دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک
مطالب اخیر

برگزاری «جشن سلام» در برج آزادی

موسوی چلك

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی از آغاز هفتمین  جشن «سلام» با هدف افزایش نشاط و مهربانی اجتماعی در روز یکشنبه 26 فروردین ماه خبر داد.

سید حسن موسوی چلک در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به اینکه یکی از ویژگی های عید نوروز تقویت ارتباطات بین اقوام و خویشان است و صله رحم در این زمان بازاری پر رونق و کارکردهای زیادی دارد که زمینه را برای افزایش نشاط اجتماعی و مهربانی اجتماعی فراهم می کند، گفت: با توجه به این که در کلان شهر ها و از جمله تهران  امکان این نوع ارتباطات همچون گذشته وجود ندارد، مازندرانی های مقیم تهران هر ساله در هفته آخر فروردین در « جشن سلام» دور هم جمع می شوند و دیدار نوروزی را در این جشن انجام می دهند تا به این شکل آیین نیاکان مان را حفظ کنند.

وی با بیان اینکه اجرای برنامه آیینی مازندرانی و رقص آیینی با ادوات کشاورزی و لباس محلی، بخشی از این جشن را شامل می شود که با همراهی سرنا و دهل فضای شادی را به محل برگزاری جشن می بخشد، افزود: هدف از برگزاری جشن سلام، شناساندن فرهنگ، رسوم و آداب مازندران و ایجاد فضایی دوستانه و صمیمی است .از جمله برنامه‌های این جشن می‌توان به کشتی محلی، انواع بازی‌های محلی، اجرای موسیقی‌های سنتی بومی، شعر خوانی، نمایشنامه خوانی اشاره کرد.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی با اشاره به اینکه تاملی بر شرایط اجتماعی کشور نشان می دهد که امروز بیش از هر زمانی به شادی و نشاط و بویژه شادی های گروهی در چارچوب ضوابط و مقررات جاری کشور نیاز داریم، اظهار کرد: استفاده از ظرفیت‌های فرهنگی با هدف تقویت هویت فرهنگی می‌تواند در تحقق این نشاط و شادابی اجتماعی تاثیر گذار باشد.

موسوی چلک با تاکید بر اینکه وجود نشاط اجتماعی در جامعه آثار و پیامدهای زیادی دارد، تصریح کرد: زمانی که مردم جامعه از نشاط اجتماعی برخوردار باشند وفاق، همبستگی، تعلق اجتماعی، تعاملات اجتماعی مطلوب، رضایت از زندگی و سلامت روانی و اجتماعی افراد افزایش می یابد و به موازات آن آسیبهای جتماعی نیز کاهش می‌یابد زیرا مشارکت اجتماعی و مسئولیت پذیری در میان مردم بیشتر می‌شود و مردم آن جامعه احساس زنده بودن می کنند. از طرفی نیز می‌توان به رابطه نشاط اجتماعی و سلامت اجتماعی که یک رابطه دو سویه است، اشاره کرد.

وی با اشاره به اینکه افرادی که از سلامت جسمی و روانی برخورداند، احساس شادمانی بیشتری دارند، ادامه داد: از طرف دیگر افرادی که شادمانتر هستند کمتر از افراد افسرده بیمار شده و کمتر نیز در اثر امراض می‌میرند. باید بپذیریم که یکی از نیازهای بشر امروزی ایجاد فرصت‌هایی برای شادی و نشاط است چرا که در دنیای امروز به دلیل شیوه زندگی فشارهای روانی مردم هم افزایش پیدا کرده است لذا بیش از هر زمانی نیاز به شادی احساس می شود. در گذشته نیاکان ما به خوبی برای ارتقاء سلامت روان به مناسبت‌های مختلف جشن می گرفتند و شادی را به خود و دیگران هدیه می‌کردند.


رئیس انجمن مددکاری اجتماعی با بیان اینکه یکی از راهکارهایی که می تواند نشاط اجتماعی را افزایش دهد، تقویت هویت فرهنگی دینی، ملی و بومی است، گفت: جشن حاضر هم که با شعار« آری، آری، شاد بودن به همین آسانی است» در همین راستاست. نشاط اجتماعی به عنوان یکی از پارامترهای توسعه اجتماعی است و جامعه سالم جامعه‌ای است که نشاط اجتماعی در آن نمایان باشد. افزایش اختلال روانی، افسردگی، تنبلی اجتماعی، آمار بالای خشونت در هر جامعه‌ای نشان از عدم پویایی و نشاط اجتماعی است.

به گفته موسوی چلک، هفتمین جشن سلام روز یکشنبه 26  فروردین 1397 ازساعت 17 تا 20 در محل تهران- میدان آزادی – برج آزادی توسط موسسه فرهنگی و هنری پارپیرار و بنیاد رودکی و با همکاری انجمن‌های مازندرانی مقیم تهران و جمعی از علاقمندان به فرهنگ و هنر مازندرانی برگزار می شود.

انتهای پیام





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/01/25

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران تشریح کرد

دلایل تهدید به «خودکشی» در فضای مجازی

موسوی چلك

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران «ابراز وجود» و «ابراز مخالفت نسبت به شرایطی که فرد در آن گرفتار شده است» را از جمله مهم‌ترین دلایل انتشار خبر اقدام به خودکشی در فضای مجازی به وسیله اشخاص، پیش از انجام آن دانست.

سید حسن موسوی چلک، در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به انتشار فیلم‌های اقدم به خودکشی برخی از کاربران در فضای مجازی پیش از انجام آن گفت: این کاربران معمولا به منظور تهدید اطرافیان پیش از اقدام به خودکشی این خبر را به دیگران می‌دهند. بعضا این افراد قصد دارند تا امتیازاتی را دریافت کنند. از سوی دیگر اغلب کسانی که قصد جدی خودکشی داشته باشند معمولا پیش از انجام آن را اعلام نمی‌کنند اما در غیر این صورت عواملی که فرد به خاطر آنها اقدام به خودکشی کند آنقدر قوت ندارند که فرد این کار را انجام دهد و اقدام به خودکشی آنها منجر به مرگ شود.

وی با بیان اینکه اگرچه بیشتر اقدام به خودکشی‌ها به موضوع «تهدید» برمی‌گردد اما گاهی به دلیل «ابراز مخالفت با شرایط موجود» نیز هست، افزود: زمانی‌که فرد نمی‌تواند به شکل دیگری مخالفتش را نسبت به شرایطی که در آن واقع شده است، اعلام کند، از این طریق پیام و هشدار خودش را به دیگران می‌رساند و نارضایتی‌اش را از شرایط ابراز می‌کند.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی با تاکید بر موضوع «یادگیری اجتماعی» و نقش آن در گسترش آسیب‌های اجتماعی نیز اظهار کرد: به دلیل نقش «یادگیری اجتماعی» در تکرار برخی از آسیب‌های‌ اجتماعی مانند خودکشی، معمولا باید تلاش کرد تا در  این مورد به این شکل اطلاع رسانی نشود چرا که می‌تواند بر افزایش روند خودکشی‌ها تاثیرگذار باشد.

موسوی چلک در ادامه تصریح کرد: به همین دلیل  گفته می‌شود وقتی کسی اقدام به خودکشی کرد، باید در مورد افراد و خانواده‌ای که با آن شخص سرو کار داشته‌اند، مداخلاتی انجام شود تا افکار خودکشی درفضای زندگی اطرفیان از بین برود و تشدید نشود.

وی با اشاره به نحوه عملکرد رسانه‌ها در پوشش اخبار مربوط به وقوع خودکشی‌ها نیز گفت: صحبت بیش از حد در مورد این موضوع در رسانه‌ها چندان درست نیست. در مورد سیاست‌های رسانه‌ای نیز پرداختن به موضوع خودکشی نباید طوری باشد که به این موضوع خیلی پرداخته شود، این درحالیست که رسانه‌ها باید روی مساله پیشگیری و آگاه سازی شهروندان مانور بیشتری دهند.

انتهای پیام/ ایسنا/ اجتماعی/خانواده/23 فروردین 97





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/01/25

ناکامی ها در جامعه منجر به بروز خشونت می شود

ناناکامی ها در جامعه منجر به بروز خشونت می شود

سلامت نیوز : چند روز گذشته مدیرکل پیشگیری های وضعی معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه، گفت: عنوان اتهامی «سرقت» همچنان در رتبه نخست است

به گزارش سلامت نیوز، همشهری نوشت: علیرضا ساوری عنوان کرد که سرقت مستوجب تعزیر، ضرب و جرح عمدی، توهین، ایراد ضرب و جرح غیرعمدی ناشی از سوانح رانندگی، تهدید، تخریب، کلاهبرداری، رانندگی بدون پروانه رسمی، خیانت در امانت و نگهداری و مالکیت مواد مخدر، ۱۰عنوان اتهامی نخست کشور از لحاظ تعداد فراوانی هستند؛ عناوین مجرمانه ای که با کمی تامل می توان رد پای بروز رفتارهای خشن در اکثر آنها را مشاهده کرد. زنگ خطر رشد تکان دهنده آمار خشونت در کشور مدت هاست به صدا در آمده و بارها در مورد چرایی نمود بیرونی رفتارهای خشونت آمیز در اجتماع بحث شده است. برخی کارشناسان و متخصصان معتقدند که همه انواع خشونت در کشور ثبت و بررسی نمی شود اما با وجود این نیز آمارهای فعلی دستگاه قضا به اندازه ای تکان دهنده است که باید برای پیشگیری و جلوگیری از این آسیب اجتماعی چاره اندیشی کرد. در ادامه حسین ایمانی جاجرمی، جامعه شناس و سیدحسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی کشور در گفت وگو با همشهری از راهکارهای کاهش خشونت در کشور می گویند.

 دستگاه های اداری و خدماتی در بروز خشونت مقصر هستند

ایمانی جاجرمی برای شرح و تفسیر کاهش خشونت در جامعه امروزی به ماجرای یک فیلم اشاره کرد و گفت: «فیلم قیصر ساخته مسعود کیمیایی در دهه۴۰ مثال بارزی از خشونت در اجتماع است. در این فیلم قهرمان داستان فردی است که بستگانش قربانی تجاوز و قتل شده اند اما هیچ ارگان و سازمانی به این موضوع رسیدگی نمی کند. در واقع هیچ مکانیسم جمعی و اجتماعی برای جبران خسارات و صدمات به این فرد و خانواده اش وجود ندارد. بنابراین نقش اول داستان سعی می کند مسائل را خودش حل کند و در نهایت با رفتار خشونت آمیز دست به انتقامجویی و آدمکشی می زند. این فیلم استعاره خوبی است از خشونت و باید افراد را در اجتماع در وضعیت قیصر قرار دهیم. افرادی که در مسائل اجتماعی احساس بی پناهی می کنند، به اجبار وارد عمل می شوند، دست به خشونت می زنند تا به آن چیزی که احساس می کنند حق شان است، دست یابند

» 
این جامعه شناس معتقد است در مسئله خشونت مقدار زیادی دستگاه اداری و خدماتی مقصر هستند: «بخش زیادی از مسائل مربوط به خشونت در کشور به خاطر بی توجهی به ابعاد اجتماعی سیاست ها، اقدامات و مداخلات است. خیلی از پروژه ها و طرح ها اجرا می شود بدون آنکه به آدم ها و سرنوشت شان توجه شود. برای جلوگیری از خشونت باید دستگاه هایی که به صورت مستقیم در زندگی مردم مداخله می کنند، در برنامه ها و سیاست هایشان بازنگری کنند. به نظر بنده اگر دستگاه ها به صورت جدی به این موضوع ورود پیدا نکنند این وضعیت بحرانی تر می شود. باید دستگاه ها در رابطه با برنامه ها و سیاست ها و عملکرد شان بازنگری کنند

.جاجرمی ادامه داد: «برای مثال ارزیابی تاثیرات اجتماعی برنامه ها، سیاست ها و پروژه ها اقدام مثبتی بود که از سوی شهرداری تهران به عنوان یکی از دستگاه ها انجام شده است. بدین معنا که قبل از هر اقدام و سیاستگذاری، به تبعات اجتماعی آن ازجمله خشونت توجه کنیم. مثلا در شهرک اکباتان قبل از احداث مگامال ترافیک وجود نداشت. وقتی این پروژه به بهره برداری رسید، یکی از پیامدهایش ترافیک سنگین بود؛ ترافیکی که عملا باعث بروز رفتار خشونت بار شده است.» 
ایمانی جاجرمی به تغییرات جامعه و رابطه آن با خشونت اشاره کرد و گفت: «جامعه ما تغییر کرده است. ما ابزارهای مدرن را پذیرفته ایم، تکنولوژی های جدید ارتباطی و رفاهی بسیاری وارد زندگی مان شده، ولی انگار جامعه ما هنوز دچار یک تاخر فرهنگی است برای انطباق خود با انواع تکنولوژی ها. مثلا در جامعه ای که آموزش زنان بیشتر می شود، نقش زن تغییر می کند و طبیعتا نقش سنتی خود را که نقشی پذیرا و مادرانه بوده، دیگر نمی پذیرد. این موضوع به تنهایی باعث تنش های بسیاری در روابط خانوادگی شده که دلیل عمده آن عدم پذیرش نقش جدید زنان به عنوان افراد کنشگر است.» 

جاجرمی همچنین می گوید: «بخش مهمی از خشونت افراد در جامعه به نوسانات اقتصادی مربوط می شود. وقتی تورم، بیکاری و رکود حل نشود، معیشت افراد با مشکل روبه رو می شود. نتیجه حل نشدن مسائل معیشتی در جامعه بروز رفتارهای خشونت آمیز، نزاع، درگیری، کلاهبرداری و عدم سازش است.» 

به گفته این استاد دانشگاه، یکی از علل قابل تامل در بروز رفتارهای خشونت آمیز از سوی افراد جامعه برمی گردد به نحوه تعامل دستگاه ها با مردم: «در واقع ما هنوز به لحاظ فرهنگ اداری در دوره قاجاری به سر می بریم. در این حوزه هنوز تصور می کنیم با ترساندن می شود رفتارهای مردم را تغییر داد. این بخشی از خشونت است که توسط دستگاه های رسمی به مردم اعمال می شود. حل مسائل خشونتی در جامعه زمان بر است اما خشونتی را که از سوی دستگاه های اداری و رسمی اعمال می شود، می توان در کوتاه مدت مانع شد. به نظر من تغییر نگرش و تغییر سیاست در دستگاه ها و رفتن به سوی پیشگیری به جای برخورد در کوتاه مدت می تواند میزان خشونت را در جامعه کنونی کاهش دهد.» 

نقش سیاستگذاری حاکمیت در کاهش خشونت 

موسوی چلک نیز معتقد است که در بحث مجموعه خشونت باید این نکته را مدنظر داشت که برخی از انواع خشونت مانند خشونت خانگی ثبت نمی شود. با وجود این، خشونت هایی که در دستگاه قضا بررسی و ثبت می شوند نیز آنقدر شاخص بالایی دارند که باید برای پیشگیری و جلوگیری از آنها تدابیری اندیشید

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی کشور اشاره می کند که در کاهش خشونت های فردی و جمعی در اجتماع چند گروه نقش دارند که یکی از بخش های آن حاکمیت به معنای عام است. تصمیم گیری ها و سیاستگذاری هایی که در عرصه های مختلف انجام می شود، می تواند در کاهش و افزایش خشونت تاثیر گذار باشد. حاکمیت، دولت و سیاستگذاران نقش هایی دارند که می توانند آرامش و فضای امن را برای مردم ایجاد کنند

او ادامه داد: «نکته دوم که برمی گردد به عرصه های سیاستگذاری حاکمیت، توجه به حقوق شهروند و رعایت حقوق شهروندی است که بسیار موثر است و به کاهش خشونت کمک می کند. عموما ناکامی ها منجر به خشونت می شود. اگر به حقوق شهروندی توجه شود و اطمینان نسبت به اجرای صحیح قانون و عدم تبعیض، شکل بگیرد، بی شک خشونت در رفتار مردم حتی در آن زمانی که حقوق شان مورد تعرض قرار گیرد، کمتر نمود بیرونی پیدا می کند. عدم اطمینان به اجرای صحیح قانون و احساس تبعیض در میان افراد جامعه باعث بروز رفتار خشونت آمیز می شود.» 
رئیس انجمن مددکاران اجتماعی کشور گفت: «بخش بعدی که در کاهش خشونت فردی و اجتماعی نقش دارد، مربوط می شود به تعیین کننده ها؛ تعیین کننده هایی که می تواند خشونت در جامعه را کاهش دهد. شادی و نشاط یکی از این تعیین کننده هاست. آمارهایی در رابطه با شادی و نشاط در ایران از سوی مراجع بین المللی منتشر می شود که همیشه ما به آنها انتقاد داریم و می گوییم انتشار دهندگان این آمار گرایش سیاسی دارند و اعداد و ارقام آن کذب است. اما از همه اینها گذشته آنچه به صورت قاطع می توانم بگویم این است که ما ایرانی ها آدم های خیلی شاد و بانشاطی نیستیم. همین افزایش خشونت نشان دهنده این است که ما کشور شاد و شادابی نداریم. افزایش مصرف الکل و مواد مخدر صنعتی و... هم شاخص دیگری است که حاکی از نشاط اندک در کشور است.» 
موسوی چلک ادامه داد: «متاسفانه ما استراتژی مشخصی در سیاستگذاری های کلان کشور و درعرصه روابط بین فردی برای گسترش و ترویج نشاط اجتماعی نداریم. خشونت امروز در جامعه زاییده و پیامد بی توجهی به نشاط اجتماعی است. منظور از نشاط اجتماعی، شادی هایی است که در چارچوب قانون تعریف شده اما متاسفانه جامعه ما در این حوزه هم نمره منفی دارد.» 
موسوی چلک گفت: «در بحث تقویت هویت فرهنگی و هویت بومی هم کاری انجام نشده. ما برای غم ستاد تشکیل می دهیم اما برای شادی و نشاط در جامعه هیچ برنامه ای نداریم.» 
او در پایان یکی از عوامل مهم کاهش خشونت را آموزش رفتارهای فردی خواند و گفت: «کنترل خشم و تاب آوری اجتماعی پایین است. تاب آوری اجتماعی موضوعی است که در کوتاه مدت قابل آموزش نیست و باید از کودکی در محیط خانواده، مدرسه و دانشگاه این رفتارها به افراد آموزش داده شود.» 
موسوی چلک نیز مانند جاجرمی شرایط سخت اقتصادی کشور را در رابطه با خشونت مزید برعلت می داند: «اقتصاد بر رفتار افراد در محیط اجتماعی تاثیر می گذارد، امروز در کشوری زندگی می کنیم که به زعم کارشناسان آن خط فقر حقوق ۴میلیون تومانی در ماه است. بدان معنا که بخش عمده ای از جمعیت این کشور زیر خط فقر برای گذران زندگی، سخت کار می کنند. نتیجه این فشار مضاعف اقتصادی مطمئنا بروز رفتارهای خشونت آمیز است.» 

منبع اصلی: روزنامه همشهری/20 فروردین 97

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/01/20
رئیس انجمن مددکاران اجتماعی خبر داد؛

برگزاری همایش ملی مددکاری اجتماعی با محوریت اخلاق اجتماعی

موسوی چلك
شناسهٔ خبر: 4263219 - 
رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، از برگزاری همایش ملی مددکاری اجتماعی و اخلاق اجتماعی در فروردین ۹۷ خبر داد.

سید حسن موسوی چلک در گفتگو با خبرنگار مهر، گفت: هر ساله به مناسبت ولادت حضرت علی(ع) بزرگ مددکار عالم اسلام که به نام روز مددکار اجتماعی هم شناخته می شود همایشی برگزار می شود که در سال جدید نیز این همایش با محور «اخلاق اجتماعی» برگزار خواهد شد که این عنوان در راستای فلسفه بعثت پیامبر اکرم(ص) که برای کامل کردن مکارم اخلاق بود برای سال ۱۳۹۷ انتخاب شده است.

وی افزود: از همین رو، سی و سومین همایش این روز با عنوان« مددکاری اجتماعی و اخلاق اجتماعی» روز دوشنبه ۲۷ فروردین ۹۷ از ساعت ۱۴ لغایت ۱۸ در تالار ایوان شمس با مشارکت حدود ۴۰ دستگاه دولتی و غیر دولتی، دانشگاه ها و مراکز آموزشی برگزار خواهد شد.

دبیر همایش ادامه داد: از جمله محورهای همایش می توان به موضوعاتی همچون؛ اخلاق و سلامت اجتماعی، اخلاق اجتماعی و امنیت اجتماعی،  تحلیلی از وضعیت اخلاق اجتماعی و ارزش های اجتماعی در ایران، اخلاق اجتماعی و حقوق شهروندی، اخلاق اجتماعی و پیشگیری از آسیب های اجتماعی از جمله مواد مخدر و روانگردان و جرم، اخلاق اجتماعی در رانندگی، اخلاق اجتماعی از منظر اسلام، اخلاق اجتماعی و نوع دوستی و خدمات داوطلبانه، اخلاق حرفه ایی در مددکاری اجتماعی اشاره کرد.


photo_2018-04-04_03-14-01


کمیسر اخلاق فدارسیون بین المللی مددکاران اجتماعی تاکید کرد: بر این باور هستیم که ترویج اخلاق اجتماعی در جامعه کمک خواهد کرد تا شاهد افزایش همبستگی اجتماعی، ارتقاء کیفیت زندگی و رضایت اجتماعی در جامعه  باشیم.

وی ادامه داد: مددکاری اجتماعی در ایران ۶۰ سال سابقه فعالیت علمی دارد که در طی این سال ها تلاش های  زیادی صورت گرفته است که از همه تلاش های انجام شده سپاسگزاری می شود ولی این واقعیت را باید پذیرفت که رشد علمی این حرفه در ایران به اندازه  سابقه اش در کشور نیست .

موسوی چلک افزود: از فقر دانش و تولیدات علمی بومی رنج می بریم و به همین دلیل  سهمی هم در تولید دانش جهانی نداریم لذا می بایست برای تولید دانش و اثرگذاری در این عرصه در ایران  باید تلاش بیشتری صورت گیرد. مددکاری اجتماعی در ایران می بایست تخصصی شود که این شرایط می تواند جایگاه تخصصی خدمت اجتماعی را بیش از پیش نمایان سازد.

وی گفت: وضعیت اجتماعی کشور در حوزه خانواده ، کودکان، زنان ، سالمندان، معلولین ، آسیب های اجتماعی، جرایم ، بیماری ها ، سلامت اجتماعی، نشاط اجتماعی، سرمایه اجتماعی و... نگران کننده است و برای برون رفت از این شرایط یا به عبارت بهتر کنترل این شرایط بهره گیری از ظرفیت مددکاران اجتماعی در کنار سایر متخصیص می تواند تاثیرگذار باشد.

موسوی چلک اظهارداشت: افزایش تعاملات با جامعه جهانی و دانشگاه ها و مراکز علمی مرتبط با مددکاری اجتماعی ضرورتی اجتناب ناپذیر است. گام اول جدی تحقق این موضوع از طریق برگزاری اولین کنگره بین المللی۶۰  سال مددکاری اجتماعی در ایران در آذر ۱۳۹۶ برداشته شد. گرفتن اولین کرسی جهانی در کمیته اخلاق فدراسیون بین المللی مددکاران اجتماعی و انتخاب رئیس انجمن به عنوان کمیسر اخلاق فدراسیون گام دیگری است که برداشته شده و همینطور انعقاد تفاهم نامه با ۹ انجمن از ۸ کشور در آذر ۹۶ گام دیگری برای تقویت این تعاملات است. البته در سال جاری نیز این ارتباطات گسترده تر خواهد شد، چرا که بهره گیری از دانش و تجارب جهانی و انتقال تجارب داخلی به جامعه جهانی، پویایی علمی در این حوزه را به دنبال خواهد داشت.

وی گفت: بر این باور هستم که برای تقویت جایگاه مددکاران اجتماعی در کشور می بایست در عرصه سیاستگذاری های کلان کشور حضور موثرتری داشته باشیم. در طی این چند سال انجمن مددکاران اجتماعی ایران سعی کرد در این راه گام های اسامی بردارد ولی هنوز کافی نیست و جا برای کار زیاد است.

موسوی چلک با عنوان این مطلب که بازنگری در نظام آموزش مددکاری اجتماعی در دانشگاه ها و آموزش های ضمن خدمت مددکاران اجتماعی اجتناب ناپذیر است، ادامه داد: با توجه به بین رشته ای بودن مددکاری اجتماعی و لزوم بهره گیری از دانش سایر علوم مرتبط در این حوزه نیز مددکاران اجتماعی می بایست دانش و اطلاعات خود را افزایش دهند در غیر این صورت از سایر رشته های مرتبط عقب تر خواهند ماند. این موضوع از آنجا اهمیت بیشتر پیدا می کند که در تعریف جدید جهانی مددکاری اجتماعی تفاوت های خاص با تعاریف قبلی ایجاد شده است.

وی افزود: بر اساس این تعریف مددکاران اجتماعی باید نقش و سهم خود را هر جامعه ای در توسعه اجتماعی، انسجام اجتماعی، مسئولیت اجتماعی، رفاه اجتماعی ، سلامت اجتماعی، سیاستگذاری اجتماعی، به زیستن اجتماعی و...، را مشخص نمایند. با اتکا به منابع علمی موجود مددکاری اجتماعی نمی تواند در تحقق این تعیین کننده های اجتماعی سهم به سزایی داشته باشد که نتیجه ناکارآمدی مددکاری اجتماعی در برون رفت از شرایط اجتماعی موجود و تحقق به زیستن اجتماعی برای همه مردم خواهد بود. لذا به همین منظور ، با توجه به تعریف جدید جهانی مددکاری اجتماعی ضرورت بازنگری در چهار حوزه آموزش و تولید دانش، ساختار اجرایی مددکاری اجتماعی، سیاستگذاری اجتماعی و حوزه منابع اجتماعی (برنامه ها/خدمات)، بیش از پیش احساس می شود.

موسوی چلک گفت: مددکاران اجتماعی می بایست در حوزه مسئولیت اجتماعی و مطالعه گیری اجتماعی بیش از پیش تلاش کنند. تشکیل سازمان نظام مددکاری اجتماعی می تواند حمایت های صنفی از مددکاران اجتماعی و جایگاه حقوقی آنان را تقویت کند که در این زمینه هم در گذشته پیگیری های صورت گرفته و هم حال در پیگیری است که تحقق آن نیازمند همکاری همه افراد و سازمان های موثر و مرتبط است گر چه زمان بر است ولی نباید دست از تلاش برای تحقق تشکیل این سازمان همچون سایر حوزه ها از قبیل، پزشکی، پرستاری، روانشناسی، مهندسی، منابع طبیعی، کشاورزی و...، دست برداشت.

وی افزود: بازنگری در طرح طبقه بندی مشاغل توسط سازمان امور اداری و استخدامی با هدف ممنوعیت جذب افراد غیر متخصص در پست های سازمانی مددکاری اجتماعی و سختی کار مددکاران اجتماعی ضروری است. زیرا، مددکاری اجتماعی در حوزه اقدامات با نگاه آینده نگری اجتماعی، نیازمند نوآوری و خلاقیت است.





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/01/25

به اخلاق در رانندگی پایبند باشیم

حسن موسوی‌چلک در گفت‌وگو با «آرمان»:

به اخلاق در رانندگی پایبند باشیم

آرمان - نگین باقری: تصادفات مرگبار نوروزی؛ اتفاقی که تاکنون در عید خانواده‌های بسیاری را عزادار کرده است. گرچه عوامل دیگری در بروز تصادفات جاده‌ای تاثیرگذار هستند، اما نباید اثر نیروی انسانی را نادیده گرفت. آن چنان که بسیاری از تصادفات رانندگی به‌علت لجبازی، عصبانیت و شوخی‌های بی‌جا رخ می‌دهند. حسن موسوی‌چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران درباره تصادفات رانندگی در ایام نوروز در گفت‌و‌گو با «آرمان» می‌گوید: آگاهی‌بخشی به نیروی انسانی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل تاثیرگذار در افزایش تصادقات بسیار کمک‌کننده است. از این رو انجمن مددکاران اجتماعی ایران چهارمین کمپین پیشگیری اجتماعی از تصادفات رانندگی را با محوریت «به اخلاق در رانندگی پایبند باشیم» راه‌اندازی کرد.

با توجه به اینکه تصادفات رانندگی در سفرهای نوروزی به چند عامل بستگی دارد، اما انجمن مددکاران اجتماعی ایران بر نیروی انسانی تاکید بسیار دارد، علت چیست؟

در ابتدا باید بگویم که یکی از ویژگی‌های تعطیلات مناسبتی مثل نوروز، تابستان و... سفر بیشتر مردم با وسیله شخصی در کنار سایر وسایل حمل‌و‌نقل است. بدون شک سه مولفه ایمنی خودرو، ایمنی جاده و نیروی انسانی در حوزه تصادفات تاثیرگذار هستند. گرچه ما هنوز در ایمنی خودرو و ایمنی جاده‌ها خیلی موفق نبوده و نیستیم، اما در کنار آنها آگاهی‌بخشی به نیروی انسانی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل تاثیرگذار در افزایش تصادفات بسیار کمک‌کننده است. در این بخش به رغم همه تمهیداتی که اتخاذ شده، باید بگویم که ما همچنان سالانه حدود 17‌هزار فوتی داریم. در واقع به‌طور میانگین 42 تا43 نفر در طول روز و در هر ساعت نیز دو نفر در این‌گونه حوادث کشته می‌شوند. با این حال این آمار قبلا بیش از 27‌هزار نفر بود و اکنون به حدود 17‌هزار تقلیل یافته است که این مساله می تواند یک گام به جلو باشد، ولی باز هم این رقم، عدد قابل توجهی است با حدود هشت تا 10 برابر مصدومیت، مجروحیت و در نهایت بخشی هم که معلولیت هایی را به‌دنبال دارد. آن چنان که باید به آمار فوت ‌شدگان‌ ناشی از تصادفات رانندگی در 10 ماه اول سال 1396 توجه کنیم. در کل 13874 نفر فوتی داشتیم که 10889 نفر مرد و 2985 نفر زن بودند که نسبت به سال 1395 در همین زمان چهار‌درصد تغییرات مثبت داشته است. آمار مجروحان در سال 1395 به تعداد 3373071 نفر نیز بسیار نگران‌کننده است که نباید به‌راحتی از کنار آن بگذریم. حال تصور کنید که چه میزان از این آمار مربوط به تصادفات در ایام نوروز است. بنابراین همان‌طور که گفتم میزان مسافرت‌ها در آستانه نوروز و در ایام تعطیلات افزایش می یابد. این در حالی است که از مدت‌ها قبل هشدارهایی به رانندگان داده می‌شود تا سفر بی‌‌‌خطری را برای خود و سرنشینانشان به ارمغان آورند، اما باز هم هر‌ساله با تصادفات ناگواری مواجه می شویم.

پیامدهای اجتماعی ناشی از تصادفات چیست و برای مقابله با آن چه راهکاری اندیشیده شده است؟

افزایش کودکان بی‌‌‌سرپرست، معلولان، زندانیان و زنان سرپرست خانوار از جمله پیامدهای اجتماعی ناشی از تصادفات رانندگی است که جای تامل و توجه بیشتر دارد. حال بماند که چنین مسائلی مشکلات مالی را هم برای خانواده‌ها و هم برای دولت ایجاد می ‌کنند. از این رو ضرورت دارد که توجه به این مسائل در دستور کار قرار گیرد. بنابراین با توجه به سه مولفه تاثیرگذار که در تصادفات عرض کردم، یکی از اقداماتی که در انجمن مددکاران اجتماعی انجام داده ایم و امسال نیز چهارمین سال تکرار آن است، برگزاری کمپینی با موضوع پیشگیری اجتماعی از تصادفات رانندگی است و از آنجایی که ما هر‌ساله در حوزه مددکاری اجتماعی شعاری را انتخاب می‌کنیم و شعار سال آینده‌مان نیز اخلاق اجتماعی است، شعار کمپین پیشگیری اجتماعی از تصادفات رانندگی را هم با محوریت «به اخلاق در رانندگی پایبند باشیم» انتخاب کردیم. این اخلاق به دو بخش تقسیم می شود. یک بخش آن اخلاق حرفه‌ای است که همان رعایت مقررات، آیین نامه و ضوابط راهنمایی و رانندگی است که اگر به آنها توجه نشود، مستوجب جریمه و مجازات‌های مقرر در قانون خواهد شد و بخش دیگر به رفتارها و نکاتی برمی گردد که اگر انجام نشوند، مستوجب برخورد قانونی نیستند. مانند احترام گذاشتن به همدیگر و موضوعات دیگر. با این حال بهتر است که در ابتدا آماری را ارائه کنم. براساس آمارهای مراجع رسمی حدود 20‌میلیون خودرو شماره گذاری شده است. بنابراین آنچه که امروزه مشهود است، جایگاه ویژه صنعت خودرو است. در چنین شرایطی به‌طور قطع هم تدوین ضوابط و مقررات قانونی ضرورت دارد و هم باید به اخلاق حرفه‌‌ای در رانندگی توجه کنیم، اخلاقی که جنبه قانونی ندارد. بنابراین رعایت قوانین و مقررات و اصول اخلاق در رانندگی به‌عنوان اصول اخلاق حرفه‌ای در رانندگی لازم است. مساله‌ای که تاکنون مغفول مانده و تبعاتی را با خود به‌همراه دارد. در حالی که اگر وجدان اخلاقی در مردم بیدار باشد، شاهد ارتقای کیفی رانندگی و کاهش تصادفات خواهیم بود. از این رو با برگزاری و تداوم این کمپین قصد داریم که اخلاق در رانندگی را به اطلاع مردم برسانیم و موجبات آگاهی را فراهم کنیم، چرا که امروزه تصادفات رانندگی یکی از سه عامل اصلی مرگ و میر در ایران و نهمین عامل مرگ‌و‌میر در جهان محسوب می شود.

توجه به اخلاق در رانندگی، اطلاع‌رسانی و  آگاه‌سازی چگونه میسر خواهد شد؟

بارها تاکید کرده‌ام و دوباره به ذکر نکاتی می پردازم. نکاتی که اگر در طول سفر لحاظ شوند، لحظات خوبی را برایمان رقم خواهند زد. بنابراین بیاییم همگی فضای پر از آرامش را در طول رانندگی و سفر برای خود، خانواده و مسافران خود ایجاد کنیم، از درگیری فیزیکی در صورت بروز تصادفات پرهیز کنیم و گذشت در رانندگی را جدی بگیریم، مسائلی که تاکنون مزید بر علت شدند و مشکلات را دو‌چندان کرده‌اند. از سوی دیگر، بیاییم همواره به خوش‌ خلقی هنگام رانندگی اهمیت دهیم، به مسافران خوشامد بگوییم، شوخی بی‌‌‌جا نکرده و هنگام رانندگی تنش ایجاد نکنیم، به مسافران دارای نیازهای خاص از جمله معلولان، سالمندان و بیماران خاص توجه بیشتر کنیم، به یکدیگر توهین نکنیم، دشنام ندهیم، یکدیگر را تهدید نکنیم، با رانندگان دیگر لجبازی نکنیم، مدارا در رانندگی را مدنظر قرار دهیم، شنونده خوبی باشیم، یکدیگر را تمسخر نکنیم، وقت‌شناس و منظم باشیم، انتقاد‌پذیر باشیم، اگر تاخیر داشتیم عذرخواهی کنیم، اگر اشتباه کردیم، عذرخواهی کنیم و از درگیری با مسافران پرهیز کنیم. با این حال بسیاری از پرخاشگری‌ها، درگیری‌ها، ناراحتی‌ها و ... هنگام بروز تصادفات رانندگی با کنترل رفتار قابل حل هستند و باید در این بین به اصلاح رفتار خودمان بپردازیم.

منبع: روزنامه آرمان/28 اسفند 96 / د خبر۲۱۶۷۳۸ | تاریخ۱۳۹۶/۱۲/۲۸ - شماره3569

 

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/12/28

افزایش موارد خشونت روانی در کشور

 

سلامت نیوز : رئیس انجمن مددکاری ایران می گوید بسیاری از انواع خشونت ها از جمله خشونت های خانوادگی در مراجع قانونی ثبت نمی شود و تحقیر، توهین و تمسخر از مصادیق خشونت روانی است که کمتر گزارش می شود اما این نوع خشونت رو به افزایش است

به گزارش سلامت نیوز،سید حسن موسوی چلک در گفت وگو با پانا در خصوص آخرین پژوهش های صورت گرفته با موضوع خشونت و راهکارهای آن گفت: معتقدیم خشونت یک بیماری است که در جامعه وجود دارد و در شکل های مختلف همچون فیزیکی، زبانی و در خانه و جامعه بروزمی کند

رئیس انجمن مددکاری ایران با بیان اینکه عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در افزایش میزان خشونت در جامعه نقش دارد، گفت: عوامل مختلفی در افزایش خشونت نقش دارد که برخی از آن نگران کننده است زیرا نشان دهنده آن است که بسیاری از افراد نسبت به اطرافیان خود بی توجه هستند و منافع فردی بر منافع جمعی غالب شده است

وی عوامل اقتصادی را یکی از مولفه های تاثیرگذار بر میزان خشونت افراد عنوان کرد و گفت: فقر سبب می شود خشونت در سطح اجتماع افزایش یابد و افرادی که وضع اقتصادی ضعیفی دارند نسبت به دیگران انعطاف پذیری کمتری دارند. از طرفی خانواده هایی که نابسامان هستند ارتباط مستقیمی با خشونت دارند و در مقابل، در خانواده هایی سالم میزان خشونت کمتری دارند

موسوی چلک با بیان اینکه بسیاری از خشونت ها از جمله خشونت های خانوادگی در مراجع قضایی ثبت نمی شود، گفت: همسرآزاری، سالمندآزاری، کودک آزاری را می توان به عنوان انواع خشونت خانگی تلقی کرد که بسیاری از آن به دلیل مراجعه نکردن افراد به مراجع قضایی، ثبت نمی شود

وی همچنین با اشاره به خشونت های روانی و عاطفی گفت: تحقیر، توهین و تمسخر، خشونت روانی به شمار می رود که کمتر گزارش می شود اما این نوع خشونت رو به افزایش است

موسوی چلک درباره راهکارهای کنترل خشونت نیز توضیح داد: برای کنترل خشونت در جامعه راهکارهای مختلفی وجود دارد که مهم ترین آن آموزش برای کودکان است تا بتوانند روش های مختلف کنترل خشم و نحوه ارتباط گیری با دیگران را فرا بگیرند. علاوه بر این سیاست گذاری های صحیح می تواند باعث کنترل خشونت شود. در واقع باید روش هایی برای ایجاد نشاط در جامعه تدوین شود چرا که این امر باعث کاهش خشونت خواهد شد و هر جامعه ای که در آن نشاط اجتماعی بالا باشد، رفتارهای خشونت آمیز نیز کمتر است.

منبع: سلامت نیوز/24 اسفند 96/

خبرگزاری پانا

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/12/25

امروز بیش از هر زمانی نیازمند جشن ملی هستیم

سیدحسن موسوی چلک/ رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران
زمانی که به تاریخ و زندگی پیشینیان نگاه می‌کنیم به یک موضوع مشخص می‌رسیم و آن هم ایجاد فرصت‌هایی برای شادی، باهم بودن و نشاط گروهی است. به همین دلیل جشن‌ها و مناسبت‌های مختلفی ایجاد شد تا مردم بتوانند در این فرصت‌های شادی گروهی و با هم بودن را تجربه کنند. در ایران باستان و بعد از ورود اسلام به ایران نیز جشن‌های ملی و قومیتی این ویژگی و بستر را برای شادی‌های گروهی داشتند؛ جشن‌هایی همچون عید نوروز، چهارشنبه سوری و جشن‌های مذهبی.
جشن چهارشنبه سوری یک جشن ملی و باستانی است که مردم نسبت به برگزاری آن در همه ادوار اهتمام داشتند؛ جشنی که پیام فرا رسیدن نوروز را به همراه دارد و در دل خود از بین بردن کدورت‌ها و... را نوید می‌دهد. اما متأسفانه بنا به دلایلی در یک مقطع زمانی یک عده‌ای بدون تدبیر، ‌اندیشه و آینده نگری دنبال ممیزی فرهنگی جشن‌هایی همانند چهارشنبه آخر سال بودند با این استدلال که این آیین با مبانی دینی مغایرت دارد درحالی‌که دین ما، دین شادی و نشاط است و امروز ما بیش از هر زمان دیگری نیازمند شادی‌های گروهی و جمعی هستیم. جشن‌هایی که توسط مردم برگزار می‌شود و تدارک آن و مدیریت و نظارت جشن هم توسط خود مردم باشد.
توجه داشته باشید آمارهای رسمی حاکی از شاخص پایین شادی و نشاط در کشورمان است، ‌آمارها نشان می‌دهد خشونت دومین رتبه را در بین پرونده‌های قضایی دارد و 24درصد مردم کشورمان دچار حداقل یک نوع از اختلالات روانی هستند. علاوه بر اینها گرایش به مواد‌مخدر و مشروبات الکلی هم همه و همه دارای یک پیام هستند و آن هم این است که به نسبت گذشتگان نشاط و شادابی اجتماعی و سرزندگی مردم کاهش یافته است و باید شرایط را تغییر داد. گذشتگان ما شاید مدرک تحصیلی نداشتند اما سواد شاد زندگی کردن را داشتند درحالی‌که در دهه‌های گذشته بیشتر از اینکه مروج شادی درکشورمان باشیم، ترویج‌کننده غم بودیم و حالا شاهدیم که جامعه غمگین است. یکی از مولفه‌های امیدواری و شادابی، نشاط و تقویت هویت فرهنگی است که معنای مثبتی از زندگی را اشاعه می‌دهد و نتیجه آن می‌تواند رضایت از زندگی همراه با امیدواری مردم باشد. به اعتقاد من ورود حاکمیت به جشن‌های ملی مثل چهارشنبه آخر سال بازدهی لازم را ندارد، ما باید اجازه بدهیم تا مردم به‌صورت محله‌ای و خانوادگی خودشان از صفر تا صد این جشن ملی را برگزار کنند و حاکمیت تنها بسترها را فراهم کند. مدیریت و همکاری مردم با هم در برپایی این جشن می‌تواند هزینه‌های امنیتی، جانی و مالی را کاهش دهد. با این اقدام می‌توانیم امیدوار باشیم در آینده‌ای نه چندان دور جشن‌های نوروزی و چهارشنبه سوری به سمت و سوی این جشن‌ها در قدیم برود و دیگر شاهد تلفات مالی و جانی در چهارشنبه سوری نباشیم.

روزنامه همشهری/20 اسفند 1396





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/12/20

ئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران همزمان با نزدیک شدن به نوروز اعلام کرد

آغاز کمپین «با اخلاق رانندگی کنیم»/ آمارچندبرابری کشته‌شدگان در تصادفات نسبت به سقوط هواپیما

موسوی چلك

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران از آغاز به کار کمپین پیشگیری اجتماعی از تصادفات رانندگی با موضوع « اخلاق در رانندگی» برای چهارمین سال متوالی خبر داد.

سید حسن موسوی چلک در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه هرساله بیش از 16 تا 17 هزار نفر در کشور جان خود را بر اثر تصادفات رانندگی از دست می‌دهند، گفت: اگرچه این آمار پیش از این بیشتر بوده است اما باز هم این تعداد کشته در تصادفات رانندگی به آن معناست که به طور میانگین 42 تا 43 نفر در طول روز و در هر ساعت نیز 2 نفر در این‌گونه حوادث کشته می‌شوند.

وی در ادامه با اشاره به پیامدهای اجتماعی ناشی از وقوع تصادفات رانندگی در کشور، اظهار کرد: وقوع این تعداد حادثه رانندگی در کشور به آن معناست که بین 8 تا 10 برابر این میزان، افرادی دچار ناتوانی و معلولیت می‌شوند. پیامد برجا ماندن کودکان بی سرپرست، شکل گیری خانواده های زن سرپرست، ناتوانی در پرداخت هزینه‌های درمان و حتی پرداخت هزینه‌های خسارت، چیزی جز فقر نخواهد بود.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران با تاکید بر نقش نیروی انسانی در توسعه جوامع، تصریح کرد: منطق مدیریت ترافیک ایجاد می‌کند که بر روی عامل انسانی به طور ویژه‌ای تمرکز کنیم. آموزش و آگاهی رسانی به رانندگان برای رعایت نکات اخلاقی که الزاما به بایدها و نبایدهای قانونی مرتبط نیستند، نقش محوری در پیشگیری از تصادفات دارد. 

موسوی چلک در ادامه با بیان اینکه شعار امسال انجمن مددکاری نیز با موضوع اخلاق انتخاب شده است، اظهار کرد: به همین دلیل این کمپین نیز امسال به دنبال تحقق شعار اخلاق در رانندگی است. بسیاری از رفتارهای ما در رانندگی ربطی به رعایت قوانین و مقررات رانندگی ندارند، اما رعایت آنها فضایی سالم‌تر، آرام‌تر و لذت‌بخش‌تر در رانندگی ایجاد می‌کند. در حال حاضر آمار کشته شدگان تصادفات رانندگی برابر سقوط چندین هواپیما در ماه است و ما نباید به راحتی از کنار آن رد شویم. 

وی در ادامه با تاکید بر اینکه باید مدارای شهروندان در رانندگی افزایش یابد، اظهار کرد: بسیاری از عصبانیت‌ها، زد و خوردها، ناراحتی‌ها و ... تنها با کمی سعه صدر قابل پیشگیری هستند. نباید فراموش کنیم که ما مسئول اصلاح رفتار همه شهروندان نیستیم و تنها کافیست اصلاح رفتار را از خودمان آغاز کنیم؛ لذا انجمن مددکاری اجتماعی از همه شهروندان دعوت می‌کند تا به مصادیق رعایت اخلاق در رانندگی فکر کنند و با انتشار آنها در فضای مجازی برای گسترش آن‌ها تلاش کرده و دیگران را نیز برای پیوستن به این پویش دعوت کنند.

انتهای پیام





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/12/20
د خبر: ۲۰۵۶۰۳۲
تاریخ انتشار: ۱۶ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۲:۰۰
مصاحبه پژوهشی:

حلقه‌های مفقوده یاری‌رسانی به محرومان کجاست؟

حلقه‌های مفقوده یاری رسانی به محرومان و آسیب‌دیدگان اجتماعی : فقدان نظام رصد پنجره واحد ، چسبندگی بجای توانمندسازی، بهره برداری سیاسی از گروهای هدف، فقدان مدیریت هوشمند و اثر بخش و فقدان نظام چند لایه تامین اجتماعی است.

چکیده نشست پژوهشی:

-  تکافل اجتماعی نسبت به محرومان وظیفه ای فردی و حاکمیتی و فلسفه شکل گیری نهادهایی چون کمیته امداد،بهزیستی  و سازمانهای مشابه است .

-  حلقههای مفقوده یاری رسانی به محرومان و آسیبدیدگان اجتماعی : فقدان نظام رصد پنجره واحد ، چسبندگیبجای توانمندسازی، بهره برداری سیاسی از گروهای هدف، فقدان مدیریت هوشمند و اثر بخش و فقدان نظام چندلایه تامین اجتماعی است.

- فواید طرح نظام چند لایهاجتماعی ، خدمات اجتماعی یکجا، پنجره واحد رصد گروههای هدف، مادامالعمر نبودنحمایتها ، کم شدن چسبندگی به دولت و توانمندسازی اجتماعی است.    

پژوهش خبری صدا وسیما: برگزاری جشن­ های نمادینی مانند جشن احسان و نیکوکاری، نمادی است تا  فراموش نکنیم؛ مهربانی در جامعه را ، به یاد آوریم؛ وظیفه ما توجه صرف به خودمان نیست؛ دیگرانی نیز نیازمند توجه ما هستند. در بعد دینی هر فرد تکافل[1] اجتماعی[2] نسبت به دیگران دارد. در بعد حاکمیتی نیز فلسفه شکل­ گیری نهادهایی همچون کمیته امداد و بهزیستی و سازمان­ های مشابه، ایفای مسئولیت تکافل اجتماعی است. در این چارچوب در مصاحبه پژوهشی با سید حسن موسوی چلک رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران، به بهانه هفته احسان و نیکوکاری (­ 14 تا 21 اسفند)، موضوع «هم ­افزایی نهادها و مردم در یاری­رسانی به محرومان» را با طرح سئوالات زیر مورد بررسی و واکاوی قرار دادیم:

پژوهش خبری : حمایت ­های اجتماعی شامل چه گروه­ها و توسط کدام سازمانها است ؟  

سید حسن موسوی چلک رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران: گروه­ های مختلفی از سوی نهادها و سازمان­ها تحت حمایت می­ باشند[3]؛ گروه ­ها و موضوعات هدف: "زنان سرپرست خانوار، کودکان بی­سرپرست، سالمندان، معلولین، آسیب­دیدگان اجتماعی، معتادین متجاهر، طلاق، کودکان خیابانی، افراد بی­ خانمان و متکدیان و بیماران خاص، بزهکاری و خودکشی"­.

 حلقه‌های مفقوده یاری‌رسانی به محرومان کجاست؟ (هم افزایی نهادها و مردم در یاری رسانی به محرومان)

پژوهش خبری : حلقه ­های مفقوده یاری­ رسانی به محرومان  و آسیب‌دیدگان اجتماعی چیست؟

سید حسن موسوی چلک رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران: حلقه ­های مفقوده حمایت از محرومان:

 حلقه‌های مفقوده یاری‌رسانی به محرومان کجاست؟ (هم افزایی نهادها و مردم در یاری رسانی به محرومان)

پژوهش خبری :  چه راهکار جدیدی برای حمایت از گروه ­های هدف وجود دارد؟

سید حسن موسوی چلک رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران: در حوزه معلولین قانون جامع حمایت از حقوق معلولان را داریم.[15] در حوزه کودکان هم لایحه حمایت از کودکان  و نوجوان را داریم.[16]  مهمتر از همه نظام چند لایه تامین اجتماعی است که باید اجرا شود. [17]     

پژوهش خبری :  فواید طرح نظام چند لایه تامین اجتماعی، چیست؟

سید حسن موسوی چلک رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران: فواید نظام چند لایه تامین اجتماعی:

 حلقه‌های مفقوده یاری‌رسانی به محرومان کجاست؟ (هم افزایی نهادها و مردم در یاری رسانی به محرومان)

پژوهش خبری :  موانع و مشکلات مجموعه ­های مردم نهاد، چیست؟

سید حسن موسوی چلک رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران: مشکلات فعال­سازی مجموعه­ های مردم نهاد:

 حلقه‌های مفقوده یاری‌رسانی به محرومان کجاست؟ (هم افزایی نهادها و مردم در یاری رسانی به محرومان)

کلام آخر

شایسته است درجامعه مهربانی اجتماعی را ترویج کنیم. مسئولیت اجتماعی بنگاه­ها را در جامعه جدی­تر بگیریم. به فکر دیگران باشیم؛ البته بخشی از کار به سیاستگذاران و سیاستمداران برمی­ گردد؛ حوزه اجتماعی نباید مورد بهره­ برداری سیاسی قرار گیرد؛ مدیریت اجتماعی باید به عهده مدیران اجتماعی باشد؛ تا زمینه برای مشارکت اجتماعی فراهم گردد؛ از ظرفیت‌ NGOها و گروه ­های محلی برای توانمندسازی، حمایت و پیشگیری از آسیب به گروه ­های هدف بیش از گذشته استفاده شود؛ تا جامعه پویا، سالم، آینده ­نگر و برنامه محور که بتواند سرمایه اجتماعی را در خودش ارتقاء دهد نتیجه شود.   

 

پژوهش خبری // مهدی ناجی

-----------------------------------------------------------------------------

[1] - تکافل . [ ت َ ف ُ ] (ع مص ) پذیرفتاری دادن .فرهنگ معین. 

[2] - ( ~.) [ ع - فا. ] (ص نسب .) منسوب به اجتماع ؛ 1 - همگانی ، عمومی . 2 - کسی که آداب معاشرت را می داند. فرهنگ معین. 

[3] - گروه­های هدف. 

[4] - مصاحبه پژوهشی با سید حسن موسوی چلک رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران.

[5] - موسوی چلک: در کنار دو سازمان بهزیستی و کمیته امداد، خیریه­ها و موسساتی که از بهزیستی مجوز می‌گیرند؛  یا بعضی از خیریه­هایی که از وزارت کشور مجوز می‌گیرند آنها هم در این بخش فعالیت‌ می‌کنند؛ بعضی از این خیریه‌ها ثبت شده هستند و مجوز قانونی دارند. بعضی هم از گذشته بوده‌اند. و این حمایت‌ها را داشتند. الزاما هم همه مؤسسات خیریه‌ای که در این حوزه کار می­کنند دارای مجوز از مراجع ذیربط نیستند؛ اما سالیان سال بعضی حتی ممکن است قبل از انقلاب هم این فعالیت را داشتند و تا به امروز دارند ادامه می‌دهند.

[6] - موسوی چلک:  بر اساس حکمی که دادگاه صادر می‌کند. قانون حمایت از کودکان  بی‌سرپرست (ابلاغیه 1392) عمدتا سازمان بهزیستی مسئولیت کودکان بی­سرپرست را به عهده دارد.

[7] - موسوی چلک: حمایت از سالمندان نیازمند روستایی در ابتدا به عهده  بهزیستی بود. سپس به کمیته امداد و اگذار شد.

[8] - مستمروغیرمستمر.

[9] - مطابق آیین نامه دولت بیماران روانی غیرمزمن که در آیین نامه­ای که دولت دارد تعریف شده است. با وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی است. بیماران مزمنی که به دارو و درمان جواب نمی‌دهند و نیازمند نگهداری شبانه­روزی  و مستمر هستند مسئولیت آن با سازمان بهزیستی است.

[10]-  موسوی چلک: حمایت از زنان آسیب دیده اجتماعی و دختران فراری مستلزم همکاری دادگستری، نیروی انتظامی و سایر مراجع با بهزیستی است.

[11] - مسئولیت معتادین متجاهر قبلا به عهده دادستانی و نیروی انتظامی بود.

[12] - از جمله نیروی انتظامی، دانشگاه‌ها، آموزش و پرورش.

[13] - بر اساس قانون حمایت خانواده

[14]-    HIV and AIDS: HIV یک ویروس است که به سیستم ایمنی حمله می کند. در صورت عدم درمان، سیستم ایمنی بدن در نهایت به طور کامل از بین خواهد رفت. ایدز به مجموعه ای از علائم و بیماری­هایی که در مرحله نهایی بیماری،  عفونت رخ می دهد اشاره می­کند.

  [15] - موسوی چلک: قانون جامع حمایت از حقوق معلولان دوبار در مجلس تصویب و  به شورای نگهبان رفته است. ایرادهای شکلی گرفته شده است. با بودجه­ای که مجلس مصوب کرده قرار است این حمایت انجام شود.

[16] - موسوی چلک:  لایحه حمایت از کودکان  و نوجوان که از سال 78 از قوه قضائیه به دولت و سال 1390 از دولت به مجلس رفت؛ قرار است به صحن علنی مجلس بیاید تصویب شود.

[17] - موسوی چلک: برای اجرای نظام چند لایه تامین اجتماعی سال 97 حدود 7 هزار میلیارد پیش بینی شده ولی هنوز تبدیل به قانون نشده است. هنوز در دولت مانده است؛  قرار بود در برنامه پنجم این کار انجام بگیرد که انجام نشد. در دو سال اخیر در کمیسیون اجتماعی دولت پیش نویس لایحه آماده شد؛  به هیات دولت رفته که تصویب شود و به مجلس برسد. علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی این طور خبر داد که تلاش می­شود بخشی از منابعش را در سال 97 پیش بینی کنند که حدود 7 هزار میلیارد تومان نیاز است که تامین منابع شود.وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی مطرح کرد: در سال 97 برای فقرزدایی هفت هزار میلیارد تومان پیش بینی شد که چهار هزار میلیارد تومان آن موجود است و بقیه را باید تامین کنیم.(روزنامه جهان نیوز، 4/12/1396)

[18] - موسوی چلک: NGOها مستقل نیستند و عمدتا شعبه شماره 2 دولت هستند.





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/12/19

جرم‌انگاری اعتیاد در نشست نقد و بررسی مستند «۱۰ برادر» بررسی شد

نشست نقد و بررسی مستند ۱۰ برادر با حضور رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران و کارگردان مستند ۱۰ برادر برگزار شد.


    جرم‌انگاری اعتیاد در نشست نقد و بررسی مستند «10 برادر» بررسی شد

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، پنجاه و ششمین قسمت از برنامه «به اضافه مستند» با پخش مستند «10 برادر» همراه بود و پس از آن نشست نقد و بررسی با حضور مهمانان ویژه، سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران و محسن علی‌دادی کارگردان مستند «10 برادر» برگزار شد.

موسوی چلک‌ در ابتدای صحبت‌های خود در مورد این مستند صحبت کرد و گفت: این مستند به یکی از مشکلات دارای اولویت کشور می‌پردازد و از این جهت باید به شبکه مستند تبریک بگویم. معمولا برنامه‌های مستند به دلیل این که واقعی است، اثر بخشی زیادی بر مخاطب دارد. پیدا کردن خانواده‌ای با چنین ویژگی کار بسیار سختی است.

وی درباره‌ی این جمله که «اعتیاد جرم نیست و بلکه بیماری‌ است» گفت: من این جمله را قبول دارم و اعتیاد واقعا جرم نیست. خاطرم هست که در سال 74 که در اراک بودم، هنوز اعتیاد را جرم می‌دانستند و در سال 76 بود که قانون اصلاح شد. در آن زمان 5 مرکز برای اجرای برنامه‌ی درمان سرپایی معتادان وجود داشت. نامه‌ای آمده بود و در آن نوشته شده بود که می‌توانید مرکز دیگری را افتتاح کنید. بنابراین تابلویی را با عنوان مرکز درمان معتادان خودمعرف زده بودیم. مدیر وقت برای زدن این تابلو بسیار مقاومت می‌کرد چرا که هنوز اعتیاد جرم بود. به کمک همکاران دیگر، کار را شروع کردیم. متوجه شدیم که اگر بستر را فراهم کنیم و با نگاه مداخلات اجتماعی و کاهش آسیب نگاه کنیم، تا چه میزان می‌تواند تاثیرگذار باشد و افراد برای درمان بیایند. شاید اصلا نتوان یک معتاد را درمان کرد اما بالاخره باید میزان مصرف این مواد را مدیریت کرد تا آسیبی به او و خانواده‌اش نرسد. در نهایت قانون اصلاح شد. در این قانون می‌گوید معتاد مجرم است مگر آن که برای درمان اقدام کند. در سال 85، سیاست‌گذاری مبارزه با مواد مخدر تصویب شد و همین موضوع باعث شد تا خیلی جلوتر برویم. در آن‌جا رسما برنامه‌ی کاهش آسیب را می‌پذیریم و حتی در یکی از استراتژی‌ها آمده است که اگر نتوانستیم مصرف مواد را درمان کنیم، می‌توانیم مواد مخدر کم خطر را جایگزین مواد پر خطر نماییم.

وی در پاسخ به سوالی مبنی بر این که آیا توزیع تریاک دولتی بخشی از این قانون بوده است یا خیر، گفت: بخشی از عرضه‌ی تریاک دولتی برگرفته از این موضوع بود و بخشی دیگر وابسته به این موضوع نبود. در آن‌جا هم این استراتژی بود. برای مثال ما اکنون متادون را به عنوان جایگزین مواد پر خطر عرضه می‌کنیم. البته این را می‌پذیریم که در پیشگیری موفق نبودیم اما نگاه جرم انگارانه به حوزه مواد مخدر، نگاه خوبی نیست. اکنون 4 میلیون و 400 هزار معتاد داریم که بخشی از آنان مصرف دائمی دارند و بعضی دیگر تفننی است. حال اگر 2 میلیون و 800 هزار نفر را در نظر بگیریم و بخواهیم به همه آنان نگاه مجرمانه داشته باشیم، پس باید همه ایران را تبدیل به زندان بکنیم که این افراد را در داخل آن نگهداری کنیم. به نظرم باید اعتیاد را از چند منظر نگاه کنیم. آن یک بیماری است و به همین دلیل در تمام مداخلاتی که در این حوزه انجام می‌شود، تلاش می‌شود که رفتار درستی داشته باشیم.ما می‌گوییم که 20 درصد از این افراد درمان قطعی می‌شوند در حالی که افرادی که درمان می‌شوند، خیلی کمتر از عددی است که اعلام شده است. با این فرض، باز هم افراد قابل توجهی هستند که در این چرخه قرار دارند و باید هر روز مواد مصرف کنند. منطق کار این است که به این سمت برویم که افراد به سمت کاهش آسیب تغییر مسیر بدهند. ما با مسیر جرم انگارانه نمی‌توانیم آسیب را کاهش بدهیم و به همین دلیل است که می‌گوییم اعتیاد بیماری است. در دنیا هم به این موضوع رسیده‌اند چرا که احتمال درمان قطعی آن بسیار کم است. از آن جا که همیشه با معتادان مواجه هستیم باید رویکرد جرم‌انگارانه را به حداقل برسانیم، مگر این که شخص معتاد، متجاهر باشد. این کار هم به بهزیستی واگذار شده است.

محسن علی‌دادی درباره‌ی این موضوع گفت: به نظرم این جمله زیبای «معتاد مجرم نیست و بیمار است» ماحصل تلاش بسیاری بود که متاسفانه در نطفه خفه شد. در حد همین جمله ماند و هیچ کس آن را نپذیرفت؛ حتی خانواده معتاد. فقط معتاد پذیرفت و نیروی انتظامی و دادگستری و ... آن را نپذیرفتند. نگاهمان خواه و ناخواه در فضای عمومی جامعه، نگاه مجرم گونه به یک معتاد است. دلیل این موضوع این است که ما اعتیاد را نشناختیم. من فکر می‌کنم که این جمله را فقط عده ای از معتادان فهمیدند. آن عده امدند و ترک کردند و عده‌ای دیگر آن را فهمیدند و دستاویزی برای این کردند که ما مجرم نیستیم و بیمار نیستیم. اگر ما از کشورهای دیگر الگو برداری کردیم باید به خدمات و نگاه اجتماعی که در آن جا به معتاد می‌شود، نگاه کنیم و سپس آن جمله را به کشور اشاعه بدهیم. من اطلاع دقیقی از این موضوع ندارم که در خارج از ایران چه برخوردی با معتاد میشود اما فکر می‌کنید که برخوردی که با یک معتاد در ایران انجام می‌شود، در حد یک انسان هست؟ من باخیلی از نظامیان ستاد مبارزه با مواد مخدر بحث کردم و هیچ کدام موافق این موضوع نبودند. حتی با خانواده‌ی معتادها صحبت کردم اما آنان هم موافق این موضوع نبودند. این رفتار شامل رفتار جامعه، رفتار مسئولین و .... نیز است. هیچ کس معتاد را نفهمید. اعتیاد هنوز یک بیماری ناشناخته است و وقتی یک معضل ناشناخته است، نمی‌توانیم اسم بیماری را بیاوریم. دقت داشته باشید که به هر حال اعتیاد تبعاتی دارد و منجر به سرقت و ... می‌شود تا بتواند خرج مواد خود را دربیاورد. اگر یک گرم و یا حتی نیم گرم از داروی خود را به همراه داشته باشد، مجرم شناخته می‌شود در حالی که بیمار دیابتی، سرطانی و ... می‌تواند داوریش را همراهش داشته باشد و مجرم نیست.

موسوی بیان داشت: باید بگویم که در این حوزه، توانسته‌ایم نوع نگاه را عوض کنیم چرا که برای مثال می‌گوییم که اگر نتوانستیم مواد مخدر را درمان کنیم، از مواد کم خطر استفاده کنیم. برای مثال اگر تریاک می‌کشد، متادون می‌دهیم و ... این جایگزینی را انجام می‌دهیم و به همین دلیل در سیاست‌های کلی، کاهش آسیب را به رسمیت شناخته‌ایم. من می‌گویم که فرد معتاد باز هم شهروند ما است همان طور که یک نفر دیابتی نیز شهروند است. البته آسیب‌های این دو متفاوت است و من این موضوع را می‌پذیرم. اعتیاد به دلیل پیچیدگی‌های خاصی که دارد، عوارض بیش‌تری نیز دارد. این الزاما بدین معنی نیست که بگوییم او مجرم است. خانواده‌ای که دیگر از اعتیاد او خسته شده است و نمی‌تواند تحملش کند، می‌گوید او را بگیر و ببر. حال اگر از آن خانواده جدا شویم و اعتیاد را در بستر جامعه نگاه کنیم، چاره‌ای جز این نداریم که اعتیاد را جز واقعیت جامعه‌مان بپذیریم. برای این که با یک واقعیت اجتماعی برخورد درست‌تری داشته باشیم باید همه‌ی راه‌ها را داشته باشیم. در یک جایی هم می تواند نگاه مجرمانه باشد.

علی دادی در بخش دوم صحبت‌های خود به مواد جایگزین مواد مخدر اشاره کرد و گفت: آیا فکر می‌کنید که متادون سبک‌تر از تریاک است؟ شاید صحبت‌های من کارشناسی نباشد اما در مدت یک سالی که در حوزه اعتیاد تحقیق کردم و با معتادان ارتباط دارم، باید بگویم که متادون به مراتب عوارض بیش‌تری از تریاک دارد و اعتیاد بیش‌تری را به همراه دارد. این که چرا به راحتی معتادان را به متادون سوق می‌دهند، جای سوال است. خود معتادان می‌گویند که کاری که متادون با من کرد، تریاک نکرد و ترک متادون خیلی سخت‌تر از دیگر مواد مخدر است.

موسوی در این بخش گفت: باید دقت داشت که به مرور زمان، برنامه‌های کاهش آسیب تغییر پیدا می‌کند و به برنامه‌های جدید رسیدند. اکنون متادون برای برخی از افرادی که دارای سو مصرف مواد هستند،یک گزینه جایگزین است. من می‌گویم که متادون یا تزریق، کدام یک آسیب و عوارض بیش‌تری دارد؟ در واقع کاهش آسیب به معنای درمان یا قطع مواد مخدر نیست و به همین دلیل است که اسم کاهش آسیب را روی آن می‌گذاریم. برای کسی که تزریق می‌کند، احتمال ابتلا به ایدز بسیار بالا است. در دنیا در این حوزه به این جا رسیدند که برنامه‌های کاهش آسیب، عوارض منفی ناشی از مواد مخدر را به حداقل می‌رساند. همین که طرف به مرکز می‌آید و در کنار دریافت متادون، اطلاعات دیگری نیز می‌گیرد، بسیار قابل توجه است و کاهش آسیب همین برنامه‌ها را دنبال می‌کند. من می‌خواهم بگویم که پذیرفتن برنامه‌های کاهش آسیب در سیاست‌گذاری کلان، علیرغم مقاومتی که در پذیرش آن وجود داشت، یک گام به جلو است. نمی‌خواهم بگویم مطلوب ما است اما یک گام به جلو است. آمارها نشان میدهد که بیکاری عامل اعتیاد نیست. عمده‌ی کسانی که اعتیاد دارند، شغل دارند و خیلی‌ها به دلیل همین اعتیاد، شغل‌شان را از دست دادند. باید بیاییم و روی این بخش کار کنیم. ما نمی‌توانیم با مافیا مبارزه کنیم. پلیس ما پلیس مقتدری است و نهادهای امنیتی ما خیلی خوب روی این حوزه کار می‌کنند. هیچ کس در دنیا به ما کمک نمی‌کند و در این بخش تنها شده‌ایم. شاید اگر تعهد بین‌المللی نبود و دغدغه‌ی انسانیت در جامعه‌ی ما وجود نداشت، می‌گفتیم که این مسیر است و بیایید از این‌جا خارج شوید. ما این را نپذیرفتیم چرا که به نوع انسانی تعهد داریم. می‌خواهم بگویم که ما چاره‌ای نداریم جز این که روی پیشگیری کار کنیم. خیلی وقت است که به این نتیجه رسیده ایم اما چون اعتقاد به آن نداریم، به آن عمل نکرده‌ایم.

علی دادی در پاسخ به این سوال که چرا در مستند راهکاری ارائه نداده است، گفت: ما هنوز با این دستگاه‌های عریض و طویل به یک راهکار نرسیده‌ایم. من بلد نیستم و نمی‌خواهم راهکار بدهم. من فقط طرح مشکل می‌کنم و کار من چیز دیگری است و قرار نیست که راهکار بدهم. من مستندساز هستم و طرح مشکل می‌کنم اما کارشناسان باید بیایند و راهکار بدهند. البته اگر در ساختار مستند، فضا به گونه‌ای فراهم می‌شد که به روایت مستند لطمه نمی‌زد، شاید این کار را می‌کردم اما این فضا فراهم نشد. من با یک پک کامل از افراد درگیر اعتیاد مواجه بودم. یکی ترک کرده بود، یکی اصلا سمتش نرفته است، دیگری تا انتها رفته است و دیگری هم در این راه مرده است. فکر می‌کنم که این پک کامل برای طرح مساله کفایت می‌کرد. امیدوارم که مسئولین راهکار بدهند که مشکل این خانواده حل بشود. یک سری حرف‌هایی در جوامع معتادها وجود دارد و آن این است که می‌گویند که نظام می‌خواهد که معتاد وجود داشته باشد چرا که برایش چرخه اشتغال‌زایی دارد، جذب نیرو دارد و ... اکنون آمارهایی را مبنی بر 3700 شهید، 12 هزار جانباز و این همه هزینه و ستاد و کمپ را می‌بیینم اما ماحصل همه‌ی این ها پیدا کردن مواد در 10 دقیقه است و به وفور فروشنده‌ها را می‌بینیم. در این حالت، آن حرفی که گفتم قوت می‌گیرد و با خود می‌گویم پس آن همه مقابله کجاست؟ می‌خواهم راجع به این موضوع صحبت کنید. توضیح بدهید که چرا حداقل می‌توانیم مواد را به راحتی پیدا کنیم و سخت نیست؟ اصلا زندان کجاست و قرار است برای او در زندان چه اتفاقی بیفتد؟ چرا باید در زندان خیلی راحت‌تر از بیرون و به وفور، مواد به دست آید؟ من با یکی از 10 برادر صحبت می‌کردم. او درگیر این بود که پولی را به حساب کسی در بیرون از زندان بریزد تا در زندان به برادرش مواد بدهند. از او پرسیدم که آیا مواد به راحتی گیر می‌آید؟ گفت به راحتی. در بیرون، باید بروم و در کوچه پشتی بگیرم اما در این جا از تخت پایینی خود می‌گیرم. بنابراین زندان ما که این قدر امنیتی است و اجازه نمی‌دهند که در آن یک گزارش تهیه کنیم، پس چرا این قدر راحت می‌توان مواد پیدا کرد. بردن حتی یک نخود به داخل زندان خیلی سخت است امابه راحتی مواد پیدا می‌شود.

موسوی در پاسخ به این سوال مطرح شده گفت: این که بگوییم که دولت می‌خواهد که مردم معتاد شوند، نمی‌توانم آن را باورکنم. من یک مددکار اجتماعی هستم و هیچ وابستگی سیاسی ندارم. ما توان مدیریت درست این موضوع را نداریم و این بزرگ‌ترین مشکل ما است. البته در چند وقت اخیر اقدامات بسیار خوبی انجام شده است. برای مثال سعی کردند که مرز شرقی را ببندند تا مواد مخدر وارد نشود. ما نتوانستیم مدیریت هوشمند در این حوزه داشته باشیم چرا که اکثر توان خود را در بخش مقابله قرار دادیم. مقابله‌ای که خیلی هم فراگیر نبود. آن بخشی که می‌توانستیم اثرگذار باشیم، حتی بیش‌تر از مقابله، بحث پیشگیری بود. ما در این حوزه کار نکردیم. در بحث زندان هم باید بگویم که با توجه به امکاناتی که اخیرا آوردند، امکان ورود بسیار کمتر شده است. زندان‌های ما هوشمندتر شده است اما هر چه قدر هم که این کار را بکنید، باز هم عده‌ای راه خلاف را می‌بینند. البته باید بگویم که نسبت به قبل، ورود بسیار سخت‌تر شده است.

وی اضافه کرد: وقتی راجع به یک موضوع می‌خواهید تصمیم بگیرید، باید تمام جوانب را درنظر بگیرید. برای مثال همین چند شی پیش یکی از نمایندگان مجلس در مورد موضوع قلیان می‌گفت که این کار باعث ایجاد شغل و اشتغال زایی می‌شود. البته نمی‌خواهم بگویم که این موضوع درست یا خیر.

علی دادی در بخش پایانی صحبت‌های خود گفت: ما به مردم سالم نیاز داریم پس باید مواردی را اجبار کنیم. وقتی یک آقای معتاد را می‌بینیم تاسف می‌خوریم اما وقتی یک خانم معتاد را می‌بینیم، خیلی بیش‌تر تاسف می‌خوریم. به همین میزان استعمال سیگار و قلیان بسیار بیش‌تر بر روی نوجوانان اثر می‌گذارد. وقتی یک مادر جلوی بچه‌اش قلیان می‌کشد، بسیار بد است. این افراد وقتی می‌بینند که دخانیات بسیار راحت در جامعه و خانواده‌شان مورد استفاده قرار می‌گیرد، تاثیر زیادی بر روی این که آنان به سمت سیگار بروند دارد. امیدوارم که به یک بیداری برسیم که حتی اگر همه هم بخواهند ما معتاد شویم، خودمان از این کار جلوگیری کنیم.

موسوی در بخش پایانی صحبت‌های خود گفت: سیگار دروازه‌ی ورود به هر نوع خلاف است. سیگار را همیشه پنهانی می‌کشند چرا که باعث از بین رفتن حیا می‌شود. همه چیز را گردن دولت نندازیم. من می‌گویم که حتی اگر دولت بخواهد که ما مصرف کنیم اما اگر من نخواهم، هیچ کس نمی‌تواند من را مجبور کند. اگر چه من روی سیاست‌گذاری تمرکز دارم و تاثیر خود را دارد. مواد مخدر نمی‌تواند بر دردهای ما تسکین بدهد.

انتهای پیام/





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/12/19

کمک به نیازمندان آری, نمایش نه!

سلامت نیوز : باید دانست که این حضور و حمایت مسئولان از برخی افراد باید با حفظ عزت نفس آنها همراه باشد. در این میان برخی از مسئولان به ظاهر سر زده برای کمک به افراد نیازمند می روند، اما به یک باره شاهد دوربین فیلمبرداری، عکاس، خبرنگاران و نصب بنر از لحظه حضور آنها هستیم. مسئولان باید بدانند که قبل از هر اقدام در رسیدگی به نیازمندان باید حرمت این افراد حفظ شود

به گزارش سلامت نیوز به نقل از آرمان، در روزهای پایانی سال، هر خیابان، محل گذر و بازار رنگ و بوی دیگری به خود گرفته است. افراد هم در آستانه بهار طبیعت در پی نو نوار کردن لباس ها و غبار روبی از وسایل شان هستند. در این بین برخی افراد جامعه از سفره های رنگی و دسترسی به وسایل مورد نیازشان محرومند. این روزها طعم گس فقر بیشتر افراد نیازمند جامعه را می آزارد. این در حالی است که در اعتقادات مذهبی و ملی این سرزمین بر توجه و برطرف سازی نیاز افراد بی بضاعت در مراحل مختلف زندگی به ویژه در روزهایی همچون شب عید نوروز تاکید شده است. در سال های اخیر همواره جشن عاطفه ها و مراسمی از این دست برای کمک به افراد نیازمند جامعه برگزار می شود. در این شرایط نمی توان از نقش حمایت گری سازمان های مردم نهاد و تشکل های دولتی و غیردولتی غافل بود. آنچه در ادامه می خوانید مشروح گفت و گو با سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاری ایران درباره چگونگی خدمات رسانی به افراد نیازمند از سوی نهادهای مسئول است

در آستانه عید با چه سازوکارهایی می توان به افراد و خانواده های نیازمند کمک کرد تا هم نیاز آنها برطرف شود و هم کرامت آنها حفظ شود؟ 

باید دانست که این حضور و حمایت مسئولان از برخی افراد باید با حفظ عزت نفس آنها همراه باشد. در این میان برخی از مسئولان به ظاهر سر زده برای کمک به افراد نیازمند می روند، اما به یک باره شاهد دوربین فیلمبرداری، عکاس، خبرنگاران و نصب بنر از لحظه حضور آنها هستیم. مسئولان باید بدانند که قبل از هر اقدام در رسیدگی به نیازمندان باید حرمت این افراد حفظ شود. در جامعه ما خانواده های نیازمند یا تحت پوشش سازمان های حمایتی هستند یا تاکنون به دلایل مختلف خود را به این مراکز معرفی نکرده اند، اما باید دانست که هر یک از افراد از لحاظ اخلاقی نسبت به دیگر شهروندان مسئول هستند. در گذشته با بررسی وضعیت رسیدگی به نیازمندان باید گفت که مردم به شکل خودجوش، بدون خودنمایی و منت به افراد نیازمند کمک می کردند. در گذشته هر یک از افراد توانا در زمینه اقتصادی کمک رسانی به افراد نیازمند را جزو وظایف اخلاقی، انسانی و ذاتی خود می دانستند. در اصل مردم در گذشته نسبت به وضعیت همسایه و بستگان بی تفاوت نبودند. به نظر بنده این طرز تفکر را می توان امروز هم در جامعه نهادینه کرد. باید دانست که مقوله کمک رسانی به همگان می تواند با حفظ حرمت افراد همراه باشد. از سوی دیگر سازمان های حمایت گر برخی افراد نیازمند را تحت پوشش قرار می دهند. این سازمان ها هم در آستانه فرا رسیدن سال جدید باید با حمایت های ویژه به نیازمندان رسیدگی کنند، چون در ایام نوروز مراودات بستگان و آشنایان با یکدیگر بیش از دیگر ایام سال است، طبیعتا هزینه ها نیز در این روزها افزایش می یابد. بنابراین در این مقطع زمانی باید حمایت های ویژه از افراد نیازمند در اولویت قرار گیرد. درضمن باز تاکید می کنم که در حمایت های دولتی و غیردولتی نباید با آبروی مردم بازی شود. در این شرایط باید به نهادهای حمایت گر این نکته را تاکید کرد که در صورت اهدای برخی اقلام مبادرت به تهیه اجناس با کیفیت کنند. از سوی دیگر می توان به افراد نیازمند قدرت انتخاب داد. همین مساله باعث می شود تا عزت نفس افراد نیازمند هم در این کمک رسانی افزایش یابد. در وضعیت کنونی نیاز است تا نیازسنجی کم و کیف کمک ها و آسیب شناسی این مساله از سوی نهادهای حمایت گر را مورد بررسی قرار داد. از سوی دیگر حاکمیت از طریق نهادهای حمایت گر وظیفه کمک رسانی به افراد نیازمند را از طریق بودجه دولتی دارد. در ضمن این مساله با آمیزه های مذهبی هم مطابق است. برای مثال منابع خمس و زکات به گروه های نیازمند جامعه اختصاص می یابد. با این تفاسیر باید گفت که کمک رسانی به افراد نیازمند جامعه در ابعاد انسانی، مذهبی، اخلاقی و ... مورد تاکید قرار گرفته است. بنابراین نباید از طریق به بازی گرفتن این گونه خدمات رسانی ها عزت نفس افراد نیازمند جامعه را به بازی گرفت. همچنان به مسئولان در کمک رسانی به افراد محروم تاکید می کنم که هیچ فردی حق ندارد، برای ابراز وجود سازمانی آبروی افراد نیازمند جامعه را دستمایه قرار دهد، چون در این شرایط کمک نکردن به افراد بهتر از این گونه حرکات نمایشی آسیب زا است

آقای دکتر با بررسی آمار باید گفت که هر ساله قدرت خرید مردم تنزل می یابد. از سوی دیگر حوادثی همچون زلزله، سیل و ... باعث از بین رفتن زندگی افراد حادثه دیده می شود. با بررسی آمار باید گفت که هنوز جامعه ما تاوان نارسایی های ناشی از زلزله منجیل را پرداخت نکرده است. دیگر چه برسد به مشکلات بروز کرده از زلزله آذربایجان، بم، کرمانشاه و ... از سوی دیگر وضعیت اشتغال در جامعه ما با چالش ها متعدد همراه است

برای پاسخگویی به این سوال باید به زوایای متعدد همچون ایمنی راه، ایمنی پرواز، ایمنی خودرو، دسترسی برابر به فرصت ها و ... اشاره کرد. در سال های اخیر افراد به دلیل بروز حوادث مختلف محل درآمد خود را از دست داده و همین مساله باعث هجوم انبوه جمعیت به حاشیه شهرها و افزایش اشتغال کاذب همچون دستفروشی شده است. از سوی دیگر در کشور به نظام تامین اجتماعی فراگیر نیاز است و تا وقتی نیاز فراگیر تامین اجتماعی در کشور وجود نداشته باشد، نمی توان افراد نیازمند را در جامعه شناسایی و مورد حمایت مناسب قرار داد. هم اکنون نظام چند لایه تامین اجتماعی در کمیسیون اجتماعی دولت مطرح شده و در صورت تامین منابع مناسب این اقدام یک گام مناسب در ارتقای کمک رسانی جامعه است. شاید این اقدام در دو دهه آینده با نظام فراگیر همراه شوند و افراد نیازمند مساعدت اجتماعی در نهایت به سمت بیمه های اجتماعی تغییر مسیر دهند. اگرچه امروزه بر اساس اخبار منتشر شده وضعیت بیمه ها هم چندان تعریفی ندارد. هم اکنون جمعیت قابل توجهی در بافت های فرسوده، مناطق ناکارآمد شهری، روستاهای الحاقی به شهر، سکونتگاه های غیررسمی و ... زندگی می کنند. براساس سند مصوب شده در دولت در سال ۹۳ قرار شده خدمات در سطح متوسط به این مناطق ارائه شود. در حالی که از قدیم الایام در نظام رفاه و تامین اجتماعی کشور شاهد غفلت بودیم. هر چند تاکنون از امکانات موجود به شکل مناسب بهره برداری نشده است. همچنین اغلب مدیران در مسئولیت مورد تخصص خود به فعالیت نمی پردازند. از سوی دیگر با کاهش مسئولیت های اجتماعی، افزایش بی تفاوتی، کاهش اعتماد و مشارکت اجتماعی روبه رو هستیم. این وضعیت باعث مرگ مسئولیت اجتماعی و بروز و تشدید بی تفاوتی در جامعه شده است. باید به این نکته اذعان داشت که امروزه بی تفاوتی به خانواده ها نیز رسوخ کرده، دیگر چه برسد به دیگر مسائل اجتماعی

در یکسال اخیر شاهد بروز اتفاقات ناگوار برای هموطنانمان به دلایل طبیعی و غیرطبیعی متعدد بودیم. در این وضعیت وظیفه مردم و مسئولان برای تسلای بازماندگان این حوادث چیست؟ 

در یک سال اخیر شاهد دگرگون شدن زندگی برخی افراد به دلیل اتفاقاتی همچون زلزله، سقوط هواپیما، حادثه سانچی و ... هستیم. در این شرایط این افراد و خانواده هایشان نیازمند توجه ویژه هستند. هر یک از حوادث مذکور در یکسال اخیر افکار عمومی را تحت تاثیر قرار داد. برای مثال بر اساس رسم کهن، اگر خانواده ای یکی از عزیزانش را در طول سال از دست می داد، هر یک از آشنایان و بستگان به دیدار آنها رفته و با این اقدام سعی در تسکین فشار روانی آنها داشتند. از سوی دیگر حضور مردم و مسئولان در کنار این افراد در روزهای نوروز می تواند شدت بحران های آنها را کاهش دهد. نکته دیگر اینکه وقوع حوادث مختلف در طول سال شرایط اقتصادی برخی افراد را تحت تاثیر قرار داده است. در این وضعیت توجه دولت و مسئولان امر به این خانواده ها می تواند مسکنی برای آنها باشد. این در حالی است که شاید اغلب آنها کمک های نقدی و غیرنقدی دولت را نپذیرند، اما به نظر بنده دولت باید زمینه برطرف سازی نیازهای ضروری خانواده هایی که شرایط دریافت کمک دارند، را ایجاد کند. این اقدام در پذیرش مساله از دست دادن عزیزانشان هم تاثیرگذار است.

منبع:روزنامه آرمان/16 اسفند 96

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/12/16

 

مردم حاشیه نشین ناامید شده اند

 - کامران بارنجی: آخرین آمارهای رسمی از جمعیت حاشیه نشین نشان می دهد که بیش از ۱۹ میلیون نفر از جمعیت ایران در این مناطق زندگی می کنند.

در حقیقت در سال های گذشته نه تنها با طرح هایی که اجرا شده است از میزان جمعیت حاشیه نشین کم نشده و وضعیت شان سامان پیدا نکرده بلکه الان حدود یک چهارم جمعیت کشور حاشیه نشین شده اند . نگاهی به گزارش ها، آمارها، مصاحبه های مسئولان و بیشتر از هر چیز سرزدن به مناطق حاشیه نشین و دیدن وضعیت زندگی مردم در این مناطق، سوالات مهمی را به وجود می آورد؛ اینکه راهکارهایی که تا به امروز ارائه و اجرا شده، قانونگذاری ها و تخصیص منابع و بودجه ها برای ساماندهی این مسئله بزرگ اجتماعی چه دستاوردی داشته است؟ چرا تمام این فعالیت ها نه تنها پیشگیرانه نبوده بلکه تاثیر چندانی نداشته است و مانع رشد جمعیت حاشیه نشین کشور هم نشده است؟ 

در عین حال اهمیت مسئله حاشیه نشینی تا اندازه ای است که رهبر معظم انقلاب هم مشخصا به این مسئله ورود و بر رفع آن به عنوان یکی از اولویت های اصلی آسیب های اجتماعی در کشور تاکید کرده اند. در میزگردی که در روزنامه همشهری با حضور الهام فخاری- نایب رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای اسلامی شهر تهران - و حسن موسوی چلک - رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران- برگزار شد، تلاش کرده ایم به این سوالات و ابهامات پاسخ دهیم. اول اینکه چرا تا کنون موفقیت چندانی در حل مسائل و مصایب جمعیت حاشیه نشین در کلانشهرها حاصل نشده، و دوم اینکه برنامه های آتی برای حل این مشکلات با چه رویکرد و سمت و سویی باید تدوین و اجرا شود

  • اولین سوالی که درباره حاشیه نشینی وجود دارد این است که چرا تا امروز نتوانسته ایم این مسئله اجتماعی را با برنامه ها و قوانینی که مصوب و اجرا کرده ایم مدیریت کنیم. اصلا چه اتفاقی افتاد که یک دفعه چشم باز کردیم و دیدیم نه تنها از جمعیت مردم حاشیه نشین شهرها کم نشده بلکه آمارشان به ۱۹میلیون نفر رسیده است؟ این خیلی رقم بزرگی است برای کشوری مانند ایران که کلا ۸۰میلیون نفر جمعیت دارد. برای همین می خواهم بحث را از این نقطه شروع کنم که واقعا ما در این سال ها چه کار کرده ایم که وضعیت هر روز بدتر از دیروز شده است، به طوری که الان حاشیه نشینی در کلانشهرها از نظر خیلی ها اصلا مسئله عجیبی نیست.
  • موسوی چلک: حاشیه نشینی مسئله ای بسیار جدی برای کشور است که برای حرف زدن درباره آن خیلی دیر شده است، واقعیت این است که محلات ناکارآمد شهری در تمام نقاط ایران در حال گسترش هستند. این محله ها ۴ویژگی بافت های فرسوده، بافت های تاریخی، روستاهای الحاقی به شهر و سکونتگاه های غیررسمی دارند.

وقتی نام حاشیه نشینی را بر این محله ها می گذاریم یعنی پذیرفته ایم که این مناطق از حداقل های خدمات عمومی هم بی بهره اند. همانطور که اشاره کردید و طبق آخرین آماری که وزارت راه و شهرسازی اعلام کرده است هم اکنون ۱۹میلیون نفر از جمعیت کشور که تقریبا برابر با یک چهارم از جمعیت کل ایران است در محله های حاشیه نشین زندگی می کنند. وقتی می پرسید چرا راه حل های گذشته کارآمد نبوده و اکنون ۱۱۰۰محله در کشور دچار حاشیه نشینی هستند پس باید به گذشته رجوع کنیم. در گذشته ما با چند رویکرد با این مناطق برخورد کردیم که نتیجه آن، وضع امروز را رقم زده است

رویکرد اول بی تفاوتی بود. ما با این رویکرد اجازه دادیم حلبی آباد ها و زورآباد ها شکل بگیرند و تا مدت ها آنها را جدی نمی گرفتیم؛ یعنی همین که جذب محیط شهری نمی شدند، یک گوشه ای بودند و کاری به کار ما نداشتند خیالمان راحت بود؛ درواقع آینده نگری نسبت به این پدیده نداشتیم، همه حاشیه نشین های شهر را کالبدی می دیدیم و به ابعاد اجتماعی آن واقف نبودیم

رفته رفته این محله ها بدنام شدند که این بدنامی حساسیت مسئولان را برانگیخت؛ محله هایی مثل خاک سفید، دروازه غار و.... در این مرحله وقتی حساس شدیم رویکرد بولدوزری به میان آمد که با طرح های ضربتی و ۲۴ساعته تصمیم به جمع کردن و تخریب این محله ها ازجمله خاک سفید تهران گرفتیم. رویکرد آسیب زای دیگر نگاهی بود که شهروندان این مناطق را شهروند عادی به حساب نمی آوردیم و آنها را به چشم شهروند درجه۲ می دیدیم

شهروند درجه ۲ دیدن آنها با این تفکر بود که اگر به این مناطق رسیدگی کنیم مهاجرپذیر می شوند و کنترل جمعیتشان سخت خواهد شد. درحالی که در سبزوار محله ای داشتیم که ۳۰هزار نفر جمعیت داشت بدون هیچ خدمات اجتماعی؛ بدون پلاک، مدرسه، آسفالت، درمانگاه و هیچ چیز دیگر. تا اینکه در سال۸۳ یک طرح اجتماعی را در دروازه غار تهران شروع کردیم و تا سال۸۵ هم ادامه اش دادیم
در این طرح پایگاه های خدمات اجتماعی را راه اندازی کردیم؛ پایگاه هایی با رویکرد محله محور و غیردولتی. در این طرح از مددکاری اجتماعی بهره گرفتیم و با آن محله های متعددی در کشور ازجمله محله عرفان در شهر گرگان، محله طبرسی در مشهد، محله ارزنان اصفهان و عباس آباد سنندج را احیا کردیم؛ طرح موفقیت آمیزی که نشان داد نگاه های امنیتی و نگاه های بولدوزری هیچ دردی را دوا نمی کند و تنها، رویکرد اجتماعی است که شهر انسان محور و انسان مدار را رقم می زند؛ 
شهری که در آن ادغام بین محله ای وجود دارد و مانع از دپوی افراد گمنام، بی هویت، مجرم و دارای شرایط نامطلوب در محله های خاص می شود. مشکل این است که امروز هم نگاه اجتماعی غلبه نکرده، مدیریت شهری هم هنوز آن نگاه امنیتی را دارد و به این مناطق به منظور گفت وگو با مردم وارد نمی شود. از طرفی سازمان های اجتماعی و ان جی او ها هم ورود نمی کنند و همه ما با برچسب زنی به ساکنان این محله ها آنها را شهروند درجه۲ قلمداد می کنیم

  • فخاری: از نظر من نه فقط در ایران که در هر کشوری حاشیه نشینی محصول فرصت های نابرابر است. تا زمانی که زیرساخت های به وجودآورنده نابرابری تغییر نکند مسئله حاشیه نشینی ادامه خواهد داشت و به همه شهرها هم سرایت خواهد کرد. از طرفی ما مشکلات زیست محیطی بسیار جدی ای داریم که به حاشیه نشینی دامن می زند؛ چالش هایی که بسیاری از سکونتگاه ها را زیست ناپذیر می کند.

در چنین حالتی نمی توانیم از افراد انتظار داشته باشیم که در آنجا بمانند. وقتی شغل ندارند، زمین کشاورزی ندارند، هوا برایشان وجود ندارد و منابع آب در محل زندگی شان نابود شده است، برای ادامه زندگی مجبور به مهاجرت می شوند. حالا اگر فرد مهاجر توانایی اقتصادی داشته باشد در محله ای خوب در شهر جدید ساکن می شود اما اگر توان اقتصادی و کار و درآمد نداشته باشد چه؟ آنها ناگزیر در حاشیه ها استقرار پیدا می کنند و به کانون گردآمدن اختلالات پیوند می خورند
مهاجری که تا دیروز زندگی شرافتمندانه و سالمی را در سکونتگاه خود داشته حالا ناخواسته و به دلیل شرایط این محله ها گرفتار درگیری های بافت آسیب زا می شود. از نگاه دیگر یکی از مهم ترین مصادیق نابرابری که در مقایسه بین حاشیه نشینی و بافت اصلی شهر مشهود است نابرابری در دسترسی به آموزش با کیفیت است

اقدام هایی که برای حاشیه نشین ها چه در قالب سازمان غیردولتی چه در قالب مددکاری های اجتماعی انجام می شود زمانی می تواند اثربخش باشد که حداقل از راه آموزش، افراد را توانمند کند. به آنها این توانایی را بدهد که خود شان راه زندگی شان را پیدا کنند. حتی اگر قرار است مهاجرت معکوس انجام دهند و به روستاها و شهرهای خود برگردند هم پایه و اساس این مهاجرت معکوس باید از طریق آموزش بنا شود

مسئله بعدی تحول های بی سامان سبک زندگی است که موجب تشدید حاشیه نشینی و عدم رفع آن می شود. زمانی که از تغییر سبک زندگی صحبت می کنیم ناخودآگاه ذهن به سمت تحولات مثبت آن می رود که احتمالا همگام با جهانی شدن است. اما در اینجا تغییرهای منفی سبک زندگی و از بین رفتن الگوی خانواده گسترده در روستا مدنظر ماست

خانواده ای که در روستا با الگوی پشتیبان خویشاوندی تحت حمایت و نگهدارندگی بافت اجتماعی خود بوده حالا از آن جدا شده و به سمت سبک زندگی هسته ای رفته است. در این سبک زندگی، گروه های حاشیه نشین جایگزین حمایت خویشاوندی گسترده می شوند که این خود باعث تشدید حاشیه نشینی است. چهارمین مسئله تاثیرگذار که در بررسی پدیده حاشیه نشینی باید به آن توجه داشت مسئله اقتصادی است

به عنوان نمونه، در همسایگی بازار بزرگ تهران یعنی در منطقه۱۲، محله های مولوی و شوش و هرندی را داریم که در فرایندی کاملا عجیب از طلوع آفتاب تا تاریک شدن هوا در آنجا اقتصاد سالم را داریم. اما به محض غروب آفتاب اقتصادهای غیرقانونی و کثیف و چرخه های کاری غیرسالم را می بینیم که تا صبح جریان دارد و برای حاشیه نشین ها منبع اصلی درآمد است. این یک اتفاق قابل تامل است که ۲نهاد اقتصادی متضاد هم در یک منطقه فعالیت می کنند، 
خصوصا اینکه بازار ایرانی، بازاری است که به نهاد مذهبی هم وصل است. چطور اهالی بازار این اقتصاد کثیف را مسئله خود نمی دانند و فقط به فکر انبارهای خود هستند؟ این مسئله ای است که ریشه آن در آموزش عمومی کشور است. همانطور که مهارت های زندگی در سرفصل های آموزشی وجود ندارد، 
آموزش مسئولیت اجتماعی هم در آموزش عمومی تعریف نشده است. کدام شهروند تهرانی نسبت به مناطق شهری اش احساس مسئولیت می کند؟ حاشیه نشینی اگر زشتی و بیماری است باید به عنوان مسئله کلی شهر به آن نگاه شود که البته از نظر من حاشیه نشینی مسئله استان تهران است و اگر قرار است کاری کنیم برای پاکدشت و ورامین و ملارد و سایر شهرستان های استان هم باید چاره اندیشی کنیم

  • وقتی در صحبت هایتان به حمایت های اجتماعی تکیه دارید و از نوعی نگاه اجتماعی حرف می زنید که نمی خواهد ریشه مشکلات را با ضرباهنگ امنیتی از بین ببرد، این سوال پیش می آید که این نگاه اجتماعی قرار است چه مسئله ای را از حاشیه نشین ها حل کند؟ از طرفی به نظر می آید افراد حاشیه نشین با امکانات و درآمدهایی که دارند به این سبک زندگی عادت کرده اند و شاید از این وضعیت راضی هستند. اگر وضعیت اقتصادی بهتری متناسب با ویژگی هایی که دارند برایشان ایجاد شود آیا آنها هم همکاری می کنند؟ آیا حاضر به دست کشیدن از اقتصادهای ناپاک هستند؟
  • موسوی چلک: در پاسخ به سوال تان بهتر است مثالی بیاورم. من از اواخر سال۷۲ چند سالی در اراک ساکن شدم. همزمان در ۲منطقه خانه اجاره کردم. یکی از خانه ها در منطقه ای به نام چشمه موشک بود که از محله های حاشیه به حساب می آمد و خانه دوم را هم در محله ای مرفه تر اجاره کرده بودم. مددکار اجتماعی بودم و می خواستم با مردم حاشیه زندگی کنم.

بین آنها نماز خواندم، مقابل مغازه نشستم و زنجیر چرخاندم، در عزا و عروسی شان شرکت کردم و آنچه مشاهده کردم خلاف ذهنیت کلی جامعه و حتی ذهنیتی که خودم نسبت به آنها داشتم، بود. اکثریت آنها از این فضا و از برچسبی که به آنها زده می شود راضی نیستند. آنها هم رزق حلال می خواهند و اتفاقا جمعیت زیادی هم بین شان وجود دارد که برای کسب همین رزق حلال مجبور به حاشیه نشینی شده اند؛ 

مانند کارگران مهاجر و کارگران فصلی. در عین حال هم درصد کمی آنجا را بارانداز خود کرده بودند برای رونق گرفتن اقتصاد کثیف شان. بنابراین خیلی از این افراد از فضایی که در آن قرار گرفته اند ناراضی اند اما چون امکان جذب در سایر محیط ها را ندارند مجبور به تحمل شرایط هستند. تجربه بعدی ام رفت وآمد روزانه به مدت ۲سال به محله دروازه غار تهران بود. من به ۵۴۰۰خانه در آن محله سر زدم و با اهالی شان نشست و برخاست کردم. می دانم که اکثریت آنها رزق حلال می خواهند اما متاسفانه آن دسته از افرادی که منافع اقتصادی پرقدرتی در مناطق حاشیه دارند بر افراد سالم هم تسلط پیدا می کنند و باعث گسترش فعالیت هایشان می شوند

مثال دیگری که در تایید زیست سالم مردم این مناطق می توانم بگویم باز هم از مردم محله دروازه غار است. چندین سال پیش پاتوق های نامتعارف و بسیار بدی در بعضی زمین ها و مدارس این محله ایجاد شده بود؛ پاتوق هایی برای استعمال مواد و معاشرت های خلاف عرف و... اما همین سالن ها و مدارس بودند که با کمک جمعی مردم احیا شدند، به جای زمین فوتبال لجن گرفته، کمپ ترک اعتیاد شکل گرفت و مردم آنجا محور برنامه ریزی شدند

ما تجربه های بسیار موفقی از ایجاد پایگاه های خدمات اجتماعی با محوریت مردم در شهرهایی مثل قم و سبزوار داشتیم؛ پایگاه های اجتماعی ای که در آنها خدمات مددکاری و کارشناسی ارائه می کردیم اما مردم، محور اصلی و بازوی اجرایی بودند. وقتی مردم محور می شوند آنها تعیین می کنند که نیاز چیست. ما باید به خواست و نیاز آنها احترام بگذاریم. در خاک سفید این کار را نکردیم و یک شبه همه چیز را به نظر خودمان نابود کردیم

اما نتیجه چه شد؟ آیا مسئله خاک سفید حل شد؟ با اطمینان می گویم که اکثریت حاشیه نشین ها می خواهند از این وضعیت خارج شوند و ما باید به سراغشان برویم تا بپرسیم خواست و نیازشان چیست. باید با آنها وارد گفت وگو شویم. دولت ها و مدیریت شهری نباید مجری باشند. دولت ها وظیفه ظرفیت سازی دارند و باید مدیریت و مداخله را به عهده مردم بگذارند. مشکل اصلی اینجاست که ما این محلات و مردمش را به رسمیت نشناخته ایم و حقوق شهروندی شان( حق مسکن، حق درآمد سالم، درمان، آموزش و...) را درنظر نگرفته ایم

  • نگاه دوره جدید شورای شهر به پدیده حاشیه نشینی و برنامه ای که در مدیریت شهری برای این مسئله درنظر گرفته شده است چیست؟ آیا بین مشکلات اصلی شهر نگاه ویژه ای از طرف شورا به حاشیه نشینی وجود دارد؟ آیا می توانیم نسبت به عملکرد این دوره از شورای شهر در زمینه مسائل مربوط به حاشیه نشینی امیدوار باشیم؟
  • فخاری: هر چند که زمان سپری شده و نسبت به گذشته در شرایط تلخی به سر می بریم اما خوشبختانه در این دوره از شورای شهر نگاه ویژه ای به آسیب های اجتماعی بین همه اعضا وجود دارد. همه ما باور داریم که مسئله حاشیه نشینی وجود دارد و برخلاف گذشته برای انکار آن تلاش نمی کنیم.

این یک گام مهم است که ابتدا وجود یک مسئله را بپذیریم و بعد برای حل آن قدم های بعدی را برداریم. متاسفانه در سال های گذشته فشار زیادی روی دستگاه ها و نهادهای کارشناسی وجود داشت که حتی نمی توانستند وجود یک حقیقت را بیان کنند و درباره مسائلی حرف بزنند که طبق ادبیات آن زمان بیانش به صلاح جامعه نبوده یا موجب سیاه نمایی می شده است. در این دوره از شورا نگاه مدیریتی به پدیده حاشیه نشینی وجود دارد. ما اتفاق نظر داریم که نمی شود شهر را آباد کرد اما به کلیت آن توجه نداشت. نمی شود منطقه ای از شهر را آباد کرد بدون اینکه به حاشیه ها بپردازیم؛ درواقع حاشیه برای ما متن است و سعی کرده ایم حتی در حوزه های ماموریتی مثل شهرسازی، حمل ونقل و ترافیک و خدمات هم به حاشیه نشین ها توجه کنیم

فرایند های شهرسازی و اجتماعی چیزی جدا از جامعه نیست. همین آد م ها هستند که قرار است از حمل ونقل شهری استفاده کنند، همین آدم ها هستند که قرار است از پارک ها و ساختمان های شهر استفاده کنند. بنابراین معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری برای خود یک حوزه جداگانه با برنامه های مستقل نیست و قرار است در همه حوزه های ماموریتی دیگر به همزیستی مردم توجه داشته باشد. با توجه به این نگاه من هم با آقای موسوی چلک هم عقیده هستم که برای رفع مشکلات شهر، حتی فراتر از بحث ما که فقط مشکلات حاشیه نشینی است، گام اصلی این است که با مردم گفت وگو کنیم. با موضع فرماندهی همه مسائل را نمی توان حل کرد

حوزه مدیریت شهری هم اکنون بیش از همیشه به مدل مدیریت گفت وگومحور نیاز دارد. همه ما صحبت می کنیم که با حاشیه نشین ها چه کار کنیم اما به سراغ خودشان نمی رویم. مگر اشیای بی جان هستند که ما درباره شان تصمیم بگیریم؟ آنها افرادی هستند که باید حرف ها و نیازهایشان شنیده شود. عاملی که در موفقیت سازمان های مردم نهاد تاثیرگذار است مدیریت گفت وگومحور آنهاست و این دوره از شورای شهر هم بر ترکیب مدیریت و گفت وگو تاکید دارد. حاشیه نشین ها بلاتکلیف هستند. آنها مسافرانی تا مدت نامعلوم هستند

آمده اند چون زیستگاه اصلی خود را از دست داده اند چون رانده شده اند، چون بی هویتند، چون مجرم هستند و به دنبال یک نقطه تاریک می گردند. نه می دانند که چند روز بعد مسافرتشان تمام می شود و نه می دانند که قرار است اسکان دائمی داشته باشند. واضح است که در چنین حالتی بیگانگی اجتماعی به وجود می آید. با افراد حاشیه نشین نمی توانیم درباره هویت شهروندی صحبت کنیم، نمی توانیم از آنها بخواهیم نسبت به محل زندگی شان تعلق خاطر داشته باشند

تعارض و بلاتکلیفی ای که در زندگی آنها وجود دارد باعث نوعی درماندگی اجتماعی در جامعه حاشیه نشین می شود و شدت درماندگی آنها را به سمت رفتارهای خلاف می برد. ما سعی می کنیم با زمینه سازی و تقویت پایگاه های توانمندسازی در کنار نهاد های اصلی باشیم. تصمیم داریم مداخله مستقیم را کنار گذاشته و مدیریت شهری را در جهت تسهیل نهاد های بهزیستی و سازمان های مردم نهاد به کار بگیریم






نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/12/15

خصوصی سازی خانه های امن به صلاح نیست

 سلامت نیوز: زیر پوست این شهر زنان و دختران آسیب دیده بسیاری هستند که فقر، مسائل فرهنگی و اجتماعی، نگاه ابزاری و ... بر زندگی شان سایه افکنده است. زنان و دخترانی که با شرایط ناگوار زندگی به سمتی کشانده شده اند که ناخواسته در دل انواع آسیب ها پا نهاده اند. این حال و روز بخشی از جامعه است که نیمی از جمعیت را تشکیل می دهند

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه آرمان، حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران درباره خصوصی سازی خانه های امن نگهداری از زنان و دختران آسیب دیده می گوید: واگذاری این خانه ها به صلاح جامعه نیست و در آینده تبعات بسیاری را به همراه خواهد داشت. گرچه دیدگاه من کارشناسی است و سازمانی نیست، اما ظاهرا برخی دوستان علاقه مندند که بگویند ما هم داریم کاری انجام می دهیم

از منظر شما خصوصی سازی خانه های امن نگهداری از زنان و دختران آسیب دیده که توسط سازمان بهزیستی مطرح شده است، چه تبعاتی دارد؟ 

یکی از وظایف دولت ها واگذاری بخشی از امور قابل واگذاری به مردم است، اما آیا این واگذاری مشمول همه ظرفیت ها و خدمات می شود؟ ما در برخی حوزه ها باید حساسیت هایی داشته باشیم. یکی از همین موضوعات واگذاری امور مربوط به زنان آسیب دیده اجتماعی برای نگهداری در مراکز بخش خصوصی است، گرچه هم فرصت است و هم تهدید، اما تجربه ۲۴ ساله من در این بخش می گوید که این مراکز در آینده مشکلاتی را ایجاد و بستر را برای بی اعتمادی نسبت به دولت فراهم خواهند کرد. ما قبلا هم این تجربه را داشتیم. برای مثال می توانم به بنیاد هدایت و حمایت اسلامی در کرج و خانه ریحانه اشاره کنم. در واقع ما گاهی اوقات می خواهیم پز روشنفکری دهیم

از این رو یک سری کارها را انجام می دهیم، ولی باید بگویم که عمر مدیریت ما کوتاه است و باید تبعات را دوره های بعدی بپذیرند. بنابراین معتقدم که این نوع واگذاری به صلاح جامعه نیست و در آینده تبعات بسیاری را به همراه خواهد داشت. گرچه دیدگاه من کارشناسی است و سازمانی نیست، اما ظاهرا دوستان علاقه مند هستند که بگویند ما هم داریم کاری انجام می دهیم. این در حالی است که بنده همیشه موافق حضور سازمان های غیردولتی بوده و هستم و باید بگویم که عرایضم حاصل سال ها تجربه است، حتی زمانی که کسی جرات حرف زدن راجع به سمن ها را نداشت، بنده خود را درگیر این کار کردم و در حال حاضر مسئول یکی از بزرگ ترین تشکل های اجتماعی کشور هستم. آن چنان که در طول این سال ها چندین مسئولیت در حوزه آسیب های اجتماعی کشور اعم از سازمان بهزیستی، حوزه مواد مخدر و برنامه و بودجه را به عهده داشتم. بنابراین واگذاری خانه های امن نگهداری زنان و دختران آسیب دیده را کار مناسبی نمی دانم

در این راستا باید چه ملاحظاتی رعایت شود؟ 

اگر قرار بر نگهداری از زنان و دختران آسیب دیده است باید دولتی باشد، چون بخشی کوچکی است و همان طور که گفتم بنده اصلا واگذاری را صلاح نمی دانم. همین الان اگر خدایی ناکرده در یکی از مراکز اتفاقی بیفتد، همه دست و دلشان می لرزد. بنابراین باید صفر تا صد این موضوعات را دولت مدیریت کند، حتی اگر بخواهیم از ظرفیت غیردولتی ها در این حوزه استفاده کنیم، باید از این ظرفیت ها برای توانمندسازی این افراد استفاده شود نه واگذاری کل کار به گروهی از افراد. در واقع می توانیم از ظرفیت خیران و مسئولیت اجتماعی بنگاه ها و شرکت ها در حوزه توانمندسازی گروه های آسیب پذیر و آسیب دیده اجتماعی استفاده کنیم. از این رو حاکمیت موظف است برای زنان و دختران آسیب دیده که به نوعی دچار مشکلاتی شده و در خانه ها نگهداری می شوند، دسترسی به خدمات اجتماعی را فراهم کند. این در حالی است که باید حاکمیت بسترهای قانونی برای حمایت های حقوقی از این افراد را به وجود آورد و در این راستا در سیاستگذاری، نظارت، ارزیابی و توانمندسازی تلاش کند. از سوی دیگر، پیشگیری سطوح یک، دو و سه بسیار مهم است و باید جدی گرفته شوند. پیشگیری سطح یک همان آگاه سازی و پیشگیری است. پیشگیری سطح دو مداخله و پیشگیری سطح سه بازتوانی است

باید نگاه همه جانبه داشته باشیم و از ظرفیت متخصصان در این حوزه استفاده کنیم. درواقع بخش حاکمیتی بخشی نیست که قابل واگذاری باشد. در این بخش ما باید مسیر مشخصی را دنبال کنیم و آینده و تبعات انجام هر کاری را در نظر بگیریم. همچنین نقاط ضعف و قدرت را مدنظر قرار داده و احساسی برخورد نکنیم و در نهایت تصمیمات غیرکارشناسی نگیریم، چون تمامی این موارد در قضاوت مردم نسبت به حاکمیت و دولت تاثیرگذار است. بنابراین باید تصمیمات درستی بگیریم تا قضاوت ها مثبت باشد و اگر چنین اتفاقی نیفتد، تبعات منفی را در پی خواهد داشت. این در حالی است که حوزه زنان مراقبت بیشتری را می طلبد، چون جامعه نسبت به زنان حساسیت بیشتری دارد. بنابراین باید این بخش کوچک دولتی بماند، چرا که از جنس واگذاری نیست، وگرنه جامعه متضرر خواهد شد

زنان آسیب دیده اجتماعی اولویت چندم مسئولان هستند؟ 

در ابتدا باید بگویم که همه زنان و دختران آسیب دیده الزاما رابطه نامشروع ندارند، منتها تصورها بر این است که زنان و دختران آسیب دیده دچار مشکلات اخلاقی هستند. این در حالی است که گروهی از زنان و دختران آسیب دیده با خشونت دست و پنجه نرم می کنند و مشکل اخلاقی ندارند. با این حال یادآوری می کنم که اصلا حوزه اجتماعی در اولویت نیست، چه برسد به زنان و دختران آسیب دیده ای که به هر دلیل دچار مشکلات اخلاقی شده اند یا شرایط سختی را درون خانواده تجربه می کنند. در واقع حوزه اجتماعی عموما در حاشیه است و تنها طی دو سال اخیر بعد از ورود مقام معظم رهبری به این حوزه تا حدودی ظاهرا به این موضوع توجه بیشتری شده است. این توجه مربوط به بخشی از آسیب های اجتماعی است که امنیت را تهدید می کنند. آن هم نه به صورت جدی. بنابراین این فکر باعث شد که توجه به آسیب های اجتماعی در کشور بیشتر شود
با وجود این، هنوز در عمل شاهد کاهش آسیب های اجتماعی و کنترل روند رشد آن نیستیم و باید صبر کنیم، چون برنامه های مطرح شده الزاما کارآمد نیستند. من اعتقاد دارم مداخله در حوزه آسیب های اجتماعی باید با توجه به تعیین کننده اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باشد، چون آسیب های اجتماعی و آسیب های حوزه زنان به صورت جزیره نیستند. از این رو تعیین کننده ها را می طلبند که بتوانند منجر به ارتقای کیفیت زندگی و توسعه شاخص های سلامت اجتماعی و نشاط شوند. باید بیشتر کار کنیم. من ناامید نیستم، ولی اینکه در کوتاه مدت بتوانیم در این راستا به نتیجه برسیم، بعید است

با توجه به نکاتی که اشاره کردید، شما ضعف را در کجا می بینید؟

ما برای اعمال مدیریت هوشمند در حوزه آسیب های اجتماعی نیاز به افرادی از این جنس داریم. بسیاری از مدیران اجتماعی ما از جنس اجتماعی نیستند، حتی اگر به ظاهر هم باشند، توانایی مدیریت اجتماعی را ندارند. مدیریت اجتماعی در ایران به حدی ضعیف است که بسیاری از اقداماتمان عبث و بیهوده هستند و به جایی نمی رسند. با این حال سازمان بهزیستی ارائه دهنده بیشترین خدمات در راستای آسیب های اجتماعی است. برای مثال خانه سلامت، مراکز بازپروری زنان آسیب دیده اجتماعی، حمایت از زنان نیازمند و دختران بد سرپرست از جمله خدمات سازمان بهزیستی است. بنابراین می توان گفت که بی شک بزرگ ترین سازمان در این عرصه این سازمان است. با این حال در مورد اسکان زنان پناهجو باید بگویم که بنده هیچ ضرورتی برای تشکیل خانه جدید احساس نمی کردم. گرچه بارها این موضوع را اعلام کردم، اما در ساختار اداری باید گزارش عملکرد داده شود که فلان کار انجام شده است. وگرنه اسکان زنان پناهجو چیز جدیدی نیست و از حدود سال ۸۰ و ۷۹ بود که اسکان موقت زنان پناهجو در سازمان بهزیستی راه اندازی شد.


 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/12/15

لایحه حمایتگری

سلامت نیوز :لایحه ای دیگر در انتظار تصویب نمایندگان مجلس شورای اسلامی. وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی می گوید دولت لایحه ای به مجلس فرستاده که اگر تصویب شود، شاخص های رفاه اجتماعی برای همه ایرانیان بالا می رود


به گزارش سلامت نیوز، شهروند نوشت: این لایحه پیش از این، در کمیسیون اجتماعی دولت تصویب شده و حالا در مرحله برنامه ریزی قرار دارد. اگر نمایندگان مجلس به این لایحه رای مثبت دهند، افراد بیشتری وارد چرخه نهادهای حمایتی می شوند، دستمزد سالانه خانواده های نیازمند بالاتر می رود، درمان و آموزش رایگان و ارزان قیمت و به گروه های نیازمند، مسکن ارایه می شود. حالا به گفته علی ربیعی که وزیر رفاه است، هفت هزار میلیارد تومان برای این لایحه پیش بینی شده تا در سال ٩٧ اجرا شود

صف انتظار طولانی تر شد؛ صف انتظار لایحه هایی که در انتظار تصویب یا بررسی اند، بعضی از آنها مثل لایحه حمایت از معلولان، تا پای تصویب در شورای نگهبان هم رسیده اما به دلیل وجود ایراداتی به مجلس بازگردانده شده است. بعضی هم سال هاست که در انتظار تصویبند؛ مثل لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان که عمر انتظارش در مجلس به بالای ٦ سال رسیده است. لایحه های امنیت اجتماعی کودکان و زنان را هم باید به آن اضافه کرد؛ لایحه ای که مدت ها در معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری مورد بررسی قرار گرفته بود و هنوز هم بلاتکلیف است. حالا لایحه مساعدت اجتماعی به لیست لایحه هایی که باید از سوی نمایندگان مورد بررسی قرار گیرد، اضافه شده. لایحه ای که پیش از این هم بارها مورد بحث قرار گرفته. صمدالله فیروزی، عضو هیات مدیره سازمان تامین اجتماعی یکی از افرادی است که پیش از این در شهریور ماه سال ٩٢، درباره این لایحه صحبت کرد

او گفته بود که لایحه مساعدت اجتماعی در صورت تصویب، به برقراری مستمری برای افراد با سابقه کمتر از ۱۰سال پرداخت حق بیمه کمک می کند. این عضو هیات مدیره سازمان تامین اجتماعی به قانون برنامه پنجم توسعه استناد کرده بود که دولت را مکلف می کرد تا افرادی که مدتی حق بیمه پرداخت کرده اند و پس از آن بیمه پردازی شان قطع شده را تحت پوشش قرار دهد. براساس اعلام فیروزی، آن زمان لایحه مساعدت اجتماعی به عنوان یک صندوق بیمه ای جدید تعریف شده بود، اما حالا وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی که در مراسم افتتاح مرکز نگهداری از معلولان ذهنی در بندرعباس صحبت می کرد، جزییات دیگری از این لایحه را اعلام کرد: «سیاست ما این است که در راستای این لایحه، افراد را به نوعی توانمند کنیم که خود اداره زندگی را داشته باشند.» ربیعی در همین ارتباط از خیران و نیکوکاران خواست تا برای اجرای این لایحه آنها را همراهی کنند

توضیح های ربیعی تنها به این موضوع محدود نشد؛ او درباره اعتبارات این لایحه هم گفت: «از مجموع ٧ هزار میلیارد اعتبار پیش بینی شده برای اجرای این لایحه، ٤ هزار میلیارد تومان آن به افرادی تعلق می گیرد که هم اکنون از نهادهای حمایتی، خدمات دریافت می کنند و ٣ هزار میلیارد تومان هم برای افراد جدیدی که در سال آینده وارد این چرخه می شوند در نظر گرفته شده است. همچنین ترتیبی داده شده که خانوارهای چهار تا پنج نفره هم بتوانند بیش از ٨٠ درصد حداقل دستمزد سالیانه را دریافت کنند.» براساس اعلام بالاترین مقام وزارت رفاه، درمان رایگان و ارزان قیمت، آموزش رایگان و ارایه مسکن از دیگر برنامه هایی است که در لایحه مساعدت اجتماعی در اولویت های دولت قرار گرفته است و این توضیح را اضافه کرد: «هم اکنون در برخی از استان های کشور بین ۱۰ تا ۱۵ درصد و برخی از شهرستان ها ۲۰ درصد افراد، تحت پوشش نهادهای حمایتی قرار دارند که عدد بالایی است و سعی داریم با برنامه ریزی های انجام شده بتوانیم این رقم را کاهش دهیم.» به گفته او، افرادی که می توانند توانمند شوند در این لایحه قرار می گیرند و بعد از آموزش های فنی و حرفه ای و آموختن مهارت، دارای شغل شده و از چرخه حمایتی دولت خارج می شوند

«
هر ایرانی باید به یک خیّر و مددکار تبدیل شود.» این هم موضوع دیگری بود که از سوی وزیر رفاه مورد اشاره قرار گرفت. او در توضیح بیشتر گفت: «رسالت و سیاست ما این است که فرهنگ نیک و نیک خواهی را در جامعه گسترش دهیم و مردم در خیر جمعی مشارکت کنند، چرا که کشور بیش از هر چیز نیاز به غمخوار و افراد خیرخواه و نیکوکار دارد تا بتواند آن طور که باید به مردم به ویژه افراد معلول و نیازمند خدمت رسانی کند. اگر نگاه کنیم، می بینیم که هزینه های رفاهی یک نفر در شهرهای بزرگ نسبت به روستاها قابل قیاس نیست و گاهی دو میلیون به صفر است که این نابرابری ها و ناعدالتی باید جبران شود و به حداقل برسد.» به گفته او، مددکاری یک شغل در بهزیستی نیست، بلکه مفهوم این است که هر ایرانی به انجام کارهای خیرخواهانه بپردازد
هر سال بیش از ٣٠ هزار نفر از چرخه حمایتی بهزیستی خارج می شوند که در بیرون از این سازمان، پشتیبانی ندارند، حالا همین افراد، یکی از گروه های هدف این لایحه اند: «مراقبت از این افراد باید تا پایان عمر دنبال و برای آنها شغل و سرپناه و زندگی شرافتمندانه ای ایجاد شود.» 

لایحه مساعدت اجتماعی؛ راهی برای کم کردن چسبندگی مردم به نهادهای حمایتی 


حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران | نکته مهمی که درباره لایحه جدید مساعدت اجتماعی به نظر می رسد این است که نظام حمایتی در ایران مبتنی بر توانمندسازی نیست و به همین دلیل نیاز جدی برای اصلاح آن وجود دارد. یعنی اگر کسی به طور مستمر وارد چرخه حمایت در بهزیستی و کمیته امداد شد، دیگر چسبندگی اش زیاد است. پیش از این در برنامه پنجم توسعه آمده بود که ٩٠ درصد کسانی که تحت پوشش نهادهای حمایتی اند باید توانمند و از چرخه حمایتی جدا شوند اما این اتفاق نیفتاد. موضوع مهم دراین باره این است که در نظام حمایتی ما، حمایت ها متناسب با شرایط و نیاز افرد ارایه نمی شود؛ بعضی وقت ها این میزان حمایت ها بیشتر از نیاز بعضی افراد است و بعضی وقت ها کمتر

حال آنچه دولت و تدوین کنندگان این لایحه به دنبالش هستند این است که این چسبندگی کمتر شود؛ نظام حمایتی ایران عمدتا مبتنی بر دولت است و این دولت است که باید مستمری را پرداخت کند و هر سال به بار مالی دولت برای تامین این بخش اضافه می شود. آنچه نیاز ما در جامعه است این است که باید از سمت حمایت اجتماعی به سمت بیمه اجتماعی تغییر مسیر دهیم؛ یعنی به مرور به سمت نظام بیمه ای بروند که وابستگی مطلق به منابع مالی دولتی و بودجه عمومی نداشته باشند. موضوع دیگر تفاوت میان میزان پرداخت و حمایت افراد متناسب با وسعشان است. درکشورهای سوئد، آلمان و... آزمون وسع وجود دارد؛ یعنی این که افراد نیازمند چقدر ظرفیت و نیاز دارند و تفاوت بین این دو را در نظر می گیرند و در نظام حمایتی که دارند آن را لحاظ می کنند اما در ایران این موضوع برعکس است؛ ما می دانیم که درحال حاضر همه معلولان لزوما نیاز به مستمری ندارند و در مقابل خانواده هایی وجود دارند که چندمعلولی اند یا شرایط خانوادگی خوبی یا امکان اشتغال ندارند؛ این افراد باید مستمری شان تفاوت داشته باشد و نظام مساعدت هم باید به گونه ای باشد که پاسخگوی نیاز این افراد باشد اما مثلا الان به خانواده ٥ نفره ای که معلول دارد، ١٠٠ هزار تومان مستمری می دهیم و این با حداقل حقوق کارکنان دولت فاصله معنی داری دارد

برمی گردیم به لایحه مساعدت اجتماعی که اخیرا در کمیسیون اجتماعی و هیات دولت نهایی شده است؛ این یک موضوع غیرقابل انکار است که این لایحه بار مالی زیادی برای دولت دارد یعنی این ٧ هزار میلیارد تومانی که وزیر کار اعلام کرده برای یک سال است و شاید نیاز باشد این لایحه فاز به فاز اجرا شود. به هرحال برای خروج از این سیستم چسبنده باید منابعش درست تامین شود و در این صورت می تواند گامی باشد برای این که در آینده چسبندگی مالی به نظام مالی مستمری دولت کمتر شود؛ گرچه حال و روز بیمه ها هم خوب نیست ولی اگر این لایحه تبدیل به قانون شود چون خود دولت پیشنهاددهنده آن است، منابع مالی اش هم تامین می شود و مجلس و شورای نگهبان به آن ایراد نمی گیرند چون درنهایت بودجه کشور با دولت است. موضوع مهم این است که چاره ای نداریم این مسیر را طی کنیم وگرنه شاهد افزایش پشت نوبتی های بهزیستی و بزرگ شدن سازمان های حمایتی، بیش از پیش خواهیم بود و این اتفاق خوبی نیست

وزیر کار دیروز درباره لزوم کمک مردم به مردم سخن گفته است؛ این یک واقعیت است که دراین باره باید واقعیت های جامعه امروز را درنظر گرفت

ما باید فرهنگ تفکر مسئولیت اجتماعی را ترویج کنیم یعنی همه به فکر کمک به هم باشند و البته نه این که همه مددکار اجتماعی باشند چراکه مددکاری اجتماعی یک تخصص است. برای رسیدن به این موضوع کافی است به گذشته نگاه کنیم؛ در گذشته و به ویژه در روستاها فقیری اگر بود مردم به او کمک می کردند، من یادم است نخستین گونی خرمن برنج را می دادند به خانواده نیازمند. حالا هم باید کاری کرد که مردم به فکر دیگران و همنوع خودشان باشند، همان طور که در گذشته این بحث را داشتیم. مگر دینمان نمی گوید اگر همسایه مان گرسنه بخوابد، درست نیست؟ از طرف دیگر ما در اسلام بحث تکاپوی اجتماعی را داریم؛ ما موظفیم که کاری کنیم تا مردم این تکاپوی اجتماعی را داشته باشند و این مستلزم اعتماد اجتماعی است. زلزله کرمانشاه نمونه خوبی برای به بحث گذاشتن اعتماد اجتماعی مردم است؛ بعد از این زلزله دیدیم مردم خیلی اعتماد بالایی به نهادهای حمایتی دولتی ندارند و نتیجه می گیریم که این اعتماد مستلزم صداقت و شفافیت است. امروز بیش از این که مسئولیت اجتماعی در جامعه شکل بگیرد شاهد بی تفاوتی اجتماعی هستیم. در جامعه ای که مردم به دستگاه ها اعتماد نداشته باشند، طبیعتا ظرفیت غنی مردم برای مساعدت اجتماعی چندان به کار نخواهد آمد


مردم همینطوری سر کار خیر نمی آیند، آنها شفافیت، قانونمداری و... را بررسی می کنند و بعد می آیند. در گذشته پدران و مادران ما بیش از ما در این حوزه، احساس مسئولیت می کردند چون مردمداری بیشتر بود، ولی الان اخبار اختلاس ها و... مردم را بی اعتماد کرده است؛ حادثه کرمانشاه و همین اعتراضات اخیر پیام مشخصشان همین بود و البته نشات گرفته از همین موضوعات. این که مشارکت مردم باید باشد اجتناب ناپذیر است اما خیلی جاها ساختارها دولتی شده است و جذب مردم سخت است. این درحالی است که قبل از انقلاب، چسبندگی و وابستگی به دولت و حاکمیت در خانواده های نیازمند کمتر بود اما بعد از انقلاب، استراتژی که برای حمایت دولت برای این گروه انتخاب شد درست نبود و باعث وابستگی مردم به ساختار دولتی شد درحالی که همین نقش را قبلا خودشان انجام می دادند. در گذشته روابط و ساختار خانواده مردم و نقش بزرگترها، همیاری و همکاری ها، تاثیرگذار بود اما ما اینها را از دست دادیم و طبیعتا انتظار مشارکت داشتن که بتواند در عمل هم اتفاق بیفتد مبتنی بر واقعیت نیست ولی انتظار درستی است.

 منبع اصلی: روزنامه شهروند/ اسفنئد 96





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/12/15

 

مراکز «مهر خانواده» آری یا خیر!

سلامت نیوز :روی صندلی نشسته و با عروسکش بازی می کند، خارج از اتاق مردی بلند بلند فریاد می زند: «مادر نزاییده کسی بخواد پول منو بخوره... آدمت می کنم.» کودک بر خود می لرزد و در صندلی مچاله می شود


به گزارش سلامت نیوز، روزنامه آرمان نوشت: مادر پاهایش را روی پا انداخته و صفحات اینستاگرام را بالا و پایین می کند و هر از گاهی با عصبانیت نگاهی به ساعتش می اندازد. پدر سراسیمه پله ها را بالا می آید، در حالی که نفس نفس می زند در اتاق را باز کرده و می گوید: ببخشید، دیر شد. مادر با غیظ بلند می شود و با صدای نسبتا بلندی که در شلوغی قابل شنیدن باشد، می گوید: « دفعه بعدی اگه دیربیای تو کلانتری ولش می کنم، میرم.» در چشمان کودک اشک جمع شده است. باتوجه به فضای دلگیر و پراسترس کلانتری ها به نظر می رسد دیگر زمان آن رسیده که قانون مکان دیگری را برای والدین فرزندان طلاق مشخص کند تا آنها فرزندان خود را در آنجا از یکدیگر تحویل بگیرند


قانون مصوب حمایت خانواده در سال ۹۱، در تبصره ۱، ماده ۴۱ بر لزوم ایجاد امکانات مناسب برای ملاقات فرزندان طلاق با والدینشان تاکید می کند و قوه قضائیه را ملزم کرده سازوکار لازم به این منظور را فراهم کند. باتوجه به این قانون در صورتی که والدین نتوانند نسبت به تعیین زمان یا مکان ملاقات با فرزند خود به توافق برسند قاضی خود مکان مربوط به تحویل کودک را مشخص می کند و در اکثر موارد این مکان کلانتری یا مراکز شلوغ و پررفت و آمد است. اما محیط کلانتری ها برای حضور کودکان و حتی نوجوانان مناسب نیست، علاوه بر حجم بالای سر و صدا و نزاع در این محیط، کودک ممکن است شاهد صحنه های خشونت بار و نابهنجاری باشد که بر روحیه او اثر بدی می گذارند. به این دلیل صاحب نظران به فکر تعبیه محیطی برای ملاقات کودک با والدین خود افتادند تا اگر والدین کودک در ارتباط با مکان ملاقات با فرزند به تفاهم نرسیدند او را در آن مکان ملاقات کنند


این مراکز تحت عنوان مراکز «مهر خانواده» در حال حاضر در تعدادی از استان ها تاسیس شدند و بناست در سایر مراکز استان نیز آغازبه کار کنند. آنچه باید در نظر داشت محیط آرام و امن تر این مراکز نسبت به کلانتری ها است. علاوه بر این مزیت در این مراکز خدمات روانشناختی و مشاوره ای به والدین ارائه می شود، خدمات مشاوره ای که آنها را به بازگشت به یکدیگر و آغاز دوباره زندگی مشترک مجاب می کند. مراکز مهر خانواده تاکنون در استان های کرمان، هرمزگان، خراسان رضوی، قزوین، هشت شهرستان استان تهران و... تاسیس و آغازبه کار کرده اند. این مراکز در راستای تفاهمنامه همکاری بهزیستی و دادگستری با هدف ملاقات فرزندان طلاق در یک محیط امن با والدین خود راه اندازی شده اند

مراکز مهر خانواده تفاوتی با کلانتری ها ندارند 

تمام کارشناسان و صاحب نظران حوزه اجتماعی موافق ایجاد این مراکز نیستند و به اعتقاد آنها ملاقات با کودک در این مراکز تفاوت چندانی با محیط کلانتری ها ندارد زیرا حضور کودک و والدین در محیط های شلوغ و پر رفت و آمد نمی تواند آرامش واقعی را از دیدار والدین به کودک بدهد. به اعتقاد آنها بهتر است والدین نسبت به دیدار فرزند خود در محیط خانه به تفاهم برسند تا کودک بتواند به دور از هرگونه آشوب و سر و صدا در محیطی آرام بی دغدغه دمی در آغوش پدر یا مادر خود آرام بگیرد. بیاییم واقع بینانه خود را جای کودکی بگذاریم که چندین روز است پدر یا مادر خود را ملاقات نکرده و در حسرت دیدار یکی از این دو روز را شب کرده است، آیا او در محیطی غریب و ناآشنا می تواند رنج مدت ها دوری از والدین را از روح خسته خود خارج و سرمستانه آنها را نگاه یا با پدر یا مادر خود شوخی یا بازی کند؟ کلانتری، سینما، پارک، شهربازی، مراکز مهر خانواده و... هیچ یک از این اماکن محیط امن و آرام خانه نمی شود


از سوی دیگر حضور در مراکز مهر خانواده، خانواده طلاق را گاو پیشانی سفید می کند . اگر کودکان بی سرپرست یا بدسرپرست مایل نیستند دوستان و آشنایان آنها از محل زندگی این افراد در خانه های بهزیستی مطلع شوند قطعا کودک طلاق نیز مایل نیست کسی مچ او را در یکی از این مراکز و در حال ملاقات با پدر یا مادر خود بگیرد. بسیاری از خانواده ها ترجیح می دهند ماجرای طلاق خود را در همان محضر ازدواج و طلاق دفن کنند و ناچار به توضیح علل آن در مکان دیگری نباشند. باتوجه به موارد فوق الذکر در نهایت آرامش معنوی کودک در این مراکز ۱۰۰ درصد تضمین نخواهد شد و او همچنان در هنگام ملاقات با والدین خود هزاران دغدغه کوچک و بزرگ دارد. اگر این مراکز امکاناتی برای بازی کودکان با والدین خود فراهم کنند و مراکزی تربیتی- تفریحی برای کودکان باشند در این صورت می توان امیدوار بود آنها حس غریبی و دلگیری کمتری از حضور در این مراکز دریافت کنند. البته حتی در این صورت احساس راحتی کامل کودک پیش فرض بزرگی دارد و آن ایجاد تفاهم چندساعته میان والدین و شریک شدن آنها در لحظات شادی و بازی کودک است

از هیاهوی کلانتری خبری نیست 


اما موافقان ایجاد این مراکز معتقدند وجود کودکان در این مراکز سبب می شود آنها از فضای پرالتهاب و آشفته کلانتری ها دور باشند و علاوه بر این برگزاری کلاس های مشاوره برای والدین در این مراکز احتمال بازگشت دوباره آنها به زندگی مشترک را ممکن می سازد. از سوی دیگر ملاقات والدین و سپری کردن زمان ملاقات با کودک در این فضا امکان تعامل همراه با آسایش و رفاه والدین با یکدیگر را برای چند ساعت فراهم می کند و مشاهده رابطه دوستانه بین والدین برای کودک غنیمت بزرگی است، زیرا اگر کودک تنها برای چند ساعت احساس شادی ناشی از حضور پدر و مادر در کنار یکدیگر را داشته باشد و شاهد دعواها و کشمکش های همیشگی آنها در مراکز مهر خانواده نباشد، شاید خود را برای چند ساعت کودک طلاق نبیند و به آرزوی همیشگی خود، که داشتن یک خانواده شاد و آرام است، دست یابد


این احساس کودک تنها با اندکی گذشت از سوی پدر یا مادر محقق خواهد شد، گذشتی که آنها نه برای یک غریبه بلکه برای فرزند خود انجام می دهند. در حال حاضر رسیدگی، نظارت ساماندهی این مراکز با قوه قضائیه است و به نظر می رسد به دلیل آنکه همه چیز در سایه سار قانون شکل و دوام یافته خانواده ها تمایل چندانی برای حضور در این مراکز ندارند. بنابراین نیاز است سازمان بهزیستی در این مراکز به مسائلی جز بحث روانشناسی و مشاوره خانواده ورود کند تا خانواده احساس راحتی بیشتری از حضور در آنها داشته باشند

هیچ کجا خانه نمی شود

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی در گفت وگو با «آرمان» با تاکید بر آنکه با تاسیس مراکز مهر خانواده موافق نیست، می گوید: هنگام اختصاص یک مکان به یک موضوع خاص آن مکان به مرور کارکرد خود را از دست داده و کارکرد منفی پیدا می کند. حسن موسوی چلک می افزاید: هنگام تاسیس یک مکان با موضوع کودکان طلاق به دلیل وجهه نازیبای طلاق در جامعه ملاقات والدین با فرزندانشان در این مکان با هدف مشخص راهکار مناسبی نیست. او تاکید می کند: این دیدار می تواند در محیط خانواده روی دهد و والدین به گونه ای زمان خود را تنظیم کنند که هر بار کودک در خانه یکی از این دو ملاقات شود زیرا مراکز مهر خانواده هیچ گاه جای حضور کودک در محیط خانواده را برای او نمی گیرند. موسوی چلک می افزاید: اگر والدین کودک را در رستوران ببینند چه تفاوتی با مراکز مهر خانواده دارد؟ در واقع این مراکز چه کمک شاخصی به والدین و کودک می کنند؟ به اعتقاد من این مراکز هیچ گونه تفاوتی با اماکن دیگر ندارند بنابراین چرا مکان ملاقات با کودک در خانواده نباشد؟ حضور در مکان های عمومی یا مراکز مهر خانواده هیچ گاه جای حضور کودک را درون خانواده و همراه با سایر افراد خانواده یا فامیل نمی گیرد و حضور در محیط خانواده سبب می شود که پدر و مادر به هر دلیل و حتی به ناچار یکدیگر را ملاقات کنند

از سوی دیگر نباید فراموش کرد دیدار کودک با والدین در محیط عمومی برای کودک خوشایند نیست. او در پاسخ به این سوال که آیا می توان امکانات و خدماتی در این مراکز به خانواده ها ارائه شود تا آنها از حضور در این مراکز احساس لذت کنند، می گوید: اولین اتفاق پس از مراجعه این خانواده ها به مراکز مهر خانواده آن است که آنها به عنوان خانواده طلاق در جامعه شناخته خواهند شد و قطعا هیچ خانواده ای مایل نیست با این عنوان در جامعه شناخته شود. بنابراین احساس راحتی زیادی برای حضور در این مراکز نخواهند داشت و نباید در این باره به آنها خرده گرفت. به گفته موسوی چلک ملاقات کودک با والدین در محیط کلانتری بسیار بهتر از ملاقات در این مراکز است و در ارتباط با میزان استرس کودکان برای ورود به مراکز مهرخانواده می گوید: به اعتقاد من استرس ورود کودکان به مراکز مهر خانواده به نسبت حضور آنها در کلانتری ها بیشتر خواهد بود زیرا این نوع مراکز سبب می شوند آنها به عنوان کودک طلاق شناخته شوند و ما حق نداریم آنها را به عنوان کودک طلاق به جامعه بشناسانیم. او می افزاید: شاید والدین در کوتاه مدت با حضور در این مراکز موافقت کنند اما اینگونه اقدامات در ذات مددکاری اجتماعی نیست و با آن منافات دارد. بنابراین پدر و مادر به دلیل علاقه به فرزندشان خود را مجاب کنند او را در محیط خانواده تحویل داده یا بگیرند، زیرا هیچ مکانی خانه نمی شود.

منبع: روزنامه آرمان/13 اسفند 96

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/12/15


( کل صفحات : 61 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی