دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

 

بازار داغ ترقه‌فروشی چهارشنبه‌سوری

/ شادی را به مردم بازگردانیم

معادل حقوق ۳۲۶ هزار کارگر خرج ترقه بازی می شود

گردش مالی چهارشنبه‌سوری امسال ۳۶۳ میلیارد تومان تخمین زده می شود؛ عددی که معادل حقوق ۳۲۶ هزار کارگر، ساخت ۱۹۲۶ کلاس درس و ۴۵۴ تخت بیمارستانی است!

گروه اجتماعی: از همین حالا که نیمه‌ی اسفند است، بهار راه خودش را باز کرده و گاه و به گاه، صبح و عصر، قبل از اینکه آسمان سرخ و کبود و نارنجی شود در خیابان‌ها سرک می‌کشد.

به گزارش بولتن نیوز به نقل از سازندگی، بهار هنوز تمام قد نرسیده اما رنگ و لعابش را پیش‌پیش فرستاده است، رسم و رسومش را هم. مثل همین چهارشنبه‌سوری که خیلی‌ها از چند ماه جلوتر چشم به راه رسیدن دوباره‌اش هستند. اما یکی از نکات مهم چهارشنبه‌سوری، گردش مالی عجیبی است که تنها در چند روز اتفاق می‌افتد. البته امسال با تبلیغات عجیب‌تری مانند ارسال پیامک برای خرید مواد آتش بازی هم همراه است. می‌توان تخمین زد که در چهارشنبه‌سوری امسال ۳۶۳ میلیارد تومان هزینه می‌شود. عددی که معادل حقوق ۳۲۶ هزار کارگر، ساخت ۱۹۲۶ کلاس درس و ۴۵۴ تخت بیمارستانی است!

گردش مالی در حدود ۳۶۳ میلیارد تومانی!

چهارشنبه‌سوری برای خیلی‌ها جدی است، از این جهت که در جامعه فرصتی برای نشاط جمعی فراهم می‌کند. اما این ماجرا یک بعد مهم دیگری هم دارد؛ بازار خرید و فروش مواد محترقه که حداقل از یک ماه جلوتر از چهارشنبه‌سوری داغ می‌شود؛ خیلی داغ، آنقدر که شاید خرده‌فروش‌هایی که در این چرخه وارد می‌شوند، فکرش را هم نکنند که پا در چه بیزینس کلانی گذاشته‌اند؛ به ویژه در حالت غیرقانونی.

گرچه آمار و ارقام رسمی و اعلام شده‌ای برای گردش مالی مواد محترقه در کشور وجود ندارد، حتی آخرین آمار رسمی گمرک جمهوری اسلامی ایران هم در رابطه با واردات رسمی مواد محترقه ۵۹۱ تن است که این رقم به سال ۹۳ برمی‌گردد. به هرحال با یک حساب سرانگشتی می‌توان به نتایج جالبی رسید. یکی از فروشندگان قانونی مواد محترقه‌ی مجاز و ایرانی به سازندگی می‌گوید: «امسال قیمت فرفره دو هزار تومان، قیمت پروانه دو هزار تومان، قیمت موشک سه هزار و صد تومان، قیمت مشعل ۵ هزار تومان و قیمت فلاشر ۲ هزار و ۷۰۰ هزار تومان است».

اگر به صورت میانگین هر خانوار از هر کدام از این مواد تنها یک عدد بخرد، حدودا ۱۵ هزار تومان باید هزینه می‌کند. از سوی دیگر بنابر اعلام مرکز آمار ایران ۲۴ میلیون و ۱۹۶ هزار خانوار در ایران وجود دارد. اگر به صورت میانگین این تعداد خانواده هر کدام برای خرید مواد محترقه ۱۵ هزار تومان هزینه کنند، نتیجه ۳۶۳ میلیارد تومان خواهد شد؛ عددی که معادل حقوق ۳۲۶ هزار کارگر در ایران و معادل یارانه‌ی هشت میلیون و ۶۶ هزار نفر است.

اگر معادلات دیگری را در نظر بگیریم، این رقم جالب‌تر هم می‌شود؛ به گفته‌ی معاون عمرانی وزارت آموزش و پرورش برای ساخت هر کلاس درس، حدود ۱۸۵ میلیون بودجه مورد نیاز است. حالا با ۳۶۳ میلیارد تومان می‌توان حدود ۱۹۶۲ کلاس درس در ایران ساخت. از طرف دیگر معاون توسعه‌ی مدیریت و منابع دانشگاه علوم پزشکی ایران گفته که برای ساخت هر تخت بیمارستانی ۸۰۰ میلیون تومان نیاز است. این در حالی است که با مبلغ حاصل از تجارت مواد محترقه در چهارشنبه‌سوری که می‌توان حدود ۴۵۴ تخت بیمارستانی ساخت و گره‌ بزرگی از مشکلات بیماران باز کرد.

مرگ بر اثر مواد محترقه قتل عمد است!

شاید خیلی از کسانی که به صورت غیرقانونی یا تنها از سر تفریح و خوش‌گذرانی مواد محترقه و آتش‌بازی را خرید و فروش می‌کنند، ندانند که خواسته یا ناخواسته ممکن است درگیر جرایم شوند؛ جرایمی که فکرش را هم نمی‌کردند اما گاهی برای آنها گران تمام می‌شود، خیلی گران. بهمن کشاورز، حقوقدان در این‌باره به «سازندگی» می‌گوید: «در قانون مربوط به قاچاق اسلحه و مهمات پیش‌بینی شده که فهرست اینگونه اشیا اعم از سلاح گرم و سلاح سرد و موادی که مشمول این قانون می‌شود، از طرف وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح تهیه و اعلام خواهد شد؛ بنابراین این اقدام انجام شده و این فهرست وجود دارد و طی آن انواع سلاح‌های گرم و سرد و مواد منفجره‌ای که نگهداری و خرید و فروش آنها غیرمجاز و قابل مجازات است، عنوان شده است. تا آنجا که به یاد دارم فهرست مواد منفجره تقریبا همه انواع این گونه مواد را دربر‌می‌گیرد؛ بنابراین نگهداری، خرید و فروش و حمل آنها به هر شکل و به هر مقدار که باشد، ممنوع بوده و قابل مجازات است».

 

او درباره مواد مجازی که در این فهرست ذکر نشده می‌گوید: « مواد محترقه مشمول قانون عبارت‌اند از باروتی که برای شکار به کار می‌رود، فسفرسفید و قرمز، انواع اقلام وسایل نورافشانی سبک و سنگین و موارد دیگری مثل پرکلرات آمونیوم و پرکلرات پتاسیم، اکسیدکننده‌های قوی از قبیل نیترات و آمونیام، کلرات و پتاسیم داخل در این مواد هستند. اگر این گونه محصولات با موادی که در این فهرست نیامده و به صورتی که خطرناک نباشد تهیه و به منظور آتش‌بازی و انجام مراسم از طریق اشخاص مجاز حقوقی تهیه و در اختیار مردم گذاشته شود، طبعا بلااشکال خواهد بود. مثلا ممکن است کارخانه‌های مهمات‌سازی ارتش چنین محصولاتی را با عملکرد بسیار محدود و غیرخطرناک تهیه کرده در اختیار مردم بگذارند».

اما او مشکل را در جای دیگری می‌داند: «مشکل از آنجا ناشی می‌شود که ترکیب بعضی از موادی که هر یک به تنهایی خطری ندارند و در فهرستی که گفتم هم نیامده‌اند، در شرایط خاص خطر ایجاد می‌کنند. در اینگونه موارد نیز از آنجا که ترکیب این مواد میتواند خطرزا باشد و به اصطلاح «حالت خطرناک» از جانب سازندگان آنها وجود دارد، مقامات قضایی در صورت آگاهی می‌توانند و باید نسبت به ضبط و توقیف این مواد و محصولات و همچنین تعقیب سازندگان آنها اقدام کنند».

اما مهم‌ترین نکته این است که گاهی یک شوخی ساده می‌تواند تمام زندگی و آینده‌ی یک نفر را تمام و کمال تحت‌الشعاع قرار دهد. چیزی که این حقوق‌دان به آن اشاره کرده و می‌گوید: «بعضی حرکات نابخردانه مانند انداختن اشیایی در آتش که به خودی خود خطری ندارند یا مصرف مجازی دارند یا مثلا ظروف خالی آنها پس از مصرف باقی مانده است. چنانچه انفجار این اشیاء باعث ورود خسارت یا جراحت به افراد شود، مرتکبان قابل تعقیب و مجازات خواهند بود و به نظر می‌رسد باید عمل آنان را در صورت وقوع جرح یا قتل عمدی تلقی کرد زیرا درست است که قصد آنان ایجاد جرح یا قتل نیست اما علم و آگاهی دارند که اینگونه اعمال می‌تواند کشنده یا باعث جرح باشند. اینگونه اقدامات حسب مورد مجازات تعزیری حبس دارند. همچنین درصورت منجر شدن به جرح و قتل ممکن است تعیین مجازات دیه یا قصاص برای آنها انجام شود».

خرید و فروش آنلاین مواد محترقه‌

علاوه‌بر خرید و فروش غیرقانونی مواد محترقه که در کوچه و خیابان شاهد آن هستیم، فروشگاه‌هایی هم هستند که به صورت قانونی به این کار اقدام می‌کنند؛ آن هم در شکل و شمایلی نسبتا جدید. مانند خرید و فروش پیامکی، آنلاین و از طریق نسب یک اپلیکیشن.

امیر فروشنده‌ی یکی از همین فروشگاه‌هاست که به صورت قانونی مواد محترقه‌ی ایمن خرید و فروش می‌کند. او به «سازندگی» می‌گوید: «اجناس ما ترقه نیستند. مواد محترقه به حساب می‌آیند اما با ذهنیتی که شما از ترقه دارید فرق می‌کند. محصولاتمان همه ایرانی و ایمن‌اند. ما می‌گوییم اجناس‌مان مخصوص خانواده است، یعنی همه‌ی آدم‌های عادی می‌توانند از آن استفاده کنند، نیازی به اپراطور ویژه نیست. ما با دو شرکت ایرانی تولید‌کننده کار می‌کنیم و تلاش‌مان حمایت از کالای ایرانی است. کالایی که کیفیت آن از نمونه‌های چینی آن هم خیلی بهتر است. کالای قاچاق همان سیگارت و کپسولی و ترقه است. قبلا شرکتی بود که آبشار تولید می‌کرد، اما همه می‌رفتند و آبشار آسمانی را که قاچاق بود، می‌خریدند. اما الان کیفیت محصولات این شرکت به نسبت سال گذشته خیلی بهتر شده است، با این حال هنوز با مواد چینی نمی‌تواند رقابت کند؛ آتش‌بازی چینی در کل دنیا معروف است».

او درباره قیمت‌ها هم می‌گوید: «الان دو سال است که یک شرکت ایرانی پروانه، موشک، فرفره، چرخانک و مشعل تولید می‌کنند که همه جزو مواد مجاز آتش‌بازی محسوب می‌شوند و تازه دارد با بازارهای خارجی در این حوزه رقابت می‌کند. گرچه قیمت‌ها از نمونه‌های قاچاق بیشتر است اما برای خیلی از ما ایمن بودن این محصولات اهمیت بیشتری دارد. با‌این‌حال متاسفانه هنوز این محصولات ایرانی در بین مردم جا نیفتاده و آن‌طورکه باید از آنها استقبال نمی‌شود. در‌حالی‌که در دو چهارشنبه‌سوری می‌توانیم طوری کالای ایرانی را معرفی و تبلیغ کنیم که نمونه‌های قاچاق آن کلا حذف شود و برای قاچاقچیان مقرون به صرفه نباشد. الان سالانه حدود ۳۰ کانتیتر جنس وارد ایران می‌شود و فکر می‌کنم به صورت میانگین ارزش هر کانتیتر حدود ۴۰۰ میلیون تومان است».

او معتقد است گرچه فعلا نمی‌شود به صورت کامل با بازار خارجی رقابت کرد، اما با فرهنگ‌سازی در میان مردم پیشرفت خوبی می‌شود داشت. وی می‌گوید: «این کارخانه به ما مجوز فروش محصولاتش را داده و ما هم برای فروش آن تبلیغات می‌کنیم. مثلا نرم‌افزاری تهیه کرده‌ایم که در آن محصولات به صورت کامل همراه با عکس معرفی شده است، بعد لینک معرفی آن را برای مردم پیامک می‌کنیم. مردم می‌توانند هم به صورت آنلاین خرید کنند یا جلوی در منزلشان کالای خود را دریافت کرده و با کارتخوان هزینه‌ی آن را پرداخت کنند».

او رقم خرید و فروش مواد محترقه را خیلی زیاد تخمین می‌زند: «در چهارشنبه‌سوری خیلی بار جابه‌جا می‌شود، با اطلاعاتی که در این شغل دارم می‌توانم بگویم در دو روز منتهی به چهارشنبه‌سوری حدودا کل فروش در ایران چیزی حدود هزار میلیارد خواهد بود که فکر می‌کنم ۷۰ درصد آن به صورت غیرمجاز و ۳۰ درصد آن به صورت قانونی تولید و وارد می‌شود». اگر آنطور که این فروشنده تخمین زده طی چهارشنبه‌سوری امسال و تنها در دو شب هزار میلیارد تومان پرداخت شود، به معنی این است که هر خانوار ایرانی حدود ۴۱ هزار تومان برای خرید مواد محترقه هزینه کرده است.

شادی را به مردم بازگردانیم

چهارشنبه‌سوری، بخشی از شادی گم‌شده مردم این سرزمین است. این را سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران به «سازندگی» می‌گوید. او معتقد است: «ما با مناسبتی به عنوان نوروز روبه‌رو هستیم. نوروز مجموعه‌ای از رسومی است که با چهارشنبه‌سوری شروع می‌شود و تا سیزده به‌در ادامه دارد. این مجموعه‌ای است که نیاکانمان آن را برای ما به یادگار گذاشته‌اند.

اما ما به جای اینکه یادگار چهارشنبه‌سوری را درست حفظ کنیم، دانسته یا نادانسته به دنبال حذف آن بوده‌ایم، یا می‌خواستیم آن را به صورت دولتی برگزار کنیم. ما با این فرهنگ و آیین‌ها مخالفت کردیم. هویت ملی در فرهنگ ایران، تلفیقی از هویت اسلامی و ایرانی است، نمی‌توانیم این هویت را از مردم بگیریم. برای همین الگوهای توسعه‌ در کشور ما هم الگوهای توسعه‌ی اسلامی و ایرانی است. طبیعتا سنت‌ها هم بر همین مبنا و برهمین اساس ایجاد شده‌اند.

اما به عقیده‌ی من نتوانستیم این ظرفیت را حفظ کرده و آن را ارتقا دهیم. فرهنگ شادمانه‌ای که چهارشنبه‌سوری ایجاد می‌کرد و ما برای رسیدنش لحظه‌شماری می‌کردیم، برعکس شده؛ حالا لحظه شماری می‌کنیم تا زودتر تمام شود. این برخورد عجیبی است که در طول این سال‌ها باعث شده حالا چنین وضعیتی داشته باشیم و برای امنیت آن هزینه کنیم، یا با قاچاق مواد محترقه‌ی غیرقانونی و کارگاه‌هایی که این ترقه‌ها را می‌سازند، مقابله کنیم».

موسوی چلک راهکاری برای احیای درست این سنت دارد: «باید چهارشنبه‌سوری را محله‌محور و حتی کوچه‌محور کنیم. وقتی با مردم برخورد می‌کنیم، آنها هم واکنش نشان می‌دهند. گاهی واکنش‌های تند مردم در چهارشنبه‌سوری بهانه‌ای برای خواسته‌های دیگرشان است. در واقع چهارشنبه‌سوری بهانه‌ای می‌شود تا خواسته‌های دیگرشان را علنی کنند. اگر دولت در این مسئله مداخله‌ای نکند و مدیریت شهری آن را به خود مردم واگذار کند، دوباره شاهد بازگشت فرهنگ شادمانه چهارشنبه‌سوری در جامعه خواهیم بود. اگر چهارشنبه‌سوری به چهارشنبه‌سوزی تبدیل میشود، نشان‌دهنده‌ی بی‌تدبیری ماست».

به عقیده‌ی او امروز مردم مانند گذشته شادی و نشاط ندارند، می‌گوید: «چهارشنبه‌سوری فرصتی برای تقویت فرهنگ شادمانه است، آن را از مردم دریغ نکنیم. ضمن اینکه باید از تمام ظرفیت‌های دینی، ملی و قومیتی‌مان در چارچوب هویت ملی‌مان هم استفاده کنیم. امروز سبک زندگی تغییر کرده است، نیازمند خلق شادی‌های گروهی هستیم و این شادی حق شهروندان است، باید آن را جدی بگیریم».

سال گذشته؛ ۲۶۳ جراحی چشم در یک شب!

خیلی‌ها تقویم سال جدید را که می‌گیرند، اول از همه چشمشان می‌رود پی تعطیلی‌ها، بعضی‌ها هم مناسبت‌ها را پیدا می‌کنند و پیش‌پیش برایش برنامه می‌ریزند. گرچه چهارشنبه‌سوری همیشه تکلیفش مشخص است، جابه‌جا نمی‌شود و کسی را غافلگیر نمی‌کند. البته که امسال ماجرا کمی فرق کرده و چهارشنبه‌سوری درست شب پیش از سال نو است. برای همین حساسیت بیشتری به همراه دارد. هر اتفاق ناگواری هرچند کوچک، شب عید خانواده‌ای را به هم خواهد ریخت. این‌ در شرایطی است که در سال‌های گذشته هم آمار و ارقام حکایت از بی‌احتیاطی دارد. آنطور که رئیس مرکز تحقیقات سوختگی کشور اعلام کرده است، در چهارشنبه‌سوری سال گذشته، شش نفر کشته شدند، بیش از دو هزار نفر مصدوم که حدود ۶۰۰ نفر از آنها به بیمارستان منتقل شدند. جالب اینکه از این تعداد حدود ۲۶۳ نفر مجبور به جراحی چشم شدند.منبع اصلی: بولتن نیوز





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/12/15

ماموریت بدون مدیریت نشاط اجتماعی

سلامت نیوز :شرایط سخت اقتصادی و معیشتی که در نتیجه تحریم ها و البته سوءمدیریت ها و اختلافات سیاسی بر کشورمان حاکم و یا بهتر است بگوییم تحمیل شده است باعث ایجاد احساس یاس و ناامیدی در بخشی از جامعه شده و نیز اینکه سبب شده تصویر روشنی برای آینده وجود نداشته باشد

به گزارش سلامت نیوز به نقل از همشهری ،نتایج آینده پژوهی که در ۳ ماه آخر سال۹۵ توسط یک شرکت خصوصی و زیرنظر مرکز تحقیقات استرات ژیک ریاست جمهوری انجام شده است نشان می دهد که مسائل اجتماعی از اولویت های اصلی است که در کشورمان وجود دارد. ناامیدی نسبت به آینده ناشی از مجموعه عواملی است که نه یک شبه که در یک فرایند طولانی مدت اثرات سوء خود را بر جامعه ایرانی باقی گذاشته است؛ این مسئله زنگ خطری جدی است که می تواند زمینه ساز آسیب های اجتماعی زیادی در کشور باشد و در این بین ایجاد فضای شاد اجتماعی می تواند بسیار مهم باشد

توجه بیشتر به مسئله نشاط اجتماعی و امیدوار کردن جامعه به آینده ای روشن ازجمله مسائلی است که کارشناسان روی آن تاکید دارند و در این بین استفاده از فرصت جشن های ملی مانند نوروز از اهمیت وی ژه ای برخوردار است و می تواند روزنه ای برای شادی اجتماعی در شرایط ناامیدی کنونی باشد. روز گذشته عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور در نشست شورای اجتماعی کشور با اشاره به ضرورت توجه به بحث نشاط اجتماعی گفت

باید زمینه سازی های لازم برای نشاط اجتماعی در جامعه انجام شود. او همچنین از تشکیل کارگروه دائمی نشاط اجتماعی هم خبر داد. اما نکته مهم در این بین تاکید ضرورت توجه به نشاط اجتماعی در جامعه از سوی مسئولان عالی رتبه بدون اقدامات عملی جدی در این زمینه است

موضوع ایجاد فرصت وفضاهایی برای نشاط اجتماعی در کشور نخستین بار از سوی حسن روحانی رئیس جمهور و بعد از درگیری های دی ماه سال گذشته مطرح شد. رئیس جمهور اسفند سال گذشته در همایش ملی سلامت اعلام کرد که باید در جامعه نشاط داشته باشیم و گفت که چگونه است که هرچه غم و اندوه باشد حلال است اما یک دقیقه خنده حرام است؟ 

در یک سال گذشته و بعد از ماموریت رئیس جمهور به مسئولان دولتی برای ایجاد فضای نشاط اجتماعی از وزیر سابق بهداشت تا وزیر کنونی کشور بارها براین موضوع تاکید کرده اند، اما نکته مهم این است که ایجاد فضای نشاط اجتماعی با مدیریت و اقدامات عملی ممکن می شود و نه تنها با حرف آن هم در شرایطی که جامعه ایران با مشکلات اجتماعی بسیار رو به رو شده است و چالش های اقتصادی هم زغال این آتش را شعله ورتر کرده است؛ 

در این بستر جامعه کارشناسان معتقدند که مدیریت نشاط اجتماعی و استفاده از فرصت ها و پتانسیل های اجتماعی در این زمینه می تواند از اهمیت بسیار زیادی برخورد دار باشد. دراین رابطه گفت وگوی همشهری با حسین ایمانی جاجرمی، جامعه شناس و سیدحسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران را می خوانید

فرهنگ شادمانه باید ترویج شود

سیدحسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با بیان اینکه در ماه های اخیر در شرایط خاصی قرار داریم که این شرایط بر روحیه مردم تاثیر منفی دارد، گفت: چیزی که در زمان حاضر به آن نیاز داریم بحث تاب آوری اجتماعی و تقویت و ترویج فرهنگ شادمانه است

موسوی چلک در گفت وگو با همشهری گفت: باید از ظرفیت های ملی در چهارچوب هویت اسلامی - ایرانی استفاده کنیم که یکی از این ظرفیت ها آیین های مربوط به قبل، حین و بعد از نوروز است. باید فرهنگ شادمانه در جامعه ترویج شود که این مسئله مستلزم این است که این باور در سیاستگذاران نهادینه شود که مردم نیاز به شادی دارند

بخشی از این عملکردها به این برمی گردد که مردم از نااطمینانی از آینده به اطمینان برسند. وی با اشاره به پژوهشی که در تهران روی ۶ هزار نفر انجام شد، گفت: مهم ترین عوامل استرس زا و فشار آور از نظر مصاحبه شوندگان نگرانی نسبت به آینده، از دست دادن شغل، آینده فرزندان، بیماری، از دست دادن افراد خانواده و... بوده است

بخش عمده ای از این نگرانی ها به طور مستقیم با حوزه اقتصادی در ارتباط است. اکنون ما در شرایطی هستیم که اقتصاد کشورمان همه اجزای زندگی را تحت الشعاع قرار داده که در این شرایط مردم باید ۲ مهارت را یاد بگیرند؛ یکی مهارت تاب آوری است که اگر این مهارت آموخته نشود مردم تحت تاثیر شرایط منفی قرار می گیرند و دومین مسئله ترویج فرهنگ شادمانه است

موسوی چلک با بیان این نکته که همه مردم در زندگی مشکل دارند، گفت: مشکلات به معنای پایان زندگی نیست اما در زمان کنونی برای برگشتن روحیه مردم ما به انتخاب مدیران شایسته و سالم، شفافیت و سلامت در بین مدیران، مدیران پاسخگو و احترام گذاشتن به حقوق شهروندان، برابری در برابر قانون و رعایت قانون و حقوق شهروندی در هر زمان و مقطعی نیاز داریم

این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه شادی و نشاط فقط خندیدن نیست، گفت: بخشی از شادی و نشاط در جامعه به این بر می گردد که مردم بتوانند به آینده خود امیدوار باشند. مردم با امید می توانند سختی ها را تحمل کنند اما وقتی اینها نباشد ایجاد فرهنگ شادمانه، کار راحتی نیست؛ تلفیقی از مسائل می تواند فضا را تغییر دهد

وی گفت: تغییر فضای جامعه مستلزم این است که باور کنیم شرایط فعلی در کشور روی روحیه مردم تاثیر منفی دارد. بخشی از افزایش خشونت و اختلالات روانی که آمار قابل توجهی را در کشورمان به خود اختصاص داده به ناامیدی ها و سردرگمی هایی که مردم در جاهای مختلف دارند، بر می گردد و تفاوت ها و تبعیض هایی که در جامعه مشاهده می شود، روی روحیه مردم تاثیر منفی دارد

موسوی چلک تصریح کرد: مسئولان ما باید متوجه این نکته باشند که مردم پشتوانه خوبی برای مملکت هستند؛ درحالی که اکنون مشکلات زیادی در زندگی مردم به وجود آمده و خروج از بحران در شرایط فعلی بسیار ضروری است. باید برای مردم اعتماد سازی شود چرا که با اعتمادسازی است که مردم می توانند در اداره کشور مشارکت داشته و به دنبال آن امید در جامعه ایجاد می شود

وی با اشاره به لزوم توجه به ظرفیت های فرهنگی جامعه گفت: نباید به راحتی از کنار ظرفیت های فرهنگی جامعه برای شاد کردن ذائقه مردم بگذریم و نباید به دنبال حذف و یا تعدیل این ظرفیت ها باشیم بلکه باید فضا را برای زندگی شادتر مردم فراهم کنیم که نوروز بهترین فرصت برای این اقدام است. موسوی چلک ادامه داد: الان خلا حس شادمانه در جامعه موج می زند و ما بیش از هر چیز به این شادمانی نیاز داریم. برای این منظور می توانیم از ظرفیت های چهارشنبه سوری و نوروز استفاده کنیم تا فرهنگ شادمانه به فرهنگی غالب در کشور تبدیل شود
منبع: روزنامه همشهری/13 اسفند 97

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/12/15
کارشناسان بیان کردند:
گروه جامعه ــ کارشناسان در نشست بررسی قوانین مربوط به کودکان و نوجوانان و چالش‌های پیش‌رو آن با بیان اینکه در بودجه سال ۹۸ مجموع حمایت‌های حوزه کودک و نوجوان کاهش داشته است و این یعنی در این بودجه نمایندگان توجهی به حقوق کودک و نوجوانان در لایحه نداشته‌اند، بر حمایت اجتماعی از کودکان قبل از ورود به سیستم قضایی تاکید کردند.

به گزارش خبرنگار ایکنا؛ نشست بررسی قوانین مربوط به کودکان و نوجوانان و چالش‌های پیش‌رو، صبح امروز یک‌شنبه ۱۲ اسفند‌ماه با حضور حسین میر‌محمد‌صادقی، معاون قوانین مجلس شورای اسلامی، غلامحسین اسماعیلی، رئیس کل دادگستری استان تهران، سیدحسن موسوی چلک، رئیس انجمن مدد‌کاری اجتماعی و مؤسس اورژانس اجتماعی کشور، سیدعلی کاظمی، قاضی دادگستری و رئیس اداره تنقیح قوانین و مقررات و مشاور معاون حقوقی قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران، مهرشاد شبابی، رئیس کلینیک‌های حقوقی زنان و خانواده و جمعی از قضات و حقوقدانان و کارشناسان اجتماعی حوزه خانواده برگزار شد.

سیدحسن موسوی چلک، در ابتدای این نشست با بیان اینکه قوانین کودکان و نوجوانان در دو دهه اخیر نسبت به قبل در حوزه سیاست‌گذاری و توجه به کودکان بیشتر شده است، گفت: ذینفعان و مسئولان مربوط به حمایت‌های اجتماعی از کودکان در کشور امروز آنگونه که باید نسبت به قوانین موجود این حوزه اشراف ندارند و همین مسئله باعث شده تا در نظام آموزشی ضمن خدمت ما نیز آشنایی با قوانین این حوزه ضعف بسیار جدی احساس شود.

وی ادامه داد: اجرای سلیقه‌ای قوانین لطمه بزرگی را به حوزه حمایتی کودکان وارد کرده است و ما شاهد آن هستیم که هم در مجریان قانون و هم در سیستم‌های اجتماعی که قرار است کودکان به تناسب شرایط از قوانین آن‌ها برخوردار شوند، اجرای سلیقه‌ای را به دفعات می‌بینیم. اجرای سلیقه‌ای اهمیت قوانین را تحت شعاع قرار می‌دهد و موجب شده است در سایر حوزه‌ها هم ضعیف عمل کنیم. به عنوان مثال ما تا چه میزان توانستیم در قانون سال ۸۱ که مربوط به پیشگیری از کودک آزاری است اجرای موفقی داشته باشیم؟

رئیس انجمن مدد‌کاری اجتماعی در ادامه با بیان اینکه امروز حیطه اختیارات مددکاران اجتماعی تعریف نشده است، گفت: مددکاران اجتماعی اختیار تام برای حمایت ندارند و همه موارد منوط به سیستم قضایی می‌شود در حالی که در بسیاری از موارد حمایت اجتماعی باید قبل از ورود به سیستم اجتماعی صورت بگیرد.

اختیارات مددکاران اجتماعی
وی با اشاره به لایحه اولیه قوه قضاییه، در خصوص اختیارات مددکاران اجتماعی، اظهار کرد: در این لایحه وظایف مددکاران شفاف‌تر و بیشتر بود، به طوری که در لایحه اولیه ۳۲ بار از کلمه مددکار اجتماعی استفاده شده بود و این درحالی است که ما از ظرفیت‌های میانجی‌گری در حوزه حمایت کودکان به خوبی استفاده نکرده‌ایم.

‌موسوی چلک در بخش دیگری از سخنانش به قانون مجازات اسلامی و بحث مجازات جایگزین حبس اشاره و اظهار کرد: در برخی موارد انتقال فرد به خارج از محیط زندان بستر را برای بازتوانی اجتماعی فرد فراهم می‌کند لذا باید در مورد کودکان موضوع میانجی‌گری را هم جدی بگیریم.

رئیس انجمن مدد‌کاری اجتماعی با اشاره به اینکه امروز در کشور ۶۰۰ کلینیک مددکاری اجتماعی خصوصی داریم، بیان کرد: با این تعداد از مراکز مددکاری دیگر نیازی نیست که قوه قضائیه ساختار جدیدی را در این زمینه و برای حمایت‌های اجتماعی خود ایجاد کند. این درحالی است که در برخی موارد نمی‌توانیم از کودکان در مقابل خانواده‌های بد سرپرست حمایتی داشته باشیم.

وی با تاکید بر اینکه اگر حمایت اجتماعی مبتنی بر جامعه باشد اثر‌بخشی آن به مراتب بیشتر از آن است که کودکان را از خانواده جدا کنیم، اظهار کرد: مراکز به تنهایی نمی‌توانند نقش مردم و محله را ایفا کنند و ضروری است تا بر نقش مردم هم در این حوزه نگاه جدی‌تری شود.

رئیس انجمن مدد‌کاری اجتماعی تصریح کرد: متاسفانه ما در حوزه قوانین حمایتی کودک و نوجوان در برخی موارد سوءاستفاده از قانون را شاهد هستیم. ضعف هماهنگی بین بخشی یکی از چالش‌های جدی اجرای صحیح قوانین است و مرجع ملی که با این هدف تشکیل شد نیز تاکنون نتوانسته است به عنوان یک مرجع ملی به درستی هماهنگ‌کننده دستگاه‌ها و قوانین این حوزه باشد.

موسوی چلک در ادامه با تاکید بر اینکه لایحه اطفال و نوجوانان به‌نظر قانون خوبی است، اما ۴ مولفه و ویژگی مهم را ندارد، اظهار کرد: آنچه که در قوانین موجود برای حمایت اجتماعی از کودکان و نوجوانان بیان کرده‌ایم چهار ویژگی مهم را ندارند. اولین ویژگی این است که حمایت اجتماعی کارآمد باید فراگیر باشد، جامعیت داشته و کفایت، پایداری و استمرار داشته باشد.

مؤسس اورژانس اجتماعی کشور با بیان اینکه اگر قرار است در قوانین به سمت حمایت اجتماعی کودکان و نوجوانان حرکت کنیم باید به این چهار موضوع توجه ویژه داشته باشیم، گفت: متاسفانه آنچه که تا امروز از قوانین در حوزه کودکان داشته‌ایم و اجرا کرده‌ایم ارزیابی و سنجش نکرده‌ایم. ما معتقدیم که قوانین در خیلی از جا‌ها تسهیل کننده است، ولی در حوزه کودکان باید قوانینی را بر اساس این چهار ویژگی تدوین کنیم تا بتوانیم جامعه بهتری را برای کودکان و نوجوانان داشته باشیم.
منبع: ایکنا/12 اسفند 97




نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/12/12

جای خالی مددکاران اجتماعی در لایحه اطفال و نوجوانان

موسوی چلك

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران با اشاره به لایحه اطفال و نوجوانان خاطرنشان کرد: به نظر قانون خوبی است اما حیطه اختیارات مددکاران اجتماعی تعریف نشده است. مددکاران اجتماعی اختیار تام برای حمایت ندارند و همه موارد منوط به سیستم قضایی می‌شود در حالی که در بسیاری از موارد باید حمایت اجتماعی قبل از ورود به سیستم قضایی صورت گیرد.

به گزارش ایسنا، سیدحسن موسوی چلک در نشست "بررسی قوانین مربوط به کودکان و نوجوانان و چالشهای پیش رو" با بیان اینکه قوانین کودکان و نوجوانان در دو دهه اخیر نسبت به قبل در حوزه سیاستگذاری و توجه به کودکان بیشتر شده است در عین حال گفت: ذی نفعان مربوط به حمایتهای اجتماعی از کودکان آنگونه که باید نسبت به قوانین موجود اشراف ندارند ، در نظام آموزشی ضمن خدمت ما نیز آشنایی با قوانین ضعف بسیار جدی دارد.

وی با اشاره به اجرای سلیقه ای قوانین خاطرنشان کرد: چه در مجریان قانون و چه سیستمهای اجتماعی که قرار است کودکان به تناسب شرایط از قانون برخوردار شوند به کرات اجرای سلیقه ای می‌بینیم، اجرای سلیقه ای اهمیت قوانین را تحت شعاع قرار می‌دهد به عنوان نمونه قانون کار است، ما تا چه میزان قانون سال ۸۱ که مربوط به پیشگیری از کودک آزاری است را اجرا کردیم؟

موسوی چلک با بیان اینکه ما در برخی موارد سواستفاده از قانون را داریم، خاطرنشان کرد: ضعف هماهنگی بین بخشی یکی از چالش‌های جدی اجرای صحیح قوانین است و مرجع ملی که با این هدف تشکیل شد نیز نتوانست به عنوان مرجع ملی هماهنگ کننده باشد.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران با اشاره به لایحه اطفال و نوجوانان خاطرنشان کرد: به نظر قانون خوبی است اما حیطه اختیارات مددکاران اجتماعی تعریف نشده است. مددکاران اجتماعی اختیار تام برای حمایت ندارند و همه موارد منوط به سیستم قضایی می‌شود در حالی که در بسیاری از موارد حمایت اجتماعی باید قبل از ورود به سیستم اجتماعی صورت گیرد.

وی با بیان اینکه در لایحه اولیه قوه قضاییه، اختیارات مددکاران اجتماعی شفاف‌تر و بیشتر بود، افزود: در لایحه اولیه ۳۲ بار از کلمه مددکار اجتماعی استفاده شده بود.

به گفته رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، ما از ظرفیت‌های میانجی گری استفاده نکردیم.

وی با اشاره به قانون مجازات اسلامی و بحث مجازات جایگزین حبس نیز اظهار کرد: در برخی موارد انتقال فرد به خارج از محیط زندان بستر را برای بازتوانی اجتماعی فرد فراهم می‌کند لذا باید در مورد کودکان موضوع میانجی گری را جدی بگیریم.

وی با تاکید بر اینکه ۶۰۰ کلینیک مددکاری اجتماعی خصوصی داریم، خاطرنشان کرد: نیازی نیست قوه قضاییه ساختار جدیدی در این زمینه و برای حمایتهای اجتماعی برای خود ایجاد کند. مسئله بعدی این است که در برخی موارد نمی‌توانیم از کودکان در مقابل خانواده‌هایشان حمایت کنیم.


موسوی چلک در بخش دیگری از صحبتهای خود تاکید کرد: اگر حمایت اجتماعی مبتنی بر جامعه باشد اثر بخشی آن به مراتب بیشتر از آن است که کودکان را از خانواده جدا کنیم. مراکز نمی‌توانند نقش مردم و محله را ایفا کنند.

ایسنا/12 اسفند 97





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/12/12

برگزاری دومین کنگره بین‌المللی مددکاری اجتماعی در فروردین ۹۸

موسوی چلك

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی از برگزاری دومین کنگره بین‌المللی مددکاری اجتماعی و سی چهارمین همایش مددکاری اجتماعی با موضوع «مددکاری و تاب آوری اجتماعی» در فروردین ماه سال آینده خبر داد.

سید حسن موسوی چلک در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به برگزاری دومین کنگره بین‌المللی مددکاری اجتماعی و سی چهارمین همایش مددکاری اجتماعی با موضوع «مددکاری و تاب آوری اجتماعی» در فروردین ماه سال آینده افزود: هر سال به مناسبت روز ملی مددکاری اجتماعی همایشی برگزار می‌شود که امسال با ۲۹ اسفند ماه و روز جهانی مددکاری اجتماعی مصادف شده است، به همین دلیل همایش مذکور 20 فروردین ماه، با همکاری فدراسیون جهانی مددکاری اجتماعی، انجمن بین‌المللی، دانشگاه‌های مددکاری اجتماعی و فدراسیون منطقه آسیا-اقیانوسیه برگزار می‌شود.

وی با اشاره به محورهای اصلی حوزه مددکاری اجتماعی در سال ٢٠١٩ اظهار کرد: حدود ١٠ کشور در این همایش بین‌المللی با موضوع مددکاری و تاب‌آوری اجتماعی شرکت می‌کنند. همچنین شعار امسال این روز «ترویج اهمیت روابط انسانی» است.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران تصریح کرد: در همین راستا ایران نیز شعار امسال را «تاب آوری اجتماعی» انتخاب کرد، زیرا براساس شرایط پیش روی کشور است به این جمع‌بندی رسیدیم که مهارت تاب آوری اجتماعی می‌تواند به مردم در شرایط فشارهای اقتصادی و روانی کمک کند.

موسوی چلک ادامه داد: می‌دانیم که موضوع تاب آوری اجتماعی باید از سال‌ها قبل آموزش داده می‌شد؛ از سوی دیگر ترویج فرهنگ گفت‌وگو و روابط انسانی می‌تواند زندگی لذت‌بخش‌تری را در کنار مولفه‌های آموزشی، اقتصادی و اجتماعی فراهم کند.

وی با بیان اینکه رابطه انسانی و تاب آوری اجتماعی هر دو در یک راستا هستند افزود: در سال ۹۸ موضوع کار انجمن مددکاری اجتماعی ایران بر روی نهادینه شدن تاب آوری و مدیریت بهتر در شرایط نامناسب قرار داده شد و به همین دلیل این شعار را انتخاب کرده‌ایم. امیدواریم پایان نامه‌های دانشجویان مقطع دکترا و ارشد نیز به همین بخش سوق داده شود تا بسته‌های حمایتی خوبی در اختیار مردم قرار بگیرد.

انتهای پیام/ایبسنا/11 اسفند 97





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/12/11

آنچه از تأثیر طلاق بر فرزندان بهتر است بدانیم

 

وقتی زندگی به بن بست می‌رسد، بعضی والدین از خود می‌پرسند که آیا بخاطر فرزندانشان، به بودن در کنار هم ادامه بدهند یا نه؟

به گزارش خبرآنلاین، به هرحال، هر انتخابی که داشته باشید، چه باهم بمانید و زندگی پرتنشی داشته باشید و چه راه زندگیتان را از هم جدا کنید، فرزندانتان به شدت تحت تأثیر تغییرات قرار خواهند گرفت.

در کنار تمام مسائلی که ذهن والدین را مشغول می‌کند، از شرایط زندگی و موقعیت اجتماعی آینده گرفته تا محل زندگی، مهم‌ترین دل مشغولی، واکنش فرزندان و اثرات طلاق بر آن‌هاست.

حال می‌خواهیم ببینیم که اثر طلاق بر فرزندان یک خانواده چه خواهد بود؟ محققان عقیده دارند که این اثرات تا حد زیادی به شرایط زندگی بستگی دارد. با وجود این که طلاق والدین شرایط سخت و استرس‌زایی برای کودکان دارد، بعضی کودکان راحت‌تر از دیگران به شرایط عادت کرده و با آن وفق پیدا می‌کنند.

والدین نیز می‌توانند با انجام اقدامات خاصی، به بهبود وضعیت زندگی و رفع استرس فرزندشان کمک کنند.

یک سال اول، بعد از طلاق، سخت‌ترین و پرچالش‌ترین دوره است

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران، سید حسن موسوی چلک در گفت و گو با ایسنا گفت: اگر فراوانی طلاق را بررسی کنیم باز هم شاهد روند افزایشی داشته و نرخ ازدواج نیز بین 11 تا 13درصد کاهش را نشان می‌دهد.

موسوی چلک اضافه کرد: همچنان طلاق در ایران بیش از 6 درصد رشد دارد. به ازای هر 3.4 تا 3.5 ازدواج، یک طلاق به وقوع می‌پیوندد. الان نسبت طلاق به ازدواج به حدود 24 رسیده که قبلا 22 بود.

همانطور که انتظار می‌رود، کودکان در سال‌های اول و دوم بعد از طلاق، بیشترین کشمکش درونی را تجربه می‌کنند. آن‌ها به شدت در معرض استرس، خشم، اضطراب شدید و ناباوری قرار می‌گیرند. اما بسیاری از کودکان پس از مدتی با شرایط خو می‌کنند و به زندگی عادی برمی‌گردند. اما ممکن است بعضی از آن‌ها هرگز به حالت عادی باز نگردند.

تأثیرات عاطفی طلاق بر کودکان

طلاق، نوعی آشفتگی عاطفی برای تمام اعضای خانواده به همراه خواهد داشت، اما برای کودکان ممکن است ترسناک، گیج کننده و آزار دهنده باشد.

·         در سنین پایین‌تر، برای کودکان قابل درک نیست که چرا باید مدام بین خانه پدر و منزل مادرشان در حال رفت و آمد باشد. حتی ممکن است به این نتیجه برسند که اگر والدینشان می‌توانند از دوست داشتن یکدیگر دست بکشند، روزی فرزندشان را نیز دیگر دوست نخواهند داشت.

·         بچه‌هایی که در سن مدرسه رفتن هستند، ممکن است دچار عذاب وجدان شده و خود را در طلاق والدینشان مقصر بدانند. آن‌ها فکر می‌کنند که سرپیچی‌هایی که در گذشته مرتکب شده‌اند یا خواسته‌هایشان علت اصلی جدا شدن پدر و مادرشان است.

·         نوجوانان اغلب در مقابل خبر طلاق والدینشان و اثرات ناشی از آن، دچار احساس خشم می‌شوند. ممکن است یکی از والدین را به شدت سرزنش کنند یا هر دو را بخاطر آشوب به وجود آمده آزرده خاطر کنند.

البته که شرایط زندگی افراد متفاوت است اما اگر طلاق به کاهش مشاجره و آسیب‌های روحی اعضای خانواده کمک کند، مسلما راه مناسبی است و کودکان نیز از میدان آشوب والدین نجات پیدا خواهند کرد.

شرایط استرس‌زایی که طلاق به همراه خواهد داشت

طلاق اغلب منجر می‌شود که کودکان نتوانند هر روز با پدر یا مادرشان در ارتباط باشند. کاهش ارتباط کودک با پدر یا مادر، به پیوند کودکان و والدین آسیب می‌رساند.

علاوه بر این، ارتباط کودکان با والدی که سرپرستی‌شان را به عهده گرفته است نیز تحت الشعاع قرار می‌گیرد. به همین سبب سرپرستی کودکان بعد از طلاق با حجم زیادی استرس همراه خواهد بود که ممکن است میزان حمایت‌گری والدین به شدت کاهش دهد. گاهی تنش زیادی که بین فرزند و سرپرستش به وجود می‌آید، حتی نظم و انضباطی که والد برای زندگی فرزندش در نظر می‌گیرد را بی بها می‌سازد.

برای بعضی از کودکان، این طلاق نیست که سخت و طاقت‌فرساست، بلکه نقل مکان برای تغییر محل زندگی که در بیشتر موارد با تغییر مدرسه و محل تحصیل نیز همراه است، برای کودکان بسیار چالش برانگیز خواهد بود.

مشکلات مالی نیز یکی دیگر از معضلات طلاق والدین است.

ازدواج مجدد و سازگاری‌های بعد از آن

بعد از جدایی، ممکن است والدین فرصتی برای ازدواج پیدا کنند و این مسأله اغلب زندگی فرزندان را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. علاوه بر پذیرش شخص دیگری در کنار پدر یا مادر، ممکن است نیاز باشد کودکان با حضور خواهر یا برادر ناتنی نیز کنار بیایند که به هرحال دشواری‌های خود را خواهد داشت.

طلاق ممکن است اثرات زیادی بر سلامت فکری کودکان داشته باشد

گاهی طلاق سلامت ذهنی کودکات را تحت تأثیر قرار می‌دهد. فارغ از سن، جنسیت و فرهنگ، مطالعات نشان می‌دهند که فرزندان طلاق، بیشتر از دیگران با مشکلات روانشناختی روبرو خواهند شد. اختلالات و مشکلاتی که در خصوص انطباق پذیری کودکان با شرایط جدید به وجود خواهد آمد، ممکن است بعد از چند ماه حل شود اما معمولا آمار اضطراب و افسردگی در کودکان طلاق بسیار زیاد است.

گاهی طلاق موجب بروز مشکلات اخلاقی کودکان خانواده می‌شود

رفتارهای تنشی در کودکان طلاق بسیار شایع است و آن‌ها اغلب بیشتر از کودکانی که در یک خانواده عادی و بدون تنش زندگی می‌کنند دچار مشکلات رفتاری و تندی اخلاق می‌شوند.

طلاق والدین ممکن است بر تحصیلات فرزند خانواده اثر داشته باشد

مطالعات نشان می‌دهد که کودکان طلاق نمرات کم‌تر و عملکرد ضعیف‌ترین نسبت به دیگر دانش‌آموزان دارد و در سنین بالاتر، درصد ترک تحصیل بین این افراد بیشتر از دیگران است.

طلاق والدین، ریسک‌پذیری فرزندان را افزایش می‌دهد

نوجوانانی که پدر و مادرشان طلاق گرفته‌اند، گاهی بیشتر از دیگران دست به رفتارهای پر خطر می‌زنند و مصرف مواد مخدر بین این افراد شایع‌تر است. در ایالت متحده آمریکا، نوجوانانی که فرزند طلاق هستند، از سنین پایین‌تری به مصرف الکل، ماریجوانا، تنباکو و قرص‌های اعتیاد آور روی می‌آورند.

مشکلاتی که تا بزرگسالی همراه کودکان خواهد بود

برای عده‌ای از کودکان، مشکلات روانشناختی ناشی از طلاق والدین، دراز مدت خواهد بود. بعضی مطالعات طلاق والدین و مشکلات روانشناختی در بزرگسالی را مرتبط می‌دانند.

تحقیقات زیادی حاکی از آن هستند که طلاق پدر و مادر بر کاهش شانس موفقیت فرزندان در بزرگسالی در حوزه‌های مختلف از جمله تحصیل، کار و روابط عاطفی، اثر خواهد گذاشت. حتی ممکن است احتمال طلاق در بزرگسالانی که در کودکی شاهد طلاق والدینشان بوده‌اند بیشتر باشد.

اگر در آستانه جدایی از همسرتان هستید، برای این که آسیب‌های وارده به فرزندتان را به حداقل برسانید، این نکات را رعایت کنید:

·         با همسر سابقتان رفتار صلح‌آمیز داشته باشید

تنش بین والدینی که در آستانه جدایی قرار می‌گیرند، استرس کودکان خانواده را به شدت افزایش می‌دهد. رفتارهای تند و خشونت‌آمیز والدین، موجب افزایش مشکلات رفتاری فرزندان خانواده در بزرگسالی خواهد شد پس سعی کنید رفتار آرام و صلح‌آمیزی با همسر سابقتان داشته باشید و رفتار و گفتارتان را مقابل کودکان کنترل کنید.

·         کودکان را مجبور به انتخاب نکنید

هرگز کودکانتان را مجبور نکنید بین شما و همسر سابقتان قرار بگیرند. این که برای انتخاب بین والدین یا رد و بدل کردن پیغام به فرزندانتان فشار بیاورید، اصلا رفتار صحیح و مناسبی نیست. در کودکانی که به این رفتارها مواجه می‌شوند، آمار افسردگی و اضطراب بسیار بالاست.

·         رابطه سالم و به دور از تنشی با فرزندتان داشته باشید

ارتباط مثبت، روابط گرم و صمیمی و کاهش تنش بین فرزند و والدین به کودکان کمک می‌کند که راحت‌تر و سریع‌تر با طلاق کنار بیایند. با این رفتار احتمال ابتلا به افسردگی در فرزندان خانواده کاهش یافته و به حفظ عزت نفسشان کمک می‌شود.

·         سعی کنید متناسب به سن و شرایط فرزندتان، قوانینی برای زندگیتان تنظیم کنید.

·         تلاش کنید که با فرزند نوجوانتان رابطه صمیمی‌تری داشته باشید

برای این که بهتر بتوانید بر زندگی نوجوانان نظارت داشته باشید، بهتر است بیشتر به آنها توجه کنید و ببینید با چه کسانی وقت می‌گذرانند.

·         به فرزندتان قوت قلب بدهید

کودکانی که به توانایی‌هایشان شک دارند، به شدت تحت تأثیر تغییرات قرار می‌گیرند چرا که خودشان را قربانی می‌دانند و بیشتر از دیگران دچار مشکلات روحی روانی می‌شوند. به فرزندتان یاد بدهید که اگرچه کنار آمدن با طلاق کار سختی است اما او قدرت آن را دارد که با این مسأله کنار بیاید.

در کنار تمام اقداماتی که برای حفظ آرامش فرزندتان انجام می‌دهید، به سلامت و کاهش استرس خودتان نیز توجه کنید و در صورت نیاز به یک متخصص مراجعه کنید.

اگرچه طلاق برای همه اعضای خانواده شرایط سختی را ایجا د می‌کند، اما گاهی با هم ماندن والدینی که به شدت بایکدیگر نزاع و جنگ دارند، بیشتر از طلاق به سلامت روانی و گاهی جسمی کودکان آسیب می‌زند.

در صورتی که برای حفظ سلامت روحی و جسمی فرزندتان و وفق یافتن او با شرایط زندگی جدید به مشکل برخوردید، حتما به یک روانشناس متخصص مراجعه کنید تا به شما در این روند کمک کند.lمنبع: خبرآنلاین/6 اسفند 97 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/12/7

گزارش می دهد

پیدا و پنهان ازدواج سفید/ یک دهه استj که شاهد ازدواج سفید هستیم

 

تهران -ایرنا- جوامع با گذشت زمان با تحول مواجه می شوند، گاهی این تحولات موجب پیشرفت و گاهی موجب زوال است، با برنامه ریزی صحیح و پاک نکردن صورت مسئله، می شود از عوارض منفی تحولات جلوگیری کرد، به خصوص مسائلی که به آینده نسل نو مربوط می شوn

. به گزارش خبرنگار اجتماعی ایرنا، ازدواج سفید یا همباشی مانند برخی تحولات نوظهور دیگر چند دهه ای است که برخی جوامع و جامعه ما را هم درگیر کرده است، واقعیتی که هست و قابل کتمان هم نیست، اما باید شدت و ضعف آن را سنجید و با کار کارشناسی و مطالعات بر اساس واقعیت ها جلوی ضررها را گرفت.
همباشی که در بین برخی و البته معدوتی از جوانان دیده می شود و البته با فرهنگ جامعه ما همخوانی ندارد، شاید برخی موانع ازدواج موجب گرایش برخی جوانان به این سبک زندگی شده باشد بنابراین با برنامه ریزی در جهت رفع علل به وجود آورنده آن مانند فقر، بیکاری، کاهش موانع ازدواج و البته گفت و گو با جوانان می توان با این پدیده جدید برخورد منطقی داشت

یک دهه استj که شاهد ازدواج سفید هستیم

 حسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران نیز معتقد است: یکی از موضوعاتی که یک دهه است با آن مواجه هستیم ازدواج سفید است که ما به آن هم باشی اطلاق می کنیم.

وی می گوید: جامعه ایران هم اکنون این سبک زندگی را نمی پذیرد عوامل مختلفی در این پدیده دخیل هستند. این نوع زندگی مسئله جدی برای جامعه ما نخواهد بود، چرا که موارد آن کم است و چون با بسترهای جامعه ما همخوانی ندارد. این سبک از زندگی در ایران فقط در برخی شهرهای بزرگ و به صورت معدود دیده می شود.

وی اضافه می کند: این پدیده یا این سبک از زندگی دلایل مختلفی دارد، بخشی از آن اقتصاد است که موجب انتخاب این سبک از زندگی برای برخی افراد شده است، در این موارد دو نفری که می خواهند زندگی مستقل را تجربه کنند و خودشان آن را مدیریت کنند تن به این نوع زندگی می دهند.
موسوی چلک تاکید می کند: البته همیشه هم اقتصاد در این سبک از زندگی دخیل نیست، چرا که در این بین افرادی هستند که دارای زندگی مرفه هستند، اما باز هم آن را انتخاب می کنند.


* برخی می خواهند مسئولیت زندگی دائمی را نداشته باشند 

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ادامه می دهد: از دیگر دلایل این سبک زندگی این است که برخی افراد نمی خواهند مسئولیت پذیری یک زندگی دائم را داشته باشند و هر وقت بخواهند بتوانند قطع رابطه کنند هر چند زندگی در کنار هم به مرور وابستگی ایجاد می کند، اما این افراد از مسئولیت دائم فرار می کنند.

* بالا رفتن سن ازدواج یکی از دلایل ازدواج سفید است 


موسوی چلک می گوید: به دلایل مختلفی شرایط برای ازدواج دائم سخت شده است و بالا رفتن سن ازدواج هم یکی از دلایل ازدواج سفید است، چرا که نمی شود، غرایز را سرکوب کرد. برخی از جوانان برای رفع نیازهای عاطفی خود به ازدواج سفید رو می آورند و شاید در برخی از موارد حاصل این نوع ازدواج ها بارداری های ناخواسته باشد.

*برخی به نادرست ازدواج سفید را همان دوران نامزدی قلمداد می کنند
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران می گوید: برخی افراد در استدلال های نادرست ازدواج سفید را همان دوران نامزدی قلمداد می کنند که در حال حاضر شکل آن تغییرکرده است، در صورتی که این طور نیست، چرا که بر اساس فرهنگ ما نامزدی بر اساس چارچوب خانوادگی و به صورت رسمی شکل می گیرد و هم در بین اقوام و خانواده اعلام می شود. اما ازدواج سفید چون هنوز پذیرش اجتماعی ندارد، در اغلب موارد پنهان می شود.

وی خاطرنشان می کند: برخی از کسانی که تن به ازدواج سفید یا همباشی می دهند آن را برای خود یک نوع کلاس و یک نوع سبک زندگی می دانند و به دلیل اینکه خاستگاه این پدیده غرب است. اما باید توجه کرد که هر حرکتی بر خلاف هنجارهای جامعه تبعات منفی دارد و شانس را برای ازدواج دائم جوانان را کم می کند. هر چند که برخی از این ازدواج های سفید شاید منجر به ازدواج دائم هم بشود.
موسوی چلک ادامه می دهد: معمولا در این گونه روابط زنان و دختران آسیب پذیرتر هستند، چرا که این سبک زندگی در چارچوب قوانین نیست و در عمل هیچ حمایتی مطرح نیست.

وی تاکید می کند: زمانی که شرایط برای ازدواج سخت می شود و معاش هم سخت تر، باید شاهد تحولاتی در زندگی باشیم، اما آنچه مسلم است این است که با توجه به فرهنگ ما، برای جامعه ما این سبک از زندگی قابل قبول نیست و آن را پس می زند و در جاهایی که بیشتر در آنها گمنامی هست مثل شهرهای بزرگ بیشتر شاهد این نوع پدیده ها هستیم.

موسوی چلک تاکید می کند: در حال حاضر بیش از اینکه این نوع موضوعات در محافل علمی مطرح شود در رسانه ها مطرح می شود. چنین موضوعاتی از اولویت های مهم جامعه نیست و حداقل در بین موارد مهم آسیب های اجتماعی نیست.
وی با بیان اینکه هیچ کس آمار دقیقی از این نوع ازدواج ها یا همباشی ها ندارد، می گوید: سیاستگزاری های درست کمک می کند که شرایط اقتصادی و اجتماعی بهتر شود و تاثیرگذاری بر روی این پدیده داشته باشد و جوانان هم با اطمینان از آینده خود در مسیر زندگی خود حرکت کنند

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران می گوید: آموزش های پیامدهای این سبک از زندگی برای جوانان در مکان های مختلف مانند دانشگاه ها می توانند اطمینان و امید جوانان به زندگی را افزایش دهد و به همراه آن از گسترش آسیب ها هم کاسته خواهد شد، اما غفلت به هر طریقی از اطمینان جوانان می کاهد و به دنبال آن شاهد پدیده ها و آسیب های نوظهور اجتماعی خواهیم شد.

گزارش از ناهید حاجی خانی.ایرنا/6 اسفند 97

اجتمام *2181 * 3063





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/12/7

«عبرت» یا ترویج «خشونت» در رسانه ملی ؟

فرمول یک

پخش برنامه‌ای تلویزیونی از زوجی که ۲۷ بار قصد طلاق داشته‌اند و زن خانواده به دفعات مورد ضرب و شتم قرارگرفته است و بالاخره بار ۲۸ نیز از هم جدا شدند، حال با دعوت رسانه ملی از حفظ زندگی مشترکشان صحبت می‌کنند، شاید در نگاه اول عجیب باشد اما از منظر برخی مددکاران اجتماعی پیامدهای متعددی را هم همراه خواهد داشت.

به گزارش ایسنا، پخش برنامه «فرمول یک» با موضوع درخواست مکرر طلاق از سوی یک زن و در نهایت تصمیم وی به ادامه زندگی با همسرش درحالی به روی آنتن رفت که دو فرزند این زوج نیز در برنامه حضور داشتند. این برنامه طی روزهای اخیر واکنش های متعددی را نیز به همراه داشته است.

سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران در گفت و گو با ایسنا، نیز با بیان اینکه باید این موضوع را لحاظ کنیم که اگر فیلم یا گزارشی در رسانه عمومی روی آنتن می‌رود، این فیلم می‌تواند چه پیامدهایی داشته باشد، گفت: وقتی فیلم فردی را منتشر می‌کنیم که به ادعای خودش ۲۷ بار قصد جدایی از همسرش را داشته و به همین تعداد هم همسرش را مورد ضرب و شتم قرار داده ،این کار به نوعی مشروعیت دادن به خشونت و همسر آزاری است.

وی با اشاره به اینکه این اقدام نوعی بی‌تفاوتی اجتماعی را نسبت به این موضوعات در جامعه ایجاد می‌کند، افزود: اینکه می‌خواهیم بگوییم زن خانواده در حال سکوت است تا ثبات خانواده‌اش را حفظ کند و نشان دادن این کار در صدا و سیما می‌تواند تبلیغ و ترویج این نوع رفتار با زنان در جامعه باشد. اینکه مردم این موضوع را بشنوند که فردی ۲۷ بار قصد طلاق داشته و همسرش را مورد ضرب و شتم قرار داده، ترویج خشونت و نوعی بی‌توجهی به حقوق زنان است.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی افزود: این زن یک شهروند است که در این جامعه زندگی می‌کند و افرادی که آنها را می‌شناسند واکنش‌هایی را نسبت به این افراد خواهند داشت. همچنین فرزندان این خانواده نیز در برنامه حضور داشتند و ظاهراً به وضعیت حضور این کودکان در جامعه و در محیط‌های اجتماعی مثل مدرسه و… فکر نشده است. ما حق نداریم برای تحریک احساسات، به حقوق شهروندی و آبرو و حیثیت مردم تعرض کنیم.

انتهای پیام/ایسنا/5 اسفند ماه 97





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/12/5

آشتی سینما با واقعیت‌های اجتماعی

برای نخستین بار در سینمای ایران فیلمی ساخته شده که به باور اکثریت جامعه‌شناسان، محور آسیب‌شناسی اجتماعی به‌صورت حرفه‌ای و واقع‌بینانه دارد. به گزارش همشهری، متری شیش‌ونیم فیلمی است ساخته سعید روستایی که توانسته در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر نظر مخاطبان خود را جلب کند و به‌عنوان برترین فیلم از نگاه مخاطب شناخته شود. این فیلم نه‌تنها به مذاق تماشاچیان خوش آمده بلکه توانسته از صاحب‌نظران حوزه آسیب‌های اجتماعی نیز امتیاز مثبت بگیرد. دیروز این فیلم با حضور جمعی از مددکاران، آسیب‌شناسان و صاحب‌نظران علوم اجتماعی در سینما آستارا اکران خصوصی شد. در پایان فیلم نشستی برگزار شد که در آن کارشناسان به‌صورت متفق‌القول اعلام کردند؛ متری شیش‌ونیم توانسته سینمای اجتماعی ایران را از نگاه تک‌بعدی به مسائل اجتماعی به‌سوی ابعاد دیگر واقعیات اجتماعی سوق دهد. سیدحسن موسوی‌چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با اشاره به اینکه در این فیلم برای نخستین‌بار در سینمای ایران به ابعاد مختلف آسیب‌های اجتماعی توجه شده، گفت: قبل از این طرح مسائل اجتماعی روی پرده سینما تک بعدی بود و بیشتر بعد خانواده را هدف قرار می‌داد. اما در این فیلم علاوه بر خانواده، ساختار و اجتماع نیز دیده شده است. به جرأت می‌توانم بگویم آنچه تا به امروز در طرح مسائل اجتماعی به‌عنوان تابو و به‌صورت بیهوده سرپوش گذاشته می‌شد، در این فیلم طوری به نمایش گذاشته شده که می‌توانیم آن را به‌عنوان یک نقطه عطف در سینمای اجتماعی قلمداد کنیم. حبیب آقابخشی، آسیب‌شناس اجتماعی نیز در ادامه گفت: مدتی است که درباره علوم انسانی هجمه‌ای شکل گرفته و منتقدان آن معتقدند این علوم نمی‌تواند ناجی انسان‌ها باشد. اما همه مسائلی که امروزه پیش آمده و به‌طور خاص مشکلاتی که گریبانگیر جوامع امروزی است نتیجه بی‌توجهی به علوم انسانی است. متأسفانه در کشور ما این بی‌توجهی بیش از نقاط دیگر جهان است. همچنین فاطمه قاسم زاده، فعال حوزه کودکان کار اینطور اظهارنظر کرد: «همانگونه که آسیب‌شناسان اجتماعی، مسائل و آسیب‌های موجود را ریشه در فقر آن هم در 2بعد، فقر اقتصادی و فقر فرهنگی می‌دانند، فیلم متری شیش‌ونیم نیز به این موضوع اشاره دارد. دیده نشدن افراد در جامعه و فاصله طبقانی یکی از دلایل ساختاری در بروز آسیب‌های اجتماعی است. از نگاه این فیلم این موضوعات پنهان نمانده است.روزنامه همشهری/3 اسفند 97

 

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/12/5

گفتوگوی همشهری با رئیس انجمن مددکاران اجتماعی کشور در مورد چالش‌ها و بیم‌های اجتماعی

محمدصادق خسروی‌علیا/خبرنگار


هرچند به باور اغلب جامعه‌شناسان و کارشناسان،  آمارها در کشور ما همه حقایق و واقعیت‌های اجتماعی را نشان نمی‌دهند اما با وجود این نیز نمی‌توان وضعیت تب‌دار و ناخوش مسائل روی زمین مانده اجتماعی را کتمان کرد. تاب‌آوری و پیشگیری اجتماعی نسخه‌ای است که برای همه مردم دنیا و در هر نقطه‌ای به قول جامعه‌شناسان برای«به زیستن و دوری از انواع خشونت» پیچیده می‌شود. این نوشدارو نه‌تنها برای به زیستن افراد در جامعه که حتی برای ادامه حیات اجتماع نیز ضروری است. طبق آخرین آمارها  60درصد از زنان ایرانی حداقل یک‌بار خشونت را تجربه کرده‌اند و متأسفانه طبق آمار پزشکی قانونی آمار نزاع در 9ماهه اول سال ۹۷ با 7درصد افزایش به ۴۵۸ هزار و ۴۴۰ مورد رسیده است. همه اینها در کنار آمارهای نگران‌کننده دیگر زنگ خطری است که نشان می‌دهد در حوزه پیشگیری و تاب‌آوری اجتماعی ناگفته‌ها و حقایقی وجود دارد که به دلایلی کتمان شده‌اند. سیدحسن موسوی‌چلک،  رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در گفت‌وگو با همشهری از وضعیت فعلی جامعه ما در حوزه تاب‌آوری می‌گوید. او ابتدا به روند کنونی و چالش‌ها می‌پردازد و در ادامه راهکارهایی برای تقویت سرمایه اجتماعی کشور ارائه می‌دهد.


تاب‌آوری اجتماعی را چطور تعریف می‌کنید و کاهش تاب‌آوری چه تبعاتی دارد؟
 
تاب‌آوری اجتماعی یعنی اینکه افراد در شرایط سخت و دشوار بتوانند واکنش‌های منطقی از خود نشان بدهند. هیچ‌کس بی‌نیاز از فراگیری این مهارت نیست. جامعه‌ای که تاب‌آوری را نیاموخته در آن انواع خشونت بارز می‌شود و تعرض به حقوق شهروندی افزایش می‌یابد. در جامعه‌ای که در آن تاب‌آوری اجتماعی رو به افول است قطعا اعتراض در آن حادث می‌شود. این اعتراض‌ها به شکل‌های مختلف نمود پیدا می‌کند،  اعتراضات خودجوش خیابانی اصناف و گروه‌های خاص،  اعتراضات توده‌ای،  اعتراضات سازمان یافته و...


 
منظور شما از واکنش منطقی چیست؟

اگر فردی در شرایط دشوار بتواند واکنشی از خود نشان بدهد که به‌خود و دیگران آسیب نرساند واکنش منطقی از خود نشان داده است.


اکنون جامعه ما چه جایگاهی در زمینه تاب‌آوری دارد؟

متأسفانه در زمینه تاب‌آوری اجتماعی،  جامعه ما از جوامعی مانند هند،  چین، ژاپن و... عقب‌تر است. تاب‌آوری باید از سنین کودکی به افراد آموزش داده شود و باید از ظرفیت مدارس و نهادها برای آموزش مهارت تاب‌آوری استفاده می‌شد که متأسفانه این اقدام تا به حال صورت نگرفته است. در این شرایط رسانه‌ها بیش از پیش می‌توانند برای آموزش تاب‌آوری به مردم کمک کنند. هر چند که امیدوارم این پیش‌بینی تلخ هیچ‌گاه محقق نشود اما حال و  روز اقتصاد کشور در سال آینده بدتر از امروز خواهد بود. طبیعتا در چنین شرایطی افراد برای گذران روزهای سخت باید به یک سری ابزارها و مهارت‌ها تجهیز شوند. مهارت تاب‌آوری اجتماعی یکی از مهم‌ترین این ابزارهاست.


چطور می‌توان به تاب‌آوری اجتماعی دست یافت؟

مولفه اصلی تاب‌آوری اجتماعی،  خودمراقبتی و مهارت فردی است. با تقویت این رویکرد می‌توان شرایط سخت و دشوار اجتماعی را به سلامت سپری کرد.

فرض کنید شهروندی بخواهد تاب‌آوری اجتماعی را بیاموزد،  او باید از کجا و چگونه شروع کند؟

تاب‌آَوری همیشه الزاما به‌معنای آموزش مستقیم نیست. افراد باید به‌صورت تجربی بیاموزند که با دیگران چگونه برخورد کنند. اگر فردی می‌خواهد تاب‌آوری اجتماعی را بیاموزد باید ابتدا حقوق خود و حقوق دیگران را بشناسد. بعد از دستیابی به این شناخت باید حقوق دیگران را به رسمیت بشناسد و به آن احترام بگذارد. احترام در اینجا به این معناست که نباید ما انتظار داشته باشیم همه تابع خواسته «من» به‌عنوان عضوی در یک گروه باشند. این گروه می‌تواند خانواده،  دوستان و در سطح کلان جامعه و کشور باشد.


الان در جامعه ما موضوعات اجتماعی در حد فرد تقلیل داده می‌شود،  همانگونه که خودتان اشاره کردید در بحث تاب‌آوری نیز بیشتر بر‌خودمراقبتی افراد تأکید می‌شود آیا در جوامع دیگر هم اینگونه است که همه وظایف در زمینه تاب‌آوری به‌عهده افراد و شهروندان باشد؟ در این بین نقش و تکالیف حاکمان و سیاستگذاران چه می‌شود؟


این انتقاد وارد است. تاب‌آوری در همه جوامع، هم فردی است و هم اجتماعی. علاوه بر فراگیری مهارت‌های فردی،  تصمیم‌گیری حاکمان نیز در این زمینه می‌تواند تأثیرگذار باشد. میزان صداقت و شفافیت حاکمان در میزان تاب‌آوری اجتماعی نقش اساسی دارد. شایسته‌سالاری یکی از مهم‌ترین مولفه‌هایی است که تاب‌آوری اجتماعی  افراد را بالا می‌برد و شعارهایی که هیچ‌گاه جامه عمل نمی‌پوشد تاب‌آوری اجتماعی را کاهش می‌دهد.


موضوع تاب‌آوری اجتماعی زیرمجموعه پیشگیری اجتماعی است. در ایران نزدیک به 30دستگاه در زمینه پیشگیری اجتماعی فعالیت رسمی دارند،  با وجود این چرا جایگاه تاب‌آوری در کشور اینقدر پایین است؟
بله درست است. ماهیت تاب‌آوری، پیشگیری است. در ایران همه نهادها سرگرم پیشگیری هستند و در واقع پیشگیری واقعی انجام نمی‌پذیرد. پیشگیری در ایران به منزله سرگرمی است و هنوز اهمیت آن باورپذیر نیست. در سازمان اجتماعی پایین‌ترین منابع به بخش پیشگیری اختصاص داده می‌شود. پیشگیری‌های اجتماعی در کوتاه‌مدت پاسخگو نیست به همین علت سازمان ترجیح می‌دهد به برنامه‌‌هایی بپردازد که سریع‌تر به چشم می‌آید مانند فعالیت‌های عمرانی و...
سازمان‌ها و نهاد‌ها به پیشگیری به اندازه اهمیت آن بها نمی‌دهند  درحالی‌که پیشگیری سواد اجتماعی مردم را افزایش می‌دهد. اگر سواد اجتماعی مردم افزایش پیدا کند تاب‌آوری آنها بالا می‌رود. در کشور ما همیشه صبر می‌کنند اتفاقی رخ دهد بعد مداخله کنند. دستگاه‌ها و سازمان‌های مختلفی که وظایف پیشگیری دارند به‌صورت جزیره‌ای عمل می‌کنند و هر کدام به سمتی که صلاح می‌دانند می‌روند. در ایران استراتژی‌های پیشگیری تعریف نشده است. فراگیری،  محتوا،  روش‌ها، جذابیت،  شکل و استمرار از ویژگی‌های مهم پیشگیری است. اما برنامه‌های مربوط به پیشگیری در ایران به این ویژگی‌ها توجهی نمی‌کند و آن بیشتر به‌عنوان یک فعالیت لوکس و تجملی تلقی می‌شود. پیشگیری نقش اساسی در اجتماع بازی می‌کند و کمک می‌کند سلامت اجتماعی نهادینه شود. با نهادینه شدن سلامت اجتماعی امنیت ایجاد می‌شود. متأسفانه در ایران پیشگیری رویکرد اجتماعی هم ندارد و بیشتر به‌صورت قهری انجام می‌شود. با نگریستن به پیشگیری با رویکرد قهری،  سلامت اجتماعی و در نتیجه امنیت ایجاد نمی‌شود.
واقع‌گویی و شفافیت‌های آماری چقدر به پیشگیری و تاب‌آوری کمک می‌کند؟ آیا روندی که سازمان‌های متولی برای سرپوش گذاشتن بر روی واقعیت‌ها و آمارهای دقیق آسیب‌های اجتماعی در پیش گرفته‌اند درست است و آیا این کتمان واقعیت مانع پیشگیری نیست؟

 همه سازمان‌های اجتماعی ما،  از بیان واقعیت هراس دارند. اختلاس،  دعواهای سیاسی و حتی اعتراضات خیابانی در کشور به راحتی بیان می‌شود اما در زمینه بیان مسائل اجتماعی همیشه هراس داریم. بالاخره هر کشوری نیاز به دماسنج اجتماعی دارد و این دماسنج همان واقع‌گویی و شفافیت‌های آماری است. باید شدت تب اجتماعی را بدانیم تا واکنش‌هایی برای پایین آوردن آن انجام شود. در ایران حتی  نوع واکنش‌ها متناسب با دماسنج اجتماعی نیست و به همین دلیل هر سال مشکلات ما در این حوزه بیشتر می‌شود. اشتباه بزرگ ما این است که می‌خواهیم سرپوش روی واقعیت‌های اجتماعی بگذاریم. منظورم این نیست که همه‌‌چیز را باید همه بدانند اما کتمان کردن واقعیت اجتماعی یعنی صادق نبودن با مردم و ایجاد کردن مانع برای رفع مسائل موجود.

برای خروج از شرایط فعلی جامعه چه باید کرد؟

مهم‌ترین مولفه برای خروج کشور از شرایط فعلی،  مشارکت مردم است. اگر تمام ساختار حاکمیت در حوزه اجتماعی فعالیت کند مادامی که مردم پای کار نیایند ما در مدیریت اجتماعی موفق نخواهیم شد. مردم درصورتی پای کار می‌آیند که احساس کنند شفافیت و صداقتی در کار است. اگر شفافیت ایجاد شود،  مردم اعتماد می‌کنند. ما نمی‌توانیم به مردم واقعیت‌ها را نگوییم.

در کشور چقدر از ظرفیت مددکار اجتماعی برای پیشگیری استفاده می‌شود؟
در کشور بیش از 16هزار مددکار اجتماعی فعالیت می‌کنند و در سیاستگذاری‌های کلان کشور توجه به حوزه مددکاری اجتماعی افزایش یافته است. در اغلب قوانینی که اخیرا به تصویب رسیده مانند  قانون خانواده،  قانون کودکان بدسرپرست،  قانون معلولان و... مددکار اجتماعی نقش پررنگی دارد. در بخش مدیریت شهری،  ناجا،  هوا  فضا،  هلال احمر،  صداوسیما،  بانک‌ها و... هم مددکار اجتماعی در حال فعالیت است. تصور می‌کنم از این منظر توسعه قابل‌قبولی داشته‌ایم اما به‌رغم اینکه با توسعه کمی در این زمینه روبه‌رو بوده‌ایم چند چالش جدی وجود دارد. یکی از آنها فقر تولید دانش در این حوزه است. ما سهم زیادی در حوزه تولید دانش در بخش مددکاری اجتماعی در جهان نداریم. مسئله بعدی مربوط به عدم‌وجود یک سازمان برای مددکاران اجتماعی است؛ سازمانی مانند سازمان نظام پزشکی و... در این زمینه بارها از طریق مجلس تلاش کردیم تا این خلأ پر شود اما متأسفانه هیچ پاسخی تا به حال دریافت نکرده‌ایم. این موضوع نشان می‌دهد که در حوزه سیاستگذاری کشور ما- که مجلس در مرکز این سیاستگذاری است- هنوز در بخش اجتماعی به بلوغ نرسیده است. در کشور ما کمتر به پیشگیری از طریق مددکار اجتماعی توجه می‌شود. در ایران مددکار اجتماعی را مددکار مشکل‌محور تلقی می‌کنند درحالی‌که  ارتقای مستمر کیفیت زندگی مردم و توسعه شاخص‌های سلامت اجتماعی دو ماموریت اصلی مددکاری اجتماعی است. هر دوی اینها ما را به بهتر زیستن سوق می‌دهد. در تعریف جهانی سال 2014در مورد مددکاری اجتماعی که به‌اجماع هم رسیده،  آمده: «نهایت مددکاری اجتماعی به زیستن اجتماعی است.» به این معنا که در دنیا نگاه مشکل‌محور به مددکاری اجتماعی منسوخ شده و مددکاری اجتماعی نیازمحور است تا مشکل‌محور. با توجه به تعریف مددکاری اجتماعی باید مشکل قبل از آنکه به‌وجود آید از آن پیشگیری شود. مشکل بعدی در حوزه مددکاری اجتماعی،  مربوط به بخش نظام آموزشی است. نظام آموزش مددکاری اجتماعی در ایران به‌رغم اینکه سال 1395یک‌بار مورد بازنگری قرار گرفت اما محتوای آموزشی این بخش تنها 5درصد نیاز مددکاری اجتماعی را پاسخ می‌دهد و بسیار ضعیف است.

منبع: روزنامه همشهری/2 اسفند 97/صفحه 10


 

 

حال تاب‌آوری اجتماعی خوب نیست


 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/12/2

فضای مجازی و خیانت عامل ۶۰ درصد «طلاق‌»ها

قتل

یک قاضی دادگستری گفت:۶۰ درصد طلاق‌های کشور ناشی از فضای مجازی است که بخش اعظم آن ناشی از خیانت است.

به گزارش ایسنا، دکتر ابراهیم اسلامی در پنجمین کنگره ملی روانشناسی با بیان اینکه ۶۰ درصد از طلاقهای کشور ناشی از فضای مجازی است که بخش اعظم آن ناشی از خیانت است گفت: این پدیده به دلیل تنوع طلبی، لذتهای آنی باعث شده که همه مرزهای عشق و احساس در نوردد.


اسلامی ادامه داد: امروز گسیختگی خاصی میان خانواده و شکاف بین نسلی وجود دارد. خشونت های خانوادگی، خود کشی، انحرافات جنسی و استعمال مواد مخدر به نحوی در فضاهای مجازی چشمگیر شده که بسیار نگران‌کننده هستند.


وی با بیان اینکه بعد از طلاق شاهد خشونت‌های خانوادگی زوجین هستیم گفت: متاسفانه همسرکشی در تهران بسیار نگران کننده است به طوری که از هر ۱۰ پرونده قتل، ۶ شوهرکشی وجود دارد که همه آن به مسئله خیانت بازمی‌گردد.


این قاضی دادگستری با بیان اینکه فضای مجازی به بستری برای خودکشی و ترویج انحرافات جنسی و استعمال آن تبدیل شده است، خاطرنشان کرد: فضای مجازی را بسیار ساده گرفته‌ایم؛ این فضا خصوصیاتی دارد که خیلی راحت زودباوری می‌کنیم و اطلاعات شخصی خود را در اختیار دیگران قرار می‌دهیم.


وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود تاکید کرد: امروز می‌بینیم که کاربران هیچگونه آگاهی از اقداماتی که می کنند ندارند، در بحث پیشگیری نیاز به افزایش آگاهی‌های حقوقی و فنی افراد وجود دارد. طبق تبصره ۲ ماده ۱۴ قانون جرایم رایانه‌ای اگر فردی ده یا یک فیلم مستهجن را برای ده نفر ارسال کند مفسد فی الارض است.


اسلامی افزود: هویت اشخاص نباید به راحتی نادیده گرفته شود باید بفهمیم که در فضای مجازی مانند فضای حقیقی احترام وجود دارد.

به گزارش ایسنا، در ادامه سیدحسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با بیان اینکه فضای مجازی یک فرصت است، گفت: اگر ما اعلام کنیم امروز فضای مجازی در اختلافات خانوادگی، روابط فرازناشویی و موضوعات متعدد تاثیر دارد باید بگویم که معتقدم مشکل جای دیگری است که به دنبال روابط فرازناشویی و خودکشی می‌رویم.


وی با بیان اینکه ۹۰ درصد فضای مجازی فرصت و ۱۰ درصد آن تهدید است، خاطرنشان کرد: عمدتا از زمانیکه موضع فضای مجازی را در ایران پیگیری کردیم بیشتر با رویکرد برخورد و تهدید با آن مواجه شدیم و انرژی و سرمایه گذاری خود را بر روی افزایش سواد اجتماعی و فرهنگ استفاده از فضای مجازی ترویج نکردیم.


چلک خاطرنشان کرد: امروز انسداد فضای مجازی امکان پذیر نیست، فضای مجازی زبان نسل امروز ماست و به دلیل جذابیت، سرعت و ارزان بودن، حذف آن اشتباه استراتژیک است.


رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران ادامه داد: اگر از ظرفیت فضای مجازی به درستی بهره گیریم به افزایش آگاهی و شناخت کمک میکند، با فضای مجازی با رویکرد قهری دشمنی نکنیم. چراکه برخورد قهری منجر به استفاده نادرست از آن خواهد شد؛ بیاییم فضای مجازی را فرصتی قلمداد کنیم که در زندگی امروز ما اجتناب ناپذیر است.


انتهای پیام/ایسنا/1 اسفند 97





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/12/1

سرمایه اجتماعی؛ عامل پیشرفتImage result for ‫موسوی چلک‬‎

 دغدغه‌های اقتصادی فصل مشترک نگرانی این روزهای مردم کشورمان است؛ اتفاقی که باعث شده خیلی ها شاداب نبودنشان را به این موضوع ربط بدهند؛ ما با اشاره به همین موضوع از  رئیس انجمن مددکاری ایران می پرسیم به نظرشما مشكل جامعه ما دغدغه‌های معیشتی است یا همه چیزهایی كه شما آن را تحت عنوان سواد اجتماعی قرار دادید؟ و موسوی چلک در جواب می گوید: «در هند زمانی كه گاندی استقلال كشورش از انگلیس را اعلام كرد، چیزی به ملتش داد كه از هیچ به همه چیز رسیدند. او كمك كرد سرمایه اجتماعی در هند تقویت شود، سرمایه‌ای كه چیزی جز مردم هند نبود. در ژاپن روزی كه هیروشیما با بمب اتم با خاك یكسان شد، گفتند زمین دیگر نازا شده و بنیانگذار ژاپن نوین گفت گرچه همه چیز را از دست دادیم اما با تكیه بر نیروی انسانی‌مان می‌توانیم به همه چیز برسیم. این كشورها با تكیه بر نیروی انسانی خود در درازمدت به چیزهایی كه می‌خواستند رسیدند چون تمركزشان بر سرمایه‌های اجتماعی بود. ما هم این تجربه را در زمان جنگ تحمیلی داشتیم و خانواده‌ها از جان و مالشان در راه وطن دریغ نمی‌كردند. آنچه باعث پیروزی ما در جنگ شد در واقع همین سرمایه اجتماعی بود كه متاسفانه به مرور زمان مورد غفلت واقع شد. سرمایه اجتماعی عامل پیشرفت است و چالش‌هایی همچون فساد، تبعیض، بی‌احترامی، بی‌توجهی به وظایف و پاسخگو‌نبودن این سرمایه را تضعیف می‌كندمنبع: روزنامه جام جم/27 بهمن 97

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/11/28

چاره ای جز ارتقاء تاب آوری اجتماعی نداریمImage result for ‫موسوی چلک‬‎


به ظاهر شاید میان دو واژه پرطمطراق مطالبه‌گری و تاب‌آوری اجتماعی ارتباطی نباشد، ولی با رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران که حرف زدیم او گفت شک نکنیم که میان این دو رابطه‌ای بس محکم و خدشه‌ناپذیر حاکم است. مطالبه‌گری یعنی این‌که بدانیم حقوقمان چیست و چه می‌خواهیم و با چه روشی قصد داریم به آن برسیم و تاب‌آوری آن است که وقتی در شرایطی سخت قرار می‌گیریم، بتوانیم آن‌قدر خودمان را مهیا و آماده کنیم که آسیب نبینیم. هر دوی این واژه‌ها وقتی درجامعه پیاده شوند، یعنی آن جامعه سلامت است و بانشاط ولی وقتی جامعه‌ای عاری از این دو باشد، می‌شود جامعه‌ای مشکل دار که حسن موسوی چلک در این گفت‌وگو توضیح داده تار و پود این نقصان چطور به هم بافته می‌شوند و می‌شود یک مشکل.

 هر از گاهی نتایج پژوهش‌های بین‌المللی درباره شادی و نشاط یا رفاه اجتماعی و میزان خشونت در کشورهای مختلف جهان منتشر می‌شود که نتایجش لااقل برای ما ایرانی‌ها چندان امیدوارکننده نیست. آیا ما واقعا مردمی غمگین، ناراحت و عصبانی هستیم؟ 
واقعیت این است که نمی‌توان گفت این پژوهش‌ها الزاما درست است یا لزوما غلط، ولی به هرحال عده‌ای در بست آن را می‌پذیرند وعده‌ای به کل آن را رد می‌کنند. با وجود این، اما اگر نگاهی به حال و روز جامعه‌مان بیندازیم، چاره‌ای نداریم جز این که بگوییم حال اوضاع اجتماعی مان چندان خوب نیست. برای این حرفم چند دلیل دارم که مستند است به گفته‌های مسؤولان رده بالای کشور مثلا آنجا که آمار می‌دهند در کشورمان دو میلیون و
۸۵۰ هزار معتاد دائمی است یا وقتی گفته می‌شود در سیستم قضایی کشورمان ۱۶ میلیون و ۳۰۰ هزار پرونده قضایی وجود دارد. مسلما مردم از سرِ خوشی راهی دادگاه‌ها نمی‌شوند یا به‌خاطر دلخوشی به سمت مواد مخدر و روانگردان‌ها کشیده نمی‌شوند. این نشانه‌ای است از این‌که مردم خلأیی در زندگی احساس می‌کنند و به مواد یا الکل پناه می‌آورند. در مورد پرونده‌های قضایی هم که بیشترشان در مورد خشونت تشکیل شده همین‌طور است و به ما هشدار می‌دهد باید بر ارتقای شادابی و نشاط درجامعه تمرکز کنیم. وقتی آماررسمی وزارت کشور می‌گوید ۲۳ تا ۲۵ درصد افراد حداقل یک اختلال روانی دارند معلوم می‌شود وضعیت سلامت روانی و اجتماعی‌مان مطلوب نیست. نشاط و آرامش، خروجی سلامت اجتماعی است، اما ما درکشورمان برای نشاط و شادابی، سیاست و راهبرد مشخصی نداریم؛ درحالی که اسلام دین شادی است.

 منظور از شادی اجتماعی دقیقا چیست؟
مسلما منظور شادی‌های زودگذر نیست که عمقی ندارد بلکه شادی اجتماعی، نشاطی است که کل افراد جامعه را دربرمی‌گیرد و مبتنی است بر موقعیت‌های دینی، قومی و ملی. من اهل مازندران هستم و از دهه
۷۰ مازنی‌های مقیم تهران جشن‌های بومی خود را در پایتخت اجرا می‌کنند، اما امسال به مشکلاتی برخوردیم؟

 چه مشکلی؟
جشن سلام که جشن شکرگزاری مازنی‌ها از خداوند است. از سال
۷۵ این جشن و بقیه جشن‌ها در تهران برگزار می‌شد، اما امسال نیروی انتظامی ممانعت کرد. منظورم این است که همه اقوام ایرانی به مناسبت‌های مختلف جشن‌هایی دارند که بسیار شادی آور و مسبب ایجاد وحدت و تقویت روابط اجتماعی است که می‌تواند فرصتی برای نشاط و سلامت اجتماعی شود. ما باید از این ظرفیت‌ها به نفع سلامت جامعه‌مان استفاده کنیم. حتما همه تایید می‌کنند که پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های ما با این که سواد دانشگاهی نداشتند ولی شاد زندگی می‌کردند و از زندگی لذت می‌بردند و علتش هم این است که نسل‌های گذشته ما سواد زندگی‌کردن داشتند.

 از حرف‌های شما این‌طور برداشت کردم که سیاستگذاران می‌توانند در کمرنگ شدن نشاط اجتماعی اثرگذار باشند. درست است؟
سیاستگذاری جزو وظایف دولت‌ها و حاکمیت است، اما خیلی از جاها ممیزی غیرکارشناسی می‌کنیم و فقط می‌گوییم فلان کار را نکنید. این درحالی است که سازمان‌های مختلف و مجموعه مدیریت شهری می‌توانند در تولید شادی کمک کنند، اما می‌بینید که لااقل درحوزه شهری فضا طوری طراحی نشده تا ایجاد نشاط کند. ما حتی ساختار محله‌ها را تغییر داده‌ایم و دیگر مثل گذشته محله آن جای امن و آرامش بخش نیست. البته علاوه بر سیاستگذاری‌های غلط و بی برنامگی‌ها باید بگویم که ما مردم نیز بی تقصیر نیستیم به این دلیل که سبک زندگی‌مان تغییر کرده و بی‌تفاوتی‌ها دارد جای مسؤولیت‌پذیری‌ها را می‌گیرد. اینها همه به ما فشار می‌آورد و فقط کسانی می‌توانند در این شرایط زندگی بهتری داشته باشند که مهارت تاب‌آوری اجتماعی‌شان بیشتر باشد. وقتی تاب‌آوری نباشد به الکل و مواد و خشونت و تنهایی و از این جنس  کارها روی می‌آورند.

به چه وضعیتی می‌گوییم تاب‌آوری اجتماعی؟

تاب‌آوری مهارتی فردی است که کمک می‌کند افراد درشرایط سخت آسیب کمتری ببینند و خودمراقبتی کنند. شک نداریم شرایط اقتصادی کشورمان شرایط ویژه‌ای است و همه مردم را تحت‌تاثیر قرار داده، پس اگر در این شرایط مهارت تاب‌آوری مردم تقویت نشود، ابتدا مردم و سپس جامعه آسیب می‌بیند و این آسیب که رخ دهد امنیت جامعه نیز تهدید می‌شود.

 پس توپ را می‌اندازید در زمین مردم، یعنی اگر شرایط مطلوب نیست مردم باید آستین بالا بزنند و خودشان را تاب‌آور کنند.

نه منظورم این نیست، بلکه روی سخنم، هم با سیاستگذاران است و هم مردم. معتقدم مردم باید در هر شرایطی مطالبه‌گر باشند. منظورم از مطالبه‌گری، تقابل و تخریب نیست بلکه این است که مردم باید حقوقشان را خوب بشناسند و برای احقاق آن تلاش کنند. در کنار مردم، مجلس نیز به‌ویژه در حوزه اجتماعی باید مطالبه‌گر باشد و در کنار اینها سازمان‌های مردم نهاد نیز دست به کار شوند. اما متاسفانه بسیاری از این ان جی اوها، سمن‌های واقعی نیستند و به آب باریکه دولتی قناعت می‌کنند و در نتیجه اهل مسامحه هستند نه مطالبه‌گری. مشکل این است که در  کشورمان حوزه موضوعات اجتماعی به بلوغ نرسیده حتی با این‌که رهبر انقلاب چند سالی است به‌صراحت خطاب به مسؤولان اعلام کرده‌اند که اگر به ایران علاقه داریم باید با جدیت وارد حوزه‌های اجتماعی شوید.

 منظورتان این است که ما در حوزه اجتماعی و سیاستگذاری و برنامه ریزی در این حوزه دچارعقب‌ماندگی هستیم؟

بله دقیقا و این عقب‌ماندگی در کوتاه‌مدت جبران نمی‌شود. اگر ما یک مدیریت اجتماعی هوشمند داشتیم باید با نگاه به آینده سازوکارهایی را ایجاد می‌کردیم که مردم‌مان نشاط بیشتری داشتند و باید آنها را آموزش می‌دادیم و سواد اجتماعی‌شان را بالا می‌بردیم. اگر این کار انجام می‌شد، مردم می‌توانستند با استفاده از همه ظرفیت‌های بومی به‌رغم همه مشکلات، یک زندگی باثبات داشته باشند که مددکاران اجتماعی به آن می‌گویند به‌زیستن اجتماعی.

 لازمه رسیدن به این نقطه داشتن پول و اقتصاد قوی است؟

نه الزاما.

 آیا کشورهایی هستند که با دست خالی، به‌زیستن اجتماعی رسیده باشند؟
بله، کشورهای اسکاندیناوی که شاخص امنیت، رضایت، آرامش و مشارکت اجتماعی در آنها بالاست نمونه‌های خوبی هستند. در این کشورها احترام به قانون و حقوق شهروندی جدی گرفته می‌شود و مسؤولان خود را موظف به پاسخگویی می‌دانند و این خصلت در آنها نهادینه شده است. در این کشورها در عرصه سیاستگذاری و مدیریت اجتماعی نیز سواد کافی وجود دارد. این سواد را آموزش و پرورش باید ایجاد کند حال آن‌که در کشور ما تمرکز این تشکیلات بر تفکر محفوظات است نه تفکرات اجتماعی. آموزش و پرورش می‌تواند افراد را با هنجارها آشنا کند و آنها را مطالبه‌گر، مسؤولیت‌پذیر و جرات‌مند تربیت کند، کسانی که حقوق خود و دیگران را می‌شناسند و به آن احترام می‌گذارند و می‌توانند خشم خود را کنترل کنند و اهل اخلاق و مدارا باشند.

 این یک واقعیت است که ما مطالبه‌گری اجتماعی را بلد نیستیم و تصویری که از مطالبه‌گری در ذهن من است آدم‌های معترضی است که مقابل در این سازمان و آن وزارتخانه با پلاکارد می‌ایستند. حتما مطالبه‌گری اصولی دارد.

بله، در مطالبه‌گری باید به چند اصل توجه کرد؛ اول این که بدانیم چه چیزی حق ماست و چه می‌خواهیم، دوم این که چه کسی را مخاطب خواسته‌های خود قرار دهیم و سوم این که با چه روشی باید مطالبه‌گری کنیم. در این میان آستانه تحمل کسانی که از آنها مطالبه می‌کنیم نیز بسیار حائزاهمیت است.
لااقل ما رسانه‌ها به خوبی فهمیده‌ایم که آستانه تحمل مسؤولان چقدر پایین است.
واقعیت این است مدیرانی که شفاف نیستند و سر جای درستشان قرار نگرفته‌اند، بیشتر از دیگران از مطالبه‌گری واهمه دارند چون این کار عیارشان را آشکار می‌کند.

 به نظر شما اکنون مردم ما در کدام موضوع اجتماعی باید مطالبه‌گری کنند؟
در همه موضوعات که قانون آن را حق ملت دانسته است، در همه مواد قانون اساسی که به حقوق ملت اشاره دارد. اما متاسفانه مردم ما در موضوعاتی مثل یارانه و سوخت و امثال آن ورود می‌کنند ولی در موضوعات اجتماعی اهل مطالبه‌گری نیستند. مثلا چند درصد مردم هستند که به مناسب نبودن فضای شهری برای معلولان اعتراض داشته باشند و خواهان اصلاح وضع موجود باشند؟

 فکر می‌کنید بین مطالبه‌گری و نشاط و سلامت اجتماعی رابطه معنا داری وجود دارد؟

قطعا، شک نکنید. درجامعه‌ای که مطالبه‌گری نهادینه شده باشد مردم حس خوبی از زندگی دارند و این حس خوب، سرزندگی را به جامعه تزریق می‌کند. در جامعه‌ای که مسؤولان پاسخگو نباشند زمینه فساد ایجاد می‌شود و در جامعه‌ای که ذهن مردم درگیر فساد مسؤولان باشد در آن جامعه احساس پویایی وجود ندارد. درعوض اما وقتی فضای مطالبه‌گری در جامعه وجود دارد حس تعلق به جامعه در مردم تقویت می‌شود. خلاصه این که مطالبه‌گری یک فرآیند دو سر برد است.
​​​​​​​
 شما گفتید مردم سرمایه‌های اجتماعی  هستند. حالا که این سرمایه یعنی مردم در کشورما به حاشیه رفته‌اند آیا می‌توان در این شرایط به تاب‌آوری اجتماعی و ارتقای آن فکر کنیم؟

ما چاره‌ای جز این کار نداریم. شعار امسال فدراسیون جهانی مددکاری، ترویج امنیت روابط انسانی است و شعار ما برای سال ۹۸ تاب‌آوری اجتماعی است، چون معتقدیم اگر روی این موضوع کار نکنیم جامعه و حاکمیت دچار مشکل می‌شود و عوارضش را درخشونت، جرایم خرد و ضعیف‌تر شدن روابط بین فردی نشان می‌دهد. تاب‌آوری اجتماعی که افت کند سلامت اجتماعی و امنیت جامعه نیز تهدید می‌شود. پس چاره‌ای جز جدی گرفتن ارتقای تاب‌آوری نداریم.

منبه: روزنامه جام جم:27 بهمن 97

۰

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/11/28

انتشار تصاویر ویدیویی خشونت در مراکز آموزشی که گاه معلم و گاه دانش آموز قربانی آن هستند، برای مدتی اذهان عمومی را جریحه دار و مسوولان را به چاره اندیشی ناگزیر می کند.

راهکارهایی برای خروج چرخه خشونت از مدارسبه گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان،  به عنوان یکی از تازه‌ترین مصادیق خشونت در مدارس می‌توان به ویدئویی اشاره کرد که در آن معلم دانش آموز را مکلف به تنبیه خود (معلم) می‌کند؛ حکایتی که صدای سید محمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش را هم درآورد و در واکنش به این ویدیو اظهار داشت که این کار نه تنها تشویق ندارد بلکه در حال پیگیری هستیم که آن همکار دوره‌های بازآموزی را طی کند.

**شناخت سبک‌های ارتباطی درمانگر واکنش‌های تند

سیدحسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاران اجتماعی بی اطلاعی از انواع سبک‌های ارتباطی و نبود مهارت ارتباطی را در مقوله خشونت در مدارس دخیل می‌داند.

وی در گفت: وگو با خبرنگار علمی ایرنا اظهار داشت: براساس نظریه جامعه شناسان، سبک‌های ارتباطی عبارتند از: انفعالی، تهاجمی و جرات مندانه. در سطح انفعالی می‌گوییم حق با تو است، در سبک تهاجمی می‌گوییم حق با من است و سبک جرات مندانه به گونه‌ای است که یکجایی حق با من و گاهی حق با دیگری است.

«شناخت این سبک‌های ارتباطی برای دانش آموزان، معلمان و مربیان لازم است. اگر یک معلم با روانشناسی کودکان و مراحل رشد و ویژگی‌های خاص او آشنایی داشته باشد می‌توان انتظار برقراری رابطه بهتر و حرف شنوی متقابل را داشت، این که در چه موقعیتی تذکر یا کلمات محبت آمیز بکار برده شود و این نکته‌ای است که مغفول ماندن آن را در کلیپ‌های منتشر شده از برخورد‌های تنش زای میان دانش آموزان و اولیای مدرسه می‌توان دریافت».

وی ادامه داد: دانش آموز هم در کنار آموزش صحیح سبک جرات مندی، باید بیاموزد که «نه گفتن» جا و مکان خود را دارد و احترام به خواسته مربی و آموزگار برای حفظ آرامش کلاس و فضای آموزشی در ارجحیت قرار دارد. آن وقت است که در مقابل خواسته منطقی یا غیرمنطقی معلم، نوع واکنش خود را مدیریت می‌کند و قطع به یقین به گونه‌ای نخواهد بود که خود یا دیگری را بیازارد.

**آموزش و اجرای قوانین، پادزهر خشونت‌ها و کنش‌های اجتماعی

بر اساس آیین‌نامه انضباطی مدارس، هرگونه تنبیه، توهین و تعیین تکالیف اضافی برای دانش‌آموزان غیرقانونی است. به عبارت دیگر، مطابق ماده ۷۷ آیین‌نامه انضباطی مدارس، اعمال هرگونه تنبیه از قبیل: اهانت، تنبیه بدنی و تعیین تکالیف درسی جهت تنبیه ممنوع است، اما برای برخورد با تخلفات احتمالی دانش‌آموزان، قانون سلسله مراتبی را بر اساس اصول تربیتی تعیین کرده است که برای تنبیه دانش‌آموزان باید به آن توجه شود.

لازم به ذکر است که بر اساس ماده ۷۴ این آیین‌نامه، قصور و سهل انگاری دانش‌آموزان نسبت به انجام وظایف خود تخلف محسوب می‌شود و مدیر، شورای مدرسه، معاونان و مربیان موظف هستند قبل از اعمال هرگونه تنبیه از وضع و موقعیت محصل آگاهی یابند و در جستجوی انگیزه و علت تخلف برآیند و نسبت به رفع آن اقدام کنند.




در همین مورد، علیرضا گودرزی فعال مدنی و امور تربیتی  با بیان این که انسان ذاتا موجودی سرکش است که اعمال قانون و مجازات می‌تواند چارچوب‌های زندگی ایده ال را به او نشان دهد، اظهار داشت: از زمانی که اجتماعات و گروهی بودن شکل گرفت، قوانین در جهت ایجاد نظم و امنیت حاکم شد و انسان‌ها ر. ا. برآن داشت تا برای داشتن زندگی همراه با آرامش به اجرای آن بپردازند. امری که نیازمند آموزش و تربیتی است که از سنین کودکی شروع می‌شود و تا پایان عمر دنباله دار خواهد بود؛ از این رو کودکان و نوجوانان می‌بایست تحت این آموزش‌ها قرار گیرند تا آمادگی حضور در اجتماع را بدست آورند.

به باور این فعال تربیتی، در چند سال گذشته با رشد خانوار‌های کم جمعیت و گسترش فرهنگ تک فرزندی نحوه تربیت در بسیاری از خانوار‌های ایرانی تغییر یافته است؛ تعداد اندک فرزندان، خانواده‌ها را بر آن داشته است که تمام توجه خود را به آن‌ها معطوف کرده و این توجه بیش از حد باعث تغییر رفتار و کردار آن‌ها شده است، به طوری که هیچ سختی را برنمی تابند و به سرعت در مقابل مسایل واکنش خشونت آمیز نشان می‌دهند.

وی افزود:، اما از آنجا که جامعه به افراد تابع قوانین و مقررات نیازمند است باید آموزش قوانین اجتماعی در خانواده و مدرسه نهادینه شود تا دیگر شاهد چرخه خشونت در مدارس و محیط‌های آموزشی نباشیم.

وی یادآور شد: معمولا تمام توقعات و انتظارات از دولت و مسوولان آموزشی است تا جدی‌تر با عوامل خشونت برخورد کنند حال آن که بسیاری از کاستی‌ها و کمبود‌های تربیتی در داخل خانواده، عامل اصلی ایجاد رفتار‌های خشونت آمیز است. باید در نظرداشت برای ساخت کشوری مقتدر و نیرومند داشتن شهروندان تابع قوانین لازم و ضروری است و برای رسیدن به این مهم باید آموزش از درون خانواده‌ها صورت می‌گیرد و در مدرسه و محیط خارج از خانه ادامه یابد.

گودرزی خاطرنشان کرد: امروزه آموزش و پرورش زیربنای ساخت هر کشوری است و دولت‌هایی که شیوه نوینی از آموزش را برگزیده اند به موفقیت‌های چشمگیری رسیده اند. نیاز کشور ما برای رسیدن به چنین سطحی از زندگی تربیت پایه‌ای است و آموزش‌های صحیح و لازم باید از دوران کودکی آغاز شود، می‌بایست از سنین کودکی واقعیت‌های این جهان به کودکان و نوجوانان آموزش داده شود تا بتوانند توانایی‌های لازم در مسیر زندگی را به دست آوردند.

به باور گودرزی، پشت سر گذاشتن سنت ها، بی اعتبار شدن بزرگان و ریش سفیدان خانواده در اثر نفوذ فرهنگ‌های مهاجم از عوامل ایجاد بحران‌های اجتماعی و خشونت به شمار می‌رود، در گذشته درس زندگی و حیات توسط بزرگان به کودکان آموخته می‌شد و با نصایح پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها تربیت می‌شدند. قطع به یقین برای پیشرو بودن در زمینه آموزش و پرورش، باید تجربه گذشتگان را با علوم امروزی درآمیخت تا به نتایج مثبت و روبه رشد رسید و برای رسیدن به این مهم لازم است تغییرات بنیادی در سیستم آموزشی کشورمان آغاز شود.

منبع:ایرنا





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/11/27

ییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در گفت وگو با ایرنا؛

مجرم بودن مادر، نباید به محرومیت حقوق کودکان منجر شود

تهران- ایرنا- سید حسن موسوی چلک، فراهم آوردن محیطی امن برای رشد فرزندان زنان زندانی را لازم دانست و گفت: کودکانی که به همراه مادران خود سال های نخستین زندگی را در زندان می گذرانند هرگز شریک جرم آنها نیستند و نباید از حقوق خود محروم بمانند. از این رو لازم است تا با قرار دادن مادران با شرایط و جرم‌های یکسان در یک بند، تامین تغذیه سالم و حمایت سازمان های مردم نهاد، تحمل شرایط زندان را برای آنان آسان ساخت.

به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا، زندگی در کنار والدین از نیازهای نخستین کودکان است اما کودکی که پدر یا مادرش در زندان به سر می برد، معنای واقعی داشتن کانون گرم خانواده را نخواهد چشید. زندان برای رشد عاطفی و شخصیتی کودکان بسیار عواقب مخرب و آسیب زایی دارد و تاثیر منفی و ویرانگری را بر جای می گذارد که تا سال های بعد همچنان حیات فکری و اجتماعی کودکان را با مشکل روبرو می سازد. حال تصور این موضوع جانکاه که زنانی باردار یا دارای کودک خردسال در زندان هایی به سر می برند که مجبور هستند کودکان خود را در آنجا به دنیا بیاورند یا همراه خود به زندان ببرند، چون فردی نیست تا از او مراقبت کند و این موضوع در کنار خود با آسیب های زیادی همراه است. 
به اعتقاد برخی روانشناسان حوزه کودک، بخش زیادی از آموخته‌های خودانگیخته کودک نسبت به محیط اطراف تنها از راه کنجکاوی آزادانه او صورت می گیرد که این مساله با قرار گرفتن آنها در زندان می تواند به درستی صورت نپذبرد. بنابر اعلام آمارهای سازمان زندان ها، زنان زندانی حدود 64 درصد از زندانیان را تشکیل می دهند که کودکان آنها مجبور هستند، سال‌های مهم زندگی‌ خود را در زندان ها بگذرانند، در صورتی که این کودکان تنها به دلیل اشتباه دیگران مجبور به حبس هستند و هرگز نباید آنان را شریک جرم مادر دانست و از حقوق کودکی محروم کرد. 
زندانیان زن می‌توانند اطفال خود را تا سن 2 سال تمام به همراه داشته باشند. روسای زندان‌ها می‌توانند در هر زندان نسبت به تفکیک و جداسازی اطفال 2 تا 6 سال در محل مجزا با عنوان مهدکودک اقدام یا نسبت به انتقال اطفال موصوف به بهزیستی یا موسسات نگهداری اطفال مبادرت کنند. این موضوع از چنان اهمیتی برخوردار است که چندی پیش از طرف معاونت زنان ریاست جمهوری مطرح و مقرر شد که در زندان های زنان مهدهای کودک تشکیل شود تا بخشی از نگرانی‌های موجود از میان برود اما اینکه پس از این مدت بخواهند مادر زندانی را از کودک خویش جدا کنند، شاید سرآغاز شکل گیری آسیب های جدی به روان کودکان باشد زیرا این افراد در آینده و در سنین جوانی خود به پرخاشگری و رفتارهای ناهنجاری دست می زنند و از قرار گرفتن در بطن جامعه دچار وحشت می شوند و نگاهی سرد و سیاه به اجتماع خواهند داشت. 
«سیدحسن موسوی چلک» رییس انجمن مدکاران اجتماعی ایران، می گوید که موضوع مجازات در خصوص ارتکاب جرایم برای زنان و مردان در کشور یکسان است اما در این میان زنانی هستند که به دلایل مختلف، دوران بارداری خود را در زندان طی می کنند یا به دلیل نداشتن افرادی مناسب برای نگهداری فرزندان خویش، آنها را با خود به زندان می برند. 
در ادامه گفت وگوی پژوهشگر گروه اطلاع رسانی را با وی از نظر می گذرانیم. 
** جرایم و آسیب های اجتماعی، واقعیتی انکارناپذیر
آمارهای موجود در خصوص جرایم و آسیب های اجتماعی در جامعه واقعیتی انکارناپذیر است. در زمینه آسیب های اجتماعی بحث و جلسات مختلفی برگزار می شود، همانطور که آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری هم بر این امر تاکید دارند و همچنین بخش نامه هایی از طرف قوه قضاییه به سازمان ها و نهادهای مختلف در جهت ارایه راهکار برای پیشگیری این موضوع فرستاده می شود. تعداد کودکان زنان زندانی در کشور خیلی بالا نیست و آمار دقیقی از آن وجود ندارد اما با همه این وجود قطع ارتباط این فرزندان با مادر رفتار صحیح و درستی نیست. در واقع باید شرایط به گونه ای برنامه ریزی شود که میان آنها همواره ارتباط مستمری وجود داشته باشد زیرا مادر و فرزند به یکدیگر نیاز دو طرفه دارند. نباید گفت زنی که مرتکب جرم شده است پس حس مادرانه ندارد و می توان حق مادری را از او گرفت. لزوم برقراری ارتباط میان مادر و کودک به ویژه در دوران شیرخوارگی بسیار مهم و حساس است و کودک باید در محیطی امن و به دور از هرگونه استرسی در کنار مادر خود بماند. امکانات غذایی، بهداشتی، تفریحی از جمله نیازهای اولیه یک کودک به شمار می رود که همه این موارد باید در زندان ها نیز در اختیار کودکان قرار گیرد. 

** تعبیه مهدکودک ها و مراکز نگهداری کودکان 
برخی از زندان ها با اتخاذ تدابیری همچون قرار دادن اتاقک هایی در داخل زندان یا در نزدیکی آن کودکان را در این مکان ها نگهداری می کنند و در طول روز چندین بار فرزند را به داخل زندان می آورند تا در کنار مادرش قرار بگیرد تا به او شیر بدهد و از کودک مراقبت کند. در برخی از زندان ها نیز هنگامی که کودک به سن 6 سالگی می رسد او را از مادرش جدا می کنند و به مراکز نگهداری همچون بهزیستی می سپارند که این موضوع نیز جای تامل دارد زیرا کودک هنوز به سن لازم نرسیده است که بتواند با محیط دیگری ارتباط پیدا کند. در چنین شرایطی به نظر می رسد که اگر کودک بستگانی دارد به آنها سپرده شود و در صورت نبود به بهزیستی برود اما در هر صورت هرگز نباید ارتباط مادر با کودک قطع شود. 
** فراهم آوردن شرایط حکم جایگزینی برای مادران زندانی
نگهداری کودکان همراه با مادران زندانی، هزینه هایی را نیز در بر دارد که بخش هایی برای مراقبت و تامین امنیت آنها باید فراهم شود. بهتر است در مورد زنان زندانی حکم زندان را برای این افراد در نظر نگرفت و تا جایی که ممکن است از مجازات های جایگزین حبس استفاده شود. اگر هم به هر دلیلی این امکان فراهم نبود در خود زندان ها ساختار فیزیکی زندان به گونه ای طراحی شود که مادران به همراه فرزندانشان خارج از بندها بمانند. اگر مادر مرتکب جرم و محکومیت شد، کودک نباید قربانی مادران خویش شود. در برخی کشورهای دنیا نیز این عمل را انجام می دهند که پیامدهای منفی آن برای کودک و جامعه بسیار کم است. 

** نقش نهادها و سازمان های مردم نهاد 
تجربه در محیطی امن برای کودک ضروری است. حال کودکی که دنیایی مملو از مجرمیت را تجربه می کند، تاثیرات منفی زیادی را می پذیرد. بسیاری از کودکان زنان زندانی دچار مشکلات و آسیب‌های اجتماعی، بی خانمانی، پرخاشگری و ... می‌شوند اما این آموخته ها به منزله آن نیست که نمی‌توان از این مشکلات پیشگیری کرد. سازمان های مردم نهاد می‌توانند در قالب این بخش ایفای نقش کنند و گاهی در ارتباط با حمایت از کودک و گاهی در قالب ایفای مسوولیت اجتماعی برای آزاد کردن آن مادر از زندان کمک کنند. همچنین مددکاران اجتماعی در کلینیک های تخصصی، سازمان زندان ها و انجمن حمایت از خانواده زندانیان، به منظور بازگشت و مراقبت پس از خروج زندانیان نقش موثری دارند. بنابراین بهترین راه برنامه ریزی مناسب برای گذراندن مدت محکومیت مادر در کنار فرزند است. همچنین فراهم آوردن زمینه هایی برای پذیرش زنان زندانی در جامعه می تواند نگاه آن ها را نسبت به زندگی تغییر دهد.
 

پژوهشگر**9117**2002**9131

انتهای پیام /* ایرنا/23 بهمن 97





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/11/26


( کل صفحات : 66 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی