تبلیغات
دغدغه های یک مدد کار اجتماعی - مطالب مصاحبه ها
دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک



رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در گفت‌وگو با ایلنا:

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران نسبت به افزایش زنان بی‌خانمان ابراز نگرانی کرد.

سیدحسن موسوی چلک (رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران) در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا درباره وضعیت زنان کارتن خواب گفت: زنان بی خانمان چند گروه هستند؛ گروهی که درگیر مواد مخدر هستند می‌توانند به مراکزی که برای درمان کاهش آسیب است مراجعه کنند که برخی از این مراکز شبانه روزی است.برخی زنان بی خانمان هستند و شهرداری یک مرکز را در لویزان برای این گروه راه اندازی کرده است، البته مراکز مادر و کودک نیز بصورت شبانه روزی در حال فعالیت است.

وی افزود: در این بین یکسری زنان هستند که ویژه هستند که اگر مشمول مراکز بازپروری زنان شوند می‌توانند در مراکز بهزیستی مورد حمایت قرار می‌گیرند.

موسوی چلک گفت: اگر دخترانی باشند که زیر ۱۸ سال سن داشته باشندطبق قانون حمایت از کودکان بی سرپرست در صورتی که بدسرپرستی و بی سرپرستی آنها تایید شود می توانند با حضانتی که سیستم قضایی برای آنها تعیین می‌کند تحت خدمات بهزیستی در مراکز شبانه روزی قرار گیرند وآیین نامه اجرایی برای این موضوع وجود دارد.

افزایش زنان بی خانمان نگران کننده است

وی افزود: اگر دختر باشند و مشکل اخلاقی نداشته باشند و بالای ۱۸ سال باشند خانه سلامت برای این افراد در نظر گرفته خواهد شد البته آنچه که نگران کننده است، افزایش زنان بی خانمان است که نیاز به حمایت دارند؛ جامعه نسبت به آسیب هاب اجتماعی زنان یک مقاومت و حساسیت بیشتری دارد و باید خدمات بیشتری به این دسته تعلق گیرد.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در پاسخ به این سوال که آیا آماری در رابطه با کودکان نامشروع وجود دارد، بیان داشت: آماری در خصوص کودکان نامشروع وجود ندارد و زمانی میتوان گفت تعداد این کودکان افزایش یا کاهش یافته است که عدد پایه برای آن وجود داشته باشد.

وی در واکنش به وضعیت نامناسب کودکان کار به خصوص کودکان زباله‌گرد بیان داشت: این مساله و بحران در تمامی کلانشهرها وجود دارد و البته معنی آن این نیست که این بحران در شهرهای کوچک وجود نداشته باشد. یکی از ویژگی‌های کلانشهرها فرصت‌هایی برای اشتغال و جذب افراد در گروه‌های سنی مختلف و انجام کارهایی است که به درآمد ختم شود. چه فعالیت‌هایی که رسمی باشد و چه غیرسمی. یکی از نمودهای مشاغل غیررسمی زباله‌گردی است که مشهود و متداول در سطح شهرها وجود دارد.

موسوی چلک افزود: آنچه که در این حوزه بیشتر به چشم می‌آید؛ حضور کودکانی است که به دنبال زباله برای کسب درآمد هستند که این مغایر با قوانین و مقررات کشور است. در قانون کار فعالیت اقتصادی کودکان زیر ۱۵ سال طبق ماده ۷۹ ممنوع است.

وی افزود: براساس ماده ۸۰ قانون کار افراد ۱۵ تا ۱۸ سال نیز که قصد کار کردن دارند باید فعالیت‌هایی انجام دهند که به جسم و روح آنها آسیبی نرساند و هر فعالیتی به غیر از این مغایر با قانون است.

مسوولان با زباله گردی کودکان کنار آمده‌اند

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با اشاره به مقابله‌نامه ۱۸۲ که ایران آن را امضا کرده است، بیان داشت: یکی از بندهای این مقابله‌نامه این است که کشورها موظف هستند منع فوری اشکال کار کودک را تشدید و ابلاغ کنند. در ایران آیین‌نامه منع اشکال فوری کار کودک در هیات دولت وقت تصویب و ابلاغ شده است و یکی از مشاغلی که کودکان را نسبت به آن منع کرده‌اند زباله‌گردی است. پس اتفاقی در حال رخ دادن است که طبق قوانین داخلی نیست و مغایر با قوانین جاری کشور است.

موسوی چلک در ادامه با اشاره به آیین‌نامه ساماندهی کودکان خیابانی که در سال ۸۴ در دولت تصویب شد و ۱۳ دستگاه در آن ملزم به همکاری هستند، گفت: در این آیین‌نامه نیز پیش‌بینی شده که افراد زیر ۱۸ سال نباید کارهایی را انجام دهند که مغایر با سلامت جسم و روح آنها باشد. بنابراین در سیاست‌گذاری‌ها و قوانین کشور مساله کار کودکان گنگ و مبهم نیست و به صراحت مشخص شده است که باید در این زمینه چه وظایفی توسط چه دستگاهی انجام شود.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با اشاره به اینکه نظام تامین اجتماعی برای خانواده‌های نیازمند توجه کافی را نداشته است، بیان داشت: شرایط اقتصادی باعث می‌شود که خانواده‌ها از کودکان برای امرار معاش و تامین هزینه‌های زندگی استفاده کنند. زباله‌گردی به صورت کاملا مشهود و علنی توسط کودکان انجام می شود. نمی‌توان گفت آن را پذیرفته‌ایم گویا موضوعی است که مسوولان با آن کنار آمده‌اند و مصوبات را مبنا قرار نمی‌دهند.

در رابطه با از بین بردن بستر فقر کاری نکرده‌ایم

وی افزود: بی‌توجهی به مصوبات و قوانین موجب شده است که کودکان در زمینه‌های مختلف آسیب ببینند و علاوه بر اینکه در خیابان‌ها فعالیت می‌کنند، در معرض انواع آلودگی‌های موجود در شهر هستند و از آموزش نیز بی‌بهره‌اند و برای جلوگیری از این کار باید در رابطه با بستری که تولید فقر می‌کند اقدامات اساسی انجام شود و حضور کودکان کار یعنی در رابطه با از بین بردن بستر فقر کاری نکرده‌ایم.

موسوی چلک با اشاره به مشکلات درمان کودکان کار و خیابانی، افزود: در آیین‌نامه سازمان تامین اجتماعی و بیمه خدمات‌درمانی سابق مسوولیت‌ها در این رابطه مشخص شده است و سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور موظف است بودجه اجرای این آیین‌نامه را پیش‌بینی ‌کند، اما آنچه در آیین‌نامه آمده در عمل اجرا نمی‌شود و در خصوص کودکان کار اهمال می‌کنند و شاید به این خاطر است که مراکز درمانی خودگردان شده‌اند.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با اشاره به اینکه در گذشته به مدت یک سال کودکان کار و خیابان تحت بیمه قرار گرفته‌اند، بیان داشت: این اتفاق افتاد اما ادامه پیدا نکرد و مستمر نبود.در رابطه با افراد بیگانه چند گروه وجود دارد دسته‌های که مجوز اقامت دارند و می‌توانند تحت پوشش حمایت درمانی قرار گیرند، اما گروهی دیگر کارت اقامت ندارند و به دلیل هزینه‌های بالای درمانی قادر به مراجعه به مراکز نیستند.

خانواده کودکان کار عطای درمان را به لقایش می بخشند

وی افزود: در این میان کودکانی وجود دارند که پدر خارجی و مادر ایرانی دارند و چون هنوز مشکل شناسنامه و هویت آنها حل نشده است، نیاز اساسی آنها که حق طبیعی یک کودک است و شامل بهداشت و درمان می‌شود نادیده گرفته شده است. این کودکان در صورتی که به بیمارستان مراجعه کنند و یک مددکار اجتماعی با روابط خوب با ارگان‌ها یا NGOها در آن مرکز وجود داشته باشد قادر خواهند بود بخشی از هزینه درمان خود را توسط منابع غیردولتی تامین کنند در غیر این صورت هزینه بهداشت و درمان برای آنها مشکلی جدی است.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با تاکید بر اینکه بار مالی ناشی از دریافت خدمات بهداشتی آنچنان زیاد است که خانواده‌های کودکان کار عطای درمان را به لقای آن می‌بخشند، بیان داشت: همین مساله موجب می‌شود که بیماری در این کودکان بماند و موجب بروز مشکلات حادتری در کودکان شود.

موسوی چلک در ادامه در رابطه با لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان که هشت سال است در انتظار تصویب است، گفت: طبق آخرین اخبار این لایحه بعد از بررسی‌های بودجه به صحن مجلس خواهد آمد البته در صورتی که طرح یا لایحه‌ای اولویت نداشته و جایگزین لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان که از سال ۸۷ در انتظار بررسی و تصویب مانده، نشود. بنابراین طبق آخرین اطلاعاتی که دریافت کردیم کار بررسی لایحه در کمیسیون تمام شده است و اگر مشکلی پیش نیاید می‌توان انتظار داشت که بعد از بررسی بودجه در مجلس به صحن بیاید.

منبع: ایلنا/اجتماعی/کد خبر: 593434   

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایرانزنان بی خانمان




نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/11/26

گفتگوی اختصاصی ایسکانیوز با رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

واگذاری کار مردم به مردم منجر به کاهش هزینه های دولت و کوچک سازی دولت می شود

 دوشنبه 23 بهمن 1396 - 08:15
   
سید حسن  موسوی چلک

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران گفت:تشکیل سازمان نظام مددکاری اجتماعی می تواند یک بازوی نظارتی و بازوی مشورتی برای سیاست گذاران اجتماعی ، نمایندگان مجلس ، مجمع تشخیص مصلحت و حتی برای دولت باشد .

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار ایسکانیوز از تشکیل سازمان نظام مددکاری اجتماعی خبر داد و گفت: یکی از نیازهای امروز جامعه کشور ما تاسیس سازمان نظام مددکاری اجتماعی است همانگونه که این نظام را درحوزه های مختلف مانند پزشکی و پرستاری و مهندسی و... داریم.

سید حسن موسوی چلک گفت: با توجه به رویکردی که در کشور وجود دارد یعنی سپردن کار مردم به مردم ،تشکیل این نظام صحه ای بر وقوع این رویکرد است. پس جامعه صنفی مددکاری اجتماعی نیز باید به سیاق سازمان های دیگر به سازمان نظام واگذار شود مانند نظام پزشکی،پرستاری و مهندسی و...و این مستلزم این است که مجلس طرح قانونی تشکیل سازمان نظام مددکاری اجتماعی را به تصویب برساند.

موسوی چلک ادامه داد: در این مورد پیگیری هایی انجام شده است و امیدواریم که در پایان امسال و آغاز سال آینده این موضوع مجدد بررسی شود.

وی افزود: تشکیل نظام مددکاری اجتماعی قبلا یک بار در مجلس مطرح شده بود اما به این دلیل عدم تعیین تکلیف در مجلس به این طرح که تحت عنوان " طرح ناظر به سازمان های غیر دولتی " است ، عملا رسیدگی نشد.

موسوی افزود: ما اعتقاد داریم تشکیل نظام مددکاری اجتماعی که جمعیت 20 و 30 هزار نفری دارد و در آینده بیشتر هم خواهد شد با 60 سال سابقه فعالیت علمی و تجربه و 21 سازمانی که در اختیار دارد دارد فرصت خوبی را برای کشور ایجاد خواهد کرد .

وی گفت: نکته مهم دیگر این است که امروز در کشور اتاق بازرگانی ایران به عنوان یک بخش خصوصی ناظر اجرای اصل 44 است .بر اساس این اصل، نظام اقتصادی جمهوری اسلامی ایران بر پایه سه بخش دولتی، تعاونی و خصوصی با برنامه‌ریزی منظم و صحیح استوار است و مجلس این نظارت قانونی این اصل که یکی از مهمترین اصول قانون اساسی است را به این اتاق واگذار کرده است .

موسوی افزود : در حال حاضر در مجلس و مجموعه دولت تشکل غیر دولتی که بتواند نظارت بر مصوبات، قانون ها و سیاست گذاری های قانونی داشته باشد را نداریم.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران بیان کرد: تشکیل سازمان نظام مددکاری اجتماعی میتواند یک بازوی نظارتی و بازوی مشورتی برای سیاست گذاران اجتماعی ، نمایندگان مجلس ، مجمع و هم برای دولت باشد .

وی اظهار امیدواری کرد که نمایندگان مجلس با پیوستن به این طرح و امضای این طرح بتوانند گام ماندگاری در حوزه اجتماعی برای اولین بار در کشور بردارند.بدون شک واگذاری کار مردم به مردم منجر به کاهش هزینه های دولت و کوچک سازی دولت می شود ضمن اینکه همیشه این را قبول داریم که زبان هر صنفی را هم صنفیان بهتر درک می کند.

به گفته رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، این در حالی است که هدف از اجرای قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل 44 قانون اساسی عبارت است از: شتاب بخشیدن به رشد اقتصادی ملی، گسترش مالکیت در سطح عموم مردم به منظور تامین عدالت اجتماعی، ارتقاء کارایی بنگاه‌های اقتصادی و بهره‌وری منابع مالی و انسانی و فناوری، افزایش رقابت‌‌پذیری در اقتصاد ملی، افزایش سهم بخش‌های خصوصی و تعاونی در اقتصاد ملی، افزایش سطح عمومی اشتغال، تشویق مردم به پس‌انداز و سرمایه‌گذاری و بهبود درآمد خانوارها، همچنین تغییر نقش دولت از مالکیت و مدیریت مستقیم بنگاه‌ها به سیاستگذاری و هدایت و نظارت، توانمندسازی بخش‌های خصوصی و تعاونی در اقتصاد و حمایت از آنها در جهت رقابت در بازارهای بین‌المللی، آماده‌سازی بنگاه‌های داخلی جهت مواجهه هوشمندانه با قواعد تجارت جهانی، توسعه سرمایه انسانی دانش پایه و متخصص و توسعه و ارتقاء استانداردهای ملی و انطباق نظام‌های ارزیابی کیفیت با استانداردهای بین المللی.

موسوی چلک در پایان گفت: بر این اساس برخی کارشناسان در خصوص ضرورت اجرای کامل اصل 44 قانون اساسی معتقدند خصوصی‌سازی برنامه‌ای است که در بسیاری از کشورهای جهان به منظور کاهش فعالیت دولت در عرصه‌های مختلف اجتماعی به ویژه در بخش اقتصاد اجرا شده و این موضوع نشانگر این است که برای گذر از اقتصاد دولتی چاره‌ای جز خصوصی‌سازی نیست.

خبرنگار : اکرم جدیدی ممتاز






نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/11/26

تاکید رئیس انجمن مددکاری اجتماعی بر توجه به مقوله "امید اجتماعی"

موسوی چلك

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی با تاکید بر مقوله امید اجتماعی گفت: دولت و ملت در تعامل با همدیگر باید بستری را فراهم کنند که امید به آینده و تحقق اهداف و آرزوها بیش از پیش در جامعه ساری و جاری شود.

سید حسن موسوی چلک در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به اینکه ناآرامی‌های اجتماعی موجب تهدید امنیت ملی هستنند، افزود: در شرایطی که فردی احساس ناامیدی می‌کند، احساس تعلق خاطر بالایی نیز ندارد. اعضای یک جامعه زمانی که اعتماد اجتماعی بالایی داشته باشند، احساس تعلق خاطرشان نسبت به جامعه‌ای که در آن هستند، افزایش می‌یابد.

وی در ادامه اظهار کرد: زمانی که اعضای یک جامعه نسبت به ارزش ها و هنجارها بی‌توجه می‌شوند، در لاک خودشان فرو می‌روند و قانون گریزی ‌می‌کنند. هرکدام از این اتفاقات  به تنهایی برای کاهش ضریب امنیت اجتماعی کافی است. در اتفاقات اخیر نیز نارضایتی اجتماعی یکی از مهمترین عوامل ناآرامی‌ها بود.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی با تاکید بر اینکه هر زمانیکه امید اجتماعی از دست برود فعالیت، پویایی و تحرک جامعه نیز کمتر می شود اظهار کرد: برای جامعه‌ای که بخواهد امنیت داشته باشد دو مولفه همبستگی و احساس تعلق مهم  هستند. تاکنون در مورد مقوله امید اجتماعی کار چندانی نشده و مطرح شدن این مساله به جای آنکه مردم نشانه‌های آن را ببینند، بیشتر در کلام بوده است. هر چه مردم امیدوار تر باشند هم از زندگی فردی لذت بیشتری می برند هم از زندگی اجتماعیشان. یعنی دولت و ملت در تعامل با همدیگر می توانند بستری را فراهم کنند که امید به آینده و تحقق اهداف و آرزوها بیش از پیش در جامعه ساری و جاری شود.

موسوی چلک با اشاره به اینکه مفهوم امید اجتماعی در بستر فرهنگ ایرانیان نیز دیده می شود، ادامه داد: در فرهنگمان نیز این ضرب المثل وجود دارد که «در ناامیدی بسی امید است». اگر نقاط ضعف را هم می‌بینیم باید برای حل آن مشکلات تلاش کنیم، و همین اقدامات امیدواری را افزایش می دهد. جایی که امید هست خلاقیت و نوآوری افزایش می یابد. اگر شما در یک اداره کار کنید چه زمانی ایده جدیدی ارائه می دهید؟ زمانی خلاقانه عمل می‌کنید که امید داشته باشید.

وی در عین حال خاطرنشان کرد که شایسته سالاری، برخورد درست با فساد و رشوه و رعایت حقوق شهروندی به امنیت اجتماعی کمک می‌کند و در مقابل کاهش امید اجتماعی می‌تواند عوارضی از قبیل افزایش سرخوردگی، بی‌تفاوتی، خشونت های فردی و اجتماعی، ناسازگاری،  فساد و بی تفاوتی را به دنبال داشته باشد.

انتهای پیام/ایسنا/اجتماعی/خانواده/25 بهمن 96





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/11/26
پیامدهای ناشی از کاهش گفت‌وگوی اعضای خانواده‌های ایرانی به 20دقیقه

حرف های خانوادگی در زندان موبایل

۱۳۹۶/۱۱/۱۸ - ۱۴:۱۳ - کد خبر: 237238
حرف های خانوادگی در زندان موبایل

سلامت نیوز:10سال پیش گفت‌وگو بین اعضای خانواده چند ساعت بود حالا به چند دقیقه رسیده است؛ موضوعی که در تازه‌ترین اظهارات معاون امور زنان و خانواده رئیس‌جمهوری به آن اشاره شده است.

به گزارش سلامت نیوز، ابتکار نوشت: به گفته معصومه ابتکار، گفت‌وگوی بین‌نسلی در خانواده‌ها از 2ساعت به 20دقیقه کاهش یافته است. 
مادر در پذیرایی جلوی تلویزیون نشسته و دختر در اتاق مشغول درس خواندن است. مادر در تلگرام به دختر پیام می‌دهد که «بیا اینجا تا با هم چای بخوریم.» چند دقیقه‌ای طول می‌کشد که دختر پیش مادر بیاید وقتی هم که به او ملحق می‌شود چای سرد شده را درحالی می‌نوشد که یک چشمش به صفحه تلفن‌همراهش است. مادر هم با دقت درحال پیگیری سریال ماهواره‌ای است. چای سرو می‌شود اما کوچکترین صحبتی میان این مادر و دختر رد و بدل نمی‌شود.


این اتفاقی است که شاید شما هم آن را تجربه کرده باشید. کارشناسان زیادی درباره این موضوع به اظهارنظر پرداخته‌اند. نکته مشترکی که در خیلی از این صحبت‌ها هست این است که ‌با ورود وسایل و تکنولوژی‌های جدید به خانه‌ها والدین و فرزندان ساعت‌های متمادی در کنار یکدیگر می‌نشینند بدون آن که حرفی برای گفتن داشته باشند. دیگر کمتر خانواده‌هایی را می‌توان یافت که اعضای آن دور هم بنشینند و درباره موضوعات مختلف خانوادگی با هم گفت‌وگو کنند و نظرات همدیگر را درباره موضوعات مختلف جویا شوند.
«لیلا» شهروند 35ساله‌ای است که در این‌باره به می‌گوید: «من و همسرم از شبکه‌های اجتماعی زیاد استفاده می‌کنیم. این درحالی است که می‌دانیم زمانی که باید صرف تعامل و صحبت در مورد مسائل مختلف زندگی شود صرف گشتن در اینستاگرام و تلگرام می‌شود. متاسفانه ما اهل افراط هستیم و نمی‌توانیم زمان‌ و ارتباطات‌مان را مدیریت کنیم. این موضوع صدمه زیادی به روابط بین فردی و خانوادگی می‌زند.»
برخلاف «لیلا»، «هادی» معتقد است که «فضای مجازی در روزهای نخست به دلیل اینکه دنیای ناشناخته‌ای بود وقت خانواده‌ها را می‌گرفت اما به‌تازگی با فرهنگ‌سازی و تبلیغات کمی این بحران کاهش یافته است.» او که 47ساله است به «ابتکار» می‌گوید: «با این حال برخی اعضای خانواده همچنان درگیر این فضا هستند و وقتی را برای با هم بودن نمی‌گذارند. عدم گفت‌وگو در خانواده موجب تولید بحران از جرم تا آسیب‌اجتماعی می‌شود و فرد به سراغ دوستان یا افراد دیگری برای ارتباط عاطفی و مشاوره می‌رود و این خوب نیست. من دو فرزند دارم و به دلیل حساسیت به این موضوع شخصا توانستم آن را تا حدودی کنترل کنم اما همسرم غرق در فضای مجازی شده و این روی فرزندان هم تاثیر گذاشته است.»


شهروند دیگری که همچون دو نفر قبلی از ورود توفانی فضای مجازی به جمع ایرانی‌ها دل خوشی ندارد، «میترا» 40ساله است. او می‌گوید: «شبکه‌های اجتماعی به‌نوعی طعم شیرین زندگی را از من گرفته، گاهی حس می‌کنم ابزاری در دستان شبکه‌های اجتماعی شده‌ام. شیرینی گپ‌های دورهمی، از ته دل خندیدن و گوش دادن با دل و جان به حرف‌های همدیگر خیلی وقت است پشت ظاهر زیبای این دنیای کاذب گم شده‌اند.»
اما «مریم» با 28سال سن، از زاویه دیگری به این ماجرا می‌نگرد و به «ابتکار» می‌گوید: «به نظر من شبکه‌های مجازی حتی در انتخاب کلمات توسط اعضای خانواده‌ هم تاثیرگذار بوده چه برسد به کاهش گفت‌وگو. اما خیلی اوقات عکس‌ها و متن‌هایی که افراد در فضای مجازی منتشر می‌کنند می‌تواند ما را از حال و روحیات آنها آگاه‌مان کند و خودش جای کتاب کتاب حرف و واژه را پر می‌کند.» شهروند دیگری که با «مریم» همسو است «شیما» نام دارد. او که 32ساله است، به «ابتکار» می‌‌گوید: «خواهرم خارج از ایران زندگی می‌کند و دسترسی راحت به اینترنت باعث شده دوری از او برایم راحت‌تر شود. به صورت مداوم با او از طریق شبکه‌های اجتماعی در ارتباط هستم بنابراین با فضای مجازی و امکاناتی که در اختیار ما قرار می‌دهد موافقم.» البته او به این موضوع هم اشاره می‌کند که استفاده زیادش از فضای مجازی باعث شده تا در سال‌های اخیر با والدینش که سن بالایی هم دارند رابطه گرم و صمیمی نداشته باشد. به گفته او، «از وقتی همه اعضای خانواده از تلفن همراه استفاده کردند روابط خانوادگی هم سردتر شد.»


صحبت‌های «مریم» و «شیما» درحالی است که اردشیر گراوند، جامعه‌شناس دقیقا به همین نکته‌ای که آنها اشاره کرده‌اند، می‌پردازد و به «ابتکار» می‌گوید: «تعدد شبکه‌های اجتماعی و دسترسی آسان به فضای مجازی در کنار هم بودن دیگری را به وجود آورده که ممکن است افراد در آن احساس بهتر و راحت‌تری داشته باشند. اما پرسش اینجاست که این حس بهتر در دنیای پهناور اینترنت چه بلایی را بر سر کانون خانواده می‌آورد؟» 
به گفته او، «ده‌های 50 تا 70 همه می‌گفتند تلویزیون آسیب‌زاست چراکه خانواده‌ها در عرض هم به تماشا می‌نشینند و چشم در چشم هم نیستند. از آن طرف هم یکسری پیام به صورت یک‌سویه از تلویزیون به افراد منتقل می‌شود که نتیجه آن القای مسائلی است که در نهایت به منفعل شدن مخاطب منجر می‌شود. در واقع، افراد با دیدن تلویزیون به نکته و پیام جدید دست پیدا نمی‌کنند. با گذشت زمان و دهه‌های 80 و 90 ورود اینترنت باعث شد تعامل میان اعضای یک خانواده‌ کم‌کم کمرنگ و کمرنگ‌تر شود. به عبارت دیگر، وقتی اینترنت به شکل کابلی بود محدودیت‌هایی وجود داشت اما با ظهور فناوری‌های مختلف و اینترنت بی‌سیم و البته حضور شبکه‌های متعدد اجتماعی افراد به‌طور اساسی و «فضایی» از هم جدا شدند.»


این جامعه‌شناس توضیح می‌دهد: «هر کسی در گوشه‌ای از خانه‌اش نشست و چشم به تلفن‌همراهش دوخت و غرق در فضای مجازی شد. از این زمان به بعد بود که آسیب وارد جامعه شد که جنس این آسیب و پیامدهای ناشی از آن را باید در تحقیقات دقیق و علمی جست‌وجو کرد. در اینجا ابتدا خانواده صدمه می‌بیند، سپس فرد و در نهایت جامعه. این رویه در همه سال‌های گذشته درحالی است که از قدیم گفته‌اند که محبت از طریق ارتباط چشمی منتقل می‌شود و این را نمی‌توان با یک چت متنی یا صوتی در فضاهای مجازی به دیگری نشان داد.» به اعتقاد گراوند، «در چنین وضعی که کوچکترین سلول جامعه یعنی خانواده لطمه می‌بیند نمی‌توان آینده خوبی را برای این جامعه متصور شد.»


از سوی دیگر، اظهارات حسن موسوی‌چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران هم قابل تامل است و شاید نتیجه‌گیری مناسبی برای این موضوع گزارش باشد. او می‌گوید: «استفاده بیش از حد از شبکه‌های اجتماعی در محیط خانواده موجب کاهش سطح ارتباطات عاطفی شده است. ضمن اینکه استفاده نادرست از این امکانات باعث از بین رفتن بسیاری از حریم‌ها در خانواده‌ها شده و حتی در مواردی منجر به بروز اختلافات تا سرحد طلاق و جدایی نیز شده است. ارتباط گرفتن هر یک از زوجین با افراد غریبه و حتی افرادی از جنس مخالف در دوستان و آشنایان منجر به کاهش سطح اعتماد در بین آنها می‌شود و با کاهش سطح اعتماد در خانواده، آرامش خدشه‌دار خواهد شد و در نهایت نهاد خانواده آسیب جدی می‌بیند.»


اظهارات این جامعه‌شناسان درحالی است که فرهنگ‌سازی در جوامع قبل از ورود هر تکنولوژی یک اقدام ضروری است. به‌عنوان مثال وقتی در جامعه‌ای کتابخوانی رایج باشد و افراد برای دریافت اخبار به هر منبعی اکتفا نکنند آماده ورود فناوری‌های بیشتر و بهتر هم هستند اما وقتی چنین فرهنگی در جامعه وجود ندارد و بعد دنیای بی‌حد و مرزی همچون فضای مجازی به دل جامعه رسوخ می‌کند نمی‌توان از مردم استفاده درست از این امکان خوب و کاربردی را انتظار داشت آن هم در وضعیتی که «آموزش» در نگاه مسئولان کشورمان جایگاه و اهمیت خودش را ندارد.






نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/11/20
درد ناتمام اعتیاد

آرمان - آرزو ضیایی: اعتیاد تاثیرات مخربی بر تمام ابعاد زندگی‌اجتماعی و همچنین نهادهایی مانند خانواده می‌گذارد. تبعات اعتیاد در خانواده‌ها از هر منظر قابل‌بررسی و توجه است. تاثیرات سوءمصرف مواد به‌ویژه بر همسر و فرزندان فرد معتاد است و اعتیاد می‌تواند تاثیر عمیقی بر فرزندان خانواده بگذارد. علائم‌روانی و جسمی از جمله نگرانی در مورد بار تحمیل‌شده در اثر اعتیاد، نگرانی از رفتار و وضعیت سلامت‌جسمی و روانی فرد معتاد، کاهش ارتباطات‌اجتماعی خانواده، تاثیرات منفی روی ارتباطات بین اعضای خانواده (حساسیت در روابط بین فردی) و علائم‌خلقی یا عاطفی شامل اضطراب، نگرانی، افسردگی، خشم از جمله احساساتی است که می‌تواند در خانواده فرد معتاد وجود داشته باشد.

زندگی با فرد دچار سوءمصرف مواد تنش زاست، زیرا اغلب این افراد به اقداماتی دست می‌زنند که می‌تواند تاثیر نامطلوبی بر زندگی خانوادگی و اعضای خانواده داشته باشد. بنابراین اعضای خانواده از همه گروه‌های‌سنی تحت‌تاثیر قرار گرفته و سطوح بالایی از علامت‌های جسمی و روانی را نشان می‌دهند. مجموعه این عوامل سبب می‌شود که بار مراقبت‌های بهداشتی و روانی از این خانواده‌ها بیشتر و میزان استفاده از خدمات بهداشتی- مراقبتی در این خانواده‌ها چهار برابر بیش از خانواده‌های معمولی باشد. اعضای اصلی این خانواده دچار استرس و فشار‌روانی بسیاری هستند و به‌نظر می‌رسد اولین گام برای کاهش بار استرس آنها ارائه خدمات مشاور‌ه‌ای و روانی خاص است. در واقع مهم‌ترین اقدام کاهش فشارهای تحمیل شده به خانواده به‌دلیل اعتیاد است. مصرف موادمخدر در این خانواده‌ها سبب کاهش اعتماد به نفس، انزوای اجتماعی و رفتاری، مشکلات‌اجتماعی، فشارهای مالی، احساس ترس و اضطراب در میان سایر اعضای‌خانواده می‌شود. بنابراین احتمال ابتلای سایر افراد خانواده به افسردگی‌های موقت یا دائم یا برخوردهای پرخاشجویانه را می‌توان از جمله مشکلاتی دانست که ممکن است برای اعضای خانواده معتاد ایجاد شود. باتوجه به رقم قابل‌توجه معتادان، رسیدگی به خانواده‌های آنها از نکاتی است که هرگز نباید به فراموشی سپرده شود. هدف از نگاشتن این متن پرداختن به مشکلات کودکان و فرزندان خانواده‌های معتاد و راه‌های کمک به آنهاست.

محیط آشفته خانواد‌ه های درگیر اعتیاد

محیط‌خانوادگی این کودکان معمولا پر از آشفتگی و اضطراب است و این عامل احساس نیاز و وابستگی آنها به والدین خود را اغلب با ترس و دلهره همراه می‌کند. در واقع کودکان به‌همراه این ترس قد می‌کشند، اما بزرگ نمی‌شوند. آنها در دوران کودکی با هیجانات و احساسات روانی زیادی روبه‌رو می‌شوند و به‌دلیل نبود تربیت مناسب و حمایت کافی از سوی خانواده در مدیریت بحران‌های زندگی تنها می‌مانند. بنابراین آنها در دوران بزرگسالی همواره به‌دنبال امنیت، آرامش و حمایتی هستند که زمان کودکی از آنها دریغ شده است. نوجوان پرورش‌یافته در خانواده‌ معتاد نیز به نسبت نوجوانان معمولی رفتارهای تدافعی شدیدتری از خود بروز می‌دهد که از جمله آنها نادیده گرفتن احساسات خود و انکار وجود مشکلات متعدد در بستر خانواده است. آنها معمولا از مواجهه با واقعیت زندگی خود ترس دارند و گوشه‌نشین و انزوا‌طلب هستند. این عوامل خطر اعتیاد را در نوجوانان به‌شدت بالا می‌برد. بنابراین آنها برای مقابله با احساسات خود دو راه پیش رو دارند یا ظاهرسازی کنند و نشان دهند که هیچ‌مشکلی ندارند و وضعیت کنونی در کنترل مطلق آنهاست یا آنکه شروع به خوددرمانی کنند و در این صورت شاید راه‌ فراموشی مشکلات اعتیاد باشد. خانواده‌های عادی از قابلیت برقراری و حفظ ثبات در نظام خانواده برخوردار هستند، اما پای اعتیاد که به میان می‌آید دیگر به مانند گذشته نمی‌توان مشکلات خانوادگی را سامان داد و مشکلات فرد معتاد وضعیت زندگی خانوادگی را دچار تغییرات عمده می‌کند. از سوی دیگر وضعیت خانوادگی خانواده سبب می‌شود آنها واقعیت زندگی خود را از افراد جامعه و فامیل مخفی نگه دارند. این مخفی کاری به مرور سبب می‌شود که نتوان به وعده‌ها و حرف‌های افراد خانواده اعتماد کرد و کودکان نیز به‌دلیل عدم‌مسئولیت‌پذیری والدین و فراموشی وعده‌ وعید‌ها معمولا به حال خود رها شده و به اصطلاح «گلیمشان را خود از آب بیرون می‌کشند.» مجموعه این عوامل ستاد مبارزه با موادمخدر را برآن داشته تا بسته‌های فرهنگی ویژه مخصوص مصرف‌کنندگان مخدرهای پرخطر را تولید کند و در غالب فیلم‌های آموزش «فرزند پروری» را در اختیار تمام کانون‌ها، دستگاه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد قرار دهد.

بسته‌ها خوب است، اما کافی نیست

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در گفت‌وگو با «آرمان» در ارتباط با مشکلات خانواده‌های معتادان می‌گوید: یکی از موضوعات مطرح شده در حوزه درمان آسیب‌های اجتماعی، همیاری و همکاری خانواده است و زمانی این همکاری بیشتر خواهد شد که آنها اطلاعات بیشتری از شرایط فرد معتاد داشته باشند. حسن موسوی چلک می‌افزاید: همراهی اعضای خانواده بدون اطلاعات کافی از وضعیت معتاد و خانواده اثر مثبتی نخواهد داشت و حتی گاهی آسیب‌زننده است. علاوه بر این خانواده لذتی از این همراهی نخواهد برد. او می‌گوید: یکی از راه‌های همراهی خانواده آن است که مراکز ذی‌ربط توسط مددکار اجتماعی اطلاعات موردنیاز را در وقت مناسب در دسترس اعضای خانواده قرار دهند. موسوی چلک می‌افزاید: گاهی این اطلاعات در قالب سخنرانی، همایش و کارگاه آموزشی در اختیار خانواده قرار می‌گیرد. اگر خانواده امکان حضور در مرکز را نداشته باشند یکی از راه‌ها ارائه این اطلاعات در قالب بسته‌های آموزشی مانند فیلم، تیزر و کتابچه راهنماست. او تاکید می‌کند: در صورت ارائه این اطلاعات اعضای خانواده به میزان بیشتری شرایط فرد معتاد را درک می‌کنند و اطلاعاتی مبنی بر شناسایی انواع اعتیاد، نحوه رفتار اعضای خانواده با فرد معتاد حمایت و اعتماد اجتماعی از خانواده را فرا می‌گیرند. موسوی چلک خاطرنشان می‌کند: این بسته‌های آموزشی سبب می‌شود که اعضای خانواده در اثر استمرار ارتباط خود با فرد معتاد کمتر دچار آزار و اذیت روانی شوند. علاوه براین شناخت نیازهای روانی و اجتماعی فرد معتاد نقش مهمی در چرخه درمان، بازتوانی و بهبود او ایفا می‌کند. او می‌افزاید: ارائه بسته‌های فرهنگی تنها راه کمک به خانواده‌های معتاد نیست به‌ویژه آنکه عوامل متعددی مانند میزان سواد افراد خانواده و فرد معتاد قطعا باید در محتوای بسته‌های فرهنگی لحاظ شود و بسته‌های آموزشی با سطوح اطلاعاتی متفاوت در اختیار آنها قرار گیرد. برخی از معتادان برای چندمین بار به دام اعتیاد می‌افتند و اگر به تمام موارد مطرح شده توجه شود در این صورت این بسته‌ها قادرند کمک بیشتری به اعضای خانواده و فرد معتاد بکنند.

ابهامات فراوانی در ارتباط با طرح وجود دارد

یک مددکار اجتماعی در گفت‌وگو با «آرمان» در ارتباط با این بسته‌های فرهنگی می‌گوید: ستاد مبارزه با مواد مخدر با میانجیگری سازمان‌های مردم نهاد، کانون‌ها و دستگاه‌ها بسته‌های فرهنگی ویژه را در اختیار خانواده‌های معتاد قرار می‌دهد تا تاثیرات منفی اعتیاد بر خانواده و به‌ویژه در مورد فرزندان کاهش یابد. محمد زاهدی‌اصل می‌افزاید: ارائه این بسته‌های تربیتی- فرهنگی از سوی ستاد مبارزه با موادمخدر به خانواده‌ها برای من این سوال را ایجاد کرده که آیا این کار از وظایف ستاد مبارزه با موادمخدر است؟ او می‌‌افزاید: قاعدتا عنوان «ستاد مبارزه با موادمخدر» تداعی‌کننده آن است که این ستاد بیشتر باید در حوزه سخت‌افزاری و چگونگی ورود، توزیع و مصرف موادمخدر وارد عمل شود و تهیه بسته‌های فرهنگی اقدامی نرم‌افزاری است که مسئولیت آن به سازمان‌های تخصصی مانند سازمان بهزیستی، وزارت آموزش و پرورش ، آموزش عالی و وزارت فرهنگ و ارشاداسلامی برمی‌گردد که در این حوزه مسئولیت قانونی دارند. زاهدی‌اصل می‌گوید: این بسته‌ها باید بتوانند اطلاعاتی را به افراد معتاد بدهند تا آنها در نحوه برخورد با فرزندانشان به میزان بیشتری ملاحظات را رعایت کنند تا کودکان و نوجوانان معصوم آنها تاثیرات کمتری از اعتیاد والدین یا خوهران و برادران بزرگ‌تر دریافت کنند. او می‌افزاید: نفس عمل خوب است، اما اینکه این بسته‌های آموزشی توسط چه افرادی تدوین می‌شوند، حاوی چه مطالبی هستند و این مطالب چگونه باید به خانواده‌ها آموزش‌ داده شوند از نکات مهم در ارتباط با این طرح است. زاهدی اصل ‌خاطرنشان می‌کند: آیا سازمان‌های مردم‌نهاد و نهادهایی که واسطه میان مردم و ستاد برای دریافت این بسته‌های فرهنگی هستند خود در تدوین و تولید محتوای این بسته‌ها نقش و مسئولیتی دارند؟ تلقی ما بر آن است که این سازمان‌ها تخصصی و علمی هستند، اما آیا این سازمان‌های مردم‌نهاد در حوزه‌های مرتبط به موادمخدر تبحر لازم را دارند؟ اساسا توانایی آن را دارند که خانواده‌ها را برای استفاده از این بسته‌های‌آموزشی تشویق و ترغیب کنند و قادرند به فرایند توزیع این بسته‌های آموزی در میان خانواده‌ها توسط کارشناسان و کارگزاران خود سرعت و دقت ببخشند؟ اگر صرفا محتوا و ماهیت این بسته‌ها و توزیع آنها جنبه توصیه، سفارش و نصیحت به خانواده‌ها را داشته باشد آیا موثر واقع خواهند شد و والدین معتاد را به رعایت ملاحظاتی در قبال فرزندانشان مجاب می‌کنند و در نهایت این بسته‌ها تاثیرات منفی اعتیاد را بر فرزندان کاهش می‌دهد؟ او می‌گوید: تمام این موارد نقاط ابهام در این طرح هستند. طبیعتا اصل موضوع خوب است، اما فرعیات به‌نوعی اصل اقدام را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهند. اگر در مورد این کار نکات‌اساسی رعایت نشود و در چگونگی اجرای آن دقت و کارشناسی لازم انجام نگرفته باشد طبیعتا ارائه این بسته نیز مانند بسته‌ها و اقدامات قبلی نه‌تنها نتیجه‌ای نخواهد داشت بلکه هزینه‌هایی نیز به بودجه عمومی کشور تحمیل می‌کند. بنابراین ارائه این بسته‌ها به بحث و تبادل نظر بسیاری نیازمند است و طبیعتا نیازمند بررسی دقیق‌تر و ارائه نظرات ‌کارشناسانه و علمی‌تر است.منبع: روزنامه آرمان/کد خبر: ۲۱۲۹۲۷ | تاریخ : ۱۳۹۶/۱۱/۱۹ - شماره: 3538

ارسال دیدگاه شما





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/11/20

آتش سوزی خیابان ولیعصر پس از ۳ روز مهار شد. با وجود آن که تلاش کردند این حادثه را پلاسکوی ۲ توصیف کنند اما از نظر کارشناسان این حادثه تفاوت قابل توجهی با حادثه پلاسکو داشت.
بالاخره امروز آتش سوزی در ساختمان قدیمی وزارت نیرو با تلاش ماموران آتش نشانی مهار شد و خوشبختانه خسارات زیادی نداشت.کمتر کسی فکر می کرد آتش سوزی در بایگانی یک ساختمان اداری سه روز به طول بینجامد و به مهمترین حادثه روزهای اخیر شهر تهران تبدیل شود. اما برخی دوست داشتند یک سال پس از حادثه تلخ پلاسکو، پلاسکوی دیگری بسازند و آتش سوزی در یک ساختمان ۸ طبقه را با آتش سوزی در اولین ساختمان بلندمرتبه تهران مقایسه کنند.

 ماجرا از آنجا آغاز شد که ساختمانی  ۸ طبقه که دارای  پنج طبقه منفی بود و عمری ۵۱ ساله داشت، حدود ساعت ۱۰ صبح روز دوشنبه به دلیل انفجار کپسول آتش‌نشانی دچار حریق در طبقه منفی چهار که در واقع محل بایگانی و نگهداری متراکم پرونده‌های کاغذی متعلق به این وزارتخانه بود، شد.
این ساختمان همچون ساختمان پلاسکو دارای سازه فلزی بود و به دلیل استفاده اداری غیرایمن (انباشت پرونده‌های کاغذی در طبقه‌ای که در اصل برای استفاده پارکینگ خودروها طراحی و ساخته شده) امکان ورود و مهار آتش را دشوار کرد.

این حادثه مانند تمام حوادث آتش سوزی در پایتخت چندان برای رسانه ها مهم و حساس نبود تا زمانی که شهردار تهران در بازدید صبحگاهی از این حادثه از احتمال فروریزش ساختمان سخن گفت و در مصاحبه ای رادیویی نیز سازه این ساختمان را با ساختمان فروریخته پلاسکو مشابه دانست. از آن زمان کلید واژه پلاسکو ۲ شکل گرفت.

ستاد بحران برای مهار این آتش سوزی تشکیل شد و اعضای شورا و برخی از معاونان شهردار از جمله معاون مالی، اداری که مشخص نبود به چه دلیل در صحنه حادثه حاضر شده به ستاد بحران آمدند.امکان حوادث فاجعه آورتری در تهران وجود دارد. خوشبختانه ما در حوادث فاجعه آور تاکنون شانس آورده ایم. پلاسکو در ساعات اولیه صبح رخ داد که مردم در آن تردد نمی کردند یا در خصوص ساختمان ولیعصر این اتفاق در ساختمانی رخ داد که تراکم جمعیت پائین بود اما می شد همین حادثه در زمانی که اوج تردد مردم و مراجعه کنندگان است، رخ دهد.

رییس شورا نیز دوباری از محل حادثه بازدید کرد، اکثر اعضای شورای شهر تهران نیز با حضور در محل حادثه در جریان تصمیم گیری ها قرار گرفتند.شهردار تهران در نخستین روزهای کاری خود نیز از یک حادثه آتش سوزی بازدید کرده بود و این نخستین حضور وی در صحنه چنین حادثه هایی نبود. اما دلیل بزرگ نمایی چنین حادثه ای که گفته می شود مشابه آن ۱۰ بار در سال اتفاق می افتد مشخص نیست.

حادثه خیابان ولیعصر قابل مقایسه با پلاسکو نبود
محمود قدیری معاون حوزه پیشگیری و حفاظت از حریق نیز درخصوص اینکه مشابه حادثه ولیعصر هرسال چه تعداد در تهران رخ می دهد، توضیح داد: این عملیات پیچیدگی های خاص خودش را داشت اما می توان گفت در سال ۱۰ عملیات با این حجم انجام می شود و این حادثه با حادثه پلاسکو قابل مقایسه نبود.

وی افزود: حریق در طبقات پائین بود و آتش نشانان می توانستند در فاصله زمانی کوتاه خود را به محل حریق برسانند. همچنین این ساختمان، ساختمانی اداری بود و جمعیت بالایی نداشت و نگرانی برای پرسنل و مردم نیز وجود نداشت زیرا در همان ابتدا ساختمان به طور کامل تخلیه شده بود.

معاون حوزه پیشگیری و حفاظت از حریق گفت: نیروی انتظامی و قوه قضائیه نیز کنترل خوبی بر محیط داشته و تجمعی که مانع کار امدادرسانی شود، ایجاد نشد.

قدیری اضافه کرد: نوع کالای اشتعال زا در این حادثه نیز متفاوت است. این حادثه در بخش بایگانی که کاغذ انبار شده بود، رخ داد و در پلاسکو ما با اشتعال پارچه روبرو بودیم که به دلیل ترکیبات اشتعال زا و مصنوعی شعله های بیشتری دارد.

یکی از مشکلاتی که در این گونه حوادث وجود دارد فشار رسانه ها و مسئولانی است که می گویند چرا حادثه زودتر جمع نمی شود. در حالی که باید در چنین حریق هایی کمترین تلفات و خسارات و تهدیدات جانی را داشته باشیم و حداقل ریسک را انجام دهیم

وی در خصوص حادثه خیابان ولیعصر توضیح داد: حریق در طبقه منفی ۴، ایجاد شده و پس از آن که دود از شفت آسانسورها دیده می شود به سامانه آتش نشانی اطلاع می دهند. این تأخیر در کشف آتش باعث گستردگی این حادثه شده است که اگر زودتر آتش کشف می شد، عملیات به پیچیدگی فعلی نبود.

معاون حوزه پیشگیری و حفاظت از حریق تصریح کرد: یکی از مشکلاتی که در این گونه حوادث وجود دارد فشار رسانه ها و مسئولانی است که می گویند چرا حادثه زودتر جمع نمی شود. در حالی که باید در چنین حریق هایی کمترین تلفات و خسارات و تهدیدات جانی را داشته باشیم و حداقل ریسک را انجام دهیم اما این فشار روانی از سمت مسئولان که چرا حادثه جمع نمی شود بر قدرت تصمیم گیری تأثیر می گذارد در صورتی که نباید چنین حاشیه هایی ایجاد شود.

قدیری با بیان اینکه کانون حریق کاغذهای دپو شده در محل بایگانی بود، گفت: به دلیل تأخیر در کشف و اطلاع رسانی، آتش گسترش پیدا کرده بود و اجازه نمی داد نیروها به محل کانون آتش نفوذ پیدا کنند و شرایط پیچیده شده بود. همچنین در روز دوم ساختمان نشست کرده و ترک هایی بر روی دیوارها مشاهده شد که در این رابطه با سازمان نظام مهندسی هماهنگی های لازم انجام شد.

وی اظهار داشت: در این حادثه باید تصمیمی گرفته می شد که با کمترین ریسک بیشترین راندمان را داشته باشیم بنابراین عملیات از عملیات های معمولی پیچیده تر بود.

نباید فراموش کنیم که برای مهار این آتش تجربه پلاسکو را داشتیم در حالی که حادثه پلاسکو، حادثه ای بود که پیش از آن تجربه مهار آن را نداشتیم و ساختمان پس از مهار آتش، ریزش کرد

معاون حوزه پیشگیری و حفاظت از حریق تأکید کرد: مقایسه این حادثه با حادثه پلاسکو، مقایسه مع الفارق است. همچنین نباید فراموش کنیم که برای مهار این آتش تجربه پلاسکو را داشتیم در حالی که حادثه پلاسکو، حادثه ای بود که پیش از آن تجربه مهار آن را نداشتیم و ساختمان پس از مهار آتش، ریزش کرد. در حالی که ما برای سنجش مقاومت ساختمان به ولیعصر یکی از اساتید را به محل حادثه بردیم بنابراین این حادثه بسیار سبک تر از حادثه پلاسکو بود اما نباید این را فراموش کنیم که در تهران مشابه این ساختمان ها بسیار است.

قدیری با انتقاد از برخی قواعد فاقد کارایی که نیاز به بازنگری دارند، گفت: ۵ هزار ساختمان مشابه ساختمان خیابان ولیعصر در تهران وجود دارد که با وجود اخطارهای داده شده، اقدامی برای ایمن سازی نمی کنند. پیگیری این اخطارها از مرجع قضایی نیز پروسه خاص خود را دارد و بهترین راه استفاده از همکاری های متقابل است.

این مقام مسئول در سازمان آتش نشانی هشدار داد: امکان حوادث فاجعه آورتری در تهران وجود دارد. خوشبختانه ما در حوادث فاجعه آور تاکنون شانس آورده ایم. پلاسکو در ساعات اولیه صبح رخ داد که مردم در آن تردد نمی کردند یا در خصوص ساختمان ولیعصر این اتفاق در ساختمانی رخ داد که تراکم جمعیت پائین بود اما می شد همین حادثه در زمانی که اوج تردد مردم و مراجعه کنندگان است، رخ دهد. بنابراین باید مجلس عزم خود را برای اصلاح قوانین و کارآمدی آن انجام دهد. ما ساختمان های زیادی را شناسایی کردیم و ساختمان های زیادی هم پنهان مانده است بلکه ممکن است وضعیت بحرانی داشته باشد و ما باید حداقل همین تعداد شناسایی شده را ایمن سازی کنیم. همچنین رسانه ها نیز باید نحوه اطلاع رسانی را به گونه ای مدیریت کنند که به جریان امدادرسانی و عملیات تأثیر نگذارد زیرا این دو عملیات با جان مردم در ارتباط است.

۵هزار ساختمان مشابه ساختمان خیابان ولیعصر در تهران وجود دارد که با وجود اخطارهای داده شده، اقدامی برای ایمن سازی نمی کنند. پیگیری این اخطارها از مرجع قضایی نیز پروسه خاص خود را دارد و بهترین راه استفاده از همکاری های متقابل است.

مشکلی از لحاظ تجهیزات وجود نداشت
فاطمه ذوالقدر نماینده مجلس که در روز دوم این حادثه از ساختمان خیابان ولیعصر بازدید کرد، گفت: در بازدید میدانی که از این حادثه داشتیم، مسئولین آتش نشانی اعلام کردند هیچ مشکلی از لحاظ تجهیزات برای اطفاء حریق ندارند و با حداقل خسارات در حال مهار آتش هستند.

وی افزود: اما یکی از موضوعاتی که مهار آتش را در خیابان ولیعصر طولانی کرد، عدم دسترسی آسان به نقطه بحرانی و کانون آتش بود و برای آنکه جان آتش نشانان به خطر نیفتد و حداقل خسارات جانی را داشته باشد هرچند دقیقه یک بار برای کاهش دمای طبقه منفی ۴ تلاش می کردند. همچنین وجود مخازن سوختی در طبقات پائین، کار را سخت تر می کرد و باید تاکتیک های متفاوتی را به کار می بردند و بی گدار به آب نمی زدند.

ذوالقدر تصریح کرد: هماهنگی خوبی میان نهادهای مختلف از جمله شهرداری، دادستانی، وزارت نیرو ایجاد شده بود اما باید چنین حوادثی یک متولی و فرمانده داشته باشد و برای مشخص کردن این موضوع نمایندگان تهران جلسه ای برگزار خواهند کرد.

وی در خصوص اینکه آیا این حادثه به حادثه پلاسکو شباهتی دارد یا خیر؟ گفت: ساختمان قدمت بالایی داشته و برای ایمن سازی سه بار اخطار گرفته است. اما خوشبختانه در سال ۷۵ مقاوم سازی انجام شده که این اقدام مثبتی بوده است اما به اخطارهای آتش نشانی توجهی نشده است.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی تأکید کرد: نباید چنین زنگ های خطری را به فراموشی بسپاریم و باید کسانی که با قصور خود باعث چنین حوادثی می شوند محکوم شده و خسارات را جبران کنند.

۲ تشابه حادثه ولیعصر به پلاسکو/ حادثه به شدت پلاسکو نبود
احمد صادقی مدیر سازمان مدیریت بحران شهر تهران نیز درخصوص اینکه چرا حادثه خیابان ولیعصر به پلاسکوی ۲ معروف شد گفت: شاید به دلیل اینکه این ساختمان همزمان با پلاسکو و توسط مالک و سازنده پلاسکو ساخته شده و از جمله ساختمان های دارای پایه فلزی است.

وی افزود: این حادثه از لحاظ شدت آتش به پلاسکو نمی رسید اما زمان طولانی آتش سبب شد بر سازه ساختمان تأثیر زیادی بگذارد و احتمال ریزش مطرح شود و همین احتمال ریزش وجه تشابه دیگری با پلاسکو بود.

صادقی ادامه داد: حجم آتش در پلاسکو بیشتر و مدت زمان آن کوتاه بود اما در این حادثه حجم کمتر و زمان بیشتر بود.

سناریوهای مهار آتش تکمیل کننده هم بودند
او در خصوص اینکه چرا در جلسات ستاد بحران، هر بار سناریوهای تازه ای برای مهار آتش پیش بینی می شد، توضیح داد: این طور نبود که سناریوهای مختلف بعد از اینکه ما از انجام یک عملیات ناامید شدیم و به نتیجه نرسیدیم به دنبال راهکار تازه ای برویم. بلکه این سناریوها در امتداد یکدیگر بودند. همچنین در سرصحنه و براساس میزان اطلاعات حادثه، نحوه مقابله با آتش مشخص می شود.

بزرگ نمایی برخی از حوادث می تواند بر روح و روان جامعه تأثیر بدی بگذارد و مردم با مراجعه به هر ساختمانی احساس منفی و ناامنی داشته باشند بنابراین نباید در بزرگنمایی حوادث افراط کرد.
صادقی افزود: ما از ابتدا نمی توانستیم با سناریوی فوم وارد شویم ابتدا می بایست خنک سازی کانون آتش انجام می شد و بعد فوم را تزریق می کردیم. تزریق فوم در دمای بالا که شرایط اولیه حادثه بود، امکانپذیر نبود زیرا گرمای زیاد فوم را آب می کند.او  تصریح کرد: تمامی این فعالیت ها در ادامه همدیگر و تکمیل کننده بودند.

مردم احساس نا امنی می کنند
همچنین امان الله قرایی مقدم جامعه شناس نیز معتقد است: بزرگ نمایی برخی از حوادث می تواند بر روح و روان جامعه تأثیر بدی بگذارد و مردم با مراجعه به هر ساختمانی احساس منفی و ناامنی داشته باشند بنابراین نباید در بزرگنمایی حوادث افراط کرد.

وی این نکته را نیز یادآوری کرد: انتشار اخبار از دست مراجع رسمی خبری خارج شده و کنترل آن در دست سازمان های رسمی خبری نیست اما نباید با بزرگ نمایی اخبار منفی مردم را دچار استرس و فشار روانی کرد.

بزرگ نمایی حوادث باعث نا امیدی مردم می شود
سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن  مددکاران اجتماعی ایران، هم  با اشاره به اینکه سوانح و حوادث با شکل های مختلفی در ایران رخ می دهد و آنچه مهم است مدیریت درست این بحران هاست گفت: بخشی از مدیریت بحران به نحوه درست اطلاع رسانی بر می گردد که اگر به درستی انجام نشود می تواند بحران را تشدید کند و ترس و هراسی را ایجاد نماید. به همین دلیل بزرگنمایی در حوادث و سوانح نباید به گونه ای باشد که باعث ایجاد ناامیدی و ترس در میان مردم شود.

موسوی چلک گفت: آنچه مهم است این است که در شرایط بحران باید انگیزه و امید را در میان مردم تشدید کرد و از واقعه کوچکی، ابزاری برای تخریب سیاسی افراد استفاده نشود.

رئیس انجمن  مددکاران اجتماعی ایران با تأکید بر اینکه بایددر مواقع حوادث و بحران های کوچک به مردم اطمینان داده شود که اتفاق خاصی رخ نمی دهد و با مدیریت درست می توان به سرعت حوادث را کنترل کرد اظهار داشت: بهره برداری سیاسی از اتفاقات کوچک و بزرگ نمایی آنها و یا نادیده گرفتن اتفاق های بزرگ باعث می شود مردم اطمینان خود را از اطلاع رسانی ها از دست بدهند و به جای آرامش، تنش بر فضا مسلط شود.





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/11/20

فقط و فقط ۲۰ دقیقه!

«هر کسی در گوشه‌ای از خانه‌اش نشست و چشم به تلفن‌ همراهش دوخت و غرق در فضای مجازی شد. از این زمان به بعد بود که آسیب وارد جامعه شد که جنس این آسیب و پیامدهای ناشی از آن را باید در تحقیقات دقیق و علمی جست‌وجو کرد. در اینجا ابتدا خانواده صدمه می‌بیند، سپس فرد و در نهایت جامعه. این رویه در همه سال‌های گذشته در حالی است که از قدیم گفته‌اند که محبت از طریق ارتباط چشمی منتقل می‌شود و این را نمی‌توان با یک چت متنی یا صوتی در فضاهای مجازی به دیگری نشان داد.»

به گزارش ایسنا، روزنامه ابتکار نوشت: «۱۰سال پیش گفت‌وگو بین اعضای خانواده چند ساعت بود حالا به چند دقیقه رسیده است؛ موضوعی که در تازه‌ترین اظهارات معاون امور زنان و خانواده رئیس‌جمهوری به آن اشاره شده است. به گفته معصومه ابتکار، گفت‌وگوی بین‌ نسلی در خانواده‌ها از ۲ساعت به ۲۰دقیقه کاهش یافته است.

مادر در پذیرایی جلوی تلویزیون نشسته و دختر در اتاق مشغول درس خواندن است. مادر در تلگرام به دختر پیام می‌دهد که «بیا اینجا تا با هم چای بخوریم.» چند دقیقه‌ای طول می‌کشد که دختر پیش مادر بیاید وقتی هم که به او ملحق می‌شود چای سرد شده را در حالی می‌نوشد که یک چشمش به صفحه تلفن‌ همراهش است. مادر هم با دقت در حال پیگیری سریال ماهواره‌ای است. چای سرو می‌شود اما کوچک‌ترین صحبتی میان این مادر و دختر رد و بدل نمی‌شود.

این اتفاقی است که شاید شما هم آن را تجربه کرده باشید. کارشناسان زیادی درباره این موضوع به اظهار نظر پرداخته‌اند. نکته مشترکی که در خیلی از این صحبت‌ها هست این است که ‌با ورود وسایل و تکنولوژی‌های جدید به خانه‌ها والدین و فرزندان ساعت‌های متمادی در کنار یکدیگر می‌نشینند بدون آن که حرفی برای گفتن داشته باشند. دیگر کمتر خانواده‌هایی را می‌توان یافت که اعضای آن دور هم بنشینند و درباره موضوعات مختلف خانوادگی با هم گفت‌وگو کنند و نظرات همدیگر را درباره موضوعات مختلف جویا شوند.

«لیلا»، شهروند ۳۵ساله‌ای است که در این‌باره به «ابتکار» می‌گوید: «من و همسرم از شبکه‌های اجتماعی زیاد استفاده می‌کنیم. این در حالی است که می‌دانیم زمانی که باید صرف تعامل و صحبت در مورد مسائل مختلف زندگی شود صرف گشتن در اینستاگرام و تلگرام می‌شود. متاسفانه ما اهل افراط هستیم و نمی‌توانیم زمان‌ و ارتباطات‌مان را مدیریت کنیم. این موضوع صدمه زیادی به روابط بین فردی و خانوادگی می‌زند.»

بر خلاف «لیلا»، «هادی» معتقد است که «فضای مجازی در روزهای نخست به دلیل این که دنیای ناشناخته‌ای بود وقت خانواده‌ها را می‌گرفت اما به‌ تازگی با فرهنگ‌سازی و تبلیغات کمی این بحران کاهش یافته است.» او که ۴۷ساله است به «ابتکار» می‌گوید: «با این حال برخی اعضای خانواده همچنان درگیر این فضا هستند و وقتی را برای با هم بودن نمی‌گذارند. عدم گفت‌وگو در خانواده موجب تولید بحران از جرم تا آسیب‌اجتماعی می‌شود و فرد به سراغ دوستان یا افراد دیگری برای ارتباط عاطفی و مشاوره می‌رود و این خوب نیست. من دو فرزند دارم و به دلیل حساسیت به این موضوع شخصا توانستم آن را تا حدودی کنترل کنم اما همسرم غرق در فضای مجازی شده و این روی فرزندان هم تاثیر گذاشته است.»

شهروند دیگری که همچون دو نفر قبلی از ورود توفانی فضای مجازی به جمع ایرانی‌ها دل خوشی ندارد، «میترا» ۴۰ساله است. او به «ابتکار» می‌گوید: «شبکه‌های اجتماعی به‌ نوعی طعم شیرین زندگی را از من گرفته، گاهی حس می‌کنم ابزاری در دستان شبکه‌های اجتماعی شده‌ام. شیرینی گپ‌های دورهمی، از ته دل خندیدن و گوش دادن با دل و جان به حرف‌های همدیگر خیلی وقت است پشت ظاهر زیبای این دنیای کاذب گم شده‌اند.»

اما «مریم» با ۲۸سال سن، از زاویه دیگری به این ماجرا می‌نگرد و به «ابتکار» می‌گوید: «به نظر من شبکه‌های مجازی حتی در انتخاب کلمات توسط اعضای خانواده‌ هم تاثیرگذار بوده چه برسد به کاهش گفت‌وگو. اما خیلی اوقات عکس‌ها و متن‌هایی که افراد در فضای مجازی منتشر می‌کنند می‌تواند ما را از حال و روحیات آنها آگاه‌مان کند و خودش جای کتاب کتاب حرف و واژه را پر می‌کند.»

شهروند دیگری که با «مریم» همسو است «شیما» نام دارد. او که ۳۲ساله است، به «ابتکار» می‌‌گوید: «خواهرم خارج از ایران زندگی می‌کند و دسترسی راحت به اینترنت باعث شده دوری از او برایم راحت‌تر شود. به صورت مداوم با او از طریق شبکه‌های اجتماعی در ارتباط هستم بنابراین با فضای مجازی و امکاناتی که در اختیار ما قرار می‌دهد موافقم.» البته او به این موضوع هم اشاره می‌کند که استفاده زیادش از فضای مجازی باعث شده تا در سال‌های اخیر با والدینش که سن بالایی هم دارند رابطه گرم و صمیمی نداشته باشد. به گفته او، «از وقتی همه اعضای خانواده از تلفن همراه استفاده کردند روابط خانوادگی هم سردتر شد.»

صحبت‌های «مریم» و «شیما» در حالی است که اردشیر گراوند، جامعه‌شناس دقیقا به همین نکته‌ای که آنها اشاره کرده‌اند، می‌پردازد و به «ابتکار» می‌گوید: «تعدد شبکه‌های اجتماعی و دسترسی آسان به فضای مجازی در کنار هم بودن دیگری را به وجود آورده که ممکن است افراد در آن احساس بهتر و راحت‌تری داشته باشند. اما پرسش اینجاست که این حس بهتر در دنیای پهناور اینترنت چه بلایی را بر سر کانون خانواده می‌آورد؟»

به گفته او، «ده‌های ۵۰ تا ۷۰ همه می‌گفتند تلویزیون آسیب‌زاست؛ چرا که خانواده‌ها در عرض هم به تماشا می‌نشینند و چشم در چشم هم نیستند. از آن طرف هم یک سری پیام به صورت یک‌ سویه از تلویزیون به افراد منتقل می‌شود که نتیجه آن القای مسائلی است که در نهایت به منفعل شدن مخاطب منجر می‌شود. در واقع، افراد با دیدن تلویزیون به نکته و پیام جدید دست پیدا نمی‌کنند. با گذشت زمان و دهه‌های ۸۰ و ۹۰ ورود اینترنت باعث شد تعامل میان اعضای یک خانواده‌ کم‌کم کمرنگ و کمرنگ‌تر شود. به عبارت دیگر، وقتی اینترنت به شکل کابلی بود محدودیت‌هایی وجود داشت اما با ظهور فناوری‌های مختلف و اینترنت بی‌سیم و البته حضور شبکه‌های متعدد اجتماعی افراد به‌ طور اساسی و «فضایی» از هم جدا شدند.»

این جامعه‌شناس توضیح می‌دهد: «هر کسی در گوشه‌ای از خانه‌اش نشست و چشم به تلفن‌ همراهش دوخت و غرق در فضای مجازی شد. از این زمان به بعد بود که آسیب وارد جامعه شد که جنس این آسیب و پیامدهای ناشی از آن را باید در تحقیقات دقیق و علمی جست‌وجو کرد. در اینجا ابتدا خانواده صدمه می‌بیند، سپس فرد و در نهایت جامعه. این رویه در همه سال‌های گذشته در حالی است که از قدیم گفته‌اند که محبت از طریق ارتباط چشمی منتقل می‌شود و این را نمی‌توان با یک چت متنی یا صوتی در فضاهای مجازی به دیگری نشان داد.»

به اعتقاد گراوند، «در چنین وضعی که کوچک‌ترین سلول جامعه یعنی خانواده لطمه می‌بیند نمی‌توان آینده خوبی را برای این جامعه متصور شد.»

از سوی دیگر، اظهارات حسن موسوی‌چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران هم قابل تامل است و شاید نتیجه‌گیری مناسبی برای این موضوع گزارش باشد. او می‌گوید: «استفاده بیش از حد از شبکه‌های اجتماعی در محیط خانواده موجب کاهش سطح ارتباطات عاطفی شده است. ضمن این که استفاده نادرست از این امکانات باعث از بین رفتن بسیاری از حریم‌ها در خانواده‌ها شده و حتی در مواردی منجر به بروز اختلافات تا سر حد طلاق و جدایی نیز شده است. ارتباط گرفتن هر یک از زوجین با افراد غریبه و حتی افرادی از جنس مخالف در دوستان و آشنایان منجر به کاهش سطح اعتماد در بین آنها می‌شود و با کاهش سطح اعتماد در خانواده، آرامش خدشه‌دار خواهد شد و در نهایت نهاد خانواده آسیب جدی می‌بیند.»

اظهارات این جامعه‌شناسان در حالی است که فرهنگ‌سازی در جوامع قبل از ورود هر تکنولوژی یک اقدام ضروری است. به‌ عنوان مثال وقتی در جامعه‌ای کتابخوانی رایج باشد و افراد برای دریافت اخبار به هر منبعی اکتفا نکنند آماده ورود فناوری‌های بیشتر و بهتر هم هستند اما وقتی چنین فرهنگی در جامعه وجود ندارد و بعد دنیای بی‌حد و مرزی همچون فضای مجازی به دل جامعه رسوخ می‌کند نمی‌توان از مردم استفاده درست از این امکان خوب و کاربردی را انتظار داشت آن هم در وضعیتی که «آموزش» در نگاه مسئولان کشورمان جایگاه و اهمیت خودش را ندارد.»

/ایسنا/انتهای پیاما





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/11/20
  • چهارشنبه / ۱۸ بهمن ۱۳۹۶ / ۱۵:۱۳
  •  دسته‌بندی: خانواده
  •  کد خبر: 96111810789
  •  منبع : ستاد مبارزه با مواد مخدر

با فرد معتاد خانواده چطور برخورد کنیم؟

موسوی چلك

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ، رفتار اطرافیان را در روند ترک معتادان بسیار موثر خواند و گفت: یکی از علل بازگشت معتادان به مصرف موادمخدر بازخوردها و رفتاری است که از اطرافیان به ویژه بستگان نزدیکشان می‌بینند که در نهایت منجر به شکست در ترک می‌شود.

به گزارش ایسنا، دکتر سیدحسن موسوی چلک درباره رابطه بین "اعتیاد و خشونت" در افراد گفت: ما با پدیده‌ای به نام اعتیاد مواجه هستیم که پیامدهای متعددی در جامعه دارد و خشونت، طلاق، همسر آزاری و کودک آزاری از جمله این پیامدها هستند.


وی با بیان اینکه خشونت تنها آزار جسمی نیست، گفت: اعتیاد پدر یا مادر می‌تواند باعث تحقیر فرزند شود مثلا فرزند خجالت می‌کشد که پدر معتادش را دوستان و مربیانش در مدرسه ببیند یا وقتی پدر نسبت به خواسته‌های منطقی فرزند و همسر بی‌تفاوت می‌شود که همه نمونه‌ای از خشونت‌هایی هستند که معمولا کمتر به آنها توجه می‌شود.


رئیس انجمن مددکاران اجتماعی افزود: وقتی به مهمانی می‌رویم و حاضر نیستیم پدر یا مادر یا بستگان معتاد خود را به همراه ببریم و یا اینکه فرد معتاد را در یک جاهایی به عنوان نقطه ضعف خود قلمداد می‌کنیم همه و همه از عوامل آزار افراد می‌باشند.


به گفته موسوی در اکثر پژوهش‌هایی که انجام شده است، نشانه‌هایی از رابطه مستقیم "اعتیاد با طلاق، همسرآزاری و کودک آزاری" وجود دارد.


وی ادامه داد: معمولا بخشی از رفتار خشونت‌آمیز فرد معتاد به رفتار اطرافیان بستگی دارد اما بیشتر این خشونت بستگی به رفتار خود فرد معتاد دارد، این خشونت‌ها جزو عوامل اجتناب‌ناپذیر اعتیاد است، در اکثر مواقع در اثر دیر رسیدن مواد مخدر به فرد معتاد، وی کنترل رفتاری و گفتاری خود را از دست می‌دهد و به رفتار خشونت‌آمیز دست می‌زند.


رئیس انجمن مددکاران اجتماعی با تاکید بر اینکه رفتار اطرافیان در روند ترک معتادان بسیار موثر است، گفت: نکته مهمی که در رابطه با رفتار اطرافیان با معتادان وجود دارد این است که بسیاری از معتادان بارها به سمت ترک می‌روند اما دوباره به سمت مخدر کشیده می‌شوند، درواقع بازخوردها و رفتار غلط اطرافیان منجر به شکست در ترک فرد معتاد شده است.


موسوی چلک با تاکید بر اهمیت آموزش سلامت روان در جامعه گفت: خانواده‌های معتادان به ویژه همسر، مادر، پدر باید اعتیاد را بشناسند و با عوارض آن آشنا شوند، کنترل خشم را یاد بگیرند و رابطه‌های بین فردی را بیاموزند، مهارت‌های مقابله با مشکلات را یاد بگیرند، این موارد کمک می‌کند خانواده بتواند رفتار بهتری با معتاد داشته باشد و راه‌های بازگشت به زندگی دوباره برای فرد معتاد بیشتر مهیا شود، همچنین خانواده با درک شرایط فرد معتاد در تصمیم‌گیری‌ها بهتر عمل کند.


به گزارش روابط عمومی ستاد مبارزه با مواد مخدر وی بیان کرد: خیلی خوبه خانواده‌هایی که مصرف‌کننده موادمخدر دارند با گروه‌هایی که به طور جمعی برای مقابله با اعتیاد کار می‌کنند آشنا شوند و از طریق آنها اطلاعات کسب کنند و با کمک آنها برای بهبود فرد معتادشان تلاش کنند و بدانند فقط خودشان درگیر این آسیب نیستند و خانواده‌های دیگری هم مانند آنان گریباگیر این آسیب بوده‌اند اما توانستند با آن مقابله کنند.


موسوی‌چلک گفت: خانواده‌ها با صحبت کردن با این افراد می‌توانند تخلیه روانی شوند واز تجارب آنان برای بهبود این آسیب استفاده کنند و احساس بهتری به زندگی داشته باشند.منبع: ایسنا/اجتماعی/خانواده/18 بهمن 96






نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/11/20

علت بیش از 50‌ درصد طلاق‌ها اعتیاد است

تهران- ایرنا- روزنامه آرمان در گفت ‌وگویی با حسن موسوی‌چلک رییس انجمن مددکاران اجتماعی، نوشت: «چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است» این ضرب‌المثل مصداق عینی اعتیاد و تاثیر آن بر طلاق است. معضلاتی که ارتباط تنگاتنگشان نیازی به موشکافی ندارد.

در ادامه این گفت ‌وگو آمده است: حسن موسوی‌چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی درباره تاثیر اعتیاد بر طلاق در گفت‌وگو با «آرمان» می‌گوید: وقتی موضوع طلاق را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم که یکی از مهم‌ترین عوامل تاثیرگذار در حوزه طلاق موادمخدر است. در واقع بیش از 50‌درصد و حتی در برخی از آمارها تا 65‌درصد علت اصلی دادخواست‌های طلاق موضوع موادمخدر و روانگردان‌هاست. گرچه نمی‌توان گفت که طلاق یک پدیده تک‌علیتی است، اعتیاد یکی از عوامل موثر و کلیدی است که در طلاق نقش قابل ملاحظه‌ای دارد.

**طلاق ارتباط مستقیمی با پدیده اعتیاد دارد. از منظر شما نمود تبعات این آسیب اجتماعی چگونه است؟
یکی از موضوعاتی که در کشور ما فراوانی بالایی دارد، موضوع اعتیاد به موادمخدر است و در کنار آن هم موضوع طلاق دیده شده است. هر دوی اینها بر‌اساس پژوهش‌ها و تحلیل‌های انجام شده از وضعیت کشور به عنوان دو اولویت از پنج اولویت حوزه اجتماعی تعیین شده‌اند که نشان می‌دهد به تنهایی و در کنار هم قابل تامل و بررسی هستند. 

بر‌اساس آماری که ستاد مبارزه با موادمخدر اعلام کرده است حدود چهار‌میلیون و 400‌هزار نفر به صورت دائمی و تفننی درگیر موادمخدر و روانگردان هستند. در کنار آن موضوع طلاق را هم داریم، به‌گونه‌ای که در 9 ماه اول سال 96 به‌طور میانگین به ازای هر 3.6 ازدواج یک طلاق را در کشور داشتیم. 

وقتی موضوع طلاق را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم که یکی از مهم‌ترین عوامل تاثیرگذار در حوزه طلاق موادمخدر است. در واقع بیش از 50‌درصد و حتی در برخی از آمارها تا 65‌درصد علت اصلی دادخواست‌های طلاق موضوع موادمخدر و روانگردان‌هاست. گرچه نمی‌توان گفت که طلاق یک پدیده تک‌علیتی است، ولی اعتیاد یکی از عوامل موثر و کلیدی است که در طلاق نقش قابل ملاحظه‌ای دارد. به عبارت دیگر اعتیاد موجب خشونت خانگی و موضوعات متعدد دیگری می‌شود که نتیجه آن افزایش طلاق در کشور است. 

عکسش هم مصداق دارد. بسیاری از افراد به دلیل طلاق و عدم آمادگی مواجهه با مشکلات بعد از طلاق ممکن است درگیر حوزه موادمخدر شوند. همچنین افسردگی ناشی از طلاق، عدم پذیرش و انزوای پس از طلاق هم عواملی هستند که افراد به سمت موادمخدر گرایش پیدا کنند، اما اگر بخواهیم بین این دو اولویت بگذاریم، طبیعتا تاثیر موادمخدر بر طلاق بسیار پررنگ‌تر است تا برعکس. گاهی مواقع موادمخدر رضایت زناشویی را به حداقل می‌رساند. 

روی کیفیت زندگی تاثیر گذاشته و باعث می‌شود که افراد نتوانند درآمد و هزینه‌های زندگی خودشان را تامین کنند، آن چنان که معتادان مجبور به سرقت می‌شوند و روابط اجتماعی‌شان را تحت شعاع قرار می‌دهد. از سوی دیگر، موادمخدر در سرنوشت فرزندان هم تاثیرگذار است. همه این عوامل زمینه‌هایی هستند برای اینکه ما با افزایش طلاق در جامعه خودمان روبه‌رو شویم. گرچه باید بپذیریم همه افرادی که درگیر موادمخدر هستند، الزاما طلاق نمی‌گیرند و همه افرادی که طلاق گرفتند الزاما درگیر موادمخدر نبودند، ولی این دو پدیده با هم ارتباط قوی دارند. 

به عبارت دیگر مجموعه عوارض موادمخدر موجب بروز پدیده‌ای به نام طلاق در کشور می‌شود، حتی موادمخدر روی کودک‌آزاری هم تاثیر می‌گذارد و خود این مساله عامل دیگری برای طلاق است. در واقع فقدان صلاحیت برای نگهداری و بدسرپرستی دلیلی است که مادر تقاضای طلاق و حضانت فرزندان را داشته باشد. همچنین موادمخدر روی رابطه جنسی تاثیر منفی می‌گذارد. گرچه معمولا افکار عمومی بر این باور است که اگر کسی می‌خواهد توان جنسی بالاتری داشته باشد باید مواد مصرف کند، اما باید گفت این گونه نیست. با وجود این، نارضایتی زناشویی می‌تواند سوء‌ظن و رابطه غیرزناشویی را ایجاد کند و تمامی این موارد می‌تواند دلایل دیگری برای ارائه دادخواست طلاق و جدایی نهایی افراد از هم باشد. 

واقعیت این است که امروز ما پدیده طلاق و اعتیاد را در ایران نگران‌کننده می‌بینیم. با توجه به اینکه آسیب‌های اجتماعی زنجیره‌وار روی هم تاثیر می‌گذارند، مدیریت پدیده اعتیاد و طلاق می‌تواند کمک‌کننده باشد که ما با طلاق کمتری در جامعه به دلیل موادمخدر مواجه باشیم.

**فرزندان قربانی طلاق والدین خود هستند. معمولا زندگی آنها پس از طلاق والدین دستخوش چه حوادثی می‌شود؟
طلاق والدین عوارض بسیار متعددی دارد. وقتی حضانت و سرپرستی فرزندان به درستی انجام نشود، طلاق والدین می‌تواند روی افت تحصیلی، پرخاشگری، انزوا و عدم سلامت روانی و اجتماعی فرزندان تاثیر بگذارد و زمینه‌ای برای گرایش آنها به انواع آسیب‌های اجتماعی و بزهکاری به وجود آورد، حتی پس از طلاق والدین برخی فرزندان احساس گناه می‌کنند و ممکن است در آینده روی روابط اجتماعی، اعتماد به نفس، عزت نفس و ازدواجشان تاثیر منفی بگذارد. وقتی هم که فرزندان بعد از طلاق با یکی از والدین خود زندگی کنند، قطعا هیچ‌کدام از آنها نمی‌توانند هر دو نقش را به خوبی ایفا کنند. 

اینکه برخی والدین می‌گویند من برای فرزندم هم مادر و هم پدر بودم، اصلا درست نیست. در واقع ایفای دو نقش پدر و مادری توسط یک جنس امکانپذیر نخواهد بود و طبیعتا این شرایط می‌تواند در روابط اجتماعی فرزندان طلاق تاثیر منفی بگذارد. از سوی دیگر، اگر والدین پس از طلاق ازدواج مجدد داشته باشند، ویژگی فردی که قرار است عنوان ناپدری و نامادری را بگیرد، روی سرنوشت فرزندان طلاق تاثیرگذار است. 

در واقع قربانی طلاق فقط والدین نیستند، بلکه فرزندان هستند. این در حالی است که اگر موادمخدر هم در خانواده‌ای رواج داشته باشد، مصرف‌کننده فقط قربانی نیست، بلکه اطرافیان هم قربانی موادمخدر خواهند بود.

**برخی بر این باورند که طلاق والدین فرزندان را به سوی اعتیاد سوق می‌دهد، دیدگاه شما چگونه است؟
این مساله همه گیر نیست، ولی فردی که خانواده نابسامانی داشته باشد احتمال گرایش به آسیب‌های اجتماعی در او به مراتب بیشتر از فردی است که با خانواده باثبات و منسجم زندگی می‌کند. با وجود این، فرزندان طلاقی هم هستند که تحت تاثیر هیچ‌آسیب اجتماعی قرار نمی‌گیرند، ولی بدون شک نبود سرپرست یا داشتن سرپرست فاقد صلاحیت می‌تواند یکی از عواملی باشد که احتمال گرایش فرزندان طلاق را به آسیب‌های اجتماعی افزایش می‌دهد.

**در بودجه سال 97 باز هم حوزه اجتماعی مغفول مانده است و این مساله تاثیر شگرفی در عدم رفع بحران‌های موجود دارد...
عقب‌ماندگی‌ها بسیار است. در واقع حوزه آسیب‌های اجتماعی در تمامی سطوح کمترین بخش را در بودجه به خود اختصاص می‌دهد. دلیلش این است که ما خیلی مواقع حوزه اجتماعی را جدی نمی‌گیریم و در بودجه ضعف داریم. گرچه الان می‌گویند 400‌میلیارد تومان برای وزارت کشور گذاشته‌ایم، اما چاه آسیب‌های اجتماعی به قدری عمیق است که با این پول‌ها پر نخواهد شد. ما باید همچنان تاوان آسیب‌های اجتماعی را به دلیل ضعف برنامه و بودجه پس بدهیم. 

گرچه من اعتقاد دارم همه آسیب‌های اجتماعی به بودجه برنمی‌گردد، اما در حوزه آسیب‌های اجتماعی دغدغه جدی نداریم. به همین دلیل برنامه‌هایمان همیشه عقب است. آن چنان که رئیس‌جمهور در گفت‌وگوی اخیرش از همه چیز گفت جز حوزه اجتماعی. در واقع حوزه اجتماعی مظلومیت خود را در گفت‌وگوی اخیر رئیس‌جمهور هم نشان داد. در نظام بودجه‌ریزی نیز همیشه همین بوده است. 

اگر جایی پولی گذاشتیم بیشتر برای مقابله بوده تا پیشگیری. به عبارت دیگر بودجه‌های پیشگیری اولویت بسیار کمتری دارند. به این دلیل که فرمان حوزه اجتماعی دست فرماندار نیست و مسئولان منتخب نمی‌توانند مدافع خوبی برای دفاع از بودجه حوزه آسیب‌های اجتماعی باشند. در واقع پزشکان و مهندسان مدیران حوزه اجتماعی هستند که دغدغه و تخصص این کار را ندارند. مدیرانی که مسئولیت‌پذیر نیستند و برای پر کردن رزومه خود در حوزه آسیب‌های اجتماعی مسئولیت گرفته‌اند. ما همیشه این مشکل را در طی سال‌ها خواسته یا ناخواسته و عمدا یا سهوا داشته‌ایم. 

بدبختی‌مان از همین‌جاست که این فرمان دست کسی است که صلاحیت نشستن پشت فرمان حوزه اجتماعی را ندارد. این دغدغه همیشگی ماست و گوش بدهکاری هم نیست. من فکر می‌کنم همیشه از مطالبه‌گری در حوزه اجتماعی می‌ترسیم. ما آدم‌هایی را بر مسند می‌نشانیم که جزو ضعیف‌ترین‌ها در حوزه خودشان هستند. بنابراین نباید توقع داشته باشیم که حوزه اجتماعی در برنامه‌ریزی و بودجه‌ریزی سهم قابل قبولی را به خود اختصاص دهد.

*منبع: روزنامه آرمان؛ 1396،11،9
**گروه اطلاع رسانی**2059**9131**انتشاردهنده: شهربانو جمعه





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/11/11
مهر بررسی می‌کند؛

جدایی به وقت سالمندی/ تغییر سبک زندگی در دوران بازنشستگی


تغییر نگرش فرهنگی، مشکلات اقتصادی، تغییر سبک و الگوی زندگی در دوران بازنشستگی، از بین رفتن قبح طلاق از جمله عواملی هستند که باعث شده آمار طلاق در میان سالمندان افزایش پیدا کند.

خبرگزاری مهر، گروه جامعه - مهناز قربانی: افزایش سطح فرهنگ و دانش و تکنولوژی در جامعه علاوه بر اینکه باعث بالا رفتن توقعات جوانان شده باعث شده تا افراد میانسال و مسن نیز نگاه جدیدی به زندگی داشته باشند به طوری که دیگر مثل گذشته حاضر به ادامه زندگی مشترک به هر قیمتی نیستند.

مشکلات اقتصادی و عدم تامین هزینه های زندگی، تغییرات نگرش فرهنگی و افزایش توقعات، از بین رفتن قبح طلاق، افزایش آمار سالمندان، افزایش سن امید به زندگی، نبود مهارتهای زندگی و... از جمله دلایلی است که باعث شده براساس آمار ثبت احوال طلاق در میان سالمندان نسبت به سال گذشته افزایش پیدا کند.

در گذشته زوجینی که چند دهه از زندگی آنها می گذشت به یک پایداری در زندگی رسیده بودند که دیگر هیچ کدام از آنها به هیچ وجه به طلاق و جدایی حتی فکر هم نمی کردند اما امروزه شاهد جدایی افرادی هستیم که با بروز مشکلات کوچک به راحتی بعد از ازدواج فرزندان با داشتن عروس و داماد و نوه از قید زندگی مشترک گذشته و به طلاق عاطفی هم رضایت نداده و به‌طور کامل از یکدیگر جدا می شوند.

براساس آمارهای ارائه‌شده از سوی سازمان ثبت احوال، در سال گذشته ۱۸۱ هزار و ۴۹ مورد طلاق به ثبت رسید که ۶ هزار و ۸۷۲ طلاق در مردان بالای ۶۰ سال و ۲ هزار و ۶۹ مورد نیز در زنان ۶۰ سال به بالا ثبت رشده است جامعه شناسان معتقدند درخواست طلاق در افراد مسن برخلاف جوانترها معمولا از سوی مردان رخ می دهد و مردسالاری خودش را نشان می‌دهد چرا که مردان بعد از دوران کار و آغاز بازنشستگی که خانه نشین می شوند نمی توانند خود را با شرایط جدید وفق دهند و هر موضوعی می تواند باعث ناراحتی شان شود و در برخی موارد تحمل شرایط جدید را ندارند و همین موضوع باعث بروز مشکلاتی در زندگیشان خواهد شد.

ارائه آموزشهای خانواده و مشاوره های لازم برای زوجهای سالمند، بررسی علل جدایی بعد از سه دهه زندگی، آموزش روشهای ثبات و آرامش در زندگی، روشهای حل مساله مشکلات خاص افراد مسن، نحوه برقراری ارتباطای موثر و سودمند در این دوران و ... از جمله اقداماتی است که لازم است مسئولان برای حفظ و پایداری زندگی زوجین در میانسالی انجام دهند.

براساس آمارهای ارائه‌شده از سوی سازمان ثبت احوال، در سال گذشته ۱۸۱ هزار و ۴۹ مورد طلاق به ثبت رسید که ۶ هزار و ۸۷۲ طلاق در مردان بالای ۶۰ سال و ۲ هزار و ۶۹ مورد نیز در زنان ۶۰ سال به بالا ثبت رشده است.

افزایش طلاق در مردان و زنان بالای ۶۰ سال

سید حسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی و آسیب شناس اجتماعی در مورد افزایش آمار طلاق میان سالمندان به خبرنگار مهر گفت: یکی از موضوعاتی که کشور با آن مواجه است، بحث طلاق است به طوری که در حال حاضر یکی از پنج اولویت اصلی در حوزه اجتماعی به شمار می رود به همین دلیل جلساتی در خصوص آسیب های اجتماعی با مقام معظم رهبری برگزار و طی آن جلسات بر موضوع کاهش و کنترل طلاق نیز تاکیداتی صورت گرفت.

به گفته چلک، روند رشد طلاق در کشور به گونه ای است که باعث ایجاد نگرانی هایی شده است و در نهایت این نگرانی ها منجر به این شد که در برنامه ششم تعهدی را مبنی بر کاهش ۲۵ درصدی طلاق تا پایان اجرای برنامه به دولت تکلیف کردند.

بر اساس آمارهای سازمان ثبت احوال در هر ساعت ۲۰ طلاق به ثبت رسیده و در ازای ۳.۶ ازدواج یک طلاق ثبت شده است، این در حالی است که در ۹ ماهه مشابه سال گذشته در ازای هر ۳.۹ ازدواج یک طلاق ثبت شده بود وی به آمار ۹ ماهه طلاق اشاره کرد و گفت: بر اساس آمارهای سازمان ثبت احوال در هر ساعت ۲۰ طلاق به ثبت رسیده و در ازای ۳.۶ ازدواج یک طلاق ثبت شده است، این در حالی است که در ۹ ماهه مشابه سال گذشته در ازای هر ۳.۹ ازدواج یک طلاق ثبت شده بود.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی و آسیب شناس اجتماعی اظهار داشت: نگاهی به وضعیت آمار طلاق نشان می دهد که در میان زنان و مردان بالای ۶۰ سال یا سالمندان افزایش آمار جدایی ها را شاهد هستیم و بر همین اساس باید برنامه ریزی و اقدامات مشخصی صورت گیرد.

وی به آمار طلاق های صورت گرفته در مردان اشاره کرد و گفت: در سال ۹۵، ۶ هزار و ۸۷۲ طلاق در مردان بالای ۶۰ سال به ثبت رسیده که ۳.۸ درصد کل طلاق ها را شامل می شود و این آمار در میان زنان بالای ۶۰ سال نیز ۲ هزار و ۶۹ مورد بوده که ۱.۱ درصد طلاق ها را شامل شده است. این آمارها نسبت به سال گذشته افزایش یافته به طوری که در سال قبل آن طلاق در میان مردان و زنان در همین سن به ترتیب ۵ هزار و ۷۳۴ و یک هزار و ۶۶۴ مورد بوده است.

چلک تصریح کرد: مقایسه های انجام شده نشان می دهد که درصد طلاق در میان افراد بالای ۶۰ سال در مقایسه با کل طلاق های صورت گرفته نسبت به گذشته بیشتر شده و ۸.۶ درصد تغییرات مثبت در میان مردان و ۱۰ درصد تغییر مثبت در میان زنان را به همراه دارد.

تغییر سبک زندگی در دوران بازنشستگی یک از دلایل طلاق در سالمندی

وی با اشاره به اینکه درست است که سهم زنان از کل طلاق ها کمتر است اما درصد تغییرات زنان مطلقه بالای ۶۰ سال بیشتر از مردان است.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی و آسیب شناس اجتماعی گفت: یکی از دلایل افزایش آمار طلاق در میان زنان و مردان مربوط به افزایش جمعیت سالمندان در جامعه است و دلایل دیگر آن نیز به موضوعات مختلفی باز می گردد که یکی از آنها این است که زوجینی به خاطر فرزندان یکدیگر را تحمل می کنند، بعد از بزرگ شدن آنها دیگر عاملی برای حفظ ثبات زندگی خود ندارند و همین موضوع باعث می شود به طلاق فکر کنند به ویژه اینکه اگر در طول زندگی شان با اختلافات، دعوا و سوءظن نیز مواجه باشند.

این جامعه شناس به تغییر سبک زندگی بعد از بازنشستگی اشاره کرد و گفت: تا زمانی که زوجین کار می کنند یک سبک زندگی دارند و زمانی که بازنشسته می شوند، سبک زندگی آنها تغییر می کند و همین امر منجر به تغییر در رفتارشان می شود به طوری که گاهی دیگر نمی توانند زندگی و رفتار خود را مدیریت کنند که این موضوع نیز می تواند عاملی برای طلاق در سالمندی باشد.

یکی از دلایل افزایش آمار طلاق در میان زنان و مردان مربوط به افزایش جمعیت سالمندان در جامعه است و دلایل دیگر آن نیز به موضوعات مختلفی باز می گردد که یکی از آنها این است که زوجینی به خاطر فرزندان یکدیگر را تحمل می کنند، بعد از بزرگ شدن آنها دیگر عاملی برای حفظ ثبات زندگی خود ندارند و همین موضوع باعث می شود به طلاق فکر کنند به ویژه اینکه اگر در طول زندگی شان با اختلافات، دعوا و سوءظن نیز مواجه باشند چلک افزود: کاهش قدرت جنسی و ازدواج دختران جوان و مردان سالمند ثروتمند نیز می تواند دلیل دیگری باشد به طوری که در صورت ازدواج مجدد، همسر اول بعد از سالها زندگی حاضر به طلاق و ترک زندگی خود می شود.

وی به افزایش امید به زندگی نیز در کشور اشاره کرد و اظهار داشت: این موضوع باعث شده بعد از بازنشستگی، توقع افراد نیز بالا برود و بر همین اساس تقاضای زندگی بهتری دارند و در صورتی که هر یک از طرفین نتوانند توقعات را برآورده کنند، از یکدیگر جدا می شوند.

قبح طلاق از بین رفته است

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی و آسیب شناس اجتماعی آخرین دلیل را از بین رفتن قبح طلاق دانست و گفت: این موضوع حتی در دوران سالمندی نیز اثر منفی خود را بر جامعه گذاشته به طوری که برای تنوع بعد از دوران بازنشستگی حاضرند زندگی خود را نیز تغییر دهند که در نهایت تمام این عوامل باعث می شود زوجین حاضر به زندگی در کنار یکدیگر نباشند و نسبت به گذشته راحت تر زندگی مشترکشان را از دست بدهند.

چلک به ضرورت بازتعریف دوران سالمندی اشاره کرد و گفت: سالمندان و مسئولان باید بازتعریفی از دوران سالمندی و بازنشستگی داشته باشند تا بتوانند راحت تر و با آرامش، این دوران را در کنار زوج و زوجین بگذرانند. در جدایی های سالمندان دخالت اطرافیان نقش بسیار کمرنگی دارد.

سلمان خدادادی عضو کمیسیون اجتماعی مجلس نیز در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به افزایش آمار طلاق در میان سالمندان گفت: بر اساس آمار منتشر شده از سوی سازمان ثبت احوال، افزایش طلاق را در یک دهه گذشته شاهد بودیم که این افزایش در سنین مختلف رخ داده که البته در بعضی از موارد افزایش طلاق به بیش از یک دوم رسیده است در بعضی مناطق ۲۰ تا ۳۰ درصد و در برخی تا ۴۵ درصد شاهد افزایش آمار طلاق بوده ایم و در مجموع ثبت طلاق نسبت به ازدواج ۳۰ درصد رشد داشته است.

وی با اشاره به اینکه طلاق در میان افراد بالای ۶۰ سال نیز افزایش پیدا کرده است، گفت: بر اساس آمارهای طلاق بیش از ۶۰ درصد طلاق ها بین ۵ تا ۷ سال اول زندگی رخ داده و بعد از آن ۳ تا ۵ سال نیز بیشترین آمار را داشته است.

وی گفت: اما در سنین بالای ۵۰ سال نیز نسبت به سال گذشته با افزایش آمار طلاق مواجه بوده ایم و بالطبع با بروز این پدیده آسیب نیز در جامعه ایجاد شده است و طبیعتاً در سنین مختلف تاثیرگذار خواهد بود. به طوری که قبلاً شاهد طلاق کمتری در بین سنین بالا بوده ایم.

طلاق عاطفی در دوران پیری دیگر کارساز نیست

این نماینده مجلس تاکید کرد: موقعیت های اجتماعی، فرهنگ سازی و غیره باعث شده طی چند سال گذشته نرخ طلاق افزایش پیدا کند که تمامی آنها باعث شده کل جامعه درگیر آسیب طلاق باشند.

وی گفت: آمارهای منتشر شده نشان می‌دهد ۵۵ درصد علل طلاق مربوط به اعتیاد است. ۳۲ درصد نیز مسائل مربوط به اقتصادی می شود و متاسفانه مشکلات اقتصادی باعث تشدید طلاق شده است به همین دلیل وظیفه تمامی نهادهای فرهنگی سنگین تر شده است و باید نهادهای مربوطه باید در این خصوص اقدامات حمایتی لازم را از خانواده ها داشته باشند تا شاید بتوانیم آمار افزایش طلاق را کنترل کنیم.

به‌دلایل فرهنگی در گذشته در سنین بالاتر طلاق عاطفی انجام می شد و افراد زیر یک سقف زندگی می کردند اما از هم طلاق نمی گرفتند. هرچند این عمل آنها نیز زشت شمرده می شد و اثرات منفی به همراه داشت، اما امروزه به دلیل شکسته شدن قبح فرهنگی طلاق، زوجین بعد از سالهای زیادی زندگی، طلاق عاطفی را تبدیل به طلاق می کنند و به راحتی علی رغم داشتن فرزندان بزرگ و حتی عروس و داماد از هم جدا می شوند که این موضوع نیز جای کارشناسی زیادی دارد.

وی از تشکیل جلسات مختلف با مسئولان دستگاه های حمایتی خبر داد و گفت: تاکنون بیش از ۹ جلسه در رابطه با آسیب های اجتماعی از جمله طلاق برگزار شده و تمامی محورهای دستورات مقام معظم رهبری در اولویت بررسی و تحلیل قرار گرفته و بر اساس آن اقدامات لازم نیز انجام شده است مانند برگزاری کلاس های کاهش طلاق و مددکاری در استان یزد که به دنبال آن شاهد کاهش آمار طلاق در این استان بوده ایم.

وی گفت: اینگونه اقدامات باید در استان های دیگر نیز گسترش پیدا کند تا شاهد کاهش و کنترل این آسیب اجتماعی باشیم.

نهادهای فرهنگی و حمایتی مداخله کنند

وی به پیگیری های لازم نهادهای فرهنگی و حمایتی اشاره کرد و گفت: تمامی نهادهای فرهنگی باید فعالیت و اقدامات لازم را در این خصوص انجام دهند همچنین مشاوره های قبل از ازدواج و مشاوره های قبل از طلاق و همچنین پرداختن به موضوعات مربوط به رفع مشکلات اقتصادی خانواده ها و... از دیگر اقداماتی است که باید صورت گیرد.

به گفته وی: در حال حاضر در برخی از استانها مشاوره های قبل از طلاق به صورت پایلوت اجرا می شود که شاهد اثربخشی آنها بوده ایم به گونه ای که ۲۰ تا ۳۰ درصد آمار طلاق کاهش پیدا کرده است.

وی گفت: طرح مشاوره ها چنانچه در تمامی استان ها به صورت کامل اجرایی شود، شاهد کاهش آمار طلاق خواهیم بود که البته طلاق در سنین بالا موضوعی است که باید مددکاران، کارشناسان و متخصصین امر به طور ویژه به آن بپردازند.

دکتر مجید ابهری آسیب شناس اجتماعی و استاد دانشگاه نیز در این مورد به خبرنگار مهر گفت: طلاق به عنوان جدایی اختیاری بین زن و مرد به یکی از آسیب های جدی در جامعه ما تبدیل شده است. تا قبل از این یک امر ناپسند و غیراجتماعی بود که بسیاری از خانواده ها آن را زشت می دانستند و از نظر دینی نیز تأکید بر این است که تا حد امکان این جدایی صورت نگیرد اما متأسفانه در دهه اخیر علیرغم افزایش آمار ازدواج در میان افراد ۶۰ سال به بالا، شاهد خبرهای ناگوار افزایش طلاق نیز در این طیف سنی هستیم.

علت این موضوع نیز به طور خاص این است که در این سن افراد کم حوصله تر می شوند و از سوی دیگر گاهی ممکن است بیماری های مختلفی داشته باشند که باعث کسالت و ناراحتی طرف مقابل شود.

ضرورت حمایت از سالمندان در عمل، نه در حرف

ابهری ادامه داد: جدا از هزینه های بیماری و رژیم های غذایی، فرزندان نیز به دنبال زندگی خود رفته اند و کمتر به سراغ والدین خود می آیند. بنابراین تنهایی از یک طرف و حمایت از سالمندان در عمل و نه در حرف مانند کمک به هزینه های درمانی، مددکاری اجتماعی و ایجاد تسهیلات برای گردش و امور رفاهی آنها می تواند به نشاط روانی این طبقه کمک موثری کرده و افسردگی و اضطراب آنها را نیز کاهش دهدخستگی نیز از سوی دیگر باعث می شود سالمندان جدا شدن را در زندگی مشترک ترجیح دهند و متأسفانه کسی نیز نمی تواند در بین آنها داوری کرده و یا آنها را نصیحت کند چرا که این گونه افراد در سنین خاصی هستند که خود مشاور و تعیین کننده هستند.

این آسیب شناس اجتماعی تصریح کرد: حمایت از سالمندان در عمل و نه در حرف مانند کمک به هزینه های درمانی، مددکاری اجتماعی و ایجاد تسهیلات برای گردش و امور رفاهی آنها می تواند به نشاط روانی این طبقه کمک موثری کرده و افسردگی و اضطراب آنها را نیز کاهش دهد.

 متأسفانه رشد آمار طلاق میان سالمندان الگوی منفی برای جوانان نیز هست و وقتی پدر و مادر که دارای عروس و داماد و نوه هستند از یکدیگر جدا می شوند تکلیف جوانان روشن می شود و بنابراین باید تا دیرتر از این نشده، نهادهای حمایتی نسبت به حل این مشکلات و کمک به سالمندان اقدامات لازم را انجام دهند چرا که آسیب طلاق سالمندان عوارض مختلفی را بر جامعه خواهد داشت که اگر به موقع مشکلات بررسی و راهکارهای اساسی برای آن در نظر گرفته نشود اثرات جبران ناپذیری خواهد داشت.

ارائه آموزشهای خانواده و مشاوره های لازم برای زوجهای سالمند، بررسی علل جدایی بعد از سه دهه زندگی، آموزش روشهای ثبات و آرامش در زندگی، روشهای حل مساله مشکلات خاص افرا د مسن، نحوه برقراری ارتباطای موثر و سودمند در این دوران و ... از جمله اقداماتی است که لازم است مسئولان برای حفظ و پایداری زندگی زوجین در میانسالی انجام دهند.






نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/11/7
رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در گفتگو با شبستان:
تاثیر تغییر ساختار خانواده بر افزایش دستفروشی سالمندان
خبرگزاری شبستان: رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران تغییر ساختار خانواده ها، کاهش مسئولیت پذیری فرزندان در قبال والدین، عدم نظام تامین اجتماعی فراگیر و فقر را از جمله عوامل افزایش پدیده دستفروشی سالمندان در جامعه برشمرد.

سید حسن موسوی چلک، رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی شبستان در خصوص افزایش دستفروشی سالمندان گفت: افزایش دستفروشی سالمندان از چند زاویه قابل بررسی است. زاویه اول این که جمعیت سالمندان جامعه در حال افزایش است لذا در صورتی که از قبل تدابیر لازم برای حل این معضل اتخاذ نشود، مشکلات زیادی دامنگیر جامعه می شود که از جمله این تدابیر تأمین منابع مالی برای زندگی جمعیت سالمندان می باشد.

 

وی تغییر ساختار خانواده ها و کاهش مسئولیت پذیری فرزندان در قبال والدین را از جمله عوامل افزایش پدیده دستفروشی سالمندان در جامعه عنوان کرد و افزود: نکته مهم دیگر این است که ما نظام تامین اجتماعی فراگیر نداریم، یعنی فقدان نظام تامین اجتماعی فراگیر و چند مولفه قبلی و در کنار اینها افزایش فقر عامل تاثیرگذار در این پدیده هستند،چون بخش عمده ای از سالمندان به دلیل فقر و گرفتاری اقدام به دستفروشی می کنند، حتی اگر بازنشسته هم باشند ناکافی بودن منابع حمایتی منجر به این می شود که ما شاهد پلیدی های مختلفی در جامعه باشیم یا بازنشسته ای که مجبور به مسافرکشی در دوره سالمندی می شود.

 

موسوی با بیان اینکه ناکافی بودن منابع حمایتی باعث شده افراد بازنشسته در دوران سالمندی مسافرکشی کنند اظهار کرد: واقعیت این است که افزایش این پدیده ها نشانه خوبی برای مدیریت اجتماعی و حتی مدیریت سیاسی کشور نیست، چون تبعات زیادی برای جامعه به دنبال خواهد داشت.

 

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در پاسخ به این سوال که آیا دستگاه‌های حمایتی از سالمندان حمایت می‌کنند یا خیر، اظهار کرد: طبق قانون اگر فردی بازنشسته باشد ،نمی تواند تحت پوشش سازمان بهزیستی یا کمیته امداد قرار بگیرد لذا صندوق های بازنشستگی می بایست از سالمندان حمایت کنند که متاسفانه در این بخش ،عملکرد قوی و مناسبی ندارند و چون نظام تامین اجتماعی جامع و فراگیر نداریم این مشکلات برای آنها به وجود آمده است.

 

وی گفت: حتی افرادی هم که تحت پوشش سازمان های حمایتی قرار دارند ،حقوق مناسبی دریافت نمی کنند، بنابراین ما باید برای آینده بیشتر اظهار نگرانی کنیم ،چون علیرغم افزایش جمعیت سالمندی ما تدابیر خاصی برای حمایت از این افراد در دوران سالمندی نداریم، از این رو از کنار فقر و پیامدهایی که دارد، نمی توان به راحتی گذشت از جمله این پیامد ها افزایش مشاغل کاذب، تکدی گری و کارتن خوابی است.

 

وی با بیان اینکه 8درصد از جمعیت کشور را سالمندان تشکیل می دهند، اظهار کرد: در کشور ما 60 سال را جمعیت سالمندی نامیدند و بعضی ها 65 سال را سالمند می دانند ولی در حال حاضر مبنای سالمندی  در ایران 60 سال است و تا چند سال آینده 25 درصد جمعیت کشورمان را سالمندان تشکیل خواهند داد، یعنی یک چهارم جمعیت کشور بالای 60 سال خواهندبود.

 

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با بیان اینکه فراگیرکردن نظام جامع و رفاه تامین اجتماعی یکی از مهمترین راهکارهای کاهش مشکلات حوزه سالمندان است، اظهار کرد: این لایحه در کمیسیون اجتماعی دولت به تصویب رسیده است، بنابراین باید گفت ما برای خروج از این وضعیت نیازمند سیاستگذاری مناسب هستیم لذا اجرای نظام چندلایه تامین اجتماعی یکی از راههای خروج ما از شرایط فعلی است.

 

وی با اشاره به برنامه های سازمان بهزیستی برای سالمندان اظهار کرد: از آنجایی که سالمندان و خانواده های نیازمند از جمله گروه های هدف سازمان بهزیستی محسوب می شوند لذا این سازمان در بودجه سال 97 مطالباتی را در این زمینه لحاظ کرده است که امیدواریم مصوب شود و مردم هم بتوانند از این ظرفیت بهره برداری بیشتری کنند.

 

موسوی با اشاره به دلایل تسریع روند سالمندی در کشور گفت: این امر دو دلیل دارد؛ یکی اینکه دسترسی بهداشتی، خدماتی، تغذیه و سواد در جامعه بالا رفته در نتیجه امید به زندگی هم افزایش یافته، در کنار اینها ما با کاهش نرخ باروری نیز مواجه هستیم بناراین همه این مولفه ها تاثیرگذار هستند و ما شاهد افزایش جمعیت سالمندی در کشور هستیم ،اگر تدابیر لازم صورت نگیرد با بحران بزرگی در آینده روبرو خواهیم بود.

 

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در پاسخ به این سوال که آیا با رسمیت شناختن شغل دستفروشی مشکل سالمندان حل می شود یا خیر، گفت: چه رسمیت بشناسیم و چه نشناسیم برای تامین مخارج روزانه این شغل را خواهند داشت و اگر جلویش را بگیرند کاری نمی توانند بکنند. اگر به رسمیت شناختن به منزله بیمه کردن باشد خوب است که این کار را هم نمی کنند .

پایان پیام/شبستان/1 بهمن 96




نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/11/2


حسین اسدبیگی، رئیس اورژانس اجتماعی تهران چند روز پیش آمار دختران فراری را در 6 ماه نخست امسال را 3 هزار نفر اعلام کرد. او به تازگی این تعداد را تکذیب کرد و گفت که در این مدت 644 دختر که از خانه فرار کرده بودند به بهزیستی ارجاع داده شدند.

اعتماد آنلاین: حسین اسدبیگی، رئیس اورژانس اجتماعی تهران چند روز پیش آمار دختران فراری را در 6 ماه نخست امسال را 3 هزار نفر اعلام کرد. او به تازگی این تعداد را تکذیب کرد و گفت که در این مدت 644 دختر که از خانه فرار کرده بودند به بهزیستی ارجاع داده شدند.

 

سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاری اجتماعی و مشاور رئیس سازمان بهزیستی درباره این آمارها به اعتمادآنلاین می‌گوید: «معمولاً این آماری که ارائه می‌شود، تنها به آمار مراجعه‌کنندگان اورژانس اجتماعی خلاصه می‌شود. برای همین نمی‌تواند شامل همه دختران فراری باشد. چون برخی اصلاً به اورژانس اجتماعی مراجعه نمی‌کنند یا اورژانس نمی‌تواند آنها را شناسایی کند. همچنین الزاماً همه دختران به خیابان کشیده نمی‌شوند و ممکن است از پیش درگیر ماجراهایی شده باشند و برای بعد از فرارشان برنامه ریزی کرده باشند. بنابراین می‌توان گفت که تعداد دختران فراری از تعدادی که رسماً اعلام می‌شود بیشتر است».


موسوی چلک ادامه می‌دهد: «حساسیت برای فرار دختران خیلی بیشتر از پسران است. فرار دختران از پسران به مراتب بغرنج‌تر است، چراکه تبعات منفی آن بالاست البته این گفته به این معنا نیست که هیچ دغدغه‌ای نسبت به فرار پسران نداشته باشیم». 

رئیس انجمن مددکاران درباره دلایل فرار دختران می‌گوید :«این آسیب‌ اجتماعی را نمی‌توان تک‌عاملی دانست و باید گفت این اتفاق دلایل گوناگونی دارد. اما عمده دلیل فرار دختران به بی‌سروسامان بودن خانواده‌ها بازمی‌گردد. این نابه‌سامانی می‌تواند به دلیل طلاق، اعتیاد، بزهکاری و... باشد. حتی ممکن است برخی از این افراد سرپرست خود را از دست داده باشند یا اینکه برخی دچار شکست‌هایی در زندگی شده باشند که نمی‌توانند به خاطر آن فشار خانوادگی  را تحمل کنند و ترجیح می‌دهند خانه را ترک کنند. البته برخی هم هستند که خودشان گرفتار اعتیاد و مشکلات اخلاقی هستند که باعث می‌شود در خانه پذیرش نشوند. در هر صورت وقتی دختری خانه را جای امنی برای خود نمی‌داند، ترجیح می‌دهد فرار کند. البته ترک خانه، دلایل دیگری هم دارد. افرادی هستند که مهارت تصمیم‌گیری ندارند و از روی کنجکاوی می‌خواهند زندگی بیرون از خانه تجربه کنند یا اینکه دنبال استقلال هستند و می‌خواهند با فرار به این استقلال برسند». 

او ادامه می‌دهد:«وقتی این افراد به سازمان بهزیستی منتقل می‌شوند ابتدا شرایط آنها مورد سنجش قرار می‌گیرد و طبق آن ساماندهی آنها متفاوت می‌شود. درصدبالایی از این دختران به خانواده‌ها بازگردانده می‌شوند. اگر خانواده‌ها صلاحیت نداشته باشند یا فرزند خود را پذیرش نکنند، دختران باتوجه به شرایط‌شان در مراکز مرتبط نگه‌داری می‌شوند. یعنی دخترانی که زیر 18 سال هستند و مشکل اخلاقی ندارند با حکم قضایی به مراکز شبانه‌روزی می‌روند. افراد بالای 18 سال هم که مشکل اخلاقی نداشته باشد به خانه سلامت می‌روند اما دختران بالای 18 سال با مشکل اخلاقی به مرکز بازپروری زنان آسیب‌دیده اجتماعی منتقل می‌شوند. البته این افراد به صورت دائم توسط بهزیستی نگهداری نمی‌شوند اما تا زمانی که زندگی آنها هم سروسامان پیدا نکند و تکلیفشان مشخص نباشد، رها نخواهند شد». 

موسوی چلک درباره پسران فراری نیز می‌گوید: «ماجرای پسران فراری کمی متفاوت است. اول اینکه به پسرانی که زیر 18 سال بدون اطلاع خانواده خانه را ترک کنند، پسر فراری گفته می‌شود و طبق قانونی که سال 81 تصویب شد در رده کودک و نوجوان قرار می‌گیرند و به بهزیستی تحویل داده می‌شوند. پسران بالای 18 سال هم طبق آیین‌نامه شورای عالی جزو آمار بی‌خانمان‌ها دسته بندی می‌شوند و مسئولیت آنها با شهرداری است». 

او ادامه می‌دهد: «پسران فراری باتوجه به شرایطی که دارند در مراکز بهزیستی ساماندهی می‌شوند. اگر زیر 15 سال باشند و به اثبات برسد که خانواده ندارند یا خانواده‌شان صلاحیت نگهداری ندارند، براساس قانون حمایت از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست حضانت آنها به مراکز بهزیستی سپرده می‌شود. پس از آن در مرکز بهزیستی هم شرایط سنجیده می‌شود اگر مورد کودک‌آزاری قرار گرفته باشند یا جزو کودکان خیابانی به شمار آیند بعد از تشخیص سلامت روانی و جسمی و ... به مراکز مرتبط ارجاع می‌شوند». منبع اعتماد آنلاین/25 دی 96





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/10/26

کاهش آسیب های اجتماعی با توانمندسازی زنان سرپرست خانوار

تهران- ایرنا- توانمندسازی زنان سرپرست خانوار با هدف افزایش مهارت‌های لازم برای اشتغال و بهبود کیفیت زندگی، بستر مناسبی را برای توسعه پایدار فراهم می کند. در این مقوله دولت بایستی به برنامه ریزی و سیاستگذاری های لازم در حوزه‌های رفاهی، حمایتی و پشتیبانی بیمه‌ای بپردازد تا شرایطی بهتر برای این قشر از جامعه مهیا شود.

خانواده به عنوان اصلی ترین نهاد اجتماعی با وجود پیشرفت و ایجاد فناوری های جدید نقش و جایگاه اصلی خود را حفظ کرده اما در این میان تشدید آسیب های اجتماعی سبب شده است تا کارکرد این نهاد تا میزانی تغییر کند که پدیده بی سرپرستی و بد سرپرستی از پیامدهای دگرگونی در شکل و کارکرد آن به شمار می رود. عوامل متعددی در بروز بی سرپرستی و بد سرپرستی تاثیر می گذارد که از آن جمله می توان به فوت و از دست دادن اعضای خانواده، طلاق، وابستگی به مواد اعتیادآور، بروز سوانح طبیعی، حمایت های اجتماعی و قانونی ضعیف اشاره کرد. 

هر چند در بسیاری از کشورها قوانینی برای حمایت از زنان به تصویب رسیده است اما وجود موانع سیستماتیک، فرهنگی، اجتماعی و ساختاری سبب می شود تا اثرگذاری برنامه های حمایتی از زنان سرپرست خانوار کمرنگ باشد و در نتیجه آن فقر و مشکل های دیگر برای این قشر تشدید شود. در ایران نیز هرچند در بخش های مختلف قوانین خوبی در حمایت از زنان بی سرپرست وجود دارد اما همچنان چالش ها و موانع فرهنگی- اجتماعی باعث شده اند تا اثرگذاری اجرای این قوانین به حداقل اثر ممکن کاهش پیدا کند. 

در قانون برنامه پنجم توسعه در بخش حمایتی و توانمندسازی و در بند39 اشاره هایی به حمایت از زنان سرپرست خانوار شده اما به دلیل گسترده بودن مشکلات این قشر، آمار بالای آسیب ها و کمبود نیروهای متخصص در حوزه تصمیم سازی و اجرا؛ اقدام های عملی اندکی در جهت حمایت از این قشر صورت گرفته است و در نتیجه بازخورد این روند به شکل بازتولید آسیب های اجتماعی نمایان می شود. 

بنابراین تقویت قوانین مربوط به زنان سرپرست خانوار، اتخاذ سیاست ها و برنامه های حمایتی در راستای توانمندسازی و افزایش ظرفیت این افراد می تواند به کاهش مشکل های آنها بیانجامد. 

در همین ارتباط «سیدحسن موسوی چلک» رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران می گوید، پایین بودن سطح آگاهی و تحصیلات، مشکل های اقتصادی و عملکرد نامناسب نظام تامین اجتماعی در کشور سبب شده است تا زنان سرپرست خانوار بیش از دیگران در معرض آسیب های اجتماعی قرار بگیرند. در ادامه نظرهای وی را جویا می شویم.

** آسیب های اجتماعی تهدیدی برای زنان سرپرست خانوار
عوامل زیادی سبب شده است تا زنان بسیاری به عنوان سرپرست خانوار شناخته شوند که از آن جمله می توان به مسایلی همچون طلاق، فوت و اعتیاد همسران اشاره کرد. بر پایه آمارهای موجود تعداد خانواده های مرد سرپرست در ایران بیشتر از 15میلیون و 711هزار خانوار و تعداد خانواده های زن سرپرست نیز بیش از یک میلیون و 641 هزار خانوار به شمار می رود. در این میان درآمد کم زنان سرپرست خانوار، فقر نسبی آنها را به دنبال دارد و همچنین پایین بودن سطح آگاهی، مشکل های اقتصادی و عملکرد نامناسب نظام تامین اجتماعی در کشور این قشر از جامعه را بیش از دیگران در برابر آسیب های اجتماعی قرار می دهد. 

افزایش آمار طلاق در جامعه و پس از آن مرگ و میرهای ناشی از تصادف های رانندگی و مرگ همسران از جمله دلایل افزایش تعداد زنان سرپرست خانوار محسوب می شود. بیشتر زنان سرپرست خانوار در کشور از سطح تحصیلات و مهارت های فنی پایینی برخوردارند. رشد خانواده های مرد سرپرست در فاصله سال های 1375 تا 1385 خورشیدی در حدود 38 درصد بوده که این میزان در ارتباط با خانواده هایی که زنان سرپرست خانوار هستند به 58 درصد رسیده است. به عبارت دیگر برپایه سرشماری 1385 خورشیدی میزان سهم زنان در سرپرستی خانواده ها 4.9 درصد به شمار می رود. 

** توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار
ایجاد اشتغال و توانمند سازی زنان از بُعد اقتصادی می تواند به عنوان مهمترین اقدام ها برای زنان سرپرست خانوار باشد. حمایت هایی که دولت بر پایه قوانین بودجه سالیانه از زنان سرپرست خانوار دارد، بسیار ناچیز و اندک است و همین عاملی برای اشتغال اجباری برای آنان می شود. دولت باید متناسب با نیاز این زنان و مشاغل مورد نیاز جامعه، مهارت های شغلی لازم را به آنها آموزش دهد. حمایت از زنان سرپرست خانوار خوداشتغال، اعطای تسهیلات ارزان ‌قیمت به آنان و فراهم آوردن شرایط ورود این زنان به چرخه اقتصادی از اهمیت بسیاری برخوردار است و ایجاد بسته های حمایتی می تواند راهی برای کمک به این قشر باشد. 

** ضرورت مهارت آموزش و کسب و کار برای زنان سرپرست خانوار 
فقدان آموزش و نداشتن مهارت کسب و کار در میان زنان سرپرست خانوار آنان را به طرف مشاغل کاذب سوق می دهد و به همین علت این قشر، مشمول هیچ نوع حمایتی نخواهند شد و اگر هم این مساله صورت بگیرد در قالب ارتباط های فردی است. نبود حمایت و رهاسازی این زنان آسیب های فردی و اجتماعی زیادی به بدنه جامعه وارد می سازد که در مواردی قابل جبران نیست. این زنان نیازمند ترحم نیستند بلکه به توجه نیاز دارند و به عنوان بخشی از ظرفیت های موجود در جامعه و به علت مسایل غیرقابل پیش بینی سرپرست خانوار شده اند، بنابراین باید با نگاهی ویژه، شرایط زندگی بهتر را برای آنان از همه لحاظ فراهم آورد.

** تهیه طرح جامع کنترل و کاهش آسیب های اجتماعی در برنامه ششم توسعه 
طرح توانمند‌سازی زنان سرپرست خانوار به عنوان طرح جامع در جهت کنترل و کاهش آسیب های اجتماعی تهیه شده است. البته در این زمینه دستگاه‌های متولی امر اقدام هایی را انجام داده‌اند که از هماهنگی و انسجام کافی برخوردار نبوده و به علت نبود رویکرد واحد و یکپارچه نسبت به توانمندسازی این گروه موجب بروز برخی ناهماهنگی‌ها شده است. زنان سرپرست خانوار نیاز به حمایت دارند و نباید در جامعه رها شوند، در کشورهای مختلف دنیا برای توانمندسازی این زنان سرمایه‌گذاری می‌کنند و از ظرفیت آنها برای اقتصاد کلان کشور بهره می گیرند. به عنوان مثال کشور سوئد اینگونه زنان را در چتر حمایتی بیمه ها قرار می دهد و بدین وسیله مشکل های آنان را برطرف می کند. ایران نیز می تواند با بهره گیری از تجربه های آنها بیمه های اجتماعی را فعال کند و زنان سرپرست خانوار را حمایت کند. 

«مجید ابهری» متخصص رفتارشناسی اجتماعی، بنیانگذار آسیب شناسی اجتماعی در ایران و عضو هیات علمی دانشگاه تهران نیز طلاق را از عوامل افزایش آمار زنان سرپرست خانوار در سطح جامعه می داند و در این باره می گوید: یکی از آسیب ها و عوارض طلاق، مقوله زنان سرپرست خانوار در سطح جامعه و چند پاره شدن خانواده ها به شمار می رود. در ادامه دیدگاه های کارشناسانه وی را از نظر می گذرانیم. 

** نبود پوشش حمایتی علت بروز آسیب های اجتماعی در میان زنان سرپرست خانوار
بر پایه آمارها حدود 43 درصد زنان سرپرست خانواده از تحصیلات برخوردارند و بقیه آنان از کم سواد و بی سواد هستند. سالیانه 60 هزار تن به آمار زنان سرپرست خانواده افزوده می شود و این امر آسیب های جدی را برای آنان به وجود می آورد. نبود پوشش حمایتی مناسب از این زنان زمینه ابتلای آنها را به انواع بیماری های روانی همچون افسردگی ایجاد کرده است که این موضوع در تربیت فرزندان نیز اثر مستقیمی دارد. 

** نگاه منفی جامعه به ازدواج زنان سرپرست خانوار
افزایش زنان سرپرست خانوار سبب گسترش زنان معتاد و رشد آمار زنان کارتن خواب نیز می شود. همچنین بزهکاری، فروش مواد مخدر و ... از آسیب های قابل توجه درباره این زنان است. شیوع زنان مطلقه جوان و نگاه منفی جامعه به ازدواج زنان سرپرست خانوار به هر دلیلی، نبود حمایت های مادی از این قشر، فقدان اشتغال زایی و کارآفرینی موثر در این ارتباط در کنار ضعف فعالیت های فرهنگی و برنامه ریزی های ناقص موجب تشدید و رشد سریع آمار آسیب های اجتماعی در بخش زنان سرپرست خانوار می شود. 

** نقش خانواده و نهادهای متولی در حمایت از زنان سرپرست خانوار 
خانواده ها، سازمان ها و نهادهای دولتی می توانند در بحث حمایت های مادی، فرهنگی و اشتغالزایی زمینه های مناسب برای توانمندی زنان سرپرست خانوار را به وجود آورند و عاملی موثر در پیشگیری و مقابله با آسیب های اجتماعی زنان باشند. تشکیل بانک های اطلاعاتی برای آسیب شناسی این زنان نسبت به محل سکونت و سن آنها، برنامه ریزی ها و سیاست گذاری های لازم نیز می تواند در جهت توانمندسازی های اجتماعی این زنان گامی موثر باشد. 

*گروه اطلاع رسانی
خبرنگار: مریم همتی**انتشار دهنده: شهربانو جمعه
پژوهشم**9117**9131**
ایرنا پژوهش، کانالی برای انعکاس تازه ترین تحلیل ها، گزارش ها و مطالب پژوهشی ایران وجهان، با ما https://t.me/Irnaresearch همراه شوید.

انتهای پیام /* 




نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/10/24
    

تلفیق سبک زندگی دیروز و فردا؛ چاره ای برای شکاف نسل ها

تهران- ایرنا- نگرانی های ناشی از تفاوت میان دیدگاه و سبک زندگی نسل ها موضوعی است که علاوه بر صاحبنظران مسائل اجتماعی و فرهنگی، مسوولان ارشد کشور را نیز به جست و جوی تدابیری برای ترمیم شکاف های نسلی واداشته است.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، روندهای جهانی شدن، گسترش شهرنشینی و ظهور فناوری نوین به ویژه در عرصه اطلاع رسانی و ارتباطات، ارزش ها، هنجارها و بسیاری از عناصر فرهنگی را دستخوش تغییر و تحول کرده است؛ تغییری که بر سبک زندگی افراد هم سایه افکنده و تفاوت های فاحشی میان رفتار اجتماعی نسل های پیشین با نسل کنونی به وجود آورده است. 
در همین ارتباط، رییس جمهوری در دیدار چند روز پیش با وزیر و معاونان وزارت امور اقتصاد و دارایی اظهار داشت: مشکلی که امروز با آن مواجه هستیم، فاصله ما مسوولان با نسل جوان است. امروز آنطوری که ما فکر می‌کنیم، با آنچه که جوانان فکر می‌کنند، متفاوت است. امروز نگاه جوانان به دنیا و زندگی با نگاه ما فرق می‌کند و این اشکال اساسی است که بایستی آن را حل و فصل کنیم. 
رییس جمهور با بیان اینکه نمی توان سبک زندگی خود را به نسل های آینده تحمیل کرد، افزود: اشکال این است که ما می‌خواهیم دو نسل بعد از ما، آنطور که ما می‌پسندیم زندگی کنند، در حالی که نمی‌توان برای آنها تعیین تکلیف کرده و یک نوع سبک زندگی برایشان مشخص کرده و گفت که مسیر همین است که ما می‌گوییم. 
در زمینه تفاوت نگاه نسل ها و فاصله میان آن که رییس جمهوری از آن به عنوان اشکالی اساسی یاد کرده است، پژوهشگر ایرنا با «سید حسن موسوی چلک» رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران و «مجید ابهری» آسیب شناس اجتماعی گفت و گو کرد. 
به باور این کارشناسان، سبک زندگی، مقوله ای متشکل از چارچوب های رفتاری قابل انتقال و غیرقابل انتقال است. چارچوب نخست را رفتار و آداب عامه پسندی همچون صداقت وامانت داری شکل می دهد و سبک زندگی غیرقابل مسائلی چون اولویت های زندگی، پوشش و رفتارهای اکتسابی است. 

** سبک زندگی تحمیلی، مسبب شکاف نسلی 
به بیان ابهری، حضرت علی (ع) فرموده است «فرزند زمان خویشتن باش». این جمله به این معنا است که سبک زندگی به عنوان نقشه راه تفکر، روابط فردی و اجتماعی، آرایش و پیرایش و پوشش، روشنی بخش زندگی همه افراد جامعه است. اما باید یادآور شد که معیارهایی در سبک زندگی ثابت بوده و از نسلی به نسلی دیگر نباید تغییر یابد. صداقت، امانت داری، احترام به والدین، دوست داشتن و مهرورزی با کودکان، خودداری از آزار حیوانات و ده ها محور دیگر جزء سبک زندگی ثابت است که از نسل های پیشین به ما به ارث رسیده است که ما نیز آن را به فرزندان خود آموزش داده و منتقل می کنیم. 
بخش دیگر سبک زندگی با شرایط زمان، پیشرفت های علمی و فناوری، روابط داخلی و بین المللی تغییر می یابد و فرزندان ما باید با این تغییرات خود را تطبیق دهند. به عنوان مثال بازی های دوران کودکی با آمدن رایانه و فناوری های ارتباطی جدید تغییر شکل داده و فرزندان با رایانه و بازی های رایانه ای اوقات فراغت خود را پر می کنند. حوصله فرزندان از حضور در میهمانی های طولانی سر می رود و ترجیح می دهند به جای دید و بازدید، در گروه های مجازی عضو می شوند و دوستان خود را در آن جا ملاقات می کنند. بر همین اساس، ظواهر و سبک زندگی فرزندان تفاوت بسیار زیادی با نسل های پیشین خود دارد و دیگر نمی توان به فرزندان تاکید کرد که مانند نسل های دیروز، لباس بپوشند و آرایش و پیرایش خود را بر اساس خواسته والدین انجام دهند. 
سویه دوم سبک زندگی قابل تحمیل به فرزندان نیست چرا که اگر چنین کنیم آن ها در جامعه، محله و مدرسه مورد تمسخر و تحقیر قرار می گیرند. فرار از خانه، خودکشی، افت تحصیلی، فرار از مدرسه، گرایش به مواد مخدر، سیگار و مشروبات الکلی و ناهنجاری های دیگر، پیامدهایی است که تحت تاثیر فشارهای تربیتی از سوی خانواده ها روی می دهد. پس باید نظام آموزشی، والدین و خانواده ها، رسانه ها به ویژه صدا و سیما بین دو نیمه سبک زندگی که گفته شد، تفاوت قایل شود و آموزش های لازم را به خانواده ها بدهد. 

**الگوسازی؛ جایگزینی برای تحمیل سبک زندگی 
از دید موسوی چلک از چند زاویه باید به موضوع شکاف نسل ها پرداخت؛ موضوع نخست این که آیا جوان دیروز می تواند تمام آن چه را خود داشته به طور کامل به نسل امروز منتقل کند؟ پاسخ این پرسش منفی است چرا که در حوزه های اجتماعی، فرهنگی و تربیتی، بنا بر اقتضای زمان، الگوهای تربیتی تغییر پیدا می کند و به طور عینی انتقال پذیر نیست. 
حال این پرسش به وجود می آید که ارزش های اخلاقی را هم به این بهانه که مربوط به نسل قدیم است و نسل جدید از آن مبراست نمی توان انتقال داد؟ در انتخاب الگوهای تربیتی سبک زندگی، همیشه باید این نکته را مدنظر داشته باشیم که هر آن چه تا به امروز بود الزاما بد نیست و باید در نحوه انتقال دقت شود تا دچار شکاف نسلی نشویم. 
باید به عنوان والدین، دنبال ارتباط و انتقال بین نسلی باشیم به این معنا که در الگوهای تربیتی، آن بخشی از مولفه ها و اصول فرهنگی را که امروز هم هر کسی به عنوان شهروند باید به آن ها توجه کند، منتقل کنیم. چرا که بخشی از هویت ما است و نمی توانیم همه هویت خود را خالی کنیم. ما نمی توانیم به انسانی تبدیل شویم که با هویت، ریشه، الگوها، ارزش ها، هنجارها و سنت ها ناآشنا است و به از خود بیگانگی رسیده باشد. همچنین نمی توان سبک زندگی خود را جدای از ارزش ها و باورهای فرهنگی و دینی قلمداد کرد چرا که ماحصلی جزء خسران ندارد. 
اما باید دانست تحمیل و تاکید صِرف بر سبک زندگی گذشتگان و دفاع تمام قد از آن، آن هم با توجه به شرایط زندگی امروز که نوع روابط، ارتباطات، میزان تحصیلات و اطلاعات، خواسته ها و انتظارات تغییر کرده است هم زیان آور و بسترساز شکاف نسلی است. والدینی که به هیچ وجه سبک زندگی فرزندان و نسل جدید را نمی پذیرند، ناسازگاری، تفاوت نسلی و رفتارهای مقطعی فرزندان را رقم می زنند؛ فرزندانی که شاید در خفای والدین، هر نوع رفتاری خارج از قوانین و ارزش ها و هنجارهای خانواده و جامعه را بروز می دهند. 
در نتیجه باید گفت تلفیق سبک زندگی کارآمدتر از تحمیل آن است یعنی الگوهای تربیتی هم باید پاسخگو و کمک کننده این باشد که هویت خود را احساس و حفظ کنیم و هم باید کمک کند که نیاز فردا پاسخ داده شود و اگر این اتفاق افتاد سطح تربیتی موفق تری خواهیم داشت. 
همچنین الگو بودن برای فرزندان، نکته دیگری است که اگر سبک استبدادی را به دنبال داشته باشد با واکنش عکس روبه رو خواهد بود و تنها در صورتی قابل پذیرش و نفوذ در نسل های آینده است که با همپایی درست، همراه باشد. 

پژوهشم**9294**9279**خبرنگار: فاطمه دهقان نیری**انتشار: سیدمحمد موسی کاظمی 
ایرنا پژوهش، کانالی برای انعکاس تازه ترین تحلیل ها، گزارش ها و مطالب پژوهشی ایران وجهان، با ما https://t.me/Irnaresearch همراه شوید

انتهای پیام /* 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/10/24

رئیس انجمن مددکاری ایران عنوان کرد

درخواستی از سران سه قوه برای پیشگیری از اعتراضاتی مشابه حوادث اخیر

موسوی چلك

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران از سران سه قوه خواست برای شنیدن مطالبات اجتماعی، در نشستی با حضور NGOها و تشکل‌های علمی و صنفی حضور پیدا کنند.

سید حسن موسوی چلک در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه در اعتراضات اخیر، مطالبات مردم تنها به حوزه اقتصاد خلاصه نمی‌شد، گفت: بخش عمده‌ای از مطالبات مردم به حوزه اجتماعی بر می‌گردد. انجمن مددکاران اجتماعی ایران این آمادگی را دارد تا از سران سه قوه دعوت کند تا شنونده مطالبات سازمان‌های غیردولتی اجتماعی باشند.

وی با تاکید بر اینکه این سازمان‌ها پلی میان مردم و حاکمیت هستند اظهار کرد: برای پیشگیری از آشوب‌هایی مشابه حوادث اخیر یا تشدید آنها، این تشکل‌ها می‌توانند ارتباط دهنده بین مردم و مسئولان باشند و لازم است تا حاکمیت برای یک بار هم که شده مطالبات اجتماعی را از زبان آنها بشنود.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با اشاره به اینکه NGOها و تشکل‌های مردم نهاد به شکل مستقیم با مردم سر و کار دارند تصریح کرد: در حال حاضر توجه اصلی به روی مسائل سیاسی و اقتصادی متمرکز شده است. این در حالیست که ما نمی‌خواهیم ناآرامی‌های اخیر در آینده نیز اتفاق بیفتد. جای خالی نشاط، امید و مشارکت اجتماعی به مطالبات و مسائل اجتماعی بر می‌گردد.

موسوی چلک با بیان اینکه انجمن مددکاران اجتماعی ایران به عنوان نهادی که همواره در چارچوب قوانین کشور فعالیت کرده است قصد دارد تا با برقراری ارتباط بین مردم و مسئولان مطالبات آنها را به گوش تصمیم گیرندگان برساند ادامه داد: انجمن مددکاران اجتماعی ایران این خواسته را مطرح می‌کند که در این نشست NGOها را خودش انتخاب کند و حرف‌های آنان را به عنوان نمایندگان نزدیک مردم به گوش مسئولان برساند.

انتهای پیام





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/10/24


( کل صفحات : 54 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی