دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک
مطالب اخیر
یادداشت2
زنان سرپرست خانوار توانمند نشده‌اند
اگر سرشماری سال 90 را مبنا قرار دهیم، بر این اساس بیش از دو میلیون و 553 هزار زن سرپرست خانوار در ایران زندگی می‌کنند، در حالی که در سرشماری سال 85، آمار زنان سرپرست خانوار حدود یک میلیون و 660 هزار نفر و در سال 75 کمتر از یک‌میلیون و 200 هزار نفر بود.

با نگاهی اجمالی به این آمارها می‌بینیم که در یک فاصله ده ساله از سال 75 تا 85، جمعیت زنان سرپرست خانوار در ایران حدود 39 درصد افزایش داشته، در حالی که در یک فاصله پنجساله از سال 85 تا 90، آمار زنان سرپرست خانوار حدود 53 درصد افزایش یافته است.

گرچه هنوز آمارهای سرشماری سال 95 منتشر نشده، اما پیش‌بینی می‌کنیم که با توجه به افزایش آمار طلاق و آمار بالای تصادفات رانندگی، بیماری و سالمندی در جامعه، تعداد زنان سرپرست خانواده در سال 95 به مراتب بسیار بیشتر از سال 90 باشد.

این گروه از زنان نیاز به حمایت جدی سازمان‌های مسئول دارند، اما هم‌اکنون شاهدیم که یک زن سرپرست خانوار در ایران که تحت پوشش نهادهای حمایتی باشد، حدود 53 هزار تومان مستمری دریافت می‌کند. در حالی که قرار بود بر اساس قانون برنامه پنجم توسعه، هر سال 10 درصد این زنان، توانمند و از چرخه حمایت سازمان‌ها خارج شوند، اما در مقام عمل به طور واقعی چنین اتفاقی نیفتاده است.

به دلیل حس ناامنی اقتصادی که این زنان به آینده دارند، خیلی از زنان سرپرست خانوار ترجیح می‌دهند که از پوشش نهادهای حمایتی خارج نشوند تا همین مستمری ناچیز را هم از دست ندهند.

کاهش مسئولیت‌های اجتماعی برای حمایت از زنان سرپرست خانوار، نبود حمایت کافی از اشتغال این زنان، نوع نگاه سنگین جامعه به زنان طلاق و وضعیت معیشتی نامناسب اغلب آنان، موجب شده که این زنان خیلی زودتر از سنشان پیر شوند. حمایت از این زنان به یک نظام کارآمد رفاه و تامین اجتماعی نیاز دارد که این رویکرد با پرداخت مستمری ناچیز به آنان، فاصله معناداری دارد.

حسن موسوی‌چلک

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران


روزنامه جام جم/6 8/95صفحه اول/شماره خبر: 2596466892667794940





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/08/8

پیام رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

به مناسبت روز جهانی عصای سفید:

مجلس ممنوعیت شرکت نابینایان در انتخابات را لغو کند.

پانزدهم اکتبر مصادف با روز جهانی «عصای سفید» است.این مناسبت را بهانه کرده، ضمن تبریک به این عزیزان و دست اندرکاران مرتبط با امور نابینایان در کشور در بخش های دولتی و غیر دولتی از جمله مددکاران اجتماعی فعالی در این حوزه،  خواسیار توجه بیشتر و جدی تر به حفوق شهروندی نابینایان هستیم و انتظار داریم موارد زیر مد نظر سیاستگذاران کشور قرار گیرد:

-        حذف ممنوعیت شرکت نابینایان در انتخابات موضوع بند 6 ماده 28 قانون انتخابات.

-        بستر سازی برای تسهیل دسترسی به  آموزش فنی وحرفه ای و اشتغال نابینایان که می تواند یکی از زمینه های توانمند سازی و استقلال آنان را  فراهم کند.

-        توجه جدی به مناسب سازی محیط  برای حضور آسان آنان در عرصه های مختلف  جامعه.

-        دسترس پذیر کردن خدمات عمومی برای نابینایان از قبیل: خدمات بهداشتی – درمانی، آموزشی، فرزشی، فرهنگی، بانکی، حمل و نقل عمومی و ....

-        توجه ویژه به حقوق نابینایان در سیاستگذاری های اجتماعی.

-        حمایت از نابینایان برای داشتن مسکن مناسب.

-        بهره مندی از خدمات رسانه های مختلف متناسب با شرایط آنان.

انتظار می رور در راستای تحقق حقوق شهروندی نابینایان را هم همچون سایر افراد کشور مد نظر داشته باشیم.انشاء ا...

سیبد حسن موسوی چلک

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایراتن

24 مهر 1395

مصادف با 15 اکتبر 2016





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/07/24

به باورهای دینی مردم اعتماد کنید

همان‌طور که از روی جدول بازی‌های مقدماتی جام جهانی فوتبال پیش‌بینی‌پذیر بود، بازی تیم‌های ایران و کره قرار است در روز تاسوعا برگزار شود. طبعا اگر برخی به رفتار و منش مذهبی مردم ایمان و اعتقاد داشتند، حاشیه‌هایی درباره لغو این بازی پیش نمی‌آمد، چراکه ایرانی‌ها نشان داده‌اند در هر جا و هر مکانی که باشند، حضور قلب‌هایشان در عزاداری سیدالشهدا اثبات‌شدنی است، اما حال که عده‌ای تقاضای تغییر زمان این بازی و بعدها لغو آن را داشته‌اند، می‌توان به ابعاد دیگر این موضوع اشاره کرد. از چند زاویه می‌توان به مسئله مطرح‌شده درباره این مسابقه فوتبال پرداخت. اول اینکه ایران هیچ نقشی در تعیین زمان این بازی نداشته و تاکنون تلاش‌های بی‌وقفه مسئولان برای تغییر زمان تعیین‌شده بی‌نتیجه بوده و در نهایت باید بازی در همان وقت مشخص که هم‌زمان با روز تاسوعاست، برگزار شود. به نظر می‌رسد حالا نوبت مردم، بازیکنان فوتبال و مسئولان است که به این تصمیم جهانی احترام گذاشته و از سوی دیگر، به یکدیگر اعتماد کنند. مردم ما در طول سال‌ها نشان داده‌اند هر جایی که لازم باشد، الگوی رفتار دینی خود را نشان می‌دهند و این به مسئولان قوت قلب می‌دهد که در روز برگزاری این رقابت ورزشی، هیچ عمل خلاف عرف و خلاف شئونات مذهبی‌ای از سوی مردم رخ نخواهد داد. حتی شاید بتوان گفت اجتماع مردم عزادار ما در ورزشگاه آزادی، فرصت خوبی است که با برپایی مراسم‌ مذهبی پیام عاشورای حسینی به میهمانانی که از آن سوی مرزها به کشورمان آمده‌اند قدمی برداشته شود. ما از این فرصت باید استفاده‌ای دوچندان ببریم و این کار جز با اعتماد به یکدیگر امکان‌پذیر نیست. مردم ما می‌دانند چطور این میدان بزرگ را مدیریت کنند و از سوی دیگر، بازیکنان ما نیز که همگی با همین فرهنگ عاشورایی بزرگ شده‌اند، سربلند از این آزمون بیرون خواهند آمد. برخوردهای قیم‌مآبانه هم دراین‌میان هیچ اثر مثبتی نخواهد داشت و فقط با اعتماد است که می‌توان آرامشی را در دل این رقابت مهم و سرنوشت‌ساز ورزشی ایجاد کرد تا در نهایت به تقویت بنیان‌های اجتماعی انجامیده و امکان بروز رفتارهای دینی و ارزشی را حتی هنگام بازی تقویت کند.

سیدحسن موسوی‌چلک. رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه شرق 17 مهر 95


 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/07/17


 یادداشتی از سید حسن موسوی چلک درباره قیام عاشورا و نهضت امام حسین(ع) از نگاه دکتر شریعتی.

 

 

حسین وارث آدم عنوانِ کتابی است از دکتر علی شریعتی که در عاشورای سال 1349 به صورت متن و مقدمه توسط ایشان نوشته شده است. کتاب مذکور هفت بخش اصلی و یک بخش ضمیمه دارد که برخی از این قسمت ها توسط دکتر شریعتی نوشته شده و قسمت های دیگر آن از مجموعه سخنرانی های ایشان می باشد که از روی نوار پیاده شده است. در این یاداشت کوتاه به مناسبت آغاز ماه محرم الحرام بخش های کوتاهی از این کتاب دکتر شریعتی را می آورم:

 - "گفتم بروم به مجلس روضه ای، از همین روضه ها که همه جا هست و صدایش از هر کوچه و خانه امشب بلند است. دیدم، ایمان و تعصب من به عظمت حسین و کار حسین بیش از آن است که بتوانم همه آن تحقیر ها را بشنوم و تحمل کنم. منصرف شدم".

- "حسین سیاستمداری نیست که، بخاطر شراب خواری و سگ بازی یزید، با او درگیری پیدا کرده باشد و این حادثه غم انگیز اتفاق افتاده باشد! او وارث پرچم سرخی است که از آدم، همچنان دست به دست، بر سر انسانیت می گردد و اکنون بدست او رسیده است ..... این پرچم را دست به دست، به همه راهبران مردم و همه آزادگان عدالتخواه در تاریخ بشریت سپرده است ........ در آخرین لحظه پرچم را از دست بگذارد به همه نسل ها و در همه عصرهای فردا فریاد بر آورد که: " آیا کسی هست که مرا یاری کند؟".
-"متاسفانه جهان بینی ما آنقدر کوچک است که تمام عاشورا تازه از روز تاسوعا شروع می شود و بعدازظهر فردا هم تمام می شود و بعد دیگر در تاریخ خبری نیست، تا روز چهلم، که باز اربعین است و شله ای و بعد قضیه تمام می شود تا سال بعد یعنی یک روز و نیم طول می کشد". 
-"حسین، در اتصال به آن تسلسل نهضتی که در تاریخ ابراهیمی وجود دارد معنی می دهد، و باید معنی شود و انقلابش باید تفسیر و توجیه گردد. بصورت مجرد حسین را در تاریخ مطرح کردن، وجنگ کربلا را، بصورت یک حادثه تاریخی مجرد عنوان کردن و آن را از پایگاه تاریخی و اجتماعیش جدا کردن، موجب می شود که، آنچه را معنی ابدی دارد و همواره زنده است، بصورت یک حادثه غم انگیز گذشته در بیاوریم چنانکه درآوردیم و در برابرش فقط بگرییم چنانکه می گرییم!". 
-" این که حسین فریاد می زند پس از این که همه عزیزانش را در خون می بیند و جز دشمن کینه توز و غارتگر در برابرش نمی بیند فریاد می زند که آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟هل من ناصر ینصرونی؟ مگر نمی داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟این سوال، سوال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست. و این سوال انتظار حسین را از عاشقان بیان می کند، و دعوت شهادت او را به همه کسانی که برای شهیدان حرمت و عظمت قائلند اعلام می نماید.
اما این دعوت را، این انتظار یاری از او را، این پیام حسین را که شیعه می خواهد و در هر عصری و هر نسلی شیعه می طلبد ما خاموش کردیم، به این عنوان که به مردم گفتیم که حسین اشک می خواهد، ضجه می خواهد و دگر هیچ، پیام دیگری ندارد. مرده است و عزادار می خواهد، نه شاهد شهید حاضر در همه جا و همه وقت و پیرو.
آری این چنین به ما گفته اند و می گویند!".
منبع:کتاب حسین وارث آدم از دکتر علی شریعتی،انتشارات قلم






نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/07/13

از کارافتادگی پایان زندگی نیست

ازکارافتادگی و از دست دادن قابلیت‌های جسمی اگرچه افراد را دچار محدودیت می‌کند ولی هرگز به معنی توقف زندگی نیست. ازکارافتادگی ممکن است برای هرشخصی درهر برهه از زندگی اتفاق بیفتد و او را دچار ناتوانی‌هایی بکند، ولی چون زندگی جریان دارد وحق حیات و حقوق شهروندی همچنان برایش پابرجاست، نباید اجازه داد این شرایط بر وی غلبه کند و از او فردی بی‌خاصیت، منزوی و ظاهرا به درد نخوربسازد.

برای این که چنین حالتی ایجاد شود سه گروه باید تلاش کنند. اولین آن خود شخص است به این معنی که اگر کسی بر اثر حادثه یا بیماری ازکارافتاده شد به این باور برسد که می‌تواند از شرایط محدودکننده‌اش خارج شود و می‌تواند مثل گذشته فعال باشد. گروه دوم خانواده است که نقشی تعیین‌کننده دارد و می‌تواند بستر حرکت فرد را مهیا کند که البته این بسترسازی الزاما مالی نیست و حمایت‌های روانی، تشویق و ترغیب را هم شامل می‌شود.

گروه سوم نیز جامعه است که باید بستر ورود افراد به عرصه‌های اجتماعی را مهیا کند؛ از اعطای تسهیلات به آنها تا مهیا کردن بستر پذیرش اجتماعی. این حمایت‌ها باعث می‌شود فردی که به ظاهر ازکارافتاده است، به دیگران وابستگی دارد و کاری از او ساخته نیست، حتی به شخصی کارآفرین که دیگران را زیر چتر حمایتی‌اش می‌گیرد تبدیل شود .

بنابراین اگر می‌خواهیم ازکارافتاده‌ها زندگی باکیفیت‌تر و شادتری داشته باشند، باید هر سه ضلع این مثلث در کنار هم قرار گیرد. البته متاسفانه در کشور ما در غالب موارد این سه گروه بدرستی عمل نمی‌کنند. از خود فرد گرفته که به آب باریکه‌های حمایتی قناعت می‌کند و اصلا خودش را به ته خط رسیده می‌داند تا خانواده که معمولا نگاه ترحمی دارد و جامعه که بسترهای لازم برای پذیرش اجتماعی این افراد را مهیا نمی‌کند .

با این حال همچنان معتقدم اگر فرد بخواهد و به خودباوری برسد می‌تواند مسیر زندگی‌اش را تغییر دهد، موانع را از پیش پایش بردارد و این را معنا کند که خواستن، توانستن است.

سیدحسن موسوی چلک

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه جام جم.7مهر 95





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/07/10

روزانه ٢٢٣ نزاع و درگیری خیابانی در پایتخت رخ می‌دهد؛ درگیری‌هایی که بدون صدمات جانی نبوده و در نخستین ماه‌های ‌سال‌جاری نزدیک به هفت هزار نفر به‌ دلیل صدمات ناشی از نزاع به مراكز پزشكی قانونی استان تهران مراجعه کرده‌اند كه نیمی از این مراجعات نیز متعلق به زنان است. نزاع و كتک‌كاری وخشونت اجتماعی در كنار آثار و تبعات اجتماعی خود، آثار حقوقی به دنبال دارد. در سال‌های اخیر افزایش شدید خشونت کلامی و فیزیکی باعث شده تا ضرب و جرح به یکی از پنج جرم نخست کشور تبدیل شود. این در حالی است که در تهران روزانه حداقل ۲۰۰ نزاع ثبت می‌شود. سالانه حدود سه میلیون نفر به پزشکی قانونی مراجعه می‌کنند که نزاع، بیشترین پرونده‌های ورودی را به خود اختصاص داده است. این در حالی است که رقم مذکور فقط شامل افرادی است که پرونده آنها در سازمان پزشکی و قانونی کشور ثبت شده است. در کشور ما کم نیستند نزاع‌ها و دعواهایی که بدون مراجعه به مراجع قانونی به شکل کدخدا منشی حل و فصل می‌شود یا بعدها به شکل عقده و کینه به شیوه دیگری بروز می‌کند. یکی از نگرانی‌های موجود از سوی مسئولان و کارشناسان اجتماعی کشور وجود خشونت‌های متعددی است که به اشکال مختلف به طور روزانه در جامعه ما بروز می‌کند. خشونت شامل ابعاد مختلفی است که یکی از آنها اشکال ضرب و جرح عمدی است. ضرب و جرح، نزاع و درگیری فیزیکی جزو رتبه‌های بالای دلایل تشکیل پرونده‌های قضائی در کشور محسوب می‌شوند. با بررسی پرونده‌های قضائی باید گفت که این معضل و نارسایی اجتماعی بیشترین آسیب را در مراجع قضائی کشور به خود اختصاص داده است. اگرچه با بررسی پرونده‌ها باید به این امر تاکید داشت که پرونده‌های تشکیل شده فقط شامل میزان خشونت اجتماعی در جامعه نیست، بلکه در مجموع آمار خشونت‌های اجتماعی بیش از اعدادی است که برای آن پرونده تشکیل شده است. برای افزایش خشونت و پرخاشگری اجتماعی می‌توان دلایل متعددی را برشمرد، اما تاکنون برای ارتقای سلامت اجتماعی و روانی در جامعه برنامه مشخصی در کشور تدوین نشده است. وقتی چنین برنامه‌ای در کشور وجود ندارد طبیعتا شاهد عوارض اجتماعی در این زمینه نیز خواهیم بود که یکی از عوارض آن افزایش خشونت جوانان در جامعه است.

بی‌توجهی به سلامت ‌روانی جامعه

با بررسی آمارهای مندرج درباره میزان سلامت روان در جامعه می‌توان به این امراذعان داشت که ۲۳ درصد از مردم در جامعه ما دارای حداقل یک اختلال روانی هستند. در شرایط کنونی بروز خشونت اجتماعی نیز در قالب یک نوع از اختلال روانی کاملا طبیعی است. برای کاهش خشونت در جامعه می‌توان در قالب سلامت روان، نوع روابط اجتماعی افراد با یکدیگر، نشاط و شادابی موجود در جامعه،‌ امنیت و احساس رضایت در سایر بخش‌ها، آرامش و نشاط اجتماعی را در جامعه ارتقا داد، در غیر این صورت بی اعتمادی به قانون و مجریان آن، تعدی به حقوق اجتماعی افراد، عدم شایسته سالاری و... می‌تواند بستری برای افزایش خشونت‌های اجتماعی در جامعه تلقی شود. از دیگر موار موثر در کاهش خشونت اجتماعی می‌توان به آموزش کنترل خشم، آموزش تصمیم‌گیری، آموزش حل مساله و... اشاره کرد. در برخی مواقع نیز تبعیض می‌تواند زمینه بروز خشونت در جامعه را افزایش دهد. وقتی در جامعه به شیوه‌های قانونی توانایی حل مساله وجود نداشته باشد، طبیعتا افراد به خشونت متوسل می‌شوند. در این شرایط افراد از شیوه‌های نادرست برای دستیابی به اهدافشان استفاده می‌کنند. در ضمن خشونت فقط به شیوه‌های فیزیکی محدود نمی‌شود، بلکه خشونت می‌تواند در اشکال مختلف از جمله تهدید، تمسخر، بی‌احترامی به قانون، تعدی به حقوق شهروندی و... نیز باشد. هر یک از این موارد می‌تواند بستری برای بروز خشونت باشد. موضوع خشونت یک مقوله جدی است و فقط در فرد درگیر با مساله مورد نظر تاثیرگذار نیست، بلکه بر دیگر افراد جامعه و درگیر با آن نیز تاثیرگذار است. برای مثال با مشاهده یک نزاع خیابانی صحنه‌های آن روی تماشاچیان تاثیرگذار است. در واقع جامعه نیز تحت تاثیر این خشونت قرار گرفته می‌شود. درضمن حتی با مشاهده یک فیلم خشونت آمیز نیز افراد به خشونت و دعوا تمایل پیدا می‌کنند.

نشاط و شادابی اجتماعی مدنظر قرار گیرد

در اصل تاثیرات روانی خشونت از تاثیرات جسمی آن بیشتر است. باید در جامعه بر ارتقای نشاط و شادابی اجتماعی سرمایه‌گذاری شود. می‌توان با سیاستگذاری‌های کلان کشور بر موضوع‌های سلامت روانی و اجتماعی توجه ویژه داشت. شاید یکی از مشکلات و نارسایی‌ها موجود در کشورعدم برنامه ریزی‌های کلان و کوتاه مدت برای دستیابی به مقوله سلامت روان باشد. یکی از محورها برای کاهش خشونت افزایش نشاط و شادابی در جامعه است. بر اساس بررسی‌های انجام شده در سال ۲۰۱۵ ایران از لحاظ نشاط اجتماعی در رتبه ۱۱۵ در بین ۱۵۶ کشور جهان بود. افزایش خشونت با افزایش هزینه‌های جامعه در حوزه‌های مختلف رابطه مستقیم دارد. در برخی مواقع این نارسایی در قالب تخریب اموال عمومی، دعوا و... بروز می‌کند. این در حالی است که با توسعه شاخص‌های نشاط و شادابی اجتماعی می‌توان از بروز خشونت‌های اجتماعی جلوگیری کرد. برای مثال در جامعه ما این چنین جا افتاده است که افراد با توسل به زور و داد و فریاد می‌توانند به حقوق و خواسته‌هایشان دست یابند. خشونت‌های اجتماعی با آموزش قوانین و حقوق شهروندی به مردم کاهش می‌یابد. خشونت در برخی مواقع به دلیل ضعف قوانین و مقررات بروز می‌کند. بر اساس بررسی‌های جامعه شناسان وقتی افراد به حوزه عمومی دعوت می‌شوند، باید انتظار چیزی به نام تعارض و تضاد را داشته باشند. جامعه‌ای که افراد با هم در ارتباط باشند، اما در آن تعارض نباشد، وجود ندارد. در جامعه مدرن سطح شدید تعارض‌ها در قالب خشونت بروز می‌کند. در برخی مواقع نیز به هیچ عنوان انتظار بروز خشونت وجود ندارد؛ برای مثال خشونتی که بین دو برادر، دو همسایه، والدین و فرزندان اتفاق می‌افتد و افراد به جای اینکه در مناسبات اجتماعی مشکلات را حل کنند دست به خشونت می‌زنند. در اصل بروز تعارض‌ها طبیعی است، اما واکنش خشونت آمیز برای جامعه ما عادی نیست. باید با ارتقای آستانه تحمل بتوان شرایط موجود و تضادها را مدیریت کرد. این در حالی است که هر گونه رفتار خشونت آمیزی در لحظه فرد را در کوتاه مدت و بلند مدت با مشکلات و تبعات فراوانی درگیر می‌کند.

* سید حسن موسوی چلک*

 رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه آرمان/8 مهر 95

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/07/8

واکنش درست به تجاوز چیست؟

تعرض به حقوق افراد، موضوع تازه‌ای در جامعه ما و دیگر جوامع انسانی نیست؛ اما شاید ساخته جدید اصغر فرهادی، این فرصت را در اختیار مخاطبان ایرانی قرار داده تا با این پدیده شوم، مواجه شوند و در لحظه خروج از سالن‌های سینما، از خود بپرسند با تجاوز و تعرض به حریم شخصی چطور باید مواجه شد.
تعرض به حقوق افراد را در حوزه‌های مختلف می‌توان بررسی کرد؛ تعرض چه آگاهانه و عامدانه باشد و چه غیرعامدانه، شکل‌های گوناگونی دارد؛ از تجاوز به حریم شخصی تا تعرض به حقوق اجتماعی و شهروندی ما. به خاطر همین گوناگونی موارد تعرض است که شاید بتوان گفت به‌طورکلی سه نوع برخورد با چنین پدیده‌ای از سوی مردم دیده می‌شود:

بی‌تفاوتی
بی‌تفاوتی یکی از واکنش‌های ما در برابر تعرضاتی است که به حقوق شهروندی و گاه حقوق فردی‌مان، وارد می‌شود. با این همه، بر هیچ‌کس پوشیده نیست؛ که چنین بی‌تفاوتی و انفعالی به هیچ عنوان پسندیده نیست چراکه سبب تشویق و ادامه تعرض می‌شود. فرد زیان‌دیده در این موارد با بی‌تفاوتی و انفعال خود، نه فقط حق اعتراض را از خود سلب می‌کند، بلکه به متعرض این اجاره را می‌دهد که در راه اشتباه خود تشویق شده و آن را تکرار کند.

انتقام فردی

انتقام از فرد متعرض معمولا به صورت فردی انجام می‌شود و به همین خاطر است که شاید بشود آن را در دسته رفتارهای انتقام‌جویانه بررسی کرد. چنین مواجهه‌ای با مسئله تجاوز و تعرض به حریم شخصی، بدون درنظرگرفتن جایگاه قانون، قانون‌گذار و مجریان قانون، صورت می‌گیرد و فرد تصمیم می‌گیرد به جای گذراندن مراحل قانونی، خودش قانون را به اجرا درآورد و به‌اصطلاح، حق فرد متجاوز را کف دستش بگذارد. این روش هم تأیید نمی‌شود؛ چراکه اگر جامعه ما روزی به مرحله‌ای برسد که در برابر هر تعرضی، رأسا تشخیص بدهد و دست‌به‌کار اقدام و انتقام شود، سنگ روی سنگ بند نمی‌شود. خودمجری قانون‌پنداری، وصفی است که می‌شود از چنین برخوردهایی داشت و نتیجه‌اش جز هرج‌ومرج، چیزی نخواهد بود. یادمان باشد هر تعرضی فقط یک قربانی ندارد، فرد تعرض‌کننده هم به نوعی قربانی است و براساس قانون، حقوقی دارد که نادیده‌گرفتن آنها، نه فقط خروج از مسیر انصاف، بلکه باعث تحمل مجازات‌هایی برای فرد یا افراد خسران‌دیده می‌شود.

پیگیری قانونی

اگرچه این روش چندان جدی گرفته نمی‌شود؛ اما من فکر می‌کنم در سال‌هایی که ما تمرین حقوق شهروندی کرده‌ایم و به ظرفیت‌های اجتماعی جامعه‌مان آگاه‌تر شده‌ایم، پله‌به‌پله به سمت چنین واکنش‌هایی در برابر موضوع تجاوز به حریم شخصی نزدیک‌تر شده‌ایم. در این روش، فردی که خودش یا بستگانش در معرض تعرض به حریم شخصی قرار گرفته‌‌اند، به جای هر بی‌تفاوتی یا اقدام فردی، دست به کار پیگیری و دادخواهی از طریق مراجع ذی‌ربط حقوقی و قانونی می‌شود. به نظر می‌رسد تنها در چنین صورتی است که می‌توان امیدوار بود، حق موردتعرض قرارگرفته در لوای اجرای قانون، بازپس گرفته شود.
کمی به این سه نوع واکنش دقت کنید. به این ملاحظه درست پیش از آن که اتفاقی مشابه با فیلم فروشنده برای شما بیفتد، دوباره دقت کنید؛ چراکه اگر خدایی‌نکرده این بار مرگ حق همسایه نبود و قرعه فال به نام شما افتاد، باید بتوانید از معبر تنگ رفتارهای احساسی، به درک درستی از واقعیت رسیده و واکنشی هوشمندانه و قانون‌مدار از خود نشان دهید. در روش اول، فقط شاهد انفعال هستیم؛ انفعالی که بسط و گسترش آن در جامعه به خنثی‌شدن روح اجتماع و از‌میان‌رفتن سرمایه‌های اجتماعی منجر خواهد شد و قلدرسالاری را گسترش می‌دهد. اگر من و شما بگذاریم به حقوق فردی و شهروندی‌مان در سکوت تجاوز شود، این امکان را فراهم کرده‌ایم که سرمایه‌های اجتماعی جامعه، جای خود را به رقابت ناسالم زور و زر بدهد. اما اگر تصمیم گرفته‌اید رفتاری انتقام‌جویانه و فردی داشته باشید، چه بسا در مخمصه‌ای عمیق‌تر بیفتید! می‌دانید چرا؟ چون وقتی که رأسا دست به اجرای قانون می‌زنیم، همواره این امکان وجود دارد که برداشتمان از قانون اشتباه باشد و در تشخیص نوع جرم و مجازات آن، خطا کنیم. نتیجه این خطا، هرچه که باشد، دامن ما را خواهد گرفت؛ همان‌طور که اگر اثبات شود پیرمرد این فیلم به علت حبس سکته و احتمالا مرده است، شهاب حسینی فیلم فروشنده متحمل برخورد قانونی خواهد شد.

دراین‌میان، گروهی می‌گویند چه تضمینی وجود دارد واکنش ما از معبر قانونی، به نتیجه‌ای درست و عادلانه ختم شود. پاسخ من همان تعبیر قدیمی است که می‌گوید یک قانون بد از بی‌قانونی بهتر است. معتقدم اگر در راستای گرفتن حقوق خود، قانون، قانون‌گذار و مجریانش را مبنا قرار دهیم، عادلانه‌تر موفق خواهیم شد؛ چراکه اگر قانون ناقص هم باشد، این نقص برای همه- چه ما که شاکی هستیم و چه آنها که خوانده هستند- خواهد بود.

درست است که وقتی پای تجاوز به عنف در میان می‌آید، مسئله شخصی شده و چون پای ناموس در میان است، رگ غیرت‌مان بیرون می‌زند؛ اما هر تصمیم عجولانه و احساسی باعث وخیم‌ترشدن ماجرا خواهد شد. شک نکنید! می‌دانم می‌گویید با حرف مردم چه باید کرد. از نیم‌قرن پیش که قیصر ساخته شده تا امروز که فروشنده روی پرده‌های سینماست، مسئله حرف مردم جدی‌ترین موضوع در چنین پرونده‌هایی بوده است. گاه این فشار اجتماعی که از نوع نگاه مردم به فرد تجاوزدیده یا خانواده‌اش نشات می‌گیرد، آنها را وادار به برخوردهای احساسی و خارج از قانون می‌کند؛ اما اگر با چنین فیلم‌هایی زمینه بهبود واکنش‌های ما در این موارد بحرانی فراهم شود، قطعا یک قدم جلو رفته‌ایم.

سیدحسن موسوی‌چلک. رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه شرق 31 /6/95

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/07/2

نظام حمایت اجتماعی نباید شکل حاکمیتی بگیرد

موسوی چلک

یکی از ویژگی هایی که در جامعه اسلامی به آن توجه شده و هم مبانی دینی بر آن تاکید و تصریح موکد داشته و هم در قرآن، احادیث، روایات، منابع مکتوب و شفاهی این حوزه آمده است، دستگیری و توجه به نیازمندان، ایتام، سالمندان و کسانی است که به هر دلیلی نیاز به حمایت دارند. طبیعتا بعضی از فرصت ها و مناسبت ها زمینه بهتری را برای این نوع حمایت ها و توجه ها ایجاد می کنند که یکی از این مناسبت ها ماه مبارک رمضان است. این در حالی است که در این ماه، مناسبت های شب های قدر و شهادت حضرت علی (ع) را داریم و اینکه این حضرت یکی از کارهایش دستگیری از نیازمندان و فقیران بود، به گونه ای که تا وقتی ضربت نخورده بودند، کسی نمی دانست که شبانه به صورت ناشناس به مردم کمک می کردند.

این اتفاقات باعث شد که در ماه رمضان این توجه و پیروی از سیره حضرت علی (ع) به عنوان الگو، جدی تر مطرح شود و در واقع ما از ماه رمضان و شب های قدر هم به عنوان ماه مهربانی یاد کنیم. همچنین گلریزان هایی که برای زندانیان انجام می شود یا دادن افطاری به کودکان یتیم و نیازمند، سرکشی به مراکزی که در این حوزه ها کار می کنند و توجه به اطرافیانی که ممکن است نیازمندی هایی داشته باشند از فواید برکت این ماه است.

اگر مردم در ماه رمضان افطاری یا در ماه محرم نذری می دهند به دلیل ویژگی های مذهبی این مناسبت هاست، چون مردم توجه شان به این مسائل بیشتر می شود. گرچه در مناسبت های ملی هم کمک به نیازمندان وجود دارد. برای مثال در مراسم ملی همچون نوروز مردم از کمک به یتیمان دریغ نمی کنند که یکی از این مراسم جشن عاطفه هاست.
مشارکت‌های مردمی در گذشته بیشتر بود
در واقع ما در چند سال اخیر این توجه ها و حمایت‌ها را دولتی کردیم، سازمان های جدیدی را ایجاد کردیم و به نوعی مسئولیت را از دوش مردم به گردن دولت انداختیم، در صورتی که توجه و حمایت از نیازمندان در گذشته بیشتر بود. مردم خودشان خودجوش و نانوشته این کار را انجام می دادند. برای مثال نوروز که می آمد، مراسمی به عنوان جشن عاطفه ها وجود نداشت. خود مردم به فقیران لباس نو، ماهی، گوشت و… می دادند یا اگر برنج و گندم را خرمن می کردند، کیسه اول برای نیازمندان بود، با این تعابیر که مالشان پاک می شود، اما اکنون که مشارکت های مردمی کم شده است، جشن عاطفه‌ها ایجاد شده تا بتوانیم با جلب نظر مردم افراد نیازمند را حمایت کنیم.

به همین دلیل هم در ماه رمضان کمیته امداد و بهزیستی مراسمی را ایجاد می کنند تا بتوانند این مشارکت ها را افزایش دهند و همچنین ستاد دیه زندان ها هم در این ماه جشن گریزان برگزار می کند تا بتواند از کمک های مردمی به نفع زندانیانی که مشمول حمایت از این ستاد هستند، استفاده کند. به هر حال ما در ماه رمضان کلا مهربان ترهستیم و به همین دلیل از این ویژگی این ماه خدا برای کمک به نیازمندان، در راه ماندگان و فقیران که دلشان به ماه رمضان گرم است، بیشتر استفاده می کنیم.
بی‌اعتمادی برخی مردم به دستگاه‌های دولتی
شاید یکی از دلایل کمرنگ شدن کمک های مردمی، گرفتاری هایشان است که باعث شده این مشارکت‌ها و ارتباطات کمتر شود و خود به خود وقتی ارتباطات کمتر شود، شناخت ها هم کمتر می شود. بنابراین امروزه در عمل این نوع رفتارهای حمایتی را کمتر شاهدیم. همچنین بخشی از آن هم در واقع به دلیل بی اعتمادی مردم به دستگاه دولتی است. دولت در بسیاری از امور مداخله نابجا داشت و متاسفانه نتوانست الگوی خوبی هم باشد. گرچه حاکمیت در ترویج مسئولیت اجتماعی می‌تواند نقش مفیدی داشته باشد، اما متاسفانه در بعضی جاها اشتباه بود.

نباید نظام حمایت اجتماعی که همواره به صورت مردمی اداره می شد، شکل حاکمیتی به خود بگیرد. با دولتی شدن نظام حمایت اجتماعی، نقش مردم کمرنگ تر می شود. به همین دلیل است که ایفای نقش دولت در قبال مردم می تواند برای ترویج بی اعتنایی مردم به یکدیگر و وقایع و حوادث اطرافشان موثر باشد.همچنین اینکه وقتی دولت‌ها در ایفای مسئولیت‌های اجتماعی شان آن گونه که باید عمل نمی کنند و در پذیرفتن مسئولیت‌ها شانه خالی می‌کنند، چگونه می‌توان از مردم مسئولیت‌پذیری اجتماعی را انتظار داشت؟

تا جایی که چندی پیش اعلام شد در صورتی که مردم به یارانه خود نیاز ندارند، آن را به نیازمندان بدهند. چون مردم به این سیستم اعتماد ندارند و ترجیح می‌دهند که اگر مشمول یارانه بگیران نمی‌شوند، خودشان به نیازمندان یارانه‌شان را بدهند. بنابراین گرچه بی اعتمادی مطلق نیست، اما کاهش اعتماد اجتماعی، بین فردی و تعمیم یافته در واقع می تواند یکی از مولفه‌هایی باشد که بر کاهش مسئولیت اجتماعی تاثیر می‌گذارد. ما باید با شفاف‌سازی در راستای افزایش اعتماد مردمی گام برداریم. وقتی مردم در جریان واقعیت‌های جامعه قرار بگیرند، اینکه مسئولان چه کارهایی کرده اند، چه کارهایی نکرده اند و چه کارهایی می خواهند، انجام بدهند؛ خود به خود اعتمادشان جلب می شود.

همچنین اگر بازخورد مشارکت های مردمی را به شهروندان اطلاع بدهیم و بگوییم که اگر شما آن مقدار پولی را که برای حمایت از نیازمندان داده اید، در این حوزه‌ها هزینه شده است؛ فضای اعتماد بیشتر می شود.

نکته بعدی آنکه سلامت در توزیع منابع هم بسیار مهم است. چون اگر مردم بدانند که که کمک هایشان توسط دستگاه‌ها بدون هیچ سوء استفاده ای به نیازمندان ارسال می شود، اعتمادشان کم نخواهد شد. بنابراین ما باید واقعیت‌ها را به صورت مستمر به مردم اطلاع رسانی کنیم و هم بازخوردها را درست و به موقع انجام دهیم. گرچه دولت هم در جهت کمک و حمایت از نیازمندان تلاش می کند و عیارش در این بخش آن‌قدر زیاد شده که بار مالی زیادی را به دوش می‌کشد، مشارکت های مردمی را طبق دستورالعمل‌های ستادی و با توجه به نیازسنجی‌هایی که انجام می‌دهد، میان نیازمندان تقسیم می‌کند و در واقع مشکلی برای توزیع منابع ندارد، اما با وجود داشتن وظیفه طبیعتا محدودیت منابع هم دارد.

شاید اگر پیشنهاد انتقال منابع دهک‌های بالا به دهک‌های پایین برای توانمندسازی نیازمندان در مجلس اجرایی شود، این فضا بهتر شود و راهکاری برای توانمندسازی خانوارهای زیر خط باشد. به عبارتی دیگر،‌ دهک ها یکی از معیارهای سنجش توزیع درآمد است. دهک پایین شامل فقیرترین مردم و دهک بالا ثروتمندترین افراد جامعه هستند که از درآمد بالایی برخوردارند.

سید حسن موسوی چلک | رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/06/24

تجرد قطعی و آثار مخرب آن

در گروه سنین ازدواج، ۱۱ میلیون مجرد وجود داشته که از این تعداد ۸۵ درصد آنها زیر ۳۵ سال هستند و منحنی تجرد قطعی در کشور بر اساس آمارها رو به افزایش است. جمعیت جوانان کشور بین سنین ۱۵ تا ۲۹ سال بوده که ۳۲ درصد از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند و نرخ بیکاری در این قشر آسیب‌پذیر ۱۵درصد است که متاسفانه در برخی مناطق این نرخ به ۲۵ الی ۳۰ درصد نیز می‌رسد. مساله ازدواج نیز یکی دیگر از آسیب‌های جوانان است. بیش از ۱۱میلیون و ۲۰۰ هزار مجرد در سن ازدواج وجود دارند. ازدواج ممکن است در سنین مختلف صورت گیرد، اما هر چه سن ازدواج بالا رود کیفیت آن پایین می آید، چرا که افرادی که در سن بالا ازدواج می کنند ممکن است امکان فرزندآوری نداشته باشند، همان‌طور که با مسائل دیگری از بعد روانی و عاطفی نیز دست به گریبانند. در ایران از هر ۵۰ ازدواج یکی منجر به طلاق می‌شود. شاید وجود چنین وضعیتی در ازدواج های جامعه را می توان یکی از دلایل عدم تمایل جوانان به مقوله ازدواج و نبود زیرساخت‌های آن برشمرد.

جمعیت افراد در مرحله تجرد قطعی

از دیرباز در اکثر جوامع به مقوله ازدواج تاکید شده است. در دین مبین اسلام نیز بر ایجاد بستر برای تشکیل خانواده از طریق ازدواج دائم بارها تاکید شده است. تشکیل خانواده می تواند فرصت تولید نسل را افزایش داده و طبیعتا این اقدام می تواند یکی از مولفه‌های امنیت و توسعه در هر کشوری البته متناسب با شرایط آن قلمداد شود. بر اساس آمار در جامعه ما تجرد قطعی نگرانی هایی را ایجاد کرده است. براساس آخرین اخبار منتشر شده از سوی سازمان ثبت احوال آمار مجردان کشور بیش از۱۱ میلیون و ۲۰۰نفر است. تقسیم‌بندی‌های آماری سن ازدواج برای مردان ۲۰ تا ۳۴ سال و سن ازدواج زنان ۱۵ تا ۲۹ سال تعریف شده است. این آمار با توجه به وضعیت موجود در جامعه و افزایش سن ازدواج نگران‌کننده است. در کنار این مساله حدود یک میلیون و ۳۰۰هزار نفر در کشور ما در سن تجرد قطعی هستند. در اصل این افراد به سنی بالاتر از سنین تعریف‌شده برای ازدواج رسیده و همچنان مجرد هستند.

 

 

پیامدهای تجرد قطعی را بشناسید

تجرد قطعی باعث تشدید نگرانی ها در ابعاد گوناگونی فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و... کشور می‌شود، چون با افزایش تجرد قطعی، طبیعتا نرخ زاد و ولد نیز در جامعه کاهش یافته و همین امر در جمعیت کشور و عدم دستیابی به توسعه و پیشرفت نقش اساسی دارد. با بررسی سیاست های کلی جمعیت تشویق به ازدواج یکی از اولویت ها محسوب می شود. برای مثال امسال شاهد افزایش نرخ وام ازدواج بودیم. توجه به نیاز جنسی و به رسمیت شمردن این امر نه تنها برای انسان بلکه برای هر جانداری یک ضرورت است. این مساله را نمی توان مدیریت کرد. به همین دلیل ازدواج دائم تنها راه مشروع برای تامین نیاز جنسی انسان ها محسوب می شود. طبیعتا تاخیر در ازدواج دائم و افزایش تجرد قطعی یکی از مهم‌ترین نیازهای افراد را که همان ارضای نیاز جنسی است با مشکلات گوناگون مواجه می کند. فرد در تجرد قطعی باید این نیاز را سرکوب کند و چون غریزه جنسی در قالب فطرت بشر است باید به تامین آن توجه شود. برخی افراد از طریق خود ارضایی به این نیازشان پاسخ می دهند و این اقدام نیز با مشکلات و تبعات گوناگون همراه است. درضمن فقط از طریق ازدواج دائم می توان به شکل مشروع به نیاز جنسی پاسخ داد. این در حالی است که ارضای نیاز جنسی از طریق غیر مشروع نیز تبعات جبران ناپذیر فراوانی به همراه دارد. از پیامدهای این اقدام می‌توان به تولد فرزندان ناخواسته، افزایش شیوع بیماری ایدز و هپاتیت اشاره کرد. در ضمن افزایش این نوع ارتباطات نامناسب می تواند تهدیدی برای تشکیل خانواده ها محسوب شود. این پدیده مسئولیت پذیری در برابر خانواده را کاهش می دهد. هر فردی در مقابل خانواده وظایفی دارد که با تشکیل زندگی مشترک باید به وظایف خود عمل کند، اما با توسعه چنین روابط باز و به دور از هیچ قید و بندی افراد کمتر به تشکیل زندگی مشترک و قبول مسئولیت های ناشی از آن تمایل دارند. هر شخصی که نمی تواند نیاز خود را با رضایت و به شکل مشروع تامین کند طبیعتا در ایفای سایر نقش های اجتماعی خود نیز دچار مشکلات گوناگون میشود. این نوع بی‌اعتنایی نسبت به وضعیت تاهل جوانان در کشور می‌تواند در جامعه تسریع شود. تسریع مساله تجرد جوانان در جامعه صدمات جبران ناپذیری فراوانی را برای نهاد خانواده، وضعیت بهداشت، سیاست های جمعیتی و دیگر زیرساخت های جامعه به همراه دارد.

فرصت‌های جمعیتی را دریابیم

هم اکنون جمعیت ما در مرحله فرصت یا همان پنجره قرار دارد. این وضعیت که از آن به‌عنوان دوران طلایی جمعیت نیز نام برده می‌شود تا سال ۱۴۳۰ طول می‌کشد. در این دوران نسبت جمعیت در سنین فعالیت افزایش یافته و به حداکثر خود یعنی بالای ۷۰ درصد میرسد. در حال حاضر، در کشور ۷۱ درصد جمعیت در سنین فعالیت ۶۴-۱۵ سال قرار دارد. اگر با استفاده از شرایط موجود نتوان از این فرصت برای جهش در حوزه های مختلف استفاده کرد به نسبت در آینده باید مشکلات بیشتری را در جامعه تحمل کرد. تصویب سیاست های کلی جمعیت و نگرانی دستگاه ها درباره پیری جمعیت خود نشان دهنده این است که موضوع ازدواج و فرزندآوری باید جدی تر از قبل مورد توجه قرار گیرد. در شرایط کنونی باید مکانیزم‌های ترکیبی و رفتاری پنجره جمعیتی نظیر افزایش عرضه نیروی کار، افزایش مشارکت زنان، کاهش نسبت‌های وابستگی (بار تکفل)، تعامل تغییرات ساختار سنی جمعیت با چرخه زندگی اقتصادی تولید و مصرف، افزایش قدرت پس‌اندازها و سرمایه‌گذاری، بهبود و توسعه سرمایه انسانی، افزایش کیفیت جمعیت و... فرصت طلایی و پتانسیل‌های زیادی برای اثرگذاری مثبت بر رشد و توسعه اقتصادی فراهم می‌کند. البته بهره‌برداری از این وضعیت نیازمند ایجاد بسترهای مناسب اقتصادی، اجتماعی، سیاستی و نهادی است. به‌طور کلی، فرصت‌ها و چالش‌های جمعیتی پیش‌روی جمعیتی در کشور بیشتر به این وضعیت برمی‌گردد که اگر روندهای جدید تغییرات ساختار سنی جمعیت و پنجره جمعیتی کشور به درستی مدیریت شود و سیاستهای مناسب و موثر اتخاذ شود، می توان زمینه بهره‌برداری از پنجره جمعیتی فرصت را فراهم آورد و ابعاد مختلف توسعه‌ای را بهبود بخشید.

* سید حسن موسوی چلک

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع:روزنامه آرمان/18/5/95

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/05/18

 

 

پیام رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران به مناسبت روز خبرنگار

به نام خدای علیم


« خبرنگاران طلایه داراان بی ادعای آگاهی و مطالبه گری درجامعه»

جامعه سالم جامعه­ای مملو از صداقت، عدالت، خردمندی، راستی و نشاط است و در ایجاد چنین جامعه ای، اصحاب رسانه نقش اساسی دارند. خبرنگاران متعهد بر فضای پر از صدق و کذب دنیای امروز، نور حقیقت می تابانند و به روان شدن اطلاعات درست و دقیق در میان اقشار مختلف جامعه کمک می کنند که نتیجه آن رشد آگاهی عمومی، تقویت سرمایه اجتماعی، تعمیق اعتماد بین مردم و مسئولین، محو فضاهای تاریک و فسادآور و ارتقاء سطح نشاط راستین در جامعه خواهد بود. خبرنگاران همراه فعالان عرصه های اجتماعی و مطالبه گر حقوق اجتماعی مردمی هستند که صدایشان کمتر به گوش حاکمان می رسد و این ظرفیت مسئولیت سنگینی بر دوش خبرنگاران می نهد.

فرارسیدن روز 17 مرداد، "روز خبرنگار" را بهانه می کنم و برخود فرض می دانم بر حسب وظیفه و  به مصداق:

"لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق"

 از زحمات شما خبرنگاران و تلاشگران حوزه رسانه که با امانتداری و پرهیز از جانبداری در جهت افزایش آگاهی مردم بی ادعا تلاش می کنید و مطالبه گری را در عمل معنا بخشیدید تا توسعه و ارتقاء سلامت اجتماعی  را در جامعه شاهد باشیم، سپاسگزاری نمایم.

سید حسن موسوی چلک

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/05/16
یادداشت:

چگونه با دختران معتاد به مواد مخدر برخورد کنیم؟
طرد دختران معتاد
راه چاره نیست


یکی از موضوعاتی که امروزه در جامعه نسبت به آن نگرانی وجود دارد موضوع گرایش نوجوانان وجوانان به مواد مخدر و روانگردان‌ها است.شاید در گذشته نه چندان دور تصور اینکه دختران جوان هم به سمت و سوی مواد مخدر گرایش پیدا کنند، دشوار بود ولی امروزه این تصور همچون گذشته دشوار به نظر نمی‌رسد بلکه باید اعتراف کرد که رنگ و بوی واقعیت به خود گرفته است. واقعیتی که هم برای جامعه و هم برای خانواده‌ها بسیار تلخ است.
بسیاری از ما در چنین شرایطی با این سؤال از طرف والدین از جمله مادران مواجه می‌شویم که من نمی‌دانم باید چه کار کنم. اگر شما جای من بودید چه کار می‌کردید؟ اعتیاد کجا و دختر ما کجا؟ چه بلایی هست که سر ما آمده؟ و عبارت‌هایی شبیه موارد مذکور را بار‌ها و بارها می‌شنویم.
نکته‌ای که لازم است مدنظر داشته باشیم این است که اعتیاد به مواد مخدر امروزه خیلی سن و سال، پسر و دختر، با سواد و بی‌سواد، شهری و روستایی، فقیر و مرفه و... نمی‌شناسد.
 حال که با چنین پدیده‌ای مواجه هستیم ضروری است که والدین ازجمله مادران در خصوص مواد مخدر و روانگردان‌ها اطلاعات به روز داشته باشند. علائم و ویژگی‌ها و عوارض آنها را بشناسند و خود را بی‌نیاز از این اطلاعات ندانند. بخش‌های عمده‌ای از این اطلاعات کمک می‌کنند تا در زمینه پیشگیری از اعتیاد دختران نوجوان و جوان‌مان مؤثر‌تر عمل کنیم. همچنین باید در زمینه نوع واکنش‌هایی که می‌توانیم در قبال اعتیاد احتمالی دخترانمان داشته باشیم مهارت‌های لازم را کسب کنیم. گاهی اوقات برخورد نامناسب با این موضوع تلخ می‌تواند مسیر بی‌بازگشتی را برای آنان باز کند و رفتار‌شان مصداق این ضرب المثل معروف شود که: آب که از سر بگذرد چه یک وجب، چه صد وجب» که در این صورت کار به مراتب دشوار‌تر هم خواهد شد.
در چنین شرایطی می‌توانیم رفتارهای متفاوتی با دختران معتاد‌مان داشته باشیم. نکته مهم این است که در ابتدا باید این موضوع را به دخترمان منتقل کنیم که او را همچنان دوست داریم و سلامتی و بهبودی او برای ما بسیار مهم است. او را مقصر همه مشکلات مرتبط و غیرمرتبط زندگی‌مان قلمداد نکنیم،چون در این صورت او از بودن با شما گریزان خواهد شد و حتی ممکن است بیشتر گرفتار مواد شود. این را هم باور داشته باشیم که دختر‌مان قصد ندارد با اعتیادش ما را اذیت کند یا مشکلاتی برای ما به عنوان والدین به وجود بیاورد. یکی از اشتباهاتی که در برخورد با اعتیاد اعضای خانواده می‌کنیم این است که اعتیاد یکی از اعضا را پایان زندگی خود تلقی می‌کنیم.
به عبارتی باور می‌کنیم که ما باید خود را فدای اعتیاد او کنیم. گاهی اوقات هم به اشتباه، کاری می‌کنیم تا احساس گناه را در دختر معتادمان تقویت کنیم، کاری که حتی می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد و نه تنها ارتباط‌ مان تقویت نشود بلکه بدتر هم بشود و فاصله عاطفی بین ما با دخترمان بیشتر هم شده و حتی انزوا پیشه کند. حالتی که برای بهبودی او و خروج از آن شرایط کمک‌کننده نخواهد بود.
 یکی از حالت‌هایی که نه تنها در مورد دختران معتاد، بلکه هر فردی نسبت به آن واکنش تند نشان می‌دهد تحقیر و سرزنش است. ما در مددکاری اجتماعی با معتادان و خانواده‌های آنان بر این نکته تأکید می‌کنیم که هر فردی اگر هزاران مشکل هم داشته باشد اما نقاط قوتی هم دارد لذا برای برقراری ارتباط تلاش می‌کنیم تا به اصطلاح «نیمه پر لیوان» را هم ببینیم، فراموش نکنیم که تغییر رفتار دختر معتاد‌مان کاری آسان نخواهد بود و حتی در کوتاه مدت ممکن است نتیجه ندهد لذا در درمان و تغییر رفتار او باید صبور بود و انتظار تغییر ناگهانی نداشته باشیم.
حتی گاهی اوقات نتیجه نگرفتن نباید زمینه قطع امید را در ما افزایش دهد که این آغاز شکست محسوب می‌شود. برخی از مادران یا پدران در برخورد با اعتیاد دختران‌شان از صحبت کردن با او امتناع می‌کنند به نوعی واکنشی که نشان می‌دهند خود زمینه فاصله گرفتن بیشتر بین‌شان را فراهم می‌کند این در حالی است که برای درمان دختر‌مان نیاز به نزدیکی بیشتر داریم نه دوری از همدیگر.نکته دیگری که در برخورد با اعتیاد دختران‌مان لازم است مدنظر داشته باشیم این است که با زور و اجبار و تهدید نمی‌توانیم او را وادار به ترک کنیم.
ممکن است به خاطر تهدید شما در فرآیند درمان حاضر شود ولی فکر و نگرش او تغییر نکرده است.
تجربه‌های زیاد نشان می‌دهد که این نوع مداخله‌ها محکوم به شکست است لذا دخترمان باید بخواهد و در راه درمان و تغییر رفتار آگاهانه گام بردارد که در این صورت همکاری او در فرآیند درمان و بازتوانی در بهبودی او بسیار مؤثر است.
برخی از والدین به دنبال اعتیاد دختر‌شان دنبال این موضوع می‌گردند که آنان چه اشتباهی انجام دادند که دختر عزیز‌شان معتاد به مواد مخدر شد. به عبارت بهتر خود خوری می‌کنند.این حالت باعث می‌شود برخورد مناسبی با اعتیاد دخترشان نداشته باشند.
والدینی در چرخه درمان و بازتوانی اعتیاد فرزندان‌شان موفق خواهند بود که فرصت گفت‌و‌گوی مناسب با فرزندشان را فراهم کنند،چون در این صورت است که می‌توانند راه‌های خروج از آن شرایط را بررسی کنند.
همچنین در طول درمان و بازتوانی کنار دختر معتادمان (که بیماری بیش نیست) باشیم و حمایت‌های روانی و اجتماعی خود را از او دریغ نکنیم. دختر معتاد ما در چنین شرایطی بیش از شرایط عادی به این نوع حمایت‌ها نیاز دارد تا از سوء مصرف مواد مخدر و روانگردان‌ها نجات پیدا کند. با کمک هم می‌توانیم شرایط را با صبر و حوصله و با نگاه به آینده شیرین تغییر دهیم.
 سید حسن موسوی چلک

رئیس انجمن مددکاران
اجتماعی ایران




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/04/22
کد خبر: ۱۵۶۷۸۶

استقبال از زرنگ‌بازی رانندگان!

آرمان- زهرا سلیمانی:‌ همزمانی ماه مبارک رمضان با آغاز فصل تابستان سبب شد که سفرهای تابستانی با تاخیر۱۵روزه آغاز شود و گزارش‌های دریافتی از مراکز کنترل ترافیک جاده‌های کشور حاکی از گشت و گذار تعداد قابل توجهی از مسافران تعطیلات عید فطر بود. در این ایام اکثر جاده‌های کشور با افزایش چشمگیر حجم تردد روبه‌رو شده و محورهای منتهی به استان‌های شمالی نیز دارای ترافیک سنگین بودند. ترافیک سنگین در جاده‌ها علاوه بر اینکه سبب تاخیر در رسیدن به مقصد می‌شد، خستگی راننده را نیز دو چندان می کرد. بر اساس بررسی‌های انجام‌شده عامل وقوع درصد بالایی از تصادفات رانندگی در این ایام عدم توجه به جلو، خواب آلودگی راننده و واژگونی خودرو گزارش شده است. بر اساس اعلام پزشکی قانونی در تعطیلات عید فطر سال گذشته، یعنی از ۲۵ تا ۲۹ تیر سال ۹۴، ۲۹۷ نفر در حوادث رانندگی جان خود را از دست داده‌اند و این یعنی در روزهای تعطیل به طور متوسط روزانه۵۰ نفر در حوادث ترافیکی کشور کشته‌ شده‌اند. با توجه به اینکه تصادفات جاده ای کشور از فراوانی بالایی برخوردار است و در برخی ایام نیز به شدت و حدت آن افزوده می شود، باید با اقدامات کارشناسی هر چه سریع تر نسبت به کاهش صدمات ناشی تصادفات در جاده های کشور چاره اندیشی شود. آنچه می خوانید نظرات سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاری ایران، درباره دلایل اجتماعی و انسانی بالا بودن میزان تصادفات رانندگی در ایران در گفت‌وگو با «آرمان»‌است.

در زمینه فرهنگسازی و احترام به قوانین رانندگی در کشور باید چه تمهیداتی اندیشیده شود؟

بر اساس آخرین آمار اعلام شده درباره وضعیت رانندگی در جاده ها باید گفت که در تعطیلات اخیر رقم قابل توجهی از خودرو‌ها به دلیل عدم رعایت قوانین متوقف شدند. در کشور ما میانگین سالانه افراد فوت شده در تصادفات و صدمات جاده ای از فراوانی قابل توجهی برخوردار است. این امر نشان دهنده نبود اقدامات فرهنگی موثر در این زمینه از سوی مسئولان امر است. نمی توان از فوت ۱۷ هزار نفر بر اثر تصادفات جاده ای در کشور گذشت و با این تفاسیر نمی توان از فرهنگ رانندگی و چگونگی مدیریت این امر در ایام شلوغ نیز چشم پوشی کرد. تاکنون در حوزه مدیریت جاده ها و تصادفات کشور چندان موفق عمل نشده است، این امر بدین معنا نیست که جاده های کشور نسبت به گذشته از وضعیت نامناسب تری بر خوردار هستند، بلکه آمار تصادفات جاده ای در کشور از رقم قابل توجهی برخوردار بوده و هنوز مردم نسبت به این موضوع چندان حساس نیستند. مردم ما چندان به رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی باور ندارند. آنها تاکنون به رعایت قوانین به عنوان یک موضوعی که می تواند بر جامعه تاثیر گذار باشد توجه نکرده اند. هنوز هم وسایل نقلیه تولید شده داخلی از حداقل ایمنی برخوردار نیستند. از دیگر نارسایی های سفر در ایران می توان به عدم ایمنی جاده‌های کشور و حضور پلیس به عنوان راهنما اشاره کرد. برای مثال در تعطیلات اخیر تعداد ماشین های پلیس فعال در جاده‌ها اندک بود و فقط شاهد تعداد اندکی از ماموران پلیس راه در جاده ها بودیم. با وجود اینکه در برخی از روزهای سال تعداد مسافرت های جاده ای افزایش می یابد به نسبت باید به تعداد فعالیت پلیس برای مدیریت جاده ها نیز افزوده شود، چون در این شرایط حضور پلیس می تواند تاثیر گذار باشد. در اصل هنوز از سوی مسئولان کشور فرهنگسازی و احترام به قوانین راهنمایی و رانندگی در اولویت قرار نگرفته است. ۴۰ سال پیش در کشور آلمان ۲۱ هزار نفر بر اثر تصادفات رانندگی فوت شدند و هم اکنون این آمار در این کشور به سه هزار نفر در سال رسیده است. مسئولان در این کشور برای بهبود شرایط رانندگی و کاهش صدمات از بسترهای اجتماعی و آموزشی استفاده کردند. اما در کشور ما برای مدیریت تصادفات از مقوله پلیس استفاده می شود و در چنین شرایطی پلیس برای جریمه همیشه در کمین است. باید دانست برای ایجاد فرهنگ ترافیکی و رعایت قوانین رانندگی اقدامات سلبی همچون جریمه های نقدی نمی تواند تاثیر گذار باشد. در ضمن تاکنون در کشور ما به ابعاد اجتماعی و روانی ترافیک توجه نشده است. بر اساس بررسی های کارشناسان بیش از ۷۰ درصد تصادفات بر اساس عوامل انسانی است. باید دانست که فقط با آموزش می توان عوامل انسانی را کاهش داد و در کنار آن نیز باید به ایمنی خودروها توجه داشت. در کشور ما با وجود بالا بودن تاثیرعامل انسانی در تصادفات به نسبت کمترین توجه به این عامل شده است. از سوی دیگر، عدم ایمنی خودرو و جاده های کشور بر افزایش تصادفات جاده ای تاثیرگذار است. برای مثال در خیلی از راه های کشور حتی خط کشی ساده نیز انجام نشده است. در چنین شرایطی نباید توقع کاهش آسیب‌ها را داشت. متاسفانه در کشور ما فقط از قانون گریزان استقبال می شود و در اغلب موارد شهروندان در کشور ما چندان ناظر و مسئول نیستند. وقتی در ترافیک جاده ای افراد برای رسیدن به مقصد از راه های خاکی استفاده می کنند و با این اقدام خود را زرنگ می دانند در چنین شرایطی جامعه باید تاوان تصادفات را بپردازد.

شما عنوان می‌کنید برخورد‌های سلبی راه حل مساله تصادفات نیست. در این زمینه چه باید کرد؟

در کشور ما به خسارت های ناشی از عدم رعایت قوانین رانندگی توجه نمی شود. از سوی دیگر در بسیاری موارد مشاهده می شود که حتی برخی از مجریان قانون هم به رعایت قانون چندان توجه نمی کنند. برای مثال در برخی مواقع مشاهده می شود که حتی پلیس های راهنمایی و رانندگی از کلاه ایمنی استفاده نمی کنند در چنین شرایطی چگونه می‌توان انتظار رعایت قوانین را از افراد عادی در جامعه داشت. در واقع بی اعتمادی به قانون و مقررات بیشترین مشکل را در بخش تصادفات ایجاد کرده است. این در حالی است که مسئولان در این زمینه بر این باور هستند که با اعمال جریمه مشکلات برطرف می شود، چون راهنمایی رانندگی ما جریمه محور و قبض محور است. باید دانست تا زمانی که رویکرد سلبی در مدیریت این بخش در بین رانندگی‌ها حاکم باشد به نسبت نمی توان رویکرد ایجابی و آموزش را در کشور نهادینه کرد. وقتی بخشی از منابع درآمدی در کشور ما از طریق جریمه‌ها تامین می شود به نسبت نمی توان توقع فرهنگسازی داشت. در واقع در تصادفات، زنان، دختران، سالمندان و کودکان از میزان آسیب پذیری بالایی برخوردار هستند و با هر تصادف خانواده ها نیز دچار مشکل می شوند.

منبع: روزنامه آرمان/20/4/95





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/04/20
روایتی بر سرودن شعر علی ای همای رحمت استاد شهریار

از مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی نقل شده است : شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم . آن شب در عالم خواب ، دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و مولا امیرالمؤمنین با جمعی حضور دارند. حضرت فرمودند : شاعران اهل بیت را بیاورید . دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند . فرمودند: شاعران فارسی زبان را نیز بیاورید ؛ آن گاه محتشم و چند تن از شاعران فارسی زبان آمدند .

مولا فرمودند: شهریار ما کجاست ؟


 شهریار آمد ، حضرت خطاب به شهریار فرمودند:

 

شهریار شعرت را بخوان !

و شهریار این شعر را خواند:

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدارا                  

که  به  مـا  ســوا  فـکـندی  هـمـه  سایـه هـمـا را

ایشان فرمودند : وقتی شعر شهریار تمام شد ، از خواب بیدار شدم. چون من شهریار را ندیده بودم، فردای آن روز پرسیدم که شهریار  کیست؟

 گفتند : شاعری است که در تبریز زندگی می کند

گفتم : از جانب من اورا دعوت کنید که به قم نزد من بیاید . چند روز بعد ساعت شش صبح شهریار به خانه آیت الله می رسد خادم از او نامش را می پرسد میگوید من  سید محمد بهجت تبریزی مشهور به شهریار از تبریز آمد ه ام پس از کمی تعلل خدام او را می پذیرند ؛ آیت الله پس از دیدن شهریار  می گویند این همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر ( ع ) دیده ام .

آیت الله می پرسند : این شعر (( علی ای همای رحمت )) را کِی ساخته ای ؟

 

شهریار با حالت تعجب سؤال می کنند که شما از کجا خبر دارید ! که من این شعر را ساخته ام ؟

 چون من نه این شعر را به کسی داده ام و نه درباره آن با کسی صحبت کرده ام . ولی من فلان شب

 این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم، تا کنون کسی را در جریان سرودن این شعر

قرار نداده ام !

آنگاه آیت الله سری تکان می دهد ومی گو ید می دانم ولی تو ای:                        "شهریار شعرت را بخوان ! "

و او متحیر و حیران می خواند :

                                 وشهریار همان شعر بالا را می خواند.

مرحوم آیت الله العضمی مرعشی نجفی به شهریار می فرمایند : چند شب قبل من خواب دیدم که در مسجد کوفه هستم و حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) تشریف دارند . حضرت , شاعران اهل بیت را احضار فرمودند : ابتدا شاعران عرب آمدند . سپس فرمودند : شاعران فارسی زبان را بگویید بیایند . آنها نیز آمدند . بعد فرمودند شهریار ما کجاست ؟ شهریار را بیاورید ! و شما هم آمدید . آن گاه حضرت فرمودند : شهریار شعرت را بخوان ! و شما شعری که مطلع آن را به یاد دارم خواندید .

شهریار فوق العاده منقلب می شود و می گوید : من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم . تا کنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام .
 آیت الله مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت , معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده , من آن خواب را دیده ام .
 ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند : یقینا در سرودن این غزل , به شهریار الهام شده که توانسته است چنین غزلی به این مضامین عالی بسراید . البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است و خوشا به حال شهریار که مورد توجه و عنایت جدش قرار گرفته است .

 

علــی ای هـمای رحـمت تو چه آیتـی خدا را

به  عـلی  شـنـاخـتم  مـن  به  خــدا قـسم خـدا را

دل اگـر خـدا شـنـاسـی همه در رخ علی بین

چـو  عـلــی  گـرفـتـه  بـاشـد  سر ِ چشـمـه بـقا را

بــه خــدا کـه در دو عــالـم اثــر از فـنـا نـماند

به  شــراب  قـهر  ســوزد  هــمـه جـان مـاسـوا را

مـگـر  ای سهاب رحـمـت تو ببـاری ارنه دوزخ

کــه  نــگیــن پـادشــاهـی  دهـد از  کــرم گــدا را

بــرو  ای  گــدای مسکیـن در خــانه عـلی زن

چــو اسیـر تـوســت اکـنـون بــه اسیـر کـن مــدارا

به جـز از عـلی که گــوید به پسر که قاتل من

که  عــلــم  کـنــد بـه عالــم شـهــدای  کـربـــلا را

به جــز از  عــلی کـه آرد پسـری ابوالعجاعب

چــو عــلی کـه مـی تـوانـد که به سـر بـرد وفا  را

چــو بــه دوســت عـهد بنـدد ز میــان پاکبـازان

متحـیـّـرم  چــه  نــامـم  شــه  مـلـک لافــتـی  را

نه خــدا توانمش خواند نه بشـر تـوانمش گفت

کــه ز کــوی او  غـبــاری بــه مـن  آر طــوطـیـا را

به دو چشم، خونفشانم هَله ای نسیم رحمت

چــه پیــام هــا سپـردم هـمـه ســوز دل، صبــا را

به امیـد آن که شــایـد بـرسـد بـه خـاک پایـت

کــه  ز  جـــان  مــا بـگــردان  ره  آفــت  قــضـا را

چو تویـی قضای گردان به دعـای مستمنـدان

کـه لـســان غـیـب خـوشـتــر  بـنـوازد  ایـن  نوا را

چه زنم چـو نـای هر دم ز نـوای شـوق او دم

بـــه   پـــیــام   آشـنــایــی  بـنـــوازد   آشــنـا   را

همه شب در این امیدم که نسیم صبح گاهی

غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا

ز نــوای مــرغ یـاحـق بـشنـو که در دل شـب





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/04/6

دکتر محمود گلزاری استاد به نام حوزه روانشناسی ایران امروز برای پیوند کلیه هایش جراحی دارند.
برای موفقیت این جراحی و سلامتی ایشان در این شب های قدر دعا کنیم.کشور ما به دانش ایشان نیاز دارد
گر چه آنگونه که باید نتواستیم از توانمندی های شان استفاده کنیم.




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/04/4

زندگینا‌مه‌

دکتر علی‌ شریعتی



Print


دکتر على شریعتی‌ به سا‌ل‌ ۱۳۱۲ در مزینان از توابع سبزوار در خا‌نواده‌‌ای‌ مذهبی‌ چشم‌ به‌ جها‌ن‌ گشود پدر او استا‌د محمد تقی‌ شریعتی‌ مردی‌ پا‌ک‌ و پا‌رسا‌ و عا‌لم‌ به‌ علوم‌ .نقلی‌ و عقلی‌ و استا‌د دانشگا‌ه‌ مشهد بود علی‌ پس‌ از گذراندن‌ دوران‌ کودکی‌ وارد دبستا‌ن‌ شد و پس‌ از شش‌ سا‌ل‌ وارد دانشسرای‌ مقدما‌تی‌ در مشهد شد. علا‌وه‌ بر خواندن‌ دروس‌ دانشسرا در کلا‌سها‌ی‌ پدرش‌ به‌ کسب‌ علم‌ می‌ پرداخت‌. معلم‌ شهید پس‌ از پا‌یا‌ن‌ تحصیلا‌ت‌ در دانشسرا به‌ آموزگا‌ری‌ پرداخت‌ و کا‌ری‌ را شروع‌ کرد که‌ در تما‌می‌ دوران‌ زندگی‌ کوتا‌هش‌ سخت‌ به‌ آن‌ شوق‌ داشت‌ و با‌ ایما‌نی‌ خا‌لص‌ با‌ تما‌می‌ وجود آنرا دنبا‌ل‌ کرد.

 شریعتی‌ در سا‌ل‌ ۱۳۳۴ به‌ دانشکده‌ ادبیا‌ت‌ و علوم‌ انسا‌نی‌ دانشگا‌ه‌ مشهد وارد گشت‌ و رشته‌ ادبیا‌ت‌ فا‌رسی‌ را برگزید. در همین‌ سا‌ل‌ علی‌ با‌ یکی‌ از همکلا‌سا‌ن‌ خود بنا‌م‌ پوران‌ شریعت‌ رضوی‌ ازدواج‌ میکند. وجود تفکر خلا‌ق‌ با‌عث‌ شد که‌ معلم‌ شهید در طول‌ دوران‌ تحصیل‌ در دانشکده‌ ادبیا‌ت‌ به‌ انتشا‌ر آثا‌ری‌ چون‌: ترجمه‌ ابوذر غفا‌ری‌ ، ترجمه‌ نیا‌یش‌ اثر الکسیس‌ خ‌ .کا‌رل‌ و یک‌ رشته‌ مقا‌له‌ها‌ی‌ تحقیقی‌ در این‌ زمینه‌ همت‌ گما‌رد.

معلم‌ انقلا‌ب‌ در سا‌ل ‌ ۱۳۳۷پس‌ از دریا‌فت‌ لیسا‌نس‌ در رشته‌ ادبیا‌ت‌ فا‌رسی‌ بعلت‌ شا‌گرد اول‌ شدنش‌ برای‌ ادامه‌ تحصیل‌ به‌ فرانسه‌ فرستا‌ده‌ شد. وی‌ در آنجا‌ به‌ تحصیل‌ علومی‌ چون‌ جا‌معه‌ شنا‌سی‌، مبا‌نی‌ علم‌ تا‌ریخ‌ و تا‌ریخ‌ و فرهنگ‌ اسلا‌می‌ پرداخت‌ و با‌ اسا‌تید بزرگی‌ چون‌ ما‌سینیون، گورویچ‌ و ‌سا‌تر و... آشنا‌ شد و از علم‌ آنا‌ن‌ بهره‌‌ها‌ی‌ بسیا‌ر برد.

دوران‌ تحصیل‌ شریعتی‌ همزما‌ن‌ با‌ جریا‌ن‌ نهضت‌ ملی‌ ایران‌ به‌ رهبری‌ مصدق‌ بود که‌ او نیز با‌ قلم‌ و بیا‌ن‌ خود و نوشته‌‌ها‌ی‌ محکم‌ و مستدل‌ از این‌ حرکت‌ دفا‌ع‌ مینمود. وی‌ پس‌ از سا‌لها‌ تحصیل‌ با‌ مدرک‌ دکترا در رشته‌‌ها‌ی‌ .جا‌معه‌ شنا‌سی‌ و تا‌ریخ‌ ادیا‌ن‌ به‌ ایران‌ با‌زگشت‌ در هما‌ن‌ دوران‌ نیز فعا‌لیتها‌ی‌ بسیا‌ری‌ در زمینه‌‌ها‌ی‌ سیا‌سی‌ و مبا‌رزاتی‌ و اجتما‌عی‌ داشت‌ که‌ به‌ گوشه‌ای‌ از آن‌ فعا‌لیت‌ها‌ میپردازیم‌ .

در سا‌ل ‌۱۹۵۹ میلا‌دی‌ به‌ سا‌زما‌ن‌ آزادیبخش‌ الجزایر مى‌پیوندد و سخت‌ به‌ فعا‌لیت‌ مى‌پردازد. در سا‌ل ۱۹۶۰ میلا‌دی‌ مقا‌له‌ای‌ تحت‌ عنوان‌ "به‌ کجا‌ تکیه‌ کنیم‌" را در یکی‌ از نشریا‌ت‌ فرانسه‌ منتشر میکند. در سا‌ل‌ ۱۹۶۱میلا‌دی‌ مقا‌له‌ "شعر چیست‌؟" سا‌تر را ترجمه‌ و در پا‌ریس‌ منتشر مینما‌ید و در هما‌ن‌ اول‌ علت‌ فعا‌لیت‌ در سا‌زما‌ن‌ آزادیبخش‌ الجزایر گرفتا‌ر میشود و در زندان‌ پا‌ریس‌ با‌ "گیوز" مصاحبه‌‌ای‌ میکند که‌ در سا‌ل‌ ۱۹۶۵ در توگو چا‌پ‌ میشود.

در سا‌ل‌ ۱۹۶۱ نیز مقا‌له‌ای‌ تحت‌ عنوان‌ "مرگ‌ فرانتس‌ فا‌نون‌" را در پا‌ریس‌ منتشر میکند، همچنین‌ در طول‌ مبا‌رزات‌ مردم‌ الجزایر برای‌ آزادی‌ دستگیر میشود و مورد ضرب‌ و شتم‌ پلیس‌ فرانسه‌ قرار میگیرد و روانه‌ء بیما‌رستا‌ن‌ میشود و سپس‌ به‌ زندان‌ فرستا‌ده‌ .میشود. همچنین‌ با‌ مبا‌رزان‌ بزرگ‌ ملتها‌ی‌ محروم‌ نیز آشنا‌ میشود وی‌ در سا‌ل‌ ۱۳۴۳ به‌ ایران‌ با‌ز میگردد و در مرز ترکیه‌ و ایران‌ توقیف‌ و به‌ زندان‌ قزل‌ قلعه‌ تحویل‌ داده‌ میشود و بعد از چند ما‌ه‌ آزاد و به‌ خراسا‌ن‌ زادگا‌هش‌ میرود. در سا‌ل‌ ۱۳۴۴ مدتی‌ پس‌ از بیکا‌ری‌ ، اداره‌ فرهنگ‌ مشهد ، استا‌د جا‌معه‌ شنا‌سی‌ و فا‌رغ‌ التحصیل‌ خ‌دانشگا‌ه‌ سوربن‌ را بعنوان‌ دبیر انشا‌ء کلا‌س‌ چها‌رم‌ دبستا‌ن‌ در یکی‌ از روستا‌ها‌ی‌ مشهد استخدام‌ میکند، و سپس‌ در دبیرستا‌ن‌ بتدریس‌ میپردازد و با‌لا‌خره‌ به‌ عنوان‌ استا‌دیا‌ر تا‌ریخ‌ وارد دانشگا‌ه‌ مشهد میشود

در سا‌ل‌ ۱۳۴۸ به‌ حسینیه‌ ارشا‌د دعوت‌ میشود و بزودی‌ مسئولیت‌ امور فرهنگی‌ حسینیه‌ را بعهده‌ گرفته‌ و به‌ تدریس‌ جا‌معه‌ شنا‌سی‌ مذهبی‌،‌ .تا‌ریخ‌ شیعه‌ و معا‌رف‌ اسلا‌می‌ میپردازد در این‌ محل‌ است‌ که‌ دکتر شریعتی‌ با‌ قدرت‌ و نیروی‌ کم‌ نظیر و با‌ کنجکا‌وی‌ و تجزیه‌ و تحلیل‌ تا‌ریخ‌ ، چهره‌ ها‌ی‌ مقدس‌ و شخصیتها‌ی‌ بزرگ‌ اسلا‌م‌ را معرفی‌ نمود. استحکا‌م‌ کلا‌م‌ ، با‌فت‌ منطقی‌ جملا‌ت‌ با‌ اتکا‌ء به‌خ‌ پشتوانه‌ فنی‌ و عمیق‌ فکریش‌ هر شنونده‌ ای‌ را در کوتا‌هترین‌ مدت‌ سرا پا‌ گوش‌ میسا‌خت‌ و در نیم‌ راه‌ گفتا‌ر تحت‌ تا‌ثیر قرار میداد و سپس‌ به‌ هیجا‌ن‌ می‌ آورد

در سا‌ل‌۱۳۵۲، رژیم‌، حسینیه‌ء ارشا‌د که‌ پا‌یگا‌ه‌ هدایت‌ و ارشا‌د مردم‌ بود را تعطیل‌ نمود، و معلم‌ مبا‌رز را بمدت ‌ ۱۸ما‌ه‌ روانه‌ زندان‌ میکند و درخ‌ خلوت‌ و تنها‌ ئی‌ است‌ که‌ علی‌ نگا‌هی‌ به‌ گذشته‌ خویش‌ می‌افکند و .استراتژی‌ مبا‌رزه‌ را با‌ر دیگر ورق‌ زده‌ و با‌ خدای‌ خویش‌ خلوت‌ میکند از این‌ به‌ بعد تا‌ سا‌ل‌ ۱۳۵۶ و هجرت‌ ، دکتر زندگی‌ سختی‌ را پشت‌ سرخ‌ گذاشت‌ . سا‌واک‌ نقشه‌ داشت‌ که‌ دکتر را به‌ هر صورت‌ ممکن‌ از پا‌ در آورد، ولی‌ شریعتی‌ که‌ از این‌ برنا‌مه‌ آگا‌ه‌ میشود ، آنرا لوث‌ میکند. در این‌ زما‌ن‌ استا‌د محمد تقی‌ شریعتی‌ را دستگیر و تحت‌ فشا‌ر و شکنجه‌ قرار داده‌ بودند تا‌ پسرش‌ را تکذیب‌ و محکوم‌ کند. اما‌ این‌ مسلما‌ن‌ راستین‌خ‌ سر با‌ز زد، دکتر شریعتی‌ در هما‌ن‌ روزها‌ و سا‌عا‌ت‌ خود را در اختیا‌ر آنها‌ میگذارد تا‌ اگر خواستند، وی‌ را از بین‌ ببرند و پدر را رها‌ کنند

در مهر ما‌ه‌ سا‌ل‌ ۱۳۵۳ سا‌واک‌ که‌ غا‌فلگیر شده‌ بود و از محبوبیت‌ علی‌ آگا‌ه‌ او را بدست‌ شکنجه‌ روحی‌ و جسمی‌ سپرد، و میخواستند او را وادار به‌ همکا‌ری‌ نموده‌ و برایش‌ شوی‌ تلویزیونی‌ درست‌ کنند و پا‌سخ‌ او که‌ هیچگا‌ه‌ حقیقتی‌ را به‌ خا‌طر مصلحت‌ ذبح‌ شرعی‌ نکرده‌ است‌ چنین‌ بود " و اگر ".خفه‌ام‌ کنند سا‌زش‌ نخواهم‌ کرد وحقیقت‌ را قربا‌نی‌ مصلحت‌ خویش‌ نمیکنم‌ دکتر در ۲۵ اردیبهشت‌ ما‌ه ۱۳۵۶ تهران‌ را بسوی‌ اروپا‌ ترک‌ گفت‌ تا‌ دورانی‌ جدید را با‌ مطا‌لعه‌ و مبا‌رزه‌ آغا‌ز کند. سر انجا‌م‌ در روز یکشنبه ۲۹ خرداد ما‌ه‌ ۱۳۵۶ با‌ قلبی‌ عا‌شق‌ ، اندیشه‌ ای‌ پا‌ک‌ ، ایما‌نی‌ محکم‌، زبا‌نی‌ قا‌طع‌، قلمی‌ توانا، روانی‌ آگا‌ه‌ و سیما‌یی‌ آرام‌ بسوی‌ آسما‌نها‌ و آرامشی‌ ابدی‌ عروج‌ کرد و عا‌شقا‌ن‌ و دوستداران‌ خود را در این‌ فقدان‌ .همیشه‌ محسوس‌ تنها‌ گذاشت‌ .

خدایش‌ بیا‌مرزد و راهش‌ پر رهرو با‌د

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/03/29


( کل صفحات : 34 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی