع یاد می‌شود هم به حقوقی كه قانونگذار برای آنها در نظر گرفته است بی‌اطلاعند و به این دلیل فرایند تكریم ارباب رجوع در پروسه‌ای شعاری قرار گرفته و در موارد زیادی، درخواست‌كنندگان خدمت از سیستم‌های اداری از خدماتی كه می‌گیرند رضایت ندارند. با این وجود باید گفت وضع بخش خصوصی در تكریم ارباب رجوع در مقایسه با بخش دولتی بسیار متفاوت و رضایت مشتریان از خدماتی كه از سوی این بخش به آنها ارائه می‌شود بسیار بیشتر است چراكه بخش خصوصی می‌داند برای ادامه حیات و فعالیت خود باید مشتری را به‌عنوان ركن اساسی فعالیت خود بداند و با جلب رضایت مشتری كار خود را ادامه و توسعه دهد اما در بخش دولتی نبود سازوكارهای ارزیابی عملكرد كاركنان و نبود مهارت‌های رفتاری در برخورد با شهروندان تكریم ارباب رجوع به‌صورتی كه انتظار می‌رفت اجرا نشد. به نظر می‌رسد مسئولان دولتی باید برای بهبود وضع تكریم ارباب رجوع، با ارائه آموزش‌های مهارتی به كاركنان در برخورد با افراد، این نكته را نهادینه كنند كه كارمندان بدون ارباب رجوع هویتی ندارند و به این دلیل باید حقوق افراد را رعایت كنند.
رئیس انجمن مددكاران اجتماعی ایران




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/02/6


( کل صفحات : 32 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی