دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک
مطالب اخیر

حمایت های اجتماعی ، ضرورت شرایط بحرانی


ارائه خدمات مددکاری اجتماعی در حوادث، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است در ابتدا وظیفه خود می‌دانم از طرف جامعه مددکاری اجتماعی ایران عزیز اسلامی، شهادت همکاران فداکار و مهربان آتش‌نشانی را که با گذشتن از جان خود در حادثه آتش‌سوزی ساختمان پلاسکوی تهران بار دیگر نشان دادند که در مسئولیت‌پذیری در قبال مردم و ترویج مهربانی اجتماعی از پیشگامان در کشور هستند به خانواده‌های محترم آنان و همکاران ارجمند‌شان و خانواده‌های سایر بازماندگان تسلیت بگویم.

یکی از موضوعاتی که جوامع مختلف با آ ن مواجه می‌شوند موضوع سوانح و حوادث طبیعی و غیرطبیعی است. کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نخواهد بود. از جمله این حوادث می‌توان به زلزله، سیل، آتش‌سوزی و... اشاره کرد. با توجه با پیامد‌های مختلفی که وقوع چنین حوادثی از خود بر جای می‌گذارد ضروری است دولت‌ها تمهیدات لازم را برای ارائه خدمات در چنین شرایطی فراهم کنند. با توجه به حادثه آتش‌سوزی و تخریب ساختمان پلاسکو در تهران علاوه بر اطفای حریق و آوار‌برداری و ارائه خدمات درمانی که از اقدامات اولیه در چنین شرایطی محسوب می‌شوند، توجه به ارائه حمایت‌های‌ روانی و اجتماعی، حداقل برای گروه‌های زیر ضروری به نظر می‌رسد:

* خانواده‌های شهدای آتش‌نشان وسایر بازماندگان

*گروه‌های امدادگر حاضر در این حادثه اعم از آتش‌نشانان، امدادگران جمعیت هلال

 احمر، همکاران شهرداری تهران، نیرو‌های انتظامی، اورژانس پزشکی، اورژانس اجتماعی، اصحاب رسانه، مسئولان مرتبط و.....و خانواده‌های این افراد.

* کسانی که در این حادثه خسارت مالی دیده‌اند

* افکار عمومی(مردم)

بدون شک در این زمینه مددکاران اجتماعی و روانشناسان شاغل در نهادهای مرتبط و انجمن‌ها و بخش‌های خصوصی بهترین گزینه برای ارائه این نوع خدمات هستند.
البته منابع حمایت اجتماعی دارای طیف گسترده‌ای هستند که برحسب اهمیت و درجه نزدیکی اولویت‌بندی می‌شوند. این طیف گسترده شامل تمام افرادی است که فرد را به گونه‌ای می‌پذیرند و برای رفع مشکلاتش یاری رسانده و مورد حمایت قرار می‌دهند از نقش مسئولین، دوستان، همکاران، خانواده‌ها و بستگان نیز نباید غافل بود. حمایت اجتماعی یکی از تعیین‌کننده‌های اجتماعی واسطه‌ای است که در جهت تحقق نیازهای واقعی و عاطفی افراد کمک‌کننده است. تعلق به شبکه اجتماعی و الزامات متقابل آن و برخورداری از حمایت اجتماعی موجب می‌شود تا افراد احساس ارزشمند بودن، عشق، محبت، توجه و احترام کنند که این امر تأثیر حفاظتی قوی بر سلامت و بازتوانی افراد پس از حوادث دارند. این حمایت‌ها انواع مختلفی دارند که عبارتند از:

1-    حمایت عاطفی: فرد از نظر عاطفی مورد محبت و توجه دیگران قرار می‌گیرد
2 -
حمایت مادی: به تهیه و تدارک کمک‌های مالی و خدمات مورد نیاز فرد اطلاق می‌شود

2-    3- حمایت اطلاعاتی: فرد در اثر ارتباط با دیگران اطاعات بیشتری در پیرامون یک موضوع کسب کرده و آگاهی او بیشتر می‌شود

3-    4- حمایت ارزیابی کننده: کسب اطلاعاتی خاص که بر آن اساس فرد از دیگران بازخورد دریافت کرده و بتواند خود را مورد ارزیابی قرار دهد.

4-    وقوع این حادثه موجب شده تا یک بار دیگر ضعف برنامه‌ریزی عملیاتی در حوزه حمایت‌های اجتماعی در سوانح و حوادث خود را بیش از پیش نمایان کنند. ارائه حمایت‌های اجتماعی به افراد و مردم و همه گروه‌هایی که نیاز به این نوع حمایت‌های روانی اجتماعی دارند موجب خواهد شد تا افراد راحت‌تر با این واقعیت کنار بیایند و در واقع بازتوانی اجتماعی این افراد بهتر انجام شود که می‌تواند اطمینان بیشتری برای آنان ایجاد کند. در این مدت همه از فداکاری‌های آتش‌نشانان گفتند که باید هم گفته می‌شد و این افراد نشان دادند که مسئولیت‌پذیری بالایی دارند که همیشه نام و یاد‌شان به خاطر این از جان گذشتگی در جامعه ماندگار خواهد شد و به‌عنوان یک شهروند ومددکار اجتماعی جلوی این همه فداکاری‌ها سر تعظیم فرود می‌آورم. اما فراموش نکنیم در کنار این افراد حتماً باید به کسانی که خسارات مالی دیده‌اند هم توجه شود.فراموش نکنیم وقوع این حادثه بر اثر غفلت، ناکارآمدی قوانین برای نظارت اثر بخش، ضعف مدیریت ساختمان و هر چه که بوده ولی امروزه تعداد زیادی از شهرواندن این کشور با مشکلی مواجه شدند که اگر خود و خانواده‌‌شان از نظر اجتماعی بازتوان نشوند مشکلات آنها برای فعالیت مجدد اقتصادی با مشکل جدی‌تر مواجه خواهد شد.خیلی از این افراد بیشتر دارایی خود را برای شب عید سرمایه‌گذاری کرده بودند و امروز با مشکل پرداخت چک‌ها و بدهی به طلبکاران فشار روانی اجتماعی را بر آنان بیشتر خواهد کرد. علاوه بر این افراد، کسانی که در این حادثه همکاران‌شان را از دست دادند هم نیاز به بازتوانی اجتماعی و روانی دارند. این آخرین حادثه نخواهد بود لذا به این افراد متخصص و فداکار در شرایط دیگر هم نیاز داریم که بازتوانی اجتماعی می‌تواند در تحقق این مهم، کمک کند.
این نوع خدمات ضمن اطمینان بخشی، امنیت روانی اجتماعی را نیز در جامعه افزایش خواهد داد و اضطراب و نگرانی‌ها و استرس‌ها را در مردم کمتر خواهد کرد. سلامت روانی – اجتماعی بیش از پیش تهدید نخواهد شد و امیدواری اجتماعی را افزایش خواهد داد.

5-    ارائه اطلاعات درست و بموقع به مردم می‌تواند نگرانی‌های اجتماعی افکار عمومی را کم کند.شاید ارسال اطلاعات نادرست و نگران کننده از طرق مختلف از جمله شبکه‌های اجتماعی فشار‌های وارده بر مردم را بیشتر کرده بود.لذا برای افکار عمومی هم ارائه اطلاعات درست می‌تواند یک فرصت باشد تا استرس‌های کمتری را تجربه کنند.

6-    انجمن مددکاران اجتماعی ایران آمادگی خود را برای ارائه خدمات اجتماعی برای همه افراد درگیر این حادثه  به مسئولان مرتبط اعلام کرده و می‌کند تا متناسب با شرایط هر یک از افراد بتواند راهکارهای مناسب در این حوزه ارائه کند.
منبع: روزنامه ایران/4 بهمن 1395


 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/4

تعظیم در برابر ازجان‌گذشتگی آتش‌نشانان

 

یکی از رفتارهایی که همیشه در یاد و خاطره مردم هر جامعه‌ای می‌ماند ایثار و فداکاری است. برخی افراد در قبال همنوعان خود از جان گذشتگی می‌کنند و عملکرد آنها در حوزه فعالیتشان قابل تقدیر بوده و است. مهربانانی که هنگام سوانح و حوادث در شرایطی قرار می‌گیرند که بین حفظ جان خود و دیگران، گذشت از خودشان و حفاظت از جان سایران را انتخاب می‌کنند، قابل تقدیرند. بدون شک امدادگران سازمان‌های مرتبط از جمله آتش‌نشانی افرادی هستند که به کرات نشان داده اند که در این گونه مواقع بر اساس وظایف حرفه‌ای و انسانی حفظ جان دیگران را به جان خود ترجیح می‌دهند. ما شهدای آتش‌نشان زیادی داشتیم. در حادثه‌ای که در ساختمان پلاسکو اتفاق افتاد، معلوم شد که آتش‌نشانان در شرایط بحرانی از جان گذشتگی را ترجیح می‌دهند. از این رو باید سپاس و درود را نثار افرادی کنیم که از جان خود مایه می‌گذارند تا اگر مردم به هر دلیل دچار حادثه شدند مطمئن باشند که آتش‌نشانانی هستند که در این شرایط آنها را تنها نمی‌گذارند. بنابراین ضروری است که نشان نوع‌دوستی به این گروه از افراد توسط دولت اهدا شود، نه از این بابت که آسیب دیده‌اند، بلکه با اهدای این نشان‌ها روح نوع‌دوستی را در جامعه بیش از پیش تقویت کنیم تا یادمان نرود که هنوز افرادی وجود دارند که روحیه گذشت و فداکاری را در عمل نشان داده اند. من سر تعظیم فرود می‌آورم برای همه آتش‌نشانان و خانواده عزیزشان، به‌ویژه خانواده‌هایی که عزیزان خود را از دست داده اند. باید بگوییم که آتش‌نشانان همیشه زنده هستند و روح پهلوانی و انسان دوستی آنها در تاریخ ماندگار است. ما به داشتن این آتش‌نشانان از جان گذشته به خودمان می‌بالیم. آتش‌نشانان در مواقع بروز مشکل از هیچ کوششی برای نجات گرفتاران دریغ نمی‌کنند. از سوی دیگر، معمولا مردم هم قدردان افرادی هستند که به آنها خدمت می‌کنند. نباید فراموش کنیم که مردم ایثار و فداکاری را بی پاسخ نخواهند گذاشت. حادثه ساختمان پلاسکو این مساله را نشان داد، چرا که وقتی مردم ایثار آتش‌نشانان را دیدند برای کمک به هموطنان و آتش‌نشانان به سازمان اهدای خون مراجعه کرد و در راه کمک کردن از چیزی کم نگذاشتند، چرا که در هنگام بروز حوادث ممکن است که عضوی از خانواده به اندازه آتش‌نشانان فداکار نباشد، اما آتش‌نشانان برای نجات مردم دست به هر کاری می‌زنند. به همین دلیل مردم هم لطف آنها را بی پاسخ نگذاشته و در حادثه ساختمان پلاسکو اقدام تحسین برانگیزی را انجام داده و خون خود را برای نجات آسیب دیدگان اهدا کرده اند و این کار بسیار زیبایی است و نشان می‌دهد که هنوز فرهنگ نوع‌دوستی و مهربانی اجتماعی در جامعه وجود دارد و با این اتفاق دوباره ترویج یافته است. به عبارت دیگر ما می‌دانیم که وقتی دچار مشکل می‌شویم احساس تنهایی نخواهیم کرد، چرا که مردم در صحنه حضور دارند و با کمترین کار ممکن حمایت خود را نشان می‌دهند. این قبیل کارها نمادی از مهربانی اجتماعی است که ما از مردم خوبمان بارها دیده ایم. در واقع چنین اقدامات پسندیده‌ای مسبوق به سابقه است و محدود به حادثه ساختمان پلاسکو نیز نبوده است. بنابراین عملکرد مردم در راستای کمک رسانی برگرفته از مبانی دینی و فرهنگی ماست که همیشه به عنوان اخلاق حسنه در ایرانیان وجود داشته است. مردم در این روز‌های سخت نشان دادند از هیچ تجلیلی از ایثارگران فروگذار نیستند.

 

 سید حسن موسوی چلک*

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع:روزنامه آرمان/2/11/95

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/2
رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران تاکید کرد؛

ضرورت حمایت های اجتماعی از بازماندگان حادثه پلاسکو


رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، از آمادگی این انجمن برای ارائه حمایت های اجتماعی به بازماندگان حادثه ساختمان پلاسکو خبر داد.

سید حسن موسوی چلک در گفتگو با خبرنگار مهر، گفت: وقوع حوادث طبیعی و غیرطبیعی بخشی از زندگی هر انسانی محسوب می شود و در چنین شرایطی ارائه خدمات «حمایت های اجتماعی» به کسانی که درگیر چنین حوادثی هستند، از اهمیت ویژه ای برخودار است.

وی افزود: از جمله این افراد که نیاز به این خدمات دارند، بازماندگان حادثه پلاسکو هستند.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران گفت: باید پذیرفت که افراد شاغل در این ساختمان سرمایه خود را از دست داده اند و از همه مهمتر روحیه خود را هم ممکن است از دست داده باشند. به همین دلیل در کنار خدمات امدادی و آواربرداری که از اقدامات ضروری در ابتدای وقوع این حادثه محسوب می شود، ارائه خدمات مددکاری اجتماعی با هدف بستر سازی برای پذیرش این واقعیت و ایجاد امید و انگیزه برای بازگشت به زندگی اجتماعی برای بازماندگان و افراد درگیر این حادثه بسیار مهم قلمداد می شود.

موسوی چلک افزود: این انجمن در راستای وظیفه حرفه ای و انسانی خود آمادگی خود را برای ارایه حمایت های اجتماعی به بازماندگان این حادثه و افراد درگیر به وزارت کشور، سازمان مدیریت بحران کشور، شهرداری تهران، استانداری تهران و سازمان آتش نشانی تهران اعلام کرده است.





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/2

آثار جنگ تحمیلی هنوز بر میزان فقر در کشور مشاهده می شود

یکی از واقعیت‌هایی که امروز در جامعه با آن مواجهیم، این است که برنامه‌های اقتصادی دولت درمجموع نتوانسته آثارش را روی شاخص‌های اقتصادی و وضعیت معاش مردم جامعه آن‌گونه که بایسته و شایسته است، بگذارد. دلایل متعددی برای این عدم توفیق وجود دارد اما مسئله اینجاست که گناه آن را نمی‌توان پای دولت فعلی یا دولت‌های قبل گذاشت، بلکه به‌نوعی ما با پدیده‌ای مواجهیم- که اگر نامش را فقر بگذاریم- عوامل شکل‌دهنده مختلف و گوناگونی دارد.
اگر امروز افراد زیادی از جامعه تحت پوشش سازمان‌های دولتی حمایت‌کننده هستند، نشان از این واقعیت است که گروه گسترده‌ای از جامعه ما حتی در معاش حداقلی خود با مشکل مواجهند؛ مسئله‌ای که از یک‌سو به بزرگ‌شدن سازمان‌های حمایت‌کننده منجر شده و از سوی دیگر، باعث شده شاهد فقرا و متکدیان فراوانی در کوچه و خیابان باشیم.
یکی از دلایل شیوع این پدیده بی‌شک دولت‌ها هستند اما بخش دیگر آن مربوط به کاسته‌شدن از سرمایه‌های اجتماعی ماست. اگر در گذشته، گونی اولِ برنج‌های خرمن‌کوبی‌شده به فقرا و نیازمندان محله می‌رسید، امروز خبری از چنین توجهی به مسائل اجتماعی نزدیکان و شهروندان و هم‌محله‌ای‌ها وجود ندارد. دیگر همچون دیروز در جامعه امروز شاهد فراگیری توجه به مردم نیستیم. رشد درصد شهرنشینی کشور از ٣٠ درصد به ٧٠ درصد، حس مسئولیت‌پذیری را در میان ما آدم‌های جامعه کمتروکمتر کرده تا آنجا که کمتر پیش می‌آید به فکر دیگران هم باشیم.
بر این اساس است که فقر در دو شکل نمود پیدا می‌کند:
فقر عمیق که گسترده و ریشه‌دار است و مدیریت آن در سطح جامعه کار بسیار مشکلی است و فقر خرد که نشان‌دهنده مشکلات فردی در برطرف‌کردن نیازهای آنی است. در این میان، نباید این مسئله را نادیده گرفت که ما در شرایطی قرار داریم که دولت با وجود سال‌ها تحریم و انواع فشارهای اقتصادی و سیاسی توانسته با کنترل نرخ تورم، ثبات حداقلی را به خانواده‌های اقشار مختلف داده و کمک کند آدم‌ها از نوعی آرامش روانی در برخورد با مسائل اقتصادی خود برخوردار شوند.
شاید اگر به این مورد، تلاش برای بازتوزیع درست منابع پس از هدفمندی یارانه‌ها و ایجاد یک نظام رفاهی و تأمین اجتماعی سیستماتیک و مبتنی بر توزیع عادلانه خدماتی مانند بهداشت، آموزش، اشتغال و مسکن نیز اضافه می‌شد، فقر تا به این اندازه در کوچه و خیابان شهر رخ نمی‌نمود و فریاد آی آدم‌ها به گوش نمی‌رسید. علاوه بر همه اینها، یادمان نرود ما داریم درباره جامعه‌ای سخن می‌گوییم که جنگ هشت‌ساله تحمیلی را پشت سرگذاشته است. طبیعی است عوارض چنین جنگی هنوز زنده باشند و در سازوکار اداره کشور نقش تلخ خود را ایفا کنند. استفاده از ترکیب «اقتصاد مقاومتی» در بیانات رهبری هم اشاره‌ای به این موضوع دارد که عوارض جنگ هنوز به ما این فرصت را نداده که به سطح توقعات‌مان از عدالت اجتماعی و خالی‌شدن جامعه از چهره فقر نزدیک شویم. بازسازی هنوز ادامه دارد و هزینه‌بر است؛ جنگ با تمام محرومیت‌هایش اگرچه به پایان رسیده اما تا رسیدن به عدالت اجتماعی، این سرمایه‌های اجتماعی هستند که می‌توانند بازوی ما در ریشه‌کنی فقر باشند




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/10/28
یادداشت


17 سال از شروع کار اورژانس اجتماعی می‌گذرد، اما هنوز فعالیت‌های این نهاد در سراسر کشور فراگیر نشده و گسترش آن و رفع نیاز‌های شهروندان در انتظار توجه ویژه مسئولان است تا به این شکل برای توسعه سلامت اجتماعی کشور تصمیم‌هایی را که از پیش گرفته شده اجرایی کنند و مقدمات‌ دسترسی شهروندان را در سراسر کشور به خدمات اورژانس اجتماعی فراهم کنند.

یادآوری می‌شود گسترش خدمات اورژانس اجتماعی سبب قضا زدایی شده و به این شکل مساله اطاله دادرسی نیز که یکی از مشکلات جامعه است بر طرف می‌شود.

افزون براین با ارائه خدمات مناسب از سوی اورژانس اجتماعی می‌توان پذیرش اجتماعی افراد را بالا برد.

شخصی را تصور کنید که به دلیلی روانه زندان می‌شود، زندان رفتن چنین فردی برای خود او و خانواده‌اش مشکلاتی ایجاد می‌کند مثلا دید جامعه به آنها تغییر کرده و همسایه‌ها و آشنایان روابط خود را با چنین افرادی محدود می‌کنند.

این درحالی است که گسترش خدمات اورژانس اجتماعی می‌تواند مانع گسترش چنین آسیب‌هایی شود؛ زیرا پذیرش مداخلاتی که از سوی اورژانس اجتماعی صورت می‌گیرد برای شهروندان آسان تر است. مساله دیگر کیفیت خدماتی است که اورژانس اجتماعی ‌ارائه می‌کند. این خدمات باید سه ویژگی داشته باشد؛‌ بموقع ارائه شود، تخصصی باشد و در دسترس تمام شهروندان قرار گیرد. چنانچه خدمات اورژانس اجتماعی این فاکتورها را داشته باشد می‌توان امیدوار بود فعالیتش برای جامعه تغییرات مثبتی به ارمغان بیاورد. ایجاد تغییرات مثبت از طریق اورژانس اجتماعی در گرو بها دادن به این نهاد است، به این شکل که مسئولان برای رفع کمبودهایی مانند نیرو و تجهیزات همکاری لازم را داشته باشند.

با ورود رهبر معظم انقلاب و بیانات ایشان درباره آسیب‌های اجتماعی، امیدها برای چنین توجه‌هایی زنده شده است . شاید به همین خاطر است که در ماده 95 برنامه ششم توسعه، بندی به توسعه اورژانس اجتماعی اختصاص داده شده است.

به نظر می‌رسد با توجه ویژه به اورژانس اجتماعی بتوان شرایطی را ایجاد کرد که موانع برای فعالیت مناسب این نهاد برداشته شود ‌و خدمات ارائه شده از سوی اورژانس اجتماعی به جامعیت، کفایت، پایداری و استمرار برسد و در نتیجه آن بتوان مداخلات مناسبی در آسیب‌های اجتماعی داشت.

حسن موسوی‌چلک

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع:روزنامه جام جم مورخ9 دی 95





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/10/10

نارضایتی نباید مانع انجام درست وظایف‌مان شود

یكی از ویژگی‌های انسان، اجتماعی بودن و اجتماعی زندگی كردن است؛ طبیعی است كه در این زندگی نیازمند تعامل و ارتباط و همكاری با دیگران در جامعه است. این ارتباط و تعامل می‌تواند زمینه‌ای را فراهم كند تا یك پشتوانه و اعتماد به نفس بالاتری را برای داشتن یك زندگی با كیفیت و رضایت بیشتر از زندگی داشته باشد لذا به همین دلیل در تعریف یك جامعه سالم به این موضوع تعامل و همكاری افراد با هم و به عبارت بهتر سرمایه اجتماعی تاكید ویژه‌ای می‌شود كه ما اگر دو مولفه سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد اجتماعی و مشاركت اجتماعی را مبنا قرار دهیم، متوجه می‌شویم كه مشاركت اجتماعی در هر جامعه‌ای می‌تواند به عنوان یك مولفه جدی و كلیدی برای ساختن یك جامعه پایدار و برخوردار از رفاه و تامین اجتماعی فراهم كند. شاید به همین دلیل است كه ما می‌بینیم موضوع فعالیت خیرین یا تشكل‌ها بر پایه مشاركت اجتماعی افراد گذاشته شده است. در غرب كلیسا این كار را می‌كرد، در جامعه ما مسجد و بازار این كار را می‌كردند یا در قالب نهادها بود، اما در كنار این نهادها، مردم هم وظیفه‌ای را به عهده داشتند و این وظیفه این بود كه نمی‌توانستند نسبت به اطرافیان خود بی‌تفاوت باشند. به همین دلیل در آیین‌ها و مناسك مختلف به مناسبت‌های مختلف دستگیری از نیازمندان و توجه به اطرافیان مورد تاكید بوده است. بحثی هم در دین ما وجود دارد به نام «تكافل اجتماعی» كه دو بخش دارد یكی بعد اجتماعی كه ولی‌امر مسلمین نسبت به افراد موظف است كه افراد به هر دلیلی نیازی دارند زمینه دریافت خدمات لازم را فراهم كند. بخش دیگران بعد فردی است، اینكه هر كدام از ما نسبت به دیگران مسوولیتی را احساس كنیم. شاید به همین دلیل است كه صحبت از حق همسایه به میان می‌آید.

در گذشته در جامعه ما كه بیشتر روستایی بود سبك زندگی و نوع ارتباطات چهره به چهره باعث شده بود كه این ارتباطات نزدیك‌تر و صمیمی‌تر باشد. همین موضوع باعث شده بود كه این نوع همكاری و تعامل و توجه به دیگران بیشتر باشد. در زندگی شهری به دلیل تغییر ساختار خانواده از گسترده به هسته‌ای، تغییر ارتباطات و به عبارت بهتر كاهش ارتباطات بین مردم، باعث شد كه این نوع مسوولیت‌ها را كمرنگ‌تر ببینیم.

بخشی از این برمی‌گردد به گرفتاری‌هایی كه ما در زندگی داریم و این باعث شده كه ما نقش اجتماعی‌مان را فراموش كنیم. فراموش كردن یا كمرنگ شدن نقش اجتماعی می‌تواند احساس تنهایی اجتماعی را در جامعه افزایش دهد. شاید به همین دلیل است كه امروزه در بسیاری از كشورها كه دچار چنین شرایطی می‌شوند، موضوع مسوولیت اجتماعی بنگاه‌ها و شركت‌ها مطرح می‌شود. وقتی مردم به هر دلیلی رغبتی به كمك ندارند یا توجه‌شان به دیگران كمتر می‌شود، سعی می‌كنند از طریق بنگاه‌ها این كمك را انجام دهند. موضوع بسیار مهم این است كه مهربانی اجتماعی لازم است كه در جامعه بیش از پیش ترویج شود. ترویج مهربانی اجتماعی می‌تواند تكیه‌گاه و پشتوانه و اعتماد به نفسی باشد كه ما برای داشتن یك زندگی با كیفیت و رضایت زندگی بالا و داشتن یك زندگی پویا و با نشاط به آن نیاز داریم. فراموش نكنیم كه در این راه هم می‌توانیم عامل به ترویج مهربانی اجتماعی باشیم و هم می‌توانیم از مهربانی اجتماعی تاثیر بپذیریم. مهم‌ترین عارضه‌هایی كه فقدان این پدیده را در پی دارد این است كه باعث انزوا و گوشه‌گیری و تنهایی و ترس و اضطراب برای مقابله با مشكلات بیشتر شود و این می‌تواند امنیت روانی را برای داشتن یك زندگی پویا و با نشاط كم كند.

در مورد وظایف اجتماعی كه به افراد محول می‌شود، تجربه نشان داده هر كجا در ساختار اداری شایسته سالاری وجود داشته باشد، هر كجا تشویق‌ها و تنبیه‌ها بر اساس عملكردها باشد نه ارتباطات دیگر، مجموعه‌ای كه فعالیت می‌كند، یك مجموعه پویاتر و مسوولیت‌پذیرتر و پاسخگوتر نسبت به وظایفی كه به آن محول شده خواهد بود. شاید به همین دلیل است كه ما این مسوولیت‌پذیری را در بخش‌های خصوصی بیشتر می‌بینیم. به دلیل اینكه بخش خصوصی به دنبال این است كه رضایت مراجع را جلب كند و در نهایت درآمد یا سود بیشتری را كسب كند. بخشی از این موضوع هم به اخلاق اجتماعی برمی‌گردد، همه ما نسبت به وظایفی كه به عهده داریم مسوول هستیم. من اعتقاد دارم كه هیچ كشوری ساخته نمی‌شود مگر اینكه هر فردی ساختن و تغییر را از خود شروع كند. حتی اگر ما از بعضی موضوعات نارضایتی داریم این نباید مانع این شود كه ما وظایف‌مان را درست انجام ندهیم. اگر ما این احساس مسوولیت را نداشته باشیم، باعث می‌شود كه بهره‌وری كاهش پیدا كند. بخشی از موضوع هم به اعتماد به مدیران برمی‌گردد، گاهی مواقع وقوع اتفاقاتی می‌تواند اعتماد را كاهش دهد و این كاهش اعتماد كاهش مشاركت و مسوولیت‌پذیری را به دنبال دارد.

سیدحسن موسوی‌چلك/ رییس انجمن مددكاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه اعتماد/20 آذر 1395/صفحه 7





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/09/20

معلولان و دسترسی به رسانه الکترونیک

خبرآنلاین/وبلاگ نخبگان > موسوی چلک، سید حسن - نامگذاری روز هابه مناسبت های خاص فرصتی است برای سپاسگزاری ازدست اندکاران آن مناسبت و بیان نیاز ها و مشکلات مرتبط با کسانی که آن روز به نام شان، نامگذاری شده است.

روز سوم دسامبر مصادف با ۱۲ آذرماه برای نخستین بار در سال ۱۹۹۲ میلادی از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد بع نوان روز جهانی معلولین اعلام گردید.فرارسیدن این روز را به همه کسانی که در بخش های دولتی و غیر دولتی در راستاتی تحقق حقوق این غزیزان تلاش می کنند تبریک می گویم. هدف از تعیین این روز ارتقاء رشد اذهان عمومی درباره مسائل مربوط به معلولیت های مختلف می باشد.به همین مناسبت هر ساله شعاری برای این روز تعیین می شود که در سال 2016 میلادی « دسترسی معلولان به رسانه الكترونیك »به عنوان شعار سال تعیین شده است.

این نامگذاری با تاكید بر لزوم قابلیت دسترسی معلولان به رسانه الكترونیك از تمام كشورهای عضو سازمان می‌خواهد تا از طریق راههای گوناگون، امكان دستیابی به فناوری های ارتباطی و اطلاعات را برای معلولان همواره تسهیل كند.این موضوع ایجاب می‌كند تا اقداماتی انجام گیرد تا به موجب آن موانع و سدهای موجود برای دسترسی معلولان به فناوری های الكترونیكی از جمله اینترنت از بین برود و دستیابی به فناوریهای ارتباطات برای همه تسهیل شود تا افراد معلول نیز در راستای بهره‌مندی از این فناوری ها توانایی‌هایی بالقوه خود را پرورش داده و نقش خود را در توسعه جامعه ایفا كنند.چرا که امروزه بهره برداری از فضای مجازی و به معنای عام آن دسترسی به رسانه الکترونیک ضرورتی اجتناب ناپذیر است.لذا انتظار می رود با توجه به شرایط خاص برخی از افراد دارای معلولیت از جمله نابینایان ، ناشنوایان و ... تدابیر خاص توسط دولت برای دسترسی آسان، سریع و ارزان این گروه ها به رسانه الکترونیک فراهم شود و در زمینه افزایش آگاهی و دانش این افراد برای استفاده مناسب تر از این ظرفیت تدابیر عملی و فراگیر اتخاذ شود.

این کار می تواند زمینه تبادل سریع اطلاعات،برقراری ارتباطات آسان ، کم کردن زمان انجام امور ، دسترسی به نرم افزارهای مورد نیاز معلولان و انجام امور از طریق استفاده از ظرفیت رسانه های الکترونیک را فراهم کند.هیات دولت در جلسه مورخ 10 خرداد 1394 مصوبه ایی داشته است که در تاریخ 15شهریور 95 توسط معاون اول رییس جمهور ابلاغ شده است در یکی از مفاد این مصوبه در خصوص اتخاذ تمهیدات لازم در حوزه الکترونیک برای معلولان چنین آمده است:


امروزه با پیشرفت تکنولوژی و فناوری اطلاعات زمینه و عرصه برای حضور معلولان در عرصه‌های مختلف در جامعه بیش از پیش فراهم شده است و این فرصتی است که می‌تواند مشارکت آنان را افزایش دهد. ضمن اینکه نباید فراموش کرد که مشارکت در عرصه‌های مختلف حق معلولان است چراکه آنان نیز شهروندان جامعه محسوب می‌شوند و دسترسی برابر به فرصت‌ها از جمله رسانه های الکترونیک را باید فراهم کرد.لذا همه باید تلاش کنیم تا این حق به این شهروندان بطور مناسب داده شود.

سیدحسن موسوی چلک، رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/09/13

د خبر: ۱۷۰۹۹۸

 

حسن موسوی چلک در گفت‌وگو با «آرمان»:

فرزندان طلاق را از هم جدا نکنیم

آرمان - زهرا سلیمانی: واکنش کودکان به جدایی والدینشان از یکدیگر ممکن است شامل اضطراب، خود سرزنشی و عملکرد ضعیف در مدرسه شود که به سن کودک، شرایط طلاق و عملکرد روانشناختی والدین بستگی دارد. در واقع طلاق اغلب برای والدین و کودکان استرس‌زاست و به همین دلیل کارشناسان، والدین را تشویق می‌کنند برای کمک به آنها به منظور گذراندن این دوره گذر سخت از پزشکان و روانشناسان کمک بگیرند. همچنین از آنجا که فاکتور عملکرد روانشناختی والدین بر توانایی کودکان برای کنار آمدن با طلاق والدین تاثیر می‌گذارد، والدین در صورتی که دیگر چاره‌ای جز جدا شدن نداشته باشند باید مطمئن باشند که می‌توانند به احساسات خود درباره جدایی‌شان از هم کنترل داشته باشند و به این قابلیت دست پیدا کنند که از کودکانشان در چنین شرایطی حمایت کنند. حتی در این زمینه «کارول سی ویتزمن» یکی از نویسندگان این مطالعه از دانشکده پزشکی ییل آمریکا معتقد است: هر چه والدین احساس توانمندی بیشتری برای کنترل شرایط داشته باشند بیشتر قادر خواهند بود نیازهای فرزندانشان را رفع کنند. آنچه در ادامه می‌خوانید نظرات «حسن موسوی چلک»، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی، درباره چگونگی رفتار با کودک طلاق در گفت‌وگو با «آرمان» است.

در کشور ما طلاق در حال افزایش است. واکنش کودکان نسبت به طلاق والدین چگونه باید باشد؟

در اصل تاثیرپذیری فرزندان از طلاق والدین بر اساس سن آنها می‌تواند متفاوت باشد. اما این امر با چند پیامد متفاوت همراه است. بر اساس بررسی‌های موجود طلاق والدین بر روابط اجتماعی فرزندان تاثیر منفی می‌گذارد. برای مثال اگر این فرزندان دانش‌آموز باشند بر حوزه تحصیلی آنها تاثیر منفی خواهد داشت. پدیده طلاق والدین می‌تواند بر دیگر نقش‌های اجتماعی کودکانشان تاثیرگذار باشد. برای مثال در برخی مواقع کودکان بر این باورند که حضور آنها باعث بروز چنین اختلافاتی شده است. این نوع طرز تفکر احساس گناه نسبت به وقوع این پدیده را برای آنها به ارمغان می‌آورد. این نوع طرز تفکر باعث انزوای فرزندان طلاق می‌شود. از دیگر تاثیرات طلاق والدین روی کودکان می‌توان به مقوله جامعه پذیری آنها اشاره کرد. در اصل جامعه پذیری کودکان بر اساس سن و موقعیت آنها متفاوت است، اما بالاخره اینکه بعد از جدایی آنها در کنار پدر یا مادر زندگی کنند، هم چندان فرقی با یکدیگر ندارد. چون کودک برای رشد و تکامل خود به طورهمزمان به پدر و مادر نیاز دارد. به هیچ عنوان محبت و توجه یکی از والدین را نمی‌توان جایگزین توجه دیگری کرد. در این شرایط از دست دادن یکی از والدین به دلیل جدایی می‌تواند جامعه‌پذیری افراد را تحت شعاع قرار دهد. پدر و مادر بعد از جدایی با قبول مسئولیت فرزندان یا واگذاری آنها به مراکز نگهداری از کودکان به نسبت با آثار و تبعات گسترده ای همراه هستند. در ضمن بعد از جدایی و ازدواج مجدد، پدر یا مادر به نسبت این کودکان را مجبور به زندگی با فرد جدید می‌کنند، طبیعتا هر یک از این شرایط می‌تواند برای فرزندان طلاق با پیامدهای متعدد همراه باشد.

این مساله تاثیرات سوء بر کودکان می‌گذارد. برای کاهش این تاثیرات چه باید کرد؟

اغلب کودکان طلاق با مشکلات گسترده ای همچون ناسازگاری، انزوا، گوشه گیری، اضطراب و حتی ترس از ازدواج مواجه هستند. حتی در برخی مواقع به دلیل عدم وجود سرپرست مشخص برای فرزندان طلاق، زمینه برای گرایش به بزه کاری و انواع آسیب‌های اجتماعی برای آنها ایجاد شده است.

رفتار زوج‌های طلاق گرفته چگونه باید باشد تا بتوان شدت عوارض ناشی از این پدیده اجتماعی را کاهش داد؟

والدین باید قبل از تصمیم به طلاق با فرزندان صحبت کرده و به توضیح دلایل چنین تصمیمی بپردازند. آنها باید به فرزندانشان اطمینان دهند که حواس و توجه شان به آنهاست. فرزندان باید بدانند بعد از جدایی می‌توانند همدیگر را ببینند و با یکدیگر ارتباط داشته باشند و در عمل نیز این پایبندی را به یکدیگر داشته باشند. اما با تمام این امور باز هم طلاق عوارض منفی خود را روی فرزندان خواهد گذاشت. اما صحبت در این زمینه قبل از طلاق و توضیح درباره دلایل بروز چنین تصمیمی می‌تواند یک وظیفه باشد که والدین قبل از جدایی نسبت به فرزندان حاصل از طلاق دارند. در ضمن طلاق یعنی پایان رابطه زوجیت به دلیل اختلافات ریشه دار که نهال زندگی را خشکانده و گاه خاطره تلخ آن تا پایان عمر از ذهن دو طرف پاک نمی‌شود. در برخی مواقع این دلخوری‌ها موجب می‌شود تا زن و مرد هیچ‌گاه به خوبی از هم سخن نگویند و تنها نکات منفی رفتارهای یکدیگر را بیشتر به خاطر آوردند، اما ماجرا آنجا بغرنج می‌شود که در مواجهه با کودک مادر یا پدر از بدی‌های طرف مقابل بگویند و احساس تعلق خاطر خانوادگی فرزندشان را دچار خدشه کنند؛ اینکه کودک یا نوجوان به فکر فرو رود و با خود بیندیشد که چه خانواده بدی دارد و در این زمینه احساس سرافکندگی کند و حس ناخوشایندی داشته باشد که بر تمام زندگی او تاثیر خواهد گذاشت. با توجه به اینکه در سال‌های اخیر آمار طلاق در جامعه افزایش یافته است به نسبت زندگی کودکان نیز بر اثر طلاق والدین دستخوش تغییرات می‌شود. در این شرایط توصیه می‌شود که بزرگ‌ترها به ویژه والدین کودکشان را مطمئن سازند که همیشه از او حتی پس از جدایی حمایت می‌کنند. علاوه بر این، والدین نباید اجازه دهند در فعالیت‌های روزمره فرزندنشان همچون انجام تکالیف مدرسه، فعالیت‌های فوق برنامه و ارتباط با دوستان و فامیل خللی ایجاد شود.

تاکنون در زمینه وضعیت و شرایط فرزندان طلاق بررسی یا پژوهشی انجام شده است؟

خیر. در کل نمی‌توان در این زمینه دستور کلی صادر کرد،‌ اما تجربه تلخ طلاق همیشه در زندگی افراد در معرض این پدیده اجتماعی مشاهده می‌شود.

با توجه به اینکه روز به روز بر شدت طلاق در جامعه ما افزوده می‌شود، در این شرایط چگونه می‌توان صدمات ناشی از چنین تصمیمی را کاهش داد. آیا خانواده‌ها می‌توانند بعد از ایجاد تفاهم نسبی در زندگی تصمیم به فرزندآوری بگیرند یا بروز طلاق در بین زوجین غیر قابل پیش‌بینی است؟

در فرهنگ ایرانی وجود بچه در خانواده را به عنوان گرمی و صمیمیت می‌دانند. اما در واقع یکی از کارکردهای تشکیل خانواده تولید نسل است. باید زوج‌ها قبل از فرزندآوری آمادگی داشته باشند. درضمن این آمادگی می‌تواند شامل آمادگی ذهنی، برای ایجاد فضای گرم و صمیمی برای داشتن فرزند با یکدیگر را تجربه کنند. همیشه به زوج‌ها توصیه می‌شود قبل از فرزندآوری تفاهم نسبی را در زندگی به‌وجود آورند، اما نباید چندان بین آنها فاصله وجود داشته باشد. در این شرایط اگر زوجین اختلاف در زندگی شان احساس کنند می‌توانند فقط با حل اختلافات موجود مبادرت به فرزندآوری کنند. چون زوج‌های پرتنش به نسبت فرزندان را دچار مشکل می‌کنند.

شما به عنوان یک استاد دانشگاه یا یک معلم توانایی کودکان طلاق را در مدارس و دیگر محافل در مقایسه با دیگر کودکان چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا طلاق والدین بر مسائل گوناگون همچون آموزش، ارتباطات و... تاثیر می‌گذارد؟

هر گاه کودکان از حمایت عاطفی، روانی، اجتماعی و... والدین برخوردار باشند به نسبت درانجام کارهای خود می‌توانند مناسب عمل کنند. چون حمایت از سوی والدین می‌تواند برای فرزندان به عنوان تکیه گاه برایشان اعتماد به نفس در پی داشته باشد. درضمن نمی‌توان گفت که فرزندان طلاق با مشکلات چندانی مواجه هستند، اما بی شک وقتی پدر و مادر در منزل با یکدیگر روابط عاطفی صمیمی برقرار می‌کنند به نسبت خانه آنها به کانون آرامش و تکیه گاه مناسبی برای کودکان تبدیل می‌شود. پس با این تفاسیر کودکان نیازمند حمایت‌های روانی و اجتماعی والدین هستند.

روزنامه آرمان/13/9/95

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/09/13


وبلاگ > موسوی چلک، سید حسن - یکی از برنامه‌هایی که در حوزه اجتماعی ایران می‌توان از آن به عنوان برنامه‌ای ملی و ماندگار یاد کرد، اورژانس اجتماعی است.

اورژانس اجتماعی، تفکری بود تا هر فردی که درگیر آسیب اجتماعی می‌شود، پرونده قضایی برایش تشکیل نشود.

تلاش شده، اورژانس اجتماعی خدمات تخصصی را بموقع ارائه دهد و در دسترس باشد، اما اورژانس اجتماعی برای این که بتواند اثربخشی بیشتری داشته باشد، نیازمند تمهیداتی است.
اول این که باید فراگیر شود، به گونه‌ای که شهروندان در تمام کشور بتوانند از خدمات آن بهره ببرند. برای رسیدن به این مهم باید توجه داشت، اورژانس اجتماعی به عنوان برنامه‌ای که با آسیب‌های اجتماعی سر و کار دارد، یک برنامه فرابخشی و فراسازمانی است که مستلزم همکاری دستگاه‌ها و نهادهای مرتبط در این حوزه است. تجربه نیز ثابت می‌کند، هر کجا این همکاری و تعامل بیشتر بوده، اورژانس اجتماعی موفق‌تر عمل کرده است.

مساله دیگر، بحث نیروی انسانی و امنیت شغلی همکاران در اورژانس اجتماعی است، چراکه اورژانس اجتماعی با تناسب توسعه کمی که داشته توسعه ساختاری پیدا نکرده و این هم به سیاست دولت می‌گردد، اما معتقدم اورژانس اجتماعی باید از این رویکرد مستثنا باشد، چراکه با گسترش آسیب‌های اجتماعی و دغدغه‌های موجود در کشور مانند سیاست قضازدایی و پیشگیری از وقوع جرم باید گفت، اورژانس اجتماعی یکی از بهترین محمل‌ها برای تحقق این رویکرد است.
مساله دیگر، نیروی انسانی متخصص اورژانس اجتماعی است، چراکه دانشگاه‌های کشور در تربیت نیروی انسانی متخصص خیلی موفق نبوده‌اند.

علاوه بر این هرچند اساس کار اورژانس اجتماعی، مداخله در امور خود معرف‌هاست، اما نیاز است، اورژانس اجتماعی ضابط اجتماعی نیز باشد تا بتواند مداخلات بموقع و بهتری انجام دهد.
با توجه به گسترش آسیب‌های اجتماعی، ما چاره‌ای نداریم جز این که مراکز اجتماعی مانند اورژانس اجتماعی را گسترش دهیم تا دسترسی افراد در معرض خطر و آسیب‌دیده را به خدمات تخصصی تسهیل کند، به گونه‌ای که محدودیت مکانی و زمانی به حداقل برسد.

حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/09/12

پیام تبریک رئیس انجمن به دکتر سام آرام و خانم ارشد به مناسبت دریافت نشان مسئولیت اجتماعی

به گزارش خبرنگار فارس، در همایش مسئولیت اجتماعی، در بخش خیر جمعی از ۹ نفر به صورت ویژه تقدیر و قدردانی کرد که از جمله آنها می‌توان به حمیدرضا کشفی مجری بهره‌مندی روستاهای مناطق جنوبی از آب شرب، عزت‌الله سام آرام مولف ده ها کتاب و مقاله در حوزه مددکاری اجتماعی، محمدرضا حافظی و رئیس جامع خیرین مدرسه ساز، محمد مخبر رییس بنیاد برکت، احمدیان مسئول موسسه محک، لیلا ارشد موسس خانه خورشید و مددکار اجتماعی، عباس فتاح‌زاده بنیانگذار روزنامه سپید، عبدالله اشتری نخعی فعال محیط زیست و حسین عبیدی گلپایگانی فعال محیط زیست اشاره کرد.

به همین مناسبت رئیس انجمن مددکاران اجتماعی پیامی به این شرح صادر کرد:

استاد ارجمند جناب آقای دکتر عزت اله سام آرام، سرکار خانم لیلی ارشد
با سلام
بدین وسیله دریافت “اولین نشان برتر مسئولیت اجتماعی در ایران” را که در تاریخ ۲۴ آبان ماه ۹۵ با حضور رئیس جمهور محترم به خاطر سالها تلاش موثر در حوزه مددکاری اجتماعی، اهداء شد را به شما و جامعه مددکاری اجتماعی و خانواده محترمتان تبریک می گویم.


سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران






نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/08/28

پیام تبریک رئیس انجمن به مناسبت ۶۹ امین سالروز تأسیس سازمان جوانان هلال احمر

بسمه تعالی

سازمان جوانان جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران همواره یکی از نهادهای قدرتمند و موثر در عرصه اجتماعی کشور بوده است. با تأسیس این سازمان تلاش­های بشردوستانه داوطلبانه، متعهدانه و خالصانه جوانان این مرز و بوم در راستای نهادینه کردن جامعه انسانی سالم و منسجم در قالب سازمان جوانان به یک حرکت عظیم، عالمانه، نظام مند و قابل افتخار تبدیل شده و تا به امروز توانسته است بخش عظیمی از جامعه جوان کشور را در راه اشاعه کرامت انسانی و صلح پایدار جذب و ساماندهی نماید.

  از این روی، ۶۹ اُمین سالروز تأسیس این سازمان را به رئیس و همکاران محترم ستادی و استانی سازمان تبریک می گویم و به بهانه این مناسبت از زحمات بی دریغ شان برای اعتلای مشارکت و مسئولیت­ پذیری اجتماعی، ارتقاء سلامت اجتماعی و ترویج صلح، مهربانی و عدالت اجتماعی تقدیر می نمایم.

توفیق، عزت و سربلندی شما را از خداوند منان مسئلت دارم.

                                                                                                                                                  

                                                      سیدحسن موسوی چلک

                                        رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

                                                               ۲۲  آبان ۹۵

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/08/28

وجدان و آسیب‌های اجتماعی

سید‌حسن موسوی چلک*

کمتر کسی را شاید بتوان پیدا کرد که این روز‌ها نگران آسیب‌های اجتماعی و گسترش و تنوع آنها در کشور نباشد.ورود جدی مقام معظم رهبری و پیگیری مستمر و دقیق ایشان از مسئولان درباره اقدامات انجام شده به گونه‌ای است که رئیس‌جمهور در جلسه رسیدگی به صلاحیت سه وزیر پیشنهادی در مجلس اشاره کردند که شب گذشته مقام معظم رهبری در جلسه مهم مقابله با آسیب‌های اجتماعی این جمله را فرمودند که برای مبارزه با آسیب‌های اجتماعی باید با تمام توان وارد میدان شوند. باید تدابیر جدی و مهم در حوزه آسیب‌های اجتماعی صورت گیرد و این امر می‌تواند مستلزم توجه به نکات متعددی باشدکه به برخی از آنها اشاره می‌شود:

آسیب‌های اجتماعی باید بیش از گذشته جدی گرفته شود و از همه ظرفیت‌ها برای کنترل و کاهش آنها استفاده شود.

سیاست زدگی در این حوزه کنار گذاشته شود تا همیشه با نگاه واقع‌بینانه‌ای این موضوع بررسی و در آن مداخله شود.

اگر تاکنون از آسیب‌های اجتماعی به عنوان موضوع خیلی مهم یاد نمی کردیم حالا باید بپذیریم که در کنار موضوعات اقتصادی باید به آن توجه شود.به نظر می‌رسد این توجه باید انشاءا...موجب آوردن آسیب‌های اجتماعی از حاشیه به متن سیاستگذاری اجتماعی و برنامه‌ریزی اجرایی و حتی بودجه کشور شود. لذا با کارهای فعلی (که می‌تواند خوب هم باشند ولی کافی نیستند)

نمی‌توان موفقیت چشمگیری به‌دست آورد که اگر می‌شد این وضعیت نگران‌کننده را نداشتیم و از بیماری آن رنج نمی‌بردیم.

با توجه به اینکه «دود آسیب‌های اجتماعی به چشم همه می‌رود» می‌بایست تا دیرتر نشده است( که الان هم خیلی دیر است) و به لایه‌های زیرین جامعه نفوذ عمیق‌تری نکرده است برنامه‌ریزی موثر‌تر انجام داد. در غیر این‌صورت علاجش دشوار‌تر خواهد بود.لذا ضروری است که نگاه قوم‌گرایی در این زمینه کنار گذاشته شود و برای ساختن و داشتن ایرانی آبادتر و پرصلابت‌تر (که نیروی انسانی قانونمدار و جامعه‌پذیرشده یکی از مولفه‌های آن است) می‌بایست بدون تعطیلی کار کرد؛ چرا که آسیب‌های اجتماعی منتظر ما نخواهند بود که ما به آنها برسیم و گاهی اوقات سرعت رشد آنها بسیار بیشتر از سرعت برنامه‌های ماست.

آسیب‌های اجتماعی مرز جفرافیایی، سنی، جنسی، قومی، سیاسی و غیره نمی‌شناسند، لذا همه باید تلاش کنند.شاید به دلیل اهمیت همین موضوع بود که تاکید شد هر کس ایران را دوست دارد و وجدان دارد (خوب را از بد تشخیص می‌دهد) در این زمینه اهتمام کند که کاهلی موجب خسران بیشتر در جامعه خواهد بود.

هم مسئولان و هم مردم باید نسبت به گسترش آسیب‌های اجتماعی حساس باشند و از هیچ گونه تلاشی برای کاهش آنها دریغ نکنند.

فرصت تحلیل و گفت و گوی اجتماعی کارشناسی غیر جانبداری سیاسی در زمینه آسیب‌های اجتماعی می‌بایست بیش از گذشته فراهم شود تا با بررسی همه زوایای این موضوع بتوان «مبتنی بر شواهد» برنامه ریزی و سیاستگذاری کرد.

بدون مشارکت مردم و افزایش سرمایه اجتماعی که در صورت کاهش آن به راحتی هم افزایش پیدا نمی‌کند، نمی‌توان امیدواری جدی به کاهش آسیب‌های اجتماعی داشت؛ چرا که در هر زمان و مکانی که مردم مسئولانه پای کار آمدند نتیجه موثر گرفتیم. در این زمینه هم می‌توانیم نتایج خوب بگیریم. گر چه نباید انتظار داشت که در زمان کوتاه نتایج بسیار مطلوبی به‌دست آوریم.به اصطلاح آسیب‌های اجتماعی یک شبه به‌وجود نیامدند که یک‌شبه از بین بروند ولی می‌توان در ابتدا روند رشد آن را کنترل کرد.

برای مدیریت این موضوع نیازمند یک نوع مدیریت هوشمند اجتماعی هستیم که با بررسی روند و با نگاه به آینده نیز برنامه ریزی صورت گیرد.

به نظر می‌رسد تقویت پیشگیری اجتماعی با رویکرد اجتماع محور می‌تواند اثر بخشی بیشتری داشته باشد تا زمینه افزایش سواد اجتماعی مردم به‌ویژه جوانان را که امروزه بیش از گذشته در معرض آسیب‌های اجتماعی از جمله آسیب‌های اجتماعی نوپدید و ناشی از فضای مجازی و غیره هستند فراهم کرد.بدون شک رویکردهای ایجابی بیش از رویکرد‌های سلبی و قهری می‌تواند در کنترل آسیب‌های اجتماعی اثرگذار باشد.

با توجه به اینکه برنامه ششم توسعه کشور مراحل آخر تصویب در کمیسیون تلفیق را طی می‌کند انتظار می‌رود نمایندگان مجلس شورای اسلامی با ایجاد فصلی جدید در این برنامه با عنوان «سلامت اجتماعی»به موضوع کنترل و کاهش آسیب‌های اجتماعی با رویکرد سلامت نگری توجه ویژه‌ای داشته باشند.

فراموش نشود که غفلت گذشتگان زمینه ایجاد شرایط نگران کننده امروز را فراهم کرده است و غفلت امروز ما هم شرایط نگران کننده‌تر را برای آیندگان رقم خواهد زد.

* رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه آرمان/26 آبان1395صفحات اول وشانزده

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/08/28

یادداشت شفاهی:

نظام حمایت اجتماعی نباید شکل حاکمیتی بگیرد.

نویسنده : سید حسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

یکی از ویژگی هایی که در جامعه اسلامی به آن توجه و در مبانی دینی بر آن تاکید و تصریح  شده دستگیری و توجه به نیازمندان، یتیمان، سالمندان و کسانی است که به هر دلیلی نیاز به حمایت دارند

در چند سال اخیر این توجه ها و حمایت‌ها جنبه دولتی به خود گرفته است، سازمان هایی ایجاد شده و به نوعی مسئولیت را  از دوش مردم به گردن دولت انداخته ایم، در صورتی که توجه و حمایت از نیازمندان در گذشته بیشتر بود. مردم خودشان خودجوش و نانوشته این کار را انجام می دادند. برای مثال نوروز که می آمد، خود مردم به فقیران لباس نو، ماهی، گوشت و می دادند یا اگر برنج و گندم را خرمن می کردند، کیسه اول برای نیازمندان بود، با این تعابیر که مالشان پاک می شود، اما اکنون که مشارکت های مردمی کم شده است، جشن عاطفه‌ها طراحی شده تا بتوانیم با جلب نظر مردم از افراد نیازمند حمایت کنیم.

به همین دلیل هم کمیته امداد و سازمان بهزیستی مراسمی را برگزار می کنند تا بتوانند این مشارکت ها را افزایش دهند.

شاید یکی از دلایل کمرنگ شدن کمک های مردمی، گرفتاری آنان است که باعث شده این مشارکت‌ها و ارتباطات کمتر شود و خود به خود وقتی ارتباطات کمتر شود، شناخت ها هم کمتر می شود. بنابراین امروزه در عمل این نوع رفتارهای حمایتی را کمتر شاهدیم. همچنین بخشی از آن هم در واقع به دلیل بی اعتمادی مردم به دستگاه دولتی است. دولت در بسیاری از امور مداخله نابه جا داشت و متاسفانه نتوانست الگوی خوبی هم باشد. گرچه حاکمیت در ترویج مسئولیت اجتماعی می‌تواند نقش مفیدی داشته باشد، اما متاسفانه در بعضی جاها اشتباه بود. بنابراین حمایت اجتماعی که همواره به صورت مردمی اداره می شد، شکل حاکمیتی به خود گرفته است. با دولتی شدن نظام حمایت اجتماعی، نقش مردم کمرنگ تر می شود. به همین دلیل است که ایفای نقش دولت در قبال مردم می تواند برای ترویج بی اعتنایی مردم به یکدیگر و وقایع و حوادث پیرامونی موثر باشد. همچنین وقتی دولت‌ها در ایفای مسئولیت‌های اجتماعی شان آن گونه که باید عمل نمی کنند و از پذیرفتن مسئولیت‌ها شانه خالی می‌کنند، چگونه می‌توان از مردم مسئولیت‌پذیری اجتماعی را انتظار داشت؟تا جایی که چندی پیش اعلام شد در صورتی که مردم به یارانه خود نیاز ندارند، آن را به نیازمندان بدهند. چون مردم اعتماد ندارند  ترجیح می‌دهند که اگر مشمول یارانه بگیران نمی‌شوند، خودشان  یارانه‌شان را به نیازمندان بدهند. بنابراین گرچه بی اعتمادی مطلق نیست، اما کاهش اعتماد اجتماعی، بین فردی و تعمیم یافته در واقع می تواند یکی از مولفه‌هایی باشد که بر کاهش مسئولیت اجتماعی تاثیر می‌گذارد. ما باید با شفاف‌سازی در راستای افزایش اعتماد مردمی گام برداریم. وقتی مردم در جریان واقعیت‌های جامعه قرار بگیرند، این که مسئولان چه کارهایی کرده اند، چه کارهایی نکرده اند و چه کارهایی می خواهند، انجام بدهند، خود به خود اعتمادشان جلب می شود.

همچنین اگر بازخورد مشارکت های مردمی را به شهروندان اطلاع بدهیم و بگوییم که اگر شما آن مقدار پولی را که برای حمایت از نیازمندان داده اید، در این حوزه‌ها هزینه شده است، فضای اعتماد بیشتر می شود.

نکته بعدی آن که سلامت در توزیع منابع هم بسیار مهم است. چون اگر مردم بدانند که کمک هایشان توسط دستگاه‌ها بدون هیچ سوء استفاده ای به نیازمندان ارسال می شود، اعتمادشان کم نخواهد شد. بنابراین ما باید واقعیت‌ها را به صورت مستمر به مردم اطلاع رسانی کنیم و بازخوردها را درست و به موقع انجام دهیم.

روزنامه خراسان/24/8/95

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/08/24

نظام کارآمد رفاه برای زنان سرپرست خانوار

وبلاگ > موسوی چلک، سید حسن - با نگاهی اجمالی به این آمارها می‌بینیم که در یک فاصله 10 ساله از سال 75 تا 85، جمعیت زنان سرپرست خانوار در ایران حدود 39 درصد افزایش داشته، در حالی که در یک فاصله پنجساله از سال 85 تا 90، آمار زنان سرپرست خانوار حدود 53 درصد افزایش یافته است.

گرچه هنوز آمارهای سرشماری سال 95 منتشر نشده، اما پیش‌بینی می‌کنیم که با توجه به افزایش آمار طلاق و آمار بالای تصادفات رانندگی، بیماری و سالمندی در جامعه، تعداد زنان سرپرست خانواده در سال 95 به مراتب بسیار بیشتر از سال 90 باشد.

این گروه از زنان نیاز به حمایت جدی سازمان‌های مسئول دارند، اما هم‌اکنون شاهدیم که یک زن سرپرست خانوار در ایران که تحت پوشش نهادهای حمایتی باشد، حدود 53 هزار تومان مستمری دریافت می‌کند. در حالی که قرار بود بر اساس قانون برنامه پنجم توسعه، هر سال 10 درصد این زنان، توانمند و از چرخه حمایت سازمان‌ها خارج شوند، اما در مقام عمل به طور واقعی چنین اتفاقی نیفتاده است.

به دلیل حس ناامنی اقتصادی که این زنان به آینده دارند، خیلی از زنان سرپرست خانوار ترجیح می‌دهند که از پوشش نهادهای حمایتی خارج نشوند تا همین مستمری ناچیز را هم از دست ندهند.

کاهش مسئولیت‌های اجتماعی برای حمایت از زنان سرپرست خانوار، نبود حمایت کافی از اشتغال این زنان، نوع نگاه سنگین جامعه به زنان طلاق و وضعیت معیشتی نامناسب اغلب آنان، موجب شده که این زنان خیلی زودتر از سنشان پیر شوند.

حمایت از این زنان به یک نظام کارآمد رفاه و تامین اجتماعی نیاز دارد که این رویکرد با پرداخت مستمری ناچیز به آنان، فاصله معناداری دارد.





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/08/21


نباید فكر كنیم كه با یك كلیپ یا یك خبر كوتاه «اهدای عضو» در جامعه فراگیر می‌شود. فرهنگ اهدای عضو و فراگیر شدن آن در جامعه یك كار مستمر است كه باید مستقیم و غیرمستقیم به مردم آموزش داده شود. اما این كار سخت است. چرا كه مردم به جنازه عزیز از دست رفته‌شان احساس تعلق دارند. با این حال با برگزاری جشنواره‌هایی برای تجلیل از افرادی كه اهدای عضو كرده‌اند و بیمارانی كه به واسطه اهدای عضو توانسته‌اند به زندگی‌شان ادامه بدهند، می‌توان این انگیزه را در بقیه افراد جامعه به وجود آورد. نكته دیگری‌كه به نظرم مهم است، استفاده از ظرفیت بخش‌های دولتی، رسانه‌ها، هنرمندان و همه گرو‌ه‌هایی است كه می‌توانند در این بخش تاثیرگذار باشند. همچنین مددكاران اجتماعی با حضور در مراكز درمانی می‌توانند در تعامل با خانواده‌ها و كسانی كه به هر دلیلی دچار مرگ مغزی شده‌اند، این بستر‌سازی برای تشویق این خانواده‌ها هم صورت بگیرد. اما نباید توقع داشته باشیم در كوتاه‌مدت این موضوع خیلی فراگیر شود چرا كه مقاومت‌های فرهنگی منجر به این می‌شود كه مردم مانع پذیرش این موضوع شوند. این موضوع باید استمرار داشته باشد و نباید به آن لحظه‌ای و جهشی نگاه كرد.

سید حسن موسوی چلک

رییس انجمن مددكاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه اعتماد/8/8/95/صفحه آخر

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/08/8


( کل صفحات : 34 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی