تبلیغات
دغدغه های یک مدد کار اجتماعی - مطالب ابر موسوی چلک
دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

می گذشـــتم صبحدم بر عرصـــــه بازار ، مست       عارضی دیـدم دوان ، بر خانه خمار مست

عارفی دســتم گرفت و خانقاه شـیخ برد               شــیخ با سجاده دیدم ، خرقه و زنار مست

سر درون باغ کردم سربه سـر بستان همه        باغ مست و زاغ مسـت و طوطی گلزار مست    

  می گذشــتند کاروانان از کنار دجـله ای       کاروان مست ، ساربان مست ، اشتران قطار ، مست

ذره ای از نور حـــق افــتاد اندر کائنات          عرش مست و فرش مست و عرصه دوار مست 

   شمس تبریزی دو بیت از جانب حق راست گفت:       عاقل از کردار مست و جاهل از گفتار مست.
 
                
مولانا  

 





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : شعر، مولانا، موسوی چلک،
لینک های مرتبط :
          
1391/07/5

 

 


سایه سنگین مافیا در پس رواج آرایش دختران

سرویس : اجتماعی - رفاهی و خانواده

 

رییس انجمن مددكاری اجتماعی ایران با اشاره به رواج استفاده از لوازم آرایش توسط زنان به ویژه دختران جوان، هشدار داد: آمارهایی كه برخی مراجع در زمینه درآمدهای قاچاق از واردات لوازم آرایش ارائه می‌كنند، نشان‌دهنده وجود یك مافیا در این حوزه است.

حسن موسوی چلك در گفت‌وگو با خبرنگار «اجتماعی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)،با برشمردن دلایل استفاده بیش از حد از لوازم آرایش، افزود: برخی برای جلب توجه اقدام به آرایش می‌كنند و این امر دلیل تشویق آنها برای استفاده از لوازم آرایش می‌شود و برخی دیگر نیز در راستای الگوبرداری غلط و تقلید آرایش می‌كنند.

وی همچنین خاطرنشان كرد: برای برخی دیگر نیز آرایش وسیله‌ای برای ابراز وجود است و بدین وسیله خلاءهای عاطفی خود را پوشش می‌دهند. البته باید توجه كرد بخشی از دلایل این امر هم متوجه سبك زندگی خانواده است، چرا كه برای برخی از افراد از دوران كودكی آرایش جزیی از زندگی است و افراد با این امر بزرگ می‌شوند.

به گفته موسوی چلك، تبلیغات بیش از اندازه رسانه‌ها به ویژه ماهواره‌ها در زمینه لوازم آرایش و تعدد و دسترسی آسان به لوازم آرایش از دیگر دلایل شیوع استفاده از لوازم آرایش در جامعه است، چرا كه در حال حاضر در گوشه و كنار خیابان‌ها، متروها، پارك‌ها و در حاشیه‌های نمایشگاه‌ها لوازم‌ آرایش در حال فروش است و در دسترس بودن و تنوع، علاقه را برای استفاده از لوازم آرایش افزایش می‌دهد.

بنابر اظهارات وی، برای برخی استفاده از لوازم آرایش لذت و جذابیت دارد و در این میان تاجران لوازم آرایش روز به روز در حال افزایش تنوع و ایجاد جذابیت برای این امر تلاش می‌كند.

رییس انجمن مددكاری اجتماعی در بخش دیگری از سخنانش، تغییر برخی از ارزش‌های جامعه را از دیگر دلایل استفاده بیش از حد از لوازم آرایش برشمرد و تاكید كرد: در گذشته آرایش به نوعی زشت بود و عنوان می‌شد كه سیرت زیبا اهمیت دارد، اما در حال حاضر فردی كه آرایش بیشتری می‌كند در میان اقشاری از پذیرش اجتماعی بالاتر برخوردار می‌شود، این پذیرش اجتماعی فرصت‌های بیشتری را برای افراد ایجاد می‌كند و در نتیجه مردم تشویق به آرایش می‌شوند.

موسوی چلك در ادامه با اشاره به برداشت اخلاقی نادرست از افرادی كه دارای آرایش‌های غلیظ و زیاد هستند، هشدار داد: این افراد ناخودآگاه این رفتار را از خود نشان می‌دهند كه دارای مشكل اخلاقی هستند و افكار عمومی با این نگاه با آنها برخورد می‌كند و بدین‌ترتیب ضمن تعرض به حقوق این افراد، گاه موجب بروز سوء برداشت‌هایی در درون خانواده نیز می‌شود.

وی در ادامه اذعان كرد: در سایر كشورها عموما افراد مسن اقدام به آرایش می‌كنند و این در حالیست كه در كشور ما عموم زنان این كار را انجام می‌دهند. ضمن اینكه برخی آقایان نیز اقدام به استفاده از لوازم آرایش و اصلاح ابروی خود می‌كنند و اینها همه به تضعیف هویت فرهنگی بازمی‌گردد.

موسوی چلك همچنین نبودن زمینه‌های لازم برای ابراز وجود را از دیگر دلایل استفاده بیش از حد از لوازم آرایش دانست.

رییس انجمن مددكاری اجتماعی در ادامه با برشمردن اهمیت سه مولفه هویت قومی، هویت ملی و هویت دینی در چارچوب هویت فرهنگی، عنوان كرد: مدیران فرهنگی به جای اینكه در راستای این مولفه‌ها آموزش دهند و ارزش‌های اجتماعی را اشاعه داده و بر داشته‌های فرهنگی متمركز شوند، نقش ممیزی را ایفاء می‌كنند و به جای اینكه راهكار ارائه دهند، منع می‌كنند و این امر یكی از دلایل اصلی استفاده بیش از اندازه از لوازم آرایش است

وی با تاكید بر لزوم متمركز شدن بر روی داشته‌های فرهنگی ایرانی اسلامی، گفت: در این میان نباید از نقش خانواده و رسانه غفلت كرد.

منبع:خبرگزاری ایسنا/ کد خبر: 91061206368/یکشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۱ - ۰۹:۴۱

.

                                                                                                                     





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها : موسوی چلک، انجمن مددکاران، لوازم آرایش،
لینک های مرتبط :
          
1391/06/14

 

                          مطالعه حکایت های آموزنده فرصت مناسبی ایجاد می کند تا کمی در مورد خودمان و رفتارهایمان نکاه واقع بینانه تری داشته باشیم.بدون شک حکایت هایی که توسط شیخ اجل حضرت سعدی شیراز  نوشته شده است، اینگونه است.گرچه کمتر با این گنجینه های ارزشمند انس داریم.

            یکی ازملوک بی انصاف پارسایی را پرسید از عبادت ها کدام فاضل تر است؟گفت تو را خواب نیم روز تا در آن یک نفس خلق را نیازاری.

ظالمی را خفته دیدم نیم روز

گفتم این فتنه است خوابش برده به

وآنکه خوابش بهتر از بیداری است

آن چنان بد زندگانی مرده به.

حکایتی کوتاه اما پر مغز.باشد که درس بگیریم.

سید حسن موسوی چلک

مددکاراجتماعی

 





نوع مطلب :
برچسب ها : موسوی چلک، حکایت، سعدی،
لینک های مرتبط :
          
1391/06/5

شهر بی‌گدا رویا نیست

ارسال شده در: ۱۳۹۱/۰۶/۰۵ 

یک روز وسط خیابان دراز به دراز افتاده است و پاچه شلوارش را بالا زده تا رهگذران، زخم چرکی‌اش را ببینند و دل‌ آنها به رحم بیاید؛ یک روز مردی خوش‌پوش است که کیف پولش را جا گذاشته و در راه مانده است.

یک روز زن بی‌سرپناهی است که اگر کمکش نکنید معلوم نیست عاقبتش چه می‌شود؛ یک روز طفلکی است با زیر چشم‌های گود افتاده که هر جا می‌روید پی‌ شما می‌‌آید و قسم تان می‌دهد یک تکه از بنجل‌هایش را بخرید تا شما، نخریده، پولی کف دستش بگذارید.

یک روز آبرومندی است شهرستانی همراه اهل و عیال که پشت در داروخانه‌ای سر کج کرده و می‌گوید از شهرستان آمده‌اند و پول دارو کم آورده‌اند و…. آنها خوب می‌دانند چطور مسخ‌تان کنند تا انگشت‌‌های‌ شما توی جیب‌ها بگردد و هر چه دارید، بیرون بیاورید.

حالا تصور کنید یک روز صبح از خانه بیرون بزنید و همه آنها ـ از خوش‌پوش‌هایشان گرفته تا خیابان‌خواب‌های ژولیده‌شان‌ـ ناگهان ناپدید شده باشند.

می‌گویید رویاست؟ اما شهر بی‌گدا، رویا نیست؛ این را سیدحسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاران ایران می‌گوید که معتقد است برای رسیدن به این هدف، باید نظام تامین اجتماعی‌مان را اصلاح کنیم و روش‌های کهنه را کنار بگذاریم.

درست است که در حال حاضر متکدی‌ها برحسب بزهی که مرتکب می‌شوند یا به سامانسراهای ویژه منتقل می‌شوند یا به زندان، اما به نظر می‌رسد این اقدامات، بازدارنده نیست شاید به این دلیل که آنها پس از دستگیری چه به سامانسرا بروند و چه به زندان، به هر حال به هدفشان که ارتزاق بدون کار مفید است، می‌رسند.

چرخه جمع‌آوری متکدیان ناقص است. آنها ضربتی نیامده‌اند که ضربتی بروند. تکدیگری، معلول عواملی در فرهنگ اجتماع و اقتصاد و … است و تا زمانی که این عوامل حل نشود نمی‌توانیم با اجرای طرح‌های ضربتی تکدیگری را از بین ببریم. متاسفانه در کشور ما، بیشتر متکدیان، واقعا نیازمند هستند و گروهی از آنها در انتخاب میان بد و بدتر، تکدیگری را برگزیده‌اند.فکر می‌کنید با اجرای این نوع طرح‌ها چه اتفاقی می‌افتد ؟ فقط شکل تکدیگری تغییر می‌کند.

ما خیابان‌ها را برای آنها ناامن می‌کنیم و آنها روش‌های جدیدی برای تکدیگری ابداع می‌کنند؛ مثلا سر و وضع‌شان را محترمانه می‌کنند تا کسی نتواند به بهانه ظاهرشان دستگیرشان کند؛ در خانه‌ها را می‌زنند تا دیگر خودروهای جمع‌آوری متکدیان به خاطر خیابان خوابی جمع‌شان نکنند؛ برای تکدیگری‌شان هزار و یک دلیل می‌تراشند تا مردم باور کنند که گدا نیستند، بلکه آدم‌هایی آبرومند هستند که در شرایطی پیش‌بینی نشده گیر افتاده‌اند.

حتی مدتی است گدایی اینترنتی هم مد شده است یعنی کسی در اینترنت مشکل مالی‌اش را مطرح می‌کند و با تحریک احساسات مردم از آنها پول می‌خواهد.

منظورم این است که برخورد با متکدیان فقط کار شهرداری نیست. براساس قانون، سازمان‌های زیادی برای ساماندهی متکدیان مسئول هستند اما آنها وظایف‌شان را در قبال متکدیان انجام نمی‌دهند.

شرایط اجتماعی و اقتصادی نامساعدی را که باعث روی آوردن برخی افراد به تکدیگری می‌شود درک می‌کنم اما منظورتان را از عوامل فرهنگی دخیل در این زمینه متوجه نمی‌شوم.

شما هم شنیده‌اید که تبریز شهر بی‌گداست؟ دلیلش این است که مردم یاد گرفته‌اند به هیچ متکدی در خیابان کمک نکنند چون بازاری‌های مذهبی تبریز، موسسه‌ای برای کمک به مستمندان دایر کرده‌اند و نیازمندان به جای گدایی به این مرکز مراجعه می‌کنند و مردم هم کمک‌هایشان را به آنها می‌دهند.

از این بحث می‌خواهم به نتیجه برسم که متکدی‌ها به خیابان‌ها بازمی‌گردند چون می‌دانند که بالاخره مردم به آنها کمک می‌کنند.

همه کشورها نیازمندانی دارند، اما در برخی از آنها مانند سوئد متکدی در خیابان‌ها دیده نمی‌شود آیا حضور متکدیان در سطح شهر، نشانه ضعف نهادهای حمایتی در شناسایی و ارائه خدمات به اقشار نیازمند است؟

متاسفانه سیستم شناسایی نیازمندان، در مجموعه‌های دولتی کشورمان، غیرفعال است یعنی ما صبر می‌کنیم به ما مراجعه کنند تا به آنها خدمات ارائه بدهیم.

از سوی دیگر در دین‌ما بحث تکافل اجتماعی را داریم که یعنی هر فرد نسبت به دیگری مسئول است. بنابراین، بار کمک به نیازمندان فقط روی دوش دولت نیست. مردم هم وظایفی دارند اما هم‌اکنون سازمان‌های مردم‌نهاد علاقه‌ای به ساماندهی متکدیان ندارند.

نظام پرداخت حمایتی‌مان هم اشکال دارد. برای مثال ما خانواده‌ای نیازمند را تحت پوشش نهادی حمایتی قرار می‌دهیم و می‌خواهیم به او مستمری مثلا ۴۰ هزار تومانی در ماه بدهیم در حالی که اگر همه اعضای آن خانواده با هم گدایی کنند خیلی بیشتر از این عایدشان می‌شود، یعنی اگر هر یک از اعضای یک خانواده شش نفری، روزی ده هزار تومان در بیاورند آن خانواده در ماه، یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان درآمد دارد و در این صورت آیا او به مستمری ماهانه ۴۰ هزار تومانی نهادی حمایتی راضی می‌شود؟

خود شما در کتاب مددکاری اجتماعی نوشته‌اید که وقتی قانون فقرای الیزابت در دهه ۵۰ در انگلستان اجرا شد و به نیازمندان مستمری کلانی داده و درآمد متکدی‌ها از شاغلان بیشتر شد و به همین دلیل مردم عادی هم به سمت تکدیگری روی آوردند. پس چرا حالا معتقد هستید که باید به متکدی‌ها آنقدر مستمری داد که قانع شوند؟

قبول دارم که سیستم حمایت از متکدی‌ها نباید تشویقی باشد. هدف چرخه حمایت، وابسته کردن متکدی نیست بلکه باید او را برای زندگی مستقل، توانمند کند. البته در این میان کسانی هم وجود دارند که نیازمند حمایت طولانی هستند بیماران روانی، سالمندان و کودکان بی‌سرپرست از این دسته هستند.

در صحبت‌هایتان اشاره کردید که سازمان‌های مردم نهاد در حوزه ساماندهی متکدیان فعال نیستند. دلیلش چیست؟

ساماندهی متکدیان، کار پردردسری است. درآمدی هم ندارد. به همین دلیل هم بخش غیردولتی رغبتی به فعالیت در این عرصه ندارد، مگر این که دولت هزینه‌اش را تامین کند.

شما می‌گویید اغلب متکدی‌ها فقیر هستند، اما گزارش‌های پلیس نشان می‌دهد گروهی از آنها فقیر نیستند بلکه در قالب باندهای بزرگ تبهکار فعالیت می‌کنند.

اکثر متکدی‌ها نیازمند هستند و به نظر من حتی وقتی کسی وارد یک باند سازمان‌یافته تکدیگری می‌شود، هم در وهله اول از سر نیاز مالی است. البته قبول دارم که گروهی هم این کار را به عنوان شغل پذیرفته‌اند و در برخی مناطق کشور نیز تکدیگری به یک عرف اجتماعی تبدیل شده است و دیگر قبحی ندارد.

در ابتدای بحث‌مان تاکید کردید که مردم نباید به متکدی که در خیابان راهشان را سد کرده است کمک کنند، اما خودتان اذعان دارید که سازمان‌های مردم نهاد در این عرصه غیرفعال هستند و سازمان‌های دولتی هم پذیرش جدید ندارند چون بودجه کافی در اختیارشان نیست. پس اگر کسی واقعا نیازمند باشد باید چه کند؟

همچنان معتقدم مردم نباید به متکدی در خیابان کمک کنند. چون نمی‌توانند از نیازمند بودنش مطمئن باشند. متکدی باید به سیستم حمایتی ارجاع داده شود البته قبول دارم که هنوز سیستم حمایتی ما قوی نیست، اما باید کاری کنیم که سازمان‌های مردم نهاد نیز در این زمینه فعال شوند و خودشان حتی پیش از آن که نیازمندی ناچار به تکدیگری شود، شناسایی‌اش کنند و ضمن حفظ عزت نفسش، مشکل او را حل کنند.

جام جم آنلاین: مریم یوشی زاده – گروه جامعه/4/6/91

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها : موسوی چلک، مددکار اجتماعی، تکدی، آسیب اجتماعی،
لینک های مرتبط :
          
1391/06/5





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی